﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:07.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:18.910 --> 00:00:24.070
‫صبح‌بخیر. روت حساب می‌کنیم.

00:00:26.190 --> 00:00:28.920
‫اون تو این کار کمک‌مون می‌کنه.

00:00:28.920 --> 00:00:31.670
‫مارتین لیبرت از تجارت‌خانه‌ی رمریو هستم.

00:00:32.430 --> 00:00:35.020
‫نورا آرندت هستم.

00:00:35.020 --> 00:00:37.470
‫خب پس، بیاید زودتر راه بیفتیم.

00:00:37.470 --> 00:00:38.300
‫بله.

00:00:42.260 --> 00:00:45.100
‫پس، لطفاً دنبالم بیاید.

00:00:49.090 --> 00:00:51.010
‫یعنی اوضاع خوب پیش می‌ره؟

00:00:54.510 --> 00:00:59.950
‫اگر نره، فقط روزهای تاریک در انتظارمونه.

00:01:06.420 --> 00:01:17.100
ادویه و گرگ

00:02:36.370 --> 00:02:38.850
‫امروز رو بیاید همین اطراف مستقر بشیم.

00:02:37.170 --> 00:02:42.180
قسمت یازدهم
بیشه‌زار گرگ‌ها و باران سرد

00:02:39.510 --> 00:02:44.050
‫انقدر بی‌خیال چی داری می‌گی؟!
‫خورشید هنوز غروب نکرده!

00:02:44.050 --> 00:02:45.180
‫عـ-عام...

00:02:45.180 --> 00:02:47.490
‫ما باید تا جایی که می‌تونیم عجله کنیم!

00:02:50.430 --> 00:02:53.440
‫پس، شما می‌تونید تنهایی ادامه بدید.

00:02:53.720 --> 00:02:56.690
‫گرگ‌های گرسنه انتظارتونو می‌کشن.

00:02:57.850 --> 00:03:03.330
‫چوپان‌ها باید زودتر استراحت کنن تا از گوسفندان در برابر
‫حملات شبانه محافظت کنن.

00:03:03.830 --> 00:03:08.330
‫امنیت گوسفندان برای این نقشه یک اولویته.

00:03:08.330 --> 00:03:12.420
‫برای همین پیروی از حرف خانم نورا به صلاح ماست.

00:03:14.610 --> 00:03:15.920
‫معذرت می‌خوام.

00:03:16.980 --> 00:03:19.820
‫عقل من مدام بهم می‌گه سریع‌تر حرکت کنیم.

00:03:19.820 --> 00:03:22.430
‫البته، مسئولیت تمام تجارت‌خانه روی شانه‌های شماست.

00:03:22.430 --> 00:03:24.900
‫فردا وارد بیشه‌زار خطرناک می‌شیم.

00:03:24.900 --> 00:03:27.010
‫امشب باید خوب استراحت کنیم.

00:03:32.330 --> 00:03:35.400
‫انگار هرچیزی ممکنه اون وسط جلومون سبز بشه.

00:03:35.400 --> 00:03:37.900
‫خواهش می‌کنم اگر هم گرگی پیداش شد وحشت نکنید.

00:03:37.900 --> 00:03:40.650
‫من حتماً شما رو به شهر می‌رسونم.

00:03:40.650 --> 00:03:42.140
‫روت حساب می‌کنیم.

00:03:46.330 --> 00:03:48.990
‫باشد که بخشش خداوند شامل حال‌مان شود.

00:03:58.020 --> 00:04:01.610
‫به‌نظرت شرایط با گرگ‌ها خوب پیش می‌ره؟

00:04:01.610 --> 00:04:03.760
‫نه. همین الانشم محاصره شدیم.

00:04:03.760 --> 00:04:04.590
‫ها؟!

00:04:04.590 --> 00:04:08.850
‫حتی اگه همچین چیزی پیش بیاد من امنیت تو رو تضمین می‌کنم.

00:04:10.310 --> 00:04:13.370
‫هرچند، نمی‌تونم درمورد بقیه قولی بدم.

00:04:13.370 --> 00:04:15.980
‫همه باید از این قضیه سالم برن بیرون...

00:04:16.730 --> 00:04:19.070
‫من واقعاً عاقبتش رو نمی‌دونم.

00:04:19.370 --> 00:04:21.480
‫الان، بیشه‌زار در امتداد با ما قرار داره.

00:04:21.480 --> 00:04:22.700
‫اگر گرگی وجود داشته باشه،

00:04:22.700 --> 00:04:26.570
‫اونا متوجه گوسفند‌ها شدن و همینطور که ما داریم صحبت می‌کنیم
‫دارن دندون تیز می‌کنن...

00:04:32.620 --> 00:04:34.560
‫چه سگ باهوشی.

00:04:34.560 --> 00:04:37.460
‫اون سگ قبلاً متوجه شده که من چی هستم.

00:04:37.460 --> 00:04:38.630
‫واقعاً؟

00:04:38.630 --> 00:04:42.420
‫از لحظه‌ای که همدیگه رو دیدیم منو تحت نظر داشته.

00:04:42.810 --> 00:04:44.630
‫چشم‌هاش به‌وضوح منظورش رو می‌رسونن.

00:04:44.630 --> 00:04:49.140
‫«اگه دست روی گوسفندها بلند کنی، گلوت رو پاره می‌کنم.»

00:04:49.420 --> 00:04:53.690
‫ولی خب، من هولو گرگ خردمندم.

00:04:53.690 --> 00:04:56.510
‫به تهدیدهای یه سگ ساده جواب نمی‌دم.

00:04:56.870 --> 00:04:59.170
‫فکر می‌کنی نورا متوجهش شده؟

00:05:00.070 --> 00:05:04.160
‫اگر این عملیات قاچاق شکست بخوره، نورا کسی‌ـه که بیشتر از همه
‫تو خطر میفته.

00:05:04.160 --> 00:05:07.400
‫ما تا زمانی که دهن‌مون رو بسته نگه داریم شانس فرار داریم.

00:05:07.400 --> 00:05:10.120
‫ولی، نورا هیچ راه در رویی نداره.

00:05:10.520 --> 00:05:13.930
‫واقعاً خیلی نسبت به اون دختر مهربونی.

00:05:13.930 --> 00:05:17.330
‫قبلاً بهت گفتم اگه گیر بیفتیم چه مجازاتی منتظره.

00:05:19.360 --> 00:05:21.710
‫فکر نمی‌کنم اون بتونه همچین چیزی رو تحمل کنه.

00:05:22.050 --> 00:05:25.880
‫پس فقط ازش محافظت کن تا همچین اتفاقی نیفته.

00:05:42.740 --> 00:05:48.650
‫به گفته‌ خانم نورا، اگر وقتی آفتاب می‌زنه حرکت کنیم تا بعد‌ از ظهر به لامترا می‌رسیم.

00:05:48.650 --> 00:05:51.740
‫در این صورت، کار من بعد از اون شروع می‌شه.

00:05:52.080 --> 00:05:55.860
‫من خوب استراحت می‌کنم که مرتکب هیچ اشتباهی در مذاکرات نشم.

00:05:56.750 --> 00:05:58.010
‫خوب بخوابید.

00:05:59.330 --> 00:06:00.080
‫عه.

00:06:26.530 --> 00:06:27.820
‫لطفاً بیدار شید!

00:06:29.320 --> 00:06:30.400
‫چه خبره؟!
‫عقب وایسید!

00:07:14.530 --> 00:07:16.540
‫دور شدن؟

00:07:16.540 --> 00:07:20.500
‫مطمئن نیستم، ولی فاصله گرفتن.

00:07:20.500 --> 00:07:23.040
‫گرگ‌های اینجا همیشه همینطورن.

00:07:23.040 --> 00:07:27.050
‫به‌ندرت می‌شنوم که زوزه بکشن، و کم پیش میاد اثری از حمله نشون بدن.

00:07:27.050 --> 00:07:30.000
‫تمام مدت فقط نگاه‌مون می‌کنن.

00:07:30.000 --> 00:07:33.140
‫خیلی عجیبه که زوزه نمی‌کشن.

00:07:34.430 --> 00:07:37.630
‫ممکنه چیزی به‌جز گرگ اینجا باشه.

00:07:37.630 --> 00:07:42.100
‫مثلاً، هیولاهایی که از اجساد مسافران به‌وجود میان.

00:07:45.650 --> 00:07:47.420
‫هولو، این حرفا کافیه...

00:07:47.420 --> 00:07:48.980
‫نیمه جدی بودم.

00:07:48.980 --> 00:07:49.690
‫ها؟

00:08:10.380 --> 00:08:12.130
‫خب، نوبت منه.

00:08:15.420 --> 00:08:17.340
‫امیدوارم اوضاع خوب پیش بره.

00:08:17.340 --> 00:08:18.310
‫منم همینطور.

00:08:24.630 --> 00:08:28.150
‫مـ-می‌گم! خانم هولو...

00:08:28.420 --> 00:08:30.780
‫گرگ‌ها رو می‌شناسید؟

00:08:31.840 --> 00:08:32.800
‫همم؟
‫نه! عام...

00:08:34.030 --> 00:08:38.910
‫شما دیشب متوجه زیادی ساکت بودن گرگ‌ها شدین...

00:08:40.130 --> 00:08:41.820
‫اتفاقی بود.

00:08:41.820 --> 00:08:43.910
‫واقعاً؟

00:08:45.390 --> 00:08:49.920
‫در اصل، مردهایی که همراه‌مون هستن زیادی غیر قابل‌اعتمادن.

00:08:51.210 --> 00:08:52.920
‫موافق نیستی؟

00:08:52.920 --> 00:08:55.860
‫ها؟ عا، نه خب.

00:08:55.860 --> 00:08:58.700
‫پس یعنی، اون به‌نظرت قابل‌اعتماد میاد؟

00:08:58.700 --> 00:09:00.600
‫خـ-خب...

00:09:02.790 --> 00:09:05.180
‫تو خودت نگه ندار. حرف بزن.

00:09:12.530 --> 00:09:15.820
‫انگار قضاوت راجع‌به شخصیتت خوبه.

00:09:19.530 --> 00:09:24.460
‫اول از همه، من دارم به‌تنهایی با یک مرد سفر می‌کنم.

00:09:24.460 --> 00:09:28.980
‫حتی پرسیدنش هم عجیبه که با گرگ‌ها آشنایی دارم یا نه.

00:09:28.980 --> 00:09:30.650
‫منظورتون چیه؟

00:09:31.550 --> 00:09:34.980
‫هر شب یه گرگ ظاهر می‌شه.

00:09:34.980 --> 00:09:38.550
‫هرچی نباشه، همچین خرگوش خوشگلی درست نشسته جلوش.

00:09:38.550 --> 00:09:43.930
‫چطور ممکنه خرگوشی که هرشب توسط یه گرگ شکار می‌شه
‫درمورد گرگ‌ها ندونه؟

00:09:44.610 --> 00:09:47.560
‫عـ-عا، منظورتون...

00:09:49.710 --> 00:09:53.190
‫البته، تو موقعیت ما اون بیشتر شبیه خرگوشه.

00:09:53.450 --> 00:09:56.620
‫اگه من ازش مراقبت نکنم از تنهایی دق می‌کنه.

00:10:00.200 --> 00:10:07.660
‫به‌خاطر همین اینکه دیشب اونقدر زود متوجه گرگ‌ها شدم «اتفاقی» بود.

00:10:07.660 --> 00:10:12.200
‫من فکر کردم ممکنه شما یه چوپان باشید خانم هولو.

00:10:12.200 --> 00:10:13.750
‫عه؟ اون‌وقت چرا؟

00:10:14.020 --> 00:10:18.180
‫انگار اِنک نسبت به شما خیلی حواس‌جمعه.

00:10:19.380 --> 00:10:23.640
‫همم، فهمیدنش آسونه. حتماً شیفته‌ی من شده.

00:10:23.950 --> 00:10:24.620
‫ها؟

00:10:25.240 --> 00:10:28.480
‫عا...منظورتون اِنک‌ـه؟

00:10:28.480 --> 00:10:31.960
‫به‌خاطر اینه که برای تو خیلی عزیزه.

00:10:31.960 --> 00:10:35.220
‫احتمالاً فکر می‌کنه محبتت نسبت به اون تغییر نمی‌کنه.

00:10:35.220 --> 00:10:40.340
‫برای همین حریص می‌شه و گه‌گاهی برای بقیه لوندی می‌کنه.

00:10:40.340 --> 00:10:44.280
‫بعضی‌وقت‌ها باید روی بی‌مهرت رو به مردها نشون بدی.

00:10:44.280 --> 00:10:46.700
‫اینجوری سر به راه نگه‌شون می‌داری.

00:10:46.700 --> 00:10:51.740
‫اگه دوباره بهم خیانت کنه همونطور که شما گفتید عمل می‌کنم.

00:10:51.740 --> 00:10:55.380
‫هرچند، الان می‌خوام تا جایی که می‌تونم تحسینش کنم.

00:10:55.380 --> 00:10:59.220
‫چه این کار موفق بشه، چه شکست بخوره،

00:10:59.220 --> 00:11:02.590
‫من احتمالاً از چوپانی دست می‌کشم.

00:11:05.790 --> 00:11:07.600
‫دقیقاً همونطوره که گفتم!

00:11:13.430 --> 00:11:15.070
‫حق با توـه...

00:11:29.590 --> 00:11:30.700
‫چطور پیش رفت؟

00:11:33.490 --> 00:11:34.500
‫همونطور که می‌بینید.

00:11:35.630 --> 00:11:37.140
‫فوق‌العاده‌اس!

00:11:41.060 --> 00:11:42.850
‫حالا، فقط باید این رو برگردونیم.

00:11:42.850 --> 00:11:47.100
‫بیاید زمان مناسبی پیدا کنیم که تکه‌ها رو به خوردشون بدیم
‫و از دروازه‌های شهر بگذریم.

00:11:48.330 --> 00:11:49.390
‫چشم.

00:11:49.390 --> 00:11:52.000
‫خورشید دیگه داره غروب می‌کنه.

00:11:52.000 --> 00:11:55.930
‫بهتره نزدیکای بیشه‌زار چادر بزنیم و فردا به مسیرمون ادامه بدیم.

00:11:55.930 --> 00:11:57.230
‫موافقم.

00:12:00.220 --> 00:12:02.450
‫بارون می‌خواد بباره...

00:12:21.380 --> 00:12:23.360
‫لعنتی! دارن بهمون می‌رسن!

00:12:23.360 --> 00:12:24.370
‫نه.
‫ما همین‌الانشم محاصره شدیم.

00:12:25.720 --> 00:12:26.340
‫چی؟!

00:12:28.100 --> 00:12:29.290
‫اِنک!

00:12:38.190 --> 00:12:40.320
‫تف توش! تف توش!

00:12:44.470 --> 00:12:45.410
‫اِنک!

00:13:00.380 --> 00:13:03.590
‫اون دختره همون‌طور که فکرشو می‌کردم، بسیار ماهره.

00:13:04.290 --> 00:13:08.720
‫گرگ‌ها طعمه‌شون رو محاصره می‌کنن و
‫با حیله و احتیاط شکارش می‌کنن.

00:13:09.210 --> 00:13:13.310
‫اون کاملاً از این موضوع مطلع‌ــه و
‫دستوراتشو واضح و صریح بیان می‌کنه.

00:13:13.310 --> 00:13:18.940
‫به‌علاوه، صف طولانی گرگ‌ها باعث شده
‫نتونن به‌راحتی دست به کاری بزنن.

00:13:18.940 --> 00:13:20.970
‫پس، طوری‌مون نمی‌شه؟

00:13:21.420 --> 00:13:24.690
‫نه. توی این آب‌وهوای نامساعد، فقط دیر و زود داره.

00:13:27.900 --> 00:13:28.660
‫اِنک!

00:13:37.370 --> 00:13:38.460
‫جناب لارنس!

00:13:45.690 --> 00:13:46.630
‫جلو نیا!

00:14:02.670 --> 00:14:06.140
‫حتی آدم‌ها هم می‌گن، «امان از دست این بچه‌های امروزی.»

00:14:06.140 --> 00:14:06.900
‫هـــــــه؟

00:14:07.450 --> 00:14:10.710
‫باید به اون دخترــه و پسرــه بگی بیفتن جلو.

00:14:11.230 --> 00:14:13.990
‫بعدش، تو هم باید ازم جدا بشی.

00:14:13.990 --> 00:14:15.500
‫یهو چی شد که اینو می‌گی؟

00:14:42.990 --> 00:14:44.740
‫ا ــ اون دیگه چی بود؟!

00:14:44.740 --> 00:14:48.070
‫گرگ‌های این بیشه‌زار، گرگ‌های عادی نیستن.

00:14:48.070 --> 00:14:50.660
‫هدف‌شون گوسفند‌ها نیستن.

00:14:50.660 --> 00:14:51.410
‫چی؟!

00:14:57.850 --> 00:14:59.500
‫کله‌شقی خفت‌بار.

00:14:59.500 --> 00:15:01.110
‫غرور گستاخانه.

00:15:02.150 --> 00:15:04.780
‫این‌ها دوچیزی هستن که جوون‌ها بهشون بهاء می‌دن.

00:15:05.610 --> 00:15:09.070
‫باید خودم به حساب‌شون برسم.

00:15:09.650 --> 00:15:12.760
‫ببین، تاوقتی دستور ندی کسی از جاش جم نمی‌خوره.

00:15:13.150 --> 00:15:15.220
‫تو همکار منی.

00:15:19.410 --> 00:15:21.600
‫ما اینجا اوضاع رو ردیف می‌کنیم!

00:15:23.730 --> 00:15:26.620
‫لطفاً طبق برنامه‌مون، شما جلوتر از ما پیش برین!

00:15:26.620 --> 00:15:28.020
‫نمی‌شه!

00:15:29.030 --> 00:15:30.490
‫جناب لارنس!

00:15:30.490 --> 00:15:32.360
‫بیاین بریم، خانم نورا.

00:15:32.700 --> 00:15:35.330
‫اگه گرگ‌ها شکارمون کنن، همه‌ی زحمات‌مون هدر می‌رن.

00:15:36.990 --> 00:15:39.290
‫نزدیک دیوارهای رووین‌هایگن می‌بینیمتون!

00:15:39.290 --> 00:15:41.960
‫بعدش، همه‌مون باهم پولدار می‌شیم!

00:15:42.250 --> 00:15:43.630
‫موفق باشین!

00:15:54.290 --> 00:15:56.920
‫تو هم باید ازم جدا بشی.

00:15:56.920 --> 00:15:59.520
‫اگه خیلی بهم نزدیک باشی، برام دردسر می‌شه.

00:16:00.370 --> 00:16:02.270
‫متوجهی دیگه، نه؟

00:16:03.730 --> 00:16:05.440
‫اگه شکست بخوری، نمی‌بخشمت.

00:16:08.770 --> 00:16:13.580
‫اگه مرد جذابی بودی، الان می‌بوسیدمت.

00:16:16.700 --> 00:16:17.910
‫آه، راستی.

00:16:17.910 --> 00:16:20.100
‫مراقب این باش.

00:16:20.100 --> 00:16:21.750
‫بــ ــ باشه...

00:16:26.930 --> 00:16:31.380
‫امیدوارم با زبون خوش راهشونو بکشن برن،
‫ولی خب، مطمئن نیستم چه اتفاقی میفته.

00:16:31.720 --> 00:16:34.080
‫وقتی دوباره بهشون ملحق می‌شیم،
‫اگه لخت باشم سردم می‌شه.

00:16:34.080 --> 00:16:35.750
‫این برای تو هم دردسر می‌شه نه؟

00:16:40.420 --> 00:16:41.350
‫می‌بینمت.

00:17:07.190 --> 00:17:09.960
‫گرگ‌ها دیگه تعقیب‌مون نمی‌کنن.

00:17:11.700 --> 00:17:14.050
‫مثل اینکه تونستیم از دست‌شون فرار کنیم.

00:17:14.050 --> 00:17:16.220
‫جناب لارنس و خانم هولو هنوز بهمون نرسیدن.

00:17:16.660 --> 00:17:18.090
‫بیا به راهمون ادامه بدیم.

00:17:18.090 --> 00:17:20.470
‫نباید بذاریم خون‌شون پایمال شه.

00:17:20.470 --> 00:17:22.270
‫خون‌شون؟ لطفاً از این حرف‌ها نزنین!

00:17:23.910 --> 00:17:25.230
‫عذر می‌خوام.

00:17:25.740 --> 00:17:30.860
‫ولی اگه اینجا بمونیم، تصمیم شجاعانه‌شون بی‌نتیجه می‌شه.

00:17:31.250 --> 00:17:32.580
‫خب، بیاین بریم.

00:18:09.170 --> 00:18:11.440
‫حرف دیگه‌ای برای گفتن نداری؟

00:18:17.460 --> 00:18:19.610
‫همون‌طور که فکرشو می‌کردم، خیلی بچه‌ای.

00:18:22.100 --> 00:18:26.540
‫هنوز طرز درست برخورد با بزرگ‌ترهات رو یاد نگرفتی.

00:18:35.910 --> 00:18:36.670
‫هولو...

00:18:37.490 --> 00:18:38.780
‫امیدوارم چیزیت نشده باشه.

00:18:42.740 --> 00:18:44.430
‫من خیلی ضعیفم...

00:18:47.620 --> 00:18:48.540
‫هولو!

00:18:52.820 --> 00:18:54.220
‫جناب لارنس؟

00:18:54.220 --> 00:18:56.150
‫آه. بــ ــ بله!

00:18:56.150 --> 00:18:58.100
‫خداروشکر که صحیح‌وسالمید.

00:18:58.100 --> 00:18:59.170
‫بله...

00:18:59.170 --> 00:19:03.240
‫بعد از شنیدن ماجرا از زبون آقای لیبرت
‫نتونستیم دست روی دست بذاریم.

00:19:03.690 --> 00:19:07.290
‫محض احتیاط، خارج‌از بیشه‌زار درحالت آماده‌باش بودیم.

00:19:07.700 --> 00:19:09.370
‫که اینطور.

00:19:09.370 --> 00:19:12.200
‫خب،‌ جناب لارنس. وسایل‌تون کجان؟

00:19:12.200 --> 00:19:13.130
‫هـــــــــه؟

00:19:13.130 --> 00:19:16.750
‫آه، اونجا پیش اسبمن.

00:19:16.750 --> 00:19:20.730
‫که اینطور. فعلاً بهتره یه‌جایی پناه بگیریم تا از بارون درامان بمونیم.

00:19:27.490 --> 00:19:30.890
‫ببخشید، جناب لارنس، همسفرتون کجا هستن؟

00:19:34.190 --> 00:19:35.740
‫همراهم نیست.

00:19:35.740 --> 00:19:37.370
‫شکر خدا.

00:19:37.370 --> 00:19:37.860
‫هـــــــه؟

00:19:45.130 --> 00:19:46.180
‫چیکار دارین می‌کنین؟!

00:19:46.180 --> 00:19:48.370
‫حق می‌دم درموردمون فکر بد کنین.

00:19:48.370 --> 00:19:50.570
‫تجارت‌خانه‌ی رِمریو داره بهمون نارو می‌زنه؟!

00:19:50.570 --> 00:19:52.310
‫صرفاً محض اطمینان ــه.

00:19:52.310 --> 00:19:54.240
‫ما خودمون داریم توی لبه‌ی پرتگاه تلو تلو می‌خوریم.

00:19:54.240 --> 00:19:57.270
‫باید تاجای ممکن تمام خطرات رو از بین ببریم!

00:19:58.570 --> 00:20:02.460
‫از اونجایی که یه‌زن همراهتون بود، یکم مردد بودیم.

00:20:02.460 --> 00:20:04.650
‫ولی خوش‌حالم که می‌شنوم باهاتون نیست.

00:20:04.650 --> 00:20:07.340
‫میذاریم یادگاری همسفرتون رو پیش خودتون نگه‌دارین.

00:20:08.690 --> 00:20:13.600
‫این‌طور نیست که از اینکه نمی‌تونیم بگیم
‫«به امید دیدار»، ناراحت نمی‌شیم.

00:20:15.780 --> 00:20:19.980
‫با فکرکردن به کاری که بعدش باید انجام بدیم، حالم می‌گیره.

00:20:19.980 --> 00:20:22.210
‫به‌هرحال، یه زنه...

00:20:22.210 --> 00:20:23.240
‫هی! جلو زبونتو بگیر!
‫شوخی‌تون گرفته!

00:20:25.070 --> 00:20:26.810
‫دهنتو ببند!

00:20:28.510 --> 00:20:30.430
‫نوک انگشت‌تون بهش بخوره، مادرتونو به عزاتون می‌نشونم!

00:20:35.290 --> 00:20:36.780
‫تخم سگ!

00:20:40.090 --> 00:20:44.590
‫همون‌جا بمون و غذای گرگ‌ها شو، حروم‌زاده!

00:20:47.990 --> 00:20:53.220
‫هی،‌ چطوره دخترــه رو هم همین‌طوری
‫دست‌وپاشو ببندیم و یه‌جا ولش کنیم؟

00:20:53.220 --> 00:20:55.380
‫بعدش گرگ‌ها به خدمتش می‌رسن.

00:20:55.380 --> 00:20:56.730
‫عقل‌تونو از دست دادین؟!

00:20:56.730 --> 00:21:01.840
‫اون می‌تونه بدون از دست‌دادنِ حتی یه گوسفند، از این بیشه‌زار فرار کنه.

00:21:01.840 --> 00:21:04.320
‫معلوم نیست چه‌‌جور جادوگر خدانشناسی‌ــه!

00:21:04.320 --> 00:21:09.450
‫حتی اگه دست‌وپاشو ببندیم، چشم‌هاشم ببندیم
‫و همین‌جا ولش کنیم، احتمالاً بازم جون سالم به در می‌بره.

00:21:09.450 --> 00:21:12.190
‫بعدش این مائیم که به خاک سیاه می‌شینیم.

00:21:12.690 --> 00:21:13.870
‫حق با توـــه.

00:21:14.210 --> 00:21:16.320
‫با این‌حال من دلم راضی نیست.

00:21:16.320 --> 00:21:20.910
‫اگه جون همچین دختر جوونی رو بگیرم،
‫یه‌مدت غذا از گلوم پایین نمی‌ره.

00:21:22.270 --> 00:21:25.140
‫بهتر نیست قبل‌ رفتن این مرتیکه رو خلاص کنیم؟

00:21:25.140 --> 00:21:26.250
‫خودت زحمتشو می‌کشی؟

00:21:26.250 --> 00:21:28.760
‫نه، باید تاجای ممکن کسی رو نکشیم.

00:21:29.180 --> 00:21:33.210
‫بهتره هرچه زودتر بریم. اگه نجنبیم،
‫آقای لیبرت داد و بیداد راه میندازن.

00:21:33.210 --> 00:21:34.220
‫حق با توـــه.

00:21:52.350 --> 00:21:57.810
‫ولی بازم خداروشکر که همسفرش از قبل
‫مرده بود. خیلی به کارمون اومد.

00:21:57.810 --> 00:21:59.000
‫موافقم.

00:21:59.020 --> 00:22:06.020
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:45.020 --> 00:23:50.030
قسمت دوازدهم
بهای خیانت و بهای طلا
‫قسمت بعدی:
‫«بهای خیانت و قیمت طلا»