﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:40.140 --> 00:00:47.860
ادویه و گرگ

00:01:58.460 --> 00:02:00.330
‫یه مورخ؟

00:02:00.010 --> 00:02:04.010
قسمت پانزدهم
پر پرنده و سنگ معدن اسرارآمیز

00:02:00.330 --> 00:02:02.300
‫آره، این‌ طرفا کسی هست؟

00:02:02.700 --> 00:02:05.730
‫درمورد کسایی حرف می‌زنی که با نوشتن خاطرات روزانه
‫درباره ریز و درشت وقایع شهر

00:02:05.730 --> 00:02:07.940
‫از اشراف و کلیسا پول به جیب می‌زنن؟

00:02:07.940 --> 00:02:11.110
‫خاطره نمی‌نویسن. وقایع تاریخی رو نگه می‌دارن.

00:02:11.410 --> 00:02:13.090
‫فرقش چیه؟

00:02:13.090 --> 00:02:18.240
‫اونا فقط با تمام روز نشستن و نوشتن می‌تونن پول خوبی دربیارن.
‫خیلی رو اعصابه.

00:02:18.240 --> 00:02:19.820
‫خب حالا؟ کسی رو می‌شناسی؟

00:02:19.820 --> 00:02:21.450
‫آره، یکی سراغ دارم.

00:02:21.450 --> 00:02:24.000
‫می‌گن اون مورخ یه مرتد فراری‌ـه

00:02:24.000 --> 00:02:25.830
‫که از یه صومعه‌ای انداختنش بیرون.

00:02:25.830 --> 00:02:28.080
‫فقط می‌خوام چندتا سوال بپرسم.

00:02:28.080 --> 00:02:31.170
‫می‌خوام قصه‌های قدیمی و افسانه‌های شمال رو پیدا کنم.

00:02:31.170 --> 00:02:33.980
‫دوباره یه چیز عجیب‌وغریب چشمت رو گرفته.

00:02:33.980 --> 00:02:39.060
‫خب، اگه یهویی برم در خونه‌ش غیرعادی می‌شه. واسطه‌ای نمی‌شناسی؟

00:02:40.190 --> 00:02:42.570
‫یکی از روون باشه خوبه؟

00:02:42.570 --> 00:02:43.260
‫آره.

00:02:43.260 --> 00:02:47.370
‫تاجر پیری به اسم گی باتوس تو انجمن هست.

00:02:47.370 --> 00:02:49.560
‫مرد نترسی‌ـه.

00:02:49.560 --> 00:02:53.570
‫با کسایی تجارت می‌کنه که هیچ‌کس نباید طرف‌شون بره.

00:02:53.570 --> 00:02:56.980
‫مطمئنم رابطه‌ی خوبی با مورخ داره.

00:02:56.980 --> 00:02:58.740
‫بهش معرفیت می‌کنم.

00:02:58.740 --> 00:02:59.770
‫عالی می‌شه.

00:03:00.210 --> 00:03:03.950
‫راستی، من قصد دارم به نیوهیرا برم.

00:03:03.950 --> 00:03:07.120
‫می‌خوام از بعضی از شمالی‌ها راجع‌به مسیر اونجا و وضعیتش بپرسم.

00:03:07.120 --> 00:03:10.720
‫اینکه کاری نداره. برات پرس‌وجو می‌کنم.

00:03:10.720 --> 00:03:11.790
‫یکی طلبت.

00:03:13.080 --> 00:03:16.460
‫اینکه فکر کنم واسه مدیون شدنت به من همین کافیه ترسناکه.

00:03:16.460 --> 00:03:18.600
‫پس، می‌تونم یه چیز دیگه هم ازت بخوام؟

00:03:18.600 --> 00:03:20.880
‫عه؟ دیگه چی‌ـه؟

00:03:21.140 --> 00:03:22.930
‫می‌خوام یه‌مقدار نون خوشمزه بخرم.

00:03:22.930 --> 00:03:25.930
‫چطوره منو به یکی از مشتری‌های خوبت معرفی کنی؟

00:03:38.270 --> 00:03:41.090
‫یه چیزی بوی خوبی داره...

00:03:41.530 --> 00:03:43.130
‫حالت چطوره؟

00:03:43.850 --> 00:03:45.680
‫گشنه‌امه...

00:03:45.680 --> 00:03:49.680
‫فکرشو می‌کردم. رفتم بیرون و یکم نون گندم خریدم.

00:03:56.490 --> 00:03:58.170
‫تو نمی‌خوری؟

00:03:58.170 --> 00:03:59.230
‫من خوبم.
‫قبلاً مزه‌اش رو چشیدم.

00:04:00.710 --> 00:04:02.100
‫واقعاً؟

00:04:06.310 --> 00:04:07.050
‫هی.

00:04:08.220 --> 00:04:10.270
‫الان می‌تونیم تو جشن شرکت کنیم، آره؟

00:04:11.730 --> 00:04:13.800
‫شرمنده. هنوز نه.

00:04:17.480 --> 00:04:20.230
‫حتی اگه شوخی‌ـه هم اون‌کارو نکن.

00:04:21.470 --> 00:04:24.450
‫می‌دونستم نسبت به همچین چیزهایی ضعیفی!

00:04:24.450 --> 00:04:25.460
‫یادم می‌مونه.
‫باشه حالا.

00:04:26.450 --> 00:04:31.230
‫همم، ولی چرا نمی‌تونم تنهایی برم شهر رو بگردم؟

00:04:31.230 --> 00:04:33.410
‫حتی اگه بگم نمی‌تونی هم می‌ری.

00:04:34.250 --> 00:04:36.750
‫بی‌راه نمی‌گی.

00:04:38.230 --> 00:04:39.500
‫عا، راستی.

00:04:39.900 --> 00:04:42.420
‫الان زیاد پول خرد همراهم نیست...

00:04:43.350 --> 00:04:45.050
‫از دستت در نره همه‌شو خرج کنی‌ ها.

00:04:49.280 --> 00:04:50.240
‫چی‌ شده؟

00:04:51.670 --> 00:04:52.660
‫خب...

00:04:53.890 --> 00:04:57.640
‫گمونم آخرشم تنهایی بیرون رفتن مزه نداره...

00:04:59.150 --> 00:05:01.390
‫تو چیکار می‌کنی؟

00:05:01.390 --> 00:05:02.000
‫ها؟

00:05:02.000 --> 00:05:06.330
‫اگه منو با خودت ببری، اینو بهت برمی‌گردونم.

00:05:06.330 --> 00:05:08.960
‫عا، خب...

00:05:08.960 --> 00:05:10.280
‫با کسی قرار ملاقات دارم.

00:05:10.280 --> 00:05:13.410
‫اگه پیش‌تون باشم ناجوره، عقب وایمیسم.

00:05:13.690 --> 00:05:15.790
‫اینجوری، منو با خودت می‌بری؟

00:05:17.150 --> 00:05:18.620
‫واقعاً شرمنده‌م...

00:05:19.110 --> 00:05:21.670
‫ممکنه بعد از اون بلافاصله برم یه جای دیگه.

00:05:22.150 --> 00:05:25.570
‫حتی اگه منتظرت بذارم، ممکنه تمام مدت طول بکشه.

00:05:25.570 --> 00:05:26.540
‫که اینطور.

00:05:27.360 --> 00:05:29.110
‫همه چیز باید تا فردا جفت‌وجور بشه.

00:05:29.660 --> 00:05:32.680
‫می‌تونی امروز رو تحمل کنی و تنها بمونی؟

00:05:35.110 --> 00:05:38.310
‫خب، خیلی خوب نیست که تو دست‌وپای تو باشم.

00:05:38.990 --> 00:05:41.570
‫پس، تنهایی می‌رم گشت‌وگذار.

00:05:41.930 --> 00:05:42.930
‫معذرت می‌خوام...

00:05:42.930 --> 00:05:48.030
‫عا راستی. اگر کسی رو با خوردم آوردم لطفاً باملاحظه باش و اتاق رو ترک کن.

00:05:50.840 --> 00:05:53.130
‫حالا که همچین قیافه‌ی بامزه‌ای دیدم،

00:05:53.130 --> 00:05:55.700
‫بقیه روز رو می‌تونم تنهایی بگذرونم!

00:05:56.010 --> 00:05:57.120
‫از دست تو...

00:05:57.120 --> 00:06:03.300
‫خب، فعلاً، پناه بردن به آغوش تو بهترین کاره. اخم نکن...

00:06:08.300 --> 00:06:12.550
‫شهری که یک خدای گرگ مشرک رو می‌پرستید...

00:06:12.980 --> 00:06:18.760
‫شهر یوئیتسو توسط خرس غول‌آسایی نابود شد!

00:06:21.050 --> 00:06:22.740
‫ممکنه درست نباشه...

00:06:29.610 --> 00:06:31.950
‫عا، بلافاصله می‌شناسیش.

00:06:31.950 --> 00:06:34.780
‫اون یه مرد گنده‌اس که شبیه تابوتی می‌مونه که عمودی له شده باشه...

00:06:34.780 --> 00:06:35.840
‫جناب لارنس؟

00:06:40.380 --> 00:06:42.420
‫ممنون که جایی برای موندن واسه‌مون پیدا کردی.

00:06:43.060 --> 00:06:48.380
‫حرفشم نزنید! ممنون که اونجا کلی غذای دریایی خوردید.

00:06:48.380 --> 00:06:51.160
‫همراه سخت‌پسندم از غذای اونجا خیلی تعریف کرد.

00:06:51.160 --> 00:06:53.090
‫می‌گه سلیقه‌ی خوبی تو ماهی داری.

00:06:53.090 --> 00:06:55.620
‫از شنیدنش خوشحالم!

00:06:55.620 --> 00:06:58.730
‫بازم دنبال چیزهایی که خوششون بیاد می‌گردم.

00:07:02.020 --> 00:07:05.860
‫راستی، جناب لارنس، بعد از اینجا کاری دارید؟

00:07:06.190 --> 00:07:10.300
‫باید جناب باتوس رو ببینم و یه چیزهایی ازشون بپرسم.

00:07:10.300 --> 00:07:12.030
‫که اینطور...

00:07:12.030 --> 00:07:13.280
‫موضوع چیه؟

00:07:13.280 --> 00:07:18.450
‫راستش، می‌خواستم اطراف شهر رو نشون‌تون بدم.

00:07:18.450 --> 00:07:19.560
‫نشونم بدی؟

00:07:19.560 --> 00:07:23.660
‫بله، مشیت الهی باید ما رو بهم نزدیک کرده باشه.

00:07:23.660 --> 00:07:28.630
‫فکر کردم اگر با تاجر دوره‌گردی مثل شما صحبت کنم می‌تونم
‫دیدگاهم رو گسترش بدم...

00:07:29.970 --> 00:07:31.840
‫حالا که فکرش رو می‌کنم، همراهم هولو هم

00:07:31.840 --> 00:07:34.800
‫امروز صبح ازم می‌خواست شهر رو باهاش بگردم.

00:07:34.800 --> 00:07:38.590
‫اگر مشکلی نداشته باشید، خوشحال می‌شم حداقل به خانم هولو
‫اطراف رو نشون بدم!

00:07:38.590 --> 00:07:40.540
‫نه، نمی‌خوام بهت زحمت بدم...

00:07:40.540 --> 00:07:43.810
‫راستش، من قبلاً کارم رو برای امروز تموم کردم و وقتم آزاده.

00:07:44.100 --> 00:07:47.020
‫اگه تنها ول بچرخم،تمام سودم خرج ساکه می‌شه.

00:07:47.020 --> 00:07:48.820
‫لطفاً اجازه بدید اطراف رو بهشون نشون بدم!

00:07:49.180 --> 00:07:50.440
‫واقعاً؟

00:07:50.440 --> 00:07:55.280
‫ولی، اون از اون‌هایی نیست که فقط چون من ازش می‌خوام
‫بی‌سر و صدا تو مهمان‌سرا بمونه.

00:07:55.280 --> 00:07:56.810
‫ممکنه همین الانش هم رفته باشه بیرون...

00:07:57.530 --> 00:08:00.920
‫قصد داشتم درمورد بعضی از خرید‌ها از مهمان‌سرا پرس‌وجو کنم،

00:08:00.920 --> 00:08:03.660
‫پس اگه اونجا باشن می‌تونم سر بزنم و دعوت‌شون کنم!

00:08:03.660 --> 00:08:04.720
‫خیلی ممنونم.
‫نفرمایید!

00:08:06.200 --> 00:08:09.040
‫دفعه بعد لطفاً بذارید شما رو بگردونم جناب لارنس.

00:08:11.620 --> 00:08:13.670
‫شما آقای کرفت لارنس هستین؟

00:08:14.550 --> 00:08:15.790
‫شما...
‫من گی باتوس هستم.

00:08:19.740 --> 00:08:25.530
‫شنیدم دنبال یک مورخ هستید که درباره قصه‌های قدیمی شمال سوال کنید.

00:08:25.530 --> 00:08:27.230
‫بله، درسته.

00:08:27.230 --> 00:08:32.990
‫پس، آدم عجیبی هستین. دنبال یه‌جور ایده برای کسب درآمد می‌گردید؟

00:08:32.990 --> 00:08:35.790
‫نه، دلیلش این نیست.

00:08:35.790 --> 00:08:37.620
‫شاید بشه بهش گفت هوس؟

00:08:37.620 --> 00:08:39.050
‫که اینطور.

00:08:39.050 --> 00:08:41.880
‫برای آدمی به این جوونی سرگرمی جالبی‌ـه.

00:08:42.860 --> 00:08:47.000
‫من اخیراً به قصه‌های قدیمی علاقه‌مند شدم.

00:08:47.300 --> 00:08:51.970
‫بعد از اینکه چندین دهه در همین حوزه کار کردم، ناگهان چیزی فهمیدم.

00:08:51.970 --> 00:08:55.720
‫دنیایی که من می‌شناسم درواقع خیلی کوچیکه.

00:08:55.720 --> 00:08:57.840
‫با این‌حال، حتی در اینجا،

00:08:57.840 --> 00:09:04.450
‫هیچ چیز درمورد مردمی که صد‌ها ساله در رفت و آمدن نمی‌دونم.

00:09:05.400 --> 00:09:08.690
‫برای همین بود که می‌خواستم راجع‌به دنیایی که ندیده بودم بدونم.

00:09:08.690 --> 00:09:13.110
‫حتی اگر افسانه هم باشن، می‌خوام درباره‌ی داستان‌هایی از گذشته بدونم که

00:09:13.110 --> 00:09:16.440
‫به‌دلیل بی‌ثباتی خدایان هیچ‌وقت نمی‌تونم تجربه‌اشون کنم.

00:09:17.900 --> 00:09:19.780
‫تا حدودی می‌فهمم چه احساسی دارید.

00:09:19.780 --> 00:09:24.160
‫زمانی که جوون بودم سرم گرم سود کردن بود.

00:09:24.160 --> 00:09:28.450
‫اگر یه‌لحظه برای همچین چیزهایی وقت می‌ذاشتم،

00:09:28.450 --> 00:09:31.250
‫ممکن بود زندگیم کاملاً متفاوت بشه.

00:09:31.670 --> 00:09:35.500
‫یکم به شما حسودیم می‌شه جناب لارنس، برای علاقه‌ای که در این سن کم پیدا کردید...

00:09:35.500 --> 00:09:37.340
‫فقط یه هوسه.

00:09:38.470 --> 00:09:41.010
‫عام، کسی که اینجا زندگی می‌کنه...

00:09:41.320 --> 00:09:45.520
‫بله، اینجا محل زندگی کسانی‌ـه که توسط کلیسا تعقیب می‌شن.

00:09:46.360 --> 00:09:48.150
‫یک کیمیاگر...

00:09:48.450 --> 00:09:51.870
‫بله. با اینکه اون‌ها در اینجا مجرم تلقی نمی‌شن،

00:09:51.870 --> 00:09:55.850
‫به‌محض اینکه نزدیک جاهایی مثل رووین‌هایگن بشن اعدام می‌شن.

00:09:55.850 --> 00:09:58.110
‫هرچی هم که باشه،

00:09:58.920 --> 00:10:01.760
‫مردم اینجا آدم‌های خوبی هستن.

00:10:15.030 --> 00:10:16.630
‫این بوی گوگرده؟

00:10:16.630 --> 00:10:19.860
‫در علم داروها هم دستی دارین؟

00:10:19.860 --> 00:10:22.860
‫نه، فقط یکم درموردش اطلاعات دارم.

00:10:23.790 --> 00:10:26.190
‫سلاح یک تاجر دانشه.

00:10:26.190 --> 00:10:27.310
‫لطف دارید.

00:10:28.380 --> 00:10:30.450
‫پرنده‌های زیادی هستن.

00:10:30.450 --> 00:10:33.940
‫تمام بادهای سمی بوی بدی ندارن.

00:10:33.940 --> 00:10:36.940
‫اگر پرنده‌ای بمیره ما باید خیلی محتاط باشیم.

00:10:38.860 --> 00:10:43.330
‫جناب باتوس، تجارت با کیمیاگران سود زیادی داره؟

00:10:43.330 --> 00:10:46.200
‫احساس می‌کنم کار کردن با اون‌ها خطرات زیادی داره...

00:10:46.200 --> 00:10:48.830
‫اون‌ها نه‌تنها طلا، نقره و مس زیادی می‌خرن...

00:10:48.830 --> 00:10:54.610
‫بلکه همچنین آهن، سرب، قلع، جیوه، گوگرد و فسفر رو هم خریداری می‌کنن.

00:10:54.610 --> 00:10:58.590
‫آهن و سرب؟ این محصولات عادی‌تر از چیزی که انتظار داشتم هستن.

00:11:00.520 --> 00:11:04.430
‫افراد زیادی فکر می‌کنن کیمیاگران جادو می‌کنن،

00:11:04.430 --> 00:11:07.600
‫ولی اون‌ها فرق زیادی با زرگرها ندارن.

00:11:07.600 --> 00:11:08.270
‫البته...

00:11:08.540 --> 00:11:12.430
‫بعضی‌ از اون‌ها درباره جادو تحقیق می‌کنن.

00:11:13.650 --> 00:11:18.270
‫ولی، من فقط شایعات رو شنیدم و هیج‌وقت همچین کیمیاگرانی رو ندیدم.

00:11:18.270 --> 00:11:20.280
‫کـ-که اینطور...

00:11:21.730 --> 00:11:25.820
‫نیازی به نگرانی نیست. همه اون‌ها آدم‌های خوبی هستن.

00:11:25.820 --> 00:11:27.020
‫بـ-بله...

00:11:31.240 --> 00:11:32.540
‫معذرت می‌خوام!

00:11:40.800 --> 00:11:43.050
‫عا، جناب باتوس...

00:11:43.420 --> 00:11:46.640
‫خیلی وقته ندیدمتون. به‌نظر میاد اوضاع و احوال خوب بوده.

00:11:46.640 --> 00:11:49.100
‫همچنین.

00:11:49.100 --> 00:11:52.160
‫باورم نمی‌شه سالم و سلامت کوه‌های هیورام رو گشتین.

00:11:52.160 --> 00:11:54.770
‫حتماً خدا خیلی دوست‌تون داره.

00:11:55.150 --> 00:11:57.210
‫اِواِ، چه مرد جذابی.

00:11:57.210 --> 00:12:00.650
‫ولی قیافه‌ات می‌گه فکر می‌کنی من یه جادوگرم.

00:12:00.650 --> 00:12:02.530
‫نـ-نه، اینطور نیست...

00:12:02.530 --> 00:12:05.950
‫بانو، ایشون یه تاجر دوره‌گرد هستن...

00:12:05.950 --> 00:12:07.920
‫کرفت لارنس هستم.

00:12:08.490 --> 00:12:13.210
‫آقای دایان روبنس خونه تشریف دارن؟ می‌تونم باهاشون صحبت کنم؟

00:12:14.580 --> 00:12:17.250
‫عه، بهش نگفتی آقای باتوس؟

00:12:17.250 --> 00:12:18.150
‫اوه...

00:12:18.930 --> 00:12:20.750
‫بنده دایان روبنس هستم.

00:12:20.750 --> 00:12:21.300
‫هــــــــــه؟!

00:12:21.620 --> 00:12:26.050
‫بهش می‌خوره اسم مردونه باشه، نه؟ می‌تونین دایانا صدام بزنین.

00:12:33.060 --> 00:12:36.560
‫اولاً بابت اینکه بی‌خبر مزاحم شدم، معذرت می‌خوام.

00:12:36.560 --> 00:12:39.150
‫نه، لطفاً خودتونو درگیرش نکنین...

00:12:39.480 --> 00:12:40.840
‫خانم روبنس، حقیقتش...
‫دایانا.

00:12:42.710 --> 00:12:43.490
‫عذر می‌خوام...

00:12:44.850 --> 00:12:46.240
‫خانم دایانا، حقیقتش،

00:12:46.500 --> 00:12:50.040
‫می‌خواستم راجع‌به قصه‌های قدیمی مختلفِ سرزمین‌های شمالی ازتون بپرسم...

00:12:50.040 --> 00:12:51.220
‫شمال؟
‫بله.

00:12:52.710 --> 00:12:55.460
‫حتم داشتم می‌خواین درمورد یه معامله‌ی تجاری حرف بزنین...

00:12:55.460 --> 00:12:57.180
‫لطفاً شوخی رو بذارین کنار.

00:12:57.180 --> 00:13:00.090
‫اگه اومده بود درمورد دادوستد سؤال کنه،
‫قطعاً بیرونش می‌کردین، مگه نه؟

00:13:01.590 --> 00:13:05.340
‫البته، مطمئن نیستم قصه‌هایی که می‌دونم راضی‌تون می‌کنن یا نه...

00:13:05.660 --> 00:13:10.630
‫می‌خوام قصه‌های قدیمی راجع‌به شهری به‌اسم یوئیتسو رو بشنوم.

00:13:11.050 --> 00:13:13.060
‫آه، یوئیتسو...

00:13:13.060 --> 00:13:17.440
‫شهری که توسط خرسی که ماه رو شکار می‌کنه، ویرانه شد...

00:13:21.990 --> 00:13:23.940
‫خرس شکارچی ماه.

00:13:24.370 --> 00:13:28.780
‫تاجایی که می‌دونم، «ایراوا ویل مهدهند» تلفظ می‌شه.

00:13:29.230 --> 00:13:34.350
‫قصه‌ی خیلی قدیمی‌ایه، ولی افسانه‌های زیادی درباب اون خرس وجود داره.

00:13:34.350 --> 00:13:38.170
‫خرس برام مهم نیست، می‌خوام راجع‌به شهر یوئیتسو بشنوم.

00:13:38.170 --> 00:13:39.630
‫شهر؟
‫بله.

00:13:40.560 --> 00:13:43.880
‫به دلایلی، دنبال موقعیت مکانی یوئیتسو می‌گردم.

00:13:43.880 --> 00:13:45.440
‫موقعیت مکانی؟

00:13:46.900 --> 00:13:50.050
‫موقعیت مکانی... موقعیت مکانی...

00:13:50.050 --> 00:13:51.300
‫شما نمی‌دونین؟

00:13:56.440 --> 00:13:57.720
‫به خاطر دارم.

00:13:58.380 --> 00:14:04.480
‫در سرچشمه‌ی رود روهم از پروآنیا که
‫درمسیر شمال جاری‌ـــه، شهری به‌اسم لنوس هست...

00:14:04.480 --> 00:14:07.990
‫اگه درست خاطرم باشه، شهری‌ـــه که به الوار و خزشون معروفه.

00:14:07.990 --> 00:14:10.740
‫اگه شهرو بشناسین، توضیح‌دادنش راحت‌تر می‌شه.

00:14:10.740 --> 00:14:13.370
‫اون شهر، یه قصه‌ی قدیمی داره که سینه به سینه نقل شده.

00:14:14.990 --> 00:14:19.830
‫سال‌ها پیش، سروکله‌ی یک گرگ تنها توی دهکده پیدا می‌شه.

00:14:19.830 --> 00:14:22.460
‫که خودشو هولو از یوئیتسو صدا می‌زد.

00:14:22.460 --> 00:14:25.620
‫جثه‌ش به‌قدری بزرگ بود که برای دیدنش باید سرمونو بالا می‌بردیم.

00:14:26.400 --> 00:14:29.160
‫گرچه فکر می‌کردیم برای اجرای مجازات الهی حضور پیدا کرده،

00:14:29.160 --> 00:14:32.760
‫هولو بهمون گفت که از اعماق جنگل‌های کوهستانی در شرق اومده،

00:14:32.760 --> 00:14:35.660
‫تا به‌ جنوب سفر کنه.

00:14:36.120 --> 00:14:40.010
‫گرگه عاشق مشروب بود و گاهی‌وقتا تبدیل به یه دختر جوون می‌شد،

00:14:40.010 --> 00:14:42.440
‫تا با دخترهای دهکده برقصه.

00:14:42.440 --> 00:14:48.820
‫بدنش به سنش نمی‌خورد، ولی یه دم داشت که از آدمیزاد متمایزش می‌کرد.

00:14:48.820 --> 00:14:55.500
‫بعد از مدتی، بهمون قول محصولات پربار داد
‫و مجدد راهی سفر به جنوب شد.

00:14:55.500 --> 00:14:57.830
‫از اون‌سال به بعد،

00:14:57.830 --> 00:15:02.180
‫محصولات‌مون پربار شد و به‌خاطر همین
‫«هولوی دم‌گندمی» صداش می‌زنیم...

00:15:03.990 --> 00:15:05.250
‫این اطلاعات به دردت می‌خوره؟

00:15:08.430 --> 00:15:09.620
‫آه، بله!

00:15:09.620 --> 00:15:12.870
‫در شرقِ لنوس کوه‌های زیادی وجود داره.

00:15:12.870 --> 00:15:14.260
‫این بهترین سرنخ ممکن بود.

00:15:15.380 --> 00:15:16.880
‫خب خداروشکر.

00:15:17.180 --> 00:15:19.610
‫اگر اجازه بدین، لطف‌تون رو جبران می‌کنم...

00:15:20.190 --> 00:15:24.140
‫همون‌طور که می‌بینی، با اینکه درحال حاضر از دست کلیسا فراری‌ام،

00:15:24.140 --> 00:15:27.120
‫اما عاشق قصه‌های قدیمیِ سرزمین‌های غیرمسیحی‌ام.

00:15:27.620 --> 00:15:32.820
‫قصه‌های قدیمی و افسانه‌هایی که کلیسا تحریف‌شون نکرده...

00:15:33.120 --> 00:15:37.310
‫تاحالا از این‌جور قصه‌ها به گوشت نخورده؟

00:15:39.290 --> 00:15:40.430
‫متوجه شدم...

00:15:42.730 --> 00:15:45.380
‫پس، بذارین قصه‌ی خاصی رو براتون تعریف کنم.

00:15:46.830 --> 00:15:49.330
‫توی یه دهکده‌‌ی پر از گندم‌زارهای وسیع،

00:15:49.330 --> 00:15:53.350
‫گرگی به‌عنوان پروردگار خرمن عبادت می‌شه...

00:15:56.810 --> 00:16:01.640
‫خیلی‌وقت بود راجع‌به اژدهاهای افسانه‌ای
‫و شهرهای طلا حرف نزده بودم.

00:16:01.640 --> 00:16:05.490
‫منم یه زمانی آرزو داشتم مثل یه شوالیه فقط با یه شمشیر...

00:16:05.490 --> 00:16:07.070
‫توی غلافی که به کمرم بستم، سفر کنم.

00:16:07.390 --> 00:16:09.150
‫ممنون که امروز کمکم کردین.

00:16:09.150 --> 00:16:10.630
‫چه حرفیه.

00:16:10.630 --> 00:16:15.660
‫این منم که باید تشکر کنم، چون وقتی
‫تنهایی به دیدن بانو می‌رم، خیلی‌ها به جونم غر می‌زنن.

00:16:15.660 --> 00:16:18.990
‫به‌علاوه، تونستم یه قصه‌ی خیلی جالب بشنوم.

00:16:18.990 --> 00:16:20.500
‫هرموقع که خواستی، از این خواهش‌ها ازم بکن.

00:16:20.500 --> 00:16:22.370
‫بله! با کمال میل!

00:16:25.800 --> 00:16:28.290
‫عه‌وا، آقای لارنس.

00:16:28.290 --> 00:16:29.840
‫پارسال دوست.

00:16:30.130 --> 00:16:31.770
‫خیلی‌وقته همو ندیدیم.

00:16:31.770 --> 00:16:33.640
‫اوه! جوون عیاش!

00:16:35.410 --> 00:16:36.670
‫بیا یه نوشیدنی بزن.

00:16:36.670 --> 00:16:40.650
‫عا، درخصوص اطلاعاتی که امروز صبح ازتون خواستم...

00:16:41.350 --> 00:16:42.980
‫هــــوی! زیاده!

00:16:43.550 --> 00:16:44.980
‫ای داد بیداد...

00:16:44.980 --> 00:16:47.020
‫خب؟ چی می‌خوای؟

00:16:48.360 --> 00:16:49.850
‫حقیقتش، مقصد رو عوض کردم.
‫شهر لنوس رو می‌شناسین؟

00:16:51.230 --> 00:16:52.360
‫چی؟

00:16:52.360 --> 00:16:55.360
‫همین‌الانش یه‌مقدار اطلاعات راجع‌به نیوهیرا جمع‌آوری کردم...

00:16:55.360 --> 00:16:57.870
‫شرمنده، اوضاع تغییر کرده.

00:16:57.870 --> 00:17:02.030
‫خب، درسته که الان رابطه‌ات با هم‌سفرت شکرآبه؟

00:17:02.030 --> 00:17:02.830
‫چی گفتین؟!

00:17:04.340 --> 00:17:06.380
‫آمارت رو درآوردم، جوونک عیاش!

00:17:06.380 --> 00:17:11.210
‫این اطراف عالم و آدم می‌دونن که با ‫یه راهبه‌ی
‫خوش‌ بر و رو توی یه مهمان‌سرای خوب می‌مونی.

00:17:11.490 --> 00:17:14.760
‫حالا دیگه می‌دونم «از خدا نترس» واقعاً‌ به چه معنیه.

00:17:14.760 --> 00:17:17.050
‫رابطه‌ی من و هم‌سفرم اون‌قدری پرآب‌وتاب نیست که...

00:17:17.050 --> 00:17:18.410
‫موقع مشروب‌زدن راجع‌بهش صحبت کنی.

00:17:18.410 --> 00:17:20.140
‫ولی چرا فکر کردین رابطه‌مون شکرآبه؟

00:17:20.140 --> 00:17:21.720
‫همین چند دقیقه پیش،

00:17:21.720 --> 00:17:24.290
‫خبر اومد که هم‌سفرت و یه تاجر جوون از انجمن ما،

00:17:24.290 --> 00:17:27.380
‫دارن توی شهر چرخ می‌زنن.

00:17:27.380 --> 00:17:30.510
‫آه، آقای آماتی رو می‌گید.

00:17:30.510 --> 00:17:33.420
‫پس به همین زودی بی‌خیال شدی؟

00:17:34.440 --> 00:17:36.280
‫شرمنده اینو می‌گم، ولی اشتباه برداشت کردین.

00:17:37.000 --> 00:17:40.920
‫من کل روز کار داشتم و وقت نکردم هم‌سفرمو همراهی کنم.

00:17:40.920 --> 00:17:45.790
‫آقای آماتی بیکار بودن، درنتیجه بهش پیشنهاد دادن
‫اطراف شهرو نشونش بدن. همین و بس.

00:17:47.470 --> 00:17:48.420
‫راضی نشدین؟

00:17:48.420 --> 00:17:52.120
‫بذار به‌عنوان یه تاجر هم‌صنفت بهت هشدار بدم.

00:17:52.120 --> 00:17:54.670
‫آماتی رو دست کم نگیر.

00:17:54.670 --> 00:17:58.990
‫می‌دونی با این سن کم با چه تعداد ماهی تجارت می‌کنه؟

00:17:58.990 --> 00:18:01.810
‫می‌دونم. خودم دیدم.

00:18:02.540 --> 00:18:04.320
‫ولی جای نگرانی نداره.

00:18:04.320 --> 00:18:06.680
‫هم‌سفرم همچین آدم سهل‌انگاری نیست.

00:18:06.940 --> 00:18:09.080
‫خیلی بااطمینان حرف می‌زنی!

00:18:09.080 --> 00:18:13.140
‫من اگه بشنوم اَدل با آماتی توی شهر چرخ می‌زنه،

00:18:13.140 --> 00:18:15.820
‫درجا تسلیم می‌شم چون‌که می‌دونم شانسی دربرابرش ندارم.

00:18:15.820 --> 00:18:18.110
‫من و آقای آماتی چیکار می‌کردیم؟!

00:18:19.400 --> 00:18:21.280
‫داشتم می‌گفتم اگه این اتفاق می‌افتاد،

00:18:21.280 --> 00:18:25.580
‫کونم بدجور می‌سوخت چون عاشق سینه‌چاکتم!

00:18:25.920 --> 00:18:28.250
‫پس همون بهتر که کونت بسوزه.

00:18:28.250 --> 00:18:32.200
‫با آتیشی که از کونت بلند می‌شه،
‫یه پای خوش‌مزه واسه آقای آماتی درست می‌کنم.

00:18:32.200 --> 00:18:33.210
‫ا ــ ادل...

00:18:33.210 --> 00:18:35.960
‫شکر خوردم! بیا کمکت کنم مغازه رو ببندیم!

00:18:45.350 --> 00:18:47.840
‫نفسم درنمیاد...

00:18:48.300 --> 00:18:50.020
‫اون شال‌گردن!

00:18:50.020 --> 00:18:52.400
‫هی...

00:18:52.750 --> 00:18:55.070
‫بیا یه دستی برسون...

00:19:00.750 --> 00:19:02.980
‫هیچ معلوم هست چقدر غذا و مشروب خوردی؟

00:19:07.890 --> 00:19:10.460
‫حتی مجبورش کردی این چیز به‌نظر گرون رو برات بخره.

00:19:10.460 --> 00:19:12.580
‫می‌خوام بخوابم...

00:19:12.830 --> 00:19:15.710
‫هی، دیگه مجبورش کردی چیا برات بخره؟

00:19:23.250 --> 00:19:24.410
‫این...

00:19:28.520 --> 00:19:31.090
‫خز خیلی مرغوبی‌ــه.

00:19:31.090 --> 00:19:33.400
‫البته بازم به پای دم من نمی‌رسه.

00:19:33.400 --> 00:19:38.430
‫نمی‌تونی همچین چیزهای باارزشی رو قبول کنی
‫و چیزی درعوض بهش ندی...

00:19:39.010 --> 00:19:40.370
‫از دست تو.

00:19:40.370 --> 00:19:43.910
‫یه مرد باید واسه جلب محبتت جیبشو تا ته خالی کنه.

00:19:44.870 --> 00:19:47.040
‫درمورد رابطه‌مون ازت سؤال نکرد؟

00:19:47.860 --> 00:19:51.330
‫بیشتر دلم می‌خواد بدونم چرا همچین سؤالی می‌پرسی...

00:19:51.330 --> 00:19:54.630
‫اگه داستان‌هامون باهم مطابقت نداشته باشه، برامون بد می‌شه.

00:19:56.100 --> 00:19:57.350
‫خیلی‌خب.

00:19:57.940 --> 00:20:01.840
‫بهش گفتم من یه راهبه‌ی دوره‌گردم که از دست خلافکارهایی که...

00:20:01.840 --> 00:20:04.840
‫می‌خواستن بفروشنم، نجاتم دادی.

00:20:05.550 --> 00:20:10.480
‫و، بعد اینکه نجاتم دادی، زیر بار یه‌ بدهی سنگین رفتم.

00:20:10.480 --> 00:20:13.610
‫مبلغ بدهی‌ام انقدر زیاد بود که صدسال سیاهم
‫نمی‌تونستم صافش کنم، برای همین الان دارم...

00:20:13.610 --> 00:20:16.440
‫با دعا کردن برای سلامتی‌ات توی طول سفرمون، دین‌ام رو بهت اداء می‌کنم.

00:20:16.440 --> 00:20:19.870
‫وای که چقدر بیچاره‌ام...

00:20:19.870 --> 00:20:21.650
‫با غم و اندوه فراوان، جریان رو براش تعریف کردم.

00:20:23.210 --> 00:20:25.980
‫قشنگ منو آدم بده‌ی داستان کردی...

00:20:25.980 --> 00:20:27.160
‫خب؟ این دیگه چیه؟
‫اون رو می‌گی؟

00:20:28.370 --> 00:20:30.600
‫یه پیش‌گو ازش استفاده می‌کرد!

00:20:30.600 --> 00:20:33.160
‫بهم گفت یه تاس‌ــه که می‌تونه تقدیرو پیش‌بینی کنه!

00:20:33.160 --> 00:20:35.080
‫شکلش فوق‌العاده نیست؟

00:20:35.080 --> 00:20:38.210
‫این دست‌سازه‌ی بی‌نظیر هوش از سرم پروند.

00:20:38.210 --> 00:20:40.340
‫مطمئنم خیلی آب می‌خوره!

00:20:40.620 --> 00:20:41.670
‫ساده‌ای!؟

00:20:42.520 --> 00:20:44.500
‫واقعاً‌ فکر کردی همچین چیزی رو ازمون می‌خرن؟

00:20:44.500 --> 00:20:45.430
‫چی گفتی؟!

00:20:45.430 --> 00:20:48.810
‫این یه سنگ‌معدن به‌اسم پیریت‌ــه.

00:20:48.810 --> 00:20:51.400
‫موقع استخراج، به‌طور طبیعی همین‌شکلی تراشیده و کنده می‌شه.

00:20:51.400 --> 00:20:52.600
‫نه بابا.

00:20:52.600 --> 00:20:55.100
‫به جان تو. خودتم می‌فهمی، مگه نه؟

00:20:56.850 --> 00:21:01.500
‫معمولاً‌ به‌صورت هدیه داده می‌شه یا ازش برای
‫کلاه‌برداری و قالب‌کردنش به‌عنوان طلا استفاده می‌شه.

00:21:01.500 --> 00:21:03.860
‫خریدارهاش زیاد نبودن، مگه نه؟

00:21:03.860 --> 00:21:04.860
‫چرا اتفاقاً خیلی زیاد بودن.

00:21:04.860 --> 00:21:06.410
‫هان؟ جدی می‌گی؟!

00:21:06.410 --> 00:21:07.370
‫آره.

00:21:09.030 --> 00:21:14.080
‫پیش‌گوــه گفت هرکسی می‌تونه با این تاس تقدیرشو پیش‌بینی کنه...

00:21:14.080 --> 00:21:19.090
‫خیلی‌ها می‌خواستن برای درمان بیماری‌ها و
‫درامان موندن از شر شیطان، چندتا ازش بخرن.

00:21:19.090 --> 00:21:21.130
‫و تو باورت شد؟!

00:21:21.670 --> 00:21:26.690
‫پیش‌گوــه شدیداً بااستعداد بود و منم خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم...

00:21:26.690 --> 00:21:29.010
‫آماتی تونست این تاس رو به قیمت خوبی از مزایده بخره.

00:21:29.010 --> 00:21:31.350
‫مزایده؟ یعنی انقدر خواهان داشت؟!

00:21:31.350 --> 00:21:33.940
‫همه‌ی مردم عجیب به هیجان اومده بودن.

00:21:33.940 --> 00:21:36.940
‫اولین‌باری بود که شاهد یه مزایده بودم و به‌نظرم معرکه بود.

00:21:37.670 --> 00:21:40.200
‫از جو جشنواره سوءاستفاده کرده...

00:21:40.200 --> 00:21:42.400
‫عجب راهبرد کسب‌وکار هوشمندانه‌ای.

00:21:51.320 --> 00:21:53.480
‫ببخشید که صبح به این زودی مزاحم‌تون شدم!

00:21:53.480 --> 00:21:56.660
‫ازطرف اربابم خبری براتون... آوردم...

00:22:00.650 --> 00:22:02.610
‫خب؟ چه خبری؟

00:22:02.610 --> 00:22:03.210
‫اوه...

00:22:03.480 --> 00:22:05.580
‫آ ـــ آها! راستش...

00:22:08.340 --> 00:22:09.890
‫جناب لارنس!

00:22:14.000 --> 00:22:21.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:45.060 --> 00:23:50.070
قسمت شانزدهم
شب جشنواره و چرخ‌دنده‌ی جانیفتاده
‫قسمت بعدی: شب جشنواره و چرخ‌دنده‌ی جانیفتاده