﻿WEBVTT

00:00:01.700 --> 00:00:08.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:11.500 --> 00:00:13.780
‫جناب لارنس از پسش برمیان؟

00:00:13.780 --> 00:00:18.780
‫کارش سخته. اگه پیریت زیادی نداشته باشه، جلوش کم میاره.

00:00:19.160 --> 00:00:22.180
‫فقط می‌تونیم به این امید داشته باشیم
‫که دیانا کسی رو بفرسته سراغش.

00:00:23.880 --> 00:00:30.970
‫اگه طاقتش طاق بشه و تعداد کمی سنگ بفروشه،

00:00:30.970 --> 00:00:33.420
‫صرفاً به حرص‌وطمع خریدارها بیشتر دامن می‌زنه.

00:00:33.420 --> 00:00:36.410
‫دراین‌صورت، قیمت‌ همین‌طور بالا و بالاتر می‌ره.

00:00:36.800 --> 00:00:39.950
‫بعد، اگه جناب آماتی درظاهر برای فروش پیریت‌ها آستین بالا بزنه،

00:00:39.950 --> 00:00:42.810
‫جناب لارنس دیگه مجبور نمی‌شه دست به کار بشه،‌ آره؟

00:00:42.810 --> 00:00:46.690
‫درسته. عجب بچه‌ی زرنگی هستی.

00:00:49.530 --> 00:00:50.830
‫هولو کجاست؟

00:01:01.470 --> 00:01:03.000
‫یه علامت خرید دیگه!

00:01:03.000 --> 00:01:04.750
‫قیمت‌ بازم بالا می‌ره.

00:01:05.790 --> 00:01:07.570
‫حالا دیگه واجب شد منم یه‌مقدار بخرم.

00:01:08.300 --> 00:01:09.950
‫چقدر دیگه می‌خواد بالا بره؟

00:01:11.460 --> 00:01:15.470
قسمت نوزدهم
دست غیب خدا و قلب نادیده‌ی گرگ

00:01:13.800 --> 00:01:16.500
‫هـــــــه، تا این اندازه بالا رفته؟

00:01:16.500 --> 00:01:19.890
‫احتمالاً تا ظهر 20 درصد بذارن روش.

00:01:19.890 --> 00:01:22.790
‫باید وقتی هنوز وسعم می‌رسید، یه‌مقدار می‌خریدم.

00:01:24.820 --> 00:01:27.330
‫قیمت‌ همین‌طور داره بالا می‌ره.

00:01:27.330 --> 00:01:31.150
‫آماتی الان اندازه‌ی 800 سکه‌ی نقره، پیریت داره.

00:01:31.150 --> 00:01:32.980
‫اگه 20 درصد بذارن روش؟

00:01:32.980 --> 00:01:34.760
‫می‌شه اندازه‌ی 960 سکه‌ی نقره.

00:01:36.570 --> 00:01:42.300
‫اگه این‌جوری بشه، احتمالاً همه‌ی دارایی‌هاش رو
‫می‌فروشه تا 40 سکه‌ی باقی‌مانده رو جور کنه،

00:01:42.300 --> 00:01:45.120
‫و شر قرارداد رو بِکَنه.

00:01:46.930 --> 00:01:50.880
‫این‌کارو قبل از اینکه سم فروش قسطی اثر کنه، انجام می‌ده.

00:01:51.320 --> 00:01:53.340
‫سم فروش قسطی؟

00:01:56.170 --> 00:01:59.030
‫نماینده‌ی خانم دیانا هنوز نیومده؟

00:02:01.480 --> 00:02:03.860
‫اگه هولو تمام‌این‌مدت ور دلش بوده،

00:02:03.860 --> 00:02:06.680
‫آماتی ممکنه همین‌الانش اطلاعات زیادی
‫ازطریق دانش‌اش کسب کرده باشه...

00:02:10.980 --> 00:02:12.360
‫یه علامت خرید دیگه!

00:02:12.990 --> 00:02:14.530
‫باورم نمی‌شه تا این حد بالا رفته.

00:02:14.530 --> 00:02:16.860
‫نه، شرط می‌بندم بازم بالا می‌ره.

00:02:17.930 --> 00:02:19.340
‫الان چقدر شده؟

00:02:19.340 --> 00:02:20.990
‫ایول! ادامه بدین!

00:02:24.640 --> 00:02:25.690
‫اوضاع‌ بی‌ریخته.

00:02:32.090 --> 00:02:36.710
‫نکنه خانم دیانا با آماتی قرارداد بسته؟

00:02:37.060 --> 00:02:41.260
‫ولی مگه درصورت بُرد جناب آماتی،‌ جناب لارنس پول پارو نمی‌کنه؟

00:02:41.260 --> 00:02:42.830
‫چرا.

00:02:42.830 --> 00:02:45.620
‫پس، به‌عنوان یه تاجر موفق می‌شه.

00:02:45.620 --> 00:02:48.010
‫اما ضرر بزرگی می‌کنه.

00:02:49.360 --> 00:02:53.690
‫یه‌چیزهایی توی دنیا هستن که هرچقدرم پول‌وپله
‫بهم بزنی، دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی به‌دستشون بیاری.

00:02:54.620 --> 00:02:55.950
‫می‌تونیم بفروشیم؟
‫نه، بهتره یه‌خرده دیگه صبر کنیم.

00:02:57.250 --> 00:02:59.200
‫مطمئنم بازم می‌ره بالا!

00:02:59.200 --> 00:03:03.200
‫به پیریت کیمیاگران علاقه‌مندید؟

00:03:03.540 --> 00:03:06.560
‫جایی رو برای خرید پیریت قبل از قرارداد بستن با اون پیدا نکردی؟!

00:03:06.560 --> 00:03:08.830
‫متأسفانه، وقت کافی نداشتم.

00:03:08.830 --> 00:03:11.580
‫شخص دیگه‌ای قبل از تو درخواست خرید کرده.

00:03:11.850 --> 00:03:13.830
‫من مذاکره رو انجام می‌دم.

00:03:13.830 --> 00:03:18.340
‫فردا کجا می‌تونم حتماً پیدات کنم؟

00:03:18.340 --> 00:03:19.740
‫تعداد خریدارها کمتر نمی‌شه.
‫خبری از فروشنده نیست.

00:03:20.660 --> 00:03:21.890
‫اوضاع جالب نیست...
‫هی داره بالا می‌ره.

00:03:21.890 --> 00:03:23.550
‫یه خریدار دیگه!

00:03:23.550 --> 00:03:25.540
‫جل الخالق. تا کِی قراره ادامه پیدا کنه؟
‫ای جونم! همین‌طور پیش برو!

00:03:26.060 --> 00:03:28.060
‫الان وقت معامله‌کردن نیست!

00:03:28.060 --> 00:03:31.440
‫فکر کردی هزارتا سکه‌ی نقره به ضررش می‌ارزه، آره؟

00:03:37.440 --> 00:03:39.220
‫اون هم داره دنبالش می‌گرده؟

00:03:39.220 --> 00:03:39.860
‫یه فروشنده!
‫اوه، یه‌نفر فروخت!

00:03:40.920 --> 00:03:41.990
‫آماتی بود؟!
‫به چه قیمتی؟
‫قیمت‌ چقدر جابه‌جا می‌شه؟

00:03:45.210 --> 00:03:46.400
‫عذر می‌خوام!
‫ببخشید!

00:03:47.340 --> 00:03:48.800
‫لطفاً بذارید رد بشم!

00:03:53.390 --> 00:03:55.330
‫آه، چیزه...

00:03:55.330 --> 00:03:56.920
‫یه خریدار دیگه!

00:03:56.080 --> 00:03:58.620
‫فوری برگشت سرجاش...

00:03:58.620 --> 00:03:59.810
‫چقدر سریع.

00:03:59.810 --> 00:04:02.400
‫تا ابدالاباد قراره بالا بره.
‫قیمت‌ جابه‌جا می‌شه؟

00:04:01.470 --> 00:04:02.510
‫وقت فروشه؟

00:04:02.510 --> 00:04:04.580
‫نه، بازم باید بخری.
‫دیگه بیشتر از این بالا نمی‌ره.

00:04:04.580 --> 00:04:06.150
‫امروز یه‌خرده غیرعادی‌ــه.

00:04:07.280 --> 00:04:08.060
‫هولو؟!

00:04:08.400 --> 00:04:10.270
‫بــ ــ ببخشید.

00:04:11.580 --> 00:04:13.260
‫آه، تویی.

00:04:13.260 --> 00:04:17.910
‫یه‌ مشتری اومده حجره‌مون که می‌خواد با سنگ، گندم بخره.

00:04:18.470 --> 00:04:19.370
‫چقدر؟
‫اندازه‌ی 250 سکه.

00:04:23.320 --> 00:04:24.780
‫سریع هرچقدر می‌تونید جور کنید.
‫چشم!

00:04:29.330 --> 00:04:29.850
‫فروشنده!

00:04:29.850 --> 00:04:32.290
‫می‌خوام از اینم بالاتر بره.

00:04:32.290 --> 00:04:33.690
‫تعداد فروشنده‌ها داره بیشتر می‌شه.

00:04:33.690 --> 00:04:36.030
‫من می‌خرم! الان بهترین موقعیته!

00:04:36.030 --> 00:04:37.880
‫قیمت‌ پایین نمیاد!

00:04:39.920 --> 00:04:43.670
‫آماتی اندازه‌ی 500 سکه‌‌ی نقره، پیریت از لارنس خریده،

00:04:43.670 --> 00:04:46.560
‫ولی به‌جای خود جنس، یه قرارداد داره.

00:04:46.560 --> 00:04:49.360
‫خود جنس رو فردا عصر تحویل می‌ده.

00:04:54.620 --> 00:04:57.080
‫می‌دونی این یعنی چی؟

00:04:57.810 --> 00:05:00.770
‫اگه ببینه قیمت‌ دارن بالا می‌ره،
‫می‌تونه قرارداد رو بفروشه،

00:05:00.770 --> 00:05:03.180
‫نه وقتی که افت کنه.

00:05:03.180 --> 00:05:04.570
‫دقیقاً.

00:05:04.900 --> 00:05:07.410
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد چیز به این خطرناکی رو نگه داره.

00:05:07.410 --> 00:05:11.650
‫اگه قیمت‌ مثل سابق شه،

00:05:11.650 --> 00:05:16.080
‫قراردادی که به‌ازای 500 سکه‌ی نقره خریده، یه تیکه کاغذ بی‌ارزش می‌شه.

00:05:17.540 --> 00:05:19.920
‫آخرسر کسی که قرارداد می‌مونه دستش، ورشکسته می‌شه.

00:05:20.190 --> 00:05:23.990
‫درسته. برای همین فروش قسطی خیلی سمی‌ــه.

00:05:30.840 --> 00:05:32.690
‫این دیگه آخرشه؟

00:05:32.690 --> 00:05:34.890
‫هرکی صبور باشه آخرش با دست پر می‌گرده خونه‌ش.
‫قیمتش برای من مناسبه. می‌فروشم!

00:05:35.640 --> 00:05:38.060
‫بجنب دیگه، لَنت.

00:05:40.440 --> 00:05:42.020
‫وقت فروشه.

00:05:41.300 --> 00:05:43.650
‫خانم هولو؟ خانم هولو؟
‫تا قیمت‌ پایین‌تر نیومده، باید بفروشم...

00:05:44.960 --> 00:05:46.280
‫یه خریدار دیگه!
‫چقدر؟

00:05:46.650 --> 00:05:48.000
‫نمی‌بینم چی به چیه! جلویی‌ها برن کنار!

00:05:48.000 --> 00:05:49.790
‫خریدار بزرگیه!

00:05:52.070 --> 00:05:53.570
‫بازم رفت بالا.

00:05:53.570 --> 00:05:55.080
‫به تهش رسیدم؟
‫ولی به‌نظرت بازم بالا می‌ره؟

00:05:55.630 --> 00:05:57.250
‫مطمئنم این دیگه آخرشه.

00:05:57.250 --> 00:05:59.750
‫الان تعداد کمی خریدار هست.

00:06:02.070 --> 00:06:03.980
‫اگه همه‌ی سرمایه‌ام رو بفروشم...

00:06:05.880 --> 00:06:07.090
‫می‌فروشم!
‫فروشنده.

00:06:08.000 --> 00:06:09.050
‫به این قیمت؟

00:06:11.540 --> 00:06:12.750
‫قیمت خیلی پایین اومد.
‫بهترین زمان رو برای فروش از دست دادم...

00:06:13.850 --> 00:06:16.770
‫بازم بالا می‌ره. هنوزم فرصت داریم!

00:06:27.470 --> 00:06:32.450
‫اگه الان پیریتِ اندازه‌ی 400 سکه‌ی نقره‌‌ی خانم دیانا رو داشتم،

00:06:32.450 --> 00:06:35.120
‫قیمت‌‌ قطعاً سقوط می‌کرد.

00:06:41.240 --> 00:06:42.930
‫اگه الان بیان...

00:06:42.930 --> 00:06:44.780
‫جناب لارنس!

00:06:48.270 --> 00:06:49.260
‫جناب لارنس.

00:06:49.770 --> 00:06:53.220
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم!
‫اینم اندازه‌ی 250 سکه‌ی نقره، پیریت!

00:06:55.740 --> 00:06:57.060
‫چه مشکلی پیش اومده؟

00:06:57.060 --> 00:06:58.760
‫آ ــ آه...

00:07:00.780 --> 00:07:04.730
‫محض اطمینان، باید منتظر نماینده‌ی خانم دیانا بمونم...

00:07:04.730 --> 00:07:05.680
‫ولی...

00:07:06.450 --> 00:07:08.210
‫اون شخص میاد؟

00:07:08.210 --> 00:07:08.900
‫هـــــــه؟
‫آره.

00:07:10.510 --> 00:07:13.900
‫یه‌لحظه قبل اون رو بیخیال شدم.

00:07:14.900 --> 00:07:16.350
‫اگه دارم قمار می‌کنم...

00:07:18.750 --> 00:07:20.870
‫باید تاوقتی یه خریدار دیگه پیداش نشده، بفروشمش!

00:07:21.260 --> 00:07:22.000
‫آه...

00:07:25.310 --> 00:07:26.990
‫ایناهاش! یه خریدار بزرگ!

00:07:26.990 --> 00:07:28.800
‫هوی، الان قیمت چقدر شد؟!

00:07:37.610 --> 00:07:38.810
‫یه خرید تثبیت‌کننده‌ست!
‫بازم بالا کشید! تا اینجای کار بالاترین قیمته!

00:07:40.210 --> 00:07:42.300
‫من می‌خوام بخرم! هنوز وقت خریده!
‫موضوع چیه؟

00:07:41.950 --> 00:07:44.310
‫یه... خریدار دیگه هست.

00:07:45.250 --> 00:07:48.170
‫جریان بادها تغییر کرده.

00:07:48.820 --> 00:07:52.500
‫حالا،‌ فقط می‌تونم منتظر نماینده‌ی خانم دیانا بمونم...

00:07:53.460 --> 00:07:54.990
‫ا ــ اونجا رو!

00:07:59.410 --> 00:08:00.390
‫هولو!

00:08:02.450 --> 00:08:03.630
‫شکی درش نیست.

00:08:04.170 --> 00:08:06.890
‫آماتی خطر فروش قسطی رو متوجه شده.

00:08:08.190 --> 00:08:09.940
‫آه، جناب لارنس!

00:08:11.960 --> 00:08:13.090
‫وقت ندارم.

00:08:13.490 --> 00:08:15.080
‫خواهش می‌کنم، زود باشید.

00:08:15.080 --> 00:08:16.040
‫خواهش می‌کنم!

00:08:17.160 --> 00:08:19.720
‫شما جناب لارنس هستید؟

00:08:22.020 --> 00:08:23.890
‫جناب لارنس‌اید، درسته؟

00:08:23.890 --> 00:08:25.790
‫بــ ــ بله.

00:08:25.790 --> 00:08:28.020
‫پیامی ازطرف خانم دیانا براتون دارم.

00:08:32.440 --> 00:08:34.300
‫ایشون توی مذاکرات شکست خوردن.

00:08:36.680 --> 00:08:41.260
‫خانم دیانا گفتن نتونستن طرف دیگه رو متقاعد کنن بهتون پیریت بفروشه.

00:08:43.100 --> 00:08:46.290
‫همچنین بابت اینکه نتونستن انتظارات‌تون رو برآورده کنن، عذرخواهی کردن.

00:08:48.590 --> 00:08:49.950
‫با اجازه‌تون...

00:08:59.930 --> 00:09:01.400
‫جناب لارنس.

00:09:03.290 --> 00:09:04.430
‫جناب لارنس.

00:09:05.200 --> 00:09:08.440
‫جناب لارنس!

00:09:08.440 --> 00:09:10.330
‫آ ــ آه...

00:09:10.330 --> 00:09:11.630
‫شرمنده.

00:09:11.630 --> 00:09:14.880
‫خیلی بهتون زحمت دادم...

00:09:14.880 --> 00:09:17.820
‫هــــه؟ نه، چه حرفیه می‌زنید...

00:09:17.820 --> 00:09:19.820
‫لطفاً از طرفم پیامی به مارک برسون.

00:09:20.450 --> 00:09:23.450
‫نقشه شکست خورد.

00:09:24.280 --> 00:09:27.290
‫خب، هزار سکه‌ی نقره از آماتی می‌گیرم.

00:09:27.680 --> 00:09:30.440
‫به‌عنوان یه تاجر باید خوشحال باشم.

00:09:30.440 --> 00:09:32.420
‫بیا، این برای توـه...

00:09:36.980 --> 00:09:38.360
‫آقای لارنس!

00:09:41.530 --> 00:09:43.220
‫د-دارین تسلیم می‌شین؟!

00:09:43.220 --> 00:09:47.890
‫رئیس همیشه به من گفته که تاجرها نباید هیچ‌وقت به‌راحتی تسلیم بشن.

00:09:47.890 --> 00:09:52.800
‫خـ-خدای ثروت سراغ کسانی که دعا می‌کنن نمیاد،

00:09:52.800 --> 00:09:55.650
‫سراغ کسانی که راحت جا نمی‌زنن میره!

00:09:58.270 --> 00:10:00.050
‫من...

00:10:00.050 --> 00:10:03.990
‫من همون لحظه‌ای که خانم هولو رو دیدم عاشقشون شدم!

00:10:04.900 --> 00:10:10.000
‫ولی رئیس بهم گفت که اگر به شما بگم...

00:10:11.870 --> 00:10:13.670
‫می‌زنی ناکارام می‌کنی!

00:10:16.350 --> 00:10:19.510
‫آره، یه‌نفر قراره حتماً ناکار بشه!

00:10:23.230 --> 00:10:25.060
‫می‌خوام حسابی...

00:10:26.310 --> 00:10:27.810
‫از جون و دل مایه بذارم.

00:10:30.560 --> 00:10:31.580
‫ها؟
‫فراموش کردم.

00:10:33.640 --> 00:10:39.820
‫کسانی که راحت تسلیم نمی‌شن همه متفکران پرتمنایی هستن.

00:10:40.530 --> 00:10:43.080
‫و منم یکی از اونا هستم.

00:10:43.530 --> 00:10:46.410
‫یه تاجر با برنامه‌ریزی، پیش‌بینی،

00:10:46.820 --> 00:10:49.290
‫و مقایسه‌ی اون چیزها با واقعیت تجارت می‌کنه.

00:10:49.710 --> 00:10:51.290
‫اگر اون رو بفروشم، این اتفاق میفته.

00:10:51.290 --> 00:10:52.880
‫اگر اینو بخرم، اون اتفاق میفته.

00:10:52.880 --> 00:10:54.630
‫این یه جنبه‌ی مهم تجارته.

00:10:55.200 --> 00:10:58.470
‫اما مردم می‌تونن هر چقدر که می‌خوان فرضیه بسازن.

00:10:58.780 --> 00:11:01.970
‫به‌خاطر همینه که اگر فرضیه‌های زیادی بسازی ممکنه منحرف بشی.

00:11:01.970 --> 00:11:05.220
‫به‌ این فکر میفتی که هر معامله‌ای که می‌کنی پر از خطره.

00:11:05.880 --> 00:11:09.420
‫به‌خاطر همین به یه رهنشان نیاز داری.

00:11:10.270 --> 00:11:12.770
‫این تنها چیزی‌ـه که هر تاجری باید داشته باشه.

00:11:13.070 --> 00:11:15.150
‫اگر یه رهنشان قابل اعتماد باشه،

00:11:15.150 --> 00:11:17.530
‫مهم نیست یه چیزی چقدر دیوانه‌وار به‌نظر بیاد...

00:11:21.000 --> 00:11:23.240
‫باید بهش ایمان داشته باشی.

00:11:27.060 --> 00:11:28.500
‫باید اینطوری باشه.

00:11:30.370 --> 00:11:34.540
‫وقتی پیریت رو فروختم، شایعه‌ای که ازت خواستم رو پخش کن.

00:11:35.800 --> 00:11:36.960
‫چـ-چشم!

00:11:37.460 --> 00:11:39.060
‫تو به خدا باور داری؟

00:11:39.060 --> 00:11:39.710
‫عه؟

00:11:42.190 --> 00:11:43.160
‫روت حساب می‌کنم.

00:11:51.110 --> 00:11:52.310
‫بازم اینجایید.

00:11:55.640 --> 00:11:56.480
‫دارم می‌فروشم.

00:12:01.320 --> 00:12:02.530
‫منم می‌فروشم.

00:12:02.930 --> 00:12:03.980
‫یه فروشنده‌ی دیگه؟
‫نادون.
‫هوی، اون مقدار...

00:12:05.960 --> 00:12:07.120
‫شرمنده.

00:12:07.540 --> 00:12:10.890
‫برخلاف یکی دیگه که می‌شناسمش، اون یه خانم بالغ و زیبا بود، درسته؟
‫هوی،‌ بیا یه دستی برسون!

00:12:19.130 --> 00:12:20.300
‫یه فروشنده!
‫قیمت چقدر تغییر می‌کنه؟

00:12:28.670 --> 00:12:30.310
‫این یه فروش بزرگه!

00:12:30.830 --> 00:12:31.710
‫می‌فروشم!
‫منم می‌فروشم!

00:12:32.860 --> 00:12:34.600
‫از سر راه برو کنار! اول من!

00:12:33.730 --> 00:12:36.250
‫هوی، مغازه‌دار! زود بیا اینجا!

00:12:59.220 --> 00:13:02.840
‫درنهایت، آماتی ضرر مالی زیادی ندید،

00:13:03.170 --> 00:13:05.940
‫اما ضربه روحی بزرگی بهش وارد شد.

00:13:09.230 --> 00:13:11.720
‫نباید سعی می‌کردی زن یکی دیگه رو صاحب شی.

00:13:15.230 --> 00:13:17.100
‫این چیزی بود که بهش گفتن.

00:13:19.310 --> 00:13:22.610
‫برنامه ریخته بودم خیلی خشن‌تر از اینا باهاش بهم بزنم.

00:13:22.610 --> 00:13:23.700
‫عه؟

00:13:23.700 --> 00:13:26.730
‫عمراً نمی‌تونم از حرفاش بگذرم!

00:13:26.730 --> 00:13:27.470
‫چی؟

00:13:27.470 --> 00:13:29.620
‫ازم نپرس چه حرفایی می‌زد.

00:13:30.110 --> 00:13:31.830
‫اینجوری بهترم هست.

00:13:33.650 --> 00:13:38.040
‫خب؟ احتمالاً فکر نمی‌کنی که همه چی حل شده که.

00:13:43.550 --> 00:13:44.690
‫معذرت می‌خوام.

00:13:44.690 --> 00:13:48.390
‫واقعاً می‌دونی که برای چی باید شرمنده باشی؟

00:13:49.850 --> 00:13:50.730
‫می‌دونم.

00:13:53.910 --> 00:13:55.140
‫حداقل، حدس می‌زنم.

00:13:56.910 --> 00:14:04.300
‫قراردادم با آماتی خود بزرگ بینی محض بود، درسته؟

00:14:05.650 --> 00:14:10.910
‫و بدترین چیز این بود که کامل بهت اعتماد نکردم.

00:14:11.280 --> 00:14:13.380
‫تو پرهای سفید رو نشونم دادی که بهم بگی

00:14:13.380 --> 00:14:17.660
‫که تو کسی بودی که پیریت رو از خانم دیانا خریده.

00:14:17.940 --> 00:14:23.130
‫غیبت زد چون می‌خواستی پیریت رو از خانم دیانا بگیری.

00:14:23.130 --> 00:14:28.260
‫ولی،‌ وقتی آماتی مقداری از سنگ‌هاشو فروخت فکر کردم برای من دام گذاشتی.

00:14:29.840 --> 00:14:31.860
‫توضیح بده!

00:14:33.210 --> 00:14:35.850
‫فکر کردم داری سعی می‌کنی من دستمو رو کنم...

00:14:36.280 --> 00:14:39.160
‫بعلاوه، اگه قیمت همینطور بالا می‌رفت،

00:14:39.160 --> 00:14:43.520
‫مجبور می‌شدم پیریتی که به آماتی قولش رو داده بودم با قیمت بالاتری بخرم...

00:14:43.520 --> 00:14:47.030
‫فکر کردم که تو کامل رفتی طرف آماتی.

00:14:48.160 --> 00:14:49.390
‫ولی اشتباه می‌کردم.

00:14:49.390 --> 00:14:54.550
‫تو آماتی رو که به این نوع تجارت عادت نداره تحریک کردی تا یه مقدار بفروشه.

00:14:54.990 --> 00:14:58.670
‫داشتی سعی می‌کردی بهم بگی که آماتی به‌اندازه کافی سهام داره،

00:14:58.670 --> 00:15:03.170
‫پس من باید عجله کنم و بفروشم، درسته؟

00:15:03.680 --> 00:15:05.060
‫خدایا...

00:15:07.020 --> 00:15:12.680
‫حتی قبل از اون، قراردادی که آماتی آماده کرده بود و تو امضاش کرده بودی
‫رو فرستادی.

00:15:12.680 --> 00:15:13.550
‫اون...

00:15:14.270 --> 00:15:18.180
‫اون برای این بود که من به اندازه‌ی کافی بخوره تو پرم که یه کاری کنم...

00:15:20.390 --> 00:15:21.390
‫درسته؟

00:15:21.390 --> 00:15:24.650
‫من اون موقع تو طبقه‌ی دوم بودم...

00:15:27.140 --> 00:15:28.590
‫مهم نیست.
‫ادامه بده!

00:15:32.160 --> 00:15:34.450
‫تو رووین‌هایگن بهم گفتی.

00:15:34.770 --> 00:15:38.450
‫که من نباید سعی کنم بازی در بیارم و بهت بگم که واقعاً چه حسی دارم.

00:15:38.820 --> 00:15:41.830
‫بهم گفتی اگر عصبانی بشیم و بحث کنیم مشکلات سریع‌تر حل می‌شن.

00:15:42.590 --> 00:15:44.960
‫بعدش، اولین سوءتفاهم برامون پیش اومد.

00:15:45.310 --> 00:15:47.460
‫وقتی درمورد موضوع یوئیتسو ناراحت شدی...

00:15:48.000 --> 00:15:50.220
‫عذرخواهی‌ای که آخرش از من کردی...

00:15:50.220 --> 00:15:51.420
‫معذرت می‌خوام.

00:15:53.170 --> 00:15:55.600
‫من فکر کردم که داری ردم می‌کنی.

00:15:56.040 --> 00:16:00.100
‫ولی تو درواقع چون به خودت اومدی اون رو گفتی، درسته؟

00:16:00.100 --> 00:16:01.810
‫توی ابله!

00:16:03.230 --> 00:16:06.590
‫وقتی می‌گن فکر یه ابله بودن اتلاف وقته یعنی این!

00:16:06.590 --> 00:16:09.760
‫تو تمام تلاش‌های منو خراب کردی!

00:16:09.760 --> 00:16:13.680
‫اینم کافی نبود، فکر کردی من رفتم طرف دشمن؟

00:16:13.680 --> 00:16:18.040
‫خیلی غرق اون قراردادی که با اون پسر بچه امضا کرده بودی شدی!

00:16:18.040 --> 00:16:20.870
‫درسته که من خیلی وقت نیست باهات آشنا شدم.

00:16:22.530 --> 00:16:27.260
‫ولی بازم،‌ من باور داشتم که پیوند عمیقی باهم تشکیل دادیم.

00:16:27.260 --> 00:16:30.010
‫یعنی این فقط یه فرض یه‌طرفه بود؟

00:16:32.030 --> 00:16:35.430
‫یا یعنی تو واقعاً...

00:16:37.810 --> 00:16:40.190
‫من می‌خوام به سفر کردن با تو ادامه بدم.

00:16:50.520 --> 00:16:53.710
‫تا الان، من تمام زندگیم رو صرف تجارت کردم.

00:16:53.710 --> 00:16:55.280
‫و برنامه‌ای برای تغییرش ندارم.

00:16:55.660 --> 00:17:00.290
‫به‌خاطر همین وقتی به‌ چیزهای دیگه می‌رسه نادون می‌شم.

00:17:02.810 --> 00:17:06.120
‫ولی بازم، می‌خوام به سفر با تو ادامه بدم.

00:17:07.250 --> 00:17:10.830
‫پس، من برای تو چی هستم؟

00:17:13.980 --> 00:17:16.190
‫هیچ کلمه‌ای نمی‌تونه به‌درستی توصیفش کنه.

00:17:21.240 --> 00:17:23.540
‫این دیگه چه‌جور مزه‌ ریختنی بود؟

00:17:23.540 --> 00:17:26.190
‫مگه عاشق گوشت خشکی که حسابی مزه‌دار شده باشه نیستی؟

00:17:27.740 --> 00:17:29.260
‫ازش متنفرم!

00:17:35.530 --> 00:17:38.090
‫یه‌چیزی هست که منم می‌خواستم بپرسم.

00:17:38.090 --> 00:17:38.950
‫همم؟

00:17:39.750 --> 00:17:44.080
‫چطوری تونستی خانم دیانا رو متقاعد کنی بهت پیریت بفروشه؟

00:17:50.770 --> 00:17:57.480
‫من تونستم از چیزهایی که اون پسربچه بهم گفت از
‫نقشه‌ی تو سر در بیارم.

00:17:57.960 --> 00:18:02.080
‫تحت‌تاثیر قرار گرفتم که همچین چیزی به ذهنت رسیده. سزاوار
‫تحسین من هستی.

00:18:02.780 --> 00:18:05.410
‫و دیانا هم...

00:18:05.410 --> 00:18:08.420
‫به دلیل دیگه‌ای رفتم دیدنش.

00:18:08.420 --> 00:18:09.730
‫دلیل دیگه؟

00:18:10.050 --> 00:18:12.580
‫از بوش که روی نامه بود جاش رو پیدا کردم.

00:18:12.980 --> 00:18:16.740
‫اگرچه، به‌سختی می‌تونستم همچین بوی گوگرد قوی‌ای رو تحمل کنم.

00:18:17.420 --> 00:18:18.990
‫اینطوری بهش گفتم.

00:18:19.460 --> 00:18:24.960
‫یه داستانی از خودش در بیاره که یوئیتسو ممکنه هنوز یه جایی
‫وجود داشته باشه و به تو بگه.

00:18:25.720 --> 00:18:30.290
‫ولی اون دختر جوون درخواستم رو رد کرد.

00:18:30.290 --> 00:18:31.580
‫که‌ اینطور.

00:18:34.030 --> 00:18:35.320
‫خدایا.

00:18:35.320 --> 00:18:40.440
‫خجالت‌آور بود، ولی من موقعیت رو براش توضیح دادم و تقریباً راضیش کردم.

00:18:40.440 --> 00:18:41.760
‫بعد، تو پیدات شد.

00:18:46.730 --> 00:18:48.140
‫خونه تشریف دارید؟

00:18:48.400 --> 00:18:52.140
‫بعد، اون دختر به یه نقشه‌ی غیرضروری فکر کرد.

00:18:53.170 --> 00:18:56.570
‫بهم گفت باید عمق عزم تو رو تصدیق کنم.

00:18:56.970 --> 00:18:58.630
‫جوری حرف می‌زد انگار همه چیز رو می‌دونست...

00:18:58.990 --> 00:19:00.880
‫بله،‌ شب بخیر.

00:19:00.880 --> 00:19:02.010
‫با اجازه.

00:19:05.140 --> 00:19:06.300
‫موفق باشی.

00:19:09.000 --> 00:19:13.630
‫با گوش‌های خودم سوال احمقانه‌تو شنیدم.

00:19:16.910 --> 00:19:18.880
‫می‌تونم یه سوال بپرسم؟

00:19:18.880 --> 00:19:20.030
‫راحت باش.

00:19:20.620 --> 00:19:26.970
‫داستانی راجع‌به زوج شدن خدایان غیر مسیحی و انسان‌ها وجود داره؟

00:19:28.610 --> 00:19:29.360
‫بله.

00:19:30.090 --> 00:19:31.300
‫داستان‌های زیادی هست.

00:19:31.900 --> 00:19:36.200
‫انگار داستان‌های زیادی درباره‌ی زوج شدن خدایان و انسان‌ها هست.

00:19:37.150 --> 00:19:40.400
‫اگر این چیزی‌ـه که تو می‌خوای من مشکلی ندارم.

00:19:41.070 --> 00:19:42.410
‫در عوض...

00:19:43.110 --> 00:19:44.810
‫لطفاً ملایم باش.

00:19:47.530 --> 00:19:49.250
‫شوخی می‌کنم.

00:19:49.250 --> 00:19:52.620
‫بعد از حرف زدن با اون دختر دیگه نمی‌تونم برم تو حال و هواش.

00:19:55.680 --> 00:19:58.630
‫متوجه شدی که اون دختر انسان نیست؟

00:19:58.630 --> 00:19:59.550
‫ها؟

00:19:59.860 --> 00:20:02.720
‫پرهای زیادی تو اتاقش ریخته بود.

00:20:02.720 --> 00:20:04.430
‫اونا برای خودشن.

00:20:04.430 --> 00:20:05.730
‫واقعاً؟

00:20:05.730 --> 00:20:08.180
‫اون در اصل یه پرنده بسیار بزرگ‌تر از تو بود.

00:20:08.180 --> 00:20:12.030
‫یه روز، عاشق یه راهب دوره‌گرد شد

00:20:12.030 --> 00:20:14.690
‫و سال‌های زیادی رو همراه اون صرف ساخت یه کلیسا کرد.

00:20:14.690 --> 00:20:19.190
‫چون دختر اصلاً پیر نشد راهب مشکوک شد.

00:20:19.690 --> 00:20:22.200
‫مطمئنم می‌تونی حدس بزنی بعدش چه اتفاقی افتاد.

00:20:33.650 --> 00:20:35.800
‫من می‌خوام به زادگاهم برگردم.

00:20:36.210 --> 00:20:39.180
‫حتی اگه دیگه اونجا نباشه.

00:20:39.710 --> 00:20:40.500
‫آره.

00:20:52.730 --> 00:20:55.250
‫آدما هم کارهای چشمگیری انجام می‌دن.

00:20:55.250 --> 00:20:57.230
‫آره، شگفت‌انگیزه.

00:21:10.500 --> 00:21:12.380
‫باید بهشون ملحق بشیم.

00:21:12.380 --> 00:21:13.790
‫فکر خوبی‌ـه.

00:21:13.790 --> 00:21:18.730
‫می‌دونی، بدم نمیاد مثل اون مجسمه‌ی کاهی با شور و اشتیاق بسوزم.

00:21:26.020 --> 00:21:28.890
‫اگه یکم الکل داشته باشیم ممکنه بشه یه کاریش کرد.

00:21:29.240 --> 00:21:32.220
‫اگه تو مست بشی کی می‌خواد از من مراقبت کنه؟!

00:21:32.690 --> 00:21:34.070
‫ای نادون!

00:21:34.090 --> 00:21:41.090
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:44.980 --> 00:23:49.990
قسمت بیستم
دختر کلیسا و پسر آسیابان
‫قسمت بعد: دختر کلیسا و پسر آسیابان.