﻿WEBVTT

00:00:06.910 --> 00:00:08.690
‫برای اون روز معذرت می‌خوام.

00:00:09.650 --> 00:00:11.290
‫اینجا چیکار دارید؟

00:00:11.290 --> 00:00:13.470
‫از آقای اِوان شنیدم که اون موقع

00:00:13.470 --> 00:00:15.910
‫با شرایط بسیار سختی مواجه بودین.

00:00:17.070 --> 00:00:18.880
‫دوباره اومدید درباره صومعه بپرسید؟

00:00:18.880 --> 00:00:19.620
‫نه اصلاً.

00:00:19.950 --> 00:00:22.060
‫کدخدا هم چیزی نمی‌دونست،

00:00:22.060 --> 00:00:24.670
‫پس به‌نظر میاد بیخودی دنبالش اومدم.

00:00:24.670 --> 00:00:25.920
‫اینطوره؟

00:00:25.920 --> 00:00:28.540
‫اینطور شد که، ما تصمیم گرفتیم به سفرمون ادامه بدیم،

00:00:28.540 --> 00:00:32.360
‫و اومدیم کلیسا تا برای سفر به‌ خیری‌مون دعا کنیم.

00:00:32.384 --> 00:00:52.384
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:04.130 --> 00:02:05.180
‫از این طرف.

00:02:09.170 --> 00:02:11.130
‫پس، یه دعا...

00:02:11.130 --> 00:02:12.320
‫پدر فرانز.

00:02:12.320 --> 00:02:12.860
‫عه؟

00:02:12.860 --> 00:02:15.480
‫حتماً مردی با ایمان راسخ بودن.

00:02:16.650 --> 00:02:17.530
‫اوه.

00:02:18.360 --> 00:02:21.020
‫بله، همینطوره.

00:02:21.020 --> 00:02:21.740
‫فقط...

00:02:22.080 --> 00:02:24.540
‫قبل از اشاره‌ی شما متوجه‌اش نشده بودم.

00:02:27.220 --> 00:02:29.010
‫حالا دیگه بیاید دعا کنیم.

00:02:29.010 --> 00:02:31.810
‫عا، قبل از اون، من می‌خوام اعترافی بکنم.

00:02:31.810 --> 00:02:32.840
‫که‌ اینطور.

00:02:34.440 --> 00:02:36.260
‫پس بیاید به اتاق دیگه‌ای بریم...

00:02:36.260 --> 00:02:37.580
‫نه، دوست دارم همین‌جا انجامش بدم.

00:02:37.580 --> 00:02:39.510
‫اگر ممکنه، در مقابل خدا.

00:02:40.390 --> 00:02:41.510
‫می‌فهمم.

00:02:44.220 --> 00:02:48.300
‫بگذار خداوند شنوای اعترافت باشد، باشد که...

00:02:53.020 --> 00:02:55.650
‫نسبت به کسانی که با او صادق هستند بخشنده باشد.

00:02:57.250 --> 00:02:59.060
‫من دروغ گفتم.

00:02:59.450 --> 00:03:02.480
‫برای نفع خودم دیگری رو فریب دادم.

00:03:02.480 --> 00:03:06.520
‫آیا شجاعت این رو دارید که در مقابل خداوند به حقیقت اعتراف کنید؟

00:03:06.520 --> 00:03:07.450
‫دارم.

00:03:07.450 --> 00:03:09.440
‫نیازی به ترسیدن نیست.

00:03:09.440 --> 00:03:13.280
‫خداوند نسبت به کسانی که ایمان دارن بخشنده‌است.

00:03:13.280 --> 00:03:15.420
‫من امروز دروغ گفتم.

00:03:15.810 --> 00:03:18.920
‫دروغ گفتم تا دیگری رو فریب بدم.

00:03:19.310 --> 00:03:20.560
‫برای چی؟

00:03:20.560 --> 00:03:22.480
‫چیزی بود که باید می‌فهمیدم.

00:03:22.480 --> 00:03:24.580
‫برای اینکه به اون شخص نزدیک بشم دروغ گفتم.

00:03:25.110 --> 00:03:28.190
‫به چه کسی دروغ گفتید؟

00:03:28.190 --> 00:03:29.430
‫شما.

00:03:30.060 --> 00:03:35.830
‫من در مقابل خدا به دروغم اعتراف کردم.

00:03:35.830 --> 00:03:37.890
‫و حالا، حقیقت رو می‌گم.

00:03:37.890 --> 00:03:41.490
‫من اومدم اینجا تا راجع‌به آدرس صومعه‌ی دیندران بپرسم.

00:03:42.580 --> 00:03:45.220
‫نه، بازم دروغ گفتم.

00:03:45.220 --> 00:03:47.400
‫نیومدم تا آدرسش رو بپرسم.

00:03:47.400 --> 00:03:48.270
‫ها؟

00:03:48.270 --> 00:03:51.910
‫خانم السا، اومدم تا مطمئن بشم که اینجا صومعه‌ی دیندران هست یا نه.

00:03:53.850 --> 00:03:59.020
‫و، پدر فرانز هم به عنوان اسقف اعظم، لوئیس لانا اشتینگهیلت شناخته می‌شه.

00:03:59.020 --> 00:04:00.550
‫اشتباه می‌کنم؟

00:04:00.950 --> 00:04:02.760
‫شما در مقابل خدا قرار دارید.

00:04:03.090 --> 00:04:05.070
‫نباید در برابرش دروغ بگید.

00:04:05.800 --> 00:04:10.180
‫ما اومدیم تا درباره‌ی قصه‌های خدایان دروغینی که جمع می‌کردن
‫پرس‌وجو کنیم.

00:04:11.370 --> 00:04:16.770
‫شما نگران این هستید که شهر انبرک درمورد اقدامات
‫پدر فرانز بفهمه، درسته؟

00:04:17.790 --> 00:04:21.240
‫شـ-شما دو نفر کی هستین؟!

00:04:21.240 --> 00:04:27.120
‫دادن یه جواب راضی‌کننده به اون سوال مشکله.

00:04:27.120 --> 00:04:28.880
‫مـ-مشکله؟

00:04:28.880 --> 00:04:30.540
‫دلیلش اینه.

00:04:35.210 --> 00:04:37.480
‫می‌خوای بهشون دست بزنی؟

00:04:44.860 --> 00:04:47.330
‫از چیزی که انتظار داشتم کم‌رو‌تره.

00:04:47.330 --> 00:04:48.640
‫نمی‌دونم.

00:04:48.970 --> 00:04:53.770
‫اون نامه از طرف اربابی از یه منطقه‌ی دیگه بود که اظهار داشت
‫از این کلیسا حمایت می‌کنه.

00:04:54.220 --> 00:04:56.410
‫حتماً تا رسیدنش هرشب مشغول بوده.

00:04:57.710 --> 00:05:01.190
‫انگار اوضاع اینجا از چیزی که فکر می‌کردم خیلی ناجورتره.

00:05:05.000 --> 00:05:05.990
‫حالتون خوبه؟

00:05:09.980 --> 00:05:11.830
‫پس، خواب نبود.

00:05:12.330 --> 00:05:15.040
‫البته اونجوری فکر کنی برات بهتره.

00:05:15.370 --> 00:05:18.290
‫می‌گن شیاطین انسان‌ها رو در خواب‌هاشون فریب می‌دن.

00:05:20.830 --> 00:05:25.090
‫وقتی کاری که براش اومدیم رو تموم کنیم مثل خواب ناپدید می‌شیم.

00:05:25.800 --> 00:05:29.560
‫باید سوابقی از قصه‌هایی که پدر فرانز جمع کرده وجود داشته باشه.

00:05:29.560 --> 00:05:31.330
‫چرا دنبال همچین چیزی می‌گردین؟

00:05:31.330 --> 00:05:33.140
‫من می‌خوام به خونه برگردم.

00:05:33.560 --> 00:05:34.690
‫خونه؟

00:05:34.690 --> 00:05:37.840
‫من سال‌ها پیش زادگاهم رو ترک کردم.

00:05:37.840 --> 00:05:41.770
‫راه برگشتم رو فراموش کردم و نمی‌دونم که اوضاع دوستام همچنان
‫رو به راهه یا نه.

00:05:42.190 --> 00:05:46.340
‫علاوه بر این، حتی مطمئن نیستم شهرم هنوز وجود داره یا نه.

00:05:46.340 --> 00:05:47.700
‫چیکار می‌کردی؟

00:05:48.620 --> 00:05:52.580
‫اگر می‌دونستی کسی هست که ممکنه درباره‌ی خونه‌ات، که مدت‌هاست
‫ازش خبر نداری، بدونه؟

00:05:57.580 --> 00:05:59.670
‫من خادم خدا هستم.

00:06:01.860 --> 00:06:05.640
‫در عین حال، کسی هستم که می‌خواد راه پدر فرانز رو دنبال کنه.

00:06:05.640 --> 00:06:08.300
‫فکر نمی‌کنم که شما توسط شیطان تسخیر شده باشید.

00:06:08.750 --> 00:06:12.680
‫پدر فرانز همیشه می‌گفت چیزی به اسم تسخیر شده توسط شیطان
‫وجود نداره.

00:06:14.430 --> 00:06:15.710
‫لطفاً دنبالم بیاید.

00:06:36.840 --> 00:06:38.320
‫اینجا کجاست؟

00:06:38.590 --> 00:06:42.480
‫چیزهای گران‌بها همیشه در پشت نمازخانه مخفی شدن.

00:06:43.150 --> 00:06:45.130
‫باشد که خداوند ما را ببخشد.

00:06:52.550 --> 00:06:57.460
‫پدر فرانز، در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود که می‌شه مجسمه رو جا به جا کرد...

00:06:57.460 --> 00:06:58.650
‫فهمیدم.

00:07:00.330 --> 00:07:01.950
‫درومد.

00:07:06.410 --> 00:07:08.030
‫می‌تونیم بریم داخل؟

00:07:08.840 --> 00:07:10.250
‫من اول می‌رم.

00:07:17.910 --> 00:07:19.070
‫مراقب باشید.

00:07:24.130 --> 00:07:26.650
‫زیر زمین رو که آتیش نمی‌زنه، می‌زنه؟

00:07:26.650 --> 00:07:29.630
‫تو از من خیلی مشکوک‌تری.

00:07:34.010 --> 00:07:36.770
‫ممنونم که منتظر موندید.

00:07:36.770 --> 00:07:37.430
‫نفرمایید.

00:07:37.740 --> 00:07:38.810
‫اونا چی‌ان؟

00:07:38.810 --> 00:07:39.730
‫نامه.

00:07:40.130 --> 00:07:41.650
‫برای من.

00:07:41.650 --> 00:07:43.790
‫تو زیرزمین کتاب هست.

00:07:43.790 --> 00:07:46.370
‫گمون می‌کنم چیزی که دنبالش هستین اونان.

00:07:46.370 --> 00:07:48.090
‫می‌تونیم بیاریم‌شون بیرون و بخونیم‌شون؟

00:07:48.090 --> 00:07:50.580
‫لطفاً داخل کلیسا بخونیدشون.

00:07:55.400 --> 00:07:57.770
‫می‌دونم که شما رو مجبور به این کار کردیم.

00:07:57.770 --> 00:08:00.210
‫ازتون ممنونم، و همچنین معذرت می‌خوام.

00:08:00.210 --> 00:08:02.900
‫بله، درسته که مجبورم کردید.

00:08:03.550 --> 00:08:04.640
‫ولی...

00:08:05.390 --> 00:08:07.960
‫مطمئنم پدر فرانز خوشحال می‌شد.

00:08:08.300 --> 00:08:13.310
‫اون همیشه می‌گفت قصه‌هایی که جمع کرده فقط قصه نیستن...

00:08:15.380 --> 00:08:17.350
‫فقط، من انتظار این همه کتاب رو نداشتم...

00:08:17.640 --> 00:08:21.880
‫برای خوندن همه‌شون ممکنه لازم باشه برای چند روز بیشتر موندن با
‫مسافرخونه صحبت کنید.

00:08:21.880 --> 00:08:25.210
‫ولی ممکنه اون موقع کمک خبر کنید.

00:08:25.210 --> 00:08:28.340
‫من زندگیم رو صرف فراگیری ایمان حقیقی کردم.

00:08:28.340 --> 00:08:30.480
‫هیچ وقت برای دیگران تله نمی‌ذارم.

00:08:30.810 --> 00:08:34.660
‫حتی در نمازخانه هم، دروغ نگفتم.

00:08:34.660 --> 00:08:37.990
‫بله، من بودم که برای شما تله گذاشتم.

00:08:39.150 --> 00:08:42.490
‫به خاطر می‌سپرم که هیچ‌وقت نباید کنار یک تاجر گاردت رو پایین بیاری.

00:08:46.850 --> 00:08:48.190
‫هی...

00:08:50.420 --> 00:08:52.650
‫می‌تونم اینا رو اینجا بخونم؟

00:08:52.650 --> 00:08:55.590
‫می‌تونید، ولی یادتون باشه کارتون که تموم شد شمع‌ها رو خاموش کنید.

00:08:55.590 --> 00:08:58.200
‫اینجا یه کلیسای ثروتمند نیست.

00:08:58.200 --> 00:08:59.100
‫باشه.

00:09:04.830 --> 00:09:09.900
‫شنیدم اگر تاجری بخواد به بهشت عروج کنه باید کیفش رو سبک کنه.

00:09:11.020 --> 00:09:12.320
‫ممنونم.

00:09:14.350 --> 00:09:16.650
‫برکت خدا به همراهتون.

00:09:18.440 --> 00:09:20.200
‫نیاز نیست مراقبمون باشید؟

00:09:20.200 --> 00:09:24.670
‫از اونجایی که شما قصد ندارید فاجعه‌ای به سر دهکده‌ی ما بیارید،
‫من دلیلی برای قشرق راه انداختن ندارم.

00:09:24.670 --> 00:09:29.210
‫درسته که، همراه شما موجودی‌ـه که نباید در این کلیسا باشه.

00:09:29.210 --> 00:09:30.210
‫ولی...

00:09:30.210 --> 00:09:33.520
‫شک شما کاملاً قابل درکه.

00:09:33.520 --> 00:09:34.010
‫عه؟

00:09:34.590 --> 00:09:39.540
‫خب، اگر ازم بپرسید شکی دارم یا نه، دارم.

00:09:40.070 --> 00:09:40.970
‫ولی...

00:09:41.510 --> 00:09:43.740
‫من مشکل خیلی بزرگ‌تری دارم...

00:09:43.740 --> 00:09:46.520
‫شاید نتونم اعتراف بگیرم،

00:09:46.910 --> 00:09:50.060
‫ولی می‌تونم در مشاوره دادن مفید باشم.

00:09:50.490 --> 00:09:51.320
‫هرچند...

00:09:52.690 --> 00:09:56.860
‫فقط وقتی می‌تونم صمیمانه مشاوره بدم که موضوع پول درآوردن نباشه.

00:09:58.340 --> 00:10:04.330
‫نه، حق با شماست. شاید بهتر باشه در این شرایط از کسی مثل شما بپرسم.

00:10:04.330 --> 00:10:06.020
‫می‌تونم بپرسم؟

00:10:06.020 --> 00:10:09.230
‫البته، مطمئن نیستم بتونم پاسخ رضایت‌بخشی بهتون بدم.

00:10:11.480 --> 00:10:12.460
‫اگر...

00:10:13.020 --> 00:10:17.180
‫اگر قصه‌های جمع‌آوری شده در زیرزمین حقیقت داشته باشن، پس...

00:10:17.180 --> 00:10:18.010
‫پس؟

00:10:18.340 --> 00:10:20.970
‫این یعنی خدایی که ما بهش باور داریم دروغه؟

00:10:21.900 --> 00:10:26.980
‫پدرم... پدر فرانز داستان‌هایی از خدایان شمالی جمع کرد.

00:10:26.980 --> 00:10:31.370
‫اون بیشتر از یکی دوبار مظنون به بدعت شد.

00:10:31.370 --> 00:10:35.530
‫با این حال، اون کشیش ستودنی‌ای بود که حتی یک روز دعا رو هم جا ننداخت.

00:10:35.530 --> 00:10:42.530
‫ولی، اگر همراه شما واقعاً یه خدای دروغین باشه، به این معنی‌ـه
‫که خدای ما دروغه.

00:10:43.010 --> 00:10:44.680
‫من نمی‌دونم.

00:10:44.680 --> 00:10:49.040
‫من جرأت قضاوت شما با آب مقدس و انجیل در دستم ندارم.

00:10:49.370 --> 00:10:52.380
‫حتی نمی‌دونم تردیدم چیز خوبی‌ـه یا بد...

00:10:52.380 --> 00:10:57.090
‫من فقط یه تاجر دوره‌گردم، پس در تعالیم خدا مجرب نیستم.

00:10:57.410 --> 00:11:01.760
‫نمی‌تونم بهتون بگم که چی درسته یا غلطه.

00:11:02.090 --> 00:11:06.520
‫ولی، فکر نمی‌کنم پدر فرانز اشتباه کرده باشه.

00:11:07.500 --> 00:11:08.990
‫چرا...

00:11:08.990 --> 00:11:10.660
‫چرا اینطور فکر می‌کنید؟!

00:11:12.810 --> 00:11:14.610
‫اون صدای در باید کدخدا سم باشه.

00:11:15.070 --> 00:11:17.230
‫احتمالاً اومده تا راجع‌به شما با من صحبت کنه.

00:11:18.770 --> 00:11:24.310
‫بهش می‌گم که داشتم از شما درباره‌ی کلیساها در شهرها و کشورهای
‫دیگه می‌پرسیدم.

00:11:25.260 --> 00:11:27.410
‫این دروغ حساب نمی‌شه چون...

00:11:27.410 --> 00:11:29.000
‫بله، می‌فهمم.

00:11:29.450 --> 00:11:32.400
‫من خوشحال می‌شم درمورد تجاربم بهتون بگم.

00:11:38.120 --> 00:11:39.970
‫خیلی دلسوز به‌نظر می‌اومدی.

00:11:39.970 --> 00:11:43.640
‫تاجرها همیشه نسبت به کسانی که باهاشون کار می‌کنن دلسوزن.

00:11:44.230 --> 00:11:46.860
‫می‌تونی صحبت‌شون رو بشنوی؟

00:11:46.860 --> 00:11:49.100
‫داره راجع‌به همون چیزی که گفت باهاش حرف می‌زنه.

00:11:49.440 --> 00:11:51.690
‫انگار اونی که اسمش سِمه داره می‌ره.

00:11:51.690 --> 00:11:53.530
‫مشکل اصلی ما زمانه.

00:11:53.530 --> 00:11:57.110
‫اگه خیلی طولش بدیم، برف سفرمون رو متوقف می‌کنه.

00:11:57.410 --> 00:11:59.800
‫بازم، نمی‌دونم از پس همه اینا برمیایم یا نه.

00:11:59.800 --> 00:12:03.820
‫مطمئنم اگه هردومون یه نگاه سریع بهشون بندازیم از پسش برمیایم.

00:12:07.490 --> 00:12:08.470
‫هوم.

00:12:09.080 --> 00:12:09.980
‫چی شده؟

00:12:10.790 --> 00:12:13.370
‫بهت گفتم که از تنها موندن خسته شدم.

00:12:13.394 --> 00:12:28.394
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:31.060 --> 00:12:35.020
‫کدخدا به خونه برگشت. راجع‌به چیزی که صحبتش رو می‌کردیم...

00:12:41.160 --> 00:12:42.640
‫پس، بیاید بعداً دوباره صحبت کنیم.

00:12:50.620 --> 00:12:51.910
‫از دست تو.

00:12:56.920 --> 00:12:58.420
‫کسی اومده کلیسا؟

00:12:59.000 --> 00:13:00.920
‫فهمیدم. باید اوان باشه.

00:13:03.530 --> 00:13:05.340
‫گشنه‌ام شده.

00:13:05.680 --> 00:13:08.830
‫خب پس، بیا یه استراحتی کنیم.

00:13:09.630 --> 00:13:12.060
‫بیا تورو از اوان راز نگه داریم.

00:13:12.060 --> 00:13:14.940
‫اگرچه اون دختره ممکنه بهش بگه.

00:13:14.940 --> 00:13:18.900
‫اون برای اوان تعریف می‌کنه که چندبار در روز عطسه کرده،

00:13:18.900 --> 00:13:22.640
‫ولی راجع‌به اولین باری که اومدیم دیدن کلیسا بهش نگفته بود.

00:13:22.640 --> 00:13:24.950
‫من بازم آروم نیستم.

00:13:25.310 --> 00:13:29.150
‫ما کمک مالی هم کردیم، مطمئنم متوجه قصد ما می‌شه.

00:13:29.150 --> 00:13:31.720
‫از این مهم‌تر، حتی اگر نتونیم به وجود خدا اعتماد کنیم،

00:13:31.720 --> 00:13:34.120
‫می‌تونیم به کسانی که بهش ایمان دارن اعتماد کنیم.

00:13:34.120 --> 00:13:38.780
‫بازم، اون دختر خیلی پریشون به‌نظر میاد.

00:13:38.780 --> 00:13:41.590
‫کی می‌دونه وقتی تصمیمش رو بگیره چیکار می‌کنه؟

00:13:42.600 --> 00:13:44.300
‫درباره‌ی خدا؟

00:13:44.640 --> 00:13:47.450
‫راستی، چطوری می‌خواستی جواب بدی؟

00:13:47.450 --> 00:13:48.240
‫عا...

00:13:48.540 --> 00:13:51.970
‫من فکر می‌کنم پدر فرانز شروع به جمع کردن داستان‌های خدایان دروغین کرد

00:13:52.350 --> 00:13:55.390
‫تا وجود خدا رو اثبات کنه.

00:13:56.520 --> 00:13:59.000
‫اون هر روز دعا می‌کرد، ولی هیچ وقت نشونی ازش ندید.

00:13:59.000 --> 00:14:03.400
‫این باعث می‌شه آدم به وجود خدا شک کنه، نه؟

00:14:03.840 --> 00:14:07.500
‫به‌خاطر همین نبوده که توجهش به خدایان بقیه جلب شده؟

00:14:07.500 --> 00:14:09.780
‫اگر خدایان دروغین واقعاً وجود داشته باشن...

00:14:09.780 --> 00:14:12.350
‫پس، امکان نداره که خود خدا وجود نداشته باشه.

00:14:12.830 --> 00:14:14.290
‫خدا وجود نداره.

00:14:14.570 --> 00:14:16.780
‫هرچی نباشه، کلیسا باور داره که

00:14:16.780 --> 00:14:21.410
‫خدا این دنیا رو خلق کرده و انسان‌ها فقط قرض گرفتنش، درسته؟

00:14:21.410 --> 00:14:22.340
‫آره.

00:14:22.610 --> 00:14:26.110
‫ولی بازم، من مطمئنم که اون می‌خواسته وجودش رو احساس کنه.

00:14:28.590 --> 00:14:30.430
‫بیا، نریزش.

00:14:30.430 --> 00:14:32.300
‫بعدم نون رو قبل از خوردن ببر.

00:14:32.300 --> 00:14:34.100
‫باشه، می‌دونم.

00:14:34.580 --> 00:14:37.540
‫مهم‌تر از این، لطفاً ادامه بدین آقای لارنس.

00:14:37.540 --> 00:14:39.040
‫کجا بودم؟

00:14:39.040 --> 00:14:40.900
‫تازه سوار یه کشتی بزرگ شده بودین.

00:14:40.900 --> 00:14:42.580
‫عا، درسته.

00:14:42.580 --> 00:14:45.360
‫چیزی که بیشتر از همه روی کشتی متعجبم کرد غذا بود.

00:14:45.360 --> 00:14:46.740
‫غذا؟

00:14:46.740 --> 00:14:47.490
‫ها؟

00:14:47.490 --> 00:14:50.240
‫از مناطق مختلف زیادی تاجر اونجا بود.

00:14:50.240 --> 00:14:55.410
‫به‌عنوان مثال، نون تاجری از منطقه اِبگود به‌طرز باور نکردنی‌ای شور بود.

00:14:55.410 --> 00:14:58.400
‫نون شور؟ باورت می‌شه؟

00:14:58.400 --> 00:14:59.490
‫همینو بگو...

00:14:59.490 --> 00:15:01.580
‫نون کاملاً تخت هم بود.

00:15:01.890 --> 00:15:05.550
‫آرد و آب قبل از اینکه توسط ارواح نان‌آور برکت داده بشن خمیر و
‫پخته می‌شدن.

00:15:05.980 --> 00:15:09.800
‫این یکی داخلش عسل داشت و خیلی خوشمزه بود.

00:15:11.410 --> 00:15:14.670
‫چیزهای زیادی هست که من درباره‌ی بیرون دهکده نمی‌دونم.

00:15:15.500 --> 00:15:19.060
‫ممنونم که امروز همچین جشنی رو تدارک دیدید.

00:15:19.060 --> 00:15:23.730
‫نه، شما کمک مالی سخاوتمندانه‌ای کردید. این کمترین کاری بود
‫که ازم برمی‌اومد.

00:15:24.050 --> 00:15:26.120
‫پس، بعد از این...

00:15:26.120 --> 00:15:28.400
‫می‌تونید شب‌ها هم کتاب‌ها رو بخونید.

00:15:28.400 --> 00:15:29.690
‫ممنونم.

00:15:29.690 --> 00:15:33.440
‫پس آقای لارنس، بعداً بیشتر راجع‌به دنیای بیرون برام بگو!

00:15:33.440 --> 00:15:35.310
‫اوان، تو باید تمرین نوشتن کنی.

00:15:35.310 --> 00:15:36.200
‫چی؟!

00:15:37.740 --> 00:15:38.540
‫عا، درسته.

00:15:39.020 --> 00:15:40.890
‫راجع‌به سوالی که بعد از ظهر پرسیدین...

00:15:40.890 --> 00:15:42.460
‫خودم به جوابش فکر می‌کنم.

00:15:42.900 --> 00:15:47.630
‫پدر فرانز همیشه می‌گفت، قبل از پرسیدن فکر کن.

00:15:49.050 --> 00:15:50.510
‫درمورد چی حرف می‌زنین؟

00:15:50.510 --> 00:15:51.550
‫هیچی.

00:15:51.890 --> 00:15:54.340
‫زودباش. کمک کن تمیزشون کنم.

00:15:54.870 --> 00:15:56.230
‫حتماً.

00:15:58.030 --> 00:16:00.660
‫فقط بشقاب‌ها که نه. خرده نون‌هارم تمیز کن.

00:16:00.660 --> 00:16:02.380
‫باشه. باشه. فهمیدم.

00:16:02.380 --> 00:16:04.530
‫این رفتار ناشایسته، پس نخوریشونا.

00:16:04.530 --> 00:16:06.090
‫نیازی نیست اینو بهم بگی.

00:16:06.090 --> 00:16:08.860
‫نمی‌دونم که. تو همیشه گشنه به‌نظر میای اوان.

00:16:11.820 --> 00:16:13.000
‫اون دوتا...

00:16:13.000 --> 00:16:13.940
‫خب؟

00:16:13.940 --> 00:16:16.100
‫خیلی خوب باهم کنار میان.

00:16:19.910 --> 00:16:22.750
‫عه؟ چیز عجیبی گفتم؟

00:16:22.750 --> 00:16:24.840
‫خب، می‌دونی...

00:16:24.840 --> 00:16:26.890
‫اغلب...

00:16:28.590 --> 00:16:32.320
‫من نکات مثبت و منفی خودمو می‌دونم.

00:16:32.320 --> 00:16:33.390
‫خـ-خب؟

00:16:33.390 --> 00:16:34.810
‫پس، می‌دونی...

00:16:34.810 --> 00:16:35.630
‫موضوع چیه؟

00:16:35.630 --> 00:16:38.760
‫کاش انقدر با حسادت از اونا حرف نمی‌زدی.

00:16:39.780 --> 00:16:41.090
‫منم...

00:16:41.090 --> 00:16:43.050
‫نه، می‌فهمم.

00:16:43.050 --> 00:16:44.520
‫می‌فهمم، ولی...

00:16:44.520 --> 00:16:47.360
‫ما خودمونم حتماً شبیه احمق‌هاییم.

00:16:48.190 --> 00:16:52.400
‫نمی‌دونم چرا از این بابت انقدر خجالت می‌کشم.

00:16:52.720 --> 00:16:58.300
‫ولی تو اینجوری با حسرت می‌گی اونا باهم خوب کنار میان، بازم ما...

00:16:58.300 --> 00:16:58.830
‫نه.

00:17:00.240 --> 00:17:06.040
‫نه، خب، درست می‌گی، ولی، منظورم این بود که...

00:17:06.530 --> 00:17:08.790
‫نه، می‌فهمم.

00:17:09.310 --> 00:17:10.710
‫از قبل می‌دونستم.

00:17:11.010 --> 00:17:13.840
‫فقط نمی‌خواستم به زبون بیارمش.

00:17:14.220 --> 00:17:19.260
‫درسته که من حسودی می‌کنم، ولی درمورد رابطه‌شون نیست.

00:17:20.610 --> 00:17:22.970
‫اون دوتا به زندگی در این کلیسا ادامه می‌دن.

00:17:25.110 --> 00:17:26.230
‫ولی ما چی؟

00:17:27.070 --> 00:17:29.300
‫تو یه سرنخ راجع‌به شهرت پیدا کردی.

00:17:29.300 --> 00:17:32.130
‫و من دارم بهت کمک می‌کنم دنبالش کنی.

00:17:32.130 --> 00:17:33.030
‫ولی،

00:17:34.660 --> 00:17:36.910
‫من یه تاجر دوره‌گردم بدون هیچ ریشه‌ای.

00:17:37.330 --> 00:17:38.490
‫تو...

00:17:38.490 --> 00:17:39.380
‫پس...

00:17:40.440 --> 00:17:43.950
‫تو وقتی برگردی خونه چیکار می‌کنی؟

00:17:51.190 --> 00:17:52.310
‫نمی‌دونم.

00:17:53.060 --> 00:17:56.470
‫یه نگاه سرسری به زادگاهت راضیت نمی‌کنه، می‌کنه؟

00:17:58.070 --> 00:17:59.510
‫نه، ولش کن.

00:18:00.180 --> 00:18:01.340
‫شرمنده.

00:18:01.340 --> 00:18:03.310
‫من هولو گرگ خردمندم.

00:18:04.180 --> 00:18:06.270
‫من هولو گرگ خردمند از یوئیتسو هستم.

00:18:08.990 --> 00:18:11.300
‫من هولو گرگ خردمند از یوئیتسو هستم.

00:18:16.020 --> 00:18:16.640
‫چی؟

00:18:18.010 --> 00:18:18.660
‫هو...

00:18:22.970 --> 00:18:24.370
‫مشکلی هست؟

00:18:24.860 --> 00:18:27.370
‫نه، مشکلی نیست...

00:18:32.510 --> 00:18:33.880
‫یکم می‌خوابم.

00:18:33.880 --> 00:18:36.480
‫برام کتابا رو نگاه می‌کنی؟

00:18:39.580 --> 00:18:41.270
‫اطاعت.

00:18:57.400 --> 00:19:01.200
‫«من نمی‌خوام داستان این خدای خرس را خاص‌تر از بقیه بدانم.»

00:19:01.620 --> 00:19:05.700
‫«به‌نظر این خدا در داستان‌های مختلفی نشان داده شده.»

00:19:06.250 --> 00:19:10.000
‫با این حال، معتقدم که این خدا، تنها خداییست که من توانستم

00:19:10.000 --> 00:19:12.200
‫تا این حد با دیگران ارتباطش بدهم.

00:19:12.200 --> 00:19:15.090
‫آیا پاپ از این خبر دارد؟

00:19:15.380 --> 00:19:21.090
‫اگر فرضیات من درست باشد، خدای ما بدون جنگ پیروز شده‌است.

00:19:21.370 --> 00:19:24.510
‫اگر این درست باشد من به هیچ عنوان نمی‌توانم آرام بمانم.

00:19:24.770 --> 00:19:30.520
‫زمان جمع‌آوری این کتاب نمی‌توانستم احساس قدرتمند وجود خدا را
‫نادیده بگیرم.

00:19:30.850 --> 00:19:35.770
‫«امیدوارم این، مورد قضاوت ستایشگران تنگ‌نظر خداوند نه،

00:19:35.770 --> 00:19:41.800
‫بلکه مورد قضاوت کسانی با قلب‌های باز که عشق‌شان به خدا
‫مانند نسیمی ملایم در زمینی وسیع است قرار گیرد.»

00:19:49.260 --> 00:19:51.680
‫یه کتاب درمورد خرس شکارچی ماه پیدا کردم.

00:19:53.900 --> 00:19:55.080
‫اتفاقی افتاد؟

00:19:55.480 --> 00:19:57.210
‫احتمالش هست.

00:19:59.980 --> 00:20:03.230
‫نمی‌دونم بعد از خوندن این کتاب می‌خوای چیکار کنی.

00:20:03.880 --> 00:20:07.510
‫ولی می‌خوام باهام صادق باشی و فکرت رو بهم بگی.

00:20:09.720 --> 00:20:10.810
‫می‌فهمم.

00:20:11.970 --> 00:20:13.160
‫قول می‌دم.

00:20:25.980 --> 00:20:28.000
‫طبق نامه‌ی روی میزت،

00:20:28.000 --> 00:20:30.370
‫فکر می‌کردم انبرک کاری به کار این دهکده نداشته باشه.

00:20:30.640 --> 00:20:34.050
‫چشمان تیزبین یه تاجر واقعاً شگفت‌انگیزه.

00:20:34.050 --> 00:20:35.880
‫خودم هم همین فکر رو می‌کردم...

00:20:36.140 --> 00:20:41.260
‫من یه مسافرم. وقتی اتفاقی میفته به‌راحتی در خطر قرار می‌گیرم.

00:20:41.260 --> 00:20:44.810
‫تا وقتی من اینجام اجازه‌ی همچین چیزی رو نمی‌دم.

00:20:44.810 --> 00:20:46.220
‫لطفاً زیرزمین رو ببندید.

00:20:46.220 --> 00:20:49.350
‫اگر این ربطی به انبرک داشته باشه کدخدا حتماً سر می‌زنه.

00:20:50.250 --> 00:20:54.730
‫ما بعد از بحث مذهبی‌ای که داشتیم تا دیروقت اینجا موندیم.

00:20:54.730 --> 00:20:57.460
‫از اونجایی که همراه من یه راهبه‌اس، وضعیت قابل قبوله.

00:20:58.130 --> 00:21:00.020
‫یه پتو با خودتون به نمازخانه ببرید.

00:21:19.790 --> 00:21:21.390
‫اما، من به‌عنوان کدخدا...

00:21:29.710 --> 00:21:31.720
‫معذرت می‌خوام که دیروقت مزاحم شدم.

00:21:34.090 --> 00:21:35.020
‫اتفاقی افتاده؟

00:21:35.360 --> 00:21:38.270
‫لطفاً این مزاحمت رو تحمل کنید.

00:21:40.060 --> 00:21:43.110
‫من عضوی از انجمن تاجران روون هستم.

00:21:44.070 --> 00:21:48.780
‫افراد زیادی از شعبه‌ی کومرسون می‌دونن که من الان در این
‫دهکده هستم.

00:21:49.460 --> 00:21:50.950
‫می‌فهمم.

00:21:51.970 --> 00:21:55.370
‫ما با نیت بدی در مقابل شما نیومدیم.

00:22:00.340 --> 00:22:04.550
‫یک نفر از انبرک با خوردن گندم از دهکده‌ی ما مرده.

00:22:04.574 --> 00:22:24.574
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:24.598 --> 00:22:44.598
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:45.940 --> 00:23:49.380
‫قسمت بعدی: فاجعه‌ی برنامه‌ریزی شده و دادرسی مناسب

00:00:45.140 --> 00:00:52.860
ادویه و گرگ

00:02:05.390 --> 00:02:09.400
قسمت بیست‌ودوم
آموزه‌های کلیسا و خاطرات پدر

00:23:44.980 --> 00:23:49.990
قسمت بیست‌وسوم

00:23:44.980 --> 00:23:49.990
فاجعه‌ی برنامه‌ریزی شده و دادرسی مناسب