﻿WEBVTT

00:00:07.810 --> 00:00:09.400
‫مــ ــ می‌گما...

00:00:10.010 --> 00:00:13.150
‫به‌نظرتون اهالی دهکده تعقیب‌مون می‌کنن؟

00:00:13.530 --> 00:00:16.870
‫آخه، در ورودی زیرزمین رو باز گذاشتیم...

00:00:16.870 --> 00:00:20.180
‫خانم لیما گفتن بعد از اینکه رفتیم، درو می‌بندن.

00:00:20.180 --> 00:00:22.330
‫هـــــــه؟ پس یعنی...

00:00:22.330 --> 00:00:23.390
‫آره.

00:00:23.390 --> 00:00:26.670
‫اگه انتهای راه به بن‌بست بخوریم، تو دردسر بزرگی میفتیم.

00:00:32.280 --> 00:00:35.130
‫هی، این تو به‌طرز عجیبی بوی گند نمی‌ده؟

00:00:36.810 --> 00:00:38.100
‫کم مونده برسیم بیرون.

00:00:38.124 --> 00:00:58.124
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:32.120 --> 00:02:32.960
‫چطور ممکنه.

00:02:36.050 --> 00:02:36.930
‫هـــــــه؟

00:02:36.930 --> 00:02:38.220
‫ا ــ این...

00:02:43.400 --> 00:02:44.870
‫عالی شد.

00:02:46.750 --> 00:02:49.310
‫جناب لارنس، به‌نظرتون این سوراخ چیه؟

00:02:49.610 --> 00:02:51.060
‫نمی‌دونم والا.

00:02:51.060 --> 00:02:55.860
‫این همون سوراخی‌ــه که گفته می‌شه ارباب ترویئو
‫سال‌ها پیش حفر کردن تا توش به خواب زمستانی برن.

00:02:57.740 --> 00:03:04.330
‫اهالی دهکده همیشه موقع کاشت بذر و برداشت، میان اینجا دعا کنن.

00:03:04.730 --> 00:03:07.290
‫ما خودمون به‌ندرت شرکت می‌کنیم، ولی...

00:03:08.190 --> 00:03:10.460
‫چرا گذرگاه کلیسا به اینجا منتهی می‌شه؟

00:03:10.460 --> 00:03:13.880
‫دلیلشو نمی‌دونم، ولی خیلی هوشمندانه‌ست.

00:03:13.880 --> 00:03:16.970
‫اهالی دهکده عمراً جرئت کنن پا توی این غار بذارن.

00:03:19.090 --> 00:03:19.970
‫خب حالا.

00:03:19.970 --> 00:03:23.010
‫با وقت تلف کردن اینجا، عملاً ازشون می‌خوایم پیدامون کنن.

00:03:23.390 --> 00:03:26.010
‫بیاید اول بریم پایین، نزدیکی‌های رودخانه.

00:03:26.010 --> 00:03:27.810
‫حــ ــ حق با شماست.

00:03:27.810 --> 00:03:29.020
‫بیا بریم، السا.

00:03:29.020 --> 00:03:30.480
‫بــ ــ باشه.

00:03:34.940 --> 00:03:37.120
‫این لونه واقعیه، نه؟

00:03:37.120 --> 00:03:40.520
‫آره، ولی نمی‌دونم چند وقت پیش حفر شده.

00:03:40.520 --> 00:03:43.920
‫اون زیرزمین برای میان‌بر زدن به این سوراخ بزرگ، ایجاد شده،

00:03:43.920 --> 00:03:47.190
‫و توی مسیر دیگه، بازم ادامه داره و عمیق‌تر می‌شه.

00:03:47.190 --> 00:03:51.460
‫موندم که انتهای مسیر، واقعاً یه مار عظیم‌الجثه خوابیده یا نه.

00:03:51.460 --> 00:03:54.670
‫بعید می‌دونم باوجود ستایش‌شدن مداوم سوراخی که به‌طور اتفاقی حفر کرده،

00:03:54.670 --> 00:03:56.960
‫بتونه در آرامش بخوابه.

00:03:57.220 --> 00:04:01.780
‫خب، انسان‌ها موجودات عجیبی‌ان که عاشق ستایش چیزهای مختلفن.

00:04:01.780 --> 00:04:04.250
‫دلت نمی‌خواد تو هم من رو ستایش کنی؟

00:04:11.150 --> 00:04:11.980
‫بیا بریم.

00:04:14.820 --> 00:04:16.060
‫هــ ــ هی.

00:04:25.240 --> 00:04:27.570
‫خب، چجوری می‌خوایم فرار کنیم؟

00:04:27.900 --> 00:04:29.830
‫اول باید بریم به‌سمت انبرک.

00:04:29.830 --> 00:04:30.700
‫هـــــــــه؟

00:04:30.700 --> 00:04:33.690
‫قبلاً یه‌بار از اون شهر عبور کردیم.

00:04:33.690 --> 00:04:36.050
‫از اونجایی که می‌خوایم درخفا فرار کنیم،

00:04:36.050 --> 00:04:38.210
‫بهتره تاحدودی چم و خم کار دستمون باشه.

00:04:38.490 --> 00:04:39.820
‫که اینطور.

00:04:39.820 --> 00:04:41.300
‫بذارید یه‌چیزی بهتون بگم.

00:04:45.090 --> 00:04:47.800
‫اگه از خودتون ترس نشون بدید، هردوتونو می‌بلعم.

00:04:50.340 --> 00:04:51.800
‫روتون رو برگردونید.

00:04:51.800 --> 00:04:52.960
‫چــ ــ‌ چشم.

00:04:55.140 --> 00:04:56.140
‫لارنس.

00:04:56.140 --> 00:04:56.980
‫حله.

00:05:09.250 --> 00:05:10.200
‫نگاه نکن.

00:05:13.150 --> 00:05:16.760
‫ای بابا. چرا همیشه توی حالت انسانی‌ام، انقدر سردم می‌شه؟

00:05:16.760 --> 00:05:18.720
‫منم صرفاً با نگاه کردن بهت سردم می‌شه.

00:05:33.750 --> 00:05:35.270
‫می‌خوای تعریف و تمجید بشنوی؟

00:06:07.380 --> 00:06:10.260
‫الحق که خزم حرف نداره.

00:06:10.990 --> 00:06:12.760
‫یه‌وقت اگه قصد فروشش رو داشتی، بهم خبر بده.

00:06:18.940 --> 00:06:20.600
‫توقع زیادی نداشتم.

00:06:21.240 --> 00:06:22.000
‫بیخیال.

00:06:28.770 --> 00:06:30.570
‫این صرفاً رویایی قبل‌از سپیده‌دم‌‌ـــه.

00:06:31.000 --> 00:06:31.950
‫مگه نه؟

00:06:32.440 --> 00:06:34.490
‫بله. همین‌طوره.

00:06:35.600 --> 00:06:39.000
‫مثل اینکه پدر فرانز دروغ نمی‌گفتن.

00:06:40.270 --> 00:06:41.780
‫زود باشین بپرین بالا.

00:06:43.740 --> 00:06:46.010
‫اگه پیدامون کنن، توی دردسر میفتیم.

00:06:46.010 --> 00:06:46.670
‫باشه.

00:07:00.490 --> 00:07:04.810
‫اگه از پشتم بیفتین، توی دهنم می‌برمتون. آماده باشین.

00:07:07.380 --> 00:07:08.430
‫خب دیگه، بریم.

00:07:32.910 --> 00:07:33.930
‫سفت بچسب!

00:07:46.950 --> 00:07:47.940
‫چقدر از مسیرو طی کردیم؟

00:07:47.940 --> 00:07:49.260
‫نصفشو.

00:07:52.310 --> 00:07:54.530
‫این یه استراحت کوتاهه؟ یا...

00:07:54.530 --> 00:07:57.070
‫اگه همه‌تون بمیرین، زحمات‌مون هدر می‌ره.

00:07:57.070 --> 00:07:58.720
‫بیاید تا صبح اینجا استراحت کنیم.

00:08:00.580 --> 00:08:03.610
‫تو این فاصله، خیلی طول می‌کشه اسب‌ها بهمون برسن.

00:08:03.610 --> 00:08:05.470
‫تا مدتی خطری تهدیدمون نمی‌کنه.

00:08:07.430 --> 00:08:10.300
‫اونجا خوابتون نبره. بیاین پایین بخوابین.

00:08:16.650 --> 00:08:18.800
‫حس می‌کنم یه مادر شدم.

00:08:24.770 --> 00:08:25.700
‫چی شده؟

00:08:30.130 --> 00:08:31.780
‫می‌تونم برم یه سر و گوشی آب بدم؟

00:09:01.060 --> 00:09:02.280
‫جناب لارنس.

00:09:05.000 --> 00:09:07.240
‫اون‌ها از انبرک میان؟

00:09:07.240 --> 00:09:08.440
‫گمونم.

00:09:08.760 --> 00:09:09.880
‫که اینطور...

00:09:10.290 --> 00:09:12.280
‫خانم السا حالشون چطوره؟

00:09:13.520 --> 00:09:16.070
‫نمی‌دونم. به‌نظر خیلی بهتر میاد،

00:09:16.480 --> 00:09:19.050
‫ولی انگار یه‌چیزی ذهنش رو مشغول کرده.

00:09:20.430 --> 00:09:22.240
‫چقدر زیادن.

00:09:22.240 --> 00:09:24.860
‫چون‌که قصد دارن همه‌ی گندم‌ها رو برگردونن.

00:09:24.860 --> 00:09:26.780
‫بعضی‌هاشون نیزه هم دارن.

00:09:28.790 --> 00:09:30.200
‫می‌گم، جناب لارنس.

00:09:31.160 --> 00:09:36.120
‫نمی‌تونید از، چیز، الهه‌تون که ما رو آوردن اینجا درخواست کنید؟

00:09:36.120 --> 00:09:37.260
‫چه درخواستی؟

00:09:37.900 --> 00:09:40.180
‫که همه‌شونو بکشه.

00:09:42.360 --> 00:09:45.940
‫گیریم با درخواستت موافقت کرد و این‌کارو انجام داد.

00:09:45.940 --> 00:09:47.890
‫قطعاً‌ موفق می‌شه.

00:09:48.210 --> 00:09:53.130
‫بعدش، انبرک بدون‌شک یه ارتش به ترئو اعزام می‌کنه.

00:09:53.130 --> 00:09:55.280
‫نمی‌تونیم با تمام نیروهای نظامی که میان سراغ‌مون، بجنگیم.

00:09:55.280 --> 00:09:56.750
‫منطقیه...

00:09:56.750 --> 00:09:59.740
‫پس، حالا می‌خوایم چیکار کنیم؟

00:09:59.740 --> 00:10:03.970
‫اگه به شهر کومرسون برسیم، می‌تونیم از جون‌مون محافظت کنیم.

00:10:03.970 --> 00:10:06.540
‫بعدش یه فکری برای آینده می‌کنیم.

00:10:06.540 --> 00:10:07.860
‫که اینطور...

00:10:07.860 --> 00:10:09.970
‫اگه می‌خوای یه کاری بکنی، بهم بگو.

00:10:09.970 --> 00:10:12.620
‫دست تقدیر ما رو سر راه هم قرار داده.
‫هرکاری از دستم بربیاد، برای کمک بهتون می‌کنم.

00:10:12.620 --> 00:10:13.790
‫ممنونم.

00:10:14.840 --> 00:10:15.670
‫اون چیه دیگه؟

00:10:18.520 --> 00:10:21.730
‫اون کالسکه‌ی یه عضو عالی‌رتبه‌ی کلیساست.

00:10:21.730 --> 00:10:23.930
‫چرا یه عضو کلیسا همراهشونه؟

00:10:23.930 --> 00:10:25.600
‫تا انگ کافربودن به اعضای دهکده بزنه.

00:10:25.600 --> 00:10:27.080
‫کــ ــ کافر؟

00:10:27.080 --> 00:10:31.660
‫یه‌نفر به‌خاطر مخلوط شدن عذاب الهی ریدلیوس با گندم ترئو جونشو از دست داده،

00:10:31.660 --> 00:10:33.560
‫ولی کسی از ترئو صدمه ندیده.

00:10:33.560 --> 00:10:35.360
‫نبایدم مرگ‌ومیری باشه!

00:10:35.360 --> 00:10:37.500
‫چون از اولش عذاب الهی ریدلیوسی در کار نبوده!

00:10:37.500 --> 00:10:39.940
‫ولی مطمئنم کلیسا ادعا می‌کنه...

00:10:39.940 --> 00:10:43.480
‫اهالی دهکده‌ی ترئو به‌ این علت زنده‌ان که
‫شیطان ازشون محافظت می‌کنه.

00:10:43.480 --> 00:10:45.340
‫می‌گن ترئو، دهکده‌ی کفارـــه.

00:10:47.930 --> 00:10:48.870
‫بیا برگردیم.

00:10:54.460 --> 00:10:57.210
‫بیاین یکم جلوتر بریم و یه‌جا برای صبحانه توقف کنیم.

00:11:27.290 --> 00:11:28.270
‫السا؟

00:11:31.040 --> 00:11:31.960
‫هولو...

00:11:34.790 --> 00:11:38.420
‫تو واقعاً... یه خدایی؟

00:11:44.900 --> 00:11:47.360
‫من هولو گرگ خردمند از یوئیتسو ام.

00:11:47.360 --> 00:11:50.680
‫ولی، تا مدت‌ طولانی خدا نامیده می‌شدم.

00:11:52.730 --> 00:11:57.720
‫من توی گندم زندگی می‌کنم و می‌تونم هم به گرگ و هم به انسان تبدیل شم.

00:11:57.720 --> 00:12:00.930
‫انسان‌ها من رو به‌عنوان خدای محصولات پربار ستایش می‌کردن،

00:12:00.930 --> 00:12:03.360
‫و من دعاهاشون رو بی‌جواب نذاشتم.

00:12:03.360 --> 00:12:07.310
‫محصولات پربار؟ پس، تو ترویئو...

00:12:07.310 --> 00:12:09.920
‫همین‌جوریش جوابش رو می‌دونی، مگه نه؟

00:12:18.350 --> 00:12:20.280
‫ترویئو، ترویئوـــه.

00:12:20.280 --> 00:12:21.540
‫تو، تویی.

00:12:30.920 --> 00:12:31.790
‫پس‌ـــــ

00:12:31.790 --> 00:12:33.350
‫اون سؤال...

00:12:39.150 --> 00:12:41.340
‫سؤالی نیست که باید از من بپرسی.

00:12:46.240 --> 00:12:47.280
‫السا!

00:12:51.890 --> 00:12:52.790
‫طوریم نیست.

00:12:59.610 --> 00:13:02.660
‫من راه پدر فرانز رو ادامه می‌دم.

00:13:02.660 --> 00:13:05.090
‫حالا، می‌تونم اینو با اطمینان بگم.

00:13:07.220 --> 00:13:08.720
‫واقعاً؟

00:13:08.744 --> 00:13:12.744
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:13:12.970 --> 00:13:14.350
‫من به دهکده برمی‌گردم.

00:13:15.740 --> 00:13:16.420
‫چی؟!

00:13:19.190 --> 00:13:21.450
‫جناب لارنس، معذرت می‌خوام.

00:13:24.190 --> 00:13:26.120
‫برگشتن به دهکده چه فایده‌ای داره؟

00:13:26.120 --> 00:13:28.040
‫حتی اگه برگردی هم اون دهکده دیگه...

00:13:28.620 --> 00:13:30.100
‫ولی بازم، من باید برگردم.

00:13:30.100 --> 00:13:30.870
‫چرا؟!

00:13:35.720 --> 00:13:38.430
‫من مسئول کلیسای دهکده‌ام.

00:13:38.430 --> 00:13:39.250
‫و...

00:13:39.720 --> 00:13:41.800
‫نمی‌تونم اهالی دهکده رو رها کنم.

00:13:43.390 --> 00:13:46.050
‫اوان، امیدوارم تاجر خوبی بشی.

00:13:51.380 --> 00:13:53.310
‫جـ-جناب لارنس!

00:13:56.300 --> 00:13:59.400
‫خانم السا ازت می‌خواد تاجر خوبی بشی.

00:14:00.360 --> 00:14:03.620
‫یه تاجر باید بتونه سود و زیان رو با آرامش بسنجه.

00:14:04.690 --> 00:14:06.530
‫می‌تونی این کارو کنی؟

00:14:11.720 --> 00:14:16.720
‫مهم نیست اون چقدر مصمم باشه، هر چقدرم عزم راسخی داشته باشه،

00:14:16.720 --> 00:14:18.870
‫معنیش این نیست که نگرانی‌ای نداره.

00:14:20.670 --> 00:14:23.080
‫یه تاجر باید بتونه سود و زیان رو بسنجه.

00:14:23.510 --> 00:14:25.580
‫سود و زیان رو ترازوی تو چه وزنی دارن؟

00:14:40.970 --> 00:14:42.520
‫خب، باید چیکار کنیـ ــــــ

00:14:47.050 --> 00:14:49.500
‫من اشتباه می‌کردم؟

00:14:51.140 --> 00:14:53.450
‫من اشتباه می‌کردم؟

00:14:53.450 --> 00:14:55.280
‫هـ-همچین چیزی رو...

00:14:55.970 --> 00:14:58.700
‫واقعاً کی می‌تونه قضاوت کنه؟

00:14:58.700 --> 00:15:00.410
‫من نمی‌تونم.

00:15:00.410 --> 00:15:03.720
‫ولی، من... من...

00:15:03.720 --> 00:15:08.050
‫اینکه با وجود احتمالات ناامیدکننده، برای زادگاهت بجنگی...

00:15:12.210 --> 00:15:15.010
‫حداقل آخرش، پشیمونی‌ای برات نمی‌مونه.

00:15:26.260 --> 00:15:31.210
‫پنجه‌های من می‌تونن سنگ رو خرد کنن. من می‌تونم هر تعدادی
‫از آدما رو شکست بدم.

00:15:31.210 --> 00:15:32.960
‫خوب اینو می‌دونم.

00:15:32.960 --> 00:15:38.830
‫هیچ‌کس نتونست منو تو یوئیتسو شکست بده. نه انسان. نه گرگ.
‫نه آهو و نه گراز.

00:15:40.370 --> 00:15:42.080
‫پس خرس چی؟

00:15:43.580 --> 00:15:45.960
‫من می‌تونستم خرس شکارچی ماه رو شکست بدم؟!

00:15:46.630 --> 00:15:48.550
‫فکر نکنم.

00:15:51.470 --> 00:15:53.720
‫ولی اگه تا سر حد مرگ می‌جنگیدی،

00:15:54.050 --> 00:15:57.240
‫مطمئنم کمه کم سه صفحه از اون کتاب رو پر می‌کردی.

00:16:02.110 --> 00:16:04.340
‫نمی‌تونم بهت بگم این چیز خوب یا بدی‌ـه،

00:16:04.340 --> 00:16:07.500
‫ولی همه‌ی اینا فرضی‌ـه. اشتباه می‌کنم؟

00:16:09.890 --> 00:16:11.440
‫اشتباه نمی‌کنی.

00:16:11.440 --> 00:16:17.300
‫اگه می‌شنیدی که یکم بعد از رفتنت از یوئیتسو خرس شکارچی ماه
‫حمله کرده،

00:16:17.300 --> 00:16:19.460
‫مطمئنم با عجله برمی‌گشتی.

00:16:19.460 --> 00:16:22.550
‫ولی اتفاقی که افتاد این نبود.

00:16:22.550 --> 00:16:25.630
‫فاجعه زمانی اتفاق افتاد که کاملاً بی‌خبر بودی.

00:16:26.780 --> 00:16:30.320
‫متوجهی که الان داری چقدر احمقانه رفتار می‌کنی، نه؟

00:16:30.320 --> 00:16:31.380
‫خودم اینو...

00:16:33.370 --> 00:16:36.720
‫خودم اینو می‌دونم...

00:16:48.470 --> 00:16:52.240
‫اگه السا و اوان برمی‌گشتن چه بهونه‌ای می‌خواستی بیاری؟

00:16:52.240 --> 00:16:53.900
‫بهونه واسه چی؟

00:16:54.430 --> 00:16:55.530
‫کشتن من.

00:16:55.950 --> 00:16:59.410
‫تو همچین شرایطی، اگه من یه انسان بودم،

00:16:59.410 --> 00:17:01.660
‫تو حق نداشتی برای کشته شدن شکایت کنی.

00:17:01.660 --> 00:17:03.980
‫مقتول که توانایی شکایت کردن نداره.

00:17:04.420 --> 00:17:06.500
‫خب، می‌خوای چیکار کنی؟

00:17:07.960 --> 00:17:09.710
‫منم که باید اینو از تو بپرسم.

00:17:16.840 --> 00:17:18.140
‫فقط صبر کن.

00:17:21.150 --> 00:17:23.140
‫نمی‌تونیم کاری براشون بکنیم؟

00:17:23.860 --> 00:17:29.410
‫برای یوئیتسو خیلی دیر شده، ولی برای دهکده‌ی اونا هنوز یه شانس هست.

00:17:29.410 --> 00:17:31.400
‫من فقط یه تاجر دوره‌گردما.

00:17:31.400 --> 00:17:33.980
‫ولی، من فقط یه گرگ ساده نیستم.

00:17:34.450 --> 00:17:36.210
‫گندم سمی، ها؟

00:17:36.210 --> 00:17:39.280
‫من به راحتی می‌تونم تفاوتشو تشخیص بدم.

00:17:39.280 --> 00:17:43.160
‫قبلاً به اون احتمال فکر کردم، ولی فکر نکنم کمکی کنه.

00:17:43.450 --> 00:17:45.900
‫هیچ راهی وجود نداره که اونا ما رو باور کنن...

00:17:45.900 --> 00:17:49.080
‫آره، مگر اینکه یه معجزه اتفاق بیفته...

00:17:49.710 --> 00:17:50.840
‫معجزه؟

00:17:50.840 --> 00:17:55.300
‫من قبلاً‌ همچین معجزه‌هایی رو واسه سرگرمی به آدما نشون می‌دادم!

00:17:57.040 --> 00:18:00.540
‫تو گفتی قبلاً برای آدما معجزه می‌کردی.

00:18:00.540 --> 00:18:04.060
‫گفتم. این می‌تونه یه جوری کمکمون کنه؟

00:18:04.430 --> 00:18:05.450
‫آره.

00:18:05.450 --> 00:18:07.520
‫مواردی در گذشته بوده که

00:18:07.520 --> 00:18:10.020
‫ادعای بدعت به‌خاطر یه معجزه پس گرفته شده.

00:18:10.020 --> 00:18:13.190
‫ولی، کلیسا اونی‌ـه که تصمیم می‌گیره یه معجزه واقعاً معجزه‌اس یا نه.

00:18:13.190 --> 00:18:15.600
‫یه اتفاق کوچیک رو به‌عنوان معجزه نمی‌پذیرن.

00:18:15.600 --> 00:18:19.410
‫پس باید معجزه‌ای باشه که جلوی چشم خودشون اتفاق بیفته.

00:18:20.470 --> 00:18:21.770
‫می‌تونی همچین کاری بکنی؟

00:18:21.770 --> 00:18:23.680
‫گندمم کجاست؟

00:18:25.660 --> 00:18:26.750
‫ایناهاش.

00:18:26.750 --> 00:18:28.160
‫برام بیارش.

00:18:34.170 --> 00:18:36.230
‫خوب نگاه کن.

00:18:43.400 --> 00:18:44.330
‫چی؟!

00:18:46.950 --> 00:18:48.730
‫این باید کافی باشه.

00:18:49.070 --> 00:18:50.330
‫فوق‌العاده‌اس...

00:18:50.330 --> 00:18:52.820
‫واقعاً یه معجزه‌اس.

00:18:54.680 --> 00:18:56.250
‫خب، نظرت چیه؟

00:18:56.250 --> 00:19:00.860
‫تنها چیز دیگه‌ای که راحت با چشم دیده می‌شه شکل من به‌عنوان یه گرگه.

00:19:00.860 --> 00:19:03.470
‫نه، این کاملاً کافیه.

00:19:07.420 --> 00:19:10.250
‫الان تنها سوال اینه که السا این روش رو می‌پذیره یا نه.

00:19:10.650 --> 00:19:11.360
‫و اینکه...

00:19:11.360 --> 00:19:13.000
‫بازم هست؟

00:19:13.000 --> 00:19:15.280
‫حتی اگه بتونیم ترازو رو به‌نفع خودمون سنگین کنیم،

00:19:15.280 --> 00:19:17.630
‫فکر نمی‌کنم انبرک گندم رو پس بگیره.

00:19:17.980 --> 00:19:21.700
‫مجبور می‌شیم گندم برگردونده شده رو به پول تبدیل کنیم.

00:19:22.190 --> 00:19:23.220
‫آره.

00:19:23.630 --> 00:19:27.500
‫خب، اونجا جاییه که من می‌تونم توانایی‌هام رو به‌عنوان تاجر نشون بدم.

00:19:27.500 --> 00:19:29.100
‫مطمئنم اوضاع جور در میاد.

00:19:30.180 --> 00:19:31.100
‫بیا برگردیم.

00:19:31.100 --> 00:19:34.100
‫اهوم. زیادی سرده.

00:19:42.860 --> 00:19:45.360
‫مأیوس به‌نظر میای.

00:19:45.360 --> 00:19:47.370
‫ولی تو انگار کیفت کوکه.

00:19:57.540 --> 00:19:58.760
‫یه پیشنهاد دارم.

00:20:08.680 --> 00:20:11.730
‫این معجزه‌ایه که هولو می‌تونه اجرا کنه.

00:20:11.730 --> 00:20:14.620
‫حالا فقط باید بفهمیم دقیقاً چطور این معجزه رو به بقیه نشون بدیم.

00:20:14.620 --> 00:20:16.640
‫فکری دارین؟

00:20:16.640 --> 00:20:17.920
‫فکری دارم که بهترین زمان‌بندی رو می‌خواد.

00:20:17.920 --> 00:20:18.690
‫زمان‌بندی؟

00:20:18.690 --> 00:20:20.440
‫بله. هر محصولی باید زمانی خریداری بشه

00:20:20.440 --> 00:20:23.460
‫که قیمت در پایین‌ترین حالت باشه تا بیشترین سود به‌دست بیاد.

00:20:23.460 --> 00:20:27.380
‫منظورتون زمانی‌ـه که کدخدا و بقیه تو شرایط ناجوری بیفتن؟

00:20:27.380 --> 00:20:28.650
‫دقیقاً.

00:20:28.650 --> 00:20:30.320
‫مطمئنم نیازی نیست خیلی صبر کنیم.

00:20:30.320 --> 00:20:32.480
‫پدر مندز هم داره به دهکده میاد.

00:20:32.480 --> 00:20:33.680
‫کشیش...

00:20:35.060 --> 00:20:38.130
‫با کمال میل پیشنهادتون رو می‌پذیرم.

00:20:38.410 --> 00:20:40.110
‫از تمام کمک‌هاتون ممنونم.

00:20:40.700 --> 00:20:46.140
‫ولی، شک دارم که حتی اگر به اهالی یه معجزه نشون بدم ترویئو رو رها کنن.

00:20:46.140 --> 00:20:47.010
‫درسته...

00:20:47.010 --> 00:20:50.800
‫درمورد اینکه چطور این معجزه رو نشون بقیه بدیم یه فکری دارم.

00:20:53.580 --> 00:20:54.600
‫که‌اینطور.

00:20:55.450 --> 00:20:56.400
‫فکر هوشمندانه‌ای‌ـه.

00:20:56.840 --> 00:20:57.900
‫نظر تو چیه؟

00:20:58.340 --> 00:21:04.150
‫این روش خدایان دروغین رو پایین‌تر از خدای ما قرار می‌ده.

00:21:04.430 --> 00:21:06.620
‫با این وجود، بازم بهمون کمک می‌کنید؟

00:21:07.570 --> 00:21:10.030
‫اگرچه بدون شک من خیلی شگفت‌انگیزترم،

00:21:10.350 --> 00:21:16.040
‫یه گرگ واقعاً بزرگ چیزهایی مثل جایگاه فرد رو به‌دل نمی‌گیره.

00:21:16.910 --> 00:21:18.890
‫اگه برای نقشه‌هاتون لازم باشه،

00:21:18.890 --> 00:21:22.670
‫می‌تونم نقش یه نادون با قلبی بخشنده رو بازی کنم.

00:21:23.810 --> 00:21:25.170
‫خیلی ممنونم.

00:21:26.220 --> 00:21:28.310
‫اوان، تو مشکلی نداری؟

00:21:28.310 --> 00:21:30.930
‫مشکلی نیست. اگه مسموم شدم...

00:21:31.420 --> 00:21:35.690
‫فقط قبل از اینکه بفهمم دارم از سم می‌میرم منو بکشید.

00:21:36.090 --> 00:21:36.940
‫باشه.

00:21:37.290 --> 00:21:40.290
‫اگه اونجوری بشه، من راحت درسته قورتت می‌دم.

00:21:40.290 --> 00:21:41.440
‫هیچ دردی حس نمی‌کنی.

00:21:45.570 --> 00:21:49.450
‫پس، من مذاکرات مالی بعد از معجزه رو به شما می‌سپارم جناب لارنس.

00:21:49.800 --> 00:21:51.100
‫بسپاریدش به من.

00:21:54.510 --> 00:21:55.460
‫اومدن.

00:22:11.260 --> 00:22:13.430
‫باشد که لطف خدا شامل حال ما شود.

00:22:13.454 --> 00:22:33.454
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:33.478 --> 00:22:53.478
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:45.880 --> 00:23:49.190
‫قسمت بعد: مسیر معجزه و ادامه‌ی سفر

00:01:02.160 --> 00:01:09.880
ادویه و گرگ

00:02:23.200 --> 00:02:27.200
قسمت بیست‌وچهارم
راه خدای مار و پاسخ گرگ خردمند

00:23:44.980 --> 00:23:49.990
قسمت بیست‌وپنجم

00:23:44.980 --> 00:23:49.990
مسیر معجزه و ادامه‌ی سفر