﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:10.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:30.480 --> 00:01:35.740
‫قسمت ۱۶
‫سیویل وار

00:01:40.990 --> 00:01:44.380
‫کسی می‌دونه الان چه بلایی سرمون اومد؟

00:01:44.380 --> 00:01:49.060
‫اگه می‌خوای بگی که همه‌مون یهو
‫ خوردیم زمین، خب یه‌ذره زیادی غیرممکنه.

00:01:51.940 --> 00:01:55.090
‫صبر کن... این... ولی نمی‌تونه که...

00:01:57.100 --> 00:01:58.480
‫عوضی!

00:01:58.680 --> 00:01:59.900
‫یه‌چیزی داد بیرون.

00:02:02.950 --> 00:02:05.300
‫بازم؟! چرا نشستم؟!

00:02:09.010 --> 00:02:11.680
‫این چیزه، یعنی... پام یهو...

00:02:13.060 --> 00:02:16.200
‫منم یه‌مدتیه دستام درست کار نمی‌کنن.

00:02:16.690 --> 00:02:18.690
‫یعنی حتی نمی‌دونیم داره چی سرمون میاد.

00:02:19.210 --> 00:02:21.200
‫از این بدتر نمی‌شه.

00:02:21.200 --> 00:02:22.190
‫بیخیال.

00:02:22.550 --> 00:02:25.440
‫این قدرت... ولی نباید ممکن باشه...

00:02:39.260 --> 00:02:39.550
‫پاره

00:02:40.980 --> 00:02:43.500
‫سه‌تا حمله‌ی غافلگیرکننده رو با هم جاخالی داد؟!

00:02:43.500 --> 00:02:45.570
‫یکم دیگه دارم ناراحت می‌شم.

00:02:45.570 --> 00:02:47.480
‫نخاع و عکس‌العمل‌های خودکار.

00:02:48.880 --> 00:02:51.100
‫اینو ببینین. خیلی جالبه.

00:02:52.930 --> 00:02:54.240
‫یه‌کم شبیه...

00:02:54.240 --> 00:02:56.100
‫یه استخون خیلی نازکه؟

00:02:56.330 --> 00:02:59.620
‫این نخ نخاعی‌ـه. همینو داشت پرت می‌کرد.

00:02:59.920 --> 00:03:03.090
‫دیگه مطمئنم! این آدم...

00:03:04.320 --> 00:03:06.170
‫تباه‌شده‌ی عصبی؟

00:03:06.170 --> 00:03:06.940
‫آره.

00:03:07.630 --> 00:03:10.370
‫یه تباه‌شده‌ست که تو یه استان کوچیک به دنیا اومده...

00:03:10.370 --> 00:03:15.480
‫و بدنش می‌تونه بی‌پایان نخ‌های نخاعی از جنس مانا درست کنه.

00:03:16.630 --> 00:03:20.230
‫وقتی این نخ‌ها به اجزای بدن یکی دیگه برخورد می‌کنن،

00:03:20.230 --> 00:03:25.640
‫تو عملکرد اعصاب حرکتیشون اختلال ایجاد می‌کنن
‫و باعث تحریف فرمان مغز می‌شن.

00:03:27.010 --> 00:03:30.490
‫به‌علاوه، نخ‌های بی‌شماری که دور پوستش پیچیده شده،

00:03:30.490 --> 00:03:34.350
‫روشون الگوی مانایی برای جاخالی و ضدحمله حک شده.

00:03:34.350 --> 00:03:37.050
‫یعنی سرعت حرکتش از سرعت فکر کردن هم بیشتره...

00:03:37.830 --> 00:03:42.760
‫برای سرکوب کردن جنگ داخلی کشور،
‫فرستادنش تو میدون جنگ.

00:03:43.220 --> 00:03:45.080
‫مثل یه سلاح زیستی.

00:03:45.430 --> 00:03:48.330
‫با یه تباه‌شده مثل سلاح رفتار کردن؟!

00:03:49.020 --> 00:03:52.900
‫مثل ما نمی‌تونست قدرتش رو کنترل کنه،

00:03:52.900 --> 00:03:55.090
‫ولی باعث شد کل موازنه‌ی قدرت بهم بخوره.

00:03:55.820 --> 00:03:59.630
‫چه دوست چه دشمن، هرکسی که لمس می‌شد، از بین می‌رفت.

00:03:59.630 --> 00:04:05.080
‫حتی بعد از اینکه قلبش تیر خورد،
‫با عکس‌العمل خودکار همچنان به کشتن ادامه می‌داد.

00:04:05.710 --> 00:04:09.580
‫وقتی تبدیل به مرده‌ی متحرکی شد که کسی نمی‌تونست لمسش کنه،

00:04:09.580 --> 00:04:13.050
‫مجبور شدن یه تیکه از صخره رو منفجر کنن تا بندازنش تو دریا.

00:04:13.660 --> 00:04:19.850
‫درحالی که بدنش زیر موج‌های بی‌شمار فرو می‌رفت
‫همچنان داشت تقلا می‌کرد...

00:04:21.750 --> 00:04:25.950
‫عه راست می‌گی! حالا که گفتی، یه‌سری نخ باریک بهم چسبیده!

00:04:25.950 --> 00:04:27.190
‫ولی منطقی نیست!

00:04:27.190 --> 00:04:29.590
‫می‌گفتن مرده و غرق شده!

00:04:29.590 --> 00:04:31.750
‫ولی اگه حرفت درست باشه،

00:04:31.750 --> 00:04:35.380
‫حتی بعد از مرگم بدنش هنوز حرکت می‌کرد، درسته؟

00:04:35.380 --> 00:04:38.250
‫اون حرکات صرفاً به‌خاطر عکس‌العمل خودکارش بود!

00:04:38.250 --> 00:04:40.380
‫حرکاتی به این... باهوش نبودن.

00:04:40.380 --> 00:04:41.970
‫نباید ممکن باشه.

00:04:41.970 --> 00:04:44.670
‫پس یعنی جنازه‌ای که آب برد، تبدیل به غول شده؟

00:04:44.670 --> 00:04:48.260
‫چون تاحالا نشنیدم غولی خاطره‌های قبل از مرگش یادش بمونه.

00:04:48.730 --> 00:04:52.010
‫وقت فکر کردن نداریم! داره شروع می‌کنه!

00:04:52.230 --> 00:04:55.640
‫و حالا که فهمیدیم چه‌خبره، جاخالی دادن چندتا نخ...

00:04:55.640 --> 00:04:56.790
‫باید آسون باشه!

00:04:58.390 --> 00:04:59.400
‫ولی اینا...

00:04:59.400 --> 00:05:00.650
‫... دیگه خیلی زیادن!

00:05:01.030 --> 00:05:01.930
‫زانو بزن

00:05:01.980 --> 00:05:02.980
‫با کله بخور زمین

00:05:03.030 --> 00:05:04.400
‫بذار بیوقتی آسیب ببینی

00:05:09.580 --> 00:05:13.700
‫داری چیکار می‌کنی؟!

00:05:14.610 --> 00:05:19.410
‫ارباب، اگه قراره یه بدن تسخیر کنم، ترجیح می‌دم یه نازش باشه.

00:05:19.410 --> 00:05:23.050
‫باشه. پس این‌یکی زباله‌ست.

00:05:23.630 --> 00:05:24.810
‫پدر!

00:05:26.560 --> 00:05:29.430
‫بفرما هرطوری میلته ازش استفاده کن.

00:05:29.430 --> 00:05:34.270
‫دیگه داشتم از آوازش خسته می‌شدم.

00:05:44.110 --> 00:05:47.750
‫چی شده، کشیش؟ بازم گم شدی؟

00:05:48.920 --> 00:05:51.200
‫می‌خوای راهو نشونت بدم؟

00:05:51.450 --> 00:05:54.950
‫متأسفانه نمی‌تونی مسیر درست رو نشونم بدی.

00:06:07.590 --> 00:06:11.220
‫به چی زل زدی جسد آب‌کش؟! دعوا می‌خوای؟!

00:06:11.220 --> 00:06:12.590
‫آروم باش، جیریل.

00:06:16.320 --> 00:06:18.350
‫فهمیدم جریان چیه!

00:06:18.350 --> 00:06:21.030
‫بله. کمابیش فهمیدم.

00:06:37.210 --> 00:06:39.950
‫همه‌شون از نخ‌های نخاعی رد شدن!

00:06:41.140 --> 00:06:42.870
‫ولی همه‌ضرباتشون رو دفع کرد؟!

00:06:42.870 --> 00:06:46.800
‫اون اسکلت‌ پوسیده با عکس‌العمل نخ‌ها‌ دفاعم می‌کنه؟!

00:06:51.700 --> 00:06:56.660
‫به‌طور بی‌نظیری شمشیرم رو گرفتی.
‫حتی اگه می‌تونی نسبت به هرچیزی واکنش نشون بدی...

00:06:56.660 --> 00:06:59.200
‫بازم دست‌وپات محدوده.

00:06:59.200 --> 00:07:00.930
‫و الان دستات مشغوله.

00:07:01.280 --> 00:07:02.780
‫پروانه‌های سمّی درهم‌تنیده.

00:07:04.390 --> 00:07:07.150
‫رن-سان، سمّ روی غول‌ها اثر نمی‌ذاره!

00:07:07.220 --> 00:07:07.950
‫نه...

00:07:12.050 --> 00:07:13.210
‫اثر کرد؟!

00:07:13.620 --> 00:07:15.260
‫اون سّم عصبی بود.

00:07:15.260 --> 00:07:20.020
‫احتمالاً اون نخ‌های نخاعی یه ارتباط مستقیم با
‫سیستم عصبی خودش دارن.

00:07:20.020 --> 00:07:27.330
‫و اگه فلجش کنی، اون نخ‌های مانایی هم فلج می‌شن.

00:07:29.070 --> 00:07:31.850
‫دیگه خبری از عکس‌العمل خودکار نیست!

00:07:32.290 --> 00:07:36.730
‫نمی‌دونم فلجیش تا کِی ادامه داره! لطفاً زود حسابشو برسید!!

00:07:37.020 --> 00:07:38.720
‫رو چشم!

00:07:45.090 --> 00:07:49.410
‫می‌تونه نخ‌ها رو سفت و به تیزی اَره کنه!

00:07:52.360 --> 00:07:57.280
‫اگه همین‌کار رو هی تکرار کنه هم
‫به‌اندازه‌ی کافی خطریه!

00:07:57.280 --> 00:08:00.290
‫داره وقت می‌خره تا فلجیش از بین بره، نه؟

00:08:03.750 --> 00:08:07.530
‫مشت صد گل: چرخ‌های ویران‌کننده!

00:08:08.620 --> 00:08:10.370
‫انگار...

00:08:12.290 --> 00:08:15.810
‫بخش خوشمزه‌ش گیر تو اومد!

00:08:16.800 --> 00:08:18.470
‫و منم با کمال میل قبول می‌کنم.

00:08:19.560 --> 00:08:23.220
‫ای مرده‌ی اسف‌بار، خودم به اون سو می‌برمت...

00:08:23.220 --> 00:08:27.190
‫بدون باقی‌گذاشتن... حتی یک حسرت.

00:08:28.780 --> 00:08:30.890
‫خاندان لانگلیس، مهارت شمشیر دوتایی،

00:08:31.500 --> 00:08:33.860
‫غرش شیر!

00:08:39.910 --> 00:08:41.200
‫ایول!

00:08:43.130 --> 00:08:45.010
‫حقش همین بود!

00:08:47.790 --> 00:08:51.830
‫تموم شد! شکستش دادیم! تائو-سان! سیلفا-سان!

00:08:51.830 --> 00:08:56.320
‫نه. عکس‌العمل خودکارش درست قبل از برخورد ضربه‌م برگشت.

00:08:56.320 --> 00:09:00.220
‫احتمالاً تونسته باشه سقوطش رو کنترل کنه. به‌علاوه...

00:09:00.220 --> 00:09:03.040
‫شمشیر من هنوزم شُله...

00:09:03.040 --> 00:09:06.230
‫با اون داشتی می‌جنگیدی؟!

00:09:06.230 --> 00:09:10.970
‫فکر می‌کردم تباه‌شده‌ها نمی‌تونن قدرتشونو کنترل کنن.

00:09:11.650 --> 00:09:16.080
‫ولی واضحاً اون کاملاً به اراده‌ی خودش بود...

00:09:16.830 --> 00:09:21.240
‫این قضیه عمیق‌تر از انتظارمه.

00:09:21.610 --> 00:09:23.770
‫نباید بذاریم فرار کنه.

00:09:24.320 --> 00:09:29.580
‫طبیعیه جلوی سه‌تا ماجراجوی اون‌ سطحی کم بیارم.

00:09:33.660 --> 00:09:37.940
‫ارباب هنوز تو کلیساست. ولی خیلی آتیشی شدم.

00:09:38.920 --> 00:09:41.280
‫برم رو زمین یکم خوش بگذرونم؟

00:09:42.860 --> 00:09:46.170
‫روزی که ارباب منتظرشه نزدیکه...

00:09:47.470 --> 00:09:51.400
‫ماجراجویان عزیز، بازی‌مون بمونه برای بعد.

00:09:51.400 --> 00:09:54.660
‫وقتی زمانش برسه باز می‌بینم‌تون.

00:10:07.370 --> 00:10:09.630
‫رفتم دست به آب

00:10:28.710 --> 00:10:32.630
‫اگه بخوام زندگیمو تو یه کلمه خلاصه کنم، باید بگم «گوه» بوده.

00:10:33.070 --> 00:10:37.980
‫فقط ازم استفاده شد، و بدون اینکه به جایی تعلق داشته باشم، تموم شد.

00:10:38.900 --> 00:10:42.580
‫حتماً همینه که باعث شد تبدیل به یه شبح بشم.

00:10:43.000 --> 00:10:46.500
‫موجودات غیرمادی می‌تونن بدن زنده‌ها رو تسخیر و کنترل کنن.

00:10:46.500 --> 00:10:51.490
‫ولی برای من، فقط رو اونایی اثر می‌کرد که حیات ضعیفی داشتن.

00:10:52.290 --> 00:10:55.250
‫اون‌طوری عمراً می‌شد انتقام بگیرم.

00:10:55.250 --> 00:10:59.180
‫و کسایی که بدن قوی داشتن، حیات‌شون هم خیلی قوی بود.

00:11:00.240 --> 00:11:04.510
‫تا اینکه با ارباب آشنا شدم...

00:11:04.510 --> 00:11:09.260
‫این بدن یه چیز خیلی خاصه، تازه تونستم ترمیمش کنم.

00:11:09.960 --> 00:11:15.530
‫بدن سیویل وار حتی بعد از مرگم قدرت باورنکردنی‌ای داشت...

00:11:15.530 --> 00:11:18.130
‫و بدون ذره‌ای مقاومت منو قبول کرد.

00:11:19.290 --> 00:11:25.750
‫شاید چون دوتامون تا لحظه‌ی مرگ
‫مورد آزار واقع شده بودیم، با هم شباهتی داشتیم.

00:11:26.820 --> 00:11:29.550
‫این بدن دیگه مال توئه.

00:11:30.040 --> 00:11:34.300
‫وقتی ازش پرسیدم چی در عوضش می‌خواد، فقط خندید...

00:11:35.260 --> 00:11:39.290
‫هیچی، هرجوری می‌خوای استفاده‌ش کن.

00:11:39.700 --> 00:11:45.540
‫پس اولین کاری که کردم، قتل‌عام همه‌ی
‫اون عوضی‌هایی بود که باعث مرگم شدن.

00:11:45.540 --> 00:11:47.220
‫و بعدش...

00:11:48.550 --> 00:11:52.430
‫بعدش... هیچ برنامه‌ای نداشتم.

00:11:53.190 --> 00:11:58.590
‫اربابم طوری که انگار از اول می‌دونست
‫ اینطوری می‌شه، بهم چیزی گفت.

00:11:59.470 --> 00:12:00.800
‫خوش برگشتی.

00:12:01.440 --> 00:12:06.200
‫جمله‌ی خیلی رایجی بود، ولی برای من یه دنیای جدید بود...

00:12:09.010 --> 00:12:12.140
‫و اون تبدیل به همه‌چیز من شد.

00:12:21.290 --> 00:12:25.050
‫می‌دونستم. از اول یه‌چیزیش عجیب بود.

00:12:25.520 --> 00:12:28.230
‫قبل از همه، متوجه نخ‌های نخاعیم شد.

00:12:28.230 --> 00:12:30.550
‫و حتی عمداً لمسشون کرد!

00:12:31.470 --> 00:12:33.810
‫اون حسی که وقتی بهش وصل شدم گرفتم...

00:12:34.440 --> 00:12:37.270
‫دلسردی‌ای شدید بود که باعث می‌شد آدم خشکش بزنه.

00:12:37.860 --> 00:12:41.570
‫حق با من بود. حتی اگه این یه کابوس باشه...

00:12:41.570 --> 00:12:43.440
‫بـ ـ بازم زیادرویه!

00:12:43.850 --> 00:12:47.850
‫امکان نداره! چطور این‌همه مانا داره؟!

00:12:47.850 --> 00:12:50.780
‫ولم کن! بذار برم!

00:12:52.600 --> 00:12:55.120
‫من... فهمیدم.

00:12:55.800 --> 00:12:59.360
‫اون یه تهدید برای اربابه!

00:13:10.260 --> 00:13:12.850
‫با یه دست هم هنوز می‌تونم بجنگم!

00:13:13.190 --> 00:13:18.690
‫هیچ‌کدوم از این هفت الهه نمی‌تونن
‫با عکس‌العمل خودکارم به پام برسن!

00:13:18.690 --> 00:13:23.480
‫با نخاعم واکنش نشون می‌دم... با روحم! فقط یه هدف دارم!

00:13:23.480 --> 00:13:24.700
‫چه قشنگ.

00:13:24.700 --> 00:13:28.460
‫له کردن کله‌ی اون تخم‌جن!

00:13:32.420 --> 00:13:33.960
‫شوخی می‌کنی؟!

00:13:34.350 --> 00:13:35.840
‫من باید چه غلطی کنم؟!

00:13:36.470 --> 00:13:38.670
‫باید چیکار کنم؟!

00:13:40.730 --> 00:13:42.460
‫من...

00:13:42.890 --> 00:13:44.720
‫ما...

00:13:45.360 --> 00:13:47.960
‫باید چیکار می‌کردیم؟

00:13:57.160 --> 00:13:58.230
‫خوبه!

00:13:58.820 --> 00:14:01.740
‫بالأخره واکنش خودکارش قطع شد

00:14:01.960 --> 00:14:04.380
‫پس می‌خوای با خودت ببریش؟

00:14:04.380 --> 00:14:08.140
‫کجا می‌خوای قایمش کنی؟ تو قلعه نمی‌شه ها.

00:14:08.140 --> 00:14:10.190
‫فکر می‌کنی لوردوست برای چیه؟

00:14:10.190 --> 00:14:12.490
‫چـ ـ چی داری می‌گی...؟

00:14:12.680 --> 00:14:14.090
‫منظورت چیه...

00:14:14.090 --> 00:14:17.460
‫غولی که می‌تونه از قدرت زمان زنده بودنش
‫استفاده کنه حسابی نادره!

00:14:17.460 --> 00:14:21.000
‫باید ببرمت خونه ببینم الگوهای مانایی چطوری دارن عمل می‌کنن...

00:14:21.510 --> 00:14:24.140
‫زبون داری؟!

00:14:24.650 --> 00:14:26.250
‫عه... آره.

00:14:26.250 --> 00:14:30.250
‫باید می‌گفتی خب! احتمالاً بیش از نیاز بهت آسیب زدم!

00:14:30.570 --> 00:14:32.650
‫جدی جریانت چیه؟

00:14:32.650 --> 00:14:34.910
‫خاطرات قبل از مرگتو داری؟

00:14:35.670 --> 00:14:36.510
‫جـ ـ جان؟

00:14:36.510 --> 00:14:39.310
‫شاید یه شبح باشه.

00:14:39.310 --> 00:14:42.050
‫یعنی یه شبح جسدشو تسخیر کرده؟
‫چه‌خبره؟

00:14:42.790 --> 00:14:45.200
‫اسمتو می‌دونی؟

00:14:45.200 --> 00:14:46.430
‫لوید-ساما!

00:14:46.430 --> 00:14:48.910
‫این ممه... چیز، این کوئبو اسم نیاز داره!

00:14:48.910 --> 00:14:52.160
‫به‌نظرم اسم «الوهیت هفت‌گانه» عالی باشه!

00:14:52.160 --> 00:14:54.660
‫جدی... چه‌خبره؟

00:14:54.660 --> 00:14:57.010
‫می‌خوام بیشتر درموردت بدونم!

00:14:58.760 --> 00:15:00.250
‫باهام بیا.

00:15:07.950 --> 00:15:13.760
‫این اشکا مال منن؟ یا مال توئن، سیویل وار؟

00:15:13.760 --> 00:15:16.910
‫حاجی، عجب دل‌وجرئتی داری!

00:15:16.910 --> 00:15:20.860
‫بدون در رفتن با لوید-ساما جنگیدی...

00:15:20.860 --> 00:15:22.020
‫واقعاً عقلتو از دست دادی.

00:15:22.020 --> 00:15:23.660
‫منظورتون چیه؟

00:15:23.660 --> 00:15:28.030
‫حق با اوناست. در مقابل جرئتی که
‫برای روبه‌رو شدن با این فرد نیاز داشتم...

00:15:28.510 --> 00:15:32.610
‫سختی‌هایی که دنیا به سرم آورد هیچی نبودن!

00:15:33.270 --> 00:15:39.930
‫و دستش که فکر می‌کردم هیچوقت نمی‌تونم
‫ لمس کنم انقدر نزدیکه...

00:15:40.370 --> 00:15:42.020
‫و خیلی گرمه.

00:15:43.520 --> 00:15:46.940
‫ممنونم. و معذرت می‌خوام.

00:15:47.970 --> 00:15:53.350
‫این گوی حاوی جادوی مقدسی به‌اسم درخشش نهاییه.

00:15:53.810 --> 00:15:58.450
‫اگه بشکنه، هم گوشت فاسدی که کنترل می‌کنی، هم بدن غیرمادیت...

00:15:58.450 --> 00:16:01.250
‫تو یه لحظه از بین می‌رن.

00:16:02.670 --> 00:16:04.310
‫قورتش بده.

00:16:23.430 --> 00:16:26.080
‫چی شده؟ چرا تکون نمی‌خوره؟

00:16:26.970 --> 00:16:29.580
‫لوید-ساما، گریم...؟

00:16:29.820 --> 00:16:32.500
‫چیزی نیست. الان خوب می‌شه.

00:16:32.500 --> 00:16:36.500
‫اون نوره، جادوی مقدس بود، نه؟

00:16:36.500 --> 00:16:39.320
‫فکر کنم، آره...

00:16:40.400 --> 00:16:43.610
‫چطور یه غول یا یه شبح تونست جادوی مقدس اجرا کنه؟

00:16:44.110 --> 00:16:49.600
‫و تازه اون طلسم، درخشش نهایی بود.
‫یه جادوی پیشرفته که تعداد انگشت‌شماری از پسش بر میان!

00:16:53.000 --> 00:16:56.240
‫اربابم رو... می‌سپرم به شما...

00:16:59.460 --> 00:17:02.120
‫اربابت، نه؟

00:17:06.540 --> 00:17:09.880
‫یکم جالب شد.

00:17:13.110 --> 00:17:14.090
‫ایشا.

00:17:14.800 --> 00:17:18.120
‫میشه لطفاً پدر رو ببری انجمن ماجراجویان؟

00:17:18.120 --> 00:17:19.630
‫درواقع، اصرار می‌کنم بری.

00:17:20.050 --> 00:17:21.690
‫بابیلون-سان، شما چی؟

00:17:21.690 --> 00:17:24.150
‫من چیزیم نمی‌شه. برو.

00:17:25.400 --> 00:17:27.640
‫و نیاز نیست کمک بخوای.

00:17:36.260 --> 00:17:39.410
‫همینه. پای کسی رو نکش وسط.

00:17:40.050 --> 00:17:42.830
‫به‌هرحال هیچکس نمی‌تونه شکستش بده.

00:17:45.310 --> 00:17:50.160
‫نمی‌دونم چرا خشکش زده، ولی به لطفش ایشا تونست در بره.

00:17:50.160 --> 00:17:52.070
‫سیویل وار...

00:17:53.000 --> 00:17:55.830
‫همینطوری بمون تا ایشا در بره.

00:17:55.830 --> 00:17:59.120
‫بعدش منم می‌تونم فرار کنم.

00:18:00.780 --> 00:18:02.470
‫زنه رفت، نه؟

00:18:03.250 --> 00:18:05.980
‫تو یه نوع هیولایی؟

00:18:05.980 --> 00:18:10.110
‫عا، این؟ خب، جریان داره.

00:18:10.110 --> 00:18:13.330
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی با یه «جریان داره» این تغییر شکل رو بپیچونی؟!

00:18:13.330 --> 00:18:15.430
‫بله. آخه...

00:18:16.330 --> 00:18:18.470
‫تو قراره بمیری.

00:18:21.560 --> 00:18:22.680
‫بابیلون.

00:18:23.340 --> 00:18:25.960
‫می‌خوام تو کلیسا بمونی.

00:18:26.720 --> 00:18:29.340
‫حتی منم می‌فهمم برای شاهزاده‌ی یه کشور بده...

00:18:29.340 --> 00:18:32.580
‫بخواد بعد از یه‌روز از روحانیت دست بکشه.

00:18:32.580 --> 00:18:34.580
‫می‌خوام بمونه گندکاریمو تمیز کنی.

00:18:35.470 --> 00:18:39.240
‫تازه، اون روحانیه هم انگار توجهتو جلب کرده، نه؟

00:18:40.830 --> 00:18:43.360
‫لوید-ساما، شما هم چیزی فهمیدی؟

00:18:43.360 --> 00:18:45.930
‫مهم نیست من چی حس کردم.

00:18:46.320 --> 00:18:49.760
‫مهم اینه که تو چیزی حس کردی.

00:18:50.570 --> 00:18:54.250
‫من فقط یه شاهزاده‌ی هفتم و یه دیوونه‌ی جادوـام.

00:18:54.250 --> 00:18:57.820
‫هیچ‌وقت مثل شما حین مرگ و زندگی نبودم.

00:18:58.500 --> 00:19:03.820
‫همین باعث شد شما چیزی داشته باشین که من ندارم.
‫حساسیت نسبت به خطر.

00:19:04.270 --> 00:19:06.900
‫شاید واقعاً خبری نباشه.

00:19:06.900 --> 00:19:09.080
‫اگه اینطوری باشه مگه بهتر نیست؟

00:19:09.560 --> 00:19:12.660
‫شاید اصلاً ربطی به جادو نداشته باشه.

00:19:13.080 --> 00:19:17.060
‫از نظر من، همه‌چی یه‌جوری به جادو ربط داره.

00:19:20.580 --> 00:19:23.850
‫آدم‌ها برای رویا زندگی می‌کنن، و جادو خود رویاست!

00:19:28.270 --> 00:19:32.380
‫بابیلون، کلیسا رو می‌سپرم به خودت.

00:19:35.340 --> 00:19:39.320
‫نمی‌دونم چرا، ولی اصلاً حس ترس ندارم.

00:19:39.320 --> 00:19:42.590
‫به‌خاطر اینه که نمی‌دونم دقیقاً چقدر ازم قوی‌تره؟

00:19:43.130 --> 00:19:47.700
‫یا به‌خاطر اینکه خون‌خواهی‌ای ازش حس نمی‌کنم؟

00:19:52.460 --> 00:19:56.980
‫با اینکه مطمئنم می‌خواد منو بکشه.

00:19:59.960 --> 00:20:02.150
‫الان دقیقاً چم شده؟

00:20:04.280 --> 00:20:06.840
‫چون هیچیش منطقی نیست نمی‌ترسم؟

00:20:11.410 --> 00:20:13.110
‫یا شاید باید بگم...

00:20:13.110 --> 00:20:16.110
‫چه بافی روم اعمال کرد؟

00:20:18.410 --> 00:20:20.490
‫چون الان حسابی حس می‌کنم شجاع شدم.

00:20:27.110 --> 00:20:29.750
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم به‌طور فیزیکی متوقفش کنم.

00:20:29.750 --> 00:20:33.390
‫هر ضربه‌ای که غافلگیرانه با چاقو بهش بزنمم
‫درجا ترمیم می‌شه.

00:20:33.390 --> 00:20:37.800
‫اگه بخوام متوقفش کنم، فقط یه راه دارم...

00:20:39.070 --> 00:20:42.000
‫دسته‌ی تطهیر جادوی مقدس: درخشش!

00:20:43.710 --> 00:20:47.230
‫یه تغییر نظر می‌تونست همه‌چیو تموم کنه...

00:20:48.700 --> 00:20:53.580
‫با این‌ تفاوت که اونقدر مانا ندارم تا با یه دفعه بتونم
‫ تاریکی قلبش رو از بین ببرم.

00:20:54.150 --> 00:20:56.560
‫برای همینم هی پشت سر هم جادو اعمال می‌کنم!

00:20:58.430 --> 00:21:01.760
‫جادوی تطهیر بیشتر از انتظار بدرد مبارزه می‌خوره.

00:21:01.760 --> 00:21:05.800
‫نورش دشمنو کور می‌کنه و جاتو مخفی نگه می‌داره.

00:21:06.330 --> 00:21:08.820
‫و قلب دشمن تبدیل به نقطه‌ضعف واضحش می‌شه!‍

00:21:09.320 --> 00:21:10.550
‫چطوره؟!

00:21:10.550 --> 00:21:14.120
‫این نور هم دفاعیه هم تهاجمی، و نمی‌تونی جلوشو بگیری!

00:21:16.270 --> 00:21:18.840
‫شاید دیگه باعث شده باشه بخوای بشینی حرف بزنیم...

00:21:27.490 --> 00:21:31.210
‫عا، از بو جام رو پیدا کرد.

00:21:34.380 --> 00:21:36.020
‫قلب، نه؟

00:21:36.690 --> 00:21:40.910
‫متأسفانه قلبم قرار نیست نقطه‌ضعفم باشه.

00:21:54.160 --> 00:21:55.960
‫بهت که گفتم...

00:21:57.550 --> 00:22:00.720
‫نمی‌تونی مسیر درست رو نشونم بدی.

00:22:05.000 --> 00:22:15.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:15.024 --> 00:22:36.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:35.700 --> 00:23:39.150
‫اوج قله‌ای که حتی با عکس‌العمل آنی نتونستم بهش برسم!

00:23:39.150 --> 00:23:41.890
‫یعنی کمبود کلسیم باعث شد ببازم؟

00:23:41.890 --> 00:23:45.420
‫دفعه‌ی بعدی، قسمت ۱۷: «راز کلیسا.»

00:23:45.420 --> 00:23:48.650
‫قراره عمق جادو رو مشاهده کنی.