﻿WEBVTT

00:00:07.530 --> 00:00:09.330
‫صبح‌ به‌خیر،

00:00:10.130 --> 00:00:12.670
‫اعضای گران‌قدر ۱۲ اسقف.

00:00:12.690 --> 00:00:19.690
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:20.130 --> 00:00:24.250
‫امروز روز مقدسیه که ظهور خداوند‌مون رو جشن می‌گیریم...

00:00:24.640 --> 00:00:27.500
‫باشد که جشنواره‌ی موفقی داشته باشیم.

00:00:27.500 --> 00:00:30.520
‫بله، اما متأسفانه هوا باورنیه.

00:00:31.820 --> 00:00:34.000
‫احتمال زیاد تقصیر من باشه.

00:00:34.370 --> 00:00:37.250
‫معمولاً بارون همه‌جا دنبالم میاد.

00:00:37.250 --> 00:00:40.730
‫متأسفانه رژه‌ی خوش‌آمدگویی‌تون باید لغو بشه.

00:00:40.730 --> 00:00:43.010
‫به‌جز اون، همه‌چی همونطوری هست که بهتون اطلاع داده شده...

00:00:43.500 --> 00:00:47.700
‫همگی قراره بخش‌های مختلف کلیسا رو بازرسی کنین،

00:00:47.700 --> 00:00:51.060
‫و ما هم قراره به‌عنوان محافظ‌تون عمل کنیم.

00:00:51.060 --> 00:00:54.890
‫صبر کنین، چرا باید از جناب پاپ جدا بشیم؟!

00:00:55.080 --> 00:00:59.900
‫این بخشی از نقشه‌ی آلبرت-کون برای محافظت از ماست.

00:01:00.270 --> 00:01:06.760
‫ظاهراً اون مردی که به کلیسای دن حمله کرد،
‫ ممکنه از کلیسا متنفر باشه.

00:01:06.760 --> 00:01:12.160
‫احتمالاً‌ به‌خاطر اینه که اگه از هم جدا باشیم محافظت ازمون راحت‌تره.

00:01:12.160 --> 00:01:13.050
‫بله، قربان.

00:01:14.880 --> 00:01:18.160
‫خب، نمی‌تونیم حقیقت رو بهشون بگیم.

00:01:18.570 --> 00:01:23.120
‫اینکه واقعاً دلیلش اینه که حواس‌مون به هیولایی
‫ باشه که بین‌شون مخفی شده.

00:01:23.970 --> 00:01:29.450
‫خیالتون راحت باشه، هرطور شده ازتون محافظت می‌کنیم.

00:01:29.770 --> 00:01:34.840
‫خیلی‌خب، به محل‌های مربوطه برای بازرسی می‌بریم‌تون،

00:01:34.840 --> 00:01:37.140
‫پس لطفاً سوار کالسکه‌هاتون بشید.

00:01:38.200 --> 00:01:41.230
‫جناب پاپ، لطفاً تشریف بیارید.

00:01:46.150 --> 00:01:50.020
‫آناستازیا-ساما، من همراه شما میام.

00:01:51.250 --> 00:01:53.370
‫ممنون می‌شم.

00:01:58.620 --> 00:02:00.460
‫از این وضع خوشم نمیاد.

00:02:01.240 --> 00:02:06.650
‫من نگهبان نمی‌خوام. اگه کسی انقدر احمق باشه که بخواد بهم حمله کنه...

00:02:07.740 --> 00:02:11.320
‫دماغ‌شو خرد می‌کنم و مستقیم می‌فرستمش پیش خدای عزیز.

00:02:15.510 --> 00:02:18.950
‫باتس، مردها نباید انقدر حرف بزنن.

00:02:18.950 --> 00:02:21.270
‫مردها با کمرشون ارتباط برقرار می‌کنن.

00:02:21.530 --> 00:02:23.250
‫داری چی می‌گی، دانته؟

00:02:23.250 --> 00:02:25.130
‫کمر که دهن نداره.

00:02:25.130 --> 00:02:27.440
‫برای همینه که احمقی.

00:02:28.040 --> 00:02:31.280
‫عوضی به کی می‌گی احمق؟!
‫بـ ـ ببخشید...

00:02:31.580 --> 00:02:34.790
‫دانته-ساما، از این طرف تشریف بیارید.
‫جرئت داری دوباره بگو!

00:02:36.530 --> 00:02:39.340
‫دانته! حرف‌مون هنوز تموم نشده!

00:02:40.820 --> 00:02:43.050
‫مسیر ما اینوره.

00:02:43.050 --> 00:02:44.470
‫ولم کن عجوزه!

00:02:44.470 --> 00:02:46.540
‫با دانته حرف دارم!

00:02:46.540 --> 00:02:48.120
‫هوی، چرا انقدر قوی‌ای؟!

00:02:48.120 --> 00:02:50.270
‫خودمون رو می‌سپریم به شما.

00:02:54.350 --> 00:02:56.270
‫اصلاً گرم نمی‌گیره، نه؟

00:02:56.840 --> 00:02:59.870
‫من قراره از کی محافظت کنم؟

00:02:59.870 --> 00:03:02.950
‫یه جذابشو بدین من!

00:03:02.960 --> 00:03:04.590
‫اون نیست؟

00:03:05.570 --> 00:03:07.910
اسقف اعظم
آکاماکی

00:03:09.130 --> 00:03:10.840
‫نه، هنوز دیر نشده!

00:03:10.840 --> 00:03:12.490
‫قراره محافظ یکی دیگه باشم!

00:03:12.490 --> 00:03:13.610
‫این‌بار یه جذابش باشه!

00:03:13.610 --> 00:03:15.410
‫یکی دیگه هم هست.

00:03:19.940 --> 00:03:21.160
‫از این طرف تشریف آرو...

00:03:21.160 --> 00:03:23.470
‫چرا انقدر بی‌انگیزه‌ای؟!

00:03:23.470 --> 00:03:25.180
‫خودتو جمع‌جور کن!

00:03:25.650 --> 00:03:26.990
‫تویی، مگه نه؟

00:03:28.860 --> 00:03:34.430
‫کسی که گفت کلیسای دن توسط کسی
‫مورد حمله واقع شد که لباس روحانی تنش بود.

00:03:34.430 --> 00:03:35.450
‫درسته.

00:03:35.450 --> 00:03:40.330
‫و انگار فکر می‌کنین اون فرد درواقع یکی از اعضای کلیساست.

00:03:40.330 --> 00:03:41.950
‫رذل پست!

00:03:42.260 --> 00:03:45.710
‫چطور جرئت می‌کنی اینطور بهمون توهین کنی؟! چه نقشه‌ای کشیدی؟!

00:03:45.710 --> 00:03:48.400
‫تور، آروم بگیر.

00:03:48.400 --> 00:03:51.670
‫و خب، سرنخی از مجرم داری؟

00:03:51.670 --> 00:03:53.900
‫راستش... نه.

00:03:55.050 --> 00:03:59.210
‫فکر می‌کنم محافظت از ما وقتی همه کنار هم باشیم آسون‌تر باشه.

00:04:02.160 --> 00:04:05.460
‫از این طرف بفرمایید، اسقف‌های عزیز!

00:04:05.720 --> 00:04:09.220
‫وایسا ببینم! اون چیه دستت؟

00:04:09.220 --> 00:04:12.720
‫صرفاً یه نوشیدنی برای گرم کردن فضا قبل از این وظیفه‌ی مهممه.

00:04:13.370 --> 00:04:15.190
‫جناب اسقف، یکم میل دارید؟

00:04:16.970 --> 00:04:19.760
‫احمق! اونوقت قراره از ما محافظت کنی؟!

00:04:19.760 --> 00:04:21.230
‫معذرت می‌خوام!

00:04:28.790 --> 00:04:35.750
‫قسمت ۱۹
جشنواره‌ی پیدایش والا

00:04:39.050 --> 00:04:40.260
‫پدر.

00:04:40.570 --> 00:04:43.390
‫جناب پاپ به‌زودی می‌رسه.

00:04:43.390 --> 00:04:46.740
‫خیلی وقته گیتان رو ندیدم.

00:04:46.740 --> 00:04:49.010
‫مدت زیادیه که همدیگه رو می‌شناسین، نه؟

00:04:49.010 --> 00:04:55.030
‫آره، خیلی قبل‌تر از اینکه من شاه بشم و گیتان پاپ بشه.

00:04:55.950 --> 00:05:00.100
‫اگه یکی از اسقف‌ها همون روحانی مرموز باشه...

00:05:00.510 --> 00:05:06.280
‫اینطوری جداکردنشون باید هر فرصتی برای ترور پاپ رو از بین ببره.

00:05:06.910 --> 00:05:09.690
‫امیدوارم اتفاق غیرمنتظره‌ای نیفته...

00:05:11.890 --> 00:05:14.410
‫کالسکه‌ی جناب پاپ رسیدن.

00:05:18.250 --> 00:05:20.670
‫مشتاق دیدار، حضرت عالی.

00:05:21.160 --> 00:05:23.970
‫امیدوارم هر گستاخی‌ای که از من سر زده رو عفو کنید.

00:05:23.970 --> 00:05:25.930
‫اوه، آلبرت-کون!

00:05:26.220 --> 00:05:28.130
‫خیلی بزرگ شدی.

00:05:29.580 --> 00:05:31.140
‫گیتان!

00:05:31.140 --> 00:05:32.550
‫چارلز!

00:05:32.550 --> 00:05:35.600
‫وقتی شنیدم خودت شخصاً میای کلیسا رو بازرسی کنی،

00:05:35.600 --> 00:05:38.160
‫رفتم برنامه‌هامونو باهم هماهنگ کردم!

00:05:38.160 --> 00:05:42.060
‫مطمئنم فقط اومدی اجرای دخترت رو ببینی.

00:05:43.190 --> 00:05:46.210
‫راست می‌گی، ساریا خیلی نازه.

00:05:46.210 --> 00:05:48.370
‫با اینکه گاهی اسم منو اشتباه می‌گه...

00:05:48.370 --> 00:05:48.850
‫چان!

00:05:48.850 --> 00:05:51.040
‫اسمم چارلزه، بابا جان!

00:05:51.040 --> 00:05:54.070
‫عه؟ نباید سر این عصبانی بشی؟

00:05:54.300 --> 00:05:58.000
‫درواقع امروز مشتاق یه چیز دیگه‌م.

00:05:58.000 --> 00:05:58.780
‫چی؟

00:05:58.780 --> 00:06:01.410
‫بهتر نیست بحث رو داخل ادامه بدیم؟

00:06:02.510 --> 00:06:04.800
‫دلم شور می‌زنه.

00:06:04.800 --> 00:06:07.200
‫به‌خاطر اینه که امنیت اینجا خیلی شله...

00:06:07.580 --> 00:06:11.570
‫داخل جشنواره‌ی پیدایش حمل سلاح ممنوعه.

00:06:12.250 --> 00:06:15.870
‫درحالت عادی فکر می‌کنی اینطوری امن‌تره...

00:06:17.850 --> 00:06:21.110
‫با توجه به اینکه دشمن می‌تونه تغییر شکل بده،

00:06:21.700 --> 00:06:24.020
‫این تصویر شاید خیلی به کار نیاد.

00:06:25.120 --> 00:06:26.940
‫ولی کسی به ذهنتون می‌رسه؟

00:06:28.750 --> 00:06:29.860
‫نه.

00:06:30.640 --> 00:06:32.950
‫درواقع، غیرممکنه.

00:06:32.950 --> 00:06:38.190
‫شرایط رو درک می‌کنم، ولی برای لغو جشنواره‌ی پیدایش خیلی دیره.

00:06:39.040 --> 00:06:42.930
‫باید تحقیقات رو بعد از جشنواره ادامه بدین...

00:06:45.040 --> 00:06:49.510
‫در همین‌حال،‌ می‌تونی هرطور میلته به امنیت جشنواره رسیدگی کنی.

00:06:51.520 --> 00:06:53.450
‫اگه اتفاقی بیفته...

00:06:53.850 --> 00:06:55.340
‫روی شما حساب می‌کنم.

00:06:57.240 --> 00:07:00.600
‫خواهش می‌کنم... اُمیدوارم چیزی نشه...

00:07:00.600 --> 00:07:02.600
‫اُمیدوارم همه بتونن خوش بگذرونن.

00:07:03.240 --> 00:07:06.310
‫و بعد همه سالم برگردن.

00:07:07.650 --> 00:07:11.350
‫اون خوشگله همیشه تو این کلیسا بوده؟

00:07:11.350 --> 00:07:14.040
‫صبر کن، اون یه خواهر روحانیه؟!

00:07:14.040 --> 00:07:17.320
‫مگه با آناستازیا-ساما نیومدن؟

00:07:17.320 --> 00:07:19.080
‫جدی...؟

00:07:19.940 --> 00:07:23.230
‫به‌نظر میاد نسبت به من توجه بیشتری جلب کردین.

00:07:24.340 --> 00:07:28.880
‫چطوره جای خدمتکار بودن به کلیسا ملحق شی؟

00:07:31.570 --> 00:07:33.980
‫اسقف اعظم آناستازیا.

00:07:34.430 --> 00:07:38.380
‫اگه تو همون روحانی مرموز باشی، یا هم‌دستش باشی...

00:07:38.960 --> 00:07:41.540
‫بدترین حالت ممکن می‌شه.

00:07:42.370 --> 00:07:44.700
‫یه لباس دیگه؟

00:07:44.700 --> 00:07:52.170
‫بله، اگه قراره تمام روز ازم محافظت کنین،
‫ پس باید ظاهرتون هم درخور باشه.

00:07:52.750 --> 00:07:57.540
‫متوجه شدم. پس اگه ممکنه بهم یه لباس روحانیت قرض بدین...

00:08:00.520 --> 00:08:05.040
‫درسته که برای محافظت از منه، اما نباید همچین چیزی
‫با خودتون داشته باشین.

00:08:05.720 --> 00:08:09.560
‫براتون یه لباس روحانیت با دامن کوتاه تدارک می‌بینم.

00:08:11.230 --> 00:08:14.300
‫قدرتش دقیقاً همون‌قدره که شنیده بودم.

00:08:14.300 --> 00:08:16.540
‫و مستقیماً برای پاپ کار می‌کنه...

00:08:16.900 --> 00:08:19.700
‫نزدیک‌ترین فرد بهش این زنه.

00:08:20.100 --> 00:08:22.110
‫فقط می‌تونم دعا کنم...

00:08:22.680 --> 00:08:26.310
‫که دشمن نباشه.

00:08:26.630 --> 00:08:31.310
‫عجب... حتی بدون شمشیر هم این‌همه تنش داره.

00:08:32.150 --> 00:08:37.640
‫بقیه‌ی اسقف‌ها هر کدوم دونفر محافظ باهاشون بود،
‫اما برای من فقط یه محافظ گذاشتن.

00:08:37.640 --> 00:08:41.210
‫و تازه اونم تیغه‌نقره‌ایه.

00:08:41.210 --> 00:08:44.320
‫به‌لطف‌شون به‌سختی می‌تونم کاری کنم...

00:08:45.450 --> 00:08:49.580
‫یکمم درمورد کلاغ‌هایی که با وجود بارون از سقف کلیسا
‫دور نشدن هم کنجکاوم.

00:08:50.140 --> 00:08:53.330
‫ولی... نباید مشکلی باشه.

00:08:53.330 --> 00:08:58.600
‫شما باید وضعیتی بسیار فراتر از بدترین حالت رو تصور می‌کردین.

00:09:06.350 --> 00:09:08.230
‫انگار داره شروع می‌شه.

00:09:09.090 --> 00:09:12.110
‫از کلیسا انتظار همچین اجرایی نداشتم!

00:09:12.110 --> 00:09:14.380
‫نکنه طبل‌ان؟

00:09:46.280 --> 00:09:48.660
‫چی شد؟! چه‌خبر شده؟!

00:09:49.290 --> 00:09:50.370
‫نگهبان‌ها!

00:09:51.240 --> 00:09:52.660
‫چی شده؟!

00:09:52.660 --> 00:09:54.200
‫همگی، لطفاً آروم بمونید...

00:09:56.380 --> 00:09:58.060
‫یه اتفاقی بیرون داره میفته...

00:09:59.120 --> 00:10:01.370
‫دروازه‌های جهنمه.

00:10:01.820 --> 00:10:04.690
‫اون صدای باز شدنشون بود، چارلز.

00:10:05.630 --> 00:10:11.380
‫اُمیدوار بودم بهترین جایگاه برای تماشای اجرا رو داشته باشی.

00:10:33.430 --> 00:10:35.800
‫ببخشید که تو همچین زمان دشواری مزاحمت شدم.

00:10:35.800 --> 00:10:42.150
‫اما ما معتقدیم شما درخورد تبدیل شدن به پاپ بعدی هستی...

00:10:45.000 --> 00:10:48.340
‫مراسم پاپ شدن رو انجام می‌دی...

00:10:49.280 --> 00:10:50.480
‫گیتان؟

00:10:53.290 --> 00:10:58.340
‫قراره درخشش نهایی‌مون رو روت اجرا کنیم.

00:10:58.790 --> 00:11:03.170
‫اگه بتونی در حین حفظ پاکی دلت تحملش کنی...

00:11:03.590 --> 00:11:07.910
‫اون‌وقت بدون شک، یه قدیسی... و لایق پاپ شدن هستی.

00:11:08.700 --> 00:11:10.440
‫درخشش نهایی.

00:11:21.480 --> 00:11:24.580
‫هیچ تاریکی‌ای در روحم نیست.

00:11:24.910 --> 00:11:28.340
‫چیزی برای توبه کردن ندارم.

00:11:30.950 --> 00:11:34.540
‫با شکوهه! عجب فرد شگفت‌آوری!

00:11:34.540 --> 00:11:37.310
‫یه کوچولو هم واکنش نشون نداد.

00:11:38.540 --> 00:11:41.720
‫یعنی حتی ذره‌ای پلیدی در روحش نداره!

00:11:41.720 --> 00:11:44.780
‫اونم بعد از همه‌ی این اتفاقات!

00:11:50.010 --> 00:11:51.080
‫خیر.

00:11:53.210 --> 00:11:56.980
‫در اون لحظه، چیزی برام روشن شد.

00:11:57.510 --> 00:12:01.830
‫اینکه اون حس سیاه و پیچ‌درپیچ که تو وجودم ریشه می‌زد،

00:12:01.830 --> 00:12:05.930
‫خیلی شوم‌تر از چیزیه که خدایان بهش می‌گفتن شر.

00:12:06.890 --> 00:12:11.490
‫و هیچ پرتوی نوری، هرگز نمی‌تونست بهش برسه.

00:12:13.590 --> 00:12:17.940
‫ایمان من به ورطه به اندازه‌ی عمقش ریشه داره.

00:12:20.780 --> 00:12:24.770
‫بیرون خیلی شلوغ شده، چارلز.

00:12:25.620 --> 00:12:31.270
‫در اصل قرار بود کیمراها از زیر این کلیسا هم بیرون بیان، ولی...

00:12:31.270 --> 00:12:34.700
‫آلبرت-کون اون تأسیسات رو از کار انداخت.

00:12:36.040 --> 00:12:38.730
‫البته، مشکلی نیست.

00:12:38.730 --> 00:12:42.290
‫ارتشم مانند موجی عظیم کل این کشور رو دربر می‌گیره..

00:12:42.290 --> 00:12:44.050
‫این حفره دیگه چیه؟

00:12:44.050 --> 00:12:45.410
‫‌یهو باز شد.

00:12:45.850 --> 00:12:47.840
‫تا زمانی که این کشور رو غرق...

00:12:48.820 --> 00:12:50.630
‫و نابود کنه.

00:12:51.780 --> 00:12:54.330
‫فرار کنین! هیولان!

00:12:58.550 --> 00:12:59.920
‫باورم نمی‌شه!

00:13:00.420 --> 00:13:02.860
‫کسی که داشتیم ازش محافظت می‌کردیم،
‫کسی بود که باید می‌رفتیم سراغش!

00:13:03.610 --> 00:13:07.480
‫این پدر بود که باید ازش محافظت می‌کردیم!

00:13:07.930 --> 00:13:10.560
‫و آلبرت-کون، بعدی تویی.

00:13:10.560 --> 00:13:13.670
‫با توجه به اینکه تو وارث اراده‌ی پادشاه چارلزی...

00:13:15.070 --> 00:13:18.950
‫هرچند راستشو بگم، قصد دارم همه‌ی کسایی
‫ که پیروی اراده‌ی خداوندن رو از بین ببرم.

00:13:19.360 --> 00:13:23.940
‫قوانین این کشور بر اساس آموزه‌های الهی ساخته شدن.

00:13:24.390 --> 00:13:28.000
‫«مرتکب قتل نشو. فریب نده. دزدی نکن.»

00:13:28.000 --> 00:13:31.700
‫تمام چیزایی که همه بدیهی فرض می‌کنن...

00:13:32.520 --> 00:13:34.960
‫تک تک‌شون غلطه.

00:13:34.960 --> 00:13:39.090
‫کشتن، دزدیدن... راستش هیچ‌کدوم مهم نیست.

00:13:40.040 --> 00:13:42.220
‫البته درصورتی که اراده‌ی پشت‌شون پاک باشه...

00:13:43.660 --> 00:13:44.720
‫گیتان!

00:13:45.080 --> 00:13:46.650
‫اون صدا...

00:13:46.650 --> 00:13:49.210
‫فکر کنم اولین بارمونه که ملاقات می‌کنیم،

00:13:49.900 --> 00:13:51.850
‫جیریلِ فرشته.

00:13:52.390 --> 00:13:55.450
‫و با وجود همه‌ی کارهایی که کردم، رئیست...

00:13:56.210 --> 00:13:59.480
‫انگار خداوند هنوز هم قصد نداره به زمین نزول کنه.

00:14:00.010 --> 00:14:05.230
‫اُمیدوار بودم وحشی‌گریم خداوند رو مجبور به دخالت کنه.

00:14:05.230 --> 00:14:07.580
‫چی باعث شد عوض بشی؟!

00:14:07.580 --> 00:14:10.740
‫بسته به جوابت، شاید مجبور شم خودم قضاوت الهی به سرت بیارم!

00:14:11.030 --> 00:14:16.450
‫اون یکی از فرستادگان خداونده که جادوی مقدس اعطا می‌کنه؟

00:14:16.450 --> 00:14:17.350
‫چه‌خبره؟!

00:14:17.350 --> 00:14:18.380
‫حضرت عالی؟!

00:14:18.700 --> 00:14:20.990
‫با کمک اون می‌تونم مهارش کنم؟

00:14:20.990 --> 00:14:22.170
‫دشمن‌مون یه نفره...

00:14:22.560 --> 00:14:25.790
‫می‌تونیم بدون آسیب رسوندن به پدر یا مهمون‌ها از پسش بربیایم؟

00:14:29.230 --> 00:14:31.900
‫جوابی بهت بدهکار نیستم.

00:14:32.890 --> 00:14:34.090
‫ای وای...

00:14:35.230 --> 00:14:36.450
‫اون چیه؟!

00:14:36.450 --> 00:14:37.860
‫اعلی‌حضرت!

00:14:39.150 --> 00:14:41.570
‫هیولاست؟! ولی اون حضرت عالی‌ان!

00:14:41.570 --> 00:14:42.900
‫یکی سربازها رو صدا بزنه!

00:14:42.900 --> 00:14:45.730
‫وقتی اون پوستر رو دیدم...

00:14:45.730 --> 00:14:49.410
‫چهره‌ی جوونیت یادم اومد.

00:14:49.410 --> 00:14:51.090
‫یا بهتره بگم...

00:14:51.660 --> 00:14:57.160
‫یادم اومد اگه پسرت زنده بود... اون‌شکلی می‌شد.

00:14:57.460 --> 00:15:01.920
‫از اون موقع... عوض شدی؟

00:15:02.240 --> 00:15:03.920
‫چارلز.

00:15:04.160 --> 00:15:07.730
‫مشکلی نداری اینا آخرین حرفات باشه؟

00:15:08.470 --> 00:15:09.920
‫پدر!

00:15:10.490 --> 00:15:12.300
‫اعلی‌حضرت!

00:15:14.600 --> 00:15:20.800
‫جناب فرستاده... منو بیخیال شید... آلبرت رو نجات بدید!

00:15:20.800 --> 00:15:24.260
‫و به هر دو فرزندم بگید...

00:15:24.260 --> 00:15:27.560
‫که متأسفم نتونستم اجراشون رو ببینم!

00:15:27.560 --> 00:15:29.380
‫فرستاده! منو بیخیال!

00:15:29.380 --> 00:15:31.890
‫پدرم! از پدرم محافظت کنید!

00:15:33.490 --> 00:15:35.120
‫لازم نیست نگران باشی.

00:15:35.120 --> 00:15:38.360
‫کل خاندان سلطنتی رو می‌فرستم بهشت...

00:15:38.360 --> 00:15:40.470
‫و اونجا می‌تونی به اجراشون گوش بدی.

00:15:40.470 --> 00:15:42.510
‫به موسیقی شیرین بچه‌هات.

00:15:42.510 --> 00:15:44.710
‫از پدرم محافظت کنید!

00:15:45.200 --> 00:15:48.710
‫صبر کن... دوتا... بچه‌ش؟

00:15:55.840 --> 00:15:59.990
‫الان بدون اجازه بهشت رو ترک کردم...

00:16:01.560 --> 00:16:06.100
‫و ایشون رئیس من... تو این دنیای فانی‌ان.

00:16:26.750 --> 00:16:30.430
‫بهش که فکر می‌کنم، همون لحظه‌ای بود که از کنار هم رد شدیم.

00:16:34.590 --> 00:16:39.020
‫پسری که خیلی یهویی پشت‌سرم ظاهر شد.

00:16:39.410 --> 00:16:41.200
‫و اون بیم‌ـی که بهم داد...

00:16:41.200 --> 00:16:43.140
‫اون چیزی که ازش چشم‌پوشی کرده بودم...

00:16:43.440 --> 00:16:46.260
‫اصلاً امکانش بود همچین خطای بی‌نظیری رو تصور کنم؟

00:16:46.260 --> 00:16:50.290
‫به‌عنوان یه انسان، دستم به بهشت نمی‌رسید.

00:16:50.290 --> 00:16:56.740
‫پس سعی کردم با خفه کردن یک کشور و ایمانش به خداوند،
‫مقابل الوهیت قد علم کنم...

00:16:56.740 --> 00:17:00.460
‫و شاید، نابودی کشور...

00:17:00.460 --> 00:17:04.840
‫باعث می‌شد خداوند شخصاً برای قضاوتم نزول کنه.

00:17:04.840 --> 00:17:08.290
‫مدت‌ها به این امید خفیف چنگ زده بودم.

00:17:14.610 --> 00:17:19.890
‫ممنونم. با کشتن تو، سقوط من به ورطه تکمیل می‌شه.

00:17:22.770 --> 00:17:25.820
‫کسی که می‌تونه باعث شه همچین حسی پیدا کنم...

00:17:25.820 --> 00:17:28.570
‫کسی که با فرشته‌ای در خدمتش بر من نازل شده...

00:17:28.570 --> 00:17:31.610
‫اگه تو خدا نیستی، پس چی هستی؟

00:17:32.910 --> 00:17:34.580
‫من فقط یه شاهزاده‌ام.

00:17:35.380 --> 00:17:36.760
‫اونم شاهزاده‌ی هفتم.

00:17:37.660 --> 00:17:38.830
بــــــــــوم

00:17:39.220 --> 00:17:40.070
‫چی شد؟!

00:17:44.900 --> 00:17:49.010
‫پدر؟! آل-نی؟! از کجا پیداتون شد؟!

00:17:49.010 --> 00:17:51.770
‫دیان؟! اینجا قلعه‌ی سالومه؟

00:17:51.770 --> 00:17:53.840
‫چه خبره شده...؟

00:17:53.840 --> 00:17:56.360
‫من باید اینو بپرسم!

00:17:56.360 --> 00:17:59.340
‫ربطی به شلوغی اون بیرون داره؟

00:17:59.630 --> 00:18:02.360
‫درسته، دیان! دستم به دامنت!

00:18:04.080 --> 00:18:05.080
‫پدر...

00:18:06.960 --> 00:18:10.330
‫دشمن می‌تونه آزادانه ظاهرش رو عوض کنه.

00:18:10.900 --> 00:18:15.570
‫برای همین مطمئنم صرفاً خودش رو جای حضرت عالی زده بود!

00:18:16.110 --> 00:18:17.290
‫نه...

00:18:20.150 --> 00:18:21.770
‫حق با توئه.

00:18:22.340 --> 00:18:25.370
‫حتماً یه بدل بوده.

00:18:25.630 --> 00:18:28.460
‫به تمام سربازان قلعه اطلاع بدین!

00:18:28.460 --> 00:18:31.380
‫دشمن کلیسای دن رو فتح کرده!

00:18:31.750 --> 00:18:34.890
‫به هر قیمتی از شهروندا محافظت کنین!

00:18:38.320 --> 00:18:40.770
‫حالا که رودررو دیدمش، متوجه شدم.

00:18:41.140 --> 00:18:44.370
‫نه، بهتره بگم کم‌تر دارم می‌فهممش.

00:18:45.240 --> 00:18:48.960
‫تراکم مانا و کنترل روزنه‌های ماناش...

00:18:48.960 --> 00:18:54.820
‫برای پنهان کردن حضورش،
‫هر لحظه مقدار عظیمی مانا رو بی‌هدف مصرف می‌کنه.

00:18:55.900 --> 00:19:00.150
‫تو پنهون کردن حضورت کارت خوبه... درست مثل من.

00:19:00.440 --> 00:19:04.150
‫لوید-ساما! ایشا و ساریا نه-سان خوبن!

00:19:04.150 --> 00:19:05.260
‫خیلی‌خب.

00:19:05.810 --> 00:19:08.520
‫شما دوتا برین پشتیبانی مردم شهر.

00:19:09.160 --> 00:19:12.610
‫تعداد کیمراهای آزاد شده خیلی بیشتر از چیزیه که فکر می‌کردم.

00:19:12.610 --> 00:19:15.390
‫و احتمالاً حسابی سرم گرم این بشه.

00:19:16.110 --> 00:19:19.370
‫لطفاً صبر کنید! این قضیه برای من شخصیه!

00:19:19.370 --> 00:19:20.840
‫خواهش می‌کنم بذارید منـ-

00:19:20.840 --> 00:19:22.810
‫تو نمی‌تونی شکستش بدی.

00:19:24.270 --> 00:19:26.180
‫تا این‌حد قویه؟

00:19:27.450 --> 00:19:29.000
‫یه چیزی به ذهنم رسید،

00:19:29.000 --> 00:19:32.790
‫نمی‌تونی با شناسایی مانای اون روحانی مرموز بهش تلپورت کنی؟

00:19:32.790 --> 00:19:35.180
‫به‌خاطر اون برخورد کوتاه‌مون، ممکن نیست...

00:19:35.770 --> 00:19:38.660
‫به‌علاوه، اون‌موقع ماناش به‌زور حس می‌شد.

00:19:38.660 --> 00:19:43.420
‫الان که بهش فکر می‌کنم، احتمالاً مثل من... مخفیش می‌کنه.

00:19:44.190 --> 00:19:47.810
‫قطعاً ماناش رو سرکوب کرده.

00:19:47.810 --> 00:19:51.960
‫ممکنه در حد یه شیطان باشه... یا حتی یه ارباب شیاطین!

00:19:52.180 --> 00:19:53.710
‫من قبول نمی‌کنم.

00:19:54.090 --> 00:19:57.610
‫مطمئنم وقتی من نیستم می‌خوای دیوونه‌بازی در بیاری،

00:19:57.610 --> 00:19:59.550
‫و بدون حفاظ بجنگی، نه؟

00:19:59.550 --> 00:20:00.210
‫نه بابا!

00:20:00.210 --> 00:20:01.340
‫قول می‌دی؟!

00:20:01.340 --> 00:20:02.100
‫قول می‌دم!

00:20:02.360 --> 00:20:03.840
‫پس قول دادیا!

00:20:07.920 --> 00:20:09.550
‫بیا بریم، جیریل!

00:20:12.900 --> 00:20:15.430
‫آن‌هولی اکسکالیبر.

00:20:19.390 --> 00:20:22.790
‫جیریل، نمی‌ذارم در بر-

00:20:35.670 --> 00:20:38.770
‫تمرکز مانا: موج آتش سوزان.

00:21:02.330 --> 00:21:03.730
‫الوهیت هفت‌گانه.

00:21:31.940 --> 00:21:33.050
‫گیتان.

00:21:33.930 --> 00:21:37.810
‫درمورد خیلی چیزا می‌خوام باهات حرف بزنم.

00:21:38.150 --> 00:21:42.730
‫اما قبل از اون... یه چیزی هست که می‌خواستم رودررو بهت بگم.

00:21:51.330 --> 00:21:53.170
‫خط قرمزو رد کردی.

00:21:53.190 --> 00:22:03.190
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:05.000 --> 00:22:15.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:35.630 --> 00:23:37.790
‫من آدم بارونی‌ای هستم.

00:23:37.790 --> 00:23:42.880
‫و حس می‌کنم هرچقدر هم بارون بیاد،
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه چیزی که تو دلم حس می‌کنم رو بشوره.

00:23:42.880 --> 00:23:44.940
‫دفعه‌ی بعدی، قسمت ۲۰:

00:23:44.940 --> 00:23:46.330
‫«هجوم.»

00:23:46.330 --> 00:23:49.560
‫قراره عمق جادو رو مشاهده کنی.