﻿WEBVTT

00:00:12.100 --> 00:00:19.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:43.010 --> 00:01:48.140
‫قسمت ۵۱
‫روزهای صلح‌آمیز

00:01:43.050 --> 00:01:45.880
‫ریمورو-ساما! خسته نباشید!

00:01:45.880 --> 00:01:48.520
‫ای بابا، شونا، بس کن!

00:01:48.520 --> 00:01:51.020
‫عه، هاکورو کو؟

00:01:51.020 --> 00:01:55.120
‫برگشت تا ترتیب یه‌سری مسائل رو بده.

00:01:57.610 --> 00:02:00.560
‫‫آها فهمیدم. حتما عقب مونده تا
‫ گندکاری‌های بعد جنگ رو جمع کنه.

00:02:00.860 --> 00:02:03.960
‫با گلد دارن همکاری می‌کنن تا
‫قلعه‌ی کلی‌من رو بررسی کنن،

00:02:03.960 --> 00:02:07.550
‫می‌خوان غنائم رو تقسیم،
‫و روی اسیران جنگی نظارت کنن.

00:02:07.550 --> 00:02:08.570
‫صحیح.

00:02:08.570 --> 00:02:12.960
‫ولی بنیمارو، اشکال نداره تو
‫که فرمانده‌ای هم اینجا باشی؟

00:02:14.130 --> 00:02:15.640
‫حالا که جنگ تموم شده،

00:02:15.640 --> 00:02:18.840
‫اگه قرار باشه هی دخالت کنیم
‫کار از کار پیش نمی‌ره.

00:02:19.370 --> 00:02:22.010
‫اختیار رو به معاون‌های قابل‌اعتمادم دادم

00:02:22.010 --> 00:02:24.400
‫تا خودم هرچه سریع‌تر برگردم اینجا.

00:02:24.840 --> 00:02:28.560
‫پس یعنی کلشو انداخت گردن
‫سردسته حیوان‌نماها و بقیه‌شون.

00:02:28.930 --> 00:02:32.050
‫انگار خواهر و برادر به هم رفتن.

00:02:32.560 --> 00:02:35.180
‫باید یکم از مسئولیت‌پذیری من یاد بگیرن...

00:02:35.180 --> 00:02:36.000
‫پاسخ.
‫پاسخ

00:02:36.000 --> 00:02:38.810
‫حدس می‌زنم این رفتار رو از
‫ارباب‌شون یاد گرفته باشن.
‫درحال پخش صحنه‌ای مربوط به این گمان

00:02:38.810 --> 00:02:40.170
‫حدس نزن!

00:02:40.170 --> 00:02:41.970
‫مطمئنم اشتباهه! غلطه!

00:02:41.970 --> 00:02:46.920
‫حس می‌کنم از وقتی به رافائل تکامل
‫پیدا کردی قابلیتای محاسبه‌ایت خراب شدن!

00:02:46.920 --> 00:02:47.950
‫خیر.
‫خیر

00:02:47.950 --> 00:02:52.200
‫همچین اتفاقی پیش نیامده.

00:02:50.280 --> 00:02:52.200
‫کاملاً تکذیب کرد!

00:02:54.740 --> 00:02:58.530
‫بگذریم، شنیدم گابیرو باز رفته
‫تو میدون جنگ.

00:02:58.530 --> 00:02:59.480
‫بله.

00:02:59.480 --> 00:03:03.320
‫با یکی از زیردست‌های میلیم-ساما
‫به نام میدری دوست شده

00:03:03.320 --> 00:03:06.070
‫و داره بهش بابت جمع کردن
‫گندکاری‌های بعد از جنگ کمک می‌کنه.

00:03:08.130 --> 00:03:09.540
‫آها.

00:03:09.540 --> 00:03:11.970
‫حتی وقتی بردی هم، جنگ همه‌ش دردسره.

00:03:12.580 --> 00:03:15.400
‫جمع کردن و انتقال همه‌ی
‫زندانی‌ها هم قراره سخت باشه.

00:03:15.400 --> 00:03:18.870
‫و اینم نمی‌خوایم وقتی حواس‌مون نیست شورش کنن.

00:03:18.870 --> 00:03:20.240
‫نیازی به نگرانی نیست.

00:03:20.400 --> 00:03:23.280
‫بهشون یه توضیح ساده دادم.

00:03:22.490 --> 00:03:26.070
‫توضیح
‫=
‫دقیقاً چه نوع توضیحی دادی؟
‫فشار

00:03:26.300 --> 00:03:28.140
‫خب حالا گابیرو کجاست؟

00:03:28.140 --> 00:03:31.280
‫باید به‌زودی همراه سردسته حیوان‌نماها برگرده.

00:03:31.280 --> 00:03:33.700
‫عه؟ سردسته حیوان‌نماها هم میان؟

00:03:33.700 --> 00:03:37.870
‫آخه، میلیم-ساما زدن پایتخت
‫یورازانیا رو نابود کردن، نه؟

00:03:39.340 --> 00:03:44.840
‫برای همین تصمیم گرفتیم بذاریم پناهنده‌ها
‫و اسیران ‫جنگی توی تمپست بمونن.

00:03:44.840 --> 00:03:46.590
‫همه‌شون که جا نمی‌شن، می‌شن؟

00:03:46.920 --> 00:03:49.840
‫تصمیم بر این شد که تو جاهای مختلف نگه‌شون داریم.

00:03:50.440 --> 00:03:53.100
‫کسایی که روستایی برای برگشت
‫بهش داشتن، به روستاشون برگردونده شدن.

00:03:53.100 --> 00:03:57.840
‫کسایی هم که تو تمپست موندن حیوان‌نماهایی
‫هستن که تمایل به یادگیری تکنولوژی تمپست دارن.

00:03:58.280 --> 00:04:02.070
‫حیوان‌نماها و ماجین‌هایی که قوی هستن
‫زیردست گلد می‌شن،

00:04:02.070 --> 00:04:04.580
‫که قراره به همراه‌شون جایی که قبلاً
‫یورازانیا بوده رو توسعه بده.

00:04:04.580 --> 00:04:06.360
‫عا، راستی.

00:04:07.070 --> 00:04:10.830
‫یادم رفته بود یورازانیا هم بخشی
‫از قلمروی میلیم بود.

00:04:11.360 --> 00:04:17.120
‫ایده‌ی ساخت یه پایتخت جدید و
‫نقل مکان بهش رو دادم، ولی...

00:04:17.120 --> 00:04:19.120
‫یه پایتخت جدید؟

00:04:19.120 --> 00:04:20.940
‫خیلی هم عالی!

00:04:22.380 --> 00:04:25.560
‫ولی فقط قرار نیست حیوان‌نماها بیان اینجا.

00:04:25.560 --> 00:04:27.420
‫بین اسیرا قراره ماجین‌ها هم باشه.

00:04:27.420 --> 00:04:31.000
‫محض اطمینان مطمئن می‌شم خوب تحت نظرن.

00:04:31.000 --> 00:04:32.600
‫درسته.

00:04:32.600 --> 00:04:35.130
‫برای همه شرایط رو توضیح می‌دم.

00:04:35.130 --> 00:04:37.650
‫خوبه خوبه. روت حساب می‌کنم.

00:04:38.040 --> 00:04:42.250
‫بدون اینکه دستوری بدم همه‌شون
‫کارهای خودشونو می‌کنن.

00:04:42.250 --> 00:04:44.500
‫خوشحالم انقدر قابل تکیه‌ان.

00:04:44.890 --> 00:04:46.280
‫صبر کن ببینم...

00:04:46.280 --> 00:04:50.340
‫یعنی بدون منم مشکلی براشون پیش نمیاد؟

00:04:50.900 --> 00:04:54.080
‫اینم به نوع خودش غم‌انگیزه...
‫مسئولیت محافظت ازشون با من.

00:04:54.080 --> 00:04:55.410
‫بسپاریدش به خودم!

00:04:55.960 --> 00:04:59.960
‫چند روز بعد
‫ریمورو ساما، طبق برنامه، مذاکرات به نتیجه رسیدن.

00:05:01.580 --> 00:05:05.040
‫این مدرک هم سند پیمان صلح‌مون،

00:05:05.270 --> 00:05:09.630
‫و پرداخت قسط اول غرامت جنگی‌مون، یعنی
‫۱۵۰۰ سکه‌ی طلای ستاره هست.

00:05:10.560 --> 00:05:12.710
‫از انتظارم بیشتره.

00:05:12.710 --> 00:05:14.960
‫ولی فالموث هم کشور بزرگیه.

00:05:14.960 --> 00:05:16.490
‫درسته.

00:05:16.490 --> 00:05:21.350
‫ولی فکر می‌کنم بیشتر اونا از پس‌انداز
‫پادشاه ادماریس باشه.

00:05:21.620 --> 00:05:24.790
‫در هر صورت، الان که هیچ شوالیه‌ای
‫از خاندان سلطنتی محافظت نمی‌کنه،

00:05:24.790 --> 00:05:29.730
‫گمان کرده اگه با جناح اشرافیان ‫به مشکل بخوره،
‫همه‌چیزش رو ازش می‌دزدن.

00:05:29.730 --> 00:05:31.090
‫درسته.

00:05:31.090 --> 00:05:34.240
‫پس، طبق نقشه، قراره جنگ بشه؟

00:05:34.240 --> 00:05:36.240
‫بله، مطمئنم.

00:05:36.800 --> 00:05:40.840
‫مجبورش کردن مقدار پرداخت نشده
‫رو به شکل یه وام بگیره،

00:05:40.840 --> 00:05:43.620
‫و پادشاه جدیدشون هم نمی‌تونه مدت
‫زیادی این مسئله رو تحمل کنه.

00:05:43.620 --> 00:05:50.050
‫برای همین ادوارد، یعنی برادرش رو
‫جای پسرش ادگار، وارثش کرد.

00:05:50.270 --> 00:05:51.330
‫توجه.
‫توجه

00:05:51.330 --> 00:05:55.000
‫قدرت‌های پادشاهی که قصد قبول کردن
‫مقدار غرامت باقی‌مانده رو ندارن

00:05:55.000 --> 00:05:58.270
‫احتمال زیاد سعی می‌کنن همه‌ی
‫مسئولیت رو گردن ادماریس بندازن.

00:05:58.270 --> 00:05:59.460
‫آره دیگه.

00:06:00.510 --> 00:06:03.200
‫حالا که ادماریس کناره‌گیری کرده
‫و یه وایکانت شده،

00:06:03.200 --> 00:06:08.110
‫تایید شده که قراره به قلمروی کوچیکی
‫در نزدیکی کنت نیدول میگام بره.

00:06:05.070 --> 00:06:17.320
‫پادشاهی فالموث
‫قلمروی نیدول
‫اتحادیه جورا تمپست

00:06:08.030 --> 00:06:10.410
‫پادشاهی بلوموند

00:06:08.740 --> 00:06:11.920
‫یوم اینا مقرشون توی قلمروی نیدول‌ـه.

00:06:11.920 --> 00:06:15.010
‫پس اگه چیزی بشه، می‌تونن سریع برن کمکش.

00:06:15.010 --> 00:06:16.960
‫بله، دقیقاً.

00:06:17.320 --> 00:06:22.360
‫حتی اگه پادشاه جدید هم سعی کنه
‫از ادماریس دست بکشه، یوم اجازه‌ش رو نمی‌ده.

00:06:22.360 --> 00:06:26.560
‫نه تنها اون، اگه قصد اعتراض به
‫نابکاری پادشاه جدید رو داشته باشه

00:06:26.560 --> 00:06:28.080
‫ممکنه موجب شورش بشه.

00:06:28.770 --> 00:06:31.550
‫پس یوم رو گذاشته حواسش به ادماریس باشه،

00:06:31.550 --> 00:06:34.810
‫تا به سمت یه درگیری طبیعی ببرتشون.

00:06:34.810 --> 00:06:36.200
‫نقشه‌ی بی‌نقصیه.

00:06:36.840 --> 00:06:38.720
‫بی‌دقتی نکن.

00:06:38.720 --> 00:06:41.360
‫حواست باشه تا جای ممکن مردم عادی
‫عذاب زیادی نکشن.

00:06:41.960 --> 00:06:43.590
‫بسپاریدش به خودم.

00:06:43.590 --> 00:06:44.650
‫با خودت.

00:06:44.650 --> 00:06:48.600
‫اگه از نظر مالی به مشکل خوردی،
‫می‌تونی ‫از این سکه‌های طلای ستاره استفاده کنی.

00:06:48.600 --> 00:06:51.850
‫بابت ملاحظه‌گریتون از صمیم قلب سپاس‌گزارم،

00:06:51.850 --> 00:06:53.740
‫ولی نیازی نیست.

00:06:53.740 --> 00:06:55.900
‫البته اگه امکانش هست، می‌خوام
‫اجازه‌ی مبارزه بگیرم...

00:06:55.900 --> 00:06:58.090
‫نه، نمی‌شه.

00:06:58.090 --> 00:06:59.860
‫نیروی مبارزه برات جور می‌کنم.

00:06:59.860 --> 00:07:02.120
‫تا جای ممکن توجهی به خودت جلب نکن.

00:07:02.560 --> 00:07:04.000
‫به روی چشم.

00:07:04.000 --> 00:07:07.080
‫پشت صحنه می‌مونم، تا توجهی جلب نکنم.

00:07:07.080 --> 00:07:07.880
‫خوبه.

00:07:07.880 --> 00:07:10.360
‫شیون، یکم از دیابلو یاد بگیر.

00:07:10.360 --> 00:07:11.580
‫اینطوری نگید!

00:07:11.580 --> 00:07:15.040
‫ریمورو-ساما، همیشه کاری جز اجرای
‫دستوراتتون انجام ندادم!

00:07:15.920 --> 00:07:17.240
‫راستی،

00:07:17.240 --> 00:07:21.050
‫انگار کلیسای مقدس غربی نقشه‌ای
‫ابداع کرده تا با ریهیم ارتباط برقرار کنه.

00:07:21.050 --> 00:07:22.560
‫ریهیم؟

00:07:22.850 --> 00:07:25.950
‫عا، اون اسقف پیریه؟

00:07:26.560 --> 00:07:30.740
‫می‌خوان بیشتر راجع به مبارزه علیه
‫فالموث اطلاعات جمع کنن،

00:07:30.740 --> 00:07:33.740
‫برای همین احضاریه براش فرستادن.

00:07:33.740 --> 00:07:35.510
‫چیکار کنیم؟

00:07:35.510 --> 00:07:36.960
‫هممم...

00:07:37.330 --> 00:07:40.360
‫اگه کاری نکنیم احتمالاً دردسر بشه.

00:07:40.360 --> 00:07:41.330
‫بله.

00:07:41.330 --> 00:07:43.640
‫با توجه به رویکردی که کلیسا پیش گرفته،

00:07:43.640 --> 00:07:46.250
‫احتمالاً بهترین راه اینه که بذاریم
‫بره توضیح بده.

00:07:47.040 --> 00:07:48.360
‫شاید...

00:07:49.030 --> 00:07:51.750
‫تنها بازمانده‌ها همون سه‌تان.

00:07:51.750 --> 00:07:54.310
‫طبیعیه اطلاعات بیشتری بخوان.

00:07:54.880 --> 00:07:58.770
‫و انگاری کلیسای مقدس غربی داشته
‫روی ولدورا نظارت می‌کرده،

00:07:58.770 --> 00:08:01.100
‫احتمالاً اگه دروغ بگیم لو بره.

00:08:01.100 --> 00:08:04.120
‫پس بذاریم حقیقت رو بگه؟

00:08:06.710 --> 00:08:08.940
‫بیاین توش یه پیغام بذاریم.

00:08:09.350 --> 00:08:13.310
‫بعد می‌دیم ریهیم نگهش داره
‫ و واکنش کلیسا رو می‌بینیم.

00:08:13.310 --> 00:08:14.760
‫اطاعت می‌شه.

00:08:15.450 --> 00:08:16.790
‫ریمورو-ساما!
‫چی شده؟

00:08:17.810 --> 00:08:21.040
‫پناهنده‌ها و اسیرهای جنگی رسیدن!

00:08:27.320 --> 00:08:29.550
‫زودتر از انتظارم رسیدن.

00:08:29.550 --> 00:08:30.900
‫ریمورو-ساما.

00:08:30.900 --> 00:08:32.830
‫آلبیس، سوفیا.

00:08:32.830 --> 00:08:36.840
‫ممنون که اجازه دادید شهروندامون اینجا بمونن.

00:08:36.840 --> 00:08:38.400
‫نه بابا، کاری نبود.

00:08:38.400 --> 00:08:40.970
‫ها؟ فوبیو پیش‌تون نیست؟

00:08:40.970 --> 00:08:44.450
‫فوبیو داره به اسیر‌هایی که
‫ هنوز نیومدن نظارت می‌کنه.

00:08:44.450 --> 00:08:48.720
‫از اختیاراتش استفاده می‌کنه
‫ تا جلوی شورش ماجین‌ها رو بگیره.

00:08:48.720 --> 00:08:52.240
‫به عبارت دیگه، خرحمالی‌ها رو ریختن سرش.

00:08:52.240 --> 00:08:54.750
‫بهت تسلیت می‌گم، فوبیو-کون.

00:08:54.980 --> 00:08:57.360
‫ما اینجا همه‌چیزو آماده کردیم.

00:08:57.360 --> 00:09:00.360
‫بازرسی اسکان‌های موقت تموم شده،

00:09:00.360 --> 00:09:03.720
‫و داریم فکر می‌کنیم که
‫ چطور کارها رو بین همه تقسیم کنیم.

00:09:04.360 --> 00:09:06.360
‫بعداً جزئیات بیشتر رو بهتون می‌گم.

00:09:06.360 --> 00:09:06.970
‫باشه.

00:09:06.970 --> 00:09:09.040
‫پس اگه عذر ما رو بپذرید.

00:09:12.040 --> 00:09:14.280
‫ریمورو-ساما!

00:09:14.280 --> 00:09:15.960
‫برگشتم خدمت‌تون.

00:09:15.960 --> 00:09:17.670
‫سلام، خسته نباشید.

00:09:18.030 --> 00:09:20.230
‫شنیدم نقش بزرگی توی جنگ داشتی.

00:09:20.230 --> 00:09:23.300
‫نفرمایید، سرورم! واقعاً کار چندانی نکردم!

00:09:23.610 --> 00:09:26.710
‫میدرِی-دونو له و لورده‌م کرد.

00:09:26.710 --> 00:09:28.810
‫اوه، آره. از بنیمارو شنیدم.

00:09:28.810 --> 00:09:32.250
‫هرچی نباشه، یه دراگونیوت خیلی قدرتمنده.

00:09:32.800 --> 00:09:35.830
‫ولی خب، از اونایی‌ان که میلیم رو می‌پرستن.

00:09:35.830 --> 00:09:38.060
‫گمونم صرفاً از جنگیدن خوششون میاد.

00:09:38.060 --> 00:09:41.340
‫و اینطوری نیست که ضعیف باشی.
‫بالأخره یه‌روز به اون حد هم می‌رسی.

00:09:41.340 --> 00:09:42.020
‫بله!

00:09:42.020 --> 00:09:46.570
‫من، گابیرو، نهایت تلاش خودمو می‌کنم
‫تا در حد انتظارات شما عمل کنم!

00:09:47.000 --> 00:09:48.150
‫ضمناً...
‫اون چیه؟

00:09:49.320 --> 00:09:52.610
‫میلیم-ساما بهم دستور دادن اینو به شما تحویل بدم.

00:09:52.610 --> 00:09:54.340
‫میلیم داده؟

00:09:55.830 --> 00:09:57.240
‫میلیم هستم!

00:09:57.240 --> 00:09:58.850
‫دفعه بعدی که برای دیدنت بیام،

00:09:58.850 --> 00:10:01.930
‫چند نفر که می‌خوان مواظبم باشن رو با خودم میارم!

00:10:01.930 --> 00:10:06.400
‫می‌خوام بهشون یاد بدم آشپزی یعنی چی!

00:10:06.400 --> 00:10:08.340
‫دارم یه درخواست صادقانه ازت می‌کنم!

00:10:08.340 --> 00:10:10.920
‫به‌عنوان رفیق ‌فابم، ازت می‌خوام حلش کنی!

00:10:10.920 --> 00:10:13.500
‫لطفاً، تو رو خدا قبول کن!

00:10:14.670 --> 00:10:17.640
‫بهت گفت این قضیه‌ش چیه؟

00:10:17.640 --> 00:10:20.400
‫بله، البته فقط یه‌مقدار.

00:10:20.400 --> 00:10:24.440
‫با یکی از وفادارهای اژدها، هرمس-دونو آشنا شدم.

00:10:24.440 --> 00:10:29.090
‫یه روح آزاده که از پادشاهی دورف‌ها
‫و کشورهای غربی بازدید کرده،

00:10:29.090 --> 00:10:31.400
‫و درک و فهم بالایی هم داره.

00:10:31.400 --> 00:10:33.490
‫و طبق گفته‌ی هرمس-دونو،

00:10:33.770 --> 00:10:37.040
‫وفادارهای اژدها، زندگی خیلی متواضعانه‌ای دارن.

00:10:37.040 --> 00:10:41.240
‫غذایی که به میلیم-ساما می‌دن
‫نپخته‌ست و به هیچ نحوی آماده نشده.

00:10:41.240 --> 00:10:42.500
‫که اینطور.

00:10:42.740 --> 00:10:48.510
‫شاید مردی مثل من که ماهی رو خام می‌خوره رو
‫ به‌عنوان موجود برتری محسوب می‌کنن!

00:10:48.790 --> 00:10:51.260
‫فکر نکنم این قسمتش درست باشه...

00:10:51.260 --> 00:10:52.330
‫ها؟

00:10:52.330 --> 00:10:55.470
‫حس چشاییِ دراگونیوت‌ها با انسان‌ها یکیه، نه؟

00:10:55.470 --> 00:10:56.550
‫بله!

00:10:56.550 --> 00:11:00.100
‫تکامل باعث شد حس چشایی به‌دست بیارم!

00:11:00.100 --> 00:11:05.030
‫غذای بی‌مزه‌ای که قبلاً می‌خوردم
‫الان سرچشمه‌ی لذته!

00:11:05.030 --> 00:11:06.080
‫آره دیگه.

00:11:06.080 --> 00:11:11.800
‫پس اگه یه‌بار چیز خوشمزه‌ای بخوری،
‫دلت می‌خواد بازم غذایی مثل اون بخوری، نه؟

00:11:11.800 --> 00:11:13.550
‫فهمیدم!

00:11:13.550 --> 00:11:16.790
‫پس هرمس-دونو منظورش این بود!

00:11:16.790 --> 00:11:21.540
‫ولی میلیم-ساما صرفاً نمی‌تونستن
‫ بهشون دستور بدن که آشپزی کنن؟

00:11:21.540 --> 00:11:24.970
‫اون دلسوزتر از چیزیه که به‌نظر میاد.

00:11:25.410 --> 00:11:26.140
‫خیلی‌خب.

00:11:26.140 --> 00:11:29.300
‫اگه همچین چیزی می‌خواد،
‫به بهترین حالت ازشون پذیرایی می‌کنیم.

00:11:29.300 --> 00:11:30.230
‫بله!

00:11:30.230 --> 00:11:32.060
‫فکر می‌کنم این بهترین کاره!

00:11:32.060 --> 00:11:34.360
‫دیگه با اجازه‌تون می‌رم! بدرود!

00:11:52.620 --> 00:11:55.590
‫انگار الان مردم شهر خیلی هیجان‌زده‌ان.

00:11:55.590 --> 00:11:57.510
‫یک ماه از والپورگیس گذشته.

00:11:57.510 --> 00:12:01.840
‫مثل اینکه مهمون‌هایی که از اون‌موقع
‫ اومدن اینجا، به اوضاع عادت کردن.

00:12:02.400 --> 00:12:03.920
‫ریمورو-ساما...

00:12:03.920 --> 00:12:05.200
‫اون چیه؟

00:12:08.960 --> 00:12:10.170
‫گلد-سان؟!

00:12:10.180 --> 00:12:11.930
‫آه، ریمورو-ساما.

00:12:11.930 --> 00:12:13.740
‫به‌نظر خسته میاد.

00:12:13.740 --> 00:12:15.540
‫آره واقعاً.

00:12:18.330 --> 00:12:21.440
‫خب... دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

00:12:22.390 --> 00:12:27.250
‫من، گلد، باری دیگر یادآور شدم
‫ که شما چقدر بی‌نظیر هستید.

00:12:27.250 --> 00:12:29.070
‫چرا یهو اینو می‌گی؟

00:12:29.700 --> 00:12:31.440
‫خب، حقیقتش...

00:12:32.300 --> 00:12:35.500
‫اسیران رو سازماندهی،
‫و به واحدهای مختلف منصوب‌شون کردم.

00:12:35.500 --> 00:12:38.540
‫و مشغول بررسی و پاکسازی زمین بودیم،

00:12:38.540 --> 00:12:42.280
‫اما به همه‌جور مشکل برمی‌خوردیم.

00:12:43.320 --> 00:12:45.810
‫برای های اورک‌ها ساده‌ست که با افکارشون

00:12:45.810 --> 00:12:48.280
‫با همدیگه مکالمه داشته باشن،

00:12:48.280 --> 00:12:51.520
‫ولی این برای حیوان‌نماها و ماجین‌ها جواب نمی‌ده.

00:12:52.960 --> 00:12:57.600
‫برخی از ماجین‌ها بودن که
‫علاقه‌ای به پیروی از دستورات نداشتن،

00:12:57.600 --> 00:13:01.170
‫و حتی کسایی که قصد تلاش داشتن،
‫عملکردشون مؤثر نبود.

00:13:01.170 --> 00:13:03.060
‫می‌فهمم چی می‌گی.

00:13:03.060 --> 00:13:07.320
‫آموزش و به‌کارگیریِ بقیه کار آسونی نیست.

00:13:09.110 --> 00:13:11.970
‫منو یاد دوران کارمندی‌م میندازه.

00:13:11.970 --> 00:13:14.440
‫تو همچین وقتایی... باید مشروب بخوری!

00:13:14.720 --> 00:13:16.660
‫امشب بیا بریم یه‌کم صفا کنیم، گلد!

00:13:18.280 --> 00:13:20.580
‫خیلی ممنونم، ریمورو-ساما!

00:13:23.040 --> 00:13:24.790
‫به‌نظر سخت میاد.

00:13:25.410 --> 00:13:28.710
‫فقط داشتن افراد بیشتر
‫ باعث بهتر شدن اوضاع نمی‌شه.

00:13:28.710 --> 00:13:33.910
‫با این‌حال، نمی‌شه همه‌شونو مجبور کرد
‫ تا به یه شکل رشد کنن.

00:13:34.560 --> 00:13:37.880
‫همش به‌طور ناخودآگاه فکر می‌کنم
‫ انجام کارها با افراد بیشتر سریع‌تره،

00:13:37.880 --> 00:13:40.460
‫ولی زیردست‌هاتون همیشه
‫به یک صورت پیشرفت نمی‌کنن.

00:13:41.540 --> 00:13:44.570
‫با این وضع اصلاً نمی‌تونم
‫برای ریمورو-ساما مفید باشم...

00:13:46.150 --> 00:13:48.860
‫بیخیال، انقدر نگرانش نباش.

00:13:49.250 --> 00:13:51.150
‫خاطراتمو زنده می‌کنه...

00:13:51.430 --> 00:13:53.790
‫کارگرهایی که از دستورات پیروی نمی‌کنن،

00:13:54.150 --> 00:13:57.160
‫تازه‌کارهایی که می‌خوان
‫اشتباهات‌شونو لاپوشونی کنن،

00:13:57.400 --> 00:14:00.970
‫مافوق‌هایی که سعی می‌کنن
‫تقصیرو گردن بقیه بندازن...

00:14:01.440 --> 00:14:03.350
‫خاطرات خوبی هم دارم،

00:14:03.350 --> 00:14:05.850
‫ولی وقتی به بدها فکر می‌کنم، تمومی ندارن.

00:14:06.290 --> 00:14:08.890
‫ترینی-سان، یه لیوان دیگه!
‫از اون سنگین‌هاش بده!

00:14:08.890 --> 00:14:09.660
‫چشم.

00:14:11.360 --> 00:14:13.540
‫گلد تمام شب اونجا بود؟

00:14:13.540 --> 00:14:17.670
‫آره، ولی به لطف خنثی‌سازی سمّ، نمی‌تونه مست بشه.

00:14:17.670 --> 00:14:20.880
‫البته خوبه که می‌دونیم هیچ‌وقت خمار نمی‌شه.

00:14:20.880 --> 00:14:22.030
‫ریمورو-ساما!

00:14:22.970 --> 00:14:24.440
‫اوه، چه‌خبر؟

00:14:24.440 --> 00:14:26.930
‫تاجرها درحال برگشتن هستن.

00:14:26.930 --> 00:14:30.400
‫از اونجایی که بهمون اطمینان دادید
‫ جای فیوز-دونو امنه،

00:14:30.400 --> 00:14:33.690
‫افراد بیشتری نسبت به همیشه اینجا میان.

00:14:33.690 --> 00:14:35.900
‫واقعاً؟ خوبه که اینو می‌شنوم.

00:14:36.150 --> 00:14:41.130
‫از زمانی که شما ارباب شیاطین شدید،
‫هیچ کشوری اقدام قابل توجهی انجام نداده.

00:14:41.130 --> 00:14:43.800
‫البته مطمئنم گوش‌به‌زنگ هستن.

00:14:43.800 --> 00:14:44.660
‫بله.

00:14:45.040 --> 00:14:49.540
‫ملکه سلسله جادوگران تالیون، المسیا الرو تالیون،

00:14:49.540 --> 00:14:53.210
‫اعلام کرده که می‌خواد
‫با تمپست روابط دیپلماتیک ایجاد کنه.

00:14:53.210 --> 00:14:56.120
‫یه نشونه‌ست که اون جاده رو سریع‌تر بسازیم، ها؟

00:14:56.120 --> 00:15:02.470
‫فیوز-دونو گفته که خیلی از کشورها
‫نگران همین مورد هستن.

00:15:02.980 --> 00:15:05.720
‫ولی همه‌ی افراد اینجا انقدر وظیفه‌شناس هستن...

00:15:05.720 --> 00:15:09.330
‫که به‌طور مصمم هرکاری ازشون بربیاد
‫ برای کشورهای مختلف می‌کنن!

00:15:09.330 --> 00:15:10.310
‫عجب.

00:15:10.540 --> 00:15:14.950
‫همم... اگه اشتباه نکنم، بازرسی قبلی جاده...

00:15:16.210 --> 00:15:18.700
‫در مسیری که قصد ساخت جاده رو درش داریم

00:15:18.700 --> 00:15:22.440
‫هیولای ناراضی‌ای دیده نشده.

00:15:22.760 --> 00:15:25.410
‫بعد اینکه برنامه‌هاتون رو به اهالی منطقه توضیح دادیم،

00:15:25.410 --> 00:15:28.080
‫همه خوشبختانه موافقت کردن.

00:15:28.080 --> 00:15:29.710
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

00:15:29.710 --> 00:15:34.920
‫خب دیگه، تا وقتی گِلد آزاد شه،
‫سعی کنین نقشه‌برداری و بازرسی‌ها رو تموم کنین.

00:15:34.920 --> 00:15:37.760
‫راستش رو بخواین، یک مشکلی وجود داره.

00:15:37.760 --> 00:15:38.970
‫اون چیه؟

00:15:39.170 --> 00:15:42.400
‫جنگل بزرگ جورا تحت حکومت شماست،

00:15:42.400 --> 00:15:45.470
‫اما در همسایگی کوه‌های کوشا هستش،

00:15:46.160 --> 00:15:48.650
‫دره‌های شیب‌دار و صخره‌های سنگی زیادی داره،

00:15:48.650 --> 00:15:52.710
‫و گفته می‌شه تنگو توی یکی از
‫ دهکده‌های مخفی در قله اقامت داره.

00:15:53.520 --> 00:15:55.780
‫این اطلاعات از ساکنین محلی رسیده،

00:15:55.780 --> 00:15:57.400
‫پس بهتره نادیده گرفته نشه.

00:15:57.730 --> 00:16:00.490
‫منظورت چیه «بهتره نادیده گرفته نشه»؟

00:16:01.250 --> 00:16:03.900
‫تنگوها ممکنه آروم و صلح‌خو باشن،

00:16:03.900 --> 00:16:06.430
‫اما ذاتاً افراد جنگ‌طلبی هستن.

00:16:06.430 --> 00:16:11.440
‫حتی فرِی هم از درگیری مستقیم باهاشون خودداری کرده.

00:16:11.440 --> 00:16:13.690
‫فکر می‌کنم خوب باشه اگه
‫ باهاشون ارتباط برقرار کنیم.

00:16:14.190 --> 00:16:15.010
‫باشه پس، من-
‫یه‌لحظه.

00:16:16.630 --> 00:16:17.960
‫خودم می‌رم.

00:16:17.960 --> 00:16:22.480
‫اگه یه ارباب شیاطین
‫تنهایی بره پیششون، مشکوک‌تر می‌شن.

00:16:22.480 --> 00:16:24.130
‫منطقیه.

00:16:24.130 --> 00:16:25.560
‫باشه، دست خودتو می‌بوسه.

00:16:25.560 --> 00:16:30.070
‫اونی-ساما، جدیداً خیلی با آلبیس-دونو صمیمی شدی.

00:16:30.070 --> 00:16:32.230
‫نکنه سعی داری بری به دیدنش؟

00:16:32.230 --> 00:16:32.810
‫چی-

00:16:32.810 --> 00:16:35.170
‫چی؟ بنیمارو و آلبیس؟

00:16:35.170 --> 00:16:37.320
‫این چیزا چیه، بنیمارو-کون؟

00:16:37.320 --> 00:16:39.360
‫سوءتفاهم شده، ریمورو-ساما!

00:16:39.360 --> 00:16:41.960
‫شونا، این چرت‌وپرتا چیه می‌گی!

00:16:42.860 --> 00:16:44.590
‫نگران نباشین، ریمورو-ساما.

00:16:44.590 --> 00:16:48.020
‫حتی اگه بنیمارو بره، همچنان منو دارین.

00:16:48.020 --> 00:16:50.800
‫ها؟! یهو این حرفا واسه چیه؟

00:16:51.440 --> 00:16:55.150
‫مگه نمی‌خوای گول آلبیس رو بخوری و کشور رو ترک کنی؟

00:16:55.150 --> 00:16:59.000
‫آهای، شیون! آخه چطوری به همچین نتیجه‌ای رسیدی؟!

00:16:59.000 --> 00:17:01.120
‫امکان نداره این کار رو کنه.

00:17:01.880 --> 00:17:03.520
‫درسته، شیون.

00:17:03.870 --> 00:17:06.920
‫شما بهم اعتماد دارین دیگه، ریمورو-ساما؟

00:17:07.260 --> 00:17:09.910
‫تو مرد دست‌راستمی، و من بهت اتکا می‌کنم.

00:17:09.910 --> 00:17:12.080
‫از اعتماد دیگه گذشته.

00:17:12.520 --> 00:17:13.780
‫خب دیگه بسه.

00:17:13.780 --> 00:17:17.740
‫اگه باز این بحثو ادامه بدیم،
‫شیون فقط فکر ناجور به سرش می‌زنه.

00:17:17.740 --> 00:17:19.630
‫این مسئله رو می‌سپارم به خودت، بنیمارو.

00:17:19.630 --> 00:17:20.720
‫اطاعت می‌شه.

00:17:27.720 --> 00:17:31.120
‫گمونم هرجا بگردی یه‌سری مشکل ریخته...

00:17:32.950 --> 00:17:36.540
‫شاید فردا بقیه رو برای یه‌جلسه خبر کردم.

00:17:38.060 --> 00:17:40.300
‫شرمنده بدون هماهنگی کشوندمت اینجا.

00:17:40.560 --> 00:17:44.220
‫اوه، نه. اصلاً مشکلی نیست.

00:17:44.220 --> 00:17:47.810
‫تنها فردی که به کمک احتیاج داره گِلد هستش.

00:17:47.810 --> 00:17:51.360
‫دیشب تونستم کارهای باقی‌مونده‌م رو تحویل بدم،

00:17:51.360 --> 00:17:54.180
‫از همین رو، نیازی به برگشتنم نیست، ولی...

00:17:54.180 --> 00:17:56.420
‫انگار خیلی داره سختی می‌کشه، ها؟

00:17:56.880 --> 00:18:00.360
‫شاید فکر نکردن بهش خیلی راحت‌تر باشه،

00:18:00.360 --> 00:18:02.820
‫ولی خب گِلد خیلی جدیه.

00:18:05.040 --> 00:18:08.850
‫اون به کنار، ریمورو-ساما،
‫مسئله‌ای رو باید بهتون گزارش کنم.

00:18:08.850 --> 00:18:09.930
‫چی شده؟

00:18:10.200 --> 00:18:14.170
‫در رابطه با کشور عروسکیِ دیستاو،
‫که تحت حاکمیت کلی‌من بود.

00:18:14.170 --> 00:18:19.080
‫شهروندانش تنها شامل دارک الف‌هایی هست
‫ که قعله رو باپرجا نگه داشتن،

00:18:19.080 --> 00:18:21.950
‫و همه بهش قسم وفاداری خوردن.

00:18:21.950 --> 00:18:23.340
‫آهان. خب؟

00:18:24.960 --> 00:18:31.360
‫می‌گن در زمینی که الان دیستاو نام داره،
‫زمانی یک پادشاهی الف وجود داشته.

00:18:31.360 --> 00:18:34.970
‫و خرابه‌های این پادشاهی
‫ تا به امروز قابل کشف‌شدن هستن.

00:18:34.970 --> 00:18:38.400
‫به خودشون می‌گن «نگهبانان مقبره.»

00:18:38.400 --> 00:18:39.160
‫چی؟

00:18:39.160 --> 00:18:43.480
‫خلاصه اینه که خرابه‌هایی
‫ از یه پادشاهی باستانی اونجاست؟

00:18:43.480 --> 00:18:44.880
‫که اینطور.

00:18:44.880 --> 00:18:49.470
‫پس ثروتِ کلی‌من ممکنه از اشیاء باستانی
‫ که از خاک بیرون کشیده نشأت گرفته باشه.

00:18:49.470 --> 00:18:52.230
‫خرابه‌های باستانی در سرتاسر این جهان قابل یافت هستن.

00:18:52.230 --> 00:18:56.240
‫اشخاصی هم برای زندگی روزمره به شکار گنج می‌رن.

00:18:56.250 --> 00:19:02.200
‫هرچند، تعداد خرابه‌هایی که
‫ واقعاً کشف شدن خیلی کم هستن.

00:19:02.840 --> 00:19:05.970
‫هاکورو، اینو یه راز نگه دار.

00:19:05.970 --> 00:19:08.920
‫می‌خوام اول اون مکان رو ببینم و بعد تصمیم بگیرم.

00:19:08.920 --> 00:19:10.020
‫اطاعت.

00:19:12.560 --> 00:19:17.280
‫خیلی‌خب، دوستان،
‫همونطور که مطمئنم خیلیاتون می‌دونین،

00:19:17.280 --> 00:19:20.520
‫من مقام جدیدی رو به‌عنوان ارباب شیاطین برعهده گرفتم.

00:19:20.520 --> 00:19:22.870
‫تبریک عرض می‌کنیم!

00:19:24.880 --> 00:19:26.570
‫واقعاً خیلی طول کشید!

00:19:26.570 --> 00:19:29.240
‫واقعاً معرکه‌ست! ابهت‌تون همتا نداره!

00:19:29.470 --> 00:19:31.930
‫شروع دوران ریمورو-ساما فرا رسیده!

00:19:31.920 --> 00:19:34.190
‫اوه آره. اینو نگفتم،

00:19:34.190 --> 00:19:38.440
‫ولی تصمیم بر این شد که
‫ قلمرو من تمامی جنگل بزرگ جورا باشه.

00:19:39.540 --> 00:19:43.290
‫همین الانشم به‌عنوان رهبرش منصوب شدم،
‫پس گمونم مشکلی نباشه، نه؟

00:19:44.380 --> 00:19:47.880
‫وایسا، چی؟ چیز بدی گفتم؟

00:19:47.880 --> 00:19:52.400
‫امم... تمام جنگل؟ جدی؟

00:19:52.400 --> 00:19:53.810
‫آ ـ آره...

00:19:53.810 --> 00:19:55.890
‫وایسا ببینم، واقعاً؟

00:19:55.890 --> 00:19:59.520
‫«تمام جنگل» یعنی
‫ قسمت بالاتر از رودخونه هم می‌شه، درسته؟

00:19:59.520 --> 00:20:00.650
‫به‌گمونم...

00:20:00.650 --> 00:20:02.850
‫مشکلی باهاش هست؟

00:20:03.190 --> 00:20:06.200
‫دقیقاً نمی‌شه گفت مشکل،

00:20:06.200 --> 00:20:10.660
‫ولی اگه درست یادم باشه،
‫منطقه بالاتر از رودخونه تحت‌نفوذ درایدها نیست.

00:20:11.100 --> 00:20:13.690
‫اون بخشی از جنگل که شما رو به‌عنوان رهبرش می‌شناسه

00:20:13.690 --> 00:20:16.770
‫فقط قسمتی بود که توسط درایدها ساخته‌شده بود.

00:20:17.270 --> 00:20:19.270
‫برای کسایی که بالاتر از رودخونه زندگی می‌کنن،

00:20:19.270 --> 00:20:23.190
‫ظهور یه ارباب شیاطین جدید حتماً خیلی مسئله‌سازه.

00:20:23.190 --> 00:20:27.630
‫اوه، پسر. این قراره غوغای بدی بشه.

00:20:27.630 --> 00:20:31.520
‫که یعنی تمام منابعی که توی جنگل جمع می‌شه

00:20:31.520 --> 00:20:36.350
‫تماماً متعلق به ریموروـه،
‫ و اربابان شیاطین هم باهاش موافقت کردن، درسته؟

00:20:36.350 --> 00:20:41.760
‫جمع‌آوری منابع توی اون منطقه راحت انجام می‌شده...

00:20:41.760 --> 00:20:47.750
‫ولی حالا برای زندگی توی جنگل
‫ باید اجازه ریمورو رو داشته باشن.

00:20:47.750 --> 00:20:51.230
‫و الانشم خیلی‌ها اونجا زندگی می‌کنن.

00:20:51.230 --> 00:20:56.430
‫پس دارین می‌گین همه‌شون قراره برای اجازه‌ بیان پیشم؟

00:20:56.430 --> 00:20:58.030
‫به احتمال زیاد.

00:20:58.030 --> 00:21:00.920
‫حالا که شما رسماً تبدیل به ارباب شیاطین شدید،

00:21:00.920 --> 00:21:04.000
‫هرکس که برای تبریک‌گفتن پیشتون نیاد
‫به‌عنوان شورشی دیده می‌شه.

00:21:04.350 --> 00:21:06.240
‫آخه بعد این‌همه مدت؟

00:21:06.240 --> 00:21:07.500
‫نه، نه!

00:21:07.500 --> 00:21:11.430
‫این فقط معنای قدرتی که یه ارباب شیاطین
‫ در اختیار داره رو نشون می‌ده.

00:21:11.430 --> 00:21:17.140
‫حتی لیزاردمن‌ها هم برای داشتن
‫محافظت یه ارباب شیاطین هربهایی می‌دن.

00:21:17.140 --> 00:21:19.810
‫حتی به ذهنمون خطور نکرد که دشمن فرضشون کنیم.

00:21:19.810 --> 00:21:22.690
‫از اونجا که نادیده‌گرفتن یه ارباب شیاطین نهایت حماقته!

00:21:22.970 --> 00:21:25.990
‫ولی آخه هیچ‌کدوم از این چیزا برام اهمیتی نداره...

00:21:26.320 --> 00:21:29.950
‫حداقل لیزاردمن‌ها که برای تبریک میان پیشتون.

00:21:29.950 --> 00:21:34.280
‫به پدرم خبر رسوندم که
‫ شما الان ارباب شیاطین شدید.

00:21:34.480 --> 00:21:36.050
‫آبیرو-سان میاد اینجا؟

00:21:36.050 --> 00:21:38.870
‫بله! به شیون-دونو هم اطلاع داده بودم...

00:21:38.870 --> 00:21:39.320
‫اوه؟

00:21:39.320 --> 00:21:43.780
‫ولی پدرم اصرار داشتن که شخصاً بهتون تبریک عرض کنن.

00:21:44.970 --> 00:21:47.130
‫خب البته. همه باید اینکار رو برای ریمورو-ساما بکنن.

00:21:47.130 --> 00:21:49.170
‫نخیر، اصلاً چیزی در این‌باره بهم نگفتی، شیون!

00:21:49.920 --> 00:21:54.050
‫ولی اگه لیزاردمن‌ها
‫این‌همه راهو برای تبریک اینجا میان.

00:21:54.050 --> 00:21:57.680
‫شرط می‌بندم حتی از
‫ نژادهای کوچیک‌تر هم قراره بیان پیشم.

00:21:58.410 --> 00:22:00.230
‫به عبارتی...

00:22:00.230 --> 00:22:03.090
‫اوه، آره. بهتره اصلاً...

00:22:04.020 --> 00:22:05.940
‫می‌دونین، داشتم فکر می‌کردم...

00:22:05.940 --> 00:22:08.720
‫شاید بهتر باشه یه اعلامیه بزرگ بزنیم

00:22:08.720 --> 00:22:11.690
‫و با این روش، شهرمونو به جهان معرفی کنیم.

00:22:11.690 --> 00:22:13.920
‫اینکه همه‌شون بیان، باهم راحت‌تر از اینه که

00:22:13.920 --> 00:22:16.200
‫دونه‌دونه سروکله‌شون پیدا بشه، نه؟

00:22:16.680 --> 00:22:18.710
‫منظورتون اینه که...

00:22:18.710 --> 00:22:22.440
‫ما هنوز جا برای افزایش جمعیت‌مون داریم.

00:22:22.440 --> 00:22:25.100
‫می‌شه گفت کارگر بیشتری لازم داریم.

00:22:25.900 --> 00:22:29.880
‫شهرمون رو حالا به امید
‫گرفتن ساکنین جدید معرفی می‌کنیم.

00:22:30.250 --> 00:22:32.210
‫اگه به‌هرحال قراره برای دیدنم بیان،

00:22:32.210 --> 00:22:34.560
‫باید کاری کنیم با شهرمون آشنا بشن.

00:22:34.560 --> 00:22:38.540
‫و ممکنه بعدش یه‌سری از هیولاها
‫بخوان به اینجا نقل‌مکان کنن.

00:22:39.050 --> 00:22:42.220
‫یه‌جوری هم باید میلیم رو سرگرم کنم...

00:22:42.480 --> 00:22:46.640
‫تازشم، اخیراً اینجا هرروز خیلی طاقت‌فرسا بوده.

00:22:46.640 --> 00:22:48.980
‫بد نیست هر چندوقت یه‌بار استراحت بکنیم.

00:22:48.980 --> 00:22:52.740
‫منظورم اینه که
‫بهتره یه جشن بزرگ برپا کنیم!

00:22:52.980 --> 00:22:54.240
‫جشن؟

00:22:54.240 --> 00:22:56.740
‫انجامش می‌دیم! به هر قیمتی شده!

00:22:57.100 --> 00:22:59.980
‫اگه قرار باشه به‌هرحال کارمو شروع کنم،

00:22:59.980 --> 00:23:03.240
‫بهتره به بزرگ‌ترین حالت ممکن باشه.

00:23:03.620 --> 00:23:05.010
‫بله!

00:23:06.400 --> 00:23:20.400
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:37.510 --> 00:24:41.470
‫همه نقشی
‫دفعه بعد: «همه نقشی برای بازی دارند.»
‫برای بازی دارند