﻿WEBVTT

00:00:01.700 --> 00:00:08.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:13.460 --> 00:00:15.780
‫آدم کثیفی هستیا.

00:00:16.550 --> 00:00:19.260
‫کم مونده بود منم به کشتن بدی.

00:00:19.620 --> 00:00:20.990
‫بزرگش نکن.

00:00:21.320 --> 00:00:25.040
‫شنیدم خیلی قبل‌ترش فرار کردی.

00:00:25.040 --> 00:00:27.180
‫خب، چیکار باید می‌کردم؟

00:00:27.180 --> 00:00:29.670
‫گزارش به دستت نرسیده مگه؟

00:00:30.210 --> 00:00:34.350
‫اون شیطان هیولایی فراتر از تصورم بود.

00:00:34.990 --> 00:00:36.050
‫و مهم‌تر از همه...

00:00:36.500 --> 00:00:38.860
‫نه تنها نتونستی کار هیناتا رو تموم کنی،

00:00:38.860 --> 00:00:43.680
‫بلکه انگار رابطه‌ش با ارباب شیاطین
‫ریمورو، بهتر شده.

00:00:44.130 --> 00:00:46.230
‫انگار نمی‌تونم انکارش کنم.

00:00:46.800 --> 00:00:49.260
‫کشور تاریخی فالموث سقوط می‌کنه،

00:00:49.260 --> 00:00:51.560
‫و کشور جدیدی به‌پا می‌شه.

00:00:51.910 --> 00:00:55.560
‫کشوری که طبق نقشه‌های ارباب شیاطین ریمورو پیش می‌ره،

00:00:55.560 --> 00:00:58.070
‫و باعث بی‌فایده شدن برنامه‌های شما می‌شه.

00:00:58.860 --> 00:01:03.860
‫ارباب شیاطین ریمورو قصد داره
‫جنگل بزرگ جورا رو یه قطب اقتصادی کنه.

00:01:04.450 --> 00:01:07.080
‫این چیزیه که به هیچ‌وجه نمی‌تونیم قبول کنیم.

00:01:08.450 --> 00:01:11.130
‫عاقلانه نیست الان کار تو چشمی کنیم.

00:01:11.130 --> 00:01:14.220
‫برای شما هم همین نیست؟

00:01:16.320 --> 00:01:21.100
‫درسته، بی‌فایده‌ست هی بخوایم تقصیرات
‫رو بندازیم گردن هم.

00:01:21.420 --> 00:01:23.660
‫خوشحالم درکت بالاست.

00:01:23.660 --> 00:01:27.910
‫بیا با همکاری همدیگه جلوی تولد
‫ یه قطب اقتصادی جدید تو این سرزمین رو بگیریم.

00:01:27.910 --> 00:01:29.520
‫عجله نکن.

00:01:30.600 --> 00:01:34.380
‫واقعاً دلم می‌خواد رابطه‌ی مناسب‌مون حفظ بشه،

00:01:34.380 --> 00:01:39.360
‫ولی حداقلش، ما دلیلی برای دشمنی
‫با ارباب شیاطین ریمورو نداریم.

00:01:39.630 --> 00:01:40.760
‫عوضی...

00:01:42.550 --> 00:01:45.540
‫و در هرصورت، هیناتا راجع بهم فهمیده،

00:01:45.540 --> 00:01:48.370
‫دیگه نمی‌تونم راحت تو استان‌های غربی فعالیت کنم.

00:01:48.590 --> 00:01:52.130
‫من برمی‌گردم زادگاهم، و یکی رو جام می‌فرستم.

00:01:54.620 --> 00:01:56.500
‫توافق‌مون بی‌تغییر می‌مونه.

00:01:58.190 --> 00:02:01.260
‫این جریان، کاریه که شده.

00:02:01.660 --> 00:02:03.020
‫خیلی‌خب.

00:02:03.020 --> 00:02:05.930
‫حداقل سر راه‌مون نیاین.

00:02:06.340 --> 00:02:08.130
‫حتماً.

00:02:12.820 --> 00:02:16.570
‫مرتیکه‌ی آشغال. چطوری جرئت
‫کرد ازم استفاده کنه؟

00:02:17.510 --> 00:02:21.650
‫وقتی اینا تموم شد، بعدی خودتونین.

00:02:22.850 --> 00:02:24.750
‫دلیلی بده ببخشمت
‫Give
‫me
‫a
‫reason
‫to
‫forgive

00:02:24.810 --> 00:02:26.750
‫اگه به‌اندازه‌ی کافی قوی باشم
‫If

00:02:25.260 --> 00:02:29.000
‫It's

00:02:25.510 --> 00:02:26.750
‫am
‫strong
‫enough
‫همه‌ش سیاه و سفیده

00:02:27.020 --> 00:02:29.000
‫black
‫and
‫white
‫این پیغام
‫This
‫message

00:02:28.770 --> 00:02:29.000
‫is

00:02:29.380 --> 00:02:31.000
‫برای
‫توـه
‫for
‫you

00:02:41.140 --> 00:02:43.540
‫حس می‌کنم از هر طریقی دارم ازت دست می‌کشم
‫Feeling
‫like
‫I'm
‫giving
‫up
‫on
‫you
‫in

00:02:42.660 --> 00:02:43.970
‫every
‫way

00:02:43.640 --> 00:02:45.860
‫وگرنه روانی می‌شم
‫Otherwise

00:02:44.040 --> 00:02:48.230
‫I'm

00:02:44.320 --> 00:02:46.240
‫gonna
‫lose
‫myself

00:02:45.970 --> 00:02:48.150
‫می‌خوام پسش بگیرم، دارم تلاش می‌کنم منِ سابق بشم
‫Want
‫it
‫,back
‫trying
‫to
‫be
‫someone
‫I
‫used

00:02:48.360 --> 00:02:50.170
‫نمی‌خوای مثل خودت باشی؟
‫Don't
‫you
‫want
‫be
‫like

00:02:50.480 --> 00:02:53.110
‫m 0 0 m 100 100 کلماتی که می‌خوام بهت برسونم
‫m 0 0 m 100 100 Kimi ni tsutaetai kotoba wa

00:02:52.940 --> 00:02:55.940
‫m 0 0 m 100 100 به‌شکل ناجوری دارن عوض می‌شن
‫m 0 0 m 100 100 Ibitsu ni katachi wo kaete yuku

00:02:55.890 --> 00:02:58.880
‫m 0 0 m 100 100 Sou ja nai wakatte yo
‫m 0 0 m 100 100 درک کن که اینطوری نیست

00:02:59.010 --> 00:03:04.010
‫مهم نیست چه حسی داری، الان به داستانت نیاز دارم
‫now
‫matter
‫how

00:03:00.600 --> 00:03:04.390
‫your
‫feel
‫I
‫need

00:03:02.320 --> 00:03:04.440
‫story
‫No
‫you

00:03:04.240 --> 00:03:08.820
‫صادقانه بگم، می‌خوام کنارم باشی
‫Giving

00:03:04.870 --> 00:03:11.840
‫you

00:03:05.310 --> 00:03:09.000
‫honesty
‫I
‫need

00:03:07.250 --> 00:03:09.200
‫by
‫my
‫side

00:03:08.970 --> 00:03:11.760
‫چیزهایی مثل اعتماد و تکیه
‫shi
‫n
‫to
‫ka

00:03:10.670 --> 00:03:12.090
‫rai
‫da

00:03:11.910 --> 00:03:14.830
‫در زمانی که باید صرف ایجادشون می‌کردیم
‫Tsu
‫mi
‫a
‫ge
‫te
‫i
‫ku
‫be
‫ki

00:03:13.680 --> 00:03:15.060
‫ta
‫n
‫gu
‫de

00:03:14.990 --> 00:03:18.660
‫نتونستیم به‌خاطر هم اونجا باشیم
‫Yo
‫ri
‫so

00:03:16.540 --> 00:03:18.840
‫tte
‫i
‫ra
‫re
‫na
‫ka
‫tta

00:03:19.080 --> 00:03:21.480
‫m 0 0 m 100 100 Karamiau kotae kasanatte
‫m 0 0 m 100 100 پاسخ‌های پیچیده روی هم افتاده‌ان

00:03:21.330 --> 00:03:23.930
‫m 0 0 m 100 100 Surechigatta omoi hodoite
‫m 0 0 m 100 100 احساسات نبافته‌ای که از هم گذر کردن

00:03:23.800 --> 00:03:28.550
‫m 0 0 m 100 100 Akirameru no ni wa mada hayai yo
‫m 0 0 m 100 100 برای تسلیم شدن زیادی زوده

00:03:28.730 --> 00:03:31.230
‫m 0 0 m 100 100 فقط چون نااًمیدی به‌دوش می‌کشیم
‫m 0 0 m 100 100 Modokashisa kakaeta kara tte

00:03:30.980 --> 00:03:33.650
‫m 0 0 m 100 100 فایده نداشت درحالت نابرابری بمونیم
‫m 0 0 m 100 100 Kakechigatta mama ja dame datte

00:03:33.400 --> 00:03:37.860
‫m 0 0 m 100 100 می‌دونم، می‌دونم، یه‌بار دیگه
‫m 0 0 m 100 100 Wakatteru wakatte yo mou ichido sa

00:03:40.850 --> 00:03:42.990
‫آرزوی قلبی داشته باش، پیغامم رو گرفتی؟
‫Wish
‫upon
‫a
‫heart
‫did
‫you
‫get
‫my

00:03:42.520 --> 00:03:42.990
‫message

00:03:45.640 --> 00:03:48.000
‫آرزوی قلبی داشته باش، پیغامم رو گرفتی؟
‫Wish
‫upon
‫a
‫heart
‫did
‫you
‫get
‫my

00:03:47.310 --> 00:03:48.000
‫message

00:03:52.660 --> 00:03:56.420
‫قسمت ۵۹
‫مصالحه و توافق

00:03:55.920 --> 00:03:57.820
‫لویی، امپراتور صومعه‌ی لوبلیوس.

00:03:58.540 --> 00:04:01.930
‫ارباب شیاطین ولنتاین، برادر کوچیک‌ترش، روی بود.

00:04:01.930 --> 00:04:05.010
‫کسی که لاپلاس از اتحادیه‌ی دلقک‌های میانه‌رو کشتش.

00:04:06.750 --> 00:04:09.300
‫هیناتا بابت مخفی کردن هویت لومینوس

00:04:09.620 --> 00:04:11.720
‫از جنگجویان صلیبی معذرت خواست.

00:04:12.020 --> 00:04:14.300
‫هیناتا-ساما، ما بهتون باور داریم!

00:04:14.300 --> 00:04:18.410
‫بله! ماها پیرو شماییم، نه خداوند لومینوس!

00:04:19.830 --> 00:04:22.740
‫که اینطور... باشه پس.

00:04:23.280 --> 00:04:28.950
‫و الانم می‌خوایم برای آینده‌ی تمپست و لوبلیوس صحبت کنیم.

00:04:29.370 --> 00:04:33.580
‫کلیسای غربی نمی‌تونست کشور هیولاها رو
‫به رسمیت بشناسه.

00:04:34.080 --> 00:04:37.830
‫درحالی که ما تصمیم می‌گرفتیم،
‫اسقف ریهیم درخواست حمله کرد،

00:04:37.830 --> 00:04:40.220
‫برای همونم حرکت شوالیه‌های معبد رو تایید کردم.

00:04:41.020 --> 00:04:44.710
‫شخصاً خودمم نمی‌تونستم قبولت کنم.

00:04:45.140 --> 00:04:47.310
‫به‌خاطر شیزو-سان؟

00:04:47.310 --> 00:04:48.010
‫بله.

00:04:48.330 --> 00:04:51.730
‫ولی الان که بهش فکر می‌کنم،
‫از منم سوءاستفاده شده بود.

00:04:52.310 --> 00:04:55.470
‫سوءاستفاده؟ توسط کی؟

00:04:56.250 --> 00:04:58.480
‫تاجرای امپراتوری شرقی.

00:04:59.100 --> 00:05:03.200
‫یه‌سری تاجر هم بودن که پشت‌هم به
‫ارباب شیاطین کلی‌من سر می‌زدن.

00:05:03.200 --> 00:05:05.740
‫پس اونا تاجرای شرقی بودن.

00:05:06.060 --> 00:05:06.830
‫درسته.

00:05:07.100 --> 00:05:11.240
‫بهم گفتن شیزو-سان رو کشتی...

00:05:11.740 --> 00:05:15.750
‫و همون‌موقع هم تو پادشاهی اینگراشیا بودی.

00:05:16.660 --> 00:05:20.350
‫آره، زمان‌بندیش به‌شدت بد بود.

00:05:21.270 --> 00:05:23.900
‫همین که بهش فکر می‌کنمم اعصابمو خُرد می‌کنه.

00:05:28.680 --> 00:05:31.640
‫تازه‌کار، سعی نکن بترسونیمون.

00:05:31.720 --> 00:05:33.930
‫عـ ـ عا، ببخشید.

00:05:36.750 --> 00:05:40.810
‫بگذریم، پس می‌شه فرضو بر این گذاشت
‫که کلش زیر سر تاجرای شرقی بوده.

00:05:41.270 --> 00:05:44.570
‫احتمالاً خودشونم ادماریس رو تحریک کردن.

00:05:44.990 --> 00:05:46.370
‫شک ندارم.

00:05:46.820 --> 00:05:50.320
‫بازجویی‌مون از ریهیم هم این مسئله رو ثابت کرد.

00:05:50.580 --> 00:05:54.590
‫ارباب شیاطین کلی‌من داشته از
‫تو سایه‌ها فالموث رو کنترل می‌کرده.

00:05:55.310 --> 00:05:58.540
‫و تاجرای شرقی داشتن میانجی‌گری می‌کردن؟

00:05:58.700 --> 00:05:59.470
‫آره.

00:05:59.830 --> 00:06:03.340
‫کلی‌من می‌خواست به‌عنوان یه
‫ارباب شیاطین حقیقی بیدار بشه.

00:06:03.340 --> 00:06:06.700
‫و پادشاهی فالموث هم می‌خواست این ‫کشور رو بدزده.

00:06:07.460 --> 00:06:10.130
‫تاجرای شرقی نقش واسطه‌گرو بازی کردن.

00:06:10.740 --> 00:06:14.950
‫و یکی از پشت صحنه داشته تمام اینا رو کنترل می‌کرده.

00:06:15.530 --> 00:06:19.890
‫منظورت «اون مرد»ـه که کلی‌من گفت.

00:06:19.890 --> 00:06:22.730
‫و ـ ولی از سنگ کنترل ذهنی‌ای که
‫اون‌ مرد بهم داد استفاده کردم!

00:06:22.730 --> 00:06:25.730
‫بـ ـ باید کامل تحت‌کنترل من باشه!

00:06:26.070 --> 00:06:29.220
‫جالبه فرد ضعیفی مثل اون

00:06:29.220 --> 00:06:32.300
‫تا آخرم دهنشو باز نکرد.

00:06:32.740 --> 00:06:35.280
‫نکنه منظورش روحانیت هفت روزه بود؟

00:06:35.700 --> 00:06:36.970
‫چی شد؟

00:06:36.970 --> 00:06:41.540
‫می‌خوای بگی پشت‌سر من داشتن کاری می‌کردن؟

00:06:41.990 --> 00:06:44.350
‫نمی‌شه احتمالشو تکذیب کرد.

00:06:44.350 --> 00:06:47.140
‫لویی، تو هم داری این مزخرفاتو می‌گی؟

00:06:47.140 --> 00:06:51.060
‫لومینوس-ساما، مرحمت‌تون رو می‌خواستن.

00:06:51.060 --> 00:06:52.680
‫چی می‌گی؟

00:06:52.900 --> 00:06:55.870
‫مرحمت‌تون، یعنی انرژی عشق‌تون رو.

00:06:55.870 --> 00:06:58.430
‫از آخرین مراسم بیش از یک قرن گذشته.

00:06:58.700 --> 00:07:00.930
‫انرژی عشق؟! چی هست!؟

00:07:01.190 --> 00:07:03.790
‫اونا در اصل آدم بودن.

00:07:04.160 --> 00:07:08.190
‫معلومه بدون انرژی من سن‌شون بالا می‌رفت.

00:07:08.480 --> 00:07:12.990
‫عاجز بودن نذارن به فرد دیگه‌ای علاقه‌مند بشید.

00:07:13.510 --> 00:07:17.410
‫نکنه می‌گی روحانیت هفت روزه به همین
‫دلیل سعی کردن منو بکشن؟

00:07:17.880 --> 00:07:19.100
‫متاسفانه.

00:07:19.140 --> 00:07:23.290
‫احتمالاً می‌خواستن کلی‌من رو بیدار
‫کنن و بفرستنش سراغت.

00:07:23.540 --> 00:07:28.210
‫و بعد که کلی‌من می‌مُرد، ریمورو
‫رو مینداختن به جونم؟

00:07:28.500 --> 00:07:30.710
‫از این مطمئنی؟

00:07:31.100 --> 00:07:35.590
‫روحانیت هفت روزه ما رو به تاجرهای شرقی معرفی کردن.

00:07:35.950 --> 00:07:39.900
‫صبر کن... اگه اسم‌شون «هفت روز»ـه‌ست...

00:07:40.480 --> 00:07:42.390
‫آخریشون کجاست؟

00:07:42.740 --> 00:07:44.550
‫مشکلی نیست.

00:07:44.550 --> 00:07:46.750
‫یکی از کاردینال‌های زادگاهم خبر داده که

00:07:46.750 --> 00:07:50.900
‫آخرین هفت روزه، گران؛ کشیش یکشنبه، از بین رفته.

00:07:51.150 --> 00:07:52.900
‫کاردینال؟

00:07:52.900 --> 00:07:56.530
‫عا، منظورت اون نیکولاسه که
‫جونش برات در می‌ره؟

00:07:56.840 --> 00:08:00.410
‫چطوری تونست گران‌ویل رو شکست بده؟

00:08:00.410 --> 00:08:03.250
‫فکر نمی‌کنم لایق تحسین باشه.

00:08:03.560 --> 00:08:06.920
‫با غافلگیر کردنش، تجزیه رو فعال کرد.

00:08:07.580 --> 00:08:10.130
‫گران‌ویل هم پیر شده ها.

00:08:10.130 --> 00:08:12.340
‫فرض کن تو همچین تله‌ای بیفتی.

00:08:12.820 --> 00:08:16.970
‫منظورتون از «گران‌ویل»، گران،
‫کشیش یکشنبه‌ست؟

00:08:17.310 --> 00:08:19.220
‫اسم واقعیشه.

00:08:19.220 --> 00:08:24.480
‫و یه‌زمانی قهرمان نور بود، باهاش جنگیده بودم.

00:08:24.890 --> 00:08:28.920
‫ولی سرنوشت همیشه سراغ کسایی می‌ره
‫که خودشون رو قهرمان می‌خونن.

00:08:29.570 --> 00:08:35.090
‫شاید ته دلش، به‌همین خاطر
‫ازم کینه‌ای داشت.

00:08:36.170 --> 00:08:38.860
‫بگذریم، فعلاً یه‌مدتی خیال‌مون راحته.

00:08:40.200 --> 00:08:43.220
‫اگه نمی‌فهمیدیم کار تاجراست،

00:08:43.220 --> 00:08:46.910
‫جدی فکر می‌کردم همه‌ش زیر سر یوکیه.

00:08:47.430 --> 00:08:51.170
‫یوکی؟ منظورتون گرندمستر یوکی کاگورازاکا‌ـست؟

00:08:51.380 --> 00:08:55.370
‫آره. با توجه به همه‌چی، مظنون اصلی خودش بود،

00:08:55.370 --> 00:08:58.300
‫ولی دلیلی نداره من و هیناتا رو
‫مجبور کنه مبارزه کنیم.

00:08:58.780 --> 00:09:00.920
‫یوکی مغز متفکره، نه؟

00:09:01.450 --> 00:09:03.760
‫با قاطعیت نمی‌شه گفت غلطه.

00:09:04.370 --> 00:09:06.940
‫صبرکن، داری به کسی شک می‌کنی
‫که از دنیای خودمون اومده؟

00:09:07.190 --> 00:09:11.150
‫صرفاً دارم تمام جوانب ‫رو درنظر می‌گیرم.

00:09:11.860 --> 00:09:16.570
‫و راستش، فکر می‌کنم برای گفتن اینکه
‫مغز متفکر شکست خورده، زود باشه.

00:09:17.180 --> 00:09:20.200
‫درسته. نباید زیاد خوشبین باشیم.

00:09:20.410 --> 00:09:22.770
‫به بقیه هم خبر می‌دیم.

00:09:23.680 --> 00:09:27.380
‫باید حواسمونو جمع کنیم،
‫وگرنه معلوم نیست اوضاع به کجا برسه.

00:09:28.840 --> 00:09:32.070
‫عصرونه امروز شیرینی و سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌ست.

00:09:32.070 --> 00:09:33.130
‫نوش جون‌تون.

00:09:36.260 --> 00:09:39.470
‫خیلی‌خب، درمورد رابطه دو کشورمون از اینجا به بعد...

00:09:40.130 --> 00:09:43.300
‫قبل از هرچیز باید از یه مورد مطمئن بشم.

00:09:43.630 --> 00:09:47.470
‫در این مورد عذرخواهی ما رو قبول کردید، درسته؟

00:09:47.790 --> 00:09:48.610
‫درسته.

00:09:48.910 --> 00:09:52.350
‫مردم ما قصد کش‌دادن این قضیه رو ندارن.

00:09:52.510 --> 00:09:53.610
‫اینطوری که نمی‌شه.

00:09:53.610 --> 00:09:56.370
‫بخشی از تقصیر این ماجرا مشخصاً گردن ماست.

00:09:56.370 --> 00:09:59.000
‫یه راهی پیدا می‌کنیم تا غرامتشو بهتون بدیم.

00:09:59.000 --> 00:10:00.740
‫صلح باید بمونه بعد از اون.

00:10:02.670 --> 00:10:06.780
‫درضمن، من نمی‌تونم دردسرهایی که
‫درست کردم رو همینطوری نادیده بگیرم.

00:10:07.130 --> 00:10:09.290
‫می‌خوام هرطوری شده حسن نیت خودمو نشون بدم.

00:10:09.820 --> 00:10:11.620
‫غرامت، ها؟

00:10:12.040 --> 00:10:15.440
‫چطوره به‌طور رسمی ما رو به‌عنوان یه کشور بپذیرید

00:10:15.440 --> 00:10:17.170
‫و باهامون وارد رابطه دیپلماتیک بشید؟

00:10:17.430 --> 00:10:18.420
‫بسیار خب.

00:10:18.790 --> 00:10:20.740
‫ولی من قصد ندارم باهاتون دوست بشم،

00:10:20.740 --> 00:10:24.430
‫و حتماً یه روز اون مارمولک رو مجازات می‌کنم.

00:10:24.670 --> 00:10:28.560
‫شاید در بدترین حالت،
‫پیشکش کردن ولدورا ایده بدی نباشه.

00:10:28.560 --> 00:10:30.300
‫یه‌لحظه وایسا، ریمورو!

00:10:30.300 --> 00:10:33.060
‫الان به یه‌چیز وحشتناک فکر کردی، مگه نه؟!

00:10:34.580 --> 00:10:36.900
‫فقط خیالاتی شدی، ولدورا-کون!

00:10:36.900 --> 00:10:39.810
‫نه، وایسا! وقتی آخر اسمم «کون» می‌ذاری،

00:10:39.810 --> 00:10:42.530
‫یعنی ایده شرورانه‌ای تو ذهنته!

00:10:42.530 --> 00:10:44.770
‫داد و بیداد بسه! خودتو جمع کن!

00:10:44.770 --> 00:10:46.030
‫تـ ـ تقصیر من نیست...

00:10:46.500 --> 00:10:49.430
‫فعلاً بهتره آتش‌بس موقت اعلام کنیم.

00:10:49.430 --> 00:10:52.290
‫تا صد سال دیگه هم روابط دیپلماتیک رو پیش می‌بریم.

00:10:52.780 --> 00:10:55.150
‫این رو به‌عنوان نشونه عذرخواهی من قبول کنید.

00:10:55.150 --> 00:10:56.250
‫ها؟ واقعاً؟

00:10:56.480 --> 00:10:58.790
‫اعلام آتش‌بس رو درک می‌کنم،

00:10:58.790 --> 00:11:00.910
‫ولی مطمئنید می‌خواید باهاشون وارد رابطه بشید؟

00:11:00.910 --> 00:11:03.760
‫رابطه دیپلماتیک، ها؟ ولی این...

00:11:04.160 --> 00:11:07.140
‫کافیه! این تصمیم منه!

00:11:07.660 --> 00:11:09.230
‫به‌نظر من که خوبه.

00:11:09.230 --> 00:11:12.020
‫اگه ریمورو-دونو واقعاً موجود خبیثی بود،

00:11:12.020 --> 00:11:14.250
‫هیچ‌کدوم‌مون الان زنده نبودیم.

00:11:15.280 --> 00:11:16.460
‫راست می‌گی.

00:11:16.460 --> 00:11:18.540
‫می‌تونیم به ریمورو-دونو و مردمش اعتماد کنیم.

00:11:18.820 --> 00:11:21.070
‫نباید چون یه هیولاست،
‫دیدگاه کورکورانه‌ای ازش داشته باشیم.

00:11:21.480 --> 00:11:22.980
‫منم موافقم.

00:11:23.630 --> 00:11:26.740
‫سوئی-ساما واقعاً مرد مهربونی بودن.

00:11:28.520 --> 00:11:30.470
‫ولی یه مشکل وجود داره.

00:11:30.470 --> 00:11:33.000
‫درمورد عقاید کلیسا چیکار کنیم؟

00:11:33.000 --> 00:11:37.630
‫اگه رویکرد غلطی داشته باشیم،
‫ممکنه اعتماد کلیسای مقدس غربی رو ضعیف کنه.

00:11:37.800 --> 00:11:39.120
‫چه بی‌معنی.

00:11:39.120 --> 00:11:41.380
‫حتی اگه عقاید به‌طور سفت‌وسخت پیروی نمی‌شد،

00:11:41.380 --> 00:11:43.720
‫اینو خیانت به‌حساب نمیارم.

00:11:44.220 --> 00:11:48.100
‫تازشم، این فقط یدونه قانونه که
‫ رهبر اون زمان درست کرده.

00:11:49.030 --> 00:11:51.640
‫چی؟ درمورد این قضیه نمی‌دونستم...

00:11:52.060 --> 00:11:55.070
‫با محافظت ما از مردم بی‌گناه‌مون،

00:11:55.070 --> 00:11:57.520
‫می‌تونن زندگی شاد و موفقی داشته باشن.

00:11:58.680 --> 00:12:03.180
‫چیزی که بیشتر از همه برام مهمه
‫ عقاید نیست، بلکه ازخودگذشتگی‌ـه.

00:12:03.180 --> 00:12:06.530
‫این چیزیه که پیمان‌مونو تشکیل داده
‫ و قانون مطلق ماست.

00:12:07.120 --> 00:12:11.620
‫همه‌تون می‌تونین از جادوی مقدس استفاده کنین
‫ چون به من اعتقاد دارین، درسته؟

00:12:12.940 --> 00:12:18.660
‫ولی مشکل اینه که ما تمام این مدت
‫ طبق اون عقاید زندگی کردیم.

00:12:19.220 --> 00:12:21.380
‫اگه بخوایم به این راحتی ازش دست بکشیم...

00:12:21.830 --> 00:12:23.260
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.

00:12:23.560 --> 00:12:27.990
‫اگه صد جنگجوی صلیبی بسیج بشن،
‫بقیه کشورها ازش خبردار می‌شن.

00:12:28.510 --> 00:12:32.290
‫و اون خبرنگارها شاهد شکست
‫سه جنگجوی قدیس بودن، درست نمی‌گم؟

00:12:32.940 --> 00:12:35.830
‫اگه بفهمن که هیناتا و جنگجویان صلیبی هم شکست خوردن،

00:12:36.160 --> 00:12:38.150
‫هرج‌ومرج بزرگی راه میفته.

00:12:38.380 --> 00:12:42.650
‫پس چطوره بگیم مبارزه‌ی من و هیناتا مساوی تموم شد؟

00:12:43.030 --> 00:12:44.650
‫باهاش مشکلی نداری؟

00:12:44.920 --> 00:12:46.360
‫معلومه، اشکالی نداره.

00:12:46.620 --> 00:12:50.760
‫ولی خب، فقط مواقع انگشت‌شماری هست

00:12:50.760 --> 00:12:53.660
‫که یه انسان تونسته یه ارباب شیاطین رو شکست بده.

00:12:53.740 --> 00:12:55.660
‫د ـ درست می‌گه!

00:12:55.660 --> 00:12:58.160
‫شما تازه یه ارباب شیاطین شدید.

00:12:58.160 --> 00:13:01.040
‫اگه به بقیه حکومت‌ها
‫دلیلی برای کوچیک دیدن‌تون بدید...

00:13:01.040 --> 00:13:02.460
‫اوه...

00:13:03.550 --> 00:13:07.980
‫بنیمارو، حکومتی به ذهنت می‌رسه
‫که بخواد با کشورمون درگیر شه؟

00:13:07.980 --> 00:13:08.970
‫وجود نداره.

00:13:09.490 --> 00:13:11.910
‫و اگه همچین فرد احمقی وجود داشته باشه،

00:13:11.910 --> 00:13:13.910
‫خودم براتون از شرش خلاص می‌شم.

00:13:14.970 --> 00:13:16.540
‫چه اعتماد به نفسی.

00:13:17.090 --> 00:13:19.730
‫در این صورت، مخالفتی ندارم.

00:13:19.900 --> 00:13:23.110
‫با کمال میل پیشنهادتو رو می‌پذیرم.

00:13:23.110 --> 00:13:24.580
‫حالا که قضیه اینه،

00:13:24.580 --> 00:13:28.240
‫بهتره یهو به همه اعلام کنیم که
‫ مردم این کشور خبیث نیستن!

00:13:28.560 --> 00:13:31.680
‫درسته. واقعاً موجودات خوش‌خلقی‌ان.

00:13:32.050 --> 00:13:36.560
‫قبلاً بحث‌هایی وجود داشت که
‫نیمه‌انسان‌ها هیولا به‌حساب میان یا نه،

00:13:36.560 --> 00:13:40.250
‫ولی ظاهراً این تبعیض ناشی از تعصب باشه...

00:13:40.880 --> 00:13:43.170
‫حداقل من اینطور فکر می‌کنم.

00:13:43.170 --> 00:13:46.940
‫نیمه‌انسان‌هایی که با انسان‌ها دشمنی دارن مشکل‌سازن،

00:13:46.940 --> 00:13:50.260
‫ولی به‌نظرم دورف‌ها باید
‫بدون شک انسان محسوب بشن.

00:13:50.680 --> 00:13:53.000
‫پس چطوره پای پادشاه گازل رو وسط بکشیم

00:13:53.000 --> 00:13:55.580
‫و پیمان یه دوستی صد ساله ببندیم؟

00:13:55.980 --> 00:13:58.760
‫اگه تضمینی داشته باشن که به انسان‌ها حمله نمی‌کنیم،

00:13:58.760 --> 00:14:00.690
‫لااقل یه‌ذره بهمون اعتماد می‌کنن، نه؟

00:14:01.160 --> 00:14:01.970
‫درسته.

00:14:02.270 --> 00:14:05.460
‫و وجود اعتماد باعث می‌شه
‫ متقاعد کردن‌شون راحتتر شه.

00:14:05.460 --> 00:14:06.780
‫برای بهتر کردن روابط‌مون،

00:14:07.210 --> 00:14:10.150
‫آرنود و باکاس رو اینجا توی تمپست می‌ذاریم.

00:14:11.610 --> 00:14:15.170
‫باشه پس، ما اینجا یه کلیسا
‫ برای کلیسای مقدس غربی می‌سازیم.

00:14:19.810 --> 00:14:20.960
‫راستی، هیناتا...

00:14:24.250 --> 00:14:25.460
‫اون چیه؟

00:14:28.900 --> 00:14:31.830
‫شمشیرت که اون‌موقع جذب کردم.

00:14:32.110 --> 00:14:33.840
‫تعمیر و اصلاحش کردم.

00:14:34.420 --> 00:14:39.390
‫قطعاً برای استفاده‌های روزمره
‫از یه سلاح افسانه‌ای مثل مون‌لایت بهتره.

00:14:39.880 --> 00:14:41.560
‫ممنونم، ریمورو.

00:14:44.650 --> 00:14:47.940
‫گمونم قسمت دیپلماتیکش اینه که
‫سعی کنم اینجا نگهش دارم.

00:14:48.600 --> 00:14:50.850
‫می‌گم، الان دیگه دیروقته.

00:14:50.850 --> 00:14:52.910
‫چطوره فردا صبح راه بیفتی؟

00:14:53.260 --> 00:14:55.410
‫بستگی داره، شام امشب چیه؟

00:14:55.410 --> 00:14:57.230
‫امم، سوکیاکی؟

00:14:57.890 --> 00:15:00.200
‫حموم آب گرم‌شون هم خیلی خوبه.

00:15:00.200 --> 00:15:02.030
‫مشتاقانه منتظر سوکیاکی هستم.

00:15:02.410 --> 00:15:04.290
‫عه؟ پس قبوله؟

00:15:05.240 --> 00:15:07.090
‫عــــه...

00:15:10.490 --> 00:15:13.680
‫همونطور که می‌بینید،
‫غذای جشن امشب سوکیاکی هستش!

00:15:15.630 --> 00:15:18.510
‫به سلامتی روابط خوب آینده‌مون!

00:15:18.510 --> 00:15:20.360
‫به سلامتی!

00:15:26.960 --> 00:15:31.000
‫پسر، خیلی خوبه که آدم بتونه مست کنه ها!

00:15:31.610 --> 00:15:33.260
‫توی شام دیشب...

00:15:35.960 --> 00:15:38.870
‫زیاد خوردن اونا برای سلامتی‌ت خوب نیستا.

00:15:39.040 --> 00:15:40.230
‫احمق.

00:15:40.230 --> 00:15:41.890
‫حتی سمّ هم روم تأثیری نداره.

00:15:41.890 --> 00:15:44.300
‫یه الکل کوچیک شکستم نمی‌ده.

00:15:46.190 --> 00:15:48.000
‫در واقع، تمام تلاشمو می‌کنم

00:15:48.000 --> 00:15:51.590
‫تا با ضعیف‌کردن قدرت سمّ‌زدایی‌م، بتونم مست بشم.

00:15:51.730 --> 00:15:54.780
‫تـ ـ تضعیف قدرت سمّ‌زدایی؟
‫ همچین کاری هم بلدی؟

00:15:54.780 --> 00:15:55.990
‫معلومه.
‫بـ ـ بهم یادش بده!

00:15:57.430 --> 00:15:59.460
‫یعنی... لطفاً یادم بدید!

00:16:07.300 --> 00:16:09.730
‫صبر کن، برنج سفید؟

00:16:09.730 --> 00:16:12.400
‫به‌نظرت یه‌کم زیاده‌روی نمی‌کنی؟

00:16:12.400 --> 00:16:16.200
‫اگه باهاش مشکلی داری، برنج رو بهم پس بده.

00:16:16.200 --> 00:16:18.740
‫اصلاً منظورم این نبود!

00:16:19.380 --> 00:16:24.250
‫ولی اینکه بتونم بازسازی
‫ بی‌نقص غذای دنیای قبلی‌مونو ببینم...

00:16:24.250 --> 00:16:26.250
‫بیشتر از اینکه تعجب کنم، عصبانی‌ام.

00:16:26.720 --> 00:16:31.340
‫باورم نمی‌شه فقط توی دو سال تونستی
‫ همچین مکان راحتی برای زندگی بسازی.

00:16:31.340 --> 00:16:33.630
‫جلو خودتو نگیر، همینطور ازم تعریف کن.

00:16:33.840 --> 00:16:35.060
‫شوخی رو تموم کن.

00:16:35.380 --> 00:16:38.890
‫یه‌سری شایعات از یوکی شنیدم،
‫ولی درموردشون شک و شبهه داشتم.

00:16:39.370 --> 00:16:41.590
‫نه، هنوز کار داریم.

00:16:41.590 --> 00:16:43.290
‫پخش کالاها کنده،

00:16:43.290 --> 00:16:45.640
‫و شبکه اطلاعاتی هم که کلاً نداریم.

00:16:45.990 --> 00:16:47.880
‫به‌قدر کافی سرگرمی نداریم.

00:16:47.880 --> 00:16:52.360
‫می‌خوام برای ساختن چیزایی
‫ مثل مانگا زمینه‌سازی کنم.

00:16:52.360 --> 00:16:55.760
‫سرگرمی؟ توی دنیای خشنی مثل اینجا؟

00:16:55.760 --> 00:16:58.410
‫اونم وقتی یه‌سریا به زور و سختی
‫ خودشونو زنده نگه می‌دارن؟

00:16:58.410 --> 00:17:01.910
‫خب، از دست تهدید هیولاها و این چیزا خلاص می‌شیم.

00:17:04.680 --> 00:17:07.030
‫قایم‌کردنش فایده‌ای نداره، پس بهتون می‌گم.

00:17:07.030 --> 00:17:10.320
‫می‌خوام یوم رو پادشاه کنم، یه کشور جدید بسازم،

00:17:10.320 --> 00:17:13.840
‫و نفوذشو بین ایالت‌های غربی بالا ببرم.

00:17:14.180 --> 00:17:16.340
‫با این‌کار می‌خوای به چی برسی؟

00:17:16.340 --> 00:17:20.850
‫اولش، می‌خوام جامعه انسان‌ها ما رو به رسمیت بشناسه.

00:17:20.850 --> 00:17:23.850
‫البته الانشم نصف راه رو برای این هدف رفتم.

00:17:23.850 --> 00:17:28.060
‫کله‌گنده‌های چندتا از کشورها الان درمورد ما می‌دونن،

00:17:28.060 --> 00:17:31.280
‫و تاجرها و ماجراجوها درباره‌مون شایعه پخش می‌کنن.

00:17:31.700 --> 00:17:33.560
‫بعدش، ساخت‌وساز جاده‌ست.

00:17:33.560 --> 00:17:36.470
‫درحال ساخت یه مسیر تجاری امن و پایدار هستیم.

00:17:36.920 --> 00:17:39.370
‫و آخرشم، ایجاد شبکه ارتباطی.

00:17:39.370 --> 00:17:44.280
‫کریستال‌های ارتباطی فقط توسط کسایی که
‫ کار با جادو رو بلدن قابل استفاده‌ست.

00:17:44.280 --> 00:17:48.040
‫پس تمرکزمون روی نخ‌های فلزی چسبنده و فلزجادوـه!

00:17:48.040 --> 00:17:49.830
‫یه آزمایش کردیم، و...

00:17:49.830 --> 00:17:53.380
‫نخ فولادی چسبنده، افکارمو
‫ توی سرعت فوق‌العاده‌ای منتقل می‌کرد.

00:17:53.380 --> 00:17:54.880
‫از اونجا که وسط ذرات جادوئه،

00:17:54.880 --> 00:17:57.380
‫باعث مکالمه خیلی راحت و واضحی می‌شه.

00:17:57.900 --> 00:18:00.140
‫با فلزجادو هم همینطوری کار کرد.

00:18:00.660 --> 00:18:02.050
‫اگه از اینا استفاده کنیم،

00:18:02.050 --> 00:18:06.680
‫ممکنه بتونیم یه شبکه بسازیم که
‫تمام شهرها و کشورها رو به‌هم وصل می‌کنه.

00:18:09.100 --> 00:18:10.130
‫نظرتون چیه؟

00:18:10.130 --> 00:18:13.190
‫وقتی تموم بشه قراره خیلی به‌کار بیاد، مگه نه؟

00:18:13.340 --> 00:18:18.440
‫می‌دونی... اینجور چیزا رو
‫ معمولاً به‌عنوان اسرار کشور به‌حساب میارن...

00:18:18.530 --> 00:18:20.280
‫اوه، آره راستی.

00:18:20.280 --> 00:18:22.700
‫گمونم جو گرفتم و حرف اضافی زدم، ها؟

00:18:22.700 --> 00:18:24.070
‫حتماً واسه ساکه‌ست.

00:18:24.220 --> 00:18:25.100
‫توجه.
‫توجه

00:18:25.100 --> 00:18:27.650
‫فعال‌سازی سم‌زدایی بیماری
‫مقاومت
‫وضعیت سم‌زدایی بیماری
‫فعال‌سازی دوباره

00:18:27.720 --> 00:18:32.580
‫همچنین درخواست مداخله در این مقاومت
‫تا مدتی مورد توجه قرار نخواهد گرفت.
‫اخطار
‫همچنین درخواست مداخله در این مقاومت
‫تا مدتی مورد توجه قرار نخواهد گرفت.

00:18:32.580 --> 00:18:33.500
‫ها؟!

00:18:34.530 --> 00:18:37.420
‫ای بابا، ساکه عزیزم...

00:18:37.700 --> 00:18:42.180
‫درضمن، اگه زیاده‌روی کنی، فرشته‌ها بهت حمله می‌کنن.

00:18:42.620 --> 00:18:43.680
‫فرشته‌ها؟

00:18:43.860 --> 00:18:48.310
‫موجوداتی‌ان که به شهری که
‫بیشتر از حد معینی پیشرفت کنه حمله می‌کنن.

00:18:48.310 --> 00:18:50.130
‫اون حشرات بی‌همه‌چیز.

00:18:50.130 --> 00:18:52.390
‫خودم دوست دارم از شرشون خلاص شم،

00:18:52.390 --> 00:18:55.060
‫ولی اگه این‌کارو کنم، هویتم فاش می‌شه.

00:18:55.410 --> 00:18:59.450
‫خب البته به‌لطف اون مارمولک،
‫جنگجویان صلیبی منو دیدن.

00:18:59.450 --> 00:19:00.570
‫تقصیر من نبود.

00:19:01.050 --> 00:19:02.450
‫فرشته، ها؟

00:19:02.930 --> 00:19:06.060
‫خب، اگه بیفتن دنبالمون، ما هم می‌جنگیم.

00:19:07.680 --> 00:19:09.820
‫فکر می‌کردم اینو بگی.

00:19:09.820 --> 00:19:13.210
‫وقتی زمانش برسه ماهم درکنارت می‌جنگیم.

00:19:13.630 --> 00:19:18.070
‫و اجازه نمی‌دم دوباره شهرمو نابود کنن.

00:19:18.070 --> 00:19:20.950
‫چه اون حشرات یا چه اون مارمولک.

00:19:20.950 --> 00:19:21.820
‫تقصیر من نبود.

00:19:21.820 --> 00:19:26.010
‫هی، بیخیال! بعداً‌ می‌شه درمورد اون کارا حرف زد!

00:19:26.010 --> 00:19:29.660
‫هیناتا-ساما، اگه این گوشت رو نمی‌خواید،
‫من برش می‌دارم.

00:19:30.820 --> 00:19:34.100
‫فریتز، هوس مردن کردی؟

00:19:34.560 --> 00:19:38.690
‫آ ـ آه، هیناتا-ساما، چشماتون خیلی جدیه...

00:19:41.940 --> 00:19:46.600
‫بعد از اون، امپراتوری سلطنتی لوبلیوس
‫سریعاً‌ اعلام کرد که

00:19:46.600 --> 00:19:51.620
‫پادشاهی دورف‌ها رو به‌عنوان کشور انسان‌ها،
‫با پتانسیل تبدیل‌شدن به متحد به‌رسمیت شناخته.

00:19:52.120 --> 00:19:54.580
‫بعدشم تشکیل ارتباطات دیپلماتیک رو

00:19:54.580 --> 00:19:56.900
‫با اتحادیه جورا تمپست اعلام کردن،

00:19:57.310 --> 00:19:59.780
‫و با اینکه برای مدت زمان محدودی بود،

00:19:59.780 --> 00:20:02.470
‫امضای پیمان آتش‌بس هم اعلام کردن.

00:20:04.060 --> 00:20:08.220
‫حالا می‌تونیم از پنجره مذاکراتی‌مون
‫ با پنج شیخ کبیر استفاده کنیم.

00:20:08.530 --> 00:20:09.600
‫دقیقاً.

00:20:09.870 --> 00:20:14.980
‫اون به کنار، باورم نمی‌شه اون عوضی‌ها سعی کردن
‫ همچین هیولایی رو به جونم بندازن.

00:20:16.520 --> 00:20:17.800
‫حتماً بهت سخت گذشته.

00:20:18.090 --> 00:20:19.380
‫خیلی زیاد.

00:20:20.200 --> 00:20:22.080
‫اسمش دیابلو بود دیگه، نه؟

00:20:22.510 --> 00:20:25.590
‫شیطانی به‌شدت خوفناکه که
‫ هم‌سطح با بوران حسابش می‌کنن؛

00:20:25.590 --> 00:20:26.990
‫شیطانی که امپراتوری رو تهدید کرد.

00:20:27.610 --> 00:20:32.370
‫راستشو بخوای، آدم باید احمق باشه که
‫با همچین هیولایی مستقیم روبرو بشه.

00:20:32.710 --> 00:20:35.360
‫نمی‌تونم بگم شکست‌ناپذیره،

00:20:35.360 --> 00:20:37.780
‫ولی کربروس احتمالاً نابود شه.

00:20:38.210 --> 00:20:41.330
‫از هیناتا استفاده کردم تا یه‌جوری حالشو بگیرم،

00:20:41.330 --> 00:20:43.250
‫ولی اونم به جایی نرسید.

00:20:43.250 --> 00:20:45.580
‫بیا فعلاً یه‌مدت آفتابی نشیم.

00:20:45.940 --> 00:20:49.560
‫با این وجود، این پنج شیخ از انتظارم بی‌عقل‌ترن.

00:20:49.560 --> 00:20:51.060
‫ولی من انتظارشو داشتم.

00:20:51.450 --> 00:20:55.850
‫ارباب شیاطین ریمورو خیلی دلرحمه.
‫می‌دونستم هیناتا رو نمی‌کشه.

00:20:56.260 --> 00:21:01.860
‫در واقع امیدوار بودم خودش کسی باشه
‫ که جون‌به‌جون بشه.

00:21:02.280 --> 00:21:04.660
‫اگه به‌خاطر پیغامِ شما نبود،

00:21:04.660 --> 00:21:09.490
‫ممکن بود درست جلوی ارباب شیاطین ریمورو
‫ با هیناتای قدیس روبرو بشم.

00:21:09.780 --> 00:21:11.650
‫و اگه تو هم از دست می‌دادم،

00:21:11.650 --> 00:21:15.500
‫نقشه‌م قطعاً می‌تونست به خاک سیاه بشینه.

00:21:15.810 --> 00:21:20.000
‫خب، اگه به اونجا می‌کشید، حداقل فرار می‌کردم.

00:21:21.890 --> 00:21:23.930
‫ولی خب الان لازم نیست جدی باشی.

00:21:24.410 --> 00:21:27.760
‫فعلاً می‌خوام عقب وایسم و ببینم مذاکرات به کجا می‌رسه.

00:21:28.020 --> 00:21:31.820
‫در این‌صورت، گمونم بهتره به زادگاهم برگردم.

00:21:32.250 --> 00:21:34.260
‫میشا رو جای خودم می‌فرستم پیشتون.

00:21:34.540 --> 00:21:36.240
‫درست می‌گی. همینکارو بکن.

00:21:36.770 --> 00:21:38.410
‫خیلی‌خب پس.

00:21:38.780 --> 00:21:43.420
‫و همینطور درمورد تجارت برده فروشی
‫ که اینجا روش کار می‌کنیم...

00:21:43.420 --> 00:21:45.030
‫چطور باید ادامه‌ش بدیم؟

00:21:45.880 --> 00:21:47.490
‫آره، اونم بود.

00:21:47.800 --> 00:21:50.660
‫وقت ندارم با اورتروس بحث کنم.
‫همون بهتره شرشونو بکنیم.

00:21:50.880 --> 00:21:54.160
‫اون هیولاهای کمیابی که به اکیدنا
‫می‌فرستادیم هم باید آزاد کنیم؟

00:21:54.810 --> 00:21:58.660
‫نه، مثل همیشه به کالاهای طبقه‌بندی خاص رسیدگی کن.

00:21:58.660 --> 00:22:01.600
‫بالأخره هنوز ارتباطاتمونو با روتزوها داریم.

00:22:02.430 --> 00:22:05.520
‫اطاعت می‌شه. آماده‌سازی‌ها رو به خودم بسپارید.

00:22:11.820 --> 00:22:14.220
‫تو هم شنیدی، نه، کازالیم؟

00:22:14.610 --> 00:22:15.740
‫بله، رئیس.

00:22:16.210 --> 00:22:19.480
‫چی باعث شد بخواید از شر اورتروس خلاص شید؟

00:22:19.780 --> 00:22:20.900
‫خب ساده‌ست.

00:22:21.190 --> 00:22:24.380
‫فقط فکر کردم فرصتی بهش بدم که مشهور بشه.

00:22:24.840 --> 00:22:26.980
‫منظورتون اینه که...

00:22:27.140 --> 00:22:29.000
‫آها، اونو می‌گید.

00:22:29.340 --> 00:22:32.240
‫مثل همیشه ایده‌های جالبی به سرتون می‌زنه، رئیس.

00:22:32.680 --> 00:22:33.540
‫بد می‌گم؟

00:22:33.830 --> 00:22:35.990
‫می‌شه بهت بسپارم ترتیبشو بدی؟

00:22:36.300 --> 00:22:37.180
‫بله.

00:22:37.610 --> 00:22:39.550
‫اگه اشکال نداره بحثو عوض کنم...

00:22:39.940 --> 00:22:42.370
‫ترجیح می‌دم بنده رو کاگالی صدا بزنین.

00:22:43.040 --> 00:22:46.340
‫عه؟ پس بالأخره تصمیمتو گرفتی؟

00:22:46.780 --> 00:22:50.700
‫بله. وقتی کلی‌من کشته شد تصمیممو گرفتم.

00:22:51.330 --> 00:22:56.050
‫اسم ارباب شیاطین کازالیم رو
‫تا وقتی از لئون انتقام بگیرم به فراموشی می‌سپرم.

00:22:56.240 --> 00:22:57.570
‫فهمیدم.

00:22:57.570 --> 00:23:01.060
‫در این صورت، کاگالی، نمی‌خوام وقتتو بگیرم.
‫روت حساب کردم.

00:23:01.430 --> 00:23:03.310
‫به خودم بسپاریدش، رئیس.

00:23:03.330 --> 00:23:10.330
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:37.040 --> 00:24:39.300
‫دفعه بعد: «آماده‌سازی‌های جشنواره.»

00:24:37.410 --> 00:24:41.370
‫آماده‌سازی‌های
‫جشنواره