﻿WEBVTT

00:00:12.620 --> 00:00:14.490
‫به‌طور رسمی تصمیمش گرفته شد

00:00:15.060 --> 00:00:18.380
‫ به ‫مناسبت باز شدن درهای تمپست به روی بقیه‌ی کشورا،
‫یه جشنواره‌ی بزرگ بگیریم.

00:00:19.240 --> 00:00:21.120
‫همه حسابی درگیر آماده شدنن.

00:00:27.200 --> 00:00:31.580
‫همه‌ی مامورهام هم یه ارائه‌ی شخصی قراره داشته باشن.

00:00:32.380 --> 00:00:33.900
‫تاریخچه‌ی معجونای شفابخش؟

00:00:34.320 --> 00:00:36.510
‫بله، ریمورو-ساما!

00:00:36.510 --> 00:00:39.680
‫اینا معجونایی هستن که بارها و بارها توسعه دادیم!

00:00:39.680 --> 00:00:42.970
‫با وستا-دونو براشون یه نمایشگاه می‌سازیم.

00:00:43.430 --> 00:00:46.700
‫نگران نباشید. قرار نیست روش تولید اصلی رو افشاء کنیم.

00:00:46.700 --> 00:00:51.040
‫هدف‌مون پیدا کردن کساییه که ممکنه
‫مایل باشن بهمون کمک کنن.

00:00:51.040 --> 00:00:52.090
‫فهمیدم.

00:00:52.090 --> 00:00:54.200
‫فرصت خوبی برای کمک‌دست گرفتنه.

00:00:54.440 --> 00:00:55.360
‫موفق باشین.
‫بله!

00:00:56.710 --> 00:00:58.860
‫به کوروبه-دونو نمی‌بازیم!

00:00:59.060 --> 00:01:02.620
‫عا، اونا هم دارن بهترین اختراع‌شون رو به نمایش می‌ذارن.

00:01:03.010 --> 00:01:05.910
‫داریم مسابقه می‌دیم ببینیم کدوم طرف
‫بیشتر بازدیدکننده جذب می‌کنه.

00:01:05.910 --> 00:01:07.920
‫چون یه جشنواره‌ست دیگه.

00:01:07.920 --> 00:01:10.540
‫هوم! اگه خوش نگذرونین حیف می‌شه!

00:01:11.280 --> 00:01:13.590
‫خوشحالم همه حسابی مشتاقن.

00:01:17.560 --> 00:01:20.220
‫چی شده شیون؟ تصمیم گرفتی چی می‌خوای ارائه بدی؟

00:01:20.470 --> 00:01:23.420
‫منتظرش بمونید، ریمورو-ساما!

00:01:24.180 --> 00:01:25.780
‫ترسیدم ولی...

00:01:26.410 --> 00:01:27.460
‫راستی...

00:01:30.250 --> 00:01:32.660
‫بهترین ایده برای ارائه به ذهنم رسیده!

00:01:32.900 --> 00:01:35.480
‫با نفس آتشینم غذا کبا-

00:01:37.370 --> 00:01:38.980
‫بیخیالش شیم.

00:01:42.500 --> 00:01:45.870
‫شونا چی شده؟ برای ارائه‌ت مشاوره نیاز داری؟

00:01:45.870 --> 00:01:48.990
‫امم... ازتون درخواستی دارم.

00:01:51.300 --> 00:01:54.680
‫می‌خوام منو ببرید پادشاهی اینگراشیا.

00:01:55.300 --> 00:02:02.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:25.300 --> 00:03:27.090
‫m -124 -18 l -129 11 -121 26 39 24 128 27 128 -27 -129 -25
‫پادشاهی اینگراشیا

00:03:27.310 --> 00:03:30.930
‫رئیس، حتی اگه درخواست شما هم باشه، نمی‌دونم راستش...
‫قسمت ۶۰
‫آماده‌سازی‌های جشنواره

00:03:30.930 --> 00:03:32.260
‫ایشون یوشیدا-سانه.

00:03:32.630 --> 00:03:35.820
‫یه قناده که از دنیای من اینجا تناسخ پیدا کرده.

00:03:36.380 --> 00:03:39.100
‫یوشیدا-سان، واقعاً نیازمند مهارت آشپزیتم.

00:03:39.340 --> 00:03:41.020
‫لطفاً بیا تمپست!

00:03:41.020 --> 00:03:45.070
‫خیلیا بهم کمک کردن به جایی برسم
‫که بتونم این مغازه رو باز کنم.

00:03:45.070 --> 00:03:49.070
‫خوشحال می‌شم کمک کنم، ولی اینجا
‫رو نمی‌تونم ول کنم.

00:03:49.950 --> 00:03:51.990
‫نمی‌شه لطفاً یه‌کاریش کنید؟

00:03:53.860 --> 00:03:56.500
‫حقه‌های اغواگری رو من کار نمی‌کننا!

00:03:56.500 --> 00:03:57.090
‫ها؟

00:03:57.090 --> 00:03:59.260
‫و ـ ولی اگه اصرار دارید،

00:03:59.260 --> 00:04:02.140
‫ثابت کنید اونقدر مهارت دارید که راضیم کنید!

00:04:02.500 --> 00:04:06.100
‫ا ـ اگه بتونین یه غذا درست کنید که راضیم کنه،

00:04:06.100 --> 00:04:07.890
‫بهش فکر می‌کنم.

00:04:09.120 --> 00:04:11.890
‫شونا-سان، بهش نشون بده چی ازت بر میاد!

00:04:11.890 --> 00:04:15.330
‫خوشمزه‌ترین غذای ممکنو درست کن
‫و دهن این تازه‌وارد رو وا بذار!

00:04:15.330 --> 00:04:17.610
‫بله! متوجه شدم!

00:04:17.610 --> 00:04:19.100
‫از آشپزخونه‌تون استفاده می‌کنم!

00:04:31.520 --> 00:04:32.460
‫خوشمزه‌ست!

00:04:33.880 --> 00:04:35.240
‫ممنون!

00:04:35.240 --> 00:04:37.500
‫ای بابا، کاریش نمی‌شه کرد.

00:04:37.770 --> 00:04:39.000
‫ولی فقط همین یه‌باره ها.

00:04:39.760 --> 00:04:40.660
‫خب...

00:04:41.100 --> 00:04:43.500
‫فک کنم وقتشه خودمم یه‌کاری کنم.

00:04:43.930 --> 00:04:45.130
‫عا، فهمیدم!
‫m -79 -22 l 83 -22 83 19 -79 19
‫پادشاهی بلومند

00:04:49.630 --> 00:04:53.460
‫خب چرا امروز تشریف آوردین اینجا؟

00:04:55.230 --> 00:04:58.730
‫تو فکر اینم با برده‌ها یه کار جدید شروع کنم،

00:04:58.730 --> 00:05:01.670
‫و امیدوارم بودم کمکی کنی.

00:05:01.670 --> 00:05:04.270
‫که اینطور. یه سرگرمی شبانه، درسته؟

00:05:04.270 --> 00:05:09.150
‫پس اول باید به این فکر کنیم که چطوری
‫دستمزد خانما رو بدیم.

00:05:09.150 --> 00:05:14.110
‫ها؟ نشنیدی؟ کدوم احمقی به برده‌ها پول می‌ده؟

00:05:14.320 --> 00:05:15.510
‫مسخره‌ست.

00:05:15.510 --> 00:05:19.180
‫اصلاً می‌فهمه یه برده‌ی با کیفیت چقدر قیمتشه؟

00:05:19.180 --> 00:05:22.190
‫عه‌وا کازاک-ساما خیلی کار درستین!

00:05:22.190 --> 00:05:25.140
‫اعتراف می‌کنم واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم!

00:05:25.140 --> 00:05:29.880
‫ولی مگه همین برده‌هایی که می‌گین،
‫سخت نمی‌شه به‌دست‌شون آورد؟

00:05:30.100 --> 00:05:32.140
‫عا، خب راجع به اون...

00:05:32.140 --> 00:05:34.910
‫بین خودمون بمونه، یه‌سری پارتی دارم.

00:05:34.910 --> 00:05:36.640
‫برده‌ها هم الفن.

00:05:37.720 --> 00:05:38.810
‫الف؟!

00:05:39.060 --> 00:05:42.380
‫نمی‌شه الفایی که تبعیت دارنو به بردگی گرفت!

00:05:42.840 --> 00:05:45.990
‫پس یعنی الفایی که مخفیانه تو جنگل
‫بودن رو به بردگی گرفته...

00:05:45.990 --> 00:05:50.150
‫هرجور نگاه می‌کنم یه سازمان جنایی توش دخل داره!

00:05:50.290 --> 00:05:52.540
‫نظرت چیه؟ معامله‌ی خوبیه، نه؟

00:05:53.420 --> 00:05:54.820
‫بله البته!

00:05:54.820 --> 00:05:56.460
‫نمی‌شه قاتیش بشم.

00:05:56.460 --> 00:05:58.540
‫باید با یه بهونه‌ای چیزی ردش کنم...

00:05:58.760 --> 00:06:00.000
‫سلوم!

00:06:00.000 --> 00:06:02.230
‫میول‌مایل-کون چطور مطوری؟!
‫تو کدوم خری‌ای؟!

00:06:02.230 --> 00:06:04.800
‫خیلی گستاخی مزاحم صحبت کاری‌مون شدی!

00:06:04.800 --> 00:06:07.060
‫به به جناب ریمورو!

00:06:07.060 --> 00:06:09.740
‫مگه نگفتم تو موقعیت حساسی‌ام،

00:06:09.740 --> 00:06:11.500
‫و وقت ندارم هدر بدم؟

00:06:11.500 --> 00:06:14.130
‫عه ببخشید. انگار مشتری داری.

00:06:14.130 --> 00:06:16.490
‫صبر می‌کنم. بعداً صحبت می‌کنیم.

00:06:21.250 --> 00:06:23.940
‫هوی پسر بچه... یا دختر بچه؟

00:06:23.940 --> 00:06:26.940
‫نه تنها بدون اجازه اومدی فضولی،

00:06:26.940 --> 00:06:28.610
‫بلکه مزاحم صحبت‌مونم شدی!

00:06:28.610 --> 00:06:30.670
‫چطوری می‌خوای مسئولیتشو گردن بگیری؟!

00:06:30.860 --> 00:06:33.030
‫واقعاً ببخشین.

00:06:33.030 --> 00:06:34.630
‫معذرت.

00:06:35.060 --> 00:06:37.950
‫همم... خوب قیافه‌ای داری...

00:06:37.950 --> 00:06:39.660
‫هوی کازاک.

00:06:41.180 --> 00:06:43.260
‫به‌هرحال آداب درست‌حسابی هم مهمه.

00:06:43.260 --> 00:06:46.790
‫اگه بخوای می‌تونی بیای پیش خودم.

00:06:46.810 --> 00:06:50.700
‫داری به کسی که زندگی‌مو بهش مدیونم گستاخی می‌کنی.

00:06:50.900 --> 00:06:54.460
‫و صرفاً یه وایکانت ناچیزی! می‌خوای عصبانیم کنی؟!

00:06:55.380 --> 00:06:56.770
‫چـ ـ چی گفتی؟!

00:06:58.780 --> 00:07:01.520
‫مذاکره‌م باهات دیگه تمومه.

00:07:01.520 --> 00:07:04.060
‫دیگه نیا پیشم!

00:07:04.060 --> 00:07:07.770
‫تـ ـ توی تاجر بی‌ارزش فکر کردی با
‫سرپیچی کردن از یه اشرافی قسر در می‌ری؟!

00:07:07.770 --> 00:07:08.550
‫همف!

00:07:08.550 --> 00:07:11.360
‫نیازی نیست خودمو نگران یه انگل کنم
‫که دستش با یه سازمان جنایی تو یه کاسه‌ست!

00:07:11.360 --> 00:07:13.740
‫زودباش گورتو گم کن!

00:07:14.230 --> 00:07:16.240
‫هـ ـ هوی میول‌مایل!

00:07:16.240 --> 00:07:19.240
‫انگار یادت رفته به‌خاطر لطفایی که تا
‫الان در حقت داشتم، بهم مدیونی!

00:07:20.000 --> 00:07:21.950
‫پشیمونت می‌کنم!
‫مرتیکه دوزاری فکر کرده چه خریه...

00:07:23.250 --> 00:07:25.250
‫چـ ـ چیزه، میول‌مایل-کون؟

00:07:25.250 --> 00:07:28.250
‫اون یارو خیلی عصبی بودا. چیزی نمی‌شه؟

00:07:29.510 --> 00:07:32.500
‫رئیس، جدی خیلی کله‌گنده‌اید!

00:07:39.220 --> 00:07:41.970
‫ای بابا، الفا رو به بردگی گرفته؟

00:07:42.660 --> 00:07:45.210
‫بعضیا هم عجب افکار سیاهی دارن.

00:07:45.430 --> 00:07:49.890
‫منم تو فکرش بودم رابطه‌مو باهاش قطع کنم.

00:07:49.890 --> 00:07:51.200
‫چیزیت نمی‌شه؟
‫نه بابا!

00:07:52.140 --> 00:07:55.440
‫به‌هرحال کسی‌ام که بهم می‌گفتن ارباب دنیای زیرین!

00:07:55.440 --> 00:07:57.950
‫خودم هوای خودمو دارم.

00:07:57.950 --> 00:08:02.060
‫بگذریم، رئیس ریمورو، چیکارم داشتید؟

00:08:02.440 --> 00:08:06.220
‫راستش امیدوار بودم باز برام یه‌کاری کنی.

00:08:06.220 --> 00:08:10.100
‫به به؟ یه ایده‌ی جدید دیگه؟

00:08:10.100 --> 00:08:12.820
‫کارهایی که بهم می‌دین خیلی جالبن،

00:08:12.820 --> 00:08:15.600
‫ولی آماده‌سازی‌هاشون حسابی دردسر داره!

00:08:15.780 --> 00:08:18.140
‫پروژه‌ی بازکردن یه رستوران فست‌فود چطوره؟

00:08:18.140 --> 00:08:19.320
‫دقیقاً همینو می‌گم!

00:08:19.320 --> 00:08:21.470
‫اینجوری نباش میول‌مایل-کون.

00:08:21.470 --> 00:08:23.630
‫پروژه‌ای که بهت سپردم چی؟

00:08:23.630 --> 00:08:26.860
‫می‌خوام امتحانی تو کشورم یه مغازه بزنی.

00:08:27.060 --> 00:08:29.250
‫آها... پس قبل از رسیدن به اصل مطلب،

00:08:29.250 --> 00:08:31.740
‫بذارید ثمره‌ی تمریناتم رو نشون‌تون بدم.

00:08:31.740 --> 00:08:34.240
‫پس تمریناتت بدون مشکل پیش رفتن؟

00:08:34.240 --> 00:08:35.790
‫بله!

00:08:35.790 --> 00:08:40.740
‫اونقدری خوب شدم که می‌تونم مثل
‫بقیه انجامش بدم!

00:08:40.900 --> 00:08:42.260
‫خیلی هم عالی!

00:08:42.260 --> 00:08:46.990
‫پس یه مغازه که همبرگر، سیب‌زمینی سرخ‌کرده،
‫و نوشیدنی داره چطوره؟

00:08:46.990 --> 00:08:48.570
‫عا، ایده‌ی عالی‌ایه!

00:08:48.570 --> 00:08:52.020
‫به‌نظرم اگه اون گوشتای سیخی که توی
‫اون سس مخفی پخته شدن رو بفروشم،

00:08:52.020 --> 00:08:53.970
‫حسابی مشتری جذب کنیم.

00:08:53.970 --> 00:08:56.050
‫اوه، و اگه کوفته برنجی هم سرو کنم،

00:08:56.050 --> 00:08:59.260
‫قطعاً فروشم سر به فلک می‌کشه!

00:08:59.260 --> 00:09:01.220
‫باشه پس! از اونا هم سرو می‌کنیم!

00:09:01.780 --> 00:09:04.040
‫کارمند کافی می‌تونی استخدام کنی؟

00:09:04.300 --> 00:09:05.860
‫آه، خب...

00:09:05.860 --> 00:09:09.650
‫فکر کنم درحال‌حاضر قابلیت
‫ باز کردن بیست رستوران رو دارم.

00:09:09.650 --> 00:09:12.380
‫اونا رو بخشی از مخارج ضروری محسوب کردم،

00:09:12.380 --> 00:09:14.070
‫پس مقدار زیادی برای خرج‌کردن مونده.

00:09:14.380 --> 00:09:16.900
‫در این صورت، شرمنده که می‌پرسم،

00:09:16.900 --> 00:09:20.320
‫ولی می‌شه پنج‌تا از
‫بااستعدادترین کارمندهاتو بهم بدی؟

00:09:20.320 --> 00:09:23.320
‫پنج‌تا؟ چه کاری باهاشون دارید؟

00:09:23.320 --> 00:09:27.820
‫راستشو بخوای، یه دوستی به اسم ولدورا دارم...

00:09:27.820 --> 00:09:29.580
‫و ـ ولدورا؟!

00:09:29.850 --> 00:09:34.060
‫و به‌خاطر باز کردن مغازه
‫کباب‌پزی ژاپنی خیلی هیجان‌زده‌ست.

00:09:34.340 --> 00:09:36.740
‫کـ ـ که اینطور...

00:09:37.100 --> 00:09:37.800
‫دیدی؟

00:09:37.800 --> 00:09:40.460
‫اگه خودتم بودی نمی‌ذاشتی
‫ تنهایی یه مغازه رو بگردونه، مگه نه؟

00:09:40.460 --> 00:09:42.180
‫د ـ درست می‌فرمایید.

00:09:42.180 --> 00:09:44.210
‫برای همین، میول‌مایل-کون...

00:09:44.640 --> 00:09:48.600
‫پنج‌تا از بااستعدادترین کارمندهاتو
‫برای کمک به ولدورا می‌خوام.

00:09:48.800 --> 00:09:54.460
‫آه، و من می‌تونم روی...
‫ امنیت این پنج نفر حساب کنم؟

00:09:54.460 --> 00:09:55.730
‫البته!

00:09:55.730 --> 00:09:59.460
‫اگه درخواست خودخواهانه‌ای داشت،
‫خودم شیرفهمش می‌کنم!

00:09:59.460 --> 00:10:01.630
‫از اون نظر بهتون اعتماد دارم، ولی...

00:10:01.630 --> 00:10:02.900
‫کافی نیست؟

00:10:03.260 --> 00:10:04.870
‫همچین منظوری ندارم، فقط...

00:10:04.870 --> 00:10:08.750
‫متأسفانه فکر می‌کنم انقدر ازشون بترسن
‫ که نتونن به کاری برسن...

00:10:08.750 --> 00:10:10.090
‫نکته خوبیه.

00:10:10.090 --> 00:10:12.640
‫کسایی که نمی‌شناسنش ازش می‌ترسن.

00:10:12.640 --> 00:10:14.870
‫هرچی نباشه، یه هیولای سطح فاجعه‌ست.

00:10:15.710 --> 00:10:17.130
‫پس فکر می‌کنی جواب نمی‌ده؟

00:10:17.130 --> 00:10:21.400
‫خب... اگه بتونن با اسم مستعار یا همچین چیزی کار کنن...

00:10:21.400 --> 00:10:23.830
‫خودشه! این راه‌حل‌مونه، میول‌مایل-کون!

00:10:23.830 --> 00:10:28.020
‫می‌گم از یه اسم مستعار استفاده کنه
‫ تا هویت واقعی‌شو نفهمن!

00:10:28.020 --> 00:10:30.940
‫چی؟ واقعاً می‌شه همچین کاری کرد؟

00:10:30.940 --> 00:10:34.940
‫هی، اگه خوشش نیاد،
‫می‌تونیم درخواستشو رد کنیم!

00:10:34.940 --> 00:10:36.690
‫خیلی‌خب، همین‌کارو می‌کنیم!

00:10:36.690 --> 00:10:40.300
‫مطمئن می‌شم این پنج نفر
‫اضافه حقوق ویژه‌ای بگیرن،

00:10:40.300 --> 00:10:43.120
‫پس بهشون بگو روشون حساب می‌کنم، باشه؟

00:10:46.880 --> 00:10:48.770
‫واقعاً گفت ولدورا؟

00:10:48.770 --> 00:10:50.960
‫شنیده بودم مهرش شکسته شده،

00:10:50.960 --> 00:10:54.210
‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم باید باهاش سروکله بزنم!

00:10:54.460 --> 00:10:57.950
‫عجب گرفتاری شدیم.
‫ این قضیه به کابوس بدی تبدیل شد.

00:10:57.950 --> 00:10:59.420
‫ولی...

00:11:03.900 --> 00:11:06.990
‫اون موقع، برای مدت کوتاهی مُردم.

00:11:08.470 --> 00:11:11.070
‫از اون زمان که ریمورو جونمو نجات داده،

00:11:11.070 --> 00:11:13.610
‫طوری زندگی کردم که هیچ حسرتی برام باقی نمونه.

00:11:13.860 --> 00:11:17.350
‫پس اگه منو ارزشمند بدونه...

00:11:18.940 --> 00:11:21.000
‫ماجرا داره خیلی جالب می‌شه!

00:11:24.460 --> 00:11:26.370
‫بگذریم، یه جشنواره، ها؟

00:11:26.370 --> 00:11:30.660
‫مطمئنم افراد زیادی دارید که
‫ امیدوارن توی این جشنواره بزرگ شرکت کنن.

00:11:30.850 --> 00:11:34.150
‫مطمئنم برای منی که تاجر هستم هم سودآور می‌شه.

00:11:34.150 --> 00:11:36.020
‫اوه، علاقه‌ای بهش داری؟

00:11:36.020 --> 00:11:40.130
‫صادقانه بگم، برخلاف ظاهرم، نگرانی‌های زیادی دارم.

00:11:40.130 --> 00:11:43.170
‫حس می‌کنم کشورم به چیزی نیاز داره
‫که اونو برجسته جلوه بده.

00:11:43.520 --> 00:11:45.180
‫برجسته، ها؟

00:11:45.180 --> 00:11:46.420
‫درسته.

00:11:46.420 --> 00:11:49.580
‫قصد دارم شهرم رو به یه شهر تفریحی تبدیل کنم.

00:11:49.580 --> 00:11:51.640
‫از قبل یه حموم آب گرم داریم،

00:11:51.640 --> 00:11:55.620
‫به علاوه یه مسافرخونه و یه سالن پذیرایی
‫ که توش از اشراف‌ها مهمون‌نوازی کنیم.

00:11:55.620 --> 00:11:58.440
‫ولی فکر می‌کنم هنوز امکانات تفریحی کمی داریم.

00:11:58.440 --> 00:11:59.740
‫که اینطور...

00:11:59.740 --> 00:12:03.200
‫ولی می‌دونید، یه مکان برای استراحت
‫ و خوردن غذاهای خوش‌طعم

00:12:03.200 --> 00:12:06.460
‫واقعاً تنها چیزیه که هرکس از یه شهر تفریحی انتظار داره.

00:12:06.460 --> 00:12:08.470
‫ساده‌ای، میول‌مایل-کون.

00:12:08.470 --> 00:12:10.840
‫فکر نمی‌کنم این کاملاً کافی باشه.

00:12:10.840 --> 00:12:14.200
‫به چیزای بیشتری نیاز دارم
‫ که مردم باهاش خوش بگذرونن!

00:12:14.460 --> 00:12:15.740
‫مثلاً...

00:12:17.940 --> 00:12:20.790
‫تور گردشگری توی جنگل جورا...

00:12:22.050 --> 00:12:23.540
‫یه مسابقه ماهیگیری لب آبشار...

00:12:25.270 --> 00:12:27.080
‫و حتی شکار توی جنگل!

00:12:27.380 --> 00:12:31.740
‫می‌تونم تمام وسایل موردنیاز رو اجاره کنم
‫تا مهمون‌هامون تمام لذت رو ببرن!

00:12:31.740 --> 00:12:33.860
‫خب، به‌نظر چیز سرگرم‌کننده‌ای میاد!

00:12:33.860 --> 00:12:37.150
‫راحت می‌تونه توجه اشراف‌های بیکار رو جلب کنه،

00:12:37.150 --> 00:12:39.900
‫و برای افراد معمولی هم تنوع خوبی می‌شه.

00:12:40.040 --> 00:12:43.670
‫می‌خواستم بدونم تو هم ایده‌ای
‫ برای فعالیت‌های جالب دیگه داری یا نه.

00:12:44.730 --> 00:12:48.100
‫شخصاً، امیدوار بودم بتونم بعداً
‫ مهمون‌های این جشنواره رو

00:12:48.100 --> 00:12:50.780
‫بارها و بارها به کشورمون دعوت کنم.

00:12:51.020 --> 00:12:53.900
‫پس باید سرگرمی‌های زیادی درست کنم

00:12:53.900 --> 00:12:55.490
‫تا یه‌وقت حوصله‌شون سر نره.

00:12:55.780 --> 00:12:59.550
‫تا چقدر جلوتر به این چیزا فکر می‌کنه؟

00:13:00.040 --> 00:13:03.510
‫خب، شنیدم توی پادشاهی انگرشیا،
‫ تئاترها چیز محبوبی‌ان.

00:13:03.510 --> 00:13:06.940
‫روزانه نمایش و اپراها اونجا برگزار می‌شه.

00:13:06.940 --> 00:13:11.300
‫یه تورنمنت هنرهای رزمی هم توی استادیوم-

00:13:11.300 --> 00:13:15.260
‫ازش خبر دارم! شنیدم قهرمان ماسایوکی
‫ اونجا بدجوری محبوب بوده.

00:13:15.260 --> 00:13:17.020
‫بله! همینطوره!

00:13:17.020 --> 00:13:21.910
‫ماسایوکی-ساما، ملقب به «سرعت‌نور»
‫قهرمان اون تورنمنته.

00:13:21.910 --> 00:13:24.520
‫شاید به‌نظر نیاد، ولی من طرفدار دوآتیشه‌شم!

00:13:24.520 --> 00:13:25.520
‫ها؟!

00:13:25.520 --> 00:13:28.330
‫دلتون می‌خواد همه‌چیز رو
‫ درمورد قهرمان ماسایوکی بهتون بگم؟

00:13:28.330 --> 00:13:30.050
‫واقعاً دلتون می‌خواد؟

00:13:30.050 --> 00:13:32.150
‫خودتونو آماده کردین؟

00:13:32.150 --> 00:13:33.820
‫آه، آ ـ آره...

00:13:34.490 --> 00:13:36.370
‫و داستان از این قرار بود!

00:13:36.370 --> 00:13:39.740
‫هیچ‌کس تا حالا نتونسته چرخش شمشیرش رو ببینه!

00:13:39.740 --> 00:13:42.870
‫برای همین لقب «سرعت‌نور» رو گرفته!

00:13:42.870 --> 00:13:45.780
‫درضمن، داستان‌هایی هم
‫از نبردهاش درحین شکار وجود داره،

00:13:45.780 --> 00:13:48.570
‫ولی بگما، دوست‌هاشم فوق‌العاده قدرتمندن!

00:13:48.570 --> 00:13:51.250
‫تمام مدت تماشا، میخکوب شده بودم!

00:13:51.250 --> 00:13:53.140
‫اگه همچین نمایشی داشته باشید...

00:13:53.140 --> 00:13:56.140
‫ای وای. یه‌مقدار جوگیر شدم.

00:13:56.350 --> 00:13:59.340
‫ولی اینم زاویه‌دید جالبیه.

00:13:59.690 --> 00:14:03.250
‫یه‌سری محوطه باز توی شهر داریم،
‫پس تئاتر ایده خوبیه.

00:14:03.550 --> 00:14:06.140
‫حتی شاید یه‌سری نمایشنامه‌نویس
‫ از کشورمون بیرون بیاد،

00:14:06.140 --> 00:14:08.890
‫و اون می‌تونه منجر به سرگرمی‌های بیشتری بشه!

00:14:08.890 --> 00:14:11.020
‫و یه استادیوم، ها؟

00:14:11.860 --> 00:14:15.320
‫وای پسر. بازم فکرهای پلیدی تو سرشه.

00:14:15.560 --> 00:14:16.490
‫میول‌مایل-کون!
‫چـ ـ چی شده؟

00:14:17.820 --> 00:14:21.080
‫مثل اینکه خیلی درمورد
‫این تورنمنت هنرهای رزمی می‌دونی.

00:14:21.230 --> 00:14:22.760
‫خـ ـ خب، بله...

00:14:22.760 --> 00:14:25.390
‫یکی از اونا توی تمپست هم برگزار می‌کنم.

00:14:25.390 --> 00:14:27.460
‫و می‌خوام خودت به ساختش نظارت کنی.

00:14:27.460 --> 00:14:30.060
‫یـ ـ یـ ـ یه‌لحظه صبر کنید، رئیس!

00:14:30.060 --> 00:14:33.090
‫این کار خیلی بزرگیه که انقدر بی‌هوا بهم بسپارید...

00:14:35.470 --> 00:14:38.060
‫چطوره اینجا یه استادیوم بسازیم؟

00:14:38.060 --> 00:14:42.210
‫و می‌تونی درمورد وسایل سرگرمی موردنیازش تحقیق کنی؟

00:14:42.760 --> 00:14:46.310
‫هیچ‌وقت جلوی شما شانسی ندارم، رئیس.

00:14:46.500 --> 00:14:47.810
‫بسیار خب.

00:14:47.810 --> 00:14:52.170
‫با وجود بی‌تجربگیم، تمام تلاشمو می‌کنم.

00:14:53.270 --> 00:14:56.330
‫برخلاف ظاهر ساده‌ش، ریمورو یه ارباب شیاطینه.

00:14:56.330 --> 00:14:58.340
‫اگه بتونم نقشه خوبی سرهم کنم،

00:14:58.340 --> 00:15:01.860
‫به‌دست آوردن تمام خواسته‌هام، مثل آب‌خوردنه.

00:15:01.860 --> 00:15:04.080
‫و خودم باید تمام نقشه بکشم؟

00:15:04.860 --> 00:15:08.340
‫کاریش نمی‌شه کرد! دیگه هیچ‌وقت
‫فرصتی مثل این گیرم نمیاد!

00:15:08.340 --> 00:15:09.330
‫اوه، راستی.

00:15:09.330 --> 00:15:12.490
‫این‌بار هدفم اینه که اشخاص مهم رو
‫ از کشورهای مختلف دعوت کنم،

00:15:12.490 --> 00:15:15.980
‫ولی سودآور نیست اگه عموم مردم
‫ نتونن ازش استفاده کنن، نه؟

00:15:15.980 --> 00:15:17.880
‫عموم مردم؟

00:15:17.880 --> 00:15:18.470
‫آره.

00:15:18.780 --> 00:15:22.500
‫در نظر دارم یه کلوسیوم درست کنم که
‫ تا پنجاه‌هزار نفر ظرفیت داشته باشه.

00:15:22.500 --> 00:15:24.660
‫پـ ـ پنجاه‌هزار نفر؟!

00:15:25.940 --> 00:15:28.520
‫فقط می‌شه گفت دیوونگیه!

00:15:28.520 --> 00:15:33.030
‫پنجاه‌هزار نفر، پنج برابر ظرفیت کلوسیومِ انگراشیاـست!

00:15:33.230 --> 00:15:34.900
‫جای ایستادن هم می‌ذاریم.

00:15:34.900 --> 00:15:36.690
‫و ورودی هم رایگان می‌کنیم!

00:15:36.690 --> 00:15:40.210
‫مهمون‌های ثروتمند رو به صندلی‌های
‫ رزور شده‌ای می‌فرستیم که هزینه دارن.

00:15:40.420 --> 00:15:43.790
‫و اشراف‌هایی که هزینه براشون مهم نیست،
‫صندلی‌های ویژه می‌گیرن.

00:15:44.220 --> 00:15:48.420
‫برای همین می‌خوام هزینه صندلی‌ها،
‫ سود فروش و غیره رو بررسی کنی.

00:15:48.420 --> 00:15:49.880
‫متوجه شدم.

00:15:49.880 --> 00:15:53.900
‫پنجاه‌هزار نفر به‌نظرم زیاد میومد،
‫ولی حالا درک می‌کنم.

00:15:53.900 --> 00:15:54.790
‫آره.

00:15:54.790 --> 00:15:58.430
‫با همچین چیزایی، بهتره تا جایی که می‌شه
‫ افراد بیشتری رو علاقه‌مند کنیم.

00:15:58.590 --> 00:16:02.670
‫و وقتی یه سری افراد سرپا وایسادن
‫و یه‌سری‌ها صندلی‌های راحت دارن،

00:16:02.670 --> 00:16:04.650
‫ارزش صندلی‌های رزور شده رو بالا می‌بره، نه؟

00:16:04.650 --> 00:16:06.060
‫منطقاً همینطوره.

00:16:06.230 --> 00:16:08.730
‫اگه بشه از قبل صندلی‌ها رو رزرو کرد،

00:16:08.730 --> 00:16:10.850
‫و نگرانی وارد شدن به استادیوم رو از بین برد،

00:16:10.850 --> 00:16:13.930
‫هیچ‌کس با قیمتی که روشون گذاشتیم مخالفت نمی‌کنه.

00:16:13.930 --> 00:16:15.050
‫دقیقاً.

00:16:15.360 --> 00:16:19.120
‫از پایه و اساس با استادیوم انگراشیا فرق می‌کنه،

00:16:19.120 --> 00:16:22.600
‫چیزی که برای سرگرمی اشراف‌زاده‌ها طراحی شده.

00:16:22.600 --> 00:16:25.870
‫هدف‌تون اینه که با شایعه‌پراکنی،
‫ افراد بیشتری رو جذب کنید، نه؟

00:16:26.140 --> 00:16:28.470
‫اگه بحث ده‌ها هزار تماشاچی باشه،

00:16:28.470 --> 00:16:30.470
‫اقامتگاه‌های کنار جاده هم رشد می‌کنن.

00:16:30.470 --> 00:16:33.540
‫می‌تونه رستوران‌ها و حموم رو-بازِ تمپست رو هم تبلیغ کنه،

00:16:33.540 --> 00:16:37.970
‫که یعنی لزومی نداره که فقط خود استادیوم سودآور باشه!

00:16:37.970 --> 00:16:39.600
‫مثل همیشه نابغه‌اید، رئیس!

00:16:39.600 --> 00:16:42.140
‫از همون اول برنامه‌شو چیده بودین!

00:16:44.460 --> 00:16:46.560
‫بله، معلومه برنامه‌شو داشتم.

00:16:46.560 --> 00:16:48.190
‫درواقع الان به ذهنم رسید.

00:16:48.580 --> 00:16:51.320
‫احتمالاً باید از یه راهی برای
‫افزایش سود استفاده کنیم،

00:16:51.320 --> 00:16:53.250
‫ولی اول تبلیغات مهمه.

00:16:53.250 --> 00:16:57.900
‫و برنامه‌ریزی فاز اولش رو می‌خواید بنده انجام بدم، درسته؟

00:16:57.910 --> 00:16:59.830
‫آ ـ آره، درسته.

00:16:59.830 --> 00:17:01.690
‫صحیح، صحیح.

00:17:01.690 --> 00:17:05.290
‫سرگرمی‌ای سرهم کن که مردم بخوان
‫دوباره و دوباره برای دیدنش بیان.

00:17:05.290 --> 00:17:07.420
‫حتی اگه این تورمنت به‌جایی نرسه،

00:17:07.420 --> 00:17:12.540
‫اگه کاری کنیم تماشاچی‌‌ها بازم بخوان برگردن،

00:17:12.550 --> 00:17:15.160
‫می‌تونیم نقشه رو موفق فرض کنیم. بد می‌گم؟

00:17:15.160 --> 00:17:18.590
‫باریکلا، خوب می‌دونی به چی فکر می‌کنم.

00:17:18.800 --> 00:17:22.940
‫واقعاً از معدود افرادی هستی که می‌تونم
‫این کارو بهت بسپرم، میول‌مایل-کون!

00:17:22.940 --> 00:17:25.850
‫دیگه تا این حد هم نیستم...

00:17:25.850 --> 00:17:28.270
‫خیلی‌خب! این جواب می‌ده!

00:17:28.270 --> 00:17:30.620
‫بهتره یه کاربلد ترتیب این‌چیزا رو بده، نه؟

00:17:30.620 --> 00:17:32.480
‫یا می‌گی اعتمادبه‌نفس انجامشو نداری؟

00:17:33.950 --> 00:17:37.370
‫آخ آخ! اخلاق پلیدی داریدا، رئیس!

00:17:39.060 --> 00:17:42.290
‫آخه بد می‌گم؟ این برات مثل آب خوردنه!

00:17:42.700 --> 00:17:44.700
‫و طبیعتاً متوجه اصل ماجرا هستی دیگه، نه؟

00:17:46.220 --> 00:17:50.830
‫نگران نباشین.
‫پول درآوردن از بهترین مهارت‌هامه.

00:17:50.830 --> 00:17:54.720
‫قول می‌دم نتایج براتون راضی‌کننده باشه.

00:17:54.980 --> 00:17:59.090
‫همین فکرو می‌کردم! می‌دونستم می‌تونم بهت بسپارمش.

00:18:05.860 --> 00:18:11.200
‫این یعنی ممکنه بتونیم یه‌راه جدید
‫برای استفاده از معجون‌‌های درمانی پیدا کنیم.

00:18:12.430 --> 00:18:16.850
‫تا وقتی زخم بلافاصله کشنده نباشه
‫هر آسیبی قابل درمانه دیگه، درسته؟

00:18:16.850 --> 00:18:21.070
‫پس یعنی شرکت‌کننده‌ها می‌تونن
‫تقریباً با قدرت کامل مبارزه کنن.

00:18:21.070 --> 00:18:24.950
‫تازشم، اگه یکی آسیب ببینه و
‫ زمان مبارزه بعدی کاملاً درمان شده باشه،

00:18:24.950 --> 00:18:27.460
‫راحت برای معجون‌ها تبلیغ می‌شه!

00:18:27.460 --> 00:18:28.410
‫جان من؟!

00:18:28.610 --> 00:18:31.650
‫اوه؟ یه اینجاهاش فکر نکرده بودین؟

00:18:31.650 --> 00:18:33.670
‫نه، اتفاقاً کردم!

00:18:33.870 --> 00:18:39.610
‫فقط چیزه... می‌خواستم ببینم
‫فکرت خیلی با من متفاوت نباشه.

00:18:39.610 --> 00:18:41.170
‫هیچم به ذهنم هم نرسیده بود.

00:18:41.370 --> 00:18:42.780
‫آه، که اینطور!

00:18:43.660 --> 00:18:47.980
‫بالأخره شما ریمورو بزرگ هستید دیگه!
‫معلومه از قبل فکرشو کردین!

00:18:47.980 --> 00:18:50.180
‫نخوام عقب بیفتم باید بیشتر تلاش کنم!

00:18:50.400 --> 00:18:54.180
‫همینطور می‌تونیم سلاح و زره‌هایی که
‫ توی تمپست ساخته شدنو به ماجراجوها بفروشیم.

00:18:54.180 --> 00:18:57.060
‫چطوره شرط‌بندی‌ها رو مدیریت کنیم؟

00:18:57.060 --> 00:19:00.780
‫یا مثلاً توی تعطیلی،
‫ استادیوم‌ها رو به تازه‌کارا برای تمرین اجاره بدیم!

00:19:01.060 --> 00:19:03.980
‫یا اصلاً می‌تونیم مربی هم بذاریم و ازش پول دربیاریم!

00:19:03.980 --> 00:19:05.320
‫آفرین! خوشم اومد!

00:19:05.320 --> 00:19:07.660
‫عملیش می‌کنم! خودتون می‌بینین!

00:19:07.660 --> 00:19:12.740
‫مشام تاجریم داره سود قلمبه‌ای رو حس می‌کنه!

00:19:12.740 --> 00:19:13.810
‫عالی!

00:19:13.810 --> 00:19:18.250
‫اگه کسی بخواد سودی دربیاره که
‫ به مزاجم خوش بیاد، اون تویی!

00:19:18.250 --> 00:19:20.250
‫ای وای من!

00:19:20.250 --> 00:19:22.800
‫راستی، اگه مشکلی نداری...

00:19:23.300 --> 00:19:26.160
‫اگه این تورمنت موفق بود،
‫دوست داری نقل‌مکان کنی به کشورم.

00:19:26.160 --> 00:19:26.800
‫عه؟

00:19:27.100 --> 00:19:29.460
‫می‌تونی توی بخش تجاری یا تبلیغات بیای،

00:19:29.460 --> 00:19:31.580
‫یا اصلاً مدیریت امور مالی‌مون.

00:19:31.780 --> 00:19:34.350
‫راستش برام مهم نیست به چه بهونه‌ای باشه.

00:19:34.350 --> 00:19:36.810
‫فقط می‌خوام اینجا مسئول یه‌چیزی باشی.

00:19:37.220 --> 00:19:38.180
‫من؟

00:19:38.590 --> 00:19:40.900
‫بالأخره خانواده‌مون خیلی رشد کرده.

00:19:40.900 --> 00:19:45.020
‫وقتی این تورنمنت تموم شد،
‫می‌خوام یه‌جور ساختار سازمانی درست کنم.

00:19:45.460 --> 00:19:46.320
‫نظرت چیه؟

00:19:48.080 --> 00:19:50.500
‫حریفت نمی‌شم، رئیس...

00:19:50.500 --> 00:19:52.370
‫نه، ریمورو-ساما.

00:19:55.410 --> 00:19:59.550
‫اینجانب، میول‌مایل، به هر قیمتی شده
‫ این پروژه رو به موفقیت می‌رسونم،

00:20:00.060 --> 00:20:04.150
‫و بعد اتمامش، علاقه دارم از زیردستان شما باشم.

00:20:05.580 --> 00:20:08.160
‫لازم نیست انقدر آب‌وتاب بدی بهش، میول‌مایل-کون.

00:20:12.580 --> 00:20:14.100
‫یدونه می‌مونه این‌یکی.

00:20:14.330 --> 00:20:15.600
‫سام علیک!

00:20:15.600 --> 00:20:17.170
‫اومدم یه‌سری بزنم!

00:20:19.810 --> 00:20:22.000
‫چت شده؟ اتفاقی افتاده؟

00:20:22.000 --> 00:20:23.740
‫رنگ از صورتت پریده.

00:20:23.740 --> 00:20:27.170
‫خب، تا یکم پیش همه‌چی روبراه بود،

00:20:27.170 --> 00:20:29.620
‫ولی بعدش یه ارباب شیاطین پیداش شد...

00:20:29.620 --> 00:20:31.750
‫وای، جدی؟ بده که!

00:20:36.580 --> 00:20:39.650
‫ریمورو-دونو، می‌خواستم برای این قضایا عذرخواهی کنم.

00:20:39.650 --> 00:20:42.680
‫فشاری که روی کلیسای مقدس غربی گذاشتم کافی نبود،

00:20:42.680 --> 00:20:45.710
‫و آخر جنگجویان صلیبی پاشون به ماجرا کشیده شد.

00:20:46.300 --> 00:20:49.060
‫نه بابا، کاری که از دست تو برنمیومد.

00:20:49.060 --> 00:20:52.590
‫انگاری یه‌مشت پیرپاتال به اسم
‫ روحانیت هفت روزه پشت ماجرا بودن.

00:20:52.590 --> 00:20:53.090
‫ها؟

00:20:53.850 --> 00:20:57.150
‫پس مهم نبود چقدر متقاعدشون کنی که ما بی‌خطریم،

00:20:57.150 --> 00:21:00.220
‫فکر نمی‌کنم کلیسا حرف تو گوشش می‌رفت.

00:21:00.220 --> 00:21:01.720
‫هفت روزه؟

00:21:01.720 --> 00:21:06.480
‫همون محافظین بشریت که زمانی قهرمانان بزرگی بودن؟

00:21:06.480 --> 00:21:09.690
‫ظاهراً. حتی به هیناتا هم رحم نکردن.

00:21:09.690 --> 00:21:12.050
‫حالا آخرش بی‌دردسر بیرون اومدیم،

00:21:12.050 --> 00:21:13.900
‫ولی یه‌سری سوءتفاهم‌ها حل شد.

00:21:13.900 --> 00:21:15.000
‫پس اینطوره.

00:21:15.280 --> 00:21:18.610
‫خب، این یه بار سنگین رو از روی دوشم کم کرد.

00:21:19.730 --> 00:21:22.070
‫انقدر یعنی نگرانش بود؟

00:21:22.410 --> 00:21:23.460
‫چه آدم خوبی.

00:21:25.380 --> 00:21:27.080
‫خب، دیگه باید راه بیفتم،

00:21:27.650 --> 00:21:29.080
‫ولی اینو بهت می‌دم.

00:21:29.340 --> 00:21:30.340
‫این چیه؟

00:21:30.660 --> 00:21:33.850
‫می‌خوایم خبر ارباب شیاطین شدنم رو
‫به دنیا اعلام کنیم،

00:21:33.850 --> 00:21:37.140
‫در همین حین هم شهرمونو توی مقیاس بزرگی تبلیغ می‌کنیم.

00:21:37.450 --> 00:21:39.470
‫دوست دارم تو هم توش شرکت کنی.

00:21:39.630 --> 00:21:42.370
‫چی؟ یه‌لحظه صبر کنید، ریمورو-دونو!

00:21:42.370 --> 00:21:43.690
‫مگه من اصلاً چه کاری از دستم-

00:21:43.860 --> 00:21:45.320
‫اشکالش چیه؟

00:21:45.320 --> 00:21:48.820
‫یه دعوتنامه هم برای پادشاه بولموند هست.
‫مطمئن شو به دستش می‌رسه.

00:21:49.220 --> 00:21:51.840
‫ناجوره یه ارباب شیاطین شخصاً تحویلش بده دیگه، نه؟

00:21:52.060 --> 00:21:55.610
‫اصلاً همین که یه ارباب شیاطین اینجاست خودش دیوونگیه.

00:21:56.760 --> 00:21:59.040
‫دعوتنامه رو دریافت‌شده درنظر بگیرید.

00:21:59.420 --> 00:22:01.700
‫مطمئن می‌شم به‌دست پادشاه برسه.

00:22:01.700 --> 00:22:03.410
‫باشه، پس فعلاً.

00:22:03.410 --> 00:22:07.640
‫اوه، راستی، گرندمستر حالتونو پرسیدن.

00:22:09.490 --> 00:22:10.540
‫یوکی؟

00:22:10.720 --> 00:22:14.460
‫توی مذاکراتمون با
‫کلیسای مقدس غربی نقش بزرگی داشت،

00:22:14.460 --> 00:22:17.300
‫سر همین بهش گفتم قضیه امن‌وامان فیصله پیدا کرد.

00:22:17.300 --> 00:22:20.560
‫آره راستی. گمونم برای یوکی هم کلی دردسر درست کردیم.

00:22:20.560 --> 00:22:22.580
‫اونجوری هم دیگه نبود.

00:22:22.580 --> 00:22:24.560
‫ولی بازم برای تشکر یه‌کاری باید بکنم.

00:22:24.560 --> 00:22:27.470
‫آها فهمیدم! اونم بهتره دعوت کنم!

00:22:27.470 --> 00:22:28.660
‫خیلی مطمئن نیستم...

00:22:28.660 --> 00:22:32.570
‫نه که توی جایگاهی باشم که بگم،
‫ولی آدم پرمشغله‌ایه.

00:22:32.870 --> 00:22:35.200
‫ترتیبشو می‌دم که با تلپورت بیاد و برگرده.

00:22:35.210 --> 00:22:36.750
‫من که می‌گم خوبه.

00:22:37.460 --> 00:22:38.460
‫به این صورت...

00:22:38.630 --> 00:22:40.710
‫می‌شه این‌یکی هم برام ببری؟

00:22:40.980 --> 00:22:42.830
‫اطاعت می‌شه، ریمورو-دونو.

00:22:44.080 --> 00:22:45.260
‫اوه، درضمن...

00:22:46.010 --> 00:22:48.090
‫میلیم هم قراره تو جشنواره باشه!

00:22:48.350 --> 00:22:49.270
‫میلیم؟

00:22:49.270 --> 00:22:51.050
‫چی؟! نکنه منظورتون-

00:22:51.050 --> 00:22:52.820
‫خب دیگه، گفتم بدونی!

00:22:53.430 --> 00:22:54.090
‫یه‌دقه-

00:22:57.090 --> 00:23:00.160
‫نکنه منظورتون ارباب شیاطین میلیم بوده باشه؟!

00:23:00.150 --> 00:23:05.300
‫حالا فقط باید همه‌چی تا موقع جشنواره آماده بشه.

00:23:00.160 --> 00:23:02.960
‫جان من بگید!

00:23:06.300 --> 00:23:13.300
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:36.530 --> 00:24:39.260
‫دفعه بعد: «دعوتنامه برای کشورها.»

00:24:37.410 --> 00:24:41.370
‫دعوتنامه
‫برای کشورها