﻿WEBVTT

00:00:01.106 --> 00:00:05.031
‫سه ماه پیش،یکی از مامور های قدیمی
‫با من تماس گرفت؛ "کالین بلیک‌فیلد"

00:00:05.056 --> 00:00:08.674
‫اون دلایلی داشت که معتقد بود
‫ مسکو داره برای یه عملیات مهم آماده میشه.

00:00:08.699 --> 00:00:11.975
‫کاگ‌ب برای کیت پاپوش دوخته
‫اون بیگناهه

00:00:12.000 --> 00:00:14.912
‫هر چی که هست، کز مغز متفکرشون نیست

00:00:15.960 --> 00:00:17.518
‫اون مهره ضعیف شماست

00:00:17.640 --> 00:00:19.915
‫خب، مشخصاً الآن وقت مناسبی نیست
‫اما هر مشکلی که...

00:00:20.040 --> 00:00:21.553
‫هیج مشکلی نیست

00:00:21.680 --> 00:00:23.193
‫فقط کاش، در موردش حرف میزدی

00:00:23.320 --> 00:00:26.142
‫وقتی که بوگدان به من اسم رو داد،

00:00:26.167 --> 00:00:28.455
‫داشت سعی میکرد که بگه فینیکس...

00:00:28.480 --> 00:00:29.833
‫یکی از شماهایید.

00:00:29.920 --> 00:00:31.831
‫شما یه جاسوس دارید

00:00:33.160 --> 00:00:36.311
‫نمیفهمم، از کجا میدونسته که شما قراره کجا باشید؟

00:00:36.440 --> 00:00:37.839
‫آرکادی

00:00:37.960 --> 00:00:40.110
‫میدونسته، چون ما بهش گفتیم.

00:00:41.680 --> 00:00:44.148
‫<i>ولوله کنید! زیرا که روز خداوند نزدیک است
‫(یک سال قبل)</i>

00:00:44.280 --> 00:00:47.078
‫<i>مثل هلاکتی از جانب قادر مطلق می آید</i>

00:00:47.302 --> 00:00:52.535
‫<i>از این جهت همه دستها سست می شود
‫و دلهای همه مردم گداخته می گردد</i>

00:00:52.560 --> 00:00:57.475
‫<i>بر یکدیگر نظر حیرت می اندازند و
‫رویها ی ایشان رویهای شعله ور می باشد</i>

00:00:57.591 --> 00:01:02.997
‫<i>اینک روز خداوند با غضب و شد ت خشم وستمکیشی می آید
‫(نوشته: پایان نزدیک است)</i>

00:01:03.022 --> 00:01:05.670
‫<i>تا جهان را ویرا ن سازد</i>

00:01:05.938 --> 00:01:08.495
‫-از همه بیشتر دلت برای چی تنگ میشه؟
‫-در مورد انگلستان؟

00:01:08.520 --> 00:01:11.114
‫مجله ها

00:01:11.240 --> 00:01:13.595
‫ماشین لباس شویی

00:01:13.760 --> 00:01:15.318
‫شربت دیپس

00:01:15.440 --> 00:01:17.324
‫<i>دلهای همه مردم گداخته می گردد</i>

00:01:17.349 --> 00:01:19.226
‫چشم انتظار چی هستی؟

00:01:19.680 --> 00:01:21.079
‫خونه

00:01:21.567 --> 00:01:23.637
‫طبیعتاً، پسرم، "پیوتر"...

00:01:24.286 --> 00:01:25.840
‫<i>...گناهکاران را از میانش هلاک نماید...</i>

00:01:26.046 --> 00:01:29.606
‫<i>-و شیرینی های مادرم....
‫-ایشان از زمین بعید می آیند...</i>

00:01:29.640 --> 00:01:34.554
‫<i>و از کرانه های آسمان می آیند
‫یعنی خداوند با اسلحه غضب خود تا تمامی جهان را ویران کند</i>

00:01:34.584 --> 00:01:35.517
‫نون ادویه‌ای؟

00:01:35.542 --> 00:01:37.373
‫-نون زنجبیلی؟
‫-نون زنجبیلی

00:01:37.960 --> 00:01:40.110
‫خودت چی؟ دلت برای چی تنگ میشه؟

00:01:41.600 --> 00:01:43.477
‫هیچ‌کس، هیچی،

00:01:43.592 --> 00:01:45.389
‫منظورم اینه، میدونی، مثل...

00:01:45.520 --> 00:01:48.359
‫موسیقی، شاید.
‫کتاب

00:01:48.484 --> 00:01:49.655
‫کتاب

00:01:49.680 --> 00:01:54.674
‫ما چخوف رو داریم، تولستوی، داستایوفسکی،
‫و شما آگاتا کریستی!

00:01:54.924 --> 00:01:56.755
‫باور کن، من دارم بهت لطف میکنم

00:01:58.536 --> 00:02:01.175
‫من باید برم سرکار، میدونی.

00:02:01.200 --> 00:02:03.270
‫طوری رفتار کنم که انگار یه صبح عادیه

00:02:04.673 --> 00:02:06.629
‫سه بعدازظهر تو ایستگاه؟

00:02:07.600 --> 00:02:10.034
‫ سه بعدازظهر تو ایستگاه

00:02:10.160 --> 00:02:12.355
‫<i>در حین غضب یهوه صبایوت(خدا)،</i>

00:02:12.480 --> 00:02:14.311
‫<i>و در روز شد ت خشم او.</i>

00:02:14.400 --> 00:02:16.675
‫<i>و هرکه یافت شود با نیزه زده خواهد شد،</i>

00:02:16.800 --> 00:02:19.712
‫<i>و هرکه گرفته شود با شمشیر خواهد افتاد.
‫اشعیا، 13</i>

00:02:30.480 --> 00:02:32.516
‫میتونم چاشنی رو ببینم

00:02:33.207 --> 00:02:34.855
‫صبر کن

00:02:34.880 --> 00:02:38.236
‫یه چاشنی دومی هم هست.
‫الآن میخوام قطعش کن...

00:02:39.240 --> 00:02:40.797
‫صبر کن

00:02:40.822 --> 00:02:42.619
‫تله انفجاری

00:02:43.000 --> 00:02:46.366
‫کلید جیوه‌ای.
‫به نظر میرسه خیلی دقیق باشن

00:02:47.600 --> 00:02:49.477
‫من مواظب کلیدم

00:02:49.699 --> 00:02:52.196
‫یه برش لازه، نزدیک اونجا، دوتا

00:02:52.221 --> 00:02:53.449
‫بسیارخب

00:02:56.440 --> 00:02:58.158
‫گندش بزنن

00:02:58.280 --> 00:03:00.271
‫چرا تایمر....

00:03:02.480 --> 00:03:04.710
‫تایمر متوقف نشد

00:03:04.840 --> 00:03:06.592
‫الآن ارتباط رو قطع میکنم.

00:03:15.520 --> 00:03:16.669
‫مشکلی نیست

00:03:18.080 --> 00:03:19.752
‫الآن فهمیدم

00:03:32.440 --> 00:03:34.112
‫چیزی نیست.

00:04:33.381 --> 00:04:34.655
‫روبرتو!

00:04:35.292 --> 00:04:36.789
‫"ادگار"، چه خوب.

00:04:36.814 --> 00:04:42.442
‫دقیقا سه دقیقه دیگه، از خودت میپرسی،
‫"چطور میتونم اینو برای ادگار جبران کنم؟"

00:04:42.467 --> 00:04:44.828
‫"اصلا چطور ممکنه بتونم ازش تشکر کنم؟"

00:04:45.308 --> 00:04:49.335
‫اما نگران نباش، مثل یه رستوران مجلل،
‫ صورت حساب رو آخر کار میدن

00:04:50.453 --> 00:04:52.171
‫خب...

00:04:54.349 --> 00:04:58.119
‫ما داشتیم تلفن یکی از نوچه های
‫ آی‌آرای رو شنود میکردیم (ارتش جمهوری‌خواه ایرلند)

00:04:58.144 --> 00:05:00.583
‫که کلاً هدر دادن پولی بود که
‫ماموران مالیات، به سختی به دستش اوورده بودن.(تمسخر)

00:05:00.608 --> 00:05:02.032
‫هرچند، یه‌کم بدرد خورد

00:05:02.263 --> 00:05:06.415
‫نوچه آی‌آرای به یه شماره‌ای زنگ میزنه،
‫یه یارویی با لهجه بریتیش جواب میده

00:05:06.440 --> 00:05:09.512
‫نوچه هه میگه "فیلیپ، حله"

00:05:09.640 --> 00:05:11.949
‫"تو قراره کله‌گنده رو ملاقات کنی"
‫(داره مثلا با لهجه ایرلندی میگه)

00:05:12.080 --> 00:05:13.308
‫ما شماره رو ردیابی کردیم،

00:05:13.333 --> 00:05:20.628
‫و معلوم شد که "فیلیپ"؛ در اصل
‫کاپیتان فیلیپ دنمور هست، از گردان321

00:05:20.856 --> 00:05:22.175
‫بخش خنثی سازی بمب

00:05:22.305 --> 00:05:26.935
‫اون قهرمان جنگه،
‫ صورتش با یه ترقه ایرلندی داغون شده

00:05:26.960 --> 00:05:30.657
‫که باعث میشه این مکالمه با یه ایرلندی
‫خیلی عجیب‌غریب باشه!

00:05:30.682 --> 00:05:33.470
‫ممکنه بریم سر اصل مطلب؟

00:05:33.510 --> 00:05:35.039
‫صبور باش، روبرتو

00:05:35.413 --> 00:05:39.615
‫چند نفرو گذاشتیم تا تعقیبش کنن.
‫مسئله اینه که اون ندرتا از خونه میاد بیرون

00:05:39.640 --> 00:05:46.389
‫تا دیروز، که یواشکی زد بیرون
‫تا با یکی از دوستات یه دوری بزنه

00:05:46.908 --> 00:05:47.702
‫این فیلیپه

00:05:48.216 --> 00:05:51.472
‫شبیه یه مر فیل‌نماست، با اون شالگردنش

00:05:51.497 --> 00:05:53.797
‫و این یارو...

00:05:54.800 --> 00:05:56.791
‫"کالین بلیک‌فیلد"ـه

00:05:57.426 --> 00:05:59.375
‫مخبر گمشده سارا

00:05:59.894 --> 00:06:02.044
‫خدای من

00:06:02.069 --> 00:06:05.957
‫زمانی که شناساییش کردیم، گفتم
‫"این همون باباییه که روبرتو دنبالشه!"

00:06:05.982 --> 00:06:08.994
‫بگذریم، این رفیقت
‫چند دقیقه با فیلیپ صحبت کرد

00:06:09.019 --> 00:06:11.558
‫و یه بسته ای به این هوا
‫بهش داد

00:06:11.680 --> 00:06:13.542
‫-بعد کالین چی شد؟
‫-فلنگو بست

00:06:13.567 --> 00:06:16.934
‫میخواستیم دنبالش کنیم،
‫اما کاپیتان دنمور شکار ما بود

00:06:16.959 --> 00:06:20.383
‫و افراد ما هم کم بودن

00:06:22.430 --> 00:06:26.775
‫"دری" دوست داره شهرت ما رو لکه دار کنه
‫(یک شهر ایرلندی تجزیه طلب در گذشته)

00:06:27.080 --> 00:06:29.619
‫اگه مشخص بشه که این اطلاعات ارزشمنده،

00:06:29.644 --> 00:06:33.021
‫به ددی میگی که من اینا رو به دست اوردم

00:06:33.046 --> 00:06:34.320
‫قبوله؟

00:06:37.883 --> 00:06:45.279
‫شش ماه پیش، کاپیتان دنمور، در عملیات خنثی‌سازی
‫بمبی در پارکینگ شمال بلفست‌ شدیدا زخمی شد

00:06:45.457 --> 00:06:48.477
‫اما بر طبق گفته های افسر فرماندش،
‫در ماه های متنهی به این حادثه،

00:06:48.502 --> 00:06:51.199
‫مسعتدِ نوسانات خلقی،
‫طغیان خشم،

00:06:51.224 --> 00:06:54.446
‫باعث شده اینطور حدس بزنن که
‫این حادثه در اصل تلاشی برای خودکشی بوده

00:06:54.471 --> 00:06:57.665
‫اولین سرباز ناامیدی نیست
‫که توسط مسکو جذب شده

00:06:57.706 --> 00:06:59.299
‫کمونیسته؟

00:06:59.324 --> 00:07:02.309
‫خب، تا جایی که ما میدونیم
‫تنها ارتباطش با شوروی

00:07:02.334 --> 00:07:03.977
‫دیدارش با کالین بلیک‌فیلده

00:07:04.002 --> 00:07:07.116
‫که بسته ای رو دریافت کرد
‫که محتویاتش نامشخصه

00:07:07.280 --> 00:07:10.795
‫ببخشید،...
‫من یکم عقب افتادم، کالین بلیک‌فیلد کیه؟

00:07:12.001 --> 00:07:14.295
‫یه دله‌دزد
‫و یه قاچاقچی

00:07:14.845 --> 00:07:17.012
‫تجارت صادرات واردات داغونی رو میچرخونه

00:07:17.037 --> 00:07:19.495
‫کالا ها غربی رو مخفیانه
‫از اروپا به روسیه قاچاق میکنه

00:07:19.619 --> 00:07:21.197
‫یه خورده برای ما کار کرده

00:07:21.222 --> 00:07:24.769
‫اسناد و تجهیزات رو
‫به دست افراد ما در شوروی رسونده

00:07:24.794 --> 00:07:27.191
‫درکل، از اون آدماست
‫که باید دور از خودت نگهشون داری

00:07:27.406 --> 00:07:30.141
‫یه‌دفعه به خودت میای میبنی
‫ساعتت رو بلند کرده

00:07:30.281 --> 00:07:34.441
‫چند ماه پیش، با من تماس گرفت و در مورد
‫ شایعاتی مبنی‌بر عملیات اصلی کاگ‌ب صحبت کرد

00:07:34.466 --> 00:07:38.095
‫عملیاتی که الآن میدونیم
‫همون عملیات گلسـه

00:07:38.120 --> 00:07:40.475
‫ما همه مخفیگاه هارو گشتیم،

00:07:40.666 --> 00:07:42.975
‫از همه دستیاراش بازجویی کردیم

00:07:43.000 --> 00:07:44.393
‫هیچ فایده‌ای نداشت

00:07:44.525 --> 00:07:46.878
‫این اولین باریه که کسی
‫اونو بعد از مدت های میبینه

00:07:46.903 --> 00:07:48.753
‫پس، مجدداً روی بلیک‌فیلد متمرکز بشید

00:07:48.880 --> 00:07:51.348
‫اون آخرین سرنخ زنده ماست

00:07:51.993 --> 00:07:54.410
‫تو قبلا یه بار شهرو برای اون زیر و رو کردی

00:07:54.480 --> 00:07:55.335
‫دوباره انجامش بده

00:07:56.110 --> 00:07:58.863
‫اما ما باید بفهمیم چی توی اون بسته بوده

00:07:59.246 --> 00:08:03.479
‫حالا، اینجا نوشته، یه پرستار روزانه
‫ میره پیش دنمور، ویندی رو بفرستید

00:08:03.504 --> 00:08:05.106
‫کاری کن به خونه راه پیدا کنیم

00:08:05.131 --> 00:08:07.215
‫-ددی، بهتر نیست...
‫-توی "سنت جان" آموزش دیدی، درسته؟

00:08:07.878 --> 00:08:09.660
‫خب،...خب...
‫من کمک‌های اولیه رو بلدم اما مطمئن نیس...

00:08:09.685 --> 00:08:11.004
‫خب، پس ردیفه

00:08:13.716 --> 00:08:16.263
‫ از درمونگاه در مودر
‫ معالجه فیلیپ باهات صحبت کردن؟

00:08:16.320 --> 00:08:17.084
‫بله

00:08:17.109 --> 00:08:19.055
‫و ما خوب فهمیدیم
‫چطوری کلیدا رو بقاپیم...

00:08:19.080 --> 00:08:22.834
‫عجله نکن،
‫ و همیشه فکر کن داره نگات میکنه

00:08:22.960 --> 00:08:25.235
‫دقیقا
‫حتی وقتی فکر میکنی تنهایی،

00:08:25.360 --> 00:08:26.876
‫هنوز باید ظاهر کارو حفظ کنی

00:08:28.658 --> 00:08:30.455
‫حالا بهم بگو کی هستی

00:08:30.480 --> 00:08:33.761
‫"گریس هاپکینز" 21سالمه،
‫برج میزان

00:08:33.786 --> 00:08:36.824
‫تو "هندن" زندگی میکنم، سه خواهر بزرگتر دارم
‫"پاپی" ، "سوزان" ، "بریجت"

00:08:37.027 --> 00:08:39.832
‫پدرم، "لئونارد"،
‫نقشه بردار و عضو شورای شهره

00:08:39.857 --> 00:08:43.115
‫مادرم "الین" مثل من پرستاره، دوست
‫داره بنوشه، هر دو زنده‌ان

00:08:43.140 --> 00:08:44.255
‫من با "تام" نامزد کردم

00:08:44.280 --> 00:08:45.918
‫اما نظرم داره عوض میشه

00:08:46.040 --> 00:08:47.109
‫اون داره آموزش میبینه تا دامپزشک بشه

00:08:47.169 --> 00:08:49.125
‫امیدوارم روزی به هند برم

00:08:49.320 --> 00:08:50.514
‫من شیپور میزنم

00:08:52.384 --> 00:08:53.373
‫خب، این...

00:08:54.760 --> 00:08:56.830
‫نه، نه، عالی بود
‫به خاطر نظم و دقتت

00:08:58.760 --> 00:09:03.215
‫اما رازش اینه که،
‫تا میتونی ساده و نزدیک به حقیقت باشه

00:09:03.240 --> 00:09:05.229
‫تو که دلت نمیخواد گیربیوفتی، درسته؟

00:09:06.560 --> 00:09:09.279
‫نگران نباش، بعد مدتی ملکه ذهنت میشه

00:09:10.298 --> 00:09:12.812
‫هرگز نفهمیدم این خوبه یا بد

00:09:13.760 --> 00:09:15.716
‫ویندی! به من نگاه کن

00:09:16.269 --> 00:09:19.864
‫تو آماده ای
‫نهایتا تا یه ساعت دیگه اونجایی

00:09:22.059 --> 00:09:23.572
‫<i>موفق باشی</i>

00:09:27.080 --> 00:09:29.594
‫امید وارم ددی بدونه که داره چیکار میکنه

00:09:37.120 --> 00:09:40.635
‫ببین، ما داریم با این آدما کار میکنیم.
‫اونا رفقای ما هستن، یه جورایی

00:09:40.760 --> 00:09:42.556
‫تو واقعا فکر میکنی یکیشون جاسوسه؟

00:09:42.581 --> 00:09:45.049
‫یکی به اودین گفته بوده
‫کجا آرکادی رو پیدا کنه

00:09:49.640 --> 00:09:51.358
‫خب، چرا منو وارد این ماجرا میکنی؟

00:09:52.307 --> 00:09:53.945
‫مگه امکانش نیست منم فینیکس باشم؟

00:09:54.200 --> 00:09:58.111
‫تو بعد از پیوستن آرکادی،
‫ وارد ام‌آی5 شدی

00:09:58.209 --> 00:10:00.882
‫تازشم، من بهت اعتماد دارم

00:10:01.600 --> 00:10:04.544
‫به‌هرحال، مگه این کاری
‫نیست که تو هرروز انجام میدی، مظنونین، انگیزه‌ها؟

00:10:04.989 --> 00:10:07.547
‫آره، هر روز،
‫درست مثل "تله‌موش"
‫(یه نمایش معروف جنایی)

00:10:07.572 --> 00:10:08.687
‫فندک ندارم

00:10:10.280 --> 00:10:11.554
‫به سلامتی

00:10:12.454 --> 00:10:16.872
‫خب، من تک به تک میرم سراغ همه
‫و میذارمشون کنار

00:10:17.000 --> 00:10:17.989
‫آره

00:10:20.204 --> 00:10:22.118
‫-الن
‫-نه، نمیتونم تصورش کنم

00:10:22.143 --> 00:10:23.815
‫این میتونه یه جورایی دلیلش باشه

00:10:23.840 --> 00:10:26.866
‫اگه کسیو میخواید که مشکوک نباشه
‫ و به همه چی دسترسی داشته باشه،

00:10:27.030 --> 00:10:28.295
‫الن بهترین گزینست

00:10:28.416 --> 00:10:29.815
‫بابی

00:10:29.840 --> 00:10:32.577
‫بابی، همکار عزیز

00:10:32.976 --> 00:10:35.948
‫مطمئنم اولین باری که باهاش دست دادم
‫بعدش دستشو با ژاکتش پاک کرد

00:10:35.973 --> 00:10:37.935
‫خب، اون جاه‌طلبه، موذیه

00:10:37.960 --> 00:10:41.360
‫شکی نیست که از اینکه ددی
‫هیچ نشونه‌ای از بازنشستگیش بروز نمیده، ناامید شده

00:10:41.385 --> 00:10:42.872
‫شاید...

00:10:42.981 --> 00:10:46.312
‫شاید وقتی دیده اونطوری که میخواد
‫ ازش تمجید نمی‌کنیم، به دشمن ملحق شده

00:10:48.239 --> 00:10:49.120
‫ویندی

00:10:49.145 --> 00:10:51.864
‫به عنوان منشی ددی،
‫در بطن ام‌آی5 جا داره

00:10:52.137 --> 00:10:56.051
‫اون هر حرکتش رو میدونه
‫هر نقطه‌ضعفی رو میبینه

00:10:56.076 --> 00:10:57.895
‫آره من فکر میکردم اون خیلی خشک و رسمی و....

00:10:57.920 --> 00:10:59.870
‫میدونی، مثل یه خواهر.

00:10:59.895 --> 00:11:01.487
‫خب، نه مثل خواهر من

00:11:02.189 --> 00:11:05.695
‫بعدش به خونه بابی نقل مکان کرده،
‫خب اینطوری دسترسی بیشتری داره، موقعیت بهتری داره

00:11:05.720 --> 00:11:07.036
‫سارا

00:11:07.266 --> 00:11:08.281
‫بعیده

00:11:08.306 --> 00:11:11.736
‫هر پیشنهادی که داده،
‫هر نظری که داده، درست بوده

00:11:11.761 --> 00:11:16.265
‫اما مگه همه چی ما رو به سمت
‫نسخه جعلی عملیات گلس نکشوند؟

00:11:16.360 --> 00:11:17.738
‫آره، اما هممون داشتیم گول میخوردیم

00:11:17.763 --> 00:11:19.719
‫آره، اما سارا آدم باهوشه ماست

00:11:33.893 --> 00:11:35.877
‫وقتی ددی به ام‌آی5 اومد، از منم جوون تر بوده

00:11:36.558 --> 00:11:38.533
‫اون مامور ها رو مدیریت میکرده؛
‫شبکه های جاسوسی رو افشا میکرده

00:11:38.558 --> 00:11:40.455
‫زندگی‌ـش رو وقف این کشور کرده

00:11:40.480 --> 00:11:42.357
‫اما، الآن اینجاییم، 20سال بعد....

00:11:43.680 --> 00:11:45.398
‫توی جبهه مشابه داریم میجنگیم

00:11:45.726 --> 00:11:48.001
‫و دولت انگلستان
‫داره باهاش مثل یه دلقک رفتار میکنه

00:11:48.026 --> 00:11:50.415
‫هیچ کسی تو جهان نیست که
‫حتی نیمی از کارهایی که اون کرده رو بدونه

00:11:50.440 --> 00:11:52.947
‫اما اگه جاسوس کاگ‌ب شده باشه

00:11:52.972 --> 00:11:54.884
‫آره، ازش مراقبت میشد، ارزشمند می‌بود

00:11:55.097 --> 00:11:56.974
‫بهترین ماموریه که تاحالا داشتن.

00:11:59.417 --> 00:12:00.975
‫کسیو کنار نذاشتی

00:12:01.499 --> 00:12:04.969
‫بیا دوباره به هر پنج تا نگاهی بندازیم
‫یکی یکی

00:12:06.127 --> 00:12:07.196
‫شش تا

00:12:08.846 --> 00:12:10.199
‫خودم

00:12:17.440 --> 00:12:19.431
‫مسکو هرگز تو رو استخدادم نمی‌کنه

00:12:20.680 --> 00:12:21.874
‫تو به هیچی اعتقاد نداری

00:12:22.920 --> 00:12:24.672
‫خب، این....

00:12:25.760 --> 00:12:27.512
‫ممنونم

00:12:27.640 --> 00:12:29.392
‫به گمونم

00:12:30.078 --> 00:12:31.477
‫البته یه چیزیو بهت بگم.

00:12:32.002 --> 00:12:34.755
‫اونا نمی‌تونن بدون هیچ ردی اینقدر جلو رفته باشن

00:12:49.393 --> 00:12:51.953
‫جناب دنمور؟
‫کاپیتان دنمور؟

00:12:51.978 --> 00:12:54.196
‫آقای دنمور،
‫ سلام، سلام‌علیکم

00:12:54.221 --> 00:12:57.531
‫من گریسم، همون پرستاره ، یه پرستارم

00:12:58.320 --> 00:13:00.550
‫جولی مریضه، پس من به جاش اومدم

00:13:04.481 --> 00:13:06.472
‫این کارت منه

00:13:09.280 --> 00:13:11.077
‫به عکسه نگاه نکین، افتضاحه

00:13:44.040 --> 00:13:46.190
‫اینجا قشنگه، تنها زندگی میکنید، درسته؟

00:13:48.227 --> 00:13:49.785
‫اوه، ما هم از این صندلی ها تو خونه داریم

00:13:51.017 --> 00:13:54.214
‫خب،..چطوری میخوای انجام بشه؟

00:13:55.320 --> 00:13:58.437
‫این فقط یه کرمه برای سوختگی هات
‫پوستت رو نرم میکنه

00:14:00.162 --> 00:14:03.217
‫چی دارم میگم؟!
‫تو که میدونی این چجوریه، این منم که تازه اومدم

00:14:03.242 --> 00:14:04.561
‫-در حقیقت این اولین بار....
‫-تموش کن

00:14:06.043 --> 00:14:09.831
‫مجبور نیستی داستان زندگیت رو تعریف کنی
‫تا بهم احساس آرامش بدی

00:14:09.856 --> 00:14:11.735
‫نمیخوام تو رو بشناسم

00:14:11.760 --> 00:14:13.637
‫لازم ندارم چیزی در موردت بدونم

00:14:14.267 --> 00:14:17.304
‫کاری که باید بکنی رو انجام بده
‫و بزن به چاک

00:14:37.940 --> 00:14:39.532
‫فکر میکرم تا حالا آزاد شده باشی

00:14:39.557 --> 00:14:40.592
‫فردا

00:14:40.616 --> 00:14:42.495
‫اونا منو از انفرادی در اوورن
‫که خیلی خوبه

00:14:42.687 --> 00:14:45.398
‫میتونم با قاتلا و فاحشه ها خوش‌وبش کنم

00:14:45.742 --> 00:14:47.380
‫درست مثل اینه که به ام‌آی6 برگشتم

00:14:47.405 --> 00:14:50.317
‫تو اینجا هستی تا
‫ ظاهر کار رو برای شوروی حفظ کنی

00:14:51.200 --> 00:14:53.395
‫مسکو میدونست آرکادی برای ما کار میکرده

00:14:53.615 --> 00:14:56.175
‫اونا با اطلاعات غلط پرش کردن

00:14:56.200 --> 00:14:58.031
‫تو و مالری رد گم کنی بودید

00:14:59.760 --> 00:15:01.910
‫از کجا میدونستن داره برای شما کار میکنه؟

00:15:02.000 --> 00:15:03.718
‫شاید تحت نظر گرفته بودنش

00:15:03.880 --> 00:15:06.474
‫-شاید خودش با یکی حرف زده
‫-یا شاید شما یه جاسوس دارید

00:15:08.760 --> 00:15:11.960
‫برای اینکه مسکو بتونه برات پاپوش درست کنه،
‫حتما یه نفر از درون بهشون کمک کرده

00:15:11.985 --> 00:15:13.935
‫کزمیر راه رسیدنشون به تو بود

00:15:14.771 --> 00:15:17.649
‫با این حساب کزمیر حتما با جاسوسه ارتباط داشته

00:15:17.744 --> 00:15:19.177
‫پس..

00:15:19.674 --> 00:15:20.795
‫...ما با اون شروع میکنیم

00:15:20.920 --> 00:15:22.023
‫ما؟

00:15:22.160 --> 00:15:23.718
‫برو و یکی دیگه رو استخدام کن

00:15:23.905 --> 00:15:27.169
‫کارمندای شسته رفتتون فعلا تو اولویت لیست من نیستن

00:15:27.275 --> 00:15:31.175
‫کاگ‌ب تو رو مورد هدف قرار داد
‫اون جاسوسه کمک کرد تا برات پاپوش بدوزن

00:15:31.520 --> 00:15:33.590
‫به گمونم تو باید باهشون تسویه حساب کنی

00:15:40.440 --> 00:15:41.953
‫باشه پسر پیشاهنگی

00:15:42.501 --> 00:15:46.380
‫فردا با رژلبم و یه بسته سیگار دم در گیت باش

00:15:54.200 --> 00:15:56.111
‫یه پرستار هر روز میاد پیشت

00:15:56.240 --> 00:15:58.800
‫باید برنامه ریزی برات سخت باشه
‫اغلب میتونی بری بیرون؟

00:15:59.428 --> 00:16:00.861
‫فقط هالووین

00:16:01.106 --> 00:16:02.778
‫برای ترسوندن بچه ها

00:16:04.682 --> 00:16:06.434
‫فکر میکردم تو هم از من ترسیدی

00:16:06.459 --> 00:16:08.415
‫اوه، آره ترسدیم، هنوزم میترسم

00:16:08.440 --> 00:16:11.238
‫راستشو بخوای،
‫همیشه یه کم میترسم

00:16:12.201 --> 00:16:14.009
‫این کار یه جور ترفیعه

00:16:14.034 --> 00:16:17.344
‫در حقیت دوست دارم رویام به حقیقت بپیونده،
‫نمیخوام خرابش کنم

00:16:18.493 --> 00:16:22.168
‫دارم همین کارو میکنم، نه؟
‫شرحال، چیزی بود که نمیخواستی بگم

00:16:23.067 --> 00:16:25.023
‫نه، فقط منو نادیده بگیر

00:16:25.280 --> 00:16:26.793
‫پیرمرد حرومزاده بدقلق

00:16:28.393 --> 00:16:30.827
‫ممکنه، اون روزنامه رو بهم بدی؟

00:16:49.604 --> 00:16:51.117
‫اوه، لعنتی

00:16:51.880 --> 00:16:52.869
‫مشکلی پیش اومده؟

00:16:54.599 --> 00:16:56.808
‫سرت به کار کوفتی خودت باشه؟

00:16:56.833 --> 00:16:58.710
‫کارت تموم نشده؟

00:16:58.880 --> 00:17:01.075
‫نه، من...من، متاسم، من...

00:17:01.395 --> 00:17:04.751
‫فقط قبل از اینکه برم، باید برم دستشویی
‫اگه مسئله‌ای نداری
‫(اگهی های روزنامه)

00:17:48.600 --> 00:17:52.593
‫پیغام هایی که برای آرکادی میومد
‫همه توسط یه شخص حقیقی تو دفتر "تایمز" قرار داده میشد

00:17:52.711 --> 00:17:54.747
‫نقدا پرداخت میشد،
‫هر بار شخصی متفاوت

00:17:54.880 --> 00:18:00.195
‫حالا من و ویندی رفتیم سراغ آگهی های هفته پیش
‫پیغام هایی که برای امروز بودن رو جدا کردیم

00:18:00.220 --> 00:18:04.838
‫از بین اونها فقط شش تاش شخصاً
‫ سفارش داده شده بود، فقط یکیش نقدا پرداخت شده بود

00:18:06.477 --> 00:18:10.521
‫"عمه جین و عمو جان،
‫سالگردتون در روز جمعه مبارک"

00:18:10.546 --> 00:18:14.175
‫-فقط دو روز وقت داریم
‫-اگه فرض رو بر این بگیریم که این روز معنی خاصی داره

00:18:14.480 --> 00:18:17.093
‫پیغام "پسرعمو اندرو" آرکادی الله بختکی بود

00:18:17.118 --> 00:18:21.282
‫خب، مسکو هم مثل ما
‫مایل نیست با افراد غیرحرفه‌ای مبهم برخورد کنه

00:18:21.307 --> 00:18:22.480
‫مثل فیلیپ

00:18:22.505 --> 00:18:24.668
‫من گمون میکنم، جمعه یعنی جمعه

00:18:24.800 --> 00:18:26.074
‫هر کی داره با دنمور ارتباط برقرا میکنه،

00:18:26.200 --> 00:18:29.709
‫داره از همون روشی که مسکو برای تماس با
‫آرکادی در مورد گلس استفاده میکرده، استفاده میکنه

00:18:29.734 --> 00:18:32.812
‫خب من فکر میکنم ما میتونیم
‫ به سادگی فرض بگیریم که این یه ارتباطه

00:18:32.837 --> 00:18:36.575
‫موافقم، ویندی، باید برگردی سراغ دنمور

00:18:36.600 --> 00:18:39.114
‫ضروریه که بفهمیم تو اون بسته چی بوده

00:18:39.754 --> 00:18:42.746
‫سارا و جو برای گشتن خونه
‫باهات هماهنگ میشن

00:18:43.132 --> 00:18:47.011
‫بالاخره تو این تحقیقات لعنتی
‫به یه سرنخی داریم میرسیم

00:19:01.040 --> 00:19:03.508
‫به نظرم با خونه کز شروع کنیم

00:19:03.640 --> 00:19:06.594
‫-مگه ام‌آی5 تا حالا زیروروش نکرده
‫-ضمناً، سلام. من خوبم

00:19:06.619 --> 00:19:08.655
‫اون فکر میکنه تو بهتر میتونی چیزی پیدا کنی

00:19:08.680 --> 00:19:10.272
‫چون با وسایلش آشنایی
‫و میدونی چیزمیزاشو کجا میذاره

00:19:10.400 --> 00:19:12.277
‫درسته، و شما؟

00:19:12.302 --> 00:19:15.602
‫جیم فرنچرچ، بخش ویژه.
‫ما قبلا همو ملاقات کردیم

00:19:15.627 --> 00:19:19.031
‫وقتی در حال بازداشت من نیستی
‫متفاوت به نظر میای

00:19:19.056 --> 00:19:23.951
‫اوه جو، تو دوباره دزدکی رفتی تو آپارتمان من
‫چقدر خوب

00:19:23.976 --> 00:19:28.535
‫من باید برم جایی
‫پس شما رو به دستان لایق افسر جیم میسپارم

00:19:28.560 --> 00:19:31.229
‫میخوای همین الآن برم؟
‫تازه از زندون اومدم بیرونا

00:19:31.254 --> 00:19:33.890
‫دیدی، بهت گفته بودم که اول میخواد حموم کنه

00:19:33.915 --> 00:19:36.982
‫ببخشید، تو داشتی منو توی حموم تصور میکردی؟

00:19:37.007 --> 00:19:38.255
‫نه، نه، نه، نه!

00:19:38.280 --> 00:19:39.599
‫خوش‌بگذره

00:19:42.945 --> 00:19:45.982
‫خب، چشاتو درویش کن افسر جیم

00:19:47.171 --> 00:19:50.561
‫اگه نمیتونم که دوش آب گرم بگیرم
‫حداقل از شر این لباسا خلاص میشم

00:20:00.142 --> 00:20:02.142
‫تا وقتی که فقط
‫یه کار کوچیک بود، مشکلی نبود

00:20:02.167 --> 00:20:04.701
‫اما الآن این یکی رو
‫ باید یه نفر دیگه انجام بده

00:20:04.726 --> 00:20:06.962
‫سه پرستار تو سه روز؟

00:20:06.987 --> 00:20:08.898
‫ممکنه مشکوک بشه

00:20:09.585 --> 00:20:11.855
‫همه کاری که
‫باید بکنی اینه که ببریش بیرون

00:20:11.880 --> 00:20:14.274
‫ببرش قدم بزنید
‫حتی حیاط پشتی هم خوبه

00:20:14.299 --> 00:20:16.415
‫ما کلا ده دقیقه وقت میخوایم

00:20:16.440 --> 00:20:18.670
‫و یادت باشه، وقتی خواستی ببریش بیرون...

00:20:18.800 --> 00:20:20.438
‫کیفمو میذارم جلو پنجره، خودم میدونم

00:20:21.840 --> 00:20:24.035
‫ویندی، کارت دیروز عالی بود

00:20:25.520 --> 00:20:26.839
‫تونستی خونسردی‌ـت رو حفظ کنی

00:20:28.000 --> 00:20:29.194
‫طوریت نمیشه

00:20:57.680 --> 00:21:00.353
‫کاپیتان دنمور، وین‍ــ....گریس هستم

00:21:02.280 --> 00:21:03.793
‫شروع کنیم؟

00:21:10.320 --> 00:21:11.753
‫کاپیتان دنمور، این احمقانه‌است.

00:21:26.440 --> 00:21:29.356
‫ببینید، مطمئنم هزار تا کار
‫ هست که ترجیح میدید انجام بدید.

00:21:29.381 --> 00:21:32.467
‫من ترجیح میدادم الآن "پل نیومن"
‫پاهامو ماساژ میداد؛ اما همینه که هست

00:21:32.492 --> 00:21:34.876
‫خب، پس بیا برای
‫ نیم ساعت آینده متمدن رفتار کنیم

00:21:34.901 --> 00:21:37.791
‫و بعدش من میرم
‫ و تو میتونی به صندلی خالی با نفرت زل بزنی

00:21:53.057 --> 00:21:55.287
‫بفرما، خیلی هم سخت نبود، بود؟

00:22:07.400 --> 00:22:09.231
‫داریم وقتمونو تلف میکنیم

00:22:09.360 --> 00:22:11.396
‫این شلوغ کاری
‫کار کاگ‌ب هست

00:22:11.520 --> 00:22:13.556
‫افسرای تازه کار
‫میخوان خودی نشون بدن

00:22:23.033 --> 00:22:25.263
‫اصلا داریم دنبال چی میگردیم؟

00:22:25.288 --> 00:22:27.324
‫نمیدونم، یه اسم؟

00:22:28.081 --> 00:22:31.517
‫اوه، مثل یه تکه کاغذ که روش نوشته باشه
‫"جاسوس مورد نظر دِیوـه"؟

00:22:37.160 --> 00:22:38.718
‫چند وقته که کزمیر رو میشناسی؟

00:22:41.440 --> 00:22:42.589
‫چقد، ده سال؟

00:22:44.520 --> 00:22:47.512
‫حق با جوئه، اگه یه نفر
‫ میتونه چیزی پیدا کنه، اون تویی

00:22:51.746 --> 00:22:54.055
‫کُتِش؟

00:22:54.080 --> 00:22:56.637
‫-کتش، روی جسد بود؟
‫-هیچ کتی یادم نمیاد

00:22:56.662 --> 00:23:00.558
‫یه کت بزرگ زشت بود که هزار تا جیب داخلش داشت
‫همه زندگیش رو اونجا نگه میداشت

00:23:00.680 --> 00:23:03.638
‫من کمک کردم اونو از تو آب بکشیم بیرون
‫مطمئنم که هیچ کتی تنش نبود

00:23:07.019 --> 00:23:10.113
‫-تو به هوای تازه نیاز داری
‫-من نیاز دارم تو منو تنها بذاری

00:23:10.240 --> 00:23:11.832
‫بیخیال، بیا بریم یه قدمی بزنیم

00:23:11.960 --> 00:23:14.554
‫ببین، کارت اینجا تموم شده، میتونی بری

00:23:14.680 --> 00:23:16.511
‫پس، فقط میریم حیاط پشتی

00:23:16.803 --> 00:23:18.077
‫یه کم ویتامین دی میگیریم

00:23:19.120 --> 00:23:21.111
‫کی پرستار همیشگیم میاد؟

00:23:22.960 --> 00:23:25.394
‫اون منو مجبور نمیکنه اینطور کارایی بکنم

00:23:32.827 --> 00:23:34.579
‫دختر خوب

00:23:43.240 --> 00:23:44.832
‫بفرما، خوب نیست؟

00:24:01.520 --> 00:24:03.431
‫سیگار میخوای؟

00:24:04.880 --> 00:24:05.995
‫تو سیگاری نیستی

00:24:06.120 --> 00:24:08.270
‫فوت و فن کاره،
‫خواهر کوچیکم بهم یاد داده

00:24:08.400 --> 00:24:10.072
‫تا بیمارای سرسخت رو آروم کنم

00:24:12.120 --> 00:24:13.519
‫پس، من سرسختم، آره؟

00:24:13.680 --> 00:24:15.193
‫خدای من، آره

00:25:06.760 --> 00:25:09.571
‫-چیکار باید باهاش بکنیم؟
‫-نمی‌تونیم با خودمون ببریمش

00:25:09.596 --> 00:25:12.095
‫میفهمه، ممکنه بترسه
‫و فرار کنه

00:25:12.120 --> 00:25:13.553
‫خب، باید از کار بندازیمش

00:25:13.680 --> 00:25:17.137
‫جو، اون یه متخصص بمبه
‫فکر میکنی متوجهه نمیشه؟

00:25:17.200 --> 00:25:18.301
‫امیدوارم که...

00:25:18.960 --> 00:25:22.032
‫...وقتی متوجه بشه که دیگه دیر شده باشه

00:25:29.600 --> 00:25:31.591
‫پدر منم توی ارتش بود

00:25:32.800 --> 00:25:37.237
‫وقتی داشتم جمع‌وجور میکردم مدال هاتو دیدم
‫تو اونا رو در معرض دید نذاشتیشون؟

00:25:39.840 --> 00:25:42.593
‫میدونی مردم چطور قبلا در راه خدا فداکاری میکردن؟

00:25:45.480 --> 00:25:46.879
‫خب، جنگ اونشکلی بود

00:25:47.517 --> 00:25:50.462
‫مردای بزرگ انگلستان رو میبینی

00:25:50.487 --> 00:25:53.160
‫که توی اتاق‌های دودآلود بالای میخونه ها نشستن

00:25:54.800 --> 00:25:56.791
‫اونا پسرای طبقه کارگر رو انتخاب میکنن...

00:25:57.920 --> 00:25:59.797
‫...با وعده های دروغ مستشون میکنن...

00:26:01.480 --> 00:26:04.040
‫...بعد میفرستنشون بیرون
‫تا فداکاری کنن.

00:26:07.560 --> 00:26:09.278
‫هیچ قهرمانی وجود نداره

00:26:10.720 --> 00:26:12.039
‫فقط...

00:26:13.520 --> 00:26:14.953
‫...گوشته.

00:26:28.776 --> 00:26:29.970
‫باید بریم

00:26:31.920 --> 00:26:32.670
‫حالا

00:26:49.148 --> 00:26:51.059
‫خب، این منم

00:26:54.652 --> 00:26:57.564
‫واقعا میخوای اینو خودم تنهایی تمومش کنم؟

00:27:11.589 --> 00:27:13.784
‫باشه، تو بردی

00:27:23.567 --> 00:27:26.240
‫این یه چاشنی کنترل ‌از راه‌ دوره
‫شما این دکمه رو میزنید،

00:27:26.265 --> 00:27:29.337
‫یه سیگنال مخابره میکنه
‫و.... بــنـــگ

00:27:31.480 --> 00:27:33.741
‫یه کم زیادی برای آی‌آرای پیشرفته نیست؟

00:27:33.766 --> 00:27:34.881
‫چرا هست

00:27:34.906 --> 00:27:37.520
‫اونا از تایمر یا تله انفجاری
‫برای فعال کردن دستگاهاشون استفاده میکنن

00:27:37.545 --> 00:27:39.715
‫درحالی که این بیشتر مورد استفاده ارتشه

00:27:39.740 --> 00:27:41.278
‫برای منفجر کردن پل ها و خط‌آهن ها

00:27:41.689 --> 00:27:43.375
‫داری میگی این وسیله نظامیه؟

00:27:43.768 --> 00:27:44.964
‫بیشتر به ارتش سرخ میخوره

00:27:44.989 --> 00:27:49.904
‫که نشون میده یه جور...
‫توافق بین مسکو و آی‌آرای وجو داره

00:27:53.160 --> 00:27:56.326
‫با کابینه دولت، کاخ باکینگهام
‫و وزارت دفاع تماس بگیر

00:27:56.351 --> 00:27:58.852
‫یه لیستی از اهداف احتمالی رو گردآوری کن

00:27:58.877 --> 00:28:00.833
‫بفرستش به سارا

00:28:01.368 --> 00:28:04.193
‫ببین غریزش میگه
‫کدوم محتمل تره

00:28:04.320 --> 00:28:05.594
‫بسیارخب، ددی

00:28:13.652 --> 00:28:18.104
‫داشتم امروز به شما فکر میکردم.
‫به دِینی که بهت دارم

00:28:18.129 --> 00:28:19.960
‫تو منو از ساعت سازی اووردی بیرون

00:28:20.380 --> 00:28:22.738
‫اگه نبودی
‫من هرگز با خانم مونتگ(سارا) آشنا نمیشدم

00:28:23.664 --> 00:28:26.497
‫من میترسم از مردی که
‫ ممکنه بدون تو بهش تبدیل بشم

00:28:29.214 --> 00:28:30.895
‫خیانت، کار آسونی نیست.

00:28:31.385 --> 00:28:32.818
‫فکر کنم.

00:28:33.152 --> 00:28:35.516
‫به ما یاد دادن که بهش
‫ به عنوان یه امر بزدلانه و توخالی نگاه کنیم

00:28:35.889 --> 00:28:38.084
‫برای بعضیا، مطمئنم که همینطوره.

00:28:38.840 --> 00:28:41.874
‫اما برای بعضیای دیگه،
‫گمون کنم طاقت‌فرسا باشه

00:28:42.549 --> 00:28:44.346
‫جگرسوزه...

00:28:45.054 --> 00:28:47.090
‫...و حداقل اونا آزاده‌ان

00:28:48.400 --> 00:28:49.799
‫خوبی الن؟

00:28:50.505 --> 00:28:52.575
‫اوه، بله کاملا خوبم

00:28:53.440 --> 00:28:54.873
‫متشکرم

00:28:58.742 --> 00:29:00.373
‫نمی‌دونم چی بهتون بگم

00:29:00.398 --> 00:29:02.455
‫وقتی چیزیو نمیدونم، نمی‌تونم بهتون کمک کنم

00:29:02.480 --> 00:29:05.870
‫باید یادت باشه.
‫اون همیشه میپوشیدش، حتی تو تابستون

00:29:06.000 --> 00:29:10.976
‫اوه، اون کت قدیمی رو یادم میاد.
‫اما از اون موقع به بعد ندیدمش...خب، میدونی.

00:29:11.001 --> 00:29:13.095
‫چی، از وقتی که اینجا کشتنش؟

00:29:13.120 --> 00:29:16.874
‫از وقتی که جسدش رو
‫از وان حموم اونجا کشیدیم بیرون؟

00:29:26.240 --> 00:29:29.135
‫تو برش داشتی مگه نه؟
‫فکر میکنم رفتی سراغ جیب هاش.

00:29:29.160 --> 00:29:30.706
‫-ببخشید، الآن چی گفتی؟!
‫-گوش کن، عزیز.

00:29:30.731 --> 00:29:33.187
‫ببین اگه من دنبال
‫ جای کیف‌پول کزمیر بودم،

00:29:33.212 --> 00:29:36.097
‫یه تیم میووردم و میرفتم
‫ سراغ همه سوراخ سنبه های اینجا

00:29:36.122 --> 00:29:37.518
‫از همه مشتری ها بازجویی میکردم

00:29:37.543 --> 00:29:40.129
‫در اصل، گور باباش،
‫مامور مالیات هم رو میووردم

00:29:41.198 --> 00:29:43.507
‫تعجب میکنی وقتی میبینی
‫چیا میتونن پیدا کنن

00:29:44.760 --> 00:29:47.712
‫اما، فکر نمیکنم به اونجاها کشیده بشه

00:29:49.160 --> 00:29:52.232
‫چون، فکرمیکنم
‫تو یه چیزایی یادت میاد

00:29:55.616 --> 00:29:56.935
‫باشه

00:30:15.240 --> 00:30:16.229
‫این چیه؟

00:30:18.790 --> 00:30:20.229
‫میخوای انجامش ندی؟

00:30:20.254 --> 00:30:22.609
‫اون خیلی احساستی بود
‫به همین خاطره که مرده

00:30:25.482 --> 00:30:26.471
‫تاحالا باز نشده

00:30:32.480 --> 00:30:33.549
‫چیه؟

00:30:36.400 --> 00:30:38.550
‫به نظر میاد نامه‌ای از طرف خواهرش باشه

00:30:40.240 --> 00:30:42.595
‫کز و خواهرش سال هاست باهم صحبت نکردن

00:30:46.960 --> 00:30:49.679
‫این دستورالعمل هایی برای جاساز یه نامه هست

00:30:49.904 --> 00:30:51.815
‫میتونی ترجمش کنی؟

00:30:51.840 --> 00:30:54.400
‫برای اینکه نشون بدی یه چیز جاساز شده،
‫باید یه دسته گل رو

00:30:54.457 --> 00:30:57.267
‫بذاری جلو شیشه عقب یه ماشینی که ...

00:30:57.292 --> 00:30:59.245
‫توی خیابون "وردر" پارک شده

00:30:59.270 --> 00:31:01.738
‫خود جاساز هم...
‫اون کلمه هه چیه؟

00:31:01.800 --> 00:31:06.486
‫پاراگن...هتل پاراگن،
‫زیرِ یه چیز وسطی.

00:31:06.511 --> 00:31:10.470
‫زیر تلفن کیوسک وسطی
‫خدایا، روسی‌ـت افتضاحه.

00:31:11.400 --> 00:31:13.595
‫ما که نمیدونیم این از طرف
‫ جاسوسه یا نه، میدونیم؟

00:31:14.920 --> 00:31:18.037
‫کیت، اون کلمه پایینی رو ترجمه کن
‫جایی که امضا کرده

00:31:18.160 --> 00:31:21.946
‫<i>ژاو پتیتزا</i>
‫درواقع ترجمه‌ای براش نیس...

00:31:21.971 --> 00:31:24.631
‫این یه جور....پرنده آتشیه.

00:31:25.447 --> 00:31:26.675
‫پرنده‌آتشین

00:31:27.505 --> 00:31:30.532
‫فنیکس (ققنوس، پرنده ای در آخر عمرش خود را آتش می زند و از خاکستر او پرنده ی تازه ای بر می خیزد)

00:31:31.575 --> 00:31:33.327
‫خب، حالا چی؟

00:31:35.640 --> 00:31:36.959
‫یه تله کار میذاریم

00:32:10.357 --> 00:32:12.263
‫(از کار افتاده)

00:32:15.800 --> 00:32:17.233
‫تو اون روز...

00:32:18.498 --> 00:32:20.295
‫...من توی لابی میمونم.

00:32:20.320 --> 00:32:22.311
‫شما دو تا حواستون به خیابون باشه

00:32:22.440 --> 00:32:24.715
‫به محض اینکه کسی رو شناسایی کردید

00:32:24.936 --> 00:32:27.655
‫میرید به باجه تلفنی که بیرونه
‫تک زنگ میزنید و بعد قطع میکنید.

00:32:28.091 --> 00:32:31.055
‫مگه وقتی تو رو ببینن، برنمیگردن برن؟

00:32:31.080 --> 00:32:32.433
‫این هیچی رو ثابت نمیکنه

00:32:32.560 --> 00:32:35.279
‫وقتی شما زنگ بزنید،
‫من میرم تو کیوسک چپی.

00:32:35.400 --> 00:32:38.320
‫ما باید اجازه بدیم
‫فینیکس وارد کیوسک بشه و پیغام رو برداره

00:32:38.940 --> 00:32:41.135
‫باید در حین ارتکاب جرم بگیریمش

00:32:41.160 --> 00:32:42.195
‫کی این کارو قراره انجام بدیم؟

00:32:43.320 --> 00:32:45.629
‫آدم اصولا کِی نامه‌هاشو چک میکنه؟

00:32:45.760 --> 00:32:47.910
‫در مسیر رفتن به سرکار

00:32:48.040 --> 00:32:50.474
‫فردا اولین فرصت،
‫سیگنال رو قرار میدم

00:32:52.001 --> 00:32:54.575
‫ما سعی کردیم
‫اهداف احتمالی رو تعیین کنیم

00:32:54.600 --> 00:32:58.131
‫نخست وزیر قراره به "ادینبرو" بره
‫پس....این یه مسئله‌ست،

00:32:58.156 --> 00:33:00.580
‫اما بیشتر افراد کابینه
‫و اعضای خانواده سلطنتی این‌طرف اون‌طرفن،

00:33:00.605 --> 00:33:02.673
‫برای انتصابات و بازدیدها و و غیره...

00:33:02.698 --> 00:33:04.163
‫بیشتر از اون تعدادیه
‫که بخوایم لغوشون کنیم

00:33:04.188 --> 00:33:06.343
‫ما هیچ چیو لغو نمیکنیم

00:33:07.320 --> 00:33:10.484
‫لحظه‌ای که شروع به لغو کردن ملاقات ها کنیم،
‫ جنگ رو باختیم

00:33:10.509 --> 00:33:13.123
‫لازمه نیرو های بیشتری رو
‫برای پیدا کردن کالین‌بلیک‌فیلد اختصاص بدیم؟

00:33:13.148 --> 00:33:16.361
‫نه، شش دنگ حواسمون رو به دنمور میدیم

00:33:16.386 --> 00:33:19.733
‫هر برنامه‌ای که برای جمعه ریخته،
‫خودش ما رو به سمتش سوق میده

00:33:19.758 --> 00:33:22.556
‫فیلیپ حرکت کرده،
‫اونا تا اسکله ردش رو گرفتن

00:33:28.160 --> 00:33:30.594
‫چرا اینجا؟

00:33:30.720 --> 00:33:33.439
‫به نظرت فهمیده تحت نظره و داره فرار میکنه؟

00:33:33.560 --> 00:33:34.959
‫شاید میخواد یکی رو ملاقات کنه

00:33:36.730 --> 00:33:38.846
‫یا شاید چیزی رو اینجا قایم کرده

00:33:43.320 --> 00:33:44.992
‫فاصله خودتون رو حفظ کنید.

00:33:45.524 --> 00:33:47.401
‫موقعیت خودتون رو حفظ کنید.

00:35:19.360 --> 00:35:20.509
‫خُب؟

00:35:25.568 --> 00:35:27.147
‫رفیق کوچولومون اینه؟

00:35:28.896 --> 00:35:32.191
‫-خدایا، چه بلایی سرت اومده؟
‫-آفتاب سوختگی

00:35:32.944 --> 00:35:35.094
‫خودشه؟

00:35:40.968 --> 00:35:44.560
‫-ما قبلا همو دیدیم؟
‫-شاید، از اون قیافه‌هایی نیست که یادت بره

00:35:46.428 --> 00:35:47.896
‫کافیه؟

00:35:47.921 --> 00:35:49.673
‫فقط برای یه ماشین میخواستی مگه نه؟

00:35:49.971 --> 00:35:52.405
‫-یه چیزی تو همین مایه‌ها.
‫-خدایا، مواظب باش

00:35:53.830 --> 00:35:55.433
‫گفتی اهل کجایی؟

00:35:58.120 --> 00:35:59.314
‫نگفتم

00:36:01.813 --> 00:36:03.578
‫الآن داره یادم میاد

00:36:03.759 --> 00:36:06.068
‫تو رو تو یه عکسی تو روزنامه دیدم

00:36:07.502 --> 00:36:08.981
‫لعنتی، اون نظامیه!

00:36:38.462 --> 00:36:40.817
‫تو دیگه کدوم خری...؟

00:36:56.888 --> 00:36:59.083
‫همونجایی که هستی بمون

00:37:05.393 --> 00:37:06.857
‫حالا من میتونم بی‌سروصدا برم...

00:37:07.958 --> 00:37:10.631
‫یا میتونم یه گلوله توی محتویات این کیف خالی کنم

00:37:10.784 --> 00:37:12.775
‫میفهمی این یعنی چی؟

00:37:13.066 --> 00:37:14.340
‫میتونی بری

00:37:14.481 --> 00:37:15.994
‫فقط ولش کن.

00:37:17.466 --> 00:37:18.740
‫نیازی به سروصدا نیست

00:38:09.937 --> 00:38:11.450
‫خوبی؟

00:38:12.720 --> 00:38:14.790
‫لعنت بهش، خوبم

00:38:16.040 --> 00:38:18.679
‫برگرد تو اون ماشین کوفتی
‫نباید گمش کنیم

00:38:23.400 --> 00:38:25.375
‫یگان دوم سارا رو به خونه برد

00:38:25.400 --> 00:38:28.475
‫ادگار چند نفر رو تو بیمارستان گذاشته
‫ تا از شاهدی که زنده مونده بازجویی کنن

00:38:28.600 --> 00:38:30.712
‫-و خونه دنمور؟
‫-پلیس منتظره

00:38:30.737 --> 00:38:32.732
‫بررسی های اولیه نشون میده
‫داره سبک سفر مکینه

00:38:32.757 --> 00:38:36.234
‫چند تا لباس، دارو های مختلفش
‫و چاشنی

00:38:36.360 --> 00:38:38.999
‫ددی؟
‫ماشین فیلیپ رو پیدا کردیم

00:38:39.216 --> 00:38:40.535
‫متاسفانه، رها شده

00:38:41.270 --> 00:38:42.623
‫با وزیر کشور تماس بگیرید

00:38:43.003 --> 00:38:46.681
‫با هماهنگی بخش ویژه
‫و ایرلند شمالی تفحص رو شروع کنید

00:38:46.706 --> 00:38:49.195
‫اون بمب قراره فردا منفجر بشه

00:38:49.220 --> 00:38:51.495
‫و ما اصلا نمیدونم کجا!

00:38:51.520 --> 00:38:52.589
‫لعنت بهش!

00:39:06.739 --> 00:39:09.253
‫بهت که گفته بودم،
‫هیچ کدوم از اون خون ها از من نبود

00:39:09.278 --> 00:39:11.495
‫راست میگم
‫خوبم

00:39:11.691 --> 00:39:13.044
‫نزدیک بود از دستت بدم.

00:39:13.069 --> 00:39:15.822
‫اما ندادی، من اینجام

00:39:19.400 --> 00:39:22.551
‫اون روز...توی کارگاهم،
‫کیفت...

00:39:23.600 --> 00:39:25.875
‫...افتاد روی زمین، و من ...

00:39:27.520 --> 00:39:28.873
‫...قرص ضدباروری رو دیدم.

00:39:34.280 --> 00:39:37.397
‫همیشه میدونستم که اینطوری میشه

00:39:37.520 --> 00:39:39.909
‫که روزی چنین چیزی رو پیدا میکنم

00:39:40.209 --> 00:39:44.239
‫این واقعا از حماقتم بوده
‫که خیال میکردم میتونم تو رو مال خودم بدونم

00:39:44.264 --> 00:39:46.575
‫الن، خواهش میکنم اجازه بده توضیح بدم

00:39:46.600 --> 00:39:49.385
‫از وقتی که اون قرصا رو پیدا کردم
‫ به هیچی جز....

00:39:50.885 --> 00:39:53.295
‫پایان ازدواجمون...

00:39:53.320 --> 00:39:54.673
‫فکر نکردم.

00:39:57.301 --> 00:39:59.212
‫اما بعدش...

00:39:59.440 --> 00:40:02.591
‫اما بعد نزدیک بود تو رو امشب از دست بدم
‫و ...

00:40:02.720 --> 00:40:03.994
‫و تحمل اون فکر...

00:40:05.120 --> 00:40:06.633
‫...بیش از توان من بود.

00:40:08.480 --> 00:40:13.476
‫از خودم پرسیدم که
‫حاضرم چقدر به پات بمونم

00:40:13.501 --> 00:40:14.917
‫ و جوابش...

00:40:15.040 --> 00:40:17.577
‫اینه که...خیلی زیاد.

00:40:18.427 --> 00:40:20.099
‫اما یه معشوق دیگه...

00:40:21.186 --> 00:40:23.495
‫...کسی که هنوز پابرجاست ...

00:40:24.536 --> 00:40:27.175
‫....اون رو نمیتونم تحمل کنم

00:40:27.295 --> 00:40:29.855
‫اوه خدای من
‫داشتی به اینا فکر میکردی؟

00:40:29.984 --> 00:40:31.895
‫هیچ کسی نیست

00:40:32.024 --> 00:40:33.935
‫هیچ کس

00:40:34.241 --> 00:40:35.230
‫پس چرا؟

00:40:36.665 --> 00:40:39.055
‫چون که، من شبا بیدار میشدم

00:40:39.080 --> 00:40:42.319
‫و به همه اون چیزای وحشتناکی
‫که در طول روز سرکار دیدم، فکر میکردم

00:40:42.344 --> 00:40:46.121
‫و از اعماق وجودم حس میکردم که
‫این دنیایی نیست که بخوام یه بچه بیارم توش

00:40:46.146 --> 00:40:47.545
‫نه فعلا

00:40:49.025 --> 00:40:51.095
‫من میخوام تو اون ساختمون بمونم

00:40:51.676 --> 00:40:53.975
‫میخوام اوضاع رو بهتر کنم...

00:40:54.000 --> 00:40:55.433
‫یا دست کم تلاش کنم.

00:40:57.304 --> 00:40:59.659
‫اگه الآن یه بچه داشتیم...

00:41:02.560 --> 00:41:06.465
‫من متاسفم، من خیلی متاسفم
‫باید بهت میگفتم، میدونم که تو خیلی دلت بچه میخ‍‍ـ...

00:41:09.645 --> 00:41:11.442
‫دوستت دارم

00:41:11.467 --> 00:41:13.219
‫همیشه داشتم

00:41:19.320 --> 00:41:21.638
‫از فردا میترسم

00:41:22.520 --> 00:41:23.839
‫همیشه ترسیده بودم

00:41:25.120 --> 00:41:27.270
‫که فردا همه چیزمو از دست خواهم داد

00:41:27.400 --> 00:41:29.436
‫نه عشقم، تو نمیتونی اونطوری زندگی کنی

00:41:30.286 --> 00:41:32.356
‫اینجا، الآن...

00:41:33.453 --> 00:41:34.727
‫فقط همینا مهمه

00:42:19.080 --> 00:42:22.311
‫خب، سیگنال رو قرار دادیم.
‫تلفن ها کار میکنن، ما آماده‌ایم که شروع کنیم

00:42:22.440 --> 00:42:24.115
‫بهتر نیست دنبال فیلیپ دنمور بگردیم؟

00:42:24.140 --> 00:42:26.351
‫تا جایی که میدونیم،
‫جاسوسه الآن در حال توجیه کردن فیلیپ‌ـه

00:42:26.480 --> 00:42:29.040
‫بهش میگه ما کجا ها رو داریم میگردیم،
‫و اون رو از دسترس ما خارج میکنه.

00:42:29.263 --> 00:42:32.335
‫اگه جاسوس رو پیدا کنیم،
‫به فیلیپ میرسیم، و عملیات گلس رو حل میکنیم.

00:42:32.360 --> 00:42:34.032
‫از شرشون خلاص میشیم

00:42:34.160 --> 00:42:35.149
‫جو

00:42:37.040 --> 00:42:38.359
‫تو برای این آماده‌ای درسته؟

00:42:39.212 --> 00:42:40.403
‫معلومه که آمادم

00:42:40.428 --> 00:42:42.339
‫چرا نباشم

00:44:23.600 --> 00:44:24.635
‫نه.

00:44:24.760 --> 00:44:26.432
‫کی؟ کیه؟

00:45:51.145 --> 00:45:53.613
‫آیا درحال حاظر کسی تو خطره؟

00:45:55.240 --> 00:45:56.355
‫نمی‌دون‍...

00:45:57.396 --> 00:45:58.973
‫چی....منظورت چیه؟

00:45:58.998 --> 00:46:01.165
‫آیا اطلاعاتی که تو به مسکو فرستادی،

00:46:01.190 --> 00:46:04.068
‫کسی از افسرها یا مامورا
‫ رو در معرض خطر آنی قرار میده؟

00:46:05.120 --> 00:46:06.394
‫نه

00:46:07.440 --> 00:46:08.953
‫نه تا جایی که میدونم

00:46:10.800 --> 00:46:13.872
‫-میتونید روی حرفم حساب کنید
‫-روی حرفت

00:46:16.038 --> 00:46:17.970
‫کی تو رو استخدام کردن؟

00:46:17.995 --> 00:46:20.190
‫اولین سالی که تو "بریتیش ایروسپیس" بودم

00:46:21.080 --> 00:46:22.354
‫قبل از اینکه به ام‌آی5 ملحق بشم

00:46:23.974 --> 00:46:25.487
‫سارا خبر داره؟

00:46:27.160 --> 00:46:28.832
‫نه

00:46:29.124 --> 00:46:31.035
‫منظورم اینه که، نمیدونسته، من...

00:46:32.160 --> 00:46:35.072
‫گمون کنم حالا دیگه میدونه. پشت دره؟

00:46:38.416 --> 00:46:41.135
‫خودم این اسپیکرا
‫ و میکروفونا رو نصب کردم، میدونید

00:46:41.160 --> 00:46:44.118
‫داره گوش میده؟

00:46:44.240 --> 00:46:47.244
‫سارا، متاسفم عزیزم

00:46:47.588 --> 00:46:49.089
‫حتما برات شک بزرگیه

00:46:49.114 --> 00:46:50.513
‫اونا مراقبت هستن؟

00:46:55.930 --> 00:46:58.080
‫الن، عملیات گلس چیه؟

00:47:04.985 --> 00:47:06.703
‫نقش تو توش چیه؟

00:47:11.289 --> 00:47:15.077
‫فیلیپ دنمور داره یه بمب میسازه
‫و امروز روزیه که میخواد منفجرش کنه

00:47:15.379 --> 00:47:17.104
‫مگر اینکه تو بهمون کمک کنی

00:47:19.760 --> 00:47:21.193
‫این تو نیستی، الن.

00:47:25.111 --> 00:47:27.750
‫-ظاهرا هستم.
‫-چرا؟

00:47:31.040 --> 00:47:34.476
‫چرا تو، از بین همه،
‫به کشورمون خیانت کردی؟

00:47:37.504 --> 00:47:40.655
‫شده تا حالا چیزیو باور داشته باشی،

00:47:40.680 --> 00:47:43.808
‫اونقدر عمیق،
‫اونقدر مشتاقانه،

00:47:43.833 --> 00:47:46.295
‫که...که فراتر از یه وفاداری ساده باشه؟

00:47:46.937 --> 00:47:49.531
‫تو پوست‌وخونت جریان داشته باشه،

00:47:50.064 --> 00:47:51.975
‫تو قلبت...

00:47:52.000 --> 00:47:53.672
‫...تو وجودت.

00:47:54.323 --> 00:47:56.712
‫چون اگه چنین تجربه‌ای رو داشته باشی
‫درک میکنی...

00:47:57.640 --> 00:47:58.993
‫...که همه اینا...

00:48:02.440 --> 00:48:06.756
‫...ناراحت کننده‌است و بس.

00:48:07.518 --> 00:48:08.922
‫باهاش چیکار کنیم؟

00:48:08.955 --> 00:48:12.712
‫مشخصه، متخصصان بازجویی
‫رو بیارید و ازش بیشتر بازجویی کنید.

00:48:12.737 --> 00:48:16.696
‫ددی، اگه از بیرون کسی رو بیاریم،
‫انگار آتو دادیم دستشون

00:48:16.800 --> 00:48:20.076
‫بذار من و بابی بیشتر ازش بازجویی کنیم،
‫بعدا میتونیم بازداشتش کنیم

00:48:20.101 --> 00:48:22.376
‫کار اون حمله به همه ما بود

00:48:23.874 --> 00:48:27.105
‫اون از خاطرات ما سواستفاده کرد

00:48:28.550 --> 00:48:30.718
‫دقیقا همین کارو کرد

00:48:35.470 --> 00:48:36.651
‫ددی، چی شده؟

00:48:36.692 --> 00:48:38.990
‫فیلیپ دنمور به بیمارستان زنگ زده

00:48:39.015 --> 00:48:42.775
‫و خواسته با پرستارش،
‫گریس هاپکینز صحبت کنه.

00:48:42.800 --> 00:48:44.279
‫اونا شماره اینجا رو بهش دادن

00:48:44.752 --> 00:48:46.470
‫تا ده دقیقه دیگه زنگ میزنه.

00:48:56.035 --> 00:48:57.958
‫طبقه سوم، توانبخشی، گریس صحبت میکنه

00:49:01.682 --> 00:49:02.671
‫بفرمایید؟

00:49:05.360 --> 00:49:07.316
‫کاپیتان دنمور، شمایید؟

00:49:09.241 --> 00:49:12.517
‫ببخشید نبودم.
‫به یه خونه دیگه برا پرستاری رفته بودم

00:49:13.960 --> 00:49:17.749
‫کجایید؟
‫به نظر نمیاد خونه باشید

00:49:18.920 --> 00:49:20.719
‫بالاخره از خونه زدید بیرون؟

00:49:22.320 --> 00:49:23.639
‫باید یه چیزی بهت بگم

00:49:27.727 --> 00:49:30.116
‫مردم قراره چیزایی در مورد من بگن..

00:49:30.918 --> 00:49:33.671
‫و میخوام بدونی
‫که من اونطوری نیستم

00:49:34.994 --> 00:49:37.462
‫چطوری؟ مردم قراره چی بگن؟

00:49:38.233 --> 00:49:39.575
‫که من یه قاتلم

00:49:40.210 --> 00:49:42.280
‫اما این موضوع به همین سادگیا نیست.

00:49:42.305 --> 00:49:42.991
‫فیلیپ،

00:49:43.016 --> 00:49:46.896
‫داری منو میترسونی.
‫بگو کجایی تا بتونم بیام پیشت

00:49:46.921 --> 00:49:47.990
‫کاری که دارم میکنم....

00:49:49.557 --> 00:49:51.354
‫...برای جلوگیری از مُردن مَردمه.

00:49:51.379 --> 00:49:53.271
‫برای نجات جون آدماست.

00:49:54.181 --> 00:49:58.891
‫اونا بعد از اون حادثه اومدن سراغم.
‫اونا بهم گفتن میتونم تغیراتی ایجاد کنم.

00:49:59.907 --> 00:50:01.655
‫اونا؟ اونا کی‌ان؟

00:50:01.680 --> 00:50:05.947
‫اونا یه نقشه‌ای دارن
‫ تا این کشمکش رو با کمترین تلفات به پایان برسونن

00:50:06.492 --> 00:50:08.014
‫اونا عزم منو جزم کردن
‫نوشته: بپرس کجاست)

00:50:08.139 --> 00:50:10.095
‫فیلیپ اگه اینقدر...

00:50:10.120 --> 00:50:14.419
‫اگه اینقدر مطمئنی که میخوای
‫ این کارو بکنی، حالا هر کاری که هست

00:50:14.444 --> 00:50:16.076
‫چرا به من زنگ زدی؟

00:50:17.240 --> 00:50:18.514
‫تو به من طوری نگاه میکردی که انگار...

00:50:21.178 --> 00:50:22.497
‫تو صادقی.

00:50:23.480 --> 00:50:24.754
‫تو مهربونی.

00:50:24.943 --> 00:50:27.855
‫آخرین باری رو که کسی
‫ اینطوری به من نگاه کرده یادم نمیاد

00:50:28.836 --> 00:50:30.713
‫بعد از این که رفتم...

00:50:31.640 --> 00:50:34.234
‫...میخوام یه آدم مهربون منو به یاد داشته باشه.

00:50:34.699 --> 00:50:36.800
‫منظورت چیه از این که میگی "بعد از اینکه رفتم"؟

00:50:36.825 --> 00:50:40.500
‫معلوم شد که مجبورم نقش بیشتری
‫ نسبت به اونچه که برنامه‌ریزی کرده بودم داشته باشم

00:50:41.740 --> 00:50:44.618
‫ببین، اصلا حرفات با عقل جور در نمیاد

00:50:45.502 --> 00:50:47.060
‫گوش کن، بهم بگو کجایی.

00:50:50.200 --> 00:50:54.046
‫اون میخواد یه بمب رو منفجر کنه.
‫تو اینو میدونستی، مگه نه؟

00:50:54.373 --> 00:50:56.648
‫الن، آدمای بیگناه قراره بمیرن

00:50:57.216 --> 00:50:59.810
‫چندین ساله تو رو میشناسم
‫تو آدمی نیستی که بذاری چنین اتفاقی بیوفته.

00:50:59.835 --> 00:51:02.423
‫همش داری بهم میگی چطور آدمی هستم.

00:51:02.448 --> 00:51:04.575
‫شاید اونطوری که خیالت میرسه
‫آدم مناسبی برای قضاوت بقیه نیستی

00:51:04.600 --> 00:51:06.018
‫اونا بهت دروغ گفتن

00:51:06.043 --> 00:51:06.775
‫چی گفتی؟

00:51:06.800 --> 00:51:10.442
‫عملیات گلس هرچی که هست،
‫اونا بهت گفتن برای هدف والاتریه

00:51:10.661 --> 00:51:14.916
‫خب، شاید هنوز بهش ایمان داشته باشی.
‫اما راهش کشتن مردم نیست

00:51:15.150 --> 00:51:16.575
‫کاری از دست من برنمیاد

00:51:16.600 --> 00:51:18.934
‫این آخرین فرصت مذاکره است

00:51:19.380 --> 00:51:22.133
‫کمک کن فیلیپ رو پیدا کنم...

00:51:22.640 --> 00:51:27.195
‫و من کاری میکنم قبل از اینکه
‫برای همیشه زندانی بشی، بتونی از سارا خداحافظی کنی

00:51:30.137 --> 00:51:35.495
‫نمیتونم بیشتر از این تحملش کنم
‫همه دارن میجنگن، همه

00:51:45.191 --> 00:51:46.783
‫اینجا چه خبره؟

00:51:46.808 --> 00:51:48.287
‫بهم اعتماد کن.

00:51:53.377 --> 00:51:56.175
‫این بی‌رحمی ها، این دروغا

00:51:56.403 --> 00:51:59.076
‫شمال علیه جنوب،
‫غرب علیه شرق

00:51:59.101 --> 00:52:01.695
‫سیاسیون برعلیه اتحادیه ها

00:52:01.720 --> 00:52:04.678
‫-میدونی، من اجسادی رو دیدم که...
‫-خیابون دوطرفه

00:52:07.220 --> 00:52:09.495
‫صدای پای زیادی میاد

00:52:09.520 --> 00:52:11.486
‫ممکنه یه خیابون اصلی باشه

00:52:12.280 --> 00:52:16.363
‫یه ایستگاه اتوبوس هست. اتوبوس ترمز زده
‫ در حالی که بقیه عبور و مرور ها در جریانن

00:52:18.080 --> 00:52:20.116
‫اوه، وایسا، یه چیز...
‫یه چیز دیگه هم هست

00:52:20.940 --> 00:52:22.713
‫صدای یه مرد دیگه‌ای میاد

00:52:22.738 --> 00:52:24.615
‫<i>...گناهکاران را از میانش هلاک نماید...</i>

00:52:24.640 --> 00:52:26.278
‫فکر کنم از کتاب مقدسه.

00:52:26.397 --> 00:52:28.503
‫<i>-روزی که خداوند...
‫-روزی که خداوند...</i>

00:52:28.528 --> 00:52:30.535
‫<i>-..مانند دزدی که در شب می آید، فرا خواهد رسید
‫-..مانند دزدی که در شب می آید، فرا خواهد رسید</i>

00:52:30.560 --> 00:52:31.575
‫<i>در آن روز آسمان ها...</i>

00:52:31.600 --> 00:52:34.456
‫<i>در آن روز آسمان ها
‫ با صدای هولناکی از بین خواهند رفت</i>

00:52:34.481 --> 00:52:36.992
‫<i>-آسمانها از هم شکافته میوشوند...
‫-آسمانها از هم شکافته میوشوند</i>

00:52:37.017 --> 00:52:38.575
‫<i>و زمین و هرچه در آن هست
‫خواهد سوخت</i>

00:52:38.600 --> 00:52:40.830
‫صبر کن، صبر کن.
‫من اینو میشناسم

00:52:40.960 --> 00:52:44.135
‫<i>....و آسمان ناپدید میشود.
‫-همیشه یه جاست</i>

00:52:44.160 --> 00:52:47.161
‫<i>ناگهان زلزله شدیدی رخ داد</i>

00:52:47.186 --> 00:52:48.673
‫این متوقفش میکنه

00:52:49.096 --> 00:52:51.175
‫این جنگ رو تموم میکنه

00:52:51.200 --> 00:52:52.474
‫چی این‌کار رو میکنه؟

00:52:52.848 --> 00:52:54.406
‫چطوری جنگ رو تموم میکنه؟

00:52:54.727 --> 00:52:56.415
‫همون جوری که جنگ ها معمولا تموم میشن

00:52:57.213 --> 00:52:59.090
‫یه طرف برنده میشه

00:52:59.400 --> 00:53:02.911
‫ددی، اون وضعیت متعادلی نداره.
‫به محض اینکه پلیس رو ببینه، بمب رو منفجر میکنه

00:53:02.936 --> 00:53:05.605
‫ما هیچ چاره‌ای نداریم جو.
‫باید مداخله کنیم

00:53:05.630 --> 00:53:08.245
‫حق با جوئه
‫این تماس از یه کیوسک تو خیابون نیوهال‌ـه

00:53:08.270 --> 00:53:09.837
‫بخش ویژه منتظر دستور شمان

00:53:09.862 --> 00:53:11.295
‫اون منطقه رو تخلیه کنید

00:53:12.359 --> 00:53:14.589
‫همه رو از اونجا دور کنید، حالا.

00:53:20.305 --> 00:53:22.521
‫فیلیپ، اونا دارن ازت سواستفاده میکنن

00:53:22.546 --> 00:53:26.615
‫هرچی که بهت گفتن، جنگ رو تموم نمیکنه
‫هیچ فایده‌ای نداره.

00:53:26.640 --> 00:53:29.598
‫تو فقط یه بچه‌ای
‫نمیفهمی

00:53:29.720 --> 00:53:31.711
‫امیدوارم هرگز نفهمی

00:53:37.880 --> 00:53:40.452
‫بایست! بایست! بایست!

00:53:40.661 --> 00:53:42.572
‫فیلیپ؟

00:53:42.720 --> 00:53:44.233
‫چطوری؟

00:53:44.360 --> 00:53:46.271
‫از کجا میدونستن من کجام؟

00:53:46.400 --> 00:53:48.980
‫-فلیپ...
‫-تو کی هستی؟

00:53:49.464 --> 00:53:51.695
‫من...من گریسم، پرستارت

00:53:51.720 --> 00:53:54.314
‫نه، نیستی

00:53:57.576 --> 00:53:59.851
‫نه، نیستم
‫اما بچه هم نیستم.

00:53:59.895 --> 00:54:02.095
‫تو فقط برای اینکه به یاد کسی بمونی به من زنگ نزدی

00:54:02.495 --> 00:54:03.822
‫تو میخواستی تا از این کار منصرفت کنم

00:54:03.847 --> 00:54:05.518
‫چون تو خودت میدونی
‫کاری که میکنی اشتباهه

00:54:05.543 --> 00:54:07.295
‫<i>ستارگان آسمان بر زمین می‌افتند،</i>

00:54:07.320 --> 00:54:10.835
‫<i>درست مانند انجیر های نارس
‫ که در اثر باد کنده شده، بر زمین می‌افتند</i>

00:54:10.960 --> 00:54:14.191
‫<i>آسمان نیز مانند یک طومار
‫ به هم پیچیده، ناپدید میشود</i>

00:54:14.320 --> 00:54:18.029
‫<i>و تمام کوه ها و جزیره ها
‫از جای خود تکان خورده، منتقل میشوند</i>

00:54:18.160 --> 00:54:21.152
‫<i>ستارگان آسمان بر زمین می‌افتند...</i>

00:54:26.160 --> 00:54:27.593
‫فیلیپ

00:54:28.680 --> 00:54:29.795
‫فیلیپ

00:54:29.920 --> 00:54:32.878
‫<i>... جهان را ویران سازد
‫ و گناهکاران را از میانش هلاک نماید</i>

00:54:33.000 --> 00:54:36.117
‫<i>ایشان از زمین بعید و از
‫کرانه های آسمان می آیند</i>

00:54:36.240 --> 00:54:38.356
‫<i>یعنی خداوند با اسلحه غضب خود</i>

00:54:38.480 --> 00:54:41.040
‫<i>جهان را ویران سازد و
‫گناهکاران را از میانش هلاک نماید</i>

00:55:19.800 --> 00:55:21.233
‫یه نفر کمک بیاره!

00:55:23.760 --> 00:55:25.557
‫آهای! کسی اونجاست؟

00:55:26.211 --> 00:55:27.610
‫آهای!

00:55:37.345 --> 00:55:40.642
‫پایان نزدیک است

00:55:42.783 --> 00:55:46.120
‫در حالی که هیچ گروهی
‫ مسئولیت این انفجار را نپذیرفته است،

00:55:46.145 --> 00:55:50.575
‫گزارش های تایید نشده مبنی بر آن است
‫که دستگاه ساخت ارتش جمهوری‌خواه ایرلند است

00:55:50.600 --> 00:55:52.397
‫میدونی، اون سعی کرد بهم اخطار بده

00:55:52.988 --> 00:55:54.819
‫الن

00:55:55.372 --> 00:55:57.028
‫اون در مورد خیانت صحبت میکرد

00:55:58.640 --> 00:56:00.596
‫فکر کردم منظورش تویی

00:56:00.720 --> 00:56:03.757
‫...هیچ دستگاه دیگری
‫در هیچ کجایی کارگذاشته نشده است.

00:56:05.240 --> 00:56:06.912
‫این به تنهایی نمیتونه عملیات گلس باشه

00:56:07.450 --> 00:56:12.155
‫مامور مخفی،
‫نامه لست‌ریزورت، پرونده‌سازی برای کیت.

00:56:12.243 --> 00:56:15.012
‫این همه فقط به خاطر منفجر کردن ورودی <i>حزب محافظه کار</i>؟

00:56:15.037 --> 00:56:18.268
‫از نخست وزیر انتظار میرود که
‫سفرش را به ادینبرو نیمه کاره رها کند...

00:56:19.440 --> 00:56:20.831
‫هنوز یه جایی اون بیرونه

00:56:21.880 --> 00:56:24.519
‫دور از چشم
‫خارج از دسترس

00:56:26.434 --> 00:56:28.517
‫باید نخست وزیر رو ببینم

00:56:29.905 --> 00:56:32.817
‫ما فردا دوباره صحبت خواهیم کرد

00:56:35.040 --> 00:56:37.156
‫با فرض اینکه تا فردا اخراج نشده باشیم

00:56:50.160 --> 00:56:51.479
‫جو حالا چه اتفاقی میوفته...

00:56:53.255 --> 00:56:54.404
‫...برای الن؟

00:56:58.861 --> 00:57:00.692
‫ما...ما قراره امشب ببریمش.

00:57:04.456 --> 00:57:06.447
‫اوه، خدا
‫کارگاهش

00:57:06.471 --> 00:57:09.031
‫من براش ساندویچ درست کرده بودم.
‫خراب میشه، میتونم ببرم خونه؟

00:57:09.056 --> 00:57:11.616
‫-گوش کن، سارا، سارا...
‫-حالا چیکار کنم؟

00:57:12.519 --> 00:57:14.350
‫تو...تو نباید به هیچی دست بزنی.

00:57:16.440 --> 00:57:18.795
‫آره، آره میدونم، درسته

00:57:21.320 --> 00:57:23.959
‫-ببخشید، ببخشید، اشتباه میکردم.
‫-نه، گوش کن، این...

00:57:24.125 --> 00:57:44.469
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:57:53.760 --> 00:57:55.239
‫پیغامت رو دریافت کردم، چی شده؟

00:57:55.264 --> 00:57:57.698
‫نباید میومدی اینجا.
‫باید صبر میکردی تا بیام سر قرارگاهمون

00:57:57.966 --> 00:57:59.365
‫خیل‌خب، بیا تو

00:58:01.920 --> 00:58:03.478
‫یه اتفاقی افتاده.

00:58:08.720 --> 00:58:15.411
‫"هنگامی که رنج و مصیبت به کسی روی می‌آورد هیچ‌گاه
‫ به صورت جاسوسانی منفرد نیست، بلکه گروه گروه پیش می‌آید.

00:58:16.240 --> 00:58:18.515
‫چطور این اتفاق افتاد؟

00:58:18.640 --> 00:58:21.029
‫چطور ما متوجهش نشدیم؟

00:58:21.160 --> 00:58:23.151
‫لعنت بهت، جیم! چرا منو
‫مجبور میکنی همچین کاری بکنم؟

00:58:23.280 --> 00:58:25.396
‫خدای من! خودشه

00:58:25.871 --> 00:58:29.750
‫عملیات گلس همینه!