﻿WEBVTT

00:00:00.225 --> 00:00:01.940
اونها عليه ما قيام نميکنن

00:00:01.942 --> 00:00:04.223
اونها قابليت سازماندهي خودشونو ندارن

00:00:04.224 --> 00:00:06.346
تو صاحب يه پسر سالم شدي

00:00:06.348 --> 00:00:09.035
يه برده تازه که به زودي ميبرنش

00:00:09.036 --> 00:00:11.275
تا چند روز ديگه برده داري برچيده ميشه

00:00:11.276 --> 00:00:14.539
!يکي ديگه اونجاس! همونجا

00:00:14.540 --> 00:00:16.515
با اين لباس داري کجا ميري؟ -
ماهيگيري -

00:00:16.516 --> 00:00:17.688
يه نقشه کشيدم

00:00:17.689 --> 00:00:20.861
قراره با رابرت گودوين ازدواج کنم

00:00:22.369 --> 00:00:24.715
اين براي التيامِ خاطره ي

00:00:24.716 --> 00:00:27.467
بچه اولت؛ داروي خوبيه

00:00:27.468 --> 00:00:30.795
همسر واقعي من تو هستي جولاي -
!نه! نه! نه! نه -

00:00:30.796 --> 00:00:32.651
اين کشتزار بايد تا الان تموم ميشد

00:00:32.652 --> 00:00:34.763
خب يکي رو بفرست پيداشون کنه و بياره سر کار

00:00:34.764 --> 00:00:38.987
از الان به بعد لازمه که هفت روز کامل در هفته کار کنيد

00:00:38.988 --> 00:00:41.227
فقط چون ازش بچه داري احمق نباش

00:00:41.228 --> 00:00:43.915
اون خوب و منصف بوده

00:00:43.916 --> 00:00:46.539
تکون بخوريد

00:00:46.540 --> 00:00:48.587
ما ديگه برده نيستيم

00:00:48.588 --> 00:00:50.833
شايد اگر با کارگرها حرف بزني کمکي بشه

00:00:50.834 --> 00:00:52.100
من باهاشون حرف زدم

00:01:02.368 --> 00:01:05.277
کاري ميکنم واسه کار کردن براي من التماس کنن

00:01:16.028 --> 00:01:20.827
اون سال کريسمس نيشکرها اونقدر
بلند و شيرين رشد کرده بودن

00:01:20.828 --> 00:01:24.087
که تا اون موقع هرگز تو جامائيکا ديده نشده بود

00:01:41.308 --> 00:01:44.379
حالا بايد بريده؛ جوشانده

00:01:44.380 --> 00:01:48.539
بشکه و فروخته ميشدن

00:01:48.540 --> 00:01:52.951
وگرنه کار کشتزار اَميتي تموم بود

00:01:56.540 --> 00:02:00.328
ولي حالا که برده ها آزاد شده بودن؛
اينکارها چطور بايد انجام ميشد؟

00:02:05.756 --> 00:02:11.265
رابرت گودوين نميتونست به چيزي
غير از برداشت محصولش فکر کنه

00:02:16.060 --> 00:02:19.195
کجا داري ميري؟

00:02:19.196 --> 00:02:21.499
کار دارم

00:02:21.500 --> 00:02:23.928
تو بگير بخواب

00:02:27.836 --> 00:02:36.154
جولاي ميترسيد که شوهر خيلي عزيزش آماده نبرد باشه

00:02:43.289 --> 00:02:45.514
دابلين؟ -
دابلين؟ -

00:02:45.516 --> 00:02:47.739
!بيا -
!زود بيا -

00:02:47.740 --> 00:02:50.368
!بيا! بيا

00:02:50.369 --> 00:02:53.594
چي نوشته؟ -
بخونش -

00:02:59.068 --> 00:03:02.331
ارباب ميخواد اجاره ما رو دو برابر کنه -
جدي نميگي -

00:03:02.332 --> 00:03:06.619
!حقيقته؛ حالا اينو گوش کنين؛ از همين امروز

00:03:06.620 --> 00:03:10.206
اون داره تلاش ميکنه ما رو
مجبور کنه تا هفت روز کارکنيم

00:03:19.228 --> 00:03:23.195
برده داري؛ برده داري به اَميتي برگشته

00:03:23.196 --> 00:03:26.577
و در نتيجه اينگونه جنگ آغاز شد

00:03:26.600 --> 00:03:29.261
<i><font color="White">" آواز طولاني

00:03:41.500 --> 00:03:44.388
!اونها دارن از دهکده ميان

00:03:48.796 --> 00:03:51.269
مسئله اي نيست؛ منتظرشون بودم

00:04:01.468 --> 00:04:05.627
....ارباب ما -
...ميدونم براي چي اومدين -

00:04:05.628 --> 00:04:09.147
و مايلم توضيح بدم که من بخاطر صلاح خودتون

00:04:09.148 --> 00:04:13.435
مبلغ اجاره ها رو زياد کردم

00:04:13.436 --> 00:04:17.169
شما اونقدر به عنوان برده زندگي کردين
که ديگه تشخيص نميدين چي به صلاحتونه

00:04:17.169 --> 00:04:18.811
اما ارباب اين درست نيست

00:04:18.812 --> 00:04:21.179
اين حرفها رو شنيدم

00:04:21.180 --> 00:04:25.275
شما بايد بفهمين خونه هاتون متعلق به منه

00:04:25.276 --> 00:04:28.888
به همين دليل من ميتونم به هر کي بخوام اجاره شون بدم

00:04:28.889 --> 00:04:30.907
به هر قيمتي که دلم بخواد

00:04:30.908 --> 00:04:34.648
ميبينيد؛ به عنوان مالک؛ اين حق منه

00:04:34.649 --> 00:04:36.987
پس حالا براتون بهتره که هفت روز در هفته کار کنيد

00:04:36.988 --> 00:04:40.059
چون اونوقت ميتونيد مبلغ جديد اجاره رو بديد

00:04:40.060 --> 00:04:43.590
و هر کسي که نتونه مبلغ کامل
اجاره رو بپردازه؛ اخراج ميشه

00:04:46.396 --> 00:04:49.915
من اينکارو بخاطر صلاح خودتون ميکنم

00:04:49.916 --> 00:04:51.643
واقعا ميگم

00:04:51.644 --> 00:04:54.808
چون هر چيزي که به نفع مزرعه باشه؛ به نفع شما هم هست

00:04:54.809 --> 00:04:56.315
شما کارگر ها -
ولي ارباب -

00:04:56.316 --> 00:05:01.947
!بزار تموم کنم! بزار حرفمو تموم کنم

00:05:01.948 --> 00:05:04.635
بياييد گذشته رو فراموش کنيم؛ باشه؟

00:05:04.636 --> 00:05:07.067
حداقل براي يه بار هم که شده؛

00:05:07.068 --> 00:05:09.691
و بياييد با هم جمع بشيم؛ هفت روز در هفته

00:05:09.692 --> 00:05:13.339
و مزرعه اَميتي رو يک بار
ديگه به مايه افتخار جامائيکا؛

00:05:13.340 --> 00:05:16.411
انگلستان و امپراطوري بزرگش تبديل کنيم

00:05:16.412 --> 00:05:20.187
باشه؟

00:05:20.188 --> 00:05:23.968
قبوله؟

00:05:23.969 --> 00:05:28.571
!قبوله؟

00:05:28.572 --> 00:05:30.359
نه

00:05:45.852 --> 00:05:52.098
يه کلمه کوچيک؛ بعد از سيصد سال

00:06:18.940 --> 00:06:23.179
خوب حرف زدي شوهر

00:06:42.162 --> 00:06:45.386
<i><font color="White">" اعتصاب "</c></i>

00:06:47.996 --> 00:06:51.707
نه؛ من ديدمش؛ سوارشد و به درخت ميخش کرد

00:06:51.708 --> 00:06:55.227
من ديدم پياده ميرفت -
ساکت؛ ساکت؛ ساکت؛ ساکت -

00:06:57.980 --> 00:07:01.179
ارباب حرف ما رو نميشنوه -
نه گوش نميکنه -

00:07:01.180 --> 00:07:05.610
اون ميگه ما بايد هر جوري اون ميگه کار کنيم
وگرنه ما رو از خونه هامون ميندازه بيرون

00:07:05.612 --> 00:07:07.569
نترسيد! اون نميتونه ما رو بندازه بيرون

00:07:07.570 --> 00:07:10.331
حرف اون اينه -
ما اجاره بيشتري نميديم -

00:07:10.332 --> 00:07:13.467
نميديم! از کجا بايد پولش رو بياريم؟

00:07:13.468 --> 00:07:16.667
ساکت؛ ساکت؛ گوش کنيد

00:07:16.668 --> 00:07:20.507
سمت غرب اينجا؛ بعد از پنبه زارها؛ زمين هست

00:07:20.508 --> 00:07:22.555
جايي که هيچ سفيد پوستي نميره

00:07:22.556 --> 00:07:25.627
نه اجاره اي داره؛ نه سفيد پوستي مياد

00:07:25.628 --> 00:07:28.827
و اونجا ميتونيم آزاد زندگي کنيم

00:07:28.828 --> 00:07:31.067
!آره

00:07:31.068 --> 00:07:34.139
اما زمين اونجا خوب نيست؛ خيلي سنگ و کلوخ داره

00:07:34.140 --> 00:07:36.635
آب نداره؛ نميتونيم اونجا موفق بشيم

00:07:36.636 --> 00:07:40.539
ما اينجا خونه داريم؛ باغچه هامون غذا بهمون ميده

00:07:40.540 --> 00:07:43.099
ما بايد اينجا بمونيم

00:07:43.100 --> 00:07:47.515
فقط يه راه براي اينکه ارباب به حرفمون گوش کنه هست

00:07:47.516 --> 00:07:48.253
چه راهي؟

00:07:48.253 --> 00:07:51.541
ما ديگه کار نميکنيم و اجاره نميديم

00:07:51.996 --> 00:07:54.811
بعدش حرف ما رو گوش ميکنه

00:07:54.812 --> 00:07:59.722
ما ارباب رو مجبور ميکنيم به
حرفمون گوش کنه؛ چه بخواد چه نخواد

00:08:01.084 --> 00:08:05.612
صبح روز بعد؛ سازِ سرکار رفتن دميده نشد

00:08:13.529 --> 00:08:17.608
براي سه روزِ طولاني؛ مزارع خالي بود

00:08:17.609 --> 00:08:21.115
و نيشکر هاي رسيده؛ در حال فاسد شدن زير نور آفتاب بودن

00:08:28.796 --> 00:08:32.008
و براي سه شب طولاني

00:08:32.009 --> 00:08:37.888
رابرت گودوين نتونست بخوابه

00:08:37.889 --> 00:08:43.003
نه

00:09:15.209 --> 00:09:17.302
ساکت

00:09:42.809 --> 00:09:45.088
مالي؟

00:09:45.089 --> 00:09:46.788
!مالي

00:09:53.660 --> 00:09:55.349
!مالي

00:10:25.169 --> 00:10:28.667
!محض رضاي خدا! ببرش اونور! ببرش اونطرف! ببرش

00:10:28.668 --> 00:10:32.059
نه؛ چيزي نيست؛ چيزي نيست؛ چيزي نيست

00:10:32.060 --> 00:10:35.728
خداي بزرگ -
رفت؛ ديگه نيست؛ چيزي نيست؛ رفت -

00:10:35.729 --> 00:10:38.075
چند مرتبه بهت گفتم که اينجا رو از اونها پاک کن

00:10:38.076 --> 00:10:40.827
بيا؛ بيا؛ بيا؛ بيا؛ بشين

00:10:40.828 --> 00:10:43.131
بشين؛ بخور

00:10:43.132 --> 00:10:45.328
من نون و تخم مرغ پخته و چايي دارم

00:10:45.329 --> 00:10:46.907
نه؛ نه -
انبه ميخواي؟ -

00:10:46.908 --> 00:10:49.168
اونها بزودي ميان

00:10:49.169 --> 00:10:52.347
و من ميخوام اونجا باشم و ببينمشون

00:10:52.348 --> 00:10:55.419
پس بعد ازاينکه کارهاي بچه رو کردي؛ اونجا بهم ملحق شو

00:10:55.420 --> 00:10:57.879
و نقشه رو هم بيار

00:11:13.289 --> 00:11:15.208
مالي

00:11:15.209 --> 00:11:18.395
نزديک خودت نگهش دار

00:11:18.396 --> 00:11:21.928
بيرون نبرش؛ باشه؟

00:11:21.929 --> 00:11:25.307
شير گاو داري؟ تازه س؟

00:11:25.308 --> 00:11:29.019
مال امروز صبحه -
خوبه -

00:11:29.020 --> 00:11:34.098
اگه بيدار شد بهش بده؛ باشه؟ مامان زود مياد عزيزم

00:11:47.969 --> 00:11:50.075
الياس بيا

00:11:50.076 --> 00:11:52.699
اول از همه؛ ميخوام اينو مشخص کنم که

00:11:52.700 --> 00:11:58.605
امروز براي تمام کارگرهاي اين
مزرعه به عنوان روز اخطاره؛ فهميديد؟

00:11:59.249 --> 00:12:04.091
ديگه وقتش هم هست -
درسته؛ نقشه رو نشون بده -

00:12:04.092 --> 00:12:06.267
يالا پسر؛ نقشه رو نشون بده

00:12:06.268 --> 00:12:08.763
آروم؛ آروم حيوون

00:12:12.220 --> 00:12:15.675
يالا؛ زوباش؛ سريع باش

00:12:15.676 --> 00:12:18.107
دهکده کارگرها اونجاس؛ ميبينيد؟

00:12:18.108 --> 00:12:21.115
اولين کارمون اينه به اونجا بتازيم
و باغچه هاشون رو به آتش بکشيم

00:12:21.116 --> 00:12:24.208
و مزارع شون رو با خاک يکي کنيم -
همه چيزشون رو بسوزونيم؟ -

00:12:24.209 --> 00:12:26.747
نه؛ نه؛ نه؛ خونه هاشون رو آتش نزنيد

00:12:26.748 --> 00:12:28.795
وقتي سياه ها موافقت کنن که برگردن سر کار

00:12:28.796 --> 00:12:30.459
اون خونه ها دوباره لازم ميشن

00:12:30.460 --> 00:12:33.211
اين آتش ها بايد کارگرها رو دوباره بياره تو مزارع

00:12:33.212 --> 00:12:34.555
تا شايد محصول نجات پيدا کنه

00:12:34.556 --> 00:12:37.435
بعدش ما وارد خونه هاي اونها ميشيم که فقط زنها

00:12:37.436 --> 00:12:39.227
و بچه ها توش باقي موندن

00:12:39.228 --> 00:12:42.107
ميتونيد لوازم شون رو پرت کنين بيرون

00:12:42.108 --> 00:12:44.283
حيوون هاشون رو بکشين؛ باغچه هاشونو زير پا له کنين

00:12:44.284 --> 00:12:46.528
تا جايي که ميتونيد سر و صدا کنين

00:12:46.529 --> 00:12:48.827
از اسلحه هامون هم ميتونيم استفاده کنيم؟ -
بله؛ بله؛ اما با احتياط -

00:12:48.828 --> 00:12:52.347
نميخوام کسي کشته بشه؛ و بدون شک هيچ سفيد پوستي

00:12:52.348 --> 00:12:56.059
قصد من اينه تک تک اون سياه ها رو بترسونيم

00:12:56.060 --> 00:12:59.515
و روشن کنيم که من هر کسي رو که دقيقا کاري رو

00:12:59.516 --> 00:13:02.139
که ميگم انجام نده؛ اخراج ميکنم

00:13:02.140 --> 00:13:04.827
آره؟ -
بله؛ بله -

00:13:04.828 --> 00:13:08.283
باشد که خداوند ما را در اين
کاري که ميکنيم محافظت کند

00:13:08.284 --> 00:13:10.770
بياييد

00:13:18.076 --> 00:13:19.948
تموم شد؟

00:13:42.716 --> 00:13:44.260
!مارگريت

00:13:49.889 --> 00:13:52.345
مارگريت کجايي؟

00:14:01.916 --> 00:14:03.767
!مارگريت

00:14:11.452 --> 00:14:14.075
مارگريت اون برنگشته؛ اينجا پيش توئه؟

00:14:14.076 --> 00:14:16.469
نه؛اون اينجا نيست

00:14:20.092 --> 00:14:25.915
آخه راستش اينجا خيلي دلپذيره

00:14:25.916 --> 00:14:28.411
من خيلي نگرانش هستم

00:14:28.412 --> 00:14:29.819
اگه بلائي سرش بياد چي؟

00:14:29.820 --> 00:14:32.955
اگه يه جايي زخمي افتاده باشه چي؟

00:14:32.956 --> 00:14:37.243
اگه....؟

00:14:37.244 --> 00:14:40.059
نميدونم چيکار کنم

00:14:40.060 --> 00:14:44.155
ميايي بالا پيش من؟

00:14:44.156 --> 00:14:47.867
من بايد مراقب بچه باشم

00:14:47.868 --> 00:14:50.299
اميلي؛ دختر کوچولوم

00:14:50.300 --> 00:14:52.344
بايد بهش غذا بدم

00:14:57.689 --> 00:15:00.987
ميتوني... ميتوني بچه رو هم بياري

00:15:00.988 --> 00:15:03.154
من مجبور نيستم ديگه بهت خدمت کنم

00:15:14.876 --> 00:15:16.594
خواهش ميکنم

00:15:24.348 --> 00:15:26.203
سياه ها اونو به انجام اينکار وادار کردن

00:15:26.204 --> 00:15:28.827
چه کار ديگه اي ميشد کرد؟

00:15:28.828 --> 00:15:31.899
اون خيلي تلاش کرد؛ هرکاري ميتونست انجام داد

00:15:31.900 --> 00:15:34.267
سياه ها حرف حاليشون نميشه

00:15:34.268 --> 00:15:37.787
اگه اين آزادي طلب هاي تو انگلستان
واقعا با برده ها زندگي کرده بودن

00:15:37.788 --> 00:15:43.483
ميفهميدن که دلسوزي کردن براي اونها
!احمقانه س؛ واقعا احمقانه س

00:15:43.484 --> 00:15:47.571
من قبلا اينجا بودم؛ ميدونم چه جوري اتفاق مي افته

00:15:53.788 --> 00:15:56.182
تقصير اون نيست

00:17:05.340 --> 00:17:10.907
اين عزيز کوچولو

00:17:10.908 --> 00:17:14.619
خيلي پوست روشني داره

00:17:14.620 --> 00:17:18.928
دقيقا شبيه باباتي

00:17:18.929 --> 00:17:24.808
اصلا مثل بچه يه سياه پوست نيستي

00:17:24.809 --> 00:17:27.675
اون خيلي دوست داشتنيه؛ گفتي اسمش چي بود؟

00:17:27.676 --> 00:17:29.659
رابرت! خدايا؛ چي شد؟

00:17:29.660 --> 00:17:32.539
موفقيت بزرگي بود؛ ما پيروز شديم

00:17:32.540 --> 00:17:35.227
اونها بالاخره فهميدن وظايفشون نسبت به

00:17:35.228 --> 00:17:38.008
اربابشون و خدا چيه -
رابرت تو خوبي -

00:17:38.009 --> 00:17:41.557
اونها قبول کردن چهار تا مزرعه
رو فردا صبحِ خروس خون انجام بدن

00:17:42.157 --> 00:17:43.433
اونها به من اطمينان دادن

00:17:43.996 --> 00:17:46.171
!عاليه -
!آره -

00:17:46.172 --> 00:17:48.987
آره؛ اگه پدرم امروز اينجا بود؛ حتما دستمو ميفشرد

00:17:48.988 --> 00:17:50.350
آره؛ حتما ميفشرد -
آره -

00:17:50.351 --> 00:17:51.355
بشين -
خوبه -

00:17:51.356 --> 00:17:52.648
آره -
آره -

00:17:52.649 --> 00:17:55.067
خدايا؛ تو زخمي شدي

00:17:55.068 --> 00:17:57.328
ميشه سريعا يه مقدار آب بياري مارگريت؟

00:17:57.329 --> 00:17:59.163
نه؛ چيزي نيست

00:17:59.164 --> 00:18:01.168
آره

00:18:01.169 --> 00:18:04.342
حرف خانومت رو شنيدي مارگريت؛ يه خورده آب بيار

00:18:06.652 --> 00:18:09.812
تو انجامش دادي! حالا ديگه نيشکر ها رو برداشت ميکنن؟

00:18:09.847 --> 00:18:12.501
به موقع برداشت ميشه؟ -
جيمز بهم گفت که ميکنن -

00:18:28.540 --> 00:18:33.467
از وقتي که بچه ش به دنيا اومده بود اون شب اولين

00:18:33.468 --> 00:18:39.355
شبي بود که رابرت گودوين به تختخواب خدمتکارش نيومد

00:18:39.356 --> 00:18:44.475
و با اينکه اون تمام شب رو به اميد اومدن اون بيدار بود؛

00:18:44.476 --> 00:18:47.987
يکبار ديگه روزِ جديد در سکوت سپيده زد

00:19:23.388 --> 00:19:27.688
تو هنوز اينجايي شوهر؟

00:19:27.689 --> 00:19:29.136
چي؟

00:19:38.009 --> 00:19:40.155
شيپور کار رو زدن؟

00:19:40.156 --> 00:19:45.147
صداش رو شنيدي؟

00:19:45.148 --> 00:19:47.134
نه

00:19:59.868 --> 00:20:02.939
!جکسون! جکسون

00:20:02.940 --> 00:20:05.237
!اسب منو بيار

00:20:25.169 --> 00:20:27.765
بابا کجاس؟

00:20:30.089 --> 00:20:32.532
بابا کي مياد خونه؟

00:20:35.708 --> 00:20:38.304
خانم جولاي کجاس؟ خانم جولاي؟

00:20:39.809 --> 00:20:43.232
!خانم جولاي! واسا! واسا حيوون -
پس ارباب کجاس؟ -

00:20:43.232 --> 00:20:45.549
ارباب تو مزارع شرقيه؛ حالش خوب نيست خانم جولاي

00:20:45.549 --> 00:20:47.765
زخمي شده؟ -
زخمي نشده ولي حالش خوب نيست -

00:20:47.765 --> 00:20:49.551
چي شده؟ چه بلايي سر اون اومده پسر؟

00:20:49.551 --> 00:20:50.654
اون حرف نميزنه خانوم

00:20:50.654 --> 00:20:53.013
!مالي! مالي

00:20:53.756 --> 00:20:56.635
اميلي رو بگير؛ پيش خودت نگهش دار تا من برگردم؛ باشه

00:20:56.636 --> 00:20:59.259
چيکار ميخواي بکني؟ -
بيارمش خونه؛ حالش خوب نيست -

00:20:59.260 --> 00:21:02.971
!چي؟ صبر کن! صبر کن

00:21:02.972 --> 00:21:05.552
کمکم کن پسر؛ کمکم کن

00:21:14.969 --> 00:21:16.917
!شوهر

00:21:21.276 --> 00:21:22.888
!رابرت -
اون کجاس؟ -

00:21:22.889 --> 00:21:26.074
قبلا اينجا بود؛ دقيقا همينجا

00:21:30.108 --> 00:21:31.807
!رابرت

00:21:45.212 --> 00:21:49.938
باقي..... باقي سياه ها کجا هستن؟

00:21:54.876 --> 00:21:58.216
واسا؛ واسا؛ واسا حيوون

00:22:00.892 --> 00:22:02.991
!شوهر

00:22:11.388 --> 00:22:16.135
بيا؛ بيا شوهر؛ چيکار داري ميکني؟

00:22:20.796 --> 00:22:23.765
خواهش ميکنم؛ بايد تمومش کني

00:22:26.684 --> 00:22:29.556
تو نميتوني نيشکر بِبُري

00:22:30.929 --> 00:22:33.112
شوهر خواهش ميکنم

00:22:33.340 --> 00:22:36.771
همه سياه ها از اينجا رفتن؛ همه شون

00:22:36.806 --> 00:22:38.754
اونها منو ترک کردن

00:22:40.508 --> 00:22:42.972
حتي يه نفرشون تو تمام مزرعه باقي نمونده

00:22:43.068 --> 00:22:45.541
حتي يکي هم نمونده -
بيا؛ بيا بريم -

00:22:46.169 --> 00:22:47.867
بيا

00:22:47.868 --> 00:22:50.491
....فقط بايد برگردي خونه و استراحت کني؛ تو بايد

00:22:50.492 --> 00:22:52.603
!نه! نه! نه -
يه چيزي درست نيست رابرت -

00:22:52.604 --> 00:22:54.907
!نه! من الان به هيچ سياهي نياز ندارم! نگاه کن

00:22:54.908 --> 00:22:56.700
!ببين! خودم ميتونم انجامش بدم! نگاه کن

00:22:56.848 --> 00:22:58.939
!رابرت خواهش ميکنم! کافيه ديگه! بيا خونه

00:22:58.940 --> 00:23:02.044
به من دست نزن -
خواهش ميکنم رابرت؛ بيا -

00:23:02.372 --> 00:23:05.958
!کاکاسياه تو با چه جراتي به من دست ميزني
!بهت گفتم به من دست نزن

00:23:05.958 --> 00:23:07.722
گفتم بهت به من دست نزن

00:23:07.722 --> 00:23:09.771
!رحم کن ارباب! رحم کن ارباب -
به من دست نزن - رابرت -

00:23:09.796 --> 00:23:11.505
چيکار داري ميکني؟

00:23:22.980 --> 00:23:26.584
....من .... من فقط داشتم

00:23:59.489 --> 00:24:07.059
چي به سر شوهر دوست داشتنيِ واقعيِ جولاي اومده بود؟

00:24:08.676 --> 00:24:10.607
رفت

00:24:33.608 --> 00:24:37.249
<i><font color="White">" آزاد "</c></i>

00:24:42.404 --> 00:24:49.724
اما چي به سر کارگرهايي که يه زماني تو
اَميتي به سختي زحمت ميکشيدن اومد؟

00:24:49.759 --> 00:24:52.232
اونها کجا رفتن؟

00:24:54.116 --> 00:24:57.268
اونها از اون دهکده در حال سوختن فرار کردن

00:24:57.340 --> 00:25:01.762
تا زمين هايي رو که دابلين هيلتون
در موردشون حرف زده بود رو پيدا کنن

00:25:03.228 --> 00:25:07.579
جيمز ريچارد براي قطع کردن درختها و

00:25:07.580 --> 00:25:12.208
ساختن کلبه ها برنامه ريخت

00:25:12.209 --> 00:25:18.332
پاک کردن زمين براي زراعت توسط پگي انجام شد

00:25:20.508 --> 00:25:24.568
بالاخره؛ اينجا؛

00:25:24.569 --> 00:25:29.247
اونها از آزار سفيد ها در امان بودن

00:25:32.348 --> 00:25:37.466
....ببينيد؛ همه براي اين

00:25:38.240 --> 00:25:43.316
اين.....اين آزاديه ....

00:26:08.508 --> 00:26:10.555
و بدون اونها

00:26:10.556 --> 00:26:15.594
تمام روياهاي خوشِ رابرت گودوين به باد رفتن

00:26:50.748 --> 00:26:52.795
رابرت

00:26:52.796 --> 00:26:56.138
رابرت؛ التماست ميکنم؛ التماست ميکنم

00:26:56.720 --> 00:27:00.268
زمزمه کن مشکل چيه تا شايد بشه درستش کرد

00:27:01.968 --> 00:27:04.595
با من حرف بزن

00:27:07.536 --> 00:27:10.031
رابرت؛ تو بايد آب بخوري

00:27:11.760 --> 00:27:14.155
!بايد بخوري

00:27:22.192 --> 00:27:25.242
رابرت بايد آب بخوري وگرنه ميميري

00:27:25.712 --> 00:27:27.852
يالا؛ خواهش ميکنم

00:27:31.152 --> 00:27:33.800
من بايد سعي کنم -
!نه! نه -

00:27:33.835 --> 00:27:36.424
اون از دست من آب ميخوره -
!نه! برو بيرون! بيرون -

00:27:36.912 --> 00:27:40.154
اون الان نميتونه هيچ سياهي رو ببينه؛ اينو دکتر خيلي واضح گفت

00:27:40.189 --> 00:27:41.986
اين سياه ها بودن که باعث اين بيماري براي اون شدن

00:27:41.986 --> 00:27:43.201
ولي من دوباره حالشو خوب ميکنم

00:27:43.202 --> 00:27:45.385
اون به دکتر سفيد نيازي نداره -
!تنهاش بزار! اونو تنها بزار -

00:27:45.385 --> 00:27:46.810
به هيچ وجه امکان نداره

00:27:46.810 --> 00:27:49.281
رفتن تو داخل اون اتاق رو ممنوع
ميکنم؛ از اينجا دورشو

00:27:49.282 --> 00:27:53.187
و اون بچه رو ساکت نگهدار

00:28:04.735 --> 00:28:05.803
اميلي؟

00:28:05.803 --> 00:28:07.088
رابرت؟

00:28:19.608 --> 00:28:21.008
اميلي

00:28:21.608 --> 00:28:24.714
ساکت، ساکت؛ ما داد ميزديم

00:28:43.070 --> 00:28:45.143
مارگريت

00:28:45.730 --> 00:28:48.609
ميخوام بچه رو ببرم رابرت رو ببينه

00:28:48.610 --> 00:28:50.849
فکرکنم بهش کمک کنه

00:28:54.690 --> 00:28:57.761
نه، نه، من ميتونم ببرمش پيشش

00:28:57.762 --> 00:28:59.745
امکان اينکار نيست

00:28:59.746 --> 00:29:03.969
تو ميدوني که من نميتونم بزارم اون
بيشتر از اين ناراحت بشه

00:29:03.970 --> 00:29:09.921
مارگريت....بحثِ زندگيشه

00:29:09.922 --> 00:29:11.745
مرگ و زندگيش

00:29:16.514 --> 00:29:20.865
هر وقت بيدار شد و سراغ تو رو گرفت؛ ميتوني بري تو

00:29:20.866 --> 00:29:24.318
تا اون موقع من نميتونم ريسک کنم

00:29:27.535 --> 00:29:29.953
پس من ميتونم اونو ببينم؟

00:29:29.954 --> 00:29:35.585
هر وقت سراغتو گرفت؛ آره

00:29:35.586 --> 00:29:37.209
ميشه؟

00:29:37.233 --> 00:29:45.233
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:30:02.914 --> 00:30:05.838
بيا؛ اون اينجاس

00:30:12.514 --> 00:30:15.261
رابرت اميلي رو آوردم پيشت

00:30:53.154 --> 00:30:56.993
بعد از اون؛ اميلي هر روز يه مدت کوتاهي

00:30:56.994 --> 00:31:01.857
به پيش رابرت برده ميشد

00:31:01.858 --> 00:31:07.311
خيلي زود اون آب؛ چاي و شير خورد

00:31:19.855 --> 00:31:23.169
چرا؟

00:31:23.170 --> 00:31:27.457
خانم جولاي؛ چرا اينجا موندي؟ -
چي؟ -

00:31:27.458 --> 00:31:31.041
خب آخه اون حتي ديگه بهت نگاه هم نميکنه

00:31:31.042 --> 00:31:33.793
فقط خانم اميلي رو ميبينه -
اين حرف درست نيست -

00:31:33.794 --> 00:31:36.033
چرا درسته؛ همه اينو ميدونن

00:31:36.034 --> 00:31:39.681
نه، نه، نه، نه -
چرا؛ آره -

00:31:39.682 --> 00:31:42.479
!اون سعي کرد تو رو بکشه

00:31:44.354 --> 00:31:46.766
....اون مريضه

00:31:47.106 --> 00:31:49.310
و من دوباره خوبش ميکنم...

00:32:10.402 --> 00:32:12.414
نه، اصلا خوب نيست مارگريت

00:32:12.415 --> 00:32:15.201
بايرون تحت دستور جديه که اجازه ورود به تو نده

00:32:15.202 --> 00:32:17.214
!اما من بايد ببينمش -
نه -

00:32:17.215 --> 00:32:19.169
نه، نه، صد بار بهت گفتم

00:32:19.170 --> 00:32:22.689
....اون سراغتو نگرفته؛ در نتيجه

00:32:22.690 --> 00:32:24.894
نميتوني منو از اون دور نگه داري

00:32:24.895 --> 00:32:27.553
!من الان يه زن آزادم؛ درست مثل تو

00:32:27.554 --> 00:32:31.843
نه، اون نميخواد تو رو ببينه

00:32:32.866 --> 00:32:35.515
خودش اينجوري گفت

00:32:37.375 --> 00:32:41.057
پس اون هم ديگه اميلي رو نميبينه

00:32:41.575 --> 00:32:45.414
خب؛ اهميتي نداره

00:32:45.415 --> 00:32:48.054
اون هر روز داره قويتر ميشه و به
محض اينکه به اندازه کافي خوب بشه

00:32:48.055 --> 00:32:50.881
ما اينجا رو به مقصد انگلستان ترک ميکنيم

00:32:53.282 --> 00:32:58.917
اون روز به اين زودي ها نميرسه؛ مالي؟ مالي؟

00:33:24.066 --> 00:33:27.014
باباته

00:33:48.415 --> 00:33:50.226
رابرت عزيزم

00:34:20.706 --> 00:34:24.801
هي! تو بايد اين ظرف رو بزاري جلوي ارباب؛ فهميدي؟

00:34:24.802 --> 00:34:27.341
بله خانم جولاي -
صبر کن -

00:34:29.474 --> 00:34:32.033
جلوي ارباب؛ نه جلوي خانوم

00:34:32.034 --> 00:34:33.961
و يه وقت نندازيش -
بله خانوم جولاي -

00:34:33.962 --> 00:34:35.132
خوبه

00:34:40.418 --> 00:34:41.889
خب؛ همين فکره ديگه، درسته؟

00:34:41.890 --> 00:34:43.873
پدرت تو نامه چي نوشته عزيزم؟

00:34:43.874 --> 00:34:46.689
پدر ميگه وقتي به لندن رسيديم نبايد دليجان سوار شيم

00:34:46.690 --> 00:34:51.425
و بجاش بايد کالسکه دو اسبه اجاره
کنيم تا ما رو به چسترفيلد برسونه

00:34:52.834 --> 00:34:55.902
ميگه اينجوري راحت تر و ايمن تره

00:34:55.902 --> 00:34:59.338
فقط اميدوارم سفر دريايي مون به خونه
آرومتر از اوني باشه که منو به اينجا آورد

00:34:59.373 --> 00:35:01.698
!اون افتضاح ترين سفر ممکن بود
!طوفان واقعا خوفناک بود

00:35:01.698 --> 00:35:03.764
آره؛ اونها ميتونن ترسناک باشن؛ البته

00:35:05.186 --> 00:35:06.722
اين چيه؟

00:35:09.474 --> 00:35:11.394
!يا پيغمبر! يا عيسي مسيح

00:35:11.396 --> 00:35:13.953
چيــــ......؟ -
!خدا! ورشون دار -

00:35:13.954 --> 00:35:16.370
!از رو من ورشون دار

00:35:27.200 --> 00:35:29.633
<i><font color="White">" عزيمت "</c></i>

00:35:38.274 --> 00:35:40.079
بايرون؛ بايرون

00:35:42.562 --> 00:35:45.185
يادت باشه خانم جولاي اجازه نداره

00:35:45.186 --> 00:35:47.873
نزديک باغ يا خونه بشه؛ فهميدي؟

00:35:47.874 --> 00:35:51.624
تا وقتي کشتي ما کاملا جدا نشده نزار به اتاقش بياد

00:35:52.738 --> 00:35:55.175
و تحت هيچ شرايطي اجازه نده اون به من يا

00:35:55.175 --> 00:35:57.025
خانوم دسترسي پيدا کنه

00:35:57.026 --> 00:35:59.649
فهميدي؟ -
بله ارباب -

00:35:59.650 --> 00:36:04.321
هيچکدوم از ما نميخوايم هيچ جور
خداحافظي با اون داشته باشيم؛ فهميدي؟

00:36:04.322 --> 00:36:06.955
فهميدي؟ فهميدي پسر؟ -
بله ارباب -

00:36:06.956 --> 00:36:08.850
!خوبه! عاليه! برو

00:37:31.042 --> 00:37:34.305
من شير دارم؛ تازه س

00:37:34.306 --> 00:37:37.427
ميخواي خانوم اميلي رو بگيرم و بهش غذا بدم؟

00:39:29.890 --> 00:39:31.873
من دوستت دارم

00:39:31.874 --> 00:39:34.305
هيچ وقت بهش شک نکن

00:39:34.306 --> 00:39:36.719
من مال توام

00:39:43.714 --> 00:39:45.694
مالي؟

00:40:03.234 --> 00:40:05.462
مالي؟

00:40:10.495 --> 00:40:12.361
!مالي

00:40:19.714 --> 00:40:20.797
الياس

00:40:21.456 --> 00:40:22.934
مالي کجاس؟

00:40:22.969 --> 00:40:29.206
مالي اينجا نيست؛ اون رفته -
چي؟ کجا رفته؟ -

00:40:29.602 --> 00:40:33.670
با خانوم رفت انگلستان؛ من با گاري بردمشون

00:40:37.218 --> 00:40:39.201
...اون

00:40:39.202 --> 00:40:41.452
يه بچه همراهش بود؟...

00:40:43.135 --> 00:40:45.490
اون بچه ي ارباب رو حمل ميکرد

00:40:47.650 --> 00:40:49.460
چي؟

00:40:54.946 --> 00:40:57.059
نه نه نه نه

00:40:57.094 --> 00:41:00.195
!اونها رفتن! کشتي رفت

00:41:00.230 --> 00:41:02.644
!خانوم جولاي؛ کشتي رفته

00:42:04.898 --> 00:42:08.707
و چي به سر جولاي ما اومد؟

00:42:13.615 --> 00:42:17.454
اون لوازمش رو تو يه کيسه پارچه اي جمع کرد

00:42:17.455 --> 00:42:20.897
و تا شهر پياده رفت

00:42:20.898 --> 00:42:24.282
و اونجا براي خودش يه مغازه خوب

00:42:24.317 --> 00:42:27.682
و يه مهمان پذير اجاره کرد

00:42:28.642 --> 00:42:32.289
و تقاضا از طرف مسافرهاي عاليرتبه اينقدر زياد

00:42:32.290 --> 00:42:39.589
بود که جولاي ما هي ثروتمند تر و ثروتمند تر شد

00:42:44.706 --> 00:42:52.183
پس احتياجي نيست به حال جولايِ ما
بخاطر گرفتاريش تاسف خورده بشه؛ نه اصلا

00:42:53.410 --> 00:42:54.936
!آره؛ مگه تو خواب

00:42:57.535 --> 00:42:59.912
ايکاش که حقيقت داشت

00:42:59.912 --> 00:43:02.740
<i><font color="White">" حقيقت "</c></i>

00:43:07.170 --> 00:43:13.774
بعد از اينکه اميلي برده شد؛ جولاي
ما فقط يه جا رو ميشناخت که بره

00:43:26.498 --> 00:43:30.045
...وقتي که به اونجا رسيد

00:43:33.295 --> 00:43:38.067
تقريبا ديگه نفسي براش نمونده بود....

00:43:43.266 --> 00:43:47.930
!واي خدا! هي! بيا اينجا

00:43:49.858 --> 00:43:52.947
فکر کنم اين دختره از خونه س

00:43:52.949 --> 00:43:54.337
اون کيه؟ -
آره کيه؟ -

00:43:54.338 --> 00:43:59.585
حالش خوبه؟ -
بريد کنار! جا رو باز کنيد -

00:44:02.274 --> 00:44:03.941
!جولاي

00:44:20.130 --> 00:44:22.881
آروم؛ جات امنه

00:44:22.882 --> 00:44:27.134
اينجا با مهربوني از اون پرستاري شد تا دوباره سلامت شد

00:44:29.815 --> 00:44:34.977
و اون سياه هاي آزاد؛ بهش غذا و سر پناه دادن

00:44:34.978 --> 00:44:38.211
و اون پيش اونها موند

00:44:41.058 --> 00:44:44.334
ما مراقب تو هستيم

00:44:44.335 --> 00:44:48.801
ما دوباره حالتو خوب ميکنيم

00:44:48.802 --> 00:44:51.560
آروم

00:44:56.418 --> 00:45:01.601
اما من تحملِ تعريف کردنِ مصيبت هايي که اونها بخاطر

00:45:01.602 --> 00:45:05.014
اون زمينِ سنگيِ آشغال کشيدن رو ندارم

00:45:08.002 --> 00:45:11.841
آيا بايد در مورد مزرعه دارهايي که
اومدن اونجا رو آتش بزنن؛ بنويسم؟

00:45:17.922 --> 00:45:21.966
يا در مورد خشکسالي و سيل و زلزله؟

00:45:24.322 --> 00:45:28.417
يا در مورد گرسنگي و تب زرد

00:45:28.418 --> 00:45:33.665
يا راجب حفر کردن زمين براي تعداد زيادي قبر؟

00:45:33.666 --> 00:45:35.156
نه

00:45:42.818 --> 00:45:47.685
تمام چيزي که ميگم اينه که جولاي پير شد

00:45:50.370 --> 00:45:52.374
...تا اينکه يک روز...

00:45:52.375 --> 00:45:55.233
آهاي! تو اون مرغ رو از کجا آوردي؟

00:45:55.234 --> 00:45:56.896
من؛ من کاري نکردم -
تو دزديديش -

00:45:56.897 --> 00:45:57.665
!من کاري نکردم

00:45:57.666 --> 00:46:00.894
دستتو به من نزن! چيکار داري ميکني؟ ولم کن

00:46:02.466 --> 00:46:06.625
!ساکت! سکوت

00:46:06.626 --> 00:46:12.896
پرونده بعدي در مورد سرقت يه مرغ محليه؛ عاليجناب

00:46:12.898 --> 00:46:15.534
باشه؛ ادامه بده

00:46:15.535 --> 00:46:20.928
دستت رو روي کتاب مقدس بزار
و اسمت رو به دادگاه بگو

00:46:30.754 --> 00:46:34.657
با دادگاه حرف بزن

00:46:34.658 --> 00:46:40.326
محض رضاي خدا! يکي يه ذره آب براش بياره

00:46:42.082 --> 00:46:46.014
تا وقتي منتظريم؛ اجازه بديد وقايع رو بشنويم

00:46:46.015 --> 00:46:50.428
عاليجناب؛ متهم توسط پاسبان شهر ديروز

00:46:50.428 --> 00:46:53.094
ساعت دو بعدازظهر پيدا شده

00:46:53.095 --> 00:46:58.145
اون يه مرغ در اختيار داشته که پاسبان اظهار کرده

00:46:58.146 --> 00:47:00.774
از يکي از فروشندگان بازار دزديده شده بوده

00:47:00.775 --> 00:47:02.574
پس اينطور

00:47:02.575 --> 00:47:04.865
اون زن کجا زندگي ميکنه؟ کجا کار ميکنه؟

00:47:04.866 --> 00:47:08.961
اون مقيمِ زمينهايي هست که
سر حدِ مزرعه اَميتيِ قديمه

00:47:08.962 --> 00:47:12.225
عاليجناب؛ قبلا تعدادي ازسياه ها اونجا زندگي ميکردن

00:47:12.226 --> 00:47:15.233
اما زمين خيلي ضعيف بود و خيلي
هاشون بخاطر گرسنگي از پا در اومدن

00:47:15.234 --> 00:47:17.740
فقط يه چند تايي باقي موندن

00:47:23.170 --> 00:47:27.712
حالا ميتوني اسمت رو بگي؟

00:47:30.594 --> 00:47:33.281
جولاي

00:47:33.282 --> 00:47:36.801
جولاي؟ جولاي چي؟

00:47:36.802 --> 00:47:38.593
!من مرغي ندزديدم

00:47:38.594 --> 00:47:41.857
يه نفر تو "آلن پن" اونو به من
داد تا بزرگش کنم و من بزرگش کردم

00:47:41.858 --> 00:47:44.289
اون داره ميگه خودش صاحب مرغ بوده؟

00:47:44.290 --> 00:47:48.363
من دستم رو کتابه و اگه درست نگم خدا سنگم ميکنه

00:47:48.398 --> 00:47:49.153
چي؟

00:47:49.154 --> 00:47:52.614
اون آماده س تا به کتاب مقدس
سوگند ياد کنه؛ عاليجناب

00:47:52.615 --> 00:47:55.041
اون قبلا هم تو اين دادگاه بوده؟

00:47:55.042 --> 00:47:57.089
به نظر که نه؛ عاليجناب

00:47:57.090 --> 00:48:01.134
!ولش کن بره

00:48:01.135 --> 00:48:04.769
براي رسيدگي به همچنين مساله
بي اهميتي هوا خيلي گرمه

00:48:04.770 --> 00:48:07.014
!پرونده مختومه ـس

00:48:09.506 --> 00:48:13.345
پس مرغ من چي؟ اون باعث شد از دست بدمش

00:48:13.346 --> 00:48:16.033
اون تنها مرغ من بود و حالا هيچي ندارم

00:48:38.562 --> 00:48:40.750
معذرت ميخوام خانم

00:48:42.978 --> 00:48:45.687
...خانم؛ شما جولاي

00:48:46.255 --> 00:48:48.829
جولاي مزرعه اَميتي هستيد؟....

00:48:48.864 --> 00:48:51.615
فکر ميکنم شما يه وقتي اونجا برده بوديد

00:48:51.650 --> 00:48:53.389
نه؛ من نيستم

00:48:56.162 --> 00:49:00.028
ولي من باور دارم که هستيد؛
من....من همين الان تو دادگاه بودم

00:49:02.695 --> 00:49:04.477
...خانم

00:49:05.826 --> 00:49:08.267
اسم من توماس کينسمن هست

00:49:08.386 --> 00:49:12.590
خواهش ميکنم؛ بهم اجازه ميديد تا
خونه خودم همراهيتون کنم

00:49:12.590 --> 00:49:15.346
تا يه مقدار نوشيدني و غذا بهتون بدم؟

00:49:20.802 --> 00:49:25.281
اولش من به اين مرد سياه با
کفش هاي براقش اعتماد نداشتم

00:49:25.282 --> 00:49:30.081
فکر ميکردم صدقه دادنش يه کلک باشه

00:49:30.082 --> 00:49:33.021
ولي با اينحال شکمم خالي بود

00:49:33.986 --> 00:49:38.465
بي خيال؛ مگه ديگه چي براي از
دست دادن برام باقي مونده بود؟

00:49:45.954 --> 00:49:48.791
جاتون راحته خانم؟

00:49:49.794 --> 00:49:52.287
تو چرا اينجوري حرف ميزني؟

00:49:52.615 --> 00:49:54.457
من تو انگليس بزرگ شدم

00:49:55.008 --> 00:49:57.377
من تو شهرِ بزرگِ لندن به مدرسه رفتم

00:49:57.562 --> 00:50:01.581
وقتي تو اون شهر شاگرد يه
چاپخونه دار شدم دوازده سالم بود

00:50:01.616 --> 00:50:03.934
با اينکه من تنها سياه پوست بين کارکنانش بودم

00:50:03.934 --> 00:50:07.521
با انصاف باهام رفتار ميکرد و بر اساس
شايستگي و لياقتم منو قضاوت ميکرد

00:50:07.522 --> 00:50:12.111
به مرور زمان اون چاپخونه دار
هر چي بلد بود به من ياد داد

00:50:12.113 --> 00:50:13.794
...و وقتي فوت کرد

00:50:13.796 --> 00:50:18.401
آيا اين مرد دلش ميخواد يه خدمتکار
داشته باشه که جيغ بکشه و فرار کنه؟

00:50:18.402 --> 00:50:24.396
نه؛ نه؛ نه؛ من هرگز دوباره به کسي خدمت نميکنم

00:50:28.514 --> 00:50:30.293
رسيديم

00:50:30.882 --> 00:50:33.799
با همسر من؛ ليليان آشنا بشين

00:50:36.194 --> 00:50:37.773
بسه پسر

00:50:56.034 --> 00:50:58.013
ممنونم عزيزم

00:50:59.042 --> 00:51:00.822
بفرمايين

00:51:03.586 --> 00:51:06.988
....ببينيد خانم

00:51:07.746 --> 00:51:10.305
من اون کارِ چاپخونه رو تو لندن فروختم و....

00:51:10.306 --> 00:51:14.337
تصميم گرفتم اينجا تو جامائيکا
از نو شروع کنم چون تمام زندگيم

00:51:14.338 --> 00:51:17.985
يه سئوال دلشتم؛ يه سئوال که کلافه م ميکرد

00:51:17.986 --> 00:51:20.814
من.....من اين اوراق رو داشتم؛ ميبينيد

00:51:20.815 --> 00:51:28.353
نميدونستم چرا اين مرد داشت اين داستان
طولانيِ طولاني رو بازسازي ميکرد

00:51:28.354 --> 00:51:32.961
مصمم بودم غذاش رو بخورم و برم

00:51:32.962 --> 00:51:36.929
خانم من از وقتي وارد اينجا شدم دارم جستجو ميکنم

00:51:36.930 --> 00:51:40.694
سوابق عمومي؛ ليست دادگاه ها؛ کتابخونه ها

00:51:41.695 --> 00:51:45.205
تقريبا از زنده پيدا کردن شما ديگه نا اميد شده بودم

00:51:45.826 --> 00:51:51.823
خانم؛ اين اوراق در مورد پسريه که سي و چهار سال

00:51:51.823 --> 00:51:56.001
پيش؛ روي پله هاي يه کليسا گذاشته و رها شد

00:51:56.002 --> 00:52:01.467
همسر کشيش اسم دختر جوونِ برده
اي رو که بچه رو اونجا گذاشت

00:52:01.502 --> 00:52:06.790
پيدا کرد؛ جولاي از مزرعه اَميتي

00:52:08.802 --> 00:52:10.854
....خانم من

00:52:12.194 --> 00:52:14.557
من همون پسر هستم....

00:52:23.550 --> 00:52:28.325
<i><font color="White">" شروع "</c></i>

00:52:31.778 --> 00:52:37.640
و من از اون روز تا حالا همراه با
پسرانم تو اين خونه زندگي ميکنم

00:52:40.738 --> 00:52:42.548
کورين؟ لوئيس؟

00:52:42.548 --> 00:52:48.218
پسرم بهم پيشنهاد داد تا داستانم رو بنويسم تا اون

00:52:48.218 --> 00:52:54.894
به يه کتاب چاپ شده با جلد چرمي
و عنوان طلائي رنگ تبديلش کنه

00:52:54.895 --> 00:52:58.558
" اون ميگه " اين مهمه

00:53:00.322 --> 00:53:05.486
من هنوزم به دختر کوچولوم که حالا ديگه
تو انگليس بزرگ شده فکر ميکنم

00:53:08.095 --> 00:53:13.285
يعني اون ميدونه که مادر واقعيش؛
به عنوان يه برده زاييده شده؟

00:53:15.895 --> 00:53:22.637
شايد يه روزي.... کتابم به دستش برسه

00:53:48.843 --> 00:53:51.334
ماما؛ بيا

00:53:51.535 --> 00:53:53.391
جشن گرفتيم

00:53:59.778 --> 00:54:04.134
داستان من بالاخره به آخرش رسيد

00:54:04.135 --> 00:54:08.075
آواز طولاني تا به امروز تکميل شد

00:54:09.775 --> 00:54:14.148
اما صداي من فقط يه صدا از ميون خيلي خيلي

00:54:14.488 --> 00:54:18.015
صداهاي ديگه هست که حالا ديگه از دست رفتن

00:54:18.015 --> 00:54:22.241
ولي زندگي هاشون هرگز نبايد فراموش بشه

00:54:50.148 --> 00:54:58.228
<i><font color="White">" آواز طولاني

00:54:58.252 --> 00:55:18.252
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:55:18.276 --> 00:55:38.276
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.