﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:04.720
‫موضوع این سریال برای برخی از افراد ناراحت‌کننده می‌باشد
‫بیننده بنا به صلاحدید خود نسبت به تماشا تصمیم بگیرید

00:00:33.090 --> 00:00:37.140
‫این سریال از رمان «تتوکار آشویتس» الهام گرفته و برگرفته
‫از خاطرات بازمانده هولوکاست، لالی سکالوف می‌باشد

00:00:37.160 --> 00:00:39.060
‫برخی از نام‌ها دستخوش تغییر شده و برخی از عناصر داستانی،
‫در راستای اهداف نمایشی سریال تخیلی می‌باشند

00:00:39.080 --> 00:00:41.200
‫خاطرات لالی سکالوف

00:01:01.160 --> 00:01:04.660
‫[اتریش، آوریل ١٩٤٥]

00:01:58.260 --> 00:02:03.040
‫«خالکوب آشویتس»
‫«فصل اول، قسمت ششم»

00:02:03.070 --> 00:02:06.270
‫[لهستان، ژانویه ١٩٤٥]

00:02:06.290 --> 00:02:13.290
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:15.314 --> 00:02:19.314
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:22.060 --> 00:02:23.240
سلام

00:02:23.600 --> 00:02:25.960
‫من اسیر ارتش روسیه هستم

00:02:27.890 --> 00:02:29.380
‫اسمم لالی‌ـه

00:02:30.610 --> 00:02:32.600
‫اسلواکی‌ام

00:02:33.350 --> 00:02:34.830
‫امشب چه کاره‌ای؟

00:02:36.380 --> 00:02:39.650
‫روس‌ها می‌خواند چندتا زن محلی
رو ‫ به یه مهمونی رقص دعوت کنن

00:02:42.480 --> 00:02:44.470
‫مهمونی رقص؟ واقعاً؟

00:02:47.780 --> 00:02:49.780
‫شنیدیم که کلی خورد و خوراک دارن اونجا

00:02:50.730 --> 00:02:52.000
‫آره دارن

00:02:52.890 --> 00:02:55.180
‫ساعت هفت تو میدون میان دنبالت

00:02:55.280 --> 00:02:57.270
‫نیمه شب هم برت می‌گردونن اینجا

00:02:58.230 --> 00:03:01.780
‫و اون‌ها می‌خواند زن‌های
بیشتری به مهمونی بیان

00:03:03.150 --> 00:03:05.140
‫که اینطور

00:03:07.100 --> 00:03:09.100
‫اگه نریم می‌کشنمون؟

00:03:13.780 --> 00:03:15.770
‫یه سری...

00:03:17.110 --> 00:03:19.420
‫جوایزی هست، به گفته خودشون

00:03:23.820 --> 00:03:26.100
‫چند تا دوست می‌تونی بیاری؟

00:03:29.320 --> 00:03:31.310
‫اشکالی نداره زن‌های متاهل باشند؟

00:03:31.900 --> 00:03:33.900
‫ایرادی توش نمی‌بینم

00:03:37.090 --> 00:03:39.080
‫شاید بتونم پنج نفر یا حتی بیشترم بیارم

00:03:40.910 --> 00:03:42.900
‫ممنونم

00:03:43.800 --> 00:03:45.790
‫تا بعد

00:04:03.460 --> 00:04:05.350
‫قبول کردش

00:04:05.450 --> 00:04:07.440
‫گفت چند نفر دیگه هم میاره

00:04:25.800 --> 00:04:27.800
‫ایوانا؟

00:04:32.780 --> 00:04:35.250
‫تو خوابش مُرد

00:04:37.480 --> 00:04:39.470
‫خوابید و دیگه بیدار نشد

00:04:48.810 --> 00:04:50.800
‫خیلی متاسفم

00:05:04.840 --> 00:05:06.830
‫متاسفم

00:05:10.860 --> 00:05:13.290
‫یواش بخور. با لقمه‌های کوچولو

00:05:15.700 --> 00:05:17.170
‫متاسفم

00:05:18.770 --> 00:05:20.770
‫تو واسه این کار خیلی جوونید

00:05:22.960 --> 00:05:24.950
‫بهت که گفتم، مامان

00:05:27.190 --> 00:05:29.600
‫برو براشون چند دست لباس گرم و کفش پیدا کن

00:05:29.700 --> 00:05:31.690
‫کفش‌های بندار قهوه‌ایم، هوم؟

00:05:36.120 --> 00:05:38.130
‫این سوپ خوشمزه‌ترین چیزیه

00:05:38.230 --> 00:05:40.220
‫ که تا به حال خوردم

00:05:49.030 --> 00:05:51.030
‫حالا، خوب گوش بدید

00:05:52.740 --> 00:05:54.740
‫شماها یه مشت دختربچه‌اید...

00:05:56.090 --> 00:05:58.440
‫ولی من باید به عنوان یه زن باهاتون حرف بزنم

00:06:00.960 --> 00:06:03.950
‫روس‌ها روستای ما رو تصرف کردن

00:06:06.460 --> 00:06:10.130
‫و اگه شما رو اینجا پیدا کنند، من و بلا...

00:06:13.710 --> 00:06:15.790
‫تو یه دردسرهایی می‌افتیم

00:06:20.530 --> 00:06:22.770
‫حتی نمی‌خوام بهش فکر کنم...

00:06:26.040 --> 00:06:28.030
‫شما در نظر اون‌ها هیچی نیستین

00:06:28.790 --> 00:06:30.780
‫می‌فهمین؟

00:06:35.800 --> 00:06:38.510
‫می‌تونید اینجا تو اتاق زیر شیروونی من بمونید...

00:06:42.860 --> 00:06:45.250
‫ولی باید اون تو قایم بشین

00:06:46.730 --> 00:06:50.600
‫- نباید دیده یا شنیده بشید
‫- ممنونم

00:06:52.310 --> 00:06:54.300
‫بابت همه چیز

00:06:57.730 --> 00:06:59.730
‫ولی ما می‌خوایم به خونه‌مون برگردیم

00:07:06.030 --> 00:07:08.900
‫جربزه‌ی زیادی دارید که از اینجا سر در آوردید

00:07:14.030 --> 00:07:16.460
‫آب گر میارم تا حموم کنید

00:07:20.700 --> 00:07:22.690
‫ممنونم

00:07:45.900 --> 00:07:50.200
‫- میای رقص؟
‫- نه. اون‌ها منو تو اتاقم حبس می‌کنن

00:07:51.520 --> 00:07:54.630
‫خب، برای گیر آوردن اون جوایز کجا باید رفت؟

00:07:56.140 --> 00:07:58.850
‫پدر و برادرهام هرگز از این جنگ برنمی‌گردن

00:08:00.010 --> 00:08:02.000
‫دست و پای مادرمم که غم فلج کرده، و...

00:08:03.200 --> 00:08:05.190
‫من دوتا خواهر کوچیکتر دارم

00:08:08.060 --> 00:08:09.760
‫پتروف

00:08:09.860 --> 00:08:11.950
‫سروان پتروف

00:08:12.050 --> 00:08:14.040
‫همونی که اونجا وایستاده و سبیل داره

00:08:15.120 --> 00:08:17.110
‫جوایز دست اونه

00:08:17.830 --> 00:08:19.990
‫ممنونم. رقصیدنم رو خوب نگاه کن

00:08:23.490 --> 00:08:24.670
‫خوبه. حالتون چطوره؟

00:08:24.770 --> 00:08:26.760
‫خوبم

00:08:41.750 --> 00:08:43.750
‫دیر وقته

00:08:46.770 --> 00:08:48.770
‫از این وضع خوشم نمیادش

00:08:50.900 --> 00:08:52.890
‫رقص؟

00:08:55.360 --> 00:08:57.350
‫رقصی بودش؟

00:08:58.120 --> 00:09:00.110
‫شب‌های زیادی ادامه داشت

00:09:02.640 --> 00:09:04.640
‫من حبس شده بودم

00:09:07.410 --> 00:09:09.410
‫اون دختر...

00:09:10.960 --> 00:09:12.420
‫لالی؟

00:09:17.100 --> 00:09:20.810
‫من اونجا نبودم. فقط می‌تونستم بشنومش

00:09:26.330 --> 00:09:28.320
‫لالی؟

00:09:30.840 --> 00:09:32.830
‫من حبس می‌شدم...

00:09:34.780 --> 00:09:36.780
‫هر شب

00:09:42.440 --> 00:09:44.430
‫اشکالی نداره

00:09:45.150 --> 00:09:47.140
‫می‌تونید بهم بگین

00:09:51.650 --> 00:09:53.640
‫عه، گمون نکنم امن باشه

00:09:55.920 --> 00:09:57.910
‫ این اتفاق برای خیلی وقت پیشه

00:10:31.720 --> 00:10:33.710
‫دخترخوب

00:10:45.040 --> 00:10:47.110
‫چه جور مَردی...

00:10:51.020 --> 00:10:56.440
‫این دخترها هیچی نداشتن.
‫شوهرها، پدرهاشون مُرده بودن

00:10:57.990 --> 00:11:00.230
‫خونواده‌هاشون گرسنه بودند

00:11:04.320 --> 00:11:06.910
‫اون‌ها منو برای چندین هفته اونجا نگه داشتن

00:11:11.450 --> 00:11:14.440
‫همونقدر طول کشید تا روس‌ها بهم اعتماد کنن

00:11:15.780 --> 00:11:17.770
‫- اسلواک
‫- بله، قربان

00:11:19.480 --> 00:11:21.480
‫باید چندتا افسر رو سوار کنیم

00:11:22.360 --> 00:11:24.350
‫٣٠ دقیقه دیگه برمی‌گردیم

00:11:27.060 --> 00:11:28.570
‫ردیفیم؟

00:11:29.050 --> 00:11:31.130
‫بله قربان. البته که

00:11:47.870 --> 00:11:51.140
‫هی، هی، می‌توام دوچرخه‌ات رو بخرم؟
‫بیا. بگیرش، بگیرش

00:11:55.650 --> 00:11:58.440
‫- اسلواکی؟
‫- تقریباً یه روز با اینجا فاصله داره

00:11:59.990 --> 00:12:02.740
‫وقتی به یه جنگل رسیدی،
میان بُر بزن برو سمت شرق

00:12:04.380 --> 00:12:07.530
‫بگیرش. منم می‌خوام زنده بمونم. مثل خودت

00:12:08.590 --> 00:12:09.840
‫برو

00:12:10.540 --> 00:12:11.640
‫ممنونم

00:12:25.970 --> 00:12:27.970
‫گیتا! گیتا!

00:12:28.880 --> 00:12:30.720
‫گیتا، بیا!

00:12:38.530 --> 00:12:40.520
‫کجا؟ اینجا آب هست

00:12:41.000 --> 00:12:42.020
‫آب

00:12:42.120 --> 00:12:44.110
‫- اینجا
‫- جای خوبی‌ـه

00:12:47.860 --> 00:12:49.190
‫آره، اینوری

00:12:49.290 --> 00:12:51.890
‫- هی، اینجا یه قابلمه هست
‫- بیارش

00:12:52.600 --> 00:12:55.040
‫ولی تند باش. باید عجله کنیم

00:13:03.650 --> 00:13:05.640
قابلمه کوفتی‌مون رو برداشتش

00:13:11.900 --> 00:13:13.890
‫از اینجا متنفرم

00:13:20.870 --> 00:13:23.900
‫گیتا این چیزها رو خیلی خیلی بعدتر بهم گفتش

00:13:24.660 --> 00:13:26.650
‫چه چیزهایی که اون دخترها از سر نگذروندن

00:13:27.090 --> 00:13:30.560
‫اون‌ها واسه زندگی تو دنیایی عاری از ‌گناه بزرگ شده بودند

00:13:32.300 --> 00:13:34.540
‫اما چنین دنیایی رو ازشون گرفتن

00:14:19.340 --> 00:14:21.500
‫قطار به سمت شهر کورومپا داره حرکت می‌کنه

00:14:27.680 --> 00:14:30.150
‫همه مسافرها لطفاً سوار قطار بشند

00:15:29.400 --> 00:15:31.390
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

00:16:13.030 --> 00:16:14.990
‫کِی رفتن؟

00:16:15.430 --> 00:16:17.420
‫چند روز بعد از رفتنت

00:16:18.900 --> 00:16:20.890
‫خیابون‌ها پر از سرباز بودش

00:16:22.800 --> 00:16:25.170
‫مامان زود بیدارم کرد و بسته‌ای بهم دادش

00:16:25.270 --> 00:16:27.270
‫تا ببرم برای مولنار‌ها

00:16:28.220 --> 00:16:30.220
‫خانم مولنار...

00:16:30.580 --> 00:16:32.570
‫نمی‌ذاشت که برگردم خونه

00:16:33.650 --> 00:16:35.580
‫قایمم کردش

00:16:35.680 --> 00:16:37.690
‫بسته‌ای که مامان بهم داده بود
‫حاوی جواهراتش بود

00:16:37.790 --> 00:16:41.820
‫- و چندتا عکس
‫- فقط چند روز بعد از رفتنم؟

00:16:43.250 --> 00:16:44.790
‫هرج و مرج محض بودش

00:16:45.530 --> 00:16:47.640
‫وقتی من برگشتم همه‌شون رفته بودند

00:16:50.450 --> 00:16:52.440
‫‌من پیش خانم مولنار موندم...

00:16:53.140 --> 00:16:54.960
‫قایم شدم

00:17:02.430 --> 00:17:04.430
‫- گلدی، اون‌ها...
‫- می‌دونی

00:17:06.820 --> 00:17:08.810
‫ببین، می‌دونم

00:17:10.250 --> 00:17:12.240
‫اما فکر می‌کردم تو مُردی...

00:17:13.480 --> 00:17:16.270
‫و ببین، الان سُر و مُر گُنده اینجایی

00:17:19.580 --> 00:17:21.570
‫اون‌ها دیگه پیر بودند

00:17:23.710 --> 00:17:26.540
‫و مکس و ماریا پیش پسرها می‌موندن

00:17:28.630 --> 00:17:30.620
‫فکر می‌کردم خودم تنهای تنهام

00:17:39.750 --> 00:17:41.180
‫لالی...

00:17:51.080 --> 00:17:53.070
‫ای عزیزم

00:17:54.780 --> 00:17:56.410
‫ای عزیزم

00:18:03.110 --> 00:18:04.700
‫یه دختری هست

00:18:10.610 --> 00:18:12.610
‫تو اوردوگاه دیدمش

00:18:13.480 --> 00:18:15.480
‫اسمش...

00:18:18.790 --> 00:18:21.100
‫اسمش گیتاست

00:18:56.620 --> 00:18:58.620
‫می‌تونم ازش واسه پول در آوردن استفاده کنم

00:18:59.370 --> 00:19:03.680
‫- من چیزی ندارم
‫- آره. مخصوصاً تو مسیرت به براتیسلاوا

00:19:06.590 --> 00:19:08.580
‫گلدی، من...

00:19:10.020 --> 00:19:12.010
‫دیگه نمی‌خوام تنهات بذارم

00:19:12.790 --> 00:19:14.770
‫فقط برو

00:19:14.990 --> 00:19:17.060
‫چیز دیگه‌ای مهم‌تر از این نیست

00:19:29.220 --> 00:19:30.920
‫مال مامانه؟

00:19:32.170 --> 00:19:33.570
‫مال گیتا‌ـه

00:20:46.170 --> 00:20:50.910
‫[گیتا، من اینجام، پیدات می‌کنم. لالی آیزنبرگ از کرمپاخی]

00:21:15.060 --> 00:21:16.590
‫سلام

00:21:17.290 --> 00:21:20.580
‫از لهستان، از بیرکنائو اومدید؟

00:21:20.680 --> 00:21:21.570
‫- بله
‫- بله

00:21:21.670 --> 00:21:25.600
‫دوستای من، گیتا فورمانوا
رو می‌شناسید؟ هانا؟ ایوانا؟

00:21:25.680 --> 00:21:27.760
‫- اون‌ها رو می‌شناسید؟
‫- شرمنده

00:22:30.290 --> 00:22:32.280
‫بله

00:23:04.380 --> 00:23:07.310
‫خیلی‌خب، باشه، به این
‫ معنی نیست که اون مرده، باشه؟

00:23:07.410 --> 00:23:09.500
‫ولی کجاست؟

00:23:10.000 --> 00:23:12.560
‫فکر می‌کنی اون اینجا زندگی
می‌کرده و تو خیابون می‌خوابیده؟

00:23:14.790 --> 00:23:17.940
‫نه. میریم و پیداش می‌کنیم

00:23:20.110 --> 00:23:22.100
‫ببین، ما الان تو کشور خودمون هستیم

00:23:22.920 --> 00:23:24.910
‫اول، غذا پیدا می‌کنیم...

00:23:25.510 --> 00:23:28.060
‫بعدش یه حمومی کرده و کمک پیدا می‌کنیم

00:23:31.330 --> 00:23:33.330
‫تو هم بو میدی

00:24:21.290 --> 00:24:25.640
‫دیگه کافیه. بسمه. اون زنده نیستش

00:24:29.270 --> 00:24:31.260
‫تسلیم نشو

00:24:32.020 --> 00:24:34.010
‫من منتظرت می‌مونم

00:24:54.100 --> 00:24:57.290
‫ببخشید. شرمنده. دارم رد میشم

00:25:14.040 --> 00:25:16.030
‫لالی!

00:25:30.110 --> 00:25:32.100
‫خودشه. خودشه

00:25:49.490 --> 00:25:51.480
‫تویی. خودتی

00:26:17.000 --> 00:26:20.310
‫اینک، تو با این انگشتر

00:26:21.460 --> 00:26:23.460
‫ بر اساس شریعت موسی

00:26:23.960 --> 00:26:26.990
‫و قوم اسرائیل برای من تقدیس شده‌ای

00:26:40.680 --> 00:26:43.150
‫من اینو هزاران بار تو ذهنم تکرار کردم

00:26:45.680 --> 00:26:47.680
‫لالی...

00:26:48.870 --> 00:26:50.870
‫دوستت دارم

00:27:04.420 --> 00:27:06.420
‫همه بدترین روزهای
زندگی‌مون رو پشت سر گذاشتیم

00:27:07.870 --> 00:27:09.870
‫و بهترین‌ روزها‌مونو پیش رو داریم

00:27:27.450 --> 00:27:29.440
‫خوشگله

00:27:30.960 --> 00:27:32.950
‫عه منو ببین چه آبغوره‌ای گرفتم

00:27:49.420 --> 00:27:51.430
‫یه ساندویچ تو یخچال هست

00:27:51.530 --> 00:27:54.520
‫لالی من داره دیرم میشه. خداحافظ!

00:27:55.840 --> 00:27:58.790
‫- کجا میری؟
‫- هیچ‌جا

00:27:59.540 --> 00:28:02.570
‫فقط داشتم لیوان‌ها رو می‌شستم. حالت خوبه؟

00:28:05.720 --> 00:28:08.710
‫- آره
‫- خب، تو فکرش بودم،

00:28:09.390 --> 00:28:13.380
‫داستان پسا جنگ رو می‌تونیم
‫در قالب یه فصل کوچیک تو پایان کتاب بیاریم

00:28:14.450 --> 00:28:16.190
‫یه خلاصه

00:28:16.290 --> 00:28:18.680
‫تو به استرالیا نقل مکان کردی، و غیره

00:28:19.370 --> 00:28:21.680
‫و بعدش اون‌ها شاد و خرم زندگی کردند

00:28:23.550 --> 00:28:26.040
‫واقعاً هیچ‌وقت اینطوریام هم نیستش، مگه نه؟

00:28:26.140 --> 00:28:29.570
‫آره، منظورم اینه که اغلب یه پایانی وجود داره

00:28:31.080 --> 00:28:33.290
‫می‌دونی، داستان تموم شده و متوجه میشی که

00:28:33.310 --> 00:28:35.350
‫تو و گیتا یه زندگی رو با همدیگه ساختید

00:28:37.220 --> 00:28:41.760
‫ما یه پایان خوش می‌خواستیم.
‫همیشه دنبالش بودیم

00:28:49.620 --> 00:28:51.610
‫چی شده، لالی؟

00:28:53.660 --> 00:28:56.100
‫دیگه نمی‌خوام حرف بزنم

00:29:00.290 --> 00:29:02.290
‫کسی دم دره

00:29:10.200 --> 00:29:11.850
‫عصر بخیر

00:29:11.950 --> 00:29:14.180
‫ما به دنبال آقای لودویگ آیزنبرگ هستیم

00:29:21.360 --> 00:29:23.390
‫لالی، منو ببین

00:29:26.140 --> 00:29:28.500
‫بیا، لطفاً

00:29:32.480 --> 00:29:36.670
‫حالم خوبه، حالم خوبه. بگیر بشین

00:29:51.700 --> 00:29:53.970
‫اینجا خونه ما بودش

00:29:57.600 --> 00:29:59.590
‫با غذای خوب

00:30:01.870 --> 00:30:03.860
‫هوای پاک

00:30:04.700 --> 00:30:08.450
‫گیتا هم نانوایی و کنیسه‌اش رو داشت

00:30:09.290 --> 00:30:11.280
‫با دوستای خوبش

00:30:13.270 --> 00:30:15.260
‫نمی‌دونم

00:30:18.020 --> 00:30:20.010
‫داری میری سرکار؟

00:30:23.260 --> 00:30:24.500
‫اگه بخوای

00:30:24.530 --> 00:30:27.370
‫می‌تونم یه‌کم بیشتر بمونم

00:30:27.890 --> 00:30:29.880
‫نه، نه

00:30:30.320 --> 00:30:32.310
‫من مشکلی ندارم

00:30:34.340 --> 00:30:36.340
‫باشه

00:30:39.920 --> 00:30:41.920
‫خب، تو یخچال سوپ داری

00:30:42.400 --> 00:30:44.630
‫من پیش نویس جدید رو فردا برات میارم

00:30:45.510 --> 00:30:50.370
‫چطور بری یه هواخوری، یه‌ذره اون
‫استخون‌های پیرت رو تکون بدی. باشه؟

00:30:53.320 --> 00:30:55.950
‫- فردا می‌بینمت
‫- فردا می‌بینمت

00:31:08.510 --> 00:31:10.510
‫هرجا میری...

00:31:12.100 --> 00:31:13.640
‫من اینجام

00:31:26.170 --> 00:31:27.830
‫عصر بخیر

00:31:27.930 --> 00:31:30.120
‫ما به دنبال آقای لودویگ آیزنبرگ هستیم

00:31:31.600 --> 00:31:33.590
‫این اسم قبلی من بودش

00:31:38.130 --> 00:31:40.130
‫آیزنبرگ، خودمم

00:31:44.950 --> 00:31:47.070
‫لطفا، بفرمایید تو

00:31:51.210 --> 00:31:53.210
‫ممنونم

00:31:54.920 --> 00:31:56.990
‫از ما خواسته شده که
هویت ‫شما رو تأیید کنیم، آقا

00:31:58.210 --> 00:32:00.360
‫کی ازتون خواسته؟ برای چی؟

00:32:02.440 --> 00:32:04.610
‫ما شهروندان استرالیا هستیم

00:32:04.710 --> 00:32:06.560
‫بعد از جنگ اسمتون رو عوض کردین؟

00:32:06.660 --> 00:32:10.050
‫- بله، به «سکالوف»
‫- همه چیز تو مدارکمون ذکر شده

00:32:11.290 --> 00:32:13.420
‫از ما خواسته شده که...

00:32:13.520 --> 00:32:15.630
‫کنسول‌گری آلمان خواسته که نامه‌ای رو بهتون برسونیم

00:32:16.350 --> 00:32:18.350
‫چیه؟

00:32:22.210 --> 00:32:25.000
‫- باز شده
‫- این یه درخواسته...

00:32:26.440 --> 00:32:28.090
‫از طرف یه شرکت حقوقی آلمانی که

00:32:28.190 --> 00:32:31.160
‫وکیل یه افسر سابق اس‌اس‌ـه

00:32:31.260 --> 00:32:33.380
به دنبال صدور اظهارنامه‌ای
در حمایت از موکل‌شون هستن

00:32:34.400 --> 00:32:38.150
‫برای موکل‌شون؟ یه افسر نازی؟

00:32:39.060 --> 00:32:40.460
‫درسته

00:32:41.450 --> 00:32:45.040
‫یه افسر نازی که به جرم جنایات جنگی در حال محاکمه‌ست

00:32:46.710 --> 00:32:48.710
‫اون ازتون درخواست کمک داره

00:32:52.120 --> 00:32:54.470
‫افسر اس‌اس استفن بارتزکی

00:32:59.140 --> 00:33:01.570
‫اینجا جزئیاتی مربوط به شرکت حقوقی

00:33:02.360 --> 00:33:04.360
‫و کنسولگری آلمان نوشته شده

00:33:11.290 --> 00:33:13.290
‫و با این دیگه رفع زحمت می‌کنیم

00:33:36.370 --> 00:33:39.530
‫- سلام
‫- سلام

00:33:40.390 --> 00:33:44.580
‫- امروز چه روزیه؟
‫- پنج شنبه. دیروز حرف زدیم

00:33:45.810 --> 00:33:47.800
‫آره؟

00:33:48.720 --> 00:33:49.810
‫بیا تو

00:33:58.090 --> 00:34:01.280
‫- واسه خوندن تو آوردم
‫- بله، می‌خونمش

00:34:02.040 --> 00:34:04.630
‫این بار، روی تو و گیتا تمرکز کردم

00:34:05.190 --> 00:34:08.260
‫راستش خیلی هیجان دارم که بخونیش

00:34:10.290 --> 00:34:12.600
‫شاید بالاخره فهمیدم که چطور این داستان رو تعریف کنم

00:34:13.080 --> 00:34:15.070
‫خوبه

00:34:16.190 --> 00:34:18.180
‫و داری لبخند می‌زنی

00:34:19.020 --> 00:34:21.020
‫آره

00:34:24.990 --> 00:34:26.980
‫ولی خودت چطوری؟

00:34:28.430 --> 00:34:30.860
‫زیاد نخوابیده‌م

00:34:36.970 --> 00:34:40.360
‫گذشته الان اینجا پیش ماست

00:34:43.260 --> 00:34:48.690
‫می‌دونی، ما اردوگاه رو ترک کردیم،
‫اسلواکی رو ترک کردیم...

00:34:49.910 --> 00:34:51.970
‫و بعدش از اینجا سر در آوردیم

00:34:52.320 --> 00:34:56.270
‫گذشته‌مون مثل یه سگ هار دنبالمون کرد

00:34:57.740 --> 00:35:02.200
‫گفتی «شاد و خرم»، اما پر مشقت بودش

00:35:03.200 --> 00:35:10.060
‫گیتا برای سال‌ها خیلی غمگین بود.
‫همراه با تمام اون کابوس‌ها

00:35:19.310 --> 00:35:21.300
‫- برات آب میارم
‫- نه

00:35:22.340 --> 00:35:25.530
‫چطوره تو بشینی؟ من برامون آب میارم

00:35:31.790 --> 00:35:34.320
‫- گیتا...
‫- باید این کارت‌ها رو امضا کنی

00:35:34.420 --> 00:35:36.230
‫این یکی واسه دومین تولد لوئیزـه،

00:35:36.330 --> 00:35:38.840
‫و دوقلوهای جینا و جوئل پنج ساله شدند

00:35:47.610 --> 00:35:49.610
‫لالی...

00:35:52.480 --> 00:35:54.490
‫بیا

00:35:54.590 --> 00:35:56.590
‫ممنونم

00:36:04.120 --> 00:36:06.110
‫به گیتا فکر می‌کردی؟

00:36:09.020 --> 00:36:12.090
‫همه اینها همان زمان اتفاق اُفتادن

00:36:12.890 --> 00:36:14.880
‫همه چی، لالی؟

00:36:18.990 --> 00:36:21.550
‫دوباره و دوباره

00:36:47.580 --> 00:36:49.770
‫دکتر شگفت‌انگیز خیابان کوهن

00:36:52.090 --> 00:36:54.080
‫ما همه چیز رو امتحان کردیم

00:36:54.690 --> 00:36:56.680
‫هیچ‌چیز جواب نمیده

00:37:00.040 --> 00:37:02.870
‫فکر می‌کردم به مرور زمان خوب میشم

00:37:04.720 --> 00:37:07.160
‫ زن‌های دیگه‌ای که اونجا بودند، حالشون خوب شده

00:37:09.470 --> 00:37:11.460
‫حتماً ازم متنفری

00:37:12.060 --> 00:37:13.560
‫نه

00:37:14.210 --> 00:37:16.210
‫نه، هرگز

00:37:17.710 --> 00:37:19.700
‫من خیلی واسه‌ت خوشحالم

00:37:46.750 --> 00:37:47.910
‫بیا

00:37:51.050 --> 00:37:53.050
‫ممکنه سرد بشه

00:37:53.490 --> 00:37:56.640
‫- شب بخیر
‫- گیتا...

00:38:09.910 --> 00:38:11.910
‫بفرما

00:38:13.420 --> 00:38:15.820
‫پنیر و ترشی

00:38:16.290 --> 00:38:19.440
‫لالی، بفرما. بیا یه چیزی بخور

00:38:22.470 --> 00:38:26.100
‫- ممنونم
‫- اوه، نوش جانت

00:38:36.070 --> 00:38:38.580
‫لالی، باید باهام حرف بزنی

00:38:39.500 --> 00:38:41.490
‫من کم کم دارم نگران میشم

00:38:42.770 --> 00:38:46.910
‫- حالت خوش نیستش؟
‫- نه، من مریض نیستم

00:38:50.180 --> 00:38:52.930
‫- هدر...
‫- بله، دوست من، چی شده؟

00:38:58.220 --> 00:39:00.290
‫این واسه کتاب نیستش

00:39:05.750 --> 00:39:07.160
‫باشه

00:39:16.320 --> 00:39:18.470
‫پلیس، انگار که ما جنایتکاریم!

00:39:19.830 --> 00:39:23.100
‫- بارتزکی
‫- اون یه هیولا بودش

00:39:25.210 --> 00:39:27.200
‫می‌دونم اون کی بودش

00:39:31.420 --> 00:39:33.420
‫یادته برامون چیکار کردش؟

00:39:37.330 --> 00:39:38.910
‫چی؟

00:39:45.880 --> 00:39:47.880
‫جدی‌ای؟

00:39:52.660 --> 00:39:54.650
‫کاری که برامون کرد؟

00:39:58.480 --> 00:40:00.660
‫حاضری جلوی کل وایستی بگی که

00:40:00.760 --> 00:40:03.210
‫- اون آدم خوبی بوده؟
‫- نمی‌دونم

00:40:04.460 --> 00:40:06.460
‫عقل‌ات رو از دست دادی؟

00:40:07.310 --> 00:40:10.000
‫- نمیشه فقط در موردش حرف بزنیم؟
‫- راجع به چیش حرف بزنیم؟

00:40:10.100 --> 00:40:12.660
‫- خیلی چیزهاش!
‫- چه چیزهایی؟

00:40:16.000 --> 00:40:18.000
‫چرا...

00:40:19.000 --> 00:40:21.000
‫چرا همیشه خدا اینقدر عصبانی؟

00:40:25.670 --> 00:40:27.660
‫نمی‌دونم چیکار کنم

00:40:29.280 --> 00:40:31.730
‫- بگو چیکار کنم
‫- من نمی‌تونم بهت بگم چیکار کنی

00:40:31.830 --> 00:40:34.350
‫البته که می‌تونی. من واسه تو هر کاری می‌کنم

00:40:38.290 --> 00:40:40.290
‫لالی، من بسمه

00:40:44.000 --> 00:40:46.520
‫من نمی‌تونم اینجوری ادامه بدم

00:40:48.340 --> 00:40:50.330
‫- تو هم نمی‌تونی
‫- چی؟

00:40:51.530 --> 00:40:53.520
‫من نمی‌تونم چیزی رو که می‌خوای بهت بدم

00:40:55.800 --> 00:40:59.050
‫- خونواده‌ای که می‌خوای
‫- گیتا، تو تنها چیزی هستی که من می‌خوام

00:40:59.150 --> 00:41:02.650
‫- ما همه‌ش در حال بدو بدوییم و پیرتر میشیم
‫- گیتا، بس کن!

00:41:09.870 --> 00:41:11.860
‫من دارم مجازات میشم؟

00:41:12.940 --> 00:41:14.590
‫یا تو؟

00:41:20.560 --> 00:41:22.550
‫من می‌خوام برم اروپا...

00:41:26.930 --> 00:41:28.930
‫خونه‌ام رو ببینم

00:41:30.180 --> 00:41:31.860
‫سیلکا...

00:41:33.250 --> 00:41:37.840
‫دختر استر، میمی، الان شونزده سالشه.
‫می‌خوام ببینمش

00:41:43.820 --> 00:41:46.530
‫- من برای این وضعیت کاری از دستم برنمیادش
‫- برنمیادش

00:41:52.430 --> 00:41:54.460
‫نمی‌دونستم که برمی‌گرده یا نه

00:41:58.890 --> 00:42:01.920
‫پس، حالا، باید اون اظهارنامه رو می‌نوشتم

00:42:06.510 --> 00:42:09.340
‫من می‌خوام حقیقت رو بگم، می‌دونی؟

00:42:12.530 --> 00:42:14.520
‫اما حقیقت چیه؟

00:42:19.190 --> 00:42:21.610
‫چطوره می‌تونم بدونم چه چیزی درسته؟

00:42:38.400 --> 00:42:40.400
‫تو برام مثل یه برادر بودی

00:43:15.640 --> 00:43:17.630
‫من اظهارنامه رو نوشتم،

00:43:18.250 --> 00:43:20.810
‫و بردم سفارت آلمان...

00:43:22.000 --> 00:43:24.200
‫و اون‌ها هم به دفتر حقوقی فرستادنش...

00:43:25.550 --> 00:43:27.780
‫و من دیگه هرگز ازشون خبری نشنیدم

00:43:29.220 --> 00:43:31.370
‫یادته چی نوشتی؟

00:43:38.870 --> 00:43:41.860
‫اینکه در گزینش‌ها حضور داشت...

00:43:44.090 --> 00:43:47.160
‫که من شاهد قتل عده زیادی به دست اون بودم...

00:43:50.230 --> 00:43:54.260
‫گاهی اوقات صرفاً به این
دلیل ‫که حالش گرفته بود

00:43:57.370 --> 00:43:59.360
‫اون به زندان افتادش

00:44:04.300 --> 00:44:07.060
‫من راجع به این محاکمه‌ها خوندم، لالی

00:44:09.170 --> 00:44:11.160
‫بارتزکی...

00:44:11.800 --> 00:44:13.800
‫خودش رو کشت

00:44:16.390 --> 00:44:19.340
‫اون یه روانی بی‌رحم بودش

00:44:24.270 --> 00:44:28.290
‫و اگه بخاطر اون نبود من امروز زنده نبودم

00:44:35.840 --> 00:44:38.630
‫و من باید تمام عمرم رو
‫با دونستن این زندگی کنم

00:45:25.760 --> 00:45:27.750
‫خیلی خوشگل شدی

00:45:30.710 --> 00:45:32.700
‫خودتم همین‌طور

00:45:39.310 --> 00:45:43.110
‫دلم برات تنگ شده بود
‫- منم دلم برات تنگ شده بود

00:45:48.410 --> 00:45:50.480
‫عه، داری غذا می‌پزی؟

00:45:52.520 --> 00:45:54.410
‫بوی خیلی خوبی میده

00:45:54.510 --> 00:45:56.700
‫- گرسنه‌ای؟
‫- خیلی گشنمه

00:46:00.690 --> 00:46:02.680
‫صبرکن

00:46:03.720 --> 00:46:05.710
‫باید باهات حرف بزنم

00:46:26.420 --> 00:46:29.010
‫من به آپارتمان قدیمی‌مون در براتیسلاوا رفتم

00:46:30.370 --> 00:46:32.460
‫داشتم به این که چون میز نداشتیم

00:46:32.570 --> 00:46:34.560
‫رو زمین می‌نشستیم، فکر می‌کردم

00:46:38.150 --> 00:46:40.140
‫اینکه چه امیدهایی تو ذهن داشتیم

00:46:42.170 --> 00:46:44.170
‫اینکه چقدر شاد بودیم

00:47:02.390 --> 00:47:04.380
‫لالی...

00:47:05.500 --> 00:47:07.690
‫چیزی نمونده بود که هواپیما رو از دست بدم

00:47:12.400 --> 00:47:14.390
‫خیلی مریض بودم

00:47:14.950 --> 00:47:16.520
‫مریض؟

00:47:18.240 --> 00:47:20.230
‫چرا بهم نگفتی؟

00:47:21.590 --> 00:47:26.330
‫رفتم دکتر، و گفتش مریضم...

00:47:31.000 --> 00:47:32.990
‫چون باردار بودم

00:47:35.580 --> 00:47:37.570
‫تو... چی؟

00:47:38.890 --> 00:47:41.480
‫گیتا... نه...

00:47:42.840 --> 00:47:47.380
‫- نه، اوه، گیتا
‫- قراره بچه‌دار بشیم

00:48:21.550 --> 00:48:24.100
‫گمونم دوست دارم که به اونجا برگردم

00:48:26.810 --> 00:48:29.010
‫آره، به بیرکنائو، به اردوگاه

00:48:32.320 --> 00:48:36.140
‫فکر می‌کردم دیگه هرگز به اروپا برنمی‌گردی

00:48:38.020 --> 00:48:42.280
‫می‌دونم، هیچ‌وقت نمی‌خواستم، ولی الان...

00:48:44.340 --> 00:48:46.330
‫قبول می‌کنی باهام بیای؟

00:48:48.480 --> 00:48:50.600
‫لالی، عه، این...

00:48:56.030 --> 00:48:58.300
‫بهتر نیست با پسرت این کار رو انجام بدی؟

00:49:02.500 --> 00:49:04.970
‫ما هرگز راجع به گذشته باهاش صحبت نکردیم

00:49:10.590 --> 00:49:12.210
‫البته اون می‌دونست

00:49:12.310 --> 00:49:15.580
‫اون کابوس‌های مادرش رو می‌دید

00:49:16.290 --> 00:49:18.490
‫آدم هیچ‌وقت نمی‌خواد بچه‌هاش دردش رو ببینند

00:49:19.530 --> 00:49:21.520
‫اما اون دیدش

00:49:23.870 --> 00:49:26.180
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اینقدر چیز بهت بگم

00:49:27.100 --> 00:49:30.170
‫و حالا که می‌دونی، پس باهام بیا

00:49:31.720 --> 00:49:33.760
‫مردم احتمالاً فکر کنند که تو دختر منی

00:49:34.670 --> 00:49:38.780
‫- یا پرستارت
‫- هی، بسه دیگه، شا!

00:49:45.000 --> 00:49:47.000
‫لالی خیلی خوشحال میشم...

00:49:48.950 --> 00:49:50.680
‫اگر که مطمئنی

00:49:50.780 --> 00:49:53.290
‫من می‌خوام برگردم به اردوگاه...

00:49:54.570 --> 00:49:56.560
‫به بیرکنائو...

00:49:57.800 --> 00:49:59.790
‫تا با این چشمای پیر ببینمش

00:50:01.430 --> 00:50:03.420
‫و با تو در کنارم...

00:50:04.500 --> 00:50:06.490
‫خیلی خوشحال میشم

00:51:08.290 --> 00:51:09.520
‫بیا

00:51:10.490 --> 00:51:12.040
‫تو سزاوار استراحتی

00:51:34.490 --> 00:51:48.490
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:52:02.330 --> 00:52:10.210
لالی سکالوف در سوم اکتبر در ٢٠٠٦ در آرامش فوت کرد

00:52:12.560 --> 00:52:17.790
و به اشترک گذاشن داستان لالی
با دنیا تبدیل به ماموریت هدر شد

00:52:17.920 --> 00:52:21.590
یازده سال طول کشید تا او ناشری برای کتابش پیدا کند

00:52:44.080 --> 00:53:36.760
[منبع: موزه و یادبود آشویتس بیرکنائو]

00:52:44.090 --> 00:52:48.970
‫شش میلیون یهودی در هولوکاست جان خود را از دست دادند.
‫که تنها یک میلیون از آن‌ها در آشویتس از بین رفتند

00:52:49.010 --> 00:52:53.700
اکثریت آن‌ها به محض رسیدن به اردوگاه
در اتاق‌های گاز پس از گزینش کشته شدند

00:52:53.810 --> 00:52:59.070
آشویتس بزرگترین اردوگاه کار اجباری
آلمان و مرکز کشتار جمعی یهودیان بود

00:52:59.100 --> 00:53:06.360
‫قریب به ٨٢٠٠ پرسنل اس‌اس در آشویتس خدمت کردند.
‫تنها حدود ده درصد از آن‌ها برای جرایمشان محاکمه شدند

00:53:06.650 --> 00:53:11.060
‫مابین سال‌های ١٩٤٠ و ١٩٤٥، آلمان نازی
‫حداقل ١.٣ میلیون یهودی را به آشویتس دیپورت کرد

00:53:11.150 --> 00:53:14.980
‫١.١٠٠.٠٠٠ میلیون نفر یهودی
‫١٤٠.٠٠٠ هزار نفر لهستانی
‫٢٣.٠٠٠ هزار نفر رومانیایی

00:53:15.000 --> 00:53:19.550
‫١٥.٠٠٠ هزار نفر اسیر جنگی روسی
‫٢٥٠٠٠ هزار نفر از سایر ملل، اقوام و گروه‌ها

00:53:19.700 --> 00:53:25.750
‫٢٣٢.٠٠٠ هزار نفر از دیپورتی‌ها از کودکان بودند که تنها
‫٧٠٠ نفر از آن‌ها در روز ٢٧ ژانویه سال ١٩٤٥ آزاد شدند

00:53:25.840 --> 00:53:36.750
‫١.١ میلیون نفر از کسانی که به
‫آشویتس دیورت شده بودند به قتل رسیدند

00:53:48.790 --> 00:53:51.010
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

00:53:51.110 --> 00:53:53.420
‫- هر زمان خواستیم می‌تونیم دست نگه‌دایم، باشه؟
‫- باشه

00:53:53.860 --> 00:53:55.110
‫خوبه

00:53:55.210 --> 00:53:59.510
‫مصاحبه با لو سکالوف، ٢١ فوریه ٢٠٠٤

00:54:00.270 --> 00:54:01.690
‫اسمت رو میگی، لطفاً؟

00:54:01.790 --> 00:54:03.920
‫اسم من لو ساکالوف‌ـه

00:54:04.020 --> 00:54:05.560
‫این اسمی که باهاش به دنیا اومدید؟

00:54:05.660 --> 00:54:08.930
‫نه، من با اسم لودویگ آیزنبرگ به دنیا اومدم

00:54:09.570 --> 00:54:13.550
‫- به چه اسمی معروف هستی؟
‫-لالی. بهم می‌گفتند لالی

00:54:14.110 --> 00:54:17.420
‫- ازدواج کردی، لالی؟
‫- نه، من متاهل بودم

00:54:17.940 --> 00:54:21.690
‫- اسم همسرت چی بود؟
‫- گیتا. گیتا ساکالوف

00:54:22.800 --> 00:54:26.710
‫- تو و گیتا کجا با هم آشنا شدید؟
‫- تو آشویتس بیرکنائو همو دیدیم

00:54:28.300 --> 00:54:31.550
‫منو از خونه پدر و مادرم بردند

00:54:31.650 --> 00:54:34.800
‫و مثل یه حیوون منتقلم کردن...

00:54:38.110 --> 00:54:40.110
‫به یه مکان نامعلوم

00:54:47.560 --> 00:54:48.860
‫من یه خالکوب بودم،

00:54:48.960 --> 00:54:51.790
‫یه تاتویرر تو آشویتس بیرکنائو بودم

00:54:55.214 --> 00:55:09.214
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.