﻿WEBVTT

00:00:17.040 --> 00:00:21.210
‫عالی نمی‌شد اگر یکی از ابرها

00:00:21.880 --> 00:00:26.410
می‌تونست در زمان غروب خورشید

00:00:26.920 --> 00:00:31.050
به بالای سر یک گودال برسه...؟

00:00:31.490 --> 00:00:38.790
 ‫این ها فکرهایی هستند که موقع ناراحتی به ذهنم می‌رسن

00:00:39.500 --> 00:00:49.240
‫درسته که توانی برای گشودن درهای بسته ندارم،

00:00:49.740 --> 00:00:59.450
‫اما توان تاب آوردن دارم چون که می‌دونم تنها نیستم

00:01:00.020 --> 00:01:09.820
‫همه‌ی ما از درون کودکان معصومی گریانیم

00:01:10.360 --> 00:01:15.200
‫که روی پله‌های آرزوهامون در حال بازیگوشی هستیم

00:01:15.300 --> 00:01:16.930
‫نگاه کن!

00:01:16.930 --> 00:01:17.330
‫ما داریم از کودکی خودمون لذت می‌بریم.

00:01:17.330 --> 00:01:23.770
‫ما داریم از کودکی خودمون لذت می‌بریم.

00:01:23.794 --> 00:01:38.794
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:39.740 --> 00:01:44.340
‫اصلا خوب نیست که 
‫اعضای یه خونواده توی اتاق خودشون جداگونه غذا بخورن.

00:01:44.550 --> 00:01:47.040
‫این باعث میشه قلبهاتون از هم جدا بیفته.

00:01:48.150 --> 00:01:51.050
‫اگه میلی به غذا خوردن نداری احتیاجی نیست خودتو مجبور کنی.

00:01:51.090 --> 00:01:55.350
‫ولی در هر حال،
‫بهتره که اعضای یک خانواده دور هم غذا بخورن.

00:01:55.390 --> 00:01:56.690
‫ماریا-سان!!

00:01:57.890 --> 00:01:59.150
‫مادام ماتیلدا!

00:01:59.190 --> 00:02:01.160
‫از این یکی نمی‌تونم چشم پوشی کنم.

00:02:01.160 --> 00:02:04.130
‫"اگه میلی به غذا خوردن نداری،
‫ نیازی نیست خودتو مجبور کنی؟"

00:02:04.130 --> 00:02:05.930
‫چه حرفا!

00:02:05.970 --> 00:02:09.270
‫توی این خونه یک همچین رفتار خودخواهانه‌ای
‫ کاملا نا‌بخشودنیه.

00:02:10.070 --> 00:02:11.660
‫خب، مادام ماتیلدا...

00:02:11.710 --> 00:02:13.070
‫ولی اول از همه،

00:02:13.140 --> 00:02:16.440
‫چرا اون غذاها روی زمین ریختن؟

00:02:16.940 --> 00:02:18.430
‫خب، اون...

00:02:20.320 --> 00:02:24.410
‫حتی فکر کردن به اینکه یه نفر از صومعه غذاش رو

00:02:24.520 --> 00:02:26.890
‫با یه همچین رفتار شلخته واری میخوره خنده داره!

00:02:26.920 --> 00:02:28.260
‫دارین در مورد من حرف می‌زنین؟

00:02:28.260 --> 00:02:31.710
‫به جز شما کی همچین رفتاری می‌تونه داشته باشه؟

00:02:34.030 --> 00:02:39.330
‫من به یاد نمیارم به بچه‌های این خونه،
.همچین رفتار زننده‌ای رو یاد داده باشم

00:02:39.630 --> 00:02:41.400
‫اما مادام ماتیلدا.

00:02:41.470 --> 00:02:44.800
‫من فقط داشتم به این بچه می‌گفتم که...

00:02:44.870 --> 00:02:46.600
‫اعضای یه خانواده باید در کنار همدیگه غذا بخورن.

00:02:46.640 --> 00:02:48.110
‫ساکت!

00:02:48.210 --> 00:02:51.580
‫یه دختر به سن تو چی می‌فهمه؟

00:02:59.750 --> 00:03:01.090
‫چیشده؟

00:03:01.120 --> 00:03:03.150
‫خب، مثل اینکه میمی رفت.

00:03:03.190 --> 00:03:04.320
‫بچه‌ها...

00:03:04.390 --> 00:03:05.980
‫چرا اینقدر مضطربین؟

00:03:06.030 --> 00:03:08.790
‫حواستون به غذا خوردنتون باشه.

00:03:11.830 --> 00:03:13.130
‫ماریا-سان.

00:03:13.170 --> 00:03:16.330
‫ما از شما خواستیم که به عنوان معلم سرخانه به اینجا بیاید.

00:03:16.400 --> 00:03:19.670
‫شما به اینجا نیومدین که قوانین و سنت های

00:03:19.710 --> 00:03:22.610
‫این خونه رو زیر پا بگذارید.

00:03:22.610 --> 00:03:24.940
‫شما فقط برای آموزش درسهاشون به اینجا اومدید.

00:03:25.010 --> 00:03:26.500
‫کاری داشتید؟

00:03:26.880 --> 00:03:28.080
‫میمی!

00:03:28.120 --> 00:03:29.310
‫بهت نگفته بودم

00:03:29.350 --> 00:03:32.410
‫که یکی رو موقع غذا خوردن ماریا بفرست پیشش تا حواسش بهش باشه؟

00:03:32.450 --> 00:03:35.590
‫ببخشید، ولی ماریای کوچولو...

00:03:35.420 --> 00:03:36.990
‫این چه طرز صحبت کردنه؟ -

00:03:37.060 --> 00:03:40.030
‫" متاسفم، ولی بانو ماریای کوچک..." این طرز درست صحبت کردنه.

00:03:40.090 --> 00:03:41.430
‫متاسفم.

00:03:41.560 --> 00:03:44.220
‫زود این جارو تمیز کن.

00:03:44.270 --> 00:03:44.960
‫بله.

00:03:45.170 --> 00:03:48.760
‫میخوام از این خونه بری.

00:03:49.070 --> 00:03:52.270
‫برگرد به اتاقت و تا وقتی صدات نکردم بیرون نیا.

00:03:53.470 --> 00:03:54.940
‫مادام ماتیلدا.

00:03:54.940 --> 00:03:56.530
‫چـ-چیه؟

00:03:56.580 --> 00:03:59.210
‫قبل از اینکه مردم رو قضاوت کنید،

00:03:59.280 --> 00:04:02.880
‫به نظر من مهمه که علت اصلی انجام اون کار رو ازشون بپرسید.

00:04:04.120 --> 00:04:07.950
‫تو...میخوای به من درس بدی؟

00:04:08.090 --> 00:04:10.580
‫چه معلم سرخونه باشی، چه خدمتکار،

00:04:10.630 --> 00:04:12.990
‫یا یه اشرافزاده و یا بچه،

00:04:13.030 --> 00:04:16.790
‫هر کسی باید بدون ترس و تعلل حق گفتن 
‫ نظرش رو داشته باشه.

00:04:34.750 --> 00:04:37.450
‫پدر، میشه به اتاقم برگردم؟

00:04:37.750 --> 00:04:39.650
‫هنوز غذاتو تموم نکردی.

00:04:39.790 --> 00:04:41.520
‫دیگه کاملا سیر شدم.

00:04:41.590 --> 00:04:44.650
‫به علاوه، هنوز تکالیف فردا رو تموم نکردم.

00:04:44.760 --> 00:04:46.920
‫حرفی نمی‌مونه، میتونی بری.

00:04:47.130 --> 00:04:48.960
‫بله، پدر!

00:04:59.210 --> 00:05:01.440
‫منم سیرم.

00:05:01.540 --> 00:05:02.240
‫منم.

00:05:03.080 --> 00:05:04.370
‫ممنونم بابت غذا.

00:05:04.410 --> 00:05:05.450
‫ورنر...

00:05:05.450 --> 00:05:07.210
‫این چه رفتاریه؟ ادبت کجا رفته؟

00:05:07.280 --> 00:05:09.250
‫متاسفم.

00:05:11.490 --> 00:05:13.620
‫من هنوز غذامو تموم نکردم...

00:05:13.620 --> 00:05:15.210
‫هیچ کسی تا وقتی که...

00:05:15.260 --> 00:05:19.020
‫آخرین نفر غذاشو بخوره، حق بلند شدن از پای میز رو نداره.

00:05:23.130 --> 00:05:24.830
‫هی، چیشده؟

00:05:24.870 --> 00:05:27.230
‫راستش هنوز سر درنیاوردم که دقیقا چه اتفاقی داره میفته.

00:05:27.340 --> 00:05:28.800
‫ماریا چیشد؟

00:05:28.870 --> 00:05:30.360
‫کدوم یکی؟

00:05:30.440 --> 00:05:33.770
‫منظورتون معلوم جدیده یا بانو ماریای کوچک؟

00:05:34.110 --> 00:05:35.630
‫فراموشش کن! ایش

00:05:37.750 --> 00:05:41.370
‫سعی کن درست توضیح بدی
‫ تا منم بفهمم.

00:05:41.420 --> 00:05:43.780
‫ماریا غذارو ریخت؟

00:05:43.780 --> 00:05:44.840
‫نمی‌دونم.

00:05:44.890 --> 00:05:47.050
‫پس تو غذا رو ریختی؟

00:05:47.120 --> 00:05:48.110
‫نمی‌دونم.

00:05:48.160 --> 00:05:51.450
‫چطور نمی‌دونی خودت ریختی یانه؟

00:05:51.490 --> 00:05:53.230
‫من خواب بودم، نمی‌دونم.

00:05:53.230 --> 00:05:56.750
‫پس اگه اینجوریه، یعنی وقتی که تو خوب بودی، اون ماریا....

00:05:58.530 --> 00:06:03.840
	‫همین الان نگفتی نمی‌دونی؟

00:06:09.840 --> 00:06:11.610
‫بچه‌ی دردسرساز.

00:06:20.660 --> 00:06:24.020
‫امیدوارم زیاد بهش سخت نگیره.

00:06:27.700 --> 00:06:30.490
‫آه،خیلی گشنمه.

00:06:33.870 --> 00:06:37.330
‫بانو ماریا هیچکدوم از اینارو نخوردن؟

00:06:37.570 --> 00:06:40.240
‫قبل از اینکه مردم رو قضاوت کنید،

00:06:40.240 --> 00:06:41.970
‫به نظر من مهمه که علت اصلی انجام ‫اون کار رو ازشون بپرسید

00:06:42.010 --> 00:06:42.980
‫به نظر من مهمه که علت اصلی انجام ‫اون کار رو ازشون بپرسید

00:06:42.980 --> 00:06:44.310
‫ها؟

00:06:44.410 --> 00:06:46.710
‫چه معلم سرخونه باشی، چه خدمتکار،

00:06:46.850 --> 00:06:49.080
‫یا یه اشرافزاده و یا بچه،

00:06:49.120 --> 00:06:51.610
‫هر کسی باید بدون ترس و تعلل حق گفتن 
‫ نظرش رو داشته باشه.

00:06:51.650 --> 00:06:53.780
‫میمی، حالت خوبه؟

00:06:55.520 --> 00:06:58.750
‫داره جالب میشه، رزی.

00:06:58.890 --> 00:07:01.620
‫مسخره بازی رو تمومش کن و بیا کمک کن، میمی.

00:07:01.760 --> 00:07:05.030
‫از کی تا حالا تو به من دستور میدی، کلارین؟

00:07:05.070 --> 00:07:08.300
‫چون همه غذاشونو تموم کردن،

00:07:08.340 --> 00:07:09.540
‫و تو حتی به خودت زحمت اومدن ندادی.

00:07:09.540 --> 00:07:10.170
‫هومف! -

00:07:10.170 --> 00:07:12.160
‫چی؟

00:07:12.240 --> 00:07:13.370
‫شما دوتا!

00:07:13.440 --> 00:07:16.040
‫وقتا با حرفای بیخود هدر ندید.

00:07:16.180 --> 00:07:16.840
‫رزی.

00:07:16.910 --> 00:07:18.110
‫بله؟

00:07:18.210 --> 00:07:21.250
‫ماتیلدا-ساما به اتاق غذا خوری برمی‌گردن.

00:07:21.250 --> 00:07:22.650
‫لطفا، سوپ رو سرو کن.

00:07:22.720 --> 00:07:23.840
‫بله.

00:07:24.420 --> 00:07:27.180
‫من میرم  پیش ماتیلدا-ساما.

00:07:27.220 --> 00:07:29.710
‫هوم، پاچه خواری تا چه حد؟

00:07:30.260 --> 00:07:31.220
‫اوه، راستی.

00:07:31.260 --> 00:07:32.230
‫هانس-ساما.

00:07:32.790 --> 00:07:33.690
‫چیه؟

00:07:33.730 --> 00:07:37.130
‫غذای ماریا-سنسی چه میشه؟

00:07:37.260 --> 00:07:38.530
‫نیازی نیست نگران اون باشی.

00:07:40.100 --> 00:07:41.730
‫اینطوریه؟

00:07:46.570 --> 00:07:50.870
‫چرا نگفتی اون معلمه غذاتو ریخت روی زمین؟

00:07:50.950 --> 00:07:51.600
‫چون ....

00:07:51.850 --> 00:07:54.420
‫نزدیک بود بتونیم از خونه بندازیمش بیرونا...

00:07:54.420 --> 00:07:58.750
‫ولی مگه مامان نمی‌گفت نباید دروغ بگیم؟

00:07:58.750 --> 00:08:01.350
‫الان می‌خوایم معلمه رو بیرون کنیم خب.

00:08:01.420 --> 00:08:05.450
‫حتی اگه مامانم بود این یکی رو
‫ جز موارد استثنا در نظر میگرفت.

00:08:05.490 --> 00:08:08.290
‫استثنا؟

00:08:08.530 --> 00:08:11.930
‫مامان هیچوقت به من همچین چیزی نگفت.

00:08:13.070 --> 00:08:15.590
‫ولی به من گفت.

00:08:16.100 --> 00:08:17.300
‫واقعا؟

00:08:18.010 --> 00:08:19.670
‫آره، واقعا.

00:08:20.010 --> 00:08:20.970
‫که اینطور...

00:08:21.310 --> 00:08:23.470
‫به من نگفت.

00:08:23.710 --> 00:08:26.680
‫چه بی انصاف..

00:08:31.750 --> 00:08:34.620
‫هِی، معلمه چیشد؟

00:08:35.360 --> 00:08:37.150
‫مثل اینکه به همین زودی می‌تونیم از شرش خلاص شیم.

00:08:37.390 --> 00:08:39.790
‫ولی اینجوری بودن ماریا...

00:08:45.770 --> 00:08:46.960
‫صدای پا میاد.

00:08:51.710 --> 00:08:53.970
‫بگید من اینجا نیستم.

00:08:54.110 --> 00:08:55.580
‫کی داره میاد؟

00:08:55.640 --> 00:08:56.670
‫مادام ماتیلدا؟

00:09:02.380 --> 00:09:04.580
‫بـ --بیاید داخل.

00:09:05.520 --> 00:09:09.390
‫اوه، چخبره؟ همه‌تونم که هستین.

00:09:10.930 --> 00:09:13.120
‫ماریا کجاست؟

00:09:18.600 --> 00:09:22.800
‫اوه، پس ماریا اینجا نیست؟

00:09:22.870 --> 00:09:24.430
‫چه بد شد.

00:09:24.470 --> 00:09:28.770
‫یه چیز خیلی مهم میخواستم بهش بگم.

00:09:32.980 --> 00:09:35.280
‫خب حالا که ماریا اینجا نیست،

00:09:35.320 --> 00:09:37.180
‫میخوام شماها از قول من بهش بگین که،

00:09:37.250 --> 00:09:40.910
‫من ازش عصبانی نیستم.

00:09:47.500 --> 00:09:48.520
‫قایم شو!

00:09:49.760 --> 00:09:52.670
‫مادام ماتیلدا داره از پله بالا میاد.

00:09:54.300 --> 00:09:56.100
‫زود باشید! برگردید به اتاقتون!

00:09:56.670 --> 00:09:57.470
!زود باشید

00:10:11.450 --> 00:10:14.050
‫خب مثل اینکه اینجا نمیاد.

00:10:14.120 --> 00:10:18.020
‫به نظرم خیلی عالیه که می‌تونی با صدای
‫ قدمها بفهمی که کی داره به اتاقت میاد؟

00:10:18.060 --> 00:10:19.890
‫نه! قایم شو!

00:10:19.930 --> 00:10:21.900
‫ولی دلیلی نمی‌بینم قایم شم.

00:10:21.900 --> 00:10:23.200
‫دعوات نمی‌کنه؟

00:10:23.200 --> 00:10:25.830
‫من که کار بدی نکردم.

00:10:25.870 --> 00:10:27.060
‫بیا ببینم.

00:10:29.040 --> 00:10:30.300
‫افرین.

00:10:32.870 --> 00:10:37.870
‫می‌خوام صحبت اون موقعمون رو ادامه بدیم.

00:10:38.850 --> 00:10:41.040
‫وقتی با خانواده‌ت پیش هم زندگی می‌کنی،

00:10:41.080 --> 00:10:43.550
‫تنهایی غذا خوردن اصلا خوب نیست.

00:10:43.620 --> 00:10:45.550
‫این طور فکر نمی‌کنی؟

00:10:47.220 --> 00:10:50.380
‫چرا باید غذا بخورم؟

00:10:52.830 --> 00:10:55.460
‫نمی‌خوام بخورم.

00:10:55.484 --> 00:11:05.484
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:05.510 --> 00:11:07.500
‫غذا خوردنو دوست نداری؟

00:11:08.680 --> 00:11:09.840
‫ماریا؟

00:11:12.950 --> 00:11:14.140
‫ها؟

00:11:24.390 --> 00:11:27.050
‫اگه غذا نخوری
‫ بزرگ نمی‌شی.

00:11:27.130 --> 00:11:29.460
‫نمی‌خوام بزرگ شم.

00:11:29.500 --> 00:11:31.930
‫می‌خوای تا همیشه کوچولو بمونی؟

00:11:39.610 --> 00:11:42.380
‫ماریا، گریه نکن.

00:11:42.380 --> 00:11:46.680
‫دیگه الان دیر وقته، می‌تونی فردا دلیلشو بهم بگی.

00:11:52.190 --> 00:11:53.810
‫شب بخیر، ماریا.

00:11:57.560 --> 00:11:58.650
‫لطفا!

00:11:59.830 --> 00:12:02.320
‫تا وقتی که خوابم می‌بره پیشم بمون.

00:12:03.230 --> 00:12:05.930
‫حتما، همین جا می‌مونم.

00:12:20.710 --> 00:12:25.380
‫باورم نمیشه صومعه‌ی نونبرگ همچین معلم بی نزاکتی رو فرستاده.

00:12:25.450 --> 00:12:29.910
‫بهتره که بفرستیش بره.

00:12:30.460 --> 00:12:31.690
‫این طور فکر میکنید؟

00:12:31.990 --> 00:12:37.090
‫اون نسبت به معلمهای قبلی که آوردیم فرق داره.

00:12:37.230 --> 00:12:41.100
‫کاملا مشخصه، رفتارش خیلی پسرونه‌ست.

00:12:41.140 --> 00:12:45.440
‫هیچکدوم از بین اون 25 نفر قبلی این طوری نبودن.

00:12:45.470 --> 00:12:47.600
‫خب، همینطوری بودن که ...

00:12:47.680 --> 00:12:50.470
‫تا به الان هیچ معلمی توی این خونه موندگار نشده.

00:12:50.510 --> 00:12:52.640
‫اون دختر بچه....

00:12:52.680 --> 00:12:54.980
‫نمی‌تونی ازش توقع داشته باشی که بچه‌های مودب و

00:12:55.020 --> 00:12:57.250
‫و با نزاکتی رو برای این خونه تربیت کنه.

00:12:57.250 --> 00:13:01.810
‫از کجا معلوم؟
‫ شاید همین یکی بتونه جای خودشو توی دل بچه ها باز کنه.

00:13:01.860 --> 00:13:03.350
‫گئورگ، تو..

00:13:03.490 --> 00:13:04.790
‫بنظرت منطقی نیست؟

00:13:07.660 --> 00:13:08.900
‫بله...

00:13:08.900 --> 00:13:13.130
‫چرا یکم دیگه بهشون مهلت ندیم؟

00:13:18.070 --> 00:13:19.840
‫به هر حال، گئورگ...

00:13:19.910 --> 00:13:24.070
‫نامزدیت با ایوونو-هیمه به کجا رسید؟

00:13:24.240 --> 00:13:26.310
‫هنوز جوابی نداده.

00:13:26.310 --> 00:13:30.250
‫اون میخواد با یه نفر که 7 تا بچه داره ازدواج کنه،

00:13:30.320 --> 00:13:34.360
‫اگه تعللی هم داره، کاملا طبیعیه.

00:13:34.360 --> 00:13:37.290
‫کی قراره ازدواج کنین؟

00:13:37.360 --> 00:13:40.430
‫دو سال از زمانی که آگاتا فوت شده می‌گذره.

00:13:40.430 --> 00:13:45.330
‫من دلم برای این بچه‌ها که بی مادر شدن سوخت،
‫ برای همین اومدم تا مراقبشون باشم.

00:13:45.400 --> 00:13:48.560
‫ولی کم کم دارم دلتنگ وین میشم.

00:13:48.600 --> 00:13:53.230
‫شما واقعا از زمانی که همسرم فوت شده
‫ کمک زیادی به ما کردین.

00:13:53.440 --> 00:13:56.380
‫ممنوم، مادام ماتیلدا.

00:13:56.540 --> 00:13:59.140
‫اگه این حرفارو از ته دلت میزنی،

00:13:59.180 --> 00:14:03.170
‫پس گئورگ، تو باید هر چه سریعتر
‫ با ایوونو-هیمه ازدواج کنی.

00:14:03.250 --> 00:14:07.350
‫چیزی که بچه‌های تو بهش احتیاج دارن، معلم سرخونه نیست.

00:14:07.450 --> 00:14:09.220
‫بلکه یه مادره.

00:14:26.940 --> 00:14:29.430
‫فردا میبینمت، ماریا.

00:14:46.490 --> 00:14:47.890
‫مامان...

00:15:00.510 --> 00:15:03.970
‫شنیدم جلوی مادام ماتیلدا وایسادی.

00:15:04.040 --> 00:15:05.770
‫خــ....خب...

00:15:05.810 --> 00:15:08.080
‫تو برای معلمی خیلی جوونی.

00:15:08.650 --> 00:15:11.380
‫من رزی‌ام، سرآشپز این عمارت.

00:15:11.450 --> 00:15:13.110
‫چند سالته؟

00:15:13.150 --> 00:15:14.250
‫18 سال.

00:15:16.320 --> 00:15:21.190
‫اوه پس حتما دلیل محکمی داشتی که
‫ توی این سن به صومعه بری.

00:15:21.260 --> 00:15:24.390
‫اوم، از من چی میخواین؟

00:15:24.570 --> 00:15:29.560
‫اون مادام ماتیلدا واقعا انسان بدجنسیه.

00:15:29.700 --> 00:15:32.370
‫هه، با خودم گفتم حتما گرسنه‌ای.

00:15:36.580 --> 00:15:38.640
‫ها، یه راز بین خودمون باشه.

00:15:39.010 --> 00:15:43.070
‫من واقعا اون مادام ماتیلدا رو درک نمی‌کنم.

00:15:44.280 --> 00:15:47.790
‫اون همش داره پز وین رو میده.

00:15:47.790 --> 00:15:50.760
‫حتی کلی از سس تیرولی مخصوص من ایراد گرفت.

00:15:50.790 --> 00:15:52.880
‫میگفت طعم سس های وین رو نمیده.

00:15:52.960 --> 00:15:55.760
‫سس تیرولی باید مزه‌ی سس تیرولی رو بده.

00:15:55.760 --> 00:16:01.430
‫وقتی شنیدم که جلوش وایسادی، کلی تو دلم ذوق کردم.

00:16:12.950 --> 00:16:16.380
‫منتظر چی هستی؟
‫ زودتر بخورش تا سرد نشده.

00:16:16.450 --> 00:16:17.510
‫بله!

00:16:20.220 --> 00:16:25.390
‫بنظر خوشمزه میاد، 
‫ داشتم از گشنگی می‌مردم.

00:16:25.390 --> 00:16:27.690
‫ممنونم، رزی-سان.

00:16:27.760 --> 00:16:31.420
‫قابلت رو نداشت، بشین.

00:16:32.670 --> 00:16:36.760
‫خداوندا، ازت خواستاریم که به این نعمت برکت بدی.

00:16:36.870 --> 00:16:38.570
‫ممنونم.

00:16:44.510 --> 00:16:46.240
‫غذا نمیخوره؟

00:16:48.250 --> 00:16:50.340
‫میدونی، به عنوان یه آشپز...

00:16:50.380 --> 00:16:52.110
‫میتونم با نگاه کردن بشقاب غذای
‫ آدمها بفهمم که...غذا رو خوردن یا نخوردن؟

00:16:52.150 --> 00:16:57.420
‫یا اینکه اصلا دوستش داشتن یا نداشتن.

00:16:58.360 --> 00:17:00.990
‫میدونی، بشقاب های غذای ماریا کوچولو...

00:17:01.060 --> 00:17:03.050
‫زیادی تمیزن.

00:17:03.260 --> 00:17:07.360
‫انقدر تمیزن که انگار همه‌شونو دور ریخته.

00:17:07.730 --> 00:17:10.260
‫غذارو میریزه دور؟

00:17:10.570 --> 00:17:15.240
‫حتی قاشق و چنگال هم جوری برق میزنن، 
‫ که مشخصه اصلا استفاده نشدن.

00:17:20.310 --> 00:17:22.380
‫چرا نمی‌خواد غذا بخوره؟

00:17:22.380 --> 00:17:23.940
‫اگه غذا نمی‌خوره،

00:17:23.980 --> 00:17:26.450
‫این معنی رو نمی‌ده که نمی‌خواد زنده بمونه؟

00:17:26.550 --> 00:17:29.750
‫امکان نداره، ماریا فقط 8 سالشه.

00:17:30.290 --> 00:17:33.450
‫نمیدونم جناب ترپ متوجه شدن یا نه؟

00:17:54.680 --> 00:17:56.620
‫هی! سنسی!

00:17:56.820 --> 00:18:00.050
‫صبح زود برای پیاده روی اومدین بیرون؟

00:18:00.590 --> 00:18:02.250
‫اوم، ببخشید؟

00:18:02.320 --> 00:18:04.220
‫به این زودی منو یادت رفت؟

00:18:04.260 --> 00:18:08.060
‫دیروز وقتی از اتوبوس پیاده شدی همو دیدیم.

00:18:08.530 --> 00:18:11.120
‫اوه درسته، بهم گفتین چطوری اینجارو پیدا کنم.

00:18:11.200 --> 00:18:14.300
‫مثل اینکه مثل قدیما دیگه جذاب نیستم.

00:18:14.300 --> 00:18:16.600
‫افسرده شدم.

00:18:21.980 --> 00:18:26.140
‫من فرانزم، اینجا از مزرعه ها مراقبت می‌کنم..

00:18:26.210 --> 00:18:27.010
‫منم ماریا هستم.

00:18:27.050 --> 00:18:30.250
‫دوست داری مزرعه‌های این اطرافرو نشونت بدم؟

00:18:30.250 --> 00:18:31.050
‫البته!

00:18:31.520 --> 00:18:33.990
‫اوه، ولی اون طوری برای صبحونه دیر می‌کنم.

00:18:34.050 --> 00:18:36.890
‫بعد غرغرهای ماتیلدا-ساما شروع میشه.

00:18:36.920 --> 00:18:40.260
‫اون واقعا مایه‌ی دردسره کاپیتانه.

00:18:40.460 --> 00:18:43.400
‫		بچه ها مایه‌ی دردسرشون نیستن؟

00:18:43.460 --> 00:18:47.370
‫خب، آره از وقتی که همسرشون فوت کرده،

00:18:47.370 --> 00:18:49.900
‫ایشون خیلی نگران بچه‌هاشونن

00:18:49.900 --> 00:18:53.360
‫کاپیتان شور زندگیش رو از دست داد.

00:18:53.440 --> 00:18:57.600
‫اوم، همسرشون بخاطر بیماری فوت نکردن؟

00:18:59.150 --> 00:19:02.080
‫تب سرخ بود.

00:19:02.550 --> 00:19:06.620
‫خانوم و ماریا کوچولو همیشه توی
‫ یه تخت کنار همدیگه می‌خوابیدن.

00:19:06.620 --> 00:19:08.380
‫و ...

00:19:08.420 --> 00:19:11.480
‫پس بیماری ماریا به مادرش منتقل شد...

00:19:11.530 --> 00:19:13.550
‫نه، کاملا برعکس...

00:19:14.030 --> 00:19:16.830
‫اول، مادر ماریا بود که مبتلا به اون بیماری بود...

00:19:16.830 --> 00:19:19.660
‫و بعد بیماری به ماریا کوچولو منتقل شد.

00:19:19.830 --> 00:19:22.800
‫اون بچه بیشتر از بقیه‌ی خواهر برادرهاش
‫به مادرش وابسته بود.

00:19:23.000 --> 00:19:25.530
‫حتی اونم زندگیش در خطر بود.

00:19:25.570 --> 00:19:29.300
‫با اینکه زندگیش نجات پیدا کرد
‫ ولی قلبش ضعیف شده.

00:19:29.380 --> 00:19:34.510
‫وقتی همسر کاپیتان فوت کرد،
‫ غم بزرگ ایشون فقط دو برابر شد.

00:19:36.250 --> 00:19:37.840
‫پس همون طور که دیدی...

00:19:41.860 --> 00:19:44.950
‫لطفا همه‌ی تلاشتو بکن، ماریا-سنسی.

00:19:45.390 --> 00:19:46.290
‫چشم!

00:19:57.570 --> 00:19:58.660
!آره

00:20:00.140 --> 00:20:01.510
‫صبح بخیر.

00:20:02.140 --> 00:20:04.780
‫صبح بخیر بانو ماریا!

00:20:04.780 --> 00:20:07.770
‫صبح بخیر بانو ماریا!

00:20:15.260 --> 00:20:18.120
‫از وقتی بانوی ماریای کوچک دیگه به مدرسه نمی‌رن،

00:20:18.190 --> 00:20:20.630
‫
‫ خیلی دیرتر از بقیه از خواب بیدار می‌شن.

00:20:20.690 --> 00:20:22.750
‫درست مثل ماتیلدا-ساما.

00:20:27.900 --> 00:20:29.560
‫جناب بارون...

00:20:29.940 --> 00:20:31.140
‫بله؟

00:20:31.140 --> 00:20:34.470
‫مادر روحانی صومعه به من گفتن...

00:20:34.510 --> 00:20:36.910
‫تا برای 9 ماه به اینجا بیام.

00:20:36.980 --> 00:20:39.100
‫و تا ماه ژون اینجا پیش خانواده‌ی شما بمونم.

00:20:39.610 --> 00:20:44.350
‫وظایف من به عنوان معلم
‫ و خواهر روحانی، تفاوت چندانی باهم ندارن.

00:20:45.590 --> 00:20:47.880
‫من هیچ کار خارج از عرفی انجام نمی‌دم.

00:20:47.920 --> 00:20:50.820
‫اگر حرفاتون بابت مادام ماتیلداست،

00:20:50.920 --> 00:20:52.820
‫دیگه احتیاجی به نگرانی نیست.

00:20:54.730 --> 00:20:58.430
‫الان مدرسه‌تون دیر میشه، زود باشید.

00:20:59.230 --> 00:21:01.330
‫شماها هم خوب گوش کنید.

00:21:02.270 --> 00:21:03.790
‫بانو ماریا...

00:21:04.340 --> 00:21:06.360
‫میخوام رک صحبت کنم.

00:21:06.570 --> 00:21:08.340
‫اگه همه‌ی معلم ها و پرستارهایی که تا به الان

00:21:08.380 --> 00:21:11.570
‫در طی دو سال اخیر
‫ به این عمارت اومدن رو جمع کنید،

00:21:11.650 --> 00:21:14.510
‫سرجمع میشن 25 نفر!

00:21:15.850 --> 00:21:18.080
‫از بین این 25 نفری که به اینجا اومدن،

00:21:18.080 --> 00:21:20.580
‫هیچکدومشون بیشتر از 2 ماه دووم نیوردن.

00:21:23.520 --> 00:21:26.720
‫من مایلم که شما بیشتر پیشمون بمونید.

00:21:29.560 --> 00:21:30.930
‫بله حتما!

00:21:31.000 --> 00:21:34.520
‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته، 
‫ من حتما اینجا می‌مونم.

00:21:34.600 --> 00:21:38.060
‫بعد از 9 ماه دوباره به صومعه برمیگردم.

00:21:38.240 --> 00:21:40.140
‫ازتون واقعا ممنونم.

00:21:44.950 --> 00:21:48.210
‫میرم ماریا رو بیدار کنم.

00:21:48.280 --> 00:21:49.180
‫صبر کنید.

00:21:59.390 --> 00:22:04.690
‫مادام ماتیلدا جعبه‌ی ربان ماریا کوچولو رو ازش گرفت.

00:22:04.800 --> 00:22:07.600
‫وقتی که برای پس گرفتن اون جعبه رفتم.

00:22:07.700 --> 00:22:10.600
‫شروع به زیر سوال بردن شیوه‌ی تدریس من کردن.

00:22:10.670 --> 00:22:15.570
‫قسمت بعدی:" ماریا عامل ایجاد مشکل"

00:22:22.200 --> 00:22:30.570
‫در حالی که از تپه بالا میرم، نفس عمیقی می‌کشم.

00:22:31.770 --> 00:22:38.650
من نمی‌تونم در روزهای سخت لبخند بزنم

00:22:39.580 --> 00:22:48.050
این ویژگی مشترک همه‌ی ترسوهاست

00:22:49.130 --> 00:22:56.220
اما می‌خوام به بالهای فردا ایمان داشته باشم

00:22:56.670 --> 00:23:06.560
هر دو اونها (غم و شادی) نوای مخصوص به خودشون رو می‌نوازنن

00:23:07.410 --> 00:23:16.510
زمانی که اشک می‌ریزیم، درسهای خوشحالی رو یاد می‌گیریم

00:23:16.620 --> 00:23:28.620
حالا دستهات رو جوری که من باز میکنم، باز کن و

00:23:28.620 --> 00:23:32.620
!آهنگ من رو بخون