﻿WEBVTT

00:00:17.040 --> 00:00:21.210
‫عالی نمی‌شد اگر یکی از ابرها

00:00:21.880 --> 00:00:26.410
می‌تونست در زمان غروب خورشید

00:00:26.920 --> 00:00:31.050
به بالای سر یک گودال برسه...؟

00:00:31.490 --> 00:00:38.790
 ‫این ها فکرهایی هستند که موقع ناراحتی به ذهنم می‌رسن

00:00:39.500 --> 00:00:49.240
‫درسته که توانی برای گشودن درهای بسته ندارم،

00:00:49.740 --> 00:00:59.450
‫اما توان تاب آوردن دارم چون که می‌دونم تنها نیستم

00:01:00.020 --> 00:01:09.820
‫همه‌ی ما از درون کودکان معصومی گریانیم

00:01:10.360 --> 00:01:15.200
‫که روی پله‌های آرزوهامون در حال بازیگوشی هستیم

00:01:15.300 --> 00:01:16.930
‫نگاه کن!

00:01:16.930 --> 00:01:17.330
‫ما داریم از کودکی خودمون لذت می‌بریم.

00:01:17.330 --> 00:01:23.770
‫ما داریم از کودکی خودمون لذت می‌بریم.

00:01:23.794 --> 00:01:38.794
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:42.440 --> 00:01:44.740
‫بانو ماریا، لطفا بفرمایید داخل.

00:01:44.910 --> 00:01:45.440
‫بله.

00:01:58.730 --> 00:02:00.850
‫بانو ماریا، دلیلی که صداتون کردم،

00:02:01.060 --> 00:02:03.160
‫برای این بود که ازتون درخواستی داشتم.

00:02:03.270 --> 00:02:05.290
‫در خدمتم جناب ترپ.

00:02:05.770 --> 00:02:07.900
‫شما تازه به این خونه اومدین،

00:02:07.940 --> 00:02:11.800
‫و هنوز زمان کافی برای اینکه
‫ درست جاگیر بشین نداشتین و من متاسفم چون....

00:02:11.840 --> 00:02:13.170
‫حقیقت اینه که...

00:02:13.280 --> 00:02:14.040
‫بله؟

00:02:18.050 --> 00:02:23.820
‫حقیقت اینه که، من میخوام مسئولیت تدریس 
‫ یه بچه‌ی دیگه‌مو هم به شما بسپرم.

00:02:25.620 --> 00:02:27.920
‫یه نفر دیگه که باید درس بخونه؟

00:02:27.960 --> 00:02:30.750
‫بله، این یکی.

00:02:30.830 --> 00:02:32.320
‫ها، من؟

00:02:32.390 --> 00:02:33.830
‫یوهانا؟

00:02:34.060 --> 00:02:36.960
‫یعنی می‌گین، می‌خواین یوهانا
‫ هم معلم سرخونه داشته باشه؟

00:02:37.170 --> 00:02:41.470
‫مدرسه‌ی یوهانا برای این که تا اونجا پیاده بره،
‫ خیلی دوره و اینا همه ش باعث دردسر شماها میشه.

00:02:41.770 --> 00:02:45.170
‫یوهانا تازه هفته‌ی پیش شروع به مدرسه رفتن کرده،

00:02:45.370 --> 00:02:48.140
‫ولی گویا پاهای اون توان این همه پیاده روی رو نداره.

00:02:48.180 --> 00:02:51.440
‫و خیلی بد میشه اگه دوباره گم بشه.

00:02:51.510 --> 00:02:52.880
‫بانو ماریا

00:02:53.080 --> 00:02:56.640
‫از این که با وجود گرسنه‌ بودنتون،
‫ اومدین و دنبال من گشتین....

00:02:56.750 --> 00:02:58.620
‫ازتون ممنونم.

00:02:59.350 --> 00:03:03.190
‫آه، ولی من خیلی خوشحالم،
‫ به لطف این قضیه من و تو باهم دوست شدیم.

00:03:03.760 --> 00:03:05.190
‫خواهش می‌کنم.

00:03:11.470 --> 00:03:15.600
‫پدر، من میخوام با بانو ماریا درس بخونم.

00:03:16.270 --> 00:03:17.860
‫نه، یوهانا!

00:03:17.970 --> 00:03:22.210
‫پدر، چرا فکر می‌کنین یوهانا به معلم احتیاج داره؟
‫ نیازی به این کار نیست.

00:03:22.310 --> 00:03:24.070
‫اون که مریض نیست.

00:03:24.250 --> 00:03:27.110
‫ولی رفتن از خونه به مدرسه
‫ براش زیادی سخت نیست؟

00:03:27.220 --> 00:03:28.710
‫نظر تو چیه، روپرت؟

00:03:28.950 --> 00:03:31.440
‫بنظرم...منطقیه.

00:03:31.790 --> 00:03:34.190
‫روپرت، چطور اینو میگی؟

00:03:34.360 --> 00:03:37.020
‫ولی خب کاملا مشخصه
‫ که مدرسه برای یوهانا زیادی دوره.

00:03:37.090 --> 00:03:39.650
‫همین که امروز گم شد اینو تایید نمی‌کنه؟

00:03:40.060 --> 00:03:43.360
‫پس یعنی موافق اینی که یوهانا معلم سرخونه داشته باشه؟

00:03:44.030 --> 00:03:45.870
‫نه، من همچین چیزی نگفتم.

00:03:45.870 --> 00:03:48.500
‫ببین، واضح حرفتو نمیزنی.

00:03:48.800 --> 00:03:51.970
‫ولی خود یوهانا هم موافقه.

00:03:52.340 --> 00:03:56.740
‫یوهانا، نمیتونی اجازه بدی همچین
‫ چیزی از مدرسه رفتن منصرفت کنه.

00:03:56.880 --> 00:04:00.540
‫منم دقیقا همسن تو بودم که شروع به مدرسه رفتن کردم.

00:04:00.580 --> 00:04:02.740
‫اولش برای همه سخته،

00:04:02.990 --> 00:04:04.950
‫ولی اگه ادامه بدی قوی میشی.

00:04:05.420 --> 00:04:06.940
‫پس، خوب نیست که مثل بچه‌های لوس رفتار کنی.

00:04:07.690 --> 00:04:08.880
‫اما...

00:04:09.120 --> 00:04:10.920
‫ولی خیلی خسته‌ت می‌کنه، نه؟

00:04:11.060 --> 00:04:15.290
‫این قضیه ربطی به تو نداره، لطفا دخالت نکن.

00:04:19.640 --> 00:04:20.760
‫هدویگ!

00:04:20.870 --> 00:04:24.670
‫تا وقتی که یوهانا قوی تر بشه،

00:04:24.740 --> 00:04:27.830
‫من از بانو ماریا میخوام که طبق خواسته‌م عمل کنند.

00:04:28.040 --> 00:04:29.740
‫بنظرم تو هم باید بپذیری.

00:04:31.480 --> 00:04:33.110
‫یوهانا...

00:04:33.220 --> 00:04:35.780
‫یوهانا خواهر مائه، خودتم میدونی!

00:04:35.980 --> 00:04:37.950
‫خودمون هم می‌تونیم مراقبش باشیم.

00:04:38.490 --> 00:04:39.820
‫با من بیا، یوهانا.

00:04:44.360 --> 00:04:46.050
‫همون جا وایسا، هدویگ!

00:04:46.500 --> 00:04:48.530
‫ماریا، تو چیکار میکنی؟

00:04:48.530 --> 00:04:49.430
‫ها؟

00:04:51.000 --> 00:04:54.260
‫من هنوز در مورد موضوعی باید 
‫ با پدرت صحبت کنم، تو بهتره بری.

00:04:54.400 --> 00:04:55.200
‫باشه.

00:04:56.070 --> 00:04:57.100
‫بریم.

00:05:01.480 --> 00:05:05.610
‫پدر، من میخوام بانو ماریا معلمم باشن.

00:05:05.810 --> 00:05:07.870
‫باشه! خیالت از اون بابت راحت باشه.

00:05:12.750 --> 00:05:14.350
‫خداروشکر، هوم؟

00:05:14.990 --> 00:05:17.460
‫من میرم سعی کنم هدویگو راضی کنم.

00:05:17.860 --> 00:05:19.350
‫خب، بریم، ماریا.

00:05:26.470 --> 00:05:29.130
‫رفتار هدویگ خیلی بد بود.

00:05:29.200 --> 00:05:30.010
‫نه...

00:05:30.010 --> 00:05:33.840
‫سنش اینطور ایجاب میکنه، اتفاقا این قدرتش تحسین برانگیزه.

00:05:34.140 --> 00:05:36.700
‫ولی واسم سواله که چرا انقدر از من بدش میاد؟

00:05:36.750 --> 00:05:39.610
‫اون بچه از شما بدش نمیاد.

00:05:39.980 --> 00:05:40.540
‫ها؟

00:05:40.980 --> 00:05:43.650
‫مثل اینکه تجربه‌ای که با 25 معلم قبلی داشته، 

00:05:43.720 --> 00:05:47.820
‫باعث شده که نسبت به هر معلمی گارد داشته باشه.

00:05:48.060 --> 00:05:51.890
‫چرا اصلا انقدر معلم به این خونه اومده؟

00:05:53.500 --> 00:05:57.300
‫متاسفم که مزاحمتون شدم،
‫ ولی یه تماس اضطراری دارین.

00:05:57.730 --> 00:05:59.220
‫تماس اضطراری؟

00:06:04.040 --> 00:06:05.370
‫چی؟

00:06:05.740 --> 00:06:07.730
‫باید از یکی از این دو راه
‫ این مسئله رو حل و فصل کنید.

00:06:07.780 --> 00:06:09.770
‫متوجه‌م، سعی می‌کنم باهاشون حرف بزنم.

00:06:14.550 --> 00:06:18.450
‫اوممم، بانو ماریا، این یه تماس کاریه، پس...

00:06:18.650 --> 00:06:21.180
‫بعدا در مورد ماریا صحبت می‌کنیم.

00:06:21.390 --> 00:06:21.980
‫بله.

00:06:27.900 --> 00:06:31.330
‫چرا تا الان انقدر معلم عوض کردن؟

00:06:31.630 --> 00:06:34.570
	‫چی؟ پس یعنی یوهانا دیگه مدرسه نمیره؟

00:06:34.700 --> 00:06:36.730
‫مثل اینکه اینطوریه..

00:06:36.770 --> 00:06:38.260
‫یوهو...!

00:06:38.340 --> 00:06:41.400
‫دیگه میتونم بعد از مدرسه
‫ تا خونه بدوم و زودتر ناهار بخورم.

00:06:41.580 --> 00:06:43.200
‫خداروشکر...

00:06:43.450 --> 00:06:45.210
‫نه، هنوز تصمیمش گرفته نشده.

00:06:45.350 --> 00:06:48.080
‫به جز تو همه با این تصمیم موافقن.

00:06:48.320 --> 00:06:50.510
‫من کاملا مخالفم!

00:06:50.590 --> 00:06:53.210
‫همه‌تون گول خوردین، ماریا و یوهانا هم همینطور.

00:06:53.360 --> 00:06:54.950
‫اون بانو ماریا همه‌تونو گول زده.

00:06:58.390 --> 00:07:01.030
‫همه‌ی معلما اولش مهربونن،

00:07:01.030 --> 00:07:03.290
‫ولی همه‌ی این رفتارا بخاطر اینه که خود شیرینی کنند.

00:07:03.330 --> 00:07:04.930
‫همه‌شون تقلبی‌ان.

00:07:04.930 --> 00:07:07.560
‫به نظر تو بانو ماریا هم تقلبیه؟

00:07:07.670 --> 00:07:09.640
‫بله، حتما هست.

00:07:09.710 --> 00:07:11.430
‫چیش تقلبیه؟

00:07:12.210 --> 00:07:13.830
‫خب...اومم..

00:07:13.940 --> 00:07:16.310
‫ببین خودتم هنوز نمی‌دونی.

00:07:16.550 --> 00:07:20.570
‫شما هنوز یاد نگرفتین واقع بین باشین.

00:07:20.650 --> 00:07:23.620
‫حتی اگه الانم رفتارش خوب باشه
‫ دیر یا زود نقابشو برمیداره.

00:07:23.620 --> 00:07:26.420
‫خب، پس میشه تا وقتی نقابشو برمیداره بمونه؟

00:07:26.590 --> 00:07:27.210
‫آره!

00:07:27.320 --> 00:07:29.980
‫نه! اون موقع دیگه خیلی دیر میشه!

00:08:04.390 --> 00:08:05.450
‫اوکی!!

00:08:07.430 --> 00:08:09.660
‫اوه، همه‌تون اینجایین؟

00:08:11.170 --> 00:08:12.790
‫چی میخوای؟

00:08:12.830 --> 00:08:15.030
‫فکر کنم باید با هم حرف بزنیم.

00:08:15.300 --> 00:08:19.830
‫من با تو حرفی ندارم، لطفا برو بیرون.

00:08:21.180 --> 00:08:25.140
‫این مربوط به خواهرهاته، پس لطفا گوش کن.

00:08:25.310 --> 00:08:26.540
‫نمیخوام گوش کنم.

00:08:26.580 --> 00:08:27.810
‫هدویگ.

00:08:27.850 --> 00:08:29.710
‫کاری نمیشه کرد،

00:08:29.820 --> 00:08:31.880
‫پس لطفا برو بیرون.

00:08:33.660 --> 00:08:35.020
‫اوه، حالت خوبه؟

00:08:36.590 --> 00:08:39.620
‫بنظرم اگه تو انقدر با این قضیه مخالفت کنی،

00:08:39.660 --> 00:08:43.100
‫ماریا و یوهانا نمیتونن توی آرامش خاطر
‫ درس بخونن.

00:08:43.170 --> 00:08:44.890
‫باید حواسمون به این هم باشه.

00:08:45.130 --> 00:08:47.730
‫چون تا این جا متوجه شدم که
‫ تو واقعا خواهرخیلی خوبی برای اونها هستی.

00:08:48.240 --> 00:08:52.260
‫چطوری یه نفر که تازه از راه رسیده
‫ میتونه درکی از وضعیت یه جا داشته باشه؟

00:08:52.710 --> 00:08:54.870
‫و تو چرا داری نق میزنی، روپرت؟

00:08:54.940 --> 00:08:55.640
‫عه؟

00:08:55.640 --> 00:08:58.810
‫تو همیشه همین جوری هستی،
‫ فقط یه گوشه وایمیسی نگاه می‌کنی.

00:08:58.910 --> 00:09:01.640
‫بعدم منو مجبور می‌کنی تا همه‌ی کارای کثیفو انجام بدم.

00:09:01.720 --> 00:09:04.180
‫اونی که مجبور می‌کنه، تویی نه من.

00:09:04.250 --> 00:09:06.880
‫من کی مجبور کردم؟

00:09:06.920 --> 00:09:09.830
‫اگه این رفتار زورگویانه رو ادامه بدی.

00:09:09.830 --> 00:09:11.190
‫هیچوقت نمی‌تونی ازدواج کنی.

00:09:11.260 --> 00:09:13.850
‫فکر می‌کنی اشکالی نداره که اینطوری حرف بزنی؟

00:09:13.960 --> 00:09:16.450
‫هیچکسی هم با تو ازدواج ‌نمی‌کنه.

00:09:16.570 --> 00:09:17.530
‫غرغرو!

00:09:17.570 --> 00:09:18.500
‫بزدل!

00:09:18.570 --> 00:09:19.270
‫پسرنما!

00:09:19.270 --> 00:09:19.700
‫خودنما!

00:09:19.700 --> 00:09:20.400
‫خودنما!

00:09:20.740 --> 00:09:23.200
‫منو یادتون رفت؟

00:09:26.170 --> 00:09:28.070
‫مسخره کردن مارو تمومش کن.

00:09:28.940 --> 00:09:32.250
‫تو بچه‌ای یا بزرگی؟

00:09:32.250 --> 00:09:33.710
‫همین الان برو بیرون!

00:09:33.750 --> 00:09:36.220
‫چرا انقدر از معلما بدت میاد؟

00:09:36.280 --> 00:09:37.910
‫بدم میاد، چون بدم میاد!

00:09:37.990 --> 00:09:41.050
‫من مسئول تدریس ماریا و یوهانا ام.

00:09:41.190 --> 00:09:43.280
‫هیچ کاری هم به تو ندارم.

00:09:43.390 --> 00:09:47.520
‫من نمیتونم به یه غریبه اعتماد کنم.

00:09:53.440 --> 00:09:54.130
‫ها؟

00:09:54.840 --> 00:09:57.500
‫صدای چیه از اون بالا میاد؟

00:10:18.230 --> 00:10:19.450
‫زیادی محکم کشیدم.

00:10:21.830 --> 00:10:23.320
‫میشه بدیش بهم؟

00:10:24.230 --> 00:10:25.700
‫اوم...آره.

00:10:27.200 --> 00:10:28.500
‫ممنونم.

00:10:29.270 --> 00:10:31.170
‫اگه این باشه، میتونم درستش کنم.

00:10:31.170 --> 00:10:31.900
‫ها؟

00:10:31.924 --> 00:10:51.924
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:56.160 --> 00:10:57.960
‫آه، ماتیلدا-ساما.

00:10:58.030 --> 00:11:00.970
‫کلارین، این سروصدا برای چیه؟

00:11:01.000 --> 00:11:02.870
‫قضیه خیلی جدیه.

00:11:02.870 --> 00:11:05.200
‫میشه یه دقیقه تو گوشتون یه چیزی بگم؟

00:11:07.240 --> 00:11:09.440
‫ها؟ چی گفتی؟

00:11:13.320 --> 00:11:16.440
‫همون طور که فکر می‌کردم،
‫  بانک پرداخت هاش رو قطع کرده.

00:11:16.550 --> 00:11:18.990
‫دلیلش حتما بخاطر تقلب تجارت دانوب ریوره، نه؟

00:11:19.020 --> 00:11:20.720
‫تقلب نبود.

00:11:20.720 --> 00:11:24.420
‫یه برنامه بود که هنوز داره روش کار میشه.

00:11:24.490 --> 00:11:26.080
‫براشون توضیح داده بودم.

00:11:27.330 --> 00:11:28.460
‫بله.

00:11:31.500 --> 00:11:32.630
‫گئورگ،

00:11:32.800 --> 00:11:37.360
‫درسته که مسئولیت درسهای یوهانارو هم
‫ به بانو ماریا سپردی؟

00:11:37.470 --> 00:11:38.030
‫ها؟ 

00:11:38.740 --> 00:11:39.730
‫بله.

00:11:40.140 --> 00:11:42.630
‫و نباید بود قبلش هم به من خبر میدادی؟

00:11:42.810 --> 00:11:46.110
‫نه، این قضیه مرتبط با بانو ماریا و یوهانا بود.

00:11:46.210 --> 00:11:50.080
‫پس با خودم گفتم بهتره قبل از هرکسی به خودشون بگم.

00:11:51.250 --> 00:11:55.620
‫ولی من سرپرستار این خونه‌ام.

00:11:55.660 --> 00:11:57.630
‫و همه‌ی این ها به من هم مربوط میشه.

00:11:57.690 --> 00:11:59.430
‫از وقتی این بچه ها مادرشون رو از دست دادن،

00:11:59.430 --> 00:12:02.430
‫من مسئول همه چی بودم
‫ از سلامتشون گرفته تا تحصیلشون.

00:12:02.430 --> 00:12:04.590
‫فکر می‌کنم، همیشه همه جوره از خودم مایه گذاشتم.

00:12:04.630 --> 00:12:05.730
‫اشتباه می‌کنم؟

00:12:05.870 --> 00:12:08.530
‫نه، کاملا همینطوره.

00:12:08.600 --> 00:12:09.870
‫پس اگه اینه،

00:12:09.970 --> 00:12:13.910
‫بهتر نبود قبل از هرکسی منو هم درمیون بذاری؟

00:12:14.440 --> 00:12:15.070
‫بله.

00:12:15.140 --> 00:12:18.410
‫هدویگ همین الانشم بابت اینکه برای ماریا
‫ معلم سرخونه میاری سرکشی می‌کنه.

00:12:18.480 --> 00:12:21.140
‫اگه یوهانا هم همینطور بشه،

00:12:21.180 --> 00:12:24.150
‫اون دختر ساکت نمیشینه.

00:12:24.250 --> 00:12:26.080
‫اصلا متوجه هستی؟

00:12:26.620 --> 00:12:30.850
‫	نفرت هدویگ از معلمای سرخونه مسئله‌ی امروز و دیروز نیست.

00:12:31.060 --> 00:12:35.220
‫دقیقا بخاطر همینه که باید، به جای استخدام معلم سرخونه،

00:12:35.260 --> 00:12:39.200
‫هر چه سریعتر برای اون بچه‌ها یه مادر بیار.ی.

00:12:39.200 --> 00:12:41.830
‫بارها بهت اینو گفتم.

00:12:42.340 --> 00:12:45.860
‫دقیقا کی قراره با ایوونو-هیمه نامزد کنی؟

00:12:46.010 --> 00:12:47.170
‫قربان.

00:12:47.240 --> 00:12:49.610
‫یه مسئله‌ی خیلی ضروری پیش اومده.

00:12:49.640 --> 00:12:52.670
‫آینده ی کمپانی کشتی وگا در خطره.

00:12:52.780 --> 00:12:55.180
‫هومم، مادام ماتیلدا،

00:12:55.420 --> 00:12:59.440
‫متاسفم ولی گویا
‫ یه مسئله ی کاری پیش اومده که باید بهش بپردازم.

00:12:59.590 --> 00:13:02.650
‫میشه این موضوع رو به بعد موکول کنیم؟

00:13:03.530 --> 00:13:06.090
‫بعدا اگه شرایط بد شد فقط من رو مقصر ندون!

00:13:08.430 --> 00:13:10.300
‫هانس، ماشین رو آماده کن!

00:13:10.430 --> 00:13:12.530
‫شام نمیخورم، سریع تر باید بریم.

00:13:12.600 --> 00:13:13.790
‫بله، قربان.

00:13:15.700 --> 00:13:16.770
‫بیا.

00:13:16.770 --> 00:13:19.260
‫آه، ممنونم!

00:13:21.240 --> 00:13:24.610
‫چرا این همه معلم عوض کردن؟

00:13:24.980 --> 00:13:27.380
‫بهت میگم ولی بین خودمون باشه.

00:13:27.480 --> 00:13:29.350
‫باشه؟

00:13:29.520 --> 00:13:30.070
‫باشه.

00:13:30.390 --> 00:13:34.620
‫بعد از اینکه خانوم فوت شدن، آقا برای هر کدوم از بچه‌ها

00:13:34.720 --> 00:13:37.280
‫یه معلم سرخونه آوردن.

00:13:37.460 --> 00:13:40.490
‫همون موقع بود که مشکل اصلی شروع شد.

00:13:40.760 --> 00:13:45.030
‫شرایط جوری شد هر کدوم از
‫ بچه‌ها یا یه پرستار داشت و یا معلم.

00:13:45.170 --> 00:13:46.830
‫به عبارتی، هفت تا زن باهم.

00:13:46.900 --> 00:13:50.000
‫و اونا شروع به رقابت با هم کردن.

00:13:50.110 --> 00:13:51.130
‫رقابت؟

00:13:51.170 --> 00:13:54.200
‫هر کدومشون میخواستن تو چشم...

00:13:54.340 --> 00:13:59.410
‫آقا و یا مادام ماتیلدا خوب جلوه کنن،
‫ پس فقط برای اونا خودنمایی میکردن.

00:13:59.510 --> 00:14:03.310
‫و بچه‌هارو مجبور می‌کردن که ازشون تعریف کنن.

00:14:03.380 --> 00:14:07.450
‫" به مادام ماتیلدا اینو بگو" ،" به پدرت اونو بگو" و این جور چیزا.

00:14:07.560 --> 00:14:09.390
‫اوه ...

00:14:10.360 --> 00:14:12.020
‫همه‌شم همین نیست.

00:14:12.060 --> 00:14:15.230
‫همه چی به مرور بدتر شد...

00:14:15.230 --> 00:14:16.220
‫روزی! میمی!

00:14:17.370 --> 00:14:19.970
‫بهتون گفته بودم که نباید،

00:14:19.970 --> 00:14:23.340
‫در مورد مسئول مربوط به خونه حرف بزنین.

00:14:23.370 --> 00:14:23.860
‫بله.

00:14:23.970 --> 00:14:26.000
‫متاسفم، هانس-سان.

00:14:26.070 --> 00:14:29.100
‫اگه میخواید بیکار بشید،

00:14:29.210 --> 00:14:30.870
‫فقط یبار دیگه این رفتار رو تکرار کنید.

00:14:30.950 --> 00:14:31.670
‫بله.

00:14:32.080 --> 00:14:33.340
‫بانو ماریا.

00:14:33.380 --> 00:14:34.540
‫بـ بله؟

00:14:34.580 --> 00:14:37.710
‫اگه میخواید که توی این عمارت به کارتون ادامه بدید،

00:14:37.790 --> 00:14:39.690
‫اینو به خاطر بسپارید.

00:14:39.790 --> 00:14:43.090
‫اگه یبار دیگه همچین اتفاقی بیفته نه فقط شما،

00:14:43.220 --> 00:14:46.990
‫بلکه همه‌ی اون دوستهای وراجتون از کار بیکار میشن.

00:14:47.660 --> 00:14:48.750
‫فهمیدید؟

00:14:48.830 --> 00:14:49.760
‫بله

00:14:53.400 --> 00:14:55.160
‫بهتر نیست تا وقت شام،

00:14:55.200 --> 00:14:57.730
‫توی اتاقتون بمونید؟

00:14:57.910 --> 00:14:59.900
‫بله، درسته.

00:15:00.010 --> 00:15:02.600
‫رزی، آقا دارن میرن بیرون،

00:15:02.810 --> 00:15:05.080
‫احتیاجی نیست برای ایشون شام آماده کنی.

00:15:05.210 --> 00:15:06.410
‫بله.

00:15:09.420 --> 00:15:11.410
‫اوه، لعنتی.

00:15:25.930 --> 00:15:29.500
‫چرا این خونه‌های اشراف زاده ها اینقدر مقرراتی‌ان؟

00:15:34.080 --> 00:15:36.040
‫پس این طور که معلومه،

00:15:36.040 --> 00:15:40.710
‫بچه ها ابزار جنگ بین معلم ها بودن.

00:15:40.780 --> 00:15:45.150
‫برای همین هدویگ نمیتونه به معلما اعتماد کنه.

00:15:45.250 --> 00:15:46.690
‫دختر بیچاره.

00:15:47.290 --> 00:15:50.120
‫نمیتونه به آدم بزرگا اعتماد کنه.

00:15:50.330 --> 00:15:52.490
‫منو یاد خودم می‌ندازه.

00:15:56.870 --> 00:15:59.130
‫راستشو بگو، ماریا!

00:16:00.600 --> 00:16:04.560
‫راستشو گفتم، هیچ جایی نرفتم.

00:16:04.640 --> 00:16:05.770
‫راستشو گفتم!

00:16:08.010 --> 00:16:09.500
‫داری بهم دروغ می‌گی.

00:16:09.540 --> 00:16:11.010
‫دروغ نمی‌گم.

00:16:11.110 --> 00:16:13.780
‫ماریا هیچوقت دروغ نمی‌گه.

00:16:13.780 --> 00:16:15.810
‫مادر، لطفا ساکت باش.

00:16:15.880 --> 00:16:18.320
‫چرا فکر می‌کنید دارم دروغ می‌گم؟

00:16:18.420 --> 00:16:21.390
‫واقعا دارم راستشو می‌گم.

00:16:22.160 --> 00:16:24.320
‫کی میخوای تمومش کنی؟

00:16:24.360 --> 00:16:26.290
‫هنوز داری دروغ میگی!

00:16:35.670 --> 00:16:37.870
‫من دروغ نمی‌گفتم.

00:16:38.010 --> 00:16:39.970
‫ولی اون می‌خواست فکر کنه که دارم دروغ می‌گم.

00:16:40.070 --> 00:16:42.010
‫چرا همچین آدم بزرگایی وجود دارن؟

00:16:42.240 --> 00:16:43.900
‫چه دنیای عجیبیه.

00:16:47.780 --> 00:16:51.120
‫هی....این یه گرگه!
‫ ترسناکه، نه؟

00:17:11.370 --> 00:17:13.210
‫به نظر من بانو ماریا،

00:17:13.210 --> 00:17:17.510
‫یکم با معلمای قبلی که داشتیم فرق داره.

00:17:17.580 --> 00:17:19.670
‫فکر نمیکنی شاید بتونی یکم دوستش داشته باشی؟

00:17:19.710 --> 00:17:22.650
‫مسئله دوست داشتن یا دوست نداشتن من نیست.

00:17:22.950 --> 00:17:24.890
‫من از همه‌ی معلما بدم میاد.

00:17:25.350 --> 00:17:28.190
‫ولی اگه بانو ماریا بره،

00:17:28.220 --> 00:17:31.590
‫پدر یه معلم دیگه استخدام میکنه.

00:17:31.690 --> 00:17:35.320
‫و این قضیه هیچوقت تموم نمیشه.

00:17:35.400 --> 00:17:38.960
‫من نمیخوام یه زن بدجنس دیگه
‫ مثل اون قبلیه بیاد اینجا.

00:17:39.030 --> 00:17:41.700
‫من بانو ماریا رو دوست دارم.

00:17:41.740 --> 00:17:44.710
‫آره، اگه منم باید بود انتخاب کنم، همینو می‌گفتم.

00:18:39.860 --> 00:18:42.390
‫دوباره، همه‌مون از هم جدا افتادیم.

00:18:42.760 --> 00:18:44.760
‫مامان، چی کار کنم؟

00:18:48.240 --> 00:18:50.430
‫هدویگ، میشه صحبت کنیم؟

00:18:51.010 --> 00:18:53.500
‫چرا بدون دعوت به اتاق یکی دیگه میای؟

00:18:54.180 --> 00:18:57.800
‫من داستان 25 تا معلم قبلی رو شنیدم.

00:18:57.910 --> 00:19:01.970
‫گویا اون آدما یکم بچگانه رفتار کردن.

00:19:04.590 --> 00:19:05.610
‫ولی میدونی؟

00:19:05.690 --> 00:19:10.210
‫توی این دنیا، یه عالمه آدم بزرگ
‫ وجود داره که رفتاراشون خیلی بچگونه‌ست.

00:19:10.290 --> 00:19:13.420
‫پدر مادر تو به کمک همه‌ی این
 آدمای خوبی که اینجا پیشت هستن.

00:19:13.490 --> 00:19:16.020
‫تو رو خیلی خوب بزرگ کردن،

00:19:16.100 --> 00:19:19.830
‫برای همین دیدن یه همچین رفتارهایی
‫ از جانب اونها برات شوکه کننده بوده، نه؟

00:19:20.400 --> 00:19:23.930
‫شاید منو به عنوان معلم به این خونه فرستاده باشن،

00:19:23.970 --> 00:19:26.370
‫ولی من قلبا فقط یه دختر معمولی ام.

00:19:26.670 --> 00:19:30.940
‫دوست ندارم فقط چون معلمم
‫ بهم بی اعتماد باشی.

00:19:31.050 --> 00:19:35.110
‫تو هم پدر و مادر نداری نه، بانو ماریا؟

00:19:35.220 --> 00:19:39.780
‫درسته، مادرم وقتی دوسالم بود فوت شد.

00:19:39.850 --> 00:19:41.550
‫و پدرم وقتی نه ساله بودم.

00:19:41.660 --> 00:19:45.020
‫نه؟ حتی از منم کوچیکتر بودین.

00:19:45.360 --> 00:19:47.520
‫آره، تقربا همسن تو بودم.

00:19:47.800 --> 00:19:49.290
‫و بعد؟ بعدش چیشد؟

00:19:49.330 --> 00:19:53.600
‫یه پیرزنی بود که  منو به خوبی
‫ بزرگ کرد، تا وقتی که فارغ التحصیل شدم.

00:19:53.600 --> 00:19:56.400
‫اون موقع همسن روپرت بودم،

00:19:56.500 --> 00:19:58.500
‫و بعدش چیشد؟

00:19:58.570 --> 00:19:59.870
‫بعدش؟

00:20:00.040 --> 00:20:03.010
‫توی یه هتل توریستی به عنوان خدمتکار کار کردم و 

00:20:03.040 --> 00:20:07.710
‫داوری مسابقات تنیس رو برای ثروتمندا انجام دادم
‫ تا بتونم یکم پس انداز داشته باشم.

00:20:07.750 --> 00:20:12.740
‫همه ی این کارهارو فقط به این خاطر
‫ که دوست داشتم معلم بشم انجام دادم.

00:20:12.820 --> 00:20:17.150
‫بعدش امتحان ورودی دبیرستان رو دادم و از اونجا هم بورسیه تحصیلی گرفتم.

00:20:17.190 --> 00:20:19.760
‫و بعدش توی دانشگاه ملی وین درس خوندم.

00:20:19.760 --> 00:20:21.820
‫با همه ی اینکارا می‌گی هنوزم یه دختر معمولی‌ای؟

00:20:21.860 --> 00:20:22.890
‫درسته!

00:20:23.030 --> 00:20:27.660
‫شماها و من توی شرایط متفاوتی بزرگ شدیم،
‫ ولی در نهایت همه‌مون انسانیم

00:20:27.770 --> 00:20:30.640
‫همه‌مون قلب داریم، ناراحت می‌شیم، خوشحال می‌شیم.

00:20:30.710 --> 00:20:33.730
‫همه‌مون انسان هایی هستیم که
‫ احساس داریم، انسان هایی که مثل هم‌ان.

00:20:33.880 --> 00:20:37.170
‫هدویگ، زندگی همیشه پر از اتفاقات خوب نیست،

00:20:37.280 --> 00:20:39.750
‫ولی یه عالمه چیز برای خوشگذرونی داره.

00:20:39.810 --> 00:20:41.750
‫تو هم یه روزی کسی رو ملاقات می‌کنی و عاشقش می‌شی.

00:20:41.820 --> 00:20:44.880
‫لطفا، نترس!  دور قلبت دیوار نکش.

00:20:45.250 --> 00:20:49.920
‫بچه ها باید از آدما بد به عنوان نردبون
‫ استفاده کنن و برن بالا و بزرگ بشن.

00:20:49.990 --> 00:20:50.790
‫درست میگم؟

00:20:54.330 --> 00:20:56.160
‫ماشین چطوره؟

00:20:56.260 --> 00:20:58.130
‫بنظر میاد مشکلی نداره.

00:20:58.800 --> 00:21:00.130
‫جناب ترپ!

00:21:00.470 --> 00:21:01.440
‫ها؟

00:21:02.240 --> 00:21:04.370
‫هر اتفاقی که بیفته،

00:21:04.370 --> 00:21:09.140
‫من تا ماه ژون معلم
‫ سرخونه‌ی یوهانا و ماریا می‌مونم.

00:21:09.640 --> 00:21:11.340
‫به سلامت برید!

00:21:11.450 --> 00:21:13.240
‫به سلامت برید!

00:21:13.580 --> 00:21:15.640
‫واسم هدیه بیار!

00:21:16.850 --> 00:21:19.320
‫به سلامت برید!

00:21:19.890 --> 00:21:23.690
‫بانو ماریا، بچه هارو میسپرم به شما.

00:21:23.760 --> 00:21:24.490
‫به سلامت برید!

00:21:24.490 --> 00:21:26.290
‫بسپرینش به خودم!

00:21:26.290 --> 00:21:26.590
‫بسپرینش به خودم!

00:21:26.614 --> 00:21:36.614
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:36.638 --> 00:21:46.638
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:49.450 --> 00:21:53.480
‫گمونم این یکی مثل معلمای قبلی نیست.

00:22:00.190 --> 00:22:04.130
‫یه مهمون از عمارت ارل میاد؟

00:22:04.530 --> 00:22:08.970
‫واو گویا ایشون قراره همسر جدید جناب ترپ باشن.

00:22:09.070 --> 00:22:12.730
‫وقتی هدویگ در این مورد شنید،
‫ حسابی عصبانی شد...

00:22:12.840 --> 00:22:16.940
‫قسمت بعدی:" خوش خویی مهمه؟"

00:22:22.200 --> 00:22:30.570
‫در حالی که از تپه بالا میرم، نفس عمیقی می‌کشم.

00:22:31.770 --> 00:22:38.650
من نمی‌تونم در روزهای سخت لبخند بزنم

00:22:39.580 --> 00:22:48.050
این ویژگی مشترک همه‌ی ترسوهاست

00:22:49.130 --> 00:22:56.220
اما می‌خوام به بالهای فردا ایمان داشته باشم

00:22:56.670 --> 00:23:06.560
هر دو اونها (غم و شادی) نوای مخصوص به خودشون رو می‌نوازنن

00:23:07.410 --> 00:23:16.510
زمانی که اشک می‌ریزیم، درسهای خوشحالی رو یاد می‌گیریم

00:23:16.620 --> 00:23:28.620
حالا دستهات رو جوری که من باز میکنم، باز کن و

00:23:28.620 --> 00:23:32.620
!آهنگ من رو بخون