﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:15.100 --> 00:00:18.100
‫« فرجام خدایان »

00:00:18.540 --> 00:00:22.120
‫« قسمت دوم: نیزه‌ی بدعت‌گذار »

00:00:25.620 --> 00:00:26.620
‫سیگرید!

00:00:27.540 --> 00:00:28.870
‫سیگرید!

00:00:31.480 --> 00:00:33.000
‫سیگرید.

00:00:37.580 --> 00:00:39.420
‫سیگرید!

00:00:44.620 --> 00:00:47.580
‫سیگرید مجرد.

00:00:47.960 --> 00:00:50.260
‫خودسر و زخم‌دیده.

00:00:50.500 --> 00:00:52.080
‫چی ازم می‌خوای؟

00:00:52.160 --> 00:00:55.290
‫مدت زیادیـه که با خدایان زندگی می‌کنم

00:00:55.950 --> 00:00:59.450
‫اما قبل از هرچیزی از قماش غول‌هام.

00:01:00.120 --> 00:01:02.000
‫مدت زیادی نمی‌گذره که غول‌ها مُردن.

00:01:02.080 --> 00:01:04.200
‫برام مهم نیست خونت از چیـه.

00:01:04.200 --> 00:01:06.699
فقط این برام مهمـه که وقتی
‫ خون اون‌ها داشت ریخته می‌شد،

00:01:06.724 --> 00:01:07.836
‫تو قایم شده بودی.

00:01:07.860 --> 00:01:09.410
‫من چی؟

00:01:09.410 --> 00:01:10.870
‫من هم برای تو مُردم؟

00:01:11.870 --> 00:01:13.450
‫جایی که اومدی اسمش هِلـه،

00:01:14.160 --> 00:01:15.500
‫اما زنده می‌مونی.

00:01:16.450 --> 00:01:19.870
‫تو مهمان پادشاهی بلندبالای منی.

00:01:20.750 --> 00:01:22.870
‫هل همونطور که یه مکان هست

00:01:23.580 --> 00:01:25.790
‫یه شخص هم هست،

00:01:26.660 --> 00:01:29.620
‫دختر همیشه نیمه‌مُرده‌ی من.

00:01:30.830 --> 00:01:33.160
کشته‌شدگان جنگ که به والهالا میرن

00:01:33.250 --> 00:01:35.410
.توسط والکیری‌ها برده میشن

00:01:36.040 --> 00:01:40.080
‫هل دزدها و خائنین رو می‌بره...

00:01:40.160 --> 00:01:44.000
‫و همچنین درغگوها،‌ بزدل‌ها و رذل‌ها.

00:01:44.000 --> 00:01:46.200
‫فقط یکی‌شون برای من صدق می‌کنـه.

00:01:46.200 --> 00:01:49.500
‫به من هم گفتی مهمان.
‫مهمانان تو می‌تونن آزادانه برن؟

00:01:50.330 --> 00:01:51.700
‫بله،‌ عروس خونی.

00:01:51.790 --> 00:01:55.540
‫اما تو دنبال انتقام گرفتنی،
‫نه آزادی.

00:01:55.620 --> 00:01:57.330
‫گفته بودی ثور رو بهم میدی.

00:01:58.410 --> 00:02:02.790
‫- سلاحی داری که بتونه اون رو بکشـه؟
‫- با آهن خداکُش کار راحتیـه.

00:02:02.790 --> 00:02:05.200
‫دورف اندواری می‌تونه بهت کمک کنه

00:02:05.910 --> 00:02:09.080
‫اما آزگارد هم دربرابرت می‌ایسته.

00:02:09.160 --> 00:02:13.080
‫دروازه‌هاش فقط یک‌بار فرو ریختند.

00:02:13.660 --> 00:02:17.290
‫خدایان بوته‌ی تمشک وقتی
‫در دوران باستان با اودین جنگیدند،

00:02:17.290 --> 00:02:19.950
‫محاصره‌ش کردن و بهش نفوذ کردن.

00:02:22.700 --> 00:02:23.700
خدایان ونیر؟

00:02:24.660 --> 00:02:27.370
‫ازم می‌خوای با خدایان باستان معامله‌ بکنم

00:02:27.370 --> 00:02:29.210
‫تا شعله‌ی جنگ اول رو دوباره روشن کنم؟

00:02:29.210 --> 00:02:31.040
‫چیزی که می‌خوای یه امر غیرممکنـه.

00:02:31.540 --> 00:02:32.580
‫جنونـه.

00:02:33.160 --> 00:02:37.910
‫جنون ماست که دنیا رو از نو می‌سازه.

00:02:38.540 --> 00:02:41.830
‫عصر خدایان حقیر باید به پایان برسـه.

00:02:41.910 --> 00:02:44.540
‫در رگناروک همه‌چیز دریده و فروپاشیده میشـه.

00:02:44.620 --> 00:02:46.200
‫تو کمکم کن ثور رو بکشم،

00:02:46.910 --> 00:02:49.500
‫بعدش هرکاری که دلت خواست با دنیا بکن.

00:02:49.580 --> 00:02:54.700
‫مبارزانی رو جمع کن وبه واناهایم برو.
‫قول میدم در این سفر یاریت کنم.

00:02:54.910 --> 00:02:57.000
‫سربازانت رو با دقت انتخاب کن.

00:02:57.080 --> 00:02:59.040
‫به دنبال کسانی برو که در رنج هستند.

00:02:59.120 --> 00:03:01.120
‫مردانی که در دل‌شون هِل دارن.

00:03:01.790 --> 00:03:05.040
‫اما سریع و بی‌سروصدا برو.

00:03:05.120 --> 00:03:08.250
‫قبل از این که اودین نقشه‌های خودش رو بکشـه.

00:03:19.519 --> 00:03:20.600
‫سیگرید!

00:03:23.790 --> 00:03:25.000
‫سیگرید!

00:03:25.080 --> 00:03:26.910
‫چیشد؟
‫تو کجا بودی؟

00:03:30.250 --> 00:03:31.250
‫هل.

00:03:32.080 --> 00:03:34.660
‫هل بودم.

00:03:35.950 --> 00:03:37.830
‫اون بهم پیشنهاد کمک داد.

00:03:37.910 --> 00:03:40.000
‫اون؟ اون کیـه؟

00:03:47.500 --> 00:03:49.940
‫لوکی از آزگارد.

00:04:07.250 --> 00:04:08.950
‫باید عزاداری کنی.

00:04:12.120 --> 00:04:16.160
‫سیگرید، لوکی دوست تو نیست.

00:04:16.250 --> 00:04:17.250
‫اون...

00:04:20.120 --> 00:04:21.200
‫بیا ببرمت خونه.

00:04:21.790 --> 00:04:23.200
‫می‌خوای اشک بریزم؟

00:04:24.290 --> 00:04:26.000
‫دیگه چیزی برام نمونده.

00:04:26.540 --> 00:04:29.040
‫- تنها نیازم، انتقامـه.
‫- سیگرید...

00:04:29.120 --> 00:04:31.800
‫من آخرین بازمانده‌ی خونواده‌م هستم.

00:04:32.120 --> 00:04:34.410
‫شرافتم من رو به این کار ایجاب می‌کنـه.

00:04:34.410 --> 00:04:36.750
‫باید ثور رو بکشم.

00:04:36.830 --> 00:04:39.370
‫اون که مقید به قوانین یا شرافت ما نیست.

00:04:39.450 --> 00:04:40.910
‫اون ثوره.

00:04:41.910 --> 00:04:45.540
‫ما از خدایان ترسی نداریم.

00:04:48.080 --> 00:04:49.540
‫به لوکی اعتماد ندارم.

00:04:51.410 --> 00:04:52.410
‫دنبال جنگـه؟

00:04:53.660 --> 00:04:55.080
‫خب بهش میدم.

00:04:56.790 --> 00:04:58.790
‫تا زمانی که به کارم بیاد.

00:05:02.120 --> 00:05:05.240
‫برای این سفر، پنج جنگجو با خودمون می‌بریم.

00:05:05.700 --> 00:05:08.250
‫هرکدوم برای انگشت‌های دستِ باز،

00:05:08.330 --> 00:05:10.410
‫که با بسته شدنش،
‫توی مشتش گیر می‌افتیم.

00:05:15.080 --> 00:05:17.790
‫بقیه کسایی که سردرگم هستن هم لازم داریم.

00:05:17.790 --> 00:05:19.940
‫کسایی که ‌چیزی برای از دست دادن ندارن.

00:05:19.950 --> 00:05:22.660
‫و اول از همه، چه کسایی رو
‫به کام مرگ می‌فرستی؟

00:05:23.700 --> 00:05:26.690
‫جنگنده‌ای که هیچ‌چیزی رو
‫ بیشتر از مرگ دوست نداره.

00:05:29.330 --> 00:05:32.750
‫اولین باری که سکس داشتم هم
‫یادم نمیاد اینقدر خون ازم رفته باشـه.

00:05:32.830 --> 00:05:36.620
‫خونواده‌م مُردن،
‫ثور، پسر اودین اونا رو کشته.

00:05:37.250 --> 00:05:39.000
‫می‌خوام مُردنش رو ببینم.

00:05:39.080 --> 00:05:41.500
‫و برای موفق شدن هم،
‫به کمکت احتیاج دارم.

00:05:41.580 --> 00:05:43.000
‫برای هیچ قانون و هیچ اسمی

00:05:43.230 --> 00:05:48.230
‫و برای هیچ پرچمی می‌تازیم و
‫احتمالاً هم توی این راه کشته میشیم.

00:05:51.410 --> 00:05:53.600
‫میرم می‌شاشم و
‫بعدش راه می‌افتیم، باشه؟

00:05:56.410 --> 00:05:58.250
‫وای، اِگیل...

00:05:59.000 --> 00:06:02.080
‫اسمم چقدر قشنگ به دهنت می‌شینـه ماریا.

00:06:02.950 --> 00:06:05.450
‫می‌دونی چرا مامانم اسمم رو گذاشته اگیل؟

00:06:06.040 --> 00:06:07.250
‫چرا؟

00:06:07.830 --> 00:06:10.870
‫از روی «اگیل تک‌دست».

00:06:10.950 --> 00:06:13.870
‫اون دستش قطع شده و
‫جاش یه شمشیر گذاشته.

00:06:13.950 --> 00:06:17.830
‫شاید مادرم می‌دونسته که تو این دنیا
‫چیزای زیادی ازم گرفته میشـه.

00:06:17.910 --> 00:06:20.740
‫اما دوست دارم اینطور فکر کنم که
‫ اون می‌دونسته

00:06:20.740 --> 00:06:23.150
‫من با یه دست هم خیلی کارها می‌تونم بکنم.

00:06:24.450 --> 00:06:28.700
‫اما تو که... دوتا دست داری.

00:06:28.790 --> 00:06:29.910
‫آره.

00:06:31.870 --> 00:06:34.000
‫عجب غلام دست‌ودلبازی هستی.

00:06:34.080 --> 00:06:37.040
‫سرنوشت من اینـه که خدمت کنم و
‫بهم خدمت بشـه.

00:06:37.120 --> 00:06:38.450
‫حرف نزن!

00:06:38.540 --> 00:06:40.160
‫اما کارت رو بکن!

00:06:41.270 --> 00:06:42.790
‫پدر!

00:06:42.910 --> 00:06:44.910
‫ای مادرجنده!

00:06:45.000 --> 00:06:47.080
‫شاعره فریب‌مون داد.

00:06:47.160 --> 00:06:51.160
‫با حرفای کثیفش وسوسه‌مون کرد و
‫دیگه چاره‌ای نداشتیم.

00:06:52.410 --> 00:06:53.516
‫همم.

00:06:55.700 --> 00:06:57.450
‫اون شاعر رو بکشین!

00:06:58.080 --> 00:06:59.080
‫بگیرینش!

00:07:01.080 --> 00:07:02.200
‫رفت اونجا!

00:07:04.080 --> 00:07:05.330
‫کجا رفت؟

00:07:09.950 --> 00:07:11.000
‫کجاس؟

00:07:12.870 --> 00:07:15.620
‫- همینطوری واینسین و...
‫- از اون طرف.

00:07:19.910 --> 00:07:20.950
‫کی رو گاییدی؟

00:07:22.290 --> 00:07:23.330
‫تو کی رو کشتی؟

00:07:24.040 --> 00:07:25.040
‫هنوز هیشکی.

00:07:27.580 --> 00:07:30.080
‫من اینطوری نمی‌خوام بمیرم.

00:07:31.160 --> 00:07:32.540
‫آخه من رو چی‌کار دارین؟

00:07:33.620 --> 00:07:34.660
‫چی‌کار داریم می‌کنیم؟

00:07:36.540 --> 00:07:39.700
‫اگه لازمـه اینقدر حرف بزنی شاعر،
‫حداقل یه حکایت تعریف کن.

00:07:39.790 --> 00:07:41.750
‫باشه، چرا که نه؟

00:07:41.830 --> 00:07:45.250
‫شاید داستانی بگم که
‫با مقصدمون هم‌خونی داشته باشه.

00:07:45.250 --> 00:07:47.200
‫فقط اگه می‌دونستم کجا داریم میریم.

00:07:47.290 --> 00:07:50.120
‫جادوهای چوب‌دستی تو برامون کافی نیست.

00:07:50.620 --> 00:07:51.700
.دنبال سید کونا می‌گردم

00:07:51.790 --> 00:07:57.000
‫پس حکایتی رو تعریف می‌کنم که
.بگم چرا ایده‌ی خیلی مزخرفیـه

00:07:57.700 --> 00:08:00.580
‫حالا درمورد سیدا کونا بشنوین،

00:08:01.700 --> 00:08:03.620
‫کسی که می‌دونـه دارم ازش حرف می‌زنم،

00:08:03.620 --> 00:08:05.290
‫چون به همه‌چیز آگاهـه،

00:08:05.370 --> 00:08:08.500
‫حتی فکرای توی سرمون،
‫چون داریم به قلمروش نزدیک میشیم.

00:08:10.370 --> 00:08:12.660
‫سید کونا هم اولش مثل من و شما بود،

00:08:12.750 --> 00:08:16.830
‫اما در ازای قدرت،
‫عزیزترین کسش رو قربانی کرد.

00:08:17.330 --> 00:08:18.620
‫پسرش.

00:08:18.700 --> 00:08:22.950
‫خام خام اون رو خورد،
جیغ کشید،

00:08:23.750 --> 00:08:26.540
‫تا فریا چیزی که
‫ آرزوش رو داشت رو بهش بده.

00:08:27.040 --> 00:08:28.870
‫چشم بصیرت.

00:08:31.540 --> 00:08:36.200
‫کسی که حاضره واسه‌ی قدرت،
از جون بچه‌ش هم بگذره

00:08:36.790 --> 00:08:41.580
‫ به‌خاطر بی‌اجازه در زدن خونه‌ش،
‫کارهای خیلی بدتری هم باهامون می‌کنـه.

00:08:41.580 --> 00:08:43.750
‫میشه بپرسم چرا اومدیم سراغ این آدم؟

00:08:45.870 --> 00:08:48.750
‫چون حتی خدایان هم از آینده ترس دارن.

00:09:07.120 --> 00:09:09.330
‫درخت جهانی ساختـه.

00:09:10.330 --> 00:09:12.040
‫ای خدا، چه بوی گندی میاد!

00:09:17.290 --> 00:09:18.870
‫تنها نیستیم.

00:09:27.580 --> 00:09:28.660
‫گرگ!

00:09:29.910 --> 00:09:32.580
‫نه‌، فقط یه بزدلـه که
‫لباس گرگ پوشیده.

00:09:41.040 --> 00:09:42.370
‫پس بیا جلو توله‌سگ.

00:10:22.500 --> 00:10:24.500
‫اطاعت کن اولفر.

00:10:35.080 --> 00:10:36.450
‫نظر شما چیـه؟

00:10:37.080 --> 00:10:40.790
‫به‌نظر من که حقش هست
‫طعم گلوی یه خدا رو بچشـه.

00:10:40.790 --> 00:10:41.790
‫مگه نه؟

00:10:44.910 --> 00:10:47.580
‫خبر داره!
‫از قبل خبر داره.

00:10:48.290 --> 00:10:53.410
‫دل و جیگر بچه‌ش رو نگاه کرد و
‫نقشه‌مون رو بهش لو دادن!

00:10:53.500 --> 00:10:54.620
‫اوه...

00:10:54.700 --> 00:10:58.870
‫پسری که به‌خاطر فریا خوردم رو میگین؟
‫هنوز حرفش رو می‌زنن؟

00:11:00.340 --> 00:11:02.620
‫می‌تونم به غلام‌تون کمک کنم.

00:11:02.620 --> 00:11:03.733
‫بیا داخل.

00:11:04.540 --> 00:11:06.770
‫بیام داخل کجا؟

00:11:17.580 --> 00:11:18.580
‫اون کیـه؟

00:11:19.160 --> 00:11:23.750
‫اولفر یه حرومزاده‌س و از بچگی
‫باهاش عین حرومزاده‌ها رفتار کردن.

00:11:23.830 --> 00:11:27.200
‫وسط یه عمل شنیع مچش رو گرفتم و
‫برده‌ی خودم کردمش.

00:11:27.290 --> 00:11:31.790
‫حالا من اعتراف‌گیرشم و
‫اشتباهاتش به من قدرت میدن.

00:11:34.830 --> 00:11:37.790
‫اگه اجازه بدین،
‫دستش رو نجات میدم.

00:11:37.870 --> 00:11:39.910
‫چرا باید بهت اعتماد کنیم، ساحره؟

00:11:40.000 --> 00:11:42.700
‫چون بهم اعتماد خواهید کرد و
‫این کاریـه که می‌کنین.

00:11:42.790 --> 00:11:45.790
‫- این که نشد...
‫- بکن!‌ هرکاری می‌خوای بکن.

00:11:49.580 --> 00:11:51.370
‫- بهش دست نزن.
‫- صبر کن.

00:11:52.080 --> 00:11:55.830
‫حتی اگه همه‌مون رو هم به کشتن بدی،
‫باید ازت اطاعت کنیم؟!

00:12:08.340 --> 00:12:10.160
‫بخشی از حرفات درست بود.

00:12:10.580 --> 00:12:14.040
یکی به اسم سید کونا
‫پسری رو به‌ دنیا آورد.

00:12:14.120 --> 00:12:18.120
‫اما می‌تونست تو چشمام نگاه کنـه و
‫بفهمـه که آینده‌ی من، یه زندگی زنونه‌س.

00:12:20.700 --> 00:12:25.750
‫عاشقم بود و من رو
‫به‌عنوان سید کونای خودش معرفی کرد.

00:12:25.750 --> 00:12:29.790
‫حالا هم من لباسای مادرم رو می‌پوشم و
‫به کارش ادامه میدم.

00:12:30.370 --> 00:12:33.830
‫وقتی که پای شاعرها اومد وسط،
‫ماجرا عوض شد.

00:12:35.370 --> 00:12:36.410
‫یه کاریش می‌کنم.

00:12:37.500 --> 00:12:39.160
‫گرگت رو بهم پیشنهاد دادی.

00:12:39.760 --> 00:12:41.400
‫اما من اومده بودم دنبال یه ساحره.

00:12:41.410 --> 00:12:42.580
‫الان هم داری.

00:12:42.660 --> 00:12:45.200
‫گوزن‌های بیرون بهم گفته بودن.

00:12:45.560 --> 00:12:47.100
‫ما به همدیگه پیوند خوردیم.

00:12:47.580 --> 00:12:49.700
‫چه خوشم بیاد، چه نیاد.

00:12:50.830 --> 00:12:53.410
‫نزدیک بود اون هیولا بکشتمون،

00:12:53.500 --> 00:12:55.080
‫برای تو هم اصلاً مهم نبود.

00:12:55.080 --> 00:12:57.450
‫برای یه ماجراجویی جنون‌آمیز،
.جنون لازم داریم

00:12:57.450 --> 00:12:58.750
‫مخالفی؟

00:12:58.830 --> 00:13:00.540
‫مسیر هردومون یکیـه

00:13:00.620 --> 00:13:04.080
‫اما تو داری وارد اموری میشی که
‫کنترلی روش نداری.

00:13:04.160 --> 00:13:05.500
‫چه مسیری در پیش داریم؟

00:13:06.000 --> 00:13:07.700
‫مگه خودت خبر نداری؟

00:13:08.330 --> 00:13:12.160
‫همه‌مون که با همدیگه باشیم،
‫فقط یه هدف راحت واسه‌ی ثوریم.

00:13:12.250 --> 00:13:15.830
‫اما بهم گفتی یه دورفی هست که
‫می‌تونه بهمون برتری بده.

00:13:15.910 --> 00:13:18.190
‫میریم نیداولیر.

00:13:26.330 --> 00:13:27.330
‫مراقب باش.

00:13:28.410 --> 00:13:30.620
‫اون برق توی دریاچه به‌خاطر فلزهاس.

00:13:31.540 --> 00:13:34.080
‫دورف‌ها اینجا آهنگری می‌کنن.

00:13:34.160 --> 00:13:36.120
‫آهن‌شون رو از باتلاق تامین می‌کنن.

00:13:36.120 --> 00:13:38.270
‫قبلاً به منظور دیگه‌ای ازش استفاده می‌شد.

00:13:38.290 --> 00:13:41.620
‫پادشاهان و کشیش‌ها
‫ز‌ن‌هاشون رو اینجا غرق می‌کردن.

00:13:42.200 --> 00:13:43.095
‫زن‌هاشون؟

00:13:43.120 --> 00:13:46.160
‫زن‌هایی که عاشق می‌شدن و
‫ بهشون انگ «فاحشگی» می‌زدن.

00:13:46.250 --> 00:13:49.250
‫زن‌هایی که حرف‌هاشون تند و بُرنده بود.

00:13:49.330 --> 00:13:50.540
‫به پایین پرت می‌شدن،

00:13:51.040 --> 00:13:53.120
‫و توی اعماق آتش
‫تبدیل به سنگ می‌شدن.

00:13:54.290 --> 00:13:56.870
‫عذاب‌شون توی سلاح‌های دورف‌ها زنده‌ن.

00:13:56.950 --> 00:13:59.480
‫خشم‌شون رو مال خودم می‌کنم.

00:14:41.000 --> 00:14:42.750
‫زبان مردگان.

00:14:42.750 --> 00:14:46.370
‫قبل این که بهمون اجازه‌ی ورود بده
‫باید بهش جواب بدیم.

00:14:53.500 --> 00:14:54.910
‫منم که اهل مذاکره.

00:15:17.620 --> 00:15:20.910
‫لوکیِ عنکبوت،
‫به قولی که دادی عمل کن.

00:15:35.620 --> 00:15:37.830
‫درود بر تو سیگرید.

00:15:38.370 --> 00:15:41.540
‫پس دوست‌پسرت اینـه.

00:15:41.620 --> 00:15:44.660
‫پسر شجاعی بوده که پا به این نبرد گذاشتـه.

00:15:51.580 --> 00:15:57.080
‫به من میگن «مشتاق درخشش»،
‫یکه و تنها.

00:15:57.660 --> 00:16:00.330
‫نه پدر دارم و نه مادر.

00:16:00.910 --> 00:16:05.040
‫از سنگ به‌وجود اومدم و
‫توی آتش‌دان زندگی می‌کنم.

00:16:05.660 --> 00:16:08.580
‫و عمرم رو اونجا می‌گذرونم.

00:16:09.160 --> 00:16:11.160
‫یه معما از دروازه محافظت می‌کنـه.

00:16:11.250 --> 00:16:12.500
‫چخماق.

00:16:12.580 --> 00:16:14.700
‫جواب چخماقـه.

00:16:17.370 --> 00:16:20.200
‫جرقه‌ی الهی دورف‌ها.

00:17:17.910 --> 00:17:19.410
‫این اندواری کجاس؟

00:17:19.500 --> 00:17:20.500
‫میاد.

00:17:21.000 --> 00:17:25.250
‫مگه این که این به‌اصطلاح دوستت
‫واسه سرگرمی خودش ما رو کشونده باشه اینجا.

00:17:25.330 --> 00:17:27.080
‫احتمالاً یه‌جا قایم شده.

00:17:33.370 --> 00:17:36.540
‫اندواری، استاد آهنگر.

00:17:36.620 --> 00:17:40.660
‫من لیف هستم،
‫پسر گورم و پادشاه ولسونگ.

00:17:40.750 --> 00:17:44.250
‫- راه درازی اومدیم تا...
‫- می‌دونم برای چی اومدین.

00:17:49.450 --> 00:17:50.700
‫این خون رو می‌شناسم.

00:17:50.790 --> 00:17:53.540
‫رفتی هل و برگشتی.

00:17:53.620 --> 00:17:55.750
‫دنبال فلز خداکُشی.

00:17:56.870 --> 00:17:57.870
‫بیاین دنبالم.

00:18:11.790 --> 00:18:15.250
‫از آخرین باری که یه مشتری به این شجاعی
‫ داشتم، خیلی وقتـه که می‌گذره.

00:18:16.200 --> 00:18:17.410
‫فقط قیمتت رو بگو.

00:18:18.580 --> 00:18:19.830
‫بهتون اشتباه گفتن.

00:18:20.410 --> 00:18:22.000
‫دستمز من با طلا نیست.

00:18:22.750 --> 00:18:23.790
‫پس با چیـه؟
‫با ارواح.

00:18:26.750 --> 00:18:29.790
‫«شاید با من جون‌های زیادی رو بگیری
‫اما در ازاش،

00:18:30.700 --> 00:18:32.040
‫من جون تو رو می‌گیرم.»

00:18:32.750 --> 00:18:37.200
‫فلز من تار و پود سرنوشت رو می‌بُره و
‫بدشگونی میاره.

00:18:37.290 --> 00:18:39.910
‫اما این که کِی و چطوری،
‫اصلاً مشخص نیست.

00:18:40.700 --> 00:18:43.290
‫اینطوری جلوی دزدها رو می‌گیرم.

00:18:43.370 --> 00:18:44.620
‫اون هم یه دزد به‌خصوص،

00:18:45.200 --> 00:18:46.450
‫احتمالاً می‌شناسینش،

00:18:47.200 --> 00:18:48.250
‫لوکی.

00:18:49.790 --> 00:18:52.950
‫تا حالا ندیدمش.
‫من دنبال ثورم.

00:18:53.040 --> 00:18:56.450
‫و دزد هم نیستم.
‫هرچقدر که لازم باشه برای سلاحت می‌پردازم.

00:18:56.540 --> 00:18:58.540
‫صبر کن.
‫تو نمی‌دونی داری چی‌کار می‌کنی.

00:18:59.330 --> 00:19:00.330
‫سیگرید.

00:19:04.450 --> 00:19:05.950
‫اسمش شاخـه،

00:19:07.120 --> 00:19:09.450
‫و از الان... مال توئـه.

00:19:11.120 --> 00:19:13.330
‫و تو از نفرینش سود می‌کنی؟

00:19:13.410 --> 00:19:17.290
‫من پیرتر از چیزی‌ام که نشون میدم و
‫این اتفاقی هم نیست.

00:19:17.870 --> 00:19:21.410
‫وقتی با سرنوشتش روبرو بشه،
‫من هم از سرنوشتم رها میشم.

00:19:24.560 --> 00:19:27.060
‫دیگه کاری اینجا نداریم.
‫لازم نیست کس دیگه‌ای...

00:19:27.060 --> 00:19:28.790
‫من این چاقوها رو میارم.

00:19:28.870 --> 00:19:31.160
‫تو اون باتلاق کوفتی، تبرم رو گم کردم.

00:19:33.080 --> 00:19:35.540
‫من هم خودم یه سلاحم

00:19:36.250 --> 00:19:38.200
‫و به‌اندازه‌ی کافی نفرین‌ شدم.

00:19:41.580 --> 00:19:43.700
‫البته باید اشاره کنم که...

00:19:44.250 --> 00:19:46.160
خواستم به اون زن بگم که

00:19:46.160 --> 00:19:49.330
‫فقط کسانی می‌تونن از سلاح‌های من
‫ استفاده کنن که نیت حقیقی دارن.

00:19:49.330 --> 00:19:53.910
‫اگه سلاح، تردیدی رو توی جنگجو حس کنـه،
‫زنده زنده اون رو می‌سوزونـه.

00:19:54.580 --> 00:19:57.500
‫عقیده‌ی اون رو دیدم...

00:19:57.580 --> 00:19:59.910
‫...اما تو دوست من،

00:20:01.160 --> 00:20:03.120
‫تو نگاهت شک می‌بینم.

00:20:04.000 --> 00:20:06.830
‫نه.
‫لازم نیست چیزی رو ثابت کنی.

00:20:07.410 --> 00:20:08.620
‫ولی انگار لازمـه.

00:20:10.040 --> 00:20:12.700
‫- اگه نتونی حرفم رو باور کنی...
‫- نمی‌خوام از دستت بدم.

00:20:20.620 --> 00:20:21.950
‫سر تا پا متعلق به توئم.

00:20:23.580 --> 00:20:25.910
‫بذار رگناروک بیاد،
‫حتی اگه باعث نابودی بشـه.

00:20:35.950 --> 00:20:38.190
‫هنوز کارت تموم نشده.

00:20:38.200 --> 00:20:42.290
‫دنبال پنج‌تا جنگجو می‌گشتی
‫اما فقط چهارتا رو می‌بینم.

00:20:42.870 --> 00:20:43.870
‫صبر کنین!

00:20:45.080 --> 00:20:46.330
‫من هم باهاتون میام.

00:20:46.950 --> 00:20:48.000
‫به چه دلیلی؟

00:20:48.080 --> 00:20:50.000
‫کارم به خودم مربوطـه.

00:20:50.080 --> 00:20:51.410
‫رَدَم می‌کنی؟

00:20:59.620 --> 00:21:02.330
‫اگه بتونی دردش رو تحمل کنی

00:21:02.330 --> 00:21:04.580
‫می‌تونم از اون خون به نفعت استفاده کنم.

00:21:04.580 --> 00:21:06.080
‫چطوری؟

00:21:10.450 --> 00:21:12.370
‫آهن، خون رو مستحکم می‌کنـه.

00:21:13.700 --> 00:21:17.290
‫هیچ‌چیزی بیشتر سوختن خونواده‌م
‫برام درد نداره.

00:21:17.870 --> 00:21:19.160
‫حرفی که زدی رو فراموش نکن.

00:21:24.700 --> 00:21:26.000
‫سیگرید!

00:21:31.830 --> 00:21:33.870
‫اون زن خودش رو پوشیده از آهن می‌کنـه.

00:21:40.000 --> 00:21:43.160
‫قدرت ما متعلق به توست.

00:21:44.200 --> 00:21:47.500
‫حزن ما متعلق به توست.

00:21:48.830 --> 00:21:52.580
‫آهن ما متعلق به توست.

00:21:52.660 --> 00:21:54.040
‫سیگرید!

00:21:54.870 --> 00:21:55.870
‫سیگرید.

00:22:00.950 --> 00:22:03.330
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

00:22:06.910 --> 00:22:09.000
‫نمی‌تونم براشون گریه کنم لیف.

00:22:10.950 --> 00:22:12.450
‫حتی گریه هم نمی‌تونم بکنم.

00:22:12.540 --> 00:22:13.580
‫می‌‌دونم.

00:22:20.750 --> 00:22:22.500
‫این‌ها اشک توئن.

00:22:23.160 --> 00:22:24.700
‫اگه اراده کنی

00:22:25.950 --> 00:22:27.700
‫آسمون رو به زمین میاری.

00:22:34.580 --> 00:22:36.500
‫دوستان قدیمی من،

00:22:36.580 --> 00:22:38.500
‫«فکر» و «یاد»،

00:22:39.330 --> 00:22:42.960
‫نقشه‌های سیگرید رو بهم نشون بدین.

00:22:47.830 --> 00:22:49.040
‫سیگرید.

00:22:50.080 --> 00:22:51.080
‫زیبا.

00:22:51.580 --> 00:22:53.000
‫عروس خونی.

00:22:53.540 --> 00:22:56.580
‫داری با پسر من جنگ راه میندازی.

00:22:57.160 --> 00:23:02.020
‫ادوین چشمانش رو به روت باز کرده.

00:23:07.020 --> 00:23:14.020
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.