﻿WEBVTT

00:00:15.200 --> 00:00:17.758
«فرجام خدایان»

00:00:19.000 --> 00:00:21.758
«...قسمت ششم: و حالا بشنوید از»

00:00:22.000 --> 00:00:24.958
.و حالا از افسانه‌ها بشنوید

00:00:25.041 --> 00:00:26.208
.از انسان‌ها

00:00:27.583 --> 00:00:28.916
.و از خاطرات

00:00:30.041 --> 00:00:32.916
.قصه‌هایی که در تاریکی روایت شدن

00:00:33.041 --> 00:00:40.041
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:08.833 --> 00:01:10.958
.ملول، اون داره از شما تعریف میکنه

00:01:11.041 --> 00:01:13.875
.میگه در حرم هونیر، به خوبی مبارزه کردی

00:01:15.208 --> 00:01:18.083
ولی ترجیح میده که
.در کنار شما بجنگه

00:01:36.916 --> 00:01:39.458
به نظرت نورهای رقصان رو می‌بینیم؟

00:01:39.541 --> 00:01:40.625
.تو می‌بینی

00:01:40.708 --> 00:01:44.041
،و اگه اینا رو بخوری
.چیزای خیلی بیشتری می‌بینی

00:01:55.958 --> 00:01:56.958
.با عجله نخور

00:01:57.041 --> 00:02:00.333
.نیازی نیست
.ما دورف‌ها با اینا بزرگ میشیم

00:02:00.416 --> 00:02:02.583
اینجا کسی هست که
برای ما قصه بگه؟

00:02:02.666 --> 00:02:05.250
.حرف بزن، قصه گو-
کی صحبت میکنه؟ -

00:02:06.250 --> 00:02:08.500
،شنیدن قصه قبل از نبرد
.خوش شانسی میاره

00:02:09.500 --> 00:02:12.875
.پس بیاید نوبتی چندین قصه بگیم

00:02:14.000 --> 00:02:18.166
.حالا حکایت فنیا و منیا رو بشنوید

00:02:19.333 --> 00:02:22.000
خواهرانی که به شاهِ دریا
.فروخته شدند

00:02:22.833 --> 00:02:26.291
...با غل و زنجیر سوار کشتی پادشاه شدن

00:02:26.375 --> 00:02:29.541
،و به سنگ آسیاب جادویی
.زنجیر شدن

00:02:31.583 --> 00:02:36.000
مجبورشون کردن که نمک آسیاب کنن
.و هرگز از کار متوقف نشن

00:02:38.208 --> 00:02:40.666
پس اونا کاری رو کردن
.که موجودات فانی‌ می‌کنن

00:02:40.750 --> 00:02:44.083
،در زمان غم و ناراحتی
...ترانه می‌خوندن

00:02:44.750 --> 00:02:46.333
.و داستان واقعی تعریف می‌کردن

00:02:48.000 --> 00:02:51.750
ترانه‌هایی از کوهستان‌ها
.و سرزمین مادریشون خوندن

00:02:51.833 --> 00:02:54.791
.اون‌ها، نمونه‌ای واقعی از غول‌ها بودن

00:02:56.750 --> 00:03:00.583
پادشاه، نمک رو برای دورانِ قحطی
...انبار میکرد

00:03:01.583 --> 00:03:03.625
.و خواهانِ نمک بیشتری بود

00:03:04.625 --> 00:03:06.416
...نه برای مصرف خوراکی

00:03:07.125 --> 00:03:09.250
...بلکه برای شور کردن زمین

00:03:09.750 --> 00:03:12.583
.و نابود کردن قلمروهای دشمنانش

00:03:13.166 --> 00:03:15.916
درحالی‌که زن‌ها به کارِ
...خسته‌کنندشون مشغول بودن

00:03:16.000 --> 00:03:19.500
.اقیانوس حباب کرد و کف‌آلود شد

00:03:19.583 --> 00:03:22.875
دیواره درازکشتی، با جریان موج‌ها
!شکاف برداشت

00:03:22.958 --> 00:03:25.791
و با این‌حال، خواهرها
.به آسیاب ادامه دادند

00:03:26.583 --> 00:03:29.416
،فرمان چرخنده‌ی اون‌ها
...امواج رو به گردش درآورد

00:03:30.041 --> 00:03:35.416
.و پادشاهِ برده دارشون، غرق شد

00:03:37.000 --> 00:03:39.666
.کشتی غرق شد

00:03:40.291 --> 00:03:42.583
.و زنان همچنان آواز می‌خوندند

00:03:43.333 --> 00:03:46.166
.چرا که بالاخره آزاد شده بودند

00:03:46.875 --> 00:03:52.000
میگن که سنگ بزرگ هنوز هم
...درحال آسیاب کردنه

00:03:52.541 --> 00:03:56.250
و برای همینه که
.آب دریا، نمک داره

00:04:01.250 --> 00:04:02.458
.واو

00:04:03.541 --> 00:04:06.208
پدرم این داستان رو
.قبل خواب برام تعریف میکرد

00:04:07.083 --> 00:04:09.166
دیگه کی داستان از غول‌ها بلده؟

00:04:09.250 --> 00:04:10.250
.من

00:04:11.333 --> 00:04:14.916
!حالا... داستان دیوار اودین رو بشنوید

00:04:15.000 --> 00:04:17.458
!دیواری که فردا داغونش می‌کنیم

00:04:17.541 --> 00:04:19.083
...چون چیزی که به دست غول‌ها ساخته بشه

00:04:19.101 --> 00:04:21.083
!میتونه به دست غول‌ها نابود بشه

00:04:21.791 --> 00:04:23.666
...مدت‌ها پیش

00:04:23.750 --> 00:04:26.008
...بعد از اینکه اولین دژِ اودین

00:04:26.050 --> 00:04:28.708
...به دستانِ خدایان طلایی ونیر سقوط کرد

00:04:31.375 --> 00:04:33.500
.آسیر به دیوار جدیدی نیاز داشت

00:04:36.250 --> 00:04:38.333
.سازنده‌ای به نزد خدایان اومد

00:04:38.958 --> 00:04:42.316
ادعا کرد دیواری میسازه که کسی نتونه
...خرابش کنه

00:04:42.358 --> 00:04:43.416
.یا چیزی در اون حد، بسازه

00:04:44.166 --> 00:04:45.666
.قیمت کارش رو ازش پرسیدن

00:04:46.291 --> 00:04:52.083
،جواب داد که خورشید، ماه
.و ازدواج با فریا

00:04:52.875 --> 00:04:54.875
.لوکی وارد داستان شد

00:04:55.500 --> 00:04:58.833
معامله‌ای ترتیب داد که
:به این صورت بود

00:04:59.375 --> 00:05:01.583
ساخت دیوار رو بدون کمک
...به پایان ببر

00:05:01.666 --> 00:05:04.166
و پس از گذشت یک سوم
...از زمانِ پیشنهاد شده

00:05:04.250 --> 00:05:06.375
...ماه، خورشید

00:05:07.083 --> 00:05:10.083
.و فریا به تو داده خواهد شد

00:05:10.958 --> 00:05:13.291
،کل زمستان
...سازنده قطعاتی از

00:05:13.375 --> 00:05:14.750
.کوهستان رو حمل کرد

00:05:15.833 --> 00:05:19.333
،فقط اسبش، اسودیل‌فری
.اجازه داشت کمکش کنه

00:05:21.291 --> 00:05:24.458
ولی اون سریع کار میکرد
.و باعث وحشتِ آسیر شده بود

00:05:25.833 --> 00:05:28.166
.فریا خشمگین شد

00:05:28.250 --> 00:05:32.041
حاضر نبود دوباره به عنوان
.صیغه یک مرد، معامله بشه

00:05:32.541 --> 00:05:35.083
ولی بالدر به نزد اون اومد
.و شکی رو مطرح کرد

00:05:35.166 --> 00:05:38.125
شاید اون مرد، بیشتر از
.چیزی بود که به نظر میومد

00:05:39.500 --> 00:05:42.958
.شاید اون یک غول بود

00:05:45.500 --> 00:05:47.916
.لوکی وارد داستان شد

00:05:48.000 --> 00:05:50.333
.پیشنهاد کرد که تقلب کنه

00:05:50.916 --> 00:05:53.111
و خدایان توافق داشتن که باید هم
...این کار رو بکنه

00:05:53.116 --> 00:05:54.791
.چون معامله رو اون انجام داده بود

00:05:55.541 --> 00:05:59.666
و اگه خدایان، ماه و خورشید و
...و فریا رو از دست می‌دادن

00:05:59.750 --> 00:06:02.625
.سر لوکی رو به نیزه می‌زدن

00:06:03.250 --> 00:06:05.666
...لوکی وارد عمل شد

00:06:05.750 --> 00:06:09.291
،و به شکل مادیانی زیبا
.مقابل اسودیل‌فری ظاهر شد

00:06:10.291 --> 00:06:15.166
اسب نر، گرمای اون رو استشمام کرد
...واین شد که

00:06:15.833 --> 00:06:17.625
.به لوکی وارد شد

00:06:21.833 --> 00:06:22.958
...غول

00:06:23.500 --> 00:06:27.208
...چرا که سازنده بدون شک یک غول بود

00:06:27.291 --> 00:06:29.500
،نمی‌تونست بدون اسبش
.کارش رو به پایان برسونه

00:06:31.000 --> 00:06:32.708
...خدایان آسیر خندیدن

00:06:32.791 --> 00:06:35.375
و خوشحال بودن که دیوارشون
.رایگان ساخته شده

00:06:35.875 --> 00:06:38.083
و وقتی که غول
...به خیانت اون‌ها اعتراض کرد

00:06:38.166 --> 00:06:40.416
...توسط چکش کشته شد

00:06:41.416 --> 00:06:43.625
.مثل خیلی از غول‌های دیگه

00:06:44.708 --> 00:06:46.958
...لوکی وارد شد

00:06:47.583 --> 00:06:51.066
...و پس از ماه‌ها، با کره اسب جوان عجیبی که

00:06:51.083 --> 00:06:52.666
.به دنیا آورده بود، برگشت

00:06:52.750 --> 00:06:55.166
اسب رو به عنوان هدیه
.به اودین پیشکش کرد

00:06:55.250 --> 00:06:57.125
...و خدایان فهمیدن که

00:06:57.208 --> 00:07:02.375
لوکی حاضره حتی
...خودش رو هم به گا بده

00:07:02.458 --> 00:07:04.375
.اگه براش سودی داشته باشه

00:07:10.291 --> 00:07:13.458
!پس اگیل ما، یه خدای محافظ داره

00:07:14.125 --> 00:07:18.791
،اگیل، وقتی عشق بازی میکنی
تو اسب نری یا ماده؟

00:07:18.875 --> 00:07:22.041
میخوای بدونی از گاییده شدن خوشم میاد یا نه؟

00:07:22.125 --> 00:07:24.125
میخوای بدونی چه حسی داره؟

00:07:24.208 --> 00:07:26.000
.بهت میگم چه حسی داره

00:07:27.916 --> 00:07:31.125
.و حالا داستان اگیل و دوئلش رو بشنوید

00:07:32.708 --> 00:07:34.291
.کنده‌کاری می‌فروشم

00:07:34.375 --> 00:07:36.708
!خدایان حکاکی شده مناسب عبادت
!مهره‌های شطرنج

00:07:36.791 --> 00:07:39.000
!طلسم شانس و عشق

00:07:39.083 --> 00:07:41.000
!هرکدومشون یه داستانی دارن

00:08:08.416 --> 00:08:10.125
!کمک
!خواهش میکنم

00:08:10.208 --> 00:08:11.875
!یکی کمک کنه

00:08:11.958 --> 00:08:14.916
!بس کنین
!التماس می‌کنم! لطفا بس کنید

00:08:27.750 --> 00:08:30.375
.همه چی مرتبه
.اونا رفتن

00:08:30.958 --> 00:08:33.166
.اسم من آدریکه
.آد

00:08:41.291 --> 00:08:42.458
.این یه فنجان شفابخشه

00:08:42.541 --> 00:08:44.208
.نوشته‌های روش، کمکت میکنن

00:08:44.291 --> 00:08:46.041
.پدربزرگم که اینطور می‌گفت

00:08:46.125 --> 00:08:47.458
.پارسال فوت کرد

00:08:47.958 --> 00:08:48.791
اینا جادویی‌ان؟

00:08:48.875 --> 00:08:51.063
پدربزرگم می‌گفت
...مناسب‌ترین چوب برای جادو

00:08:51.075 --> 00:08:52.083
.تخته چوبِ آب آورده‌ست

00:08:52.166 --> 00:08:53.983
اگه می‌بینی دو قطعه چوب با هم
...به ساحل آورده شدن

00:08:54.000 --> 00:08:55.083
.این یه نشونه‌ست

00:08:55.166 --> 00:08:56.700
...چون در آغاز، زن و مرد هم

00:08:56.766 --> 00:08:58.500
.از تخته چوبِ آب آورده ساخته شده بودن

00:08:59.291 --> 00:09:00.833
...عه

00:09:00.916 --> 00:09:02.500
.این فقط یه داستانه

00:09:05.916 --> 00:09:07.166
.ما دوست بودیم

00:09:08.291 --> 00:09:10.833
...و چند هفته بعد

00:09:12.291 --> 00:09:13.166
.چیزی بیشتر از دوست

00:09:22.666 --> 00:09:24.791
.برادر آد، منو متهم کرده بود

00:09:26.041 --> 00:09:28.958
.ادعا میکرد من آد رو اغوا کردم

00:09:29.041 --> 00:09:31.025
...سخنگویان قانون گفتن که مردی میتونه

00:09:31.041 --> 00:09:33.125
،در صورت غلبه به مرد دیگه
 ...باهاش سکس کنه

00:09:33.208 --> 00:09:34.750
.ولی عشق دلیل کافی نیست

00:09:35.708 --> 00:09:38.416
،و کسی که مغلوب بشه
.مورد تمسخر قرار می‌گیره

00:09:39.208 --> 00:09:41.083
."به من می‌گفتن "ارگی

00:09:41.583 --> 00:09:42.958
.فاقد مردانگی

00:09:44.833 --> 00:09:45.875
...این مرد دروغ میگه

00:09:45.958 --> 00:09:47.708
!و من اونو خطاب می‌کنم

00:09:47.791 --> 00:09:49.108
...اینو با شمشیر ثابت میکنم و

00:09:49.191 --> 00:09:51.708
!دروغ‌هاش رو از حلقومش می‌بُرم بیرون

00:09:55.541 --> 00:09:58.333
.دوئل در یک جزیره انجام میشد

00:09:59.250 --> 00:10:03.333
اون اطراف جزیره‌ای بود که برای
.همچین رقابت‌هایی، حفظ شده بود

00:10:03.416 --> 00:10:05.541
.پدرم به عنوان دستیار من، حاضر شد

00:10:06.333 --> 00:10:07.458
.بهم افتخار میکرد

00:10:10.833 --> 00:10:14.750
.نشونش بده چند مرد حلاجی -
.این کار آبرومندانه‌ست -

00:10:14.833 --> 00:10:15.833
.شروع کنیم

00:10:36.458 --> 00:10:38.291
!یالا! یالا! بلند شو

00:10:39.583 --> 00:10:40.875
!اون آماده مبارزه‌ست

00:10:46.250 --> 00:10:47.625
!مجازاتش کن

00:10:48.333 --> 00:10:49.958
!کارشو بساز

00:10:59.583 --> 00:11:02.041
!خودشه -
دیدی؟ -

00:11:12.416 --> 00:11:14.708
.چاقوی من، به درستی کنده‌کاری کرد

00:11:14.791 --> 00:11:15.916
.مثل همیشه

00:11:17.000 --> 00:11:20.833
.و من اینطوری پاکدامنی خودم رو ثابت کردم

00:11:22.000 --> 00:11:23.958
.متاسفم، دوست من

00:11:39.375 --> 00:11:40.833
.وقتشه

00:11:41.500 --> 00:11:43.458
.وقتش رسیده

00:11:44.166 --> 00:11:45.333
مطمئنی؟

00:11:45.916 --> 00:11:49.666
.به زودی خشونت به پا میشه

00:11:49.750 --> 00:11:51.916
.به نیرو و قدرت نیاز داری

00:11:52.000 --> 00:11:54.416
.من میتونم بهت قدرت بدم -
.پس بده -

00:11:55.041 --> 00:11:57.375
،داستانی که درون خودت مخفی کردی
.بهم بده

00:12:00.208 --> 00:12:01.333
.سرد بود

00:12:01.416 --> 00:12:06.416
،هوا سرد بود، بچه سردش بود
.و خون درون بدنش هم سرد بود

00:12:06.500 --> 00:12:09.416
...اولفر اون پسر رو نجات داد

00:12:09.500 --> 00:12:11.041
.اونو از دست یه گرگ نجات داد

00:12:11.125 --> 00:12:13.458
...و اولفر پوستین گرگ پوشیده بود

00:12:13.541 --> 00:12:15.541
.و اون پوستین رو به بچه داد

00:12:15.625 --> 00:12:18.791
.اولفر برای بچه آتش درست کرد

00:12:19.025 --> 00:12:21.791
...کاری کرد بچه نگاه کنه و لبخند بزنه

00:12:22.541 --> 00:12:26.791
،ولی سرما همچنان میومد
...و آتش هم سرد بود

00:12:26.875 --> 00:12:29.916
!و اولفر هم سردش بود

00:12:30.791 --> 00:12:34.125
.ولی خون بچه گرم بود

00:12:35.083 --> 00:12:37.541
...و خونش توی آتش ریخته شده بود

00:12:37.625 --> 00:12:39.333
.و دودی طلایی از خون بلند میشد

00:12:39.416 --> 00:12:40.666
...اولفر غذاش رو خورد

00:12:40.750 --> 00:12:45.000
و پوستین گرگ دوباره
.روی شانه‌های اولفر برگشت

00:12:45.083 --> 00:12:48.625
،اولفر گرمش بود
.و گوشت هم گرم بود

00:12:48.708 --> 00:12:52.625
،توی دهان اولفر گرم بود
...و داخل شکمش هم گرم بود

00:12:52.708 --> 00:12:55.583
...و گرما طلایی بود

00:12:55.666 --> 00:13:00.041
.و طلایی بود

00:13:01.750 --> 00:13:04.083
...ولی طلا، خونین بود

00:13:04.833 --> 00:13:07.250
...و طلا، مرگ بود

00:13:07.916 --> 00:13:10.958
.و پوستین گرگ، اولفر رو خورد

00:13:11.625 --> 00:13:15.166
!اولفر بچه رو خورد

00:13:15.250 --> 00:13:19.208
!اولفر یک گرگ بود

00:13:28.625 --> 00:13:29.666
.اگیل

00:13:33.958 --> 00:13:35.250
...من

00:13:36.000 --> 00:13:37.583
.بد زندگی کردم

00:13:38.666 --> 00:13:40.375
.میخوام یکم بهتر، بمیرم

00:13:40.458 --> 00:13:42.625
.فرصتش رو خواهی داشت

00:13:46.125 --> 00:13:47.625
.خیلی زیاده، نمیتونم تحمل کنم

00:13:48.125 --> 00:13:49.208
!هروور

00:13:56.166 --> 00:13:57.250
.هروور
.تو در امانی

00:13:58.875 --> 00:13:59.916
.همه چیز رو به راهه

00:14:00.541 --> 00:14:04.208
.اون بیرون... خیلی چیزا هست

00:14:04.916 --> 00:14:07.666
تو چطور انقدر... آرومی؟

00:14:08.958 --> 00:14:11.541
،چون دورف‌ها
.قارچ‌ها رو خوب می‌شناسن

00:14:12.166 --> 00:14:13.375
به چی نگاه میکنی؟

00:14:41.333 --> 00:14:43.500
.اوه. باید فرار کنم

00:14:55.791 --> 00:14:57.000
تو چی؟

00:14:57.833 --> 00:14:58.916
تو هم یه داستان میگی؟

00:14:59.000 --> 00:15:00.458
.من داستان ندارم

00:15:00.958 --> 00:15:03.958
.چندتا زمستون رو دیدم
.هیولاها رو دیدم

00:15:04.583 --> 00:15:06.416
...خدایان رو از نزدیک دیدم، ولی

00:15:06.958 --> 00:15:08.250
...توی قصه‌ها

00:15:08.916 --> 00:15:10.416
.هیچوقت من شخصیت اصلی نیستم

00:15:10.500 --> 00:15:12.208
.میخوام قصه‌های شما رو بشنوم

00:15:12.291 --> 00:15:15.041
...داستانی که بهم بگه چرا از شانسم

00:15:15.091 --> 00:15:18.041
با احمق‌ها و
.تعقیب‌کننده‌های هل هم مسیر شدم

00:15:18.916 --> 00:15:21.375
.باشه
.یکی برات تعریف میکنم

00:15:22.041 --> 00:15:25.625
حالا داستان دختری رو بشنوید که
.پاهاش به زمین نمی‌رسید

00:15:29.833 --> 00:15:31.833
...این دختر از سمت پدریش

00:15:31.916 --> 00:15:33.500
.نیمه غول بود

00:15:34.750 --> 00:15:37.875
...و از تقریبا هر نظر، به پدرش رفته بود

00:15:38.833 --> 00:15:40.791
.به جز یک قسمت مهم

00:15:41.583 --> 00:15:44.166
.به عنوان یک غول، جثه کوچکی داشت

00:15:44.250 --> 00:15:45.250
.حالا شد

00:15:46.250 --> 00:15:48.541
.موی بافته‌ای در خورِ یک زن جوتانی

00:15:50.041 --> 00:15:52.541
وقتی روی صندلی‌های
...خانوادگیشون می‌نشست

00:15:52.625 --> 00:15:54.708
.پاهاش به زمین نمی‌رسید

00:15:55.375 --> 00:15:58.458
،هنگام ضیافت
.پاهاش به زمین نمی‌رسید

00:16:00.208 --> 00:16:03.166
،وقتی روی تختش می‌نشست
.پاهاش به زمین نمی‌رسید

00:16:15.583 --> 00:16:18.458
،توی دستشویی هم
.پاهاش به زمین نمی‌رسید

00:16:23.583 --> 00:16:25.041
...وقتی سنش بیشتر شد

00:16:25.125 --> 00:16:27.958
برادرهاش به راحتی خیلی
...بیشتر از اون، مشروب میخوردن
(اصطلاح: دختره زیر میز بوده)

00:16:29.791 --> 00:16:31.875
.چون قد میز، با قد دختر برابر بود

00:16:33.125 --> 00:16:35.666
...و به این شکل پس از سال‌ها

00:16:36.916 --> 00:16:38.291
...دختر نزد پدرش رفت

00:16:40.666 --> 00:16:42.125
.و درخواست کرد که اونجا رو ترک کنه

00:16:45.125 --> 00:16:47.333
.آرزو داشت که خانه مادریش رو ببینه

00:16:49.166 --> 00:16:53.208
،اون دختر عاشق خانواده، سرزمین
.و برادرهای خنگ و احمقش بود

00:16:55.333 --> 00:16:56.833
.ولی اون متفاوت بود

00:17:01.708 --> 00:17:03.083
.احساس تنهایی می‌کرد

00:17:31.041 --> 00:17:32.708
.از این طرف
.این طرف

00:17:36.833 --> 00:17:37.916
چه خبر شده؟

00:17:38.000 --> 00:17:39.875
.ما درحال جنگ هستیم

00:17:39.958 --> 00:17:42.083
...مادرم
.مادرم اهل این روستا بود

00:17:43.416 --> 00:17:45.000
.پس تو از قبیله ولسونگ هستی

00:17:46.041 --> 00:17:47.625
.پس دختر به جنگ رفت

00:18:49.166 --> 00:18:51.000
.به نظر میاد جونم رو مدیون تو هستم

00:18:57.458 --> 00:18:58.625
.همین نوشیدنی برای تشکر کافیه

00:19:00.083 --> 00:19:02.541
...موهای بافته و خالکوبی‌هات

00:19:03.875 --> 00:19:06.416
.تو از جای دیگه‌ای میای، زن

00:19:07.583 --> 00:19:08.583
از کجا؟

00:19:09.291 --> 00:19:12.666
من اهل جایی‌ام که صندلی‌هاش
.به اندازه اسب بزرگ هستن

00:19:13.250 --> 00:19:15.083
جایی که انقدر بزرگه که
.در توصیف نمی‌گنجه

00:19:15.708 --> 00:19:16.833
.برای من بیش از حد بزرگه

00:19:17.541 --> 00:19:18.541
.که اینطور

00:19:19.750 --> 00:19:21.666
.نمیدونم منظورت چیه

00:19:25.458 --> 00:19:28.125
.دوست ندارم مدیون یک زن خارجی باشم

00:19:29.708 --> 00:19:31.375
یک شاهزاده چی میتونه بهت بده؟

00:19:36.583 --> 00:19:37.833
.دختر همون‌جا موندگار شد

00:19:38.416 --> 00:19:40.333
.در جنگ‌های زیادی شرکت کرد

00:19:41.875 --> 00:19:43.333
.و سال‌ها گذشت

00:19:52.000 --> 00:19:53.166
...لیف، فکر کردم ما

00:19:55.125 --> 00:19:56.541
این چیه؟

00:19:56.625 --> 00:19:58.541
.یه چیزی برات درست کردم

00:20:08.750 --> 00:20:10.083
.برام صندلی درست کردی

00:20:10.166 --> 00:20:12.041
...نه، من

00:20:12.666 --> 00:20:14.166
.برات تخت سلطنت درست کردم

00:20:16.916 --> 00:20:19.241
حداقل...امیدوار بودم
 .به تخت سلطنت تبدیلش کنی

00:20:19.716 --> 00:20:21.541
...نمی‌خواستم الکی فرض کنم، ولی

00:20:28.833 --> 00:20:29.833
.باهام ازدواج کن

00:20:33.875 --> 00:20:35.541
.هوم. جالب شد

00:20:37.166 --> 00:20:39.416
.می‌نشینم و بهش فکر می‌کنم

00:20:45.416 --> 00:20:49.083
اون لحظه‌ای که پاهاش
...زمین رو لمس کرد، می‌دونست کنه

00:20:50.000 --> 00:20:51.208
.اونجا خونه‌ی اونه

00:21:06.458 --> 00:21:08.125
...اگیل، من -
.نگو -

00:21:09.916 --> 00:21:11.958
...از وقتی دستم رو بهم برگردوندی

00:21:12.500 --> 00:21:15.625
.من بالاخره اگیلِ تک‌دست شدم

00:21:16.125 --> 00:21:17.125
این دست؟

00:21:17.708 --> 00:21:19.541
.دیگه مال من نیست

00:21:20.291 --> 00:21:22.083
...بوی جادوی تو رو میده

00:21:22.583 --> 00:21:24.666
...و وقتی روی صورتم دست می‌کشم

00:21:25.750 --> 00:21:29.000
.تویی که داری صورتم رو لمس میکنی

00:21:30.416 --> 00:21:31.583
...اگیل

00:21:33.083 --> 00:21:34.333
.باید بهت بگم

00:21:35.583 --> 00:21:36.625
...فردا

00:21:37.791 --> 00:21:39.291
.آینده رو بهم نگو

00:21:41.000 --> 00:21:42.166
.اسمت رو بهم بگو

00:21:44.833 --> 00:21:45.833
.آلی

00:21:47.958 --> 00:21:48.958
.آلی

00:21:49.625 --> 00:21:51.083
دوست داری دستت کجا بره؟

00:22:07.041 --> 00:22:09.125
دوست داری یه داستان
از خودت داشته باشی؟

00:22:11.875 --> 00:22:12.875
.بله

00:22:16.416 --> 00:22:17.875
...حالا داستان ثیرا رو بشنو

00:22:18.791 --> 00:22:20.541
.دوشیزه‌ی تقاطع

00:22:21.083 --> 00:22:24.291
...سرکش، دوست داشتنی و پاکدامن

00:22:27.375 --> 00:22:29.000
...در شامگاه نبرد

00:22:29.083 --> 00:22:32.791
.رهبران ولسونگ رو به زانو درمیاورد

00:23:41.250 --> 00:23:44.416
.سرش تیز و صیقل خورده‌ست

00:23:45.416 --> 00:23:48.916
.دسته‌ش از چوب درخت جهانی ساخته شده

00:23:49.458 --> 00:23:52.000
یه نیزه عالی برای اینکه
.سر کسی رو بهش بزنی

00:23:53.083 --> 00:23:56.791
.فرزند ارشدم شیفته تو شده

00:23:56.875 --> 00:23:58.125
".ملول"

00:23:59.166 --> 00:24:00.208
.و حالا متوجه علتش شدم

00:24:01.000 --> 00:24:02.250
تو کی هستی؟

00:24:02.916 --> 00:24:05.833
.من نهر عسل شاعری رو به انسان دادم

00:24:08.791 --> 00:24:10.750
.من "پروردگار قصه‌ها" هستم

00:24:11.333 --> 00:24:14.666
..."پسرم، "پروردگار طوفان‌ها

00:24:15.475 --> 00:24:22.475
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:22.875 --> 00:24:27.250
.من جنگجو، آواره و خردمند هستم

00:24:31.250 --> 00:24:32.333
.اودین

00:24:32.416 --> 00:24:35.958
...یادت باشه برای منیا و فنیا چه اتفاقی افتاد

00:24:36.041 --> 00:24:38.541
.کسانی‌که کشتیشون رو با نمک غرق کردند

00:24:39.250 --> 00:24:41.083
.درسته که مرگ‌آور بودن

00:24:42.291 --> 00:24:43.291
...ولی بعدش

00:24:46.000 --> 00:24:47.375
.خودشون هم مُردن