﻿WEBVTT

00:00:01.700 --> 00:00:08.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:21.671 --> 00:00:28.671
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:29.696 --> 00:00:30.696
عکس گرفتی؟

00:00:30.697 --> 00:00:33.991
احتمالا سر و صدای سوپرانوز در جولای سال گذشته به اوج رسید

00:00:33.992 --> 00:00:36.618
زمانی که 14 هزار نفر جویایِ نام
،که دلشون می‌خواست تبدیل به نقش مافیا بشن

00:00:36.619 --> 00:00:38.954
ب صورت قاطعانه به شکلی غیر جذاب
...از گزینش آزادِ سریال

00:00:38.955 --> 00:00:42.291
.در هریسون، نیوجرسی استقبال کردند

00:00:42.292 --> 00:00:45.920
پیش‌بینی شده که جمعیت
.بین 10 الی 25 هزار نفر هستند

00:00:46.546 --> 00:00:48.422
این جریان برای بعد از فصل اول بود

00:00:48.423 --> 00:00:50.924
صف تا آزادراه ادامه داشت

00:00:50.925 --> 00:00:54.845
و اصلا مسخره بود

00:00:54.846 --> 00:00:57.431
تکون بخورید دوستان -
خانم‌ها، بیاید جلو -

00:00:57.432 --> 00:00:59.558
ظاهرا، خبرها پخش شده

00:00:59.559 --> 00:01:01.518
فقط کافیه عکس خودتون رو به جرسی بیارید

00:01:01.519 --> 00:01:03.604
پلیس و آتش‌نشان و معلم هم اینجاست

00:01:03.605 --> 00:01:05.230
کیه که دلش شهرت و ثروت نخواد؟

00:01:05.231 --> 00:01:06.565
یه چیزی بهت بگم

00:01:06.566 --> 00:01:08.359
من آدم مناسب
برای این نقش در سریال سوپرانوز هستم

00:01:08.360 --> 00:01:11.570
.دیگه بیشتر از این نمیشه ایتالیایی شد
اینطوریش هیچ جا نیست

00:01:11.571 --> 00:01:15.199
،منو دوستم تیپ زدم

00:01:15.200 --> 00:01:18.369
و نزدیک 500 هزار نفر جلوی ما بودن

00:01:18.370 --> 00:01:20.622
الان دیگه نمی‌دونم ما شانسی داریم یا نه

00:01:23.291 --> 00:01:24.209
!منطقه رو ترک کنید

00:01:24.210 --> 00:01:27.211
اگه از منطقه خارج نشید، دستگیرتون می‌کنیم

00:01:27.212 --> 00:01:30.089
،نیروی پلیس هریسون
،که نگران امنیت عمومی بود

00:01:30.090 --> 00:01:31.382
.محوطه مصاحبه را تعطیل کردند

00:01:31.383 --> 00:01:34.301
!تمومه

00:01:34.302 --> 00:01:36.428
...پس اکثر این مافیا مجبور شدن بسنده کنن به اینکه

00:01:36.429 --> 00:01:38.347
عکس‌شون رو در جعبه بذارن

00:01:38.348 --> 00:01:39.557
.و شانس خودشون رو امتحان کنن

00:01:40.600 --> 00:01:43.143
ما "جینی سک" رو در این گروه پیدا کردیم

00:01:43.144 --> 00:01:45.688
اون همون دبیرستانی درس خونده بود
که من درش تحصیل کردم

00:01:45.689 --> 00:01:47.857
اون یه آرایشگر بود، تجربه بازیگری نداشت

00:01:49.609 --> 00:01:50.859
این چه کوفتیه؟

00:01:50.860 --> 00:01:53.362
،سرم گیج می‌رفت
قند خونم افتاده بود

00:01:53.363 --> 00:01:55.114
سالاد میوه چی شد پس؟

00:01:55.115 --> 00:01:57.157
این توئی که قرار بود سیگارو ترک کنی
اما نکردی

00:01:57.158 --> 00:01:58.909
!نیکوتین یک ماده اعتیادآوره

00:01:58.910 --> 00:02:01.245
مشکل چیه؟
واسه چی سرم داد میزنی؟

00:02:01.246 --> 00:02:02.830
یه ثانیه بهش شک نکردیم

00:02:02.831 --> 00:02:05.750
می‌دونم چند سال اخیر وزن اضافه کردم

00:02:06.793 --> 00:02:09.504
،خانم‌های دیگه رو می‌بینم
.جوری که مردا بهشون نگاه می‌کنن

00:02:10.380 --> 00:02:12.132
مگه من اینطوری نگات نمی‌کنم؟

00:02:13.967 --> 00:02:15.260
مگه همیشه اینطور نبودم؟

00:02:16.469 --> 00:02:17.512
دوست دارم

00:02:19.848 --> 00:02:21.223
،با گذشت زمان

00:02:21.224 --> 00:02:23.267
متوجه شدم که مخاطبین ما

00:02:23.268 --> 00:02:25.686
.به دو دسته متفاوت تقسیم شدن

00:02:25.687 --> 00:02:29.315
یه دسته دنبال یه سریال درام بودن

00:02:30.066 --> 00:02:31.525
...و بعد گروهی بود که

00:02:31.526 --> 00:02:33.235
:شعارشون بود

00:02:33.236 --> 00:02:34.571
"ور ور کمتر، هیجان بیشتر"

00:02:44.956 --> 00:02:47.875
در سریال، جریان، به دلیل
...انتقال بین تاریکی و روشنایی

00:02:47.876 --> 00:02:50.085
،درکش آسون نبود

00:02:50.086 --> 00:02:52.296
،واسه همین مخاطب باید آمادگی این رو داشته باشه

00:02:52.297 --> 00:02:53.839
.که هر لحظه یه اتفاقی بیفته

00:02:53.840 --> 00:02:57.301
...خب گمونم چیزی که برای من خیلی مهمه

00:02:57.302 --> 00:02:59.428
.ترکیب تاریکی با طنز بود

00:02:59.429 --> 00:03:02.723
،و وقتی به این مسئله فکر می‌کنم
...یاد زمان بچگیم میفتم

00:03:02.724 --> 00:03:04.892
،که در اولین تشیع جنازه شرکت کردم

00:03:04.893 --> 00:03:07.644
جسد پدربزرگم رو در تابوت دیدم

00:03:07.645 --> 00:03:10.023
،و صحبت‌های دیوانه‌واری شنیدم

00:03:10.607 --> 00:03:13.275
یه حرف احمقانه که یکی از خاله‌هام داشت می‌گفت

00:03:13.276 --> 00:03:16.028
:آدم با خودش میگه
چی داری میگی؟"

00:03:16.029 --> 00:03:18.822
".مثلا جسد پدرت اونجا توی تابوته

00:03:18.823 --> 00:03:21.575
،به عنوان نویسنده
این تاثیر خاصی روی من داشت

00:03:21.576 --> 00:03:24.119
نگاش کن، مثل ماریولینا خوابیده

00:03:24.120 --> 00:03:27.206
،اولین بار برام جق زد
منو وینسنت مینسکالکو

00:03:27.207 --> 00:03:29.541
.توی کوچه پشتیِ بازار مرغ‌فروشا بودیم

00:03:29.542 --> 00:03:30.626
جونیور؟

00:03:30.627 --> 00:03:32.671
خدایا، چه حرفیه دارم در وصف این زن بیچاره میگم؟

00:03:33.254 --> 00:03:34.089
بیا بریم

00:03:35.799 --> 00:03:37.758
،من این حرف رو درباره سوپرانوز میگم

00:03:37.759 --> 00:03:41.388
اینکه واقعا نمی‌دونم سریالش
درام بود یا کمدی

00:03:42.597 --> 00:03:44.516
،برای مثال، تونی سیریکو

00:03:45.850 --> 00:03:47.976
،اون یک بازیگر گنگستر جدی بود

00:03:47.977 --> 00:03:50.813
اما کم‌کم طنزش رو شد

00:03:50.814 --> 00:03:52.272
!مادرجنده

00:03:52.273 --> 00:03:55.026
یک یاوه‌گری، که بخشی از وجودش بود

00:03:55.944 --> 00:03:56.820
!خواهش می‌کنم

00:03:56.821 --> 00:03:58.905
به همه‌جام پیچک سمی خورد

00:03:59.906 --> 00:04:01.407
من متولد بروکلین هستم

00:04:01.408 --> 00:04:03.951
،توی خیابونا بزرگ شدم
هنوز کفشم گِلیه

00:04:03.952 --> 00:04:06.495
،پس می‌دونی
،من نسبت به این سبک زندگی حسابی آگاهم

00:04:06.496 --> 00:04:08.455
و خیلی از کسایی رو می‌شناسم که درگیر این زندگی هستن

00:04:08.456 --> 00:04:10.750
همه‌جام داره می‌خاره

00:04:12.877 --> 00:04:15.380
،اون گریم نمی‌کرد
چون می‌رفت خودش رو برنزه کنه

00:04:16.548 --> 00:04:18.757
،همونطور که اون صفحه بازتاب رو جلوش می‌گرفت

00:04:18.758 --> 00:04:20.759
،تا برنزه بشه
.واقعا خود تونی بود

00:04:20.760 --> 00:04:22.178
تونی همیشه برنزه می‌کرد

00:04:22.929 --> 00:04:25.639
به نظرم شخصیت من دقیقا مثل خودم رفتار می‌کنه

00:04:25.640 --> 00:04:27.809
اما به کسی نگین

00:04:28.601 --> 00:04:30.769
متوجه هستی که تا زمانی که
،کیتلین دانشگاهش تموم شه

00:04:30.770 --> 00:04:33.397
تقریبا سال 2027 میشه؟

00:04:33.398 --> 00:04:36.276
،به تو رفته
تا اون موقع ابتدایی رو هم تموم نمی‌کنه

00:04:38.486 --> 00:04:40.530
چیکار می‌کنی؟ -
هیچی -

00:04:42.323 --> 00:04:43.574
!و کات
عالی بود. لطفا بررسی کنین

00:04:44.993 --> 00:04:46.827
تونی سیریکو خیلی مشکل پسند بود

00:04:46.828 --> 00:04:49.329
و ظاهرش براش خیلی مهم بود

00:04:49.330 --> 00:04:50.873
کسی حق نداشت به موهاش دست بزنه

00:04:50.874 --> 00:04:53.792
هیچکدوم از آرایشگرها حق نداشتن
به موهاش دست بزنن

00:04:53.793 --> 00:04:55.127
کل سیستم رو بهم گفته بود

00:04:55.128 --> 00:04:56.837
،سه صبح بیدار میشد
« ترنس وینتر، نویسنده و تهیه‌کننده »

00:04:56.838 --> 00:04:59.256
،دیالوگ‌هاش رو می‌خوند، موهاش رو شونه می‌کرد

00:04:59.257 --> 00:05:02.051
،رو هوا اسپری میزد
،ذراتش می‌ریختن پائین

00:05:02.052 --> 00:05:03.469
و چندباری این کارو می‌کرد

00:05:03.470 --> 00:05:05.512
تا وقتی که برق بزنه و آماده بشه

00:05:05.513 --> 00:05:06.598
چه گوهی می‌خوری؟

00:05:07.349 --> 00:05:09.641
فکر کردی خودمون قبر می‌کنیم؟ -
"سر قسمت "زمین شن‌زار -
« فصل 3، قسمت 11 »

00:05:09.642 --> 00:05:11.978
درسته تخمسگ، دست بجنبون

00:05:13.229 --> 00:05:14.980
می‌دونم زمین یکم سفت و سخته

00:05:14.981 --> 00:05:17.149
اما یکم از انرژی سیبری‌ت به خرج بده

00:05:17.150 --> 00:05:19.693
،پائولی و کریستوفر قرار بود یه نفرو بکشن

00:05:19.694 --> 00:05:21.570
،و بردنش جنگل
،و یارو فرار می‌کنه

00:05:21.571 --> 00:05:23.531
.بعد خودشون توی جنگل گم میشن

00:05:24.115 --> 00:05:25.450
صبرکن ببینم

00:05:26.451 --> 00:05:27.869
دور خودمون چرخیدیم

00:05:28.745 --> 00:05:30.288
چطور ممکنه آخه؟

00:05:31.373 --> 00:05:33.040
...یکی از جوانب این قسمت

00:05:33.041 --> 00:05:34.375
...اینه که وقتی بار اول پائولی رو می‌بینی

00:05:34.376 --> 00:05:36.126
.کارو با جلا دادن تموم کن

00:05:36.127 --> 00:05:38.629
کاملا مرتب تیپ زده ...
و داره مانیکور می‌کنه

00:05:38.630 --> 00:05:40.255
ببخشید -
...کل ایده اینه که -

00:05:40.256 --> 00:05:41.924
،اون تا آخر قسمت

00:05:41.925 --> 00:05:44.718
.به بدترین نسخه خودش تبدیل میشه

00:05:44.719 --> 00:05:46.303
!خارکصه

00:05:46.304 --> 00:05:47.806
کفشم رو گم کردم

00:05:48.598 --> 00:05:50.599
کلا بهم میریزه

00:05:50.600 --> 00:05:53.227
:پس من به تونی سیریکو گفتم
...این واقعیتِ اتفاقیه که"

00:05:53.228 --> 00:05:54.770
".برای موهات می‌افتاد

00:05:54.771 --> 00:05:56.271
:جواب داد
"من موهام رو خراب نمی‌کنم"

00:05:56.272 --> 00:05:58.273
،گفتم:"تونی بیخیال
،اصل قضیه همینه

00:05:58.274 --> 00:06:01.443
".پائولی باید بگا بره

00:06:01.444 --> 00:06:02.861
اونم قبول کرد

00:06:02.862 --> 00:06:05.989
...و این حرکتو زد
".گفتم: "بیخیال تونی

00:06:05.990 --> 00:06:07.783
"و گفت: "باشه مرتیکه

00:06:07.784 --> 00:06:09.451
و مثل دیوونه‌ها موهاش رو بهم ریخت

00:06:09.452 --> 00:06:11.495
:منم گفتم
".فیلم بگیرین قبل اینکه نظرش عوض بشه"

00:06:11.496 --> 00:06:13.747
و این تنها باریه که
تونی سیریکو رو با همچین مویی

00:06:13.748 --> 00:06:15.124
.دیدیم
روی چونه‌ت مایونز هست

00:06:17.836 --> 00:06:18.670
چی؟

00:06:18.671 --> 00:06:21.423
!مایونز

00:06:41.234 --> 00:06:42.901
،سریال هر چقد که پیچیده‌تر شد

00:06:42.902 --> 00:06:45.863
،منو دنیس در فرانسه یک خانه خریدیم

00:06:45.864 --> 00:06:47.239
می‌رفتیم اونجا کار کنیم

00:06:47.240 --> 00:06:49.117
تا داستان سال بعد رو بنویسیم

00:06:49.826 --> 00:06:51.660
،اون همیشه مشغول باغچه‌داری بود
...منم می‌رفتم بیرون

00:06:51.661 --> 00:06:53.620
و وقتی مشغول بود
،اونجا می‌شستم

00:06:53.621 --> 00:06:55.415
و داستان‌ها رو براش تعریف می‌کردم

00:06:56.207 --> 00:06:58.585
تاثیر اون خارق‌العاده بود

00:07:02.839 --> 00:07:04.299
همیشه سیزده تا قسمت داشتیم

00:07:05.258 --> 00:07:06.801
واسه همین سیزده تا خط می‌کشیدم

00:07:08.386 --> 00:07:11.722
بعد این شکلی خط می‌کشیدم
"که توش نوشته: "تونی

00:07:11.723 --> 00:07:13.349
تونی توی قسمت یک چیکار می‌کنه؟

00:07:13.350 --> 00:07:15.059
تونی توی قسمت دوم چیکار می‌کنه؟

00:07:15.060 --> 00:07:18.187
...چی میشه
و این‌ها جدول رو پر می‌کرد

00:07:18.188 --> 00:07:20.689
بعد اسم کارملا رو هم اضافه کردم

00:07:20.690 --> 00:07:22.232
کارملا چه میکنه؟

00:07:22.233 --> 00:07:23.942
اون فصل خاص خودش رو داشت

00:07:23.943 --> 00:07:26.403
کریس. همه فصل خودشون رو داشتن

00:07:26.404 --> 00:07:29.615
.بعضیا دو سه تا داشتن
تونی دو سه تا خط داشت

00:07:29.616 --> 00:07:32.035
درباره اینکه در اون فصل
.چه اتفاقی براش میفته

00:07:32.744 --> 00:07:33.869
،بعد برمی‌گشتم

00:07:33.870 --> 00:07:35.788
همه رو به نویسنده‌ها می‌گفتم

00:07:35.789 --> 00:07:37.998
.اینطوری جهت فصل رو متوجه میشدن

00:07:37.999 --> 00:07:40.959
:بعد دور هم می‌شستیم و می‌گفتیم
،خیله‌خب، قسمت اول"

00:07:40.960 --> 00:07:42.336
،میدونم اینجا چی نوشته

00:07:42.337 --> 00:07:44.714
"اما موضوع اصلی درباره چیه؟

00:07:45.256 --> 00:07:47.841
در واقع در حال ساخت یک درام بودیم

00:07:47.842 --> 00:07:49.635
مثلا توی یک زیرزمین قراره دیدار کنن

00:07:49.636 --> 00:07:51.929
،دقیقا مثل الان ما
می‌شستیم دور هم گپ میزدیم

00:07:51.930 --> 00:07:53.514
درسته -
در تمام طول روز -

00:07:53.515 --> 00:07:57.267
دربارش حرف می‌زدیم
،و مزخرف پشت مزخرف

00:07:57.268 --> 00:07:59.103
که خیلی چیزای خوبی ازش در می‌آوردیم

00:07:59.104 --> 00:08:02.106
عملا مثل این بود با دوستامون نشستیم

00:08:02.107 --> 00:08:04.441
:و میگیم
"دیشب چیکارا کردی؟"

00:08:04.442 --> 00:08:06.985
،و همین به یک داستان انحراف پیدا می‌کرد

00:08:06.986 --> 00:08:09.530
:یا می‌گفتیم
"...یه بار من اینطوری شدم و فلان"

00:08:09.531 --> 00:08:12.533
و گاهی دیوید ما رو بر‌می‌انگیخت
:با گفتن

00:08:12.534 --> 00:08:14.368
...بدترین کاری که توی رابطه"

00:08:14.369 --> 00:08:15.620
"با یکی کردین چی بوده؟

00:08:16.871 --> 00:08:19.957
.واقعا تونی، بگو بهم
چرا نمیشه دوباره ببینمت؟

00:08:19.958 --> 00:08:21.125
چون به رالف دادی

00:08:21.126 --> 00:08:22.626
یهو آدم اخلاق مداری شدی؟

00:08:22.627 --> 00:08:24.378
اخلاق مداری نه
اما یه چارچوبی دارم

00:08:24.379 --> 00:08:28.507
.و همینطوری داستان می‌گفتیم
و خیلی کارگشا بود

00:08:28.508 --> 00:08:31.135
آخه ما چندین سال کنار هم بودیم

00:08:31.136 --> 00:08:33.679
،واسه همین توی اون اتاق

00:08:33.680 --> 00:08:36.265
...ما طلاق و بچه‌دار شدن و مُردن پدر و مادرهامون رو

00:08:36.266 --> 00:08:39.435
...کنار هم تجربه کردیم و خیلی چیزا

00:08:39.436 --> 00:08:41.395
می‌دونی، مسائل زندگی

00:08:41.396 --> 00:08:45.233
بازیگر وسیله‌ایست برای انتقال و نقل ایده‌ها

00:08:45.942 --> 00:08:47.192
...طی

00:08:47.193 --> 00:08:49.403
،من قبلا داستان اینکه چطور شروع به نوشتن کردم رو گفتم

00:08:49.404 --> 00:08:51.113
همچنین کلاس بازیگری رفتم

00:08:51.114 --> 00:08:52.448
این کلاس بازیگری برای نویسندگانه؟

00:08:52.449 --> 00:08:55.951
و این تبدیل شد به بخشی از
اولین قسمتی که نوشتم

00:08:55.952 --> 00:08:57.620
!کمکم کن، بابا

00:08:59.164 --> 00:09:01.249
!بابا، کمکم کن

00:09:01.958 --> 00:09:03.250
!بابایی

00:09:03.251 --> 00:09:05.462
می‌تونی به من تکیه کنی

00:09:06.046 --> 00:09:06.880
بهم اعتماد کنی

00:09:08.798 --> 00:09:11.508
من یه داستان درباره پیشگوئی که
.پیشش میرفتم، بهشون گفتم

00:09:11.509 --> 00:09:13.969
این تبدیل به داستانی شد که
پائولی رفته بود پیش پیشگو

00:09:13.970 --> 00:09:15.555
چارلز پاگانو

00:09:16.139 --> 00:09:17.514
از کجا اینو می‌دونی؟

00:09:17.515 --> 00:09:19.726
میگه اون نفر اولِ تو بوده

00:09:20.685 --> 00:09:21.852
اما خیلی‌های دیگه رو هم حس می‌کنم

00:09:21.853 --> 00:09:23.646
!هی -
اون یکی داره می‌خنده -

00:09:24.647 --> 00:09:25.607
پیچک سمی؟

00:09:27.942 --> 00:09:29.861
می‌خواد بدونه که هنوز می‌خاره یا نه

00:09:30.737 --> 00:09:32.781
.منو دست ننداز
کی بهت خبر رسونده؟

00:09:33.615 --> 00:09:36.575
...تمام داستان‌هام مستقیما
« فرانک رنزولی، نویسنده و تهیه‌کننده »

00:09:36.576 --> 00:09:40.622
.از تجربه‌های شخصیم نشات می‌گیره
دیده‌هام و شنیده‌هام و مشاهداتم

00:09:41.414 --> 00:09:43.123
" گریدی کورتِ 26 "

00:09:43.124 --> 00:09:44.708
خوبه 26 -
،اینجا بزرگ شدم -

00:09:44.709 --> 00:09:46.002
توی این ساختمان بزرگ شدم

00:09:46.753 --> 00:09:50.131
و آپارتمان معروف من اینه، شماره صد و هفت

00:09:50.799 --> 00:09:53.175
من توی منطقه‌ای به اسم
پروژه‌های خانه‌سازیِ مرویک" بزرگ شدم"

00:09:53.176 --> 00:09:54.760
در بوستونِ شرقی

00:09:54.761 --> 00:09:57.763
بچه که بودیم واسه پول در آوردن
...از دزدی گرفته

00:09:57.764 --> 00:09:59.432
تا همه کار می‌کردیم

00:10:00.266 --> 00:10:02.309
،و وقتی سیزده چهارده ساله بودم

00:10:02.310 --> 00:10:06.355
،راهم به کلاب اجتماعیِ محلی باز شد

00:10:06.356 --> 00:10:08.982
کنار گنگسترهای محله‌مون

00:10:08.983 --> 00:10:11.360
،اگه به مجلس رقص دعوت بشم

00:10:11.361 --> 00:10:13.445
.آرزو می‌کنم فدرال سریع‌تر دست بجنبونه

00:10:13.446 --> 00:10:15.072
هی بچه جون. یه لطفی کن"

00:10:15.073 --> 00:10:16.949
".زمین رو جارو بکش

00:10:16.950 --> 00:10:18.867
و سر میز ورق بازی کار می‌کردم

00:10:18.868 --> 00:10:21.036
آره من هستم -
چهارصد تا برای تو سیل -

00:10:21.037 --> 00:10:24.248
،پشت درهای بسته
من همراه این آدما بودم

00:10:24.249 --> 00:10:26.166
پائین رو نگاه نکن. منو ببین

00:10:26.167 --> 00:10:28.544
...پس وقتی دور هم جمع شدیم

00:10:28.545 --> 00:10:31.922
،تا شخصیت‌سازی کنیم
...مثل بابی باکالا

00:10:31.923 --> 00:10:34.967
غنیمت‌ها به شخص پیروز می‌رسند

00:10:34.968 --> 00:10:36.635
...گورتو از اینجا گم کن

00:10:36.636 --> 00:10:39.222
.قبل اینکه کتاب نقل و قول‌هاتو نکردم توی کونت

00:10:40.598 --> 00:10:42.683
...یا ریچی اپریل ...

00:10:42.684 --> 00:10:46.228
توی زندان سر این قضیه
کلی مدیتیشن کردم

00:10:46.229 --> 00:10:47.688
سر چی؟

00:10:47.689 --> 00:10:50.191
باورت نمیشه بعدش مسائل رو چقد می‌تونی به وضوح ببینی

00:10:51.401 --> 00:10:52.277
تو مدیتیشن می‌کنی؟

00:10:52.278 --> 00:10:54.278
من؟ مدیتیشن؟ -
...بینزی -

00:10:54.279 --> 00:10:56.573
دیوونه شدی؟ -
مثل قدیما دیوونه نیستم -

00:10:57.866 --> 00:11:00.117
اما هنوز به اندازه‌ای دیوونه هستم
.که چشم یکی رو از حدقه در بیارم

00:11:00.118 --> 00:11:02.077
جریان چیه ریچ؟

00:11:02.078 --> 00:11:03.579
...و اینجا بود که من می‌تونستم

00:11:03.580 --> 00:11:07.000
،بر اساس تجاربم پیش این تبهکارا
.به داستان کمک کنم

00:11:07.125 --> 00:11:10.419
خایمالی تونی سوپرانو خوب بهت ساخته

00:11:10.420 --> 00:11:12.588
،به اشخاصی مثل عمو جونیور

00:11:12.589 --> 00:11:14.465
.یا تونی یا پائولی والناتز نگاه کنین

00:11:14.466 --> 00:11:16.633
این‌ها آدمای بسیار بدی بودن

00:11:16.634 --> 00:11:20.888
واسه همین راحت می‌تونستیم
درباره هرچی که بخوایم صحبت کنیم

00:11:20.889 --> 00:11:22.806
،جریان این بود که ما در اتاق نویسندگی بودیم

00:11:22.807 --> 00:11:24.850
و درباره آدمای بد داستان می‌نوشتیم

00:11:24.851 --> 00:11:26.226
،آدم بدا کارای بد هم می‌کنن

00:11:26.227 --> 00:11:28.312
و ما باید به اون قسمت‌های خودمون دسترسی پیدا کنیم

00:11:28.313 --> 00:11:32.399
...ما حرفایی می‌زدیم که امروزه

00:11:32.400 --> 00:11:33.901
گفتنش قدغنه

00:11:33.902 --> 00:11:38.822
می‌تونستن ما رو به عنوان
...نژادپرست، جنسیت‌گرا و کلی چیز دیگه

00:11:38.823 --> 00:11:40.574
.اشتباه بگیرن

00:11:40.575 --> 00:11:43.119
،یه مدت می‌خواستیم دستیار بگیریم

00:11:44.746 --> 00:11:46.956
و بعد متوجه شدیم که نمی‌تونیم

00:11:47.540 --> 00:11:50.167
،اگه لباس شنا تنش باشه
اگه تو... جدی هستی؟

00:11:50.168 --> 00:11:51.543
به نظرم بهتره زنه دم در باشه

00:11:51.544 --> 00:11:53.253
،و اون که میره
...پشتش داد بزنه

00:11:53.254 --> 00:11:55.464
...تو چطور از یک بازیگر

00:11:55.465 --> 00:11:58.008
تونستی تبدیل به یکی از نویسندگان بشی؟

00:11:58.009 --> 00:12:01.261
می‌دونی، من واسه اینکه
...باعث بشم شخصیت خودم

00:12:01.262 --> 00:12:03.972
توی سریال کارای خفن بکنه
.دست به نویسندگی نزدم

00:12:03.973 --> 00:12:06.684
دلیل در واقع این بود
که واقعا تمام شخصیت‌های سریال رو دوست داشتم

00:12:06.685 --> 00:12:09.478
عاشق همه اونا بودم

00:12:09.479 --> 00:12:11.522
،چیزی که از دیوید یاد گرفتم این بود

00:12:11.523 --> 00:12:15.026
توجه به جزئیات و خصوصیات و ریزه‌کاری‌ها

00:12:15.652 --> 00:12:17.028
به همه‌جای کار فکر میشد

00:12:18.780 --> 00:12:20.989
،یه جاهایی توی این کار

00:12:20.990 --> 00:12:23.617
،دیوید بلند میشد می‌رفت روی مبل

00:12:23.618 --> 00:12:25.786
و دراز می‌کشید و می‌گرفت می‌خوابید

00:12:25.787 --> 00:12:27.247
و ما به صحبت ادامه می‌دادیم

00:12:27.831 --> 00:12:29.581
اما واقعا نمی‌خوابید

00:12:29.582 --> 00:12:31.584
با چشمای بسته فکر می‌کرد

00:12:32.085 --> 00:12:34.003
،دیگه تحمل صحبت کردن رو نداشتم

00:12:34.004 --> 00:12:35.838
و می‌رفتم روی مبل

00:12:35.839 --> 00:12:37.882
.و اونا به صحبت ادامه می‌دادن

00:12:38.842 --> 00:12:41.051
و بالاخره به یه نتیجه‌ای می‌رسیدم

00:12:41.052 --> 00:12:43.053
،یه جایی اون بلند میشد

00:12:43.054 --> 00:12:44.930
،و سکوت اتاق رو می‌گرفت

00:12:44.931 --> 00:12:46.974
یه ماژیک می‌گرفت و می‌رفت پای تخته

00:12:46.975 --> 00:12:48.600
...و بعد یک داستان کامل

00:12:48.601 --> 00:12:52.187
.و شسته رُفته می‌نوشت

00:12:52.188 --> 00:12:54.940
دیوید شروع می‌کرد به پر کردن تخته

00:12:54.941 --> 00:12:57.609
سه تا تخته‌ی غول پیکر

00:12:57.610 --> 00:12:59.863
،دیوونه میشد
همه رو پر می‌کرد

00:13:00.613 --> 00:13:03.450
:و ما همه می‌گفتیم
"...آره، عالیه"

00:13:04.159 --> 00:13:06.995
نکته اضافه می‌کردیم و کار جمع میشد

00:13:08.121 --> 00:13:09.496
بعد می‌رفتیم ناهار و برمی‌گشتیم

00:13:09.497 --> 00:13:11.206
:اون وقت می‌گفت
"این افتضاحه"

00:13:11.207 --> 00:13:13.542
...کلش رو پاک می‌کرد
ساعت‌ها زمان می‌برد

00:13:13.543 --> 00:13:15.294
:هر سال اول کار می‌گفتیم
،یادتون باشه"

00:13:15.295 --> 00:13:18.881
.پنج تا ایده اول رو قراره بندازیم دور

00:13:18.882 --> 00:13:20.132
حتی مطرح هم نکنید

00:13:20.133 --> 00:13:23.469
"...ایده شماره ششم رو شاید

00:13:23.470 --> 00:13:25.471
از جمله خودم -
درسته -

00:13:25.472 --> 00:13:26.597
.صحبت می‌کنیم دربارش ..."

00:13:26.598 --> 00:13:29.017
تمام چیزای دیگه رو قبلا دیدیم

00:13:29.684 --> 00:13:30.727
".خوب نیستن

00:13:31.603 --> 00:13:33.479
آخه مسئله خیلی مهم بود
« فصل سوم، قسمت چهارم، کارمند نمونه‌ی ماه »

00:13:33.480 --> 00:13:36.483
مسئله‌ی مرگ و زندگی و عشق و خشونته

00:13:37.942 --> 00:13:40.527
خفه شو و برنگرد

00:13:40.528 --> 00:13:44.198
هنوز خیلی افتخار می‌کنم که
خشونت رو به خاطر خود خشونت ارائه نکردیم

00:13:44.199 --> 00:13:45.407
همچین حسی نداشتم

00:13:45.408 --> 00:13:46.909
این ویژگی با شخصیت‌ها سازگار بود

00:13:46.910 --> 00:13:48.952
بله، به نظرم این رو بدست آورده بودیم

00:13:48.953 --> 00:13:53.374
فکر نکنم هیچکدام از ما
.بی دلیل دنبال ارائه خشونت بوده باشیم

00:13:53.375 --> 00:13:56.627
:فکر نکنم تا حالا گفته باشیم
".اوه، ما باید این کار جنایت‌آمیز رو نشان بدیم"

00:13:56.628 --> 00:13:57.545
راستش برعکس این قضیه بود

00:13:57.546 --> 00:13:59.631
!تمام پولم رو بهت میدم

00:14:04.260 --> 00:14:07.596
!نه -
!خفه شو -

00:14:07.597 --> 00:14:09.056
!ول کن -
شورتت رو در بیار -

00:14:09.057 --> 00:14:10.642
!نه، بس کن

00:14:11.935 --> 00:14:14.521
!خواهش می‌کنم! نه

00:14:15.980 --> 00:14:17.940
!نه -
زنیکه جنده -

00:14:17.941 --> 00:14:20.068
!نه

00:14:21.903 --> 00:14:25.407
!بس کن

00:14:36.376 --> 00:14:41.130
تجاوز به ملفی بسیار خشونت‌آمیز بود
و تماشاش به شدت اذیت کننده بود

00:14:41.131 --> 00:14:43.007
چون باعث شد انتخاب کنه

00:14:43.008 --> 00:14:46.301
به تونی حرفای تلخ بیشتری بزنه یا نه

00:14:46.302 --> 00:14:48.179
.چون شما دیدین چه بلایی سرش اومد

00:14:49.931 --> 00:14:51.515
ولش کردن؟

00:14:51.516 --> 00:14:55.144
،یکی ظرف شواهد رو اشتباهی جابه‌جا کرده
...واسه یه مدتی

00:14:55.145 --> 00:14:57.896
،نمی‌دونم چه گوهی خوردن
مرتیکه‌های احمق

00:14:57.897 --> 00:15:00.232
فقط تا زمان دادگاه ولش کردن؟

00:15:00.233 --> 00:15:01.693
چون می‌تونم صورتش رو تشخیص بدم

00:15:02.485 --> 00:15:03.361
یه مسئله‌ی حقوقیه

00:15:03.362 --> 00:15:05.362
فکر کنم باید بذارن که قسر در بره

00:15:05.363 --> 00:15:06.697
غیرممکنه

00:15:06.698 --> 00:15:08.742
تمام حرفایی که بهم گفته بودن رو بهت گفتم

00:15:10.285 --> 00:15:12.953
اون کارمند نمونه‌ی آشغال

00:15:12.954 --> 00:15:15.539
آزاد شده و کی می‌خواد جلوش رو بگیره؟

00:15:15.540 --> 00:15:16.583
تو؟

00:15:17.167 --> 00:15:19.960
...کی رو می‌تونم بفرستم سراغ اون حرومزاده

00:15:19.961 --> 00:15:22.130
تا تیکه‌تیکه‌ش کنه؟

00:15:31.639 --> 00:15:32.474
مشکل چیه؟

00:15:33.767 --> 00:15:35.310
هی، یالا

00:15:36.478 --> 00:15:37.645
من چیکار کردم؟

00:15:38.772 --> 00:15:39.689
بیخیال

00:15:39.690 --> 00:15:41.815
یادمه فیلم‌نامه رو خوندم

00:15:41.816 --> 00:15:43.276
و تمومش نکردم

00:15:43.777 --> 00:15:46.404
و به دیوید زنگ زدم و گفتم: "چرا؟

00:15:47.113 --> 00:15:48.740
چرا می‌خوای بهش صدمه بزنی؟

00:15:49.449 --> 00:15:55.454
اون تنها کسیه که سعی داره
،یک درک درستی داشته باشه

00:15:55.455 --> 00:15:57.916
یک درک منطقی

00:15:59.626 --> 00:16:01.543
چرا بهش می‌خوای صدمه بزنی؟

00:16:01.544 --> 00:16:04.297
.حتی نتونستم تا تهش بخونم
"خیلی ناراحتم

00:16:05.256 --> 00:16:08.550
"گفت:"میشه تا آخر بخونیش؟

00:16:08.551 --> 00:16:11.137
"منم گفتم:"آره باشه

00:16:11.763 --> 00:16:12.722
...و بعد

00:16:16.685 --> 00:16:17.727
چیه؟

00:16:19.562 --> 00:16:21.272
می‌خوای حرفی بزنی؟

00:16:29.864 --> 00:16:30.907
نه

00:16:31.991 --> 00:16:34.576
"وقتی میگه:"نه

00:16:34.577 --> 00:16:37.747
ضربه عجیبی بهم میزنه

00:16:38.623 --> 00:16:41.125
یه دو راهی در مسیره

00:16:41.126 --> 00:16:44.004
و اون باید انتخاب کنه

00:16:44.587 --> 00:16:46.047
یعنی بیا اینطوری بگیم

00:16:47.007 --> 00:16:50.093
،اون می‌دونست که اگه قضیه تجاوز رو بهش بگه

00:16:52.303 --> 00:16:54.431
.همه‌چی تموم میشد

00:16:55.181 --> 00:16:56.975
...اما اون 15 سال

00:16:57.892 --> 00:17:00.353
...درس نخونده بود

00:17:01.563 --> 00:17:03.106
.تا سر آخر گنگستر بشه

00:17:08.069 --> 00:17:10.112
...حتی خشونت‌آمیزترین قسمت‌ها

00:17:10.113 --> 00:17:13.490
چنان زیبایی‌ خاصی در خودشون داشتن

00:17:13.491 --> 00:17:16.286
مثلا قسمتی که رقاص کشته میشه
« فصل سوم، قسمت ششم، دانشگاه »

00:17:17.078 --> 00:17:19.622
توصیف داستان مدو در دانشگاهه

00:17:20.915 --> 00:17:21.875
کاندوم داری؟

00:17:27.213 --> 00:17:30.133
در مقابل دختر جوانی که
.تقریبا هم سن و سال اونه

00:17:35.597 --> 00:17:38.098
سریال همیشه یه نفرو
سر چیزی غافلگیر می‌کرد

00:17:38.099 --> 00:17:39.809
حس خوبی بهت داد؟

00:17:40.643 --> 00:17:42.227
حس مردانگی می‌کنی؟

00:17:42.228 --> 00:17:45.357
میشد از حد و حدود فراتر رفت
و مردم رو ناراحت کرد

00:17:46.733 --> 00:17:49.235
منو ببخشید اما
.بدون حتی هشداری

00:17:49.903 --> 00:17:52.780
کل مسئله اینه که
می‌خوایم مردم رو غافلگیر کنیم

00:17:52.781 --> 00:17:55.240
و احساساتی بهشون بدیم
که باعث آزارشون بشه

00:17:55.241 --> 00:17:57.242
.و اونا یاد بگیرن باهاش کنار بیان

00:17:57.243 --> 00:18:00.120
این دوست من، زندگیه

00:18:00.121 --> 00:18:02.081
...وقتی اتفاقات بد میفته

00:18:02.082 --> 00:18:03.750
.قرار نیست از قبل بهمون هشدار بدن

00:18:15.804 --> 00:18:18.472
رالفی رقاص رو تا سر حد مرگ کتک زد

00:18:18.473 --> 00:18:22.393
مردم باید می‌دیدن که
این یارو چقد آدم پستیه

00:18:22.394 --> 00:18:24.770
...تا درک بکنن که

00:18:24.771 --> 00:18:26.897
اینا همون آدمایی هستن
.که شما طرفداری‌شون رو می‌کنین

00:18:26.898 --> 00:18:28.233
الان نگات کن

00:18:30.443 --> 00:18:32.194
،جالب بود
،هر از گاهی

00:18:32.195 --> 00:18:33.696
:بیننده این حس رو پیدا می‌کرد که

00:18:33.697 --> 00:18:35.489
...اوه اینا آدمای مهربونی هستن "

00:18:35.490 --> 00:18:37.449
".که میشه خیلی راحت باهاشون گپ و گفت کرد

00:18:37.450 --> 00:18:39.743
و این حقیقت داره
،تا اینکه بهشون پول بدهکار باشی

00:18:39.744 --> 00:18:41.495
.و دیگه چندان جالب نیستن

00:18:41.496 --> 00:18:43.707
،و بعد... ما هر از گاهی

00:18:43.832 --> 00:18:47.292
یاد مردم می‌انداختیم
.که تونی سوپرانوئه واقعی اینه

00:18:47.293 --> 00:18:48.586
تمومی؟

00:18:52.590 --> 00:18:53.591
ممنونم تی

00:18:54.759 --> 00:18:56.261
،چون اون آشغال بی‌قند

00:18:57.178 --> 00:18:59.096
آخرین نوشیدنیِ عمرت بود

00:18:59.097 --> 00:19:02.933
!تو رو خدا! مامان جون
خواهش می‌کنم تونی

00:19:02.934 --> 00:19:05.729
به نویسنده‌ها گفتم
که اون یه قاتله

00:19:06.646 --> 00:19:09.357
.یه خانم‌بازه
اون یه حرومزاده‌ست

00:19:11.443 --> 00:19:13.902
به طرزهای زیادی اون یه احمقه

00:19:13.903 --> 00:19:15.863
شاید واسه تو دیوونگی به نظر بیاد

00:19:15.864 --> 00:19:18.073
اما تونی همیشه باید
باهوش‌ترین فرد جمع باشه

00:19:18.074 --> 00:19:19.659
،دیگه هیچی برام عجیب نیست
،هرچی بزرگ‌تر میشم

00:19:22.495 --> 00:19:24.039
اون همیشه مواقع آدم باحالی نیست

00:19:25.582 --> 00:19:29.294
،این یک آدم بده
یک شخص به شدت خشن

00:19:30.712 --> 00:19:31.629
قهوه می‌خوای؟

00:19:33.298 --> 00:19:34.174
نه

00:19:34.175 --> 00:19:36.133
و من همیشه حس می‌کردم

00:19:36.134 --> 00:19:38.261
،که اگر یه جایی واقع‌بینی کمه

00:19:38.887 --> 00:19:41.973
به این خاطره که
.اون آدم بازتابنده‌ای هستش تا اینکه واقع‌بین باشه

00:19:42.724 --> 00:19:43.891
تونی زیادی فکر می‌کنه
زیادی نگرانه

00:19:45.852 --> 00:19:48.854
اما اتفاقی داشت براش می‌افتاد
که نمی‌تونست کنترلش کنه

00:19:48.855 --> 00:19:50.022
اون حمله‌های عصبی

00:19:50.023 --> 00:19:51.565
،اگه به خاطر حمله‌های عصبی نبود

00:19:51.566 --> 00:19:53.609
فکر نمی‌کنم که می‌رفت سراغ یک روان‌پزشک

00:19:53.610 --> 00:19:55.903
من وقت این حمله‌های کوفتی رو ندارم

00:19:55.904 --> 00:19:57.780
چندین ماه حالت خوب بود

00:19:57.781 --> 00:19:59.448
...اما نباید جلوی گروهش

00:19:59.449 --> 00:20:01.117
اینطوری از حال می‌رفت

00:20:01.910 --> 00:20:04.578
و مشخصا کلی مسائل دیگه زیر پوست این قضیه بود

00:20:04.579 --> 00:20:07.749
اون خیلی افسرده بود
و خودش این رو درک نمی‌کرد یا نمی‌دونست

00:20:08.500 --> 00:20:10.877
کلی ترس در وجودش داشت
که خودش خبر نداشت

00:20:12.045 --> 00:20:14.631
...آیا نسبت به حرفه‌ت

00:20:15.799 --> 00:20:16.966
تردیدی داری؟

00:20:18.301 --> 00:20:19.344
بله

00:20:21.513 --> 00:20:23.515
به نظر خودم من باید نقش دلقک غمگین رو بازی کنم

00:20:24.641 --> 00:20:26.184
،ظاهرا بخندم

00:20:27.227 --> 00:20:28.853
و از درون گریه کنم

00:20:30.647 --> 00:20:32.774
حتی صحبت هم دربارش خسته‌م می‌کنه

00:20:33.900 --> 00:20:36.944
،این حس منه، و خودم کلی تجربه تراپی دارم

00:20:36.945 --> 00:20:40.490
پیش یک روان‌پزشک آدم هیچ وقت بازخواست نمیشه

00:20:41.991 --> 00:20:44.619
و این همیشه یکمی من رو اذیت می‌کرد

00:20:45.203 --> 00:20:47.121
"یعنی کاری که من می‌کنم...؟"

00:20:47.122 --> 00:20:49.373
،تو باید درک کنی که والدین من چطور بودن"

00:20:49.374 --> 00:20:50.958
"و تا اینکه من سرزنش نشم؟

00:20:50.959 --> 00:20:52.335
الو؟

00:20:55.755 --> 00:20:58.799
از نظر تئوری، تراپی باید تو رو
تبدیل به آدم بهتری کنه

00:20:58.800 --> 00:21:00.050
خیله‌خب، بگین ببینم

00:21:00.051 --> 00:21:01.593
در عوض، باعث شد مافیای بهتری بشه

00:21:01.594 --> 00:21:03.804
...اون می‌تونست احساسات آدما رو هم

00:21:03.805 --> 00:21:05.390
،در نظر بگیره

00:21:06.474 --> 00:21:08.350
به مدت بیست تا سی ثانیه

00:21:08.351 --> 00:21:11.562
ما فقط می‌خوایم باهاش صحبت کنی

00:21:11.563 --> 00:21:13.022
بالاخره طرف عموی توئه

00:21:13.023 --> 00:21:14.941
یالا -
درسته -

00:21:15.608 --> 00:21:18.318
،همانطور که در سریال گفتیم
،همانطور که لیویا گفت

00:21:18.319 --> 00:21:19.237
"...روان‌پزشکی"

00:21:19.946 --> 00:21:23.115
.چیزی جز یک اخاذی برای یهودی‌ها نیست

00:21:23.116 --> 00:21:25.534
اگه مادر خودم بود همین حرف رو
درباره روان‌پزشکی می‌گفت

00:21:25.535 --> 00:21:27.536
اونا چیزی ازش نمی‌دونستن

00:21:27.537 --> 00:21:28.579
ملفی

00:21:28.580 --> 00:21:31.832
واسه همین برام خیلی مهم بود
که اون ایتالیایی باشه

00:21:31.833 --> 00:21:33.334
اهل کجا هستی عزیزم؟

00:21:33.335 --> 00:21:34.919
دکتر ملفی

00:21:36.296 --> 00:21:38.922
خانواده پدرم اهل کازرتا بودن

00:21:38.923 --> 00:21:40.050
ما اهل آولینو هستیم

00:21:40.925 --> 00:21:43.135
مامانم حسابی خوشحال میشد
اگه منو تو باهم بودیم

00:21:43.136 --> 00:21:46.806
و اینکه خیلی قوی و موثر نباشه

00:21:47.390 --> 00:21:49.476
یا حتی اونقدرا دلسوز هم نباشه

00:21:50.185 --> 00:21:52.394
...اون چیه که هر زنی از جمله

00:21:52.395 --> 00:21:54.271
...مادرت، همسرت، دخترت

00:21:54.272 --> 00:21:55.481
با هم اشتراک دارن؟

00:21:55.482 --> 00:21:57.274
همه میرن روی مخم

00:21:57.275 --> 00:21:59.026
...شخصیت اون بر اساس

00:21:59.027 --> 00:22:01.362
.روان‌پزشکی بود که اون موقع بهش مراجعه می‌کردم

00:22:01.363 --> 00:22:02.738
همه ایتالیایی هستن، خب که چی؟

00:22:02.739 --> 00:22:05.407
،خب شاید اینکه رک و راست بهم بگی

00:22:05.408 --> 00:22:07.201
.به معنای هم سخنی با اوناست

00:22:07.202 --> 00:22:10.829
فکر کنم کم‌کم متوجه شدم که
...کاری که داشتم می‌کردم این بود که

00:22:10.830 --> 00:22:12.832
.دارم برای خودم دوباره مادری تشکیل میدم

00:22:12.957 --> 00:22:14.833
...کاری که اونجا در تراپی می‌کردی

00:22:14.834 --> 00:22:16.503
با اون -
درسته -

00:22:17.462 --> 00:22:19.505
در واقع داشتم یک مادر جدید برای خودم ایجاد می‌کردم

00:22:19.506 --> 00:22:20.506
چی؟

00:22:20.507 --> 00:22:23.092
و قطعا تونی هم همینکارو داشت می‌کرد

00:22:23.093 --> 00:22:25.344
...تو منو تبدیل به تمام چیزایی کردی

00:22:25.345 --> 00:22:27.389
...که حس می‌کنی در همسرت

00:22:28.556 --> 00:22:29.849
.و مادرت وجود ندارن

00:22:38.024 --> 00:22:40.527
تو داری من رو یک بچه ننه جلوه میدی

00:22:41.695 --> 00:22:42.696
من یه مردم

00:22:43.697 --> 00:22:46.240
حالا که در دفتر این روان‌پزشک بودیم

00:22:46.241 --> 00:22:47.826
،و داشتیم این آدما رو آنالیز می‌کردیم

00:22:48.493 --> 00:22:50.077
اون به یک مادر نیاز داشت

00:22:50.078 --> 00:22:51.161
مامان؟

00:22:51.162 --> 00:22:53.288
مادر اون دیوانه بود

00:22:53.289 --> 00:22:54.708
جواهر خوبم رو که می‌دونی؟

00:22:54.833 --> 00:22:56.126
همونی که بابات بهت داد

00:22:57.293 --> 00:22:59.378
آره، یه سری از اونا
مستقیم از خود کارتیر اومده

00:22:59.379 --> 00:23:02.382
همه‌رو به دختر خاله‌ت جوزفین دادم

00:23:03.633 --> 00:23:05.259
یعنی چی؟
جواهر مرغوب رو؟

00:23:05.260 --> 00:23:06.760
اون همیشه اون رو ستایش می‌کرد

00:23:06.761 --> 00:23:08.053
،به نظرم اونا خیلی شبیه هم هستن
اختلاف بینشون هم از همینجا نشات می‌گیره

00:23:09.389 --> 00:23:12.141
تو به دخترخاله کوفتیم جواهر کارتیر دادی

00:23:12.142 --> 00:23:13.600
اونوقت به من صندلی ماساژ دادی؟

00:23:13.601 --> 00:23:17.021
اون سعیشو می‌کنه چون ایتالیایی هستش
،و یه دلیلش هم مادرشه

00:23:17.022 --> 00:23:19.940
اما مامانش خوب بلده چطوری بره روی مخش

00:23:19.941 --> 00:23:21.316
و دائم این کارو می‌کنه

00:23:21.317 --> 00:23:25.029
خوب گوش کن، قبل اینکه آسیب جدی‌ دیگه‌ای به خودت

00:23:25.030 --> 00:23:26.947
،یا میراث نوه‌هات بزنی

00:23:26.948 --> 00:23:28.657
.دیگه نباید تنهایی زندگی کنی

00:23:28.658 --> 00:23:31.160
من به اون خانه سالمندان نمیرم

00:23:31.161 --> 00:23:33.912
پس من وکالت با دوام می‌گیرم

00:23:33.913 --> 00:23:35.289
و خودم زوری می‌برمت اونجا
پس همین الان منو بکش

00:23:37.375 --> 00:23:38.293
بفرما. یالا

00:23:38.294 --> 00:23:42.338
برو چاقو رو بردار و بزن به دلم

00:23:42.339 --> 00:23:45.632
!همینجا! یالا، لطفا

00:23:45.633 --> 00:23:48.385
دردش کمتر از حرفیه که الان زدی

00:23:48.386 --> 00:23:50.722
می‌دونی، من افراد بزرگسالی می‌شناسم که الهام بخشن

00:23:53.600 --> 00:23:57.478
،لیویا ترکیبی از احساسات مختلف داشت
،حالا چه از قصد این کارو می‌کرد

00:23:57.479 --> 00:24:00.773
یا دیوید اینطوری می‌دیدش
یا کسی دیگه

00:24:00.774 --> 00:24:02.191
اما در حقیقت ترکیبی از چند چیز بود
،نویسندگان سوپرانوز

00:24:03.651 --> 00:24:06.070
وجه اشتراک همه ما این بود که
ما همه یک مادر رو داشتیم

00:24:06.071 --> 00:24:08.197
و من رابطه افتضاحی با مادر خودم داشتم

00:24:08.198 --> 00:24:10.407
،اگه بخوام مامانم رو خلاصه کنم

00:24:10.408 --> 00:24:13.327
،تکیه گاه خانواده ما بود

00:24:13.328 --> 00:24:15.120
،پدرم که روز پنجشنبه فوت شد
،صبح روز دوشنبه

00:24:15.121 --> 00:24:17.164
،مادرم رفته بود سر کار
پنج تا بچه هم داشت

00:24:17.165 --> 00:24:18.457
خدا بیامرزش

00:24:18.458 --> 00:24:20.584
اما ما رابطه خوبی نداشتیم

00:24:20.585 --> 00:24:23.253
،وقتی دانشگاه نیویورک قبول شدم
:زنگ زدم مامانم گفتم

00:24:23.254 --> 00:24:25.089
"مامان، من دانشگاه نیویورک قبول شدم"

00:24:25.090 --> 00:24:27.091
،اون موقع تنها زندگی می‌کردم
:و اون گفت

00:24:27.092 --> 00:24:28.425
"نهایت شش ماه دوام بیاری"

00:24:28.426 --> 00:24:31.095
"منم گفتم:"باشه، ممنون

00:24:31.096 --> 00:24:33.013
،دانشگاه حقوق که قبول شدم
بهش زنگ زدم

00:24:33.014 --> 00:24:35.140
"گفتم:"مامان دانشگاه حقوق قبول شدم

00:24:35.141 --> 00:24:37.852
"و جواب داد:"یکی دیگه از نقشه‌های احمقانه‌ت

00:24:39.020 --> 00:24:41.980
یه سری چیزا توی اون سریال هست
که به معنای واقعی کلمه من تجربه‌شون کردم

00:24:41.981 --> 00:24:43.649
می‌دونی، ملاقات با مادرم

00:24:43.650 --> 00:24:45.317
اون توی خانه سالمندان زندگی می‌کرد

00:24:45.318 --> 00:24:47.194
کیه؟ -
منم مامان -

00:24:47.195 --> 00:24:50.197
زنیکه اتاق بغلی
همه‌ش آب رو باز گذاشت

00:24:50.198 --> 00:24:51.491
بازم شروع شد

00:24:52.909 --> 00:24:54.702
مادرم رو دیوانه می‌کرد

00:24:54.703 --> 00:24:57.747
.همونقدر آب کافیه دیگه
مگه چقد آب لازم داره؟

00:24:58.289 --> 00:25:00.958
کل روز آب رو باز می‌ذاره

00:25:00.959 --> 00:25:03.127
!آب، آب، آب

00:25:03.128 --> 00:25:05.755
!من همسایه "گونگادین" شدم

00:25:07.257 --> 00:25:08.382
داستانش من در آوردی نیست

00:25:08.383 --> 00:25:11.510
همه‌ش بر اساس زندگی واقعی خودمونه

00:25:11.511 --> 00:25:13.887
،و همه‌ش با دیوید و زندگی اون شروع شد

00:25:13.888 --> 00:25:16.181
...اما ما مشکلات مشابه و مسائل مشابهی که

00:25:16.182 --> 00:25:17.850
باعث خنده ما میشد رو تشخیص دادیم

00:25:17.851 --> 00:25:19.768
.یا مسائلی که مارو ناراحت و کلافه می‌کرد

00:25:19.769 --> 00:25:22.688
و اگه دیوید صلاح می‌دید
،و مناسب تونی سوپرانو بود

00:25:22.689 --> 00:25:24.274
بخشی از داستان سریال میشد

00:25:25.859 --> 00:25:27.401
وقتی هشت نه سالم بود

00:25:27.402 --> 00:25:30.405
ما میرفتیم به ساحل بلمار در نیوجرسی

00:25:31.531 --> 00:25:33.657
،و یه شب داشتیم می‌رفتیم بیرون

00:25:33.658 --> 00:25:34.658
،از پله‌ها میومدیم پائین

00:25:34.659 --> 00:25:37.077
و بابام زمین خورد و شلوارش پاره شد

00:25:37.078 --> 00:25:39.122
مادرم از خنده پاره شد

00:25:40.749 --> 00:25:43.083
.این سکانس از اینجا نشات گرفته
اکثر افراد درکش نکردن

00:25:43.084 --> 00:25:45.587
به چی داره می‌خنده؟"
".خیلی بده

00:25:46.338 --> 00:25:48.881
،و نانسی به همسرم دنیس گفت

00:25:48.882 --> 00:25:50.300
:فصل اول بود، گفت

00:25:51.176 --> 00:25:54.596
باور دارم که این موجودی که"
"سعی دارم توصیف کنم، مُرده؟

00:25:55.513 --> 00:25:57.681
،به نظر من مشکل مادر تو
،حداقلش

00:25:57.682 --> 00:26:01.060
چیزیه که ما بهش میگیم
.اختلال شخصیت مرزی

00:26:01.061 --> 00:26:02.811
...فوبیاهای درونی این افراد

00:26:02.812 --> 00:26:04.938
تنها چیزهایی هستن
که براشون وجود دارن

00:26:04.939 --> 00:26:07.733
.دنیا و مردم واقعی براشون مهم نیستن

00:26:07.734 --> 00:26:10.403
.این افراد عشق یا دلسوزی‌ای ندارن

00:26:11.404 --> 00:26:13.238
توی فیلم‌نامه اولیه

00:26:13.239 --> 00:26:17.034
،و همچنین در قسمت آخر فصل اول

00:26:17.035 --> 00:26:19.703
...ملفی قرار بود بهش بگه که این مادرته که

00:26:19.704 --> 00:26:20.997
می‌خواد تو رو بکشه

00:26:21.956 --> 00:26:25.794
.زنیکه دوهزاری
داری درباره مادر من صحبت می‌کنی

00:26:26.419 --> 00:26:29.171
،و اون به خانه سالمندان میره

00:26:29.172 --> 00:26:32.299
،و یه بالشت برمیداره
.و خفه‌ش می‌کنه تا بمیره

00:26:32.300 --> 00:26:33.550
توی فیلم این بود

00:26:33.551 --> 00:26:35.720
و توی سریال هم قرار بود اینطوری باشه

00:26:36.262 --> 00:26:41.267
اما نانسی، هم سرطان ریه داشت
هم آمفیزم

00:26:42.477 --> 00:26:44.228
،به پایان که نزدیک میشدیم

00:26:44.229 --> 00:26:47.065
...اون گفت:" دیوید، فقط
".منو به کار بکش

00:26:47.732 --> 00:26:48.774
مادر شما سکته کرده

00:26:48.775 --> 00:26:50.442
همین مسئله داستان رو تغییر داد

00:26:50.443 --> 00:26:51.403
سکته؟

00:26:51.404 --> 00:26:53.654
،اخبار دیروز توی تلویزیون
واقعا ناراحتش کرده

00:26:53.655 --> 00:26:55.114
البته ربطی به من هم نداره

00:26:55.115 --> 00:26:57.408
،در هر صورت، تازه اتفاق افتاده
...اورژانس

00:26:57.409 --> 00:26:59.159
من یه زندگی زیبا و طولانی و شاد رو زندگی می‌کنیم

00:26:59.160 --> 00:27:00.494
که برای تو همچین نظری ندارم
!کافیه دیگه -
آره؟ -

00:27:02.664 --> 00:27:04.039
ببرینش، یالا

00:27:04.040 --> 00:27:06.333
من خوب تو رو می‌خواستم
اون وقت تو خواستی منو سر به نیست کنی؟

00:27:06.334 --> 00:27:07.501
اون متوجه حرفت نمیشه

00:27:07.502 --> 00:27:10.713
!داره لبخند میزنه
!قیافه‌ش رو نگاه کنین

00:27:10.714 --> 00:27:11.798
!داره می‌خنده

00:27:12.340 --> 00:27:13.841
!ولم کن

00:27:13.842 --> 00:27:16.301
بله، واسه همین باهاش ادامه دادیم

00:27:16.302 --> 00:27:17.594
من همیشه بی‌نقص نبودم

00:27:17.595 --> 00:27:19.889
اما همیشه نهایت تلاشم رو کردم

00:27:22.058 --> 00:27:24.518
،و می‌دونم تو نکردی، همه شما

00:27:24.519 --> 00:27:27.230
خوشتون نمیومد وقتی
بهتون امر و نهی می‌کردم

00:27:29.357 --> 00:27:31.692
بچه‌ها مثل حیوونن

00:27:31.693 --> 00:27:33.528
فرقی با سگ ندارن

00:27:34.237 --> 00:27:37.157
یکی باید درست و غلط رو بهشون یاد بده

00:27:39.576 --> 00:27:40.910
اما اون خیلی عمر نکرد

00:27:48.168 --> 00:27:49.252
اون معرکه بود

00:27:53.298 --> 00:27:54.340
مردم لیویا رو دوست داشتن

00:27:54.341 --> 00:27:56.092
خیلی باهاش حال می‌کردن

00:27:57.135 --> 00:27:59.720
:نمی‌دونم چند هزار بار این جمله رو شنیدم

00:27:59.721 --> 00:28:01.430
"!اون دقیقا مثل ننه بزرگ منه"

00:28:01.431 --> 00:28:03.098
"اون مثل خاله منه"

00:28:03.099 --> 00:28:05.642
،و با این حال مادر من
،که از اون الگو گرفته شده بود

00:28:05.643 --> 00:28:07.519
،خیال می‌کردم

00:28:07.520 --> 00:28:11.232
کاملا تک و تنها توی یه دنیای دیگه سیر می‌کنه

00:28:12.567 --> 00:28:13.776
،می‌دونستم مردم با مادرشون مشکلاتی دارن

00:28:13.777 --> 00:28:16.153
،فکر نمی‌کردم فقط خودم همچین مشکلاتی دارم

00:28:16.154 --> 00:28:18.155
...اما واقعا خیال می‌کردم مادر من

00:28:18.156 --> 00:28:20.240
.توی یک دنیای دیگه سیر می‌کنه

00:28:20.241 --> 00:28:23.661
.همه‌چی درباره ترس‌ها و وحشت‌ها و اضطراب‌های اونه

00:28:24.579 --> 00:28:26.955
،اما چیزی که اون موقع متوجه نمیشدم

00:28:26.956 --> 00:28:30.167
،چیزی که سال‌ها بعد متوجه شدم

00:28:30.168 --> 00:28:32.378
توی کالیفرنیا زندگی می‌کردم

00:28:32.379 --> 00:28:34.588
تلفنی با مادرم صحبت می‌کردم

00:28:34.589 --> 00:28:36.715
این مال زمانیه که دیگه آخرای عمرش بود

00:28:36.716 --> 00:28:38.550
درباره بابابزرگم داشتیم صحبت می‌کردیم

00:28:38.551 --> 00:28:41.680
،گفت:"مثل خاله لوئیسه
".اون قصد نداشت بهش صدمه بزنه

00:28:43.056 --> 00:28:44.474
"گفتم:" منظورت چیه؟

00:28:45.266 --> 00:28:48.686
جواب داد:"خب آره، اون لگدش زد ولی قصدی نداشت

00:28:48.687 --> 00:28:50.480
گفتم یعنی چی که لگدش زد؟

00:28:51.106 --> 00:28:53.441
".گفت:" خب آره، اون به واژنش لگد زد

00:28:54.693 --> 00:28:55.860
"گفتم:"چی؟

00:28:56.861 --> 00:28:58.863
:جواب داد
".آره به واژنش لگد زد"

00:28:59.406 --> 00:29:01.031
گفتم که جریان چی بود؟

00:29:01.032 --> 00:29:02.282
،اوه نمی‌دونم"

00:29:02.283 --> 00:29:04.243
یه روز قبل عروسیش بود

00:29:04.244 --> 00:29:07.288
".و اون ناراحت بود

00:29:09.916 --> 00:29:11.084
،با خودم گفتم

00:29:12.043 --> 00:29:14.254
این... یهو اوضاع با عقلم جور در اومد

00:29:15.005 --> 00:29:17.841
چون یادمه مادرم یه شب کابوس می‌دید

00:29:18.633 --> 00:29:20.009
:و فریاد میزد

00:29:20.010 --> 00:29:21.844
!بابا، شلوارت رو پات کن"

00:29:21.845 --> 00:29:24.513
...نکن
"!بابا شلوارت رو پات کن

00:29:24.514 --> 00:29:25.598
،خب من گواهی دستم ندارم

00:29:26.266 --> 00:29:28.226
اما اون آدم بدی بوده

00:29:29.310 --> 00:29:30.603
.همچنین پدربزرگ پدریم

00:29:32.022 --> 00:29:34.065
...یه سری از این افرادِ اهل جنوب ایتالیا

00:29:34.858 --> 00:29:36.026
عجیبن

00:29:50.582 --> 00:29:53.625
من اومدم هالیوود تا فیلم بسازم

00:29:53.626 --> 00:29:56.128
و مسیرم رفت سمت تلویزیون

00:29:56.129 --> 00:29:58.088
و تبدیل به نویسنده شدم

00:29:58.089 --> 00:30:00.966
عملا به خاطر ضعف‌های خودم

00:30:00.967 --> 00:30:03.052
،یک اینکه، من می‌ترسیدم کارگردانی کنم

00:30:03.053 --> 00:30:05.805
و همچنین پای پول هم وسط بود

00:30:06.514 --> 00:30:08.515
،اما بعد، سال دوم سریال

00:30:08.516 --> 00:30:11.769
:کارگزار من منو برد ناهار و گفت

00:30:11.770 --> 00:30:15.022
می‌خوام بدونی که"
تو دیگه الان برند شدی

00:30:15.023 --> 00:30:16.982
...و دلیل این حرفم اینه که

00:30:16.983 --> 00:30:19.778
".الان می‌تونی تمام فیلم‌هایی که می‌خوای رو بسازی

00:30:21.237 --> 00:30:23.989
اکثر افراد احتمالا در این مسیر جا می‌زدن، درسته؟

00:30:23.990 --> 00:30:25.533
و شاید بهتر هم بود بیخیال میشدم

00:30:26.117 --> 00:30:28.869
...اما اینقدر عاشق ساختن سوپرانوز بودم

00:30:28.870 --> 00:30:30.205
که ادامه‌ش دادم

00:30:31.206 --> 00:30:33.416
.همیشه درباره جهان‌سازی صحبت می‌کردن

00:30:34.125 --> 00:30:36.043
،هرچی بیشتر مشغول سوپرانوز بودم

00:30:36.044 --> 00:30:39.296
کمتر می‌تونستم چیزای دیگه رو تماشا کنم

00:30:39.297 --> 00:30:41.632
برام منطقی نبودن

00:30:41.633 --> 00:30:44.426
توی جهانی که من درش وجود داشتم نبودن

00:30:44.427 --> 00:30:46.930
،نه فقط اون شخصیت‌ها
.بلکه خودم اون داخل زندگی می‌کردم

00:30:48.932 --> 00:30:50.307
همه‌چی درباره همین شخصیت‌هاست
جریان چیه؟

00:30:51.518 --> 00:30:53.770
یعنی داستان از همون شخصیت‌ها نشات می‌گیره

00:30:54.646 --> 00:30:56.398
.و درون همون دنیای کوچکه

00:30:58.274 --> 00:30:59.775
،بارها و بارها

00:30:59.776 --> 00:31:02.362
هر شخصیتی با شیطان معامله کرد

00:31:02.946 --> 00:31:05.239
گفتم که، درباره پول و مرگه، درسته؟

00:31:05.240 --> 00:31:07.574
چرا ما باید جسد رو جمع کنیم؟

00:31:07.575 --> 00:31:09.119
دیگه سوال پیچ می‌کنی؟

00:31:09.703 --> 00:31:11.787
همه با شیطان معامله کردن

00:31:11.788 --> 00:31:13.831
یه مشکلی سر یک بدهی معوق بود

00:31:13.832 --> 00:31:15.332
میشه یه لحظه بپرم وسط حرفت؟

00:31:15.333 --> 00:31:17.167
ملفی هم با شیطان معامله کرد

00:31:17.168 --> 00:31:19.295
من نمی‌دونم که قراره این داستان به کجا کشیده بشه

00:31:21.131 --> 00:31:23.590
اما چندتا قانونِ پایه‌ایِ اخلاقی هستن

00:31:23.591 --> 00:31:25.427
.که باید با هم مرور کنیم

00:31:27.053 --> 00:31:31.891
حرفایی که اینجا میزنی
،تحت پیمان محرمانگیِ بیمار-دکتر هستش

00:31:32.892 --> 00:31:34.436
...جز زمانی که من

00:31:36.438 --> 00:31:39.898
اگر ازت بشنوم که یک قتلی صورت گرفته

00:31:39.899 --> 00:31:42.027
نه اینکه بگم همچین اتفاقی میفته، اما اگه بیفته

00:31:42.569 --> 00:31:44.653
اگه یک بیمار بیاد سراغ من
و داستانی تعریف کنه

00:31:44.654 --> 00:31:46.196
،که یه نفر قراره آسیب ببینه

00:31:46.197 --> 00:31:48.366
من باید به مقامات اطلاع بدم

00:31:48.950 --> 00:31:50.492
منم مجبور میشم برم اداره پلیس؟

00:31:50.493 --> 00:31:52.787
از نظر فنی

00:31:53.371 --> 00:31:55.122
نمیدونم چه اتفاقی بین تو واین آقا افتاده

00:31:55.123 --> 00:31:58.084
کلی دارم میگم

00:31:59.419 --> 00:32:01.004
این خودش یک معامله با شیطان نیست؟

00:32:01.504 --> 00:32:02.380
بیا

00:32:10.472 --> 00:32:12.598
اون مرد خوبیه، یک پدر خوبه

00:32:12.599 --> 00:32:15.352
،تو بهم گفتی اون یک مجرم افسرده‌ست

00:32:16.144 --> 00:32:17.562
،تمایل به خشونت داره

00:32:18.188 --> 00:32:19.855
به طور مداوم خیانت می‌کنه

00:32:19.856 --> 00:32:23.610
تعریف تو از یک آدم خوب اینه؟

00:32:24.903 --> 00:32:27.446
کارملا، اون زن شیطان بود

00:32:27.447 --> 00:32:29.449
باهاش ازدواج کرده بود
.و پاش مونده بود

00:32:32.118 --> 00:32:35.246
میتونی بری یا اینکه بمونی
حرفای منو بشنوی

00:32:38.750 --> 00:32:42.337
تو باید به ندای درونت اعتماد کنی
و ترک کردنش رو در نظر بگیری

00:32:43.254 --> 00:32:45.673
تو هرگز حس خوبی نسبت به خودت پیدا نمی‌کنی

00:32:45.674 --> 00:32:49.469
هرگز نمی‌تونی احساس گناه و شرمی
...که الان بهم گفتی رو

00:32:50.345 --> 00:32:51.638
...سرکوب کنی

00:32:52.639 --> 00:32:54.015
.تا وقتی که همراه اونی

00:32:56.351 --> 00:32:57.227
.ترکش کن

00:32:57.727 --> 00:33:01.064
،بچه‌هات رو بردار، چیزی که ازشون مونده رو
و برو

00:33:01.898 --> 00:33:04.191
کشیش من گفت باید سعی کنم باهاش بسازم

00:33:04.192 --> 00:33:05.901
کمک کنم مرد بهتری بشه

00:33:05.902 --> 00:33:07.237
خب چطور پیش میره؟

00:33:11.157 --> 00:33:14.494
"بهش گفتن که:"بچه‌هات رو بردار و همین حالا برو

00:33:15.328 --> 00:33:17.371
،اون روان‌پزشک پیر

00:33:17.372 --> 00:33:18.831
...اون تنها کسی بود که

00:33:18.832 --> 00:33:21.709
در طول کل سریال
حقیقت رو در این مورد گفته بود

00:33:21.710 --> 00:33:22.961
تونی

00:33:24.129 --> 00:33:26.922
من هزینه‌ای ازت نمی‌گیرم
چون پول خون قبول نمی‌کنم

00:33:26.923 --> 00:33:28.007
تولدت مبارک
توئم نباید قبول کنی

00:33:31.803 --> 00:33:33.430
،یه حرفی رو هرگز نمی‌تونی بزنی

00:33:35.223 --> 00:33:36.766
.که به خودت گفته نشده

00:33:38.059 --> 00:33:39.935
تو داری از پول خون اون زندگی‌ت رو می‌گذرونی

00:33:39.936 --> 00:33:41.937
تونی تو چیکار کردی؟

00:33:41.938 --> 00:33:44.732
بچه‌هات رو بگیر و همین حالا برو

00:33:44.733 --> 00:33:45.941
خدای من

00:33:45.942 --> 00:33:47.485
کاسبی این هفته خوب بود

00:33:48.528 --> 00:33:49.362
اون این کارو نکرد

00:33:49.363 --> 00:33:52.281
!خدای من! عجب ماشینی

00:33:52.282 --> 00:33:54.659
،مسئله خیلی عجیبیه
...این سطح از انکار

00:33:55.201 --> 00:33:57.494
که شخصی مثل کارملا
باید باهاش زندگی کنه

00:33:57.495 --> 00:34:00.832
یا داستان‌هایی که برای خودش می‌بافه
تا قضیه رو درسته کنه

00:34:01.583 --> 00:34:03.042
...فکر نکنم چیزی بوده باشه که

00:34:03.043 --> 00:34:05.337
،اون درباره‌ش خبر نداشته باشه
.حداقل به طور ضمنی

00:34:14.137 --> 00:34:16.472
،اگه تونی خود شیطانه
آیا معامله‌ای با شیطان هست؟

00:34:16.473 --> 00:34:18.140
خب مشخصا اون معامله خودش رو با شیطان انجام داده

00:34:18.141 --> 00:34:20.976
می‌دونی، اون در واقع نماینده شیطانه

00:34:20.977 --> 00:34:22.479
.حالا هرجور که می‌خوای بیان کنی

00:34:23.897 --> 00:34:25.899
اما اون از معامله‌ش راضی نبود، مگه نه؟

00:34:26.691 --> 00:34:28.234
من اغلب همین حس رو داشتم

00:34:28.735 --> 00:34:30.987
".مردم می‌گفتن:"اوه، اون باید تقاص پس می‌داد

00:34:31.780 --> 00:34:32.905
:و هر بار پاسخ من این بود

00:34:32.906 --> 00:34:36.283
.اون هر روز خدا تقاص پس می‌داد"

00:34:36.284 --> 00:34:39.788
"ندیدین این همه سال بدبختی کشید؟

00:34:40.747 --> 00:34:43.123
.یک مرد در حال تقلاست
اون دینی نداره

00:34:43.124 --> 00:34:44.500
به دولت هم باوری نداره

00:34:44.501 --> 00:34:46.251
آقای سوپرانو لطف کردن با ما اومدن

00:34:46.252 --> 00:34:49.171
.اون به چیزی جز اصول اخلاقی خودش باور نداشت

00:34:49.172 --> 00:34:51.131
...مطمئنم افسر هریس توضیح دادن

00:34:51.132 --> 00:34:52.925
که یه مسئله‌ای هست که باید
.به شما گفته بشه

00:34:52.926 --> 00:34:55.595
و اصول اخلاقی اون
همه‌ش داره نابود میشه

00:34:57.055 --> 00:35:00.349
چی داری درباره ملاقات میگی؟
محض رضای خدا، با کی لیویا؟

00:35:00.350 --> 00:35:01.767
همه‌شون
ریموند

00:35:02.894 --> 00:35:04.061
لری

00:35:04.062 --> 00:35:06.481
سه تا از نیروهای من
مادرشون رو بردن به این مکان؟

00:35:07.399 --> 00:35:10.234
،اگه این حقیقت داره لیویا
...تو می‌دونی من

00:35:10.235 --> 00:35:11.819
آخه من رئیسم محض رضای خدا

00:35:11.820 --> 00:35:13.697
،اگه دست به کار نشم
...خون باشه یا

00:35:15.615 --> 00:35:16.991
مجبورم

00:35:17.867 --> 00:35:19.452
دیگه مردی مادرجنده

00:35:24.541 --> 00:35:26.083
پس چیزی برای اون نمونده

00:35:26.084 --> 00:35:27.835
...و اطرافش رو نگاه می‌کنه و

00:35:27.836 --> 00:35:29.420
...جستجو می‌کنه

00:35:29.421 --> 00:35:31.755
که به نظرم نصف مواقع
.کلی آمریکایی این کارو می‌کنن

00:35:31.756 --> 00:35:33.632
،می‌دونی، می‌تونی بری خرید کنی
هر کاری خواستی بکنی

00:35:33.633 --> 00:35:36.343
.اما هیچ نقطه مرکزی براش نمونده بود

00:35:36.344 --> 00:35:39.346
اون کسیه که همیشه توی ذهن خودش
،سعی داره کار درست رو انجام بده

00:35:39.347 --> 00:35:42.850
که تقریبا همیشه
.باعث میشه زندگی همه به فنا بره

00:35:42.851 --> 00:35:44.518
همیشه سعی داره کار درست رو بکنه

00:35:44.519 --> 00:35:46.438
و در واقع انتخابش درست نیست

00:35:47.981 --> 00:35:49.606
مثل منفجر کردن رستوران دوستش

00:35:49.607 --> 00:35:51.900
.تا جلوی یک قتل رو در اونجا بگیره

00:35:51.901 --> 00:35:53.652
،اون فکر می‌کنه کارش درسته

00:35:53.653 --> 00:35:56.614
در عوض در مسیر بازتاب پیدا می‌کنه
و زندگی همه رو نابود می‌کنه

00:35:58.867 --> 00:36:00.325
چیکار داری می‌کنی؟
توی چشمام نگاه کن

00:36:02.620 --> 00:36:06.041
بگو تو کاری به رستوران من نداشتی

00:36:06.833 --> 00:36:09.001
به نظرم سریال رفته رفته عمیق‌تر شد

00:36:09.002 --> 00:36:10.711
من رستوران تو رو آتش نزدم

00:36:10.712 --> 00:36:12.546
و به نظرم جیم نقش زیادی در این مورد داشت

00:36:12.547 --> 00:36:13.882
به جون مادرم

00:36:18.845 --> 00:36:20.346
جیمی جادو داشت

00:36:20.347 --> 00:36:22.264
...و به نظرم اون جادو یه جورایی

00:36:22.265 --> 00:36:24.892
...در حلقه‌های متحدالمرکز به همه

00:36:24.893 --> 00:36:27.353
،سرایت می‌کرد
،به اعضای تیم، کارگردان‌ها

00:36:27.354 --> 00:36:29.396
نویسندگان، بازیگران

00:36:29.397 --> 00:36:30.732
ساکت باشید

00:36:33.360 --> 00:36:35.110
،همیشه عالی بود

00:36:35.111 --> 00:36:37.447
از اولش تا لحظه آخر

00:36:38.073 --> 00:36:40.199
!پشت صحنه آماده
!شروع

00:36:40.200 --> 00:36:43.243
،مثل بازی بود
،پیش اون همیشه حس می‌کردم بازی می‌کنم

00:36:43.244 --> 00:36:44.995
مثل بازی بچه کوچولوها

00:36:44.996 --> 00:36:47.414
"مثلا:"تو مامان باش من بابا میشم

00:36:47.415 --> 00:36:50.293
خیلی آسون و بی‌خیال بود

00:36:51.378 --> 00:36:53.088
.بیست و دو، برداشت هشتم
نشان هشتم رو بردار

00:36:54.130 --> 00:36:55.006
!شروع
بفرما

00:36:56.841 --> 00:36:58.551
دوباره بگو که من مثل زنت هستم

00:37:00.595 --> 00:37:01.638
بفرما

00:37:05.308 --> 00:37:07.686
اون خیلی شیطنت می‌کرد

00:37:08.603 --> 00:37:12.398
واسم بوس می‌فرستاد
و لباسش رو در میاورد

00:37:12.399 --> 00:37:15.735
یعنی، طرف دیوونه بود

00:37:17.028 --> 00:37:19.279
باشه -
،یه لحظه صبر کن -

00:37:19.280 --> 00:37:21.741
بفرما. دوباره بگو که من شبیه زنت هستم

00:37:29.290 --> 00:37:31.000
با عوامل پشت صحنه عالی برخورد می‌کرد

00:37:31.001 --> 00:37:32.210
اونا رو می‌خندوند

00:37:33.086 --> 00:37:36.630
و به هر کدام از اعضای تیم بازیگری 30 هزار دلار داد

00:37:36.631 --> 00:37:38.716
منظورت بعد اینه که مذاکره کرد

00:37:38.717 --> 00:37:41.844
و اچ‌بی‌او هر قسمت یه میلیون دلار بهش می‌داد؟

00:37:41.845 --> 00:37:42.762
بله

00:37:44.472 --> 00:37:46.098
،وقتی جیم معامله رو انجام داد

00:37:46.099 --> 00:37:47.725
هیچکدوم از ما حتی نمی‌دونستیم
همچین گزینه‌ای هست

00:37:47.726 --> 00:37:49.519
ما مذاکره بلد نبودیم

00:37:50.687 --> 00:37:52.187
فکر کنم از این بابت حس بدی داشت

00:37:52.188 --> 00:37:57.234
پس ما رو تک تک به تریلر خودش دعوت کرد

00:37:57.235 --> 00:37:59.695
و به همه یک چک 30 هزار دلاری داد

00:37:59.696 --> 00:38:00.989
چی؟

00:38:02.907 --> 00:38:06.076
من هیچوقت 30 هزار دلار بهم نرسید

00:38:06.077 --> 00:38:07.077
خیله خب

00:38:07.078 --> 00:38:09.455
اینجاست که دوربین باید سمت شما باشه

00:38:09.456 --> 00:38:11.123
نه، من از این قضیه خبر ندارم

00:38:11.124 --> 00:38:13.334
اون به اعضای تیم بازیگری پول داده؟

00:38:13.335 --> 00:38:15.170
آره، کاریه که از اون بر میاد

00:38:15.754 --> 00:38:19.674
اون مرد خیلی خوش قلب و مهربانی بود

00:38:21.343 --> 00:38:22.886
هوای دوستاش رو داشت

00:38:26.723 --> 00:38:28.516
آدم دست و دلبازی بود

00:38:29.142 --> 00:38:31.643
به نظرم حس می‌کرد
اچ‌بی‌او در اونا گذاشته

00:38:31.644 --> 00:38:35.690
،و می‌خواست یه جوری جبران کنه
کمک کنه

00:38:37.150 --> 00:38:40.486
همچنین فکر کنم یه خورده هم پشیمان شده

00:38:40.487 --> 00:38:43.030
واسه روزایی که سر کار نمیومد

00:38:43.031 --> 00:38:44.532
...همه آماده بودن

00:38:47.327 --> 00:38:48.577
جیم کو؟

00:38:48.578 --> 00:38:52.164
ببین، ما همه مهمونی می‌گرفتیم
و خیلی بهمون خوش می‌گذشت

00:38:52.165 --> 00:38:54.708
و شاید یه سری صبح‌ها
...برای همه ما سخت بود

00:38:54.709 --> 00:38:57.544
.که از جامون بلند شیم

00:38:57.545 --> 00:38:59.213
فقط جیم نبود

00:38:59.214 --> 00:39:02.716
می‌دونی اتفاقی که افتاد این بود که
،به دور از هزینه مالی‌ای که داشت

00:39:02.717 --> 00:39:05.970
ما نگران این بودیم
که چه بلایی داره سرش میاد

00:39:07.430 --> 00:39:10.516
و در نهایت، اون قبول کرد که
،هر روزی که نیاد سر کار

00:39:10.517 --> 00:39:13.686
.ما صد هزار دلار جریمه‌ش کنیم

00:39:13.687 --> 00:39:15.063
خیله‌خب، وقتشه

00:39:15.730 --> 00:39:18.233
فکر کنم چیزی که جیم نمی‌دونست یا انتظار نداشت

00:39:18.942 --> 00:39:22.070
.این بود که نقش اول یک سریال بودن چقد سخته

00:39:23.655 --> 00:39:25.823
هیچ خبر نداشتم

00:39:25.824 --> 00:39:27.908
با یه لبخند گنده وارد شدم

00:39:27.909 --> 00:39:30.953
:و یه مشت توی دماغم خوردم و گفتم

00:39:30.954 --> 00:39:32.621
".باشه، من باید یه راهی برای این کار پیدا کنم"

00:39:32.622 --> 00:39:34.833
هیچ نمی‌دونستم چطوری برای این کار آماده شم

00:39:36.835 --> 00:39:41.422
معمولا پنج شش صبح دوشنبه
یا شاید زودتر شروع به کار می‌کردیم

00:39:41.423 --> 00:39:44.049
تا 14 ساعت باید کار می‌کردیم

00:39:44.050 --> 00:39:46.135
،و چون بازیگرها 12 ساعت استراحت دارن

00:39:46.136 --> 00:39:47.970
ساعت هشت که میری خونه
،باید روز بعد ساعت 8 بیای سر کار

00:39:47.971 --> 00:39:49.096
،بعد تا ده شب کار می‌کنی

00:39:49.097 --> 00:39:51.140
بعد روز بعد ده شروع میشد
تا دوازده شب

00:39:51.141 --> 00:39:53.892
بعد میای خونه
...و باید هفت هشت صفحه رو

00:39:53.893 --> 00:39:58.605
،حفظ کنی
.حداقل چهار پنج سکانس رو یاد بگیری برای روز بعد

00:39:58.606 --> 00:40:00.357
،و جمعه شب دیرتر کار می‌کنی

00:40:00.358 --> 00:40:03.027
جمعه‌ها معمولا تا دو سه صبح باید کار می‌کردیم

00:40:03.028 --> 00:40:05.738
،گاهی طلوع آفتاب شنبه رو می‌دیدیم

00:40:05.739 --> 00:40:08.158
.و دوشنبه صبح دوباره از اول شروع می‌کنی

00:40:09.701 --> 00:40:12.995
اون احتمالا هر از گاهی از سریال جا میزد

00:40:12.996 --> 00:40:14.538
.می‌دونی، شاید هر روز

00:40:14.539 --> 00:40:15.914
...اما بگیم که

00:40:15.915 --> 00:40:17.791
،هر از گاهی

00:40:17.792 --> 00:40:20.170
...می‌رفتیم به یه بار و می‌دونی

00:40:21.379 --> 00:40:23.797
دقیقا یک مکالمه مشابه رو باهم داشتیم

00:40:23.798 --> 00:40:27.343
:مست می‌کردیم و می‌گفت
من بسمه "

00:40:27.344 --> 00:40:28.761
"نمی‌تونم. دیگه نمیرم

00:40:28.762 --> 00:40:30.262
،و منم می‌گفتم:"باشه

00:40:30.263 --> 00:40:32.973
"صد نفر اینجا به توکل کردن

00:40:32.974 --> 00:40:36.477
:اونم می‌گفت
"آه آره، آره. باشه "

00:40:36.478 --> 00:40:37.645
می‌دونی

00:40:38.271 --> 00:40:40.189
پس معمولا برمی‌گشت

00:40:40.190 --> 00:40:43.317
اما باز چند باری شد
که واسه چند روز غیبش می‌زد

00:40:43.318 --> 00:40:44.736
می‌دونی، فشار بهش وارد بود

00:40:47.530 --> 00:40:49.032
و شروع

00:40:49.824 --> 00:40:52.327
منم یه حرفی بهت بزنم که تو خوشت نیاد

00:40:55.413 --> 00:40:56.373
کیرتوش

00:40:56.915 --> 00:40:58.041
کات کنین

00:40:59.376 --> 00:41:00.627
این سکانس لعنتی

00:41:01.544 --> 00:41:06.007
،می‌گفت حس می‌کرد که باید به جاهایی بره

00:41:07.592 --> 00:41:08.717
که براش مخرب هستن
می‌دونی چیه؟

00:41:10.261 --> 00:41:13.306
و براش دردناکن -
تو یه دیوونه‌ای -
« فصل سوم، قسمت دوازدهم، عشق دیوانه »

00:41:13.932 --> 00:41:16.225
من فقط همیشه مهربانی خواستم

00:41:16.226 --> 00:41:17.477
بیا اینجا

00:41:18.603 --> 00:41:20.438
خوب به حرفم گوش کن

00:41:21.231 --> 00:41:23.065
دیگه زنگ نمی‌زنی و کاری نمی‌کنی

00:41:23.066 --> 00:41:25.317
منو که دیدی، از خیابون رد میشی اونور

00:41:25.318 --> 00:41:27.570
چون تو یه آدم خطرناکی
و نمی‌خوام توی زندگیم باشی

00:41:28.697 --> 00:41:30.323
.نه نکن
!نرو

00:41:31.116 --> 00:41:31.991
!به زنت زنگ می‌زنم

00:41:35.328 --> 00:41:36.162
چی گفتی؟

00:41:38.623 --> 00:41:41.418
.میرم کلمبیا
درباره خودمون به دخترت میگم

00:41:42.002 --> 00:41:44.546
یه سری چیزا که
...ازشون استفاده می‌کنم تا عصبانی بشم

00:41:45.839 --> 00:41:48.299
،کمبود خوابه

00:41:50.010 --> 00:41:52.345
.به شدت کفری می‌کنه

00:41:53.638 --> 00:41:55.389
دو شب پشت هم شبی
...دو سه ساعت بخوابی

00:41:55.390 --> 00:41:59.226
،قبل ضبط یک سکانس خشونت‌آمیز
هر کاری که هر کسی بکنه

00:41:59.227 --> 00:42:00.562
میره روی مخ آدم

00:42:01.604 --> 00:42:02.897
حالا خوب گوشاتو وا کن

00:42:03.606 --> 00:42:05.941
،نزدیک زنم یا خانواده‌م بشی

00:42:05.942 --> 00:42:07.192
می‌کشمت

00:42:07.193 --> 00:42:09.236
شیرفهمی؟
دخلت رو میارم

00:42:09.237 --> 00:42:12.364
.بکش منو
بکش ای کصکش

00:42:12.365 --> 00:42:14.616
من خودم کارای عجیب زیادی می‌کنم
.تا عصبی بشم

00:42:14.617 --> 00:42:16.160
هرکاری لازم باشه آدم می‌کنه

00:42:16.161 --> 00:42:18.037
،می‌تونی سنگ بذاری توی کفشت
یه سنگ تیز

00:42:18.038 --> 00:42:19.372
کل روز با اون راه بری

00:42:20.206 --> 00:42:22.625
.احمقانه‌ست اما جواب میده
عصبی می‌کنه

00:42:23.543 --> 00:42:25.586
.و به آرامی، اوضاع برات دست‌یافتنی‌تر میشه

00:42:25.587 --> 00:42:27.714
اما من پی بردم که من باید تنها باشم

00:42:28.381 --> 00:42:30.883
...من آدمی نیستم که بخواد زیاد گپ بزنه

00:42:30.884 --> 00:42:32.718
قبل اینکه کاری انجام بدم

00:42:32.719 --> 00:42:34.429
شش فنجان قهوه می‌خورم

00:42:35.180 --> 00:42:36.931
...اینو به کسی توصیه نمی‌کنم اما

00:42:37.724 --> 00:42:39.016
.اینم عصبی‌ت می‌کنه

00:42:39.017 --> 00:42:41.352
من واسه رسیدن به هدف هرکاری می‌کنم

00:42:41.353 --> 00:42:43.229
تا وقتی که آسیبی به کسی نزنه

00:42:43.730 --> 00:42:47.108
!لعنتی دیوث! هرزه دوهزاری

00:42:48.193 --> 00:42:49.486
!لعنت بهت تونی

00:43:01.539 --> 00:43:03.248
...اون برای آماده شدن واسه یه سکانس

00:43:03.249 --> 00:43:05.125
...به ماشین مشت میزد اونقدری که

00:43:05.126 --> 00:43:06.502
.بند انگشت‌هاش کبود میشدن

00:43:06.503 --> 00:43:09.005
.مجبور بود این کارا رو با خودش بکنه

00:43:13.385 --> 00:43:17.304
،وقتی جیم خبرچین رو کشت
واقعا دستش آسیب دید

00:43:17.305 --> 00:43:19.391
به خاطر طناب یا چیز دیگه بود

00:43:24.354 --> 00:43:25.979
اون به شدت تلاش می‌کرد

00:43:25.980 --> 00:43:28.315
،این شخصیت قابل باور باشه

00:43:28.316 --> 00:43:31.193
،و مگه اینکه حسابی سخت کوش باشی

00:43:31.194 --> 00:43:33.195
می‌تونی کارت رو ببری خونه

00:43:33.196 --> 00:43:35.489
،و به عنوان یه بازیگر
.این همیشه ایده خوبی نیست

00:43:35.490 --> 00:43:39.536
پس آره، به نظرم این واقعا تاثیری بدی روش داشت

00:43:42.747 --> 00:43:45.624
:وقتی بهم گفتی
"اون می‌گفت براش سخته"

00:43:45.625 --> 00:43:47.084
:و من گفتم
"این حرف خودشه"
درسته

00:43:48.086 --> 00:43:51.505
،تا یه اندازه‌ای
،میشه آدم خلافکاری بود

00:43:51.506 --> 00:43:54.801
.چون مشخصا چیزهای دیگه‌ای هم در زندگیش بودن

00:43:55.635 --> 00:43:59.097
و اون مشکلاتی داشت
...که الان دیگه شناخته شدن

00:44:00.515 --> 00:44:02.517
.که ادامه دار بودن

00:44:03.226 --> 00:44:05.270
چطور از همچین سکانسی دوباره سرحال میای؟

00:44:05.937 --> 00:44:07.229
می‌نوشم

00:44:07.230 --> 00:44:09.232
نمی‌دونم

00:44:10.608 --> 00:44:14.863
در آپارتمان من در نیویورک
،باهاش یک مداخله‌ای کردیم
(جمعی که برای صحبت و رفع مشکل یه نفر ایجاد میشه)

00:44:15.989 --> 00:44:19.117
...و دلیل این کار این بود که

00:44:19.868 --> 00:44:22.953
اون بره به یک مرکز ترک اعتیاد

00:44:22.954 --> 00:44:26.040
و در اون لحظه دیگه ما خیلی فرسوده و اذیت شده بودیم

00:44:26.041 --> 00:44:30.336
و اینطوری گولش زدیم بیاد که
من جیمی رو دعوت کردم

00:44:30.337 --> 00:44:33.089
تا درباره مسائل صحبت کنیم
.و اوضاع رو راست و ریست کنیم

00:44:34.215 --> 00:44:37.051
،و بعد اون اومد

00:44:37.052 --> 00:44:39.386
،ما همگی روز قبلش تمرین کرده بودیم

00:44:39.387 --> 00:44:41.347
خواهرش و همه اونجا بودن

00:44:41.348 --> 00:44:43.474
،و اومد و دید همه نشستن

00:44:43.475 --> 00:44:45.309
"و گفت:"آه کیر توش

00:44:45.310 --> 00:44:48.228
و رفت و همه داد زدن جیمی

00:44:48.229 --> 00:44:51.024
:و رو به من کرد و گفت
".اخراجم کن"

00:44:51.983 --> 00:44:53.151
و گذاشت رفت

00:44:57.489 --> 00:44:59.615
...جیم مثل همه ما

00:44:59.616 --> 00:45:01.492
.درگیری‌های خودش رو داشت

00:45:01.493 --> 00:45:05.245
و زندگیش در طول این سریال
به طرز چشمگیری تغییر کرد

00:45:05.246 --> 00:45:06.455
آروم باش مرد

00:45:06.456 --> 00:45:09.124
.سمت من نیا
متوجه‌ای؟

00:45:09.125 --> 00:45:10.669
باشه. فقط آروم باش

00:45:11.711 --> 00:45:13.587
صورتت رو داغون می‌کنم

00:45:13.588 --> 00:45:16.799
اون از یک بازیگر ناشناس

00:45:16.800 --> 00:45:19.802
،تبدیل به یک ستاره بزرگ شد
همه می‌شناختنش

00:45:19.803 --> 00:45:22.179
،و این براش یکمی عجیب بود

00:45:22.180 --> 00:45:25.475
.اینکه حریم خصوصیش اینطوری از بین رفته بود

00:45:27.477 --> 00:45:29.937
هر جا که می‌رفت نگاها روی اون بود

00:45:29.938 --> 00:45:31.522
اون همرنگ جمع نمیشد

00:45:31.523 --> 00:45:33.357
بس کن. بچه‌م پیشمه

00:45:33.358 --> 00:45:35.360
و فرق زیادی با تونی سوپرانو داشت

00:45:36.111 --> 00:45:37.486
آدم خیلی ساده‌ای بود

00:45:37.487 --> 00:45:39.238
اون صندل پاش می‌کرد

00:45:39.239 --> 00:45:41.907
از گروه "گرین دی" و "ای‌سی دیسی" خوشش میومد
(گروه‌های راک)

00:45:41.908 --> 00:45:44.326
چه نژادیه؟ -
چیواوا پامرانین هستش -

00:45:44.327 --> 00:45:46.870
چیز خنده دار اینه که
...خیلی از طرفدارا تونی سوپرانو رو

00:45:46.871 --> 00:45:48.330
،الگو قرار دادن

00:45:48.331 --> 00:45:51.084
که خیلی ترسناکه

00:45:51.626 --> 00:45:54.254
پس شاید اون این رو حس می‌کرده

00:45:55.296 --> 00:45:57.632
مردم فکر می‌کردن اون تونی سوپرانوئه
در حالی که نیست

00:45:58.425 --> 00:46:01.344
اون واقعا آدم خوبیه
و واقعا پیچیده‌ست

00:46:02.429 --> 00:46:03.430
،شاید بشه گفت

00:46:05.390 --> 00:46:06.640
،و در این باره مطمئن نیستم

00:46:06.641 --> 00:46:10.269
شاید بیشتر از اونی که می‌خواست
قبول کنه شخصیت تونی درونش وجود داشته

00:46:10.270 --> 00:46:11.979
.اینکه براش خیلی آسون بوده

00:46:11.980 --> 00:46:13.606
یه چی میشه بهت بگم تونی؟

00:46:14.107 --> 00:46:15.692
تظاهر نکن که انگار حق انتخاب دارم

00:46:16.484 --> 00:46:17.485
،سال پیش

00:46:18.361 --> 00:46:21.655
من درباره فیوریو رویاپردازی کردم
...و فانتزی بافتم

00:46:21.656 --> 00:46:23.241
و عاشقش بودم

00:46:30.165 --> 00:46:32.624
!اون باات صحبت می‌کرد
!طفلی تو

00:46:32.625 --> 00:46:34.501
اون باعث شد حس کنم که من مهمم

00:46:34.502 --> 00:46:36.086
اون روز ازم پرسیدی

00:46:36.087 --> 00:46:37.838
که دختر خاله آیرینا چی داره که تو نداری

00:46:37.839 --> 00:46:40.841
و من بهش فکر کردم
چون سوال خیلی خوبیه

00:46:40.842 --> 00:46:43.010
و اون حتی با اینکه یه پا نداره خوشگله

00:46:43.011 --> 00:46:44.011
اما مسئله این نیست

00:46:44.012 --> 00:46:46.764
من تونستم باهاش صحبت کنم
!چون اون حرفی برای گفتن داشت

00:46:46.765 --> 00:46:48.766
!من اینجام

00:46:48.767 --> 00:46:50.142
!منم حرف برای گفتن دارم

00:46:50.143 --> 00:46:52.144
جز اینکه بگی صندلی رو بیار پائین

00:46:52.145 --> 00:46:53.479
و بگی که وصیت‌نامه رو امضا کردی چی داری بگی؟

00:46:53.480 --> 00:46:56.148
اون یک زن بالغه که پاسش کردن

00:46:56.149 --> 00:46:58.484
و تک و تنها بوده
و مجبور بوده مبارزه کنه

00:46:58.485 --> 00:46:59.693
!و تقلا کنه

00:46:59.694 --> 00:47:01.487
برعکس من، منظورت همینه؟

00:47:01.488 --> 00:47:03.906
کدوم خری می‌خواست اینطوری بشه؟

00:47:03.907 --> 00:47:07.159
کدوم دیوثی فقط سر ایده اینکه
...من مجوز املاک بگیرم

00:47:07.160 --> 00:47:09.119
داد و بی‌داد کرد؟

00:47:09.120 --> 00:47:11.622
بیست سال آزاد بودی فقط بشینی

00:47:11.623 --> 00:47:13.248
،و با کولر ور بری

00:47:13.249 --> 00:47:15.042
و غر بزنی و گِله کنی

00:47:15.043 --> 00:47:18.295
!و غر بزنی، غر بزنی
!به من غر بزنی

00:47:18.296 --> 00:47:20.423
!به کشیشت! کیر توش

00:47:22.384 --> 00:47:24.886
:و مردم میگن
...اوه سریال تاریک تر شد". خب "

00:47:26.054 --> 00:47:27.222
تونی بود که تاریک تر شد

00:47:34.229 --> 00:47:35.730
من رستاخیز هستم

00:47:37.565 --> 00:47:39.776
،و من حیات هستم
این گفته خداوند است

00:47:41.778 --> 00:47:44.364
هر کسی که به من ایمان داشته باشد
،زندگی از آن اوست

00:47:46.199 --> 00:47:47.742
...حتی اگر مرده باشد

00:47:49.452 --> 00:47:51.203
...و هر کسی که زندگی دارد
،در 19 جوئن سال 2013، شش سال پس از اتمام سوپرانوز »
« .جیمز گندولفینی بر اثر حمله قلبی در سن 51 سالگی در گذشت

00:47:51.204 --> 00:47:54.874
،و خودش را ایمان وقف من کرده باشد

00:47:56.918 --> 00:47:58.128
.تا ابد نخواهد مُرد

00:48:01.548 --> 00:48:03.382
،جیم، اگر بهشتی وجود داشته باشه

00:48:03.383 --> 00:48:06.261
دوست داشتی وقتی از دروازه وارد میشی
خداوند چی بهت بگه؟

00:48:07.345 --> 00:48:09.806
،یه مدت تو بیا روی کار
من سریع برمی‌گردم

00:48:10.432 --> 00:48:12.599
نه، نه، نه

00:48:12.600 --> 00:48:14.893
همینه دیگه

00:48:14.894 --> 00:48:17.813
.عوضش نکنیا
خیلی خوبه

00:48:17.814 --> 00:48:19.441
به احتمالش فکر کنین

00:48:24.446 --> 00:48:26.614
این چندین سال پس از اتمام سریاله

00:48:27.365 --> 00:48:28.616
کارگزارش بهم زنگ زد

00:48:33.121 --> 00:48:34.122
...و گفت

00:48:35.540 --> 00:48:37.250
اون نمیگم بی‌پرده بود

00:48:37.375 --> 00:48:39.377
اما رک و راست بهم گفت

00:48:41.129 --> 00:48:42.379
غافلگیر شدی؟
نه

00:48:48.178 --> 00:48:49.095
،جیمی عزیز

00:48:50.472 --> 00:48:52.890
خانواده‌ت از من خواسته در
،مراسم تو صحبت کنم

00:48:52.891 --> 00:48:55.602
و باعث افتخار منه
و تحت تاثیر قرار گرفتم

00:48:57.437 --> 00:48:59.898
،سعی کردم یک صحبت سنتی بنویسم

00:49:00.982 --> 00:49:03.401
.اما مثل یک سریال تلویزیونی بد از آب در اومد

00:49:05.487 --> 00:49:06.862
پس این نامه رو دارم برات می‌نویسم

00:49:06.863 --> 00:49:08.947
،اما در مقابل آدما قراره این رو بگم

00:49:08.948 --> 00:49:10.909
پس سعی می‌کنیم یک شروع بامزه داشته باشیم

00:49:11.618 --> 00:49:14.328
،یه روز سر صحنه در حال فیلمبرداری بودیم

00:49:14.329 --> 00:49:17.456
:و سکانس این بود
...تونی با عصبانیت در رو باز و بسته می‌کنه"

00:49:17.457 --> 00:49:18.625
".و بعد شروع به صحبت می‌کنه

00:49:19.334 --> 00:49:22.920
فیلمبرداری شروع شد
و تو در یخچال رو باز کردی

00:49:22.921 --> 00:49:24.755
،و خیلی محکم کوبیدیش

00:49:24.756 --> 00:49:26.715
و همینطوری ادامه دادی

00:49:26.716 --> 00:49:28.676
و خودتو روی اون یخچال خالی کردی

00:49:28.677 --> 00:49:30.844
و در نهایت مجبور شدیم کات بدیم

00:49:30.845 --> 00:49:34.057
:و یادمه تو گفتی
،این نقش"

00:49:35.100 --> 00:49:36.475
...جاهایی که منو می‌بره

00:49:36.476 --> 00:49:39.353
،و کارایی که مجبورم بکنم
".خیلی تاریکه

00:49:39.354 --> 00:49:40.562
:و من یادمه گفتم

00:49:40.563 --> 00:49:42.898
مگه من بهت گفتم که یخچال رو نابود کنی؟"

00:49:42.899 --> 00:49:44.983
مگه توی فیلم‌نامه نوشته بود

00:49:44.984 --> 00:49:46.444
که تونی یخچال رو نابود می‌کنه؟

00:49:48.405 --> 00:49:51.740
نوشته که تونی با عصبانیت
در یخچال رو می‌بنده

00:49:51.741 --> 00:49:53.075
.این نوشته

00:49:53.076 --> 00:49:54.869
".تو خودت یخچال رو داغون کردی

00:49:58.331 --> 00:50:00.666
،یه خاطره دیگه از تو که به ذهنم میاد

00:50:00.667 --> 00:50:02.793
اینه که اون تابستون خیلی گرم
 داشتیم توی گرمای مرطوب نیوجرسی

00:50:02.794 --> 00:50:04.712
فیلمبرداری می‌کردیم

00:50:04.713 --> 00:50:07.173
و تو روی یک صندلی آلومینیومیِ ساحلی نشسته بودی

00:50:08.216 --> 00:50:10.176
با یه دستمال خیس روی سرت

00:50:11.469 --> 00:50:13.722
و من سرشار از عشق بودم

00:50:14.347 --> 00:50:18.268
و همون موقع می‌دونستم که در جای درستی هستم

00:50:19.310 --> 00:50:20.186
...چون

00:50:21.813 --> 00:50:24.023
...من گفتم:"عجب، من همچین چیزی رو

00:50:24.024 --> 00:50:28.485
...از زمانی که پدرم و عموها و پدر بزرگ ایتالیایی‌م

00:50:28.486 --> 00:50:30.821
توی همین تابستان گرم نیوجرسی

00:50:30.822 --> 00:50:33.365
".انجام می‌دادن جایی ندیدم

00:50:33.366 --> 00:50:37.370
و خیلی به میراث خودمون افتخار کردم

00:50:44.878 --> 00:50:47.922
اینکه دیدم تو همچین کاری کردی
.باعث شد خیلی به میراث‌مون افتخار کنم

00:50:48.923 --> 00:50:51.300
...با اینکه ازت بزرگ‌تر بودم

00:50:51.301 --> 00:50:54.554
همیشه حس می‌کردم ما برادریم

00:50:55.513 --> 00:50:58.265
،حالا اگه بخوام درباره یک شخص سوم بین‌مون صحبت کنم

00:50:58.266 --> 00:51:00.560
.منو تو بودیم و این شخص سوم

00:51:01.519 --> 00:51:04.646
...مردم همیشه میگن:"تونی سوپرانو

00:51:04.647 --> 00:51:07.275
وقتی همچین شخص شارلاتانی بود
"چرا اینقد دوستش داشتیم.؟

00:51:08.151 --> 00:51:10.779
و تئوری من اینه که
.اونا پسر بچه کوچولو رو می‌دیدن

00:51:11.863 --> 00:51:13.530
اونا پسر بچه رو احساس می‌کردن
و دوستش داشتن

00:51:13.531 --> 00:51:15.700
و عشق و آزار اون رو حس می‌کردن

00:51:16.576 --> 00:51:19.204
و این تو بودی که این رو به ارمغان آوردی

00:51:19.913 --> 00:51:21.081
کات کنین

00:51:22.582 --> 00:51:23.750
دوباره بریم

00:51:24.709 --> 00:51:28.170
،کار کردن با جیم به عنوان تونی
،وقتی داشتی نویسندگی می‌کردی

00:51:28.171 --> 00:51:30.548
عناصری از خودت رو در تونی دیدی؟

00:51:32.509 --> 00:51:34.386
اواخر کم کم دیدم

00:51:35.428 --> 00:51:39.014
متوجه این شدم که
،ما به طریقی با هم ادغام شدیم

00:51:39.015 --> 00:51:40.225
به طرز عجیبی

00:51:42.102 --> 00:51:43.560
دو تا دیوید وجود داشت

00:51:43.561 --> 00:51:46.563
وقتی دلش می‌خواست
حسابی باحال میشد

00:51:46.564 --> 00:51:50.193
.وقتی می‌خواست آدم معرکه‌ای میشد

00:51:51.069 --> 00:51:57.200
...اما این شخص که عمدا باعث میشد حس کنی

00:51:57.992 --> 00:52:03.163
تو... یه نقشی داشتی

00:52:03.164 --> 00:52:06.834
...در حالت سرسختی‌ش یا ناخشنودی‌ش

00:52:06.835 --> 00:52:09.003
...یا اینکه تو باید کاری می‌کردی

00:52:09.004 --> 00:52:11.171
،تا خوشحالش کنی یا هرچی

00:52:11.172 --> 00:52:13.383
.این اتفاق نمی‌افتاد

00:52:14.843 --> 00:52:19.180
با شروع فصل سوم من دیگه برنگشتم، می‌دونی؟

00:52:23.560 --> 00:52:24.686
خوشحال نبودم

00:52:26.855 --> 00:52:31.192
یک بخش بزرگ از اتفاقی که برای من افتاد
این بود که شرایط دیگه مسموم شده بود

00:52:32.277 --> 00:52:34.945
ما جز زمانی که می‌خواستیم بریم
،سر صحنه از اون اتاق خارج نمی‌شدیم

00:52:34.946 --> 00:52:40.242
.که اون هم به نوبه خودش خسته کننده و ترسناک بود

00:52:40.243 --> 00:52:42.077
می‌دونی، خیلی مسئولیت بود

00:52:42.078 --> 00:52:44.622
فقط باید اونجا می‌بودی
،و نقش واقعی نداشتیم

00:52:45.457 --> 00:52:46.832
...که باعث میشه ذهن آدم

00:52:46.833 --> 00:52:49.084
.آخراش دیگه ذهن من روش تمرکز نداشت

00:52:49.085 --> 00:52:51.003
و اون می‌دونست و عصبانی بود

00:52:51.004 --> 00:52:54.549
من چندتا اشتباه بد کردم

00:52:55.342 --> 00:52:57.177
،می‌دونی، وقتی اون منو اخراج کرد

00:52:58.636 --> 00:53:00.804
خیلی افتضاح بود

00:53:00.805 --> 00:53:02.139
...و اون

00:53:02.140 --> 00:53:05.351
و اتهامی که دیوید به من زده بود
رو واقعا انجام داده بودم

00:53:05.352 --> 00:53:08.645
من حین صحبت با کسای دیگه
وسط حرفش می‌پریدم

00:53:08.646 --> 00:53:11.065
این یکی از کارام بود

00:53:11.066 --> 00:53:12.942
چند تا کار بد کردم

00:53:17.197 --> 00:53:18.156
...و همین بود که

00:53:18.157 --> 00:53:22.284
در نهایت همین مشکل بین من و اون بود

00:53:22.285 --> 00:53:24.537
چون مجبور بودم درست رفتار کنم

00:53:25.914 --> 00:53:28.832
.باید رفتارت شایسته می‌بود
اون آدمیه به شدت اصول‌گرا

00:53:28.833 --> 00:53:32.127
،اون اصول اخلاقی برای رفتار داره

00:53:32.128 --> 00:53:34.588
و اینکه چی قابل قبوله و چی نیست

00:53:34.589 --> 00:53:36.883
،و فکر کنم من

00:53:37.676 --> 00:53:40.220
...می‌دونی، احتمالا من

00:53:41.012 --> 00:53:43.514
برای اون تبدیل به اون دسته‌ی مادری شدم

00:53:43.515 --> 00:53:47.352
که براش قابل قبول نبود، می‌دونی

00:53:47.936 --> 00:53:50.355
،در اتاق نویسندگی
کار جمعیه

00:53:51.064 --> 00:53:52.398
اما باز بصیرت توئه که پیش میره
این باعث ایجاد تنش میشد؟

00:53:53.566 --> 00:53:55.109
،بذار اینطوری بگم

00:53:55.110 --> 00:53:57.404
...قبلا گاهی خیلی عصبانی میشدم

00:53:58.571 --> 00:54:00.489
.چون هیچکس ایده جالبی ارائه نمی‌کرد

00:54:00.490 --> 00:54:04.285
،و بعد، از اون زمان تا حالا
،من فکر کردم

00:54:04.869 --> 00:54:07.122
آره، شاید دلیلش این بوده که"
.من به همه‌چی نه می‌گفتم

00:54:07.747 --> 00:54:08.790
".واسه همین اونا هم چیزی گفتن

00:54:10.125 --> 00:54:11.709
،این طرز برخورد تو

00:54:11.710 --> 00:54:14.628
یک بخش بزرگی از چیزیه
.که تو رو یک رهبر موثر کرده

00:54:14.629 --> 00:54:17.173
اما ما همه عیب داریم، حتی تو

00:54:18.591 --> 00:54:21.803
هفت گناه کبیره داریم
و مال تو غروره

00:54:23.680 --> 00:54:26.390
،دیوید آدم بسیار غیر قابل انعطافی هستش

00:54:26.391 --> 00:54:29.435
اما باید یک بخشی از وجودت
سر سخت و بی‌رحم باشه

00:54:29.436 --> 00:54:31.604
.وقتی صحبت محافظت از هنره

00:54:32.897 --> 00:54:34.983
به نظرم این در هر حالت هنری حقیقت داره

00:54:37.152 --> 00:54:38.153
،با کمال احترام

00:54:39.154 --> 00:54:42.032
تو هیچی از شماره یک بودن نمی‌دونی

00:54:42.615 --> 00:54:44.158
هر تصمیمی که می‌گیری

00:54:44.159 --> 00:54:46.869
روی همه‌ی چیزای دیگه تاثیر می‌ذاره

00:54:46.870 --> 00:54:48.580
میشه گفت مدیریتش یکم زیادی سخته

00:54:49.456 --> 00:54:50.373
،و سر آخر

00:54:51.124 --> 00:54:52.500
خودت کاملا تک و تنها باید
باهاش سر و کله بزنی

00:54:54.461 --> 00:54:56.920
مقدار خیلی زیادی فشار روی اون بود

00:54:56.921 --> 00:54:59.049
...چون حالا دیگه

00:55:00.300 --> 00:55:02.551
استاندارد رو خیلی بالا برده بود

00:55:02.552 --> 00:55:05.471
و هر سال باید ازش فراتر می‌رفت، می‌دونی؟

00:55:05.472 --> 00:55:06.638
باید بهترش می‌کرد

00:55:06.639 --> 00:55:08.682
نه فقط بیننده رو راضی کنی

00:55:08.683 --> 00:55:11.019
،بلکه باید بهترش می‌کرد
.جالب‌تر و عجیب‌تر

00:55:11.603 --> 00:55:13.395
به ریسک‌هایی که کرد فکر کن

00:55:13.396 --> 00:55:17.483
،می‌دونی، ذات عجیب و غریب اون
،اون حیرت

00:55:17.484 --> 00:55:18.984
"اگه این کارو بکنیم چی؟"

00:55:18.985 --> 00:55:20.402
فکر کنم که دلم می‌خواد بیام خونه

00:55:20.403 --> 00:55:22.404
یه سری شرایط غیرقابل مذاکره هست

00:55:22.405 --> 00:55:23.697
مثل چی؟

00:55:23.698 --> 00:55:25.407
اسبت رو نمی‌تونی اینجا بیاری

00:55:25.408 --> 00:55:27.326
چرا؟ -
شوخی می‌کنی؟ -

00:55:27.327 --> 00:55:30.079
بو و گوهش همه‌جا بریزه؟

00:55:30.080 --> 00:55:31.497
خودم تمیز می‌کنم
همیشه همین رو میگی

00:55:33.750 --> 00:55:37.419
واقعا همه‌چی فقط از
.قلب و خیالات این آدم نشات می‌گرفت

00:55:37.420 --> 00:55:40.255
...و می‌دونستیم که اگه بخوایم یه کلمه از

00:55:40.256 --> 00:55:43.509
:دیالوگ رو عوض کنیم، می‌گفتن
"باید به سیلندر اصلی زنگ بزنیم"

00:55:43.510 --> 00:55:45.803
که بین خودمون این اسم رو بهش می‌گفتیم -
سیلندر اصلی؟ -

00:55:45.804 --> 00:55:49.056
سیلندر اصلی
.یه جایی اون بالا توی برج

00:55:49.057 --> 00:55:51.684
:و منتظر جوابش می‌شستیم و می‌گفت
"باشه مشکلی نداره "

00:55:51.685 --> 00:55:53.185
".یا "نه، تغییرش ندین

00:55:53.186 --> 00:55:56.690
اما این کارو می‌کرد چون براش مهم بود
و پروژه خودش بود

00:55:57.190 --> 00:56:00.109
.ما اونجا بودیم تا در پروژه اون خدمت کنیم

00:56:00.110 --> 00:56:01.443
همگی اینجا رو نگاه کنین

00:56:01.444 --> 00:56:03.238
ما کارمون همینه

00:56:05.615 --> 00:56:06.616
فقط بغلم کن

00:56:10.286 --> 00:56:13.163
شخصی که بالاترین استاندارد رو داشت دیوید بود

00:56:13.164 --> 00:56:14.373
و این عذابش می‌داد

00:56:14.374 --> 00:56:16.334
و هیچوقت از کار راضی نبود

00:56:17.502 --> 00:56:19.379
...اون یکی از اون آدمایی بود که

00:56:21.339 --> 00:56:22.549
"می‌گفتیم:"دیوید ازش لذت ببر

00:56:24.843 --> 00:56:26.218
یالا رفیق

00:56:26.219 --> 00:56:27.928
دیوید تبریک میگم مرد

00:56:27.929 --> 00:56:29.555
چطوری؟ ممنون -
خوبم -

00:56:29.556 --> 00:56:31.099
خوشحالم می‌بینمت

00:56:33.311 --> 00:56:36.311
« در اکتبر 2023، نام دیوید چیس وارد تالار مشاهیر نیوجرسی شد »

00:56:36.312 --> 00:56:39.148
،هر چند دهه یک بار

00:56:39.149 --> 00:56:41.943
یکی میاد و بازی رو عوض می‌کنه

00:56:43.528 --> 00:56:45.946
...خوبیه اهل نیوجرسی بودن اینه که

00:56:45.947 --> 00:56:48.074
.هیچوقت انتظار ما رو ندارن

00:56:51.077 --> 00:56:54.121
،غیر قابل انعطاف، بی‌رحم

00:56:54.122 --> 00:56:58.168
،مبتکر، آرمان‌گرا
،تا حدی رمانتیک

00:56:59.044 --> 00:57:02.630
و بله یک سنت‌شکنِ خودآزارِ عیب‌جو

00:57:03.715 --> 00:57:06.593
به بیانی دیگه، کسی که به من می‌خوره

00:57:27.864 --> 00:57:30.492
گوشت من رو به "جنگل سیاه" تغییر بده

00:57:53.932 --> 00:57:55.808
خواب‌های لعنتی، خدای من

00:57:55.809 --> 00:57:57.434
می‌خوام درباره رویاها باهات صحبت کنم

00:57:57.435 --> 00:57:58.353
چیزی نیست

00:57:58.354 --> 00:58:00.980
،رویاها و فیلم‌ها خیلی بهم نزدیکن

00:58:01.690 --> 00:58:04.400
یعنی می‌تونی از همین اتاق

00:58:04.401 --> 00:58:06.819
.مستقیم بری به هرجایی

00:58:06.820 --> 00:58:08.237
درسته. تداعی آزاد
بله

00:58:35.181 --> 00:58:36.016
یالا تون

00:58:36.017 --> 00:58:38.434
،دیر یا زود
باید با حقایق روبه‌رو شد

00:58:38.435 --> 00:58:40.770
نمی‌خوام بشنوم -
خب بهرحال باید بشنوی -

00:58:50.363 --> 00:58:54.367
.به مدت طولانی خواب می‌دیدم که یکی رو می‌کشم

00:58:58.580 --> 00:59:01.791
.و دیر متوجه فشارش در این بازی شدم

00:59:02.417 --> 00:59:04.585
و توی این رویا به خودم می‌گفتم

00:59:04.586 --> 00:59:06.087
واسه چی این کارو کردی؟"

00:59:07.297 --> 00:59:10.050
.همه‌چیز رو ول کردی
کارت تمومه

00:59:10.967 --> 00:59:12.677
"چرا این کارو کردی؟

00:59:13.845 --> 00:59:15.013
...حالا اخبار

00:59:25.607 --> 00:59:27.609
می‌خوای یه دور آزمایشی بزنی؟

00:59:30.362 --> 00:59:33.280
...جای جالب رویاها در سوپرانوز اینه که

00:59:33.281 --> 00:59:35.657
...وقتی یه شخصیتی هست که باید

00:59:35.658 --> 00:59:36.993
،تحت کنترل باشه

00:59:37.702 --> 00:59:39.828
.اما در خواب هیچوقت کنترل دستت نیست

00:59:39.829 --> 00:59:41.414
نه، هرگز

00:59:43.415 --> 00:59:46.415
« فصل ششم، قسمت دوم، به کلاب ملحق شید »

00:59:53.426 --> 00:59:57.388
،در مجموعه رویاهای کوین فینرتی
تونی سعی داشت چیکار کنه؟

00:59:57.389 --> 00:59:58.723
یعنی چی؟

01:00:00.767 --> 01:00:01.935
این کیف پول من نیست

01:00:03.395 --> 01:00:04.478
اوه نه

01:00:04.479 --> 01:00:07.982
"اون می‌گفت:"من کیم و کجا دارم میرم؟

01:00:09.359 --> 01:00:10.527
و وحشت زده بود

01:00:13.071 --> 01:00:17.116
عیب کشنده تونی به عنوان یک مافیا
این بود که وجدان داشت

01:00:17.117 --> 01:00:19.785
گوش کن، ما تحت تاثیر قرارگرفتیم
...از اینکه در حضور

01:00:19.786 --> 01:00:22.037
کسی هستیم که تیم فروشش
...به مدت 12 فصل پشت هم

01:00:22.038 --> 01:00:23.872
.تونسته بازار حلقه شانس رو در دستش نگه داره

01:00:23.873 --> 01:00:25.750
چیز زیاد خاصی نیست

01:00:26.960 --> 01:00:28.253
همیشه یه دست بالای دست هست

01:00:30.380 --> 01:00:32.506
،همونطور که دیوید هم گفت
تونی توی جهان موازی

01:00:32.507 --> 01:00:34.341
...کسیه که میز و صندلی بیرونی

01:00:34.342 --> 01:00:36.051
در گاردن استیت پارک‌وی می‌فروشه

01:00:36.052 --> 01:00:37.761
،و کوین فینرتی

01:00:37.762 --> 01:00:39.930
اون نسخه ثانویه تونی بود

01:00:39.931 --> 01:00:41.432
...اومدم اینجا چون

01:00:41.433 --> 01:00:44.102
خیال کردم شما بتونین
بهم کمک کنین که به فینرتی برسم

01:00:45.061 --> 01:00:46.186
حالا، کیف پول اون دست منه

01:00:46.187 --> 01:00:49.064
،کیفش هم دست منه
اما من اون نیستم

01:00:49.065 --> 01:00:50.942
یه روز ما همه می‌میریم

01:00:51.568 --> 01:00:53.819
و بعد مثل همون درخت میشیم

01:00:53.820 --> 01:00:55.405
نه منی هست نه تو

01:00:56.448 --> 01:01:00.242
،در اعماق وجود
اون درست و غلط رو درک می‌کنه

01:01:00.243 --> 01:01:02.453
،و باز میگم
...اگه قرار باشه

01:01:02.454 --> 01:01:04.538
،نگران اینجور چیزا باشی
پس توی کار اشتباهی هستی

01:01:04.539 --> 01:01:06.875
چون قراره کلی کار اشتباه انجام بدی

01:01:07.000 --> 01:01:08.460
دیشب خواب‌های مزخرفی دیدم

01:01:09.544 --> 01:01:10.545
خواب‌های تب آلود

01:01:12.839 --> 01:01:14.841
.به یه یارویی تیر زدم
طرف رفیقمه

01:01:15.383 --> 01:01:17.718
،می‌دونی جالبه که تونی

01:01:17.719 --> 01:01:19.720
توی تراپی حرفاش رو میزد

01:01:19.721 --> 01:01:21.930
...من سرشار از

01:01:21.931 --> 01:01:23.766
خشم -
آره درسته. خشم -

01:01:23.767 --> 01:01:24.933
تو همه‌چیز رو میدونی باشه

01:01:24.934 --> 01:01:26.935
تو هیچوقت با خشمت کنار نیومدی

01:01:26.936 --> 01:01:28.145
و حالا عاقبتش رو نگاه کن

01:01:28.146 --> 01:01:30.940
تو بزرگترین تهدید برای خودت هستی

01:01:31.691 --> 01:01:33.359
اما انسان بودن همینه دیگه

01:01:33.360 --> 01:01:36.112
اما بعضی‌ها بیشتر از بقیه خودآزاری می‌کنن

01:01:39.157 --> 01:01:40.825
مثل یه قرص بنداز بره

01:01:41.576 --> 01:01:44.661
و بعد پیوت، که بعدا در سریال میاد
(نوعی کاکتوس دارای مسکالین که توهم زاست)

01:01:44.662 --> 01:01:48.500
که یک شیوه دیگه بود برای اون
.تا تصویر بزرگ‌تر رو درک کنه

01:01:50.752 --> 01:01:51.836
متوجه‌م

01:01:59.844 --> 01:02:00.929
!متوجه‌م

01:02:12.148 --> 01:02:14.358
،اول هر قسمت

01:02:14.359 --> 01:02:17.612
همه باهم دور میز می‌شستیم
و فیلم‌نامه رو باهم مرور می‌کردیم

01:02:18.196 --> 01:02:20.948
:اما همه به هم می‌گفتیم
"شخصیت تو حالش خوبه؟ "

01:02:20.949 --> 01:02:23.826
"این آخرین قسمت توئه"

01:02:23.827 --> 01:02:26.870
هیچوقت نمی‌دونستیم که چند قسمت آینده

01:02:26.871 --> 01:02:29.248
.کی قراره از سریال بره
جنون آمیز و غیرقابل کنترل بود

01:02:29.249 --> 01:02:31.376
:و به هم می‌گفتیم
"هی نه، من خوبم"

01:02:32.335 --> 01:02:33.712
همه ازش ترس داشتیم

01:02:34.421 --> 01:02:37.966
:آره، پسرا همه‌ش می‌گفتن
"این بار نوبت کیه؟"

01:02:38.842 --> 01:02:42.512
و تشریفاتش این بود که
،اگه دیوید به شام یا ناهار دعوتت می‌کرد

01:02:43.221 --> 01:02:44.597
یعنی دخلت اومده بود

01:02:45.390 --> 01:02:48.727
تماس تلفنی از سیلندر اصلی

01:02:50.478 --> 01:02:52.605
اما می‌دونی، اون رئیسه

01:02:54.274 --> 01:02:56.233
،اون بخشی از خودت که در تونی می‌دیدی

01:02:56.234 --> 01:02:58.193
قسمت رئیس بود؟
...ایده اینکه تو

01:02:58.194 --> 01:03:00.822
...خب، من خیال می‌کردم

01:03:02.073 --> 01:03:03.449
...کصکش

01:03:03.450 --> 01:03:05.660
،وقتی لازم بود یکی در سریال بمیره...

01:03:09.122 --> 01:03:10.623
من باید به بازیگر می‌گفتم

01:03:12.125 --> 01:03:14.544
و برای من سخت بود

01:03:16.046 --> 01:03:16.921
خدای من

01:03:18.298 --> 01:03:20.174
همه از این بابت ناراحت می‌شدن

01:03:20.175 --> 01:03:21.426
باید بشینم

01:03:22.594 --> 01:03:24.094
حس می‌کنم نمی‌تونم وایسم

01:03:24.095 --> 01:03:25.637
بعضیا تقریبا التماس می‌کردن

01:03:25.638 --> 01:03:27.765
این اشکالی نداره تونی؟ -
چون کار اوناست -

01:03:27.766 --> 01:03:28.767
وسیله امرار و معاش اوناست

01:03:31.227 --> 01:03:33.062
"وینسنت پاستور، "بیگ پوسی

01:03:33.063 --> 01:03:34.855
برای اون مبارزه کردیم

01:03:34.856 --> 01:03:37.107
.اونو نکش "
.اونو نکش دیوید

01:03:37.108 --> 01:03:38.901
".یه فصل دیگه بذار باشه

01:03:38.902 --> 01:03:40.070
خب، می‌دونی چیه؟

01:03:41.237 --> 01:03:42.613
این یک سریال مافیاییه
آدما باید برن

01:03:44.282 --> 01:03:45.575
اوه لعنتی

01:03:46.868 --> 01:03:47.827
آدریانا

01:03:47.828 --> 01:03:50.287
و من سعی می‌کردم خودم
رو از همه اینا دور کنم

01:03:50.288 --> 01:03:51.498
چش شده؟

01:03:53.917 --> 01:03:54.751
پلیس فدرال

01:03:55.502 --> 01:03:57.461
با فکر کردن به شیوه تفکر اون

01:03:57.462 --> 01:03:58.463
باید برم

01:04:02.050 --> 01:04:03.634
خدای من

01:04:03.635 --> 01:04:05.552
...وقتی این تصمیم رو گرفتیم که

01:04:05.553 --> 01:04:08.640
،آدریانا بره و با فدرال همکاری کنه

01:04:09.557 --> 01:04:10.892
.بوی الرحمن‌ش می‌اومد

01:04:11.518 --> 01:04:14.854
،به هر حال در یک نقطه‌ای
.اوضاع برای آدریانا خوب تموم نمیشد

01:04:15.438 --> 01:04:16.898
من ردیفش می‌کنم

01:04:17.774 --> 01:04:20.359
دیوید در صحنه من رو نشوند

01:04:20.360 --> 01:04:22.653
:و گفت
.می‌خوام به دو روش فیلمبرداری کنم"

01:04:22.654 --> 01:04:25.532
،یه بار وقتی تو فرار می‌کنی

01:04:26.741 --> 01:04:28.868
،و یه بارم وقتی که می‌کشنت

01:04:29.619 --> 01:04:32.497
و هیچکس تا وقتی که پخش بشه
.قرار نیست بدونه که چطوری تموم میشه

01:04:33.289 --> 01:04:36.126
چون ما در صحنه
،مشکلات رازداری داریم

01:04:36.960 --> 01:04:39.086
".کسی نباید بدونه که داستان واقعی چیه

01:04:39.087 --> 01:04:41.006
:و من گفتم
.اما من قراره بمیرم"

01:04:41.881 --> 01:04:43.382
".و دیگه قرار نیست در سریال باشم

01:04:43.383 --> 01:04:44.884
...و اونم این شکلی بود

01:04:46.678 --> 01:04:47.762
و منم یه کار دیگه قبول کردم

01:04:48.471 --> 01:04:50.640
،چون نمی‌دونستم
و ترسیده بودم

01:04:51.141 --> 01:04:53.768
و اون حسابی کفری شده بود

01:04:54.561 --> 01:04:56.187
.چون این خبر دیگه قرار بود پخش بشه

01:04:57.230 --> 01:05:00.524
.اما باید اون کار رو قبول می‌کردم
خیال می‌کردم دیگه هیچوقت کار نمی‌کنم

01:05:00.525 --> 01:05:04.236
می‌دونستم بازی کردن نقش آدریانا
به مدت پنج فصل

01:05:04.237 --> 01:05:06.030
،و اینکه به این نقش شناخته بشم

01:05:06.031 --> 01:05:07.781
.این قرار بود زندگی من باشه

01:05:07.782 --> 01:05:10.159
.می‌دونستم تا ابد تبدیل به یک کلیشه میشم

01:05:10.160 --> 01:05:13.038
پس با خودم گفتم بهتره همین الان
.از فرصت استفاده کنم

01:05:13.039 --> 01:05:14.839
« فصل پنجم، قسمت دوازدهم، پارکینگ دراز مدت »

01:05:14.914 --> 01:05:16.707
الو؟ -
منم -

01:05:16.708 --> 01:05:19.210
خدایا، نمی‌دونم حتی چطوری بگم

01:05:20.962 --> 01:05:24.006
کریستوفر خواسته خودکشی کنه

01:05:24.007 --> 01:05:25.591
خدای من، حالش خوبه؟

01:05:25.592 --> 01:05:26.884
خوبه

01:05:26.885 --> 01:05:30.055
.اون در "راماپو" بوده
،ظاهرا چندتا قرص خورده

01:05:30.638 --> 01:05:32.931
،و یه سرباز توی یک دستشویی در یک غذاخوری پیداش کرده

01:05:32.932 --> 01:05:34.893
و بردنش بیمارستان

01:05:36.436 --> 01:05:38.437
بهرحال، من الان دارم میرم اونجا

01:05:38.438 --> 01:05:41.398
و سیل رو می‌فرستم بیاد دنبالت، باشه؟

01:05:41.399 --> 01:05:42.692
خدای من

01:05:45.737 --> 01:05:48.864
هرچقدم که آخرش برای رفتن
ناراحت بودم، اما آماده بودم

01:05:48.865 --> 01:05:50.533
...می‌دونستم که اون

01:05:51.076 --> 01:05:52.410
اینطوری باید میشد

01:05:52.952 --> 01:05:56.288
بسیار سخت بود چون
.هم شخصیت‌ها و بازیگرها بودن که می‌رفتن

01:05:56.289 --> 01:05:58.040
فقط آدریانا نبود

01:05:58.041 --> 01:05:59.709
.دری دی متئو هم بود

01:06:00.752 --> 01:06:04.464
دیوید دلش نمی‌خواست ببینه
اون تیر می‌خوره چون دوستش داشت

01:06:06.966 --> 01:06:09.219
چرا گریه می‌کنی؟
اون حالش خوب میشه

01:06:11.179 --> 01:06:13.682
تحمل دیدن تیر خوردن آدریانا رو نداشتم

01:06:14.182 --> 01:06:15.850
.نمی‌تونستم اون سکانس رو ببینم

01:06:16.393 --> 01:06:19.353
واسه همین سبک سریال رو شکستیم

01:06:19.354 --> 01:06:22.107
،هر قربانی دیگه در سریال
.دیدین که تیر خورد

01:06:25.568 --> 01:06:28.821
،آره دربارش صحبت کردیم
که چطوری این کارو بکنیم؟

01:06:28.822 --> 01:06:31.865
اگه قرار نبود به صورت طبیعی
،جلوی دوربین اتفاق بیفته

01:06:31.866 --> 01:06:33.993
.پس مجبور بودیم یک گذارِ شاعرانه پیدا کنیم

01:06:36.371 --> 01:06:39.248
،اون در حال گریه و التماس نیست
...پس فکر کنم اون بیشتر

01:06:39.249 --> 01:06:41.334
.داریم ضبط می‌کنیم دوستان -
اینه، می‌دونی؟ -

01:06:44.254 --> 01:06:45.130
!شروع

01:06:45.630 --> 01:06:48.382
این واقعا سخت‌ترین سکانسی بود
.که تا حالا بازی کردم

01:06:48.383 --> 01:06:50.175
و البته، اون اینقدر خوبه که

01:06:50.176 --> 01:06:53.388
:می‌گفت
.بهم آسون نگیر"

01:06:53.930 --> 01:06:54.764
می‌دونی؟

01:06:55.724 --> 01:06:58.852
مشخصا این سکانس صحنه منه، می‌دونی؟

01:06:59.728 --> 01:07:01.228
"پس بیا خوب از آب در بیاد دیگه؟

01:07:01.229 --> 01:07:03.981
:من می‌گفتم
استیوی، ما باید سریع بریم"

01:07:03.982 --> 01:07:06.233
من یه هرزه‌م. تو یه مافیایی

01:07:06.234 --> 01:07:08.862
".موهام رو بکش و منو ببر

01:07:10.655 --> 01:07:11.614
اوه نه

01:07:14.159 --> 01:07:15.285
اوه نه

01:07:17.954 --> 01:07:19.955
یالا -
!نه! خواهش می‌کنم -

01:07:19.956 --> 01:07:21.999
کجا داری میری؟

01:07:22.000 --> 01:07:23.208
!یالا

01:07:23.209 --> 01:07:25.336
زنیکه هرزه -
!نه! خواهش می‌کنم -

01:07:25.337 --> 01:07:26.796
!نه

01:07:27.589 --> 01:07:31.760
!نه

01:07:34.512 --> 01:07:36.347
،وقتی اون سکانس رو نوشتم

01:07:36.348 --> 01:07:40.267
نوشته شده که دوربین
به سمت آسمان میره

01:07:40.268 --> 01:07:42.269
و بعدش قرار بود دوربین بیاد پائین

01:07:42.270 --> 01:07:45.148
.تا به تونی و کارملا در یک سکانس دیگه برسه

01:07:45.982 --> 01:07:48.317
،عمدا، در آخرین سکانس اون سریال

01:07:48.318 --> 01:07:50.944
تونی و کارملا توی جنگلن

01:07:50.945 --> 01:07:53.365
و اون داره درباره خرید یک ملک صحبت می‌کنه

01:07:54.282 --> 01:07:55.950
آره، زمین زیبایی هستش

01:07:57.077 --> 01:07:58.203
و با این منظره؟

01:07:59.329 --> 01:08:01.039
ششصد هزار دلار ارزشش رو داره

01:08:02.248 --> 01:08:04.626
نقشه بردار سه شنبه میاد

01:08:05.251 --> 01:08:08.296
و فکر تونی کلا پیش آدریاناست

01:08:10.715 --> 01:08:14.635
بعضی از این سکانس‌ها که
شخصیت‌ها به این حال و روز میوفتن

01:08:14.636 --> 01:08:16.054
واقعا منو ناراحت می‌کنه

01:08:17.180 --> 01:08:19.391
و همچنین این پایان کار دری دی متئو هم بود

01:08:20.100 --> 01:08:21.643
دیگه دری قرار نبود پیش ما باشه

01:08:22.727 --> 01:08:25.105
خوبی؟ -
آره. من؟ خوبم -

01:08:26.189 --> 01:08:27.273
کاملا

01:08:47.419 --> 01:08:50.547
کی به فکر تموم کردن سریال افتادی؟

01:08:51.214 --> 01:08:52.673
،سریال در اصل هفت فصل بود

01:08:52.674 --> 01:08:55.009
اما فصل آخر رو دو بخش کردن

01:08:55.010 --> 01:08:58.304
که اچ‌بی‌او اینطوری کاری کرد
.که بازیگرها افزایش دستمزد نداشته باشن

01:09:00.348 --> 01:09:02.683
،اگه بخش دوم رو تحت عنوان فصل هفت پخش می‌کردن

01:09:02.684 --> 01:09:05.185
طبق قرارداد باید افزایش دستمزد می‌دادن

01:09:05.186 --> 01:09:06.438
کات

01:09:07.397 --> 01:09:10.357
،دو سال قبل اون
:کریس آلبرت بهم گفت

01:09:10.358 --> 01:09:13.611
".بهتره به فکر پایان دادن سریال هم بیوفتی"

01:09:14.362 --> 01:09:17.448
.و من بهش فکر نکرده بودم
چون پایان؟

01:09:17.449 --> 01:09:19.366
.یعنی دیگه سریال لغو میشه
نمیدونم

01:09:19.367 --> 01:09:21.660
سر همه سریال‌های تلویزیونی
این اتفاق میوفته دیگه

01:09:21.661 --> 01:09:23.079
در نهایت لغو میشن

01:09:24.205 --> 01:09:25.915
اما این یکی متفاوت بود

01:09:27.500 --> 01:09:30.753
تو قسمت اول رو کارگردانی کردی
و بعدش دیگه کلا کارگردانی نکردی

01:09:30.754 --> 01:09:32.713
.و مشغول نویسندگی و تهیه‌کنندگی بودی

01:09:32.714 --> 01:09:35.674
اما بعد برگشتی قسمت آخر رو کارگردانی کردی

01:09:35.675 --> 01:09:38.219
،آره، با الیک
همون مدیر فیلمبرداری قبلی

01:09:40.180 --> 01:09:41.722
تا اون موقع هر دو ما رشد کرده بودیم

01:09:41.723 --> 01:09:43.390
آخه ده سال گذشته بود

01:09:43.391 --> 01:09:44.726
بله زمان زیادیه -
بله -

01:09:45.268 --> 01:09:47.604
،پس به نظرم کاری که در قسمت آخر کردیم

01:09:48.229 --> 01:09:50.148
،خیلی درباره 2001 صحبت کردیم

01:09:51.024 --> 01:09:53.942
درباره زاویه دیدی که
با ورود شخصیت به زاویه دید

01:09:53.943 --> 01:09:56.071
.دچار گسیختگی میشه

01:09:58.239 --> 01:10:00.367
فضانورد خودش رو می‌بینه

01:10:04.287 --> 01:10:05.497
لباس فضایی تنش هست

01:10:06.331 --> 01:10:08.625
و در یک آینه با خودش روبه‌رو میشه

01:10:11.836 --> 01:10:14.714
و برمی‌گرده و بدون لباس فضایی نشسته

01:10:16.383 --> 01:10:17.925
،و سرآخر، داره شام می‌خوره

01:10:17.926 --> 01:10:21.054
.تک و تنهاست و رو به پیری هستش

01:10:22.681 --> 01:10:25.182
،برمی‌گرده و خودش رو روی تخت میبینه

01:10:25.183 --> 01:10:26.559
.به عنوان یک پیرمرد

01:10:30.772 --> 01:10:32.148
،این تکنیک ساده

01:10:33.358 --> 01:10:35.318
همیشه منو هیپنوتیزم می‌کرد

01:10:36.653 --> 01:10:38.612
،و برای اون قسمت
« فصل ششم، قسمت 21، ساخت آمریکا »

01:10:38.613 --> 01:10:41.949
،تونی، در طول قسمت
،هر جا که میره

01:10:41.950 --> 01:10:43.535
زاویه دید و دیدگاه خودش رو می‌بینه

01:10:53.878 --> 01:10:55.755
...منو یاد زمان

01:10:57.590 --> 01:10:59.592
.و گمونم نزدیکی به مرگ انداخت

01:11:00.135 --> 01:11:01.719
جناب

01:11:01.720 --> 01:11:02.846
ببخشید

01:11:04.723 --> 01:11:06.433
یا نزدیکی به یک چیزی

01:11:07.684 --> 01:11:09.561
یک ویژگی مرموزی داره

01:11:24.492 --> 01:11:25.617
،واسه سکانس آخر

01:11:25.618 --> 01:11:27.787
اولین ایده‌ای که خیلی وقت بود داشتم

01:11:28.830 --> 01:11:31.707
،این بود که تونی به منهتن برمی‌گرده

01:11:31.708 --> 01:11:35.127
،از طریق تونل لینکل برای یک جلسه

01:11:35.128 --> 01:11:37.380
.و قرار بود اونجا دیگه بمیره

01:11:37.964 --> 01:11:40.007
،خب نمی‌دونستم که قراره بمیره یا نه

01:11:40.008 --> 01:11:40.925
اما خوب به نظر نمیومد
.گمونم این اتفاق قرار بود بیفته

01:11:43.845 --> 01:11:45.638
اگه شما بیننده باشی
:با خودت میگی

01:11:46.181 --> 01:11:48.557
".فکر نکنم این آخر و عاقبت خوبی براش داشته باشه"

01:11:48.558 --> 01:11:50.060
اما هیچوقت قطعی نمیشه گفت

01:11:51.186 --> 01:11:54.271
و بعد داشتم در بلوار اوشن رانندگی می‌کردم

01:11:54.272 --> 01:11:57.483
:و یه غذاخوری دیدم و با خودم گفتم
...شاید آخر سریال باید جایی باشه که"

01:11:57.484 --> 01:11:59.860
".اونا همیشه میرن غذا می‌خورن

01:11:59.861 --> 01:12:01.654
ساکت لطفا -
ساکت -

01:12:15.627 --> 01:12:17.461
:و وقتی گفتم
...خب، من تو فکر اینم که"

01:12:17.462 --> 01:12:18.380
".آهنگ (ایمانت رو از دست نده) پخش بشه

01:12:18.381 --> 01:12:21.257
:همه گفتن
اوه لعنتی. شوخی می‌کنی؟"

01:12:21.966 --> 01:12:24.803
"اونم توی قسمت آخر این سریال؟

01:12:33.645 --> 01:12:35.397
همه مخالف بودن

01:12:35.980 --> 01:12:38.441
:و گفتم
"خب الان تصمیم رو برای من گرفتین"

01:12:41.986 --> 01:12:43.780
سلام

01:12:45.949 --> 01:12:47.867
اما قرار نبود همینطوری برعکس اون هم باشه

01:13:00.171 --> 01:13:01.589
امشب به نظرت کدوم غذا خوبه؟

01:13:02.674 --> 01:13:03.674
نمی‌دونم
،هرچی بیشتر باهاش کار کردم

01:13:05.135 --> 01:13:08.303
:یکی از جملات توی آهنگ رو شنیدم

01:13:08.304 --> 01:13:09.680
.فیلم هیچوقت تموم نمیشه"

01:13:09.681 --> 01:13:11.515
".فقط ادامه پیدا می‌کنه

01:13:11.516 --> 01:13:13.810
با خودم گفتم عجب

01:13:20.483 --> 01:13:22.735
،کل اون قسمت
یک چرخشی داره

01:13:22.736 --> 01:13:25.363
که آدم حس می‌کنه
داری برمی‌گردی به قسمت اول

01:13:26.156 --> 01:13:27.156
برگردین
،انفجار کباب‌پز

01:13:30.035 --> 01:13:30.869
انفجار ماشین

01:13:30.870 --> 01:13:33.454
،ببینید، اگه از اون رمپ خوشتون نمیاد
یکی دیگه میدم بسازن

01:13:33.455 --> 01:13:34.496
شاید مشکل چوبشه

01:13:34.497 --> 01:13:36.373
چرخشی بودن خیلی برام جالب بود

01:13:36.374 --> 01:13:38.292
که قسمت اول و آخر شبیه باشن

01:13:38.293 --> 01:13:40.169
هی بچه‌ها! بیاین اینجا

01:13:40.170 --> 01:13:43.130
...یه حسی داره که مثل
الگوهای زندگی

01:13:43.131 --> 01:13:45.174
،که آدم دائم می‌بینه در حال رخ دادن هستن

01:13:45.175 --> 01:13:46.550
.بارها و بارها و بارها

01:13:46.551 --> 01:13:48.219
...می‌دونی، گاهی

01:13:49.637 --> 01:13:50.888
زندگی خوبه
زندگی اغلب خوبه

01:14:00.857 --> 01:14:02.066
،و همچنین در سکانس غذاخوری

01:14:02.067 --> 01:14:04.360
.اکثر مکالمات درباره خاطرات بودن

01:14:04.361 --> 01:14:06.445
درسته. آره

01:14:06.446 --> 01:14:07.614
سلامتی خانواده‌م

01:14:08.198 --> 01:14:09.656
...در فصل اول تونی گفته بود

01:14:09.657 --> 01:14:11.576
...لحظه‌های کوچکی مثل این

01:14:13.036 --> 01:14:13.953
،یادتون بمونه

01:14:19.125 --> 01:14:20.418
.که خوب بودن

01:14:21.336 --> 01:14:22.837
سر حال بیا

01:14:23.421 --> 01:14:25.214
و ای‌جی این رو یادش میاره

01:14:25.215 --> 01:14:26.382
روی لحظات خوب باید تمرکز کرد
تیکه ننداز

01:14:28.510 --> 01:14:29.802
مگه یه بار خودت اینو نگفتی؟

01:14:29.803 --> 01:14:31.970
سعی کنیم لحظات خوب رو به یاد بیاریم؟

01:14:31.971 --> 01:14:33.848
گفتم؟ -
آره -

01:14:36.893 --> 01:14:38.311
خب درسته، گمونم

01:14:40.230 --> 01:14:43.565
،اون سکانس
،مثل یک ساختار هرمی روی هم ساخته شده

01:14:43.566 --> 01:14:45.652
که لایه لایه ساختیم

01:14:46.569 --> 01:14:48.612
چیزی که تماشا می‌کنین شامل جریانات زیادیه

01:14:48.613 --> 01:14:50.280
اون سعی داره ماشینش رو پارک کنه

01:14:50.281 --> 01:14:51.657
،کلی آدم هستن
،کلی شخصیت

01:14:51.658 --> 01:14:53.952
و کسی که لباس مخصوص اعضا تنشه

01:15:00.792 --> 01:15:04.170
تهدیدهای بالقوه دیگه هم وارد میشن

01:15:10.010 --> 01:15:12.386
در اون سکانس غذاخوری
یک تنشی داره ایجاد میشه

01:15:12.387 --> 01:15:13.888
ما انتظار یه چیزی رو داریم

01:15:16.433 --> 01:15:18.309
من یکمی واسه همه سفارش دادم

01:15:39.039 --> 01:15:40.623
و بعدش سیاه میشه

01:15:41.541 --> 01:15:43.418
خیلی یهویی و عجیب بود

01:15:44.044 --> 01:15:46.296
واقعا همه رو شوکه کرد

01:15:46.921 --> 01:15:49.214
:من به همه زنگ زدم و گفتم

01:15:49.215 --> 01:15:51.134
"پسر آنتن تلویزیون پرید؟"

01:15:51.968 --> 01:15:55.096
:من با جیم بودم و جیم گفت
همین؟ "

01:15:56.514 --> 01:15:58.766
...همین؟" اون
باورش نمیشد

01:15:58.767 --> 01:16:00.560
پس خود جیم نمی‌دونست؟ -
نه -

01:16:02.520 --> 01:16:03.438
عصبانی شد؟

01:16:04.272 --> 01:16:07.399
به نظرم مثل همه شوکه شده بود

01:16:07.400 --> 01:16:08.568
...اینطور بود که

01:16:10.111 --> 01:16:11.029
همین و تمام

01:16:12.072 --> 01:16:13.823
این پایان داستانه

01:16:14.616 --> 01:16:16.785
:و من با خودم گفتم
،این دیویده"

01:16:17.410 --> 01:16:18.619
.کار دیوید لعنتیه

01:16:18.620 --> 01:16:21.498
این دقیقا همونطوریه که
.می‌خواست سریال رو تموم کنه

01:16:22.457 --> 01:16:25.794
اون نمی‌خواد کسی بدونه
".الان داره چه اتفاقی میوفته

01:16:28.338 --> 01:16:30.465
،گمونم به این فکر بودم که

01:16:31.257 --> 01:16:32.801
جهان به کارش ادامه میده

01:16:35.303 --> 01:16:36.553
،تو ممکنه ادامه ندی

01:16:36.554 --> 01:16:38.682
اما جهان پیش میره

01:16:40.809 --> 01:16:42.394
فیلم قراره پیش بره

01:16:46.314 --> 01:16:49.358
یک نتیجه‌ی تردیدی وجود داره، درسته؟

01:16:49.359 --> 01:16:51.443
...که باعث ایجاد یک نقطه خیلی شاعرانه

01:16:51.444 --> 01:16:53.737
از پایان باز میشه

01:16:53.738 --> 01:16:56.282
:خیلی‌ها به من گفتن

01:16:57.617 --> 01:16:58.952
خیله‌خب، می‌دونم تو خبر داری"

01:16:59.828 --> 01:17:02.079
"واقعا چه اتفاقی افتاد؟

01:17:02.080 --> 01:17:06.501
مجله ونیتی فیر ده سال بعد سوپرانوز
یک مقاله‌ای چاپ کرد

01:17:07.877 --> 01:17:10.546
:و اومدن سراغ من گفتن

01:17:10.547 --> 01:17:13.007
پایانش چیه؟"
"پایان واقعی چیه؟

01:17:13.008 --> 01:17:15.926
منم گفتم:" خیله‌خب، باشه

01:17:15.927 --> 01:17:18.722
،یک بار برای همیشه بگم
،اتفاقی که آخرش افتاد این بود که

01:17:19.639 --> 01:17:22.767
کارگردان فریاد زد کات
".و بازیگران رفتن خونه

01:17:23.893 --> 01:17:25.978
مگه چی می‌تونست بشه؟
تونی کشته بشه؟

01:17:25.979 --> 01:17:27.354
کل خانواده از بین برن؟

01:17:27.355 --> 01:17:29.231
"و بعد همه گفتن:"ایول

01:17:29.232 --> 01:17:31.692
می‌دونی پایان بندیِ با نتیجه
و تاثیرگذار معنایی نداره

01:17:31.693 --> 01:17:34.111
.چون 20 دقیقه بعدش آدم کل سریال رو فراموش می‌کنه

01:17:34.112 --> 01:17:36.698
،اما اگر پایان فلسفی ایجاد کنی

01:17:37.574 --> 01:17:40.160
،پایان باز
،که همین هم شد

01:17:40.827 --> 01:17:43.495
.این سریال تا ابد جریان پیدا می‌کنه
.هیچکی ازش سر در نمیاره

01:17:43.496 --> 01:17:45.582
پایانش هرجوریه که تو دلت بخواد

01:17:47.834 --> 01:17:48.793
،اون به عنوان یک پیرمرد می‌میره

01:17:48.794 --> 01:17:51.462
...یکی از دستشویی میاد بیرون و به سرش شلیک می‌کنه

01:17:51.463 --> 01:17:54.298
همه برای بار آخر دور هم جمع شدن

01:17:54.299 --> 01:17:59.387
:و گفتن
"باورم نمیشه الان چی دیدم "

01:18:00.388 --> 01:18:02.431
"چی شد؟"

01:18:02.432 --> 01:18:04.100
چی برات مونده؟

01:18:05.310 --> 01:18:07.562
چیزی برات مونده که حلش کنی

01:18:08.605 --> 01:18:10.689
خیله‌خب، و چطوری قراره حلش کنی؟

01:18:10.690 --> 01:18:12.484
با تماشای دوباره سریال

01:18:19.783 --> 01:18:21.200
وقتی کارت تموم شد دیگه تموم شد؟

01:18:21.201 --> 01:18:23.787
یعنی از کارت راضی بودی؟
...ناراحت بودی؟ آیا

01:18:24.829 --> 01:18:26.080
می‌خواستی کار دیگه‌ای بکنی؟
...من می‌خواستم

01:18:28.625 --> 01:18:31.669
من می‌خواستم که کاری که همیشه
،دلم می‌خواد رو بکنم

01:18:31.670 --> 01:18:34.255
که ساختن یک فیلم بود

01:18:35.256 --> 01:18:37.126
،در سال 2012، دیوید اولین فیلم خودش رو کارگردانی کرد »
« به اسم محو نشده، با درخشش جیمز گندولفینی

01:18:37.133 --> 01:18:38.301
... و

01:18:39.469 --> 01:18:42.012
و مطمئنا به اندازه کافی
،سوپرانوز رو پیش برده بودم

01:18:42.013 --> 01:18:44.682
،اما دیگه تموم شده بود
حس درستی می‌داد

01:18:44.683 --> 01:18:45.975
تموم شده بود

01:18:47.060 --> 01:18:49.646
،خیله‌خب، بچه‌ها
برو بریم. حواسا اینجا

01:18:54.567 --> 01:18:57.779
با گذشت زمان، دلم برای بچه‌ها تنگ شد

01:18:59.197 --> 01:19:00.699
واقعا مثل یک خانواده بود

01:19:02.909 --> 01:19:04.786
و دلم برای حل مسئله تنگ شده بود

01:19:05.912 --> 01:19:07.162
،یه بحث نویسندگی هست

01:19:07.163 --> 01:19:10.250
و بعد بحث اینکه
مثلا چه رنگ کلاهی باید سرش باشه؟

01:19:10.834 --> 01:19:12.167
یه کلاه قرمز

01:19:12.168 --> 01:19:15.129
خب، نباید کلاه قرمز داشته باشه
چون کلاه قرمز سر اون یکیه

01:19:15.130 --> 01:19:17.715
اونجا نمیشه فیلم گرفت
چون تابلو رستوران معلومه

01:19:17.716 --> 01:19:19.718
یا طی روند ویراستاری

01:19:20.260 --> 01:19:23.430
خب چرا سیاهی؟
چرا باید یهو سیاهی بیاد؟

01:19:25.306 --> 01:19:27.975
یه سکانی بین مدو و ای‌جی بود
« فصل سوم، قسمت دوم، خدانگهدار لیویا »

01:19:27.976 --> 01:19:30.728
".یک عصر برفی به جنگل می‌روم"

01:19:30.729 --> 01:19:33.564
خدای من خیلی خوشحالم که دیگه دبیرستانی نیستم

01:19:33.565 --> 01:19:35.274
اینو خوندی؟ -
این مال خیلی وقت پیشه -

01:19:35.275 --> 01:19:37.484
اون مشغول تکالیفش بود -
معنیش چیه؟ -

01:19:37.485 --> 01:19:39.778
باید تا فردا تبدیل به یه ژرف‌خوانی بکنمش

01:19:39.779 --> 01:19:40.946
معنیش چیه؟

01:19:40.947 --> 01:19:43.032
جنگل دوست داشتنی، تاریک و عمیقه"

01:19:43.033 --> 01:19:46.827
،اما من قول‌هایی دادم
و باید قبل خواب مایل‌ها راه برم"؟

01:19:46.828 --> 01:19:49.079
"جنگل در عصر برفی"
فکر کنم اسم شعر این بود

01:19:49.080 --> 01:19:51.041
اثر رابرت فراست؟ -
شعر رابرت فراست -

01:19:51.875 --> 01:19:53.375
...و مدو میگه

01:19:53.376 --> 01:19:54.835
زمین رو چی پوشونده؟

01:19:54.836 --> 01:19:56.421
برف -
!آفرین -

01:19:57.130 --> 01:19:58.631
و برف نماد چیه؟

01:19:59.132 --> 01:19:59.966
کریسمس؟
خسته نباشی

01:20:01.926 --> 01:20:02.802
سرما؟

01:20:03.511 --> 01:20:06.347
سفیدی بی‌پایان، هیچیِ بی‌پایان؟

01:20:06.348 --> 01:20:07.973
نمی‌دونم -
مرگ -

01:20:07.974 --> 01:20:09.391
خیال می‌کردم سیاه نماد مرگه

01:20:09.392 --> 01:20:11.061
"خیال می‌کردم سیاه نماد مرگه"

01:20:12.562 --> 01:20:14.147
اون در سر من هم بود

01:20:14.773 --> 01:20:18.777
:اما خب الان مردم میگن
".دیدی، اون قبول کرد که تونی مرده"

01:20:19.611 --> 01:20:20.570
...حقیقت اینه که

01:20:20.571 --> 01:20:27.571
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:20:27.595 --> 01:20:34.595
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.