﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:01:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:23.104 --> 00:01:30.560
[تار و پود یک عاشقانه فصل دوم]

00:01:32.036 --> 00:01:36.000
[قسمت اول]

00:01:39.572 --> 00:01:42.092
در طول دوره ژن گوان در سلسله تانگ

00:01:42.092 --> 00:01:45.612
بانو آن ، خیاط زبردست سلسله قبلی زندگی آرومی

00:01:45.612 --> 00:01:47.952
به دور از ثروت و شهرت داشت
 [ رنگ رزی پارچه رویی ]

00:01:47.952 --> 00:01:52.752
دختری به اسم لیولی داشت که خیلی زیرک بود

00:01:52.752 --> 00:01:56.212
بااین حال زندگی آرومشون رو
 [اداره البسه]

00:01:56.212 --> 00:02:00.352
بانو ژو جین که آرزو داشت سرخیاط بعدی بشه بهم ریخت

00:02:00.912 --> 00:02:04.612
استاد یا سرپرستت رو پیدا کن

00:02:04.612 --> 00:02:06.572
تصمیمت رو بگیر

00:02:06.572 --> 00:02:10.512
[اداره کالبدشکافی]
بانو آن دخترشون رو به

00:02:10.512 --> 00:02:15.172
دوست خانوادگیشون سون ده چنگ سرپرست اداره کالبدشکافی سپرد

00:02:18.672 --> 00:02:24.752
لیولی به عنوان دختر خونده سون ها خودش رو مرد جا زد و اسمش رو به طبیب لوبیا تغییر داد

00:02:24.752 --> 00:02:28.452
طبیب لوبیا چطور میتونی جلوی یه بانوی سلطنتی آنقدر بی نزاکتی کنی؟

00:02:28.452 --> 00:02:30.432
خواهر ووئه که قبلا نجاتم داده

00:02:30.432 --> 00:02:33.292
آدم خوبیه بهم صدمه نمیزنه

00:02:34.992 --> 00:02:40.092
استادم بهترین خیاط تو دنیا بانو آن بود

00:02:40.092 --> 00:02:44.912
که ده سال پیش از دنیا رفته ، استعداد و هنرش رو به سختی میشه لاپوشونی کرد

00:02:44.912 --> 00:02:52.172
گلدوزیای گهگاه لیولی مهارتای بانو آن رو جلوی بانو ژوجین برملا کرد

00:02:52.172 --> 00:02:55.132
باید منبع این کیسه های عطر رو پیدا کنم

00:02:55.132 --> 00:02:57.052
فقط اون موقع است که خاطرم جمع میشه

00:02:57.052 --> 00:03:00.692
سوپرست سون میشه طبیب لوبیا رو بهم بدین؟

00:03:00.692 --> 00:03:05.132
سون ده چنگ از ترس اینکه شاید اتفاقات گذشته دوباره تکرار بشه

00:03:05.132 --> 00:03:08.752
تصمیم گرفت لیولی رو از قصر فراری بده

00:03:10.992 --> 00:03:18.216
پدر ، هیچوقت لطف و مهربونیتون رو فراموش نمیکنم

00:03:18.216 --> 00:03:23.212
وقتی کنارتون نیستم باید حسابی مراقب خودتون باشی

00:03:23.632 --> 00:03:26.112
خوب زندگی کن

00:03:26.972 --> 00:03:30.772
شنیدم لیولی اصلا نمرده و با خوشی تو قصر زندگی میکرده

00:03:30.772 --> 00:03:32.992
 لیولی ، از یه خاندانیم

00:03:32.992 --> 00:03:34.352
باید بهم کمک کنیم

00:03:34.352 --> 00:03:35.872
نباید برین داخل بانوی جوان

00:03:35.872 --> 00:03:39.396
[تالار محقق]
پی شینگ جیان لوازم دختر عموم رو بهم پس بده

00:03:39.396 --> 00:03:40.392
مگه بهت پسشون ندادم؟

00:03:40.392 --> 00:03:43.972
نگو که اینا یادگارای دختر عمومن؟

00:03:43.972 --> 00:03:47.092
قشقرق به پا کرده و داره مزخرف میگه

00:03:47.092 --> 00:03:50.772
راحتترین راه اینه که پرتش کنیم بیرون

00:03:50.772 --> 00:03:54.272
درسته نمیتونم بلایی سرت بیارم اما پسر ارباب هدونگ میتونه

00:03:54.272 --> 00:03:56.432
[عمارت ژنرال]
افرادش رو برای بررسی هویتت فرستاده

00:03:56.432 --> 00:03:58.732
و احتمالا دیر یا زود پیدات میکنه

00:03:58.732 --> 00:04:03.612
بااینکه بقچه ات رو پیدا کردم برای اینکه شک و شبهه ای پیش نیاد بازش نکردم
 [عمارت چونگ هوا]

00:04:03.612 --> 00:04:05.792
زودباش برو دیگه

00:04:07.212 --> 00:04:09.652
کاملا روشنه که کار توو برادرته

00:04:09.652 --> 00:04:12.792
میخواین یه عده احمق رو گول بزنین و جیباشون رو خالی کنین

00:04:17.332 --> 00:04:21.312
طبیب توی حکمی یا نه؟

00:04:22.252 --> 00:04:25.612
چرا طبیب تحت تعقیب طبیب لوبیام

00:04:25.612 --> 00:04:27.732
دختری که به اسم یشم هم میشناسی هستم

00:04:27.732 --> 00:04:30.252
کدومشون خود حقیقیته؟

00:04:31.192 --> 00:04:33.084
چم شده؟

00:04:34.832 --> 00:04:38.612
چرا آنقدر نگران یه دخترباهوش و مرموزم؟

00:04:38.612 --> 00:04:43.132
پی شینگ جیان رو به خاطر بعضی سوتفاهما تو عمارت هونگ ون دید

00:04:43.132 --> 00:04:47.232
و به کمکش تونست نظر اتحادیه تجار رو

00:04:47.232 --> 00:04:50.112
به دامن رقص جدید و خلاقانه اش جلب کنه

00:04:50.112 --> 00:04:53.632
یعنی اشتباهی پی شینگ جیان رو سرزنش کردم؟

00:04:53.632 --> 00:04:56.812
پی شینگ جیان هم عاشق معصومیت و ذکاوت لیولی شد

00:04:56.812 --> 00:05:01.792
[رنگرزی رویی]
و او هم برای استعداد و صداقتش احترام و ارزش قائله

00:05:01.792 --> 00:05:03.512
...در این لحظه

00:05:03.512 --> 00:05:05.952
[عطرفروشی]
اگه لوبیا کوچولو واقعا از قصر فرار کرده باشه

00:05:05.952 --> 00:05:12.272
سون هو چنگ اینبار حتما میبیندش

00:05:12.272 --> 00:05:14.992
لعنتی ،حتما برای دیدن سرپرست سون رفته

00:05:14.992 --> 00:05:16.032
یعنی کجا ممکنه هم رو ببینن؟

00:05:16.032 --> 00:05:17.312
طبیب لوبیا رو دیدم

00:05:17.312 --> 00:05:19.732
[حکم دستگیری]
خودشه طبیب لوبیا از اداره کالبدشکافیه

00:05:19.732 --> 00:05:23.412
سون ده چنگ به خاطر کمک به لیو لی برای فرار از قصر دستگیر میشه

00:05:23.412 --> 00:05:27.612
بعد از شنیدن این خبر لیولی تصمیم میگیره به قصر برگرده

00:05:27.612 --> 00:05:28.800
میخوام خودم رو تحویل بدم

00:05:28.800 --> 00:05:29.820
مزخرف نگو

00:05:29.820 --> 00:05:31.512
نمیذارم به خاطرم اذیت بشن

00:05:31.512 --> 00:05:32.872
میخوام برگردم و نجاتشون بدم

00:05:32.872 --> 00:05:35.332
پی شینگ جیان شجاعتش رو تحسین میکرد

00:05:35.332 --> 00:05:39.592
و وظیفه خیلی مهمی رو بهش سپرد

00:05:39.592 --> 00:05:42.012
ممکنه تو قصر نزاعی به پا بشه

00:05:42.012 --> 00:05:45.892
یادت باشه فاصله ات رو با شاهزاده سائو حفظ کنی

00:05:45.892 --> 00:05:47.072
یکی میخواد شاهزاده رو بکشه

00:05:47.072 --> 00:05:52.912
پی شینگ جیان که مخفیانه درمورد شاهزاده سائو تحقیق میکرد فهمید که شاهزاده سائو مخفیانه مقداری زره قاچاق کرده

00:05:53.452 --> 00:05:58.172
پی شینگ جیان از لیو لی خواست خبرهای مهم رو تو قصر به شاهزاده سائو برسونه

00:05:58.172 --> 00:06:01.672
تا جلوی شاهزاده سائو رو بگیره تا زره ها رو مخفیانه جا به جا نکنه

00:06:02.152 --> 00:06:08.252
به خاطر شجاعت و راهبرد فوق العاده ای که پی شینگ جیان به خرج داد به عنوان محافظ شخصی شاهزاده ترفیع گرفت

00:06:08.252 --> 00:06:11.872
درحالیکه لیولی که فهمید بانو ژوجین به مرگ مادرش ربط داره

00:06:11.872 --> 00:06:14.612
 تصمیم گرفت درمورد اداره شانگ فو تحقیق کنه

00:06:14.612 --> 00:06:17.072
اون زنه بانو ژو جینه؟

00:06:17.972 --> 00:06:22.072
اون موقع استادم بهترین خیاط کل دنیا بود

00:06:22.072 --> 00:06:26.292
مسئول اداره شانگ فو بود که تو سراسر دنیا مشهوره

00:06:26.292 --> 00:06:30.752
اما در آخر خاندانش از هم پاشید و ابروش رفت

00:06:30.752 --> 00:06:34.032
و حتی نتونست از دخترش محافظت کنه

00:06:41.396 --> 00:06:42.584
[کارگاه بهاره]

00:06:42.584 --> 00:06:49.392
مادر فردا سوزن طلایی و ابروت رو پس میگیرم

00:06:49.392 --> 00:06:51.488
چرا ا‌ومدی؟

00:06:55.892 --> 00:06:57.520
چیکار میکنی؟

00:06:58.192 --> 00:07:01.032
معلومه که دور کمرتون رو اندازه میگیرم وگرنه چیکار داشتم؟

00:07:01.032 --> 00:07:03.632
یادت باشه در آینده اینطوری تو نوشیدن افراط نکنی

00:07:03.632 --> 00:07:07.472
یادت نره که یه بانویی لوبیا فسقلی

00:07:12.612 --> 00:07:14.688
ثابتش کن

00:07:14.688 --> 00:07:16.532
ثابت کن که یه مرد واقعیم یا نه

00:07:16.532 --> 00:07:20.312
مرد نیستین ، یه جاودانین یه آدم موقر

00:07:22.132 --> 00:07:24.032
همیشه میتونی بهم اعتماد کنی

00:07:24.032 --> 00:07:28.152
احتمالا فقط برای این لحظه نیست

00:07:28.152 --> 00:07:32.252
شاید از خیلی وقت پیش شروع شده

00:07:32.252 --> 00:07:36.372
تو قصر از همدیگه مراقبت میکردن و قلباشون به هم پیوند خورد

00:07:36.372 --> 00:07:40.192
پی شینگ جیان مخفیانه به لیولی کمک میکرد تا درمورد پرونده قدیمی تحقیق کنه

00:07:40.192 --> 00:07:43.052
و کشف کرد که بانو ژوجین ، بانو آن رو مسموم کرده

00:07:43.052 --> 00:07:47.092
و اونجا بود که فهمید عشقشون ده سال پیش شروع شده

00:07:47.092 --> 00:07:51.052
و هنوز لوازم بانو آن رو که لیولی به خاطر وحشتش جا گذاشته بود رو نگه داشته

00:07:51.052 --> 00:07:53.132
سوزن طلایی

00:07:53.132 --> 00:07:55.172
یازده ساله که دنبالش بودم

00:07:55.172 --> 00:07:57.012
اصلا فکرش رو هم نمیکردم که کنارم باشی

00:07:57.012 --> 00:07:58.292
واقعا قسمت همدیگه ایم

00:07:58.292 --> 00:08:00.792
بالاخره میتونم به صاحب حقیقیش برش گردونم

00:08:08.432 --> 00:08:14.172
مهارتهای خیاطی لوبیا کوچولو واقعا از استادم سرچشمه گرفته

00:08:14.172 --> 00:08:19.012
و از همین موقع بود که بانو ژوجین به هویت لیولی شک کرد

00:08:19.012 --> 00:08:22.792
در مقابله با این بحران پی شینگ جیان برای از بین بردن شک بانو ژوجین

00:08:22.792 --> 00:08:27.572
[لوح یادبود لیولی]
سوزن طلایی رو بهش پیشکش کرد

00:08:30.932 --> 00:08:35.812
این سوزن طلاییه که بهترین خیاط دنیا رو به همه معرفی میکنه

00:08:35.812 --> 00:08:38.552
- لیولی
- ولم کن

00:08:38.552 --> 00:08:41.112
نمیتونم

00:08:41.112 --> 00:08:45.252
نمیتونم سوزن مادرم رو به دشمنی که کشتتش بدم

00:08:45.252 --> 00:08:49.072
این بیشتر از مردنش دلم رو به درد میاره

00:08:49.072 --> 00:08:53.472
سوزن طلایی شکافی بین پی شینگ جیان و لیولی ایجاد کرد

00:08:53.472 --> 00:08:57.032
لیولی نمیتونست پی شینگ جیان رو ببخشه

00:09:00.272 --> 00:09:01.612
دیگه نمیخوام ببینمت

00:09:01.612 --> 00:09:05.652
طبیب لوبیا همزمان از حراجات و دلشکستگی رنج میبره

00:09:05.652 --> 00:09:08.652
گفته دیگه هیچوقت نمیخواد دوباره ببیندتون

00:09:08.652 --> 00:09:10.792
لیولی پات چی شده؟

00:09:10.792 --> 00:09:13.812
به خودم مربوطه دست از سرم بردار

00:09:13.812 --> 00:09:18.352
جلوی بودا فال بدشگون انتخاب کردی

00:09:18.352 --> 00:09:22.952
مخفیانه دوبار برشگردوندم تا آخر سر بهترین فال رو برداشتی

00:09:22.952 --> 00:09:24.868
چی گفتی؟

00:09:26.412 --> 00:09:31.852
طبیب فسقلی ، واقعا قسمت همدیگه ایم

00:09:39.832 --> 00:09:42.992
حقیقتا که یه زیباروی بی نظیری

00:09:43.512 --> 00:09:44.752
طبیب فسقلی گم شده

00:09:44.752 --> 00:09:48.792
شاید شاهزاده سائو و بانو یانگ بردنش

00:09:48.792 --> 00:09:52.944
لیولی طاقت دیدن موفقیت دشمنی که برای مادرش پاپوش دوخته بود رو نداشت

00:09:52.944 --> 00:09:55.012
بااین حال خودش هم مسموم شد

00:09:55.012 --> 00:09:57.472
خودم هم دنبال پادزهرم

00:09:57.472 --> 00:09:59.912
اما این سم پادزهری نداره

00:09:59.912 --> 00:10:03.532
حالا کاملا دردی که می‌کشه رو درک میکنم

00:10:03.532 --> 00:10:07.332
حتی اگه به قیمت زندگیم تموم بشه درمانت میکنم

00:10:07.332 --> 00:10:09.184
پی شینگ جیان

00:10:09.792 --> 00:10:12.372
نمیفهمی؟

00:10:13.352 --> 00:10:15.164
از مردن نمیترسم

00:10:15.164 --> 00:10:19.492
ترسم تا لحظه مرگ اینه که پرونده مادرم هنوز روشن نشده

00:10:19.492 --> 00:10:23.592
عنوان بهترین خیاط در دنیا رو قاتلش غصب کرده

00:10:24.972 --> 00:10:28.732
اگه گیاه دارویی موی صخره لینگ لونگ رو پیدا کنیم

00:10:28.732 --> 00:10:31.192
حتما میتونم درمانت کنم

00:10:32.752 --> 00:10:34.892
این لوازم شخصیمه

00:10:35.632 --> 00:10:38.832
بذار به جام همراهت باشه

00:10:38.832 --> 00:10:41.032
منتظرم بمون تا برگردم

00:10:46.652 --> 00:10:50.332
تو لحظه حساس پی شینگ جیان زندگیش رو به خطر انداخت

00:10:50.332 --> 00:10:54.292
از عقلش برای بدست آوردن پادزهر استفاده کرد و لیولی رو نجات داد

00:10:54.292 --> 00:10:58.532
و بعد از اون تمام گذشته اشون رو کنار گذاشتن و با همدیگه برای حل این بحران همکاری کردن

00:10:58.532 --> 00:11:00.712
میدونم از اعماق قلبمه

00:11:01.752 --> 00:11:08.232
با بودن پی شینگ جیان  تو زندگیم چیز بیشتری نمیخوام

00:11:08.732 --> 00:11:10.992
نمیخوام فقط برای این لحظه کنارت باشم

00:11:12.072 --> 00:11:14.372
میخوام تا همیشه پیشت بمونم

00:11:18.432 --> 00:11:22.092
امپراتور تای زونگ از دنیا رفت و شاهزاده لی ژی سلطنت رو تصاحب کرد

00:11:22.092 --> 00:11:26.832
بانو آن تبریه شد و بانو ژوجین چیزی که لایقش بود رو گرفت

00:11:26.832 --> 00:11:29.852
[قضاوت]
پرونده روشنه و مدرک هم محکم و مستدله

00:11:29.852 --> 00:11:33.432
جرمش غیرقابل بخششه

00:11:35.932 --> 00:11:39.192
لیولی نمیخوام بمیرم

00:11:39.652 --> 00:11:44.252
خواهش میکنم ازم بگذر لیولی نباید بمیرم

00:11:44.252 --> 00:11:48.812
لیولی و پی شینگ جیان بعد از همه این ماجراها با تمام قلبشون عاشق هم شدن

00:11:48.812 --> 00:11:53.312
امپراتور گائوزونگ که عشق و محبتشون بهم رو فهمیده بود بهشون ازدواج اعطا کرد

00:11:54.292 --> 00:11:56.352
پی شینگ جیان زیر سایه

00:11:56.352 --> 00:12:01.732
محبت استادش سو دینگ فانگ و همه دوستاشون با لیولی ازدواج کرد

00:12:01.732 --> 00:12:04.592
میدونی بودنت باهام چقدر سخته؟

00:12:04.592 --> 00:12:07.492
اینکه نتونم ببینمت خیلی برام آزاردهنده است

00:12:07.492 --> 00:12:11.572
وقتی میبینمت برام سختتره

00:12:15.452 --> 00:12:19.592
باهم ازدواج شادی داشتن

00:12:19.592 --> 00:12:23.132
بااین حال هنوز شادی عروسی زیر زبونشون بود که

00:12:23.132 --> 00:12:27.932
[نیکو عمل کن]
بحران بزرگتری از راه رسید

00:12:32.836 --> 00:12:35.712
[چانگان]

00:12:57.988 --> 00:13:00.992
[عمارت ارباب هدونگ ]

00:13:01.700 --> 00:13:05.024
[عمارت ارباب هدونگ]

00:13:47.140 --> 00:13:50.816
[شاهدخت لین های ،همسر ارباب هدونگ]

00:14:18.436 --> 00:14:20.512
[عروس ارشد شاهدخت لین های ، بانو سوی]

00:14:20.512 --> 00:14:22.592
[عروس کوچیک شاهدخت لین های ، بانو لو]

00:14:22.592 --> 00:14:27.252
بااینکه پیدا کردن کسی که دستور داده بودین یکم سخت بود بانو

00:14:27.252 --> 00:14:29.892
یکی رو پیدا کردم

00:14:29.892 --> 00:14:33.232
خواهش میکنم خودتون بررسی کنین ببینین مناسبه یا نه بانو

00:14:33.232 --> 00:14:36.452
اسم این زن یونوئه

00:14:36.452 --> 00:14:39.532
عرض ادب شاهدخت

00:14:59.012 --> 00:15:02.812
 خیلی شبیهه واقعا بدردمیخوره

00:15:02.812 --> 00:15:08.292
آ سوی کارت رو خوب انجام دادی

00:15:08.292 --> 00:15:09.568
ممنون بانو

00:15:09.568 --> 00:15:14.592
آ لو ببینم پی شویو چیزی بروز داده؟

00:15:14.592 --> 00:15:20.112
بانو ، پی شویو و تازه عروس واقعا همدیگه رو دوست دارن و باهم هماهنگن

00:15:20.112 --> 00:15:23.312
عمارت جدید رو بهشون دادم

00:15:23.312 --> 00:15:25.792
نمیدونم ازش راضین یا نه

00:15:25.792 --> 00:15:27.672
بانو از همه برگای برنده اتون خوب استفاده کردین

00:15:27.672 --> 00:15:33.292
بااینکه پی شویو پسر ارشد خاندان پیه جرات نکرد هدیه اتون رو رد کنه

00:15:33.292 --> 00:15:39.252
بااین حال اینم میگن که پی شویو مخفیانه دنبال عمارت جدید میگشته

00:15:39.252 --> 00:15:41.732
انگار میخواد خیلی زود نقل مکان کنن

00:15:41.732 --> 00:15:43.832
مخفیانه؟

00:15:45.212 --> 00:15:50.672
حتما دارم این قضیه رو از همسر جدیدش مخفی کرده

00:15:50.672 --> 00:15:56.152
حالا که کودی از قضیه عمارت بی خیره

00:15:57.012 --> 00:16:00.092
بذارین یونو درجریانش بذاره

00:16:02.884 --> 00:16:05.504
[عمارت دادرس محلی چانگان ، پی شینگ جیان]

00:16:08.232 --> 00:16:10.252
همگی بجنبین ، خودتون رو جمع و جور کنین

00:16:10.252 --> 00:16:14.212
امروز اولین جلسه دربار بعد از ازدواج اربابه

00:16:14.212 --> 00:16:16.584
بیاین همه کارا رو دقیق و درست انجام بدیم

00:16:16.584 --> 00:16:18.772
- باشه
 - به کارتون برسین

00:16:18.772 --> 00:16:21.072
برای ارباب و بانو دعای خیر کنین

00:16:21.072 --> 00:16:22.276
خیلی خوب

00:16:23.912 --> 00:16:27.732
[عمارت پی]
ندیمه ای که شاهدخت لین های فرستادن رسیده

00:16:30.012 --> 00:16:32.912
به خدمتکارا بگین بیان و بهش ادای احترام کنن

00:16:42.652 --> 00:16:46.492
آچنگ صبح به این زودی به چی خیره شدی؟

00:16:46.492 --> 00:16:48.692
دارم روح میبینم؟

00:16:49.252 --> 00:16:52.092
مزخرف نگو ارباب و بانو تازه ازدواج کردن

00:16:52.092 --> 00:16:54.372
همچین چیزای بدشگونی نگو

00:16:54.372 --> 00:16:56.612
همینطوره خواهر درست میگی

00:16:56.612 --> 00:16:59.752
امروز اولین جلسه دربار بعد از ازدواج اربابه

00:16:59.752 --> 00:17:01.192
خواهر خونه پیش بانو بمون

00:17:01.192 --> 00:17:03.712
کاری کن به حیاط پشتی نرن

00:17:03.712 --> 00:17:05.624
چرا نرن؟

00:17:05.624 --> 00:17:06.972
خواهر زیاد سوال نکن

00:17:06.972 --> 00:17:09.772
راستی ارباب بهم دستور دادن دنبال عمارت جدید بگردم

00:17:09.772 --> 00:17:13.352
به محض اینکه درموردش تصمیم بگیرن خودشون شخصا بهشون خبر میدن

00:17:13.352 --> 00:17:16.892
برای همین جلوی بانو چیزی نگو

00:17:37.028 --> 00:17:39.168
[همسر پی شینگ جیان ،کودی لیولی]

00:17:49.796 --> 00:17:53.924
[دادرس محلی چانگان ، پی شینگ جیان که شویو صداش میزنن]

00:17:53.924 --> 00:17:55.616
[پیرو احسان و انصاف باش]

00:18:08.532 --> 00:18:11.032
دیشب خوب خوابیدی؟

00:18:13.572 --> 00:18:15.832
کی فلوت میزنه؟

00:18:15.832 --> 00:18:17.712
واقعا قشنگه

00:18:17.712 --> 00:18:19.772
اما آهنگش تا حدودی غمگینه

00:18:19.772 --> 00:18:21.684
بازم بخواب

00:18:21.684 --> 00:18:28.052
میرم ببینم کدوم ملازم بی ادبیه که همچین کاری می‌کنه و بهشون میگم مزاحم استراحت نشن

00:18:28.052 --> 00:18:30.712
خوب آ نی رو بفرست

00:18:30.712 --> 00:18:32.292
نمیخواد خودت بری

00:18:32.292 --> 00:18:34.132
آ نی هم تازه باهات اومده

00:18:34.132 --> 00:18:37.092
هنوز با ملازمین و خدمه آشنایی نداره

00:18:37.092 --> 00:18:39.132
به جاش آچنگ رو میفرستم

00:18:39.132 --> 00:18:40.884
اینم میشه

00:19:09.372 --> 00:19:10.792
بانوی من بیدار شدین

00:19:10.792 --> 00:19:13.612
آ نی این صدای فلوت از کجا میاد؟

00:19:13.612 --> 00:19:16.012
انگار از پشت باغه

00:19:16.012 --> 00:19:18.340
[تالار جیایی]

00:19:26.724 --> 00:19:29.888
[ابر سرگردان]

00:19:31.092 --> 00:19:32.916
آچنگ

00:19:32.916 --> 00:19:34.152
عرض ادب بانوی من

00:19:34.152 --> 00:19:37.112
میدونی کی تو باغ فلوت میزنه؟

00:19:38.372 --> 00:19:40.952
شاید یه ندیمه بی ملاحظه است

00:19:40.952 --> 00:19:43.152
مزاحم بانو و ارباب شده

00:19:43.152 --> 00:19:45.832
نگران نباشین بانوی من همین الان جلوش رو میگیرم

00:19:45.832 --> 00:19:47.732
فقط یه اهنگه

00:19:47.732 --> 00:19:51.632
چرا با شویو آنقدر بهم ریختین؟

00:19:51.632 --> 00:19:55.892
فقط نگران بودم باعث ناراحتی تون بشه

00:19:55.892 --> 00:19:57.312
راستش رو نمیگی؟

00:19:57.312 --> 00:20:00.152
خوب پس با چشمای خودم میبینم

00:20:00.152 --> 00:20:02.308
...اما

00:20:23.292 --> 00:20:27.872
کی هستی؟چطور جرات میکنی آنقدر بی پروایی کنی؟

00:21:02.392 --> 00:21:04.432
بانو لوچی

00:21:12.740 --> 00:21:13.920
[سعادت]

00:21:23.752 --> 00:21:25.732
چرا یهو صدای فلوت قطع شد؟

00:21:25.732 --> 00:21:28.232
بانوی من خواهش میکنم با ارباب صبحونه بخورین

00:21:28.232 --> 00:21:30.712
بذارینش به عهده خودم

00:21:41.192 --> 00:21:44.232
عرض ادب ارباب

00:21:44.232 --> 00:21:48.132
همونی هستی که شاهدخت فرستادن؟

00:22:02.072 --> 00:22:04.292
بانوی من خواهش میکنم فکر بدنکنین

00:22:04.292 --> 00:22:06.032
چیزی که فکر میکنین نیست

00:22:06.032 --> 00:22:09.652
پس باید حقیقت رو بهم بگی

00:22:09.652 --> 00:22:14.512
آچنگ ، آشنای قدیمیه شویوئه؟

00:22:14.512 --> 00:22:18.952
بانوی من ،ارباب و یونو از قبل اشناییتی باهم نداشتن

00:22:18.952 --> 00:22:25.012
فقط اینکه...نمیدونم شاهدخت از کجا همچین آدمی پیدا کردن

00:22:25.572 --> 00:22:28.712
که آنقدر شبیه بانو لوچیه

00:22:28.712 --> 00:22:31.472
و حتی صدای فلوتش هم خیلی شبیه

00:22:31.472 --> 00:22:35.692
یونو شبیه همسر سابق اربابه؟

00:22:38.932 --> 00:22:43.592
فقط یه زن بیچاره ام که نمیتونه سرنوشتش رو کنترل کنه

00:22:43.592 --> 00:22:50.372
حالا که اومدم تنها کسی که میتونم بهش تکیه کنم اربابه

00:22:50.372 --> 00:22:56.472
شنیدم که ارباب و بانو لوچی خیلی عاشق و معشوق بودن

00:22:56.472 --> 00:23:01.932
بعد از دنیا رفتن بانو لوچی ، ارباب خیلی احساس گناه میکردین و حسابی دلتنگشون بودین

00:23:03.272 --> 00:23:07.012
امیدوارم جای بانو لوچی رو بگیرم

00:23:08.812 --> 00:23:10.752
و تسلی خاطر ارباب باشم

00:23:15.852 --> 00:23:18.752
واقعا که شاهدخت خوب حقه ها و ترفندهایی بلدن

00:23:22.212 --> 00:23:25.152
آ نی ،قرارداد یونو کجاست؟

00:23:25.152 --> 00:23:29.192
هنوز فرستاده نشده ، باهاش چیکار دارین؟

00:23:29.192 --> 00:23:31.852
میخواین بفروشینش؟

00:23:31.852 --> 00:23:35.992
بانوی من نباید همچین کاری کنین

00:23:35.992 --> 00:23:41.432
شاهدخت گفتن به عنوان ندیمه فرستادنش اما دراصل قراره یه جورایی بانو بشه

00:23:42.152 --> 00:23:45.172
باید نگهش داریم با چه جراتی بفروشیمش؟

00:23:45.172 --> 00:23:48.072
به علاوه حتی اگه بخوایم بفروشیمش میترسم کسی جرات نکنه بخردش

00:23:48.072 --> 00:23:49.952
کی گفته میخوام بفروشمش؟

00:23:50.712 --> 00:23:52.712
پس میخواین چیکار کنین؟

00:23:52.712 --> 00:23:58.452
به عنوان تازه عروس باید همراه شویو به شاهدخت ادای احترام کنم

00:24:10.236 --> 00:24:11.352
[بنای نیلوفر]

00:24:11.352 --> 00:24:13.992
عرض ادب شاهدخت

00:24:13.992 --> 00:24:16.672
لیولی به شاهدخت ادای احترام میکنه

00:24:16.672 --> 00:24:18.448
خواهش میکنم بشینین

00:24:19.252 --> 00:24:22.792
یونو؟اینجا چیکار میکنی؟

00:24:22.792 --> 00:24:28.772
شاهدخت اون روز بانو سوی این بانوی زیبا رو به برای بازدید از خونه ام اوردن

00:24:28.772 --> 00:24:31.912
و یادشون رفته یونو رو باخودشون ببرن

00:24:31.912 --> 00:24:38.672
بافکر کردن به اینکه بهتون سرمیزنیم گفتم چند روزی رو تو عمارتم بمونه

00:24:38.672 --> 00:24:41.792
امروز براتون پسش اوردم

00:24:46.772 --> 00:24:50.512
آ سوی قضیه چیه؟

00:24:50.512 --> 00:24:55.192
سوتفاهم شده ،اون روز خیلی واضح گفتم که

00:24:55.192 --> 00:24:59.852
یونو ندیمه ایه که بانوی بزرگ برای شویو و کودی فرستادن

00:24:59.852 --> 00:25:05.692
حتی دستور دادم یونو خیلی خوب به ارباب و بانو خدمت کنه

00:25:06.732 --> 00:25:10.792
نکنه فراموش کردی؟

00:25:11.932 --> 00:25:15.152
بابتش متاسفم

00:25:15.152 --> 00:25:20.192
فقط اینکه بانو سوی فراموش کردن وقتی یونو رو میفرستن قراردادش رو هم بدن

00:25:20.192 --> 00:25:26.052
برای همین فکر کردم بهتره قرارداد خدمت این ندیمه رو تموم کنم

00:25:26.052 --> 00:25:28.092
برای همین گیج شدم

00:25:35.852 --> 00:25:40.256
آ سوی دقیقا چیکار میکنی؟

00:25:40.256 --> 00:25:43.412
میدونم که بی دقتی کردی

00:25:43.412 --> 00:25:47.672
اما ممکنه بقیه فکر کنن به عمد همچین کاری کردی

00:25:47.672 --> 00:25:51.772
برو و قرارداد یونو رو بیار

00:25:58.772 --> 00:26:00.664
چشم

00:26:09.532 --> 00:26:14.232
کودی شاهدخت رو تحت فشار گذاشته برای همین چاره ای نداشتن جز اینکه اینطوری بگن

00:26:14.232 --> 00:26:18.212
اگه واقعا قراردادش رو تحویل بدم قطعا عصبانیتش رو سرم خالی میکنه

00:26:18.212 --> 00:26:20.512
چیکار کنم؟

00:26:30.532 --> 00:26:33.232
بانو میبخشین

00:26:33.232 --> 00:26:37.772
قراردادش رو لای باقی اسناد گذاشتم

00:26:37.772 --> 00:26:40.052
و تو اون یکی ملک مونده

00:26:42.432 --> 00:26:46.652
همین الان به یکی سپردم بره و بیادش به محض اینکه به دستم رسید بلافاصله برای بانو لیو لی میفرستمش

00:26:46.652 --> 00:26:49.272
ممنون بانو سوی

00:26:50.252 --> 00:26:52.572
و ممنون شاهدخت

00:26:52.572 --> 00:26:56.072
 یونو رو به عنوان یه هدیه سخاوتمندانه قبول میکنم

00:26:56.072 --> 00:26:58.092
بانو لیولی خوب از آداب و رسوم سررشته دارن

00:26:58.092 --> 00:27:01.952
 جوونتر نباید هدیه بزرگترش رو رد کنه

00:27:01.952 --> 00:27:08.072
و نباید ندیمه ای که هدیه شده رو

00:27:08.072 --> 00:27:11.792
بزنه ، بفروشه یا مورد سواستفاده قرارش بده

00:27:16.852 --> 00:27:20.132
بانوی من این حرفتون واقعا آزرده ام کرد

00:27:20.132 --> 00:27:22.612
من و شویو متنفریم از

00:27:22.612 --> 00:27:27.872
یکی به لطافت و ظرافت یونو جدا بشیم

00:28:00.652 --> 00:28:02.152
کجا میری؟

00:28:02.152 --> 00:28:04.792
اون ولگرد دوباره داره فلوت میزنه تا ارباب رو اغفال کنه

00:28:04.792 --> 00:28:07.852
میدونم که دارین خودتون رو نگه میدارین بانو و به روتون نمیارین

00:28:07.852 --> 00:28:09.572
خودم میرم و به جاتون تنبیهش میکنم

00:28:09.572 --> 00:28:11.224
نمیخواد

00:28:34.492 --> 00:28:37.192
چرا یهویی تمومش کرد ؟

00:28:37.192 --> 00:28:41.092
بانوی من نکنه ارباب واقعا رفتن پیشش؟

00:28:41.092 --> 00:28:45.772
وگرنه چرا باید تمومش کنه؟

00:28:48.052 --> 00:28:53.252
تمام روز رو فلوت میزنه ولی انتظار نداره ارباب به دیدنش برن

00:28:53.252 --> 00:28:57.592
فقط میخواد رابطه امون رو خراب کنه

00:28:58.372 --> 00:29:03.152
مثلا همین ، فلوت میزد ، و ذهنت رو بهم ریخت

00:29:03.152 --> 00:29:07.292
وقتی تمومش کرد باز هم ذهنت منحرف بود

00:29:08.492 --> 00:29:10.572
در دراز مدت

00:29:12.012 --> 00:29:15.192
ناگزیر بین زوجا سوءتفاهم و جدایی پیش میاد

00:29:15.192 --> 00:29:19.592
حالا که همه حقه هاش رو میدونین نذارین حالتون رو خراب کنه

00:29:20.952 --> 00:29:23.492
خبیث ترین موضوع تو جاسوس بازی اینه که

00:29:23.492 --> 00:29:27.672
حتی بعد از فهمیدن حقه ها و کلک ها بازم سوتفاهمت سرجای خودشون باقین

00:29:28.192 --> 00:29:32.132
چون عاشق شویوام درنتیجه حسودی میکنم

00:29:32.132 --> 00:29:34.672
حسادت که پیش میاد حتما شک و شبهه ایجاد میکنه

00:29:34.672 --> 00:29:37.832
جایی که شک و شبهه باشه پس حتما دشمنی و دوریم هست

00:29:37.832 --> 00:29:43.352
همون‌طور که میگن دقت سردرگمی میاره

00:29:46.308 --> 00:29:48.384
[توازن و استحکام]

00:29:59.656 --> 00:30:01.612
- اچنگ
 - بله

00:30:01.612 --> 00:30:03.392
گلا رو تو اینجا گذاشتی؟

00:30:03.392 --> 00:30:05.732
نه ارباب من نذاشتم

00:30:05.732 --> 00:30:07.732
من گذاشتم

00:30:10.628 --> 00:30:12.416
[توازن و استحکام]

00:30:15.452 --> 00:30:17.732
عرض ادب ارباب

00:30:17.732 --> 00:30:22.732
مگنولیا رو آوردم تا بانو و ارباب ازش لذت ببرن

00:30:22.732 --> 00:30:27.632
ظریف و خوش بویه

00:30:27.632 --> 00:30:33.872
به علاوه شنیدم بانو لوچی در زمان حیاتشون خیلی دوستش داشتن

00:30:36.772 --> 00:30:41.492
و خبر دارم به خاطر خاندان پی خودشون رو از پا انداختن

00:30:41.492 --> 00:30:45.372
[توازن و استحکام]
و ارباب همیشه به خاطرشون احساس گناه میکنن

00:30:45.372 --> 00:30:47.992
برای همین اینجا گذاشتمش

00:30:47.992 --> 00:30:52.592
تا اشتیاق ارباب بهشون رو تسلی بدم

00:30:54.232 --> 00:30:57.852
کودی لیولی ، هرچند زن وحشیه

00:30:57.852 --> 00:31:03.612
بازم قبلا تو دربار مقام داشته و سرپرست اداره کالبدشکافی بوده
 [سرای طلا و یشم]

00:31:03.612 --> 00:31:09.232
برای همین باید خیلی از بانو لوچی زیرکتر باشه

00:31:09.232 --> 00:31:13.492
حتی اگه بانو لیولی حقه های کوچیکی تو آستین داشته باشه

00:31:13.492 --> 00:31:16.332
چطور میخواد با شاهدخت رقابت کنه؟

00:31:16.332 --> 00:31:19.452
آخرش شکست میخوره

00:31:19.452 --> 00:31:23.392
مگه چقدر می‌تونه از بانو لوچی سر باشه؟

00:31:23.392 --> 00:31:25.812
...عاقبت از اینا گذشته

00:31:25.812 --> 00:31:27.640
چی؟

00:31:28.552 --> 00:31:30.872
مرگ بانو لوچی بهم مربوطه ؟

00:31:30.872 --> 00:31:36.012
ده سال پیش شویو به امر مادر با بانو لوچی ازدواج کرد

00:31:36.012 --> 00:31:40.152
فقط ازم خواستن به قولم درمورد

00:31:40.152 --> 00:31:43.872
برگردوندن ثروت خاندان پی که سالها مدیریتش کردم ، عمل کنم

00:31:43.872 --> 00:31:49.332
خاندان پی واقعا که بی رحمن

00:31:49.332 --> 00:31:53.172
آنقدر روی وراثت پی شویو متمرکز شدن

00:31:53.172 --> 00:31:56.392
که در نهایت بانو لوچی رو به سمت مرگ هل دادن

00:31:58.072 --> 00:32:01.772
به هرحال این قضیه چه دخلی بهم داره؟

00:32:02.452 --> 00:32:05.592
بله بانو راست میگین

00:32:05.592 --> 00:32:06.872
باید همین الان به عمارت پی بریم

00:32:06.872 --> 00:32:09.652
باید به یونو کمک کنیم کارش رو تموم کنه

00:32:10.632 --> 00:32:12.704
بله بانو

00:32:15.272 --> 00:32:17.952
امروز به خاطر دو موضوع اومدم

00:32:17.952 --> 00:32:21.832
اول اینکه ازت معذرت بخوام

00:32:21.832 --> 00:32:25.452
دیروز یکی رو فرستادم تا قرارداد یونو رو بیاره

00:32:25.452 --> 00:32:27.812
اما از عمارت سرقت کردن

00:32:27.812 --> 00:32:33.792
علاوه بر طلا و نقره و پول ، قرارداد یونو رو هم دزدیدن

00:32:36.112 --> 00:32:41.152
عجب دزد جسوری بوده که جرات کرده از عمارت ارباب هدونگ دزدی کنه

00:32:41.152 --> 00:32:44.312
و مخصوصا قرارداد یونو رو برده

00:32:45.052 --> 00:32:48.432
حالا که اینطور شده عجله نکن

00:32:48.432 --> 00:32:53.144
به محض اینکه شویو سارق رو بگیره طبیعتا قرارداد رو میگیری

00:32:53.144 --> 00:32:57.072
موندم موضوع دوم چیه

00:32:58.972 --> 00:33:03.632
اخیرا شاهدخت ناخوش احوال و خسته ان

00:33:03.632 --> 00:33:05.972
چندین بار طبیب سلطنتی رو از قصر خبر کردیم بیاد

00:33:05.972 --> 00:33:09.332
بانو تو این فکرن که برای دعا و نیایش به معبد برن

00:33:09.332 --> 00:33:15.832
برای همین اومدم تا طبق دستورشون دعوتت کنم تا باهامون بیای

00:33:15.832 --> 00:33:20.572
شاهدخت میخوان برای دعا و نیایش تو معبد همراهیشون کنم

00:33:20.572 --> 00:33:27.512
به اندازه کافی فهیم هستی که فرصت خدمت و به جا آوردن حق فرزندی رو رد نکنی مگه نه؟

00:33:31.592 --> 00:33:33.792
اینکه بتونم  سر سوزنی برای

00:33:33.792 --> 00:33:37.852
سلامت و بهبود شاهدخت کاری بکنم نهایت آرزو و خواسته امه

00:33:39.552 --> 00:33:45.052
یونو ، شاهدخت خیلی باهات خوب رفتار میکردن برای همین باید همراهم بیای و بهشون خدمت کنی

00:33:45.052 --> 00:33:49.512
نه لزومی به اومدن یونو نیست

00:33:49.512 --> 00:33:51.420
چرا؟

00:33:51.420 --> 00:33:55.192
ستاره تولدش با شاهدخت ناسازگاری داره

00:33:55.192 --> 00:34:01.532
می‌تونه اینجا بمونه و به جات به شویو خدمت کنه

00:34:12.332 --> 00:34:15.792
خواهش میکنم از طرفم پیامی به شاهدخت بدین بانو سوی

00:34:15.792 --> 00:34:21.412
 بدون هیچ سهل انگاری از سرورم مراقبت میکنم

00:34:22.772 --> 00:34:25.292
پس بیشتر از این مزاحمتون نمیشم

00:34:27.572 --> 00:34:30.012
فردا صبح برای بردنت میام

00:34:30.012 --> 00:34:31.932
به سلامت بانو سوی

00:34:40.252 --> 00:34:44.312
عطر روی بدنت شیرینه اما نه تنها خوش بو که لطیفم هست

00:34:44.312 --> 00:34:47.052
موندم چه عطری استفاده میکنی

00:34:48.812 --> 00:34:52.532
واقعا خاصه اما برای من نیست

00:34:53.712 --> 00:34:57.772
حتما عطر من رو میگین

00:34:57.772 --> 00:34:59.212
پدرم گل میکاره

00:34:59.212 --> 00:35:01.792
بین گلا بزرگ شدم

00:35:01.792 --> 00:35:05.912
خیلیا بهم میگن که رایحه منحصر به فردیه

00:35:05.912 --> 00:35:09.752
مال هیچ گرد عطری نیست

00:35:09.752 --> 00:35:12.352
متاسفم که بانو رو به اشتباه انداختم

00:35:16.452 --> 00:35:22.212
به زیبایی گلها بودن یه چیزه اما داشتن عطر و بوی طبیعی چیز دیگه ایه

00:35:23.172 --> 00:35:27.032
در اصل یه زیباروی کم نظیر تو دنیایی که حتی منم نمیتونم دوستت نداشته باشم

00:35:27.032 --> 00:35:31.892
عجیب نیست که شاهدخت نگاه متفاوتی بهت داره

00:35:44.452 --> 00:35:45.372
[عمارت پی]

00:35:45.372 --> 00:35:50.232
لیولی نگران نباش همراهی با شاهدخت فقط برای چند روزه

00:35:50.792 --> 00:35:53.192
از فردا شب تو بخشداری میمونم

00:35:53.192 --> 00:35:55.772
فرصتی به یونو نمیدم

00:35:56.332 --> 00:36:01.652
اما وقتی کنار شاهدختی باید خیلی مراقب باشی

00:36:01.652 --> 00:36:08.252
شاهدخت حتما برای تصاحب اموالمون از هیچ فریب و حقه ای کوتاهی نمیکنه

00:36:08.252 --> 00:36:12.992
در اصل از پدر و برادرام برام باقی موندن

00:36:12.992 --> 00:36:18.312
اما ترجیح میدم همشون رو بدم تا هیچ جوره صدمه نبینی

00:36:21.532 --> 00:36:25.412
شویو مطمئنم که با تمام وجود وقفمی

00:36:25.412 --> 00:36:28.232
خودت هم باید باور کنی که میتونم همسر خوبی بشم

00:36:28.232 --> 00:36:31.392
مسئول امورات بیرون باش و منم امورات داخلی رو میگردونم

00:36:31.392 --> 00:36:35.672
فقط روی امور حکومتی و کارای بخشداری تمرکز کن

00:36:35.672 --> 00:36:39.132
امورات خونه رو بسپر بهم

00:36:43.092 --> 00:36:45.084
شویو

00:36:45.792 --> 00:36:49.092
میخوام مدت خیلی خیلی خیلی زیادی کنارت بمونم

00:37:23.524 --> 00:37:27.104
[رنگرزی پارچه رویی]

00:37:31.152 --> 00:37:33.572
بیاین ببینین

00:37:34.152 --> 00:37:39.892
[معبد بودایی بزرگ]
تازه ازدواج کردین و میخوای کنارش باشی

00:37:39.892 --> 00:37:45.052
بااین حال ازت خواستم همراهیم کنی تا برای بودا دعا کنیم

00:37:45.052 --> 00:37:47.272
حس گناه میکنم
(مترجم:اره جون اون گیسات)

00:37:47.272 --> 00:37:50.452
چطوره برت گردونم؟

00:37:51.372 --> 00:37:52.892
لطف و محبتتون رو میرسونه شاهدخت

00:37:52.892 --> 00:37:55.332
همیشه مراعات حال من و شوهرم رو میکنین

00:37:55.332 --> 00:37:58.672
مطمئنا جرات رد کردن لطفتون رو ندارم

00:37:59.492 --> 00:38:05.432
بانو لیولی شاهدخت خیلی باملاحظه ان به عنوان کوچیکتر باید با همه وجودمون بهشون خدمت کنیم

00:38:05.432 --> 00:38:10.852
اگه همین الان بری مهربونی و لطف شاهدخت رو زیرپا نذاشتی؟

00:38:10.852 --> 00:38:14.052
و بقیه به خاطر همچین بی نزاکتی مسخره امون نمیکنن

00:38:14.052 --> 00:38:18.332
دارم از دستور شاهدخت پیروی میکنم اما حمل بر بی نزاکتیم گذاشتین

00:38:18.332 --> 00:38:21.352
واقعا نمیدونم چیکار کنم

00:38:21.352 --> 00:38:25.052
جدا که نادون و ساده ای

00:38:25.052 --> 00:38:29.792
بهتره دور و برمون باشی تا آموزشت بدیم

00:38:31.908 --> 00:38:35.936
[معبد بودای بزرگ]

00:38:55.524 --> 00:38:58.572
[بخشداری چانگان]
سریعتر

00:39:00.372 --> 00:39:02.464
وایسا

00:39:09.292 --> 00:39:10.796
ارباب

00:39:23.412 --> 00:39:26.052
وقتی قراره بودا رو نیایش کنی

00:39:26.052 --> 00:39:30.872
باید با آرامش و خلوص نیت باشه

00:39:30.872 --> 00:39:34.652
چطور انقدر بی صبری؟

00:39:34.652 --> 00:39:36.492
حسابی ناامیدم کردی

00:39:36.492 --> 00:39:41.672
قراربود درمورد آداب و رسوم بهت آموزش بدم

00:39:41.672 --> 00:39:45.952
درست میگین شاهدخت هنوز خیلی جوونم

00:39:45.952 --> 00:39:51.032
نمیتونم شبیهتون همیشه آنقدر مراقب و هوشیار باشم

00:39:51.032 --> 00:39:56.752
هم مراقبین ببینین آرومم یا نه هم روی دعا و نیایشتون برای بودا متمرکزین

00:40:00.092 --> 00:40:02.012
بابت نادونیم معذرت میخوام

00:40:02.012 --> 00:40:04.072
شاهدخت همین الان گفتین

00:40:04.072 --> 00:40:09.232
در محضر بودا بهترین کار آرامش و خلوص نیته

00:40:09.232 --> 00:40:12.972
خواهش میکنم عصبانی نشین شاهدخت

00:40:33.172 --> 00:40:34.952
تو بارون برگشتین ارباب؟

00:40:34.952 --> 00:40:37.212
چرا سرتا پاتون خیسه؟

00:40:37.212 --> 00:40:40.012
سوپ زنجبیل آماده کردم بخورین تا گرم بشین

00:40:40.012 --> 00:40:41.732
بعد لباساتون رو عوض کنین

00:40:41.732 --> 00:40:44.212
سرماخوردگی زیاد جالب نیست

00:40:44.212 --> 00:40:45.672
اینجا چیکار میکنی؟

00:40:46.852 --> 00:40:49.752
شنیدم ارباب امشب رو تو بخشداری میخوابین

00:40:49.752 --> 00:40:54.012
برای همین مقداری غذا و لباس اوردم

00:40:54.012 --> 00:40:56.192
این سوپ زنجبیل رو هم خودم درست کردم

00:40:56.192 --> 00:40:58.932
خواهش میکنم تا داغه بخورین ارباب

00:41:02.212 --> 00:41:06.092
میدونم تازه عروسی و نگران شوهرتی

00:41:06.092 --> 00:41:10.412
طبیعت آدمیه که بی قرار باشه

00:41:10.412 --> 00:41:15.652
یونو خیلی باملاحظه است

00:41:15.652 --> 00:41:20.432
مطمئنا حسابی از شویو مراقبت میکنه

00:41:20.432 --> 00:41:23.312
نگران نباش بانو لیولی

00:41:35.972 --> 00:41:39.232
ارباب اول سوپ زنجبیل رو بخورین

00:41:39.232 --> 00:41:42.672
بعد کمکتون میکنم لباساتون رو عوض کنین

00:42:21.272 --> 00:42:23.156
بانوی من

00:42:23.156 --> 00:42:24.472
اوضاع خونه چطوره؟

00:42:24.472 --> 00:42:28.192
ارباب دیشب رو تو بخشداری سرکردن اوضاع تو خونه مرتبه

00:42:28.192 --> 00:42:33.372
اما یونو دیشب بیرون رفته و هنوز برنگشته

00:42:36.900 --> 00:43:06.900
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:06.901 --> 00:45:36.901
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:38.784 --> 00:42:42.784
♫ در بهار داشتنت رو آرزو میکنم ♫

00:42:43.612 --> 00:42:48.416
♫ آلوی سرخ درست شبیهت پراز شکوفه شده ♫

00:42:49.536 --> 00:42:52.860
♫ کنار برکه ، زیر درختان بید ♫

00:42:52.860 --> 00:42:56.608
♫ شعری نوشتم که داستانمون از گذشته رو نقل میکنه ♫

00:42:56.608 --> 00:43:01.568
♫ سالها همچون پرندگان در گذرن♫

00:43:03.200 --> 00:43:08.464
♫ تقدیر همیشه با حسرت آمیخته است♫

00:43:09.724 --> 00:43:14.784
♫ کیه که درد عشقم رو تسکین بده ♫

00:43:15.724 --> 00:43:19.132
♫ بیرون از عمارت روی پل ♫

00:43:19.132 --> 00:43:22.652
♫ زیر نور مهتاب در آستانه در از هم جدا شدیم ♫

00:43:22.652 --> 00:43:29.056
♫ برای نقل داستان عاشقانه امون سختیای زیادی رو تحمل کردم ♫

00:43:29.056 --> 00:43:32.644
♫  اتفاقات گذشته رو به یاد میارم ♫

00:43:32.644 --> 00:43:35.716
♫ با گذر زمان فصل ها تغییر میکنن ♫

00:43:35.716 --> 00:43:39.136
♫ گلها پژمرده میشن و زمستون از راه میرسه ♫

00:43:39.136 --> 00:43:42.256
♫ سالها پشت هم میگذرن و دیگه جوون نیستیم ♫

00:43:42.256 --> 00:43:45.604
♫ تو روز برفی ،یکی  آوازی غم انگیز سرداده♫

00:43:45.604 --> 00:43:48.776
♫ جلوی پنجره از روی لذت نوشیدنی میخورم ♫

00:43:48.776 --> 00:43:52.192
♫ ماه هنوز وسط اسمونه اما دیگه حس و حالی برام نمونده ♫

00:43:52.192 --> 00:43:57.856
♫ بیرون سرد و سوت و کوره اما دوباره قلمو رو برمیدارم ♫

00:44:10.304 --> 00:44:15.680
♫ تقدیر همیشه با حسرت آمیخته است♫

00:44:16.864 --> 00:44:22.772
♫ کیه که درد عشقم رو تسکین بده ♫

00:44:22.772 --> 00:44:26.072
♫ بیرون از عمارت روی پل ♫

00:44:26.072 --> 00:44:29.868
♫ زیر نور مهتاب در آستانه در از هم جدا شدیم ♫

00:44:29.868 --> 00:44:36.264
♫ برای نقل داستان عاشقانه امون سختیای زیادی رو تحمل کردم ♫

00:44:36.264 --> 00:44:39.556
♫  اتفاقات گذشته رو به یاد میارم ♫

00:44:39.556 --> 00:44:42.752
♫ با گذر زمان فصل ها تغییر میکنن ♫

00:44:42.752 --> 00:44:46.076
♫ گلها پژمرده میشن و زمستون از راه میرسه ♫

00:44:46.076 --> 00:44:49.408
♫ سالها پشت هم میگذرن و دیگه جوون نیستیم ♫

00:44:49.408 --> 00:44:52.840
♫ زمستون دوباره میاد و ، گلا دوباره پژمرده میشن ♫

00:44:52.840 --> 00:44:55.900
♫ کیه که درد عشقم رو تسکین بده ♫

00:44:55.900 --> 00:44:59.332
♫ به بیرون نگاه میکنم و مثل شعرها میپرسم ♫

00:44:59.332 --> 00:45:04.024
♫ عشقم ، آدم خوبی رو برای خودت پیدا کردی؟ ♫

00:45:04.024 --> 00:45:07.576
♫ اتفاقات گذشته رو به یادمیارم ♫

00:45:07.576 --> 00:45:10.640
♫ با گذر زمان ، فصل ها تغییر میکنن ♫

00:45:10.640 --> 00:45:13.948
♫ گلها پژمرده میشن و زمستون از راه میرسه ♫

00:45:13.948 --> 00:45:17.140
♫ سالها پشت هم میگذرن و دیگه جوون نیستیم ♫

00:45:17.140 --> 00:45:20.632
♫ زمستون دوباره میاد و ، گلا دوباره پژمرده میشن ♫

00:45:20.632 --> 00:45:23.680
♫ کیه که درد عشقم رو تسکین بده ♫

00:45:23.680 --> 00:45:27.224
♫ به بیرون نگاه میکنم و مثل شعرها میپرسم ♫

00:45:27.224 --> 00:45:32.608
♫ عشقم ، آدم خوبی رو برای خودت پیدا کردی؟ ♫