﻿WEBVTT

00:00:02.710 --> 00:00:05.810
آکادمی جادویی ریگاردن

00:00:06.530 --> 00:00:11.830
‫در آکادمی جادویی برجسته‌ی ریگاردن،
‫مهم‌ترین چیز چیه؟

00:00:15.530 --> 00:00:18.670
‫معلومه، استعدادِ جادویی.

00:00:19.940 --> 00:00:22.330
‫پس کسایی که استعدادشو ندارن چی؟

00:00:22.680 --> 00:00:25.940
‫راهی هست که بی‌استعدادها هم بتونن
‫داخل آکادمی پیشروی کنن؟

00:00:27.840 --> 00:00:30.340
طبقه‌ی هفتم دانجن

00:00:34.540 --> 00:00:36.550
‫برای جواب دادن به این سوال...

00:00:40.730 --> 00:00:44.310
‫اومدم تو دانجن هیولا بکشم!

00:00:46.000 --> 00:00:53.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:59.010 --> 00:00:59.950
‫حتی منم...

00:01:01.080 --> 00:01:02.950
‫اگه سعیمو کنم، می‌تونم!

00:01:03.940 --> 00:01:05.990
‫حتی اگه جادو نداشته باشم!

00:01:06.960 --> 00:01:11.960
قسمت اول
مانند تک شمشیری

00:01:13.670 --> 00:01:17.970
شهر ریگاردن
پایتخت جادو

00:01:17.970 --> 00:01:20.970
آکادمی جادویی ریگاردن

00:01:21.490 --> 00:01:26.230
‫با رد کردن مقدار کمی جادو از تو سنگ‌معدنی بالکا و گَرد آگنی،

00:01:26.230 --> 00:01:28.280
‫می‌شه یه توده‌ی فسفری ایجاد کرد.

00:01:28.280 --> 00:01:31.480
‫سپس، می‌شه ازش به‌عنوان کاتالیز برای آتش استفاده کرد.

00:01:32.210 --> 00:01:33.550
‫درسته.

00:01:33.110 --> 00:01:37.490
استاد آکادمی جادویی ریگاردن
ادوارد سـرفـنـس

00:01:33.550 --> 00:01:35.360
‫خب، ببینم...

00:01:35.800 --> 00:01:37.490
‫بیا اینجا.

00:01:38.350 --> 00:01:39.190
‫ویل.

00:01:39.490 --> 00:01:42.240
آشنا
کیکی
‫ویل سرفورت.

00:01:42.590 --> 00:01:43.870
‫ویل سرفورت!

00:01:45.500 --> 00:01:49.630
‫بـ ـ بله، استاد ادوارد؟
دانش‌آموز سال ششمی آکادمی جادویی ریگاردن
ویـل سـرفـورت

00:01:49.880 --> 00:01:52.290
‫گفتم پاشو بیا اینجا.

00:01:53.300 --> 00:01:54.910
‫دوباره؟

00:01:55.470 --> 00:01:56.760
‫چشم.

00:02:03.570 --> 00:02:06.270
‫چی شده؟ یه تمرین عملی ساده‌ست.

00:02:06.740 --> 00:02:10.880
‫صرفاً باید از کاتالیز استفاده کنی تا بتونی
‫شعله‌ها رو کنترل کنی.

00:02:13.530 --> 00:02:14.830
‫ای شعله‌ها...

00:02:16.300 --> 00:02:17.900
‫زاده شوید!

00:02:32.210 --> 00:02:33.670
‫ویل...

00:02:34.870 --> 00:02:36.170
‫ساکت.

00:02:38.960 --> 00:02:43.930
‫یکی از دانش‌آموزای آکادمی برجسته‌ی ما حتی
‫نمی‌تونه از افسون‌های پایه استفاده کنه...

00:02:44.370 --> 00:02:46.380
‫واقعاً که کرم کتابی بیش نیستی.

00:02:46.380 --> 00:02:49.940
‫برای همینه می‌گفتن فقط وقتی بحث یادداشت برداریه
‫دانش‌آموز افتخاری حساب می‌شی.

00:02:50.620 --> 00:02:53.190
‫حتی نمی‌شه بهت کمکی کرد.

00:02:54.590 --> 00:02:56.110
‫ای شعله‌ها...

00:02:56.110 --> 00:02:57.360
‫پیروی کنید.

00:03:07.450 --> 00:03:10.120
‫بدون اجازه عمل نکن،

00:03:10.120 --> 00:03:11.840
‫شیون آلستر.

00:03:10.960 --> 00:03:17.170
دانش‌آموز سال ششمی آکادمی جادویی ریگاردن
شـیـون آلـسـتـر

00:03:12.260 --> 00:03:15.440
‫معذرت می‌خوام، استاد ادوارد.

00:03:15.440 --> 00:03:18.380
‫انگار ویل حالش خوب نیست،

00:03:18.720 --> 00:03:21.380
‫گفتم جاش کمک کنم.

00:03:22.890 --> 00:03:24.640
‫البته خوب شد.

00:03:24.900 --> 00:03:27.260
‫همونطور که مشاهده کردین...

00:03:29.890 --> 00:03:32.900
‫تو این دنیا، قدرت جادو مطلقه.

00:03:33.430 --> 00:03:35.270
‫جادو اعتباره.

00:03:35.540 --> 00:03:37.400
‫نیروی جادو، قدرته.

00:03:37.400 --> 00:03:39.400
‫قهرمانان‌مون جادوگرن!

00:03:40.010 --> 00:03:44.090
‫و تو این آکادمی جادویی، با استعداد جادویی‌تون
‫اعتبار و قدرت به‌دست میارین.

00:03:44.930 --> 00:03:49.000
‫بی‌استعدادی که کلی دانش داره ولی حتی
‫یه افسون هم نمی‌تونه اجرا کنه،

00:03:49.000 --> 00:03:52.100
‫لایق قدم زدن تو این مکانی که حکیمان ازش
‫متولد شدن، نیست.

00:03:52.970 --> 00:03:56.000
‫ابلهانی که رویایی فراتر از جایگاه‌شون دارن،

00:03:56.000 --> 00:03:59.680
‫باید سریعاً از این آکادمی ترک تحصیل کنن.

00:04:09.830 --> 00:04:13.270
‫باز امروزم بی‌عرضگیت رو نشون‌مون دادیا، پخمه.

00:04:13.270 --> 00:04:14.900
‫شیون...

00:04:13.270 --> 00:04:17.070
دانش‌آموز سال ششمی آکادمی جادویی ریگاردن
لیریل ماس
گوردون بارا

00:04:14.900 --> 00:04:17.520
‫شنیدم دوباره رفتی تو دانجن.

00:04:18.020 --> 00:04:20.280
‫می‌ری یه‌مشت هیولای ضعیف می‌کشی که
‫برا خودت اعتبار به‌دست بیاری...

00:04:20.690 --> 00:04:22.070
‫شرمت نمی‌شه؟

00:04:23.780 --> 00:04:25.780
‫بس کنید دیگه!

00:04:25.780 --> 00:04:27.450
‫به به کولت.

00:04:27.450 --> 00:04:33.160
‫جدی درک نمی‌کنم یه دانش‌آموز افتخار واقعی‌ای مثل تو
‫چرا باید از این به‌دردنخور دفاع کنـ-

00:04:33.160 --> 00:04:36.210
‫ویل از تو یکی خیلی مهربون‌تر و پر تلاشه!

00:04:36.210 --> 00:04:38.670
دانش‌آموز سال ششمی آکادمی جادویی ریگاردن
کـولـت لـوآر
‫نمی‌ذارم به دوستم توهین کنی!

00:04:40.580 --> 00:04:42.050
‫کولت...

00:04:47.130 --> 00:04:51.310
‫کسی با مهربونی و تلاش خالی نمی‌تونه
‫یه جادوگر بزرگ بشه.

00:04:51.840 --> 00:04:53.180
‫تازه...

00:04:53.550 --> 00:04:56.920
‫تبدیل شدن به یه ماگیا وندر که جای خود دارد.

00:04:57.720 --> 00:05:02.690
‫بگذریم، اگه بخوام با این بی‌استعداد بمونم، وقتم هدر رفته.

00:05:02.690 --> 00:05:07.690
‫همونطور که استاد ادوارد گفت، زودباش
‫ترک تحصیل کن.

00:05:12.690 --> 00:05:14.460
‫نذار برن رو مخت.

00:05:14.760 --> 00:05:17.080
‫اون استاد ادوارم یه‌چیزیش شده ها،

00:05:17.080 --> 00:05:19.630
‫چرا اونجوری کاری کرد مسخره‌ت کنن!

00:05:19.630 --> 00:05:21.160
‫مشکلی نیست، کولت.

00:05:21.460 --> 00:05:24.590
‫خب واقعاً هم نمی‌تونم از جادو استفاده کنم.

00:05:25.270 --> 00:05:26.840
‫ویل...

00:05:28.060 --> 00:05:32.290
‫بعدشم، یه دختر ناز مثل تو نگرانمه،

00:05:32.290 --> 00:05:33.850
‫به‌اندازه‌ی کافی خوش‌شانسم.

00:05:37.200 --> 00:05:38.900
‫یـ ـ یهویی چی می‌گی؟!

00:05:38.900 --> 00:05:39.510
‫عه؟

00:05:38.900 --> 00:05:41.820
‫با اون قیافه‌ی مهربونت هی از این حرفا می‌زنی!

00:05:41.820 --> 00:05:43.410
‫هدفت چیه؟!

00:05:43.410 --> 00:05:45.900
‫چاپلوسی هم کنی چیزی گیرت نمیادا!

00:05:45.900 --> 00:05:49.870
‫وایسا ببینم، به همه که از این حرفا نمی‌زنی؟!

00:05:49.870 --> 00:05:51.540
‫بـ ـ ببخشید.

00:05:51.540 --> 00:05:54.870
‫از بچگی بهم یاد دادن از دخترا تعریف کنم.

00:05:55.130 --> 00:05:58.090
‫ولی جدی خیلی نازی، کولت.

00:05:58.090 --> 00:05:59.840
‫برای همین حقیقتو گفتم.

00:05:59.840 --> 00:06:00.810
‫منظور دیگه‌ای نداشـ-

00:06:00.810 --> 00:06:02.340
‫بسه!

00:06:02.340 --> 00:06:04.930
‫دیگه حرف نزن!

00:06:04.930 --> 00:06:06.480
‫بـ ـ باش.

00:06:09.570 --> 00:06:11.280
‫یه‌لحظه هول کردم.

00:06:11.280 --> 00:06:13.050
‫من کولت لوآرـم،

00:06:13.050 --> 00:06:15.340
‫حتی اگه صرفاً اسمی باشه، دختر یه خاندان اشرافی‌ام.

00:06:15.340 --> 00:06:16.920
‫باید خون‌سرد بمونم.

00:06:19.370 --> 00:06:21.030
‫چی شده ویل؟

00:06:23.140 --> 00:06:23.930
‫هیچی.

00:06:25.000 --> 00:06:25.950
‫فقط...

00:06:26.860 --> 00:06:28.920
‫داشتم می‌گفتم امروزم چه قشنگه.

00:06:31.680 --> 00:06:33.540
‫آره.

00:06:35.050 --> 00:06:37.130
‫خیلی نورش گرمه.

00:06:37.130 --> 00:06:43.220
‫قوی‌ترینِ جادوگران، ماگیا وندر، مثل همیشه
‫دارن از آسمون محافظت می‌کنن.

00:06:50.500 --> 00:06:54.670
‫خیلی وقت پیش، مردم هیچی راجع به آسمان نمی‌دونستن.

00:06:55.180 --> 00:06:57.070
‫در تاریکی گیر کرده بودن.

00:06:57.880 --> 00:07:02.110
‫دنیا توسط دسته‌ی الهی به وحشت فرو رفته بود.

00:07:03.260 --> 00:07:07.040
‫تا اینکه پنج جادوگر مقابل‌شون قد علم کردن.

00:07:12.340 --> 00:07:15.890
‫اون جادوگرا، مهاجما رو پس زدن،

00:07:15.890 --> 00:07:18.000
‫و مهرمومی روی آسمان اجرا کردن...

00:07:18.450 --> 00:07:20.680
‫سپس صلح به ارمغان آوردن.

00:07:26.150 --> 00:07:27.750
‫ماگیا وندر...

00:07:28.430 --> 00:07:32.200
‫از اون‌موقع این لقب نسل به نسل،
‫تنها به قوی‌ترینا منتقل شده.

00:07:32.990 --> 00:07:37.280
‫هرکسی حتی شده یه‌بار هم رویاشو داشته،
‫افتخار تبدیل شدن به جادوگرو.

00:07:39.770 --> 00:07:45.930
‫به‌نظرت امروزم، چوب‌دست دوشیزه‌ی یخی،
‫آلویس وینا، حواسش بهمونه؟

00:07:46.270 --> 00:07:47.400
‫مطمئنم هست.
‫عه؟

00:07:52.380 --> 00:07:54.160
‫کنار پنجره، اون بالاها نشسته...

00:07:56.420 --> 00:07:58.160
‫و داره اینجا رو نگاه می‌کنه.

00:08:00.470 --> 00:08:02.060
‫خورشید و ماه؟

00:08:03.580 --> 00:08:04.680
‫درسته!

00:08:04.680 --> 00:08:08.920
‫می‌گن تو آسمون واقعی، خورشید و ماه هست.

00:08:08.920 --> 00:08:11.420
‫واقعاً، الفاریا؟

00:08:11.420 --> 00:08:15.930
‫تازه، اون‌طرف آسمون، یه غروب خوشگل هم هست!

00:08:16.650 --> 00:08:19.410
‫کلی چیز رو قرمز می‌کنه.

00:08:19.410 --> 00:08:21.930
‫شنیدم زیباترین چیز دنیاست!

00:08:23.330 --> 00:08:26.690
‫اگه بتونیم تا جای ممکن به آسمون نزدیک بشیم،
‫بریم بالای برج...

00:08:27.240 --> 00:08:31.720
‫اگه ماگیا وندر بشیم، شاید بتونیم غروب آفتابو ببینیم.

00:08:33.720 --> 00:08:36.320
‫پس بیا با هم بریم ببینیمش!

00:08:40.280 --> 00:08:42.150
‫باشه! قول بدیم!

00:08:44.430 --> 00:08:48.250
‫چیزی جز یه قول بچگونه نبود.

00:08:49.560 --> 00:08:52.670
‫ولی اون اصل‌کاری بود.

00:08:53.560 --> 00:08:57.860
‫با استعدادش، تبدیل به جوون‌ترین ماگیا وندر شد،

00:08:57.860 --> 00:08:59.740
‫و تا نوک برج بالا رفت.

00:09:01.240 --> 00:09:02.520
‫و منم...

00:09:03.480 --> 00:09:05.980
‫بی‌استعدادی بیش نبودم... چه برسه به متوسط بودن.

00:09:06.820 --> 00:09:09.820
‫اما، نتونستم بیخیال اون قول بشم،

00:09:10.360 --> 00:09:15.420
‫حتی الانم، دارم تقلا می‌کنم تا به رویای
‫ایستادن در کنارش برسم.

00:09:16.380 --> 00:09:17.860
‫توی...
‫احمق!

00:09:21.370 --> 00:09:24.370
‫اسـ ـ استاد وارکنار! آروم باشید!

00:09:24.370 --> 00:09:26.930
‫دوباره بی‌اجازه رفتی تو دانجن، نه؟

00:09:25.580 --> 00:09:31.260
استاد آکادمی جادویی ریگاردن
وارکـنـر نـورگـام

00:09:26.930 --> 00:09:29.210
‫تازه می‌خوای تنهایی بری سراغ طبقه‌ی هفتم؟

00:09:29.210 --> 00:09:31.630
‫جدی جدی یه‌روز خودتو به کشتن می‌دی!

00:09:32.380 --> 00:09:36.130
‫بـ ـ ببخشید، استاد وارکنار!

00:09:38.920 --> 00:09:41.300
‫ولی...

00:09:41.300 --> 00:09:43.020
‫اعتبارم...

00:09:43.020 --> 00:09:45.180
‫زل...

00:09:48.670 --> 00:09:51.070
‫کشتن یه نگهبان شرور تایید شد.

00:09:51.620 --> 00:09:54.280
‫و بهت دو اعتبار تعلق می‌گیره.

00:09:54.970 --> 00:09:56.030
‫ایول!

00:10:07.130 --> 00:10:10.170
‫پس هنوز از ماگیا وندر شدن دست نکشیدی؟

00:10:11.950 --> 00:10:14.020
‫مشکلی... داره؟

00:10:18.690 --> 00:10:24.910
‫ببین، قبل اینکه بتونی از برج بری بالا، باید بری سراغ آکادمی برتر.

00:10:24.910 --> 00:10:27.220
‫و برای اون‌کار، باید بتونی بنویسی،

00:10:27.220 --> 00:10:27.810
‫افسون اجرا کنی،
‫و از نظر عملی هم خوب باشی.

00:10:29.660 --> 00:10:32.430
‫از هر سه‌تاشون مقدار زیادی اعتبار باید به‌دست بیاری.

00:10:32.430 --> 00:10:36.970
‫و چون جادو نداری، نمی‌تونی از افسون اعتباری بگیری.

00:10:37.320 --> 00:10:38.300
‫می‌دونم!

00:10:38.300 --> 00:10:41.490
‫برای همین رو کار عملی، یعنی جمع کردن
‫اعتبار تو دانجن تمر-

00:10:41.490 --> 00:10:44.080
‫ویل، بارها بهت گفتم.

00:10:44.540 --> 00:10:48.960
‫پیشروی از طریق کار عملی عملاً غیر ممکنه.

00:10:51.310 --> 00:10:54.090
‫مخصوصاً برای کسی که جادو نداره.

00:10:55.990 --> 00:10:59.220
‫ولی بازم، من...

00:11:06.250 --> 00:11:07.720
‫اصلاً...

00:11:08.010 --> 00:11:11.230
‫وقتی حتی ممکنه فارغ‌التحصیل نشی، انقدر
‫تو فکر ماگیا وندر شدن نباش!

00:11:11.570 --> 00:11:15.260
‫می‌دونم نتونستی تو آخرین امتحانتم اعتباری بگیری.

00:11:15.260 --> 00:11:18.610
‫که یعنی باید تا آخر هفته چهار تا اعتبار بگیری!

00:11:18.610 --> 00:11:20.740
‫عه؟! تـ ـ تا آخر هفته؟!

00:11:20.740 --> 00:11:22.990
‫ولی فقط دو روز مونده!

00:11:24.010 --> 00:11:25.860
‫حالا که اینطوری شد...

00:11:25.860 --> 00:11:27.540
‫تمام توانمو...

00:11:27.540 --> 00:11:28.750
‫سر یادداشتام می‌ذارم!

00:11:30.760 --> 00:11:34.500
‫ببینم... ببینم... یه هیولای چهار اعتباری...

00:11:34.500 --> 00:11:37.100
‫اگه یادم باشه تو کلاس استاد برونو...

00:11:37.100 --> 00:11:41.520
‫کجا بود... شاید این بود...

00:11:39.190 --> 00:11:41.370
‫چیزه، می‌دونی...

00:11:42.420 --> 00:11:44.080
‫صرفاً دارم با خودم حرف می‌زنما،

00:11:44.080 --> 00:11:47.890
‫ولی یه‌سری گزارش از پیدا شدن یه باسکاویل تو
‫طبقه‌ی ششم هست.

00:11:48.230 --> 00:11:52.280
‫و انگار ‌کرم‌کتاب خاصی هنوز شکستش نداده.

00:11:53.940 --> 00:11:56.820
‫خیلی ممنونم، استاد وارکنار!

00:11:57.410 --> 00:12:00.760
‫خنگول! انقدر نچسب بهم! خفه شدم!

00:12:00.760 --> 00:12:02.070
‫اشکالش چیه؟

00:12:02.070 --> 00:12:03.880
‫ولم کن ویل!

00:12:06.490 --> 00:12:09.410
‫یه باسکاویل تو طبقه‌ی ششم...

00:12:10.230 --> 00:12:14.420
‫اینطوری می‌تونم از شر اون بی‌استعداد خلاص شم.

00:12:17.840 --> 00:12:20.960
m 373 81 l 441 73 477 77 473 129 531 177 529 297 533 393 371 380 364 361 315 356 305 200 319 120
‫ویل سرفورت
‫نژاد: ریزانس
‫سن: ۱۵
‫قد: ۱۶۸ سانتی‌متر
‫تولد: ۲۴ ارسمون
‫علایق: آبنبات یخی
‫دوست نداره: گیاه دارویی موری
‫اولین عشق: دختری که وقتی بچه بود دید
‫پایین‌ترین طبقه‌ی دانجن: نامعلوم هفتم
‫تجهیزات: شمشیر نقره‌ی موریا
‫لباس مبارزه‌ای ساخته شده توسط روستی
‫عینک‌های وعده
‫مهارت: ضربات شمشیر که حتی جادو هم پس می‌زنن
‫با دوست بچگیش الفاریا تو یه یتیم‌خونه بودن، به‌خاطر
‫بی‌استعدادی و نبود توانایی جادویی، منزوی شده،
‫ولی یه مبارزه که تو مبارزه‌ی نزدیک کارش عالیه.
‫*وارکنار این صفحه رو ویرایش کرده*

00:12:30.970 --> 00:12:35.980
طبقه‌ی ششم دانجن

00:12:32.230 --> 00:12:33.490
‫خب!

00:12:33.490 --> 00:12:35.980
‫امشب قراره چهارتا اعتبار جور کنم!

00:12:36.280 --> 00:12:38.980
‫به‌هرحال قبلاً یه‌بارم با یه باسکاویل جنگیدم!

00:12:42.530 --> 00:12:44.290
‫مشکلی نیست.

00:12:44.290 --> 00:12:48.950
‫تا وقتی حواسم به نفس آتیشیش باشه،
‫مثل سری قبلی جزغاله نمی‌شیم.

00:12:51.930 --> 00:12:53.740
‫پس جون هرکی دوست‌ داری، کیکی!

00:12:54.020 --> 00:12:55.870
‫رو دماغت حساب کردم!

00:12:58.750 --> 00:13:01.500
‫نیازی به وجود یه بی‌استعداد تو این آکادمی نیست.

00:13:02.100 --> 00:13:04.130
‫موافق نیستین؟

00:13:04.790 --> 00:13:07.110
‫درسته، شیون.

00:13:07.110 --> 00:13:10.480
‫قبل از رسیدن حساب اون پخمه، حساب هیولائه رو می‌رسیم.

00:13:10.890 --> 00:13:15.060
‫اینطوری به‌خاطر کمبود اعتبار اخراج می‌شه.

00:13:15.650 --> 00:13:19.390
‫ولی مشکلی نیست شیون؟

00:13:19.650 --> 00:13:22.040
‫ما سه‌تا اینطوری اومدیم طبقه‌ی ششم...

00:13:24.020 --> 00:13:25.010
‫ها؟

00:13:25.650 --> 00:13:28.400
‫فک کردی من کی‌ام؟

00:13:28.400 --> 00:13:31.580
‫بـ ـ ببخشش بابا! منظورش اون نبود.

00:13:31.580 --> 00:13:34.030
‫آره، می‌دونم یکی از نخبه‌هایی!

00:13:44.310 --> 00:13:50.130
‫تو این دنیا، کسی که جادو نداره، نباید حتی
‫اسم ماگیا وندرو به‌زبون بیاره.

00:13:50.130 --> 00:13:52.240
‫خیلی تو مخه، حتی ظاهرشم حالمو بهم می‌زنه.

00:13:52.640 --> 00:13:55.810
‫اون حق نداره تو این آکادمی بمونه.

00:13:57.270 --> 00:14:00.310
‫هدف‌مون باسکاویل‌ـه.

00:14:00.310 --> 00:14:02.070
‫اول، با سرچ این محوطه رو می‌گردیـ-

00:14:25.430 --> 00:14:26.800
‫اون جیغ...

00:14:27.820 --> 00:14:31.320
‫نکنه به یکی تو این طبقه حمله شده!

00:14:32.890 --> 00:14:36.510
‫با توجه به بازتاب صداش، نباید دور باشه.

00:14:50.000 --> 00:14:51.990
‫سنتینل شرور؟

00:14:52.610 --> 00:14:53.860
‫ارزشش ده اعتباره!

00:14:53.860 --> 00:14:56.960
‫یه هیولای اصل‌کاری پنجِ برتر.

00:15:00.980 --> 00:15:04.000
‫سنتینلا که تو طبقات پایین‌تر زندگی می‌کنن.

00:15:04.310 --> 00:15:06.240
‫اومده این بالا؟

00:15:06.240 --> 00:15:07.450
‫تازه، اون...

00:15:07.750 --> 00:15:08.870
‫شیون!

00:15:09.340 --> 00:15:10.510
‫نـ ـ نزدیک نشو!

00:15:10.980 --> 00:15:12.270
‫گمشو!

00:15:16.970 --> 00:15:18.760
‫جادوش تاثیر نداره..

00:15:18.760 --> 00:15:20.770
‫اون هیولا تو یه سطح دیگه‌ست!

00:15:22.800 --> 00:15:23.740
‫تف توش!

00:15:25.030 --> 00:15:26.660
‫مقابلش شانسی نداره.

00:15:35.640 --> 00:15:36.930
‫باید کمکش کنم.

00:15:37.920 --> 00:15:40.490
‫نه، وایسا...

00:15:41.670 --> 00:15:45.420
‫مگه مجبورم کمکش کنم؟

00:15:48.710 --> 00:15:50.540
‫بعد از اون‌همه مسخره کردنم.

00:15:53.690 --> 00:15:56.390
‫مگه کلی برام قلدری نکرده؟

00:16:02.220 --> 00:16:04.230
‫اگه الان فرار کنم، مگه...

00:16:06.490 --> 00:16:09.000
‫من می‌دونما.

00:16:23.250 --> 00:16:25.660
‫من می‌دونما.

00:16:26.170 --> 00:16:27.800
‫ویل، خیلی مهربونی...

00:16:28.460 --> 00:16:31.020
‫و از هرکسی شجاع‌تری.

00:16:40.420 --> 00:16:42.290
‫اینطوری نیست، الفی.

00:16:43.070 --> 00:16:47.080
‫صرفاً می‌خوام کنارت وایسم.

00:16:48.530 --> 00:16:51.610
‫می‌خوام لایقت باشم.

00:16:52.100 --> 00:16:54.430
‫فقط یه آدم بی‌عرضه و بدبختم.

00:17:01.280 --> 00:17:02.660
‫برای همین، حداقلش...

00:17:10.050 --> 00:17:12.520
‫می‌خوام تک شمشیرت بشم!

00:17:14.500 --> 00:17:15.870
‫وارکنار!

00:17:16.860 --> 00:17:18.620
‫استاد ادوارد.

00:17:18.620 --> 00:17:20.200
‫این‌موقع شب چی شده؟

00:17:20.200 --> 00:17:22.600
‫شیون و ارازلش بی‌اجازه رفتن تو دانجن.

00:17:22.600 --> 00:17:24.240
‫چی شد؟!

00:17:24.240 --> 00:17:26.100
‫اون اشرافی عوضی...

00:17:26.450 --> 00:17:30.230
‫دانجن خیلی پهناوره. با آشنات جاشونو پیدا کن.

00:17:30.720 --> 00:17:32.730
‫کدوم طبقه رفتن؟

00:17:32.730 --> 00:17:33.730
‫طبقه‌ی ۶.

00:17:38.540 --> 00:17:40.940
‫پس نیازی نیست.

00:17:41.660 --> 00:17:42.520
‫ها؟

00:17:44.790 --> 00:17:46.740
‫.ویل اونجاست.

00:18:37.960 --> 00:18:40.050
‫این چیه دیگه...؟

00:18:41.010 --> 00:18:44.220
‫این واقعاً همون ویله؟

00:18:52.730 --> 00:18:54.600
‫مـ ـ ممکن نیست!

00:18:55.530 --> 00:18:57.730
‫ویل حقیقاتاً یه تافته‌ی جدا بافته‌ست.

00:18:58.220 --> 00:18:59.670
‫منظورت چیه؟

00:19:03.770 --> 00:19:05.870
‫قدرت بدنی‌ای که یه جادوگر هرگز نمی‌تونه داشته باشه.

00:19:09.460 --> 00:19:11.720
‫بدنی به قوی‌ای یه دورف.

00:19:17.410 --> 00:19:21.720
‫و مهارت مشاهده‌ای که باعث می‌شه بعد از یه‌بار
‫دیدن حرکات دشمن، بتونه درک‌شون کنه.

00:19:25.760 --> 00:19:27.350
‫همین الانشم...

00:19:28.890 --> 00:19:29.990
‫اینو دیدم!

00:19:36.930 --> 00:19:39.820
‫درسته که ویل ذره‌ای جادو نمی‌تونه استفاده کنه.

00:19:46.200 --> 00:19:47.280
‫اما...

00:19:48.200 --> 00:19:50.160
‫تو این دنیای پر از جادو،

00:19:50.640 --> 00:19:52.160
‫تنها مبارزه!

00:20:17.910 --> 00:20:18.940
‫برشی از شمشیرش...

00:20:21.740 --> 00:20:23.540
‫حتی از صاعقه هم پیشی می‌گیره!

00:20:46.490 --> 00:20:48.720
‫زخمی نشدی؟

00:20:54.400 --> 00:20:55.850
‫خیلی مسخره‌ست!

00:20:55.850 --> 00:20:57.940
‫قبولش نمی‌کنم!

00:20:58.390 --> 00:21:02.690
‫کسی که نمی‌تونه جادو استفاده کنه،
‫ازش فراتر می‌ره؟!

00:21:03.450 --> 00:21:04.860
‫استاد ادوارد!

00:21:26.530 --> 00:21:30.220
‫ویل سرفورت، بهت ده اعتبار تعلق می‌گیره.

00:21:32.870 --> 00:21:34.970
‫ایول!

00:21:35.980 --> 00:21:40.350
‫این داستان پسریه که دنیا رو زیر و رو می‌کنه.

00:21:45.530 --> 00:21:48.540
‫داستان برخورد چوب‌دست و شمشیر، ویستوریا.

00:22:01.100 --> 00:22:08.100
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:37.570 --> 00:23:39.850
‫قسمت بعدی ویستوریا: چوب‌دست و شمشیر،

00:23:40.230 --> 00:23:42.640
‫قسمت ۲، «اگرچه بی‌باک».

00:23:41.100 --> 00:23:45.980
قسمت دوم
اگرچه بی‌باک