﻿WEBVTT

00:00:09.916 --> 00:00:13.916
‫[تابستان ۱۹۴۴]

00:00:13.940 --> 00:00:33.940
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:38.916 --> 00:00:40.499
‫از نازی‌ها متنفر بودم...

00:00:40.583 --> 00:00:44.124
‫و می‌خواستم تا جایی که میشه
‫بهشون آسیب بزنم...

00:00:44.208 --> 00:00:46.833
‫و این یعنی باید بکشی‌شون و
‫از نظر من اشکالی نداشت.

00:00:53.624 --> 00:00:56.624
‫وقتی دشمن رو می‌کشی
‫حس خوبی بهت دست میده.

00:00:57.333 --> 00:00:58.833
‫من که همیشه حس خوبی داشتم.

00:01:01.999 --> 00:01:05.333
‫و شاید زیاد مسیحی‌وار به نظر نیاد...

00:01:05.416 --> 00:01:11.458
‫ولی فکر کنم انسان در شرایط
‫خاصی از کشتن لذت می‌بره.

00:01:13.874 --> 00:01:18.124
‫دوست ندارم سنگدل به نظر بیام،
‫ولی یا جای اوناست یا جای من.

00:01:34.166 --> 00:01:38.541
‫سال ۱۹۴۴ شده.
‫جنگهای بزرگی در پیش داریم.

00:01:40.916 --> 00:01:43.208
‫همینطور که جنگ به سال پنجم
‫نزدیک میشه...

00:01:44.499 --> 00:01:47.041
‫رهبران متفقین می‌دونن
‫برای بردن جنگ...

00:01:49.416 --> 00:01:52.666
‫مجبور میشن به اروپای
‫اشغال شده توسط نازی حمله کنن.

00:01:53.666 --> 00:01:56.666
‫متوقف نمیشیم تا به هدف نهایی‌مون برسیم...

00:01:56.749 --> 00:02:00.249
‫وارد خود مرزهای آلمان بشیم.

00:02:01.416 --> 00:02:06.583
‫ولی هیتلر خط دفاعی بسیار
‫قدرتمندی در امتداد ساحل فرانسه ساخته.

00:02:06.666 --> 00:02:09.416
‫بذارین جنگ تا هر وقت که می‌خوان
‫ادامه پیدا کنه.

00:02:09.499 --> 00:02:11.999
‫آلمان هرگز تسلیم نخواهد شد!

00:02:13.624 --> 00:02:18.041
‫چرچیل و رزولت می‌ترسن که یه
‫حمله منجر به تلفات بسیار فاجعه‌انگیز بشه.

00:02:20.333 --> 00:02:22.499
‫ولی حالا بیشتر از این نمی‌تونن صبر کنن.

00:02:24.916 --> 00:02:29.291
‫یک نیروی عظیم تهاجمی
‫مخفیانه در جنوب انگلستان جمع میشه.

00:02:30.999 --> 00:02:35.624
‫خداوند بزرگ، پسران ما...

00:02:35.708 --> 00:02:38.791
‫امروز برای تلاشی ارزشمند به راه می‌افتن.

00:02:38.874 --> 00:02:41.249
‫اونا رو به راه درست و راستین هدایت کن.

00:02:41.333 --> 00:02:43.499
‫به برکات تو نیاز دارن...

00:02:44.291 --> 00:02:46.374
‫چون دشمن قوی است.

00:02:49.374 --> 00:02:52.374
‫[جنگ جهانی دوم]
‫[از خطوط مقدم]

00:02:54.374 --> 00:02:57.374
‫[قسمت پنجم: هجوم]

00:02:59.374 --> 00:03:04.374
‫[روز اعزام]
‫[ژوئن ۱۹۴۴]

00:03:55.332 --> 00:03:57.916
‫درست روی ناوگان هجوم پرواز می‌کردیم.

00:04:00.624 --> 00:04:02.416
‫و دم در وایستاده بودم.

00:04:05.082 --> 00:04:08.416
‫و باشکوه‌ترین صحنه‌ای بود
‫که فکر کنم تا حالا دیدم.

00:04:13.499 --> 00:04:15.499
‫انگار که کل آبراه داشت حرکت می‌کرد.

00:04:15.582 --> 00:04:18.124
‫فکر نمی‌کردم این همه
‫کشتی توی دنیا داریم.

00:04:22.207 --> 00:04:26.041
‫یکصد هزار سرباز متفق در حال
‫عبور از آبراه انگلیسی بودن.

00:04:30.457 --> 00:04:34.082
‫جلوتر، فرانسه اشغال شده توسط نازی‌ها.

00:04:36.124 --> 00:04:39.707
‫وقتی به ساحل فرانسه نزدیک شدیم...

00:04:39.791 --> 00:04:43.041
‫اونوقت شروع کردیم به
‫پیاده شدن از کشتی.

00:04:56.374 --> 00:04:58.041
‫به محض اینکه قایق‌ها
‫به آب رسیدن...

00:04:58.749 --> 00:05:01.124
‫مثل چوب کبریت ریختیم پایین.

00:05:07.041 --> 00:05:08.666
‫و من یهودیم.

00:05:08.749 --> 00:05:13.166
‫یه ستاره داوود بزرگ پشت
‫کاپشنم کشیدم...

00:05:13.249 --> 00:05:15.416
‫که زیرش نوشته شده بود،
‫برانکس، نیویورک.

00:05:17.124 --> 00:05:20.082
‫و همین دلیری خاصی بهم می‌داد.

00:05:35.791 --> 00:05:38.749
‫بیشتر افراد انتظار داشتن بمیرن.

00:05:58.874 --> 00:06:01.166
‫با دوربین دوچشمی خودم نگاه کردم.

00:06:02.749 --> 00:06:05.291
‫فکر کردم دارم یه چیزهایی می‌بینم.

00:06:08.374 --> 00:06:15.041
‫هزاران کشتی داشتن
‫به سمت ما می‌اومدن.

00:06:18.749 --> 00:06:24.499
‫فکر کردم که تمام دنیا در
‫برابر ما صف‌آرایی کردن.

00:06:33.791 --> 00:06:37.457
‫شروع کردیم به نزدیک کردن سربازها به ساحل.

00:06:40.582 --> 00:06:43.999
‫بهم وظیفه پایین انداختن
‫در جلوی قایق رو دادن.

00:06:52.791 --> 00:06:57.249
‫وقتی به اندازه کافی به ساحل نزدیک شدیم،
‫سروانم بهم گفت، در رو بنداز.

00:07:02.165 --> 00:07:03.665
‫و چند ثانیه خشکم زد.

00:07:06.249 --> 00:07:07.665
‫نمی‌خواستم بمیرم.

00:07:11.582 --> 00:07:12.915
‫دستگیره رو کشیدم.

00:07:20.790 --> 00:07:24.040
‫این پسرهای بیچاره، شانسی نداشتن.

00:07:24.832 --> 00:07:26.707
‫برو، برو، برو، برو!

00:07:41.415 --> 00:07:43.624
‫آب پر از خون شد.

00:07:44.624 --> 00:07:47.207
‫برخی از سربازها داد می‌زدن،
‫کمکم کن، یا عیسی مسیح!

00:07:52.332 --> 00:07:54.374
‫سمت راستم رو دیدم.

00:07:55.624 --> 00:07:58.374
‫یکی داد می‌زد، تیر خوردم! تیر خوردم!

00:07:59.499 --> 00:08:02.124
‫مسلسل از وسط نصفش کرده بود.

00:08:16.457 --> 00:08:18.457
‫و بعد یه خمپاره خورد جلوی پای من.

00:08:22.124 --> 00:08:26.374
‫گونه‌مو زخمی کرد
‫و خون زیادی از دست می‌دادم.

00:08:44.582 --> 00:08:46.040
‫بهیار! بهیار!

00:08:47.457 --> 00:08:50.999
‫خب فقط دو نفر از سربازهای
‫قایق من زنده موندن.

00:09:09.040 --> 00:09:12.582
‫آلمانی‌ها تسلیم نمی‌شدن.
‫مرتب به ساحل حمله می‌کردن.

00:09:15.707 --> 00:09:22.207
‫پس چند گزینه داشتیم،
‫اونجا بمونیم و بمیریم یا در حالت زخمی بجنگیم.

00:09:27.249 --> 00:09:28.874
‫تصمیم گرفتیم در حالت زخمی بجنگیم.

00:09:32.874 --> 00:09:36.207
‫تا پایان روز اعزام، خطری که متفقین
‫به جون خریده بودن نتیجه داد.

00:09:39.207 --> 00:09:42.874
‫گروهان هارولد به ایمن کردن
‫پایگاه ساحلی کمک کرد...

00:09:42.999 --> 00:09:45.915
‫و متفقین شروع کردن به جنگیدن
‫تا راه به طرف خشکی رو باز کنن.

00:09:50.249 --> 00:09:51.790
‫حاضر نبودیم تسلیم بشیم.

00:09:56.582 --> 00:09:59.874
‫لشکرهای متفق با موفقیت به
‫شمال فرانسه وارد شدن...

00:09:59.957 --> 00:10:01.707
‫و بزرگترین هجوم تاریخ رو رقم زدن.

00:10:03.457 --> 00:10:07.540
‫نیروهای سبک هوابرد و چتربازها
‫پشت سر هم امروز صبح از آسمون فرود اومدن...

00:10:07.624 --> 00:10:09.707
‫در حالی که ناوگان عظیمی
‫از ۴ هزار کشتی...

00:10:09.790 --> 00:10:12.790
‫نیروهای زمینی رو در
‫ساحل تقویت شده هیتلر پیاده کردن.

00:10:18.582 --> 00:10:21.915
‫متفقین حالا جا پای محکمی
‫در اروپا اشغال شده توسط نازی‌ها داشتن.

00:10:23.499 --> 00:10:28.332
‫ولی می‌دونن مجبورن باید تا خود پایتخت
‫آلمان بجنگن، یعنی برلین.

00:10:30.332 --> 00:10:33.707
‫الان وقتی برای تنبلی نداریم...

00:10:33.790 --> 00:10:36.832
‫بعد از پنج سال آزگار جنگ
‫شاید سخت به نظر بیاد...

00:10:36.915 --> 00:10:40.248
‫که این سلاخی رو پایان بدیم.

00:10:43.207 --> 00:10:45.332
‫در همین حال در اقیانوس آرام...

00:10:45.415 --> 00:10:49.748
‫نیروی دریایی آمریکا، ژاپنی‌ها رو
‫مجبور می‌کنه به وطن خودشون برگردن...

00:10:49.832 --> 00:10:51.582
‫جزیره به جزیره.

00:10:56.790 --> 00:10:59.415
‫در سرتاسر جهان در حالت
‫تهاجمی هستیم...

00:10:59.498 --> 00:11:01.790
‫به دشمن‌مون حمله می‌کنیم.

00:11:02.415 --> 00:11:06.748
‫در مجموعه‌ای از نبردها
‫بیشتر ناوگان ژاپن نابود شد.

00:11:07.332 --> 00:11:09.665
‫خلبان‌هامون بزرگترین پیروزی هوایی...

00:11:09.748 --> 00:11:14.498
‫در تاریخ جنگ دریایی رو به دست اوردن،
‫۴۰۲ هواپیمای دشمن در برابر ۲۶ هواپیمای ما.

00:11:16.623 --> 00:11:22.165
‫و در اروپا، ارتش سرخ استالین حمله بسیار
‫بزرگی به نیروهای هیتلر رو شروع می‌کنه.

00:11:23.332 --> 00:11:27.165
‫تانک‌ها و بمب‌افکن جنگنده‌ها
‫اینقدر زیادن که تصورش هم سخته.

00:11:27.248 --> 00:11:29.873
‫گزارش شده نیروهای شوروی
‫در دویست کیلومتری...

00:11:29.998 --> 00:11:31.665
‫مرز لهستان هستن.

00:11:32.998 --> 00:11:35.290
‫حالا شوروی‌ها به ورشو نزدیک نیشن.

00:11:36.790 --> 00:11:38.832
‫که از ابتدای جنگ توسط
‫سربازان هیتلر...

00:11:38.915 --> 00:11:40.415
‫اشغال شده.

00:11:42.498 --> 00:11:44.873
‫با پیشروی ارتش سرخ...

00:11:44.998 --> 00:11:50.832
‫مقاومت لهستان تشویق شده و قیام می‌کنه
‫و ورشوی مرکزی رو از دست نازی‌ها آزاد می‌کنن.

00:11:58.415 --> 00:12:02.415
‫[قیام ورشو]
‫[آگوست ۱۹۴۴]

00:12:13.415 --> 00:12:17.707
‫لهستانی‌ها پشت سر هم کار می‌کنن تا موانعی
‫رو برای دور نگه داشتن آلمانی‌ها بسازن.

00:12:27.082 --> 00:12:30.332
‫امیدوارن دوام بیارن تا
‫وقتی ارتش سرخ برسه.

00:12:36.373 --> 00:12:40.332
‫همگی جوان بودیم و سلاح چندانی نداشتیم.

00:12:47.082 --> 00:12:49.873
‫وضعیت بسیار خطرناکی بود...

00:12:54.332 --> 00:12:56.082
‫ولی برای آزادی می‌جنگیدیم.

00:13:07.207 --> 00:13:12.665
‫با دستور برای مقاومت کردن، گروهان ویتولد یک
‫مقر فرماندهی آلمانی برای حمله رو مستقر می‌کنه.

00:13:17.707 --> 00:13:20.207
‫قرار بود دفتر پست رو تصرف کنیم.

00:13:28.873 --> 00:13:31.790
‫از پله‌ها میریم بالا.

00:13:40.665 --> 00:13:43.248
‫و صدای آلمانی‌ها رو می‌شنوم.

00:13:50.915 --> 00:13:52.707
‫یه در می‌بینم...

00:13:54.040 --> 00:13:55.456
‫بازش می‌کنم.

00:13:57.581 --> 00:14:00.831
‫دستها بالا! همگی، دستها بالا!

00:14:03.915 --> 00:14:06.040
‫دستهاشون رفت بالا.

00:14:14.206 --> 00:14:19.290
‫تمام سلاح‌هاشونو گرفتیم.

00:14:31.915 --> 00:14:37.540
‫واحدهای ارتش میهنی ۵۰
‫اسیر غیرنظامی رو آزاد کردن.

00:14:37.623 --> 00:14:40.290
‫سی سرباز آلمانی کشته شدن.

00:14:48.623 --> 00:14:50.456
‫کار بسیار سختی کردیم.

00:14:51.831 --> 00:14:54.165
‫اولین پیروزی ما بود!

00:15:17.873 --> 00:15:20.748
‫ولی آلمانی‌ها هنوز کنترل بیشتر
‫ورشو رو درست داشتن.

00:16:06.540 --> 00:16:10.915
‫مبارزمقاومت لهستان بولسلاو بیگا
‫یکی از زخمی‌هاست.

00:16:17.290 --> 00:16:19.706
‫به یه بیمارستان کوچیک برده شدم...

00:16:21.165 --> 00:16:26.540
‫و نامزدم، لیلی،
‫مدام می‌اومد بهم سر بزنه.

00:16:34.040 --> 00:16:38.248
‫بعدش فرمانده‌م گفت،
‫چرا ازدواج نمی‌کنین؟

00:16:41.915 --> 00:16:44.873
‫گفتم، در این شرایط؟

00:16:54.998 --> 00:16:57.706
‫گفتم، ممکنه فردا کشته بشیم، چرا که نه؟

00:17:04.998 --> 00:17:07.540
‫یه پیامرسون فرستاده شد
‫تا به لیلی بگه...

00:17:07.623 --> 00:17:10.623
‫فردا ساعت یازده عروسی می‌کنی.

00:17:12.331 --> 00:17:13.790
‫لطفا سر ساعت حاضر شو!

00:17:30.373 --> 00:17:32.539
‫اتفاقی، یه گروه
‫فیلمبرداری که رد می‌شد...

00:17:32.623 --> 00:17:35.831
‫از مراسم ازدواج بولسلاو و لیلی فیلم گرفت.

00:17:47.956 --> 00:17:51.998
‫از حلقه‌های پرده به عنوان
‫حلقه ازدواج استفاده کردیم.

00:18:02.956 --> 00:18:07.664
‫در دفتر پست مهمونی گرفتیم.

00:18:09.206 --> 00:18:12.873
‫ساردین فرانسوی خوردیم...

00:18:12.956 --> 00:18:16.206
‫سیگار کشیدیم و نوشیدنی فرانسوی خوردیم...

00:18:16.289 --> 00:18:17.789
‫همه رو از آلمانی‌ها گرفته بودیم.

00:18:21.373 --> 00:18:25.539
‫چون باور داشتن کمک شوروی در راه ـه،
‫زوج تازه عروس جشن گرفتن.

00:18:30.873 --> 00:18:32.998
‫ولی ارتش سرخ در راه نبود.

00:18:33.789 --> 00:18:34.831
‫آتش!

00:18:37.331 --> 00:18:41.039
‫استالین تصمیم گرفته
‫ترجیح میده نازی‌ها و لهستانی‌ها...

00:18:41.123 --> 00:18:43.206
‫جنگ رو بین خودشون ادامه بدن.

00:19:01.373 --> 00:19:03.581
‫برای پیشرفت در جبهه غربی...

00:19:03.664 --> 00:19:05.581
‫دریاسالار شما رو به پاریس می‌بره.

00:19:18.123 --> 00:19:22.331
‫فراخوان اینه، همه به سمت سنگرها،
‫همه برای مبارزه!

00:19:22.414 --> 00:19:24.164
‫پاریسی‌ها، به پیش.

00:19:25.706 --> 00:19:27.956
‫مقاومت فرانسه که سالها...

00:19:28.039 --> 00:19:31.748
‫زیرزمینی بوده، به سطح میاد
‫تا خیابون‌های فرانسه رو پس بگیره.

00:19:39.248 --> 00:19:41.748
‫مقاومت فرانسه دست به اسلحه...

00:19:41.831 --> 00:19:44.873
‫با آلمانی‌ها برده،
‫جون‌شون رو برای یک هدف عالی به خطر میندازن.

00:19:56.873 --> 00:19:59.873
‫[آزادسازی پاریس]
‫[آگوست ۱۹۴۴]

00:20:10.956 --> 00:20:14.706
‫وقتی فرود اومدیم،
‫هنگم به سمت راست رفت...

00:20:14.789 --> 00:20:16.956
‫و وارد شمال فرانسه شدیم.

00:20:22.289 --> 00:20:28.081
‫آلمانی‌ها عقب‌نشینی کردن
‫و مستقیم به سمت فرانسه رفتیم.

00:20:39.498 --> 00:20:43.748
‫ناگهان تمام زنگهای شهر
‫رو به صدا دراوردن.

00:20:55.872 --> 00:20:58.831
‫گفتم، اون تانک‌ها چی هستن؟

00:21:02.706 --> 00:21:04.664
‫فکر کنم متفقین هستن.

00:21:05.956 --> 00:21:07.331
‫یوهو!

00:21:13.622 --> 00:21:15.497
‫یازده هفته بعد از روز اعزام...

00:21:15.581 --> 00:21:19.247
‫نیروهای متفق وارد پایتخت
‫فرانسه شدن تا به مقاومت کمک کنن.

00:21:26.789 --> 00:21:29.872
‫همه بیرون اومدن و دست تکون می‌دادیم.

00:21:33.456 --> 00:21:36.081
‫چهار سال منتظر بودیم.
‫خیلی طولانی بود.

00:21:39.956 --> 00:21:42.956
‫و روزمون رو با سربازها گذروندیم.

00:21:56.706 --> 00:21:59.331
‫چند روز بعد از روز
‫اعزام فرود اومدم...

00:21:59.414 --> 00:22:01.081
‫و سر از پاریس دراوردم.

00:22:02.039 --> 00:22:03.664
‫خیلی عالی بود.

00:22:07.372 --> 00:22:10.456
‫می‌دونی، یه جورایی حس کردم
‫ملکه الیزابت شدم.

00:22:10.539 --> 00:22:14.039
‫می‌دونی، با ماشین می‌رفتیم و
‫برای جمعیت دست تکون می‌دادیم.

00:22:25.625 --> 00:22:27.291
<i>.زنان میبوسیدنمون و بقلمون میکردن</i>

00:22:27.375 --> 00:22:30.500
<i>.و بهمون شراب و ازینجور چیزا میدادن</i>

00:22:32.875 --> 00:22:34.791
<i>.و من خیلی کم سن و سال بودم</i>

00:22:38.831 --> 00:22:42.997
‫اینجا در پاریس هستیم
که ‫قدرتمند ایستاد...

00:22:43.081 --> 00:22:47.539
‫و با عزم خودش خودشو آزاد کرد.

00:22:54.622 --> 00:22:56.997
‫فرانسه، تا ابد پا برجا!

00:23:05.331 --> 00:23:08.997
‫برای فرانسه و متفقین، روز خوشی ـه...

00:23:09.081 --> 00:23:12.164
‫ولی برای برخی روز حسابرسی ـه.

00:23:18.789 --> 00:23:21.372
‫بعد از ظهر روز آزادسازی...

00:23:22.081 --> 00:23:26.414
‫فهرستی از تمام همدستانی
‫که می‌شناختیم آماده کردیم...

00:23:28.831 --> 00:23:32.956
‫تمام دخترانی که با آلمان‌ها بیرون
‫رفته بودن، تمام اسامی رو داشتیم.

00:23:33.664 --> 00:23:37.122
‫و اونا رو بلافاصله تحویل مقاومت دادیم.

00:23:55.539 --> 00:23:57.622
‫دوستی داشتم که صاحب یه کافه بود.

00:23:57.706 --> 00:24:00.081
‫گفتش، تو رو به یکی معرفی می‌کنم.

00:24:04.706 --> 00:24:07.039
‫خوش‌تیپ و مجرد بود.

00:24:12.750 --> 00:24:18.625
<i>خیلی خوش اخلاق بود و بهم کمک کرد
.تا از تنهایی، نجات پیدا کنم</i>

00:24:28.580 --> 00:24:30.164
‫بازداشت شد.

00:24:38.414 --> 00:24:40.789
‫روز بعدش اومدن تا پیدام کنن.

00:24:49.205 --> 00:24:50.914
‫جمعیت سرمون فریاد می‌زد.

00:24:57.330 --> 00:24:59.414
‫ازم پرسیدن، چند تا آلمانی؟

00:25:03.330 --> 00:25:05.914
‫گفتش، بلند شو وگرنه بهت شلیک می‌کنم.

00:25:10.205 --> 00:25:12.789
‫موهاتو کوتاه می‌کنیم.
‫سرتو می‌تراشیم.

00:25:12.813 --> 00:25:32.813
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:25:41.039 --> 00:25:43.289
‫خم به ابرو نیاوردم. گذاشتم این اتفاق بیافته.

00:25:46.664 --> 00:25:50.122
‫فقط به بعضی‌هاشون زل زدم.

00:26:22.497 --> 00:26:25.164
‫بعد از پاریس، متفقین به راحتی
‫وارد بلژیک شدن...

00:26:27.039 --> 00:26:29.830
‫هر روز به آلمان نزدیکتر می‌شدن.

00:26:31.997 --> 00:26:35.580
‫مجبوریم بجنگیم تا
‫به اونطرف راین بریم.

00:26:35.664 --> 00:26:40.372
‫شاید مجبور باشیم در هر سانت
‫راه برای رسیدن به برلین بجنگیم.

00:26:40.455 --> 00:26:44.372
‫ولی تا به هدف نهایی‌مون نرسیم
‫دست‌ برنمی‌داریم.

00:26:46.830 --> 00:26:51.289
‫ولی در پایتخت لهستان، ورشو،
‫نیروهای مقاومت زیر فشار هستن.

00:26:53.872 --> 00:26:57.372
‫ارتش سرخ در حومه شهر متوقف شده.

00:26:58.955 --> 00:27:02.289
‫و نازی‌ها قسم خوردن
‫ورشو رو از روی نقشه محو کنن.

00:27:02.372 --> 00:27:04.539
‫این فراخوان ورشو است.

00:27:04.622 --> 00:27:06.122
‫این فراخوان ورشو است.

00:27:06.205 --> 00:27:07.872
‫فراخوان ورشو.

00:27:07.955 --> 00:27:10.747
‫ورشو از تمام کشورهای آزاد
‫درخواست کمک داره.

00:27:16.247 --> 00:27:20.164
‫زوج تازه عروس و داماد، بولسلاو
‫و لیلی در خط آتش هستن.

00:27:23.039 --> 00:27:29.414
‫من و همسرم، لیلی،
‫خسته و گرسنه بودیم.

00:27:34.914 --> 00:27:37.914
‫خیابون‌‌مون محاصره شده بود.

00:27:37.997 --> 00:27:39.580
‫راه فراری وجود نداشت.

00:27:50.747 --> 00:27:53.122
‫روس‌ها اونطرف رودخونه بودن...

00:27:55.747 --> 00:27:56.955
‫ولی برای کمک نمی‌اومدن.

00:28:00.622 --> 00:28:04.830
‫جنگ ما با راهزن‌هاییست
‫که هنوز متوجه نشدن...

00:28:04.913 --> 00:28:07.872
‫از همه طرف رهاشون کردن.

00:28:09.872 --> 00:28:12.205
‫بعد از دو ماه مقاومت...

00:28:14.913 --> 00:28:17.038
‫لهستانی‌ها مجبور
‫به تسلیم شدن.

00:28:31.038 --> 00:28:34.288
‫تعداد زیادی از زندانی‌ها رد شدن.

00:28:34.372 --> 00:28:36.788
‫پرسیدن، چی سر ما میاد؟

00:28:40.580 --> 00:28:43.080
‫نمی‌تونستیم بهشون جواب بدیم.

00:29:01.413 --> 00:29:02.622
‫اس‌اس اومد.

00:29:03.538 --> 00:29:07.913
‫دار و دسته بی‌رحم وصف‌ناپذیر.

00:29:16.663 --> 00:29:18.872
‫و صدای شلیک شنیدیم.

00:29:43.622 --> 00:29:47.330
‫۱۸۰ هزار مرد، زن و بچه...

00:29:47.413 --> 00:29:49.330
‫در قیام قتل عام شدن.

00:29:51.872 --> 00:29:54.788
‫بولسلاو و لیلی در میون
‫بازمانده‌ها هستن.

00:29:59.788 --> 00:30:02.288
‫همگی سوار قطاری به سمت آلمان شدن.

00:30:03.788 --> 00:30:06.413
‫بقیه جنگ رو در
‫یک اردوگاه اسرا می‌گذرونن.

00:30:20.788 --> 00:30:25.705
‫در اقیانوس آرام، آمریکایی‌ها
‫به فتح جزایرشون ادامه میدن...

00:30:25.788 --> 00:30:29.080
‫به سایپن و پلیلو حمله می‌کنن.

00:30:30.330 --> 00:30:32.372
‫اگه بتونن این جزایر رو بگیرن...

00:30:32.455 --> 00:30:37.413
‫به برد بمباران هدف نهایی می‌رسن،
‫یعنی خود ژاپن.

00:30:40.413 --> 00:30:44.413
‫[نبرد سایپن]
‫[ژوئن ۱۹۴۴]

00:31:19.663 --> 00:31:21.163
‫آتش!

00:31:22.955 --> 00:31:24.121
‫آتش!

00:31:25.871 --> 00:31:29.163
‫نبرد با بمباران سنگین از
‫طرف کشتی‌های آمریکایی شروع میشه.

00:32:18.955 --> 00:32:25.538
‫همیشه می‌دونستم که
‫جنگ به سایپن می‌رسه.

00:32:32.371 --> 00:32:36.580
‫می‌تونستی صدای گلوله‌ها
‫که با سرعت رد میشن رو بشنوی.

00:32:38.205 --> 00:32:43.038
‫وحشتناک بود، همه سعی داشتن پناه بگیرن.

00:33:05.996 --> 00:33:09.580
‫برادر بزرگترم بلافاصله کشته شد.

00:33:09.663 --> 00:33:14.746
‫برادر کوچکترم از ناحیه
‫سر آسیب دید.

00:33:27.538 --> 00:33:30.830
‫الان ساعت ۱۰:۲۳ شده، صبح یکشنبه‌س.

00:33:33.080 --> 00:33:36.121
‫تکاوران نیروی دریایی پیشروی کردن.

00:33:39.163 --> 00:33:45.455
‫بهمون گفتن که آمریکایی‌ها
‫زنها رو اسیر می‌کنن...

00:33:45.538 --> 00:33:48.538
‫و ازمون برای لذت خودشون استفاده می‌کنن.

00:33:54.455 --> 00:33:58.038
‫مجبور بودیم از اسیر شدن
‫به هر قیمتی جلوگیری کنیم.

00:34:03.496 --> 00:34:05.996
‫آمریکایی‌ها سرتاسر جزیره رو گشتن...

00:34:06.080 --> 00:34:07.830
‫و مقاومت رو بیرون کشیدن.

00:34:16.746 --> 00:34:20.746
‫یه راست به سایپن رفتیم،
‫وقتی برای تلف کردن نداشتیم.

00:34:23.205 --> 00:34:24.830
‫باید بلند می‌شدیم و می‌رفتیم.

00:34:52.079 --> 00:34:54.038
‫به بالای جزیره رفتیم...

00:34:54.704 --> 00:34:56.454
‫به سمت صخره‌ها.

00:35:00.163 --> 00:35:03.871
‫بهمون گفته شد اون بالا
‫زنها و بچه‌ها رو نگه داشتن.

00:35:16.413 --> 00:35:18.996
‫مترجم‌ها از بلندگوها حرف زدن...

00:35:19.079 --> 00:35:20.996
‫و سعی کردن اونا رو
‫به تسلیم شدن راضی کنن...

00:35:21.079 --> 00:35:23.121
‫و می‌گفتن، بهتون آب و غذا میدیم...

00:35:23.204 --> 00:35:25.538
‫و از بیماران و بقیه مراقبت می‌کنیم.

00:35:45.746 --> 00:35:49.329
‫بعدش یهو اون بالا رو نگاه کردیم
‫و دیدیم دارن می‌پرن.

00:36:09.621 --> 00:36:10.996
‫واقعا عجیب بود.

00:36:13.371 --> 00:36:14.871
‫کاری از دستمون برنمی‌اومد.

00:36:15.663 --> 00:36:16.788
‫تماشا کردیم.

00:36:30.788 --> 00:36:36.413
‫اونایی که به کشور...

00:36:36.496 --> 00:36:39.621
‫وفادار موندن...

00:36:39.704 --> 00:36:43.079
‫اگه پیدا می‌شدن خودشونو می‌کشتنو

00:36:43.163 --> 00:36:44.913
‫ذهنیت‌شون همین بود.

00:36:59.079 --> 00:37:02.079
‫فکر کنم بیشترمون حس کردیم که، خب...

00:37:02.663 --> 00:37:05.954
‫نمی‌تونیم به تسلیم شدن
‫راضی‌شون کنیم، بذار بپرن.

00:37:08.038 --> 00:37:11.079
‫بیا زودتر تمومش کنیم.
‫دیگه بسه.

00:37:21.621 --> 00:37:24.329
‫دسامبر ۱۹۴۴.

00:37:24.413 --> 00:37:28.621
‫در اروپا، آلمان با احتمال
‫شکست روبه‌رو شده.

00:37:29.371 --> 00:37:32.788
‫ولی هیتلر قصد داره
‫برای آخرین بار شانسش رو امتحان کنه.

00:37:33.538 --> 00:37:38.246
‫دنیا باید بدونه که آلمان
‫هرگز تسلیم نخواهد شد.

00:37:42.663 --> 00:37:45.788
‫از شما می‌خوام به
‫رهبری من اعتماد کنین...

00:37:48.038 --> 00:37:50.496
‫تا در این نبرد دشوار
‫با اشتیاق بجنگین...

00:37:50.579 --> 00:37:54.496
‫برای آینده مردم‌مون بجنگید.

00:37:56.746 --> 00:37:59.496
‫همه چیزو سر آخرین
‫اقدام به خطر میندازه...

00:37:59.579 --> 00:38:04.163
‫پیشروی متفقین رو پخش کنه
‫و اونا رو به سمت ساحل بکشونه.

00:38:16.996 --> 00:38:19.996
‫[نبرد بالج]
‫[دسامبر ۱۹۴۴]

00:38:42.996 --> 00:38:45.829
‫آمریکایی‌ها درب و داغون شدن.

00:38:49.079 --> 00:38:52.204
‫اصلا انتظار ما رو نداشتن.

00:38:54.662 --> 00:38:57.079
‫فرار کردن به بلژیک برگشتن.

00:39:05.412 --> 00:39:07.746
‫آمریکایی‌ها همه چیزو جا گذاشتن.

00:39:09.621 --> 00:39:12.371
‫حتی صبحونه‌شونو برای ما گذاشتن.

00:39:26.954 --> 00:39:29.246
‫تانک‌های آلمانی،
‫برخی‌شون با پشتیبانی پیاده‌نظام...

00:39:29.287 --> 00:39:31.704
‫امروز به اعماق بلژیک حمله کردن.

00:39:34.121 --> 00:39:38.621
‫یورش آلمان هنوز در حال شکل‌گیریه
‫و هنوز به اوج خودش نرسیده.

00:39:41.454 --> 00:39:44.287
‫آلمانی‌ها تا ۸۰ کیلومتر
‫در بلژیک پیشروی می‌کنن.

00:39:47.996 --> 00:39:50.621
‫امروز صبح، حمله آلمان...

00:39:50.704 --> 00:39:52.121
‫با قدرت بیشتر ادامه پیدا می‌کنه.

00:39:52.204 --> 00:39:55.121
‫وضعیت هنوز خطرناکه.

00:39:56.496 --> 00:39:58.829
‫آمریکایی‌ها با عجله نیرو وارد کرده
‫تا جلوی اونا رو بگیرن.

00:40:04.829 --> 00:40:08.871
‫یکی از اونا ویلیام مک‌برنی
‫۲۰ ساله از نیویورکه.

00:40:12.787 --> 00:40:16.662
‫اون موقعُ می‌دونستم که
‫می‌خوام عضو نیروی هوایی بشم...

00:40:16.746 --> 00:40:19.829
‫و بهم گفتن توی نیروی هوایی
‫سیاهپوست قبول نمی‌کنن...

00:40:19.912 --> 00:40:22.371
‫ولی برای گروهان تانک جا داشتن.

00:40:23.996 --> 00:40:27.496
‫گفتم، باشه، از نظرم همونم خوبه.
‫پس همینطور شد.

00:40:30.871 --> 00:40:33.579
‫بعدش سربازهای سفید
‫بهمون فحش می‌دادن...

00:40:33.662 --> 00:40:36.954
‫و روی ما همه جور اسمی میذاشتن،
‫می‌گفتن شما مال اینجا نیستین.

00:40:39.996 --> 00:40:42.329
‫سعی کردم از ذهنم دورش کنم.

00:40:43.787 --> 00:40:49.121
‫فقط افتخار می‌کردم که عضو
‫اولین پیاده‌نظام سیاهپوست تانکم.

00:40:52.746 --> 00:40:56.079
‫پیوند نزدیکی برقرار کردیم.
‫خیلی صمیمی شدیم.

00:40:57.787 --> 00:40:59.371
‫مثل خونواده بود.

00:41:00.579 --> 00:41:04.121
‫می‌خواستیم ثابت کنیم بهترین
‫گروهان پیاده‌نظام تانک هستیم.

00:41:04.954 --> 00:41:07.746
‫می‌خواستیم بهشون نشون بدیم
‫چقدر خوبیم.

00:41:09.996 --> 00:41:11.871
‫امروز هوا خیلی بد بود.

00:41:12.787 --> 00:41:16.329
‫نیروهای زمینی الان
‫به هر کمکی نیاز دارن...

00:41:16.412 --> 00:41:19.621
‫چون در جنگ بسیار
‫سختی گرفتار شدن.

00:41:31.787 --> 00:41:33.162
‫برف می‌اومد.

00:41:33.871 --> 00:41:35.579
‫تانک‌ها در سرتاسر جاده لیز می‌خوردن.

00:41:48.120 --> 00:41:51.329
‫ولی حاضر نبودیم جا بزنیم و فرار کنیم.

00:42:14.870 --> 00:42:18.370
‫از وسط این دشت باز حرکت می‌کردیم.

00:42:35.870 --> 00:42:38.162
‫و یه تانک آلمانی یهو پیداش شد.

00:42:43.912 --> 00:42:45.204
‫آسیب دیدیم.

00:42:49.120 --> 00:42:51.579
‫و باید از تانک بیرون
‫می‌اومدیم و فرار می‌کردیم.

00:42:57.245 --> 00:42:59.204
‫یه جور خودکشی بود.

00:43:06.162 --> 00:43:07.537
‫آتش!

00:43:08.454 --> 00:43:12.120
‫و آلمانی‌ها با هر چی داشتن بهمون
‫شلیک می‌‌کردن و سعی داشتن ما رو بکشن.

00:43:21.620 --> 00:43:24.829
‫۵ هزار متر در برف خزیدیم.

00:43:30.287 --> 00:43:32.454
‫همه جا پر از آلمانی بود.

00:43:35.287 --> 00:43:37.787
‫و گفتم، خب، همینه. بهش رسیدم.

00:43:38.954 --> 00:43:42.454
‫و اسمیتی گفت، پسر، نباید الان وایستی.
‫باید همینطوری پیش بری.

00:43:42.537 --> 00:43:43.995
‫باید برگردی خونه.

00:43:52.204 --> 00:43:54.787
‫و به خاطر اون، ادامه دادم.

00:43:54.870 --> 00:43:56.495
‫بدو! بدو! بدو!

00:44:07.829 --> 00:44:09.829
‫ناگهان هوا صاف میشه.

00:44:13.329 --> 00:44:16.995
‫و بمب‌افکن‌های متفقین
‫به راحتی به موقعیت دشمن حمله می‌کنن.

00:44:25.120 --> 00:44:27.704
‫آلمانی‌ها مجبور به عقب‌نشینی میشن.

00:44:42.787 --> 00:44:47.454
‫یه سرباز اس‌اس رو دیدم.
‫تفنگم رو گذاشتم زیر چونه‌ش.

00:44:47.537 --> 00:44:48.870
‫و گفتم تسلیم شو.

00:44:48.954 --> 00:44:51.204
‫خب، گفت، تسلیم
‫شما کاکاسیاه‌ها نمیشم.

00:44:54.204 --> 00:44:58.704
‫آره، خب اگه گفته بود، تسلیم
‫شما سربازان آمریکایی نمیشم...

00:44:58.787 --> 00:45:00.912
‫از نظر من مشکلی نداشت،
‫تفنگش رو می‌گرفتم.

00:45:00.995 --> 00:45:03.037
‫ولی گفت تسلیم شما
‫کاکاسیاه‌ها نمیشم...

00:45:03.120 --> 00:45:06.829
‫و خیلی خوب انگلیسی حرف می‌زد،
‫همون موقع زدم توی دهنش.

00:45:09.537 --> 00:45:12.953
‫و همچنان نازی‌های شکست‌خورده
‫و سرگردون زیادی دارن جمع میشن.

00:45:13.620 --> 00:45:16.662
‫تنها آمار اسرا
‫برای جمعه به تقریبا ۲۰ هزار نفر رسیده.

00:45:18.745 --> 00:45:21.245
‫با نزدیک شدن به پایان ۱۹۴۴...

00:45:21.328 --> 00:45:23.787
‫لشکرهای هیتلر در حال
‫عقب‌نشینی و فروپاشی هستن.

00:45:25.787 --> 00:45:29.287
‫دشمنان‌مون هنوز با اشتیاق می‌جنگن...

00:45:29.370 --> 00:45:35.162
‫ولی خودشون می‌دونن که
‫اونا و کارهای شرورانه‌شون رو به فنا هستن.

00:45:35.287 --> 00:45:38.328
‫نیروهای آمریکایی از شمال،
‫غرب و جنوب در حال وارد شدن هستن.

00:45:50.662 --> 00:45:53.078
‫حالا راه برلین باز شده.

00:45:56.787 --> 00:45:59.120
‫همه یه ذره از برلین می‌ترسن...

00:45:59.203 --> 00:46:00.662
‫ولی همه می‌خوان برن اونجا.

00:46:00.686 --> 00:46:20.686
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:46:20.710 --> 00:46:35.710
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.