﻿WEBVTT

00:00:08.499 --> 00:00:13.499
‫[برلین ۱۹۴۵]

00:00:13.523 --> 00:00:33.523
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:34.499 --> 00:00:36.124
‫کلی بمب ریخت روی سرمون.

00:00:39.416 --> 00:00:41.291
‫در هر لحظه انتظار داشتیم بمیریم.

00:00:45.416 --> 00:00:48.333
‫فکر کردیم که راه خروجی وجود نداره.

00:01:00.666 --> 00:01:03.958
‫هر چی که دشمنان‌مون
‫بر سر شهرهای آلمان بیارن...

00:01:08.124 --> 00:01:11.833
‫انتظار دارم هر آلمانی وظایفش رو...

00:01:13.833 --> 00:01:16.333
‫تا آخرین ذره توانش انجام بده.

00:01:18.708 --> 00:01:23.916
‫پیروزی رو در برابر آلمان می‌بینم!

00:01:50.458 --> 00:01:52.499
‫پایان جنگ جهانی دوم...

00:01:52.583 --> 00:01:54.083
‫بالاخره نزدیک شده بود.

00:01:54.166 --> 00:01:57.208
‫۱۹۴۵ رو میشه پایان...

00:01:57.291 --> 00:02:00.083
‫وحشت‌پراکنی نازی‌ها در اروپا دونست...

00:02:01.041 --> 00:02:05.291
‫و پایان کار قدرت بد ذات
‫ژاپن امپراتوری.

00:02:06.291 --> 00:02:10.541
‫در اقیانوس آرام، نیروهای آمریکایی
‫در حال عقب راندن ژاپنی‌ها هستن...

00:02:10.624 --> 00:02:12.249
‫جزیره به جزیره.

00:02:15.124 --> 00:02:19.416
‫گزارش پیشروی سریع
‫خبر هیجان‌آور و لذت‌بخشی است.

00:02:19.958 --> 00:02:21.833
‫در حالی که در اروپا، متفقین...

00:02:21.916 --> 00:02:23.666
‫به مرزهای آلمان رسیدن.

00:02:24.374 --> 00:02:27.291
‫اولین لشکرهای آمریکایی
‫امروز ۵ کیلومتر پیشروی کردن...

00:02:27.374 --> 00:02:29.833
‫و حالا موقعیت آلمانی‌هایی
‫رو تهدید می‌کنن...

00:02:29.916 --> 00:02:31.166
‫که از دشت کلون محافظت می‌کنن.

00:02:32.166 --> 00:02:34.958
‫ولی ژاپن و آلمان نشونه‌ای
‫از تسلیم شدن بروز نمی‌دادن.

00:02:37.041 --> 00:02:39.583
‫امروز می‌جنگیم...

00:02:39.666 --> 00:02:42.208
‫تا مردم‌مون رو از این بحران آزاد کنیم!

00:02:42.999 --> 00:02:46.833
‫پس متفقین به این فکر می‌کردن
‫برای پایان جنگ چه چیزی لازمه.

00:02:49.874 --> 00:02:55.083
‫یک بمب قدرتی بیش از ۲۰ هزار تُن
‫تی‌ان‌تی داره.

00:02:55.166 --> 00:02:58.999
‫مهار یک قدرت ذاتی در جهان است.

00:02:59.999 --> 00:03:02.999
‫[جنگ جهانی دوم]
‫[از خطوط مقدم]

00:03:03.999 --> 00:03:09.999
‫[قسمت ششم: آخرین ایستادگی]

00:03:39.416 --> 00:03:42.541
‫تقریبا بعد از شش سال درگیری جهانی...

00:03:42.624 --> 00:03:45.957
‫جنگ به خانه یعنی آلمان میاد.

00:03:51.457 --> 00:03:56.041
‫کارولا اشترن با مادرش در شهر
‫کوچیکی در شمال شرقی آلمان زندگی می‌کنه.

00:03:58.957 --> 00:04:02.541
‫تا حالا از بدترین جنگ فرار کردن.

00:04:14.582 --> 00:04:18.374
‫یادمه که گوبلز از رادیو
‫حرف زد و گفت...

00:04:18.457 --> 00:04:20.207
‫آلمان آلمانی خواهد موند!

00:04:24.416 --> 00:04:27.707
‫مادرم گفت، خدایا.
‫چه شانسی اوردیم!

00:04:27.791 --> 00:04:29.707
‫نجات پیدا کردیم!

00:04:33.582 --> 00:04:36.374
‫بعدش یکی گفت،
‫تانک‌های آلمانی دارن میان!

00:04:43.291 --> 00:04:45.749
‫ولی تانک‌های روسی بودن!

00:04:55.374 --> 00:04:57.624
‫آخرین اخبار از جنگ
‫در اروپا رو داریم.

00:04:58.291 --> 00:05:01.374
‫یک روز دیگه از دستاوردهای
‫تماشایی برای ارتش سرخ.

00:05:02.082 --> 00:05:04.624
‫ژنرال ژوکوف هزاران تانک...

00:05:04.707 --> 00:05:06.832
‫اسلحه و سرباز رو وارد آلمان می‌کنه.

00:05:15.541 --> 00:05:20.707
‫برای فرمانده جوخه شوروی لئونید روزنبرگ،
‫جنگ یه مسئله شخصی ـه.

00:05:23.249 --> 00:05:26.957
‫حس سوزان تنفر.

00:05:38.124 --> 00:05:41.916
‫مادرم، برادرم، خواهر کوچیکم...

00:05:43.166 --> 00:05:45.582
‫به دست آلمانی‌ها کشته شدن.

00:06:02.832 --> 00:06:08.832
‫مسئله اینه که همه آرزوی
‫رفتن به برلین رو داشتیم!

00:06:17.957 --> 00:06:19.582
‫هزاران پناهنده‌...

00:06:19.666 --> 00:06:21.332
‫همچنان به سمت جبهه روسی در حرکتن.

00:06:22.207 --> 00:06:26.999
‫تصور می‌کنیم که گله‌های وحشی
‫از شرق دارن میان...

00:06:27.082 --> 00:06:29.332
‫پست‌تر از انسان‌ها...

00:06:29.416 --> 00:06:32.374
‫و هیچکس جون سالم به در نمی‌بره.

00:06:42.582 --> 00:06:47.291
‫هر چیزی که به معنای انسان
‫بودنه رو از دست میدی.

00:07:01.165 --> 00:07:04.415
‫اونوقت فقط یه چیز باقی می‌مونه...

00:07:06.332 --> 00:07:08.040
‫اراده زنده موندن.

00:07:13.874 --> 00:07:17.124
‫لشکرهای روس تنها ۴۰ کیلومتر با
‫پایتخت آلمان فاصله دارن...

00:07:17.207 --> 00:07:19.499
‫اینطور که خود دشمن میگه.

00:07:19.582 --> 00:07:21.165
‫آدولف هیتلر یه دستور
‫ویژه صادر کرده...

00:07:21.249 --> 00:07:24.915
‫و خواستار ایستادگی تا حد مرگ
‫در برابر نیروهای شوروی شده.

00:07:36.749 --> 00:07:39.374
‫با به زانو دراومدن ارتش آلمان...

00:07:39.457 --> 00:07:42.540
‫آخرین خط دفاعی برلین ولکس‌اشتورم ـه...

00:07:43.665 --> 00:07:46.915
‫ارتش آدم‌های شلخته که از
‫پیرمردها...

00:07:46.999 --> 00:07:49.040
‫زنها و بچه مدرسه‌ای تشکیل شده.

00:07:51.457 --> 00:07:58.374
‫سربازان ولکس‌اشتورم برلین،
‫دست راست خودتونو ببرین بالا...

00:07:58.457 --> 00:08:00.499
‫و بعد از من تکرار کنین.

00:08:00.582 --> 00:08:02.374
‫سوگند می‌خورم...

00:08:02.457 --> 00:08:04.040
‫سوگند می‌خورم...

00:08:04.124 --> 00:08:05.915
‫که برای سرزمین پدریم...

00:08:05.999 --> 00:08:07.832
‫که برای سرزمین پدریم...

00:08:07.915 --> 00:08:09.624
‫شجاعانه بجنگم...

00:08:09.707 --> 00:08:11.207
‫شجاعانه بجنگم...

00:08:11.290 --> 00:08:13.707
‫و ترجیح میدم بمیرم...

00:08:13.790 --> 00:08:15.790
‫و ترجیح میدم بمیرم...

00:08:15.874 --> 00:08:19.915
‫تا آزادی مردمم رو قربانی کنم.

00:08:19.999 --> 00:08:24.165
‫تا آزادی مردمم رو قربانی کنم.

00:08:26.124 --> 00:08:28.374
‫هانس مونشنبرگ ۱۵ ساله...

00:08:28.457 --> 00:08:30.165
‫در بین داوطلبان ـه.

00:08:30.957 --> 00:08:37.874
‫وزنم ۴۶ کیلوگرم و قدم ۱۵۳ سانتیمتر بود.

00:08:40.249 --> 00:08:44.957
‫پس مجبور بودم که پاچه‌های
‫شلوار یونیفورمم رو بالا بزنم.

00:08:49.665 --> 00:08:51.665
‫مردان برلین ولکس‌اشتورم...

00:08:53.582 --> 00:08:59.915
‫هرگز پرچم رو مقابل
‫دشمنان رایش نیاندازین...

00:08:59.999 --> 00:09:02.457
‫و مثل بزدلان تسلیم نشوید.

00:09:04.499 --> 00:09:07.582
‫پدر هانس یه نازی وفاداره.

00:09:08.249 --> 00:09:11.582
‫حالا وقتشه هانس کوچولو خودشو ثابت کنه.

00:09:16.665 --> 00:09:19.749
‫همسن‌های من، کسانی که در ۱۹۲۹
‫به دنیا اومده بودن...

00:09:19.832 --> 00:09:24.332
‫در زادروز پیشوا بهش معرفی شدن.

00:09:42.415 --> 00:09:46.374
‫پیشوا قرار بود ما رو به پیروزی برسونه.

00:09:59.665 --> 00:10:04.040
‫اول، در برابر ارتش سرخ
‫جاده‌ها رو بستیم.

00:10:09.999 --> 00:10:12.290
‫باید از برلین دفاع می‌شد.

00:10:14.540 --> 00:10:16.624
‫باید یه جوری دوام می‌اوردیم!

00:10:33.665 --> 00:10:35.832
‫مارس ۱۹۴۵.

00:10:36.832 --> 00:10:39.665
‫متفقین به سمت
‫مرز آلمان سرازیر میشن.

00:10:40.040 --> 00:10:42.915
‫لشکرهای متفقین همچنان به
‫پیشرفت‌شون به سمت رود راین ادامه میدن...

00:10:42.957 --> 00:10:45.415
‫و گزارش‌های خوبی از
‫تمام بخش‌ها به گوش می‌رسه.

00:10:46.457 --> 00:10:48.915
‫وقتی که از رود راین رد بشیم...

00:10:48.998 --> 00:10:51.665
‫به پیروزی قاطع در اروپا نزدیکتر خواهیم شد.

00:10:52.915 --> 00:10:55.207
‫برای حفظ جان آمریکایی‌ها...

00:10:55.290 --> 00:11:00.790
‫رزولت موافقت می‌کنه که ماموریت
‫نهایی گرفتن برلین به عهده شوروی باشه.

00:11:00.873 --> 00:11:03.082
‫شروع خوبی داشتیم...

00:11:03.165 --> 00:11:05.082
‫و به سمت صلح جهانی پیش می‌رویم.

00:11:06.207 --> 00:11:11.123
‫در نیومکزیکو، دانشمندان دارن
‫یه سلاح مخفی و ویرانگر رو می‌سازن...

00:11:12.373 --> 00:11:13.873
‫بمب اتم.

00:11:16.623 --> 00:11:20.332
‫در حالی که در اقیانوس آرام،
‫آمریکایی‌ها فیلیپین رو پس می‌گیرن...

00:11:20.415 --> 00:11:22.998
‫و جزیره ایو جیما رو آزاد می‌کنن.

00:11:23.082 --> 00:11:24.998
‫آرام نخواهیم گرفت...

00:11:25.082 --> 00:11:28.748
‫تا وقتی که دشمن ما
‫به کلی از بین بره.

00:11:30.957 --> 00:11:34.248
‫خود ژاپن هدف نهایی ماست.

00:11:35.582 --> 00:11:40.540
‫حالا آخرین مانع بین نیروهای آمریکایی
‫و خود ژاپن وجود داره.

00:11:44.373 --> 00:11:46.540
‫بزرگترین ناوگان تهاجمی
‫جنگ اقیانوس آرام...

00:11:46.623 --> 00:11:51.332
‫سربازان ارتش و نیروی دریایی
‫آمریکا رو به جزیره اوکیناوا رسونده.

00:12:06.040 --> 00:12:11.165
‫اگه آمریکایی‌ها بتونن اوکیناوا رو بگیرن،
‫حمله به ژاپن در دسترس خواهد بود.

00:12:18.623 --> 00:12:22.373
‫برای ژاپنی‌ها تصور
‫این مسئله غیرقابل تحمله.

00:12:31.082 --> 00:12:36.832
‫کشورمون خاندان امپراتوری ۲۶۰۰ ساله داشت.

00:12:38.915 --> 00:12:41.915
‫هرگز کشور دیگه‌ای بهمون حمله نکرده بود.

00:12:49.373 --> 00:12:52.165
‫و اصول شرافت سامورایی رو داریم.

00:12:59.123 --> 00:13:02.165
‫فرماندهان ژاپن روی به یک
‫تاکتیک از روی درماندگی اوردن...

00:13:02.248 --> 00:13:03.998
‫تا جلوی ناوگان آمریکا رو بگیرن.

00:13:07.123 --> 00:13:09.623
‫نیروی هوایی درخواست داوطلب داره.

00:13:15.373 --> 00:13:18.165
‫در گروهان هشتم ویژه تهاجمی بودم.

00:13:20.873 --> 00:13:26.040
‫صدها نفر پا پیش گذاشتن.

00:13:34.540 --> 00:13:38.957
‫باور داشتیم که داریم
‫کار درستی انجام میدیم...

00:13:39.040 --> 00:13:40.623
‫که یه جنگ مقدس بوده.

00:13:44.832 --> 00:13:47.915
‫احساس شجاعت می‌کردم...

00:13:49.248 --> 00:13:53.207
‫و فکر می‌کردم قهرمانیم.

00:13:56.581 --> 00:14:01.748
‫روز بعد، مضطرب و وحشت‌زده بودم.

00:14:02.998 --> 00:14:07.915
‫واقعا اون همه شعارهای
‫زنده باد امپراتور رو باور نداشتیم...

00:14:07.998 --> 00:14:10.998
‫ولی وقتی جوونی
‫درگیر این چیزها میشی...

00:14:11.081 --> 00:14:15.081
‫و حس می‌کنی مجبوری
‫از بقیه پیروی کنی.

00:14:27.081 --> 00:14:30.081
‫[نبرد اوکیناوا]
‫[آوریل ۱۹۴۵]

00:14:33.831 --> 00:14:35.790
‫یه شب در ساعات اولیه...

00:14:35.873 --> 00:14:39.540
‫یکی از بچه‌ها گفت، جمعه سیزدهمه.

00:14:40.956 --> 00:14:44.540
‫پس حس کردیم که
‫یه اتفاقی ممکنه بیوفته.

00:14:47.790 --> 00:14:48.873
‫و افتاد.

00:15:01.165 --> 00:15:03.248
‫داشتم صبحونه می‌خوردم.

00:15:04.998 --> 00:15:07.415
‫یکی از دیده‌بان‌ها فریاد زد،
‫هواپیماها بالای سرمونن!

00:15:37.206 --> 00:15:42.581
‫وقتی دیدم یه کامیکازه خودشو به یه
‫کشتی دیگه زد، با خودم گفتم دیوونه‌ن.

00:15:58.915 --> 00:15:59.956
‫کشت و کشتار شد.

00:16:20.665 --> 00:16:24.498
‫دیدم یه هواپیما داره میاد
‫و یادمه گفتم...

00:16:24.581 --> 00:16:27.331
‫خودشه، الانه که بمیرم.

00:16:27.355 --> 00:16:47.355
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:16:58.581 --> 00:17:03.081
‫تا دو روز پشت سر هم
‫بمب‌افکن‌های انتحاری کامیکازه...

00:17:03.165 --> 00:17:05.206
‫به کشتی‌های آمریکایی حمله کردن.

00:17:20.831 --> 00:17:23.081
‫وقتی نوبت من شد...

00:17:26.289 --> 00:17:28.623
‫از مردن خیلی ترسیده بودم.

00:17:40.039 --> 00:17:43.914
‫ولی باید از دستورات اطاعت می‌کردی.

00:18:35.539 --> 00:18:40.414
‫با وجود ناوگان دشمن در پیش‌روی ما،
‫راه برگشتی وجود نداشت.

00:18:52.164 --> 00:18:55.789
‫جالبه که وقتی فهمیدم
‫قراره بمیرم...

00:18:55.873 --> 00:19:02.248
‫خاطراتی از بچگی یادم اومد.

00:19:05.664 --> 00:19:08.331
‫برای مثال، صورت مادرم.

00:19:37.039 --> 00:19:40.623
‫بعدش تیر خوردم و بیهوش شدم.

00:19:50.623 --> 00:19:53.956
‫به طرز معجزه‌آسایی،
‫بعد از سقوط در اقیانوس...

00:19:54.039 --> 00:19:58.748
‫کانجی از لاشه بیرون کشیده شد
‫و توسط یه قایق نجات آمریکایی از آب گرفته شد.

00:20:03.164 --> 00:20:06.539
‫ولی نبرد برای اوکیناوا تازه شروع شده بود.

00:20:15.248 --> 00:20:20.789
‫آوریل شده و در اروپا، هر روز
‫یه خبر دیگه از شکست آلمان به گوش می‌رسه.

00:20:26.248 --> 00:20:28.706
‫آمریکایی‌ها امروز کلون رو تصرف کردن.

00:20:28.789 --> 00:20:31.331
‫شهری ویران و مخروبه شده.

00:20:31.414 --> 00:20:33.581
‫و الان، در پادگان آلمانی
‫همه پا به فرار گذاشتن...

00:20:33.664 --> 00:20:35.373
‫و در کرانه غربی رود راین پیش میرن.

00:20:36.998 --> 00:20:39.998
‫نیروهای آمریکایی وارد
‫شهر نازی نورمبرگ شدن...

00:20:40.081 --> 00:20:44.623
‫در حالی که نیروهای هوابرد روسی
‫در ۴۰ کیلومتری شرق برلین فرود اومدن.

00:20:46.123 --> 00:20:50.164
‫شرق و غرب در
‫نزدیکی شهر آلمانی توراگو جمع شدن.

00:20:50.247 --> 00:20:54.039
‫آلمان نازی کاملا از
‫وسط دو نیمه شده.

00:20:58.289 --> 00:21:01.039
‫برای هزاران زندانی رژیم نازی...

00:21:01.122 --> 00:21:04.164
‫لحظه حقیقت داشت نزدیک می‌شد.

00:21:06.289 --> 00:21:09.997
‫وقتی جنگ شروع شد ۱۵ سالم بود.
‫دوستانم همسن من بودن.

00:21:11.206 --> 00:21:14.206
‫همه دختران جوان بودیم.
‫در اصل هنوز بچه بودیم.

00:21:17.997 --> 00:21:21.039
‫نوجوان یهودی گردا وایسمن...

00:21:21.122 --> 00:21:24.914
‫تقریبا سه سال در
‫اردوگاه کار نازی‌ها اسیر شده بود.

00:21:27.081 --> 00:21:28.997
‫صدای هواپیماها رو از بالای سرم شنیدم.

00:21:30.039 --> 00:21:34.122
‫یادمه بهمون گفتن که
‫جبهه روسی نزدیکتر شده...

00:21:35.706 --> 00:21:40.456
‫و آلمان‌ها دارن از ارتش
‫روسی فرار می‎‌کنن.

00:21:46.664 --> 00:21:51.372
‫بهمون گفتن که صبح روز
‫بعد برای پیاده‌روی میریم.

00:22:01.997 --> 00:22:06.581
‫افراد اس‌اس شلاق‌هاشونو
‫برداشتن و گفتن، به پیش.

00:22:12.622 --> 00:22:16.247
‫همه می‌دونستیم که این قراره
‫آخر راه باشه.

00:22:20.664 --> 00:22:22.164
‫هوا بدجور سرد بود.

00:22:26.039 --> 00:22:27.789
‫بیرون خوابیدیم.

00:22:33.331 --> 00:22:36.456
‫روی برف ردی از خون به جا گذاشتیم.

00:22:37.831 --> 00:22:39.247
‫خیلی وحشیانه بود.

00:22:44.331 --> 00:22:46.956
‫دوستم گفت یه کم آب می‌خواد.

00:22:48.831 --> 00:22:51.622
‫و بغلش کردم و هر دو خوابمون برد.

00:22:58.706 --> 00:23:00.872
‫من بیدار شدم، ولی اون نه.

00:23:15.164 --> 00:23:18.372
‫بعد از ۵۶۰ کیلومتر پیاده‌روی اجباری...

00:23:18.456 --> 00:23:23.664
اسرای همراهش توسط نگهبانان
در یک کارخونه متروکه زندانی شدن.

00:23:26.622 --> 00:23:30.497
‫آلمانی‌ها یه بمب ساعتی کار
‫گذاشتن تا ما رو منفجر کنن.

00:23:34.497 --> 00:23:38.081
‫سعی کردیم از اونجا بیایم بیرون
‫و نتونستیم.

00:23:38.164 --> 00:23:41.831
‫[ارتفاع ایمن، ۳.۹]

00:23:43.081 --> 00:23:48.039
‫یادمه اونجا نشسته بودم و می‌دونستم
‫این دیگه واقعا آخرشه.

00:24:14.872 --> 00:24:16.831
‫این دنیای امروز ـه.

00:24:17.914 --> 00:24:20.872
‫مقاومت آلمان در غرب راین
‫هنوز در حال درهم شکستن ـه...

00:24:20.955 --> 00:24:23.830
‫و سربازان آمریکایی به سرعت
‫در آلمان به پیش میرن.

00:24:26.622 --> 00:24:28.872
‫آوریل ۱۹۴۵.

00:24:28.955 --> 00:24:31.414
‫آمریکایی‌ها دارن مقاومت آلمان رو...

00:24:31.497 --> 00:24:33.122
‫با سرعت در غرب کشور از بین می‌برن.

00:24:41.664 --> 00:24:44.622
‫ارتش آلمان واقعا تیکه پاره شده...

00:24:44.705 --> 00:24:47.164
‫و خودشونو حالا در وضعیت بسیار
‫خطرناکی می‌بینن.

00:24:50.997 --> 00:24:55.205
‫و ارتش سرخ شوروی به
‫دروازه‌های پایتخت رسیده.

00:24:55.914 --> 00:24:59.789
‫برلین امشب به طور کامل
‫توسط لشکرهای روس محاصره شده.

00:25:02.247 --> 00:25:06.247
‫[نبرد برلین]
‫[آوریل ۱۹۴۵]

00:25:16.247 --> 00:25:18.539
‫به نقشه نگاه کردم.

00:25:19.705 --> 00:25:21.872
‫برلین ۱۲ کیلومتر دورتر بود.

00:25:24.622 --> 00:25:28.914
‫گفتم، بچه‌ها، برای تمام رنج‌هاتون...

00:25:31.747 --> 00:25:33.747
‫برای تمام غم‌هاتون...

00:25:36.622 --> 00:25:37.955
‫آتش!

00:25:50.830 --> 00:25:51.914
‫آتش!

00:25:55.539 --> 00:25:56.539
‫آتش!

00:25:58.955 --> 00:26:01.539
‫جهنم رو روی سرشون می‌ریزیم!

00:26:12.747 --> 00:26:16.372
‫پیاده‌نظام سوار تانک‌ها شدن.

00:26:17.039 --> 00:26:19.039
‫به سمت برلین!

00:26:32.539 --> 00:26:36.372
‫هانس مونشبرگ ۱۵ ساله
‫پشت موانع ایستاده

00:26:38.497 --> 00:26:42.080
‫خودمو جلوی روس‌ها دیدم.

00:26:50.497 --> 00:26:55.664
‫به سمت دشمن شلیک کردم.

00:26:57.372 --> 00:26:59.789
‫مسئله‌ی بقا بود.

00:27:10.414 --> 00:27:12.414
‫خیلی عصبانی بودیم.

00:27:18.705 --> 00:27:24.164
‫تانک‌هامون آلمانی‌های
‫مرده رو له کردن.

00:27:24.830 --> 00:27:26.330
‫و زخمی‌ها رو.

00:27:32.830 --> 00:27:34.414
‫انتقام!

00:28:07.122 --> 00:28:12.538
‫نُه نفر از همکلاسی‌هام کشته شدن.

00:28:12.622 --> 00:28:16.455
‫تصمیم گرفتیم که قرار نیست تسلیم بشیم.

00:28:18.497 --> 00:28:21.663
‫باید سعی کنیم یه جوری فرار کنیم.

00:28:28.747 --> 00:28:31.622
‫بعد از دو هفته جنگ وحشیانه خیابونی...

00:28:31.705 --> 00:28:34.872
‫لئونید رزنبرگ در میان اولین
‫سربازان ارتش سرخ بود...

00:28:34.955 --> 00:28:36.663
‫که به مقر رایش رسید...

00:28:36.747 --> 00:28:39.705
‫که قلب نمادین دولت آلمان بود...

00:28:39.788 --> 00:28:42.663
‫تا بالاخره انتقام
‫خونواده کشته شده‌شو بگیره.

00:28:47.955 --> 00:28:50.622
‫آماده رفتن به مقر رایش بودم...

00:28:54.455 --> 00:28:58.163
‫تا اینکه همه‌شو تموم کنم.

00:29:11.913 --> 00:29:15.580
‫از گنبد مقر رایش بالا رفتم...

00:29:30.038 --> 00:29:32.872
‫و به پرچم پیروزی رسیدم.

00:29:42.080 --> 00:29:46.955
‫در تمام جنگ، رویای رسیدن
‫به لانه دشمن رو داشتم.

00:29:49.455 --> 00:29:54.247
‫به اون لونه رسیدم!

00:30:04.080 --> 00:30:07.497
‫ارتش آلمان شکست خورده.

00:30:08.122 --> 00:30:10.205
‫آلمان شکست خورده!

00:30:13.872 --> 00:30:16.663
‫به یه روستا اومدیم.

00:30:18.163 --> 00:30:22.955
‫یه خانم بهمون گفت که
‫آلمان تسلیم شده.

00:30:26.372 --> 00:30:30.288
‫گفتم، غیرممکنه.
‫آلمان نباید تسلیم بشه.

00:30:36.705 --> 00:30:41.663
‫سروانم دستشو گذاشت روی شونه‌م.

00:30:41.747 --> 00:30:45.663
‫می‌دونی، پسر، گاهی شنیدن
‫حقیقت سخت‌تر از یه دروغه.

00:30:50.622 --> 00:30:52.913
‫می‌دونستم تموم شده.

00:30:59.163 --> 00:31:01.747
‫آلمان در تمام جبهه‌ها
‫بی‌قید و شرط در برابر...

00:31:01.788 --> 00:31:06.455
‫تمام متفقین تسلیم شده، برای ایالات متحده،
‫بریتانیای کبیر، شوروی و فرانسه.

00:31:13.247 --> 00:31:14.622
‫آلمانی‌ها مدارک رو...

00:31:14.705 --> 00:31:18.038
‫۱۹ دقیقه قبل از سه امروز صبح
‫به وقت فرانسه امضا کردن...

00:31:18.121 --> 00:31:20.955
‫در یه مدرسه قرمز کوچیک
‫در ریم، فرانسه حضور داشتن

00:31:47.663 --> 00:31:50.496
‫مردان و زنان آلمان...

00:31:51.455 --> 00:31:55.538
‫پیشوای ما، آدولف هیتلر سقوط کرده.

00:31:59.455 --> 00:32:01.371
‫خبری بسیار مهم داریم.

00:32:02.121 --> 00:32:07.163
‫رادیو آلمان همین الان
‫اعلام کرد که هیتلر مرده.

00:32:07.746 --> 00:32:08.746
‫تکرار می‌کنم.

00:32:08.830 --> 00:32:11.205
‫هیتلر مرده.

00:32:51.705 --> 00:32:55.205
‫هیتلر با زدن یک گلوله
‫توی سرش به زندگی خودش خاتمه داد.

00:32:55.955 --> 00:33:01.246
‫کشوری رو مخروبه و مردمی
‫رو در هم شکسته باقی گذاشت.

00:33:04.330 --> 00:33:06.121
‫بعد از فرار کردن از شهرشون...

00:33:06.205 --> 00:33:09.746
‫کارولا اشترن و مادرش
‫از دست روس‌ها قایم شده بودن.

00:33:11.996 --> 00:33:16.080
‫پیاده رفتیم تا به یه مزرعه رسیدیم.

00:33:20.663 --> 00:33:27.371
‫سربازها رد شدن و به ما گفتن...

00:33:27.455 --> 00:33:31.496
‫پیشوا در نبرد برلین از پا دراومده.

00:33:32.288 --> 00:33:36.996
‫و مادرم گفت، پیشوا
‫اصلا خبر نداشته.

00:33:38.205 --> 00:33:42.288
‫جواب دادم، پیشوا رو فراموش کن.

00:33:43.288 --> 00:33:49.288
‫بهمون قول دنیا رو داد
‫و حالا اینجا توی کثافتیم.

00:34:01.288 --> 00:34:05.288
‫[لندن]

00:34:10.830 --> 00:34:15.871
‫شاید به خودمون اجازه بدیم
‫مدت کوتاهی شاد و خوشحال باشیم.

00:34:43.038 --> 00:34:46.038
‫[پاریس]

00:35:04.538 --> 00:35:08.246
‫[مسکو]

00:35:20.246 --> 00:35:22.163
‫با شروع شدن جشن و پایکوبی...

00:35:22.954 --> 00:35:24.204
‫در آلمان...

00:35:24.288 --> 00:35:28.496
‫افسر اطلاعاتی آمریکا کرت کلاین
‫گزارش نگران‌کننده‌ای دریافت کرد.

00:35:30.163 --> 00:35:34.121
‫از گروهی از زنان یهودی شنیدیم...

00:35:34.204 --> 00:35:39.538
‫که در یک کارخونه متروکه توسط
‫افراد اس‌اس زندانی شدن.

00:35:42.204 --> 00:35:44.079
‫و چون آلمانی بلد بودم...

00:35:44.163 --> 00:35:48.454
‫با یه جیپ از بهیارها فرستاده شدم.

00:35:53.329 --> 00:35:57.079
‫چند روز قبل، آلمانی‌ها
‫ما رو در کارخونه زندانی کرده بودن...

00:35:57.163 --> 00:35:59.663
‫و یه بمب ساعتی رو وصل کرده بودن.

00:36:07.079 --> 00:36:09.579
‫ولی بعدش بارون گرفت.

00:36:09.663 --> 00:36:12.371
‫برای همین زمان‌سنج بمب وصل نشده بود.

00:36:15.621 --> 00:36:18.829
‫و صبح روز بعدش، درها باز شدن...

00:36:18.913 --> 00:36:21.246
‫و مردم رو صدا زدن و
‫گفتن جنگ تموم شده.

00:36:24.954 --> 00:36:29.413
‫منظره کاملا روشنی از
‫آزادی اون روز صبح دیده شد...

00:36:29.496 --> 00:36:31.996
‫وقتی دیدم یه ماشین داره
‫به سمت تپه میاد...

00:36:33.288 --> 00:36:36.579
‫ستاره سفید روی کاپوتش بود
‫و نه صلیب شکسته.

00:36:45.704 --> 00:36:48.579
‫و یادمه که کنار ورودی ساختمون...

00:36:48.663 --> 00:36:50.413
‫یه دختر رو در حالت ایستاده دیدم.

00:36:56.288 --> 00:36:58.954
‫و تصمیم گرفتم به سمتش برم.

00:37:02.704 --> 00:37:05.038
‫و با آلمانی و انگلیسی ازش پرسیدم...

00:37:05.121 --> 00:37:07.204
‫این دو زبان رو بلده یا نه...

00:37:07.288 --> 00:37:09.413
‫و به آلمانی جوابم رو داد.

00:37:12.246 --> 00:37:15.371
‫و بهش گفتم، می‌دونی، ما یهودی هستیم؟

00:37:18.579 --> 00:37:20.954
‫تا مدت بسیار زیادی جوابمو نداد.

00:37:24.538 --> 00:37:28.496
‫و بعدش صداش حسش رو لو داد.

00:37:32.121 --> 00:37:34.288
‫گفتش، منم یهودیم

00:37:44.788 --> 00:37:46.246
‫یادمه گفتم، اوه!

00:37:46.329 --> 00:37:48.038
‫باورم نمی‌شد.

00:37:48.121 --> 00:37:50.163
‫برام شبیه خدا بود.

00:37:53.121 --> 00:37:57.079
‫حس بسیار عجیبی داشت
‫که نه تنها یه آمریکایی آزادمون کرده...

00:37:57.163 --> 00:37:59.038
‫بلکه یه یهودی این کار رو کرده...

00:38:01.746 --> 00:38:04.538
‫واقعا خیلی...

00:38:04.621 --> 00:38:08.413
‫یعنی، فکر کنم اون موقع...

00:38:08.496 --> 00:38:14.162
‫چنان احساس شادی کردم که
‫تمام وجودم رو گرفت...

00:38:14.246 --> 00:38:15.954
‫اینقدر که حتما نتونستم جلوشو بگیرم.

00:38:16.037 --> 00:38:19.121
‫یادمه که نمی‌تونستم خودمو کنترل کنم.

00:38:20.037 --> 00:38:22.579
‫و بعدش یه سوال عجیب پرسید.

00:38:23.579 --> 00:38:26.579
‫گفتش، میشه بقیه خانم‌ها رو ببینم؟

00:38:27.912 --> 00:38:31.079
‫شش سال بود که اینطوری
‫خطاب نشده بودیم

00:38:32.496 --> 00:38:37.162
‫بهش گفتم بیشتر دخترهایی که
‫داخل هستن اینقدر بیمارن که نمی‌تون راه برن

00:38:37.246 --> 00:38:39.454
‫و بهم گفت، نمیای با من بریم؟

00:38:45.121 --> 00:38:48.579
‫در رو برام باز نگه داشت
‫و گذاشت دنبالش برم

00:38:53.996 --> 00:38:59.037
‫تقریبا غیرممکنه صحنه‌ای که
‫داخل دیدم رو توصیف کنم...

00:38:59.121 --> 00:39:02.996
‫با اون همه زنی که روی زمین
‫افتاده بودن.

00:39:03.079 --> 00:39:06.246
‫برای من یه تجربه درهم شکننده بود.

00:39:08.458 --> 00:39:12.333
<i>... به سمتشون اشاره کرد و یه جور حالتِ دستِ خاصی</i>

00:39:12.416 --> 00:39:15.416
<i>.رو به این صحنه ی ویرانی انجام داد ...</i>

00:39:16.875 --> 00:39:19.958
<i>:و این کلمات رو به زبان آورد</i>

00:39:22.375 --> 00:39:23.833
<i>"نجیب باشد انسان"</i>

00:39:24.500 --> 00:39:26.583
<i>"مهربان و نیکوکار"</i>

00:39:36.250 --> 00:39:40.916
<i>و من به سختی باورم میشد که او
...در چنین لحظه‌ای قادر به</i>

00:39:41.000 --> 00:39:47.250
<i>،خوندن شعری از شاعر آلمانی؛ گوته
.به اسم "الهی" بود</i>

00:39:52.083 --> 00:39:55.250
.یه تجربه‌ کاملاً شوکه‌کننده بود برام

00:40:02.787 --> 00:40:06.204
‫خب، خیلی زود کامیون‌ها اومدن،
‫کامیون‌های صلیب سرخ.

00:40:06.287 --> 00:40:08.329
‫ما رو به بیمارستان بردن.

00:40:12.412 --> 00:40:16.454
‫تنها کسی از خونواده‌م بودم
‫که زنده مونده بود.

00:40:21.704 --> 00:40:26.787
‫هرگز تاثیری که این دختر
‫روم گذاشته بود رو فراموش نکردم...

00:40:26.871 --> 00:40:31.787
‫و تلاش کردم تا جایی که میشه
‫به بیمارستان زیاد برگردم.

00:40:34.454 --> 00:40:36.079
‫هر چی بیشتر باهاش حرف زدم...

00:40:36.162 --> 00:40:41.496
‫بیشتر فهمیدم که یه چیز
‫خاص درونش وجود داره.

00:40:41.579 --> 00:40:45.954
‫پس از اون موقع به بعد
‫رابطه‌ای شکل گرفت.

00:40:52.829 --> 00:40:54.871
‫کرت هر وقت که می‌تونست می‌اومد...

00:40:54.954 --> 00:40:57.787
‫و گفتش، دوست دارم
‫به آمریکا بیای.

00:40:58.787 --> 00:41:01.246
‫و گفتم، خب اونجا چی کار کنم؟

00:41:01.329 --> 00:41:03.787
‫و گفتش، برای شروع می‌تونی
‫باهام ازدواج کنی.

00:41:12.121 --> 00:41:14.996
‫و اون شادترین لحظه زندگیم بود.

00:41:22.579 --> 00:41:25.704
‫برای گردا وایسمن، رستگاری وجود داره.

00:41:30.787 --> 00:41:33.996
‫برای میلیون‌ها نفر دیگه
‫راه خروجی وجود نداره.

00:41:40.495 --> 00:41:43.620
‫آمریکایی‌ها به شهر
‫آلمانی داخوا رسیدن.

00:41:50.537 --> 00:41:53.454
‫از جاده‌ای به سمت شهر داخوا رفتیم.

00:41:53.537 --> 00:41:55.537
‫ولی داخوا برای من معنایی نداشت.

00:41:56.287 --> 00:41:58.537
‫ریل‌های قطار جانبی وجود داشت.

00:42:02.287 --> 00:42:06.704
‫و به یه فضای بسته رسیدیم
‫که دروازه و بقیه چیزها رو داشت.

00:42:13.245 --> 00:42:15.287
‫و آدم‌های بسیار زیادی اونجا بودن.

00:42:31.204 --> 00:42:35.412
‫حدود ۳۰ واگن روی ریل قطار بود...

00:42:35.495 --> 00:42:39.704
‫و وقتی داخل واگن‌ها رو نگاه کردم
‫پر از اجساد بود.

00:42:43.954 --> 00:42:47.120
‫از چیزی که دیده بودم اینقدر
‫شوکه شدم که حالم بهم خورد.

00:42:54.537 --> 00:42:57.787
‫وقتی وسط چنین تجربه‌ای هستی...

00:42:58.495 --> 00:43:00.495
‫یه جورایی شبیه یه کابوسه.

00:43:02.329 --> 00:43:07.329
‫فراتر از حیطه تصور آدم بود.

00:44:03.579 --> 00:44:05.537
‫سالها طول خواهد کشید تا...

00:44:05.620 --> 00:44:08.037
‫جنایاتی که اینجا مرتکب شدن رو
‫بتوان درک کرد...

00:44:10.870 --> 00:44:13.870
‫و در اردوگاه‌های سرتاسر
‫اروپای اشغال شده...

00:44:13.954 --> 00:44:17.079
‫جایی که میلیون‌ها نفر در
‫نسل‌کشی نازی‌ها کشته شدن.

00:44:39.745 --> 00:44:42.995
‫در خاور دور، سلاخی ادامه داره.

00:44:48.245 --> 00:44:53.870
‫در اوکیناوا، خلبان‌های کامیکازه ژاپن نتونستن
‫جلوی پیشروی آمریکا رو بگیرن.

00:45:06.995 --> 00:45:10.412
‫تا اواخر ژوئن، بعد از
‫یک نبرد نهایی و سخت...

00:45:10.495 --> 00:45:12.370
‫اوکیناوا سقوط می‌کنه.

00:45:26.245 --> 00:45:30.162
‫هدف نهایی در دسترس ـه، توکیو.

00:45:32.120 --> 00:45:33.995
‫در اقیانوس آرام، بی۲۹ های آمریکایی...

00:45:34.078 --> 00:45:38.620
‫به پایگاه‌های ژاپن در هونشو
‫و کیوشو حمله کردن.

00:45:39.703 --> 00:45:42.828
‫منطقه توکیو یه بار دیگه
‫از هوا بمباران میشه.

00:45:42.912 --> 00:45:46.870
‫نیروی ویژه بزرگ ما حملاتش
‫به پایتخت دشمن رو از سر گرفته.

00:45:48.578 --> 00:45:50.287
‫خیلی خوب فهمیدن...

00:45:50.370 --> 00:45:52.828
‫که شاید سخت‌ترین بخش
‫جنگ در راه باشه.

00:45:54.162 --> 00:45:56.828
‫حالا باید ژاپن رو له کنیم.

00:46:17.328 --> 00:46:19.162
‫برای پایان دادن به جنگ...

00:46:19.245 --> 00:46:23.412
‫متفقین حالا با
‫یک حمله خونین ژاپن روبه‌‌رو هستن...

00:46:23.495 --> 00:46:26.203
‫و ده‌ها هزار تلفات بیشتر در راه خواهد بود.

00:46:30.828 --> 00:46:34.162
‫ولی در حال ساخت یک
‫اسلحه مخفی ویرانگر بودن...

00:46:34.245 --> 00:46:35.578
‫بمب اتم.

00:46:38.620 --> 00:46:41.453
‫صلحی در جهان وجود نخواهد داشت...

00:46:41.537 --> 00:46:45.162
‫تا وقتی که قدرت نظامی
‫ژاپن به کلی نابود بشه.

00:46:47.078 --> 00:46:50.412
‫تنها تسلیم شدن می‌تونه از...

00:46:50.495 --> 00:46:52.787
‫خرابی که سر آلمان در نتیجه
‫مقاومت بی‌فایده و ادامه‌دار اومده...

00:46:52.870 --> 00:46:56.828
‫جلوگیری کنه.

00:47:00.662 --> 00:47:04.828
‫در حالی که فرماندهان آمریکایی در مورد
‫جنبه اخلاقی این اقدام جدی بحث می‌کردن...

00:47:05.453 --> 00:47:09.203
‫برخی از رهبران ژاپن در خفا
‫به فکر تسلیم شدن بودن.

00:47:15.245 --> 00:47:18.578
‫ولی به ژاپن هرگز فرصت
‫صلح کردن داده نمیشه.

00:47:49.078 --> 00:47:52.620
‫خلبان به مسلسل‌چی سمت چپ.

00:47:54.662 --> 00:47:57.120
‫خلبان به بمب‌انداز، کشتی تو.

00:48:01.995 --> 00:48:03.578
‫دریچه‌های بمب باز میشه.

00:48:31.203 --> 00:48:33.078
‫یک بمب اتم است.

00:48:34.037 --> 00:48:36.245
‫نیرویی که خورشید ازش
‫قدرت می‌گیره...

00:48:36.328 --> 00:48:41.453
‫برای کسانی که جنگ رو
‫به خاور دور اوردن آزاد میشه.

00:48:56.578 --> 00:48:58.245
‫یه نور خیره‌کننده دیده شد.

00:49:02.828 --> 00:49:05.870
‫انفجار با سرعت به طرف ما اومد.

00:49:07.870 --> 00:49:10.661
‫پیش مادرمون گریه می‌کردیم.

00:49:10.745 --> 00:49:13.745
‫مامان، کمک‌مون کن، لطفا به دادمون برس!

00:49:16.203 --> 00:49:19.453
‫با دستهام لمسش کردم.

00:49:23.203 --> 00:49:25.453
‫پودر شده بود...

00:49:28.578 --> 00:49:30.953
‫و خاکسترش به هوا رفت.

00:49:44.870 --> 00:49:46.953
‫شهر هیروشیما نابود شده...

00:49:46.995 --> 00:49:51.495
‫و تقریبا تمام موجودات زنده
‫به خاطر انفجار تا حد مرگ سوختن.

00:49:53.953 --> 00:49:56.703
‫شصت درصد منطقه ساخته شده
‫شهر ناپدید شده...

00:49:56.786 --> 00:49:58.620
‫تقریبا هیچ ردی ازش نمونده.

00:50:04.078 --> 00:50:07.328
‫صد هزار ژاپنی بلافاصله کشته شدن...

00:50:07.411 --> 00:50:12.036
‫در دو انفجار اتمی در هیروشیما و ناگازاکی.

00:50:18.120 --> 00:50:22.203
‫صد و پنجاه هزار تای دیگه
‫به خاطر تشعشع‌زدگی در طول سالهای بعد...

00:50:22.286 --> 00:50:23.536
‫مرُدن.

00:51:01.161 --> 00:51:04.370
‫ژاپن تسلیم شده.

00:51:08.161 --> 00:51:12.078
‫جنگ در سرتاسر دنیا به پایان رسیده.

00:51:14.620 --> 00:51:17.411
‫در این ساعت خوش
‫از شما می‌خوام...

00:51:18.036 --> 00:51:22.411
‫به یاد تمام کسانی باشید
‫که زندگی‌شونو کف دست گذاشتن...

00:51:23.286 --> 00:51:29.036
‫و تمام کسانی که از دست دادن
‫عزیزان‌شونو تجربه کردن.

00:51:32.745 --> 00:51:37.370
‫تبریک میگم که زنده هستین
‫و به اخبار امشب گوش میدین.

00:51:38.286 --> 00:51:40.620
‫میلیون‌‌ها نفر زنده نموندن.

00:51:44.995 --> 00:51:47.078
‫بازگشت جدید به خانه.

00:51:49.953 --> 00:51:52.703
‫مردانی که سلاح‌های رزم‌ناوها
‫رو کج کرده بودن...

00:51:52.786 --> 00:51:55.078
‫و اونا رو در نبرد حماسی
‫تابیده بودن...

00:51:55.161 --> 00:51:58.120
‫سوار بر قایق‌ها و کرجی‌ها
‫در رودخانه و خلیج خواهند بود.

00:52:05.244 --> 00:52:07.619
‫خلبانی با ماموریتهای بسیار...

00:52:07.703 --> 00:52:10.744
‫برای چند شرکت نظامی
‫کارهای پیش پا افتاده خواهند کرد.

00:52:18.203 --> 00:52:21.328
‫و راننده‌های تانک
‫پشت ماشین چمن‌زن تقویت شده می‌شینن...

00:52:21.911 --> 00:52:23.744
‫در حالی که پدران‌شان در
‫تماشا هستن.

00:52:46.036 --> 00:52:50.536
‫بعد از شش سال تمام عیار جنگ،
‫جهان هزینه را تخمین می‌زند.

00:52:52.911 --> 00:52:54.953
‫بیش از ۶۰ میلیون نفر مردن.

00:52:58.411 --> 00:53:02.661
‫اونایی که در این نبرد زنده موندن تا
‫ابد زخم‌هایی رو به همراه خواهند داشت.

00:53:05.578 --> 00:53:09.536
‫همچنان کسانی که بعدش به دنیا اومدن
‫باید درس‌هاشو یاد بگیرن.

00:53:20.578 --> 00:53:23.536
‫چندین جنایتکار جنگی نازی‌ها،
‫گورینگ و فون رونشتت...

00:53:23.619 --> 00:53:27.828
‫هر دوشون اهداف بزرگی هستن، دستگیر شدن
‫و حالا به بریتانیا اورده شدن.

00:53:27.911 --> 00:53:30.578
‫در لندن به خاطر جنایت‌های
‫جنگی‌شون محاکمه میشن.

00:53:32.119 --> 00:53:36.578
‫درخواست آمریکا برای باز کردن
‫فلسطین برای پناهنده‌های یهودی...

00:53:36.661 --> 00:53:40.369
‫با توافقی با دولت بریتانیا میسر خواهد شد.

00:53:40.453 --> 00:53:43.828
‫ولی برداشت‌های اولیه
‫اینطور بود که نه اعراب و نه یهودی‌ها...

00:53:43.911 --> 00:53:45.994
‫از این توافق راضی نیستن.

00:53:47.828 --> 00:53:50.578
‫باید آماده جو صلح بشیم...

00:53:50.661 --> 00:53:52.619
‫جوی که ناشی از درک متقابل
‫و حسن نیت باشه.

00:53:54.619 --> 00:53:58.411
‫کمیته حقوق بشر انتظار میره
‫لایحه حقوق رو برای تمام انسانها...

00:53:58.494 --> 00:53:59.786
‫تنظیم کنه...

00:53:59.869 --> 00:54:03.119
‫که وظیفه اصلی سازمان ملل
‫رو تحقق می‌بخشه

00:54:06.411 --> 00:54:08.744
‫به پیش برو، ای کشتی کشور.

00:54:10.078 --> 00:54:13.036
‫به پیش برو، ای اتحاد، قوی و باشکوه!

00:54:14.828 --> 00:54:17.328
‫انسانیت با تمام ترس‌هایش...

00:54:18.119 --> 00:54:20.828
‫با تمام امیدهایش برای سالهای آینده...

00:54:21.869 --> 00:54:25.411
‫به سرنوشت تو چشم دوخته
‫و منتظر است!

00:54:25.435 --> 00:54:45.435
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:54:45.459 --> 00:55:05.459
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.