﻿WEBVTT

00:00:05.350 --> 00:00:07.720
‫شما کلاغ‌های تپه‌ای باید جایگاه‌تونو بدونین.

00:00:18.000 --> 00:01:48.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:48.860 --> 00:01:52.040
‫ای بچه کله‌خراب!

00:01:52.040 --> 00:01:54.960
‫آه، خوردم زمین.

00:01:54.960 --> 00:01:57.820
‫آخه چطوری خوردی زمین
‫که اون بلا سر صورتت اومده؟!

00:01:57.820 --> 00:02:00.670
‫چرا همش دنبال دردسر می‌گردی؟

00:02:00.670 --> 00:02:01.670
‫عزیزم.

00:02:01.670 --> 00:02:03.580
‫مطمئنم یه دلیل خوب داره.

00:02:04.520 --> 00:02:07.930
‫حـ ـ حالا هرچی، جلوی ارباب سرتو پایین بگیر.

00:02:07.930 --> 00:02:09.890
‫الم شنگه به پا نکنی ها، شیرفهم شدی؟

00:02:10.500 --> 00:02:11.510
‫باشه.

00:02:13.530 --> 00:02:20.230
‫اجازه بدید ورود بی‌دغدغه‌ی شیراتاما-ساما
‫ به قصر رو بهتون تبریک بگم.

00:02:20.480 --> 00:02:24.480
‫بله، این فرصت دوباره ایجاد نمی‌شه.

00:02:24.920 --> 00:02:28.950
‫هرطور شده شیراتاما باید با اعلی‌حضرت ازدواج کنه.

00:02:29.860 --> 00:02:30.750
‫عزیزم.

00:02:30.750 --> 00:02:32.530
‫همم؟ اوه!

00:02:36.940 --> 00:02:40.760
‫خدای من. چطور تونستم
‫ در حضور شما جایگاه‌مو فراموش کنم؟

00:02:41.300 --> 00:02:42.770
‫مشکلی ندارم.

00:02:44.410 --> 00:02:49.630
‫رقابت دوستانه بین چهار خاندان،
‫یامائوچی رو کامیاب و امن نگه می‌داره.

00:02:49.980 --> 00:02:52.620
‫حتماً خدای کوهستان هم خوشنود می‌کنه.

00:02:53.540 --> 00:02:56.920
‫برای جشن ورود شیراتاما به کاخ،

00:02:56.920 --> 00:03:00.520
‫پسر ارشد خاندان سلطنتی به سرعت
‫ از پایتخت اومدن تا بهمون ملحق بشن.

00:03:00.520 --> 00:03:02.390
‫ایشون ناتسوکا-ساما از معبد آینه پاک هستن.

00:03:02.390 --> 00:03:04.190
‫نـ ـ ناتسوکا-ساما؟!

00:03:04.880 --> 00:03:07.520
‫ارباب گنیا درموردت بهم گفته بود.

00:03:07.520 --> 00:03:11.670
‫شنیدم سه پسر داری که همه
‫ علما و جنگجوهای آینده‌داری هستن.

00:03:11.670 --> 00:03:13.820
‫نه، شایسته‌ی چنین تمجیداتی نیستن.

00:03:13.820 --> 00:03:16.480
‫نیازی به شکسته‌نفسی نیست.

00:03:16.480 --> 00:03:20.760
‫از اونجایی که همه اینجاییم،
‫بذار به ناتسوکا-ساما ادای احترام کنن.

00:03:20.760 --> 00:03:24.450
‫خـ ـ خب، راستش...

00:03:29.840 --> 00:03:32.750
‫یوکیا، چرا داری گریه می‌کنی؟

00:03:32.750 --> 00:03:35.940
‫متأسفم. همش تقصیر خودم بود!

00:03:35.940 --> 00:03:39.510
‫یـ ـ یوکیا؟ چه بلایی سر صورتت اومده؟

00:03:42.270 --> 00:03:45.370
‫به یکی از کلاغ‌های درباری توهین کردم.

00:03:45.680 --> 00:03:47.290
‫کلاغ درباری؟

00:03:47.290 --> 00:03:48.310
‫بله.

00:03:48.730 --> 00:03:52.560
‫امروز توی بازار، موچی صرف کرد.

00:03:52.810 --> 00:03:57.870
‫ولی فراموش کرد پولشو بده،
‫پس دنبالش رفتم تا فیش غذاشو بدم، و...

00:03:58.420 --> 00:04:00.300
‫کتکت زد؟

00:04:00.580 --> 00:04:02.260
‫ولی تقصیر خودم بود.

00:04:02.260 --> 00:04:05.220
‫حتماً خیلی گستاخ بودم، چون خیلی بهش بر خورد.

00:04:05.470 --> 00:04:09.380
‫اون که کلاغ تپه‌ای نیست!
‫بچه‌ی ارباب روستا بوده!

00:04:09.660 --> 00:04:12.120
‫اگه انقدر کله‌شق نبودم،

00:04:12.120 --> 00:04:15.790
‫کازومارو-ساما پول غذاشونو
‫ فراموش نمی‌کردن و کتکم نمی‌زدن.

00:04:15.790 --> 00:04:19.330
‫پس باید بهشون بگم: لطفاً با خانواده‌م کاری نداشته باشید!

00:04:19.940 --> 00:04:22.180
‫واقعاً متأسفـــم!

00:04:24.340 --> 00:04:25.940
‫ابله‌های نمک‌نشناس!

00:04:26.690 --> 00:04:29.570
‫این چه وضع برخورد با افراد قانونمنده؟!

00:04:32.580 --> 00:04:33.580
‫ابله!

00:04:33.970 --> 00:04:36.230
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟!

00:04:36.650 --> 00:04:39.160
‫لطفاً منو ببخشید، اما-

00:04:39.160 --> 00:04:40.880
‫اما و اگر نداریم!

00:04:40.880 --> 00:04:44.850
‫حالا باید خیال خدمت به شاهزاده رو
‫ بذاری دَم کوزه آبشو بخوری!

00:04:44.850 --> 00:04:47.350
‫اصلاً می‌دونی چقدر برای ترتیب‌دادنش زحمت کشیدم؟

00:04:48.150 --> 00:04:50.990
‫چـ ـ چی؟ نه...

00:04:53.520 --> 00:04:56.390
‫یوکیا، کبودی‌هات چطورن؟

00:04:56.390 --> 00:04:59.310
‫خب، می‌شه گفت درد داره.

00:04:59.600 --> 00:05:01.720
‫خوشحالم که بدتر نیست.

00:05:01.720 --> 00:05:06.180
‫ولی باید فوراً جایگزینی برای کازومارو پیدا کنیم.

00:05:06.180 --> 00:05:07.240
‫همینطوره.

00:05:07.640 --> 00:05:12.660
‫ولی نمی‌تونیم هر کسی رو برای خدمت به اعلی‌حضرت بفرستیم.

00:05:12.660 --> 00:05:14.860
‫و همش به‌خاطر پسر نادون من.

00:05:14.860 --> 00:05:18.150
‫نباید از هیچ‌چیز شرمسار باشید، یوکیماسا-دونو.

00:05:18.150 --> 00:05:21.950
‫نـ ـ ناسوکا-ساما، شـ ـ شرمنده که
‫ باید شاهد اون نمایش شرم‌آور می‌بودین.

00:05:21.950 --> 00:05:24.720
‫اوه، خیلی هم ازش لذت بردم.

00:05:25.330 --> 00:05:30.740
‫ولی یوکیای جوان باید یاد بگیره
‫ در مواقع مختلف مراقب رفتارش باشه.

00:05:30.740 --> 00:05:33.800
‫واقعاً انقدر بی‌ادبم؟

00:05:33.800 --> 00:05:34.710
‫هیس!

00:05:34.980 --> 00:05:36.760
‫پس یه پیشنهادی دارم.

00:05:36.760 --> 00:05:43.400
‫چطوره یوکیا رو برای خدمت به شاهزاده بفرستیم
‫تا در همونجا ادب و نزاکت هم یاد بگیره؟

00:05:43.400 --> 00:05:44.200
‫عه؟

00:05:44.200 --> 00:05:46.830
‫چه فکر بی‌نظیری.

00:05:46.830 --> 00:05:49.640
‫که اینطور. چرا به ذهن خودم نرسید.

00:05:49.640 --> 00:05:53.910
‫یوکیا، فعلاً با یک سال خدمت به اعلی‌حضرت شروع کن.

00:05:53.910 --> 00:05:57.360
‫یـ ـ یه‌لحظه وایسین! منظورم این نبود که-

00:05:57.360 --> 00:06:00.660
‫چه پیشنهاد محشری. موافق نیستی، عزیزم؟

00:06:00.660 --> 00:06:02.670
‫ها؟ آ ـ آره.

00:06:05.000 --> 00:06:07.040
‫گوریه که واسه خودت کَندی.

00:06:07.040 --> 00:06:11.640
‫و یادت باشه. اگه فکر تسلیم‌شدن
‫ و برگشتن قبل از یک سال هم به سرت بزنه،

00:06:11.640 --> 00:06:13.860
‫«صومعه ساقه استوار» در انتظارته.

00:06:13.860 --> 00:06:14.470
‫چی؟!

00:06:14.890 --> 00:06:16.640
‫ولم کنین تو رو خدا-

00:06:16.640 --> 00:06:20.130
‫وقتی دل به‌کار بده، از پس هرکاری برمیاد. لطفاً ببریدش.

00:06:20.130 --> 00:06:21.010
‫لطفاً!

00:06:21.560 --> 00:06:23.720
‫زیاده‌روی کردم!

00:06:31.900 --> 00:06:35.060
‫بانوی من، سرما می‌خوریدا.

00:06:35.790 --> 00:06:40.180
‫نگاه کن. وقتی رسیدیم اینجا،
‫درخت‌های گیلاس پر از شکوفه بود.

00:06:40.820 --> 00:06:43.250
‫همینطوره که می‌فرمایید.

00:06:43.690 --> 00:06:46.950
‫کِی شاهزاده بهمون سر می‌زنه؟

00:06:46.950 --> 00:06:49.220
‫و اصلاً چه‌جور آدمیه؟

00:06:49.840 --> 00:06:52.290
‫شایعات می‌گن «یه احمق غیرقابل‌تحمل»ـه.

00:06:52.290 --> 00:06:55.540
‫بانوی من، نباید همچین شایعات بی‌اساسی رو باور کنید.

00:06:57.640 --> 00:07:01.090
‫فقط خاندان سلطنتی می‌تونن از رنگ بنفش استفاده کنن.

00:07:07.450 --> 00:07:11.490
‫«به دلیل مشغله زیادم،
‫ فرصت دیدن کاخ شکوفه گیلاس رو ندارم.»

00:07:11.820 --> 00:07:14.200
‫«لطفاً مراقب سلامتی خودتون باشید.»

00:07:16.640 --> 00:07:18.870
‫تعارف‌های توخالی.

00:07:19.780 --> 00:07:24.570
‫خب، حداقل فهمیدیم اعلی‌حضرت
‫ یه‌کم ادب و نزاکت سرش می‌شه.

00:07:27.740 --> 00:07:29.660
‫چه عطر دوست‌داشتنی‌ای.

00:07:29.990 --> 00:07:32.000
‫امیدوارم زودتر ببینمش.

00:07:33.460 --> 00:07:34.500
‫شروع کنید!

00:07:38.990 --> 00:07:40.300
‫یوکیما!

00:07:39.800 --> 00:07:41.350
‫تو می‌تونی، یوکیما!

00:07:41.640 --> 00:07:43.850
‫نبازی ها، برادر!

00:07:43.850 --> 00:07:46.270
‫چطوری قاتی این بساط شدم؟

00:07:46.590 --> 00:07:48.730
‫چرا غمباد گرفتی؟

00:07:50.250 --> 00:07:52.690
‫تو پسر خوش‌شانسی هستی.

00:07:52.690 --> 00:07:58.730
‫حتی اشراف‌زاده‌های پایتخت هم برای داشتن
‫ جایگاهی تو منزل اعلی‌حضرت مشکل دارن.

00:07:59.000 --> 00:08:03.040
‫و مراسم معراج هم فقط چندین دهه یکبار برگزار می‌شه.

00:08:03.330 --> 00:08:07.050
‫باید الان از فرط خوشحالی بالا و پایین بپری.

00:08:07.050 --> 00:08:07.950
‫آها.

00:08:10.960 --> 00:08:12.360
‫یک امتیاز برای قرمز!

00:08:13.770 --> 00:08:18.330
‫ولی من فقط می‌خواستم پول موچی‌ای که خورده رو بده.

00:08:18.590 --> 00:08:25.300
‫و اگه آقازاده‌ای فکر می‌کرد تاروهی
‫ مال خودشه و بابتش چوب می‌خورد،

00:08:25.300 --> 00:08:27.310
‫به همونم راضی می‌شدم.

00:08:27.760 --> 00:08:28.740
‫توقف!

00:08:29.460 --> 00:08:31.080
‫همینطوری خوبه، برادر!

00:08:31.080 --> 00:08:32.050
‫برو!

00:08:31.170 --> 00:08:33.640
‫بچه‌های شمالی واقعاً سرزنده‌ان ها.

00:08:32.050 --> 00:08:33.130
‫حسابشو برس!

00:08:34.150 --> 00:08:36.960
‫می‌دونم چقدر به خونه‌ت اهمیت می‌دی،

00:08:36.960 --> 00:08:41.310
‫ولی چیزی که توی پایتخت یاد گرفتی
‫قطعاً به تاروهی کمک می‌کنه.

00:08:43.700 --> 00:08:44.980
‫یک امتیاز برای سفید!

00:08:45.760 --> 00:08:48.170
‫و این کمک‌حال منم می‌شه.

00:08:48.450 --> 00:08:49.160
‫همم؟

00:08:49.990 --> 00:08:52.030
‫بانو شیراتاما ممکنه زیبا باشه،

00:08:52.030 --> 00:08:55.080
‫ولی زیبایی نمی‌تونه به تنهایی
‫اونو از کاخ شکوفه گیلاس خارج کنه.

00:08:55.540 --> 00:08:59.670
‫اگه در کنار اعلی‌حضرت خدمت کنی
‫و شانس موفقیتش رو بیشتر کنی،

00:08:59.670 --> 00:09:01.160
‫بزرگترین کمک ممکنه.

00:09:02.250 --> 00:09:05.500
‫من صرفاً دومین پسر یه مرد روستایی ام.

00:09:05.720 --> 00:09:09.070
‫حرفای احمقانه نزن، یوکیا.
‫تو فرستاده‌ی خاندان شمالی-

00:09:09.070 --> 00:09:11.130
‫بهتره دیگه راه بیفتم.

00:09:11.130 --> 00:09:14.280
‫شما می‌تونید یه‌مقدار سخت نگیرید، کیه-ساما؟

00:09:14.280 --> 00:09:16.880
‫فکر می‌کردم می‌خواید قبل غروب برگردید.

00:09:16.880 --> 00:09:18.240
‫د ـ درسته.

00:09:18.240 --> 00:09:21.280
‫خب، کاری که گفتید رو انجام می‌دم.

00:09:21.280 --> 00:09:24.060
‫آخه هیچ‌جوره نمی‌خوام طرف صومعه ساقه استوار برم.

00:09:24.300 --> 00:09:27.360
‫آخه کی دلش می‌خواد سه سال هرروز تمرین رزمی کنه؟

00:09:28.160 --> 00:09:32.530
‫یک سال خدمت توی قصر به‌نظر خیلی بهتره.

00:09:34.590 --> 00:09:36.890
‫پس نیازی به نگرانی نیست.

00:09:36.890 --> 00:09:38.620
‫سفرتون به سلامت.

00:09:39.890 --> 00:09:41.630
‫عجب بچه‌ایه.

00:09:42.430 --> 00:09:43.550
‫یک امتیاز برای سفید!

00:09:43.550 --> 00:09:46.050
‫به‌عنوان کسی که اول به دو امتیاز رسید، سفید برنده‌ست!

00:09:46.050 --> 00:09:46.710
‫تعظیم کنید!

00:09:49.130 --> 00:09:51.170
‫مثل همیشه رقیب سرسختی هستی ها، ایچیریو.

00:09:51.580 --> 00:09:54.340
‫شنیدنش از یه دهاتی تاروهی تعریف حساب نمی‌شه.

00:09:55.340 --> 00:09:56.350
‫درد داشت!

00:09:56.350 --> 00:09:58.770
‫حق نداری اینطوری با یوکیما حرف بزنی!

00:09:57.040 --> 00:09:58.770
‫کله‌پوک نفهم!

00:09:58.770 --> 00:10:00.420
‫چه مرگشونه؟

00:10:00.420 --> 00:10:01.850
‫خسته نباشی، ایچیریو.

00:10:01.850 --> 00:10:02.660
‫ها؟

00:10:02.660 --> 00:10:05.630
‫ولی خب، یوکیما حتی موقع باختن هم خفن به‌نظر میاد.

00:10:05.630 --> 00:10:07.670
‫ارباب بعدیِ تاروهی همینه دیگه.

00:10:07.670 --> 00:10:10.100
‫خوبه من اینجا برنده شدما!

00:10:10.100 --> 00:10:13.110
‫برادر کوچیکه‌ی «ارباب بعدی» مبارزه داره.

00:10:13.110 --> 00:10:15.650
‫می‌خوای بریم بهش بخندیم؟

00:10:17.160 --> 00:10:19.160
‫دووم بیار، یوکیا!

00:10:19.160 --> 00:10:21.460
‫گاردتو بالا نگه دار! دستتو پایین نیار!

00:10:24.670 --> 00:10:26.320
‫هیچ آتیشی تو چشماش نیست!

00:10:26.320 --> 00:10:27.760
‫شانسو ببین به خدا.

00:10:27.760 --> 00:10:32.790
‫اگه کتک خوردن از یه اشراف‌زاده
‫ برات توی قصر کار می‌سازه، ده‌تاشونو حریفم.

00:10:32.790 --> 00:10:35.740
‫منگل، عمراً انقدر آسون باشه.

00:10:37.760 --> 00:10:43.980
‫می‌دونستین یوکیا نسبت به
‫دوتا پسر دیگه‌ی تاروهی، مادر متفاوتی داره؟

00:10:44.240 --> 00:10:48.640
‫و شایعات می‌گن مادرش یه نجیب‌زاده اصیل هم بوده.

00:10:49.020 --> 00:10:53.880
‫پس اگه نظر منو بخوای،
‫هیچ تعجبی نداره که اونو انتخاب کردن.

00:10:53.880 --> 00:10:55.700
‫شاید از اول نقشه‌ش همین بوده؟

00:10:55.700 --> 00:10:59.590
‫لابد می‌دونسته چهارتا سیلی به اینجا می‌رسونتش؟

00:10:59.590 --> 00:11:01.420
‫آخه من از کجا بدونم؟

00:11:02.930 --> 00:11:05.760
‫ولی بازم، فکر نکنم خیلی ازش خوشحال باشه.

00:11:05.760 --> 00:11:10.260
‫اون‌همه خون نجیب‌زاده تو رگ‌هاشه،
‫بعد وسط ناکجاآباد بین ما گیر افتاده.

00:11:10.260 --> 00:11:12.990
‫توی پایتخت فرصت دوست پیدا کردن داره.

00:11:12.990 --> 00:11:18.560
‫شاید امیدش به اینه که
‫مقام اربابی رو از چنگ برادر بزرگه در بیاره.

00:11:18.560 --> 00:11:20.970
‫یا خدا! انگار کشمکش حاکمیت در پیش داریم.

00:11:29.210 --> 00:11:30.460
‫گشنمه.

00:11:30.460 --> 00:11:31.790
‫بیاین بریم یه چیزی بخوریم.

00:11:44.090 --> 00:11:48.810
‫واقعاً تو پوست خودم نمی‌گنجم.
‫ خود ایچیریو-سان داره اینطوری بهم آموزش می‌ده.

00:11:49.430 --> 00:11:52.110
‫خوشحالم که جرئت به خرج دادم و ازتون خواهش کردم.

00:11:52.110 --> 00:11:54.180
‫نمی‌خوام وقت باارزشمو روت هدر بدم.

00:11:54.630 --> 00:11:57.860
‫ولی خب، نمی‌تونستی از یوکیما بخوای تمرینت بده؟

00:11:57.860 --> 00:12:01.340
‫شما و برادرم کلاً تو یه سطح دیگه‌اید.

00:12:09.230 --> 00:12:10.770
‫خیلی‌خب.

00:12:14.600 --> 00:12:16.920
‫یوکیا دیر کرده ها.

00:12:22.940 --> 00:12:24.940
‫عجب شانسی داری.

00:12:24.940 --> 00:12:26.910
‫این‌بار سعی کن حمله کنی.

00:12:27.300 --> 00:12:28.830
‫می‌خواید من حمله کنم؟

00:12:45.720 --> 00:12:49.130
‫ایچیریو-سان، گفتید تمرینم می‌دید، درسته؟

00:12:49.130 --> 00:12:51.670
‫یالا دیگه. حرکت بعدی رو بهم یاد بدید.

00:13:00.690 --> 00:13:04.450
‫خیلی دل و جرئت دارید که
‫اون حرفا رو موقع مبارزه‌م می‌گفتید.

00:13:04.450 --> 00:13:06.790
‫اونا رو شنیدی؟

00:13:07.100 --> 00:13:12.630
‫خب، وقتی صداتو میندازی بالای سرت،
‫چطور ممکنه نشنوم؟

00:13:12.900 --> 00:13:15.010
‫فقط داشتیم باهم گپ می‌زدیم.

00:13:15.920 --> 00:13:16.980
‫آخ!

00:13:17.330 --> 00:13:20.910
‫فکر کردی می‌خوام «مقام اربابی» رو
‫ از چنگ برادرم در بیارم؟

00:13:20.910 --> 00:13:22.890
‫صرفاً چون مادرم از خانواده‌ی خوبی اومده؟

00:13:22.890 --> 00:13:26.740
‫نـ ـ نه، خودمون می‌دونیم همچین چیزی محال ممکنه.

00:13:27.280 --> 00:13:29.480
‫فقط شوخی می‌کردیم، شوخی.

00:13:29.740 --> 00:13:31.360
‫شوخی، ها؟

00:13:31.690 --> 00:13:34.650
‫برای منم احمقانه به‌نظر میاد.

00:13:34.650 --> 00:13:37.530
‫همه‌چیز فقط به‌خاطر خانواده‌ای که توش متولد شدی تغییر می‌کنه.

00:13:38.160 --> 00:13:41.540
‫ولی یه‌سری‌ها هستن که از این قضیه سوءاستفاده می‌کنن.

00:13:41.870 --> 00:13:45.800
‫شجره‌نامه، خاندان، کلاغ تپه‌ای و کلاغ درباری...

00:13:46.130 --> 00:13:49.520
‫با بهونه‌کردن اینا جیب خودشونو پر می‌کنن،

00:13:49.520 --> 00:13:53.780
‫و اصلاً اهمیت نمی‌دن که
‫باعث فروپاشی خانواده مردم می‌شن.

00:13:53.780 --> 00:13:55.840
‫کمک، مادر!

00:13:55.840 --> 00:13:58.810
‫لطفاً بس کنید! یوکیا رو بهم پس بدید!

00:13:58.810 --> 00:14:02.920
‫یوکیا بار سنگینی برای خانواده‌ی شماست.
‫ما خودمون بزرگش می‌کنیم.

00:14:03.520 --> 00:14:10.260
‫می‌دونی شایعه‌پراکنی‌های بی‌اساس
‫ چه دردهایی برای خانواده‌م به‌بار آورده؟

00:14:10.260 --> 00:14:16.060
‫دوشیزه واقعاً عجیب رفتار می‌کنه ها،
‫به پسری وابسته‌ست که حتی وجودم نداره.

00:14:17.100 --> 00:14:18.960
‫خوب گوشتو باز کن، ایچیریو!

00:14:18.960 --> 00:14:23.800
‫قصد ندارم به پایتخت برم،
‫و نمی‌خوام جایگاه برادرمو بگیرم.

00:14:23.800 --> 00:14:27.020
‫کل عمرم رو به‌عنوان دومین پسر تاروهی
‫صرف حمایت از اون می‌کنم.

00:14:27.020 --> 00:14:31.120
‫انقدر زیردستش کار می‌کنم
‫تا نعشمو توی همون تاروهی خاک کنن.

00:14:31.550 --> 00:14:36.810
‫نه الان، و تو آینده، هیچ کشمکشی
‫برای حاکمیت تو خانواده‌م وجود نداره.

00:14:45.070 --> 00:14:45.960
‫بس کن!

00:14:46.730 --> 00:14:50.600
‫همین کافی نیست؟
‫ایچیریو هیچ منظور بدی نداشته.

00:14:51.590 --> 00:14:53.530
‫این یه دستوره؟

00:14:56.210 --> 00:14:57.420
‫درسته.

00:14:57.960 --> 00:15:02.080
‫به‌عنوان ارباب بعدی تاروهی حرف می‌زدم.
‫بس کن، یوکیا.

00:15:05.510 --> 00:15:06.930
‫اطاعت می‌شه.

00:15:19.240 --> 00:15:20.710
‫برادر!

00:15:21.230 --> 00:15:22.640
‫هی.

00:15:22.640 --> 00:15:25.310
‫برای گم شدن یه‌ذره بزرگ نشدی؟

00:15:25.310 --> 00:15:27.230
‫این یوکیا رو نمی‌شه کاریش کرد.

00:15:27.230 --> 00:15:29.510
‫آه، شرمنده، شرمنده.

00:15:40.350 --> 00:15:43.840
‫هنوز بیداری، مادر؟

00:15:43.840 --> 00:15:44.980
‫یوکیا؟

00:15:47.940 --> 00:15:50.000
‫موقع خیلی خوبی اومدی.

00:15:51.270 --> 00:15:54.450
‫یه‌کم شاید برات گشاد باشه؟

00:15:54.810 --> 00:15:57.640
‫ولی خب پسرا زود قد می‌کشن.

00:15:57.640 --> 00:15:59.740
‫فقط برای یه‌سال می‌رما.

00:15:59.740 --> 00:16:02.900
‫تازشم لازم نیست خودت لباسامو بدوزی.

00:16:02.900 --> 00:16:04.680
‫درباره چی حرف می‌زنی؟

00:16:05.040 --> 00:16:11.600
‫من برات خیلی خوشحالم.
‫همیشه می‌خواستم از دنیای بیرون تجربه کسب کنی.

00:16:12.080 --> 00:16:15.820
‫حتماً‌ تمام این مدت خیلی حوصله‌ت سر رفته بود.

00:16:16.310 --> 00:16:19.840
‫شک دارم بتونم طبق انتظاراتت عمل کنم.

00:16:19.840 --> 00:16:22.420
‫شاهزاده هم کلی خدمتکار داره.

00:16:22.710 --> 00:16:23.800
‫درسته.

00:16:23.800 --> 00:16:25.930
‫شاید زودتر از چیزی که فکر می‌کنی برگردم خونه.

00:16:28.160 --> 00:16:29.970
‫به هرحال برام مهم نیست.

00:16:29.970 --> 00:16:30.490
‫ها؟

00:16:30.790 --> 00:16:33.890
‫مادرت بهت افتخار می‌کنه.

00:16:33.890 --> 00:16:36.220
‫اونجا خوب از خودت مراقبت کن.

00:16:36.620 --> 00:16:39.800
‫تمام تلاشتو برای خدمت به اعلی‌حضرت انجام بده.

00:16:42.060 --> 00:16:42.950
‫حتماً.

00:16:52.900 --> 00:16:54.820
‫چقدر خوش بر و رو.

00:16:55.240 --> 00:16:59.620
‫درست مثل مرواریدی هستید
‫که اسمتون ازش اومده، بانو شیراتاما.

00:16:59.620 --> 00:17:00.900
‫بانوی من.

00:17:06.580 --> 00:17:09.360
‫اخبار خوبی براتون آوردم.

00:17:09.670 --> 00:17:14.690
‫خدمتکار جدیدِ اعلی‌حضرت از تاروهی تشریف میارن.

00:17:14.690 --> 00:17:18.790
‫کودکی از یه بانوی خاندان شمالی که یه‌مدت پیش فوت کردن.

00:17:19.060 --> 00:17:21.170
‫یعنی اصلاً به‌دردی می‌خوره؟

00:17:21.650 --> 00:17:24.590
‫شنیدم اعلی‌حضرت می‌تونن بدقلق باشن.

00:17:24.590 --> 00:17:31.260
‫لازم نیست دلواپس باشین.
‫ما مأمورانی داریم که در محل‌های زیادی اطلاعات جمع می‌کنن.

00:17:31.500 --> 00:17:38.110
‫مشکلی وجود نداره. هیچ مانعی
‫ بر سر راه شما و ازدواج سلطنتی قرار نمی‌گیره.

00:17:42.890 --> 00:17:45.720
‫دیگه چیزی تا تکمیلش نمونده.

00:17:46.080 --> 00:17:50.110
‫بس کن، کیکونو.
‫انقدر تعریف بارم نکن.

00:17:50.110 --> 00:17:52.230
‫الان توی قسمت مهمشم.

00:17:52.600 --> 00:17:55.170
‫بله، بالأخره یک‌سال کامل روش وقت گذاشتین.

00:17:55.610 --> 00:17:58.410
‫به هیچ‌عنوان اعلی‌حضرت رو گول زد.

00:17:58.410 --> 00:18:00.080
‫زمانی که اینو ببینن،

00:18:00.470 --> 00:18:05.740
‫بدون شک پی می‌برن که چه کسی
‫بیشتر از همه بهشون اهمیت می‌دن.

00:18:11.040 --> 00:18:13.750
‫بهتر نیست یکم متعادلتر الکل بخورید؟

00:18:14.480 --> 00:18:19.600
‫نگید که نقشتون رو فراموش کردید، هامایو-دونو.

00:18:19.600 --> 00:18:21.180
‫واسه تو «هامایو-ساما» می‌شه.

00:18:23.010 --> 00:18:26.840
‫تو به من خدمت می‌کنی. هیچ‌وقت یادت نره.

00:18:28.870 --> 00:18:32.190
‫نگران نباش. یادم نرفته.

00:18:32.190 --> 00:18:36.020
‫ولی خب وقتی شاهزاده خودشو نشون نمی‌ده
‫ می‌خوای من چیکار کنم.

00:18:38.690 --> 00:18:42.670
‫عجب مرد منفعت‌طلبیه.

00:18:53.110 --> 00:18:55.720
‫کیه-دونو توی پایتخت منتظرته.

00:18:56.010 --> 00:18:59.400
‫قراره بهت کمک کنه، پس درست رفتار کن.

00:18:59.400 --> 00:19:00.810
‫چشم، چشم.

00:19:00.810 --> 00:19:03.270
‫دربار شبیه تاروهی نیست.

00:19:03.270 --> 00:19:07.460
‫نمی‌تونی رداتو با خودت اینور و اونور بکشی یا تغییرشکل بدی.

00:19:07.460 --> 00:19:10.110
‫مخصوصاً درمقابل اشراف‌ها حواستو جمع کن.

00:19:10.110 --> 00:19:11.540
‫چشم، چشم، چشم.

00:19:11.790 --> 00:19:16.880
‫یادت باشه، اگه زیر یه‌سال فرستادنت خونه،
‫ یه‌راست رفتی صومعه.

00:19:16.880 --> 00:19:19.710
‫اونجا خوب قراره شعور حالیت کنن.

00:19:19.710 --> 00:19:21.320
‫عــــه.

00:19:23.710 --> 00:19:27.550
‫اون کوه مرکزی، قلب یامائوچی‌ـه.

00:19:59.090 --> 00:20:01.700
‫داری چیکار می‌کنی؟ این طرف.

00:20:01.700 --> 00:20:03.130
‫اوه، بـ ـ بله.

00:20:12.610 --> 00:20:15.600
‫این کاخ طلوع خورشیده دیگه؟

00:20:15.600 --> 00:20:16.220
‫بله.

00:20:16.220 --> 00:20:18.350
‫یه‌ذره انگار سوت‌وکوره.

00:20:18.350 --> 00:20:20.360
‫نگهبانی چیزی ندارین؟

00:20:21.460 --> 00:20:25.310
‫حالا که دارم فکرشو می‌کنم،
‫هیچی درباره این اعلی‌حضرت نمی‌دونم.

00:20:25.310 --> 00:20:27.270
‫هرکس هم می‌پرسم چیزی نمی‌دونه.

00:20:36.130 --> 00:20:39.600
‫ممنون بابت زحماتتون، کیه-دونو.

00:20:39.600 --> 00:20:41.730
‫همچنین ممنون از شما.

00:20:41.730 --> 00:20:44.420
‫خدمتکار جدید رو آوردم.

00:20:45.010 --> 00:20:48.330
‫در خدمت شما، یوکیا از تاروهی هستم.

00:20:48.610 --> 00:20:54.250
‫بنده یومیو از محافظین یامائوچی،
‫محافظ شخصی اعلی‌حضرت هستم.

00:20:54.690 --> 00:20:58.350
‫می‌دونم ناگهانی می‌پرسم،
‫ولی امکانش هست از اینجا من یوکیا-دونو رو همراهی کنم؟

00:20:58.610 --> 00:21:00.030
‫البته.

00:21:00.030 --> 00:21:02.790
‫خب دیگه، یوکیا، موفق باشی.

00:21:03.200 --> 00:21:04.150
‫ها؟

00:21:06.570 --> 00:21:09.090
‫یوکیا-دونو، ممکنه راه بیفتیم؟

00:21:21.020 --> 00:21:24.660
‫امم... بقیه کجان؟

00:21:25.880 --> 00:21:31.040
‫کاخ بدجوری به‌نظر سوت‌وکور میاد.
‫اینجا چند نفر خدمت می‌کنن؟

00:21:31.380 --> 00:21:32.360
‫دو نفر.

00:21:32.670 --> 00:21:33.470
‫ها؟

00:21:33.950 --> 00:21:36.390
‫از «دو نفر» منظورم خودم و خودتی.

00:21:36.390 --> 00:21:38.540
‫یـ ـ یه‌لحظه صبر کنین.

00:21:38.830 --> 00:21:40.700
‫بقیه خدمتکارها چی شدن؟

00:21:40.700 --> 00:21:46.520
‫یه‌ماه پیش شنیدم ده‌تا اشراف جوون اینجا خدمت می‌کردن.

00:21:46.520 --> 00:21:48.510
‫همه استعفاء دادن یا مرخص شدن.

00:21:49.400 --> 00:21:50.070
‫هــه.

00:21:50.070 --> 00:21:53.560
‫تا چند روز پیش سه‌تاشون دووم آوردن،

00:21:54.300 --> 00:21:57.510
‫اما خب تشدید بیماری مزمن و مشکلات خانوادگی رخ داد...

00:22:04.060 --> 00:22:06.200
‫اینجا اعلی‌حضرت اقامت می‌کنن.

00:22:08.100 --> 00:22:08.910
‫اعلی‌حضرت.

00:22:09.430 --> 00:22:12.240
‫خدمتکار جدید رو خدمتتون آوردم.

00:22:12.240 --> 00:22:13.160
‫بیا داخل.

00:22:35.480 --> 00:22:36.980
‫پس بالأخره اومدی.

00:22:43.040 --> 00:22:47.200
‫دیدتون باعث افتخاره.
‫بنده یوکیا از تاروهی هستم.

00:22:49.150 --> 00:22:52.370
‫منتظرت بودم، یوکیا از تاروهی.

00:24:31.390 --> 00:24:36.480
‫یوکیا روستای خود را ترک، و به خدمت شاهزاده درآمد.

00:24:36.840 --> 00:24:42.360
‫با این‌حال در کاخ شایعات تاریکی
‫ در رابطه با کینو دهن‌به‌دهن می‌شد.

00:24:43.380 --> 00:24:49.250
‫در کاخ شکوفه گیلاس، که برای مردان ممنوعه،
‫یوکیا از غم بانوان باخبر می‌شه.

00:24:50.260 --> 00:24:53.370
‫دفعه بعد: «یک کلاغ طلایی واقعی.»

00:01:48.200 --> 00:01:49.870
‫عمارت خاندان شمالی

00:02:01.670 --> 00:02:03.590
‫همسر ارباب روستای تاروهی
‫آزوسا

00:02:28.950 --> 00:02:30.740
‫همسر ارباب شمال
‫بانو اوریو

00:02:44.550 --> 00:02:47.420
‫کشیش معبد آینه پاک
‫ناتسوکا

00:04:33.570 --> 00:04:36.240
‫رئیس خانواده کیتاشیجو
‫کازومیچی

00:06:24.430 --> 00:06:29.860
‫تالار بهار، کاخ شکوفه گیلاس

00:06:57.050 --> 00:06:58.550
‫بانوی تالار بهار

00:07:46.270 --> 00:07:48.730
‫نوه ارباب شمال
‫کیه

00:09:51.180 --> 00:09:54.230
‫اهل روستای کازاماکی در شمال
‫ایچیریو

00:16:44.220 --> 00:16:46.390
‫تالار زمستان، کاخ شکوفه گیلاس

00:17:39.190 --> 00:17:40.980
‫تالار پاییز، کاخ شکوفه گیلاس

00:18:06.010 --> 00:18:07.930
‫تالار تابستان، کاخ شکوفه گیلاس

00:18:18.060 --> 00:18:21.780
‫ندیمه خاندان جنوبی
‫کاراموچی

00:18:48.090 --> 00:18:52.140
‫تالار بهار، کاخ شکوفه گیلاس

00:19:49.070 --> 00:19:52.990
‫دروازه اصلی، دربار سلطنتی

00:20:11.220 --> 00:20:16.970
‫کاخ طلوع خورشید

00:20:49.630 --> 00:20:54.010
‫محافظ یامائوچی
‫سومیو

00:22:48.250 --> 00:22:52.380
‫اعلی‌حضرت
‫ولیعهد

00:23:00.020 --> 00:23:30.020
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:30.044 --> 00:24:30.044
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:50.250 --> 00:24:55.210
‫یک کلاغ طلایی

00:24:50.250 --> 00:24:55.210
‫واقعی

00:24:55.210 --> 00:25:00.220
‫نقاشی از ناتسوکی