﻿WEBVTT

00:00:25.000 --> 00:01:55.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:00.050 --> 00:02:01.210
‫شیراتاما.

00:02:02.120 --> 00:02:05.390
‫در وهله‌ی اول نباید اینجا میومدی.

00:02:07.260 --> 00:02:09.660
‫نه اونم وقتی عاشق یه مرد دیگه‌ای.

00:02:36.470 --> 00:02:41.070
‫پدربزرگ، مادربزرگ، حالتون روبراه هست؟

00:02:41.070 --> 00:02:44.160
‫ممنون که این‌همه راه رو پیشمون اومدی.

00:02:44.160 --> 00:02:49.000
‫چه بچه نازنینی. باهوش هم هست، موتسو-نو-هانا.

00:02:49.000 --> 00:02:50.740
‫نظر لطف‌تونه.

00:02:52.800 --> 00:02:57.010
‫شیراتاما، از حالا به بعد اینجا خونه‌ی توئه.

00:02:57.010 --> 00:03:00.840
‫دختر اوریو و من خواهی شد.

00:03:07.350 --> 00:03:10.020
‫از حالا خوب درس بخون.

00:03:10.490 --> 00:03:13.770
‫به‌عنوان سومین دختر خاندان شمالی،

00:03:13.770 --> 00:03:16.250
‫به کاخ فرستاده می‌شی
‫و با کینو ازدواج می‌کنی.

00:03:16.650 --> 00:03:19.910
‫آروم، آروم. شیراتاما فقط چهار سالشه.

00:03:22.930 --> 00:03:28.720
‫پدر. مادر. تمام تلاشمو می‌کنم.

00:03:28.720 --> 00:03:32.470
‫اوه! آفرین! آفرین!

00:03:58.650 --> 00:04:02.520
‫حتماً تو کسی هستی که هرروز صبح برام گل می‌ذاره.

00:04:12.920 --> 00:04:15.210
‫ممکنه اسمت رو بدونم؟

00:04:16.870 --> 00:04:19.090
‫کـ ـ کازومی.

00:04:20.240 --> 00:04:23.140
‫کازومی. عطر فوق‌العاده‌ای دارن.

00:04:23.140 --> 00:04:27.880
‫اوه، امم... این گل‌ها اسمشون گل یخ هستش.

00:04:27.880 --> 00:04:29.950
‫ببخشید که فقط یه شاخه کوچیکه.

00:04:29.950 --> 00:04:32.600
‫نه، همین کافیه.

00:04:33.770 --> 00:04:35.240
‫پس اسمت کازومی‌ـه.

00:04:35.510 --> 00:04:37.150
‫از آشنایی باهات خوشوقتم.

00:04:40.670 --> 00:04:44.970
‫اتفاقی موقع جمع‌آوری گیاه‌های دارویی پیداش کردم.

00:04:44.970 --> 00:04:48.670
‫وسط یه درّه کوهستانی به منطقه‌ای برخوردم

00:04:48.670 --> 00:04:53.100
‫که پر شکوفه‌هایی بود که
‫پرنده‌ها و باد به اونجا آورده بودن.

00:04:55.890 --> 00:05:00.650
‫روشنایی صبح، کل زمین رو
‫به رنگ طلایی درخشان درآورد.

00:05:00.650 --> 00:05:03.020
‫کلمات برای توصیفش کافی نیستن.

00:05:12.100 --> 00:05:14.970
‫دلم می‌خواد این باغت رو ببینم.

00:05:15.730 --> 00:05:20.070
‫ولی نمی‌تونم. نباید انقدر از خونه دور بشم.

00:05:20.070 --> 00:05:23.300
‫یه‌روز حتماً برات میارمشون. قول می‌دم.

00:05:27.770 --> 00:05:31.370
‫در کاخ شکوفه گیلاس، باید همیشه حواست باشه

00:05:31.370 --> 00:05:34.410
‫که شبیه یه بانوی شمالی واقعی رفتار کنی.

00:05:34.410 --> 00:05:36.970
‫فرستاده شدن به کاخ یعنی...

00:05:38.520 --> 00:05:41.180
‫نباید با باغبون‌ها رفت‌وآمد کنی.

00:05:43.260 --> 00:05:48.640
‫از لحظه‌ی برگزیده شدن برای مراسم معراج،
‫تو زن شاهزاده شدی.

00:05:48.920 --> 00:05:50.950
‫متوجه هستم. ولی کازومی-

00:05:50.950 --> 00:05:53.860
‫خاندان شمالی آرزوی ازدواج سلطنتی رو داره.

00:05:53.860 --> 00:05:58.630
‫تو دیگه متعلق به خودت نیستی.

00:06:17.380 --> 00:06:20.890
‫شیراتاما. همراه من فرار کن.

00:06:24.150 --> 00:06:29.220
‫چیز زیادی نداریم، ولی خوشبختت می‌کنم. قول می‌دم.

00:06:32.330 --> 00:06:33.520
‫ممنونم.

00:06:34.210 --> 00:06:38.950
‫ولی فرار کردن با تو، هیچ‌وقت منو خوشحال نمی‌کنه.

00:06:41.420 --> 00:06:44.570
‫می‌دونستم اینو می‌گی.

00:06:44.970 --> 00:06:47.970
‫با این‌حال، احساسات من تغییری نمی‌کنه.

00:06:48.520 --> 00:06:52.210
‫برای لبخند تو جونم هم می‌دم.

00:06:52.210 --> 00:06:55.090
‫به هر قیمتی هم که بخواد باشه.

00:07:10.170 --> 00:07:14.690
‫بانوی من. نامه‌ای از مأمورمون در کاخ دریافت کردیم.

00:07:17.600 --> 00:07:23.710
‫هر خاندانی، برای خودش اسرار شرم‌آوری داره.
‫مثلاً اوضاع جنوب رو ببین.

00:07:26.220 --> 00:07:27.300
‫کازومی؟

00:07:34.990 --> 00:07:36.220
‫توافق؟

00:07:36.220 --> 00:07:39.420
‫می‌خوام تو و خاندان جنوبی
‫ بیخیال ازدواج با شاهزاده بشین.

00:07:39.420 --> 00:07:45.340
‫یا وقتی رازت برملا شد،
‫با دست خالی قصر رو ترک می‌کنی؟

00:07:49.400 --> 00:07:52.260
‫اگه با وجود من، شاهزاده با شما ازدواج کنه،

00:07:52.690 --> 00:07:54.890
‫قسم می‌خورم نابودتون ‌کنم.

00:08:25.470 --> 00:08:28.460
‫نامه‌هام براتون مفید واقع شد؟

00:08:30.900 --> 00:08:34.900
‫کازومی؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

00:08:37.350 --> 00:08:38.290
‫شیراتاما.

00:08:38.290 --> 00:08:39.530
‫بهم نزدیک نشو!

00:08:40.110 --> 00:08:42.620
‫کارهای خیلی بدی انجام دادم.

00:08:43.340 --> 00:08:45.670
‫چیزایی که حتی به تو هم نمی‌تونم بگم.

00:08:46.950 --> 00:08:48.060
‫اون...

00:08:49.370 --> 00:08:52.670
‫شیراتامایی که عاشقی دیگه وجود نداره!

00:08:56.820 --> 00:08:58.930
‫احساساتم تغییر نمی‌کنه.

00:08:59.970 --> 00:09:03.370
‫تو هنوز مهم‌ترین چیز توی زندگیمی.

00:09:07.440 --> 00:09:09.670
‫من زن شاهزاده‌ام.

00:09:11.090 --> 00:09:17.170
‫موقع ماه کامل بعدی،
‫به اصطبل کنار میدون بیا. اونجا منتظرتم.

00:09:25.590 --> 00:09:27.420
‫من نمیام.

00:09:28.960 --> 00:09:31.370
‫تا هروقت لازم باشه منتظر می‌مونم.

00:09:31.370 --> 00:09:33.000
‫تا وقتی که بیای.

00:09:49.580 --> 00:09:50.850
‫درسته...

00:09:51.700 --> 00:09:53.740
‫اون کازومی نبود.

00:09:54.510 --> 00:09:58.980
‫کازومی همیشه مراقبم هست.

00:09:59.390 --> 00:10:02.110
‫گفت احساساتش هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه.

00:10:02.890 --> 00:10:04.750
‫حتی الان هم حتماً...

00:10:07.970 --> 00:10:08.990
‫شیراتاما...

00:10:09.630 --> 00:10:10.700
‫بهم دست نزن!

00:10:21.510 --> 00:10:23.840
‫من یه همنشین شدم.

00:10:26.130 --> 00:10:29.090
‫تو هم بهم قول دادی.

00:10:29.090 --> 00:10:32.940
‫که کناره‌گیری می‌کنی و سد راهم نمی‌شی.

00:10:33.580 --> 00:10:38.860
‫حالا با اتحاد شمال و جنوب،
‫نه شرق نه غرب برامون تهدیدی حساب نمی‌شن.

00:10:39.330 --> 00:10:42.520
‫درست نمی‌گم، هامایو-ساما؟

00:10:44.250 --> 00:10:47.940
‫شیراتاما، خاندان جنوبی عقب نمی‌کشه.

00:10:48.600 --> 00:10:51.030
‫من هیچ قولی بهت ندادم.

00:10:51.870 --> 00:10:54.680
‫به جنوب هم چیزی نگفتم.

00:10:55.580 --> 00:10:58.780
‫پس وقتی گفت شمال و جنوب باهم متحد شدن...

00:10:59.790 --> 00:11:02.520
‫نمی‌دونم شما چی شنیدین،

00:11:03.100 --> 00:11:08.210
‫ولی جنوب هیچ‌وقت به
‫ ته‌مونده سفره‌ی بقیه خاندان‌ها راضی نمی‌شه.

00:11:09.770 --> 00:11:13.060
‫هامایو، بهم خیانت می‌کنی؟

00:11:13.600 --> 00:11:16.430
‫تقصیر گردن کسیه که ساده‌لوح بوده.

00:11:16.430 --> 00:11:18.740
‫خودتم کم لاف نزدی.

00:11:19.060 --> 00:11:21.310
‫نباید منو مقصر بدونی.

00:11:37.860 --> 00:11:41.320
‫دنبال یه حریف می‌گردی، خواهر؟

00:11:42.890 --> 00:11:44.130
‫تورو.

00:11:50.860 --> 00:11:53.600
‫الان باید سرت خیلی شلوغ باشه.

00:11:53.600 --> 00:11:56.570
‫با اطلاع خودت اینجا اومدم.

00:11:59.270 --> 00:12:02.320
‫این قضیه‌ی هرج‌ومرج توی کاخ شکوفه گیلاس چیه؟

00:12:02.320 --> 00:12:04.620
‫شنیدم یه نفوذی اومده بود.

00:12:04.620 --> 00:12:05.310
‫اوه؟

00:12:05.310 --> 00:12:08.400
‫قبل از اون، جسد یه ندیمه پیدا شد.

00:12:08.400 --> 00:12:13.240
‫موندم اون احمق‌های توی نگهبانان اقاقیا
‫اونجا چه غلطی می‌کنن؟

00:12:14.000 --> 00:12:17.400
‫شاهزاده تمایلی به بازدید نشون نداده.

00:12:17.400 --> 00:12:21.830
‫صحنه آماده‌ست، ولی بانوی کلاغ هنوز حرکتی انجام نداده.

00:12:32.370 --> 00:12:35.130
‫توی یه مورد اشتباه کردی.

00:12:35.610 --> 00:12:39.220
‫بهت گفتم از رازت خبر دارم.

00:12:39.220 --> 00:12:42.030
‫در اون مورد لاف نمی‌زدم.

00:12:43.410 --> 00:12:46.090
‫این زن یه کلاخ درباری نیست.

00:12:46.610 --> 00:12:47.930
‫یه کلاخ تپه‌ایه.

00:12:48.230 --> 00:12:50.660
‫شاید اصلاً یه اسب باشه.

00:12:52.200 --> 00:12:56.500
‫غیرممکنه. کلاغ‌های تپه‌ای و اسب‌ها
‫ اجازه شرکت توی مراسم رو ندارن.

00:12:56.500 --> 00:13:00.440
‫ولی اگه از یه خانواده نجیب‌زاده بیاد چطور؟

00:13:01.130 --> 00:13:07.370
‫در جریان شورش‌های ده سال پیش،
‫نجیب‌زاده‌ای همراه همسرش مرتکب جنایت بزرگی شدن،

00:13:07.370 --> 00:13:10.790
‫و حکم اعدام رو دریافت کردن.

00:13:11.560 --> 00:13:16.920
‫و اون زوج یه دختر داشتن.

00:13:17.700 --> 00:13:21.970
‫درسته، این زن... هامایو...

00:13:21.970 --> 00:13:24.140
‫بچه‌ی اون جنایتکارهاست.

00:13:25.050 --> 00:13:27.610
‫هامایو-ساما بچه‌ی جنایتکارهاست؟

00:13:27.610 --> 00:13:29.270
‫شیراتاما، تهمت‌های بی‌اساس رو-

00:13:29.270 --> 00:13:31.690
‫اگه تا اینجاش رو می‌دونی، بهتره اقرار کنم.

00:13:32.270 --> 00:13:34.410
‫خودم داستان رو تموم می‌کنم.

00:13:35.640 --> 00:13:38.690
‫ولی از کجا باید شروع کنم؟

00:13:39.120 --> 00:13:43.630
‫فکر کنم شما درمورد شاهزاده
‫ و مادر فوجینامی شنیده باشین، نه؟

00:13:43.630 --> 00:13:46.970
‫بانو ایزایومی. اون خاله‌ی من بود.

00:13:46.970 --> 00:13:48.580
‫اوه، درسته.

00:13:49.060 --> 00:13:55.460
‫خب، کسی که بانو ایزایومی رو کشت،
‫ پدر من؛ یعنی ارباب جنوب بود.

00:13:56.700 --> 00:13:57.800
‫چی؟

00:14:00.070 --> 00:14:05.640
‫والدینم شاهزاده و مادر فوجینامی رو به قتل رسوندن.

00:14:06.970 --> 00:14:13.320
‫عموم که الان ارباب تورو هستش،
‫سریع به این مسئله خاتمه داد.

00:14:14.090 --> 00:14:20.400
‫قبل از اینکه خاندان سلطنتی بتونن دست به‌کار بشن
‫و برای اعدام‌شون بیان، خودش از دست‌شون خلاص شد.

00:14:21.390 --> 00:14:27.620
‫و به‌عنوان دخترشون، از مقامم نزول کردم
‫ و به انفصال محکوم شدم.

00:14:28.310 --> 00:14:29.780
‫انفصال؟

00:14:30.330 --> 00:14:35.170
‫پای سومم رو بریدن تا دیگه نتونم به شکل انسانیم برگردم،

00:14:35.170 --> 00:14:37.880
‫و تا زمان مرگ ازم به‌عنوان اسب کار بکشن.

00:14:39.390 --> 00:14:43.790
‫ولی خب آخرش چون هنوز بچه بودم بیخیالم شدن.

00:14:44.910 --> 00:14:51.360
‫بعد از اون مثل یه کلاغ تپه‌ای زندگی کردم،
‫رسماً مثل دست‌وپا زدن توی گل‌ولای بود.

00:14:53.400 --> 00:14:57.010
‫مراسم معراج همانند یه بازی می‌مونه.

00:14:58.360 --> 00:15:05.360
‫مهره‌ها منصوب به نقش‌هایی توی زمینی می‌شن
‫ که کاخ شکوفه گیلاس نام داره.

00:15:05.360 --> 00:15:08.270
‫ولی هیچ‌کدوم متوجهش نیستن.

00:15:08.530 --> 00:15:14.130
‫خبر ندارن توی زمین بازی گیر افتادن
‫ و چیزی بیشتر از مهره‌های بازی نیستن.

00:15:14.130 --> 00:15:16.870
‫چقدر دلم به‌حال اون زن‌ها می‌سوزه.

00:15:17.220 --> 00:15:20.290
‫این ممکنه برای همه‌شون صدق نکنه.

00:15:22.120 --> 00:15:26.010
‫شما خودت می‌دونی زن‌ها چقدر می‌تونن سرسخت باشن.

00:15:26.010 --> 00:15:31.640
‫بعضی‌ها شاید فقط تظاهر به مهره بودن می‌کنن،
‫و منتظر فرصتی برای فرار از زمین هستن.

00:15:33.560 --> 00:15:36.060
‫شانسم هشت‌سال پیش ته کشید.

00:15:36.620 --> 00:15:41.000
‫عموم رو دوباره دیدم.
‫اون شد رئیس خاندانمون.

00:15:41.550 --> 00:15:47.160
‫کم‌وبیش انتظار داشتم منو بکشه،
‫ولی بهش یه پیشنهاد دادم.

00:15:47.790 --> 00:15:53.470
‫اگه بتونه مقاممو بهم برگردونه،
‫هرکار که خاندان جنوبی بخواد انجام می‌دم.

00:15:54.750 --> 00:16:02.340
‫و اینطوری شد که درعوض قبول‌کردن یه مأموریت حیاتی،
‫ دوباره به‌عنوان بانوی جنوب شناخته شدم.

00:16:02.810 --> 00:16:04.550
‫چه مأموریتی؟

00:16:06.240 --> 00:16:08.190
‫قتل شاهزاده.

00:16:09.600 --> 00:16:11.930
‫نـ ـ نه.

00:16:12.300 --> 00:16:15.080
‫گمونم از اون قسمتش بو نبردی.

00:16:15.080 --> 00:16:18.370
‫ولی خب، احتمالاً خودش فهمیده،

00:16:18.370 --> 00:16:20.850
‫چون خیلی از اینجا دوری می‌کنه.

00:16:21.640 --> 00:16:24.230
‫نقش دیگه‌ام تبدیل‌شدن به جانشین بود.

00:16:24.670 --> 00:16:29.030
‫اگه شاهزاده بمیره،
‫ناتسوکا-ساما به‌عنوان ولیعهد برمی‌گردن.

00:16:30.180 --> 00:16:35.060
‫جنوب قصد داشت دختر ارزشمندشو
‫برای اون روز نگه داره.

00:16:36.130 --> 00:16:41.020
‫بین ملکه، ناتسوکا-ساما،
‫و هر فرزندی که عروسش حمل کنه،

00:16:41.020 --> 00:16:44.880
‫خاندان جنوبی برای سه نسل
‫ به‌عنوان کینو حکومت می‌کنه.

00:16:45.260 --> 00:16:48.820
‫همین مدت‌زمان برای به‌چنگ گرفتن قدرت کافیه.

00:16:49.500 --> 00:16:53.220
‫خاندان جنوبی راحت می‌تونه یامائوچی رو تحت‌کنترل بگیره.

00:16:53.220 --> 00:16:56.050
‫این دسیسه اصلیِ خاندان جنوبیه؟

00:17:00.350 --> 00:17:03.520
‫ای وای. براتون کل داستانو تعریف کردم که.

00:17:03.940 --> 00:17:07.030
‫به این وجود، به خاندان جنوبی اعتمادی ندارم.

00:17:07.030 --> 00:17:13.220
‫می‌خوان کاری کنن پسرِ زنی که
‫ والدینم به‌قتل رسوندنش رو بکشم.

00:17:13.220 --> 00:17:16.530
‫اگه همه‌ی اینا رو می‌دونی، پس چرا...

00:17:17.940 --> 00:17:19.850
‫اینم از این، شیراتاما.

00:17:20.480 --> 00:17:25.100
‫مغرورانه رفتار کردم و بهت گفتم از اینجا بری،
‫ولی این منم که باید برم.

00:17:26.300 --> 00:17:27.510
‫متأسفم.

00:17:31.710 --> 00:17:33.250
‫می‌خوای کجا بری؟

00:17:36.740 --> 00:17:38.560
‫خب معلومه، فرار می‌کنم.

00:17:38.560 --> 00:17:41.780
‫تو مأموریتم شکست خوردم و زیادی حرف زدم.

00:17:43.370 --> 00:17:45.780
‫اگه این‌بار منو بگیرن، بدون شک مردنی‌ام.

00:17:46.630 --> 00:17:50.290
‫بعداً به تاکیموتو بگین اتاقمو بگرده.

00:17:50.810 --> 00:17:56.570
‫چیزیو که موقع چای خوردن و چشم‌چرونی کردنتون
‫ کش رفتم رو پیدا می‌کنه.

00:17:56.570 --> 00:17:58.030
‫نکنه منظورت...

00:17:58.030 --> 00:17:59.550
‫همگی گوش کنید.

00:17:59.990 --> 00:18:01.980
‫این حرف آخرمو یادتون باشه.

00:18:02.590 --> 00:18:05.450
‫کاخ شکوفه گیلاس تمام دنیا نیست،

00:18:05.450 --> 00:18:09.690
‫و بودن با مردی که دوست داری،
‫تنها راهی نیست که یه‌زن می‌تونه شاد باشه.

00:18:10.480 --> 00:18:15.410
‫حرفمو اشتباه نگیرید و بیخیال شادی‌تون نشید.

00:18:15.800 --> 00:18:16.970
‫خداحافظ.

00:18:17.480 --> 00:18:18.390
‫هامایو!

00:18:31.600 --> 00:18:32.740
‫گزارشی دارم.

00:18:35.470 --> 00:18:39.950
‫همم. پس یه مهره زمین رو ترک کرده.

00:18:39.950 --> 00:18:41.080
‫شوئین.

00:18:41.080 --> 00:18:41.750
‫بله.

00:18:42.060 --> 00:18:43.870
‫اون مرد رو احضار کن.

00:18:43.870 --> 00:18:44.770
‫الساعه.

00:18:58.760 --> 00:19:00.460
‫بالأخره بهتون رسیدم!

00:19:00.460 --> 00:19:02.770
‫اینو باید بشنوید، ارباب جوان!

00:19:02.770 --> 00:19:04.550
‫«ارباب جوان» نگو.

00:19:04.550 --> 00:19:07.200
‫من خدمتکاری از پایتخت، سومیمارو هستم.

00:19:07.200 --> 00:19:09.640
‫اوه، درسته، سومیمارو-ساما.

00:19:09.640 --> 00:19:13.910
‫ولی الان مشکلات بزرگتری داریم!
‫کاخ شکوفه گیلاس آشفته‌بازار شده!

00:19:13.910 --> 00:19:15.570
‫نفوذی، فراری، و-

00:19:15.570 --> 00:19:17.130
‫آروم باش و توضیح بده.

00:19:17.130 --> 00:19:19.110
‫قبل از اون...

00:19:19.110 --> 00:19:21.540
‫اشکال نداره یه‌چیزی بخورم؟

00:19:22.530 --> 00:19:26.470
‫گمونم هیچی توی کاخ شکوفه گیلاس ساده نیست.

00:19:31.260 --> 00:19:35.390
‫سومیو-سان رفت درمورد تمام این قضایا سؤال بپرسه،

00:19:35.820 --> 00:19:42.260
‫ولی نفوذی توی تالار پاییز توی شکل پرنده‌ای کشته شد،
‫ برای همین تشخیص هویتش سخته.

00:19:42.840 --> 00:19:48.570
‫و هنوزم نمی‌دونیم شونه‌ی دست ندیمه مرحوم متعلق به کیه.

00:19:49.000 --> 00:19:54.040
‫نه تاکیموتو چیز زیادی می‌گه، نه کس دیگه‌ای.

00:19:54.470 --> 00:19:57.070
‫سومیو-سان هم عقلش به جایی نرسید.

00:20:01.540 --> 00:20:04.130
‫اوه، ولی یه‌چیزو فهمیدیم.

00:20:04.130 --> 00:20:07.180
‫هامایو-ساما نقشه چیده بود که اعلی‌حضرت رو بکشه.

00:20:07.660 --> 00:20:11.340
‫آدمکشی که قصد جونمو داره،
‫توی کاخ شکوفه گیلاس مخفی شده.

00:20:11.340 --> 00:20:14.470
‫درست قبل از شروع مراسم، هشداری دریافت کردم.

00:20:14.470 --> 00:20:15.710
‫از طرف کی؟

00:20:15.710 --> 00:20:16.350
‫خدا می‌دونه.

00:20:16.780 --> 00:20:22.130
‫تمام نامه‌های اعلی‌حضرت به بانوان، سر از تالار پاییز درآوردن.

00:20:22.130 --> 00:20:24.650
‫احتمالاً امید داشته محل اختفای شما رو پیدا کنه.

00:20:28.880 --> 00:20:32.900
‫خب، به‌هرحال، حداقل دیگه لازم نیست نگران این باشیم.

00:20:34.220 --> 00:20:35.950
‫خیلی خوشمزه بود.

00:20:36.370 --> 00:20:39.510
‫خب، قانع شدی؟

00:20:40.580 --> 00:20:41.940
‫خب...

00:20:42.550 --> 00:20:44.870
‫راستش خیلی مطمئن نیستم.

00:20:45.240 --> 00:20:49.320
‫درسته که اعتراف کرد، ولی یه‌چیزی به‌نظر درست نمیاد.

00:20:49.320 --> 00:20:52.340
‫هامایو-ساما یه‌دفعه نجاتم داد.

00:20:52.830 --> 00:20:56.350
‫و اصلاً کی اون نامه هشدار رو فرستاده بود؟

00:20:57.200 --> 00:20:59.600
‫اما خب ما دیگه بیشتر نمی‌کشیم.

00:20:59.600 --> 00:21:03.420
‫نمی‌تونیم به خودیِ خود
‫ اوضاع رو توی کاخ شکوفه گیلاس کنترل کنیم.

00:21:03.420 --> 00:21:07.060
‫هرچقدر هم کوچیک، حتماً باید سرنخ‌هایی باشه.

00:21:07.760 --> 00:21:08.710
‫فکر کن.

00:21:09.120 --> 00:21:13.290
‫خاطراتتو زیر و رو کن و عقلتو به‌کار بنداز.

00:21:15.210 --> 00:21:19.860
‫یه‌حسی بهم می‌گه هامایو-ساما هنوز یه‌چیزیو مخفی می‌کنه.

00:21:19.860 --> 00:21:21.720
‫و اصلاً چرا اعتراف کرد؟

00:21:21.720 --> 00:21:24.060
‫باید می‌دونست آخرسر باعث کشته‌شدنش می‌شه.

00:21:25.830 --> 00:21:27.910
‫هامایو-ساما اون آدمکش نیست.

00:21:27.910 --> 00:21:30.680
‫شاید هدفش یه‌چیز دیگه‌ست.

00:21:31.050 --> 00:21:33.550
‫ولی، دلیلش چی می‌تونه باشه...

00:21:35.150 --> 00:21:37.550
‫فکرت جای بدی نیست.

00:21:37.550 --> 00:21:41.310
‫تازشم، نباید کورکورانه
‫حرفی که تاکیموتو می‌زنه رو باور کنی.

00:21:41.590 --> 00:21:43.920
‫اون یه ندیمه سلطنتی‌ـه.

00:21:43.920 --> 00:21:49.610
‫تنها نگرانی‌هاش حفاظت از خاندان سلطنتی
‫ و اطمینان حاصل کردن از خوب پیش‌رفتن مراسمه.

00:21:50.230 --> 00:21:53.760
‫از همون اول سعی داشت
‫ چوب لای چرخِ محافظین یامائوچی  بذاره.

00:21:53.760 --> 00:21:59.310
‫می‌تونست راحت گزارش‌های جعلی بده
‫که به صلاح خودش تموم شه.

00:21:59.310 --> 00:22:03.240
‫ای بابا! کاخ شکوفه گیلاس هم که فقط-

00:22:04.460 --> 00:22:06.780
‫برمی‌گردیم پایتخت.

00:22:06.780 --> 00:22:08.630
‫چیزی به ذهنتون رسید؟

00:22:09.560 --> 00:22:11.520
‫خودمم می‌خوام ازش مطمئن شم.

00:22:15.670 --> 00:22:16.650
‫یوکیا!

00:22:21.020 --> 00:22:26.140
‫ازت می‌خوام حتی بیشتر از قبل تلاش کنی.
‫سرمون قراره شلوغ بشه.

00:22:29.490 --> 00:22:31.390
‫اطاعت می‌شه!

00:22:43.290 --> 00:22:44.620
‫اونجاست.

00:22:57.340 --> 00:22:58.980
‫هنوز نفس می‌کشه.

00:23:00.010 --> 00:23:30.010
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:30.034 --> 00:24:30.034
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:31.070 --> 00:24:37.860
‫هامایو خود را آشکار کرد و ناپدید شد،
‫گرچه دسیسه‌ها متوقف نشده‌اند.

00:24:38.890 --> 00:24:45.910
‫در شبی طوفانی، خطر گریبان شاهزاده را
‫ در خانه‌ای آغشته در خون می‌‌گیرد.

00:24:46.740 --> 00:24:48.670
‫یوکیا چگونه پاسخ می‌دهد؟

00:24:50.200 --> 00:24:53.400
‫دفعه بعد: «قتل شاهزاده.»

00:24:55.210 --> 00:25:00.220
‫نقاشی از ناتسوکی

00:24:50.210 --> 00:24:55.210
‫قتل

00:24:50.210 --> 00:24:55.210
‫شاهزاده

00:02:33.710 --> 00:02:36.160
‫10 سال پیش
‫عمارت خاندان شمالی

00:02:49.300 --> 00:02:52.800
‫مادر شیراتاما
‫موتسو-نو-هانا

00:07:24.120 --> 00:07:27.620 line:20%
‫کازومی