﻿WEBVTT

00:00:02.670 --> 00:00:05.550
‫خوب فکر کن، یوکیماسا.

00:00:06.100 --> 00:00:10.970
‫پسره رو توی تاروهی بزرگ کن،
‫و اون هیچی بیشتر از پسر دوم ارباب محلی نمی‌شه.

00:00:10.970 --> 00:00:17.450
‫حتی ممکنه یه‌زمان از دستت ناراحت شه که
‫چرا وقتی فرصتشو داشتی نذاشتی بره.

00:00:19.420 --> 00:00:22.350
‫تو نمی‌خواد نگران باشی، آزوسا.

00:00:22.670 --> 00:00:25.880
‫اینطوری نیست که خودت اونو به‌دنیا آورده باشی.

00:00:41.260 --> 00:00:42.460
‫یوکیا رو...

00:00:43.950 --> 00:00:46.210
‫به شما می‌سپارم.

00:00:47.640 --> 00:00:52.550
‫اصلاً نترس. ما توی پایتخت اونو
‫ به‌عنوان یه پسر باوقار بزرگ می‌کنیم.

00:01:02.030 --> 00:01:04.570
‫کمک، مادر!

00:01:02.510 --> 00:01:04.570
‫آروم باش.

00:01:04.970 --> 00:01:06.920
‫مادر!

00:01:13.220 --> 00:01:14.750
‫چه مرگت شده، آزوسا؟

00:01:14.750 --> 00:01:17.620
‫لطفاً از اینجا برید. من یوکیا رو بزرگ می‌کنم.

00:01:17.890 --> 00:01:19.890
‫آ ـ آزوسا.

00:01:19.890 --> 00:01:23.850
‫احمق نباش. این باعث یه جنگ جانشینی می‌شه.
‫ اصلاً درک می‌کنی؟

00:01:30.620 --> 00:01:32.150
‫لطفاً از اینجا برید.

00:01:54.000 --> 00:03:24.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:25.650 --> 00:03:28.120
‫جفت‌شون سریع رفتن بیرون.

00:03:28.120 --> 00:03:30.940
‫چی یوکیا رو انقدر عصبانی کرد؟

00:03:31.440 --> 00:03:32.960
‫ناراحتش کردم.

00:03:33.260 --> 00:03:35.120
‫زیادی عصبی شدم.

00:03:35.670 --> 00:03:41.170
‫نازوکیهیکو بهم هشدار داد که
‫ اصل‌ونسب یوکیا موضوع حساسیه.

00:03:41.470 --> 00:03:45.730
‫حالا که حرفش شد،
‫ گفته بود که برادرش از مادر دیگه‌ایه.

00:03:46.630 --> 00:03:49.510
‫یه بانوی شمالی یوکیا رو به‌دنیا آورد،

00:03:49.990 --> 00:03:53.620
‫ولی مادرِ برادرش کسیه که اونو بزرگ کرده.

00:03:53.620 --> 00:03:59.410
‫یعنی یوکیا اصل‌ونسب برتری نسبت به برادر بزرگترش داره.

00:03:59.410 --> 00:04:02.830
‫که اینطور. این واقعاً مردمو به حرف میندازه.

00:04:02.830 --> 00:04:05.850
‫ولی بازم، چیزی نیست که بی‌سابقه باشه.

00:04:05.850 --> 00:04:11.620
‫امیدوارم بتونن باهم آشتی کنن،
‫ولی نازوکیهیکو زیادی صادقه.

00:04:12.150 --> 00:04:13.860
‫خودت نمی‌تونی حلش کنی؟

00:04:13.860 --> 00:04:16.850
‫ها؟ آخه خودت که قیافه‌شو دیدی.

00:04:16.850 --> 00:04:18.750
‫هرکسی می‌تونه بفهمه من آدم این کار-

00:04:18.750 --> 00:04:24.450
‫چی شده؟ از یه پسربچه ترسیدی؟
‫و منو بگو می‌خواستم یه‌ذره خوش بگذرونم.

00:04:24.450 --> 00:04:26.710
‫مـ ـ معلومه که ازش نمی‌ترسم-

00:04:30.480 --> 00:04:32.850
‫علاقه‌ای نداری، ها؟

00:04:39.060 --> 00:04:41.210
‫چرا بهم نگفتید؟

00:04:41.210 --> 00:04:46.420
‫تمام مدت می‌دونستین، مگه نه؟
‫که ارباب شمال پدربزرگمه.

00:04:47.960 --> 00:04:50.610
‫به‌نظرم گفتنش به صلاح کسی نبود.

00:04:50.610 --> 00:04:52.060
‫«به صلاح نبود»؟

00:04:52.060 --> 00:04:56.580
‫وقتی اولین‌بار همدیگه رو دیدیم،
‫خودتو به‌عنوان «یوکیا از تاروهی» معرفی کردی.

00:04:57.980 --> 00:05:02.320
‫اگه می‌گفتی «یوکیا از شمال»،
‫متفاوت جواب می‌دادم.

00:05:02.320 --> 00:05:06.220
‫به عبارت دیگه، می‌خواستین ازم سوءاستفاده کنین؟

00:05:06.220 --> 00:05:07.730
‫انکارش نمی‌کنم.

00:05:07.730 --> 00:05:10.390
‫اصلاً منو واسه چی می‌خواستین؟

00:05:11.220 --> 00:05:13.170
‫به‌عنوان پلی برای رسیدن به خاندان شمالی.

00:05:13.870 --> 00:05:21.400
‫به متحد نیاز داشتیم. اونا امن‌ترین و
‫ قابل اعتمادترین خاندان بین چهار خاندان هستن.

00:05:21.670 --> 00:05:23.670
‫چه زمانی من چشم‌تون رو گرفتم؟

00:05:23.670 --> 00:05:29.640
‫تقریباً یک سال پیش.
‫حدود اون زمان که به یامائوچی برگشتم.

00:05:30.100 --> 00:05:31.260
‫یک سال؟

00:05:34.930 --> 00:05:40.080
‫یعنی ناتسوکا-ساما قبل از اون جشن
‫ درمورد من می‌دونست؟

00:05:40.080 --> 00:05:43.060
‫یا شاید اومده بود تا ارزیابی‌م کنه؟

00:05:43.370 --> 00:05:46.490
‫درسته. هرچی نباشه شایعات می‌گفتن یه کله‌پوکی.

00:05:47.040 --> 00:05:50.860
‫برادرم تصمیم گرفت ببینه به‌دردمون می‌خوری یا نه.

00:05:51.350 --> 00:05:57.000
‫و از انتظاراتش فراتر رفتی،
‫پس می‌خواست تو رو بیاره پایتخت تا-

00:05:57.000 --> 00:06:02.070
‫پس حتی اگه اتفاقی برای کازومارو نمی‌افتاد هم
‫ می‌خواستید منو عضو کنید.

00:06:02.070 --> 00:06:02.900
‫درسته.

00:06:02.900 --> 00:06:08.180
‫شما می‌دونستید چقدر از ترک تاروهی متنفرم، مگه نه؟

00:06:09.180 --> 00:06:12.210
‫با این‌حال، منو آوردین اینجا.

00:06:12.790 --> 00:06:18.010
‫به دلایل خودتون. صرفاً چون نوه‌ی ارباب شمالم.

00:06:18.990 --> 00:06:19.840
‫درسته.

00:06:26.000 --> 00:06:27.050
‫لعنتی-

00:06:28.610 --> 00:06:29.720
‫عوضی!

00:06:35.230 --> 00:06:36.390
‫بس کن!

00:06:36.390 --> 00:06:39.120
‫احمق! می‌خوای بازم واسه مادر دردسر درست کنی؟

00:06:39.120 --> 00:06:41.440
‫ولی برادر، اونا-

00:06:42.100 --> 00:06:43.830
‫چه مرگته، مزاحم؟!

00:06:43.830 --> 00:06:45.370
‫همه همینو می‌گن!

00:06:45.370 --> 00:06:49.430
‫پسر دوم چیزی جز دردسر نمیاره!
‫بدون اون وضع‌مون خیلی بهتره!

00:06:49.430 --> 00:06:50.800
‫نذار اعصابتو خرد کنن.

00:06:54.250 --> 00:06:57.020
‫اول می‌خواستن یوکیا رو تحویل بدم،

00:06:57.020 --> 00:07:00.170
‫حالا هم می‌خوان اونو وارث خودم کنم.

00:07:00.170 --> 00:07:04.780
‫ولی وارث تو پسر ارشدت یوکیماست!
‫چرا می‌خوان بهت اجبارش کنن؟

00:07:08.600 --> 00:07:12.690
‫هنوزم خیلی دیر نیست.
‫یوکیا رو توی یتیم‌خونه می‌ذاریم.

00:07:12.990 --> 00:07:14.090
‫عزیزم...

00:07:14.090 --> 00:07:17.550
‫یه‌روز باعث می‌شه کل قبیله
‫ برای جانشینی به جون هم بیفتن.

00:07:18.070 --> 00:07:21.030
‫نه، الانشم شروع شده.

00:07:23.920 --> 00:07:26.710
‫چرا اجازه می‌دی اون آدما بهت امر و نهی کنن؟

00:07:27.020 --> 00:07:29.910
‫اون پسر منشأ بدبختی نیست.

00:07:30.390 --> 00:07:33.490
‫چرا به یوکیا اعتماد نداری؟

00:07:33.880 --> 00:07:41.590
‫خودم اینو می‌دونم. ولی جز خانواده‌مون،
‫ باید از آدمای بیشتری محافظت کنم.

00:07:43.580 --> 00:07:49.180
‫اصلاً می‌دونین امثال شما
‫چه درد و رنجی برای خانواده‌م آوردن؟

00:07:55.600 --> 00:07:58.540
‫ارباب جوان! حواستونو جمع کنید!

00:08:00.080 --> 00:08:01.590
‫شرمنده. شرمنده.

00:08:11.250 --> 00:08:17.080
‫شاید امیدش به اینه که
‫مقام اربابی رو از چنگ برادر بزرگه در بیاره.

00:08:17.080 --> 00:08:19.340
‫یا خدا! انگار کشمکش حکومت قراره بالا بگیره.

00:08:21.420 --> 00:08:22.840
‫پسر دوم کله‌پوک.

00:08:22.840 --> 00:08:24.260
‫پسر دوم کله‌پوک.

00:08:24.480 --> 00:08:26.330
‫پسر دوم کله‌پوک!

00:08:28.840 --> 00:08:32.400
‫اینکه تلاش به‌خرج بدی یا نه بهم مربوط نیست.

00:08:33.400 --> 00:08:36.230
‫مهم اینه که برام مفید هستی یا نه.

00:08:37.680 --> 00:08:42.660
‫من به‌قدری بی‌عرضه‌ام که
‫ کسی رو برای نادون خطاب‌کردنم سرزنش نمی‌کنم.

00:08:42.970 --> 00:08:44.420
‫ولی می‌دونی، یوکیا...

00:08:44.990 --> 00:08:47.850
‫همچنان به‌نظرم قضاوت خوبی از آدما دارم.

00:08:48.500 --> 00:08:51.930
‫تو هرگز بهم خیانت نمی‌کنی.

00:08:53.000 --> 00:08:59.610
‫چرا؟ چون شک دارم دشمنان، پیشنهادی داشته باشن
‫ که نسبت به اعتماد من به تو

00:08:59.610 --> 00:09:02.460
‫برات ارزش بیشتری داشته باشه.

00:09:04.690 --> 00:09:06.260
‫پس اونا چی بود؟

00:09:08.080 --> 00:09:10.570
‫حرفایی زدین که فکر کردم آدم خاصی‌ام.

00:09:11.600 --> 00:09:14.270
‫ولی واقعاً می‌تونستید هرکسی رو انتخاب کنید.

00:09:14.270 --> 00:09:18.040
‫شما بهم نیاز نداشتید،
‫فقط می‌خواستین نواده‌ی خاندان شمالی رو-

00:09:20.220 --> 00:09:24.360
‫می‌تونی هرچقدر دلت می‌خواد خودتو بکوبی،

00:09:24.360 --> 00:09:29.030
‫ولی اینکه غر بزنی ‫مردم
‫با خیال‌پردازی‌هات راه نمیان مسخره‌ست.

00:09:29.030 --> 00:09:30.280
‫منظورم این نبود.

00:09:30.280 --> 00:09:32.250
‫سعی کن یه‌ذره آروم بگیری.

00:09:33.500 --> 00:09:39.880
‫اینجا نیستم که طرف اونو بگیرم،
‫ولی شاهزاده همچین بد نمی‌گه.

00:09:39.880 --> 00:09:43.330
‫چه ازش خوشت بیاد چه نیاد،

00:09:43.330 --> 00:09:48.390
‫حقیقت اینه که خون خاندان شمالی
‫ توی رگ‌هات جریان داره.

00:09:48.390 --> 00:09:50.310
‫خودم اینو می‌دونم!

00:09:50.750 --> 00:09:55.730
‫ولی انقدر پوست‌کلفت نیستم که
‫تحمل داشته باشم بقیه ازم سوءاستفاده کنن.

00:09:55.730 --> 00:10:00.270
‫مثلاً الان تمام کثیف‌کاری‌ها رو انداختن گردن شما،
‫و به‌خاطرش مردم ازتون متنفرن.

00:10:00.670 --> 00:10:04.440
‫اصلاً عصبانی نمی‌شین که
‫ناتسوکا-ساما داره ازتون استفاده می‌کنه؟

00:10:08.220 --> 00:10:11.660
‫من؟ صرفاً اینکه به‌درد می‌خورم خوشحالم می‌کنه.

00:10:15.940 --> 00:10:17.250
‫درک نمی‌کنی، ها؟

00:10:18.260 --> 00:10:18.980
‫باشه.

00:10:19.830 --> 00:10:22.100
‫چیکار می‌کنی؟ ولم کن!

00:10:20.410 --> 00:10:25.000
‫اعلی‌حضرت، اشکالی نداره ببرمش یکی رو ببینه؟

00:10:22.910 --> 00:10:24.700
‫هی، بس کن.

00:10:25.000 --> 00:10:27.250
‫خیلی طولش نمی‌دم.

00:10:25.530 --> 00:10:29.180
‫ای بابا، کارت به کار خودت باشه.

00:10:27.650 --> 00:10:29.180
‫می‌سپارمش به خودت.

00:10:29.970 --> 00:10:32.940
‫ولم کن دیگه! ولم کن!

00:10:53.930 --> 00:10:54.840
‫ها؟

00:11:09.940 --> 00:11:12.760
‫اوه؟ فکر کردم کیه.

00:11:15.950 --> 00:11:18.870
‫به‌خاطر جنابعالی به این روز افتادم.

00:11:19.810 --> 00:11:24.850
‫می‌خواستم به هر قیمتی شده
‫ ناتسوکا-ساما رو کینو کنم، ولی...

00:11:25.910 --> 00:11:27.450
‫حالت خوبه؟

00:11:27.450 --> 00:11:31.320
‫نیازی به نگرانی نیست. مشکلی ندارم.

00:11:31.990 --> 00:11:36.990
‫مهم‌تر از اون، با من کاری داشتید؟

00:11:40.220 --> 00:11:45.300
‫اولشم هیچ‌وقت نمی‌خواستی ولیعهد رو کینو کنی، درسته؟

00:11:47.020 --> 00:11:50.220
‫کاملاً مطابق ابتکار خودم پیش رفتم.

00:11:50.860 --> 00:11:53.460
‫ناتسوکا-ساما هیچ نقشی توش نداشت.

00:11:53.720 --> 00:11:56.950
‫لازم نیست دیگه هوای ناتسوکا-ساما رو داشته باشی.

00:11:56.950 --> 00:12:00.890
‫تمام این مدت، دستش با ولیعهد تو یه کاسه بوده.

00:12:06.780 --> 00:12:13.520
‫فکر می‌کردی ناتسوکا-ساما دنبال تاج‌وتخته، مگه نه؟

00:12:13.900 --> 00:12:16.880
‫ناتسوکا-ساما ازت سوءاستفاده کرد.

00:12:16.880 --> 00:12:22.430
‫با استفاده از مقامت، کاری کرد
‫به‌نظر بیاد اون و ولیعهد باهم دشمنن.

00:12:23.110 --> 00:12:25.570
‫و آخرسر تو فقط-

00:12:28.480 --> 00:12:30.410
‫چرا داری می‌خندی؟

00:12:30.410 --> 00:12:35.140
‫حق داری که عصبانی باشی،
‫به‌هرحال اربابی که بهش اعتماد داشتی بهت خیانت کرده!

00:12:35.140 --> 00:12:39.610
‫همونطور که قبلاً بهت گفتم،
‫ ناتسوکا-ساما نقشی توش نداشت.

00:12:40.440 --> 00:12:46.810
‫در اصل، تصمیم خودم بود که
‫ ایشونو به‌عنوان اربابم ببینم.

00:12:49.010 --> 00:12:52.160
‫ناتسوکا-ساما روحی پاک دارن.

00:12:52.160 --> 00:12:58.350
‫هیچ‌کس نمی‌تونه از ایشون کینوی بهتری بشه،
‫با این‌حال خواسته‌شو اجبار نمی‌کنه.

00:12:58.350 --> 00:13:01.450
‫نمی‌تونم بگم چقدر اعصابمو خرد کرد.

00:13:02.600 --> 00:13:08.840
‫به‌عنوان خدمتکار وفادارشون، به‌جاشون اقدام کردم.

00:13:17.530 --> 00:13:22.920
‫مدتیه که درمورد توطئه‌ی اربابم با ولیعهد خبر دارم.

00:13:24.810 --> 00:13:30.150
‫آخه چطور می‌تونم چیزی رو که
‫حتی روکون فهمیده رو متوجه نشم؟

00:13:30.480 --> 00:13:36.460
‫شکست خوردم، ولی روزی می‌رسه که
‫ ملکه بی‌شک ولیعهد رو می‌کشه.

00:13:36.790 --> 00:13:41.380
‫و با این وجود که ناتسوکا-ساما
‫ نباید از مادرشون سرپیچی می‌کردن،

00:13:41.380 --> 00:13:47.700
‫قطعاً ایشونو می‌بخشن و تاج‌وتخت رو نصیبشون می‌کنن.

00:13:48.030 --> 00:13:53.270
‫یاتاگاراسوها در سراسر یامائوچی
‫ از حاکم باوقار جدیدشون استقبال می‌کنن.

00:13:53.270 --> 00:13:55.720
‫از حالا می‌تونم تشویق‌شونو بشنوم.

00:13:56.440 --> 00:14:00.920
‫نادشیکو-ساما هم، درحالی که
‫ پسرشون رو در آغوش گرفتن در کنارشون می‌ایستن.

00:14:01.400 --> 00:14:02.560
‫و اینکه...

00:14:03.060 --> 00:14:09.660
‫آه، چقدر دوست داشتم در پیش اربابم باشم.

00:14:12.380 --> 00:14:19.210
‫اون آرزو دیگه حقیقی نمی‌شه،
‫اما روزی بنده رو با خوشی یاد می‌کنن.

00:14:19.210 --> 00:14:25.890
‫به‌یاد میارن که زمانی یک خدمتکار وفادار،
‫ جونشو فداشون کرد.

00:14:26.460 --> 00:14:29.530
‫خدمتکاری به‌نام آتسوفوسا.

00:14:30.600 --> 00:14:32.730
‫تو هیچم «خدمتکار وفادار» نیستی.

00:14:32.730 --> 00:14:37.150
‫فقط داری خیال‌بافی می‌کنی.
‫درمورد چیزی که خودت می‌خوای.

00:14:39.240 --> 00:14:42.060
‫روکون! روکون! روکون!

00:14:42.060 --> 00:14:44.670
‫سرانجام زمانی می‌رسه که متوجه می‌شی.

00:14:45.320 --> 00:14:49.410
‫اگه توی دربار زندگی کنی، غیرقابل اجتنابه.

00:15:05.420 --> 00:15:08.500
‫آتسوفوسا توی یه خانواده اشرافی کوچیک به‌دنیا اومد.

00:15:09.000 --> 00:15:11.830
‫خواستار ترقی بودن، ولی زود به در بسته خورد.

00:15:12.460 --> 00:15:15.470
‫شجره‌نامه‌ش توی دربار رد شد،

00:15:15.810 --> 00:15:21.230
‫و فهمید هرچقدر تلاش کنه قراره بی‌ثمر باشه.

00:15:21.790 --> 00:15:29.980
‫از همین جهت به امید کوچیکی رو آورد:
‫دختر اولِ جنوب، دخترعموش: نادشیکو.

00:15:30.500 --> 00:15:37.490
‫اگه تبدیل به همنشین کینو می‌شد،
‫می‌تونست رابطه‌ای با خاندان سلطنتی پیدا کنه.

00:15:37.870 --> 00:15:40.970
‫ولی خاندان جنوبی نادشیکو رو به مراسم نفرستاد،

00:15:40.970 --> 00:15:45.610
‫و جایگزینش، هاماشو،
‫بدون به‌قتل رسوندنِ من فرار کرد.

00:15:46.410 --> 00:15:50.530
‫تنها گزینه‌ش کشتن خودِ شما بود.

00:15:59.810 --> 00:16:03.370
‫احتمالاً ملکه اونو تشویق به اینکار کرده.

00:16:03.770 --> 00:16:07.560
‫اون دماغ به‌شدت تیزی برای اینجور چیزا داره.

00:16:08.680 --> 00:16:13.120
‫به نقاط ضعف آتسوفوسا فشار آورد
‫و دروغ‌هایی درباره یه آینده‌ خیالی به خوردش داد.

00:16:13.700 --> 00:16:18.140
‫ممکنه با کازومیچی، کسی که
‫توی منطقه سرگرمی بهم حمله کرد هم همینکارو کرده.

00:16:18.720 --> 00:16:21.830
‫به‌هرحال آتسوفوسا می‌تونست سراغ هرکسی بره.

00:16:21.830 --> 00:16:26.650
‫به ناتسوکا-ساما احتیاج نداشت،
‫فقط اربابی می‌خواست که بتونه آرزوشو حقیقی کنه.

00:16:26.970 --> 00:16:34.630
‫روکون بهم می‌گه آتسوفوسا اولا بامحبت
‫ و دلواپس خانواده‌ش بود. مثل یه جوون عادی.

00:16:36.400 --> 00:16:38.740
‫این دربار آخه چه جهنم‌دره‌ایه؟

00:16:41.770 --> 00:16:43.980
‫آتسوفوسا تازه یه نمونه‌شه.

00:16:44.550 --> 00:16:47.560
‫اینکه اینجا روانی نشی خودش خیلیه.

00:16:48.110 --> 00:16:49.590
‫اینجا همچین جاییه.

00:16:50.550 --> 00:16:53.570
‫مطلعم از همچین جاهایی متنفری.

00:16:54.380 --> 00:16:58.510
‫و اینکه هنوز اعتمادتو جلب نکردم.

00:17:00.410 --> 00:17:01.890
‫با این وجود، یوکیا...

00:17:03.230 --> 00:17:05.500
‫من به تو نیاز دارم.

00:17:07.770 --> 00:17:11.660
‫به‌زودی هم اسماً و هم عملاً تبدیل به کینو می‌شم.

00:17:12.250 --> 00:17:15.320
‫ازت می‌خوام اینجا بمونی و کمک‌حالم باشم.

00:17:15.880 --> 00:17:18.190
‫این‌بار از روی اختیار خودت.

00:17:31.370 --> 00:17:35.460
‫طبق قولم، تا بهار به‌عنوان دستیارتون خدمت می‌کنم.

00:17:36.450 --> 00:17:39.660
‫پس می‌شه تا اون‌موقع منتظر جوابم بمونین؟

00:17:42.220 --> 00:17:43.350
‫بسیار خب.

00:18:15.890 --> 00:18:18.610
‫یک‌سال از شروع مراسم معراج می‌گذره.

00:18:18.610 --> 00:18:21.220
‫زمان مثل باد گذر می‌کنه.

00:18:21.220 --> 00:18:27.070
‫اون روز، چهارتامون جشن برپا کردیم ولی اصلاً پیداش نشد.

00:18:29.290 --> 00:18:31.630
‫امروزم خاندان جنوبی با بی‌نزاکتی همون‌کارو می‌کنه.

00:18:33.460 --> 00:18:37.080
‫خب، احتمال می‌دم تورو-دونو نخوان آفتابی بشن.

00:18:37.080 --> 00:18:39.430
‫اونم بعد خرابی‌ای که به‌بار آوردن.

00:18:39.710 --> 00:18:42.170
‫اما خاندان سلطنتی که خودش بدتره.

00:18:42.170 --> 00:18:46.560
‫چطور می‌تونن بهونه‌های جنوب رو قبول،
‫ و از گناه‌شون چشم‌پوشی کنن؟

00:18:46.860 --> 00:18:52.160
‫موفقیتِ خاندان جنوبی با خون، ثروت، و حیله‌گری ساخته شده.

00:18:53.940 --> 00:18:57.770
‫تو اون خانواده برادر از برادرش سیره.

00:18:57.770 --> 00:19:00.370
‫الان دیگه نمی‌خواد تعجب کنیم.

00:19:00.720 --> 00:19:04.950
‫سخنان جسورانه بود. شاید زیادی مست شدین؟

00:19:04.950 --> 00:19:09.890
‫گفتی جسورانه، دسیسه‌های خبیثانه هم حقه موردعلاقه شرقه.

00:19:09.890 --> 00:19:14.820
‫با اخراج اون بانوی بیچاره
‫فکر کردی چی قراره نصیبت بشه؟

00:19:14.820 --> 00:19:18.000
‫ای وای من. حتی فکرشم نمی‌کنم.

00:19:18.310 --> 00:19:20.820
‫آکیرا-دونو، به اندازه کافی گفتید.

00:19:20.820 --> 00:19:24.680
‫اوه، معذرت می‌خوام. این ساکه‌ی شمالی
‫واقعاً به مزاجم خوش اومده.

00:19:24.680 --> 00:19:29.130
‫خب، گنیا-دونو،
‫خود شما هم یه‌سری کارها پشت‌پرده انجام دادید،

00:19:29.130 --> 00:19:31.590
‫ولی درآخر پیروزی ازآنِ خاندان غربی‌ـه.

00:19:33.260 --> 00:19:36.730
‫اینو به‌عنوان جشن زودهنگام از جانب من درنظر بگیرید.

00:19:36.730 --> 00:19:41.930
‫قبل اینکه نوشیدنی‌تون تلخ بشه از خودتون پذیرایی کنید.

00:19:42.610 --> 00:19:43.720
‫چی؟

00:19:43.720 --> 00:19:45.190
‫بیخیال حالا.

00:20:27.130 --> 00:20:28.940
‫ماسوهو-نو-سوسوکی-ساما.

00:20:30.010 --> 00:20:31.230
‫آسبی.

00:20:37.170 --> 00:20:40.450
‫از آخرین‌باری که همچین جشن مفصلی داشتیم
‫ خیلی‌وقته می‌گذره.

00:20:40.450 --> 00:20:46.230
‫درسته. احساس کردم انرژی مثبت از اون موقع از تنم رفته.

00:21:10.020 --> 00:21:11.020
‫چی شده؟

00:22:11.170 --> 00:22:14.630
‫اعلی‌حضرت، زمان زیادی منتظرتون بودم.

00:22:14.630 --> 00:22:15.390
‫بله.

00:22:29.230 --> 00:22:32.830
‫بانوان و ندیمه‌ها،

00:22:33.350 --> 00:22:35.060
‫از انتظار طولانی‌تون متشکریم.

00:22:35.490 --> 00:22:39.700
‫اعلی‌حضرت، ولیعهد سلطنتی حالا همنشین‌شونو انتخاب می‌کنن!

00:22:40.570 --> 00:22:41.540
‫چی؟

00:23:00.010 --> 00:23:30.010
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:30.034 --> 00:24:30.034
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:30.980 --> 00:24:34.010
‫در اوج بهار،

00:24:34.010 --> 00:24:38.330
‫شاهزاده در مقابل سه بانوی کاخ شکوفه گیلاس قرار می‌گیرد.

00:24:38.770 --> 00:24:45.540
‫در میان درختان گیلاسِ درحال شکوفه،
‫او سرانجام انتخاب همنشینش را آغاز کرده،

00:24:46.210 --> 00:24:50.190
‫و حقایق پنهان در تاریکی را رها می‌کند.

00:24:51.090 --> 00:24:53.650
‫دفعه بعد: «انتخاب یک همنشین.»

00:24:55.210 --> 00:25:00.220
‫نقاشی از ناتسوکی

00:24:50.210 --> 00:24:55.210
‫انتخاب

00:24:50.210 --> 00:24:55.210
‫یک همنشین

00:00:00.430 --> 00:00:05.890
‫12 سال پیش، روستای تاروهی

00:08:04.450 --> 00:08:06.240
‫صداقت

00:08:04.450 --> 00:08:06.240
‫یوکیما

00:08:04.450 --> 00:08:06.240
‫جاه‌طلبی

00:08:04.450 --> 00:08:06.240
‫یوکیچی

00:08:06.790 --> 00:08:08.370
‫غذا

00:08:06.790 --> 00:08:08.370
‫یوکیا

00:19:47.900 --> 00:19:52.780
‫سکوی تماشای شکوفه، کاخ شکوفه گیلاس