﻿WEBVTT

00:02:08.120 --> 00:02:09.430
‫وای!

00:02:09.830 --> 00:02:12.810
‫تا حالا انقدر بالا پرواز نکرده بودم!

00:02:12.810 --> 00:02:15.200
‫انقدر اینطوری خم نشو. خطرناکه.

00:02:15.200 --> 00:02:18.650
‫شنیدم قبلاً خدمتکار شاهزاده بودی، نه؟

00:02:18.650 --> 00:02:20.030
‫خب چطور؟

00:02:20.310 --> 00:02:22.810
‫درمورد قصر برام تعریف کن.

00:02:22.810 --> 00:02:25.560
‫من همیشه کلاغ‌های درباری رو تحسین می‌کردم.

00:02:26.330 --> 00:02:30.880
‫می‌خوای بری اونجا یه سلامی برسونی؟ اگه می‌ری منم-

00:02:30.880 --> 00:02:33.150
‫به قصر نزدیک هم نمی‌شم.

00:02:33.150 --> 00:02:37.740
‫چند دست لباس اضافه از خونه‌ت برمی‌داریم
‫و مستقیم برمی‌گردیم تاروهی.

00:02:37.740 --> 00:02:39.060
‫خیلی ضدحالی.

00:02:39.084 --> 00:02:49.084
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:52.490 --> 00:02:54.230
‫خیلی گرونه!

00:02:54.230 --> 00:02:57.880
‫نرخ معمول این اطراف همینه.
‫اگه خوشت نمیاد برو از یه جای دیگه بخر.

00:02:57.880 --> 00:03:02.570
‫بیخیال دیگه. نمی‌شه یه‌جوری باهام راه بیای؟

00:03:02.570 --> 00:03:04.410
‫فقط یک ساعت می‌خوام بذارمش اینجا.

00:03:04.410 --> 00:03:05.840
‫وقتی می‌گم نه، یعنی نه.

00:03:05.840 --> 00:03:07.120
‫واقعاً نمی‌شه؟

00:03:11.120 --> 00:03:12.580
‫باشه. بفرمایید.

00:03:12.580 --> 00:03:13.530
‫خدا بده برکت.

00:03:17.250 --> 00:03:20.400
‫بعد می‌گن چرا از پایتخت متنفری.

00:03:20.400 --> 00:03:21.890
‫شرمنده منتظرت گذاشتم...

00:03:31.370 --> 00:03:33.120
‫عــــــه؟

00:04:09.160 --> 00:04:10.640
‫کومه-سان.

00:04:12.010 --> 00:04:13.590
‫حالت خوبه؟

00:04:14.020 --> 00:04:16.830
‫یه حسی داشتم که بابام برگشته خونه.

00:04:21.020 --> 00:04:22.370
‫خیلی احمقم.

00:04:28.110 --> 00:04:30.700
‫ما برای نسل‌ها آب‌فروش بودیم.

00:04:31.970 --> 00:04:33.630
‫آب می‌فروختین؟

00:04:34.330 --> 00:04:36.290
‫نه هر آبی.

00:04:36.800 --> 00:04:42.170
‫بعضی چشمه‌ها توی کوهستان مرکزی ویژگی‌های خاصی دارن.

00:04:42.170 --> 00:04:44.080
‫اون چاه هم جزوشونه.

00:04:45.590 --> 00:04:49.300
‫آبش می‌تونه بیماری‌ها رو درمان کنه
‫ و محصولات رو رشد بده.

00:04:49.300 --> 00:04:51.860
‫توی حومه کشور به‌عنوان دارو فروش می‌ره.

00:04:54.520 --> 00:04:57.230
‫و تولیدش هیچ هزینه‌ای نداره.

00:04:57.230 --> 00:05:01.700
‫پس می‌دونی، سود خوبی ازش داشتیم.

00:05:02.710 --> 00:05:06.440
‫تا اینکه یه روز، ناگهانی آبِ چاه خشک شد.

00:05:08.110 --> 00:05:09.160
‫هیس!

00:05:09.160 --> 00:05:09.730
‫ها؟

00:05:19.700 --> 00:05:20.900
‫شما کی هستین؟

00:05:20.900 --> 00:05:24.490
‫دخالت نکن، فسقلی. فقط با اون دختر کار داریم.

00:05:24.490 --> 00:05:28.770
‫شرخر هستید؟ شرمنده، ولی چیزی برامون نمونده.

00:05:28.770 --> 00:05:30.310
‫پس برید بیرون.

00:05:30.310 --> 00:05:32.840
‫شرمنده ترسوندیمت.

00:05:32.840 --> 00:05:35.530
‫ما از رفقای جیهه هستیم.

00:05:35.920 --> 00:05:39.230
‫ازمون خواست ببریمت پیشش.

00:05:39.520 --> 00:05:40.890
‫بابام رو می‌شناسید؟

00:05:40.890 --> 00:05:41.810
‫آره.

00:05:42.780 --> 00:05:44.770
‫چرا خودش نیومد؟

00:05:45.340 --> 00:05:51.340
‫خب، می‌دونی. اوضاع خر تو خره.
‫مگه یادت رفته شغلش چیه؟

00:05:55.110 --> 00:05:58.610
‫بیا بریم. می‌بریمت پیش پدرت.

00:05:58.610 --> 00:06:02.210
‫واقعاً از دوستای پدر کومه-سان هستید؟

00:06:02.210 --> 00:06:05.120
‫من وظیفه دارم ازش محافظت کنم.

00:06:05.120 --> 00:06:08.720
‫نمی‌تونم اونو به هرکس و ناکسی بسپرم.

00:06:08.720 --> 00:06:09.920
‫«وظیفه»؟

00:06:11.230 --> 00:06:14.770
‫بچه، اوضاع رو واسه خودتون سخت‌تر نکن.

00:06:14.770 --> 00:06:17.340
‫باشه بابا. لااقل بذارین صندل‌هامو بپوشم.

00:06:17.340 --> 00:06:18.430
‫دست بجنبون!

00:06:18.430 --> 00:06:19.830
‫خودم می‌دونم!

00:06:19.830 --> 00:06:20.830
‫وایسین!

00:06:21.530 --> 00:06:23.090
‫پسش بدین!

00:06:24.070 --> 00:06:25.310
‫بچه پررو!

00:06:29.970 --> 00:06:30.660
‫بگیر!

00:06:35.500 --> 00:06:36.320
‫نیم‌وجبی...

00:06:36.320 --> 00:06:36.900
‫یوکیا!

00:06:38.740 --> 00:06:39.690
‫یالا!

00:06:44.010 --> 00:06:47.920
‫داری وقت‌مونو تلف می‌کنی، جغله.

00:06:48.680 --> 00:06:52.460
‫خب، بهتره باهات چیکار کنیم؟

00:06:52.460 --> 00:06:55.040
‫اون پسر به شاهزاده سلطنتی خدمت می‌کنه!

00:06:55.970 --> 00:06:57.760
‫گفتی شاهزاده؟

00:06:59.440 --> 00:07:02.830
‫و خودشم یه کلاغ درباری اسم و رسم‌داره.

00:07:02.830 --> 00:07:07.740
‫اگه یه تار مو از سرش کم کنین، بدجوری تو دردسر میفتین.

00:07:08.620 --> 00:07:10.160
‫داره راست می‌گه؟

00:07:10.830 --> 00:07:14.580
‫حقیقت داره که به شاهزاده خدمت می‌کنم.

00:07:16.910 --> 00:07:18.240
‫ولش کن بره.

00:07:20.390 --> 00:07:21.340
‫یوکیا!

00:07:21.340 --> 00:07:24.500
‫پسرک، این پیغام رو به شاهزاده برسون.

00:07:24.500 --> 00:07:28.870
‫«توبی از دنیای زیرزمینی به‌زودی باهات ارتباط برقرار می‌کنه.»

00:07:28.870 --> 00:07:33.390
‫«وقتی دستش بهت برسه، بهتره بهونه خوبی
‫ برای شکستن توافق‌مون داشته باشی.»

00:07:34.620 --> 00:07:35.980
‫کدوم «توافق»؟

00:07:39.710 --> 00:07:41.270
‫دیگه تحملشو ندارم.

00:07:42.590 --> 00:07:44.950
‫بابام حتماً بازم خرابکاری کرده.

00:07:45.890 --> 00:07:48.980
‫چه‌جور خرابکاری‌ای؟

00:07:48.980 --> 00:07:50.230
‫نمی‌دونم!

00:07:50.540 --> 00:07:55.060
‫از دستش خسته شدم! همیشه ولم می‌کنه
‫ تا گندکاری‌هاشو جمع کنم.

00:07:55.650 --> 00:07:59.480
‫امیدوارم اون بی‌خاصیت به‌دردنخور هیچ‌وقت برنگرده!

00:07:59.480 --> 00:08:03.590
‫این فرصتم بود که توی تاروهی شروع تازه‌ای داشته باشم.

00:08:05.790 --> 00:08:07.920
‫این چه حرفیه.

00:08:08.890 --> 00:08:12.730
‫تو مگه نگران پدرت نیستی؟

00:08:13.880 --> 00:08:16.700
‫به هیچ‌کس جز خودت فکر نمی‌کنی؟

00:08:16.700 --> 00:08:19.840
‫میمون‌ها چی؟
‫معلوم نیست کِی دوباره سروکله‌شون پیدا می‌شه.

00:08:20.270 --> 00:08:22.900
‫کل تاروهی در خطره.

00:08:22.900 --> 00:08:24.870
‫ولی ببین داری چه حرفایی می‌زنی.

00:08:26.370 --> 00:08:28.260
‫مگه کی هستی که قضاوتم کنی؟

00:08:28.920 --> 00:08:31.160
‫تو فقط یه بچه مایه‌داری که تو پَر قو بزرگ شده!

00:08:31.160 --> 00:08:34.190
‫اصلاً تو درمورد من چی می‌دونی؟

00:08:34.190 --> 00:08:37.450
‫از وقتی یادمه بابام داشته پولامو بالا می‌کشیده!

00:08:38.650 --> 00:08:44.620
‫انقدر به چاهِ خشکش چسبیده بود
‫تا اینکه مامانم ولش کرد و رفت!

00:08:44.620 --> 00:08:46.870
‫پس مشغول به کار شدم.

00:08:46.870 --> 00:08:50.540
‫یه بچه نمی‌تونه پول زیادی دربیاره،

00:08:50.930 --> 00:08:54.230
‫ولی از صبح خروس‌خون تا کله سحر جون می‌کندم.

00:08:54.770 --> 00:09:00.890
‫و همون چندرغازی که درمیاوردم رو
‫پای قمار و نقشه‌های ثروت یک‌شبه حروم می‌کرد.

00:09:01.650 --> 00:09:04.320
‫«شرمنده. مطمئنم دفعه بعد شانس باهام یاره.

00:09:06.370 --> 00:09:08.590
‫می‌خوام از این جهنم بیرون بیام.

00:09:09.020 --> 00:09:11.570
‫برای داشتن همچین حسی مقصرم می‌دونی؟

00:09:12.350 --> 00:09:17.480
‫تویی که پیش جفت والدین و
‫ خانواده خوبی بزرگ شدی حالیت نمی‌شه!

00:09:37.880 --> 00:09:41.000
‫سلام. مشتاق دیدار، یوکیا.

00:09:41.310 --> 00:09:44.370
‫سومیو-سان! خوشحالم دوباره می‌بینمتون.

00:09:45.560 --> 00:09:48.920
‫راستش، من...

00:09:49.750 --> 00:09:52.600
‫قبل از هرچیز بیا تو.

00:09:55.710 --> 00:09:57.590
‫از قبل داستانشو شنیدم.

00:09:58.080 --> 00:09:59.880
‫دختره حالش خوبه؟

00:09:59.880 --> 00:10:03.740
‫بله. پیش نگهبان‌های یامائوچی گذاشتمش.

00:10:04.210 --> 00:10:06.410
‫بابت زحمت شرمنده.

00:10:07.100 --> 00:10:08.390
‫حرفشم نزن.

00:10:08.390 --> 00:10:11.350
‫بهتره اول به نازوکیهیکو گزارش بدی.

00:10:12.750 --> 00:10:14.000
‫اعلی‌حضرت.

00:10:15.150 --> 00:10:16.900
‫یوکیا رو آوردم.

00:10:16.924 --> 00:10:21.924
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:24.520 --> 00:10:27.110
‫بابت ایجاد اختلال در کار دولت معذرت می‌خوام.

00:10:27.540 --> 00:10:30.720
‫اخباری برای علیاحضرت دارم که امیدوارم گوش بدید.

00:10:31.160 --> 00:10:33.210
‫به‌خاطر خطایی که من مرتکب شدم...

00:10:39.270 --> 00:10:41.590
‫این‌بار چه دردسری درست کردی؟

00:10:42.410 --> 00:10:44.360
‫هـ ـ هامایو-ساما؟

00:10:47.680 --> 00:10:51.030
‫توی روز هرازگاهی وظایف رسمی رو جاش انجام می‌دم.

00:10:51.860 --> 00:10:53.730
‫به‌عنوان یه بدل بهم نگاه کن.

00:10:54.240 --> 00:10:56.500
‫یه بدل؟

00:10:56.500 --> 00:10:57.910
‫پس اعلی‌حضرت کجاست؟

00:10:59.020 --> 00:11:03.350
‫واقعاً فکر کردی با وجود همچین بحرانی توی قصر بند می‌شه؟

00:11:03.350 --> 00:11:05.020
‫راست می‌گید.

00:11:05.020 --> 00:11:06.860
‫در هر حال، می‌تونی استراحت کنی.

00:11:06.860 --> 00:11:08.390
‫خوراکی می‌خوری؟

00:11:08.760 --> 00:11:10.470
‫هامایو-ساما.

00:11:10.470 --> 00:11:12.690
‫اوه، صبر کنید! الان وقت نداریم!

00:11:17.030 --> 00:11:19.050
‫توبی از دنیای زیرزمینی؟

00:11:21.270 --> 00:11:23.690
‫واقعاً آدم کله‌گنده‌ایه.

00:11:25.920 --> 00:11:28.950
‫اگه بحث اون باشه، این «توافق» حتماً...

00:11:29.830 --> 00:11:33.170
‫یه پیمان آتش‌بس. شکی توش ندارم.

00:11:34.550 --> 00:11:37.170
‫ببخشید، ولی کدوم پیمان آتش‌بس؟

00:11:37.540 --> 00:11:40.540
‫دربار و تنگ‌درّه عهدنامه مخفی‌ای باهم دارن.

00:11:40.540 --> 00:11:42.140
‫عهدنامه مخفی؟

00:11:42.430 --> 00:11:44.360
‫تا حالا به تنگ‌درّه رفتی؟

00:11:44.360 --> 00:11:48.900
‫برای حدود یک ماه. به‌عنوان وثیقه برای شمشیرِ شاهزاده.

00:11:48.900 --> 00:11:50.250
‫وثیقه؟

00:11:53.540 --> 00:11:56.640
‫فکر می‌کردم هیچ‌وقت از اونجا بیرون نمیام.

00:11:56.950 --> 00:11:59.330
‫مثل اینکه بهت بد نگذشته.

00:12:01.170 --> 00:12:04.920
‫ولی مدت‌ها پیش اونجا خیلی بدتر بود.

00:12:05.820 --> 00:12:11.330
‫یه منطقه بی‌قانون واقعی بود.
‫چیزی جز جنگ‌های قلمروی روزانه توش پیدا نمی‌کردی.

00:12:11.330 --> 00:12:17.230
‫ولی یک روز، مردی ناگهان پدیدار شد
‫و مغازه‌ای تو دنیای زیرزمینی راه انداخت.

00:12:17.230 --> 00:12:18.460
‫توی کجا؟

00:12:19.130 --> 00:12:25.880
‫در انتهای تنگ‌درّه. جایی که آدمای تحت‌تعقیب
‫ در زمان ناچاری بهش می‌رن.

00:12:26.560 --> 00:12:30.700
‫این مرد توی یه چشم‌به‌هم‌زدن
‫ رهبری همه‌شونو به دست گرفت

00:12:30.700 --> 00:12:34.210
‫بعد تونست از پایگاه خودش در اونجا،
‫ تنگ‌درّه رو یکپارچه کنه.

00:12:34.660 --> 00:12:35.950
‫چطوری؟

00:12:35.950 --> 00:12:37.360
‫خدا می‌دونه.

00:12:37.740 --> 00:12:41.040
‫حتماً به‌شدت باهوش یا به‌شدت بی‌رحم بوده.

00:12:43.660 --> 00:12:47.060
‫همه با احترام به این اسم صداش می‌زدن:

00:12:49.310 --> 00:12:50.540
‫«پادشاه ساکو.»

00:12:51.710 --> 00:12:53.200
‫«پادشاه ساکو»؟

00:12:54.170 --> 00:12:59.960
‫یاغی‌ها رو در گروهی سازماندهی کرد
‫ که از قوانین خودشون پیروی می‌کردن،

00:12:59.960 --> 00:13:03.760
‫و دنیای زیرزمینی تبهکارها رو
‫به جامعه‌ای با مرزهای مشخص تبدیل کرد.

00:13:03.760 --> 00:13:09.130
‫در اون زمان پدربزرگِ نازوکیهیکو
‫ به‌عنوان کینو حکومت می‌کرد.

00:13:09.130 --> 00:13:11.560
‫به‌عنوان حاکم باخِردی شناخته می‌شد، مگه نه؟

00:13:12.470 --> 00:13:13.520
‫با بوش مشکل داری؟

00:13:13.930 --> 00:13:16.270
‫وقتی مست می‌کنم ذهنم بهتر کار می‌کنه.

00:13:16.270 --> 00:13:16.770
‫نه.

00:13:17.500 --> 00:13:22.520
‫کینو و پادشاه ساکو به‌عنوان قدرت‌های برابر
‫باهم ملاقات کردن و به توافقی رسیدن.

00:13:23.470 --> 00:13:29.460
‫هرکدوم به حکومت به قلمروهای خودشون می‌پردازن
‫ و در امور همدیگه دخالت نمی‌کنن.

00:13:29.890 --> 00:13:32.220
‫پس این پیمان آتش‌بس بود.

00:13:32.730 --> 00:13:35.420
‫الان 40 یا 50 سالی از اون موقع می‌گذره.

00:13:36.540 --> 00:13:41.650
‫توبی جایگزین پادشاه ساکو شد،
‫ولی هیچ‌کس پیمان رو نشکست.

00:13:42.260 --> 00:13:47.130
‫می‌تونی به‌عنوان رازی درنظرش بگیری
‫ که صلح رو در یامائوچی حفظ کرده.

00:13:58.800 --> 00:14:04.200
‫این شخص جیهه حتماً کاری کرده
‫که موجب آشوب تنگ‌درّه شده.

00:14:04.510 --> 00:14:10.720
‫ولی غیبش زده بود، پس چاره‌ای نداشتن جز دزدیدن دخترش.

00:14:11.770 --> 00:14:17.000
‫ولی وقتی دختر حرف از شاهزاده زد
‫تیرشون به سنگ خورد.

00:14:17.990 --> 00:14:19.610
‫واقعاً معذرت می‌خوام!

00:14:22.040 --> 00:14:24.950
‫اگه کومه رو نیاورده بودم اینجا...

00:14:24.950 --> 00:14:27.480
‫تو فقط کاری رو کردی که پدرت بهت گفت.

00:14:28.780 --> 00:14:31.050
‫صرفاً بی‌دقت بودم.

00:14:31.050 --> 00:14:33.330
‫باید گوش‌به‌زنگ‌تر می‌بودم.

00:14:33.810 --> 00:14:39.410
‫یوکیا، یعنی تمام این مدت به اون دختر مشکوک بودی؟

00:14:42.170 --> 00:14:44.520
‫کومه یه‌چیزی رو مخفی می‌کنه.

00:14:44.920 --> 00:14:47.300
‫از همون اول همین حس رو داشتم.

00:14:47.760 --> 00:14:54.060
‫ولی مدرکی ندارم، پس اگه کسی بگه
‫بیش از حد بهش فکر می‌کنم جوابی ندارم.

00:14:55.160 --> 00:14:59.150
‫ولی احتمالاً می‌دونسته که
‫استفاده از اسم شاهزاده چه معنی‌ای داره.

00:15:03.200 --> 00:15:04.290
‫یوکیا.

00:15:05.340 --> 00:15:07.790
‫ممکنه اون دختر رو پیش من بذاری؟

00:15:07.790 --> 00:15:08.580
‫هه؟

00:15:12.800 --> 00:15:14.800
‫این یه شال دستیاره.

00:15:14.800 --> 00:15:18.180
‫ازت می‌خوام بری نازوکیهیکو رو بیاری اینجا.

00:15:18.180 --> 00:15:20.310
‫با این می‌تونی از ایست‌های بازرسی رد بشی.

00:15:20.310 --> 00:15:21.630
‫چـ ـ چشم.

00:15:21.900 --> 00:15:23.670
‫یه‌مدت دستت باشه.

00:15:23.670 --> 00:15:27.370
‫مگه اینکه دلت بخواد دژبان‌ها
‫ برای هر بازدید سؤال‌پیچت کنن.

00:15:29.240 --> 00:15:31.270
‫نمی‌خواد نگران تاروهی باشی.

00:15:31.740 --> 00:15:33.660
‫شرایط‌مون رو بهشون اطلاع می‌دم.

00:15:33.660 --> 00:15:35.110
‫چی؟ ببخشید؟

00:15:35.980 --> 00:15:38.330
‫خب، اینم از این.

00:15:40.350 --> 00:15:42.770
‫خوش برگشتی، یوکیا.

00:16:17.340 --> 00:16:20.280
‫چرا این به‌نظر آشنا میاد؟

00:16:34.140 --> 00:16:35.700
‫آتش اشباح؟

00:16:47.650 --> 00:16:48.920
‫اعلی‌حضرت؟

00:17:19.010 --> 00:17:20.650
‫ا ـ اعلی‌حضرت!

00:17:22.760 --> 00:17:24.650
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:17:25.570 --> 00:17:28.590
‫هامایو-ساما ازم خواست برتون گردونم.

00:17:29.070 --> 00:17:31.960
‫حالا اون هیچی، اون دیگه چی بود؟

00:17:34.170 --> 00:17:36.280
‫دارم شکاف‌ها رو ترمیم می‌کنم.

00:17:36.280 --> 00:17:38.420
‫شـ ـ شکاف‌ها؟

00:17:38.420 --> 00:17:43.830
‫شکاف‌های مرزی که یامائوچی رو
‫از دنیای بیرون جدا می‌کنه.

00:17:43.830 --> 00:17:46.740
‫دنیای بیرون از یامائوچی؟

00:18:20.490 --> 00:18:21.660
‫تموم شد.

00:18:24.840 --> 00:18:28.500
‫الان دقیقاً چیکار کردید؟

00:18:28.500 --> 00:18:32.180
‫مرز رو تقویت کردم، البته تا ابد دووم نمیاره.

00:18:32.890 --> 00:18:37.520
‫شکاف‌ها رو جایی تصور کن که
‫ مرزهای یامائوچی توش ضعیف شدن.

00:18:37.960 --> 00:18:43.920
‫یاتاگاراسوئی که از بین‌شون عبور کنه،
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه برگرده.

00:18:45.220 --> 00:18:49.370
‫وقتی همش غیب‌تون می‌زد
‫داشتید به این رسیدگی می‌کردید؟

00:18:50.620 --> 00:18:51.550
‫درسته.

00:18:52.170 --> 00:18:57.270
‫فکر کردم شاید میمون‌ها از دنیای بیرون به اینجا نفوذ کردن.

00:18:57.580 --> 00:19:03.750
‫ولی مرز تنها فرسوده شده بود.
‫دفاعش هنوز قابل نفوذ نبود.

00:19:04.280 --> 00:19:07.970
‫پس اون میمون‌ها از کجا پیداشون شده؟

00:19:09.790 --> 00:19:12.660
‫شکاف‌ها یامائوچی رو معرض خطر قرار می‌دن.

00:19:13.190 --> 00:19:15.320
‫فقط من می‌تونم ترمیم‌شون کنم.

00:19:16.230 --> 00:19:22.190
‫من فقط یه وظیفه به عهده دارم:
‫حفاظت از تمام یاتاگاراسوها.

00:19:30.640 --> 00:19:33.830
‫به‌عنوان یه کینوی حقیقی؟

00:19:51.620 --> 00:19:54.630
‫اول. بیا یه فکری درمورد کیمونوت کنیم.

00:19:55.010 --> 00:19:57.630
‫برای خدمات دربار باید لباس مناسبی داشته باشی.

00:19:57.630 --> 00:19:59.260
‫چـ ـ چشم.

00:20:00.070 --> 00:20:03.140
‫هـ ـ هامایو-ساما واقعاً چه فکری کرده؟

00:20:03.140 --> 00:20:08.380
‫نگه داشتن یه دختر با همچین
‫ گذشته بحث‌برانگیزی توی دربار برام وحشتناکه.

00:20:08.870 --> 00:20:12.010
‫مطمئنم هامایو دلایل خودشو داره.

00:20:12.010 --> 00:20:15.530
‫و نباید دختر رو برای جرائم پدرش مقصر دونست.

00:20:16.030 --> 00:20:18.030
‫باید خوب ازش مهمون‌نوازی کنیم.

00:20:25.820 --> 00:20:27.800
‫توبی یه دعوتنامه فرستاده.

00:20:33.470 --> 00:20:36.830
‫حتماً‌ بعد اینکه کومه درموردت حرف زد نوشتتش.

00:20:36.830 --> 00:20:41.100
‫اون آدمای دنیای زیرزمینی مثل همیشه کاراشون سریعه.

00:20:41.100 --> 00:20:43.190
‫چیکار می‌کنی، نازوکیهیکو؟

00:20:44.000 --> 00:20:45.500
‫خب معلومه، می‌رم.

00:20:45.500 --> 00:20:46.420
‫اعلی‌حضرت!

00:20:47.500 --> 00:20:49.500
‫باید روی مسئله میمون‌هامون تمرکز کنیم.

00:20:50.330 --> 00:20:52.770
‫الان وقت دشمنی با دنیای زیرزمینی نیست.

00:20:52.770 --> 00:20:55.940
‫درواقع، این فرصت رو قدر می‌دونم.

00:20:58.280 --> 00:21:02.640
‫فقط کومه تونست از حمله میمون‌ها به روستا نجات پیدا کنه.

00:21:03.040 --> 00:21:08.290
‫حالا هم دنیای زیرزمینی دنبالشه.
‫شک دارم تصادفی باشه.

00:21:08.290 --> 00:21:10.270
‫دنیای زیرزمینی سرنخ‌ها رو در اختیار داره.

00:21:10.270 --> 00:21:11.470
‫چرا انقدر مطمئنی؟

00:21:13.780 --> 00:21:15.400
‫غریزه کینوـم می‌گه.

00:21:18.800 --> 00:21:19.910
‫نازوکیهیکو!

00:21:31.430 --> 00:21:34.650
‫واقعاً درباره رفتن به دنیای زیرزمینی مطمئنی؟

00:21:34.650 --> 00:21:38.460
‫پس درموردش شنیدی،‌ برادر؟
‫ پس توی وقت صرفه‌جویی می‌شه.

00:21:38.460 --> 00:21:39.560
‫تجدیدنظر کن.

00:21:40.020 --> 00:21:43.480
‫به این فکر کن که اگه گروگان بگیرنت چی می‌شه.

00:21:43.480 --> 00:21:46.830
‫دربار بدون شک به هرج‌ومرج میفته.

00:21:47.250 --> 00:21:49.040
‫شرمنده، ولی منم علیه این تصمیمم.

00:21:49.480 --> 00:21:51.990
‫اونقدر خاطرجمع نیستم که اونجا بتونم ازت محافظت کنم.

00:21:51.990 --> 00:21:54.960
‫باید برم. راه دیگه‌ای وجود نداره.

00:21:54.960 --> 00:21:56.150
‫نازوکیهیکو!

00:21:56.660 --> 00:22:00.290
‫همه‌چی خوب پیش می‌ره.
‫شماها زیادی نگرانید.

00:22:11.110 --> 00:22:12.200
‫روکون؟

00:22:13.100 --> 00:22:18.530
‫راستشو بخوای،
‫به هیچ‌جام نیست اگه قیمه‌قیمه بشی. ولی بازم...

00:22:20.060 --> 00:22:22.350
‫اجازه نمی‌دم پا به دنیای زیرزمینی بذاری.

00:22:24.770 --> 00:22:26.150
‫به‌جای تو...

00:22:27.460 --> 00:22:29.440
‫یوکیا رو می‌فرستیم.

00:22:29.740 --> 00:22:30.670
‫ها؟

00:22:30.694 --> 00:22:50.694
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:50.718 --> 00:23:10.718
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:30.960 --> 00:24:37.260
‫در عمق تنگ‌درّه، حیله‌گران گرد هم می‌آیند.

00:24:38.160 --> 00:24:44.250
‫یوکیا و ناتسوکا برای مذاکره پیش آنان می‌روند
‫تا دانشی از میمون‌ها کسب کنند.

00:24:44.940 --> 00:24:48.690
‫بعد از آن، پیرمردی عجیب به جلو قدم برمی‌دارد.

00:24:50.250 --> 00:24:53.100
‫دفعه بعد: «پادشاه دنیای زیرزمینی.»

00:24:55.010 --> 00:25:00.020
‫نقاشی از ناتسوکی

00:24:50.010 --> 00:24:55.010
‫پادشاه

00:24:50.010 --> 00:24:55.010
‫دنیای زیرزمینی

00:02:44.140 --> 00:02:48.060
‫بندر پایین شهر، پایتخت

00:09:28.830 --> 00:09:35.420
‫کاخ طلوع خورشید

00:10:51.040 --> 00:10:54.250
‫‫همسر شاهزاده
‫هامایو

00:13:48.590 --> 00:13:51.510
‫نگهبانی یامائوچی

00:15:46.630 --> 00:15:52.220
‫شیگور، شمال

00:19:40.650 --> 00:19:42.820
‫کاخ شکوفه گیلاس

00:22:36.660 --> 00:22:42.340
‫تنگ‌درّه

00:22:46.390 --> 00:22:52.050
‫دنیای زیرزمینی