﻿WEBVTT

00:00:30.380 --> 00:00:31.810
‫بابا؟

00:00:39.570 --> 00:00:41.040
‫بهتره نگاه نکنی.

00:00:41.830 --> 00:00:43.680
‫ولم کن!

00:00:45.150 --> 00:00:47.410
‫ولم کنین! گفتم ولم کنین!

00:00:47.410 --> 00:00:49.870
‫بابا! بابا!

00:00:49.870 --> 00:00:52.560
‫نه! بابا!

00:00:52.584 --> 00:01:12.584
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:31.470 --> 00:02:33.860
‫من؟ سرپوش حکیم بفروشم؟

00:02:33.860 --> 00:02:35.840
‫حتی شوخیشم قشنگ نیست.

00:02:35.840 --> 00:02:38.780
‫من خودمو قاتی هیچ موادی که خطرناکه نمی‌کنم.

00:02:39.160 --> 00:02:42.170
‫یه روسپی دیروز توی شیموبارا فوت کرد.

00:02:42.870 --> 00:02:46.890
‫شنیدم سر خودشو کرده
‫توی یه اجاق روشن. توی شکل کلاغیش.

00:02:47.150 --> 00:02:49.250
‫به‌نظرت آشنا نیست؟

00:02:50.400 --> 00:02:55.580
‫حالا که حرفشو زدی،
‫ یه دختری مدام به پزشکِ اونجا سر می‌زد.

00:02:55.580 --> 00:02:57.870
‫شاید فروشنده‌ای که دنبالشی خودشه.

00:02:58.140 --> 00:02:59.330
‫چه‌جور دختری؟

00:02:59.330 --> 00:03:03.070
‫حدوداً جوون. از اونا که فاز «خواهر بزرگ‌ها» رو دارن.

00:03:03.070 --> 00:03:05.290
‫البته هیچ‌وقت درست‌حسابی قیافه‌شو ندیدم.

00:03:07.030 --> 00:03:09.320
‫اوه، فهمیدم. صورتش خال داشت.

00:03:09.850 --> 00:03:11.240
‫فکر کنم طرفای اینجا.

00:03:12.310 --> 00:03:14.780
‫متوجه شدیم جسد یافته شده متعلق به جیهه‌ست.

00:03:15.540 --> 00:03:19.710
‫قبل از اینکه حلق‌آویز بشه، زنده‌زنده پوستشو کندن.

00:03:19.710 --> 00:03:22.030
‫از هر دستی بدی، از همون دست می‌گیری، ولی بازم...

00:03:22.550 --> 00:03:25.400
‫دنیای زیرزمینی همیشه اینطوری کار می‌کنه.

00:03:25.400 --> 00:03:29.190
‫عملاً مثل احمق‌ها بازی‌مون دادن.

00:03:29.190 --> 00:03:32.090
‫با استفاده از دربار جیهه رو کشیدن بیرون،

00:03:32.090 --> 00:03:34.950
‫بعد وقتی آفتابی شد قاپیدنش.

00:03:35.630 --> 00:03:38.140
‫پادشاه ساکو بهمون رودست زد.

00:03:41.060 --> 00:03:42.320
‫و اون نامه چی؟

00:03:42.320 --> 00:03:44.880
‫به جسد بسته شده بود.

00:03:44.880 --> 00:03:47.570
‫حدس می‌زنم می‌خوان خودمون به بقیه‌ش رسیدگی کنیم.

00:03:48.770 --> 00:03:50.030
‫دست‌نوشته‌ی جیهه‌ست.

00:03:51.420 --> 00:03:53.760
‫مطمئنید جیهه نوشتتش؟

00:03:54.150 --> 00:03:58.990
‫مطمئنم. از دخترش خواستیم دست‌خط رو شناسایی کنه.

00:03:59.700 --> 00:04:02.420
‫دیگه برای سؤال پرسیدن دستمون به جیهه نمی‌رسه.

00:04:02.760 --> 00:04:04.880
‫اینا آخرین حرف‌هاش هستن.

00:04:05.750 --> 00:04:07.480
‫چاهم خشک شد.

00:04:08.190 --> 00:04:10.850
‫این شروع همه‌چیز بود.

00:04:16.530 --> 00:04:22.240
‫شایعات دهن به دهنی شنیده بودم که
‫ می‌گفتن آب کوهستان پایتخت داره خشک می‌شه،

00:04:22.780 --> 00:04:25.900
‫ولی هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم آتیشش دامنم رو بگیره.

00:04:29.800 --> 00:04:32.110
‫تغییر شغل کارساز نبود.

00:04:32.110 --> 00:04:35.210
‫شرخرها کیمونو و وسایل باارزش‌مونو بردن.

00:04:35.210 --> 00:04:37.700
‫بعدش همسرم ترک‌مون کرد.

00:04:38.410 --> 00:04:40.800
‫دختر کوچیکم سر کار رفت.

00:04:41.290 --> 00:04:43.060
‫منم به مشروب‌خوری افتادم،

00:04:43.060 --> 00:04:45.020
‫و روز به روز غرق قماربازی شدم.

00:04:45.020 --> 00:04:47.720
‫وقتی دستم به یه‌ذره پول رسید،

00:04:47.720 --> 00:04:50.240
‫یه چاه قدیمی خریدم.

00:04:50.240 --> 00:04:53.220
‫به وعده وعید اینکه هنوز آب داره اعتماد کردم.

00:04:53.900 --> 00:04:56.110
‫داشتم به هر دری می‌زدم.

00:05:01.430 --> 00:05:03.070
‫اینجا هم زدم به کاهدون؟

00:05:04.790 --> 00:05:07.510
‫خدایا، لطفاً آب رو برگردون.

00:05:15.270 --> 00:05:18.630
‫تو یه یاتاگاراسوئی؟

00:05:19.660 --> 00:05:21.630
‫من اینجام.

00:05:22.080 --> 00:05:24.620
‫ممنون بابت نوشیدنی.

00:05:25.940 --> 00:05:27.040
‫یـ ـ یعنی ممکنه؟

00:05:27.740 --> 00:05:29.740
‫خـ ـ خدا؟

00:05:31.720 --> 00:05:32.680
‫ها؟

00:05:33.520 --> 00:05:36.130
‫خدا؟ اونم ته یه چاه؟

00:05:41.780 --> 00:05:44.270
‫خب، می‌تونی هرچی دلت می‌خواد صدام کنی.

00:05:44.270 --> 00:05:47.270
‫مـ ـ ممکنه لطفاً آب رو برگردونید؟

00:05:47.270 --> 00:05:49.740
‫شرمنده، ولی نمی‌تونم.

00:05:50.950 --> 00:05:53.700
‫ولی برای تشکر یه هدیه بهت می‌دم.

00:06:01.800 --> 00:06:04.710
‫اینو ببر پیش یه پزشک.

00:06:04.710 --> 00:06:05.710
‫یه پزشک؟

00:06:05.710 --> 00:06:08.670
‫اگه بازم خواستی، یه‌ذره ساکه بفرست پایین.

00:06:08.670 --> 00:06:11.110
‫وقتی بوشو حس کردم، دوباره میام.

00:06:24.930 --> 00:06:30.550
‫اسم «سرپوش حکیم» رو تازه یه‌مدت بعدش فهمیدم.

00:06:37.870 --> 00:06:41.850
‫هرگز شک نداشتم که یه نعمت الهی‌ـه.

00:06:46.130 --> 00:06:49.460
‫و همچنان هرکاری که اون صدا می‌گفت رو انجام می‌دادم.

00:06:55.080 --> 00:06:56.770
‫چـ ـ چی گفتی؟

00:06:56.770 --> 00:07:01.220
‫بوی خوبی از روت حس می‌کنم. یه زن جوون.

00:07:01.220 --> 00:07:04.150
‫دفعه بعد می‌خوام اونو بخورم.

00:07:04.150 --> 00:07:05.490
‫نـ ـ نمی‌شه.

00:07:05.490 --> 00:07:09.880
‫چرا که نه؟ مگه همسرته؟ یا دخترت؟

00:07:09.880 --> 00:07:12.550
‫خواهش می‌کنم! هرچیزی جز اون!

00:07:14.760 --> 00:07:17.380
‫حتماً خیلی بهش اهمیت می‌دی.

00:07:18.410 --> 00:07:21.040
‫هر زن دیگه‌ای باشه هم خوبه.

00:07:21.040 --> 00:07:23.870
‫درعوض کلی بهت سرپوش حکیم می‌دم.

00:07:23.870 --> 00:07:29.580
‫چطوره با استفاده ازش، اون زنی که
‫برات انقدر اهمیت داره رو خوشحال کنی؟

00:07:44.210 --> 00:07:49.830
‫اون‌موقع بود که فهمیدم کسی می‌پرستیدم یه خدا نبوده،

00:07:50.980 --> 00:07:55.230
‫بلکه یه میمون عظیم‌الجثه‌ست که
‫ از یاتاگاراسوها تغذیه می‌کنه.

00:08:12.200 --> 00:08:15.970
‫نمی‌خواستم دخترم بفهمه چه کار شرم‌آوری کردم.

00:08:17.220 --> 00:08:19.470
‫هرکسی جز اون.

00:08:25.410 --> 00:08:27.110
‫«و بعد، یک روز...

00:08:29.260 --> 00:08:32.050
‫ایده معرکه‌ای به ذهنم رسید.

00:08:32.050 --> 00:08:35.270
‫راهی که بشه یه‌عالمه شکار رو یکجا گرفت.

00:08:36.030 --> 00:08:38.580
‫دیگه لازم نیست خودت شکار کنی.

00:08:38.580 --> 00:08:42.990
‫از حالا به بعد، صرفاً رفقام رو به محل شکار راهنمایی کن.

00:09:01.090 --> 00:09:05.300
‫تصمیم گرفتم تا ارتباطمو با هیولا قطع کنم.

00:09:05.950 --> 00:09:12.230
‫ولی بعد، شنیدم توی دنیای زیرزمینی
‫ دنبال کسی‌ان که سرپوش حکیم می‌فروشه.

00:09:12.230 --> 00:09:14.280
‫دست‌فروشی توی سوگو؟

00:09:14.280 --> 00:09:15.450
‫چرا منم باید بیام؟

00:09:15.450 --> 00:09:21.110
‫تصمیم گرفتم که بعد از سوگو،
‫دخترمو بردارم و از پایتخت برم.

00:09:21.720 --> 00:09:25.400
‫و پودر خواب‌آور توی بشکه‌های ساکه ریختم...

00:09:27.300 --> 00:09:30.080
‫تا هیچ‌وقت از ماجرا بو نبره.

00:09:44.740 --> 00:09:49.190
‫فکر می‌کردم از پسش بر اومدم،
‫قبل از اینکه اون دوتا پیداشون بشه.

00:09:54.390 --> 00:09:55.580
‫گاردتو پایین نیار.

00:10:15.820 --> 00:10:16.830
‫کومه.

00:10:16.830 --> 00:10:18.020
‫باید فرار کنیم.

00:10:18.590 --> 00:10:20.290
‫چشماتو باز کن، کومه!

00:10:28.690 --> 00:10:33.160
‫پس وقتی نازوکیهیکو و یوکیا
‫ به سوگو رسیدن و میمون‌ها رو کشتن،

00:10:33.520 --> 00:10:36.860
‫جیهه چاره‌ای براش نمونده بود
‫جز اینکه با رها کردن کومه فرار کنه.

00:10:36.860 --> 00:10:40.070
‫در همین حال، به لطف داروی خواب‌آورش،

00:10:40.070 --> 00:10:44.980
‫کومه بدون خبر داشتن از قتل‌عام سوگو،
‫داخل عمارت ارباب تاروهی بیدار شد.

00:10:45.760 --> 00:10:48.990
‫حتماً وقتی جیهه از مخفیگاهش بیرون اومد،
‫انتظار مرگ رو داشته.

00:10:49.670 --> 00:10:55.630
‫هم دنیای زیرزمینی، هم دربار به دخترش مظنون بودن.
‫دنبال این بوده تا بی‌گناهیِ اونو ثابت کنه.

00:10:56.240 --> 00:10:58.490
‫همش زیر سر جیهه بود.

00:10:58.890 --> 00:11:02.710
‫شرح وقایع به ترتیب زمانی،
‫ جزئیاتی که فقط گناهکار ازش باخبره...

00:11:03.200 --> 00:11:05.400
‫همه‌شون به‌نظر حقیقتن.

00:11:05.400 --> 00:11:06.520
‫این نامه...

00:11:07.210 --> 00:11:08.600
‫اعترافِ جیهه‌ست.

00:11:23.860 --> 00:11:26.060
‫ممکنه فقط با بوی اینا مست بشم.

00:11:26.390 --> 00:11:29.530
‫اون گنده‌بک واقعاً طعمه رو می‌گیره؟

00:11:29.530 --> 00:11:33.170
‫خدا می‌دونه. چیزیه که توی نامه‌ی جیهه نوشته شده بود.

00:11:33.170 --> 00:11:38.060
‫ولی عیبی نداره قبل از جلسه‌ی شورا این‌کارو کنیم؟

00:11:38.060 --> 00:11:40.050
‫دوباره شکایت نمی‌کنن؟

00:11:40.050 --> 00:11:46.450
‫اگه شورا برگزار کنم، پیرمرد دستور می‌ده
‫ بلافاصله چاه رو مهروموم کنیم.

00:11:46.450 --> 00:11:50.970
‫اگه بخوایم هویتِ پشت اون صدا رو بفهمیم،
‫ باید الان اقدام کنیم.

00:11:51.650 --> 00:11:54.550
‫نظرت درمورد اون نامه چیه؟

00:11:54.970 --> 00:11:57.520
‫به هیچ‌وجه برای جیهه دلسوزی نمی‌کنم.

00:11:57.520 --> 00:12:02.690
‫دوست داشتنِ دخترش بهونه خوبی
‫ برای قربانی‌کردن یاتاگاراسوها به هیولاها نیست.

00:12:02.690 --> 00:12:08.880
‫و کومه هیچ‌وقت درمورد دوتا مردی که
‫همراه‌شون به سوگو رفتن حرف نزد.

00:12:08.880 --> 00:12:11.150
‫می‌دونم که می‌خواست از پدرش محافظت کنه، ولی...

00:12:11.174 --> 00:12:19.174
رفیلم
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:21.120 --> 00:12:23.290
‫کی اون بالاست؟

00:12:23.290 --> 00:12:24.980
‫اول از همه، تو کی هستی؟

00:12:26.150 --> 00:12:29.300
‫اوه، که اینطور. پس پیدام کردین.

00:12:29.300 --> 00:12:32.260
‫این چاه رو دوست داشتم، ولی زندگی همینه.

00:12:32.260 --> 00:12:35.950
‫تو کسی هستی که دوست‌هامو کشت؟

00:12:35.950 --> 00:12:38.530
‫کسایی رو کشتم که به یاتاگاراسوها حمله کردن.

00:12:39.050 --> 00:12:42.990
‫حتی بچه‌های بی‌گناه. طفلکی‌ها.

00:12:42.990 --> 00:12:47.460
‫شما هم یاتاگاراسوهای بچه‌ای که توی روستاها بودن رو کشتین.

00:12:47.780 --> 00:12:50.700
‫من وظیفه‌ای برای محافظت از مردمم دارم.

00:12:51.330 --> 00:12:55.920
‫نمی‌تونم به کسایی که قصد آسیب
‫ به یاتاگاراسوها دارن رحم کنم.

00:12:56.300 --> 00:12:59.620
‫تو که احیاناً رهبرشون نیستی، نه؟

00:13:00.280 --> 00:13:02.600
‫من کینوی حقیقی هستم.

00:13:04.620 --> 00:13:08.210
‫که اینطور. کینوی حقیقی.

00:13:08.210 --> 00:13:10.420
‫از دیدن دوباره‌ت خوشحالم.

00:13:10.420 --> 00:13:13.460
‫یا شاید بهتره بگم از آشنایی باهات خوشوقتم؟

00:13:15.840 --> 00:13:17.290
‫به چی می‌خوای برسی؟

00:13:18.100 --> 00:13:19.260
‫بازیچه‌ش نشو.

00:13:19.780 --> 00:13:21.240
‫می‌دونم.

00:13:21.240 --> 00:13:24.440
‫تو از کجا اومدی؟ یه میمون هستی؟

00:13:24.980 --> 00:13:28.240
‫اگه آره، چرا فقط تو زبون ما رو بلدی؟

00:13:28.660 --> 00:13:30.440
‫چرا یاتاگاراسوها رو خوردی؟

00:13:30.440 --> 00:13:32.950
‫انقدر عجله نکن.

00:13:32.950 --> 00:13:35.900
‫من مدت طولانی‌ای زندگی کردم.

00:13:35.900 --> 00:13:40.460
‫امثال شما رو از وقتی بلد نبودی قارقار کنی می‌شناختم.

00:13:40.460 --> 00:13:45.140
‫شما یاتاگاراسوها با فراموش کردن
‫حقایق ناخوشایند زنده موندین.

00:13:45.140 --> 00:13:49.250
‫ولی حالا، وقتشه تا بهاشو بدین.

00:13:49.250 --> 00:13:50.420
‫منظورت چیه؟

00:13:51.880 --> 00:13:54.610
‫درمورد سرنگونیِ یامائوچی حرف می‌زنم.

00:13:55.050 --> 00:13:56.620
‫متوجه نشدی؟

00:13:56.620 --> 00:14:00.590
‫روی جایی که قلب باید باشه دست بذار و فکر کن.

00:14:05.580 --> 00:14:06.180
‫وایسا!

00:14:06.180 --> 00:14:07.650
‫نازوکیهیکو، نه!

00:14:11.370 --> 00:14:13.070
‫اعلی‌حضرت!

00:14:46.690 --> 00:14:47.790
‫نازوکیهیکو!

00:15:09.720 --> 00:15:12.330
‫کومه، وقت آماده شدنه.

00:15:23.760 --> 00:15:26.200
‫می‌دونم، می‌دونم بابا.

00:15:26.200 --> 00:15:26.910
‫ها؟

00:15:36.900 --> 00:15:39.250
‫درمورد آینده‌ی کومه...

00:15:39.650 --> 00:15:44.710
‫یه‌نفر با وجود تمام اون اتفاق‌ها
‫ پیشنهاد داد سرپرستی‌شو قبول کنه.

00:15:44.710 --> 00:15:49.500
‫کومه خانواده‌ای نداره، ولی نمی‌تونیم
‫ توی کاخ شکوفه گیلاس نگهش داریم.

00:15:49.500 --> 00:15:53.010
‫خودمون هم نمی‌تونستیم راه‌حل درستی براش پیدا کنیم.

00:15:53.530 --> 00:15:56.560
‫پس اون پیشنهاد کاملاً به موقع بود.

00:15:56.560 --> 00:15:59.420
‫ولی کی حاضره همچین محبتی کنه؟

00:16:00.490 --> 00:16:03.010
‫هامایو-ساما، نکنه منظورتون...

00:16:03.570 --> 00:16:04.910
‫دقیقاً منظورم همونه.

00:16:05.180 --> 00:16:08.370
‫آزوسا-دونو از تاروهی دیروز بهم نامه‌ای فرستاد.

00:16:09.200 --> 00:16:13.490
‫ازم خواست در اسرع وقت کومه رو
‫ از کاخ شکوفه گیلاس به اونجا بفرستم.

00:16:15.330 --> 00:16:18.090
‫مادر چه فکری تو سرش می‌گذره؟

00:16:18.910 --> 00:16:23.250
‫کومه دختر کسیه که تاروهی رو به میمون‌ها فروخت.

00:16:23.880 --> 00:16:28.200
‫آزوسا-دونو گفت این دلیل مضاعفیه که
‫ نباید به حال خودش رهاش کنیم.

00:16:28.630 --> 00:16:32.670
‫گفت کومه نباید بار زندگی به‌عنوان
‫ فرزند یه جنایتکار رو به‌دوش بکشه.

00:16:37.950 --> 00:16:39.630
‫با مادرم صحبت می‌کنم.

00:16:39.630 --> 00:16:40.360
‫یوکیا؟

00:16:42.540 --> 00:16:45.260
‫این گزارشیه که امروز صبح از شهربانی رسیده.

00:16:45.540 --> 00:16:47.820
‫کومه هنوز یه‌چیزیو مخفی می‌کنه.

00:16:47.820 --> 00:16:50.860
‫مادرمو قانع می‌کنم که تجدیدنظر کنه.

00:16:51.760 --> 00:16:52.460
‫هوی!

00:16:52.460 --> 00:16:53.400
‫صبر کن.

00:16:55.560 --> 00:16:59.730
‫فکر نمی‌کنم توی وضع فعلی‌ت
‫ بتونی بحث منطقی‌ای رو پیش بگیری.

00:17:00.250 --> 00:17:02.060
‫من کاملاً‌ آرومم.

00:17:02.650 --> 00:17:05.620
‫تا حالا شده اینو بگی و واقعاً آروم باشی؟

00:17:06.810 --> 00:17:08.290
‫با اجازه.

00:17:08.290 --> 00:17:10.330
‫نرو. این یه دستوره.

00:17:10.710 --> 00:17:13.540
‫یادم نیست هیچ‌وقت بهت قسم وفاداری خورده باشم!

00:17:29.450 --> 00:17:30.360
‫کومه.

00:17:34.450 --> 00:17:35.290
‫یوکیا؟

00:17:35.820 --> 00:17:38.230
‫به مادرم التماس کردی، مگه نه؟

00:17:39.910 --> 00:17:40.450
‫چی؟

00:17:40.450 --> 00:17:44.920
‫لطفاً به تاروهی نیا. نمی‌تونم بهت اطمینان کنم.

00:17:47.720 --> 00:17:49.880
‫مقصرت نمی‌دونم که عصبانی باشی.

00:17:50.230 --> 00:17:55.850
‫من روراست نبودم، حتی با اینکه
‫ همه بهم دلرحمی و مهربونی نشون دادن.

00:17:56.460 --> 00:18:00.150
‫وقتی شنیدم به‌خاطر من تا دنیای زیرزمینی رفتی،

00:18:00.150 --> 00:18:02.250
‫فکر کردم قلبم قراره از جا دربیاد.

00:18:03.380 --> 00:18:07.590
‫ولی یوکیا، من واقعاً‌ نمی‌دونستم.

00:18:08.290 --> 00:18:11.810
‫نه درباره اتفاقی که توی سوگو افتاد،
‫و نه کاری که پدرم کرد.

00:18:12.410 --> 00:18:16.060
‫آخه، انقدر بی‌عرضه بود

00:18:17.580 --> 00:18:18.770
‫که هنوز باورم نمی‌شه.

00:18:20.010 --> 00:18:22.730
‫گفتن یه زن سرپوش حکیم رو توی شیموبارا فروخته.

00:18:22.730 --> 00:18:23.970
‫شیموبارا؟

00:18:23.970 --> 00:18:28.430
‫درسته. شهری کنار جاده‌ی پایتخت به سمت سوگو.

00:18:30.410 --> 00:18:33.650
‫اون زن مقدار زیادی سرپوش حکیم داشت.

00:18:33.650 --> 00:18:36.380
‫و با وجود اینکه سعی کرد صورتشو مخفی کنه،

00:18:37.040 --> 00:18:41.270
‫دوتا خال زیر چشم چپش داشت.

00:18:42.930 --> 00:18:44.700
‫درست مثل تو.

00:18:45.170 --> 00:18:49.300
‫مطمئنی هیچی درباره کار پدرت نمی‌دونستی؟

00:18:54.860 --> 00:18:56.450
‫اون من نبودم.

00:18:56.450 --> 00:18:57.820
‫با دروغ به جایی-

00:18:57.820 --> 00:18:59.010
‫خودتی، یوکیا؟

00:19:01.810 --> 00:19:03.160
‫مادر.

00:19:03.160 --> 00:19:04.400
‫بانوی من.

00:19:04.400 --> 00:19:06.790
‫چطور شد اینجایی؟

00:19:06.790 --> 00:19:08.880
‫درباره چی حرف می‌زدید؟

00:19:10.070 --> 00:19:12.090
‫چیزی نیست، بانوی من.

00:19:13.030 --> 00:19:15.320
‫فکر می‌کنم دیگه بهتره رفع‌زحمت کنم.

00:19:15.320 --> 00:19:16.290
‫وایسا.

00:19:16.290 --> 00:19:17.550
‫من هنوز حرفم...

00:19:19.370 --> 00:19:21.040
‫فعلاً، یوکیا.

00:19:25.610 --> 00:19:27.600
‫مادر، اون داره گولتون می‌زنه.

00:19:27.600 --> 00:19:28.720
‫گول می‌زنه؟

00:19:28.720 --> 00:19:31.310
‫اون یه شارلاتانِ آب‌زیرکاهه.

00:19:31.700 --> 00:19:35.690
‫همون لحظه که مهربونی‌تونو دید، سعی کرد ازش سوءاستفاده کنه.

00:19:35.690 --> 00:19:38.400
‫چی باعث شده همچین فکری کنی؟

00:19:39.000 --> 00:19:41.490
‫داره تمام تقصیرا رو گردن پدرش میندازه،

00:19:41.490 --> 00:19:44.870
‫درحالی که داره واسه خودش به زندگی خوب و بی‌دردسر می‌سازه.

00:19:45.220 --> 00:19:49.940
‫چطور می‌تونه بخواد
‫توی تاروهی که میمون‌ها بهش حمله کردن زندگی کنه؟

00:19:50.340 --> 00:19:53.850
‫من بودم که از کومه دعوت کردم به تاروهی بیاد.

00:19:54.390 --> 00:19:57.790
‫ولی خب درخواستمو قبول نکرد.

00:19:57.790 --> 00:19:58.530
‫ها؟

00:20:02.890 --> 00:20:05.760
‫واقعاً از محبتتون ممنونم.

00:20:06.120 --> 00:20:10.120
‫ولی متوجهم پدرم چیکار کرده.

00:20:10.120 --> 00:20:14.730
‫به‌عنوان دخترش، نمی‌تونم فقط از سر بی‌خبری،
‫ از بار مسئولیت شونه خالی کنم.

00:20:15.010 --> 00:20:16.190
‫کومه، لازم نیست-

00:20:16.190 --> 00:20:21.160
‫پدرم باهام مهربون بود،
‫حتی با وجود بی‌عرضگی‌ش.

00:20:21.740 --> 00:20:26.630
‫احتمالاً‌ قرار نیست دیگه یوکیا رو ببینم،
‫پس لطفاً از طرفم خداحافظی کنید.

00:20:28.820 --> 00:20:30.660
‫خیلی ازتون ممنونم.

00:20:33.730 --> 00:20:38.750
‫مادرت می‌دونه که الان خشم چشماتو کور کرده.

00:20:38.750 --> 00:20:44.260
‫کفاره گرفتن از فرد، خیلی با انتقام گرفتن ازشون فرق داره.

00:20:44.640 --> 00:20:51.030
‫نباید انقدر کینه داشته باشی
‫که از اتفاق جلوی چشمات چشم‌پوشی کنی.

00:21:17.320 --> 00:21:19.750
‫سومیو-سان، کومه رو پیدا کردین؟

00:21:20.060 --> 00:21:24.470
‫یکی دیده که دختری با مشخصاتش
‫ بیرون شهر سوار یه بالون بشه.

00:21:24.470 --> 00:21:28.100
‫نازوکیهیکو و نگهبان‌های یامائوچی دارن دنبالش می‌گردن.

00:21:28.100 --> 00:21:29.760
‫همش تقصیر منه.

00:21:29.760 --> 00:21:33.630
‫خب، الان می‌دونیم کومه داشته اون موادو می‌فروخته،

00:21:34.120 --> 00:21:36.170
‫همونطور که خودت شک کرده بودی.

00:21:36.650 --> 00:21:38.600
‫واقعاً اینطور بوده؟

00:21:40.300 --> 00:21:44.290
‫خال‌ها اونقدر مدرک موثقی نیستن که چیزی رو ثابت کنن.

00:21:44.290 --> 00:21:48.440
‫حتی اگه کومه مواد رو می‌فروخت،
‫دلیلی برای فرار کردن نداشت.

00:21:48.780 --> 00:21:51.500
‫پس چرا ناپدید شده؟

00:21:54.840 --> 00:21:55.830
‫نگو که...

00:21:57.230 --> 00:21:59.070
‫فعلاً، یوکیا.

00:21:59.070 --> 00:22:01.540
‫می‌خواد که من دنبالش برم؟

00:22:03.330 --> 00:22:06.060
‫روی این حساب کرده که بهش شک کنم، و...

00:22:08.460 --> 00:22:09.300
‫هـ ـ هوی!

00:22:18.740 --> 00:22:19.550
‫یوکیا؟

00:22:19.880 --> 00:22:23.470
‫اعلی‌حضرت، شاید یه‌چیز خیلی مهم رو جا انداخته باشم.

00:22:30.030 --> 00:22:31.780
‫هاتسونه-چان، هستی؟

00:22:31.780 --> 00:22:33.220
‫اینجام!

00:22:33.220 --> 00:22:36.540
‫مهمون داری، شاید خواهر کوچیکت؟

00:22:36.540 --> 00:22:37.660
‫خواهرم؟

00:22:49.080 --> 00:22:50.420
‫پیدات کردم.

00:22:56.190 --> 00:22:57.570
‫مشتاق دیدار...

00:22:58.160 --> 00:22:59.240
‫مامان.

00:22:59.264 --> 00:23:19.264
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:19.288 --> 00:23:39.288
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:30.840 --> 00:24:34.610
‫یوکیا آسمان و زمین را به‌دنبال کومه می‌گردد،

00:24:36.160 --> 00:24:41.190
‫و سرنوشت کینوی واقعی آشکار می‌شود.

00:24:42.700 --> 00:24:46.960
‫زمانی که یوکیا همه‌چیز را بفهمد،
‫چه مسیری را انتخاب خواهد کرد؟

00:24:50.000 --> 00:24:52.960
‫دفعه بعد: «کلاغ طلایی.»

00:24:55.010 --> 00:25:00.020
‫نقاشی از ناتسوکی

00:24:50.010 --> 00:24:55.010
‫کلاغ

00:24:50.010 --> 00:24:55.010
‫طلایی

00:03:11.250 --> 00:03:15.210
‫معبد آینه پاک

00:06:25.150 --> 00:06:31.070
‫پزشک

00:15:02.210 --> 00:15:04.920
‫کاخ شکوفه گیلاس

00:15:15.310 --> 00:15:18.270
‫کاخ طلوع خورشید

00:16:40.970 --> 00:16:41.810
‫ولیعهد سلطنتی

00:17:26.900 --> 00:17:30.360
‫عمارت خاندان شمالی

00:22:25.900 --> 00:22:29.030
‫شیموبارا، شمال

00:22:29.700 --> 00:22:31.780


00:22:29.700 --> 00:22:31.780
‫مسافرخانه
‫پل
‫بهشت