﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.980
‫13 ام مارچ (سه شنبه)

00:00:06.700 --> 00:00:07.700
‫ها؟

00:00:07.700 --> 00:00:13.700
‫دستور انتصاب ‫تاکاناشی یو ‫آغاز به کار از 1 ام آپریل 2025
‫شما جایگاه فعلی خود را ترک گفته و ‫در بخش پزشکی عمومی ‫بیمارستان علوم پزشکی جونسی مشغول به کار خواهید شد.

00:00:20.500 --> 00:00:24.710
‫27 ام فوریه (پنجشنبه)

00:00:28.050 --> 00:00:35.010
‫این انیمه یک داستان خیالیست و هیچ گونه ارتباطی با اشخاص حقیقی یا سازمان ها ندارد.
‫درمان ها و لوازم پزشکیِ استفاده شده در این انیمه ممکن است با کاربرد واقعی آن ها در درمان بیماری ها متفاوت باشند.

00:00:35.190 --> 00:00:36.530
‫عجله کنین!

00:00:36.980 --> 00:00:39.580
‫باز نمیشه. قفله.

00:00:39.580 --> 00:00:41.940
‫لعنتی. زود باش داداش!

00:00:42.580 --> 00:00:44.920
‫قفله باز نمیشه.

00:00:48.650 --> 00:00:50.740
‫نجاتم بده...

00:00:50.740 --> 00:00:52.120
‫دایکی؟

00:00:52.120 --> 00:00:55.450
‫تحقیقاتت...

00:01:00.120 --> 00:01:00.640
‫دا...

00:01:02.000 --> 00:01:03.300
‫دایکی.

00:01:16.120 --> 00:01:18.050
‫قلبش از کار افتاده.

00:01:18.050 --> 00:01:18.790
‫چی؟

00:01:18.790 --> 00:01:20.210
‫باید احیاش کنیم.

00:01:20.210 --> 00:01:21.480
‫زنگ بزن آمبولانس.

00:01:21.480 --> 00:01:22.540
‫ب-بله، قربان.

00:01:24.230 --> 00:01:26.630
‫یک، دو، سه، چهار‌ــــ

00:01:35.000 --> 00:01:45.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:05.720 --> 00:03:07.710
‫این یعنی چی کوتوری؟

00:03:08.680 --> 00:03:14.250
‫قرارداد دکتر تاکاناشی آخر مارچ تموم میشه،

00:03:14.250 --> 00:03:17.340
‫و باید برگرده به بیمارستان دانشگاهش.

00:03:17.800 --> 00:03:20.350
‫چرا باید برگردی؟

00:03:20.760 --> 00:03:25.070
‫توی بخش پزشکی عمومیِ
‫بیمارستانِ دانشگاه محل تحصیلم، دانشگاه جونسی

00:03:25.070 --> 00:03:28.620
‫یکی از دکتر ها به طور ناگهانی
‫اعلام کرده نمیتونه کار کنه.

00:03:28.620 --> 00:03:31.770
‫گفتن برگردم که جاشو پر کنم.

00:03:31.770 --> 00:03:35.490
‫چی؟ چرا ناگهانی گفته دیگه نمیتونه کار کنه؟

00:03:35.890 --> 00:03:39.190
‫شنیدم درگیر یه ماجرایی شده.

00:03:39.970 --> 00:03:42.950
‫واقعا که. هیچ کاریش نمیشه کرد یعنی؟

00:03:43.350 --> 00:03:46.380
‫آره دیگه یجورایی.

00:03:46.790 --> 00:03:49.240
‫هفته‌ی دیگه باید رسما اعلام بشه.

00:03:49.910 --> 00:03:54.530
‫یه دکتر دیگه از اول آپریل
‫به جاش میاد.

00:03:55.880 --> 00:03:58.380
‫امم، دکتر تاکائو.

00:03:58.380 --> 00:04:03.760
‫مطمئنم دکتر جدید هم هواتون رو داره،
‫نیازی نیست نگران ـــ

00:04:03.810 --> 00:04:05.270
‫یکی مثل تو...

00:04:07.140 --> 00:04:10.430
‫برو به همون دانشگاهی که ازش اومدی اصلا!

00:04:10.430 --> 00:04:13.570
‫دیگه این مغز فندقی نیستش که
‫سرعت کارم رو بیاره پایین. راحت شدم!

00:04:13.570 --> 00:04:15.150
‫تاکائو!
‫مغز فندقی رو با کی بودی؟

00:04:15.150 --> 00:04:17.860
‫پرنده ها(کوتوری) مغزشون اندازه فندقه دیگه،
‫چرا ناراحت میشی؟

00:04:18.220 --> 00:04:20.280
‫دیگه حتی نمیخوام قیافه‌ت ببینم!

00:04:20.280 --> 00:04:22.590
‫زود جمع کن بزن بیرون!

00:04:27.070 --> 00:04:30.450
‫به خاطر رفتار تاکائو معذرت میخوام.

00:04:30.450 --> 00:04:31.510
‫نه خواهش میکنم.

00:04:32.000 --> 00:04:36.880
‫گمونم تاکائو به خاطر رفتن شما
‫خیلی بهم ریخته، دکتر تاکاناشی.

00:04:38.820 --> 00:04:40.890
‫کار کردن با بقیه براش سخته.

00:04:48.390 --> 00:04:51.400
‫بیمارستان عمومی تنیکای

00:04:52.770 --> 00:04:54.400
‫دکتر کوتوری!

00:04:55.030 --> 00:04:59.110
‫کونویکه؟
‫چخبره؟ داری آخر ماه از این بیمارستان میری؟

00:04:59.110 --> 00:05:00.650
‫میشه آروم باشی؟

00:05:00.650 --> 00:05:03.320
‫چجوری میتونم آروم باشم؟

00:05:03.320 --> 00:05:06.950
‫کاری از دست من ساخته نیست.
‫دانشگاهم گفته برگردم.

00:05:07.390 --> 00:05:10.960
‫ولی تو از کجا فهمیدی؟

00:05:10.960 --> 00:05:16.310
‫دکتر تاکائو دیشب دیر وقت بهم زنگ زد.
‫حسابی هم عصبانی بود.

00:05:18.960 --> 00:05:20.360
‫چیه؟

00:05:20.840 --> 00:05:23.950
‫میخوای همینجوری دکتر تاکائو رو ول کنی به امون خدا؟

00:05:25.110 --> 00:05:27.500
‫کسی رو نمیخوام ول کنم که.

00:05:28.210 --> 00:05:32.720
‫به نظرم خیلی زوج خوبی هستید ولی.

00:05:34.770 --> 00:05:36.630
‫زوج خوب، ها؟

00:05:40.030 --> 00:05:41.180
‫پیام اومد؟

00:05:42.530 --> 00:05:44.810
‫همین حالا بیا اتاقم!
‫دکتر تاکائو؟

00:05:48.540 --> 00:05:50.190
‫چه عجب بالاخره اومدی.

00:05:50.190 --> 00:05:53.540
‫شرمنده. اورژانس شلوغ شد وـــ

00:05:53.540 --> 00:05:55.250
‫کوواتا سیجی.

00:05:55.250 --> 00:05:56.290
‫ها؟

00:05:56.790 --> 00:05:58.800
‫گفتم کوواتا سیجی.

00:05:58.800 --> 00:06:03.920
‫این همون دکتریه که به مشکل خورده
‫و نمیتونه بیاد سر کار، درسته؟

00:06:03.920 --> 00:06:06.910
‫آ-آره درسته.

00:06:06.910 --> 00:06:10.310
‫ارشدت توی بیمارستان دانشگاه جونسی،
‫کوواتا سیجی،

00:06:10.310 --> 00:06:13.060
‫متهم به شراکت در یه پرونده‌ی قتله.

00:06:13.060 --> 00:06:14.260
‫چی؟

00:06:14.260 --> 00:06:16.490
‫هنوز دستگیر نشده،

00:06:16.490 --> 00:06:19.450
‫ولی برای بازجویی بردنش.

00:06:19.450 --> 00:06:21.950
‫چی؟ غیر ممکنه.

00:06:21.950 --> 00:06:26.490
‫تازه یه پرونده‌ی قتل معمولی هم نیست.

00:06:27.950 --> 00:06:29.740
‫یه معمای اتاق بسته‌ست!

00:06:33.150 --> 00:06:36.000
‫خب، کجا میخوای بری؟

00:06:36.000 --> 00:06:37.190
‫اینو ببین.

00:06:38.700 --> 00:06:41.440
‫"در تاریخ 12 ام ، کلانتری تاناشی
‫اسناد مربوط به

00:06:41.440 --> 00:06:44.910
‫دکتر کوواتا ریوچیرو، رئیس
‫بیمارستان کوواتا را

00:06:44.910 --> 00:06:47.260
‫به دفتر دادستانی ارسال کرد."

00:06:47.850 --> 00:06:50.510
‫"ایشان متهم به قصور پزشکی به علت

00:06:50.510 --> 00:06:54.400
‫عدم گزارش احتمال مرگ غیرطبیعی
‫به پلیس می‌باشد."

00:06:54.860 --> 00:06:59.150
‫کسی که به طور غیر طبیعی
‫فوت کرده، قربانیِ این پرونده‌ی قتله.

00:06:59.640 --> 00:07:05.850
‫پدر کوواتا سیجی، کوواتا ریوچیر
‫زمان مرگش اونجا بوده.

00:07:05.850 --> 00:07:07.780
‫جزئییات ماجرا رو ازش میپرسیم.

00:07:07.780 --> 00:07:10.100
‫باورم نمیشه تونستی
‫باهاش قرار ملاقات بذاری.

00:07:10.100 --> 00:07:14.960
‫خب اونم دکتره دیگه.
‫مثل اینکه شایعاتی که در مورد نبوغ من میگن رو شنیده.

00:07:14.960 --> 00:07:16.370
‫که اینطور.

00:07:16.370 --> 00:07:20.640
‫بنظر خیلی مشتاق بود زودتر بریم
‫و بیگناهی پسرش رو اثبات کنیم.

00:07:37.020 --> 00:07:39.350
‫همه‌ش تقصیر اونه.

00:07:39.350 --> 00:07:42.860
‫همه چی رو بهم ریخت.

00:07:42.860 --> 00:07:46.180
‫ببخشید، منظورتون کیه؟

00:07:47.400 --> 00:07:50.870
‫کوواتا دایکی. پسر بزرگم که فوت شده.

00:07:50.870 --> 00:07:55.510
‫ها؟ پس قربانی برادر بزرگتر
‫کوواتا-سنپای بوده؟

00:07:55.510 --> 00:07:57.160
‫بله، درسته.

00:07:57.160 --> 00:08:00.000
‫اول در مورد کوواتا دایکی برام تعریف کن.

00:08:00.740 --> 00:08:03.410
‫اون فقط یه قلچماق بی کله بود.

00:08:03.950 --> 00:08:07.130
‫با کلی دردسر توی یه مدرسه‌ی اسم و رسم دار
‫ثبت نامش کردم،

00:08:07.130 --> 00:08:10.760
‫ولی نه تنها با یه مشت اراذل رفیق شد،

00:08:11.170 --> 00:08:15.040
‫بلکه بخاطر خفت گیری از یکی از
‫هم کلاسی‌هاش از اونجا اخراج هم شد.

00:08:15.530 --> 00:08:20.650
‫بعد اینکه از خونه رفت، مدام برای
‫پول گرفتن برمیگشت اینجا.

00:08:21.050 --> 00:08:26.170
‫از اونجایی که درخواست هاش تمومی نداشتن،
‫دیگه پول دادن بهش رو متوقف کردم.

00:08:26.700 --> 00:08:36.780
‫اونم یواشکی وارد اتاقم شد تا
‫پول و دسته چک‌ها و حتی اسناد خونه رو بدزده.

00:08:36.780 --> 00:08:38.290
‫موفق هم شد؟

00:08:38.290 --> 00:08:42.290
‫نه، یکی از خدمتکارها
‫قبل اینکه بتونه کاری کنه مچش رو گرفت.

00:08:42.780 --> 00:08:47.320
‫همونجا گرفتم کتکش زدم
‫ارتباطمون رو کامل قطع کردم.

00:08:48.420 --> 00:08:52.520
‫تا سال ها بعد اون ماجرا دایکی رو ندیدم.

00:08:53.530 --> 00:08:57.000
‫چی باعث شد دایکی به این راه کشیده بشه؟

00:08:58.600 --> 00:09:00.690
‫یه دلیلی پشتش بوده دیگه، نه؟

00:09:01.530 --> 00:09:04.400
‫لزومی نمیبینم در اون مورد
‫چیزی بهتون بگم.

00:09:04.400 --> 00:09:08.190
‫اینکه لزوم داره یا نداره رو من باید بگم.

00:09:10.870 --> 00:09:16.530
‫چیزی از شروع دبیرستانش نگذشته بود
‫که مادر دایکی خودکشی کرد.

00:09:17.480 --> 00:09:22.360
‫پس مادرش خودکشی کرد
‫و شوک این ماجرا باعث شد دایکی سرکش بشه؟

00:09:23.870 --> 00:09:27.770
‫گفتی مادرِ دایکی.

00:09:27.770 --> 00:09:33.170
‫پس مادر سیجی و دایکی یکی نیستن؟

00:09:33.170 --> 00:09:34.380
‫بله.

00:09:34.800 --> 00:09:41.020
‫دایکی و سیجی برادر های تَنی نیستن.
‫زن دیگه ای مادر سیجیه.

00:09:41.490 --> 00:09:47.890
‫همسرم وقتی از ماجرا با خبر شد
‫از لحاظ روحی بهم ریخت و جون خودش رو گرفت.

00:09:49.140 --> 00:09:53.660
‫بعد اون بود که با مادر سیجی ازدواج کردی؟

00:09:54.410 --> 00:09:58.950
‫تقریبا یک سال بعد از مرگ
‫همسر اولم بود که ازدواج کردم.

00:09:59.410 --> 00:10:03.380
‫همسر دومم سه سال پیش
‫در اثر سرطان فوت کرد.

00:10:05.220 --> 00:10:09.020
‫خب، حالا در مورد اون روز تعریف کن.

00:10:10.720 --> 00:10:19.100
‫اون روز، تولد 70 سالگی من
‫و 35‌امین سالگرد تاسیس بیمارستان رو جشن میگرفتیم.

00:10:19.430 --> 00:10:22.850
‫ولی یهو دایکی پیداش شد.

00:10:22.850 --> 00:10:25.100
‫دایکی-سان هم دعوت بود؟

00:10:25.100 --> 00:10:27.090
‫معلومه که نه.

00:10:27.090 --> 00:10:29.850
‫اصلا نمیدونم از کجا
‫در مورد جشن باخبر شد.

00:10:33.640 --> 00:10:35.810
‫صمیمانه تبریک عرض میکنم.
‫نمیتونید برید داخل.

00:10:35.860 --> 00:10:38.760
‫خیلی ممنونم. همیشه به من لطف ـــ
‫معلومه که میتونم.

00:10:39.660 --> 00:10:43.120
‫چخبرا پیرمرد! پارسال دوست امسال آشنا!

00:10:43.120 --> 00:10:44.420
‫دایکی؟

00:10:46.780 --> 00:10:50.340
‫خیلی باید رو داشته باشی
‫که همچین مهمونی ای بگیری.

00:10:50.340 --> 00:10:53.220
‫مخصوصا وقتی پسر خودت رو طرد کردی.

00:10:53.220 --> 00:10:59.850
‫تازه، مادرمم هم سر اینکه این آقا
‫از یه زن دیگه بچه دار شد مُرد.

00:11:00.320 --> 00:11:05.310
‫و بدتر از همه‌ی اینا، با زنه ازدواج کرد
‫و منو از خونه پرت کرد بیرون.

00:11:05.310 --> 00:11:08.450
‫این آدم یه موجود عوضی به تمام معناست!

00:11:10.760 --> 00:11:14.550
‫شما هم موافقین دیگه؟

00:11:14.550 --> 00:11:16.860
‫داداش، تمومش کن.

00:11:16.860 --> 00:11:17.910
‫ها؟

00:11:17.910 --> 00:11:22.820
‫به من دستور نده سیجی.

00:11:24.290 --> 00:11:27.920
‫ها؟؟کوواتا-سنپای حالش خوب بود؟

00:11:27.920 --> 00:11:29.750
‫نه، اصلا.

00:11:30.340 --> 00:11:33.160
‫کلی خون ازش رفت.

00:11:33.160 --> 00:11:37.940
‫برای همین به سیجی گفتم
‫سریع بره بیمارستان و خودشو درمان کنه.

00:11:38.430 --> 00:11:41.970
‫بعد، دایکی رو از سالن جشن انداختم بیرون.

00:11:41.970 --> 00:11:44.270
‫بی سر و صدا رفت؟

00:11:44.270 --> 00:11:50.270
‫اولش داشت شر درست میکرد،
‫ولی وقتی گفتم زنگ میزنم به پلیس دیگه رفت.

00:11:51.720 --> 00:11:56.040
‫قرار بود توی اون جشن اعلام کنم
‫که سال دیگه بازنشست میشم،

00:11:56.040 --> 00:12:01.780
‫و سیجی به جای من به ریاست بیمارستان میرسه.

00:12:02.280 --> 00:12:03.490
‫ولی...

00:12:04.540 --> 00:12:07.460
‫اون همه چیز رو خراب کرد.

00:12:07.990 --> 00:12:10.890
‫و درست بعدش اون حادثه اتفاق افتاد؟

00:12:10.890 --> 00:12:11.960
‫بله.

00:12:11.960 --> 00:12:17.170
‫موقع جمع و جور کردن وسایل مهمونی بود
‫که تلفن خونه زنگ خورد.

00:12:17.770 --> 00:12:18.910
‫خط داخلی؟

00:12:20.240 --> 00:12:22.720
‫نجاتم بده...

00:12:22.720 --> 00:12:23.890
‫دایکی؟

00:12:23.890 --> 00:12:27.390
‫اتاق مطالعه...

00:12:28.110 --> 00:12:32.650
‫محض احتیاط چند نفر رو هم
‫همراه خودم به اتاق بردم.

00:12:32.650 --> 00:12:34.360
‫چند نفر؟

00:12:34.360 --> 00:12:40.670
‫برادر کوچکم و رئیس بخش پزشکی
‫بیمارستان کوواتا، کوجیرو،

00:12:40.670 --> 00:12:43.100
‫و یکی از کارمندهای بیمارستان رو.

00:12:43.100 --> 00:12:48.310
‫زیاد حالم خوب نبود. عقب افتادم و
‫یکم دیر تر از اونا رسیدم.

00:12:48.310 --> 00:12:49.160
‫قفله!

00:12:49.160 --> 00:12:51.440
‫در باز کردیم و وارد شدیم، ولی...

00:12:53.840 --> 00:12:56.520
‫دایکی وسط اتاق افتاده بود.

00:12:57.090 --> 00:12:59.380
‫دا... دایکی.

00:12:59.860 --> 00:13:02.510
‫قلبش از کار افتاده بود.

00:13:03.430 --> 00:13:06.850
‫پس مکان این قتلِ اتاق بسته اینجاست؟

00:13:06.850 --> 00:13:12.100
‫کوجیرو فورا ماساژ قلبی رو شروع کرد،

00:13:12.100 --> 00:13:17.350
‫و به اورژانس برده شد،
‫ولی صبح روز بعد فوت کرد.

00:13:17.350 --> 00:13:21.340
‫بعدش شما گواهی فوتش رو نوشتید و
‫ذکر کردید در اثر یه بیماری فوت کرده،

00:13:21.340 --> 00:13:23.330
‫و جسدش رو سوزوندید.

00:13:23.330 --> 00:13:24.620
‫بله.

00:13:25.220 --> 00:13:27.410
‫میدونین که توی همچین موقعی،

00:13:27.410 --> 00:13:31.780
‫طبق اصول پزشکی باید
‫با پلیس گرفته بشه.

00:13:31.780 --> 00:13:33.240
‫نمیدونستم.

00:13:33.630 --> 00:13:38.270
‫خیلی وقته که طبابت نمیکنم،
‫برای همین قوانین رو زیاد به خاطر نمیارم.

00:13:40.280 --> 00:13:44.260
‫پلیس چرا تحقیقاتش رو در این مورد شروع کرد؟

00:13:44.260 --> 00:13:46.880
‫تو که گزارش مرگ غیر طبیعی نداده بودی.

00:13:46.880 --> 00:13:49.020
‫یکی شکایت کرده بود.

00:13:49.020 --> 00:13:50.850
‫شکایت؟

00:13:50.850 --> 00:13:54.900
‫یکی رفته به پلیس چرت و پرت گفته.

00:13:55.360 --> 00:14:01.490
‫گفتن یکی دایکی رو کشته
‫و منم میخواستم روی مدارک سرپوش بذارم.

00:14:04.870 --> 00:14:08.020
‫این اتاق معمولا درش قفله؟

00:14:08.020 --> 00:14:12.460
‫نه، هرکسی که توی خونه باشه
‫میتونه واردش بشه.

00:14:14.810 --> 00:14:19.500
‫فقط من و سیجی کلیدش رو داریم.

00:14:21.480 --> 00:14:26.510
‫با این وجود روز حادثه
‫درش قفل بود، درسته؟

00:14:27.090 --> 00:14:30.110
‫آره. در قفل بود.

00:14:31.020 --> 00:14:36.820
‫وقتی کوواتا دایکی رو کف زمین پیدا کردین،
‫قفل پنجره بسته بود یا نه؟

00:14:36.820 --> 00:14:40.280
‫همه‌شون ضامن دارن.
‫همه‌ی پنجره ها بسته بودن.

00:14:41.040 --> 00:14:44.240
‫پس واقعا یه اتاق بسته‌ی کامل بوده.

00:14:46.320 --> 00:14:49.530
‫علت از کار افتادن قلب دایکی چی بود؟

00:14:49.530 --> 00:14:52.020
‫زخم خارجی واضحی داشت؟

00:14:52.470 --> 00:14:55.020
‫دایکی احتمالا به علت...

00:14:57.890 --> 00:14:59.540
‫غرق شدگی فوت شد.

00:14:59.540 --> 00:15:00.860
‫غرق شدگی؟

00:15:00.860 --> 00:15:02.450
‫ها؟ ا-اینجا؟

00:15:03.050 --> 00:15:05.360
‫که اینطور.

00:15:05.690 --> 00:15:09.430
‫پس پسر بزرگ خونه
‫که از مهمونی بیرون انداخته شد رو

00:15:09.430 --> 00:15:13.530
‫توی یه اتاقی که قفل بوده،
‫غرق شده پیدا کردن.

00:15:18.970 --> 00:15:21.540
‫خیلی جالب شد.

00:15:21.940 --> 00:15:24.950
‫Ameku M.D.: Doctor Detective

00:15:26.660 --> 00:15:29.230
‫چه طور ممکنه اینجا غرق شده باشه؟

00:15:29.230 --> 00:15:30.930
‫نمیدونم.

00:15:30.930 --> 00:15:34.700
‫ولی دهن دایکی پر از آب بود،

00:15:34.700 --> 00:15:40.340
‫و وقتی کوجیرو ماساژ قلبی رو شروع کرد
‫کلی آب از دهنش فواره زد بیرون.

00:15:41.380 --> 00:15:44.210
‫چرا دایکی-سان توی این اتاق بود؟

00:15:44.210 --> 00:15:47.730
‫احتمالا میخواسته با
‫دزدیدن چیزای اینجا

00:15:47.730 --> 00:15:51.360
‫عصبانیتش سر بیرون انداخته شدن رو خالی کنه.

00:15:51.940 --> 00:15:53.280
‫اشتباه میگی.

00:15:54.430 --> 00:15:56.660
‫منظورت چیه؟

00:15:56.660 --> 00:16:00.940
‫وقتی که دیدی
‫کوواتا دایکی کف زمین افتاده،

00:16:00.940 --> 00:16:04.400
‫به چیز دیگه ای فکر کردی.

00:16:05.720 --> 00:16:10.320
‫احتمالا فکر کردی سیجی برای گرفتن انتقام
‫برادرش رو غرق کرده،

00:16:10.320 --> 00:16:13.520
‫و جسدش رو آورده اینجا. مگه نه؟

00:16:13.870 --> 00:16:16.320
‫ها؟ کوواتا-سنپای؟

00:16:16.320 --> 00:16:21.440
‫فقط تو و کوواتا سیجی
‫کلید این اتاق رو داشتین.

00:16:22.380 --> 00:16:26.390
‫برای همین ریسک نادیده گرفتن
‫اصول پزشکی رو به جون خریدی

00:16:26.390 --> 00:16:28.630
‫و علت مرگش رو بیماری گزارش دادی،

00:16:28.630 --> 00:16:32.140
‫و بدون اینکه کالبدشکافی درست بشه
‫جسدش رو سوزوندی و خاکستر کردی.

00:16:32.500 --> 00:16:34.430
‫برای محافظت از پسرت اینکار رو کردی.

00:16:36.890 --> 00:16:41.100
‫پلیس هم اینجوری فکر میکنه.
‫برای همینه که به سیجی مظنون شدن.

00:16:41.910 --> 00:16:44.580
‫کوواتا سیجی عذر موجهی نداره؟

00:16:44.580 --> 00:16:47.720
‫برای زخم سرش نرفت بیمارستان مگه؟

00:16:48.130 --> 00:16:51.920
‫نه، سیجی نرفت بیمارستان.

00:16:53.020 --> 00:16:58.050
‫خونریزیش زود متوقف شد،
‫برای همین توی یکی از خیابون های اطراف پارک کرد

00:16:58.050 --> 00:17:00.870
‫و تصمیم گرفت تا فروکش کردن خشمش
‫همونجا بمونه.

00:17:00.870 --> 00:17:03.520
‫ها؟ یعنی چی؟

00:17:03.520 --> 00:17:06.830
‫پس چند ساعت تو ماشینش تنها بود؟

00:17:06.830 --> 00:17:09.590
‫تعجبی نداره پلیس بهش مشکوک شده.

00:17:09.590 --> 00:17:11.970
‫سیجی نمیتونه مجرم باشه.

00:17:12.950 --> 00:17:14.750
‫اون بچه‌ی مهربونیه.

00:17:16.270 --> 00:17:20.410
‫امکان نداره برادر خودش بکشه.

00:17:22.730 --> 00:17:25.400
‫بیمارستان
‫کوواتا

00:17:26.230 --> 00:17:28.300
‫اِدِم شدید مغزی.
‫Severe cerebral edema: تورم مغز بعلت افزایش تجمع مایع در آن

00:17:29.440 --> 00:17:33.530
‫طبیعیه خب. به خاطر ایست قلبیش ‫دچار انسفالوپاتی هایپوکسیک شده بود.
‫انسفالوپاتی هایپوکسیک: اختلال مغز به علت نداشتن اکسیژن

00:17:34.770 --> 00:17:40.120
‫زمان فوت کوواتا دایکی
‫حدود ساعت 4 صبح اعلام شده.

00:17:40.500 --> 00:17:42.820
‫تو کسی بودی که اعلامش کردی؟

00:17:42.820 --> 00:17:46.070
‫نه، جناب رئیس بودن، دکتر ریوچیرو.

00:17:46.070 --> 00:17:47.380
‫که اینطور.

00:17:48.070 --> 00:17:51.570
‫تو معتقدی کوواتا دایکی
‫در اثر غرق شدگی فوت کرده؟

00:17:52.730 --> 00:17:57.880
‫از اونجایی که کالبد شکافی ای
‫روش انجام نشد نمیتونم با اطمینان بگم، ولی...

00:17:58.380 --> 00:17:59.350
‫ولی؟

00:18:00.310 --> 00:18:05.190
‫وقتی داشتیم اینتوبه‌ش میکردیم،
‫آب شروع به بالا اومدن از لوله‌ی اینتوبه کرد.

00:18:06.080 --> 00:18:11.380
‫به شخصه فکر میکنم
‫احتمال غرق شدگیش بالاست.

00:18:12.240 --> 00:18:13.680
‫که اینطور.

00:18:15.910 --> 00:18:19.910
‫شرمنده که وسط کارهات مزاحمت شدیم. ممنون.

00:18:19.910 --> 00:18:20.910
‫خواهش میکنم.

00:18:21.910 --> 00:18:24.480
‫با اجازه من برم پس رئیس.

00:18:24.480 --> 00:18:26.250
‫بفرما. دستت هم درد نکنه.

00:18:26.610 --> 00:18:31.130
‫این حادثه‌ی اخیر حتما
‫کلی مشکل ایجاد کرده، درسته جناب مدیر؟

00:18:31.130 --> 00:18:34.680
‫آره، بد دردسری شده.

00:18:34.680 --> 00:18:38.560
‫این چند روز اینقدر کار کردم
‫که وقت برای خواب هم نداشتم.

00:18:38.910 --> 00:18:43.110
‫میدونستی کوواتا سیجی قراره
‫به عنوان رئیس بعدی بیمارستان منصوب بشه؟

00:18:43.110 --> 00:18:45.540
‫آره خبر داشتم.

00:18:45.540 --> 00:18:49.380
‫ولی به خاطر این جریانات
‫هیچوقت اعلام نشد.

00:18:50.690 --> 00:18:54.170
‫میخواستید بعد از اینجا
‫برید به بخش جراحی پلاستیک؟

00:18:54.170 --> 00:18:55.970
‫آره. لطفا راهنماییمون کنید.

00:18:57.330 --> 00:19:03.440
‫تو زخم کوواتا سیجی رو
‫روز بعد از حادثه پانسمان کردی، درسته؟

00:19:03.440 --> 00:19:04.970
‫بله درسته.

00:19:04.970 --> 00:19:09.240
‫خونریزیش همون موقع متوقف شده بود،

00:19:09.240 --> 00:19:11.900
‫من ضد عفونی و با گاز پانسمانش کردم.

00:19:12.310 --> 00:19:15.720
‫و وضعیت روحی روانی کوواتا سیجی
‫اون موقع چجوری بود؟

00:19:16.310 --> 00:19:20.080
‫نسبت به همیشه‌ش
‫یکم خونسرد بود.

00:19:20.080 --> 00:19:24.720
‫هم؟ گفتی نسبت به همیشه‌ش؟
‫پس یعنی کوواتا سیجی رو میشناسی؟

00:19:24.720 --> 00:19:28.690
‫آره، در حد سلام و احوالپرسی هر از گاهی میشناسمش.

00:19:28.690 --> 00:19:33.640
‫دکتر سیجی به صورت پاره وقت
‫هفته ای یک روز توی این بیمارستان کار میکنه،

00:19:33.640 --> 00:19:37.360
‫و منم سه روز در هفته اینجام.

00:19:37.360 --> 00:19:38.990
‫سه روز در هفته؟

00:19:38.990 --> 00:19:41.620
‫بعد از ازدواجم دیگه پاره وقت کار میکنم.

00:19:43.300 --> 00:19:49.880
‫میگم، دکتر سیجی چطوره وضعیتش؟ خوبه؟
‫شنیدم پلیس بهش مظنون شده.

00:19:49.880 --> 00:19:53.050
‫فعلا برای گفتنش زوده.

00:19:53.050 --> 00:19:54.380
‫که اینطور.

00:19:54.380 --> 00:19:59.230
‫پلیس هم چند بار ازم سوال کرد.

00:19:59.640 --> 00:20:01.980
‫همه‌ش هم در مورد دکتر سیجی میپرسیدن.

00:20:03.140 --> 00:20:05.890
‫خیلی خب کوتوری، وقتشه برگردیم.

00:20:05.890 --> 00:20:07.890
‫ها؟ تموم شد؟

00:20:07.890 --> 00:20:10.780
‫میخوام برم خونه و بشینم فکر کنم.

00:20:10.780 --> 00:20:12.100
‫ممنون بابت کمکت.

00:20:12.460 --> 00:20:13.780
‫و-وایسا یلحظه.

00:20:15.410 --> 00:20:20.120
‫شرمنده که وقتتون گرفتیم.
‫خیلی ممنون.

00:20:20.120 --> 00:20:21.810
‫نه خواهش میکنم.

00:20:26.600 --> 00:20:29.210
‫زود باش دیگه کوتوری.
‫ولت میکنم میرم ها.

00:20:29.210 --> 00:20:33.160
‫منو ول میکنی؟ تا من پشت ماشین نشینم
‫که نمیتونی برگردی.

00:20:33.160 --> 00:20:36.860
‫نخیر. اگه سوییچ ماشین دستم بود
‫خودم برمیگشتم.

00:20:36.860 --> 00:20:39.060
‫ها؟ گواهینامه داری؟

00:20:39.060 --> 00:20:41.790
‫بدون هیچ تصادف یا خلافی ای.
‫گواهینامه طلایی دارم!

00:20:41.790 --> 00:20:44.890
‫پس گواهینامه داری
‫ولی تا حالا ماشین نروندی؟

00:20:46.170 --> 00:20:49.350
‫تقصیر آبجیمه. نمیذاره رانندگی کنم.

00:20:49.350 --> 00:20:50.230
‫باشه بابا.

00:20:50.230 --> 00:20:55.220
‫خب دیگه خانوم گواهینامه طلایی دار که
‫تا حالا رانندگی نکرده، بفرما روی صندلی شاگرد بشین.

00:20:55.220 --> 00:20:59.340
‫منو مسخره میکنی؟ دیگه تمومه،
‫الان مهارت‌هام نشونت میدم! سوییچ بده ببینم!

00:20:59.340 --> 00:21:00.750
‫عمرا بدم.

00:21:00.750 --> 00:21:04.790
‫ماشین قبلیم که ترکید رفت. تازه
‫این ماشین خریدم. هنوز دارم قسطاش میدم.

00:21:04.790 --> 00:21:06.740
‫خفه شو ببینم! ارشدت داره بهت دستور میده!

00:21:06.740 --> 00:21:11.950
‫اگه همینجوری غیر منطقی رفتار کنی
‫زنگ میزنم به مازورو-سان میگم داری چیکار میکنی ها.

00:21:13.410 --> 00:21:15.360
‫خیلی نامردی!

00:21:17.340 --> 00:21:19.000
‫ولی خوشحال شدم جدی.

00:21:19.000 --> 00:21:22.010
‫بنظر میاد برگشتی به حالت نرمالت.

00:21:22.010 --> 00:21:22.920
‫ها؟

00:21:22.920 --> 00:21:26.660
‫دیروز که اونقدر عصبانی دیدمت
‫نگرانت شدم.

00:21:27.040 --> 00:21:28.980
‫ولی حالا که روی این پرونده تمرکز کردی ـــ

00:21:28.980 --> 00:21:30.350
‫حرفای احمقانه چیه میزنی.

00:21:30.350 --> 00:21:32.410
‫فکر کردی چرا دارم اینکارا رو میکنم؟

00:21:32.410 --> 00:21:33.400
‫ها؟

00:21:33.400 --> 00:21:36.150
‫اگه این معما رو حل کنم،

00:21:36.150 --> 00:21:40.110
‫کوواتا سیجی تبرئه میشه
‫و میتونه برگرده سر کارش توی دانشگاه.

00:21:40.450 --> 00:21:43.360
‫بعدش دیگه تو مجبور نیستی برگردی دانشگاه.

00:21:43.360 --> 00:21:44.900
‫پس...

00:21:44.900 --> 00:21:49.200
‫همه‌ی اینکارا برای اینه که
‫تو توی بخش پاتولوژی تحقیقاتی بمونی.

00:21:49.200 --> 00:21:50.870
‫دکتر تاکائو...

00:21:51.210 --> 00:21:56.960
‫کلید حل این معما اینه که بفهمیم
‫چجوری یه نفر توی یه اتاق بسته میتونه غرق بشه.

00:21:58.280 --> 00:22:00.190
‫بسپارش به من، کوتوری.

00:22:00.910 --> 00:22:03.380
‫معمایی نیست که من نتونم حلش کنم.

00:22:07.350 --> 00:22:08.360
‫چشم.

00:22:10.000 --> 00:22:20.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:20.024 --> 00:22:41.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.