﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:12.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
‫صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
‫کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
‫داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
‫و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
‫به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
‫به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
‫منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
‫منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.610 --> 00:01:30.000
‫قسمت اول: ماتیو
‫کات‌برد شگفت‌زده می‌شود.

00:01:38.610 --> 00:01:43.610
‫الان در یکی از ماه‌های
‫ژوئن قرن نوزدهم هستیم.

00:01:43.610 --> 00:01:48.610
‫در کانادا، یک قایق به سمت جزیره
‫شاهزاده ادوارد درحال حرکت است.

00:01:48.610 --> 00:01:50.610
‫دختری با موهایی به رنگ سرخ

00:01:50.620 --> 00:01:55.620
‫با دلی امیدوار آماده
‫زندگی جدید خود می‌شود‌.

00:02:11.500 --> 00:02:14.100
‫داستان در جزیره
‫شاهزاده ادوارد اتفاق می‌افتد

00:02:14.100 --> 00:02:18.300
‫جایی که یک خواهر و
‫برادر در "گرین گیبلز"

00:02:18.300 --> 00:02:23.400
‫تصمیم دارند که یک پسر را
‫به فرزندخواندگی قبول کنند.

00:02:24.500 --> 00:02:29.700
‫از یک طرف برادر بزرگتر،
‫ماتیو کات‌برد خود را آراسته

00:02:29.700 --> 00:02:34.400
‫و با کالسکه به سمت
‫رودخانه برایت می‌رود

00:02:34.400 --> 00:02:38.300
‫تا پسرک را دریافت کند.

00:02:45.300 --> 00:02:48.500
‫ماتیو با افراد غریبه‌
‫رابطه چندان خوبی ندارد

00:02:48.500 --> 00:02:53.000
‫مخصوصا موجودات
‫عجیبی مانند زنان و دختران.

00:02:53.500 --> 00:02:58.500
‫احتمالا علت اینکه او برای بیش از
‫شصت‌سال تنها مانده، همین است.

00:03:02.500 --> 00:03:05.700
‫از آن طرف، خواهر وی، ماریلا هم
‫تمام این سالها تنها و مجرد باقی مانده

00:03:05.700 --> 00:03:09.570
‫و به برادر خود، ماتیو، در حفظ و
‫نگهداری از گرین گیبلز کمک می‌کند.

00:03:09.570 --> 00:03:12.570
‫آنها هرروز در صلح و
‫آرامش زندگی می‌کنند.

00:03:13.100 --> 00:03:17.570
‫ماریلا هم درحال حاضر به سختی تلاش
‫می‌کند تا برای آمدن پسرک آماده شود‌.

00:03:21.570 --> 00:03:25.500
‫هنگامی که خانم ریچل لیند
‫کالسکه ماتیو را در حال عبور دید

00:03:25.500 --> 00:03:33.200
‫او به سمت گرین گیبلز رفت
‫تا از ماریلا جویای احوال شود.

00:03:34.500 --> 00:03:37.500
‫چی گفتی؟ یه پسر جوون
‫رو به فرزندی قبول کنید؟

00:03:37.500 --> 00:03:39.600
‫آره، همینطوره ریچل.

00:03:43.600 --> 00:03:47.000
‫اما ماریلا، چی باعث
‫شد به این فکر بیفتی؟

00:03:50.000 --> 00:03:53.800
‫تاحالا درمورد چنین چیزی
‫با من حرف نزده بودی!

00:03:54.400 --> 00:03:59.000
‫ریچل، ما خیلی وقته که
‫به این مسئله فکر می‌کنیم.

00:04:00.000 --> 00:04:02.900
‫از وقتی که پارسال کریسمس فهمیدیم

00:04:02.900 --> 00:04:07.500
‫خانم اسپنسر یه دختر جوون
‫رو از یتیم‌خونه به فرزندی گرفته.

00:04:08.500 --> 00:04:10.500
‫اما شماها چی؟

00:04:10.500 --> 00:04:12.300
‫دیگه سنی از شماها گذشته!

00:04:12.300 --> 00:04:14.300
‫دقیقا به همین خاطر، ریچل!

00:04:14.300 --> 00:04:19.000
‫تعداد سالهای عمر برادرم داره به سقف میرسه
‫و دیگه مثل ایام جوانی سالم و پرانرژی نیست.

00:04:20.400 --> 00:04:24.200
‫بخاطر همین هم اگه یه
‫پسر جوون داشته باشیم

00:04:24.200 --> 00:04:26.700
‫نه تنها اون می‌تونه توی
‫کارها بهمون کمک کنه؛

00:04:26.700 --> 00:04:30.300
‫بلکه ماهم می‌تونیم گرمای و صمیمیت یک
‫خونه و آموزش لازم رو بهش هدیه کنیم.

00:04:30.300 --> 00:04:31.680
‫امروز میاد؟
‫بله!

00:04:32.680 --> 00:04:35.680
‫خانم اسپنسر بهمون تلگراف زده.

00:04:37.680 --> 00:04:39.500
‫قطار داره میرسه.

00:04:47.500 --> 00:04:49.500
‫رودخانه برایت!

00:04:56.500 --> 00:04:57.500
‫مسئول ایستگاه...

00:05:08.900 --> 00:05:12.300
‫همینجا منتظر بمون،
‫یکی قراره به دنبالت بیاد!

00:05:12.300 --> 00:05:12.900
‫چشم خاله!

00:05:18.500 --> 00:05:19.830
‫خاله، ممنونم!

00:05:19.830 --> 00:05:21.830
‫لیلی مراقب خودت باش!

00:05:21.830 --> 00:05:25.830
‫دختر خوبی باشیا!

00:05:37.030 --> 00:05:39.830
‫هعی ماریلا، اگه
‫صادقانه بخوام بگم

00:05:39.830 --> 00:05:44.440
‫من معتقدم که اشتباه بزرگ
‫و احمقانه‌ای مرتکب شدید.

00:05:44.440 --> 00:05:46.850
‫شما فرزند یک غریبه رو
‫درحالی به این خونه راه دادید

00:05:46.850 --> 00:05:48.440
‫که هیچ چیزی
‫درمورد اون نمی‌دونید!

00:05:48.440 --> 00:05:51.540
‫درمورد این، منم یکم نگرانم.

00:05:51.540 --> 00:05:56.540
‫اما خانم اسپنسر
‫آدم قابل اعتمادیه

00:05:56.540 --> 00:06:00.650
‫و برادرم هم به این
‫قضیه خوشبین بود.

00:06:00.650 --> 00:06:02.650
‫اما این دلیل نمیشه
‫بی‌احتیاطی کنی!

00:06:02.650 --> 00:06:07.720
‫من شنیدم که توی نیو برونسویک،
‫یه بچه یتیم رو به فرزندی گرفته بودن

00:06:07.720 --> 00:06:10.780
‫و اون، دونه‌های درخت کچوله(این دانه درخت
‫حاوی سم استریکنینه) رو توی چاه آب ریخته

00:06:11.320 --> 00:06:15.070
‫و کل خانواده به طرزی
‫وحشتناک و عذاب‌آور جون دادن!

00:06:15.070 --> 00:06:18.110
‫البته، بچه دختر بوده.

00:06:19.500 --> 00:06:23.590
‫ای‌وای، خب ما که دختر نمی‌گیریم.

00:06:24.190 --> 00:06:26.270
‫کی آخه دلش دختر می‌خواد؟!؟!

00:06:30.450 --> 00:06:33.540
‫انگار که دارم خواب می‌بینم.

00:06:34.930 --> 00:06:38.940
‫به‌هرحال دلم برای اون
‫طفل معصوم می‌سوزه...

00:06:38.940 --> 00:06:43.760
‫ماریلا و ماتیو درمورد
‫بچه‌ها هیچی نمی‌دونن.

00:06:43.760 --> 00:06:47.040
‫و اینها دارن بچه می‌گیرن‌‌...

00:09:33.500 --> 00:09:36.040
‫قطار پنج و نیم...

00:09:36.500 --> 00:09:38.340
‫شما باید جناب کات‌برد باشید.

00:09:38.340 --> 00:09:39.440
‫چقدر دیر کردید!

00:09:40.500 --> 00:09:43.500
‫قطار پنج و نیم، خیلی
‫وقت پیش اومد و رفت.

00:09:43.500 --> 00:09:46.900
‫من نتونستم برای غذا خوردن برم
‫خونه چون که منتظر رسیدن شما بودم!

00:09:47.270 --> 00:09:49.080
‫پس...

00:09:50.700 --> 00:09:53.530
‫مهمان شما منتظر شماست.

00:09:53.530 --> 00:09:55.530
‫اونجا رو ببین. روی گونی‌ نشسته.

00:09:56.500 --> 00:09:58.630
‫ازش درخواست کردم که
‫بره به اتاق انتظار بانوان

00:09:58.630 --> 00:10:01.710
‫اما خیلی جدی بهم گفت
‫"بیرون خیلیم خوبه!".

00:10:01.710 --> 00:10:05.710
‫اینجا فضای بهتری
‫برای خیال‌پردازیه.

00:10:06.010 --> 00:10:08.610
‫دختر عجیبیه، اگه از من بپرسی.

00:10:09.610 --> 00:10:12.400
‫یه دختر؟ اشتباهی شده!

00:10:12.500 --> 00:10:16.400
‫من بخاطر یه دختر اینجا نیومدم!

00:10:17.000 --> 00:10:18.900
‫راستشو بخوای... خانم اسپنس—

00:10:18.900 --> 00:10:24.820
‫همینطوره. اون شخصیه که خانم اسپنسر
‫از من درخواست کرده تا مراقبش باشم.

00:10:25.090 --> 00:10:27.900
‫نمی‌فهمم... من تقاضای
‫یه پسر کرده بودم.

00:10:27.900 --> 00:10:30.970
‫پس فکر کنم اشتباهی پیش اومده.

00:10:30.970 --> 00:10:33.400
‫چرا از دختره سوال نمی‌کنی؟!؟

00:10:33.970 --> 00:10:37.970
‫احتمالا پسرایی که شما
‫می‌خواستی رو تموم کرده بودن.

00:10:37.970 --> 00:10:40.500
‫مطمئنم اون دختر می‌تونه
‫قضیه رو توضیح بده.

00:10:40.500 --> 00:10:42.100
‫خب دیگه من رفتم!

00:10:43.300 --> 00:10:45.780
‫صبر کن...

00:11:00.800 --> 00:11:03.250
‫شما آقای ماتیو کات‌برد
‫از گرین گیبلز هستید؟

00:11:04.500 --> 00:11:08.490
‫پس واقعا خودتون بودید!
‫از آشنایی با شما خوشوقتم!

00:11:09.590 --> 00:11:13.520
‫ترسیده بودم که
‫ممکنه دنبالم نیاید

00:11:13.520 --> 00:11:16.460
‫و به همه اتفاقاتی که ممکنه
‫مانع شما شده باشن فکر می‌کردم.

00:11:16.710 --> 00:11:19.660
‫تصمیم گرفته بودم که اگه
‫تا شب به دنبالم نیومده باشید

00:11:19.660 --> 00:11:25.460
‫برم بالای اون درخت گیلاس
‫و همونجا شب رو بگذرونم.

00:11:25.500 --> 00:11:27.330
‫اصلا هم نمی‌ترسیدم

00:11:27.330 --> 00:11:31.740
‫و خوابیدن توی برگهای سفید گیلاس
‫وحشی هم دوست‌داشتنی به نظر میاد

00:11:31.740 --> 00:11:34.580
‫مخصوصا زیر نور
‫ماه؛ اینطور فکر نمی‌کنید؟

00:11:34.580 --> 00:11:39.860
‫انگار که گویا در سالنی
‫از مروارید خوابیدی!

00:11:50.710 --> 00:11:56.800
‫مطمئنم بودم که حتی اگه امشب
‫نیاید، دیگه فردا صبح حتما میاید!

00:12:01.000 --> 00:12:02.470
‫معذرت که دیر کردم.
‫کیفت رو بده.

00:12:03.500 --> 00:12:05.700
‫ای‌وای! خودم می‌تونم حملش کنم!

00:12:06.000 --> 00:12:09.800
‫تمام زندگیم درونشه
‫اما سنگین نیست.

00:12:09.800 --> 00:12:13.000
‫از طرفی اگه جور خاصی
‫حمل نشه، دسته‌اش در میاد.

00:12:13.710 --> 00:12:14.400
‫دیدی؟!؟!

00:12:16.900 --> 00:12:20.400
‫بخاطر همین بهتره که خودم
‫حملش کنم چون که قلقش دیگه دستمه.

00:12:21.400 --> 00:12:22.700
‫از این طرف؟!

00:12:28.700 --> 00:12:33.700
‫واقعا خوشحالم که اومدید!

00:12:33.700 --> 00:12:37.900
‫حتی با وجود اینکه دوست داشتم
‫پیش گیلاس‌های وحشی بخوابم.

00:12:38.200 --> 00:12:39.900
‫اما واقعا خوشحالم!

00:12:40.900 --> 00:12:42.830
‫راهمون خیلی دوره، مگه نه؟

00:12:42.830 --> 00:12:46.500
‫خیلی خوبه! آخه
‫عاشق کالسکه‌سواریم.

00:12:46.500 --> 00:12:49.630
‫آه، اینکه قراره با شما زندگی کنم

00:12:49.630 --> 00:12:53.510
‫و متعلق به شما باشم خیلی
‫شگفت‌انگیز و دوست‌داشتنیه!

00:12:54.700 --> 00:12:57.600
‫من هرگز به کسی
‫و جایی تعلق نداشتم؛

00:12:57.600 --> 00:12:58.600
‫اگه راستشو بخوای.

00:12:59.660 --> 00:13:01.100
‫اونه؟

00:13:13.400 --> 00:13:15.300
‫من از یتیم‌خونه بدم میاد!

00:13:15.300 --> 00:13:16.950
‫جای وحشتناکیه.

00:13:16.950 --> 00:13:20.110
‫آخه هیچ جای خوبی
‫برای خیال‌پردازی نداره!

00:13:20.120 --> 00:13:23.600
‫بقیه هم همینطورن.

00:13:23.600 --> 00:13:28.920
‫فکر اینکه شاید دختری که
‫کنارت نشسته... در واقعیت،

00:13:28.920 --> 00:13:33.180
‫دختر یک فرماندار محلیه که توی
‫نوزادی توسط پرستاری خبیث دزدیده شده.

00:13:33.180 --> 00:13:36.900
‫و اون پرستار، قبل اعتراف مرده.

00:13:36.900 --> 00:13:39.280
‫واقعا موضوع جالبیه
‫برای تصور کردن!

00:13:39.280 --> 00:13:44.030
‫شبها بیدار دراز می‌کشیدم و چنین چیزهایی
‫تصور می‌کردم؛ آخه طی روز وقت نداشتم.

00:13:44.030 --> 00:13:48.730
‫احتمالا بخاطر همینم اینقدر لاغر‌
‫مردنی شدم. من لاغر مردنی‌ام، مگه نه؟

00:13:48.730 --> 00:13:52.800
‫روی استخونم گوشت ندارم.

00:13:54.000 --> 00:14:02.200
‫من دوست دارم که خودمو
‫زیبا و خوش‌اندام تصور کنم.

00:14:03.490 --> 00:14:06.300
‫میشه حرکت کنیم؟

00:14:07.000 --> 00:14:08.400
‫البته، لطفا!

00:14:09.500 --> 00:14:12.300
‫من مراقبم که همانند
‫یک خانم زیبا رفتار کنم.

00:14:14.500 --> 00:14:15.900
‫راه بیفت!

00:14:46.000 --> 00:14:53.020
‫دخترک که انگار به استراحت نیاز
‫نداشت، به صحبت کردن ادامه داد.

00:14:53.500 --> 00:14:57.500
‫و ماتیو که شگفت زده
‫شده بود، لذت می‌برد.

00:14:57.500 --> 00:15:04.000
‫او هرگز تصور نمی‌کرد که از
‫همراهی یک دختر جوان لذت ببرد.

00:15:11.630 --> 00:15:16.000
‫چی باعث میشه که
‫جاده‌های اینجا، قرمز باشه؟

00:15:16.000 --> 00:15:19.500
‫هوم... خودمم نمی‌دونم.

00:15:19.500 --> 00:15:24.500
‫مشکلی نیست. این یکی
‫از چیزاییه که باید بفهمیم.

00:15:24.500 --> 00:15:27.800
‫اگه از همه چیز اطلاع داشتیم،
‫زندگی چندان هم جالب نبود.

00:15:27.800 --> 00:15:30.670
‫آخه هیچ چیزی برای
‫خیال‌پردازی باقی نمی‌موند، مگه نه؟

00:15:31.050 --> 00:15:34.750
‫من زیادی صحبت می‌کنم؟

00:15:34.750 --> 00:15:36.840
‫ترجیح میدی که ساکت بمونم؟

00:15:36.840 --> 00:15:39.840
‫اگه اینطوریه، فورا از
‫حرف زدن دست میکشما!

00:15:39.840 --> 00:15:43.200
‫اگه بخوام، می‌تونم جلوی
‫حرف زدنم رو بگیرم...

00:15:43.200 --> 00:15:45.100
‫هرچند که یکم دشواره!

00:15:46.000 --> 00:15:49.500
‫نه. هرچقدر که دوست داری،
‫صحبت کن. من مشکلی ندارم.

00:15:49.500 --> 00:15:51.700
‫چه خوشحال‌کننده!

00:15:51.700 --> 00:15:55.700
‫مطمئنم که من و شما
‫خیلی خوب باهم کنار میایم!

00:15:55.700 --> 00:16:00.400
‫همیشه به من گفته شده که
‫بچه‌ها باید دیده بشن نه شنیده.

00:16:00.400 --> 00:16:05.200
‫و همگی هم همیشه بخاطر استفاده
‫از واژگان بزرگ و ثقیل بهم می‌خندن!

00:16:05.200 --> 00:16:10.810
‫اما اگه افکار بزرگ و مهمی داری، باید از واژگان
‫بزرگ و ثقیل هم برای بیانشون استفاده کنی؛ مگه نه؟

00:16:10.810 --> 00:16:15.100
‫درسته، منطقی به نظر میاد.

00:16:17.500 --> 00:16:21.100
‫خانم اسپنسر گفت که محل
‫زندگی شما گرین گیبلز نام داره.

00:16:21.100 --> 00:16:24.400
‫وقتی ازش جویا شدم،
‫گفت که آخه پر از درخته.

00:16:24.400 --> 00:16:27.750
‫هرگز اینقدر خوشحال نشده
‫بودم، آخه من عاشق درختم!

00:16:27.750 --> 00:16:31.500
‫توی یتیم‌خونه فقط
‫چندتا درخت ضعیف بود

00:16:31.500 --> 00:16:35.000
‫که با چیزای سفید دورشون نرده و حصار کشیده شده
‫بود. انگار که هیچ تفاوتی با یتیم‌ها نداشتند!

00:16:36.000 --> 00:16:39.330
‫من همش بهشون می‌گفتم...

00:16:39.330 --> 00:16:41.490
‫آه، ای طفل‌ معصوم‌ها!

00:16:41.500 --> 00:16:46.060
‫اگر که در جنگل رها بودید و درختان
‫دیگر هم در اطراف شما زندگی می‌کردند

00:16:46.060 --> 00:16:50.000
‫و چمنزار و گلهای زیبا زیرسایه شما
‫رشد می‌کردند و نَهری در نزدیکی شما بود

00:16:50.000 --> 00:16:53.700
‫و پرندگان هم بر روی شاخه های شما
‫آواز می‌خواندند؛ قطعا شما هم رشد می‌کردید.

00:16:58.700 --> 00:17:03.210
‫امروز صبح، از اینکه اونهارو اونجا
‫جا گذاشتم؛ احساس بدی پیدا کردم.

00:17:04.200 --> 00:17:06.700
‫اطراف گرین گیبلز،
‫نَهری وجود داره؟

00:17:06.700 --> 00:17:09.000
‫فراموش کردم از
‫خانم اسپنسر بپرسم!

00:17:09.300 --> 00:17:12.640
‫بذار ببینم... آره.
‫یکی دقیقا نزدیک خونه.

00:17:12.640 --> 00:17:13.730
‫چه زیبا!

00:17:13.730 --> 00:17:17.420
‫زندگی در نزدیکی یک نهر
‫همیشه از رویاهای من بوده!

00:17:17.420 --> 00:17:21.220
‫اما هرگز انتظار
‫نداشتم به واقعیت بپیونده.

00:17:21.220 --> 00:17:24.310
‫اما حالا رویای من
‫به واقعیت تبدیل شده.

00:17:24.310 --> 00:17:28.100
‫الان تقریبا احساس
‫خوشحالی کاملی دارم.

00:17:28.100 --> 00:17:33.600
‫نمی‌تونم کاملا احساس
‫شادی کنم چون...

00:17:34.500 --> 00:17:37.160
‫میگم، به این رنگ چی گفته میشه؟

00:17:38.900 --> 00:17:41.280
‫قرمز نیست؟

00:17:43.280 --> 00:17:45.300
‫آره. قرمز...

00:17:48.600 --> 00:17:53.500
‫حالا می‌دونی که چرا
‫نمی‌تونم کاملا خوشحال باشم.

00:17:54.500 --> 00:17:58.400
‫من با چیزای دیگه مثل کک و آکنه، چشمان
‫سبز و پوست استخون بودنم می‌تونم کنار بیام.

00:17:58.400 --> 00:18:00.500
‫می‌تونم خودمو بدون
‫اونها تصور کنم.

00:18:00.500 --> 00:18:03.700
‫می‌تونم تصور کنم که پوستی زیبا

00:18:03.700 --> 00:18:07.400
‫و سبزه همانند گلبرگهای رز، همراه
‫چشمانی مانند بنفشی آسمان و ستارگان دارم.

00:18:07.400 --> 00:18:09.900
‫اما این موی قرمز رو نه.

00:18:09.900 --> 00:18:12.640
‫خودم رو تصور می‌کنم...

00:18:12.640 --> 00:18:18.600
‫که موهای مشکی‌رنگ و با
‫وقار، همانند بال‌های کلاغ دارم.

00:18:19.700 --> 00:18:22.900
‫اما ناگهان قرمز به
‫ذهنم خطور می‌کنه.

00:18:22.900 --> 00:18:25.480
‫و این دلم رو می‌شکنه.

00:18:30.700 --> 00:18:34.480
‫این غم همیشگی منه.

00:18:36.200 --> 00:18:40.450
‫یه بار توی یه رمان درمورد یه
‫دختر خوندم که یه غم همیشگی داشت.

00:18:40.450 --> 00:18:43.160
‫اما درمورد موهای قرمز نبود.

00:18:43.160 --> 00:18:46.370
‫موهای دختره به رنگ
‫طلای خالص بود که—

00:18:46.370 --> 00:18:51.880
‫ای وای! آقای کات‌ برد! آقای
‫کارت برد! آقای برد کات‌برد!

00:21:30.000 --> 00:21:32.800
‫خسته شدی؟

00:21:32.800 --> 00:21:35.490
‫گشنه‌ای؟ دیگه چیزی
‫نمونده. حدودا یه مایل.

00:21:42.200 --> 00:21:44.570
‫آقای کات‌برد...

00:21:44.580 --> 00:21:48.800
‫اون مکان سفیدی که
‫ازش رد شدیم. اونجا چیه؟

00:21:48.800 --> 00:21:54.200
‫احتمالا منظورت خیابونه؟

00:21:54.200 --> 00:21:56.500
‫مکان قشنگیه.

00:21:56.500 --> 00:22:00.590
‫قشنگ؟ قشنگ کلمه دقیقی
‫برای توصیفش نیست.

00:22:00.590 --> 00:22:05.320
‫زیبا هم همینطور.
‫اینها کافی نیستن.

00:22:05.320 --> 00:22:08.450
‫آها، خارق‌العاده بود.

00:22:08.450 --> 00:22:11.210
‫باعث شد که اینجام
‫احساس خوبی پیدا کنه.

00:22:11.210 --> 00:22:14.500
‫عمو، شما هم اینطور حس کردید؟

00:22:14.500 --> 00:22:17.260
‫من چیز خاصی یادم نمیاد...

00:22:17.260 --> 00:22:19.230
‫برای من زیاد پیش میاد!

00:22:19.240 --> 00:22:23.160
‫هربار که چیز زیبایی می‌بینم.

00:22:23.170 --> 00:22:27.430
‫اما واقعا حیفه که چنین جای
‫خارق‌العاده‌ای رو خیابون صدا کنن.

00:22:28.500 --> 00:22:33.170
‫فهمیدم! چرا بهش
‫"مسیر سفید شوق" نگیم؟

00:22:33.170 --> 00:22:35.620
‫نامی خیال‌برانگیز نیست؟

00:22:35.620 --> 00:22:38.520
‫مسیر سفید شوق؟

00:22:38.520 --> 00:22:42.120
‫من هروقت از اسم
‫فردی یا مکانی خوشم نیاد،

00:22:42.120 --> 00:22:46.800
‫به چیز جدیدی فکر می‌کنم و همیشه
‫اونهارو همونطور تصور می‌کنم.

00:22:46.800 --> 00:22:50.800
‫عمو، شما هم می‌تونید از این به
‫بعد مسیر سفید اشتیاق صداش کنید.

00:22:54.800 --> 00:22:57.700
‫واقعا تا رسیدن به خونه
‫یک مایل دیگه مونده؟

00:22:57.700 --> 00:23:01.300
‫همینطوره! فقط یه مایل دیگه.

00:23:01.300 --> 00:23:06.400
‫خوشحال و ناراحتم.

00:23:06.400 --> 00:23:09.800
‫ناراحتم چون این
‫کالسکه‌سواری خیلی دلنشین بوده

00:23:09.800 --> 00:23:14.950
‫و همیشه وقتی چیزی دلنشین
‫به پایان می‌رسد، ناراحت می‌شم‌.

00:23:14.950 --> 00:23:18.550
‫بعد از اون، چیزهای دلنشین
‫بیشتری ممکنه از راه برسه

00:23:18.550 --> 00:23:22.420
‫اما هرگز نمیشه مطمئن بود. و تاحالا
‫کمتر چیزهای دلنشین بیشتر پیش اومده.

00:23:22.420 --> 00:23:24.600
‫این تجربه فعلی منه.

00:23:25.700 --> 00:23:29.000
‫اما از رسیدن به خونه خوشحالم.

00:23:29.000 --> 00:23:33.140
‫تا جایی که یادمه هرگز
‫یه خونه واقعی نداشتم.

00:23:33.140 --> 00:23:37.140
‫با تصور اینکه واقعا خونه دارم،
‫اینجام دوباره به تب و تاب میفته!

00:23:48.000 --> 00:23:51.200
‫قلب ماتیو به درد میاید.

00:23:51.200 --> 00:24:00.560
‫آرزو می‌کند که زمان متوقف شده و این
‫دختر مو قرمز هرگز به حقیقت پی نبرد.

00:24:00.560 --> 00:24:03.880
‫دخترک، بی خبر از
‫عذاب درونی ماتیو

00:24:03.880 --> 00:24:07.000
‫به غروب آفتاب رویایی خیره شده.

00:24:07.020 --> 00:24:17.920
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:18.000 --> 00:24:25.560
‫☆پایان این قسمت☆