﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:26.100 --> 00:01:29.900
‫قسمت نوزدهم: تولد دایانا.

00:01:30.530 --> 00:01:37.790
‫آنه و دایانا به زندگی
‫عادی خود برگشتند

00:01:37.790 --> 00:01:42.070
‫و حالا ماه فوریه، بسیار سرد است.

00:01:46.740 --> 00:01:49.860
‫یک، دو، سه، چهار

00:01:49.860 --> 00:01:50.980
‫پنج؟

00:01:51.210 --> 00:01:52.910
‫یعنی چیه؟

00:01:56.650 --> 00:02:00.130
‫ماریلا، می‌تونم یه
‫لحظه برم پیش دایانا؟

00:02:00.130 --> 00:02:01.610
‫چی شده مگه؟

00:02:01.610 --> 00:02:07.030
‫مگه همین چندلحظه پیش بیشتر
‫از نیم‌ساعت باهم حرف نزدید؟

00:02:07.030 --> 00:02:12.380
‫من نیستم. دایاناست. یه چیز
‫خیلی مهم برای گفتن داره.

00:02:13.030 --> 00:02:14.910
‫از کجا چنین چیزی رو می‌دونی؟

00:02:14.910 --> 00:02:16.520
‫بهم علامت داده.

00:02:16.520 --> 00:02:22.440
‫یه راهی ساختیم تا بتونیم با شمع
‫و مقوا، به همدیگه علامت بدیم.

00:02:23.340 --> 00:02:27.500
‫این علامت‌بازیای مسخره،
‫پرده‌هارو به آتیش می‌کشید.

00:02:27.500 --> 00:02:31.160
‫ما خیلی مراقبیم ماریلا.

00:02:32.040 --> 00:02:37.500
‫دایانا همین الان علامت داد
‫که چیز مهمی برای گفتن داره.

00:02:37.500 --> 00:02:41.120
‫بخاطر همینم دارم
‫از کنجکاوی می‌میرم.

00:02:41.130 --> 00:02:43.770
‫خب دیگه نیازی نیست که بمیری.

00:02:44.080 --> 00:02:45.010
‫می‌تونی که بری.

00:02:46.400 --> 00:02:50.410
‫اما باید طی ده دقیقه
‫برگردی، یادت باشه.

00:02:50.410 --> 00:02:51.450
‫فهمیدم.

00:02:51.890 --> 00:02:53.560
‫هوی! در رو ببند!

00:03:13.340 --> 00:03:16.680
‫ماریلا، حدس می‌زنی
‫که موضوع مهم چی بود؟

00:03:17.050 --> 00:03:19.270
‫فردا تولد دایاناست.

00:03:19.390 --> 00:03:24.320
‫بعد، مادرش بهش گفته که اجازه داره از من
‫بخواد که فردا بعد مدرسه باهم بریم خونه اونها

00:03:24.330 --> 00:03:26.950
‫و تمام شب رو باهم باشیم.

00:03:28.380 --> 00:03:34.530
‫دیگه اینکه، فردا فامیلش دارن از نیوبریج میان
‫تا فرداشب، باهم به کنسرت کلاب مناظره برن.

00:03:34.530 --> 00:03:38.520
‫من و دایانا رو هم با
‫خودشون قصد دارن تا ببرن.

00:03:39.640 --> 00:03:43.040
‫البته، اگه بهم اجازه بدی.

00:03:44.580 --> 00:03:47.230
‫ماریلا، می‌تونم برم دیگه؟

00:03:48.740 --> 00:03:51.080
‫من خیلی هیجان‌زده‌ام.

00:03:51.180 --> 00:03:54.480
‫پس اجازه بده سریع آرومت
‫کنم، تو قرار نیست که بری.

00:03:56.150 --> 00:03:59.200
‫اصلا کنسرت کلاب مناظره
‫مسخره‌بازی و احمقانه‌است.

00:03:59.460 --> 00:04:03.960
‫شما دختربچه‌هارو اصلا
‫نباید چنین جاهایی راه بدن.

00:04:04.070 --> 00:04:07.830
‫اما من مطمئنم که این کلاب خیلی
‫قابل احترام و درست و حسابیه.

00:04:08.130 --> 00:04:10.450
‫منظورم چنین چیزی نیست.

00:04:10.700 --> 00:04:13.880
‫اما اجازه نمی‌دم که کنسرت‌‌رَوی
‫و حرفهای مربوطه رو شروع کنی

00:04:13.880 --> 00:04:17.640
‫و تمام شب رو بیرون باشی.

00:04:19.770 --> 00:04:23.360
‫از اینکه خانم باری به دایانا
‫چنین اجازه‌ای داده، غافلگیر شدم.

00:04:23.970 --> 00:04:26.780
‫اما این‌بار موقعیت خاصیه.

00:04:26.780 --> 00:04:32.900
‫فقط سالی یک‌بار، تولد دایاناست.
‫جوری نیست که انگار این اتفاق همیشگیه.

00:04:33.300 --> 00:04:37.780
‫از طرفی، کشیش هم
‫حضور خواهد داشت.

00:04:37.790 --> 00:04:39.460
‫با مراسم مذهبی
‫تفاوتی نخواهد داشت.

00:04:40.640 --> 00:04:43.320
‫لطفا، خواهشا،
‫نمیشه‌ که برم ماریلا؟

00:04:43.700 --> 00:04:48.290
‫حرفی که زدم رو شنیدی.
‫چکمه‌ات رو در بیار و برو بخواب.

00:04:48.380 --> 00:04:51.090
‫ساعت از هشت شب گذشته.

00:05:02.390 --> 00:05:04.530
‫یه چیز دیگه مونده ماریلا.

00:05:04.650 --> 00:05:09.430
‫خانم باری گفته که ما
‫می‌تونیم تو اتاق مهمان بخوابیم.

00:05:09.930 --> 00:05:15.710
‫دختر کوچولوی ماریلا توی اتاق مهمان
‫بخوابه... فکر نمی‌کنی که افتخار بزرگیه؟

00:05:15.820 --> 00:05:17.920
‫افتخاریه که بهش نیازی نیست.

00:05:18.410 --> 00:05:19.620
‫خب، بخواب آنه.

00:05:20.100 --> 00:05:22.370
‫دیگه هم حرفی نزن.

00:05:37.900 --> 00:05:42.670
‫بذار ببینم، ماریلا... گمونم
‫بهتره که به آنه اجازه بدی.

00:05:43.000 --> 00:05:44.750
‫من مخالفم.

00:05:45.260 --> 00:05:47.670
‫تربیت این بچه با کیه، ماتیو؟

00:05:47.750 --> 00:05:50.410
‫با تو یا با من؟

00:05:50.710 --> 00:05:54.280
‫بذار ببینم، با تو.

00:05:54.690 --> 00:05:56.910
‫پس دخالت نکن.

00:05:57.190 --> 00:05:59.250
‫بذار ببینم...

00:06:01.110 --> 00:06:07.510
‫دخالت نکردم. اینکه نظر شخصی
‫داشته باشی مخالفت نیست.

00:06:07.600 --> 00:06:13.710
‫و نظر شخصی من اینه که
‫بهتره اجازه بدی تا آنه بره.

00:06:14.300 --> 00:06:19.770
‫برادر، اگه به تو باشه که اگه آنه
‫بخواد بره به ماه، باید اجازه داد تا بره.

00:06:20.040 --> 00:06:22.320
‫شاید اجازه بدم تا
‫شب رو پیش دایانا باشه

00:06:22.320 --> 00:06:24.290
‫اما با برنامه کنسرت موافق نیستم.

00:06:24.400 --> 00:06:27.040
‫اگه بره اونجا، راحت سرما می‌خوره

00:06:27.040 --> 00:06:31.370
‫و ذهنش رو پر از خزعبلات
‫و هیجانات الکی می‌کنه.

00:06:31.630 --> 00:06:34.430
‫حداقل هم یه هفته طول
‫می‌کشه تا به حالت عادی برگرده.

00:06:35.800 --> 00:06:41.110
‫من شرایط اون دختر و اینکه چی به
‫صلاحشه رو بیشتر از تو می‌فهمم، ماتیو.

00:06:43.890 --> 00:06:46.600
‫بنظر من که باید
‫اجازه بدی تا آنه بره.

00:07:08.230 --> 00:07:09.970
‫چرا اینقدر طولش می‌دی آنه؟

00:07:10.130 --> 00:07:11.980
‫اگه عجله نکنی، دیر
‫به مدرسه می‌رسی.

00:07:25.620 --> 00:07:28.470
‫بنظر من باید اجازه
‫بدی تا آنه بره.

00:07:29.780 --> 00:07:32.820
‫باشه، اجازه داره بره

00:07:33.360 --> 00:07:35.880
‫وگرنه چیز دیگه‌ای تورو
‫راضی نمی‌کنه، برادر.

00:07:41.080 --> 00:07:44.710
‫ماریلا! دوباره اون
‫کلمات زیبا رو بیان کن.

00:07:45.570 --> 00:07:47.200
‫همون یه دفعه هم زیادی بود.

00:07:47.290 --> 00:07:49.250
‫این مشکل دیگه به ماتیو
‫مربوطه و به من ارتباطی نداره.

00:07:49.850 --> 00:07:54.000
‫اگه بخاطر بد خوابیدن
‫تو تخت نامناسب

00:07:54.000 --> 00:08:00.050
‫یا اینکه یهو وسط شب از تالار گرم و نرم خارج
‫شدن، سینه‌پهلو کنی... به من هیچ ربطی نداره.

00:08:00.290 --> 00:08:02.240
‫همه چیز به مقصر،
‫یعنی ماتیو مربوطه.

00:08:02.510 --> 00:08:04.100
‫ممنونم ماریلا!

00:08:04.760 --> 00:08:08.470
‫از دیشب، کنسرت
‫تمام فکر و ذهنم شده بود.

00:08:09.000 --> 00:08:11.580
‫آخه تاحالا هرگز
‫به یکی نرفته بودم

00:08:12.220 --> 00:08:18.330
‫وقتی هم که دخترای دیگه درموردش
‫صحبت می‌کنن، حس می‌کنم که تنهام.

00:08:18.660 --> 00:08:20.080
‫آه، ماریلا...

00:08:20.260 --> 00:08:22.910
‫ماتیو احساسات من رو درک می‌کنه.

00:08:23.030 --> 00:08:26.760
‫اینکه احساساتت درک بشه
‫واقعا دوست‌داشتنیه، ماریلا!

00:08:27.350 --> 00:08:30.060
‫من نمی‌فهمم چون که موافق نیستم.

00:08:30.590 --> 00:08:34.400
‫تمومش کن، دستت هنوز خیسه.

00:08:44.080 --> 00:08:46.780
‫کنار نهر کلی منتظر موندم.

00:08:47.070 --> 00:08:51.510
‫می‌ترسیدم که نکنه اتفاقی
‫افتاده باشه. منو نگران کردی.

00:08:52.210 --> 00:08:58.500
‫آخه یادم رفت که از ماریلا 10
‫سنت هزینه ورودی کنسرت رو بگیرم‌.

00:08:58.500 --> 00:09:01.870
‫یهو یادم افتاد و سریع
‫برگشتم که بگیرم.

00:09:02.280 --> 00:09:04.040
‫پس ماریلا بهت اجازه داد؟

00:09:04.430 --> 00:09:05.080
‫اوهوم.

00:09:25.600 --> 00:09:32.750
‫ازآنجا که روح آنه از حالا در کنسرت بود،
‫او نمی توانست که بر روی درس تمرکز کند.

00:09:33.600 --> 00:09:35.950
‫گیلبرت از او اشتباه گرفت

00:09:35.950 --> 00:09:38.710
‫و ضربه محکمی به
‫روحیه او وارد کرد.

00:09:38.900 --> 00:09:41.010
‫اما محو تصور کنسرت

00:09:41.010 --> 00:09:44.280
‫و خوابیدن در تخت اتاق مهمان،
‫شرمندگی را فراموش کرد.

00:09:49.980 --> 00:09:56.640
‫هیجان واقعی آنه،‌ پس از
‫تعطیلی مدرسه آغاز شد.

00:10:06.510 --> 00:10:13.500
‫چای خانم‌ باری برای تولد
‫دایانا، رویایی فوق‌العاده بود.

00:10:14.340 --> 00:10:21.440
‫سپس، آنها حداقل چندین و
‫چند مدل مو را امتحان کردند

00:10:21.440 --> 00:10:24.960
‫اما در آخر، در همان
‫حالت همیشگی باقی ماندند.

00:10:25.620 --> 00:10:34.320
‫آنه درد اندکی در لباس ساده مشکی
‫دست‌دوز خونگی و تنگ خود، احساس می‌کرد.

00:10:34.410 --> 00:10:38.590
‫اما غرق تصور شد
‫و در دلش، آزاد بود.

00:11:05.030 --> 00:11:06.300
‫اونها رسیدن!

00:11:13.290 --> 00:11:14.820
‫خوش اومدید!

00:11:15.590 --> 00:11:17.000
‫سلام دایانا!
‫سلام!

00:11:18.140 --> 00:11:20.370
‫غروب بخیر، تامی!

00:11:20.500 --> 00:11:22.930
‫غروب بخیر!

00:11:55.090 --> 00:11:59.450
‫آنه و دایانا، از مسیر
‫خود به کنسرت لذت بردند.

00:12:00.330 --> 00:12:02.130
‫برنامه آن شب

00:12:02.430 --> 00:12:07.130
‫حداقل، برای "یک‌نفر"
‫بسیار هیجان‌انگیز بود‌.

00:12:21.090 --> 00:12:24.220
‫گلهای میخک رو سر پریسی واقعیه.

00:12:24.220 --> 00:12:25.220
‫محاله!

00:12:25.690 --> 00:12:29.640
‫آقای فیلیپس خودش شخصا
‫از شهر براش خریده.

00:12:29.900 --> 00:12:30.800
‫واقعا؟

00:12:32.990 --> 00:12:38.150
‫"من در تاریکی مطلق از
‫نردبان چسبناک بالا رفتم..."

00:12:38.820 --> 00:12:45.830
‫آنه از اجرای زیبا
‫پریسی به وجد آمده بود.

00:12:46.130 --> 00:12:49.170
‫هنگام آوازخوانی گروه کُر، آنه احساس
‫کرد که دسته‌ای از فرشتگان می‌خوانند

00:12:49.170 --> 00:12:55.860
‫و هنگام اجرای تصویری "ساکری چگونه
‫تخم گذاشت" از سم سلون، به شدت خندید.

00:13:07.100 --> 00:13:10.710
‫من آمده‌ام تا سزار را دفن کنم

00:13:10.710 --> 00:13:14.250
‫نه اینکه او را ستایش کنم

00:13:14.560 --> 00:13:17.550
‫شری که افراد ایجاد می‌کنند،
‫پس از آنها نیز زندگی می‌کند.

00:13:20.310 --> 00:13:24.800
‫بروتوس شریف گفت
‫که سزار، جاه طلب است.

00:13:24.800 --> 00:13:29.800
‫زیرا که بروتوس
‫فردی شرافتمند است.

00:13:30.040 --> 00:13:34.120
‫آقای فیلیپس، سخنرانی مارک آنتونی

00:13:34.120 --> 00:13:38.140
‫درمورد مراسم دفن سزار را
‫با دلنوازترین لحن‌ها اجرا کرد.

00:13:38.140 --> 00:13:41.900
‫و در پایان هم جمله هم به
‫پریسی نگاهی می‌نداخت.

00:13:41.910 --> 00:13:47.090
‫آنه، هرکاری که آقای معلم انجام داده بود را
‫فراموش کرده و او را در پایان تشویق کرد.

00:13:47.520 --> 00:13:51.550
‫سزار، چنین فردی بود.

00:13:56.150 --> 00:14:00.570
‫آنه، فقط از یک
‫برنامه خوشش نیامد.

00:14:12.190 --> 00:14:17.300
‫سربازی در ارتش بینگن که در
‫الجزایر مستقر شده بود، در حال مرگ بود

00:14:17.300 --> 00:14:21.980
‫آن سرباز به هم‌رزم خود چنین گفت

00:14:21.980 --> 00:14:24.210
‫"پیغامی برای افراد دور دست ببر."

00:14:24.210 --> 00:14:27.450
‫"یکی از آنها، خواهرم است."

00:14:27.450 --> 00:14:30.270
‫"فردی دیگر هم هست
‫که خواهرم نیست."

00:14:34.450 --> 00:14:37.300
‫"فردی دیگر هم هست
‫که خواهرم نیست:"

00:14:37.300 --> 00:14:41.590
‫"فردی که طی روزهای شاد
‫گذشته، با او همبازی بودم...."

00:14:43.870 --> 00:14:45.750
‫بدون احتساب این برنامه

00:14:45.750 --> 00:14:48.720
‫آنه از تمام شب لذت برد.

00:14:49.540 --> 00:14:55.340
‫سپس هنگامی که کنسرت تمام
‫شد، دوباره درباره آن صحبت کردند.

00:14:59.960 --> 00:15:04.860
‫هنگامی که به اچارد اسلوپ
‫رسیدند، ساعت یازده شب بود.

00:15:05.500 --> 00:15:10.160
‫همه در خواب بودند و
‫خانه تاریک و ساکت بود.

00:15:12.550 --> 00:15:16.250
‫آنه، چطوری تونستی تظاهر
‫کنی که به گیل گوش نمی‌دی؟

00:15:16.580 --> 00:15:19.360
‫وقتی که گفت "فرد دیگری
‫هم هست که خواهرم نیست"

00:15:19.370 --> 00:15:23.000
‫به تو زل زده بود.

00:15:23.280 --> 00:15:26.460
‫دایانا، تو دوست صمیمی من هستی

00:15:26.460 --> 00:15:30.630
‫اما حتی تو هم نباید درمورد
‫اون با من صحبت کنی.

00:15:32.160 --> 00:15:35.820
‫بیا تا تخت مسابقه بدیم و
‫ببینیم که کی اول می‌رسه.

00:15:35.960 --> 00:15:37.010
‫باشه!

00:15:37.250 --> 00:15:38.670
‫آماده... حرکت!

00:15:45.540 --> 00:15:47.520
‫نجاتم بدید!

00:16:00.170 --> 00:16:02.410
‫کی بود؟ چی بود؟

00:16:02.920 --> 00:16:06.710
‫عمه جوزفین بود.
‫نمی‌دونم که چرا اونجاست.

00:16:06.710 --> 00:16:09.160
‫اما قطعا خیلی عصبانیه.

00:16:09.160 --> 00:16:10.860
‫دردسر ساختیم

00:16:11.260 --> 00:16:14.350
‫اما خنده‌دارتر از این
‫تاحالا دیده بودی، آنه؟

00:16:14.590 --> 00:16:16.630
‫عمه جوزفین کیه؟

00:16:16.820 --> 00:16:19.650
‫عمه‌ی پدرمه، توی
‫شارلوت‌‌تاون زندگی می‌کنه.

00:16:20.100 --> 00:16:21.660
‫حسابی پیره

00:16:21.900 --> 00:16:25.250
‫و نمی‌تونم تصور کنم که
‫عمه، هرگز جوون بوده.

00:16:25.770 --> 00:16:29.350
‫می‌دونستیم که قراره بهمون
‫سر بزنه، اما نه اینقدر زود.

00:16:29.570 --> 00:16:33.680
‫خیلی رسمی و سخت‌گیره،
‫حسابی قراره تنبیه بشیم.

00:16:34.050 --> 00:16:38.760
‫به‌هرحال، باید پیش مینی‌می
‫بخوابیم؛ و نمی‌د‌ونی که چقدر بدخوابه.

00:17:01.350 --> 00:17:06.620
‫خانم جوزفین باری، صبح روز
‫بعد هنگام صرف صبحانه نیامد.

00:17:07.890 --> 00:17:12.760
‫دایانا هم سکوت کرد و حرفی نزد.

00:17:13.040 --> 00:17:17.510
‫و تا هنگام برگشت آنه به
‫گرین‌گیبلز، اتفاقی نیفتاد.

00:17:19.700 --> 00:17:21.560
‫دایانا! دایانا!

00:17:21.560 --> 00:17:22.560
‫بله!

00:17:28.090 --> 00:17:31.790
‫دایانا، تو واقعا دیشب
‫روی عمه پریدی؟

00:17:31.900 --> 00:17:36.720
‫خودم الان بهت گفتم،
‫نیازی نیست ازش بپرسی.

00:17:38.800 --> 00:17:42.770
‫به‌هرحال، من توی همچین
‫خونه‌ای نخواهم موند.

00:17:43.450 --> 00:17:46.200
‫امروز نشه، فردا دیگه
‫قطعا به خونه برمی‌گردم.

00:17:46.340 --> 00:17:48.960
‫عمه‌جان، لطفا تجدیدنظر کنید.

00:17:48.960 --> 00:17:51.130
‫نه. من برمی‌گردم.

00:17:51.130 --> 00:17:55.420
‫همه چیز رو جمع
‫کردم و آماده‌ام تا برم.

00:17:56.300 --> 00:17:59.190
‫و اینکه درمورد
‫هزینه‌های موسیقی دخترت.

00:18:00.010 --> 00:18:02.680
‫بهتره که فراموشش کنی

00:18:03.300 --> 00:18:06.940
‫من با چنین دخترکی،
‫هیچ ارتباطی ندارم.

00:18:06.940 --> 00:18:11.230
‫چنین فردی نیازی نداره
‫تا کلاس موسیقی بره.

00:18:14.040 --> 00:18:17.320
‫دایانا، فورا از عمه عذرخواهی کن.

00:18:18.100 --> 00:18:22.360
‫چنین کاری بی‌فایده است! من
‫اصلا نمی‌خوام باهاش صحبت کنم!

00:18:23.210 --> 00:18:25.090
‫معذرت می‌خوام، عمه.

00:18:30.460 --> 00:18:35.560
‫آنه از آشوب و هیاهوی موجود
‫در خانواده باری بی‌خبر بود‌.

00:18:35.570 --> 00:18:39.640
‫تا وقتی که بعدازظهر پیش خانم لیند
‫رفت تا برای ماریلا چیزی تهیه کند‌.

00:18:41.210 --> 00:18:48.630
‫آنه دوست نداشت که دوست صمیمی‌
‫او بخاطر او، دچار دردسری شود

00:18:49.100 --> 00:18:53.820
‫هنگامی که آنه، خانم لیند را ترک کرد؛
‫تمام راه را به سمت اچارد اسلوپ دوید.

00:19:01.200 --> 00:19:05.670
‫شنیدم عمه جوزفین خیلی عصبانیه.

00:19:06.040 --> 00:19:07.020
‫درسته.

00:19:08.400 --> 00:19:11.820
‫از عصبانیت داشت منفجر می‌شد.

00:19:12.080 --> 00:19:16.790
‫گفت که "نمی‌خوام دیگه اینجا‌
‫بمونم" و من هم مشکلی ندارم.

00:19:17.600 --> 00:19:20.090
‫اما پدر و مادرم
‫اینطوری فکر نمی‌کنن.

00:19:21.030 --> 00:19:23.620
‫چرا بهشون نگفتی که تقصیر من بود؟

00:19:23.950 --> 00:19:26.260
‫چون چنین چیزی از من بعید نیست؟

00:19:26.880 --> 00:19:31.030
‫من خبرچین نیستم و از
‫طرفی، من هم اندازه تو مقصرم.

00:19:31.030 --> 00:19:33.350
‫پس خودم میرم بهش بگم!

00:19:33.670 --> 00:19:35.610
‫آنشرلی، تو واقعا...

00:19:39.400 --> 00:19:44.740
‫اما، عمه تو رو زنده قورت میده!

00:19:45.260 --> 00:19:47.570
‫بیشتر از چیزی که
‫ترسیدم، من رو نترسون.

00:19:47.850 --> 00:19:51.330
‫ترجیح میدم برم جلوی توپ بمونم.

00:19:51.800 --> 00:19:54.060
‫اما باید انجامش بدم دایانا.

00:19:54.140 --> 00:19:57.500
‫تقصیر من بود و
‫باید بهش اعتراف کنم.

00:19:57.870 --> 00:20:00.650
‫خوشبختانه در اعتراف
‫کردن تجربه دارم.

00:20:02.270 --> 00:20:03.150
‫آنه!

00:20:06.860 --> 00:20:08.000
‫بیا داخل.

00:20:16.120 --> 00:20:17.770
‫خانم جوزفین باری.

00:20:20.330 --> 00:20:21.850
‫تو کی هستی؟

00:20:22.070 --> 00:20:26.490
‫من آنه از گرین‌گیبلزم،
‫اومدم که اعتراف کنم.

00:20:27.200 --> 00:20:29.510
‫درمورد چی اعتراف کنی؟

00:20:30.100 --> 00:20:35.200
‫اینکه دیشب روی شما
‫بپریم، پیشنهاد من بود.

00:20:35.200 --> 00:20:38.630
‫چنین چیزی هرگز به
‫ذهن دایانا خطور نمی‌کنه.

00:20:38.630 --> 00:20:42.450
‫دایانا دختر بسیار مودب
‫و خوبیه، خانم باری.

00:20:42.450 --> 00:20:47.030
‫پس لطفا اشتباهاً
‫اون رو تنبیه نکنید.

00:20:47.480 --> 00:20:49.560
‫اشتباهاً؟

00:20:49.560 --> 00:20:52.980
‫اما دایانا هم دیشب پرید.

00:20:53.030 --> 00:20:56.620
‫چنین رفتاری مناسب و
‫درشان این خانواده نیست!

00:20:56.870 --> 00:20:59.450
‫اما ما فقط تفریح می‌کردم.

00:20:59.460 --> 00:21:04.890
‫حالا هم که عذرخواهی کردیم، شما
‫باید ما را ببخشید؛ خانم جوزفین باری.

00:21:05.160 --> 00:21:11.100
‫بعد هم بیخیال اشتباه دایانا بشید و
‫اجازه بدید که دایانا به کلاس موسیقی بره.

00:21:11.310 --> 00:21:15.150
‫دایانا از صمیم قلب دوست داره
‫به کلاس موسیقی بره، خانم باری.

00:21:15.150 --> 00:21:20.210
‫من می‌دونم اینکه چیزی که از صمیم قلب
‫دوست داری رو بهش نرسی، چه حسی داره.

00:21:20.210 --> 00:21:23.910
‫اگر قراره که از کسی
‫عصبی باشید، از من باشید.

00:21:23.960 --> 00:21:29.410
‫من از وقتی که بچه بودم، به ناراحتی و عصبانیت
‫بقیه عادت کردم و بیشتر از دایانا تحملش رو دارم.

00:21:44.160 --> 00:21:48.170
‫دیشب تو بودی که
‫توی اتاق مهمان بود؟

00:21:49.630 --> 00:21:56.440
‫به‌هرحال، احساس
‫همدلی تو رو می‌فهمم.

00:21:57.740 --> 00:22:01.070
‫همه چیز به طرز
‫نگاه ما بستگی داره.

00:22:04.770 --> 00:22:08.330
‫بشین و درمورد خودت برام بگو.

00:22:08.600 --> 00:22:10.960
‫متاسفم اما نمی‌تونم.

00:22:11.900 --> 00:22:14.760
‫وظیفه دارم که پیش خانم
‫ماریلا کات‌برد برگردم.

00:22:15.150 --> 00:22:20.800
‫خانم ماریلا کات‌برد، فرد مهربونیه که من
‫رو به فرزندی گرفته تا درست تربیت بشم.

00:22:20.800 --> 00:22:24.910
‫اون تمام تلاشش رو می‌کنه
‫اما تربیت من آسون نیست.

00:22:25.270 --> 00:22:29.090
‫شما باید من رو بابت پریدن مقصر
‫بدونید، نه ماریلا و نحوه تربیت اون.

00:22:29.120 --> 00:22:32.620
‫اما قبل برگشتن دوست دارم
‫بدونم که آیا دایانا رو بخشیدید یا خیر

00:22:32.620 --> 00:22:37.510
‫و اینکه هرچقدر که قصد داشتید
‫رو در اَوُنلی می‌مونید یا خیر؟

00:22:38.800 --> 00:22:44.120
‫اگه بمونم، تو باید
‫هرازچندگاهی بهم سر بزنی.

00:22:46.220 --> 00:22:48.140
‫پس شما مارو بخشیدی؟

00:22:48.800 --> 00:22:50.850
‫گمونم.

00:22:52.050 --> 00:22:53.030
‫دایانا!

00:22:58.200 --> 00:23:00.910
‫چه پاهای سریعی!

00:23:02.840 --> 00:23:08.260
‫غروب آنروز، خانم باری
‫به دایانا یک دستبند نقره داد

00:23:08.600 --> 00:23:12.610
‫لوازم خود را دوباره چید

00:23:13.170 --> 00:23:15.210
‫و گفت...

00:23:15.890 --> 00:23:18.910
‫بخاطر اینکه بازهم
‫حرفهای اون آنه رو بشنومم

00:23:18.910 --> 00:23:20.790
‫قصد دارم که اینجا بمونم.

00:23:20.900 --> 00:23:25.970
‫و هنگامی که ماریلا ماجرا
‫را شنید، به ماتیو گفت؛

00:23:26.490 --> 00:23:28.740
‫من که بهت گفتم!

00:23:28.800 --> 00:23:30.190
‫فقط همین.

00:23:31.120 --> 00:23:36.160
‫خانم جوزفین باری،
‫یک‌ماه خود را سپری کرد

00:23:36.450 --> 00:23:41.080
‫و به لطف وجود آنه، مهمان
‫بسیار بهتری از گذشته بود.

00:23:43.800 --> 00:23:46.740
‫و هنگام جدایی به آنه گفت؛

00:23:46.850 --> 00:23:51.020
‫یادت باشه آنه، دفعه بعد که
‫اومدی شهر ما، حتما بهم سر بزن.

00:23:51.140 --> 00:23:54.420
‫بهترین اتاق مهمانم رو بهت
‫اختصاص میدم تا بخوابی.

00:23:58.420 --> 00:24:02.900
‫آنه هم با فرد مهربان
‫دیگری آشنا شد.

00:24:07.800 --> 00:24:17.900
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:18.220 --> 00:24:19.500
‫بهار در راه است.

00:24:19.950 --> 00:24:23.610
‫آنه اولین روزهای خود در
‫گرین‌گیبلز را بخاطر میاورد.

00:24:24.450 --> 00:24:27.080
‫قسمت بعد:

00:24:27.420 --> 00:24:29.330
‫بهارِ گرین‌گیبلز.

00:24:29.670 --> 00:24:31.920
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:31.940 --> 00:24:51.940
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.