﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.760 --> 00:01:29.650
‫قسمت بیست و یکم: همسر جوان معلم.

00:01:30.050 --> 00:01:33.020
‫بچه‌ها خبر مهم!

00:01:33.530 --> 00:01:35.170
‫رابیه!

00:01:36.170 --> 00:01:37.770
‫چی شده رابی؟

00:01:41.470 --> 00:01:42.430
‫خسته شدم.

00:01:42.430 --> 00:01:45.940
‫چی شده؟ اون خبر مهم چیه؟

00:01:47.120 --> 00:01:51.690
‫فیلیپس-سنسه می‌خواد
‫استعفا بده. تو ماه ژوئن.

00:01:53.010 --> 00:01:54.330
‫واقعا حقیقت داره رابی؟
‫خدایا! خیلی خوشحالم!

00:01:55.690 --> 00:01:58.640
‫پس برای ترم جدید معلم
‫جدیدی خواهیم داشت!

00:01:58.640 --> 00:02:00.630
‫فکر می‌کنین چجور معلمی باشه؟

00:02:00.980 --> 00:02:03.050
‫خیلی خوب می‌شه اگه خانم باشه.

00:02:03.050 --> 00:02:05.730
‫اما من امیدوارم که مرد باشه.

00:02:05.820 --> 00:02:08.400
‫و البته بلندقد و خوشتیپ.

00:02:08.700 --> 00:02:10.450
‫رابی تو دیگه...

00:02:13.340 --> 00:02:16.150
‫اما فیلیپس-سنسه چرا
‫می‌خواد استعفا بده؟

00:02:16.260 --> 00:02:23.000
‫حتما چون پریسی به آکادمی ملکه
‫می‌ره، اونم می‌خواد به چارلتون بره.

00:02:23.080 --> 00:02:26.280
‫من شنیدم که راجبش حرف می‌زنن.

00:02:27.340 --> 00:02:30.980
‫پس دیگه اون سیبیل
‫فوق‌العادش رو نمی‌بینیم.

00:02:30.980 --> 00:02:32.950
‫ناراحت شدم.

00:02:34.040 --> 00:02:35.360
‫نگو!

00:02:38.080 --> 00:02:41.650
‫منکه اصلا ناراحت نشدم.

00:02:41.650 --> 00:02:43.180
‫تازه برعکس.

00:02:43.370 --> 00:02:47.830
‫درسته. منم وقتی اون بره
‫ناراحت نمی‌شم و گریه نمی‌کنم.

00:02:48.460 --> 00:02:49.940
‫منم همینطور.

00:02:50.710 --> 00:02:53.560
‫منم گریه نمی‌کنم.

00:02:54.160 --> 00:02:55.870
‫تاسف‌باره اما منم همینطور.

00:02:56.100 --> 00:02:57.400
‫منم.

00:02:59.010 --> 00:03:02.760
‫حق با شماست. منم گریه نمی‌کنم.

00:03:02.760 --> 00:03:04.200
‫البته که نمی‌کنی.

00:03:04.200 --> 00:03:06.960
‫تو از همه بیشتر از
‫دستش عذاب کشیدی.

00:03:14.500 --> 00:03:15.650
‫خب...

00:03:17.800 --> 00:03:19.410
‫آنه شرلی.

00:03:20.310 --> 00:03:24.210
‫تو آنه شرلی از نواخانه هستی؟

00:03:25.300 --> 00:03:30.370
‫فیلیپس-سنسه از همان
‫ابتدا با آنه بدافتاده بود.

00:03:31.160 --> 00:03:38.760
‫این کافی بود تا اون نیز مانند
‫سایرین، از رفتن اون خوشحال شود.

00:03:39.710 --> 00:03:48.840
‫و زمانی که رابی گیلیز لباس جدیدش را به
‫نمایش گذاشت، همگی معلمشان را فراموش کردند.

00:03:49.770 --> 00:03:53.980
‫لباس رابی همانطور که آنه دوست
‫داشت، آستین‌های باد کرده داشت و

00:03:53.980 --> 00:03:57.580
‫مطابق با آخرین مدهای
‫روز دوخته شده بود.

00:03:58.190 --> 00:04:02.030
‫گذشت و آخرین روز
‫ژوئن فرا رسیدند.

00:04:07.370 --> 00:04:10.790
‫خدایا، ایندفعه چی شده؟

00:04:14.600 --> 00:04:15.960
‫من برگشتم ماریلا‌.

00:04:57.880 --> 00:05:04.970
‫خدای من، این دنیا همونطور که خاله لیند
‫گفت هیچ چیز جز ملاقات‌ها و جدایی‌ها نداره.

00:05:07.720 --> 00:05:13.240
‫ماریلا، امروز شانس آوردم که دستمال
‫اضافه با خودم به مدرسه برده بودم.

00:05:13.700 --> 00:05:16.660
‫از قبل می‌دونستم که نیاز می‌شه.

00:05:16.920 --> 00:05:19.520
‫نمی‌دونستم انقدر
‫فیلیپس-سنسه رو دوست داری

00:05:19.900 --> 00:05:24.450
‫تا برای پاک کردن اشکات به
‫دستمال اضافه نیاز پیدا کنی.

00:05:24.450 --> 00:05:26.340
‫اونم فقط به این
‫خاطر که داره می‌ره.

00:05:27.190 --> 00:05:30.770
‫من فکر نمی‌کنم به خاطر اینکه
‫دوستش داشتم، گریه می‌کردم.

00:05:30.850 --> 00:05:32.880
‫خب پس برای چی گریه می‌کردی؟

00:05:32.880 --> 00:05:35.020
‫گریه کردم چون بقیه هم گریه کردن.

00:05:35.690 --> 00:05:37.790
‫از رابی گیلیز شروع شد.

00:05:38.000 --> 00:05:42.090
‫خودش همیشه می‌گفت
‫از فیلیپ-سنسه متنفره

00:05:42.090 --> 00:05:45.070
‫اما به محض اینکه پا
‫شد تا خداحافظی کنه

00:05:45.070 --> 00:05:46.520
‫گریه‌های رابی شروع شد.

00:05:54.590 --> 00:05:56.910
‫وقتش شده رسیده...

00:06:00.110 --> 00:06:01.220
‫نگاهت به رو به رو باشه.

00:06:03.710 --> 00:06:07.430
‫ناتوانیت در تمرکز به کلاس
‫اصلا تغییر نکرده رومن کمپبل.

00:06:07.670 --> 00:06:10.470
‫معلم جدید که اومد
‫دیگه اینطور نباش.

00:06:13.750 --> 00:06:14.810
‫خب...

00:06:15.260 --> 00:06:18.080
‫وقتش رسیده که از
‫هم خداحافظی کنیم.

00:06:18.220 --> 00:06:24.260
‫خاطره‌های زیادی، مثل همه‌ی
‫موقع‌هایی که بهتون گفتم ساکت باشین،

00:06:24.510 --> 00:06:29.130
‫تو این مدت با هم ساختیم. من
‫هرگز اونا رو فراموش نمی‌کنم.

00:06:29.130 --> 00:06:34.620
‫بعضیتون دلخور شدین و
‫بعضی هم از من بدتون اومد

00:06:35.180 --> 00:06:44.590
‫اما من تلاشم رو کردم تا در این
‫سه سال به بهترین شکل تربیتتون کنم.

00:06:44.670 --> 00:06:46.860
‫شاید گاهی از چوب برای
‫تنبیهتون استفاده کرده باشم

00:06:46.900 --> 00:06:49.650
‫اما اون چوب، چوب عشق معلم بوده.

00:06:49.790 --> 00:06:55.070
‫مطمئنم که شما هم روزی
‫این رو درک می‌کنین.

00:06:56.210 --> 00:07:00.180
‫به هر حال وقت
‫خداحافظی فرا رسیده.

00:07:02.120 --> 00:07:06.120
‫همگی سه سال زحمت کشیدین.

00:07:07.160 --> 00:07:18.890
‫همگی از زمانی که سه سال پیش در
‫ژوئن من به اینجا اومدم بزرگ‌تر شدین.

00:07:18.890 --> 00:07:21.200
‫وقتی بهش فکر می‌کنم، من...

00:07:22.060 --> 00:07:23.410
‫من...

00:07:30.590 --> 00:07:34.380
‫حتی اگه راهمون از هم جدا بشه...

00:07:34.660 --> 00:07:38.020
‫خاطرات زمانی که با هم
‫بودیم در قلب من می‌مونه.

00:07:38.120 --> 00:07:39.900
‫فرقی نمی‌کنه که خوشحال
‫کننده باشه یا ناراحت کننده.

00:07:40.510 --> 00:07:50.180
‫زمان‌هایی که با همدیگه سخت تلاش
‫کردیم تا همیشه تو ذهن من می‌مونه.

00:07:51.090 --> 00:07:53.450
‫خدانگهدارتون باشه.
‫همونطور که شکسپیر گفت:

00:07:53.460 --> 00:07:56.790
‫"زمین با شما مهربان
‫باشد و روحتان در آرامش‌."

00:07:57.070 --> 00:08:03.070
‫من مانند گرد و خاکی
‫می‌روم. راهم راه با...

00:08:03.400 --> 00:08:05.780
‫من اصلا نمی‌خواستم
‫گریه کنم ماریلا.

00:08:06.170 --> 00:08:09.820
‫اما یهو دخترا پشت سر
‫هم شروع به گریه کردن.

00:08:09.910 --> 00:08:14.240
‫من دوست نداشتم واسش گریه کنم و
‫خیلی خوب هم خودمو نگه داشته بودم.

00:08:14.790 --> 00:08:17.680
‫به زمانی فکر کردم که
‫فیلیپس-سنسه مجبورم که کنار گیل...

00:08:17.680 --> 00:08:21.860
‫به زمانی فکر کردم که فیلیپس-سنسه
‫مجبورم که کنار یکی از پسرها بشینم.

00:08:24.560 --> 00:08:29.490
‫و از اونجایی که بودن با
‫پسرها رو خیلی دوست داری.

00:08:29.720 --> 00:08:33.210
‫برو کنار گیلبرت بلایس بشین.

00:08:33.700 --> 00:08:39.840
‫همچنین وقتی که اسمم رو
‫بدون E روی تخته نوشت.

00:08:39.840 --> 00:08:42.860
‫و وقتی که بهم گفت من کودن‌ترین آدمی
‫هستم که تا به حال در درس هندسه دیده.

00:08:43.490 --> 00:08:46.210
‫و به شکل تلفظ کلمات من خندید.

00:08:47.510 --> 00:08:51.020
‫همه‌ی وقتایی که اون
‫من رو مسخره کرد.

00:08:52.550 --> 00:08:57.160
‫اما ماریلا نمی‌تونستم
‫خودمو نگه دارم.

00:08:57.800 --> 00:09:00.200
‫منم باید گریه می‌کردم.

00:09:01.180 --> 00:09:06.820
‫جین اندروز از این می‌گه که از وقتی
‫فیلیپس-سنسنه رفته خیلی خوشحال‌تر شده.

00:09:06.820 --> 00:09:10.780
‫تازه ادعا کرد که
‫براش گریه هم نکرد.

00:09:10.780 --> 00:09:16.890
‫اما اون از همه‌ی ما بیشتر گریه کرد به
‫حدی که از برادرش دستمال قرض گرفت.

00:09:17.480 --> 00:09:20.040
‫البته که پسرا گریه نکردن.

00:09:20.060 --> 00:09:24.650
‫جین با خودش دستمال نیاورده
‫بود چون فکر نمی‌کرد نیاز بشه.

00:09:24.650 --> 00:09:28.630
‫ماریلا خیلی صحنه‌ی دلخراشی بود.

00:09:30.410 --> 00:09:35.560
‫اشک تو چشمای خود
‫فیلیپس-سنسه هم حلقه زده بود.

00:09:35.560 --> 00:09:38.940
‫من خیلی پشیمون بودم

00:09:38.940 --> 00:09:42.590
‫به خاطر تموم وقتایی
‫که تو کلاس حرف زدم

00:09:42.590 --> 00:09:45.250
‫و قیافش رو رو تخته سیاهم کشیدم.

00:09:45.250 --> 00:09:48.490
‫و در مورد اون و پریسی شوخی کردم.

00:09:48.930 --> 00:09:54.150
‫دوست داشتم شبیه مینی اندروز مثل مجسمه
‫همونطور تو کلاسش می نشستم و کاری نمی‌کردم.

00:09:54.150 --> 00:09:57.790
‫اون هیچی برای
‫پشیمونی نداره حتما.

00:09:57.790 --> 00:10:01.870
‫خیلی خب الان که دیگه
‫برای پشیمونی دیره.

00:10:03.020 --> 00:10:04.420
‫آره راست می‌گی.

00:10:17.740 --> 00:10:21.920
‫بعد مدرسه وقتی به خونه
‫می‌رفتیم هم دخترا گریه کردن.

00:10:30.730 --> 00:10:33.640
‫رابی گیلیز هر چند
‫دقیقه یه بار می‌گفت

00:10:33.730 --> 00:10:35.960
‫وقتش رسیده تا از هم جدا بشیم!

00:10:35.960 --> 00:10:37.710
‫خیلی احساسیه نه؟

00:10:37.800 --> 00:10:42.690
‫همین هم باعث می‌شد هر دفعه که داشتیم
‫آروم می‌شدین دوباره بزنیم زیر گریه.

00:10:47.750 --> 00:10:50.380
‫وقتش رسیده تا از هم جدا بشیم!

00:10:51.020 --> 00:10:56.360
‫رابی هی تکرارش می‌کرد،
‫چشم هممون قرمز شده بود.

00:10:56.600 --> 00:11:00.320
‫خودش از همه بلند‌تر گریه می‌کرد.

00:11:19.630 --> 00:11:23.370
‫باشه آنه دیگه نکو نمی‌تونم
‫اینو تموم کنم وگرنه.

00:11:23.660 --> 00:11:26.270
‫واقعا ناراحت شدم.

00:11:27.200 --> 00:11:31.130
‫اما ماریلا، هیچکس نمی‌تونه تو
‫اعماق ناامیدی تا همیشه بمونه.

00:11:31.300 --> 00:11:35.820
‫اونم وفتی که دو ماه تعطیلیم.

00:11:35.940 --> 00:11:42.090
‫تازه ما معلم جدید و همسرش
‫رو که از ایستگاه می‌اومدن دیدیم.

00:11:42.240 --> 00:11:44.880
‫نمی‌دونستم امروز می‌رسن.

00:11:45.300 --> 00:11:48.500
‫داشتیم گریه می‌کردیم
‫که به سه‌راهه رسیدیم.

00:11:49.210 --> 00:11:50.910
‫به کالسکه‌ی بل-سان نگاه کنین.

00:12:05.320 --> 00:12:06.890
‫بعدازظهرتون بخیر بل-سان.

00:12:06.900 --> 00:12:08.520
‫بعدازظهر شما هم بخیر.

00:12:09.730 --> 00:12:11.430
‫همسرش زیبائه.

00:12:11.430 --> 00:12:14.600
‫نه دقیقا اون
‫زیباییه شاهانه البته.

00:12:14.860 --> 00:12:20.140
‫گمون کنم هیچ معلمی نمی‌تونه
‫اونطور همسری داشته باشه.

00:12:20.230 --> 00:12:21.580
‫البته.

00:12:22.520 --> 00:12:28.000
‫لباس آبی با آستین‌های
‫باد کرده پوشیده بود.

00:12:28.000 --> 00:12:31.080
‫کلاهشم با رز تزئین شده بود.

00:12:33.880 --> 00:12:40.560
‫جین اندروز گفت اون فکر می‌کنه آستین‌های
‫باد کرده مناسب همسر یه معلم نیست.

00:12:40.560 --> 00:12:43.140
‫اما من هرگز همچین نظری ندادم.

00:12:43.140 --> 00:12:47.500
‫برای اینکه خودم ارزش
‫آستین‌های باد کرده رو می‌دونم.

00:12:47.630 --> 00:12:53.340
‫تا وقتی خونه‌شون آماده
‫بشه، با ریچل می‌مونن؟

00:12:53.340 --> 00:12:57.690
‫فکر کنم همینطور باشه چون
‫خود خاله لیند هم تو کالسکه بود.

00:13:03.860 --> 00:13:07.630
‫ماریلا همان شب به
‫خانه‌ی ریچل لیند رفت تا

00:13:07.630 --> 00:13:13.310
‫قاب‌های لحاف دوزی‌ای که زمستان
‫گذشته از او قرض گرفته بود را پس دهد.

00:13:16.040 --> 00:13:19.760
‫خانم لیند چیزهای زیادی را
‫با این تصور قرض می‌داد که

00:13:20.020 --> 00:13:23.920
‫هرگز قرار نیست دوباره ببیندشان

00:13:24.310 --> 00:13:29.930
‫اما این قاب‌ها در آن شب توسط کسی
‫که به قرضشان گرفته بود، بر می‌گشتند.

00:13:31.860 --> 00:13:33.510
‫معلمی جدید.

00:13:33.510 --> 00:13:36.330
‫حتی بیشتر از آن،
‫معلمی که همسر دارد.

00:13:36.330 --> 00:13:40.770
‫کنجکاوی افراد را در همچین
‫محله‌ی کوچکی به راحتی جلب می‌کرد.

00:13:40.770 --> 00:13:44.420
‫محله‌ای که احساسات همچنان در
‫آن انسان به انسان تفاوت داشت.

00:13:44.690 --> 00:13:49.950
‫همه سعی کردند که معلم جدید و همسرش
‫را ببینند اما آن دو خود را نشان ندادند.

00:13:50.460 --> 00:13:54.770
‫این موضوع ماریلا و
‫سایرین را ناامید کرد.

00:14:05.080 --> 00:14:07.130
‫آنه منتظر من وایسا!

00:14:11.710 --> 00:14:13.100
‫چی‌ شده آنه؟

00:14:16.270 --> 00:14:17.990
‫آقای معلم و همسرشن.

00:14:31.770 --> 00:14:33.710
‫شبیه یه تابلویه نقاشیه.

00:14:33.710 --> 00:14:36.980
‫دو عاشق در مسیر عاشق قدم می‌زنن.

00:14:36.980 --> 00:14:38.390
‫معلم؟
‫بیا بریم!

00:14:40.030 --> 00:14:41.100
‫دنبالشون کنیم!

00:14:41.100 --> 00:14:42.650
‫آنه شرلی!

00:15:15.240 --> 00:15:16.100
‫چه زیباست.

00:15:16.240 --> 00:15:18.280
‫اما چندان برازنده‌ی معلما نیست.

00:15:18.280 --> 00:15:19.450
‫راست می‌گی.

00:15:19.450 --> 00:15:21.200
‫اما زیباست.

00:15:29.670 --> 00:15:30.950
‫دارن میان اینجا!
‫باید چیکار کنیم؟

00:15:31.840 --> 00:15:33.410
‫بیا به استقبالشون بریم.

00:15:38.340 --> 00:15:40.000
‫بعدازظهر بخیر.

00:15:40.640 --> 00:15:41.940
‫بعدازظهر بخیر.

00:15:43.010 --> 00:15:44.560
‫شما واسه همین اطرافین؟

00:15:44.560 --> 00:15:45.870
‫بله هستیم.

00:15:45.870 --> 00:15:47.680
‫عه چه خوب!

00:15:48.770 --> 00:15:51.320
‫می‌تونین بهمون بگین که
‫این راه به کجا می‌رسه؟

00:15:51.370 --> 00:15:54.710
‫همونطور که قدم می‌زدیم گم شدیم.

00:15:54.880 --> 00:15:57.740
‫اسم این جاده، مسیر عشاقه.

00:16:01.210 --> 00:16:03.370
‫اسم من آنه شرلیه.

00:16:03.540 --> 00:16:06.340
‫در گرین گیبلز زندگی می‌کنم.

00:16:06.410 --> 00:16:08.680
‫ایشون هم دایانا باری هستن.

00:16:08.680 --> 00:16:10.590
‫من هم در ارچارد زندگی می‌کنم.

00:16:10.950 --> 00:16:13.290
‫شما میس باری هستین، همونکه
‫خونشون کنار حوضچه‌ی باریه؟

00:16:13.310 --> 00:16:17.430
‫بله، اما ما به اونجا می‌گیم
‫دریاچه‌ی آب‌های درخشان.

00:16:17.520 --> 00:16:20.660
‫چه اسم زیبایی.

00:16:20.780 --> 00:16:22.080
‫آنه این اسم رو روش گذاشت.

00:16:22.290 --> 00:16:24.240
‫آنه کلا تو اسم گذاشتن خیلی خوبه.

00:16:31.840 --> 00:16:33.270
‫واقعا اسم قشنگیه.

00:16:34.400 --> 00:16:35.490
‫خب، ما...
‫می‌دونیم.

00:16:36.190 --> 00:16:39.660
‫شما آقای معلم و شما هم همسرشون
‫هستین. آقا و خانم آلان، مگه نه؟

00:16:39.870 --> 00:16:44.010
‫خب خب خب، انگار معروف شدیم.

00:16:44.390 --> 00:16:48.210
‫دیروز که از مدرسه بر
‫می‌گشتیم، شما رو تو کالسکه دیدیم.

00:16:48.960 --> 00:16:53.180
‫اگه می‌خواین به خونه‌ی لیند-سان
‫برگردین می‌تونیم راه رو بهتون نشون بدیم.

00:16:53.580 --> 00:16:54.630
‫ممنون می‌شیم.

00:16:55.270 --> 00:16:57.580
‫بذار اون راهنماییمون کنن.

00:16:58.700 --> 00:16:59.790
‫دستتون دردنکنه.
‫خواهش می‌کنم.

00:17:28.490 --> 00:17:31.090
‫منظره‌ی اینجا بی نظیره.

00:17:31.200 --> 00:17:32.200
‫یه جنگل،
‫یه نهر،

00:17:33.290 --> 00:17:34.580
‫و یه دریاچه.

00:17:36.290 --> 00:17:38.160
‫تشنه‌تونه؟

00:17:38.560 --> 00:17:40.750
‫دریاچه‌ی درایاد همین نزدیکیه.

00:17:41.800 --> 00:17:43.580
‫دریاچه‌ی درایاد؟

00:17:43.910 --> 00:17:45.930
‫خودت این اسم رو روش گذاشتی نه؟

00:17:46.150 --> 00:17:46.930
‫بله.
‫از این سمت.

00:18:06.430 --> 00:18:09.490
‫من با آدم مهربون
‫دیگه‌ای آشنا شدم.

00:18:10.120 --> 00:18:13.930
‫تا خونه‌ی خاله لیند
‫همراهیشون کردیم.

00:18:15.190 --> 00:18:17.050
‫واقعا خانم بی نظیریه‌.

00:18:17.330 --> 00:18:20.540
‫خونسرد و ارام و حتی منطقی.

00:18:21.300 --> 00:18:24.520
‫کلاس‌های یکشنبه هم با خودشه.

00:18:24.930 --> 00:18:26.870
‫اتفاق خیلی خوبیه.

00:18:27.740 --> 00:18:31.700
‫از این به بعد دیگه نمی‌خوام
‫کلاسای یکشنبه رو از دست بدم.

00:18:31.700 --> 00:18:33.530
‫حتی اگه بارو بیاد هم می‌رم.

00:18:33.530 --> 00:18:36.680
‫چرا یکشنبه نمی‌شه زودتر؟

00:18:36.680 --> 00:18:42.790
‫خداوندا هرگز فکر نمی‌کردم که برای
‫کلاسای یکشنبه اشتیاق داشته باشی.

00:18:43.050 --> 00:18:48.400
‫دیدیمشون که والتز می‌رقصیدن.

00:18:49.530 --> 00:18:51.730
‫چی؟ والتز می‌رقصیدن؟

00:18:51.900 --> 00:18:54.750
‫ممکنه برای یه معلم
‫دردسر ساز بشه.

00:18:54.790 --> 00:18:58.190
‫تا حالا نشنیدم که یه معلم برقصه.

00:18:58.190 --> 00:19:03.060
‫یکم رقص که مشکلی نداره، داره؟

00:19:03.640 --> 00:19:05.600
‫واقعا زیبا بود.

00:19:06.460 --> 00:19:09.500
‫باید واقعا عاشق هم باشن.

00:19:11.890 --> 00:19:15.060
‫خودمم وقتی دیدمشون سورپرایز شدم!

00:19:15.060 --> 00:19:21.380
‫اما اب و هوا عالی بود و منظره
‫هم بی نظیر، برای همین رقصیدن.

00:19:21.480 --> 00:19:26.650
‫خود معلم که فکر نمی‌کنه
‫کار اشتباهی باشه. خوشحالم.

00:19:28.800 --> 00:19:31.150
‫یکشنبه‌ی هفته‌ی بعد

00:19:31.150 --> 00:19:36.160
‫ماریلا همچنان سردرد داشت
‫ام ابا این حال به کلیسا رفت.

00:19:38.020 --> 00:19:42.720
‫و البته که همه از
‫آوونلی نیز آمده بودند.

00:19:42.720 --> 00:19:49.320
‫به جز افرادی که مریض بودند و
‫نیامدند، ماتیو کات‌برد نیز نرفت.

00:19:51.860 --> 00:19:58.590
‫پیش از آنکه صندلی‌ها پر شوند، آقای
‫آلان خطبه‌ای احساسی و تاثیرگذار خواند.

00:19:59.000 --> 00:20:04.820
‫همگی تحت تاثیر خطبه‌ی
‫این معلم جدید قرار گرفتند.

00:20:07.410 --> 00:20:10.380
‫مدرسه‌ی یکشنبه که شروع شد

00:20:10.450 --> 00:20:17.610
‫خانم آلان چندین شعر شاد آموزش
‫داد و قلب همگی را بدست آورد.

00:20:18.410 --> 00:20:24.820
‫تدریس خانم آلان با درس‌های
‫گذشته‌ای که برگزار می‌شد تفاوت داشت.

00:20:27.750 --> 00:20:32.270
‫در راه برگشت، ماریلا چیزی گفت...

00:20:33.590 --> 00:20:37.030
‫اونقدرام که تو تعریف
‫کردی عجیب نیستن.

00:20:37.150 --> 00:20:40.040
‫من هیچوقت نگفتم اونا عجیبن!

00:20:40.180 --> 00:20:42.000
‫من فقط گفتم اونا بی نظیرن!

00:20:42.120 --> 00:20:46.770
‫افرادی که تو بهشون
‫می‌گی بی نظیر اکثرا عجیبن.

00:20:48.650 --> 00:20:52.250
‫اما خیلی خوشحالم که
‫آقای آلان به اینجا اومده.

00:20:52.710 --> 00:20:56.520
‫خطبه‌اش جالب بود و دعاش
‫هم انگار از ته دلش بود.

00:20:56.520 --> 00:20:59.100
‫اینطور نبود که انجامش
‫داد چونکه وظیفه‌ی روزانشه.

00:20:59.470 --> 00:21:03.630
‫خاله لیند می‌گه اون
‫آدم کاملی نیست.

00:21:03.870 --> 00:21:06.390
‫اما اینم می‌گه که خب ما
‫نمی‌تونیم انتظار یه آدم کامل رو فقط

00:21:06.390 --> 00:21:09.650
‫با حقوق هفتصد و پنجاه
‫دلار در سال داشته باشیم.

00:21:11.460 --> 00:21:15.540
‫خانم آلان خیلی دوست
‫داشتنیه و معلم خوبی هم هست.

00:21:15.900 --> 00:21:20.320
‫همون اول اومد گفت که درست
‫نیست معلم فقط سوال بپرسه.

00:21:21.200 --> 00:21:24.300
‫شما که می‌دونین این دقیقا همون
‫چیزیه که من همیشه می‌گفتم.

00:21:25.080 --> 00:21:27.020
‫همه شوکه شده بودن.

00:21:27.700 --> 00:21:29.030
‫اما من بیشتر از
‫همیشه سوال پرسیدم.

00:21:29.320 --> 00:21:31.520
‫من تو سوال پرسیدن خوبم.

00:21:31.720 --> 00:21:32.990
‫که اینطور.

00:21:33.670 --> 00:21:37.120
‫غیر از رابی گیلیز کس
‫دیگه‌ای هیچی نپرسید.

00:21:37.800 --> 00:21:42.740
‫اونم پرسید که تابستون
‫به پیک‌نیک می‌ریم یا نه.

00:21:43.300 --> 00:21:47.370
‫به نظر من سوال جالبی نبود.

00:21:48.100 --> 00:21:52.460
‫اما خانم آلان فقط لبخند زدن و
‫حواب دادن که احتمالا می‌ریم.

00:21:52.950 --> 00:21:55.330
‫خانم آلان لبخند
‫دوست داشتنی‌‌ای داره.

00:21:55.450 --> 00:21:58.580
‫چال گونه‌هاش هم خیلی قشنگن.

00:21:59.060 --> 00:22:02.600
‫ایکاش منم رو گونه‌هام چال داشتم.

00:22:04.600 --> 00:22:10.150
‫حتی نصف وزنی که وقتی اومدم اینجا هم
‫ندارم اما هنوز خبری از چال گونه نیست.

00:22:16.590 --> 00:22:22.850
‫اگه داشتم شاید می‌تونستم رو
‫مردم تاثیر متفاوتی داشته باشم.

00:22:23.850 --> 00:22:32.020
‫خانم آلان گفتم که ما باید همیشه به
‫شکل خوبی رو دیگران تاثیر بذاریم.

00:22:32.610 --> 00:22:35.990
‫اون در مورد همه چیز
‫به زیبایی حرف زد.

00:22:36.480 --> 00:22:40.320
‫من قبلا هرگز نمی‌دونستم که
‫مذهب می‌تونه انقدر جالب باشه.

00:22:40.770 --> 00:22:43.290
‫همیشه فکر می‌کردم یه
‫جورایی مالیخولیایی باشه.

00:22:43.480 --> 00:22:45.450
‫اما تعلیمات خانم
‫آلان اینطوری نبود.

00:22:51.490 --> 00:22:52.490
‫گوش کن آنه.

00:22:52.610 --> 00:22:56.620
‫من فکر می‌کنم که باید آقا و خانم آلان رو
‫به زودی برای نوشیدن چای دعوت کنیم.

00:22:56.900 --> 00:22:58.880
‫واقعا ماریلا؟

00:22:58.930 --> 00:23:04.630
‫ریچل گفت که اونا تقریبا همه جا
‫رفتن ولی خونه ما نیومدن هنوز.

00:23:05.210 --> 00:23:06.250
‫بذار ببینم.

00:23:07.000 --> 00:23:09.480
‫چهارشنبه هفته بعد به
‫نظر زمان خوبی میاد.

00:23:09.820 --> 00:23:12.540
‫اما در این مورد
‫به ماتیو چیزی نگو.

00:23:12.800 --> 00:23:13.840
‫چرا؟

00:23:14.440 --> 00:23:20.940
‫اگه بفهمه مهمون داریم به
‫یه بهونه‌ای از خونه می‌ره.

00:23:22.030 --> 00:23:25.730
‫به معلم قبلی عادت کرده بود اما

00:23:25.860 --> 00:23:29.440
‫زمان می‌بره تا به این
‫جدیده هم بتونه عادت کنه.

00:23:29.900 --> 00:23:33.310
‫تازه همسرش هم هست که ماتیو
‫رو تا سر حد مرگ می‌ترسونه.

00:23:36.180 --> 00:23:38.330
‫من مثل مرده‌ها
‫ساکت می‌مونم ماریلا.

00:23:38.610 --> 00:23:42.510
‫بهم اجازه می‌دی براشون کیک بپزم؟

00:23:42.810 --> 00:23:43.770
‫کیک؟
‫خودت؟

00:23:44.790 --> 00:23:47.740
‫آره. خیلی دوست دارم برای
‫خانم آلان کاری انجام بدم.

00:23:48.200 --> 00:23:51.670
‫می‌دونی که الان دیگه
‫می‌تونم خوب بپزم.

00:23:52.090 --> 00:23:55.060
‫خب بذار ببینم. کیک
‫لایه‌ای درست کن.

00:23:56.270 --> 00:23:57.600
‫ممنون ماریلا!

00:24:05.980 --> 00:24:10.130
‫آنه کاملا و قلبا شیفته‌ی
‫خانم آلان گشته بود.

00:24:11.150 --> 00:24:17.850
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:17.860 --> 00:24:24.490
‫او سخت کار می‌کند تا آماده‌ی آمدن
‫خانواده‌ی آلان به گرین گیبلز شود.

00:24:24.900 --> 00:24:27.430
‫در قسمت بعد:

00:24:27.820 --> 00:24:28.830
‫اشتباه در مواد لازم

00:24:28.950 --> 00:24:31.750
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:31.770 --> 00:24:51.770
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.