﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.810 --> 00:01:29.450
‫قسمت بیست و دوم:
‫اشتباه در مواد لازم.

00:01:31.410 --> 00:01:36.630
‫دوشنبه و سه‌شنبه در گرین‌گیبلز
‫جهت آماده شدن گذشت.

00:01:36.630 --> 00:01:40.720
‫صرف چای با کشیش و
‫همسرش، مسئله مهم و بزرگی بود

00:01:40.720 --> 00:01:46.240
‫و ماریلا قصد نداشت تا از
‫بقیه زنان اَوونلی کم بیاورد.

00:01:46.350 --> 00:01:52.120
‫آنه از کمک به ماریلا،
‫خوشحال و هیجان زده بود

00:01:52.560 --> 00:01:59.460
‫و قرار شد تا کیکی
‫برای خانم آلان بپزد.

00:02:00.050 --> 00:02:06.040
‫اما از آنجایی که ماریلا و آنه همانند راز با
‫این مسئله برخورد کردند، ماتیو چیزی نمی‌دانست.

00:02:06.310 --> 00:02:11.920
‫آنها نگران بودند که ماتیو دنبال بهانه بگردد
‫و آن روز از حضور در خانه امتناع بورزد.

00:02:12.310 --> 00:02:17.920
‫غروب روز سه‌شنبه و کنار دریاچه‌ی
‫درایاد، آنه با دایانا صحبت کرد.

00:02:18.220 --> 00:02:20.520
‫دیگه همه چیز آماده است دایانا.

00:02:20.780 --> 00:02:24.550
‫فقط کیک من مونده
‫که قراره صبح بپزم.

00:02:26.680 --> 00:02:30.270
‫ماریلا و من این دو روز
‫خیلی سرمون شلوغ بود.

00:02:30.390 --> 00:02:34.410
‫اینکه از خانواده کشیش پذیرایی
‫کنی، مسئولیت خیلی بزرگیه.

00:02:35.130 --> 00:02:39.970
‫ما قراره مرغ ژله‌‌ای
‫و زبانِ سرد سرو کنیم.

00:02:39.970 --> 00:02:42.760
‫دیگه‌ اینکه قراره دو
‫نوع ژله، قرمز و زرد

00:02:42.760 --> 00:02:46.970
‫و خامه و پای لیمو و پای گیلاس

00:02:46.970 --> 00:02:50.100
‫و سه نوع کوکی و
‫کیک میوه‌ای سرو کنیم.

00:02:50.720 --> 00:02:56.100
‫و آلو زرد خشک شده
‫معروف ماریلا و کیک پوند.

00:02:56.100 --> 00:03:00.230
‫بعلاوه بیسکوئیت
‫و کیک‌لایه‌ای من.

00:03:00.300 --> 00:03:02.550
‫دوازده نوع خوراکی مختلف؟

00:03:02.550 --> 00:03:07.790
‫اما وقتی که به کیکی که قراره
‫درست کنم، احساس سردی می‌کنم.

00:03:08.410 --> 00:03:11.840
‫اگه خوشمزه نشه، چیکار کنم؟

00:03:12.610 --> 00:03:14.140
‫دایانا دیشب خواب دیدم

00:03:14.140 --> 00:03:19.920
‫که یه دیو ترسناک که یه کیک بزرگ
‫به جای سر داشت، دنبالم می‌کرد

00:03:22.940 --> 00:03:24.890
‫دیوکیک؟

00:03:25.460 --> 00:03:28.320
‫اما آنه نگران نباش، خوب در میاد.

00:03:28.760 --> 00:03:30.360
‫واقعا اینطوری فکر می‌کنی دایانا؟

00:03:30.370 --> 00:03:35.620
‫آخه اون کیکی که دو هفته پیش
‫برای آیدل‌وایلد درست کرده بودی

00:03:35.620 --> 00:03:37.280
‫اون خیلی خوشمزه شده بود.

00:03:37.820 --> 00:03:41.460
‫دایانا! تو چه دوست خوبی هستی!

00:03:42.040 --> 00:03:48.210
‫اما کیک‌ها عادت دارن که وقتی می‌خوای
‫خوشمزه در بیان، بد از آب در بیان.

00:03:49.070 --> 00:03:53.940
‫راهی ندارم جز اینکه به آسمان‌ها اعتماد
‫کنم و فقط حواسم باشه که آرد رو بریزم.

00:03:59.250 --> 00:04:02.970
‫نگاه کن دایانا! چه
‫رنگین‌کمون زیبایی.

00:04:02.970 --> 00:04:04.520
‫همینطوره.

00:04:20.250 --> 00:04:27.040
‫فکر می‌کنی بعد از اینکه ما رفتیم، درایادها
‫میان بیرون و ازش شال‌ درست می‌کنن؟

00:04:27.440 --> 00:04:31.170
‫اما آنه، درایاد که وجود نداره.

00:04:35.330 --> 00:04:38.820
‫اما دایانا، اینکه تصور
‫کنی وجود دارن جالبه.

00:04:39.940 --> 00:04:43.750
‫هرشب قبل اینکه برم تو تخت،
‫به بیرون از پنجره نگاه می‌کنم...

00:04:45.130 --> 00:04:48.110
‫و به این فکر می‌کنم که یعنی
‫یه درایاد واقعا الان اینجا نشسته

00:04:48.110 --> 00:04:52.080
‫و به آینه دریاچه زل زده
‫و موهاشو درست می‌کنه؟!

00:05:09.210 --> 00:05:16.130
‫حتی بعضی از صبح‌ها،
‫دنبال ردپا می‌گردم.

00:05:16.940 --> 00:05:18.880
‫تا حالا هم پیدا کردی، آنه؟

00:05:19.490 --> 00:05:24.440
‫آه، دایانا... اینقدر زود
‫بیخیال درایادها نشو!

00:05:30.440 --> 00:05:31.750
‫باشه.

00:05:32.220 --> 00:05:34.780
‫اگه تو بهشون باور داری
‫پس منم بهشون باور دارم.

00:05:45.090 --> 00:05:48.190
‫و بالاخره صبح روز چهارشنبه شد.

00:06:03.930 --> 00:06:05.480
‫چرا اینطوری شدم؟!

00:06:09.430 --> 00:06:10.780
‫صبح بخیر ماریلا!

00:06:12.990 --> 00:06:14.960
‫زود بیدار نشدی آنه؟

00:06:15.820 --> 00:06:18.530
‫آخه امروز خانم آلان قراره بیاد

00:06:18.530 --> 00:06:20.640
‫نمی‌تونم که بخوابم.

00:06:23.490 --> 00:06:27.110
‫بعدازظهر میاد اینجا،
‫هنوز کلی وقت داریم.

00:06:29.330 --> 00:06:30.380
‫چی شده؟

00:06:31.160 --> 00:06:32.830
‫فکر کنم که سرما خوردم.

00:06:33.450 --> 00:06:37.600
‫حتما بخاطر آب‌بازی
‫دیروز با دایاناست.

00:06:37.830 --> 00:06:38.950
‫چیکار کنم؟

00:06:39.080 --> 00:06:41.790
‫باید کیک خیلی مهمم رو درست کنم؟

00:06:42.430 --> 00:06:45.800
‫آروم باش. همه چیز تقریبا تمومه.

00:06:45.800 --> 00:06:47.660
‫جای نگرانی نیست.

00:06:47.780 --> 00:06:49.170
‫برو یکم دیگه بخواب.

00:06:50.380 --> 00:06:51.870
‫اما نمی‌تونم.

00:06:54.060 --> 00:06:56.880
‫هنگام صرف صبحانه، آنه
‫بالاخره دست از عطسه کشید.

00:06:56.880 --> 00:07:00.310
‫اما ظاهرا سرمای
‫وحشتناکی خورده بود.

00:07:02.620 --> 00:07:09.450
‫ماتیو، راستشو بخوای ما کشیش جدید و همسرش رو
‫امروز بعدازظهر برای صرف عصرونه دعوت کردیم.

00:07:10.710 --> 00:07:14.390
‫فهمیدی؟ امروز باید اینجا باشی.

00:07:14.390 --> 00:07:16.070
‫بذار ببینم...

00:07:16.070 --> 00:07:19.490
‫من باید به اسب برسم.

00:07:19.660 --> 00:07:22.270
‫ماتیو! لطفا! اینجا باش!

00:07:22.270 --> 00:07:26.600
‫نباید اینطوری کنی برادر. تو
‫رئیس این خونه و خونواده‌ای.

00:07:26.600 --> 00:07:28.520
‫همینطوره...

00:07:30.220 --> 00:07:32.350
‫اما من تو این چیزا خوب نیستم.

00:07:32.350 --> 00:07:36.150
‫من... من ترجیح‌ میدم
‫که حضور پیدا نکنم.

00:07:36.150 --> 00:07:37.380
‫ماتیو!

00:07:39.030 --> 00:07:41.080
‫ما کلی غذای خوب درست کردیم

00:07:41.340 --> 00:07:44.090
‫از طرفی، جفتشون
‫آدمهای خوبی هستن!

00:07:44.500 --> 00:07:47.350
‫باشه؟ میای دیگه؟

00:07:47.410 --> 00:07:51.020
‫بذار ببینم... چطور می‌تونم...

00:07:51.440 --> 00:07:54.300
‫بهشون بگید... من...

00:07:54.510 --> 00:07:57.170
‫سرما خوردم و درحال استراحتم.

00:07:59.990 --> 00:08:04.680
‫اگه ماتیو حضور پیدا نکنه، مهمونی
‫امروز خیلی جالب نمیشه، ماریلا.

00:08:07.490 --> 00:08:09.480
‫من میرم نظر ماتیو رو عوض کنم.

00:08:09.480 --> 00:08:10.220
‫تمومش کن.

00:08:10.670 --> 00:08:13.350
‫اگه برادرم تصمیمی
‫بگیره، نظرش عوض نمیشه.

00:08:13.810 --> 00:08:17.530
‫ازطرفی اگه هرچه سریع‌تر اینجارو مرتب
‫نکنی، فرصت نمی‌کنی که کیک درست کنی.

00:08:45.120 --> 00:08:47.230
‫مخمر واقعا نیازه؟

00:09:25.650 --> 00:09:26.560
‫تمومه؟

00:09:42.460 --> 00:09:45.800
‫مطمئنم که این دفعه هیچ
‫چیز فراموش نکردم، ماریلا.

00:09:48.730 --> 00:09:50.560
‫اما مطمئنی که قشنگ پف می‌کنه؟

00:09:51.000 --> 00:09:53.630
‫اگه بیکینگ پودر
‫کافی نبوده باشه چی؟

00:09:54.510 --> 00:09:57.220
‫من از قوطی جدیدش استفاده کردم.

00:09:57.510 --> 00:10:04.060
‫خانم لیند میگه که تو این روزها که همه چیز
‫تقلبیه، نمی‌تونی از کیفیت بیکینگ پودر مطمئن باشی.

00:10:04.600 --> 00:10:07.760
‫میگه که حکومت باید
‫مسئله رو بدست بگیره.

00:10:08.200 --> 00:10:11.930
‫مسائل حکومتی رو بذار کنار.

00:10:12.100 --> 00:10:13.340
‫سرماخوردگی‌ات چطوره؟

00:10:14.460 --> 00:10:16.570
‫انگار‌ که اصلا سرما نخورده بودم.

00:10:16.890 --> 00:10:21.520
‫اما‌ ماریلا، اگه واقعا کیک
‫پف نکرد چی؟ چیکار کنیم؟

00:10:22.160 --> 00:10:23.450
‫نگران نباش.

00:10:23.860 --> 00:10:26.470
‫بدون اون هم به قدر
‫کافی خوراکی داریم.

00:10:32.540 --> 00:10:35.550
‫اما کیک آنه واقعا پف کرد.

00:10:35.880 --> 00:10:40.430
‫و همانند پر سبک و همانند
‫طلا، طلایی شده بود.

00:10:41.190 --> 00:10:46.980
‫آنه با خوشحالی، لایه‌های کیک
‫رو با مربا و ژله پر می‌کرد.

00:10:56.770 --> 00:11:04.210
‫در تصورات او، خانم آلان کیک را با
‫اشتیاق می‌خورد و تقاضای تکه‌ دیگری می‌کند.

00:11:08.040 --> 00:11:09.490
‫واقعا خوشمزه است!

00:11:09.630 --> 00:11:11.630
‫آنه بهم یکی دیگه هم می‌دی؟

00:11:11.820 --> 00:11:13.640
‫بله، حتما خانم.

00:11:15.100 --> 00:11:17.440
‫به من هم یکی دیگه لطفا بده.

00:11:21.340 --> 00:11:22.780
‫ماریلا!

00:11:28.010 --> 00:11:29.300
‫کیک تموم شد.

00:11:29.590 --> 00:11:31.200
‫همونجا بذارش.

00:11:39.820 --> 00:11:43.220
‫معلومه که از بهترین ست
‫چای‌خوری استفاده می‌کنی.

00:11:44.180 --> 00:11:46.930
‫بهش دست نزن. تازه برقش انداختم.

00:11:50.580 --> 00:11:54.440
‫ماریلا، می‌تونم میز رو با رز
‫وحشی و سرخس تزئین کنم؟

00:11:54.810 --> 00:11:56.720
‫میز رو با گل و گیاه تزئین کنی؟

00:11:57.040 --> 00:11:58.260
‫چه احمقانه.

00:11:58.620 --> 00:12:03.580
‫به عقیده من این خوردنیه
‫که مهمه، نه تزئینات.

00:12:04.210 --> 00:12:06.680
‫خانم باری میزش رو تزئین کرده بود

00:12:06.980 --> 00:12:10.390
‫و جناب کشیش ازش تعریف کرد.

00:12:10.910 --> 00:12:14.320
‫گفت که چشمها هم درکنار
‫دل و شکم، به مهمانی آمدن.

00:12:14.730 --> 00:12:16.810
‫پس، هرکاری که می‌خوای بکن.

00:12:17.380 --> 00:12:20.810
‫فقط به قدر کافی برای
‫ظرفها جا باقی بذار.

00:12:21.760 --> 00:12:23.540
‫باشه. فهمیدم.

00:12:24.360 --> 00:12:26.690
‫لوازم تزئین کیک هم تمیز کن!

00:12:41.070 --> 00:12:43.900
‫یادم رفت. امروز
‫نمی‌تونم چیزی رو بو کنم.

00:13:00.420 --> 00:13:04.570
‫آنه بدنبال آن بود که
‫مهمانی امروز فوق‌العاده شود

00:13:05.280 --> 00:13:09.860
‫و برای انجام این کار،
‫به حضور ماتیو نیاز بود.

00:13:42.570 --> 00:13:44.250
‫ماتیو، حاضری؟

00:13:44.820 --> 00:13:46.570
‫چه دوست‌داشتنی شدی ماتیو!

00:13:46.990 --> 00:13:49.110
‫دست مثل روزی که اومدی دنبال من.

00:13:49.250 --> 00:13:50.570
‫درسته...

00:13:50.990 --> 00:13:52.360
‫این...

00:13:53.540 --> 00:13:55.060
‫چطور...

00:13:55.600 --> 00:13:57.270
‫مشکلی نیست. بذار کمکت کنم.

00:13:58.380 --> 00:14:00.280
‫ماریلا حتما غافلگیر میشه.

00:14:00.600 --> 00:14:03.120
‫فکر میکنه که امروز
‫تمام روز رو می‌خوابی.

00:14:03.900 --> 00:14:08.300
‫درسته بودم اما تو...

00:14:08.300 --> 00:14:09.600
‫آنه! آنه!

00:14:09.600 --> 00:14:11.570
‫کجایی؟ مهمونا رسیدن.

00:14:12.440 --> 00:14:13.760
‫خب. بریم.

00:14:17.130 --> 00:14:19.400
‫هنوزم میگم که بهتره نیام.

00:14:19.680 --> 00:14:20.600
‫ماتیو!
‫آنه!

00:14:22.480 --> 00:14:23.660
‫حتما باید بیای!

00:14:31.950 --> 00:14:37.970
‫ماریلا و آنه بیرون خانه ایستادن
‫تا از مهمان‌ها استقبال کنند.

00:14:38.520 --> 00:14:44.490
‫هنگامی که چشمش به خانم آلان
‫افتاد، آنه دیگر ماتیو را فراموش کرد.

00:14:45.680 --> 00:14:48.740
‫برادرم امروز احساس خوبی نداره.

00:14:49.680 --> 00:14:51.350
‫متاسف شدم.

00:14:51.620 --> 00:14:52.860
‫خب لطفا بفرمائید.

00:14:57.270 --> 00:14:58.970
‫ماتیو کات‌برد!

00:14:58.970 --> 00:15:00.400
‫ماتیو!

00:15:03.400 --> 00:15:05.260
‫خوش آمدید جناب آلان.

00:15:05.660 --> 00:15:07.430
‫برادرم ماتیو هستن.

00:15:08.310 --> 00:15:10.610
‫از آشنایی با شما
‫خوشوقتم، کشیش آلان هستم.

00:15:11.750 --> 00:15:13.680
‫بهتر شدید؟

00:15:15.090 --> 00:15:20.230
‫ام...من....همین الان خوب شدم.

00:15:21.100 --> 00:15:23.370
‫خب بفرمائید داخل.

00:15:38.300 --> 00:15:40.860
‫عجب میز دوست‌داشتنی‌ای!

00:15:46.180 --> 00:15:48.040
‫چه رایحه مطبوعی!

00:15:48.360 --> 00:15:52.840
‫واقعا فوق‌العاده‌است.
‫از زحمات شما ممنونیم.

00:15:53.670 --> 00:15:55.460
‫کار آنه است.

00:15:56.270 --> 00:15:58.980
‫تو یه هنرمندی، آنشرلی.

00:16:07.660 --> 00:16:09.800
‫خیلی ممنونم خانم!

00:16:10.430 --> 00:16:11.890
‫منم همینطور.

00:16:15.840 --> 00:16:17.900
‫آنه بسیار خوشحال بود.

00:16:18.410 --> 00:16:19.840
‫ماتیو هم همینطور.

00:16:19.840 --> 00:16:24.000
‫برعکس چیزی که ماریلا انتظار
‫داشت، به خوبی با کشیش صحبت کرد.

00:16:24.520 --> 00:16:28.520
‫اما یک کلمه هم با
‫خانم آلان صحبت نکرد.

00:16:28.520 --> 00:16:32.000
‫هرچند که انتظارش می‌رفت.

00:16:34.080 --> 00:16:39.090
‫و اینگونه همه چیز به
‫آرامی و خوبی پیش رفت

00:16:39.090 --> 00:16:42.650
‫تا زمانی که نوبت کیک آنه شد.

00:16:43.180 --> 00:16:45.090
‫بفرمایید کیک میل کنید.

00:16:46.460 --> 00:16:50.660
‫من دیگه اونقدر
‫خوردم که جا ندارم.

00:16:52.860 --> 00:16:56.870
‫خانم، حتما اندازه
‫یکی دیگه هم جا دارید.

00:16:56.870 --> 00:16:59.990
‫آنه بخاطر شما این رو درست کرده.

00:16:59.990 --> 00:17:02.580
‫پس اگه اینطوریه می‌خورم.

00:17:09.280 --> 00:17:11.270
‫خوشمزه به نظر میاد.

00:17:28.340 --> 00:17:29.400
‫آنشرلی!

00:17:31.420 --> 00:17:34.250
‫تو این کیک چی ریختی؟

00:17:34.860 --> 00:17:37.450
‫هرچیزی که تو
‫دستورالعمل بوده، ماریلا.

00:17:37.610 --> 00:17:38.840
‫مشکلی داره؟

00:17:38.840 --> 00:17:43.050
‫وحشتناکه. خانم لطفا میل نکنید.

00:17:43.780 --> 00:17:46.510
‫آنه، از چی برای مزه
‫کیک استفاده کردی؟

00:17:46.570 --> 00:17:47.800
‫وانیل.

00:17:56.420 --> 00:18:00.830
‫ماریلا! حتما بخاطر بیکینگ پودره!
‫من از اولشم به بیکینگ پودر شک داشتم!

00:18:00.830 --> 00:18:02.860
‫بیکینگ پودر چیه دیگه؟!؟

00:18:02.860 --> 00:18:05.870
‫برو و ظرف وانیلی که
‫استفاده کردی رو بیار.

00:18:18.240 --> 00:18:19.720
‫واقعا وانیله.

00:18:20.170 --> 00:18:21.470
‫بده ببینم.

00:18:30.880 --> 00:18:32.010
‫ای وای!

00:18:33.200 --> 00:18:38.350
‫آنه، چیزی که تو برای مزه کیک ازش
‫استفاده کردی... روغن مسکن درده!

00:18:39.030 --> 00:18:40.970
‫روی قفسه داروها بود، مگه نه؟

00:18:41.220 --> 00:18:42.420
‫اوهوم.

00:18:43.610 --> 00:18:46.230
‫هفته پیش ظرف دارو شکست

00:18:46.230 --> 00:18:49.350
‫بخاطر باقیشو ریختم
‫تو لیوان خالی وانیل.

00:18:49.590 --> 00:18:54.460
‫تقصیر منه. باید بهت می‌گفتم.

00:18:55.470 --> 00:18:58.560
‫اما چرا بوش نکردی؟

00:19:00.370 --> 00:19:02.280
‫نمی‌تونستم بو کنم.

00:19:03.300 --> 00:19:05.840
‫آخه سرما خوردم!

00:19:06.330 --> 00:19:07.990
‫آنه!

00:19:41.990 --> 00:19:46.280
‫ماریلا! من تا ابد شرمنده شدم!

00:19:46.610 --> 00:19:49.330
‫من دیگه نمی‌تونم تو
‫این شهر زندگی کنم.

00:19:49.440 --> 00:19:56.000
‫همه باخبر میشن. تو اوونلی
‫همیشه همه باخبر میشن.

00:19:57.060 --> 00:20:00.620
‫دایانا ازم می‌پرسه
‫که کیکم چطور شد

00:20:00.620 --> 00:20:03.830
‫و من باید بهش حقیقت رو بگم.

00:20:04.200 --> 00:20:11.850
‫از حالا دیگه من رو بعنوان دختری که
‫توی کیکش دارو ریخته، خواهند شناخت!

00:20:16.680 --> 00:20:17.770
‫ماریلا!

00:20:17.770 --> 00:20:20.920
‫اگه ذره‌ای هم احساس
‫مسیحیت می‌کنی

00:20:20.920 --> 00:20:25.290
‫لطفا بهم نگو که با این وضع
‫باید برم ظرفهارو بشورم.

00:20:27.090 --> 00:20:30.460
‫بعد از اینکه جناب کشیش و
‫خانمش از اینجا رفتن، میرم می‌شورم.

00:20:31.740 --> 00:20:36.190
‫دیگه روم نمیشه که توی
‫صورت خانم آلان نگاه‌ کنم.

00:20:37.140 --> 00:20:42.380
‫شاید فکر کنه که از عمد
‫خواستم مسمومش کنم.

00:20:42.380 --> 00:20:48.720
‫خانم لیند گفته که یه دختر یتیم رو
‫می‌شناسه که قبلا خانواده‌اش رو مسموم کرده!

00:20:51.200 --> 00:20:54.070
‫اما داروی مسکن سمی نیست!

00:20:54.790 --> 00:20:58.400
‫اینو به خانم آلان
‫نمی‌گی، ماریلا؟

00:20:59.460 --> 00:21:02.540
‫چرا خودت بهش نمی‌گی؟

00:21:04.880 --> 00:21:06.190
‫خانم آلان!

00:21:09.100 --> 00:21:10.480
‫آنشرلی.

00:21:11.380 --> 00:21:13.800
‫تو دختر خوبی هستی، پس گریه نکن.

00:21:14.200 --> 00:21:18.570
‫آخه این اشتباهیه که
‫از هیچکس بعید نیست.

00:21:24.400 --> 00:21:28.910
‫نه. اگه این منم،
‫همیشه اشتباه می‌کنم!

00:21:29.310 --> 00:21:34.120
‫اما من واقعا دوست داشتم که کیک
‫خوشمزه‌ای برای شما درست کنم، خانم آلان.

00:21:34.120 --> 00:21:36.020
‫می‌دونم.

00:21:36.290 --> 00:21:41.720
‫و اینکه چه خوشمزه باشه یا
‫نه؛ متوجه‌ مهربونی تو شدم.

00:21:41.720 --> 00:21:43.460
‫و بسیار هم خوشحال شدم.

00:21:46.950 --> 00:21:49.790
‫خب دیگه، گریه نکن.

00:21:50.140 --> 00:21:54.830
‫با من بیا پایین و باغ
‫گل‌ خودتو بهم نشون بده.

00:21:54.900 --> 00:21:58.770
‫خانم‌کات‌برد بهم گفته که برای
‫خودت شاهکار درست کردی.

00:22:02.440 --> 00:22:04.010
‫خیلی دوست دارم که ببینمش

00:22:04.280 --> 00:22:06.330
‫آخه من گلهارو خیلی دوست دارم.

00:22:11.150 --> 00:22:12.810
‫خانم آلان!

00:22:25.830 --> 00:22:30.400
‫آنه خود را خالی کرد و
‫با شادی به جمع برگشت

00:22:30.400 --> 00:22:36.710
‫و به اینکه خانم آلان واقعا فرشته‌ای
‫الهی از آسمان‌هاست، فکر کرد.

00:22:37.400 --> 00:22:41.780
‫دیگر حرفی درمورد
‫کیک دارویی زده نشد.

00:22:52.820 --> 00:22:58.310
‫و هنگامیوکه مهمانان
‫رفتند، آنه گفت؛

00:22:59.120 --> 00:23:04.880
‫ماریلا، فکر نمی‌کنی اینکه فردا روزیه که
‫هنوز اشتباهی مرتکب نشدی، دوست‌داشتنیه؟

00:23:04.880 --> 00:23:08.820
‫صرفا جهت اطلاع، مطمئنم
‫که فردا هم اشتباه می‌کنی.

00:23:09.320 --> 00:23:12.800
‫هیچوقت ندیدم که دست
‫از رکوردشکنی بکشی.

00:23:12.890 --> 00:23:14.570
‫آره، باخبرم.

00:23:14.600 --> 00:23:18.830
‫اما می‌دونی که نکته
‫خوبم چیه، ماریلا؟

00:23:18.830 --> 00:23:20.020
‫نمی‌دونم.

00:23:20.020 --> 00:23:23.500
‫من یه اشتباه رو
‫دوبار تکرار نمی‌کنم.

00:23:26.790 --> 00:23:31.040
‫فکر نمی‌کنم با اینکه اینطوری هربار یه
‫اشتباه جدید مرتکب می‌شی، تفاوتی داشته باشه.

00:23:31.110 --> 00:23:33.140
‫ماریلا، هنوز نفهمیدی؟

00:23:33.140 --> 00:23:36.540
‫اینطوری بالاخره یه نقطه
‫پایانی برای اشتباهات وجود داره.

00:23:37.040 --> 00:23:39.180
‫و این واقعا دلگرم‌کننده است.

00:23:39.460 --> 00:23:42.600
‫به‌هرحال، برو و اون کیک
‫رو به خورد خوکها بده.

00:23:42.600 --> 00:23:45.640
‫مناسب استفاده آدمها نیست.

00:23:45.640 --> 00:23:48.980
‫باشه. به خورد خوکها
‫می‌دم و معذرت‌خواهی می‌کنم.

00:23:54.570 --> 00:24:01.200
‫آنه پی برد که از این مهمانی، بیشتر از
‫چیزی که انتظارش را داشته لذت برده.

00:24:01.820 --> 00:24:05.710
‫اما اینکه چرا؟ آنه
‫خودش هم نمی‌دانست.

00:24:06.730 --> 00:24:17.730
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:17.860 --> 00:24:23.400
‫آنه به اداره پست می‌رود
‫تا نامه‌ای دریافت کند.

00:24:23.590 --> 00:24:26.650
‫قسمت بعد:

00:24:26.650 --> 00:24:28.340
‫آنه به مهمانی چای دعوت می‌شود.

00:24:28.340 --> 00:24:29.610
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:29.630 --> 00:24:49.630
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.