﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.820 --> 00:01:29.550
‫قسمت سی و دوم: نقطه‌ی
‫عطفی در زندگی‌ آنه.

00:01:30.760 --> 00:01:34.640
‫نیزه‌دار احمق هنوز نیز مفید است!

00:01:34.930 --> 00:01:37.580
‫چوب های سیاه و مقاومش...

00:01:37.580 --> 00:01:39.260
‫آنه! آنه!

00:01:41.580 --> 00:01:43.430
‫چی شده دایانا؟

00:01:46.310 --> 00:01:49.860
‫برای خبر خوبی دارم.
‫حدس بزن چی شده.

00:01:50.180 --> 00:01:51.480
‫خبر خوب؟

00:01:51.720 --> 00:01:54.140
‫آره. سه تا فرصت داری‌.

00:01:54.420 --> 00:01:55.500
‫خب...

00:01:56.410 --> 00:01:59.930
‫شارلوت گیلیز قراره
‫تو کلیسا ازدواج کنه و

00:01:59.930 --> 00:02:03.610
‫خانم آلان از ما خواسته
‫که اونجا رو تزئین کنیم.

00:02:03.610 --> 00:02:06.750
‫نه. خیلی بهتر از این حرفاست.

00:02:07.030 --> 00:02:07.960
‫حدس بزن.
‫پس...

00:02:09.800 --> 00:02:13.250
‫مادر حین بهش اجازه
‫داد که جشن تولد بگیره؟

00:02:14.890 --> 00:02:17.240
‫نمی‌دونم چیه.

00:02:18.500 --> 00:02:23.130
‫نکنه اون یارو مودی اسپارجئون تو راه
‫برگشت از مراسم دعای دیشب دیدتت؟

00:02:23.130 --> 00:02:24.830
‫امیدوارم ندیده باشه!

00:02:24.830 --> 00:02:29.590
‫اگه دیده باشه نمی‌دونم باید
‫چیکار کنم، اون ترسناکه!

00:02:29.920 --> 00:02:32.390
‫می‌دونستم نمی‌تونی حدس بزنی.

00:02:32.620 --> 00:02:35.810
‫امروز از طرف عمه
‫جوزفین نامه‌ای دریافت کردم.

00:02:35.860 --> 00:02:39.870
‫از من و تو خواسته که
‫سه شنبه‌ی بعد به شهر بریم.

00:02:39.870 --> 00:02:41.890
‫و باهاش به نمایشگاه بریم.

00:02:41.900 --> 00:02:42.900
‫همینه!

00:02:43.170 --> 00:02:45.720
‫دایانا جدی می‌گی دیگه؟

00:02:46.330 --> 00:02:47.710
‫البته که جدی‌ام.

00:02:50.510 --> 00:02:53.330
‫امیدوارم ماریلا اجازه بده بیام.

00:02:53.470 --> 00:02:56.800
‫اون احتمالا می‌گه
‫این کارم بیهوده‌ست.

00:02:56.800 --> 00:03:00.830
‫یه کاری می‌کنیم، به مادر من
‫می‌گیم که با ماریلا صحبت کنه.

00:03:01.200 --> 00:03:03.340
‫اینطوری احتمالا اجازه می‌ده.

00:03:03.340 --> 00:03:04.320
‫امیدوارم.

00:03:04.320 --> 00:03:05.930
‫مشکلی پیش نمیاد.

00:03:05.930 --> 00:03:08.060
‫بهمون خوش می‌گذره دایانا.

00:03:08.510 --> 00:03:10.920
‫هرگز به یه نمایشگاه نرفتم.

00:03:10.920 --> 00:03:14.250
‫همیشه می‌شنیدم که بقیه دخترا از
‫سفراشون می‌گفتن و من فقط گوش می‌دادم.

00:03:14.720 --> 00:03:18.160
‫جین و رابی تا حالا دو بار
‫رفتن و امسال هم می‌خوان برن.

00:03:20.000 --> 00:03:23.900
‫نمی‌خوام در موردش فکر کنم تا
‫زمانی که مطمئن بشم می‌تونم برم یا نه.

00:03:24.020 --> 00:03:24.580
‫آنه!

00:03:24.580 --> 00:03:27.030
‫اگه فکر کنم و بعد نتونم برم،

00:03:27.030 --> 00:03:28.990
‫نمی‌تونم دردش رو تحمل کنم.

00:03:30.500 --> 00:03:32.410
‫اما اگه بتونم برم...

00:03:35.670 --> 00:03:36.920
‫نگران نباش آنه.

00:03:37.580 --> 00:03:40.410
‫اصلا نمی‌تونم تصور
‫کنم که ماریلا اجازه بده.

00:03:40.970 --> 00:03:47.540
‫اما در کمال تعجب،
‫ماریلا اجازه داد و گفت:

00:03:47.540 --> 00:03:50.860
‫ترجیح می‌دم که نری

00:03:50.860 --> 00:03:55.620
‫اما اگه واقعا دوست داری بری،
‫برات یه لباس جدید آماده می‌کنم.

00:03:57.510 --> 00:04:03.770
‫به هر حال بزرگ شدی و فکر
‫بدی نیست که یکم سفر کنی.

00:04:03.770 --> 00:04:05.080
‫ماریلا!

00:04:15.440 --> 00:04:17.370
‫صبح بخیر دایانا!

00:04:17.370 --> 00:04:18.930
‫صبح بخیر آنه!

00:04:22.490 --> 00:04:25.750
‫صبح سه‌شنبه‌ی زیبایی بود.

00:04:26.350 --> 00:04:28.130
‫آنه حتی پیش از طلوع
‫خورشید بیدار شده بود.

00:04:28.130 --> 00:04:31.630
‫لباس‌های جدیدش را به تن کرده
‫بود و با عجله خود را رسانده بود.

00:04:31.630 --> 00:04:35.470
‫دایانا و آقای باری منتظرش بودند
‫و طولی نکشید که به راه افتادند.

00:05:07.170 --> 00:05:12.490
‫راهی طولانی که دایانا و
‫آنه، از هر لحظه‌اش لذت بردند.

00:05:13.780 --> 00:05:18.550
‫حتی تکان‌های کالسکه
‫نیز لذت بخش شده بود.

00:05:48.060 --> 00:05:55.060
‫ظهر که شد، آن‌ها به بزرگترین شهر
‫جزیره‌ی پرینس ادوارد رسیدند، چارلوتاون.

00:05:58.170 --> 00:05:59.870
‫چه شهر بزرگی!

00:06:00.260 --> 00:06:03.160
‫فقط وقتی داشتم می‌اومدم
‫گرین گیبلز از اینجا رد شدم.

00:06:03.250 --> 00:06:05.750
‫منم چندان به اینجا نمیام.

00:06:06.000 --> 00:06:08.130
‫باید خسته شده باشین.
‫به زودی می‌رسیم.

00:06:08.740 --> 00:06:11.900
‫عمه جوزفین تو خونه‌ی
‫ساکت و آرومی زندگی می‌کنه.

00:06:26.660 --> 00:06:27.450
‫اونجاست.

00:06:41.620 --> 00:06:43.030
‫ایشونم عمه جوزفینن.

00:06:50.380 --> 00:06:52.390
‫بعدازظهر بخیر عمه، حالتون خوبه؟

00:06:52.620 --> 00:06:53.790
‫بد نیستم.

00:06:54.550 --> 00:06:57.020
‫پس بعد این همه مدت
‫به دیدنم اومدی، آنه خانم.

00:06:57.430 --> 00:06:58.650
‫خسته شدین؟

00:06:58.920 --> 00:07:00.190
‫بعدازظهر بخیر عمه.

00:07:00.400 --> 00:07:03.560
‫خیلی از دعوتتون
‫ممنونم خانم باری.

00:07:03.810 --> 00:07:05.980
‫چقدر بزرگ شدین.

00:07:06.130 --> 00:07:07.720
‫و، آنه شرلی

00:07:07.720 --> 00:07:11.100
‫از آخرین باری که
‫دیدمت خیلی زیباتر شدی.

00:07:12.100 --> 00:07:15.550
‫اما می‌تونم بگم خودت می‌دونی
‫و نیازی به گفتن من نداری.

00:07:15.800 --> 00:07:18.020
‫نه من نمی‌دونستم.

00:07:18.200 --> 00:07:21.660
‫من فقط می‌دونم که صورتم دیگه
‫به اندازه گذشته کک و مک نداره

00:07:21.730 --> 00:07:23.530
‫برای همین ممنونم

00:07:23.950 --> 00:07:27.550
‫اما واقعا نمی‌دونستم
‫پیشرفت دیگه‌ای حاصل شده.

00:07:28.000 --> 00:07:31.280
‫خوشحالم که شما
‫اینطور فکر می‌کنین.

00:07:32.050 --> 00:07:35.820
‫من اسب رو به اسطبل
‫می‌برم و یکم استراحت می‌کنم.

00:07:35.820 --> 00:07:38.070
‫باید به زودی برگردم.

00:07:38.070 --> 00:07:40.710
‫تو هنوز اینجایی؟

00:07:40.950 --> 00:07:43.390
‫سریع‌تر برو و استراحت کن.

00:07:43.410 --> 00:07:45.070
‫خیلی ممنون اقای باری‌.

00:07:46.330 --> 00:07:51.040
‫بریم به اتاق نشیمن
‫تا بتونین راحت باشین.

00:07:51.200 --> 00:07:55.790
‫تو شب رو اتاق مهمان می‌خوابی
‫همونطور که بول داده بودم.

00:07:58.650 --> 00:08:04.080
‫هردوی آن‌ها به اینکه پیش تر در اتاق
‫مهمان چه اتفاقی افتاده بود، فکر می‌کردند.

00:08:05.030 --> 00:08:08.580
‫همین کنجکاوی بود که باعث شد خانم
‫باری، آنه را بشناسد و از او خوشش بیاید.

00:08:08.800 --> 00:08:13.370
‫او به آنه قول داده بود که به
‫خانه‌اش در چارلوتاون دعوتش کند.

00:08:14.700 --> 00:08:17.640
‫اسباب و اثاثیه خانه‌ی
‫خانم باری باشکوه بودند و

00:08:17.640 --> 00:08:21.690
‫آنه که بیشتر عمر خود را در نواخانه
‫گذرانده بود، انگشت به دهان مانده بود.

00:08:38.140 --> 00:08:40.010
‫اینجا پذیراییه.

00:08:40.670 --> 00:08:43.620
‫من می‌رم ببینم شام در چه حاله.

00:08:43.620 --> 00:08:45.620
‫یکم استراحت کنین.

00:08:58.110 --> 00:08:59.300
‫تحت تاثیر قرار گرفتی؟

00:08:59.300 --> 00:09:01.310
‫مثل یه قصره.

00:09:01.900 --> 00:09:02.530
‫خدای من!

00:09:02.790 --> 00:09:04.430
‫فرش مخملی.

00:09:06.120 --> 00:09:08.250
‫پرده‌های ابریشمی.

00:09:11.740 --> 00:09:15.150
‫من این چیزا رو تو رویا می‌دیدم.

00:09:15.400 --> 00:09:20.090
‫اما نمی‌تونم خیلی راحت باشم.

00:09:20.090 --> 00:09:24.430
‫یه عالمه چیز تو این اتاقه
‫که همشون عالی هستن،

00:09:24.430 --> 00:09:27.160
‫به شکلی که هیچ چیزی برای
‫رویاپردازی باقی نمی‌مونه.

00:09:29.280 --> 00:09:32.330
‫اون یه جور تسلی
‫برای وقتیه که فقیری.

00:09:32.340 --> 00:09:35.280
‫خیلی چیزای بیشتری برای
‫رویاپردازی وجود داره.

00:09:36.020 --> 00:09:40.140
‫اما آنه، این عالی نیست اگه می‌تونستیم
‫گاهی اوقات تو همچین جایی زندگی کنیم؟

00:09:40.140 --> 00:09:43.330
‫البته! منم ازش لذت می‌برم!

00:10:27.340 --> 00:10:31.780
‫یه عالمه آدم اینجاست! من
‫هرگز این تعداد آدم یکجا ندیدم.

00:10:31.930 --> 00:10:36.100
‫درسته. از تموم جزیره
‫اومدن تا نمایشگاه رو ببینن.

00:10:36.100 --> 00:10:38.510
‫به هیچ وجه شبیه اوونلی نیست.

00:10:38.650 --> 00:10:42.070
‫بیاین. حواستون باشه گم نشین.

00:10:44.040 --> 00:10:49.970
‫نمایشگاه چارلوتاون در سپتامبر
‫فصل پاییز برگزار می‌شود.

00:10:50.240 --> 00:10:52.460
‫یک رسم بزرگ میان ساکنین جزیره.

00:10:54.600 --> 00:10:58.620
‫در این نمایشگاه معمولا
‫ابزار کشاورزی، آثار هنری

00:10:58.860 --> 00:11:03.780
‫و همچنین مسابقاتی برای حیوانات
‫زراعی و جوایزی برای بهترینشان.

00:11:04.480 --> 00:11:09.950
‫همچنین فعالیت‌ها و مسابقات
‫دیگری نیز برگزار می‌شود.

00:11:20.620 --> 00:11:23.610
‫دایانا! این یکی رو
‫جوسی پای درست کرده!

00:11:24.190 --> 00:11:27.180
‫نفر اول، جوسی پای از اوونلی.

00:11:28.120 --> 00:11:29.140
‫می‌شناسیدش؟

00:11:29.140 --> 00:11:31.130
‫بله، همکلاسیمونه.

00:11:31.430 --> 00:11:34.780
‫خوشحالم شدم که جوسی اول شد.

00:11:35.080 --> 00:11:37.970
‫اولین باریه که از
‫جوسی تعریف می‌کنی آنه.

00:11:38.620 --> 00:11:39.880
‫واقعا؟

00:11:47.340 --> 00:11:51.190
‫نگاه کن، پدر جین هم جایزه نفر دوم
‫رو برای سیبای گریون‌اشتاینش گرفته.

00:11:51.310 --> 00:11:53.590
‫اره! حیف شد.

00:11:56.840 --> 00:12:01.140
‫چه بامزه! سرپرست
‫به خاطر خوکش اول شد!

00:12:01.140 --> 00:12:03.040
‫چرا بامزه‌؟

00:12:03.040 --> 00:12:05.280
‫چون خیلی خنده داره!

00:12:07.550 --> 00:12:13.630
‫از این به بعد هر وقت که آقای
‫بل رو موقع دعا ببینم این یادم میاد.

00:12:15.500 --> 00:12:17.600
‫واقعا از این قسمت خوشم میاد.

00:12:18.210 --> 00:12:19.780
‫چه عطر خوبی میاد.

00:12:19.860 --> 00:12:23.610
‫کره و پنیرها امسال باید
‫خیلی خوشمزه شده باشن.

00:12:25.150 --> 00:12:27.660
‫خانم باری، نفر اول اونجاست‌.

00:12:29.630 --> 00:12:33.430
‫اینا برای ریچل لیند
‫از اوونلی هستن.

00:12:33.430 --> 00:12:34.650
‫درسته!

00:12:34.730 --> 00:12:36.620
‫خاله لیند نفر اول شد!

00:12:36.620 --> 00:12:39.410
‫خداوندا آنه و دایانا اینجا هستن؟

00:12:39.660 --> 00:12:41.340
‫خاله لیند!

00:12:42.090 --> 00:12:44.420
‫فکر نمی‌کردم اینجا ببینمتون!

00:12:44.650 --> 00:12:46.960
‫خاله لیند بهتون تبریک می‌‌گم!

00:12:48.080 --> 00:12:52.370
‫خانم جوزفین باری ما
‫رو به نمایشگاه دعوت کرد.

00:12:52.370 --> 00:12:56.890
‫از اینکه می‌بینیم افراد از
‫اوونلی هم جایزه بردن خوشحالیم.

00:12:57.190 --> 00:12:59.200
‫که اینطور؟ خب لطف دارین.

00:12:59.760 --> 00:13:02.710
‫شما خانم جوزفین باری هستین؟

00:13:03.320 --> 00:13:04.900
‫درسته خانم لیند.

00:13:05.160 --> 00:13:09.180
‫امیدوارم بتونم افتخار چشیدن
‫پنیر و کره‌ی شما رو داشته باشم.

00:13:09.330 --> 00:13:12.760
‫البته، براتون میارم حتما.

00:13:13.270 --> 00:13:14.520
‫الان کجا می‌رین؟

00:13:14.950 --> 00:13:18.430
‫می‌خوام مسابقه‌ی اسب
‫سواری رو نشونشون بدم.

00:13:20.100 --> 00:13:22.720
‫اگه بخواین شما
‫هم می‌تونین بیاین.

00:13:22.780 --> 00:13:24.570
‫جامون رو رزرو کردم.

00:13:24.570 --> 00:13:25.510
‫نه.

00:13:25.610 --> 00:13:27.780
‫من علاقه‌ای ندارم.

00:13:28.270 --> 00:13:33.640
‫مسابقات اسب سواری عمل شنیعیه
‫و من تا می‌تونم ازش دور می‌مونم.

00:13:34.120 --> 00:13:36.730
‫اسب سواری شنیعه؟

00:13:37.900 --> 00:13:42.110
‫من اینطور فکر نمی‌کنم ماریلا و اگه
‫بتونم بعضی اوقات به دیدن مسابقات می‌رم.

00:13:42.120 --> 00:13:44.500
‫اونا به شدت جذابن.

00:13:44.640 --> 00:13:50.440
‫دایانا انقدر جوگیر شده بود که گفت
‫حاضره ده سنت سر اسب قرمز شرط ببنده.

00:13:50.700 --> 00:13:54.280
‫من قبول نکردم به هر حال
‫فکر نمی‌کنم جدی بوده باشه.

00:13:54.510 --> 00:13:58.300
‫می‌خواستم در مورد
‫همه چیز به خانم آلان بگم.

00:13:58.300 --> 00:14:01.130
‫اما این یکی رو حس
‫کردم که نباید بگم.

00:14:01.170 --> 00:14:06.460
‫اینکه با همسر یه کشیش دوست باشی
‫مثل داشتن یه وجدان اضافه می‌مونه.

00:14:07.030 --> 00:14:09.700
‫خوشحالم که شرط نبستم.

00:14:09.700 --> 00:14:15.030
‫برای اینکه اسب قرمز واقعا
‫برد و من ده سنت می‌باختم.

00:14:15.520 --> 00:14:18.280
‫پس تقوا شد جایزه‌ات.

00:14:21.710 --> 00:14:24.270
‫برد! قرمز برد!

00:14:37.510 --> 00:14:41.920
‫ماریلا این روز رو
‫هرگز فراموش نمی‌کنم.

00:14:42.830 --> 00:14:49.180
‫روی یه اسب اسباب بازی نشستیم و یه
‫مرد رو تماشا کردیم که بالون سواری می‌کرد.

00:14:50.790 --> 00:14:55.330
‫من خیلی دوست دارم سوار بالون
‫شم ماریلا! خیلی هیجان‌انگیز باید باشه!

00:14:58.080 --> 00:15:02.180
‫خانم باری ده سنت برای هر کدومشون
‫داد تا آینده هامون رو بهمون بگن.

00:15:02.620 --> 00:15:05.400
‫یه پرنده‌ی کوچولو
‫این کار رو کرد.

00:15:05.460 --> 00:15:10.490
‫آینده‌ی من اینه که با یه مرد
‫بالغ و پولدار ازدواج می‌کنم

00:15:10.490 --> 00:15:12.810
‫که برای زندگی به
‫اونور اب‌ها می‌برتم.

00:15:13.140 --> 00:15:17.800
‫بعد از اون به تموم مردایی
‫که می‌دیدم زل می‌زدم.

00:15:18.020 --> 00:15:21.500
‫اما از هیچ کدومشون خوشم نیومد.

00:15:22.160 --> 00:15:25.930
‫به هر حال الان زوده که
‫بخواد سر و کله‌اش پیدا بشه.

00:15:27.110 --> 00:15:32.660
‫ماریلا وقتی دیدم قلاب دوزیه جوسی
‫پای اول شده واقعا خوشحال شدم.

00:15:33.080 --> 00:15:36.560
‫حتی از اینکه براش خوشحال
‫بودم هم خوشحال شدم.

00:15:36.800 --> 00:15:42.220
‫چون اگه موفقیت جوسی خوشحالم کنه یعنی
‫من تبدیل به آدم بهتری شدم. مگه نه ماریلا؟

00:15:45.070 --> 00:15:51.840
‫خانم باری همونطور که قول
‫داده بود اتاق مهمان رو بهمون داد.

00:15:52.790 --> 00:15:59.180
‫خوابیدن اونجا دقیقا
‫اونطوری که فکر می‌کردم نبود.

00:15:59.770 --> 00:16:02.220
‫چیزایی که وقتی بچه‌ای می‌خوای

00:16:02.220 --> 00:16:06.770
‫وقتی به دستشون بیاری
‫واقعا اونقدر جذاب نیستن.

00:16:07.400 --> 00:16:11.250
‫لین بدترین بخش بزرگ شدنه.

00:16:22.460 --> 00:16:27.290
‫روز پنج‌شنبه، دختران برای
‫کالسکه‌ سواری به پارک رفتند.

00:16:28.600 --> 00:16:33.200
‫پارک درختان بزرگی داشت که
‫مثلشان در گرین گیبلز وجود نداشت.

00:16:33.540 --> 00:16:36.330
‫و البته افراد بسیاری که برای
‫قدم زدن به آنجا آمده بودند.

00:16:44.370 --> 00:16:46.490
‫غروب که شد

00:16:46.860 --> 00:16:51.200
‫خانم باری آن‌ها را به کنسرتی
‫در آکادمی موسیقی برد.

00:17:04.310 --> 00:17:08.680
‫غروب از دید آنه، رویایی پر
‫زرق و برق از اشتیاق است.

00:17:09.670 --> 00:17:12.690
‫وقتی مادام سلیتسکی
‫شروع به خواندن کرد

00:17:12.990 --> 00:17:17.050
‫آنه نتوانست به
‫چیز دیگری فکر کند.

00:17:17.700 --> 00:17:21.200
‫او همان حسی را داشت که
‫هنگام تماشای ستاره‌ها داشت.

00:17:36.900 --> 00:17:39.730
‫برای چی انقدر
‫ناراحت به نظر میای؟

00:17:39.730 --> 00:17:45.210
‫انقدر خوب بود که
‫ناراحتم تموم شد.

00:17:46.690 --> 00:17:51.560
‫نمی‌دونم چجوری به
‫زندگی عادی برگردم.

00:17:52.390 --> 00:17:56.720
‫خب، بیاین به اون رستوران بریم.

00:17:56.720 --> 00:17:59.870
‫ببینیم بستنی می‌تونه
‫حالت رو بهتر کنه یا نه.

00:17:59.870 --> 00:18:03.410
‫عالیه! مطمئنم بستنی
‫بهترت می‌کنه آنه!

00:18:05.740 --> 00:18:10.410
‫ایده‌ی بستنی خیلی کسب
‫کننده به نظر می‌رسید.

00:18:10.420 --> 00:18:13.030
‫اما به طور شگفتانه‌ای
‫حقیقت داشت.

00:18:13.470 --> 00:18:15.830
‫بستنی خیلی خوشمزه بود.

00:18:16.850 --> 00:18:19.440
‫خیلی حس بهتری داشتم.

00:18:19.610 --> 00:18:21.460
‫اون موقع دایانا گفت...

00:18:22.160 --> 00:18:28.620
‫اینجا حس خیلی خوبی دارم. به
‫نظرم من یه دختر شهری به دنیا اومدم.

00:18:30.760 --> 00:18:33.480
‫نظر تو چیه آنه؟

00:18:33.620 --> 00:18:34.740
‫من...

00:18:37.010 --> 00:18:40.160
‫باید خیلی جدی بهش فکر
‫کنم قبل اینکه بهتون بگم.

00:18:40.550 --> 00:18:46.040
‫معمولا بعد از اینکه به تخت خواب می‌رم فکر
‫می‌کنم. اون زمان بهترین موقع برای فکر کردنه.

00:18:46.540 --> 00:18:49.660
‫که اینطور؟ پس خوب فکر کن.

00:18:51.080 --> 00:18:57.900
‫جمعه روز برگشت بود و آقای
‫باری برای برگرداندن آن‌ها آمده بود.

00:18:58.150 --> 00:19:01.060
‫امیدوارم از اقامتتون
‫در اینجا لذت برده باشین.

00:19:01.170 --> 00:19:03.320
‫البته که بردیم. خیلی خوشگذشت.

00:19:04.740 --> 00:19:06.760
‫تو چی آنه؟

00:19:06.760 --> 00:19:09.650
‫منم از هر لحظه‌اش لذت بردم.

00:19:15.500 --> 00:19:17.470
‫تو واقعا دختر خوبی هستی.

00:19:18.010 --> 00:19:21.450
‫خوشحالم که بهتون خوشگذشته.

00:19:21.450 --> 00:19:24.160
‫ازتون خیلی ممنونم
‫خانم جوزفین باری.

00:19:24.410 --> 00:19:29.120
‫دیشب به سوالتون هم فکر کردم.

00:19:29.560 --> 00:19:32.150
‫خب جوابت چیه؟

00:19:32.150 --> 00:19:37.270
‫من دختر شهری نیستم و
‫از این موضوع خوشحالم.

00:19:38.890 --> 00:19:39.540
‫خب دیگه؟

00:19:39.640 --> 00:19:44.400
‫اما این عالیه که هر از چند گاهی تو
‫رستوران ساعت یازده شب بستنی بخوریم.

00:19:44.970 --> 00:19:49.570
‫اما به عنوان یه چیز همیشگی
‫ترجیح می‌دم تو گیبل شرقی باشم.

00:19:50.070 --> 00:19:51.360
‫تو تخت خوابم

00:19:51.430 --> 00:19:55.370
‫وقتی که می‌دونم حتی با اینکه من
‫خوابم، هنوز ستاره‌ها می‌درخشن

00:19:55.370 --> 00:19:58.430
‫و باد هنوز تو بیشه و نهر می وزه.

00:19:59.500 --> 00:20:02.380
‫حرفات خیلی جالبه آنه.

00:20:09.170 --> 00:20:10.950
‫ممنون عمه جوزفین.

00:20:11.280 --> 00:20:12.370
‫مراقب باشین.

00:20:14.210 --> 00:20:17.030
‫بازم پیشم بیاین.

00:20:17.030 --> 00:20:18.750
‫خدانگهدار!

00:20:25.390 --> 00:20:29.670
‫من فکر می‌کردم وقتی ماریلا
‫کات‌برد یه دختر از نواخانه آورده

00:20:29.680 --> 00:20:31.800
‫احمقی بیش نیست

00:20:31.960 --> 00:20:34.630
‫اما الان فکر می‌کنم شاید
‫چندان کار اشتباهی نکرده.

00:20:36.080 --> 00:20:42.810
‫اگه منم دختری مثل آنه در خونه‌ام
‫داشتم، خوشحال‌تر و بهتر می‌شدم.

00:21:34.920 --> 00:21:36.360
‫تپه‌های اوونلی.

00:21:36.680 --> 00:21:38.300
‫کم‌کم داریم می‌رسیم.

00:21:39.370 --> 00:21:42.640
‫برگشت به خونه حس خوبی داره.

00:22:30.480 --> 00:22:31.850
‫ماریلا، من برگشتم!

00:22:32.820 --> 00:22:34.220
‫بالاخره اومدی؟
‫بله!

00:22:36.000 --> 00:22:38.660
‫هیچ جا خونه خود آدم نمی‌شه.

00:22:39.030 --> 00:22:43.040
‫می‌تونم همه چیز رو
‫ببوسم. اجاق، ساعت...

00:22:47.500 --> 00:22:50.170
‫نگو که اون رو برای من پختی!

00:22:50.500 --> 00:22:52.180
‫پختم اما.

00:22:52.600 --> 00:22:59.190
‫فکر کردم بعد این همه راه خسته‌ای
‫و نیاز داری یه چیزی بخوری.

00:22:59.700 --> 00:23:00.520
‫ماریلا...

00:23:00.520 --> 00:23:02.770
‫عجله کن و وسایلت
‫رو بذار تو اتاقت.

00:23:02.860 --> 00:23:05.430
‫ماتیو که بیاد شام می‌خوریم.

00:23:05.500 --> 00:23:06.160
‫چشم.

00:23:14.730 --> 00:23:16.820
‫باید بگم خوشحالم که برگشتی.

00:23:17.170 --> 00:23:19.440
‫اینجا بدون تو خیلی
‫ترسناک و دلگیر بود.

00:23:20.140 --> 00:23:23.380
‫طولانی‌ترین چهار روز عمرم بود.

00:23:25.110 --> 00:23:32.130
‫بعد از شام، آنه میان ماتیو
‫و ماریلا مقابل آتش نشست.

00:23:32.140 --> 00:23:34.720
‫سفرنامه‌ای کامل
‫برایشان ارائه داد و

00:23:34.830 --> 00:23:38.850
‫با خوشحالی تمامش کرد.

00:23:39.840 --> 00:23:44.650
‫خیلی خوشگذت. فکر می‌کنم
‫نقطه عطفی تو زندگیم باشه.

00:23:44.650 --> 00:23:50.690
‫بهترین بخشش برگشت به خونه بود.

00:23:51.010 --> 00:24:18.110
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:18.160 --> 00:24:20.210
‫با کمک خانم استیسی

00:24:20.400 --> 00:24:23.590
‫آنه تصمیم می‌گیرد که
‫برای آکادمی ملکه آماده شود.

00:24:23.930 --> 00:24:27.170
‫در قسمت بعد:

00:24:27.360 --> 00:24:29.130
‫کلاس ویژه ملکه، تشکیل می‌شود

00:24:30.050 --> 00:24:32.050
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:32.070 --> 00:24:52.070
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.