﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.760 --> 00:01:29.050
‫قسمت سی و چهارم: دایانا و
‫دانش‌آموزان کلاس ویژه‌ی آکادمی کوئین.

00:01:47.900 --> 00:01:50.230
‫دوباره مثل یه رویا شده.

00:01:54.100 --> 00:01:56.040
‫صبح بخیر دایانا!

00:02:04.750 --> 00:02:08.400
‫دایانا! به من گوش بده لطفا!

00:02:08.520 --> 00:02:12.660
‫مگه دیروز نگفتی
‫که دوستیمون تمومه؟

00:02:12.890 --> 00:02:15.370
‫برای همین منم دیگه
‫نمی‌خوام باهات حرف بزنم.

00:02:15.370 --> 00:02:19.000
‫برای همین دارم ازت
‫عذرخواهی می‌کنم.

00:02:19.860 --> 00:02:21.620
‫لطفا من رو ببخش!

00:02:21.620 --> 00:02:24.720
‫در غیر این صورت آخرین
‫نامه‌ام به تو پوچ و بی معنی می‌شه.

00:02:25.370 --> 00:02:26.610
‫از چه نامه‌ای حرف می‌زنی؟

00:02:26.610 --> 00:02:28.220
‫آخرین نامه‌ای که برات نوشتم.

00:02:28.220 --> 00:02:31.440
‫داشتم به خاطر خوردن
‫یه سیب مسموم می‌مردم.

00:02:33.260 --> 00:02:38.560
‫البته بعدش فهمیدم که اون
‫سیب اصلا مسموم نبوده.

00:02:38.560 --> 00:02:41.410
‫اما واقعا پیش از
‫مرگ برات نامه نوشتم.

00:02:42.000 --> 00:02:43.890
‫تو دقیقا همینطوری هستی آنه.

00:02:44.230 --> 00:02:45.750
‫خیلی خب می‌بخشمت.

00:02:45.970 --> 00:02:48.430
‫نمی‌تونم از دست کسی
‫که مرده عصبانی باشم.

00:02:49.020 --> 00:02:49.780
‫خدایاشکرت!

00:02:49.900 --> 00:02:52.240
‫حالا بهم بگو چی می‌خواستی بگی؟

00:02:52.240 --> 00:02:53.110
‫باشه‌.

00:02:58.390 --> 00:03:01.290
‫امروز خبرای عالی‌ای دارم.

00:03:01.400 --> 00:03:03.960
‫منم قراره به کلاس
‫ویژه‌ی آکادمی کوئین بیام.

00:03:03.960 --> 00:03:05.600
‫خدای من! واقعا می‌گی آنه؟

00:03:05.600 --> 00:03:09.300
‫آره. استیسی-سنسه دیروز اومد
‫خونمون و راجبش صحبت کرد.

00:03:09.300 --> 00:03:13.190
‫ماریلا و ماتیو هم
‫موافقت کردن که منم برم.

00:03:13.710 --> 00:03:17.680
‫اگه بتونم وارد آکادمی کوئین بشم،
‫معلم شدنم هم دور از انتظار نیست.

00:03:17.930 --> 00:03:19.910
‫البته که باید آزمون ورودی
‫رو با موفقیت پشت سر بذارم.

00:03:19.910 --> 00:03:21.280
‫خیلی برات خوشحالم آنه.

00:03:21.550 --> 00:03:24.680
‫تو شاگرد اولی حتما موفق می‌شی.

00:03:25.130 --> 00:03:26.260
‫مرسی دایانا.

00:03:26.810 --> 00:03:29.370
‫درسام رو جدی می‌گیرم.

00:03:29.650 --> 00:03:33.360
‫دوست دارم با تو به آکادمی کوئین
‫برم و در مورد همه چیز مطالعه کنم.

00:03:33.650 --> 00:03:36.200
‫دیگه حتی از هندسه هم نمی‌ترسم.

00:03:36.890 --> 00:03:39.840
‫پدر و مادرم هر دوشون معلم بودن

00:03:39.840 --> 00:03:43.340
‫برای همین این آرزوی
‫من بود که منم معلم بشم‌.

00:03:43.340 --> 00:03:48.640
‫هرچند که اینجا زندگی می‌کنم
‫اما هنوز یه یتیم محسوب می‌شم.

00:03:48.760 --> 00:03:52.830
‫برای همین حرفی از اینکه دوست
‫دارم به آکادمی کوئین برم نزدم.

00:03:53.840 --> 00:03:58.830
‫اما ماتیو و ماریلا یهو بهم گفتن که اونا از
‫همون موقعی که تصمیم گرفتن من رو نگهدارن،

00:03:59.220 --> 00:04:04.110
‫با هم توافق کردن که هرکاری می‌تونن
‫بکنن تا من به مدارج بالای تحصیلی برسم.

00:04:04.720 --> 00:04:08.830
‫نمی‌تونی تصور منی که چقدر
‫قدردان ماریلا و ماتیو هستم.

00:04:09.310 --> 00:04:12.740
‫از بس که خوشحالم

00:04:12.960 --> 00:04:15.310
‫اصلا سرمای صبح رو حس نمی‌کنم.

00:04:15.900 --> 00:04:17.150
‫چی شده دایانا؟

00:04:18.360 --> 00:04:21.000
‫هنوز از بابت دیروز دلخوری؟

00:04:21.380 --> 00:04:22.780
‫نه اینطور نیست.

00:04:23.020 --> 00:04:24.590
‫خوبه...

00:04:25.500 --> 00:04:27.400
‫من رویایی دارم.

00:04:28.250 --> 00:04:31.850
‫رویام اینه که هردومون
‫بتونیم وارد آکادمی کوئین بشیم.

00:04:32.020 --> 00:04:36.160
‫فقط یه رویا بود اما
‫کم‌کم داره ولقعیت می‌شه.

00:04:36.420 --> 00:04:37.190
‫آنه.
‫بله؟

00:04:40.210 --> 00:04:42.290
‫من به آکادمی کوئین نمی‌رم.

00:04:54.950 --> 00:04:58.140
‫دایانا، چیزی که یه کم
‫پیش گفتی حقیقت داره؟

00:04:58.290 --> 00:04:59.490
‫آره.
‫چرا؟

00:05:01.250 --> 00:05:04.740
‫استیسی-سنسه دیروز به
‫خونه‌ی شما هم اومد درسته؟

00:05:04.830 --> 00:05:05.450
‫آره اومد.

00:05:05.630 --> 00:05:07.070
‫پس دیگه چرا؟!

00:05:09.260 --> 00:05:11.290
‫آنه شرلی، مشکلی پیش اومده؟

00:05:20.870 --> 00:05:21.700
‫دایانا

00:05:21.920 --> 00:05:24.050
‫لطفا بهم بگو که چرا نمی‌خوای
‫به آکادمی کوئین بری؟

00:05:24.970 --> 00:05:28.830
‫من همیشه فکر می‌کردم
‫که ما با هم درس می‌خونیم.

00:05:29.600 --> 00:05:35.510
‫مگه وقتی به نمایشگاه رفته بودیم نگفتی
‫که تو برای زندگی شهری ساخته شدی؟

00:05:35.670 --> 00:05:36.620
‫برای همینه که، من...
‫آنه.

00:05:37.280 --> 00:05:38.530
‫دیگه نمی‌خوام راجبش حرف بزنم.
‫نه باید حرف بزنیم.

00:05:39.920 --> 00:05:42.690
‫اگه تو نری، منم نمی‌رم.

00:05:43.230 --> 00:05:45.780
‫مادر و پدرم اینطور
‫تصمیم گرفتن که نرم.

00:05:45.880 --> 00:05:47.390
‫اجازه نمی‌دن که بیام.

00:05:47.960 --> 00:05:50.330
‫برای همین باید فراموشش کنی.

00:05:50.800 --> 00:05:52.150
‫چرا آخه؟

00:05:52.770 --> 00:05:55.010
‫اما دایانا خودت چی فکر می‌کنی؟

00:05:55.210 --> 00:05:56.500
‫خودت دوست داری به آکادمی بری نه؟

00:05:56.880 --> 00:05:59.510
‫جین، رابی و جوسی هم می‌خوان برن.

00:05:59.940 --> 00:06:03.140
‫درس خوندن باهاشون خوش می‌گذره.

00:06:03.300 --> 00:06:04.230
‫درسته.

00:06:04.520 --> 00:06:08.760
‫اگه من بتونم برم هیچ دلیلی
‫نیست که جلوی تو رو بگیره.

00:06:09.170 --> 00:06:10.980
‫شاید حرفت درست باشه اما...

00:06:11.080 --> 00:06:13.930
‫پس با والدینت حرف بزن.

00:06:14.210 --> 00:06:14.960
‫باشه...
‫اما...

00:06:16.570 --> 00:06:18.360
‫بذار منم باهات بیام.

00:06:18.790 --> 00:06:20.430
‫مطمئنم با همدیگه
‫می‌تونیم قانعشون کنیم.

00:06:20.800 --> 00:06:22.530
‫نه لازم نیست. خودم
‫باهاشون حرف می‌زنم.

00:06:22.630 --> 00:06:23.370
‫واقعا؟
‫آره...

00:06:24.870 --> 00:06:26.460
‫مطمئن شو که درکت می‌کنن.

00:06:26.750 --> 00:06:27.760
‫باشه آنه.

00:06:27.960 --> 00:06:29.580
‫پس لطفا دیگه راجبش حرف نزنیم.

00:06:29.680 --> 00:06:30.520
‫خداحافظ.

00:06:37.670 --> 00:06:42.180
‫هرگز فکر می‌کردم به دایانا
‫اجازه ندن که به آکادمی بره.

00:06:42.410 --> 00:06:44.740
‫البته خود دایانا هم مقصره.

00:06:44.740 --> 00:06:49.380
‫سریع تسلیم شد بدون اینکه
‫درست با پدر و مادرش حرف بزنه.

00:06:49.780 --> 00:06:50.220
‫آنه

00:06:50.290 --> 00:06:55.000
‫مشکل اینه که تو همیشه
‫فکر می‌کنی حق با توئه.

00:06:55.250 --> 00:06:59.410
‫آقای باری برای همچین تصمیمی
‫احتمالا دلایل خودشو داره.

00:06:59.620 --> 00:07:01.850
‫نباید دخالت می‌کردی.

00:07:02.050 --> 00:07:03.520
‫اما این زیاده رویه.

00:07:03.600 --> 00:07:05.520
‫حتی نظر دایانا رو نپرسیدن.

00:07:06.430 --> 00:07:09.180
‫یعنی تو فکر می‌کنی که
‫دایانا رو درک می‌کنی؟

00:07:09.670 --> 00:07:14.110
‫اون واقعا دوست
‫داره مثل تو معلم بشه؟

00:07:15.160 --> 00:07:17.390
‫این دلیلیه که تو می‌خوای
‫به آکادمی بری دیگه.

00:07:17.950 --> 00:07:25.530
‫احتمالا تو انقدر حرف خودت رو زدی
‫که دایانا اصلا فرصت نظر دادن نداشت.

00:07:26.070 --> 00:07:30.340
‫اون این حق رو داره که
‫هرجور بخواد زندگی کنه.

00:07:39.000 --> 00:07:44.680
‫من همیشه فکر می‌کردم خیلی خوب می‌شه
‫اگه با دایانا واسه امتحانات اماده بشم‌.

00:07:45.100 --> 00:07:49.290
‫همیشه هم معتقد بودم که
‫دایانا هم مثل من فکر می‌کنه.

00:07:51.240 --> 00:07:56.690
‫اما آنه، ما نباید دیگران رو مجبور
‫کنیم اونطور که ما می‌خوایم باشن.

00:08:29.650 --> 00:08:31.170
‫صبح بخیر دایانا!

00:08:34.970 --> 00:08:35.720
‫آنه

00:08:35.990 --> 00:08:37.980
‫صحبتای دیروزمون رو فراموش کن.

00:08:38.060 --> 00:08:38.900
‫من...
‫نه به اون ربطی نداره‌.

00:08:40.300 --> 00:08:42.050
‫یه لحظه بیا‌.

00:08:47.710 --> 00:08:49.990
‫من همیشه فکر می‌کردم که

00:08:50.260 --> 00:08:56.800
‫ما باید همه کارمون رو دو نفره انجام بدیم،
‫مثلا با هم بریم به آکادمی و هرگز ازدواج نکنیم.

00:08:57.390 --> 00:09:01.760
‫نظر تو رو فراموش می‌کردم بپرسم.

00:09:02.940 --> 00:09:04.350
‫اشتباه می‌کردم.

00:09:04.440 --> 00:09:11.310
‫حتی اگه راهمون از هم جدا باشه،
‫دوستای واقعی همیشه پشت هم هستن.

00:09:12.500 --> 00:09:13.550
‫آنه...

00:09:13.830 --> 00:09:16.420
‫ماریلا باهام حرف زد و
‫باعث شد متوجه این بشم.

00:09:16.810 --> 00:09:21.020
‫ما می‌تونیم دوستای خوبی
‫باشیم حتی اگه به یه مدرسه نریم.

00:09:21.330 --> 00:09:26.430
‫تو همسر فوق‌العاده‌ای می‌شی
‫اصلا مهم نیست با کی ازدواج کنی.

00:09:26.490 --> 00:09:27.910
‫آ—آنه!

00:09:29.710 --> 00:09:33.160
‫دایانا من رو ببخش
‫که اینقدر عذابت دادم.

00:09:33.160 --> 00:09:40.190
‫بیا همونجای قدیمی،
‫قول جدیدی به هم بدیم.

00:09:43.760 --> 00:09:45.500
‫ممنون دایانا.

00:09:57.150 --> 00:10:02.630
‫حتی اگه از هم جدا بشیم، تا
‫زمانی که جهانی وجود داره

00:10:02.800 --> 00:10:06.830
‫من سوگند یاد می‌کنم که به دوست
‫صمیمیم دایانا باری وفادار بمونم.

00:10:06.900 --> 00:10:08.340
‫تا هر زمان که ماه و خورشید
‫نیز روز و شب می‌کنند.

00:10:09.130 --> 00:10:14.570
‫حتی اگه از هم جدا بشیم، تا
‫زمانی که جهانی وجود داره

00:10:14.700 --> 00:10:18.600
‫من سوگند یاد می‌کنم که به دوست
‫صمیمیم آنه شرلی وفادار بمونم.

00:10:18.610 --> 00:10:20.230
‫تا هر زمان که ماه و خورشید
‫نیز روز و شب می‌کنند.

00:10:53.640 --> 00:10:56.290
‫از زمانی که مینی می دچار خناق شد

00:10:56.800 --> 00:10:59.920
‫آنه و دایانا هرگز از
‫هم جدا نشده بودند.

00:11:00.390 --> 00:11:03.320
‫اما حالا تصمیم بر این بود که
‫دایانا به آکادمی کوئین نمی‌پیوندد.

00:11:03.900 --> 00:11:09.580
‫از این لحظه به بعد، آن‌ها راه‌های
‫جدایی برای زندیگشان داشتند.

00:11:12.780 --> 00:11:15.990
‫کلاس ویژه‌ی آکادمی کوئین
‫در زمان مقرر تشکیل شد.

00:11:16.130 --> 00:11:17.270
‫گیلبرت بلایس
‫آنه شرلی

00:11:18.320 --> 00:11:19.390
‫رابی گیلیز
‫جین اندروز

00:11:21.070 --> 00:11:22.130
‫جوسی پای
‫چارل سلون

00:11:23.390 --> 00:11:26.770
‫و مودی اسپارجن مک‌فرسون
‫در آن شرکت کردند.

00:11:27.020 --> 00:11:32.240
‫همانطور که آنه انتظار
‫داشت، نامی از دایانا برده نشد.

00:11:32.690 --> 00:11:37.130
‫بچه‌هایی که اسم بردم برای
‫تشکیل کلاس خونه نرن.

00:11:37.210 --> 00:11:40.010
‫اما بقیه شما رو فردا می‌بینم.

00:11:42.280 --> 00:11:43.270
‫آنه.

00:11:50.880 --> 00:11:52.230
‫سخت تلاش کن آنه.

00:11:53.370 --> 00:11:54.510
‫دایانا...

00:12:09.800 --> 00:12:12.150
‫عزیزترینم، آنه شرلی

00:12:12.630 --> 00:12:20.640
‫بالاخره متوجه شدی که فقط به خاطر تصمیم والیدینم
‫نیست که نمی‌توانم به آکادمی کوئین بروم.

00:12:21.200 --> 00:12:26.260
‫من، مانند تو از درس خواندن لذت
‫نمی‌برم و آرزویی برای معلم شدن ندارم.

00:12:26.790 --> 00:12:30.470
‫این را باید مدت‌ها
‫پیش به تو می‌گفتم.

00:12:31.810 --> 00:12:34.750
‫برای پنهان کردن
‫حقیقت من را ببخش.

00:12:36.420 --> 00:12:41.840
‫قلب من تا همیشه با تو می‌ماند.

00:12:42.400 --> 00:12:44.750
‫حتی اگر که به آکادمی نیایم،

00:12:45.200 --> 00:12:49.210
‫ما تا همیشه دوستان
‫خوبی می‌مانیم.

00:12:49.720 --> 00:12:51.700
‫لطفا به جای من هم درس بخوان

00:12:51.950 --> 00:12:53.900
‫و در سریع‌ترین زمان ممکن
‫به رویایت رنگ واقعیت ببخش.

00:12:54.740 --> 00:12:57.830
‫دوست صمیمی‌ات، دایانا.

00:12:58.900 --> 00:12:59.820
‫دایانا...

00:13:02.500 --> 00:13:03.610
‫چی شده، آنه؟

00:13:06.860 --> 00:13:08.200
‫هیچی رابی.

00:13:14.970 --> 00:13:15.610
‫آنه

00:13:15.900 --> 00:13:18.390
‫هنوز داری به دایانا فکر می‌کنی؟

00:13:18.690 --> 00:13:21.780
‫برای همینه که از هم جدا نشدین.

00:13:21.790 --> 00:13:23.170
‫ماریلا

00:13:23.620 --> 00:13:26.960
‫منم می‌خوام از دایانا با
‫تموم وجودم حمایت کنم

00:13:27.550 --> 00:13:32.970
‫اما همینکه دیدم داره از کلاس
‫خارج می‌شه، می‌خواستم دنبالش برم.

00:13:33.410 --> 00:13:39.220
‫واقعا حس کردم که
‫خنجری تو قلبم فرو رفته.

00:13:40.010 --> 00:13:41.030
‫خدایا

00:13:41.080 --> 00:13:43.390
‫انقدر بزرگش نکن.

00:13:43.390 --> 00:13:47.840
‫هنوز یه سال تا آزمون
‫آکا می وقت دارین.

00:13:47.840 --> 00:13:50.650
‫تو این مدت می‌تونی
‫با دایانا خوش‌بگذرونی.

00:13:51.700 --> 00:13:57.400
‫همونطور که خاله لیند گفته، ما نمی‌تونم
‫همه چیز رو توی این دنیای ناقص داشته باشیم.

00:13:57.900 --> 00:14:02.470
‫باید قبول کنم که
‫راهمون از هم جدا شده.

00:14:04.850 --> 00:14:09.910
‫اما اینکه از اون جدا بشم،
‫خیلی احساس تنهایی می‌کنم.

00:14:20.690 --> 00:14:24.810
‫دو ماه از شروع کلاس‌های
‫ویژه‌ی آکادمی کوئین گذشته بود،

00:14:27.070 --> 00:14:33.970
‫به جز آنکه جوسی پای با نشستن کنار جوسی پای
‫مخالف بود، همه چیز همانطور که باید پیش رفت.

00:14:34.990 --> 00:14:39.200
‫بچه‌ها لطفا این مسئله
‫رو حل کنین. یکم سخته.

00:14:47.680 --> 00:14:49.970
‫به نظر همتون مشکل دارین.

00:14:49.970 --> 00:14:51.190
‫کسی جواب زو می‌دونه؟
‫من!

00:14:52.780 --> 00:14:53.250
‫من!

00:14:53.770 --> 00:14:57.440
‫آنه و گیلبرت، لطفا جواب‌هاتون
‫رو روی تخته بنویسین.

00:14:58.410 --> 00:15:01.090
‫بقیه ببینم چیکار می‌کنین.

00:15:01.720 --> 00:15:05.600
‫رقابتی واضح میان گیلبرت
‫و آنه شکل گرفته بود.

00:15:06.340 --> 00:15:10.200
‫تا پیش از این می‌شد گفت که این
‫رقابت تنها از جهت آنه وجود دارد

00:15:10.650 --> 00:15:13.050
‫اما دیگر نمی‌شد
‫گفت که گیلبرت نیز

00:15:13.170 --> 00:15:17.200
‫مانند آنه برای شاگرد
‫اول شدن تلاش نمی‌کند.

00:15:19.230 --> 00:15:23.200
‫گیلبرت برای آنه، دشمنی
‫بود که ارزش جنگیدن داشت.

00:15:27.160 --> 00:15:31.730
‫ماریلا تو کلاس ویژه‌ی آکادمی
‫کوئین هرکس رویای بزرگی داره.

00:15:32.050 --> 00:15:35.440
‫جین و رابی می‌خوان
‫درس بخونن تا معلم بشن.

00:15:35.730 --> 00:15:38.560
‫اما رویاشون همین اندازه‌ست.

00:15:38.850 --> 00:15:41.400
‫من نهایتا برای
‫دو سال معلم بمونم.

00:15:41.400 --> 00:15:43.050
‫بعد از اون می‌خوام ازدواج کنم.

00:15:43.290 --> 00:15:46.450
‫من تموم زندگیم رو
‫برای درس‌دادن می‌ذارم.

00:15:46.810 --> 00:15:48.840
‫هیچ وقت هیچ وقت ازدواج نمی‌کنم.

00:15:49.170 --> 00:15:51.820
‫برای درس دادن آدم حقوق می‌گیره،

00:15:52.050 --> 00:15:54.540
‫برای همسر کسی شدن نه.

00:15:54.960 --> 00:15:56.330
‫جین می‌گه

00:15:56.730 --> 00:15:58.290
‫شوهرت بهت حقوقی نمی‌ده

00:15:58.380 --> 00:16:02.860
‫و اگه بخوای پولی بابت تخم
‫مرغا و کره‌ها بگیری غر هم می‌زنه.

00:16:03.350 --> 00:16:06.390
‫فکر کنم حرفای جین
‫از سر تجربه یه باشه.

00:16:06.540 --> 00:16:08.690
‫که اینطور؟

00:16:09.150 --> 00:16:13.710
‫خاله لیند گفته بود
‫پدر جین، مرد پیر

00:16:13.710 --> 00:16:15.290
‫و پستیه.

00:16:15.900 --> 00:16:17.480
‫جوسی پای می‌گه

00:16:17.740 --> 00:16:21.510
‫من می‌رم آکادمی تا فقط درس بخونم

00:16:21.900 --> 00:16:25.380
‫تا لازم نباشه برای خودم کار کنم.

00:16:25.810 --> 00:16:30.190
‫البته این با پولی که یتیما
‫از خیره می‌گیرن فرق داره‌.

00:16:30.190 --> 00:16:34.940
‫یه جور حرف می‌زنه انگار
‫همه‌ی یتیما اونطوری‌ان.

00:16:35.480 --> 00:16:36.680
‫بهش توجه نکن.

00:16:36.680 --> 00:16:40.330
‫یتیم یا هرچی، همه باید کار
‫کنن اگه می‌خوانزنده بمونن.

00:16:40.420 --> 00:16:46.350
‫درسته آنه. در ضمن...
‫تو دیگه یتیم نیستی.

00:16:47.600 --> 00:16:48.720
‫ماتیو!

00:16:49.270 --> 00:16:54.200
‫خب... بقیه همکلاسی‌هات چی؟

00:16:54.470 --> 00:16:58.600
‫از پسرا، مودی اسپارجن
‫و چارلی و گیلبرت اومدن.

00:16:58.980 --> 00:17:00.900
‫من می‌خوام یه وزیر بشم.

00:17:01.190 --> 00:17:02.950
‫می‌دونم گناهه اما

00:17:02.950 --> 00:17:06.920
‫اما حتی فکر اینکه مودی اسپارجن
‫وزیر بشه به خندم می‌اندازه.

00:17:07.300 --> 00:17:11.200
‫اصلا شبیهشون نیست.

00:17:11.200 --> 00:17:15.740
‫شاید وقتی بزرگ‌تر بشه
‫یکم باهوش‌تر به نظر بیاد.

00:17:16.350 --> 00:17:18.000
‫چارلی سلون گفت‌...

00:17:18.210 --> 00:17:21.580
‫من وارد سیاست می‌شم و
‫برای نمایندگی اقدام می‌کنم.

00:17:21.710 --> 00:17:23.320
‫برای رفاه شما تلاش می‌کنم.

00:17:23.630 --> 00:17:24.730
‫اما ماریلا

00:17:24.840 --> 00:17:27.930
‫خاله لیند گفت که اون
‫هیچ وقت موفق نمی‌شه.

00:17:28.090 --> 00:17:31.580
‫چون خانواده سلون همه
‫افرادی صادق هستن و

00:17:31.580 --> 00:17:35.430
‫برای سیاسی شدن یان روزا
‫نیازه که آدم حقه‌بازی باشی.

00:17:36.060 --> 00:17:38.770
‫گیلبرت بلایس می‌خواد چیکاره بشه؟

00:17:40.050 --> 00:17:44.190
‫در مورد هدف
‫گیلبرت بلایس بی‌خبرم.

00:17:44.470 --> 00:17:46.740
‫اگه هدفی داشته باشه.

00:17:49.590 --> 00:17:54.690
‫از همان موقع که آنه به عذرخواهی‌اش
‫در کنار دریاچه گوش نداد،

00:17:54.790 --> 00:17:58.300
‫گیلبرت بلایس آماده‌ی
‫این رقابت می‌شد

00:17:58.440 --> 00:18:01.530
‫اما او نیز اصلا توجهی
‫به وجود آنه نمی‌داد.

00:18:02.170 --> 00:18:04.550
‫او با سایر دختران حرف
‫می‌زد و شوخی می‌کرد

00:18:04.650 --> 00:18:08.170
‫کتاب مبادله می‌کرد و بازی می‌کرد،
‫درس می‌خوان و بیرون می‌رفت،

00:18:08.180 --> 00:18:10.730
‫حتی گاهی آن‌ها را به
‫خانه‌شان همراهی کرد.

00:18:10.810 --> 00:18:12.770
‫اما آنه را به سادگی
‫نادیده می‌گرفت.

00:18:16.980 --> 00:18:18.900
‫آنه از این کار خوشش نمی‌آمد.

00:18:19.230 --> 00:18:25.210
‫او در ذهنش موهانش را نوازش
‫کرد و با خود گفت که اهمیتی ندارد.

00:18:25.210 --> 00:18:28.540
‫اما در اعماق قلب کوچک زنانه‌اش
‫می‌دانست که اهمیت می‌دارد.

00:18:28.540 --> 00:18:33.510
‫اگر می‌توانست دوباره به آن روز در
‫کنار دریاچه‌ی آب‌های درخشان برگردد

00:18:33.510 --> 00:18:35.580
‫جواب متفاوتی به
‫عذرخواهی او می‌داد.

00:18:35.820 --> 00:18:41.450
‫اما او مصمم بود که احساساتش
‫را در قعر چاه فراموش بگذارد.

00:18:41.450 --> 00:18:47.750
‫موفق هم بود، چرا که هیچکس
‫متوجه احساس واقعی او نشد.

00:18:55.050 --> 00:18:56.690
‫برگشتی‌؟

00:18:58.090 --> 00:19:00.990
‫یه دفعه‌ای برف شروع شد.

00:19:01.080 --> 00:19:02.580
‫آنه می‌تونه برگرده؟

00:19:02.730 --> 00:19:04.210
‫خب

00:19:04.680 --> 00:19:07.750
‫شاید باید برم دنبالش.

00:19:08.170 --> 00:19:12.660
‫تو همچین هوایی باید
‫درس زو زودتر تعطیل کنن.

00:19:16.460 --> 00:19:19.070
‫خانم این تموم چوبیه که داریم.

00:19:19.330 --> 00:19:20.750
‫عجیبه.

00:19:20.750 --> 00:19:23.440
‫امروز صبح باید
‫چوب‌های بیشتری می ‌رسید.

00:19:24.550 --> 00:19:25.640
‫به هر حال مشکلی نیست.
‫بیاین ادامه بدیم.

00:19:36.790 --> 00:19:38.510
‫ساکت بچه‌ها.

00:19:38.630 --> 00:19:39.990
‫فقط برفه.

00:19:40.430 --> 00:19:42.520
‫خانم باید هرچه
‫زود‌تر برگردیم خونه.

00:19:42.850 --> 00:19:45.060
‫درسته. باید تا دیر نشده بریم.

00:19:45.190 --> 00:19:47.480
‫آره خانم اگه الان بریم امن‌تره.

00:19:48.660 --> 00:19:49.650
‫صبر کنین.

00:19:51.440 --> 00:19:52.730
‫خونه‌ی بعضیمون خیلی دوره.

00:19:53.000 --> 00:19:55.260
‫اگه موقع برگشت
‫برف شدید‌تر بشه چی؟

00:19:55.500 --> 00:19:57.130
‫بهتره یکم صبر کنیم.

00:19:57.420 --> 00:19:58.890
‫اما چوبمون داره تموم می‌شه.

00:19:58.890 --> 00:20:01.730
‫اگه لازم باشه می‌تونیم میز
‫و صندلی‌ها رو بسوزونیم.

00:20:02.490 --> 00:20:06.110
‫به هر حال خانم من فکر می‌کنم خیلی امن‌تره که
‫همینجا بمونیم تا یه نفر از بیرون بیاد دنبالمون.

00:20:06.230 --> 00:20:08.030
‫درسته باید همینجا صبر کنیم.

00:20:08.030 --> 00:20:08.790
‫درسته.

00:20:09.000 --> 00:20:12.950
‫بله من هم فکر می‌کنم
‫همین بهترین کار باشه.

00:20:12.950 --> 00:20:15.300
‫خب بیاین درس رو ادامه بدیم.

00:20:15.300 --> 00:20:16.300
‫بله!

00:20:23.350 --> 00:20:25.320
‫این آخرین تیکه چوبه.

00:20:26.650 --> 00:20:29.430
‫گریه نکن رابی‌.
‫دیگه داره تموم می‌شه.

00:20:29.430 --> 00:20:33.000
‫تموم می‌شه؟ هیچکس
‫تو این هوا نمیاد دنبالمون.

00:20:33.000 --> 00:20:34.450
‫باید بمونیم و صبر کنیم.

00:20:34.450 --> 00:20:38.440
‫باید کت‌هامون رو
‫بپوشیم تا یخ نزدیم.

00:20:38.440 --> 00:20:40.700
‫من نمی‌خوام یخ بزنم!

00:20:40.710 --> 00:20:41.960
‫منم نمی‌خوام!

00:20:41.960 --> 00:20:44.290
‫آروم باشین.

00:20:44.710 --> 00:20:45.400
‫خانم.

00:20:45.940 --> 00:20:50.670
‫من می‌رم خونه‌ی آقای اندروز تا بپرسم که
‫انتظار می‌ره این طوفان تا کی ادامه داشته باشه.

00:20:51.080 --> 00:20:54.110
‫اگه لازم باشه غذا
‫و چوب هم میارم.

00:20:54.190 --> 00:20:55.820
‫نه خطرناکه.

00:20:56.080 --> 00:20:57.570
‫خونه‌شون زیاد دور نیست.

00:20:57.700 --> 00:20:58.820
‫منم میام.
‫منم همینطور.

00:20:59.550 --> 00:21:01.640
‫صبر کنین، بیاین
‫راه دیگه‌ای پیدا کنیم.

00:21:01.880 --> 00:21:02.650
‫نگران نباشین!
‫زود برمی‌گردیم.

00:21:16.250 --> 00:21:17.370
‫طاقت بیارین!

00:21:18.400 --> 00:21:19.480
‫من نمی‌تونم چیزی ببینم.

00:21:28.890 --> 00:21:31.670
‫حتی بعد از عوض کردن هر
‫دوتا چکمه‌هام، هنوز دارم یخ می‌کنم.

00:21:32.100 --> 00:21:33.610
‫گیل و بقیه در چه وضعی هستن؟

00:21:33.690 --> 00:21:35.550
‫گیل واقعا قابل اطمینانه.

00:21:35.590 --> 00:21:38.200
‫حتی چارلی و مودی هم رفتن.

00:21:38.200 --> 00:21:39.860
‫گیل بود که پیش قدم شد.

00:21:40.180 --> 00:21:44.760
‫تو دوست داری اسمتو کنار‌
‫گیل رو دیوار بنویسن مگه نه؟

00:21:47.110 --> 00:21:49.000
‫آب تقریبا یخ زده!

00:21:50.000 --> 00:21:50.980
‫واقعا؟

00:21:50.420 --> 00:21:53.640
‫بیاین شعر بخونیم تا گرم بشیم.

00:21:53.950 --> 00:21:56.980
‫حتی از صدای طوفان
‫هم بلند‌تر می‌خونیم.

00:21:57.230 --> 00:21:58.540
‫شروع می‌کنیم!

00:22:23.970 --> 00:22:25.230
‫خیلی طولش ندادن؟

00:22:25.570 --> 00:22:27.640
‫نگران نباش، زود برمی‌گردن.

00:22:27.780 --> 00:22:31.070
‫اگه برنگردن چی؟

00:22:31.080 --> 00:22:32.990
‫رابی آروم باش.

00:22:34.880 --> 00:22:36.420
‫کارمون تمومه.

00:22:39.370 --> 00:22:40.620
‫رابی گیلیز!

00:22:43.380 --> 00:22:45.230
‫رابی خوبی؟

00:22:56.840 --> 00:22:59.430
‫جین تو هم شنیدی؟

00:22:59.440 --> 00:23:01.230
‫باد بود.

00:23:01.830 --> 00:23:03.190
‫نه نبود.

00:23:13.640 --> 00:23:14.750
‫گیلبرته!

00:23:14.930 --> 00:23:16.400
‫برگشتن!

00:23:35.200 --> 00:23:36.290
‫گیلبرت!

00:23:37.400 --> 00:23:39.080
‫خانم دیگه می‌تونیم بریم!

00:23:39.510 --> 00:23:41.880
‫طوفان هم به زودی سبک‌تر می‌شه.

00:23:58.500 --> 00:24:18.400
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:18.400 --> 00:24:21.960
‫ماریلا نگران بود که آنه با درس‌خواندن
‫برای امتحانات خود را خسته کند.

00:24:21.960 --> 00:24:24.630
‫آنه برای تعطیلات
‫تابستانی هیجان دارد.

00:24:24.800 --> 00:24:27.450
‫در قسمت بعد:

00:24:27.700 --> 00:24:29.380
‫انتظار برای تعطیلات تابستانی

00:24:29.600 --> 00:24:30.690
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:30.710 --> 00:24:50.710
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.