﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
داره میاد، یکی داره بالاخره میاد
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he
به سمت مسیر سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
به سمت خونه باد
‫Kaze no furusato he

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
منو با خودش می‌بره
‫Tsureteyuku no ne

00:01:25.700 --> 00:01:29.250
‫قسمت سی و پنجم: در
‫انتظار تعطیلات تابستانی.

00:01:33.940 --> 00:01:34.940
‫صبح بخیر آنه.
‫صبح بخیر.

00:01:37.470 --> 00:01:39.810
‫چی شده انگار حالت خوب نیست.

00:01:45.610 --> 00:01:51.130
‫رود شادانه می‌خواند و
‫گل‌ها به آسمان لبخند می‌زنند.

00:01:53.790 --> 00:01:55.500
‫بهار آمده است.

00:01:57.590 --> 00:02:02.820
‫باید به خاطر کلاس ویژه خسته شده
‫باشی. بیا در مورد یه چیز دیگه حرف بزنیم.

00:02:03.100 --> 00:02:05.790
‫کلاس؟ شاید حق با توئه.

00:02:34.970 --> 00:02:37.900
‫بهار به گرین گیبلز آمد

00:02:38.270 --> 00:02:40.990
‫و تمام جهان گویی
‫پر از شکوفه شده بود.

00:02:41.390 --> 00:02:45.690
‫این فصل تاثیر منفی‌ای
‫در دانش‌آموزان دارد.

00:02:46.440 --> 00:02:55.390
‫در حالی که بقیه به چمنزار‌ها،
‫جنگل‌های پر از برگ و علفزارها رفته‌اند،

00:02:55.450 --> 00:02:59.720
‫دانش‌آموزان کلاس ویژه، در مدرسه ماندند
‫از پنجره مشتاقانه بیرون را نظاره کردند.

00:03:00.460 --> 00:03:04.890
‫در زمستان، درس‌ها و
‫کارهای خانه شیرین بود

00:03:04.890 --> 00:03:08.220
‫اما حالا آن شوق که برایشان
‫شیرینی داشت، کم‌کم ناپدید می‌شد.

00:03:09.150 --> 00:03:13.630
‫حتی آنه و گیلبرت نیز از درس‌ها
‫عقب افتادند و بی‌تفاوت شدند.

00:03:13.810 --> 00:03:18.470
‫تا آنکه آنه، خبر
‫شوکه کننده‌ای را شنید.

00:03:19.000 --> 00:03:22.800
‫حقیقت داره که استیسی-سنسه
‫سال بعد دیگه به اینجا نمیاد؟

00:03:23.010 --> 00:03:23.980
‫مگه میشه؟
‫من خبر نداشتم.

00:03:26.510 --> 00:03:30.440
‫من شنیدم که پیشنهاد تدریس
‫در محله‌ی خودش رو بهش دادن.

00:03:30.550 --> 00:03:34.220
‫خانم هم دوست داره قبول کنه.

00:03:34.720 --> 00:03:37.600
‫اما... اینطوری چه بلایی
‫سر کلاس ویژه آکادمی میاد؟

00:03:37.800 --> 00:03:39.000
‫منم نمی‌دونم.

00:03:39.900 --> 00:03:41.780
‫منم که این شایعه
‫رو باور نمی‌کنم.

00:03:41.780 --> 00:03:44.860
‫اون همیشه با تموم وجود
‫برای ما زمان می‌ذاره.

00:03:44.860 --> 00:03:49.630
‫اما من این رو از خاله لیند شنیدم و
‫خب خاله عضو شورای مدرسه هست.

00:03:54.470 --> 00:03:59.110
‫باید چیکار کنیم؟ بدون اون
‫فکر نکنم بتونم به آکادمی برم.

00:03:59.110 --> 00:04:01.840
‫هنوز که مطمئن
‫نیستیم حقیقت داره یا نه.

00:04:01.840 --> 00:04:04.190
‫بیاین ازش بپرسیم.

00:04:04.190 --> 00:04:05.980
‫منکه جرعتش رو ندارم.

00:04:06.770 --> 00:04:07.740
‫آره.

00:04:07.830 --> 00:04:11.810
‫اگه بگه که حقیقت داره
‫و می‌خواد از اینجا بره

00:04:11.810 --> 00:04:14.270
‫من کاملا ناامید می‌شم.

00:04:14.380 --> 00:04:15.410
‫استیسی-سنسه داره میاد.

00:04:18.660 --> 00:04:20.190
‫چی شده بچه‌ها؟

00:04:20.190 --> 00:04:22.240
‫باید به خاطر تعطیلات
‫خوشحال باشین که.

00:04:22.240 --> 00:04:23.640
‫فقط یکم دیگه صبر داشته باشین.

00:04:23.890 --> 00:04:26.940
‫بیاین، روحیه‌تون رو حفظ
‫کنین تا کلاس رو شروع کنیم.

00:04:42.040 --> 00:04:45.050
‫تا کی می‌خواد بخوابه؟

00:04:45.310 --> 00:04:47.040
‫خب...

00:04:49.650 --> 00:04:52.230
‫کم‌کم باید بیدار بشه.

00:04:52.230 --> 00:04:57.220
‫اخیرا انقدر دیر بیدار می‌شه
‫که اصلا صبحانه نمی‌خوره.

00:04:57.490 --> 00:05:00.580
‫وقت انجام هیچکاری رو نداره.

00:05:00.820 --> 00:05:05.570
‫قبل‌تر هم نگران درساش بود و
‫هم تو کارهای خونه کمک می‌کرد.

00:05:05.730 --> 00:05:09.780
‫خب... شاید خسته شده.

00:05:10.430 --> 00:05:11.610
‫آنه؟

00:05:12.090 --> 00:05:17.960
‫اما وقتی بیدار می‌شه همونقدر
‫پر انرژیه و حرف می‌زنه.

00:05:17.960 --> 00:05:22.190
‫به خاطر درساش
‫وقت بازی کردن نداره.

00:05:23.600 --> 00:05:27.580
‫درسته. احتمالا حق با توئه.

00:05:28.440 --> 00:05:31.320
‫باورش سخته که اونم خسته می‌شه.

00:05:33.730 --> 00:05:36.800
‫آنه اگه بیدار نشی دیرت می‌شه‌ها!

00:05:37.450 --> 00:05:39.020
‫آنه! آنه!

00:05:44.010 --> 00:05:45.420
‫بله...

00:05:56.980 --> 00:06:00.820
‫آخرین روز این ترم
‫مدرسه از راه رسید.

00:06:01.320 --> 00:06:04.300
‫خب بچه‌ها، این آخرین جلسه
‫از کلاس ویژه امسال بود.

00:06:04.300 --> 00:06:10.640
‫مطمئنا همتون خسته شدین و راستش رو بخواین من
‫هم حس می‌کنم بار بزرگی از شونم برداشته شده.

00:06:12.360 --> 00:06:15.780
‫شما بچه‌ها امسال خیلی
‫خوب درس خوندین.

00:06:15.780 --> 00:06:19.210
‫مستحق یه تعطیلات مفرح هستین.

00:06:19.210 --> 00:06:24.130
‫به جهان بیرون برین و خوش
‫بگذرونین، مراقب خودتون باشین و

00:06:24.130 --> 00:06:27.440
‫چشم از هدف‌هاتون برندارین
‫که هنوز یه سال مونده.

00:06:27.600 --> 00:06:29.640
‫سال آخر درستون
‫قبل از ازمون ورودی

00:06:29.640 --> 00:06:32.360
‫مثل یه مسابقه‌ی طناب کشی
‫می‌مونه که نباید توش زمین بخورین.

00:06:36.400 --> 00:06:37.580
‫عجیبه...

00:06:37.800 --> 00:06:39.230
‫اتفاقی افتاده بچه‌ها؟

00:06:39.370 --> 00:06:41.220
‫خیلی ساکتین.

00:06:41.730 --> 00:06:42.990
‫استیسی-سنسه!

00:06:43.280 --> 00:06:46.070
‫شما که سال بعد اینجا
‫رو ترک نمی‌کنین؟

00:06:47.360 --> 00:06:49.490
‫پس برای اونه.

00:06:57.400 --> 00:06:59.580
‫نه ترک نمی‌کنم.

00:07:01.080 --> 00:07:07.400
‫بهم پیشنهاد شد که به همون مدرسه‌ای برم که خودم
‫توش درس خوندم و بزرگ شدم. منم راجبش فکر‌ کردم

00:07:07.400 --> 00:07:10.750
‫اما تصمیمم این شد
‫که در اوونلی بمونم.

00:07:11.010 --> 00:07:17.190
‫شما مثل بچه‌های من هستین.
‫من می‌مونم و موقیتتون رو می‌بینم.

00:07:17.190 --> 00:07:18.460
‫هورا!

00:07:26.060 --> 00:07:27.550
‫ممنون استیسی-سنسه!
‫ازتون ممنونیم!

00:07:28.590 --> 00:07:29.240
‫خیالم راحت شد!

00:07:29.250 --> 00:07:30.800
‫اینطوری نکنین بچه‌ها.

00:07:31.290 --> 00:07:35.460
‫اگه می‌رفتین خیلی بد می‌شد.

00:07:36.240 --> 00:07:40.380
‫فکر نمی‌کنم اگه معلم دیگه‌ای جاتون
‫می‌اومد می‌تونستم به درس خوندن ادامه بدم.

00:07:40.480 --> 00:07:41.430
‫منم همینطور!

00:07:41.550 --> 00:07:43.610
‫مشکل بزرگی می‌شد.

00:07:43.830 --> 00:07:47.330
‫اما بچه‌ها شما باید برای خودتون
‫درس بخونین، نه برای من.

00:07:47.740 --> 00:07:50.300
‫که اگه هر اتفاقی
‫افتاد، شما عقب نمونین.

00:07:50.540 --> 00:07:51.280
‫البته.

00:07:51.280 --> 00:07:55.130
‫می‌دونیم اما الان دیگه
‫خیالمون راحت شد.

00:07:55.770 --> 00:07:59.400
‫هی چارلی. الان خیالت راحت شد؟

00:07:59.400 --> 00:08:01.850
‫آره مطمئنم خودتم همینی.

00:08:03.200 --> 00:08:06.780
‫خیلی خب بچه‌ها، دو ماه
‫دیگه دوباره می‌بینمتون.

00:08:06.780 --> 00:08:08.090
‫بله!

00:08:13.250 --> 00:08:14.640
‫ماتیو من برگشتم!

00:08:15.330 --> 00:08:17.030
‫تعطیلات از فردا شروع می‌شه!

00:08:17.160 --> 00:08:19.140
‫مدرسه تموم شد!

00:08:19.420 --> 00:08:20.340
‫که اینطور؟
‫می‌خوای سوار شی؟

00:08:21.740 --> 00:08:22.540
‫آره.

00:08:40.160 --> 00:08:41.330
‫من برگشتم ماریلا.

00:08:42.630 --> 00:08:44.160
‫فردا تعطیلات شروع می‌شه.

00:08:45.540 --> 00:08:50.330
‫خدای من اون درس خوندن رو دوست
‫داره ولی مثل اینکه واقعا ازش خسته شده بوده.

00:09:25.960 --> 00:09:28.270
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:09:28.490 --> 00:09:30.400
‫بطری هم که نشتستی.

00:09:30.670 --> 00:09:31.860
‫ماریلا.

00:09:31.860 --> 00:09:36.790
‫دارم کتابای مدرسه رو می‌ذارم پشت
‫بوم چون نمی‌خوام تو تعطیلات ببینمشون.

00:09:38.140 --> 00:09:40.980
‫تو طول خیلی درس خوندم،

00:09:40.980 --> 00:09:44.580
‫انقدر هندسه خوندم که کتابمون
‫هیچ نکته‌ای نداره که بلد نباشم.

00:09:44.580 --> 00:09:46.920
‫دیگه از همه‌ی اون
‫جملات منطقی خسته شدم،

00:09:46.930 --> 00:09:50.360
‫می‌خوام اجازه بدم رویاپردازیم
‫تو تابستون برام حکمرانی کنه.

00:09:50.360 --> 00:09:51.870
‫شوخی نکن.

00:09:51.870 --> 00:09:57.220
‫خودت که می‌دونی وقتی به
‫رویاپردازی فضا بدیم چه اتفاقی می‌افته.

00:09:57.220 --> 00:09:59.640
‫لازم نیست بهم بگی ماریلا.

00:09:59.900 --> 00:10:02.530
‫حکمرانیش فقط در
‫محدوده‌ی منطقیه‌.

00:10:02.530 --> 00:10:07.280
‫که اینطور. به هر حال من نمی‌دونم
‫چنین تعطیلات طولانی‌ای چه معنی‌ای داره.

00:10:07.500 --> 00:10:12.470
‫امسال دیگه خواهشا از
‫سقف آقای باری بالا نرو.

00:10:18.000 --> 00:10:23.350
‫این تابستون ماتیو می‌خوام
‫خیلی خوش‌بگذرونم.

00:10:24.830 --> 00:10:28.850
‫چون احتمالا آخرین تابستونیه که
‫هنوز یه دختر بچه محسوب می‌شم.

00:10:29.280 --> 00:10:33.260
‫خب، آره داری سریع بزرگ می‌شی.

00:10:33.450 --> 00:10:35.430
‫خاله لیند گفتن

00:10:35.430 --> 00:10:38.520
‫اگه همینطور قد بکشم سال
‫بعد باید دامن بلندتری بپوشم.

00:10:38.520 --> 00:10:40.780
‫و اینکه الان خیلی پاها
‫و چشمای قشنگی دارم.

00:10:41.060 --> 00:10:43.640
‫این حرف بدیه!

00:10:44.100 --> 00:10:45.250
‫آره.

00:10:46.200 --> 00:10:50.170
‫اگه دامن بلند‌تر بپوشم حس می‌کنم باید بیشتر مراقب
‫رفتارم باشم تا بتونم شأن اون دامنا رو حفظ کنم.

00:10:50.450 --> 00:10:52.410
‫اگه هنوز مثل بچه‌ها
‫رفتار کنم عجیب می‌شه نه؟

00:10:52.990 --> 00:10:56.550
‫اونطوری باید وجود پری‌ها
‫رو انکار کنم، متاسفانه.

00:10:56.870 --> 00:11:01.350
‫برای همین این تاسبتون از
‫صمیم قلبم به وجودشون باور دارم.

00:11:01.940 --> 00:11:05.010
‫به نظر من تابستون خوبی می‌شه.

00:11:05.670 --> 00:11:09.040
‫رابی گیلیز هم به زودی
‫جشن تولد می‌گیره.

00:11:09.150 --> 00:11:11.370
‫ماه بعد هم که پیک‌نیک
‫مدرسه‌ی یکشنبه هائه.

00:11:11.590 --> 00:11:14.930
‫کنسرت مبلغ‌ها هم هست تازه.

00:11:14.930 --> 00:11:16.760
‫و... خب...

00:11:16.770 --> 00:11:22.050
‫اینا عالین، ولی فکر نمی‌کنی
‫شاید باید یکمم درس بخونی؟

00:11:22.760 --> 00:11:24.250
‫بهت که گفتم.

00:11:24.250 --> 00:11:28.140
‫تو این دو ماه به هیچ کتاب
‫درسی‌ای دست نمی‌زنم.

00:11:28.390 --> 00:11:32.100
‫اونا به رویاپردازی‌های
‫من کمکی نمی‌کنن.

00:11:32.330 --> 00:11:34.720
‫پس امیدوارم از این تعطیلاتت
‫به عنوان یه بهونه برای

00:11:34.730 --> 00:11:38.270
‫رویاپردازی و فرار از
‫کار‌های خونه استفاده نکنی.

00:11:38.360 --> 00:11:40.120
‫نه نگران نباش‌.

00:11:40.420 --> 00:11:44.110
‫از اونجایی که بزرگ شدم، هرکاری
‫که وظیفه‌ام هست رو انجام می‌دم.

00:11:44.300 --> 00:11:46.250
‫خب، خب این خوبه.

00:11:46.440 --> 00:11:48.570
‫اخیرا خیلی تنبل شدی.

00:11:48.900 --> 00:11:49.900
‫متاسفم.

00:11:50.040 --> 00:11:53.470
‫به نظر تو سحرخیز
‫بودن تو بهار مشکل دارم.

00:11:53.630 --> 00:11:54.470
‫آره.

00:11:54.900 --> 00:11:58.720
‫باید به خاطر اون همه
‫درس خسته شده باشی.

00:11:59.550 --> 00:12:01.340
‫برای همینه...

00:12:01.710 --> 00:12:03.480
‫فکر می‌کنی خسته شدم؟

00:12:04.470 --> 00:12:05.230
‫نه اینطور نیست.

00:12:05.380 --> 00:12:06.910
‫من خوبم ماتیو.

00:12:06.910 --> 00:12:08.370
‫خسته نیستم.

00:12:08.630 --> 00:12:10.770
‫کلی هم انرژی دارم‌.

00:12:10.770 --> 00:12:13.710
‫از فردا تعطیلات شروع می‌شه.

00:12:22.250 --> 00:12:26.030
‫روز بعد، بعد از صبحانه

00:12:26.030 --> 00:12:28.800
‫آنه به دیدار دایانا رفت‌.

00:12:28.920 --> 00:12:34.840
‫آنها باید در مورد اینکه این دو ماه
‫را چطور بگزرانند صحبت می‌کردند.

00:12:35.030 --> 00:12:36.680
‫صبح بخیر دایانا!

00:12:44.060 --> 00:12:46.540
‫و همان بعدازظهر...

00:12:51.490 --> 00:12:54.010
‫من به جلسه می‌رم.

00:12:54.280 --> 00:12:56.690
‫از آنه خواستم که
‫چایی رو آماده کنه.

00:12:56.800 --> 00:12:58.810
‫برای همین زود بر می‌گرده.

00:12:59.050 --> 00:13:01.140
‫باشه. بعدن می‌بینمت.

00:13:08.990 --> 00:13:10.010
‫ماتیو!

00:13:11.350 --> 00:13:12.670
‫خوبی برادر؟

00:13:15.750 --> 00:13:17.590
‫جری بوت! جری!

00:13:17.850 --> 00:13:18.770
‫بیا اینجا!

00:13:27.170 --> 00:13:33.020
‫قلب ماتیو مدتی است که مشکل دارد.

00:13:34.070 --> 00:13:36.950
‫این دلیل آن‌ها برای به سرپرستی گرفتن
‫یک پسر بود تا در کارها به او کمک کند.

00:13:36.950 --> 00:13:42.600
‫می‌خواستند فشار
‫کار‌هار از رویش کم شود.

00:13:44.090 --> 00:13:46.930
‫به نظر نمیاد فعلا خطر
‫بزرگی وجود داشته باشه.

00:13:47.070 --> 00:13:51.860
‫قبلا هم بهت گفتم که نباید
‫کارهای سنگین انجام بدی.

00:13:52.090 --> 00:13:54.540
‫باید مراقب باشی که
‫هیجان زده هم نشی.

00:13:54.830 --> 00:13:56.040
‫خب...

00:13:56.670 --> 00:14:01.550
‫منکه نمی‌تونم کار
‫رو کنار بذارم دکتر.

00:14:01.990 --> 00:14:03.490
‫که اینطور؟

00:14:03.850 --> 00:14:06.080
‫اما نباید فراموش کنی
‫که یه مشکلی داری.

00:14:06.230 --> 00:14:09.070
‫هرچند مدام نگرانش
‫بودن هم کمکی نمی‌کنه.

00:14:11.110 --> 00:14:13.980
‫لطفا اگه اتفاقی
‫افتاد بهم خبر بدین.

00:14:14.330 --> 00:14:16.020
‫خیلی ممنونم از شما.

00:14:16.290 --> 00:14:20.190
‫یادت باشه، زیاد کار نکن
‫و از هیجان دوری کن.

00:14:20.650 --> 00:14:22.530
‫چشم دکتر.

00:14:23.160 --> 00:14:26.400
‫ببخشید که تا اینجا آوردمتون.

00:14:31.840 --> 00:14:33.670
‫آنه شرلی کجاست؟

00:14:33.680 --> 00:14:36.130
‫آنه؟ رفته بیرون بازی کنه.

00:14:36.300 --> 00:14:37.660
‫مشکلی پیش اومده؟

00:14:37.660 --> 00:14:41.990
‫نه. فقط یکم پیش دیدمش
‫و یکم رنگش پریده بود.

00:14:42.290 --> 00:14:46.940
‫از سال پیش که پاش رو
‫شکست به نظر تغییر کرده.

00:14:48.550 --> 00:14:49.890
‫نگین که مریض شده؟

00:14:50.170 --> 00:14:53.350
‫نه نه اینطور فکر نمی‌کنم.

00:14:53.350 --> 00:14:57.470
‫فقط حس می‌کنم نیاز
‫به استراحت داره.

00:14:57.580 --> 00:15:00.990
‫بذارین تو تعطیلات آزاد باشه.

00:15:02.500 --> 00:15:04.450
‫تازه شنیدم که دانش‌آموز
‫خوبی هم هست.

00:15:04.670 --> 00:15:10.110
‫اما اگه به سلامتش اهمیت نده
‫ممکنه برای ریه‌اش مشکلی پیش بیاد.

00:15:10.190 --> 00:15:11.210
‫ر—ریه؟

00:15:11.830 --> 00:15:13.180
‫ریه‌ی اون مشکل داره؟

00:15:13.720 --> 00:15:15.060
‫لطفا آروم باشین.

00:15:15.190 --> 00:15:18.770
‫نمی‌خواستم بهتون هشدار
‫بدم، فقط گفتم که بدونین.

00:15:19.380 --> 00:15:25.420
‫که اینطور. اخیرا برای بیرون
‫اومدن از تختش هم یکم مقاومت می‌کنه.

00:15:25.420 --> 00:15:28.260
‫جای نگرانی نیست‌.

00:15:28.760 --> 00:15:33.550
‫فقط بذارین از تعطیلاتش لذت
‫ببره و همه چیز درست می‌شه.

00:15:34.050 --> 00:15:36.730
‫هر موقع نیاز داشتین
‫بهم خبر بدین. خداحافظ.

00:15:56.660 --> 00:16:00.970
‫بهش گفته بودم که برای کلاس
‫ویژه چندان به خودش فشار نیاره.

00:16:03.370 --> 00:16:06.340
‫اون واقعا بیش از حد درس می‌خونه.

00:16:07.360 --> 00:16:11.250
‫اما کلا در مورد همه
‫چیز زیاده روی می‌کنه.

00:16:12.130 --> 00:16:15.600
‫اگه واقعا مریض بشه چیه.

00:16:28.000 --> 00:16:29.770
‫عجیبه.

00:16:29.770 --> 00:16:34.490
‫خودش می‌دونست که خوشگذروندن
‫تو این تعطیلات براش کافیه.

00:16:34.860 --> 00:16:38.440
‫برای مدتی تنها چیزی که
‫براش مهم درساش بودن.

00:16:44.140 --> 00:16:45.500
‫نباید بلند شی.
‫باید استراحت کنی.

00:16:47.180 --> 00:16:51.180
‫نه خوبم. اولین بار
‫نیست که اینطوری می‌شه.

00:16:52.280 --> 00:16:55.500
‫یکم استراحت کنم کافیه.

00:16:56.130 --> 00:16:59.070
‫اصلا لازم نبود دکتر رو خبر کنیم.

00:16:59.630 --> 00:17:02.070
‫به حرف دکتر گوش بده.

00:17:02.510 --> 00:17:04.820
‫کارهای سخت رو بسپر به جری.

00:17:05.000 --> 00:17:05.880
‫تو...

00:17:06.330 --> 00:17:12.570
‫می‌فهمم. راستی دکتر یه
‫چیزی در مورد آنه نگفت؟

00:17:12.700 --> 00:17:17.740
‫چرا گفت امروز دیدتش و
‫متوجه شده که چقدر بزرگ شده.

00:17:17.830 --> 00:17:22.210
‫و همینطور که دانش‌آموز
‫خوبیه. مشکلی وجود نداره.

00:17:23.720 --> 00:17:25.530
‫خب ماریلا

00:17:26.050 --> 00:17:33.110
‫در مورد مریضیم به آنه چیزی
‫نگو. همونطور که تا حالا نگفتیم.

00:17:33.270 --> 00:17:34.310
‫اگه بگیم...

00:17:34.600 --> 00:17:36.820
‫می‌دونستم این رو می‌گی.

00:17:36.930 --> 00:17:39.050
‫بهش نمی‌گم مایتو.

00:17:39.950 --> 00:17:43.450
‫انقدرم نگران نباش،
‫برای قلبت خوب‌ نیست.

00:17:43.960 --> 00:17:45.640
‫بذار برات چایی بریزم.

00:17:48.070 --> 00:17:51.640
‫خوبه که آنه الان اینجا نیست.

00:17:52.250 --> 00:17:56.950
‫وگرنه می‌رفت تا
‫کمک دست ماتیو بشه.

00:18:06.730 --> 00:18:08.520
‫ماتیو، انقدر زود اومدی؟

00:18:08.840 --> 00:18:10.120
‫بذار برات چایی بیارم.

00:18:10.350 --> 00:18:12.180
‫خب...

00:18:14.480 --> 00:18:16.400
‫ماریلا؟ جلسه چی شد؟

00:18:16.660 --> 00:18:19.500
‫یکم سردرد داشتم. امروز نرفتم.

00:18:19.720 --> 00:18:22.530
‫واقعا؟ ببخشید که دیر کردم.

00:18:22.850 --> 00:18:26.460
‫اشکالی نداره. خوشگذشت امروز؟

00:18:26.620 --> 00:18:31.130
‫خب، کل روز رو خونه‌ی دایانا
‫بودم و مثل یه بانو حرف می‌زدم.

00:18:31.340 --> 00:18:36.110
‫از زمانی که به کلاس آکادمی رفته
‫بودم هرگز انقدر با هم حرف نزده بودیم.

00:18:36.360 --> 00:18:39.080
‫اینطوری که نمی‌شه.
‫بیشتر برین بیرون.

00:18:39.450 --> 00:18:44.040
‫مگه نگفته قراره کلی خوش‌بگذرونی؟

00:20:22.830 --> 00:20:24.100
‫در بعدازظهر روز بعد

00:20:24.820 --> 00:20:28.780
‫بعد از آن که دایانا و آنه روز
‫دیگری را با هم سپری کردند

00:20:29.310 --> 00:20:33.400
‫خانم لیند به گرین گیبلز آمد.

00:20:33.950 --> 00:20:39.410
‫می‌خواست بداند که چرا ماریلا
‫به جلسه‌ی دیروز نیامده بود.

00:20:39.410 --> 00:20:42.940
‫دیروز ماتیو با قلبش
‫به مشکل خورد.

00:20:42.940 --> 00:20:46.270
‫خدای من، دوباره؟
‫این اصلا خوب نیست!

00:20:46.580 --> 00:20:50.050
‫منم نخواستم که تنهاش بذارم.

00:20:50.050 --> 00:20:53.070
‫الان خوبه

00:20:53.350 --> 00:20:57.280
‫اما بیشتر از گذشته مشکل پیدا
‫می‌کنه و برای همین نگرانشم.

00:20:58.090 --> 00:21:02.670
‫دکتر گفت که باید
‫از هیجان دوری کنه.

00:21:03.100 --> 00:21:05.900
‫خب اینکه کار ساده‌ایه.

00:21:06.350 --> 00:21:10.840
‫چون ماتیو به هیچ
‫شکلی دنبال هیجان نمی‌ره.

00:21:11.070 --> 00:21:11.900
‫درسته.

00:21:12.440 --> 00:21:15.140
‫اما نباید کار
‫سنگینی هم انجام بده

00:21:15.540 --> 00:21:20.020
‫و این مثل این می‌مونه که
‫بهش بگی نباید نفس بکشی.

00:21:20.020 --> 00:21:21.180
‫همینطوره.

00:21:21.710 --> 00:21:24.250
‫ریچل. برای چای می‌مونی پیشم؟

00:21:24.550 --> 00:21:29.640
‫آنه می‌خواد کیک درست
‫کنه، تو هم امتحان کن.

00:21:29.770 --> 00:21:31.230
‫آنه؟

00:21:31.630 --> 00:21:34.270
‫پس باید امتحانشون کنم.

00:21:35.600 --> 00:21:38.690
‫بفرما خودشم اومد.

00:21:39.900 --> 00:21:41.370
‫بعدازظهر بخیر خاله لیند.

00:21:42.720 --> 00:21:44.180
‫امروز به موقع رسیدم.
‫برات هدیه آوردم.

00:21:45.550 --> 00:21:46.770
‫خوشگل نیستن؟

00:21:49.430 --> 00:21:51.090
‫الان کیک‌ها رو درست می‌کنم.

00:21:54.910 --> 00:21:57.300
‫اون در مورد
‫مریضی ماتیو نمی‌دونه.

00:21:59.500 --> 00:22:03.140
‫در همان زمان که ماریلا
‫با خانم لیند حرف می‌زد

00:22:03.510 --> 00:22:06.120
‫آنه، چای درست کرد و کیک پخت.

00:22:06.300 --> 00:22:12.140
‫کیکی که حتی خانم لیند ایرادگیر
‫نیز نتوانست مشکلی در آن پیدا کند.

00:22:13.430 --> 00:22:16.460
‫این کیکا واقعا خوش‌مزه‌ان!

00:22:17.470 --> 00:22:19.800
‫خاله لیند بالاخره ازم تعریف کرد.

00:22:24.640 --> 00:22:27.490
‫باید اعتراف کنم آنه
‫تبدیل به دختر باهوش شده.

00:22:27.810 --> 00:22:29.630
‫حتما کمک بزرگی بهت می‌کنه.

00:22:30.250 --> 00:22:34.880
‫همینطوره. اون می‌گفت می‌ترسه نتونه هیچ
‫وقت دیدگاه‌های بچه‌گونه‌اش رو کنار بذاره.

00:22:35.150 --> 00:22:37.920
‫اما گذاشت. الا ترسی ندارم
‫که کاری رو بهش بسپرم.

00:22:38.250 --> 00:22:41.960
‫سه سال پیش که اولین بار دیدمش

00:22:42.700 --> 00:22:46.840
‫خدای من هیچ وقت
‫کج‌خلقی‌هاش رو فراموش نمی‌کنم.

00:22:46.990 --> 00:22:52.200
‫به همسرم گفتم: "ماریلا کات‌برت
‫از کاری که کرده پشیمون می‌شه."

00:23:00.350 --> 00:23:07.830
‫اگه راستش رو بخوای تا همین چند وقت پیش فکر‌
‫می‌کردم نمی‌تونه اخلاق بدش رو کنار بذاره.

00:23:08.340 --> 00:23:10.030
‫ماریلا

00:23:10.800 --> 00:23:15.060
‫من از اون آدمایی نیستم
‫که اعتراف نکنن اشتباه کردن

00:23:15.210 --> 00:23:18.130
‫هرگز اونطور نبودم خداروشکرانه.

00:23:18.740 --> 00:23:23.540
‫قضاوتم در مورد آنه اشتباه
‫بود، البته تعجبی هم نداره.

00:23:24.120 --> 00:23:29.650
‫چون هرگز دختری به
‫عجیبیه اون ندیده بودم.

00:23:30.250 --> 00:23:34.930
‫به هیچ سازی که بقیه بچه‌ها
‫می‌رقصیدن، نمی‌رقصید.

00:23:35.590 --> 00:23:39.740
‫اینکه تو این سه سال چقدر
‫پیشرفت کرده خیلی شگفت‌انگیزه

00:23:39.980 --> 00:23:41.920
‫به خصوص ظاهرش.

00:23:42.090 --> 00:23:44.730
‫دختر زیبایی شده.

00:23:55.320 --> 00:23:59.280
‫آنه در مورد قلب
‫ماتیو بی‌ خبر است.

00:23:59.380 --> 00:24:03.750
‫و همینطور نمی‌داند که
‫ماریلا نگران سلامتی او است.

00:24:03.750 --> 00:24:08.890
‫او فقط از تعطیلاتش لذت می‌برد.

00:24:09.110 --> 00:24:18.110
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:18.140 --> 00:24:19.660
‫آزمون ورودی نزدیک است

00:24:19.660 --> 00:24:22.300
‫و غیبت از باشگاه
‫داستان‌نویسی زیاد می‌شود.

00:24:22.560 --> 00:24:25.450
‫در قسمت بعد:

00:24:25.570 --> 00:24:27.350
‫آینده‌ی باشگاه داستان‌نویسی

00:24:27.490 --> 00:24:28.350
‫☆پایان این قسمت☆

00:24:28.370 --> 00:24:48.370
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.