﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.290 --> 00:00:14.450
‫Kikoeru kashira

00:00:15.980 --> 00:00:18.310
‫Hizume no oto

00:00:25.580 --> 00:00:28.630
‫Yuruyakana oka wo nutte

00:00:28.840 --> 00:00:30.830
‫Kaketekuru basha

00:00:33.150 --> 00:00:38.980
‫Mukae ni kuru no mukae ni kuru no ne

00:00:39.170 --> 00:00:40.570
‫Dare ka ga

00:00:41.500 --> 00:00:46.210
‫Watashi wo tsureteyuku no ne

00:00:46.210 --> 00:00:50.700
‫Shiroi hana no michi he

00:00:52.720 --> 00:00:58.610
‫Kaze no furusato he

00:00:59.100 --> 00:01:02.340
‫Tsureteyuku no ne

00:01:05.490 --> 00:01:10.010
‫Tsureteyuku no ne

00:00:12.550 --> 00:00:18.700
‫صدایش را می‌شنوی؟ صدای اسب‌هاست

00:00:25.530 --> 00:00:30.850
‫کالسکه‌ای از میان تپه‌ها عبور می‌کند

00:00:33.150 --> 00:00:38.080
‫داره میاد، یکی داره بالاخره میاد

00:00:39.170 --> 00:00:46.050
‫و من رو همراه خودش می‌بره

00:00:46.300 --> 00:00:50.000
‫به سمت مسیر گلهای سفید اشتیاق‌انگیز

00:00:52.720 --> 00:00:58.150
‫به سمت خونه باد

00:00:59.050 --> 00:01:02.500
‫منو با خودش می‌بره

00:01:05.300 --> 00:01:09.000
‫منو با خودش می‌بره

00:01:10.200 --> 00:01:14.930
‫لطفا جهت نهایت استفاده از زیرنویس،
‫از پلیرهای پیشنهادی استفاده کنید:

00:01:14.960 --> 00:01:19.960
‫در اندروید از پلیر MPV Android
‫در ویندوز از VLC Media Player

00:01:26.000 --> 00:01:29.870
‫قسمت آخر: خداوند در آسمان است،
‫همه چیز بر روی زمین درنظم است.

00:01:54.730 --> 00:01:56.430
‫کم‌کم بهتره که بریم.

00:02:05.780 --> 00:02:09.080
‫خبر اینکه آنه تصمیم
‫گرفته تا به دانشگاه نرود

00:02:09.120 --> 00:02:13.680
‫و یک معلم شود، به‌سرعت
‫در اوونلی پخش شد

00:02:13.720 --> 00:02:16.280
‫و موضوع بحث‌های مردم است.

00:02:21.260 --> 00:02:25.820
‫اکثر آنها از وضعیت
‫ماریلا، خبری ندارند؛

00:02:25.870 --> 00:02:30.130
‫و آنه را احمقی می‌دانستند
‫که دلشان برایش می‌سوزد.

00:02:30.170 --> 00:02:33.260
‫اما خانم آلان متفاوت بود.

00:02:33.310 --> 00:02:36.800
‫او به آنه گفت که از
‫تصمیم وی حمایت می‌کند.

00:02:36.840 --> 00:02:40.040
‫از شادی، اشک درچشمان آنه جمع شد.

00:02:51.460 --> 00:02:52.890
‫آن‌شب

00:02:52.930 --> 00:03:00.090
‫آنه و ماریلا درکنار یکدیگر به تماشای
‫غروب آفتاب تابستانه مشغول بودند.

00:03:01.300 --> 00:03:06.300
‫دونفری در باغ نشسته و درحالی که
‫غروب خورشید شامگاهان را تماشا می‌کردند

00:03:06.340 --> 00:03:10.140
‫از رایحه‌ی گیاهان
‫در هوا، لذت می‌بردند.

00:03:10.180 --> 00:03:13.770
‫این کار به بخشی از زندگی
‫روزمره‌ آنها تبدیل شده بود.

00:03:16.020 --> 00:03:18.280
‫نعناست...

00:03:18.320 --> 00:03:21.290
‫بوی نعنا میاد.

00:03:22.620 --> 00:03:23.990
‫اوهوم.

00:03:24.020 --> 00:03:25.680
‫بوی خوبیه.

00:03:25.730 --> 00:03:28.220
‫آره، بوی خوبیه.

00:03:30.600 --> 00:03:32.690
‫خاله لیند اومده.

00:03:41.940 --> 00:03:44.140
‫وقت بخیر خاله لیند.

00:03:44.180 --> 00:03:47.010
‫امروز هم اینجایید؟

00:03:49.420 --> 00:03:52.180
‫اخیرا همیشه اینجا نشستیا.

00:03:52.220 --> 00:03:55.240
‫اوهوم، آنه بدعادتم کرده.

00:03:59.430 --> 00:04:05.890
‫اینجا نشستن چه حس خوبیه. اگه کل
‫روز هم اینجا بشینم، برام مهم نیست.

00:04:05.930 --> 00:04:12.240
‫لباس پیدا کردن برای یه آدم
‫100 پوندی اصلا آسون نیست.

00:04:12.270 --> 00:04:17.470
‫خوبه که چاق نیستی
‫ماریلا، بهتره شکرگزار باشی.

00:04:17.510 --> 00:04:20.040
‫اوهوم.

00:04:20.080 --> 00:04:24.280
‫راستی آنه، شنیدم که
‫بیخیال دانشگاه رفتن شدی.

00:04:24.320 --> 00:04:26.620
‫واقعا تصمیم خوبیه.

00:04:26.650 --> 00:04:31.680
‫تو بعنوان یه دختر به
‫قدر کافی تحصیلات داری.

00:04:31.720 --> 00:04:37.890
‫اینکه دخترها مثل پسرها برن دانشگاه و لاتین
‫یا یونانی بخونند، کاری احمقانه و مسخرست.

00:04:37.930 --> 00:04:40.090
‫من که اصلا موافق نیستم.

00:04:40.130 --> 00:04:41.900
‫اما خاله لیند، من با
‫اینکه به دانشگاه نمی‌رم؛

00:04:41.940 --> 00:04:46.430
‫قصد دارم لاتین و یونانی بخونم.

00:04:46.470 --> 00:04:47.440
‫چرا؟

00:04:47.470 --> 00:04:51.310
‫من همینجا، توی گرین‌گیبلز
‫برای مدرک ادبیات می‌خونم.

00:04:51.340 --> 00:04:54.870
‫خودم تمام درس‌های دانشگاه
‫رو همینجا یاد می‌گیرم.

00:04:54.910 --> 00:04:59.150
‫آنشرلی، این کار بی‌فایدست
‫و الکی خسته می‌شی!

00:04:59.190 --> 00:05:01.450
‫اصلا هم اینطور نیست.

00:05:01.490 --> 00:05:03.820
‫من می‌دونم که دارم چیکار می‌کنم.

00:05:03.860 --> 00:05:08.820
‫درسته که دختر نابغه‌ای نیستم
‫اما قصد دارم که سخت تلاش کنم.

00:05:10.160 --> 00:05:13.960
‫از طرفی توی زمستون،
‫وقت خیلی زیادی داریم.

00:05:14.000 --> 00:05:16.940
‫به‌هرحال در امتحانات
‫که شرکت نمی‌کنم.

00:05:16.970 --> 00:05:19.340
‫چون قراره معلم کارمدی بشم.

00:05:19.370 --> 00:05:20.530
‫بعید می‌دونم.

00:05:20.570 --> 00:05:23.670
‫مگه‌ نمی‌خواستی که
‫معلم اوونلی بشی؟

00:05:23.710 --> 00:05:25.840
‫شورا تصمیم گرفته.

00:05:25.880 --> 00:05:27.510
‫خاله لیند!

00:05:28.520 --> 00:05:31.780
‫مگه شورا به گیلبرت
‫بلایث قول نداده بودی؟

00:05:31.820 --> 00:05:37.950
‫درسته، اما گیلبرت لحظه‌ای که
‫فهمید تو تقاضا دادی، کناره‌گیری کرد.

00:05:37.990 --> 00:05:41.190
‫مدرسه دیشب جلسه برگزار کرده بود.

00:05:41.230 --> 00:05:45.930
‫گیلبرت هم اومد و کناره‌گیری
‫خودش رو اعلام کرد

00:05:45.970 --> 00:05:49.330
‫و تو رو بعنوان
‫جایگزین پیشنهاد داد.

00:05:49.370 --> 00:05:53.000
‫خودش برای تدریس
‫به وایت‌سندز می‌ره.

00:05:54.610 --> 00:05:59.010
‫حتما گیلبرت بخاطر
‫تو فداکاری کرده.

00:05:59.050 --> 00:06:03.610
‫اون اینکه قصد داری پیش
‫ماریلا بمونی رو کاملا درک می‌کنه.

00:06:03.650 --> 00:06:07.980
‫گیلبرت واقعا پسر
‫شیرین و مهربونیه.

00:06:08.020 --> 00:06:11.420
‫هرکسی چنین کاری رو انجام نمی‌ده.

00:06:12.360 --> 00:06:18.350
‫اگه تو وایت‌سندز بخواد درس
‫بده باید هزینه اقامت هم بده.

00:06:18.400 --> 00:06:21.930
‫از طرفی باید برای
‫دانشگاه هم پس‌انداز کنه.

00:06:24.670 --> 00:06:29.630
‫به‌هرحال، شورا تصمیم
‫گرفته تا تو رو استخدام کنه.

00:06:29.680 --> 00:06:35.410
‫وقتی که همسرم توماس برگشت خونه
‫و بهم خبر داد، واقعا خوشحال شدم.

00:06:36.220 --> 00:06:38.410
‫من نمی‌تونم اینو قبول کنم.

00:06:38.450 --> 00:06:42.150
‫نمی‌تونم فداکاری گیلبرت
‫بخاطر من رو قبول کنم.

00:06:42.190 --> 00:06:44.590
‫دیگه الان که نمی‌تونی کاری کنی.

00:06:44.620 --> 00:06:49.580
‫قرار بود امروز به وایت‌سندز
‫بره، حتما نامه اشتغالشم گرفته.

00:06:49.630 --> 00:06:53.590
‫از طرفی بخاطر تو
‫بود که چنین کاری کرد.

00:06:53.630 --> 00:06:57.930
‫حالا که چنین کاری کرده، قبولش
‫کن و تو همین اوونلی درس بده، آنه.

00:07:00.410 --> 00:07:03.670
‫حالا که دیگه "پای" ها
‫نیستند، پس انجامش بده.

00:07:03.710 --> 00:07:06.740
‫اینکه جوزی آخرین
‫امیدشون بود، واقعا خوبه.

00:07:06.780 --> 00:07:12.180
‫20 ساله که همیشه پای یکی
‫از "‌پای‌"ها تو مدرسه باز بوده.

00:07:12.220 --> 00:07:14.480
‫از نظر فعالیت هم که دیگه....

00:07:14.520 --> 00:07:21.860
‫این اطراف همه از وضع تدریس
‫کردن اونها به شدت ناراضی و ناراحتن.

00:07:23.130 --> 00:07:26.260
‫چرا اون پنجره داره چشمک می‌زنه؟

00:07:26.300 --> 00:07:28.060
‫علامت دایانا به آنه ‌است.

00:07:28.100 --> 00:07:29.030
‫علامت؟

00:07:29.070 --> 00:07:32.090
‫آره، داره می‌گه که "فورا بیا".

00:07:32.140 --> 00:07:34.660
‫از قدیم اینطوری
‫باهم صحبت می‌کنیم.

00:07:34.710 --> 00:07:38.070
‫ببخشید، چندلحظه
‫می‌رم تا ببینم چی شده.

00:07:38.110 --> 00:07:40.740
‫خیلی دیر نکنی!

00:07:40.780 --> 00:07:42.040
‫باشه.

00:07:47.620 --> 00:07:51.610
‫هنوز هم با دوران
‫بچگی‌ هیچ فرقی نکرده.

00:07:51.660 --> 00:07:53.290
‫چرا؟

00:07:53.330 --> 00:07:57.290
‫الان خیلی به خانمها
‫شباهت بیشتری داره.

00:07:57.330 --> 00:08:01.890
‫ماریلا برای یک لحظه
‫همانند‌ گذشته‌ شد.

00:08:01.930 --> 00:08:07.340
‫اما چنین حوصله‌ای
‫دیگر از ماریلا گذشته.

00:08:07.370 --> 00:08:11.370
‫وقتی که ریچل به خانه
‫رفت، به توماس چنین گفت؛

00:08:11.410 --> 00:08:16.280
‫"ماریلا کات‌برد
‫دیگه واقعا پیر شده."

00:08:17.020 --> 00:08:20.540
‫از طرفی، آنه درجنگل
‫به سمت دایانا می‌رود.

00:08:20.590 --> 00:08:24.320
‫با اینکه به سمت دایانا می‌رود،
‫اما نمی‌تواند که به او فکر کند.

00:08:24.360 --> 00:08:29.490
‫ذهن او کاملا مشغول
‫فداکاری گیلبرت بلایث است.

00:08:30.760 --> 00:08:35.700
‫علامت دایانا بخاطر بازدید
‫خانم جوزفین باری بود

00:08:35.740 --> 00:08:39.190
‫که بسیار دوست داشت
‫تا با آنه صحبت کند.

00:08:41.040 --> 00:08:46.500
‫من وقتی که دایانا بهم گفت،
‫حسابی غافلگیر شدم آنه.

00:08:46.550 --> 00:08:50.880
‫فکر کردم که عقلت رو از دست دادی.

00:08:50.920 --> 00:08:52.850
‫آخه مگه اینطور نیست؟

00:08:52.890 --> 00:08:59.550
‫این همه سختی کشیدی. هیچکس
‫این رو بهتر از من نمی‌دونه.

00:08:59.590 --> 00:09:03.590
‫چرا بورسیه‌ای که
‫گرفتی رو دور انداختی؟

00:09:03.630 --> 00:09:07.790
‫عمه جوزفین، آنه
‫دلایل خودش رو داره.

00:09:07.830 --> 00:09:10.960
‫نه، من باید بفهمم.

00:09:11.000 --> 00:09:14.000
‫تو که هیچکس رو اذیت نمی‌کنی.

00:09:14.040 --> 00:09:17.670
‫دانشگاه رفتن که برات
‫هیچ هزینه‌ای نداره.

00:09:17.710 --> 00:09:22.150
‫چرا چنین فرصت خوبی
‫رو الکی حروم می‌کنی؟

00:09:22.180 --> 00:09:24.580
‫تا ابد پشیمون میشیا!

00:09:24.620 --> 00:09:28.490
‫منم اولش که شنیدم،
‫غافلگیر شدم آنه.

00:09:28.520 --> 00:09:33.120
‫همه توی اوونلی بابت این افتخارآفرینی
‫خوشحال بودن و بهت تبریک می‌گفتن.

00:09:33.160 --> 00:09:35.220
‫واقعا حیف شد.

00:09:35.260 --> 00:09:38.290
‫من به افتخار
‫اوونلی اهمیتی نمی‌دم.

00:09:38.330 --> 00:09:41.530
‫بیخیال اون، آنه بگو که چی شده؟

00:09:41.570 --> 00:09:44.260
‫چرا دانشگاه نمی‌ری؟

00:09:44.300 --> 00:09:46.000
‫اگه خودت تصمیمی گرفتی
‫که نمیشه کاریش کرد.

00:09:46.040 --> 00:09:50.370
‫اما اگه ماریلا کات‌برد حرفی
‫زده، من ساکت نمی‌مونم!

00:09:50.410 --> 00:09:51.100
‫عمه.

00:09:51.140 --> 00:09:53.200
‫ساکت باش.

00:09:54.080 --> 00:09:58.040
‫درسته، بدون ماتیو کات‌برد
‫حتما حسابی همه چیز بهم ریخته.

00:09:58.080 --> 00:09:59.680
‫ماریلا هم تنهاست.

00:09:59.720 --> 00:10:04.490
‫اما، ماریلا در مقایسه
‫با من که حسابی جوونه.

00:10:04.520 --> 00:10:07.150
‫کدوم آدمی پیر نمیشه؟

00:10:07.190 --> 00:10:10.090
‫اینکه مانع آنه‌ که حتی
‫فرزندخونده‌ رسمیش هم نیست، بشه

00:10:10.130 --> 00:10:12.190
‫واقعا خودخواهیه!

00:10:12.230 --> 00:10:15.170
‫این طفل‌معصوم چیکار کنه؟

00:10:15.200 --> 00:10:20.470
‫خانم باری، وقتی که ماریلا
‫متوجه شد من بیخیال بورسیه شدم

00:10:20.510 --> 00:10:25.380
‫خودش باهام مخالفت کرد. گفت که
‫نیازی نیست بخاطر اون فداکاری کنم.

00:10:27.010 --> 00:10:31.540
‫این خود من بودم که تصمیم
‫گرفتم بیخیال بورسیه بشم.

00:10:31.580 --> 00:10:36.490
‫نه تنها پشیمون نیستم؛
‫بلکه حتی خوشحالم.

00:10:37.860 --> 00:10:42.560
‫هی چیزی نمی‌تونه تصمیمم برای موندن
‫پیش ماریلا در گرین‌گیبلز رو عوض کنه.

00:10:42.600 --> 00:10:45.830
‫حتی اگه خود ملکه
‫ویکتوریا بیاد و صحبت کنه.

00:10:51.470 --> 00:10:53.870
‫من که متوجه اوضاع نشدم

00:10:53.910 --> 00:11:01.450
‫اما این چهره رو که می‌بینم، می‌فهمم
‫که اشتباه کردم و الکی نگران بودم.

00:11:01.480 --> 00:11:08.580
‫خانم باری، چقدر شما
‫مهربونید و نگران من هستید...

00:11:09.590 --> 00:11:13.690
‫من این‌دفعه کسی
‫رو نا‌امید نمی‌کنم.

00:11:15.160 --> 00:11:20.060
‫و مهم نیست که کی،
‫درموردم چی فکر می‌کنه؛

00:11:20.100 --> 00:11:23.830
‫این‌بار به چیزهایی که قبلا بهش
‫توجه نکرده بودم، توجه می‌کنم؛

00:11:23.870 --> 00:11:25.700
‫گرما و قدرت قلب و احساسات آدمها.

00:11:25.740 --> 00:11:32.010
‫این تنها راه ممکنه تا مثل
‫بقیه قدرتمند و بخشنده بشم.

00:11:34.180 --> 00:11:40.350
‫باشه، اگه اینقدر مطمئنی...

00:11:40.390 --> 00:11:42.950
‫مطمئنم که دلایل خودت رو داری.

00:11:44.820 --> 00:11:47.590
‫من دیگه اصرار نمی‌کنم.

00:11:47.630 --> 00:11:49.250
‫خانم باری...

00:11:54.470 --> 00:11:59.530
‫از طرف من به آقای باری سلامت برسونید و بابت
‫زحمت دادن بخاطر زمین‌ها ازش عذرخواهی کنید.

00:11:59.570 --> 00:12:03.440
‫نه، این ماییم که به
‫شما زحمت دادیم.

00:12:03.480 --> 00:12:05.810
‫خب، ماریلا منتظرمه.

00:12:05.850 --> 00:12:07.610
‫شب بخیر دایانا.

00:12:07.650 --> 00:12:09.310
‫شب بخیر آنه.

00:12:27.100 --> 00:12:34.770
‫ماریلا بابت چنین داشتن
‫فرزندی واقعا خوشبخته.

00:12:34.810 --> 00:12:36.970
‫من حسودیم می‌شه.

00:12:37.810 --> 00:12:39.780
‫عمه جوزفین.

00:13:28.960 --> 00:13:31.450
‫آنه، دوباره داری سر مزار می‌ری؟

00:13:31.500 --> 00:13:35.060
‫اوهوم، نگران بوته رز هستم.

00:13:35.100 --> 00:13:38.800
‫راستی، نامه داری. دوتا.

00:13:38.840 --> 00:13:40.740
‫دو تا؟

00:13:40.770 --> 00:13:42.800
‫ایناهاش...

00:13:42.840 --> 00:13:44.000
‫ممنونم.

00:13:44.040 --> 00:13:48.140
‫وای! از طرف خانم
‫استیسیه؛ و استلا.

00:13:48.180 --> 00:13:49.440
‫می‌تونم همینجا بخونم؟

00:13:49.480 --> 00:13:51.010
‫چرا که نه.

00:13:58.820 --> 00:14:02.760
‫آنه‌ی عزیزم، خبرهای
‫شگفت‌انگیزی برایت دارم.

00:14:02.800 --> 00:14:07.890
‫من هم همانند تو در
‫دانشگاه ردموند قبول شدم.

00:14:10.170 --> 00:14:12.690
‫از اینکه دوباره با تو تحصیل کنم

00:14:12.740 --> 00:14:16.730
‫بسیار خوشحال شدم و
‫فورا این نامه را نوشتم.

00:14:16.780 --> 00:14:19.640
‫کی به ردموند می‌روی؟

00:14:19.680 --> 00:14:24.450
‫تاریخ را که مشخص کردی، حتما
‫بهم خبر بده. به دنبالت خواهم آمد.

00:14:28.620 --> 00:14:30.450
‫تبریک می‌گم استلا.

00:14:47.710 --> 00:14:54.370
‫ماتیو، به لطف گیلبرت می‌تونم
‫همینجا در اوونلی بمونم و تدریس کنم.

00:14:54.410 --> 00:14:58.040
‫درسته که نابغه نیستم
‫اما تمام تلاشم رو می‌کنم

00:14:58.080 --> 00:15:01.250
‫و مثل خانم استیسی،
‫معلم خوبی خواهم بود.

00:15:13.430 --> 00:15:15.260
‫بازهم بهت سر می‌زنم.

00:15:21.470 --> 00:15:26.310
‫نامه خانم استیسی درست
‫همانند تصورات آنه بود.

00:15:26.350 --> 00:15:30.440
‫بابت برنده‌ی بورسیه
‫ایوری شدن، تبریک گفته بود.

00:15:31.520 --> 00:15:33.820
‫آنه با خواندن نامه

00:15:33.850 --> 00:15:39.790
‫خاطرات زمانی که خانم استیسی برروی
‫تخته سیاه چیزی می‌نوشت را به یاد آورد.

00:15:39.830 --> 00:15:42.230
‫آنه! آنه!

00:15:45.260 --> 00:15:46.750
‫خانم آلان!

00:15:49.140 --> 00:15:54.660
‫که اینطور... اما چه خوب
‫که تو اوونلی تدریس می‌کنی.

00:15:54.710 --> 00:15:56.140
‫آره واقعا.

00:15:56.180 --> 00:16:02.670
‫با اینکه خوشحال شدم اما
‫آرزوی دیگه‌ای هم دارم.

00:16:02.720 --> 00:16:06.010
‫اونم اینه که تمام‌ بچه‌هایی که به
‫کوئین رفتند، همینجا تدریس کنند.

00:16:07.190 --> 00:16:13.460
‫اگه شما همگی باهم کار کنید، مطمئنم که برای
‫این دهکده کارهای خارق‌العاده‌ای می‌کنید.

00:16:13.490 --> 00:16:16.460
‫قطعا تو هم اونجا
‫خواهی بود، مگه‌نه؟

00:16:16.500 --> 00:16:18.360
‫البته، با خوشحالی.

00:16:53.630 --> 00:16:58.500
‫گیلبرت... از اینکه بخاطر من از تقاضای
‫خودت صرف‌نظر کردی، واقعا سپاسگزارم.

00:16:58.540 --> 00:17:03.800
‫واقعا از صمیم‌قلب ازت قدردانم.

00:17:05.310 --> 00:17:07.970
‫واقعا کار خاصی نکردم آنه.

00:17:08.010 --> 00:17:10.640
‫از اینکه تونستم
‫کمک کنم، خوشحالم.

00:17:10.680 --> 00:17:12.880
‫حالا بی‌حساب شدیم؟

00:17:12.920 --> 00:17:15.940
‫بالاخره بابت کاری که قبلا
‫کردم، من رو می‌بخشی؟

00:17:17.360 --> 00:17:20.260
‫من همون روز که تو
‫قایق بودیم، بخشیدمت.

00:17:20.290 --> 00:17:22.490
‫فقط خودم متوجه نشده بودم.

00:17:22.530 --> 00:17:25.500
‫واقعا خیلی احمق بودم‌.

00:17:25.530 --> 00:17:31.530
‫از اون موقع، هرکاری که کردم،
‫از اون موقع حسابی پشیمونم.

00:17:32.840 --> 00:17:35.500
‫ما قطعا دوستهای خوبی خواهیم شد.

00:17:35.540 --> 00:17:39.310
‫من فکر می‌کنم که ما بدنیا
‫اومدیم تا باهم دوست بشیم، آنه.

00:17:39.350 --> 00:17:42.470
‫تا الان دربرابر
‫سرنوشت مبارزه می‌کردیم.

00:17:43.920 --> 00:17:46.080
‫تو هم قصد داری ادامه تحصیل بدی؟

00:17:46.120 --> 00:17:47.210
‫اوهوم.

00:17:47.250 --> 00:17:51.190
‫منم همینطور. می‌تونیم
‫به همدیگه کمک کنیم.

00:17:51.220 --> 00:17:52.820
‫مطمئنم که همینطوره.

00:17:52.860 --> 00:17:53.950
‫همینطوره.

00:17:53.990 --> 00:17:56.480
‫خب بیا، تا خونه همراهیت می‌کنم.

00:18:30.400 --> 00:18:34.330
‫آنه با یه پسر برگشته؟

00:18:34.370 --> 00:18:36.430
‫یعنی کیه؟

00:19:08.400 --> 00:19:10.930
‫من برگشتم، ببخشید که دیر کردم.

00:19:10.970 --> 00:19:12.460
‫خوش اومدی آنه.

00:19:12.500 --> 00:19:14.800
‫بازهم کار کردی؟

00:19:14.840 --> 00:19:18.000
‫چیزی نیست؛ یکم کار ایرادی نداره.

00:19:18.040 --> 00:19:21.440
‫مارتین بهم کمک می‌کنه، منم عینکمو
‫می‌زنم و چشمم آسیبی نمی‌بینه.

00:19:21.480 --> 00:19:23.610
‫خودم از پسش برمیام.

00:19:25.150 --> 00:19:27.620
‫ممنونم ماریلا.

00:19:27.650 --> 00:19:32.020
‫آنه... اونی که
‫باهات بود، کی بود؟

00:19:33.530 --> 00:19:35.150
‫گیلبرت بلایث.

00:19:35.190 --> 00:19:37.320
‫بابت قضیه مدرسه ازش تشکر کردم.

00:19:38.500 --> 00:19:44.630
‫نمی‌دونستم که یه تشکر ساده بین تو
‫و گیلبرت، 30 دقیقه طول می‌کشه.

00:19:44.670 --> 00:19:48.470
‫تشکر رو بیخیال، تا
‫الان باهم رقیب بودیم.

00:19:48.510 --> 00:19:53.270
‫اما حالا دیگه تا ابد
‫باهم دوست خواهیم بود.

00:19:53.310 --> 00:19:57.110
‫اما واقعا ما 30
‫دقیقه صحبت کردیم؟

00:19:57.150 --> 00:19:59.210
‫همینطوره.

00:19:59.250 --> 00:20:02.450
‫حس کردم که همش 3 دقیقه گذشته.

00:20:02.490 --> 00:20:07.320
‫اما ماریلا، این در مقایسه با 5
‫سالی که دور ریختیم، چیزی نیست.

00:20:07.360 --> 00:20:09.220
‫همینطوره.

00:20:09.260 --> 00:20:11.490
‫خب، چای می‌خوای؟

00:20:11.530 --> 00:20:12.550
‫اوهوم.

00:20:14.230 --> 00:20:18.830
‫آن‌شب، پس اینکه
‫آنه، ماریلا را خواباند؛

00:20:18.870 --> 00:20:24.610
‫تنها در اتاق نشست و جواب‌
‫نامه‌های خانم استیسی و استلا را داد.

00:20:26.850 --> 00:20:33.480
‫آنه شرایط را برای آنها
‫توضیح داد و به فکر فرو رفت.

00:20:35.720 --> 00:20:42.290
‫باد، به آرامی رایحه‌ی
‫شکوفه‌های گیلاس را پخش می‌کرد.

00:20:44.030 --> 00:20:47.660
‫ستارگان در بالای
‫جنگل، می‌درخشند.

00:20:47.700 --> 00:20:49.960
‫و از میان برگهای گذشته

00:20:50.000 --> 00:20:52.270
‫آنه، علامت‌های
‫دایانا را می‌بیند.

00:20:55.940 --> 00:21:01.740
‫از وقتی که از کوئین بازگشتم،
‫دیدم به گرین‌گیبلز تغییر کرده.

00:21:01.780 --> 00:21:04.480
‫ممکنه به ظاهر کمی اغراق کنم

00:21:05.720 --> 00:21:10.590
‫اما مهم نیست که چقدر مسیر
‫پیش‌روی من تنگ و باریک باشد

00:21:10.620 --> 00:21:15.960
‫من همچنان به دنبال
‫شکوفه‌ی‌ گلها خواهم گشت.

00:21:18.600 --> 00:21:21.900
‫زیرا مطمئنم که
‫در پایان این راه...

00:21:21.930 --> 00:21:26.060
‫کار، آرزوها و رویاهایم و
‫دوستانی واقعی؛ منتظر من هستند.

00:21:38.620 --> 00:21:42.950
‫این، مسیری پر از
‫پیچ و خم خواهد بود؛

00:21:44.860 --> 00:21:49.420
‫و کسی نمی‌داند که پس از هر پیچ
‫و خم، چه چیزی درانتظار من است.

00:21:49.460 --> 00:21:54.060
‫اما معتقدم که آرزوها و امیدهای
‫من، انتظارم را می‌کشند...

00:21:55.530 --> 00:22:02.800
‫درسته که این مسیر،
‫تنگ و باریک خواهد بود

00:22:02.840 --> 00:22:07.040
‫اما این مسیر را به جاده‌ی
‫عریض و بی‌پایان، ترجیح می‌دهم؛

00:22:07.080 --> 00:22:13.350
‫زیرا که زیبایی و گرمای
‫بیشتری درآن وجود دارد.

00:22:15.220 --> 00:22:21.490
‫البته، من کوه‌های آن‌سوی
‫افق را فراموش نخواهم کرد.

00:22:22.260 --> 00:22:26.130
‫زیرا که آنجا، جهانی است که
‫خود در قوه‌تخیلم خلق کرده‌ام.

00:22:26.160 --> 00:22:29.790
‫هیچکس نمی‌تواند جهان
‫رویاهام را از من بگیرد.

00:22:32.770 --> 00:22:36.670
‫اما من درحال حاضر، اصلا
‫از تصمیم خود پشیمان نیستم.

00:22:36.710 --> 00:22:40.910
‫این دلیلی است که الان
‫می‌توانم جواب شما رت دهم.

00:22:42.610 --> 00:22:45.710
‫انگار که بخشی از یک
‫کتاب معروف است...

00:22:47.650 --> 00:22:53.460
‫خداوند در آسمان است، همه
‫چیز بر روی زمین درنظم است.

00:22:55.000 --> 00:23:10.000
‫☆امیدواریم از تماشای این انیمه، لذت برده باشید.

00:23:10.020 --> 00:23:28.520
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:30.900 --> 00:23:40.900
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.