﻿WEBVTT

00:01:20.000 --> 00:01:28.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:33.450 --> 00:01:36.410
‫خیلی معذرت میخوام که اینقدر دیر رسیدم.

00:01:37.060 --> 00:01:37.900
‫این شخص...

00:01:38.200 --> 00:01:41.660
‫قسمت یازدهم: "شاهزاده خانم خالی از سکنه زنده است"

00:01:42.540 --> 00:01:44.820
‫واقعا اناستازیاس؟

00:01:44.820 --> 00:01:49.040
‫آره. موهاش و لباساش فرق داره...

00:01:49.040 --> 00:01:50.520
‫ولی اشتباه نیست.

00:01:50.520 --> 00:01:52.410
‫صبر کن. این صدا!

00:01:52.800 --> 00:01:54.790
‫ماری! ماری تویی؟

00:01:55.480 --> 00:01:56.560
‫بله.

00:01:59.180 --> 00:02:01.540
‫خواهر... تویی، نه؟

00:02:01.540 --> 00:02:02.720
‫آره.

00:02:03.140 --> 00:02:05.170
‫واقعا زنده ست.

00:02:05.660 --> 00:02:07.570
‫چه خبره؟

00:02:08.010 --> 00:02:09.860
‫پس شما کنت گرانادو هستید.

00:02:09.860 --> 00:02:13.040
‫ماری رو فوری از این نامزدی آزاد کن!

00:02:14.090 --> 00:02:18.080
‫اگه فقط دنبال کسی هستی که بچه‌ی اشرافی برات به دنیا بیاره، من کافیم!

00:02:18.080 --> 00:02:18.990
‫چی—؟

00:02:19.520 --> 00:02:24.460
‫خ-خواهر، منظورت این نیست که میخوای با لرد کیروس ازدواج کنی، نه؟

00:02:24.460 --> 00:02:25.880
‫البته که نه!

00:02:25.880 --> 00:02:28.600
‫اون یه آشغاله که با پول و قدرت رحم زن می‌خره.

00:02:28.600 --> 00:02:29.710
‫آ-آشغال؟

00:02:29.960 --> 00:02:34.090
‫خانم اناستازیا، چرا بعد از این همه مدت الان ظاهر شدی؟

00:02:35.250 --> 00:02:36.960
‫چ-چون...

00:02:37.480 --> 00:02:40.050
‫انگار یه چیزایی اینجا در کاره.

00:02:40.050 --> 00:02:42.360
‫به نورمن خبر میدم.

00:02:42.360 --> 00:02:44.180
‫فعلا بیا قلعه.

00:02:45.160 --> 00:02:47.500
‫ولی من...

00:02:49.320 --> 00:02:52.070
‫اشکال نداره، خواهر بزرگ.

00:02:56.610 --> 00:03:03.070
‫درخشان

00:02:56.610 --> 00:03:03.070
‫درخشان

00:02:58.810 --> 00:03:01.400
‫حالا برق میزنی خواهر!

00:03:01.400 --> 00:03:03.070
‫آ-آره.

00:03:05.470 --> 00:03:07.540
‫این اتاق توئه ماری؟

00:03:07.540 --> 00:03:09.000
‫خیلی قشنگه!

00:03:09.000 --> 00:03:11.080
‫معذرت میخوام خواهر.

00:03:11.080 --> 00:03:13.530
‫خسته شدی دیگه.

00:03:13.530 --> 00:03:15.840
‫فردا بعد از یه کم خوابیدن حرف میزنیم.

00:03:16.200 --> 00:03:17.240
‫نه.

00:03:18.000 --> 00:03:20.170
‫باید راجبش حرف بزنم.

00:03:20.970 --> 00:03:23.590
‫من... میخوام معذرت خواهی کنم.

00:03:25.300 --> 00:03:27.480
‫هیچ وقت نتونستم ازت محافظت کنم ماری.

00:03:29.290 --> 00:03:30.580
‫خواهر...

00:03:32.270 --> 00:03:35.380
‫از کجا شروع کنم...

00:03:37.950 --> 00:03:40.280
‫اون موقع که تب داشتی...

00:03:41.150 --> 00:03:45.850
‫اون شب که مادربزرگ ساشا سرم داد زد...

00:03:55.560 --> 00:03:56.940
‫مادربزرگ؟

00:03:57.440 --> 00:03:59.340
‫ماری خوابش برد.

00:03:59.650 --> 00:04:01.360
‫بقیشو به من بسپار.

00:04:02.100 --> 00:04:03.010
‫آره.

00:04:06.780 --> 00:04:09.180
‫زبانای کلی کشور...

00:04:09.180 --> 00:04:12.100
‫از بس که آدمای خیلی کشورا براشون فرستادن.

00:04:12.840 --> 00:04:16.190
‫این... اسم باباست، نه؟

00:04:16.600 --> 00:04:18.700
‫چرا امضا می‌کنی، مادربزرگ؟

00:04:18.700 --> 00:04:23.150
‫چون هر کسی یه چیزایی رو بلده، یه چیزایی رو نه.

00:04:24.600 --> 00:04:29.420
‫درسته. مثلاً من. هوش ماری رو ندارم.

00:04:30.720 --> 00:04:32.220
‫آناستازیا.

00:04:33.960 --> 00:04:37.120
‫یه خلاقیتایی داری که بقیه ندارن.

00:04:37.650 --> 00:04:41.180
‫این استعداد فقط با درس خوندن دیده نمی‌شه.

00:04:41.970 --> 00:04:43.420
‫مادربزرگ!

00:04:47.400 --> 00:04:51.940
‫با اینکه نشون نمیده، گرگور تو نواختن ساز خیلی خوبه.

00:04:52.570 --> 00:04:55.450
‫اون راه واسه پسر بود...

00:05:00.360 --> 00:05:02.240
‫م-مامان! بابا!

00:05:02.240 --> 00:05:03.060
‫صداشون نکن!

00:05:03.970 --> 00:05:05.360
‫ولی...

00:05:07.280 --> 00:05:09.180
‫خیلی دیره.

00:05:18.740 --> 00:05:23.480
‫تو دوره ما، نمی‌شد زندگی خودمونو انتخاب کنیم.

00:05:24.580 --> 00:05:29.010
‫ولی دوره شماها فرق داره.

00:05:29.340 --> 00:05:33.880
‫امیدوارم هر کدوم از شما از استعدادتون استفاده کنین و کاری رو انجام بدین که دوست دارین.

00:05:38.200 --> 00:05:42.250
‫همین یه آرزومه.

00:05:52.980 --> 00:05:55.840
‫مامانم مرده.

00:05:55.840 --> 00:05:58.210
‫حالا چی میشه؟

00:05:59.030 --> 00:06:00.220
‫ماری!

00:06:01.160 --> 00:06:03.490
‫چقدر از مامانم یاد گرفتی؟

00:06:03.490 --> 00:06:04.920
‫فلاریان رو می‌فهمی؟

00:06:05.280 --> 00:06:07.590
‫ک-کم یاد گرفتم.

00:06:13.820 --> 00:06:16.670
‫حتماً مریض ماری رو گرفته.

00:06:18.100 --> 00:06:20.850
‫ماری لیدی ساشا رو کشت!

00:06:22.990 --> 00:06:25.370
‫مگه میشه تقصیر ماری باشه!

00:06:26.180 --> 00:06:30.990
‫ولی از اون روز مامان دیگه ماری رو دختر خودش نمیدونه.

00:06:33.950 --> 00:06:35.010
‫ماری.

00:06:36.060 --> 00:06:38.530
‫مدرسه رفتن دوست نداری امتحان کنی؟

00:06:38.530 --> 00:06:39.400
‫چی؟

00:06:39.400 --> 00:06:41.370
‫مدرسه شهره،

00:06:41.370 --> 00:06:44.230
‫ولی شنیدم زبانای خارجی جدید رو اونجا درس میدن.

00:06:44.230 --> 00:06:46.600
‫درس خوندن دوست داری، نه؟

00:06:46.870 --> 00:06:51.610
‫آره، می‌کنم... ولی خرجشم واسه من نمی‌شه؟

00:06:51.610 --> 00:06:55.250
‫اشکال نداره. نگران این چیزا نباش.

00:06:55.580 --> 00:07:00.130
‫ولی خدمتکارا میگن دو ماهه حقوق نگرفتن.

00:07:00.130 --> 00:07:03.230
‫چون لازم نیست به بی‌کفایتا حقوق بدیم.

00:07:03.230 --> 00:07:04.190
‫ولی...

00:07:04.190 --> 00:07:07.180
‫من اینجا آقام. میخوای سرپیچی کنی؟

00:07:08.570 --> 00:07:11.650
‫میبینی؟ زنایی که یه کم درس خونده باشن زود عصیان میکنن.

00:07:11.650 --> 00:07:13.360
‫اصلا دوست داشتنی نیستی.

00:07:13.890 --> 00:07:15.570
‫درسته.

00:07:16.970 --> 00:07:19.840
‫زن بی‌شخصیت و زشتی هستی.

00:07:20.170 --> 00:07:23.340
‫من... زیبا نیستم.

00:07:23.590 --> 00:07:25.900
‫زشت و پررویی.

00:07:25.900 --> 00:07:28.040
‫هیچ جای دیگه دووم نمیاری.

00:07:28.040 --> 00:07:31.630
‫حداقل درس بخون و واسه آقا مفید باش.

00:07:32.010 --> 00:07:32.890
‫بابا!

00:07:33.140 --> 00:07:34.920
‫چرا همچین حرفای زشتی میزنی؟

00:07:36.550 --> 00:07:41.650
‫همه چی که بابات گفت درسته، آنستازیای عزیزم.

00:07:43.640 --> 00:07:46.770
‫ماری، میفهمی نه؟

00:07:46.770 --> 00:07:51.440
‫میدونی که همه آنستازیا رو دوست دارن ولی تو مثل اون نیستی.

00:07:52.120 --> 00:07:53.100
‫آره.

00:07:53.510 --> 00:07:54.610
‫ماری...

00:07:55.240 --> 00:07:58.960
‫اخراج خدمتکارا، پول شهریه تو رو جور می‌کنه.

00:07:58.960 --> 00:08:01.860
‫کارای خونه رو انجام میدی. لباساتو هم میفروشیم.

00:08:02.480 --> 00:08:03.580
‫آره.

00:08:03.830 --> 00:08:05.380
‫خیلی خوب.

00:08:05.380 --> 00:08:10.920
‫اگه اینجوری از حرفم اطاعت کنی، یه کم جذابیت پیدا میکنی.

00:08:11.970 --> 00:08:14.090
‫بله پدر.

00:08:15.610 --> 00:08:19.010
‫اون روز، زندگی ماری کلا عوض شد.

00:08:19.920 --> 00:08:22.570
‫از صبح تا پاسی از شب مجبورش کردن کار کنه.

00:08:23.100 --> 00:08:27.040
‫یهو ماری پاره پوره و ژنده پوش شد.

00:08:33.920 --> 00:08:37.870
‫مامان، چرا اینجوری با ماری رفتار میکنی؟

00:08:38.710 --> 00:08:40.880
‫چاره دیگه ای دارم؟

00:08:40.880 --> 00:08:43.070
‫اون موهای قرمز نحس و بدشانس...

00:08:43.070 --> 00:08:46.300
‫خانم ساشا به خاطر اون بچه نفرین شد و مرد.

00:08:47.170 --> 00:08:50.410
‫چی میگی؟ مادربزرگ چه ربطی به این داره؟

00:08:50.790 --> 00:08:54.750
‫آها، اما تو که هستی، آنستازیا.

00:09:03.250 --> 00:09:07.030
‫این موهای بور قشنگ و این چشمای آبی...

00:09:07.030 --> 00:09:09.940
‫انگار خانم ساشا برگشته پیشمون.

00:09:10.690 --> 00:09:14.350
‫واقعا انگار زنده شده.

00:09:14.750 --> 00:09:18.520
‫مامان... من زنده ام.

00:09:22.290 --> 00:09:26.870
‫ماری پاره پوره بود، ولی میتونست بره بیرون،

00:09:27.420 --> 00:09:31.620
‫ولی من مثل یه عروسک، تو خونه حبس بودم.

00:09:32.500 --> 00:09:33.650
‫لعنت به همه چی!

00:09:33.650 --> 00:09:36.470
‫چرا آدمای مهمتر خواستگاری نمیکنن؟

00:09:39.690 --> 00:09:41.860
‫ماری که با کسی ازدواج نمی‌کنه؟

00:09:43.160 --> 00:09:46.750
‫چه مردی حاضر میشه اونو زن بگیره؟

00:09:46.750 --> 00:09:49.010
‫اما تو فرق داری.

00:09:49.280 --> 00:09:50.930
‫دختر اشراف زاده ای،

00:09:50.930 --> 00:09:55.160
‫وظیفه‌ی مهم ازدواج رو مثل یه دختر خوب انجام میدی، نه؟

00:10:04.660 --> 00:10:07.200
‫آره. عالیه!

00:10:11.700 --> 00:10:14.660
‫راستش دوست دارم یه مغازه تو پایتخت بزنم.

00:10:15.340 --> 00:10:16.180
‫ولی...

00:10:17.240 --> 00:10:22.500
‫فقط اجازه دارم یه عروسک خوب و حرف گوش کن باشم.

00:10:38.670 --> 00:10:41.180
‫لعنتی! کجا رفت این دختره؟

00:10:45.530 --> 00:10:48.880
‫اون دختره‌ی مغرور... خودش پرید!

00:10:51.890 --> 00:10:53.530
‫انگار گولش زدم!

00:10:53.530 --> 00:10:55.760
‫احمق! بخور اینو!

00:11:23.950 --> 00:11:28.330
‫آناستازیا خودش رو انداخت تو رودخونه و مرد.

00:11:49.340 --> 00:11:50.640
‫چه کار میکنی؟

00:11:51.400 --> 00:11:53.730
‫چشماش...

00:11:56.840 --> 00:11:58.950
‫اسم تو چیه؟

00:11:58.950 --> 00:12:00.660
‫آ-آنا...

00:12:02.960 --> 00:12:05.410
‫آرتور! مشکلی باهاش داری؟

00:12:07.420 --> 00:12:09.620
‫این بچه انگار یه کم غیرت داره.

00:12:09.620 --> 00:12:12.450
‫چی شده؟ اینجا چیکار میکنی؟

00:12:12.450 --> 00:12:16.110
‫آها، خب، من...

00:12:16.110 --> 00:12:18.750
‫اونجا یه داستان سرهم کردم.

00:12:18.750 --> 00:12:21.240
‫دروغ گفتم و گفتم که فروخته شدم.

00:12:22.650 --> 00:12:26.340
‫پیرمرد نورمن گفت یه مدت می تونم خونش بمونم.

00:12:40.880 --> 00:12:44.780
‫یعنی... اینجا لباس می دوزین؟

00:12:44.780 --> 00:12:47.680
‫آره. بالاخره من یه دکمه دوز حرفه ای ام.

00:12:47.680 --> 00:12:50.690
‫البته، الان دیگه تقریبا بازنشسته شدم.

00:12:50.690 --> 00:12:54.170
‫حالا جدی میگی پیرمرد؟ شاگردت میشم!

00:12:54.450 --> 00:12:55.210
‫چی؟

00:12:55.210 --> 00:12:59.980
‫دوختن لباس رو دوست دارم! ببین، اینا رو خودم دوختم!

00:13:02.670 --> 00:13:03.870
‫اینا...

00:13:04.580 --> 00:13:09.320
‫آره، درست میگی. واسه لباس مردا کوچیکن، اما...

00:13:09.320 --> 00:13:13.100
‫چون واسه زناییه که لباس مردونه می پوشن! یه سرگرمیه واسه من.

00:13:13.100 --> 00:13:14.960
‫لباس مردونه پوشیدن؟

00:13:14.960 --> 00:13:17.070
‫البته، لباسای معمولی هم می تونم بدوزم.

00:13:17.370 --> 00:13:19.510
‫دلم می خواد یه مغازه تو پایتخت بزنم!

00:13:20.160 --> 00:13:22.070
‫شاگرد قبول نمی‌کنم.

00:13:24.940 --> 00:13:27.630
‫من نه خونه دارم نه جای دیگه ای برای رفتن.

00:13:28.170 --> 00:13:30.360
‫کارای کوچیک یا هر چی که باشه انجام میدم!

00:13:30.360 --> 00:13:33.990
‫می خوام اینجا دوباره متولد بشم و آرزومو برآورده کنم!

00:13:34.280 --> 00:13:35.550
‫لطفاً!

00:13:43.600 --> 00:13:45.390
‫می تونی اینجا بمونی خونم.

00:13:45.650 --> 00:13:48.130
‫کار من... باید تماشا کنی و یاد بگیری.

00:13:51.900 --> 00:13:54.270
‫هر روز مثل یه رویا بود.

00:13:59.900 --> 00:14:02.410
‫سلام نورمن، خوبی؟

00:14:02.670 --> 00:14:06.870
‫ببخشید که مستقیم میرم سر اصل مطلب، اما می خوام این نگین رو تو یه انگشتر جواهر بدوزید.

00:14:10.240 --> 00:14:13.670
‫این یه سنگ خیلی با کیفیت و گرونه.

00:14:13.670 --> 00:14:18.160
‫حک روی انگشتر رو توی فرم نوشته شده، اما...

00:14:18.160 --> 00:14:22.630
‫مشکلی نیست. بعدا میگم شاگردم بخونتش.

00:14:23.860 --> 00:14:28.860
‫اوه، شاگرد برداشتید؟ پس خیالم راحت شد که کارگاه امنه.

00:14:33.360 --> 00:14:39.060
‫آرتور، این یه گنج ملیه که کنت گرانادو از شاهزاده لویفون گرفته.

00:14:39.800 --> 00:14:43.050
‫از اونجایی که داری این حرفه رو یاد می گیری، باید یه نگاهی هم بندازی.

00:14:44.890 --> 00:14:46.380
‫خیلی قشنگه.

00:14:47.500 --> 00:14:53.720
‫شنیدم دنبال یه سنگ قرمز خوشرنگ می گشته که با موهای عروسش ست بشه.

00:14:53.720 --> 00:14:55.150
‫موهای قرمز؟

00:14:55.150 --> 00:15:00.530
‫این انگشتر واسه خواهر کوچیکتر نامزدش بود، اون تو یه تصادف مرد.

00:15:02.670 --> 00:15:05.500
‫نوشته: ماری

00:15:02.670 --> 00:15:05.500
‫نوشته: ماری

00:15:03.920 --> 00:15:05.140
‫ماری؟

00:15:06.800 --> 00:15:08.590
‫"رویا تموم شد."

00:15:09.160 --> 00:15:11.720
‫واقعیت اینو تو گوشم زمزمه کرد.

00:15:15.580 --> 00:15:16.660
‫ماری؟

00:15:17.890 --> 00:15:18.980
‫چرا؟

00:15:19.490 --> 00:15:22.460
‫چرا فقط خواهر بزرگم باید خوشبخت باشه؟

00:15:22.960 --> 00:15:25.310
‫چرا باید جای اونو بگیرم؟

00:15:25.900 --> 00:15:29.830
‫هیچوقت خواهرمو که فرار کرد نمیبخشم!

00:15:31.080 --> 00:15:33.860
‫ببخشید. ببخشید! ببخشید!

00:15:40.750 --> 00:15:42.660
‫واقعا هیچ راهی نیست؟

00:15:43.020 --> 00:15:45.910
‫نه، حالم خوب نیست.

00:15:46.320 --> 00:15:51.170
‫نامه‌ی کنت گفته بود که باید تورو هم بیاری، نه؟

00:15:52.820 --> 00:15:57.270
‫باشه. از کنت معذرت خواهی می‌کنم.

00:16:01.150 --> 00:16:05.670
‫چون نمی‌دونم چی کار کنم... بدنم نمی‌چرخه.

00:16:06.790 --> 00:16:09.350
‫می‌دونم ماری خیلی داره عذاب می‌کشه.

00:16:10.780 --> 00:16:13.310
‫می‌خوام ازش محافظت کنم، اما...

00:16:14.620 --> 00:16:19.720
‫تو تنها کسی هستی که بیشتر از همه دوست دارم بتونی تو زندگیت راه خودت رو بری.

00:16:29.020 --> 00:16:31.950
‫پس این دفعه، ازت محافظت می‌کنم!

00:16:36.960 --> 00:16:38.100
‫لطفاً...

00:16:38.860 --> 00:16:40.920
‫به من شجاعت بده...

00:16:50.740 --> 00:16:52.990
‫و اینجوری اومدی این قلعه...

00:16:53.390 --> 00:16:54.360
‫آره.

00:16:59.960 --> 00:17:02.990
‫ماری، ببخشید که اینقدر طول کشید.

00:17:02.990 --> 00:17:06.330
‫از این به بعد، ازت محافظت می‌کنم.

00:17:06.670 --> 00:17:08.070
‫خواهر؟

00:17:10.430 --> 00:17:12.210
‫بله؟ بیا تو.

00:17:14.450 --> 00:17:16.450
‫تقریباً تموم شد؟

00:17:16.870 --> 00:17:21.590
‫آره. ممنون که گذاشتین دوتایی تنها حرف بزنیم.

00:17:25.360 --> 00:17:28.560
‫خواهر، خوشحالم که اینجوری احساس می‌کنی.

00:17:28.860 --> 00:17:29.820
‫ولی...

00:17:30.900 --> 00:17:32.510
‫کاملاً اشتباه می‌کنی!

00:17:32.510 --> 00:17:35.320
‫ما واقعاً عاشق همیم!

00:17:35.320 --> 00:17:40.070
‫گیج...

00:17:36.680 --> 00:17:37.830
‫چی؟

00:17:36.820 --> 00:17:40.070
‫چی؟

00:17:37.830 --> 00:17:40.070
‫آقا، چرا صورتتون مثل یه دختر عاشق پیشه شده؟

00:17:40.070 --> 00:17:42.330
‫مشکوک...

00:17:40.070 --> 00:17:42.460
‫ماری، داره گولِت می‌زنه.

00:17:42.460 --> 00:17:44.090
‫چرا اینجوری فکر می‌کنی؟

00:17:44.090 --> 00:17:46.460
‫چون حرف زدن آسونِ!

00:17:46.500 --> 00:17:48.470
‫مخصوصاً برای بزرگترا بی‌ملاحظه!

00:17:48.470 --> 00:17:50.830
‫باورم نمی‌شه که به عشقم شک می‌کنی!

00:17:51.910 --> 00:17:54.180
‫اگه پول و قدرت می‌تونست همه چی رو اونجوری که می‌خواستم پیش ببره،

00:17:54.180 --> 00:17:55.940
‫همون روز که دیدمش می‌دزدیدمش!

00:17:55.940 --> 00:18:00.080
‫خانواده‌ی Shaderan رو به خاطر آزار دادن ماری نابود می‌کردم و باهاش می‌رفتم مسافرت!

00:18:00.080 --> 00:18:02.340
‫از صبح تا شب، یه لحظه هم ولش نمی‌کردم!

00:18:02.340 --> 00:18:06.430
‫اگه این عشق نیست، پس چرا بالش عروسکی خریدم، احمق!

00:18:03.850 --> 00:18:06.430
‫ماری جون، زندگیه!

00:18:06.430 --> 00:18:14.360
‫حالم بهم خورد...

00:18:06.670 --> 00:18:09.780
‫الان یه جور دیگه نگران این مردَم.

00:18:10.430 --> 00:18:14.360
‫استاد، فکر کنم کافیه. همه حسابی وحشت کردن.

00:18:16.070 --> 00:18:20.990
‫همه اینا از یه اشتباه کوچیک شروع شد. اسم رو اشتباه نوشتم تو نامه خواستگاری.

00:18:20.990 --> 00:18:22.120
‫ببخشید.

00:18:22.350 --> 00:18:23.070
‫چی؟

00:18:23.650 --> 00:18:27.430
‫ولی عشقی که به ماری دارم، واقعیِ.

00:18:28.090 --> 00:18:30.230
‫هر سختی که بیاد سرمون،

00:18:30.230 --> 00:18:33.570
‫تا آخر عمرم ازش محافظت میکنم.

00:18:34.140 --> 00:18:37.740
‫میخوام جزئی از خانواده ماری بشم.

00:18:38.740 --> 00:18:43.070
‫حتی منم قدر خانواده رو میدونم.

00:18:47.850 --> 00:18:50.040
‫حاضری جواب این حرفاتو بدی؟

00:18:50.920 --> 00:18:54.600
‫اگه نه، ماری رو ازت پس میگیرم.

00:18:55.830 --> 00:18:57.440
‫آره، قسم میخورم.

00:18:58.100 --> 00:19:00.610
‫قول میدم با هم خوشبخت میشیم.

00:19:11.290 --> 00:19:13.520
‫ماری، دوستت داشتن، حقته.

00:19:14.160 --> 00:19:17.380
‫اینجا لبخند زدی، جات همینه.

00:19:17.880 --> 00:19:19.010
‫آره!

00:19:19.420 --> 00:19:23.630
‫اون دختر کوچولویی که باید نجاتش میدادم، دیگه نیست، نه؟

00:19:26.100 --> 00:19:27.340
‫خواهر.

00:19:38.360 --> 00:19:43.790
‫همه، ممنون که به دعوت من اومدین.

00:19:43.790 --> 00:19:44.990
‫ام...

00:19:44.990 --> 00:19:48.810
‫حقیقتش اینه که این چیزیه که دوست داشتم خواهرمم بشنوه.

00:19:49.200 --> 00:19:50.910
‫چیزی که میخوای من بشنوم؟

00:19:52.200 --> 00:19:54.320
‫راجع به جرمای باباس.

00:19:56.110 --> 00:19:58.760
‫خواهر، تا حالا دیدی‌شون؟

00:19:58.760 --> 00:20:03.390
‫اون نوشته‌ها یا نامه‌هایی که به جای بابام، مادربزرگ یا من مینوشتیم...

00:20:04.980 --> 00:20:07.550
‫حالا که گفتی، آره دیدم.

00:20:07.920 --> 00:20:11.410
‫بعد از حرفات مطمئن شدم.

00:20:11.850 --> 00:20:16.490
‫فقط زبان پادشاهی نیست... بابا فلاریانی هم بلد نیست.

00:20:16.490 --> 00:20:18.740
‫چی؟ این جرمه؟

00:20:18.740 --> 00:20:19.570
‫آره.

00:20:20.190 --> 00:20:24.690
‫چون سندای رسمی به فلاریانی، زبان اشراف، نوشته و رد و بدل میشه،

00:20:24.690 --> 00:20:28.120
‫بدون اون اداره کردن قلمرو و نظارت بر مردم سخت میشه.

00:20:28.810 --> 00:20:33.870
‫ولی بر خلاف وقتی که مادربزرگ بود، بابا به پادشاهی خبر نداد.

00:20:33.870 --> 00:20:36.420
‫به جای اون، فقط از من می‌خواست به جاش سند بنویسم.

00:20:37.150 --> 00:20:40.450
‫جعل سند رسمی و ترک وظایف اربابی...

00:20:40.890 --> 00:20:44.270
‫اینا جرمای بابان، نه؟

00:20:44.270 --> 00:20:45.920
‫دقیقا.

00:20:46.300 --> 00:20:50.500
‫یه اشرافی که باید به فکر حال مردم باشه، کاملا شکست خورده.

00:20:50.500 --> 00:20:54.900
‫بدرفتاریش با ماری خانم و بقیه، نشون میده که به عنوان یه انسان هم شکست خورده.

00:20:55.330 --> 00:20:58.270
‫بارون میخواست بی لیاقتیشو قایم کنه،

00:20:58.270 --> 00:21:01.280
‫برای همین ماری رو به طور غیر قانونی جایگزین خودش کرد.

00:21:01.280 --> 00:21:04.250
‫بعد با پارچه‌های کهنه ماری رو بست

00:21:04.250 --> 00:21:06.610
‫و ازش برای نجات خونواده اشرافی‌ش استفاده کرد.

00:21:07.180 --> 00:21:08.970
‫متاسفم.

00:21:08.970 --> 00:21:13.090
‫نمیدونستم کار کردن به جای یه ارباب بدون اجازه تاج و تخت جرمه.

00:21:13.520 --> 00:21:17.140
‫حتی اگه میدونستی، تو اون شرایط نمیتونستی رد کنی.

00:21:17.670 --> 00:21:20.550
‫من بررسی کردم و دیدم که تو هیچ تقصیری نداری.

00:21:21.020 --> 00:21:23.680
‫حواست باشه، ازت محافظت می‌کنیم!

00:21:25.870 --> 00:21:30.640
‫ماری، خودت تصمیم می‌گیری چی سر عمارت Shaderan بیاد.

00:21:33.610 --> 00:21:36.830
‫ماری، بگو ببینم چی می‌خوای بکنی؟

00:21:37.820 --> 00:21:41.100
‫تا حالا همیشه فرار می‌کردم.

00:21:41.690 --> 00:21:48.690
‫ولی حالا فهمیدم تصمیمای من میتونه خوشبختی یا بدبختی بقیه رو بسازه.

00:21:52.670 --> 00:21:54.910
‫دیگه نمیتونم وانمود کنم نمی‌بینم.

00:21:56.430 --> 00:21:58.950
‫میخوام حقیقتو ببینم، با چشمای خودم.

00:21:58.950 --> 00:22:01.460
‫بعدش اجازه بده تصمیم بگیرم.

00:22:02.650 --> 00:22:03.730
‫باشه.

00:22:04.250 --> 00:22:05.380
‫ماری.

00:22:06.800 --> 00:22:12.130
‫آخه دلم میخواد یه حالی از پدر و مادرم بگیرم!

00:22:12.410 --> 00:22:14.130
‫م-ماری؟

00:22:16.680 --> 00:22:18.900
‫خیلی قوی شدی، نه؟

00:22:19.510 --> 00:22:20.800
‫بریم...

00:22:22.600 --> 00:22:24.110
‫به عمارت Shaderan!

00:22:24.130 --> 00:22:44.130
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:44.154 --> 00:23:05.154
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.410 --> 00:23:59.970
‫این آناستازیاست.

00:24:00.560 --> 00:24:04.890
‫حالا که ما خواهرها با همیم، یه کار باید بکنیم، نه؟

00:24:05.420 --> 00:24:08.120
‫بار بعد، "وقتشه حساب کنیم".

00:24:06.420 --> 00:24:12.080
‫قسمت ۱۲ "وقتشه حساب کنیم"

00:24:08.750 --> 00:24:10.640
‫بریم ماری!