﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:02.480
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:02.480 --> 00:00:03.460
‫رسیدیم.

00:00:04.770 --> 00:00:06.450
‫اینجا عمارت سبزـه.

00:00:06.470 --> 00:00:16.470
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:00:55.740 --> 00:00:59.580
سیاه دمخا
آرک جادوگر سبز

00:02:13.510 --> 00:02:17.350
‫آه، چه گل‌های عجیبی!
‫تاحالا از این‌ها ندیده بودم!

00:02:17.350 --> 00:02:18.200
‫مراقب باش.

00:02:18.200 --> 00:02:21.910
‫اون گل‌ها سمی‌ان. اگه بهشون دست بزنی، انگشت‌هات ورم می‌کنن.

00:02:22.610 --> 00:02:24.240
‫چشم!

00:02:39.910 --> 00:02:40.840
‫از این طرف تشریف بیارید.

00:02:45.200 --> 00:02:47.350
‫شما همین‌جا منتظر بمونین.

00:02:47.350 --> 00:02:49.020
‫چشم!
‫هرچی شما بگی.

00:02:55.590 --> 00:02:59.530
‫مدت‌هاست که مهمانی نداشتم.
‫براتون یه شام مفصل تدارک می‌‌بینم.

00:02:59.530 --> 00:03:00.880
‫بی‌نهایت سپاسگزاریم.

00:03:03.610 --> 00:03:07.430
‫ولفرام، شام درست کن و خدمتکارها رو به اتاق‌هاشون راهنمایی کن.

00:03:07.870 --> 00:03:08.720
‫چشم.

00:03:17.940 --> 00:03:20.300
‫حدسم درست بود.

00:03:20.850 --> 00:03:24.170
‫کوچکی پاهاش به‌خاطر این‌ـه که بسته شدن.

00:03:24.650 --> 00:03:26.260
‫لائو قبلاً بهم راجع‌به سنّت بستن پا گفته بود.

00:03:26.970 --> 00:03:31.980
‫گویا باندپیچیِ فشرده و محکم پاهای دخترها
‫از سنین خردسالی جهت کوچک‌ کردن‌شون،

00:03:31.980 --> 00:03:34.610
‫سنّتی مرسوم در چین ـه.

00:03:35.050 --> 00:03:37.070
‫اما آخه چرا اینجا توی آلمان؟

00:03:37.350 --> 00:03:40.580
‫اون هم با یه ارباب روستا این‌‌کار رو کردن؟

00:03:41.920 --> 00:03:43.280
‫آهای، تو.

00:03:44.300 --> 00:03:45.590
‫با من اید؟

00:03:45.590 --> 00:03:50.860
‫عذر می‌خوام، ارباب جوان هنوز خوب نمی‌تونن به آلمانی صحبت کنن.

00:03:52.570 --> 00:03:53.600
‫که اینطور.

00:04:12.260 --> 00:04:16.260
‫آهای، یه چیزی بگو دیگه!
‫گپ زدن با خانم‌ها تخصص توـه.

00:04:16.260 --> 00:04:18.400
‫انتظار دارین چی بگم؟

00:04:23.190 --> 00:04:26.380
‫بدنم سعی داره بهم بگه که باید یه‌چیزی بخورم.

00:04:27.330 --> 00:04:30.250
‫این چرا از غار و غور شکمش خجالت نمی‌کشه؟

00:04:30.250 --> 00:04:34.750
‫جناب ولفرام خیلی طولش دادن.
‫نکنه اتفاقی پیش اومده باشه؟

00:04:34.750 --> 00:04:37.210
‫راست می‌گین ها، معمولاً انقدر لفتش نمی‌ده.

00:04:37.540 --> 00:04:39.850
‫اجازه می‌دین برم یه سر بهشون توی آشپزخونه بزنم؟

00:04:40.180 --> 00:04:41.170
‫هرطور مایلی.

00:04:41.380 --> 00:04:43.970
‫پس، با اجازه‌تون چند دقیقه‌ای مرخص می‌شم.

00:04:43.970 --> 00:04:44.840
‫هـــه؟ وایسا‌ـــ

00:04:45.140 --> 00:04:49.310
‫هـــــه؟! حالا من تنهایی چه‌جوری باهاش اختلاط کنم؟

00:04:52.570 --> 00:04:53.840
‫واقعاً معذبم.

00:04:54.250 --> 00:04:54.870
‫آهای.

00:04:56.080 --> 00:04:58.210
‫××× مرد ××× مو مشکی ××× اسم؟

00:04:59.440 --> 00:05:00.920
‫چیزه...

00:05:01.690 --> 00:05:06.330
‫صبر کن ببینم. به گمونم اگه هول برم نداره،
‫می‌تونم بعضی کلمات رو به هم ربط بدم.

00:05:06.330 --> 00:05:10.210
‫«مرد» و «مو مشکی».
‫منظورش سباستین ـه؟

00:05:10.600 --> 00:05:15.060
‫سباستین، خدمتکار، من. متوجه شدی؟

00:05:17.340 --> 00:05:18.880
‫حرفم رو بهش فهموندم!

00:05:19.150 --> 00:05:20.610
‫پدر و مادر ××× ××× کجا؟

00:05:20.610 --> 00:05:22.590
‫پدر و مادرم؟

00:05:23.030 --> 00:05:26.700
‫پدر و مادر... ندارم. از دنیا رفتن.

00:05:30.030 --> 00:05:30.660
‫هوم.

00:05:32.050 --> 00:05:35.730
‫تو رو جون عزیزت برگرد، سباستین!

00:05:43.140 --> 00:05:44.650
‫ببخشید مزاحم می‌شم.

00:05:45.980 --> 00:05:47.360
‫برای چی اومدی؟

00:05:47.860 --> 00:05:53.040
‫مثل اینکه آماده شدن شام کمی طول می‌کشه،
‫برای همین خواستم اگه کمکی از دستم برمیاد‌ــ

00:05:53.040 --> 00:05:54.580
‫نه‌خیر، لازم نکرده.

00:05:54.580 --> 00:05:57.750
‫همین الان اندازه‌گیری مواد اولیه رو
‫برحسب دستور تهیه‌ی کتاب آشپزی تموم کردم.

00:05:57.750 --> 00:05:59.290
‫عـ ـ عجب.

00:05:59.690 --> 00:06:05.760
‫متوجهم، ولی بانو سالیوان عرض کردن که
‫به‌شدت گرسنه‌ هستن. به گمونم بهتره عجله کنیم.

00:06:07.190 --> 00:06:08.510
‫بانو؟

00:06:09.490 --> 00:06:12.640
‫در این صورت، کاریش نمی‌شه کرد. لطفاً یه دستی برسون.

00:06:12.640 --> 00:06:13.950
‫به روی چشم.

00:06:14.800 --> 00:06:19.010
‫می‌خوام مالتاشِن درست کنم. می‌تونی خمیر رو ورز بدی؟

00:06:19.010 --> 00:06:19.680
‫جان؟

00:06:20.850 --> 00:06:21.920
‫چیه؟

00:06:21.920 --> 00:06:24.320
‫هیچی. بسپاریدش به من.

00:06:26.040 --> 00:06:29.940
‫مگه در حالت عادی نباید اول خمیر رو ورز بدی،

00:06:29.940 --> 00:06:33.340
‫بعد وقتی که نون داره می‌پزه، چیزهای دیگه رو آماده کنی؟

00:06:34.120 --> 00:06:37.040
‫عذر می‌خوام، سوپ آماده‌ست؟

00:06:37.040 --> 00:06:41.810
‫نه، می‌خوام بعد از اینکه کارمون با این تموم شد، درستش کنم.
‫اگه همه‌‌ی کارها رو باهم انجام بدم، گیج می‌شم.

00:06:43.280 --> 00:06:47.690
‫قصد جسارت ندارم، اما اجازه می‌دین
‫برای آماده کردن سوپ هم کمک‌تون کنم؟

00:06:47.690 --> 00:06:49.090
‫هان؟ خیلی‌خب.

00:06:49.380 --> 00:06:53.420
‫خیال می‌کردم به لطف اون سه تا
‫به کمبودهای آدم‌ها عادت کردم،

00:06:53.890 --> 00:06:56.810
‫ولی به‌نظر میاد این یارو یه گونه‌ی جدید ـه.

00:06:56.810 --> 00:07:02.270
‫با اینکه از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنه،
‫اما آخر کار، زحماتش مطلقاً ثمری نداره.

00:07:02.270 --> 00:07:07.340
‫فکرش رو نمی‌کردم آدمی وجود داشته باشه که هر غذا رو به نوبت درست کنه.

00:07:07.340 --> 00:07:10.060
‫با این اوصاف، شام به نصفه شب می‌کشه.

00:07:10.490 --> 00:07:12.830
‫هی، سباستین. می‌خوای ما هم یه دستی برسونیم‌ـــ

00:07:12.830 --> 00:07:13.950
‫نه، ممنونم از محبت‌تون.

00:07:14.550 --> 00:07:16.480
‫باید حسابی خسته‌ی راه باشین.

00:07:16.860 --> 00:07:21.170
‫لطفاً فقط خستگی‌تون رو در کنین و
‫بیخودی خودتون رو به زحمت نندازین.

00:07:21.170 --> 00:07:24.630
‫جناب سباستین، چقدر شما ماه‌اید آخه!

00:07:25.630 --> 00:07:26.550
‫خیلی‌خب...

00:07:27.370 --> 00:07:28.720
‫بریم تو کارش.

00:07:30.520 --> 00:07:35.220
‫مالتاشِن، سوپ براتورست، و آیس‌باین.

00:07:35.220 --> 00:07:38.180
‫دسر هم یه روته گروتزه‌ی لذیذ ـه.

00:07:39.100 --> 00:07:41.850
‫اوه، به به...

00:07:42.640 --> 00:07:46.230
‫...عجب شام شاهانه‌ای‌ـه. قربون دستت، ولف.

00:07:46.230 --> 00:07:50.360
‫چیزه، راستش رو بخواید... اون یارو خدمتکارـه هم کمکم کرد.

00:07:51.090 --> 00:07:54.210
‫شما امشب ما رو در منزل‌تون پذیرفتین.
‫کمترین کاری بود که می‌تونستم انجام بدم.

00:07:55.000 --> 00:08:00.700
‫برای خدمتکار یه فنتوم‌هایو کسر شأن ـه اگر که نتونه کمی کمک برسونه.

00:08:01.330 --> 00:08:02.290
‫بذار ببینم.

00:08:05.350 --> 00:08:06.360
‫خوش‌مزه‌ست!

00:08:07.620 --> 00:08:10.610
‫تابه‌حال همچین نون لطیفی نخورده بودم!

00:08:12.510 --> 00:08:14.680
‫بو ـ بویی از آدابِ غذاخوردن نبرده.

00:08:14.680 --> 00:08:17.550
‫اینطور که پیداست، اعتقادی به ناز و غمزه کردن ندارن.

00:08:19.770 --> 00:08:21.310
‫جناب ولفرام، به دادمون برسید!

00:08:21.890 --> 00:08:23.350
‫موضوع چیه، هیلده؟

00:08:26.890 --> 00:08:27.790
‫سـ...

00:08:28.270 --> 00:08:30.010
‫سروکله‌ی یه گرگینه پیدا شده.

00:08:36.090 --> 00:08:37.410
‫گرگینه؟

00:08:37.680 --> 00:08:41.640
‫یه زن به‌شدت زخمی شده. بانو سالیوان، لطفاً به دادش برسین.

00:08:41.640 --> 00:08:42.710
‫فوراً میام.

00:08:42.710 --> 00:08:43.290
‫ولف!

00:08:43.290 --> 00:08:43.830
‫بله.

00:08:46.930 --> 00:08:48.390
‫شما دوتا همین‌جا بمونین.

00:08:48.390 --> 00:08:50.500
‫نه، لطفاً اجازه بدین همراه‌تون بیایم.

00:08:50.890 --> 00:08:55.450
‫قبل از رفتن به خونه، می‌خوایم از خطرات این جنگل مطلع شیم.

00:09:03.850 --> 00:09:04.770
‫از سر راه برین کنار!

00:09:05.560 --> 00:09:07.050
‫آه، بانو سالیوان!

00:09:07.050 --> 00:09:09.020
‫لطفاً کمکش کنین، بانو سالیوان!

00:09:13.920 --> 00:09:16.410
‫ا ـ این جراحات...

00:09:17.310 --> 00:09:21.980
‫تابه‌حال هیچ گرگینه‌ای به اهالی این روستا حمله نکرده بود.

00:09:22.600 --> 00:09:24.330
‫بانوی من، جلوی خون‌ریزی رو بگیرید!

00:09:25.540 --> 00:09:27.250
‫یکم درد داره.

00:09:37.070 --> 00:09:38.340
‫پس، طلسمت کو؟

00:09:38.920 --> 00:09:42.710
‫گ ـ گفت می‌خواد از این نزدیکی‌ها
‫فقط کمی سبزی بچینه، برای همین طلسمش رو جا گذاشت.

00:09:42.710 --> 00:09:43.810
‫نادون‌ها!

00:09:43.810 --> 00:09:47.020
‫مگه صدبار بهتون نگفتم همیشه طلسم‌تون رو همراه‌تون داشته باشین؟

00:09:47.420 --> 00:09:50.470
‫ممکنه هنوزم همین اطراف باشه. مشعل‌های بیشتری روشن کنین!

00:09:50.470 --> 00:09:51.560
‫چشم!

00:09:51.560 --> 00:09:52.690
‫بجنبین!

00:09:57.360 --> 00:09:59.970
‫جریان چیه دقیقاً؟

00:09:59.970 --> 00:10:02.740
‫نکنه واقعاً توی جنگل گرگینه هست؟

00:10:02.740 --> 00:10:04.330
‫با عقل جور درنمیاد.

00:10:05.230 --> 00:10:06.410
‫تو چی فکر می‌کنی؟

00:10:06.780 --> 00:10:09.290
‫نمی‌تونم صرف از روی جراحات، به نتیجه‌ای برسم.

00:10:09.690 --> 00:10:12.100
‫می‌خواین فوراً‌ برم جنگل رو بگردم؟

00:10:12.540 --> 00:10:16.210
‫نه، وایستا. فعلاً حرکت شک‌برانگیزی نکن.

00:10:16.920 --> 00:10:19.800
‫این خشم گرگینه‌ی بزرگ ـه!

00:10:19.800 --> 00:10:24.430
‫از ورود بیگانه‌ها به جنگل خشمگین شده.

00:10:24.430 --> 00:10:26.890
‫همین الان اینجا رو ترک کنین، اجنبی‌ها!

00:10:26.890 --> 00:10:31.360
‫به‌خاطر این بوده که طلسمش رو همراهش نداشته!
‫وگرنه بهش حمله نمی‌شد!

00:10:31.830 --> 00:10:37.120
‫سابقه نداشته که گرگینه‌ای شخصاً یکی از اهالی رو زخمی کنه.

00:10:37.120 --> 00:10:40.030
‫از اجنبی‌ها دفاع می‌کنی، جادوگر سبز؟

00:10:42.240 --> 00:10:44.500
‫مصائب شنیع بی‌شماری که اجنبی‌ها...

00:10:44.500 --> 00:10:48.460
‫بر سر اجدادمون آوردن رو فراموش نکن، جادوگر سبز.

00:10:48.460 --> 00:10:51.790
‫هرگز به یه بیگانه اعتماد نکن.

00:10:51.790 --> 00:10:54.460
‫هیچ‌وقت نباید کینه و غرض اجدادت رو فراموش کنی!

00:10:54.460 --> 00:10:57.800
‫هیچ‌وقت نباید قدردانی و وحشت‌مون از گرگینه‌ی بزرگ رو فراموش کنی!

00:10:57.800 --> 00:10:59.230
‫ولی من‌ــ

00:10:59.230 --> 00:11:04.640
‫اجنبی‌های کم‌عقل. مسبب خشم گرگینه‌ی بزرگ شمائید.

00:11:04.640 --> 00:11:07.300
‫همه‌ی این‌ها تقصیر شماست.

00:11:07.300 --> 00:11:10.870
‫تقصیر شما! شما!

00:11:12.340 --> 00:11:17.820
‫اگر نمی‌خواید تکه پاره‌تون کنه، همین الان گورتون رو گم کنین!

00:11:26.220 --> 00:11:28.130
‫درهرصورت تا صبح توی خونه‌هاتون بمونین!

00:11:29.580 --> 00:11:31.330
‫فکر می‌کنم الان دیگه شیرفهم شده باشین؟

00:11:32.100 --> 00:11:34.710
‫اگه جون‌تون رو دوست دارین، بدون اجازه وارد جنگل نمی‌شید.

00:11:35.380 --> 00:11:36.580
‫اصلاً‌ و ابداً.

00:11:47.220 --> 00:11:50.520
‫پررنگ بریز. احتمالاً کل شب رو بیدار باشیم.

00:11:50.520 --> 00:11:52.190
‫به روی چشم، سرورم.

00:12:04.180 --> 00:12:07.060
‫در اون صورت، لطفاً خالی میلش کنید.

00:12:12.160 --> 00:12:15.640
‫هیچ فکرش رو نمی‌کردم واقعاً قربانی گرگینه وجود داشته باشه.

00:12:16.640 --> 00:12:19.550
‫ولی این با چیزی که کلاوس تعریف کرده بود، فرق‌ـــ

00:12:31.100 --> 00:12:32.140
‫تویی!

00:12:35.200 --> 00:12:40.650
‫به به، چشمم روشن، بانو سالیوان.
‫تنهایی بدون خدمتکارتون تشریف آوردین؟

00:12:41.460 --> 00:12:46.500
‫حدأقل توی عمارت، تنهایی می‌تونم
‫با این بادکنک‌های سحرآمیز راه برم.

00:12:47.270 --> 00:12:48.830
‫که اینطور.

00:12:51.610 --> 00:12:52.750
‫در هر حال...

00:12:53.960 --> 00:12:58.230
‫برای یه خانم عیبه که بیرون اتاق یه آقا فالگوش وایسته.

00:12:59.230 --> 00:13:01.360
‫می‌شه بپرسم چه کاری باهامون داشتین؟

00:13:02.930 --> 00:13:08.640
‫چه کاری دارم؟ این شمائید که با من کار دارین.

00:13:08.640 --> 00:13:09.600
‫چی؟

00:13:10.020 --> 00:13:15.060
‫من خوب می‌دونم چی توی ذهن‌تون می‌گذره. هرچی نباشه، یه جادوگرم.

00:13:15.920 --> 00:13:20.260
‫اوه؟ پس، به گمونم می‌دونین بعدش چه کار کنین.

00:13:21.600 --> 00:13:23.820
‫ترجیح‌مون اینه که با خشونت باهاتون برخورد نکنیم.

00:13:27.540 --> 00:13:30.810
‫از لحظه‌ای که پا توی روستا گذاشتین،

00:13:31.600 --> 00:13:37.920
‫می‌دونستم امشب به اتاق مخفی که تمام یازده سال زندگی‌ام
‫چفت و بست نگه‌اش داشتم، تجاوز می‌کنین.

00:13:41.410 --> 00:13:45.190
‫از نظر ذهنی خودم رو آماده کردم،
‫اما قلبم داره از جا کنده می‌شه.

00:13:45.820 --> 00:13:46.550
‫بیاید!

00:13:49.400 --> 00:13:54.470
‫فکر نمی‌کردم دفعه‌ی اولم سه‌ نفره باشه،
‫اما خب، هر تجربه‌ای ارزشمنده.

00:13:54.470 --> 00:13:56.740
‫لطفاً تا جای ممکن با ملایمت باهام رفتار کنید.

00:13:56.740 --> 00:13:58.660
‫هـ ـ هــــــــــه؟!

00:13:59.830 --> 00:14:03.260
‫آه، حتماً مدل پیچیده‌ی لباسم نگران‌تون کرده.

00:14:03.440 --> 00:14:04.530
‫اول دکمه‌ها رو باز کنین‌ــ

00:14:04.540 --> 00:14:07.730
‫نه نه نه، صبر کن. چه کار داری می‌کنی؟

00:14:08.240 --> 00:14:11.530
‫آه، دوست داری خودت قلعه رو فتح کنی؟

00:14:12.380 --> 00:14:13.980
‫مردتر از اونی هستی که به‌نظر می‌رسی.

00:14:13.980 --> 00:14:15.080
‫چی داری با خودت می‌گی؟!

00:14:15.880 --> 00:14:19.160
‫ازتون می‌پرسه ترجیح می‌دین خودتون لباس‌شون رو دربیارین.

00:14:19.170 --> 00:14:20.970
‫تو یکی دیگه چی می‌گی؟!

00:14:20.970 --> 00:14:23.370
‫ای وای من، دوست داری با لباس انجامش بدی؟

00:14:23.370 --> 00:14:26.870
‫ای وای، ارباب جوان، تو این سن‌وسال چه علایق جالبی دارین.

00:14:26.870 --> 00:14:31.110
‫شاید آلمانی‌ام خیلی‌ خوب نباشه،
‫ولی برام مثل روز روشن ـه که یه سوءتفاهمی پیش اومده!

00:14:31.930 --> 00:14:32.960
‫نگو که تو...

00:14:38.100 --> 00:14:40.280
‫چیه؟ تو که یه مرد کاملی.

00:14:41.440 --> 00:14:44.240
‫گم شو بابا!

00:14:49.780 --> 00:14:52.660
‫چـ ـ چیزیتون نشد، بانو سالیوان؟

00:14:56.540 --> 00:14:59.690
‫چقدر بی‌شعوری که یه دختر جوون رو این‌جوری خجالت‌زده می‌کنی!

00:14:59.690 --> 00:15:02.780
‫هـــا؟! گفتم آلمانی‌ام خوب نیست، دختره‌ی فاسد!

00:15:03.840 --> 00:15:05.540
‫خب حالا، بچه‌ها.

00:15:07.960 --> 00:15:11.160
‫عشق‌بازی توی تخت راه خوبی برای وقت‌گذروندن ـه،

00:15:11.850 --> 00:15:15.200
‫ولی شاید بخواید فعلاً از این‌ها لذت ببرید؟

00:15:20.200 --> 00:15:26.640
‫من توی یه کتاب خوندم که جنس نر، میل جنسی ارضاءنشدنی داره.

00:15:27.700 --> 00:15:31.380
‫خب، این موضوع در خصوص بعضی مردها صدق می‌کنه.

00:15:31.380 --> 00:15:34.160
‫همه‌ی اهالی وُلفسشلوخت خانم اَن،

00:15:34.160 --> 00:15:36.460
‫برای همین تاحالا با مردی برخورد نداشتم.

00:15:36.920 --> 00:15:38.860
‫جناب ولفرام مرد نیستن؟

00:15:40.520 --> 00:15:42.920
‫اون بیشتر مثل یه سگ نگهبان می‌مونه.

00:15:42.920 --> 00:15:43.680
‫عجب.

00:15:44.880 --> 00:15:51.320
‫حالا که صحبت از سگ‌های نگهبان شد، به‌نظر می‌رسه
‫اهالی روستا از کسی به اسم «گرگینه‌ی بزرگ» وحشت دارن.

00:15:51.860 --> 00:15:54.720
‫منظور از «گرگینه‌ی بزرگ» کیه؟

00:15:57.640 --> 00:15:59.690
‫راجع‌به شکار جادوگرها شنیدین؟

00:15:59.690 --> 00:16:00.650
‫بله.

00:16:01.620 --> 00:16:05.760
‫سال‌ها پیش، جادوگرها بابت وقوع بلایای طبیعیِ گوناگون، مقصر شناخته شدن.

00:16:05.760 --> 00:16:09.790
‫و به نوعی شکنجه که «محاکمه جادوگر» نامیده می‌شه، ‫محکوم و سپس کشته شدن.

00:16:09.790 --> 00:16:13.290
‫ابزار شکنجه‌ای که توی میدان دیدین، از اون‌ زمان مونده.

00:16:14.640 --> 00:16:19.040
‫در اصل کار یه جادوگر اینه که به وسیله‌ی جادو از وقوع بلایای طبیعی جلوگیری کنه،

00:16:19.040 --> 00:16:21.210
‫و آدم‌ها رو با گیاهان دارویی درمان کنه.

00:16:21.780 --> 00:16:27.300
‫اما بهشون انگ مرتد بودن زدن و روز به روز ‫بیشتر بهشون ظلم کردن.

00:16:27.300 --> 00:16:30.500
‫تا اینکه جادوگرها برای نجات جون‌شون، به این جنگل فرار کردن.

00:16:31.940 --> 00:16:36.360
‫بنا بر افسانه‌ها، یه جادوگر برای حفظ جون بقیه،

00:16:36.360 --> 00:16:41.900
‫عهدی با یه گرگینه می‌بنده و پاهاش رو بهش پیشکش می‌کنه.

00:16:44.380 --> 00:16:48.760
‫اون جادوگر جد من بود که به اسم «جادوگر سبز» شناخته می‌شد.

00:16:52.140 --> 00:16:56.490
‫به‌خاطر همین ـه که پاهای هر وارث بسته می‌شن تا وقتی‌که نتونه راه بره.

00:16:57.550 --> 00:17:02.360
‫پس، چرا اون گرگینه به یکی از اهالی حمله کرد؟
‫مگر این عهد رو نقض نمی‌کنه؟

00:17:03.300 --> 00:17:07.590
‫صدها سال از بسته‌شدنِ اون عهد می‌گذره.

00:17:08.680 --> 00:17:11.580
‫اولین جادوگر سبز خیلی‌ وقت ـه که از دنیا رفته.

00:17:12.020 --> 00:17:15.180
‫به گمونم علتش این‌‌ـه که خون جادوگر سبز در گذر زمان کم‌اثر شده.

00:17:16.840 --> 00:17:18.060
‫به عبارت دیگه،

00:17:18.480 --> 00:17:24.180
‫این روستا دیگه توسط گرگینه‌ها حفاظت نمی‌شه، بلکه محاصره شده.

00:17:26.600 --> 00:17:28.500
‫احتمالاً همین‌طور باشه که می‌گی.

00:17:29.600 --> 00:17:34.220
‫به‌خاطر همین، تابه‌حال توی زندگی‌ام از این روستا خارج نشدم،

00:17:34.220 --> 00:17:36.670
‫و گمون نمی‌کنم هیچ‌وقت هم دنیای بیرون رو ببینم.

00:17:37.700 --> 00:17:40.660
‫شما فردا به خونه‌تون برمی‌گردین، نه؟

00:17:41.160 --> 00:17:46.880
‫ازتون می‌خوام قبلش راجع‌به دنیای بیرون، دنیایی که نمی‌شناسم، بهم بگین.

00:17:47.800 --> 00:17:53.020
‫گویا کارهایی که چند دقیقه پیش کردن،
‫از روی اشتیاق‌شون برای ایجاد صمیمیت باهامون بود.

00:17:54.720 --> 00:17:57.360
‫اون مهم‌ترین آدم توی این روستاست.

00:17:57.680 --> 00:18:01.050
‫فکر نمی‌کنین دوستی باهاش برای تحقیقات‌مون هم فایده داشته باشه؟

00:18:02.900 --> 00:18:05.100
‫خیلی‌خب، باشه.

00:18:07.640 --> 00:18:11.900
‫شرمنده... چند لحظه پیش. بیا دوست شیم.

00:18:16.680 --> 00:18:21.080
‫توی کشورِ ارباب جوان، مردم برای نشون دادن حسن نیت‌شون به هم دست می‌دن.

00:18:21.080 --> 00:18:22.180
‫این شکلی.

00:18:25.440 --> 00:18:28.720
‫اوه، راستی، این‌ها برای شما دوتا اَن.

00:18:30.120 --> 00:18:31.860
‫طلسم‌هایی برای دور کردن گرگینه‌ها.

00:18:31.860 --> 00:18:34.940
‫تو راه خونه این‌ها رو بندازین گردن‌تون.
‫بهتون مجوز ویژه می‌دم.

00:18:34.940 --> 00:18:35.890
‫ممنونم.

00:18:36.540 --> 00:18:37.720
‫خـ ـ خب، حالا!

00:18:38.160 --> 00:18:42.800
‫اون «عشق‌بازی توی تخت»ـی که گفتی رو باید بهم یاد بدی.

00:18:44.200 --> 00:18:46.770
‫آه، یه همچین چیزی گفتم.

00:18:47.200 --> 00:18:49.440
‫حالا چیکار کنیم، ارباب جوان؟

00:18:50.010 --> 00:18:52.740
‫اون یه بچه‌ست. کاری نمی‌تونیم باهاش بکنیم.

00:18:53.030 --> 00:18:54.980
‫چندتا اسباب‌بازی بده دستش خودش رو سرگرم کنه.

00:18:55.360 --> 00:18:57.700
‫ارباب جوان اسباب‌بازی رو پیشنهاد دادن.

00:18:57.700 --> 00:19:00.570
‫چی گفتی؟! برای دفعه‌ی اول خیلی جسورانه‌ست.

00:19:00.600 --> 00:19:04.670
‫اون دیگه چه عکس‌العملی بود؟
‫شرط می‌بندم باز یه سوءتفاهم دیگه شده!

00:19:14.130 --> 00:19:16.660
‫بـ ـ بالأخره خوابش برد.

00:19:16.660 --> 00:19:18.160
‫خسته نباشین.

00:19:18.650 --> 00:19:22.320
‫ولی بیشتر از اون‌چه که فکرش رو می‌کردم،
‫می‌شه با کلمات ساده صحبت کرد.

00:19:22.320 --> 00:19:25.940
‫و یه‌جورایی فهمیدن لهجه‌ش برام راحت‌تر از اون درشکه‌چی بود.

00:19:26.680 --> 00:19:27.980
‫حتماً همین‌طورـه.

00:19:32.540 --> 00:19:34.580
‫عذر می‌خوام، بانو مصدع اوقات‌تون شد.

00:19:35.680 --> 00:19:37.860
‫تازه خواب‌شون برده.

00:19:49.740 --> 00:19:51.840
‫هر حرفی که بهتون زده رو فراموش کنین.

00:19:52.700 --> 00:19:54.400
‫آفتاب که زد، اینجا رو ترک می‌کنین.

00:19:55.800 --> 00:19:56.560
‫مفهومه؟

00:20:12.100 --> 00:20:13.660
‫چه مه غلیظی.

00:20:13.660 --> 00:20:15.440
‫جلوی پاتون رو نگاه کنین.

00:20:18.590 --> 00:20:22.120
‫خیلی ساکته. حضور هیچ جانداری رو حس نمی‌‌کنم.

00:20:22.660 --> 00:20:26.080
‫و همین‌طور، این جو سنگین ناشناخته...

00:20:26.900 --> 00:20:28.600
‫ارباب جوان، از کنارم‌ــ

00:20:30.070 --> 00:20:31.000
‫ارباب جوان؟!

00:20:33.880 --> 00:20:35.070
‫چه خبر شده؟

00:20:35.070 --> 00:20:36.840
‫چه مشکلی پیش اومده؟

00:20:36.840 --> 00:20:38.840
‫آه، نباید چشم‌هاتون رو زیاد بمالین.

00:20:39.720 --> 00:20:42.520
‫نمی‌فهمم! همین‌طوری داره اشک از چشم‌هام میاد.

00:20:42.520 --> 00:20:43.340
‫گندش بزنن.

00:20:47.140 --> 00:20:48.480
‫گـ ـ گرگینه؟

00:20:50.370 --> 00:20:51.600
‫بریم دنبالش، سباستین!

00:20:51.600 --> 00:20:52.730
‫صبر کنین!

00:20:53.270 --> 00:20:55.320
‫یه‌چیز مشکوکی توی این جنگل هست.

00:20:55.320 --> 00:20:57.380
‫حس بدی به دلم افتاده.

00:20:57.720 --> 00:20:59.480
‫خودم دنبال گرگینه می‌رم.

00:20:59.480 --> 00:21:01.740
‫شما توی اتاق‌تون منتظرم بمونین، ارباب جوان.

00:21:05.390 --> 00:21:06.240
‫خیلی‌خب.

00:21:14.500 --> 00:21:17.420
‫مدت طولانی رو توی دنیای انسان‌ها گذروندم،

00:21:17.420 --> 00:21:19.780
‫ولی تابه‌حال همچین جو مسمومی رو حس نکردم.

00:21:21.260 --> 00:21:22.340
‫یعنی چی می‌تونه باشه؟

00:21:28.750 --> 00:21:29.520
‫هان؟

00:21:35.000 --> 00:21:45.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:45.024 --> 00:22:05.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.