﻿WEBVTT

00:00:00.720 --> 00:00:02.810
‫آلمان، سرورم؟

00:00:03.150 --> 00:00:06.560
‫آره. علیاحضرت بهم دستور دادن در مورد یکسری مرگ مشکوک...

00:00:06.930 --> 00:00:10.570
‫توی آلمان تحقیق کنم.

00:00:10.570 --> 00:00:15.160
‫عرضم به حضورتون، قربانیان زنان و مردانی از سنین مختلف بودن،

00:00:15.160 --> 00:00:17.470
‫اما یه وجه مشترک داشتن.

00:00:17.820 --> 00:00:19.440
‫«جنگلِ گرگینه‌ها».

00:00:20.030 --> 00:00:24.040
‫جنگل گرگینه‌ها؟

00:00:24.040 --> 00:00:29.240
‫بله، بنا به گفته‌ها هرکسی که پا توی اون جنگل بذاره، نفرین می‌شه.

00:00:31.430 --> 00:00:33.900
‫هیچ مردی توی این روستا نیست؟

00:00:33.900 --> 00:00:36.640
‫تازه، لباس‌های زن‌هاشون هم برای صدها سال پیش ـه!

00:00:36.640 --> 00:00:41.390
‫من زیگلیند سالیوان هستم.

00:00:41.720 --> 00:00:44.810
‫مرتیکه پفیوز، از کدوم خراب‌شده‌ای اومدی، ها؟

00:00:44.810 --> 00:00:46.790
‫پس، با اجازه‌تون چند دقیقه‌ای مرخص می‌شم.

00:00:46.790 --> 00:00:49.940
‫هـــــه؟! حالا من تنهایی چه‌جوری باهاش اختلاط کنم؟

00:00:49.940 --> 00:00:50.790
‫آهای.

00:00:51.030 --> 00:00:53.400
‫××× مرد ××× مو مشکی ××× اسم؟

00:00:53.400 --> 00:00:55.060
‫چیزه...

00:00:55.060 --> 00:00:59.620
‫صبر کن ببینم. به گمونم اگه هول برم نداره،
‫می‌تونم بعضی کلمات رو به هم ربط بدم.

00:00:59.970 --> 00:01:01.430
‫پدر و مادر ××× ××× کجا؟

00:01:02.100 --> 00:01:05.640
‫پدر و مادر... ندارم. از دنیا رفتن.

00:01:07.470 --> 00:01:08.210
‫هوم.

00:01:08.210 --> 00:01:11.170
‫منظور از «گرگینه‌ی بزرگ» کیه؟

00:01:11.170 --> 00:01:13.400
‫راجع‌به شکار جادوگرها شنیدین؟

00:01:13.400 --> 00:01:17.290
‫اما بهشون انگ مرتد بودن زدن و روز به روز ‫بیشتر بهشون ظلم کردن.

00:01:17.290 --> 00:01:21.180
‫بنا بر افسانه‌ها، یه جادوگر برای حفظ جون بقیه،

00:01:21.180 --> 00:01:26.050
‫عهدی با یه گرگینه می‌بنده و پاهاش رو بهش پیشکش می‌کنه.

00:01:26.050 --> 00:01:30.530
‫به‌خاطر همین ـه که پاهای هر وارث بسته می‌شن تا وقتی‌که نتونه راه بره.

00:01:30.530 --> 00:01:31.570
‫سـ...

00:01:31.570 --> 00:01:33.180
‫سروکله‌ی یه گرگینه پیدا شده.

00:01:38.820 --> 00:01:39.950
‫پس، طلسمت کو؟

00:01:39.950 --> 00:01:42.810
‫این خشم گرگینه‌ی بزرگ ـه!

00:01:42.810 --> 00:01:48.080
‫اگر نمی‌خواید تکه پاره‌تون کنه، همین الان گورتون رو گم کنین!

00:01:48.470 --> 00:01:52.710
‫برای یه خانم عیبه که بیرون اتاق یه آقا فالگوش وایسته.

00:01:52.710 --> 00:01:54.920
‫می‌شه بپرسم چه کاری باهامون داشتین؟

00:01:54.920 --> 00:01:59.510
‫ازتون می‌خوام قبلش راجع‌به دنیای بیرون، دنیایی که نمی‌شناسم، بهم بگین.

00:01:59.510 --> 00:02:01.850
‫خیلی‌خب، باشه.

00:02:03.530 --> 00:02:08.380
‫شرمنده... چند لحظه پیش. بیا دوست شیم.

00:02:08.380 --> 00:02:11.770
‫اوه، راستی، این‌ها برای شما دوتا اَن.

00:02:11.770 --> 00:02:13.450
‫طلسم‌هایی برای دور کردن گرگینه‌ها.

00:02:13.450 --> 00:02:15.220
‫توی راه خونه این‌ها رو بندازین گردن‌تون.

00:02:16.650 --> 00:02:17.650
‫ارباب جوان؟!

00:02:20.490 --> 00:02:22.210
‫گـ ـ گرگینه؟

00:02:22.770 --> 00:02:24.590
‫خودم دنبال گرگینه می‌رم.

00:02:24.590 --> 00:02:26.980
‫شما توی اتاق‌تون منتظرم بمونین، ارباب جوان.

00:02:29.860 --> 00:02:30.570
‫هان؟

00:02:33.420 --> 00:02:35.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:39.300 --> 00:02:42.260
‫من؟ دارم گریه می‌کنم؟

00:02:42.970 --> 00:02:46.850
‫شیاطین اساساً از احساساتی که ‫منجر به اشک‌ریختن می‌شه، برخوردار نیستن.

00:02:55.840 --> 00:02:58.490
‫شما خودتون شخص نفرین‌شده‌ای رو به چشم دیدین؟

00:02:58.710 --> 00:03:02.070
‫معلومه که دیدم! واقعاً وحشتناک بود.

00:03:04.580 --> 00:03:09.640
‫صورت‌شون حسابی پف کرده بود و پوست‌شون وا رفته بود انگار که آب شده باشه.

00:03:10.000 --> 00:03:16.770
‫می‌گن که یکی‌شون همون‌جا جون داده و ‫اون یکی که زنده مونده،
‫به‌خاطر ضربه‌ی روحی، پاک عقلش رو از دست داده.

00:03:19.490 --> 00:03:21.880
‫نکنه، این...

00:03:24.070 --> 00:03:28.420
‫کسایی که گرگینه‌ای رو می‌بینن، نفرین می‌شن.
‫اگر این حقیقت داشته باشه...

00:03:29.940 --> 00:03:30.680
‫ارباب جوان!

00:03:49.130 --> 00:03:52.970
‫سـ ـ باسـ ـ تین...

00:03:52.990 --> 00:04:02.990
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:04:42.760 --> 00:04:44.260
سیاه دمخا

00:04:44.290 --> 00:04:46.600
آرک جادوگر سبز

00:06:00.730 --> 00:06:01.740
‫ارباب جوان!

00:06:02.560 --> 00:06:05.610
‫بدنم داره می‌سوزه!

00:06:06.870 --> 00:06:09.110
‫این همون نفرین ـه؟

00:06:17.060 --> 00:06:18.770
‫بانو سالیوان!

00:06:18.770 --> 00:06:21.610
‫لطفاً کمک‌مون کنین، بانو سالیوان!

00:06:22.190 --> 00:06:23.450
‫بانو سالیوان!

00:06:24.310 --> 00:06:25.860
‫خواهشاً کمک‌مون کنین، بانو سالیوان!

00:06:25.860 --> 00:06:28.750
‫چیه؟ بالأخره تسلیم شهوت‌تون شدین و اومدین سراغم؟

00:06:30.790 --> 00:06:32.490
‫شماها!‌ صورت‌تون!

00:06:33.670 --> 00:06:35.180
‫به جنگل رفتین، مگه نه؟

00:06:35.180 --> 00:06:37.000
‫پوزش می‌خوام.

00:06:37.370 --> 00:06:39.670
‫بعداً به هر مجازاتی که برامون در نظر بگیرین، تن می‌دیم.

00:06:40.430 --> 00:06:42.360
‫اما لطفاً الان اربابم رو نجات بدین.

00:06:42.920 --> 00:06:45.380
‫بانوی من! موضوع چیه؟!

00:06:46.370 --> 00:06:47.340
‫شما حرومی‌ها...

00:06:47.340 --> 00:06:49.550
‫وُلف، مراسم تطهیر!

00:06:50.230 --> 00:06:51.940
‫دیگ بزرگ رو آماده کن!

00:06:57.430 --> 00:06:59.440
‫بجنبید! وقت کافی نداریم!

00:06:59.940 --> 00:07:02.150
‫لباس‌هاش رو دربیار و ببر بذارش توی دیگ!

00:07:02.150 --> 00:07:04.220
‫یالا! هردوتون فوراً برید توی دیگ!

00:07:06.910 --> 00:07:08.490
‫کِی رفتید جنگل؟

00:07:08.490 --> 00:07:10.220
‫حدوداً 15 دقیقه پیش.

00:07:10.220 --> 00:07:12.610
‫تو روحش. یه دقیقه دیرتر می‌اومدید، کارتون ساخته بود.

00:07:12.610 --> 00:07:16.670
‫وُلف، کمی آب بجوشون، و گیاه‌های بیشتری برای معجون واسه‌م بیار!

00:07:16.670 --> 00:07:17.330
‫الساعه!

00:07:19.050 --> 00:07:22.760
‫وقتی دارم ورد می‌خونم، تمام بدن‌تون رو زیر آب فرو ببرید.

00:07:22.760 --> 00:07:24.670
‫تاوقتی نگفتم بالا نیاید.

00:07:24.670 --> 00:07:25.290
‫فهمیدم.

00:07:34.680 --> 00:07:37.640
‫ای الهگان تقدیر،
‫الهگان تقدیر؛ یا موئیراها، در اساطیر یونان سه زن رقم‌زنندۀ سرنوشت انسان هستند.

00:07:37.960 --> 00:07:40.810
‫این آب را چشمه‌ی اوردِ متبرّک گردانید.
‫چشمۀ اورد؛ چشمه یا چاهی در اساطیر اسکاندیناوی

00:07:59.370 --> 00:08:00.460
‫تموم شد.

00:08:02.330 --> 00:08:03.920
‫حالا باید چیکار کنیم؟

00:08:03.920 --> 00:08:05.630
‫تطهیر درونی.

00:08:05.630 --> 00:08:08.090
‫باید این معجون رو قورت بده و بعد بالا بیارتش.

00:08:08.090 --> 00:08:08.900
‫بگیرش.

00:08:08.900 --> 00:08:09.680
‫چشم.

00:08:11.260 --> 00:08:13.430
‫می‌بخشید، ارباب جوان.

00:08:16.230 --> 00:08:17.510
‫کمکش کن سریع بالا بیاره.

00:08:17.510 --> 00:08:18.340
‫بله.

00:08:21.350 --> 00:08:23.000
‫تو خودت حالت تهوع نداری؟

00:08:23.000 --> 00:08:26.310
‫من حالم خوبه. لطفاً حواس‌تون به ارباب جوان باشه!

00:08:26.570 --> 00:08:28.270
‫پس، یه‌بار دیگه اون‌کار رو بکن.

00:08:29.230 --> 00:08:30.660
‫بسه دیگه...

00:08:32.500 --> 00:08:34.090
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

00:08:35.090 --> 00:08:36.180
‫نفسم بند اومده.

00:08:37.020 --> 00:08:38.060
‫درد دارم.

00:08:38.660 --> 00:08:39.840
‫سردم ـه.

00:08:40.620 --> 00:08:41.580
‫خواهش می‌کنم...

00:08:43.380 --> 00:08:46.360
‫تمومش کنید.

00:09:06.520 --> 00:09:10.360
‫آهای، توله سگ‌ها! وقت شام ـه!

00:09:12.080 --> 00:09:17.130
‫از ظرف مرف خبری نیست. در گاله رو باز کنین!

00:09:22.820 --> 00:09:25.310
‫اوهوی! نریزش!

00:09:25.750 --> 00:09:29.230
‫خصوصاً شما نباید رو دست‌مون جون بدین.

00:09:29.230 --> 00:09:31.170
‫پس همه‌ش رو کوفت کنین.

00:09:34.380 --> 00:09:35.350
‫نه.

00:09:36.550 --> 00:09:39.610
‫دارم خفه می‌شم. می‌ترسم.

00:09:42.430 --> 00:09:47.390
‫نجاتم بدید، بابا... مامان...

00:09:50.400 --> 00:09:51.540
‫نفر بعد!

00:09:52.070 --> 00:09:53.010
‫هان؟

00:09:53.010 --> 00:09:54.990
‫این تخم جن که نفله شده.

00:09:54.990 --> 00:10:00.510
‫سگ توش. اون نجیب‌زاده‌ها دمار از روزگار این بچه‌ها درمیارن!

00:10:01.060 --> 00:10:04.880
‫آخر و عاقبت من هم مثل اون می‌شه؟

00:10:06.370 --> 00:10:11.290
‫غصه نخور. من مراقبتم.

00:10:13.030 --> 00:10:18.190
‫آه، درسته. هنوز تو رو پیش خودم دارم.

00:10:20.390 --> 00:10:21.690
‫دست‌هات گرم ان.

00:10:26.680 --> 00:10:29.270
‫نـــه! اون رو ازم نگیرید!

00:10:40.630 --> 00:10:41.320
‫ارباب جوان!

00:10:44.130 --> 00:10:47.270
‫آه، نصف جونم کردید، ارباب جوان.

00:10:47.840 --> 00:10:51.500
‫خدا رو صدهزار مرتبه شکر که حال‌تون خوبه، ارباب جوان!

00:10:52.960 --> 00:10:55.250
‫خدا شاهده بند دلم پاره شد.

00:10:55.250 --> 00:10:57.080
‫دقیقاً.

00:10:57.080 --> 00:11:00.680
‫حال و احوال‌تون چطوره، ارباب شیل؟

00:11:01.470 --> 00:11:03.230
‫شیل؟

00:11:06.640 --> 00:11:09.810
‫ارباب جوان، موضوع چیه؟

00:11:14.970 --> 00:11:16.910
‫نـ ـ‌ نــــه!

00:11:16.910 --> 00:11:20.000
‫شیل... نمی‌خواد دیگه درد بکشه!

00:11:20.650 --> 00:11:23.210
‫تاریکه. اینجا کجاست؟

00:11:23.210 --> 00:11:24.510
‫می‌ترسم.

00:11:25.100 --> 00:11:28.970
‫منظورتون چیه؟ اینجا که تاریک نیست.

00:11:33.790 --> 00:11:38.260
‫کی اونجاست؟ چیزی نمی‌بینم!

00:11:39.450 --> 00:11:40.350
‫نکنه...

00:11:41.200 --> 00:11:43.650
‫به گمونم ارباب جوان بینایی‌شون رو از دست دادن.

00:11:47.280 --> 00:11:51.120
‫یکی... اینجا رو روشن کنه.

00:12:00.480 --> 00:12:04.330
‫چشم‌‌های ارباب جوان... بمیرم براشون!

00:12:04.330 --> 00:12:08.830
‫آه، بسه دیگه. چقدر آبغوره می‌گیری. براشون نحسی میاری ها.

00:12:08.830 --> 00:12:11.200
‫شاید اصلاً‌ موقتی باشه.

00:12:11.430 --> 00:12:18.420
‫کیتس می‌گه... «اما تا وقتی که در چنین
‫شرایطی هستن، نمی‌تونیم ازشون مراقبت کنیم.»

00:12:18.420 --> 00:12:23.340
‫همین رو بگو. ما به جهنم، ولی حتی به سباستین هم دست رد زد؟

00:12:23.340 --> 00:12:26.090
‫هیچ معلوم هست چه بلایی سرشون اومده؟

00:12:26.550 --> 00:12:29.950
‫و سر درنمیارم چرا فقط با فینی کنار میان.

00:12:30.550 --> 00:12:33.140
‫حالا باید چه کار کنیم، سباستین؟

00:12:34.020 --> 00:12:39.690
‫ارباب جوان به من دستور دادن که بهشون دست نزنم، پس نباید لمس‌شون کنم.

00:12:41.360 --> 00:12:46.630
‫فعلاً صبر می‌کنیم تا بانو سالیوان
‫از خواب بیدار شن و با ایشون مشورت می‌کنیم.

00:12:47.550 --> 00:12:49.650
‫شما هم سعی کنید کمی استراحت کنید.

00:12:52.240 --> 00:12:54.110
‫پس خودتون چی، جناب سباستین؟

00:12:54.710 --> 00:12:58.040
‫من باید به چند مورد رسیدگی کنم.

00:13:07.340 --> 00:13:13.590
‫اون جو مسموم از بین رفته، اما کماکان
‫حضور هیچ جانداری رو حس نمی‌کنم.

00:13:19.230 --> 00:13:22.760
‫بخار سمی هیچ موجود شیطانی اصولاً نباید روی من اثر بذاره.

00:13:23.910 --> 00:13:28.550
‫پس اتفاق دیشب دقیقاً بر اثر چی بود؟
‫و اون «گرگینه»‌ کی بود؟

00:13:35.800 --> 00:13:37.000
‫در هر صورت،

00:13:37.590 --> 00:13:43.550
‫بهتره تا وقتی که ارباب جوان سلامتی‌شون رو
‫به‌دست نیاوردن، برای اقامت در وُلفسشلوخت اجازه بگیرم.

00:13:44.920 --> 00:13:46.050
‫ای داد بیداد.

00:13:47.330 --> 00:13:50.050
‫انگار این‌دفعه با یه دشمن سرسخت طرفیم.

00:13:57.910 --> 00:14:00.880
‫معذرت می‌خوام که دیشب شما رو حسابی به زحمت انداختم.

00:14:01.360 --> 00:14:03.360
‫جهت ابراز تأسف،

00:14:03.740 --> 00:14:06.860
‫جسارتاً چای پیش‌ازظهر برای بانوی جوان آماده کردم.

00:14:07.320 --> 00:14:09.690
‫بفرمایید، نوش جان کنید.

00:14:11.780 --> 00:14:13.180
‫خیلی خوش‌مزه‌ست!

00:14:13.180 --> 00:14:16.000
‫بانو سالیوان،‌ لطفاً از این‌ هم میل کنین.

00:14:16.000 --> 00:14:18.570
‫این دیگه چیه؟ حرف نداره!

00:14:18.570 --> 00:14:20.710
‫این بهترین...

00:14:23.100 --> 00:14:24.460
‫عجب.

00:14:25.690 --> 00:14:27.940
‫پس بخار سمی نابیناش کرده.

00:14:28.430 --> 00:14:30.890
‫بینایی‌شون رو دوباره به‌ دست میارن؟

00:14:31.270 --> 00:14:33.710
‫تا وقتی معاینه‌ش نکردم نمی‌تونم با قطعیت چیزی بگم،

00:14:35.100 --> 00:14:37.460
‫اما اون‌طور که می‌گی نمیذاره کسی نزدیکش بشه.

00:14:37.460 --> 00:14:42.600
‫در اصل، بنا به دلایلی، به باغبان‌مون اجازه می‌دن که بهشون دست بزنه.

00:14:43.590 --> 00:14:48.320
‫هوم. پس سلیقه‌ش یه‌چیزی مابین عضله‌های سفت و پوست لطیف ـه؟

00:14:48.660 --> 00:14:50.990
‫الحق که گرایشات منحصربه‌فردی داره.

00:14:50.990 --> 00:14:52.330
‫چیزی فرمودین بانو سالیوان؟

00:14:52.330 --> 00:14:54.790
‫آه، نه هیچی، ولش کن.

00:14:57.190 --> 00:15:02.630
‫جو مسموم جنگل، روحیه‌ی انسان رو ‫تضعیف و ترسش رو تشدید می‌کنه.

00:15:03.070 --> 00:15:06.760
‫اینکه به‌غیر از باغبان از حضور دیگران آزرده‌خاطر می‌شه، ممکنه بی‌دلیل نباشه.

00:15:07.130 --> 00:15:12.360
‫در اون صورت، شاید افراد بزرگسال رو پس می‌زنه.

00:15:13.810 --> 00:15:14.770
‫چرا؟

00:15:14.770 --> 00:15:18.130
‫ارباب جوان اتفاقات زیادی رو در گذشته از سر گذروندن.

00:15:20.460 --> 00:15:21.450
‫که اینطور.

00:15:22.520 --> 00:15:26.980
‫خب، می‌شه بهم بگید جو مسموم جنگل چیه؟

00:15:26.980 --> 00:15:31.420
‫یه جادوی سیاه ـه که گرگینه‌ها از خودشون تراوش می‌کنن.

00:15:32.240 --> 00:15:38.720
‫افرادی که در معرض این جادو قرار می‌گیرن، نفرین می‌شن ‫و به شکل هیولامانندی درمیان.

00:15:39.500 --> 00:15:41.540
‫تنها راه باطل‌کردن نفرین،

00:15:41.540 --> 00:15:45.460
‫استفاده از یک معجون سرّی‌ـه که شخص بنده، جادوگر سبز می‌تونم درستش کنم.

00:15:46.050 --> 00:15:46.980
‫اوه.

00:15:48.630 --> 00:15:51.230
‫دِ واسه خاطر همین بود که گفتم به جنگل نرید!

00:15:51.590 --> 00:15:55.010
‫صدبار بهتون هشدار دادم. پس چرا بازم سرخود عمل کردین؟!

00:15:55.360 --> 00:15:59.280
‫این‌طور نیست که گرگینه‌ها خوش داشته باشن
‫به هرکسی که سر راه‌شون می‌بینن، صدمه بزنن!

00:15:59.280 --> 00:16:00.730
‫چرا این رو توی کله‌ی پوکت فرو نمی‌کنی؟!

00:16:00.730 --> 00:16:02.690
‫تمومش کن، وُلفرام!

00:16:11.070 --> 00:16:13.810
‫کنجکاوید بدونید که چرا به جنگل رفتیم؟

00:16:14.280 --> 00:16:18.350
‫ما انقدر شیطان و فرشته‌ی مرگ دیدیم که دیگه ازشون بیزارم،

00:16:18.350 --> 00:16:21.690
‫اما تابه‌حال هرگز افتخار آشنایی با یه گرگینه رو نداشتیم.

00:16:22.250 --> 00:16:25.660
‫صرفاً کنجکاو بودیم بدونیم که چه‌جور موجوداتی‌ان.

00:16:27.770 --> 00:16:28.760
‫جانم؟

00:16:29.440 --> 00:16:35.050
‫بگذریم، شما تنها کسی هستید که می‌تونید ایشون رو درمان کنید، درسته؟

00:16:35.050 --> 00:16:36.180
‫همین‌طوره.

00:16:38.780 --> 00:16:42.840
‫بانو سالیوان، لطفاً اربابم رو نجات بدید.

00:16:43.600 --> 00:16:49.070
‫اگر ایشون رو نجات بدید، هر خواسته‌ای داشته باشید براتون برآورده می‌کنم.

00:16:51.830 --> 00:16:52.990
‫بسیارخب.

00:16:53.320 --> 00:16:58.070
‫در اون صورت، سباستین، تو تا وقتی که شیل رو کامل درمان کنم...

00:16:58.620 --> 00:17:01.560
‫خدمتکار شخصی‌ام می‌شی.

00:17:09.210 --> 00:17:12.670
‫بهم دست نزن! بهم دست نزن!

00:17:12.670 --> 00:17:16.630
‫ارباب جوان، اگه آروم نگیرید به خودتون صدمه می‌زنید.

00:17:17.040 --> 00:17:19.910
‫دهنت رو ببند! گم شو بیرون!

00:17:21.950 --> 00:17:23.470
‫بسیارخب.

00:17:31.910 --> 00:17:33.940
‫امروز هم راه به جایی نبردم.

00:17:36.610 --> 00:17:40.050
‫مطمئن نیستم برای آدم‌ها چقدر طول می‌کشه تا درمان شن، ولی...

00:17:41.760 --> 00:17:43.460
‫به گمونم به اندازه‌ی کافی صبر کردم.

00:17:44.310 --> 00:17:48.810
‫جایز نیست که با چهره‌ای کریه به یک خانم خدمت کنم.

00:17:51.150 --> 00:17:52.780
‫همین‌ خوبه.

00:17:53.660 --> 00:17:54.640
‫خب، حالا...

00:17:59.480 --> 00:18:02.560
‫تا وقتی که شیل رو کامل درمان کنم...

00:18:02.560 --> 00:18:05.310
‫خدمتکار شخصی‌ام می‌شی.

00:18:05.310 --> 00:18:07.230
‫این دیگه چه کاریه، بانوی من!

00:18:07.230 --> 00:18:10.000
‫ما هیچ شناختی از این مرد نداریم!

00:18:10.000 --> 00:18:13.090
‫سابقه نداشته که کسی از دنیای بیرون گذرش به اینجا بی‌افته.

00:18:13.090 --> 00:18:15.490
‫سؤال‌های زیادی ازش دارم.

00:18:15.490 --> 00:18:17.450
‫من تصمیمم رو گرفتم.

00:18:17.710 --> 00:18:22.080
‫بانوی‌ــ ‫باید دستم
رو بگیره و چیزهای زیادی بهم یاد بده.

00:18:22.590 --> 00:18:25.220
‫دستم رو بگیره...

00:18:26.740 --> 00:18:31.080
‫مهم‌‌تر اینکه، وُلف، سباستین از تو ماهرترـه.

00:18:31.080 --> 00:18:33.210
‫تو هم مثل من باید ازش یاد بگیری.

00:18:34.630 --> 00:18:35.640
‫چشم.

00:18:39.510 --> 00:18:44.200
‫ای داد. وقتشه چای صبحگاهی رو آماده کنم.

00:18:48.330 --> 00:18:50.810
‫صبح عالی بخیر، دوستان.

00:18:50.810 --> 00:18:52.760
‫صوبخیر.
‫صبح بخیر!
‫صبح‌ شما هم بخیر!

00:18:53.520 --> 00:18:54.730
‫مهمان داریم؟

00:18:54.960 --> 00:19:00.310
‫زنان روستا برامون مواد لازم رو میارن و به بانو در لباس‌پوشیدن کمک می‌کنن.

00:19:00.710 --> 00:19:02.450
‫صحیح.

00:19:02.450 --> 00:19:04.720
‫اجازه بدید خودم رو معرفی کنم.

00:19:05.500 --> 00:19:13.420
‫بنده سباستین هستم، و موقتاً به‌عنوان خدمتکار شخصی بانو سالیوان زیردست ایشون کار می‌کنم.

00:19:14.850 --> 00:19:15.940
‫من هیلده‌ام.

00:19:17.330 --> 00:19:18.450
‫گرته.

00:19:19.730 --> 00:19:20.970
‫آن هستم.

00:19:22.300 --> 00:19:24.970
‫ما برای مدتی اینجا مهمان هستیم.

00:19:25.550 --> 00:19:29.220
‫اگر در انجام کاری به زور بازوی یه مرد نیاز داشتید، لطفاً‌ بهمون خبر بدید.

00:19:31.190 --> 00:19:34.900
‫خیلی‌خب. وظایف همه رو عرض می‌کنم.

00:19:35.220 --> 00:19:37.630
‫بالدو، تو صبحانه رو آماده می‌کنی.

00:19:37.630 --> 00:19:39.110
‫ردیفه.

00:19:39.110 --> 00:19:41.350
‫اسنیک، تو ظروف نقره رو پاک کن.

00:19:42.080 --> 00:19:45.850
‫امیلی می‌گه... «متوجه شدم.»

00:19:46.710 --> 00:19:49.100
‫مِی‌ رین، تو رومیزی‌ها رو عوض کن.

00:19:49.100 --> 00:19:50.500
‫به روی چشم!

00:19:50.730 --> 00:19:53.900
‫فینی، تو مواظب ارباب جوان باش.

00:19:53.900 --> 00:19:55.490
‫چــشـــم... آه!

00:19:55.490 --> 00:19:57.500
‫هـــــه؟!

00:19:57.500 --> 00:19:59.520
‫من رو می‌گید؟!

00:20:00.920 --> 00:20:05.720
‫درحال‌حاضر، فقط تو از عهده‌ی این‌کار برمیای.

00:20:05.960 --> 00:20:09.040
‫هـــه، آخه، چیزه...
‫ببین اگه می‌تونن غذا بخورن، یه صبحانه‌ی مختصر براشون آماده کن.

00:20:09.350 --> 00:20:10.630
‫ولی...

00:20:10.630 --> 00:20:13.150
‫اگه نمی‌خوان چیزی بخورن...

00:20:14.400 --> 00:20:16.900
‫...کمی شیرعسل داغ براشون ببر.

00:20:17.880 --> 00:20:20.270
‫شیر؟

00:20:20.900 --> 00:20:22.110
‫وقتی کوچیک‌تر بودن...

00:20:44.470 --> 00:20:48.490
‫...مؤثرترین راه برای سرحال‌آوردن‌شون بود.

00:20:48.930 --> 00:20:51.550
‫من به بانو سالیوان رسیدگی می‌کنم.

00:20:52.180 --> 00:20:54.410
‫جناب تاناکا، شما کار همیشگی‌تون رو بکنید.

00:20:55.140 --> 00:20:58.040
‫همگی، برید سر کارتون.

00:21:11.830 --> 00:21:13.180
‫ای داد بیداد.

00:21:13.840 --> 00:21:16.150
‫کم مونده کله‌ام رو از جا بِکَنه.

00:21:30.140 --> 00:21:33.670
‫بانوی من، وقتشه بیدار شید.

00:21:33.690 --> 00:21:43.690
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:43.714 --> 00:22:03.714
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.