﻿WEBVTT

00:00:07.360 --> 00:00:13.940
‫هیلده دیکهاوت. متولد ۲۰ اکتبر ۱۸۵۸.

00:00:20.040 --> 00:00:27.150
‫در ۱۷ اوت ۱۸۸۹، بر اثر خونریزی شدید درگذشت.

00:00:27.150 --> 00:00:30.050
‫هیچ مورد خاصی ثبت نشده.

00:00:35.570 --> 00:00:40.080
‫کار امروز تموم شد.
‫بریم دیگه.

00:00:40.080 --> 00:00:41.810
‫آره.

00:00:42.040 --> 00:00:46.410
‫با این حال، فکرشو بکن این دو نفر زنده موندن
‫و رفتن انگلیس.

00:00:47.260 --> 00:00:52.490
‫عجیبه نه که تاریخ بشر
‫روی همچین چیزایی ساخته شده؟

00:00:52.490 --> 00:00:57.450
‫داری زیادی شلوغش می‌کنی، ساشا.
‫فقط دوتا آدم رفتن انگلیس.

00:00:57.450 --> 00:01:01.910
‫آه-آه-آه! اینجاست که اشتباه می‌کنی، لودگر.

00:01:02.370 --> 00:01:07.330
‫فقط فکر کن: یه گاز جدید فوق‌العاده کشنده
<i>‫و</i> سازنده اون گاز

00:01:07.330 --> 00:01:09.980
‫هردو دارن میرن انگلیس.

00:01:10.840 --> 00:01:15.940
‫چه راه عالی‌ای برای کنترل آلمان!

00:01:16.640 --> 00:01:18.510
‫اه، باز شروع شد.

00:01:19.100 --> 00:01:22.850
‫اونا تا همین چند قرن پیش با شمشیر و تیر و کمان می‌جنگیدن،

00:01:22.850 --> 00:01:26.640
‫ولی الان سم‌هایی می‌سازن
‫که یه قطره‌ش می‌تونه صدها نفر رو بکشه.

00:01:26.640 --> 00:01:28.830
‫پیشرفت بشر واقعاً شگفت‌انگیزه.

00:01:28.830 --> 00:01:33.440
‫علاوه بر این، نابغه‌های کوچیکی
‫مثل اینا تو سراسر دنیا هستن.

00:01:34.550 --> 00:01:37.620
‫اگه فقط یکیشون
‫تعادل دنیا رو به هم بزنه،

00:01:37.620 --> 00:01:41.920
‫ممکنه یه جنگ بزرگ راه بندازه
‫که کل کره زمین رو فرا بگیره!

00:01:42.830 --> 00:01:44.750
‫افتضاح میشه.

00:01:45.030 --> 00:01:48.960
‫راستش، ترجیح می‌دم جنگ جهانی بشه
‫تا اینکه بیکار باشم.

00:01:49.740 --> 00:01:50.940
‫و شرط می‌بندم...

00:01:52.880 --> 00:01:56.340
‫...اونم همین حس رو داره.

00:02:00.880 --> 00:02:05.520
‫من اونقدر عجیب غریب نیستم،
‫پس ترجیح می‌دم اینقدر سرم شلوغ نباشه.

00:02:05.840 --> 00:02:08.010
‫کاملاً موافقم.

00:02:08.750 --> 00:02:13.610
‫اگه این اتفاق بیفته، هیچ‌وقت
‫نمی‌تونیم سر وقت از کار بریم.

00:02:13.610 --> 00:02:16.570
‫سلام. راه زیادی رو اومدین...

00:02:17.110 --> 00:02:19.660
‫ویلیام و گِرِل.

00:02:20.970 --> 00:02:22.530
‫خیلی زیاد.

00:02:22.530 --> 00:02:26.150
‫هو هو! دلم برات تا حد <i>مرگ</i> تنگ شده بود!

00:02:26.174 --> 00:02:47.174
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:15.760 --> 00:03:19.600
بلک باتلر (خدمتکار سیاه)

00:03:17.290 --> 00:03:19.600
‫آرک ساحره زمرد

00:04:36.110 --> 00:04:38.360
‫یه کت قرمز، هوم؟

00:04:38.360 --> 00:04:41.220
‫مثل همیشه پر زرق و برقی.

00:04:41.220 --> 00:04:46.550
‫معلومه که آره! من تنها خانم بخش جمع‌آوری شعبه
‫انگلیس هستم، دیگه!

00:04:47.070 --> 00:04:49.260
‫اینم مدارک تحویل.

00:04:49.260 --> 00:04:53.520
‫تصور نمی‌کردم برای کار
‫این همه راه تا آلمان فرستاده بشم.

00:04:53.520 --> 00:04:57.490
‫چه دردسری. این روزا کل دنیا
‫آماده جنگ به نظر میاد.

00:04:57.490 --> 00:05:01.900
‫خب، با اینکه ناراحتم
‫سباس‌چان رو ندیدیم،

00:05:01.900 --> 00:05:05.530
‫بهم خوش گذشت تو این سفر کوچیک
‫با تو، ویل... آخ!

00:05:05.530 --> 00:05:12.080
‫حالا که حرف جنگ شد، اون قضیه
‫جسدهای متحرک چی شد؟

00:05:13.290 --> 00:05:15.730
‫هنوز در حال بررسیه.

00:05:15.730 --> 00:05:19.250
‫فکر کنم اینجا تو آلمان هنوز
‫ظاهر نشدن.

00:05:19.930 --> 00:05:26.180
‫با این حال، لطفاً با هر اطلاعاتی
‫درباره اون فراری، با شعبه انگلیس تماس بگیرین.

00:05:26.800 --> 00:05:29.310
‫حالا، اگه اجازه بدین.

00:05:30.650 --> 00:05:32.360
‫بای بای!

00:05:33.020 --> 00:05:36.440
‫ویل، بیا یه سر هم به بادن-بادن بزنیم!

00:05:37.190 --> 00:05:40.980
‫فکر کنم همیشه
‫فراری‌های کار گهگاهی وجود داشتن.

00:05:40.980 --> 00:05:45.030
‫به نظرت چی باعث میشه بخوان
‫از انجمن دروگرهای مرگ فرار کنن؟

00:05:45.030 --> 00:05:47.620
‫هیچ‌وقت بهش فکر نکردم.

00:05:48.080 --> 00:05:50.870
‫شاید از کارشون خسته شدن،

00:05:50.870 --> 00:05:54.430
‫یا شاید دلیل خاصی دارن.

00:05:55.170 --> 00:05:58.170
‫خب، فکر کنم درک می‌کنم.

00:05:58.930 --> 00:06:01.470
‫ما هم قبلاً انسان بودیم، بالاخره.

00:06:02.500 --> 00:06:06.400
‫انسان‌هایی که خودکشی می‌کنن
‫به عنوان مجازات تبدیل به دروگر مرگ میشن،

00:06:06.800 --> 00:06:10.900
‫بعد اینقدر کار می‌کنیم
‫تا روزی که بخشیده بشیم،

00:06:10.900 --> 00:06:13.310
‫و همینطور بی‌وقفه به مرگ خیره می‌شیم.

00:06:16.160 --> 00:06:20.080
‫برای ما خودکش‌ها خیلی غم‌انگیزه
‫که مجبوریم بشنویم مردم

00:06:20.080 --> 00:06:23.980
‫پشیمون از مرگشون باشن و
‫مدام تشنه زندگی باشن، نه؟

00:06:24.380 --> 00:06:27.070
‫اصلاً افسرده به نظر نمی‌رسی.

00:06:27.070 --> 00:06:31.530
‫آره، الان بیشتر از وقتی که زنده بودم
‫بهم خوش میگذره! شاید این رسالت الهی منه؟

00:06:33.330 --> 00:06:35.770
‫هیچ‌چیز الهی تو دروگر مرگ نیست.

00:06:38.270 --> 00:06:41.140
‫خوش برگشتین، آقا.

00:06:42.320 --> 00:06:43.730
‫مطمئناً شما...

00:06:45.360 --> 00:06:48.360
‫کلی شیطنت کردین.

00:06:49.320 --> 00:06:51.450
‫هاینریش، دکتر خبر کن.

00:06:51.820 --> 00:06:53.700
‫و یه حموم هم آماده کن.

00:06:53.950 --> 00:06:55.450
‫بله، آقا.

00:06:56.160 --> 00:07:00.040
‫مدت زیادیه ندیدمتون.

00:07:00.290 --> 00:07:01.920
‫واقعاً همینطوره، دوست من!

00:07:02.750 --> 00:07:04.500
‫ایشون کی هستن؟

00:07:05.090 --> 00:07:07.710
‫این پسر فانتوم‌هایوه.

00:07:08.090 --> 00:07:09.460
‫می‌دونستم!

00:07:11.330 --> 00:07:15.690
‫از آشنایی با شما، لرد فانتوم‌هایو، باعث افتخاره.

00:07:15.690 --> 00:07:17.620
‫از مهمان‌نوازی شما سپاسگزارم.

00:07:18.260 --> 00:07:20.830
‫شباهت شما رو به پدرتون می‌بینم.

00:07:21.940 --> 00:07:24.150
‫از ظاهرم عذرخواهی می‌کنم.

00:07:33.020 --> 00:07:35.010
‫چقدر بزرگه!

00:07:35.010 --> 00:07:40.100
‫این یکی از چندین قلعه‌ای هست
‫که در اختیار بارونی وایزاکر قرار داره.

00:07:40.100 --> 00:07:43.440
‫متاسفانه نسبت به قلعه اصلی،
‫اینجا نسبتاً کوچیکه،

00:07:43.440 --> 00:07:46.060
‫اما لطفاً خودتون رو تو خونه خودتون بدونین.

00:07:46.060 --> 00:07:47.320
‫کوچیک؟!

00:07:47.320 --> 00:07:49.300
‫یه پسر پولدار لوس هستی، نه؟

00:07:49.300 --> 00:07:51.150
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

00:07:51.150 --> 00:07:54.730
‫مهمان‌هامون رو به اتاقاشون ببریم.

00:07:55.110 --> 00:07:55.990
‫اطاعت.

00:07:57.050 --> 00:07:58.910
‫لطفاً مرد زخمی رو از این طرف بیارین.

00:07:59.830 --> 00:08:00.980
‫از این طرف، لطفاً.

00:08:00.980 --> 00:08:03.020
‫همین الان براتون لباس تازه میاریم.

00:08:01.870 --> 00:08:05.860
‫هاینریش، اجازه بدین ما هم کمک کنیم.

00:08:05.860 --> 00:08:07.110
‫ممنونم.

00:08:07.420 --> 00:08:11.630
‫دکتر به زودی اینجا میاد.
‫لطفاً یکم دیگه تحمل کنین.

00:08:24.020 --> 00:08:29.340
‫ما اینجا هستیم و به نظر میاد ولفِرَم
‫جون سالم به در برده. این یه تسکینه.

00:08:30.700 --> 00:08:31.540
‫بله.

00:08:35.530 --> 00:08:40.560
‫ممکنه یکم درد داشته باشه، ولی لطفاً تحمل کنین.

00:08:41.460 --> 00:08:42.800
‫معذرت می‌خوام، سرورم.

00:08:53.860 --> 00:08:58.890
‫تعجب می‌کنم که اعلی‌حضرت
‫چقدر از این رو پیش‌بینی کرده بود.

00:09:02.250 --> 00:09:06.130
‫آیا واقعاً ما رو اینجا فرستاد
‫تا مرگ‌های مرموز رو بررسی کنیم؟

00:09:06.660 --> 00:09:11.960
‫یا وقتی اون دستورها رو داد،
‫انتظار داشت که اسرار نظامی آلمان رو پیدا کنیم؟

00:09:13.150 --> 00:09:18.330
‫کی می‌دونه؟ افکار یه ملکه
‫فراتر از درک یه پیشخدمت ساده‌س.

00:09:18.760 --> 00:09:20.740
‫اما یه چیز واضحه:

00:09:21.440 --> 00:09:26.870
‫توسعه گازهای سمی و
‫تانک‌های آلمان در سطح بالاییه.

00:09:27.250 --> 00:09:31.340
‫و اینکه انگلیس هم
‫همون چیزا رو به دست آورده.

00:09:33.140 --> 00:09:36.300
‫فکر کنم آینده
‫خیلی جالب خواهد بود.

00:09:37.210 --> 00:09:39.050
‫بسیار خب، چشماتو ببند.

00:09:44.720 --> 00:09:47.690
‫هوم. "جالب" کلمه مناسبی نیست.

00:09:57.040 --> 00:10:01.560
‫واقعاً، انسان‌ها با سرعت سرسام‌آوری تغییر می‌کنن.

00:10:02.070 --> 00:10:03.540
‫و با این حال...

00:10:03.920 --> 00:10:07.520
‫تو هنوز قد نکشیدی.
‫ چرا، نمی‌دونم؟

00:10:08.890 --> 00:10:12.380
‫از تو قبول نمی‌کنم.
<i>‫خودت</i> قرن‌هاست که تغییر نکردی.

00:10:14.600 --> 00:10:16.470
‫آندرتیکر؟

00:10:16.470 --> 00:10:18.020
‫اون تازگیا اینجا بود.

00:10:18.020 --> 00:10:18.970
‫چی؟

00:10:19.220 --> 00:10:21.300
‫اون تو آلمان چیکار می‌کرد؟

00:10:21.890 --> 00:10:24.970
‫گفت تو فرانسه کار داشته
‫و تصمیم گرفته یه سر هم اینجا بزنه.

00:10:25.250 --> 00:10:29.560
‫من هیچ ایده‌ای نداشتم که اون
‫در غرق شدن اون کشتی لوکس دخیل بوده.

00:10:30.320 --> 00:10:31.630
‫فرانسه؟

00:10:32.990 --> 00:10:35.300
‫هیچ ایده‌ای داری اون کجاست؟

00:10:36.180 --> 00:10:38.370
‫نه، ندارم.

00:10:39.340 --> 00:10:40.450
‫اما...

00:10:44.090 --> 00:10:47.210
‫خیلی وقته ندیدمت، دیدریش.

00:10:47.780 --> 00:10:50.470
‫فکر کنم از مراسم تدفینش تا حالا ندیدمت.

00:10:51.270 --> 00:10:54.380
‫دیگه زیاد به انگلیس نمی‌آی.

00:10:54.380 --> 00:10:57.430
‫به خاطر اینه که ارل مرده؟

00:10:58.190 --> 00:11:02.300
‫یا به خاطر اینه که بدنت سخت‌تر حرکت می‌کنه—

00:11:03.740 --> 00:11:05.770
‫نتونستم خودمو نگه دارم!

00:11:05.770 --> 00:11:08.140
‫برای چی اینجایی لعنتی؟!

00:11:08.400 --> 00:11:10.890
‫فقط اینه که <i>خیلی</i> عوض شدی.

00:11:14.290 --> 00:11:18.680
‫انسان‌ها تو
‫مدت کوتاهی چقدر تغییر می‌کنن، مگه نه؟

00:11:18.680 --> 00:11:21.820
‫قبلاً چقدر لاغر بودی.

00:11:21.820 --> 00:11:22.910
‫بی‌خیال.

00:11:22.910 --> 00:11:26.630
‫احتمالاً باید برای تابوتت
‫سفارش ویژه بدیم.

00:11:26.630 --> 00:11:28.560
‫همین الان اندازه‌ات رو بگیرم، فقط برای اطمینان؟

00:11:28.560 --> 00:11:29.620
‫لازم نیست.

00:11:30.710 --> 00:11:36.110
‫ارل احتمالاً می‌خندید
‫اگه الان تو رو می‌دید.

00:11:36.590 --> 00:11:38.800
‫حتی نمی‌خوام تصورش کنم.

00:11:39.090 --> 00:11:41.760
‫با مرگ اولش در حق من لطف ک—

00:11:47.390 --> 00:11:52.180
‫طفلک. تا استخون‌هاش سوخت.

00:11:53.410 --> 00:11:55.940
‫از یه مرگ این شکلی هیچ برگشتی نیست.

00:11:58.460 --> 00:12:00.570
‫آه، ولی...

00:12:01.480 --> 00:12:06.530
‫بالاخره، هنوز اون
<i>‫یکی</i> ارل فانتوم‌هایو هست.

00:12:09.770 --> 00:12:11.950
‫اون گفت "اون یکی"؟

00:12:12.560 --> 00:12:18.040
‫اون موقع بهش توجه نکردم،
‫چون اون همیشه مزخرف می‌گه، ولی...

00:12:19.230 --> 00:12:22.890
‫منظورش من بودم؟

00:12:25.260 --> 00:12:26.550
‫یا...

00:12:37.530 --> 00:12:42.610
‫قربان، شام حاضره. بیارمش اینجا؟

00:12:42.610 --> 00:12:44.910
‫نه، می‌ریم اتاق غذاخوری.

00:12:46.400 --> 00:12:48.530
‫شماها بعدش چیکار می‌کنین؟

00:12:48.810 --> 00:12:52.510
‫کارم تموم می‌شه وقتی
‫سالوَن رو به ملکه تحویل بدم.

00:12:52.510 --> 00:12:56.090
‫به محض اینکه مرد زخمی بتونه حرکت کنه،
‫برمی‌گردیم انگلیس.

00:12:59.380 --> 00:13:01.090
‫آه، سیِل!

00:13:01.090 --> 00:13:04.070
‫من بدون تو شروع کردم،
‫و همه چیز خوشمزه‌س.

00:13:04.630 --> 00:13:06.310
‫تو هم باید عجله کنی و بخوری.

00:13:08.090 --> 00:13:09.470
‫دوباره لطفاً!

00:13:09.470 --> 00:13:10.760
‫ب-بله، الان!

00:13:10.760 --> 00:13:17.040
‫می‌ترسم ایشون هنوز
‫برای چای با ملکه آماده نباشن، سرورم.

00:13:17.040 --> 00:13:19.160
‫خوب آگاهم.

00:13:20.240 --> 00:13:26.440
‫پس، باید مطمئن بشیم که وقتی برگشتیم خونه،
‫باید تو آداب و رسوم زنانه سختگیرانه آموزش ببینه.

00:13:26.930 --> 00:13:28.620
‫من منتظر این چالش هستم.

00:13:30.200 --> 00:13:32.780
‫این کار رو به تو می‌سپرم.

00:13:33.540 --> 00:13:38.210
‫اعلی‌حضرت مشتاقانه منتظرن،
‫پس زود تمومش کن.

00:13:38.210 --> 00:13:39.380
‫بسیار خب.

00:13:45.070 --> 00:13:47.510
‫قدرت ریکاوری‌اش واقعاً فوق‌العاده‌س.

00:13:47.510 --> 00:13:51.410
‫اون قویه. تو یه چشم به هم زدن خوب می‌شه.

00:14:00.230 --> 00:14:03.070
‫اسمت سباستیانه، آره؟

00:14:03.970 --> 00:14:05.400
‫چرا منو نجات دادی؟

00:14:05.860 --> 00:14:08.570
‫ارباب جوانم بهم دستور داد.

00:14:09.790 --> 00:14:15.290
‫این خیلی غیرمسئولانه بود که
‫تصمیم گرفتی کارت تموم شده،

00:14:15.550 --> 00:14:17.130
‫و ما رو تنها گذاشتی تا ازش مراقبت کنیم.

00:14:19.140 --> 00:14:21.720
‫ج-جوان بانو، من...

00:14:21.720 --> 00:14:23.090
‫دیگه هیچی نگو.

00:14:27.600 --> 00:14:31.800
‫من اول بهت خیانت کردم.

00:14:35.220 --> 00:14:41.560
‫اون شب، به خاطر قولشون که
‫دنیای بیرون رو نشونم بدن،

00:14:42.200 --> 00:14:45.360
‫و تصمیم گرفتم جنگل رو ترک کنم.

00:14:46.150 --> 00:14:50.670
‫تسلیم خواسته‌هام شدم،
‫و می‌خواستم همه‌تون رو رها کنم.

00:14:52.610 --> 00:14:56.890
‫ولی با این حال منو محافظت کردین.

00:14:57.790 --> 00:15:02.630
‫آره، از دستت عصبانی‌ام
‫که تمام این مدت منو فریب دادی.

00:15:04.150 --> 00:15:07.700
‫اما من هم کار ظالمانه‌ای کردم.

00:15:09.480 --> 00:15:10.500
‫پس...

00:15:12.310 --> 00:15:13.930
‫بیا بگیم که حسابمون صاف شد.

00:15:16.760 --> 00:15:17.820
‫جوان بانو...

00:15:19.660 --> 00:15:23.390
‫تو... منو می‌بخشی؟

00:15:25.110 --> 00:15:28.400
‫یعنی می‌تونم پیشخدمتت بمونم؟

00:15:29.870 --> 00:15:34.270
‫آره. بیا تا ابد با هم بمونیم.

00:15:35.870 --> 00:15:39.800
‫بیا دنیای بیرون رو
‫با هم ببینیم، وولفرام.

00:15:48.700 --> 00:15:49.520
‫یا.

00:16:00.660 --> 00:16:01.780
‫بهت می‌آن!

00:16:01.780 --> 00:16:04.600
‫فقط تحمل کن تا به انگلیس برسیم، آره.

00:16:04.600 --> 00:16:07.210
‫ما مدیون تو هستیم، دیدریش.

00:16:07.210 --> 00:16:10.030
‫مطمئناً. شبیه پدر، شبیه پسر.

00:16:10.610 --> 00:16:13.070
‫دفعه بعد، مشکل رو به در خونم نیار.

00:16:13.070 --> 00:16:16.530
‫"دفعه بعد"؟ پس یعنی دوباره می‌تونیم بیایم؟

00:16:16.530 --> 00:16:19.040
‫ا-اینجوری نگام نکن.

00:16:19.040 --> 00:16:21.750
‫و برنگرد. شرت کم.

00:16:25.580 --> 00:16:26.570
‫جونیور.

00:16:28.510 --> 00:16:30.680
‫زمانه قراره رادیکال تغییر کنه.

00:16:31.520 --> 00:16:33.050
‫مراقب باش.

00:16:33.430 --> 00:16:35.510
‫شما هم همینطور.

00:17:07.350 --> 00:17:10.360
‫پس اینجا لندنه!

00:17:11.400 --> 00:17:18.160
‫این پایتخت سرزمینی است که
‫"خورشید هرگز در آن غروب نمی‌کند" و تحت فرمانروایی ملکه ویکتوریاست.

00:17:18.270 --> 00:17:19.780
‫هی، شما دوتا.

00:17:20.620 --> 00:17:27.120
‫آلمانی صحبت کردن توی بریتانیای کبیر خیلی جلب توجه می‌کنه.
‫لطفاً از الان به بعد انگلیسی حرف بزنید.

00:17:27.480 --> 00:17:28.450
‫باشه.

00:17:28.580 --> 00:17:29.080
‫چی؟

00:17:29.830 --> 00:17:33.710
‫شاید اون خانوم کوچولو بتونه از پسش بربیاد،
‫ولی من که به زور یه کلمه می‌تونم حرف بزنم!

00:17:33.960 --> 00:17:36.340
‫پس لطفاً، تا جایی که ممکنه.

00:17:37.230 --> 00:17:41.620
‫وقتی برگشتیم به عمارت،
‫بهت آموزش کامل میدم.

00:17:42.660 --> 00:17:46.570
‫فکر کنم ملکه برای دیدنش بی‌قراره.

00:17:46.880 --> 00:17:49.070
‫می‌خوام اونا رو توی یه هفته معرفی کنم.

00:17:49.420 --> 00:17:52.750
‫یه هفته؟ یکم زود نیست؟

00:17:52.750 --> 00:17:57.340
‫میدونم که تو می‌تونی تا اون موقع اونو آماده کنی.
‫روش‌هاش رو به خودت می‌سپارم.

00:17:53.830 --> 00:17:55.860
‫نگاه کن! اون چیه؟

00:17:58.460 --> 00:18:00.230
‫این یه دستوره، سباستین:

00:18:00.230 --> 00:18:03.930
‫این دختر سرکش رو
‫توی یه هفته تبدیل به یک بانوی کامل کن.

00:18:06.120 --> 00:18:08.280
‫بله، سرورم.

00:18:10.060 --> 00:18:13.880
‫اول از همه: لباسش.

00:18:11.670 --> 00:18:13.880
‫زود می‌بینمت!

00:18:14.700 --> 00:18:18.930
‫معرفی به علیاحضرت
‫قوانین لباس سختگیرانه‌ای داره.

00:18:19.410 --> 00:18:23.490
‫بیا براش لباس درباری کامل رو سفارش بدیم.

00:18:32.430 --> 00:18:33.880
‫سلام.

00:18:34.960 --> 00:18:38.760
‫به هاپکینز خوش آمدید.

00:18:39.090 --> 00:18:40.880
‫ژست‌هاشون اصلاً عجیب‌تر نمیشه.

00:18:40.880 --> 00:18:44.910
‫از دیدنتون خوشحالم.
‫چندتا چیز می‌خواستیم سفارش بدیم.

00:18:45.470 --> 00:18:51.060
‫بوی یه پسر زیبا میاد!
‫مگ، آگوستا، کیه؟

00:18:51.060 --> 00:18:53.310
‫حس‌های تیزی دارید، خانم هاپکینز.

00:18:53.310 --> 00:18:54.400
‫اوه!

00:18:54.400 --> 00:18:58.000
‫خدای من، سرورم. چقدر خوشحالم از دیدنتون!

00:18:58.000 --> 00:19:01.090
‫شما خیلی کم به مغازه من سر می‌زنید!

00:19:02.260 --> 00:19:05.200
‫من همیشه از دقتتون در نادیده گرفتنم
‫تحسین می‌کنم.

00:19:06.160 --> 00:19:09.620
‫و این خانم کی باشن، سرورم؟

00:19:09.620 --> 00:19:12.510
‫یه مهمون. برای مدتی پیش خودم نگه‌ش میدارم.

00:19:12.510 --> 00:19:16.460
‫کمد لباسش خالیه، پس چندتا لباس براش می‌خوام.
‫آماده هم اشکالی نداره.

00:19:16.830 --> 00:19:22.070
‫آه، بله، می‌بینم این لباس
‫از پارچه مناسب تابستونی نیست.

00:19:22.070 --> 00:19:27.010
‫و این رنگ‌ها زیادی ساده‌ان.
‫از کار بی‌کیفیتش هیچی نگم.

00:19:27.010 --> 00:19:31.520
‫یه مرد خشک، از مد افتاده و معتقد به اینکه "زن باید
‫خانم باشه" سلیقه‌اش رو بهت تحمیل کرده.

00:19:31.940 --> 00:19:33.450
‫داشتم با یه بحران کنار میومدم.

00:19:33.450 --> 00:19:34.240
‫ببخشید؟

00:19:35.380 --> 00:19:42.280
‫این دو نفر باید برای
‫معرفی به ملکه در مراسم رسمی آماده بشن.

00:19:42.660 --> 00:19:46.710
‫معمولاً لباس کامل درباری خانم رو
‫از خیاطی زنونه سفارش میدادیم،

00:19:47.070 --> 00:19:50.250
‫اما جسارتاً می‌تونم ازتون بخوام
‫لباس اونو به همراه لباس خودشون رو هم آماده کنید؟

00:19:50.250 --> 00:19:51.960
‫چه سؤال مسخره‌ای.

00:19:51.960 --> 00:19:56.600
‫معرفی یک بانوی تازه وارد...
‫گونه‌هایی که از هیجان عصبی گل انداخته‌اند...

00:19:57.260 --> 00:20:00.220
‫عالیه. خیلی عالی!

00:20:00.220 --> 00:20:04.510
‫یافتم! چشمه
‫خیالاتم لبریز شده!

00:20:04.510 --> 00:20:07.660
‫قوانین میگن که لباس معرفی
‫باید سفید خالص باشه.

00:20:07.660 --> 00:20:10.510
‫یه زیردامن ابریشمی بلند
‫با کلی گیپور لازم داره.

00:20:10.510 --> 00:20:13.370
‫شاید ساتن گلدوزی شده برای دامن دنباله‌دارش؟

00:20:13.370 --> 00:20:16.230
‫موهاش رو با پر و تور
‫شیک و مجلسی می‌کنیم.

00:20:16.230 --> 00:20:19.650
‫و یک جواهر زمرد یا الماس
‫عالی میشه!

00:20:19.650 --> 00:20:22.220
‫خب! از این طرف، لطفاً.

00:20:22.220 --> 00:20:25.450
‫مگ، آگوستا، اندازه‌های اونو بگیرید.

00:20:25.750 --> 00:20:27.570
‫ایشون هنوز خیلی...

00:20:27.570 --> 00:20:28.860
‫...وفادار به خودشه.

00:20:32.490 --> 00:20:34.780
‫بابت بهم ریختگی متأسفم، عزیزم.

00:20:38.860 --> 00:20:42.880
‫الان دارم روی یه سفارش بزرگ
‫برای یه گروه کر کار می‌کنم.

00:20:43.580 --> 00:20:46.840
‫حالا چه رنگ‌هایی رو
‫برای لباس‌های روزمره‌ت انتخاب کنم؟

00:20:46.840 --> 00:20:48.990
‫کلی چیز دم دست دارم.

00:20:51.390 --> 00:20:54.160
‫می‌خوام یه لطفی ازتون بخوام.

00:20:56.680 --> 00:20:58.790
‫این باید لباس رو حل کنه.

00:21:00.450 --> 00:21:06.610
‫یک بانوی در حال معرفی باید
‫موهاش رو طوری آرایش کنه که برازنده طبقه بالا باشه.

00:21:07.390 --> 00:21:12.670
‫خوشبختانه، دوشیزه سالیوان خودش موهای بلندی داره،
‫پس نباید مشکلی باشه.

00:21:13.080 --> 00:21:13.840
‫مورد بعدی —

00:21:13.840 --> 00:21:15.100
‫من اینجام.

00:21:19.170 --> 00:21:21.750
‫خانوم کوچولو؟!

00:21:21.774 --> 00:21:42.774
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:42.798 --> 00:22:03.798
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:23.590 --> 00:23:26.390
‫سیل، بالاخره برگشتی خونه.

00:23:29.170 --> 00:23:30.480
‫مشتاق اینم!