﻿WEBVTT

00:00:02.500 --> 00:00:04.500
‫آنچه که در سریال
: گذشت "Pereval Dyatlova"

00:00:04.738 --> 00:00:10.229
‫بذار یه چیز مهمی رو بهت بگم. من توی
‫هیچکدوم از گزارش‌‌ها و یا پروتکل‌هات وجود ندارم.

00:00:10.349 --> 00:00:12.925
‫من اینجا نیستم ، اما مسئول همه چیزم.

00:00:13.145 --> 00:00:17.304
‫- شناختین‌شون؟
‫- یوری کراوانیشینکو و ساشا زولتاروف.

00:00:17.424 --> 00:00:21.315
‫زولتاروف یه مربی توی پایگاه گردشگریِ
‫کارُو بوده ، و کراوانیشینکو مکانیک ماشین‌آلات بوده.

00:00:21.435 --> 00:00:25.576
‫اونا برنامه نداشتن چادر رو ترک کنن.
‫شام خورده بودن و فقط می‌خواستن بخوابن.

00:00:25.696 --> 00:00:28.448
‫اما کسی یا چیزی...

00:00:28.568 --> 00:00:32.230
‫- کی می‌تونه باشه؟
‫- احتمالاً راننده‌ام.

00:00:36.010 --> 00:00:41.696
‫« گذرگاه دیاتلوف »

00:00:45.605 --> 00:00:49.448
‫رفیق سرگُرد ، شما سریعاً احضار شدین.
‫در مورد پرونده‌ی دیاتلوفه.

00:00:49.568 --> 00:00:52.591
‫- به اداره‌ی کُل ناحیه یا به اودال؟
‫- به مسکو ، از لوبیانکا.

00:00:52.615 --> 00:01:01.515
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:01.564 --> 00:01:04.445
‫« مسکو »

00:01:12.323 --> 00:01:16.301
‫رفیق سرگُرد ، باید جای دیگه‌ای بریم؟

00:01:17.324 --> 00:01:19.579
‫رفیق سرگُرد!

00:01:27.197 --> 00:01:30.210
‫- چیه؟
‫- شما پیاده نشدین ، برای همین فکر کردم...

00:01:30.330 --> 00:01:33.383
‫باید جای دیگه‌ای ببرم‌تون.

00:01:42.638 --> 00:01:47.268
‫« رُکن دوم مدیریت کا‌گ‌ب »
‫« اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی »

00:02:03.337 --> 00:02:07.186
‫- رفیق ژنرال ، سرگُرد کوستین هستم.
‫- بیا تو.

00:02:07.393 --> 00:02:10.408
‫دارم یه فیلم آمریکایی تماشا می‌کنم.

00:02:11.317 --> 00:02:15.903
‫در مورد جاسوس‌ها و سازمانِ
‫ضد جاسوسی‌شونه. بگیر بشین.

00:02:18.838 --> 00:02:22.501
‫بله ، اونا می‌دونن چطوری فیلم درست کنن ،
‫مثل جنگیدن توی یه جنگ نیست.

00:02:23.763 --> 00:02:28.477
‫- خب ، چیزی پیدا کردی؟
‫- سخت بشه چیزی گفت.

00:02:29.247 --> 00:02:32.333
‫بنظر یه رخداد ساده نمیاد.

00:02:32.453 --> 00:02:36.328
‫یه گروه با تجربه به دلایل نامعلومی
‫نیمه‌شب چادر رو ترک می‌کنن.

00:02:36.448 --> 00:02:39.525
‫چادر پاره شده بوده. با توجه به رد‌هایِ
‫باقی مونده ، داشتن فرار می‌کردن.

00:02:39.645 --> 00:02:42.723
‫عجیب ، تنها واژه‌ایه
‫که به ذهن می‌رسه.

00:02:42.843 --> 00:02:45.800
‫یکی از ما اونجا بوده.

00:02:46.652 --> 00:02:51.463
‫- یکی از ما؟
‫- سیمون زولتاروف.

00:02:52.246 --> 00:02:55.670
‫سیمون؟ چرا سیمون ، اون الکساندره.

00:02:55.790 --> 00:03:00.079
‫- یه مربی توی پایگاه "کارُو".
‫- طبق پاسپورت ، سیمونه.

00:03:01.449 --> 00:03:05.981
‫از دپارتمان کا‌گ‌ب در شهر نیژنی تاگیل.

00:03:06.561 --> 00:03:09.726
‫سه صفر ، کوستین. سه صفر!

00:03:09.846 --> 00:03:13.454
‫- توی یه جور عملیات بوده؟
‫- نه ، فقط یه کنترل معمولی.

00:03:13.663 --> 00:03:19.270
‫گروه دستگاهی برای تثبیت مقدار
‫تشعشعات افزایش یافته داشت ،

00:03:19.390 --> 00:03:23.729
‫- پس ما یه سرپرست براشون گذاشتیم.
‫- برای هر گروه گردشگری؟

00:03:23.849 --> 00:03:28.255
‫برای چندتاشون.
‫فقط می‌خواستم این رو بدونی.

00:03:29.700 --> 00:03:32.058
‫بهش بیشتر توجه کن.

00:03:32.178 --> 00:03:35.544
‫توی پوشه ، یه فتوکپی
‫از یه سند دیگه هم هست.

00:03:35.664 --> 00:03:40.077
‫گزارش یه شخص
‫از گروه جستجو. بخونش.

00:03:41.570 --> 00:03:45.157
‫بدین وسیله باید به شما گزارش کنم
‫که در تاریخ 17 فوریه‌ی 1959...

00:03:45.277 --> 00:03:48.521
‫ولادیمیر شِوکونوف و من ساعت
‫شش صبح از خواب بیدار شدیم...

00:03:48.641 --> 00:03:52.098
‫تا برای گروه صبحانه آماده کنیم.

00:03:52.404 --> 00:03:54.776
‫تصادفاً سرم را
‫به سمت شرق چرخاندم و...

00:03:54.896 --> 00:03:57.510
‫نقاط شیری رنگی را دیدم
‫که در آسمان پخش بودند...

00:03:57.630 --> 00:04:00.224
‫حدود یک پنجم ،
‫یا یک ششم قُطر ماه...

00:04:00.344 --> 00:04:02.829
‫و یک رشته دوایر
‫متحدالمرکز را تشکیل می‌دادند.

00:04:02.949 --> 00:04:06.522
‫پس از چند ثانیه به اندازه‌ی
‫ماه بزرگ شدند ، و سپس آن توپ...

00:04:06.642 --> 00:04:10.787
‫شروع به تاریک شدن نمود ،
‫و بعد در آسمان پخش شد...

00:04:11.036 --> 00:04:13.715
‫و از بین رفت.

00:04:14.367 --> 00:04:17.979
‫اگه اتفاقاً به چیزی مثل این
‫برخوردی یا روشن شد که...

00:04:18.099 --> 00:04:20.443
‫این چیز ربطی به
‫مرگ اعضای گروه داشته.

00:04:20.563 --> 00:04:24.262
‫پس اطلاعات به صورت
‫سه صفر محرمانه هستن.

00:04:31.252 --> 00:04:34.321
‫دیمیتری آندریویچ ، این چیه؟

00:04:35.289 --> 00:04:38.358
‫برگرد به اودال.

00:04:45.022 --> 00:04:47.359
‫بله ، قربان.

00:05:07.852 --> 00:05:09.978
‫اولِگ...

00:05:11.825 --> 00:05:14.057
‫ویتیا؟

00:05:14.403 --> 00:05:16.538
‫سلام ، اولِگ.

00:05:21.445 --> 00:05:23.667
‫بچه‌ها!

00:05:24.518 --> 00:05:29.154
‫- افسرهای بیچاره!
‫- انگار که سردته ، رئیس؟

00:05:31.499 --> 00:05:34.420
‫بپوشونش ، ویتیا!

00:05:39.093 --> 00:05:42.144
‫ممنون ، برادرها.

00:05:43.181 --> 00:05:47.323
‫یکم استراحت کن ، اولِگ. خسته‌ای.

00:05:51.468 --> 00:05:53.639
‫رفیق سرگُرد!

00:05:54.139 --> 00:05:57.337
‫داریم نزدیک می‌شیم. رفیق سرگُرد!

00:05:57.827 --> 00:06:01.672
‫حالت چطوره؟ خوابیدی؟

00:06:05.994 --> 00:06:10.018
‫- هیچی یادم نمیاد.
‫- من پوشوندمت ، چون داشتی سرفه می‌کردی.

00:06:10.138 --> 00:06:12.440
‫مریض می‌شدی.

00:06:12.636 --> 00:06:15.637
‫ممنونم. یکی طلبت.

00:06:19.451 --> 00:06:23.833
‫آماس کبد ناشیِ مستی از الکله.

00:06:23.953 --> 00:06:28.112
‫در شرایط حاد ،
‫کبد سفت و رنگ‌پریده ،

00:06:28.835 --> 00:06:32.170
‫و در چند ناحیه قرمز می‌شه.
‫بافت هپاتوسیتِ کبد ،

00:06:32.290 --> 00:06:37.315
‫مُرده‌ و نوتروفیل به درونش نفوذ کرده
‫و مقدار زیادی الکل...

00:06:37.448 --> 00:06:39.923
‫در اون دیده می‌شه.

00:06:43.944 --> 00:06:47.721
‫ما بعد از یه وقفه‌ی کوتاه ادامه می‌دیم.
‫می‌تونین یادداشت‌هاتون رو بهم بدین...

00:06:47.841 --> 00:06:51.011
‫اگه کسی جا مونده چیزی رو بنویسه.

00:06:52.932 --> 00:06:54.959
‫- چقدر سریع.
‫- مسکو زیاد دور نیست...

00:06:55.079 --> 00:06:57.479
‫اگه با هواپیما باشی.

00:06:57.617 --> 00:07:01.667
‫بیا بریم بیرون تا مزاحم‌شون نشیم.

00:07:02.770 --> 00:07:06.131
‫من می‌خوام نتایج کالبدشکافیِ
‫زولتاروف رو بررسی کنم.

00:07:06.251 --> 00:07:10.366
‫- ما زولتاروف رو توی سردخونه نداریم.
‫- چطور؟ اون کجاست؟

00:07:11.064 --> 00:07:16.482
‫- زولتاروف پیدا نشد.
‫- وقتی توی گذرگاه بودم پیداش کردن.

00:07:17.357 --> 00:07:22.646
‫یه اشتباه بوده. جسد دروشِنکو اشتباهاً
‫زولتاروف شناسایی شده.

00:07:22.766 --> 00:07:27.705
‫احتمالاً بخاطر برف یخ زده روی
‫صورتش بوده ، شایدم بخاطر لباس‌هاش.

00:07:28.026 --> 00:07:31.187
‫چقدر کار درست!
‫اوکنوف هیچی بهم نگفت.

00:07:33.330 --> 00:07:36.061
‫شاید فکر کرده تو می‌دونی.

00:07:36.362 --> 00:07:38.923
‫گاهی وقتا ، فکر کردن
‫می‌تونه برات بد باشه.

00:07:39.043 --> 00:07:42.389
‫چرا زولتاروف برات جالبه؟
‫ماجراش چیه؟

00:07:44.383 --> 00:07:47.458
‫اوه ، متوجه‌ام.
‫نمی‌تونی بهم بگی.

00:07:47.758 --> 00:07:51.592
‫- اطلاعات رسمی ، می‌فهمم.
‫- مثل همیشه.

00:07:58.229 --> 00:08:00.585
‫حالا دیگه اینجایی.

00:08:00.804 --> 00:08:03.665
‫موقتاً.

00:08:04.057 --> 00:08:07.128
‫بله ، موقتاً.

00:08:07.248 --> 00:08:11.262
‫بگو ببینم ، هنوز لباس‌ها
‫و جسدها رو داریم؟

00:08:11.446 --> 00:08:14.771
‫بله ، به اقوام اجازه‌ی تحویل گرفتن ندادن.
‫این دستور بازپرسه.

00:08:14.891 --> 00:08:17.858
‫روشنه. من دستورش رو دادم.

00:08:19.544 --> 00:08:23.926
‫خب همین. من باید برم.
‫از دیدنت خوشحال شدم.

00:08:29.771 --> 00:08:31.791
‫اولِگ!

00:08:31.911 --> 00:08:37.201
‫اگه توی کوهستان غذای خوبی نخوردی ، می‌دونی
‫کجا می‌تونی سوپ‌های خوشمزه پیدا کنی.

00:09:02.217 --> 00:09:04.841
‫رفیق سرگُرد ، قسم می‌خورم ،
‫مطمئن بودم اونا بهت گفتن...

00:09:04.961 --> 00:09:08.761
‫- که توی تشخیص هویت اشتباهی شده.
‫- اینو بیست بار گفتی. کافیه.

00:09:08.881 --> 00:09:12.968
‫آره ، اما تو یه کلمه هم حرف نمی‌زنی.
‫نمی‌خوام فکر کنی من احمقم.

00:09:13.232 --> 00:09:17.484
‫نمی‌ذارم دیگه تکرار بشه.
‫مطمئن می‌شم در مورد هر چیزی سه بار متعاقد شدم...

00:09:18.515 --> 00:09:22.293
‫- اوه...متقاعد شدم!
‫- تا به حال اونجا بودی؟

00:09:22.443 --> 00:09:26.334
‫نیژنی تاگیل؟
‫بله ، بودم.

00:09:26.454 --> 00:09:30.932
‫- هر چند هیچوقت توی دپارتمان شهر نبودم.
‫- اونجا چیکار می‌کردی؟

00:09:33.779 --> 00:09:35.961
‫الکساندر؟

00:09:36.813 --> 00:09:41.121
‫یه زنی اونجا زندگی می‌کنه. اون توی نیروگاه
‫سوردلوفسک کار می‌کنه. اسمش واراست.

00:09:41.241 --> 00:09:44.546
‫- وقتی هم رو دیدیم...
‫- گرفتم ، کافیه. تو اونجا بودی.

00:09:44.666 --> 00:09:47.468
‫- اما در رابطه با کار نبوده ، کاری که حرفش رو زدیم.
‫- درسته.

00:09:47.588 --> 00:09:51.778
‫می‌دونی ، من به دلایل اینطوری
‫توی تمام شهرهای اطراف بودم.

00:09:51.898 --> 00:09:56.211
‫اونا برای چی آوردنت توی کا‌گ‌ب؟
‫زبونت هیچ ترمزی نداره. این یه کابوسه!

00:09:56.331 --> 00:09:58.575
‫معذرت می‌خوام.

00:10:00.020 --> 00:10:02.590
‫می‌خوای یه چیزی بخوری؟

00:10:02.881 --> 00:10:05.757
‫یالا ، بیارش بیرون!

00:10:11.963 --> 00:10:14.975
‫فکر می‌کنی ارتباطی
‫به پرونده‌ی زولتاروف داره.

00:10:15.095 --> 00:10:19.081
‫- برای همینه که داریم می‌ریم به تاگیل؟
‫- اون تنها فردی از گروه بوده...

00:10:19.201 --> 00:10:22.382
‫که می‌تونه دلیلی برای کُشتن‌شون باشه.
‫باقی اونا بچه‌ بودن.

00:10:22.502 --> 00:10:28.522
‫بله ، بچه! 21-23 ساله.
‫من 18 سالم بود وقتی رفتم خط مقدم.

00:10:28.796 --> 00:10:31.802
‫زمانه عوض شده ، ساشا.

00:10:31.922 --> 00:10:34.794
‫جنگ فقط اینجا باقی مونده.

00:10:51.993 --> 00:10:55.809
‫- بهشون زنگ زدی که ما میایم؟
‫- نه ، کسی نمی‌دونه.

00:10:55.929 --> 00:10:58.858
‫- چطور؟
‫- همینطوری.

00:10:59.360 --> 00:11:01.320
‫می‌خوام ببینم
‫واکنش ابتدایی‌شون چیه.

00:11:01.519 --> 00:11:05.351
‫« دپارتمان کا‌گ‌ب »
‫« اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نیژنی تاگیل »

00:11:11.671 --> 00:11:13.767
‫- خب.
‫- سلام.

00:11:14.463 --> 00:11:17.844
‫- هم‌رزم‌ها ، اینجا چیکار دارین؟
‫- رئیست کجاست؟

00:11:17.964 --> 00:11:21.915
‫توی اداره نیست.
‫در حال بازرسی از یه تاسیساته.

00:11:22.281 --> 00:11:26.158
‫- با چه هدفی؟
‫- اهمیت ایالت.

00:11:26.452 --> 00:11:28.649
‫اسم؟

00:11:29.667 --> 00:11:33.902
‫می‌دونی کِی-13 چه معنی می‌ده؟
‫می‌دونی برای کارکنان سابقه؟

00:11:34.022 --> 00:11:37.135
‫و اونا مدت کوتاهی اونجا
‫دووم میارن ، باور کن.

00:11:42.779 --> 00:11:46.451
‫- اون خونه‌اس ، رفیق سرگُرد.
‫- اتومبیل اضافه داری؟

00:11:46.961 --> 00:11:50.050
‫سوئیچ‌ها رو بردار بریم.

00:12:07.618 --> 00:12:11.430
‫من از این جلوتر نمیام.
‫اونجا زندگی می‌کنه.

00:12:11.550 --> 00:12:14.779
‫می‌تونم ازتون بخوام بگید
‫خودتون موضوع رو فهمیدین؟

00:12:14.899 --> 00:12:17.501
‫- اگه بفهمه کار من بوده که...
‫- برای چی خونه‌اس؟

00:12:17.621 --> 00:12:20.123
‫- نمی‌دونم.
‫- فراموش کردی بهت چی گفتم؟

00:12:20.243 --> 00:12:23.624
‫واقعاً نمی‌دونم. شاید داره مست
‫می‌کُنه. این اتفاق می‌افته معمولاً.

00:12:23.744 --> 00:12:28.570
‫یا شاید دیروز مست کرده و امروز گیجه.
‫کسی به اینجا سرکشی نمی‌کنه.

00:12:29.879 --> 00:12:31.972
‫خب.

00:12:32.092 --> 00:12:35.576
‫- خودشه؟
‫- بله ، این رئیس ماست.

00:12:35.825 --> 00:12:38.720
‫- اون دومی کیه؟
‫- دستیارش ، سرگُرد بابیچِو.

00:12:38.840 --> 00:12:43.049
‫- برام سواله بدونم توی اون برزنت‌ها چیه.
‫- این خیلی جالبه.

00:12:43.169 --> 00:12:47.356
‫- رفیق سرگُرد ، من واقعاً نمی‌دونم اینجا چه خبره.
‫- آروم باش ، آروم باش.

00:12:48.780 --> 00:12:52.413
‫- آماده باش ، ما می‌ریم دنبال‌شون.
‫- فهمیدم.

00:12:57.393 --> 00:12:59.636
‫صبر کن!

00:13:00.980 --> 00:13:04.011
‫وایسا ، وایسا ، آروم باش!

00:13:04.521 --> 00:13:08.603
‫آروم باش! فاصله‌ات رو
‫حفظ کن. زیاد نزدیک نشو.

00:13:09.067 --> 00:13:12.710
‫مضطرب نشو.
‫چیزی نیست.

00:13:48.115 --> 00:13:51.108
‫توی یه لحظه ما رو نصف و نیم می‌کنه!

00:13:59.990 --> 00:14:02.679
‫حالا!

00:14:10.071 --> 00:14:12.676
‫- شماها زنده‌این؟
‫- ما زنده‌ایم...

00:14:12.796 --> 00:14:15.849
‫اما یکی اینجا ریده به خودش.

00:14:17.800 --> 00:14:20.689
‫یالا ، یالا ، یالا ، ویتنکا!

00:14:26.651 --> 00:14:30.183
‫- بجنب ، ویتیا ، روشنش کن!
‫- استارت نمی‌خوره!

00:14:33.025 --> 00:14:35.658
‫همگی برید بیرون!

00:15:10.766 --> 00:15:13.658
‫برگردین! با من!

00:15:15.338 --> 00:15:18.068
‫ایگورویچ! دراز بکش! بلند نشو!

00:15:18.327 --> 00:15:21.720
‫- دست‌هاش رو بگیرین!
‫- ما موفق نمی‌شیم!

00:15:21.840 --> 00:15:25.173
‫بی‌سیم رو بنداز!
‫بندازش ، گفتم!

00:15:25.648 --> 00:15:30.003
‫- یک ، دو ، بلندش کنید ، بلندش کنید!
‫- به جهنم ، بچه‌ها ، منو ول کنید و بدوید!

00:15:30.519 --> 00:15:34.209
‫- ایگورویچ ، ما افرادمون رو تنها نمی‌ذاریم.
‫- بچه‌ها ، بدوید!

00:15:34.329 --> 00:15:36.514
‫تندتر! تندتر!

00:15:39.713 --> 00:15:41.726
‫بریم جلو.

00:16:09.647 --> 00:16:12.031
‫آندریوکا!

00:16:17.478 --> 00:16:19.512
‫ولاد!

00:16:23.199 --> 00:16:25.278
‫ولادکا!

00:16:25.701 --> 00:16:27.776
‫برادر!

00:16:27.896 --> 00:16:32.555
‫تو زنده‌ای!

00:16:33.305 --> 00:16:35.913
‫ویتوک!

00:16:43.366 --> 00:16:45.458
‫بیا!

00:16:51.881 --> 00:16:54.282
‫ما موفق نمی‌شیم.

00:16:54.750 --> 00:16:57.382
‫ما نمی‌تونیم حملش کنیم.

00:16:58.034 --> 00:17:01.548
‫ما ولش نمی‌کنیم.

00:17:03.560 --> 00:17:06.165
‫ما می‌میریم! اولِگ ، ما می‌میریم!

00:17:06.553 --> 00:17:09.261
‫پس بذار بمیریم.

00:17:17.088 --> 00:17:19.140
‫ولادکا!

00:17:19.463 --> 00:17:22.526
‫ولادکا ، دووم بیار ، برادر.

00:17:27.925 --> 00:17:30.997
‫اولِگ! نگاه کن!

00:17:53.266 --> 00:17:55.561
‫همینجا بمون.

00:18:20.329 --> 00:18:22.670
‫دست‌ها رو بیار پایین.

00:18:33.442 --> 00:18:38.809
‫رفیق سرگُرد ، اونا دارن شهر رو ترک می‌کنن.
‫برای همینه با کامیون می‌رن.

00:18:39.208 --> 00:18:41.289
‫- از روی چی اینو می‌گی؟
‫- جاده‌ی اون بالا خیلی بده.

00:18:41.409 --> 00:18:44.427
‫ما گیر می‌کنیم و دیگه
‫نمی‌تونیم تکون بخوریم.

00:18:46.245 --> 00:18:49.306
‫ازشون جلو بزن و جاده رو ببند.

00:18:49.426 --> 00:18:52.561
‫- چی؟
‫- بدون دندونات هم می‌تونی بگی چی؟

00:18:52.681 --> 00:18:55.037
‫بجنب ، بجنب.

00:19:18.310 --> 00:19:21.534
‫یاکوف ، داری چیکار می‌کنی؟
‫برای چی توی دپارتمان نیستی؟ این کیه؟

00:19:21.654 --> 00:19:23.657
‫- این هم‌رزم‌ها از مسکو اومدن.
‫- سرگُرد کوستین.

00:19:23.777 --> 00:19:26.745
‫من از طرف فرماندهی
‫کا‌گ‌ب مسئولیت دارم.

00:19:26.865 --> 00:19:28.965
‫اسلحه‌ات رو بذار پایین!

00:19:34.145 --> 00:19:36.161
‫بذارش زمین!

00:19:37.868 --> 00:19:39.731
‫- چی می‌خوای؟
‫- چی می‌خوایم؟

00:19:39.851 --> 00:19:42.297
‫ما داریم در مورد مرگ
‫گروه دیاتلوف تحقیق می‌کنیم.

00:19:42.417 --> 00:19:45.348
‫بخاطر سیمون زولتاروف
‫اینجاییم ، کارمند تو.

00:19:45.468 --> 00:19:48.558
‫اما در حال حاضر یه چیز
‫مهم‌تری هست. اینجا چه خبره؟

00:19:49.349 --> 00:19:51.859
‫- چی خنده‌داره؟
‫- هیچی.

00:19:52.023 --> 00:19:55.881
‫خنده‌دار اینه که تمام
‫اینا مربوط به زولتاروفه.

00:19:56.143 --> 00:19:59.781
‫- ما می‌دونیم کی اونو کُشته.
‫- ادامه بده.

00:20:06.272 --> 00:20:10.220
‫این پرونده‌ایه که سیمون قبل از رفتنش
‫به کوه‌پیمایی داشت روش کار می‌کرد.

00:20:10.340 --> 00:20:12.764
‫- شکارچیان غیرقانونی.
‫- اونا جزو پلیس بودن؟

00:20:12.892 --> 00:20:17.518
‫خب آره ، تعدادی از محلی‌ها ،
‫تعدادی از کمپ اودال.

00:20:19.472 --> 00:20:21.498
‫یه گروه کوچکی از این‌ها.

00:20:21.720 --> 00:20:25.086
‫اونا خارج از فصل
‫گوزن شمالی شکار می‌کنن.

00:20:25.206 --> 00:20:28.509
‫دزدکی می‌فروشنش
‫و پولش رو به جیب می‌زنن.

00:20:30.383 --> 00:20:32.942
‫فقط اینکه اونا از این پرونده باخبر شدن.

00:20:33.228 --> 00:20:35.046
‫- همین.
‫- منظورت اینه که...

00:20:35.166 --> 00:20:37.882
‫- اونا توی اُتورتِن منتظرش بودن؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

00:20:38.002 --> 00:20:41.565
‫- کی به اون دانشجوها احتیاج داشته؟
‫- اونا از سرمازدگی مُردن.

00:20:41.685 --> 00:20:45.285
‫- هیچکس بهشون شلیک نکرده.
‫- نکته همینه ، سرگُرد.

00:20:45.405 --> 00:20:48.782
‫اونا می‌تونستن بهشون شلیک کنن ،
‫اما اینجوری خیلی سریع دستگیر می‌شدن.

00:20:48.902 --> 00:20:52.648
‫پس روشون اسلحه کشیدن ، مجبورشون کردن که برن
‫توی سرما ، و طوری عمل کردن که تصادف به نظر بیاد.

00:20:52.768 --> 00:20:55.178
‫باشه ، بذار فکر کنیم همینجوری بوده.

00:20:55.539 --> 00:20:59.160
‫شما دارین با این
‫بار و بنه کجا می‌رین؟

00:21:06.150 --> 00:21:08.930
‫سیمون مخفیگاه شکارچی‌های
‫غیرقانونی رو پیدا کرده بود.

00:21:09.050 --> 00:21:11.150
‫داشت می‌رفت بعد از
‫کوه‌پیمایی دستگیرشون کنه.

00:21:11.270 --> 00:21:13.838
‫توی 60 کیلومتری اینجا.
‫یه روستای متروکه‌اس.

00:21:13.958 --> 00:21:17.399
‫اونا امروز با چیزهایی که
‫زدن برمی‌گردن.

00:21:19.731 --> 00:21:23.705
‫و شما دارین با اسلحه‌های
‫خودکار می‌رین اونجا که...؟

00:21:24.347 --> 00:21:27.999
‫که روح سیمون قرین رحمت بشه.

00:21:35.541 --> 00:21:38.242
‫خب ، گوش کن.
‫تو برمی‌گردی به اداره.

00:21:38.946 --> 00:21:42.127
‫یه داستانی سرهم کن
‫از اینکه کجا بودی و چرا.

00:21:42.374 --> 00:21:44.896
‫بعد رئیست
‫همه چیز رو تایید می‌کنه.

00:21:45.016 --> 00:21:47.878
‫اگه فردا ما برنگشتیم ،
‫به همه خبر بده.

00:21:48.068 --> 00:21:50.186
‫- برای چی وایسادی؟ انجامش بده!
‫- بجُنب!

00:21:50.306 --> 00:21:52.471
‫بله ، قربان.

00:21:52.688 --> 00:21:55.996
‫خب ، رفقا ، ما باهاتون میایم.

00:21:57.786 --> 00:22:02.068
‫اما به شیوه‌ی من
‫انجامش می‌دیم. راه بیفتین!

00:22:28.293 --> 00:22:31.331
‫- اونان؟
‫- خونه‌ای که سمت راسته ، جایی که ازش دود میاد بیرون.

00:22:31.451 --> 00:22:33.619
‫بیاین بریم!

00:23:11.661 --> 00:23:16.578
‫هر پنج‌تاشون داخل‌اَن. سه‌تاشون خوابن ،
‫دو تاشون دارن کارت بازی می‌کنن.

00:23:24.271 --> 00:23:27.403
‫اسلحه ازشون دوره ، اون گوشه‌اس.

00:23:29.117 --> 00:23:31.197
‫یالا!

00:23:44.158 --> 00:23:46.566
‫همش همین؟

00:23:48.169 --> 00:23:50.464
‫اینا رو چی می‌گی؟

00:23:51.908 --> 00:23:54.928
‫من می‌رم بشاشم.

00:24:09.500 --> 00:24:12.081
‫دست‌ها بالا! همگی بشینین
‫روی زمین! روی زانوهاتون!

00:24:12.201 --> 00:24:15.077
‫دست‌ها بالا!
‫دست‌ها بالا!

00:24:16.017 --> 00:24:20.176
‫- همگی روی زمین! سریع‌تر!
‫- دست‌ها بالا! می‌خوام دست‌هاتون رو ببینم!

00:24:20.984 --> 00:24:22.991
‫یالا ، یالا!

00:24:23.111 --> 00:24:25.536
‫- دست‌ها ، دست‌ها!
‫- وادیم میخائیلوویچ!

00:24:25.663 --> 00:24:29.262
‫- شاید اشتباهی شده؟
‫- بشین. شما چیکار کردین؟ بگین ببینم!

00:24:29.382 --> 00:24:32.834
‫- حرف بزنین ، اینطوری حکم‌تون سبُک‌تر می‌شه.
‫- یعنی چی؟ ما کاری نکردیم!

00:24:32.954 --> 00:24:35.259
‫- کمین کرده بودیم.
‫- چی؟

00:24:35.423 --> 00:24:39.380
‫منتظر شکارچی‌های غیرقانونی بودیم.
‫اونا به زودی برمی‌گردن.

00:24:39.500 --> 00:24:43.379
‫چرا منتظرشون بودین؟
‫دستورات تازه دارین؟

00:24:46.332 --> 00:24:48.888
‫سیمون زولتاروف...

00:24:50.236 --> 00:24:52.296
‫- این اسم رو می‌شناسی؟
‫- چی؟

00:24:52.416 --> 00:24:56.773
‫- بین 1 تا 3 فوریه کجا بودین؟
‫- کی یادشه ما کجا بودیم؟

00:24:56.893 --> 00:24:59.780
‫- در حال انجام وظیفه ، طبق معمول.
‫- این انجام وظیفه‌اس؟

00:24:59.900 --> 00:25:04.416
‫من مادرم رو توی پروورالسک خاک کردم.
‫قبل از هفتم برگشتم.

00:25:04.536 --> 00:25:08.154
‫تا وقتی که کاغذبازی‌ها رو انجام بدم...
‫چک کنین اگه می‌خواین.

00:25:10.619 --> 00:25:13.283
‫فکر می‌کنی اونا بدون یه عضو
‫نمی‌تونن کارشون رو انجام بدن؟

00:25:13.403 --> 00:25:16.837
‫- داری در مورد چی حرف می‌زنی؟
‫- کی گردشگرها رو توی اودال کشته؟

00:25:16.957 --> 00:25:18.833
‫- کدوم گردشگرها؟
‫- داری بهم دروغ می‌گی...

00:25:18.953 --> 00:25:22.544
‫که زولتاروف رو نمی‌شناسی.
‫اون داشت پروند‌ه‌ات رو دنبال می‌کرد.

00:25:22.824 --> 00:25:26.548
‫فهمیدم در مورد کی حرف می‌زنین.
‫یه نفر از نیروهای ویژه توی اون گروه بوده؟

00:25:26.668 --> 00:25:29.076
‫- بوده.
‫- نه ، بچه‌ها.

00:25:29.196 --> 00:25:31.844
‫ما هیچ کاری باهاشون نداشتیم.

00:25:35.030 --> 00:25:37.151
‫تو مطمئنی توی پروورالسک بودی؟

00:25:37.271 --> 00:25:40.112
‫آره ، آره ، از فامیل‌هام بپرسین.

00:25:40.275 --> 00:25:43.683
‫ترتیب قبر و مراسم تدفین رو دادم.

00:25:44.573 --> 00:25:47.521
‫امیدوارم برای خاطر خودت هم
‫که شده ، همینطور باشه.

00:25:47.641 --> 00:25:52.015
‫ببین ، تو هر چیزی که در مورد کارهای
‫اونا می‌دونی رو به ما می‌گی...

00:25:52.135 --> 00:25:55.741
‫و ما دستگیرت نمی‌کنیم ،
‫می‌ذاریم بری.

00:25:56.171 --> 00:25:59.958
‫- تو با اونا نبودی.
‫- خفه ‌شو ، ابله ، این یارو داره گولت می‌زنه.

00:26:00.489 --> 00:26:03.134
‫- خفه خون بگیر ، عوضی!
‫- نترس ، بهم بگو!

00:26:05.135 --> 00:26:09.036
‫یه ساله که این کار رو می‌کنیم.

00:26:09.156 --> 00:26:12.180
‫من آخرین نفر اضافه شدم ،
‫چون تیرانداز خوبی هستم.

00:26:12.300 --> 00:26:15.722
‫جرات نداری چیزی بگی.
‫به کی اعتماد داری؟

00:26:19.381 --> 00:26:23.735
‫ما گوشت رو از طریق یه شخصی توی
‫فروشگاه دپارتمان به محلی‌ها می‌فروشیم.

00:26:24.105 --> 00:26:29.543
‫پوست‌ها توسط دو نفر که توی کمپ اودال
‫کار می‌کنن فروخته می‌شن. افرادی از بالا.

00:26:30.382 --> 00:26:34.150
‫این چیزا برام مهم نیست. در مورد
‫کُشتن گردشگرها چی می‌دونی؟

00:26:34.270 --> 00:26:37.968
‫این برنامه‌ریزی شده بوده؟
‫از روی دلیلی تو رو فرستادن که بری؟

00:26:38.088 --> 00:26:41.316
‫منظورت چیه از روی دلیل؟
‫مادرم مُرده بود.

00:26:43.601 --> 00:26:48.968
‫- این چیزی نیست ، ما باید چیزای بیشتری بدونیم.
‫- بچه‌ها ، ما ده سال می‌ریم زندان.

00:26:49.088 --> 00:26:52.244
‫- خفه شو!
‫- من دارم در مورد زولتاروف ازت می‌پرسم.

00:26:52.797 --> 00:26:58.263
‫- اونا می‌دونستن اون داره در موردشون تحقیق می‌کنه؟
‫- من نمی‌دونم ، نه!

00:27:31.074 --> 00:27:36.980
‫به فرماندهی رُکن دوم کا‌گ‌ب ، اتحاد جماهیر
‫شوروی سوسیالیستی ، ژنرال دیمیتری آندریویچ.

00:27:37.104 --> 00:27:39.116
‫محرمانه.

00:27:39.291 --> 00:27:41.444
‫در پی دنبال کردن وقایع...

00:27:41.564 --> 00:27:44.264
‫دسته‌ای از شکارچیان غیرقانونی
‫کشف و متوقف شدن.

00:27:44.384 --> 00:27:47.868
‫اونا در شکار و فروش
‫غیرقانونی پوست دست داشتن.

00:27:48.279 --> 00:27:52.971
‫همراه این گروه مُجرم ، دو تن از
‫اعضای وزارت امور داخله‌ی نیژنی تاگیل...

00:27:53.091 --> 00:27:56.575
‫و سه نفر از ماموران بدرقه‌ی
‫کمپ اودال هم بودن.

00:27:56.858 --> 00:28:00.551
‫اطلاعاتی مبنی بر دست داشتن
‫این اشخاص در قتل دانشجویان...

00:28:00.671 --> 00:28:05.269
‫و کاپیتان کا‌گ‌ب ،
‫سیمون زولتاروف ، به دست نیامد.

00:28:18.459 --> 00:28:20.597
‫رفیق سرگُرد!

00:28:20.941 --> 00:28:23.792
‫رفیق سرگُرد ، زخمی شدی؟

00:28:24.560 --> 00:28:26.707
‫رفیق سرگُرد!

00:28:38.789 --> 00:28:41.445
‫« سوردلوفسک »

00:28:41.996 --> 00:28:45.384
‫- تموم کردی؟
‫- ممنونم. خوشمزه بود.

00:28:45.504 --> 00:28:48.582
‫من توی بیمارستان با اوکنوف
‫بودم. اون حالش خوبه.

00:28:48.939 --> 00:28:51.674
‫همین الانم راه افتاده. استخوانش سالمه.

00:28:51.955 --> 00:28:54.216
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:28:54.336 --> 00:28:57.246
‫- ربطی به...
‫- مام همینطور فکر می‌کردیم.

00:28:57.450 --> 00:29:00.091
‫- و معلوم شد که هست؟
‫- معلوم شد که اینطور نیست.

00:29:00.211 --> 00:29:03.748
‫متوجهم. نمی‌خواد ،
‫خودم ترتیبش رو می‌دم.

00:29:03.868 --> 00:29:07.611
‫من آزمایش پرتوشناسی رو انجام
‫دادم ، همونطور که خواسته بودی.

00:29:07.731 --> 00:29:11.205
‫روی بدن‌ها ، و لباس‌ها. هیچی.

00:29:11.634 --> 00:29:14.788
‫میزان تشعشع ناچیزه ، طبیعی.

00:29:15.471 --> 00:29:17.761
‫- می‌تونم؟
‫- البته.

00:29:17.881 --> 00:29:20.640
‫احتمالاً کولیا داشته نگاهش می‌کرده
‫و نذاشتتش سر جاش.

00:29:20.760 --> 00:29:23.557
‫خب اونجا چه اتفاقی افتاد؟
‫چیزی پیدا کردین؟

00:29:23.890 --> 00:29:26.831
‫آره ، کسایی مظنون به قتل بودن.

00:29:27.422 --> 00:29:30.573
‫قتل؟ قتل دانشجوهای ما؟

00:29:31.237 --> 00:29:34.958
‫یه گروه از شکارچی‌های غیرقانونی.
‫اما ما بررسی‌شون کردیم.

00:29:35.078 --> 00:29:39.925
‫نمی‌تونسته کار اونا باشه. اونا زمان کافی
‫نداشتن که برسن اون بالا و دوباره برگردن...

00:29:40.045 --> 00:29:43.820
‫مگر اینکه به یه هلیکوپتر
‫دسترسی داشتن ، که نداشتن.

00:29:43.940 --> 00:29:47.368
‫در مورد ماجرای زولتاروف
‫تا اینجا ، به بن‌بست خوردیم.

00:29:48.463 --> 00:29:53.506
‫- چه چیز خاصی در مورد زولتاروف وجود داره؟
‫- روی پرونده‌اش سه تا صفر هست.

00:29:53.626 --> 00:29:56.100
‫بله ، بله ، البته.

00:30:06.104 --> 00:30:08.756
‫توی این یکی کجا هستی؟

00:30:09.420 --> 00:30:12.486
‫دریاچه‌ی شارتاش ،
‫زیاد از اینجا دور نیست.

00:30:15.525 --> 00:30:20.213
‫اینو شوهرم انداخته بود
‫زمانی که سال 1944 برگشت.

00:30:23.020 --> 00:30:25.691
‫یه دوربین غنیمتی داشت.

00:30:26.622 --> 00:30:29.218
‫ما دو تا عکس گرفتیم.

00:30:29.344 --> 00:30:32.656
‫یکیش رو من دارم ، و یکی هم اون.

00:30:33.550 --> 00:30:35.655
‫داشت.

00:30:44.551 --> 00:30:47.099
‫کاتیا ، همسرم.

00:30:47.219 --> 00:30:50.176
‫- هیچوقت به کسی نشونش ندارم.
‫- اون زیباست.

00:30:50.900 --> 00:30:55.676
‫- چرا قبلاً نشونم ندادی؟
‫- از چشم شورت می‌ترسیدم.

00:30:57.096 --> 00:30:59.651
‫این خرافات رو بذار کنار.

00:30:59.771 --> 00:31:03.264
‫من می‌دونم که اون جونم رو
‫توی اون دشت نجات داد.

00:31:03.384 --> 00:31:07.859
‫یه خلبان بمب‌افکن ارتش سرخ جونت رو
‫نجات داد ، برادر ، منم همینطور.

00:31:07.979 --> 00:31:12.089
‫- چه بد که فقط ما موندیم.
‫- رفیق کاپیتان ، امیدوارم سلامت باشید.

00:31:12.938 --> 00:31:17.057
‫روح دوست‌هاتون در آرامش باشه.
‫ایگورویچ از هم‌محلی‌های ما بود.

00:31:17.801 --> 00:31:20.027
‫یه نامه برای شما.

00:31:20.147 --> 00:31:22.629
‫- از مینسک.
‫- ممنون.

00:31:23.066 --> 00:31:25.226
‫از طرف زنمه.

00:31:25.546 --> 00:31:29.150
‫« 26 آوریل 1945 ، آلمان »

00:31:36.336 --> 00:31:38.633
‫چی شده؟ همه چیز روبه‌راهه؟

00:31:39.115 --> 00:31:41.120
‫آره.

00:31:41.661 --> 00:31:44.816
‫من می‌رم یکم آب بخورم.

00:31:45.202 --> 00:31:48.150
‫یکم هم برای من بیار.

00:31:53.193 --> 00:31:56.901
‫- می‌دونی تلفنچی کجاست ، برادر؟
‫- نه.

00:32:01.205 --> 00:32:06.048
‫- رئیس ، مخابرات کجاست؟
‫- اونجا.

00:32:06.426 --> 00:32:08.669
‫ممنون.

00:32:14.839 --> 00:32:18.502
‫- بچه‌ها ، کجا می‌تونم سرگُرد اِنیکیِف رو پیدا کنم؟
‫- اونجا رو ببین.

00:32:27.479 --> 00:32:30.825
‫مرد جوان ، اینجا چیکار می‌کنی؟
‫اینجا اتاق عمله.

00:32:38.856 --> 00:32:42.523
‫بیاین اینجا! بچه‌ها ، کمک!

00:32:42.930 --> 00:32:44.592
‫رفقا!

00:32:44.712 --> 00:32:47.150
‫کمربند رو ببُر!

00:32:47.397 --> 00:32:50.673
‫- سریع ببُرش! ببُرش!
‫- خیلی خب ، بیاریدش پایین!

00:32:50.793 --> 00:32:53.486
‫- بذاریدش زمین ، یالا ، یالا!
‫- ببین هنوز زنده‌اس.

00:32:53.665 --> 00:32:56.267
‫اولِگ! آروم ، آروم ، آروم!

00:32:56.647 --> 00:32:58.663
‫اولِگ ، زنده‌ای؟

00:32:59.571 --> 00:33:01.996
‫اولِگ! تو زنده‌ای! زنده‌ای!

00:33:02.968 --> 00:33:05.072
‫چرا؟!

00:33:06.011 --> 00:33:08.811
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:33:11.565 --> 00:33:14.264
‫یکی از همسایه‌هاش براش نوشته.

00:33:14.384 --> 00:33:18.295
‫زنش و پسرش کُشته شدن.

00:33:19.416 --> 00:33:25.058
‫چرا بهم نگفتی ، اولِگ؟
‫بچه‌ها ، یالا ، برید بیرون!

00:33:25.178 --> 00:33:28.271
‫برید! برید دکتر خبر کنید.

00:33:28.858 --> 00:33:32.595
‫- من دنبال سرگُرد اِنیکیِف می‌گردم.
‫- مخابرات طبقه‌ی دومه.

00:33:50.505 --> 00:33:54.063
‫- پیشرفتی داشتیم؟
‫- اسطبل رو پیدا کردیم.

00:33:56.038 --> 00:33:57.700
‫یه جور انباره.

00:33:57.820 --> 00:34:01.621
‫- می‌دونم اسطبل چیه ، رفیق ایوانف.
‫- خب ، در هر حال...

00:34:01.779 --> 00:34:05.057
‫آذوقه‌شون رو جمع و جور کردن ،
‫پُر از هیزمش کردن...

00:34:05.177 --> 00:34:07.975
‫و بعد از اینکه یک شب رو
‫اونجا موندن رفتن سمت گذرگاه.

00:34:09.014 --> 00:34:11.923
‫دو و نیم کیلومتر اونطرف‌تر.

00:34:16.727 --> 00:34:21.771
‫این چیه ، اسطبل؟
‫این چیه؟

00:34:22.082 --> 00:34:25.646
‫نه ، اونا در حقیقت داشتن سرازیر می‌شدن.
‫در جهت مخالف.

00:34:25.766 --> 00:34:30.778
‫جسدها اینجا پیدا شدن ، و اسطبل خب ،
‫تقریباً سه کیلومتر از اون‌ها فاصله داشته.

00:34:30.976 --> 00:34:33.165
‫متوجه شدم.

00:34:33.783 --> 00:34:37.116
‫واضحه ، که هیچ چیز واضح نیست.

00:34:44.207 --> 00:34:47.076
‫ما اینطوری به هیچ جایی نمی‌رسیم.

00:34:55.460 --> 00:34:58.522
‫- من امروز می‌رم اونجا.
‫- "اونجا" کجاست؟

00:34:59.566 --> 00:35:02.618
‫ارتفاعات 1079.

00:35:02.738 --> 00:35:06.937
‫یه شب رو توی چادر سر می‌کنم ،
‫همونجایی که اونا بودن.

00:35:07.069 --> 00:35:09.785
‫کوستین ، عقلت رو از دست دادی؟

00:35:09.972 --> 00:35:12.575
‫ما نمی‌تونیم این معما رو
‫توی اداره حل کنیم.

00:35:12.695 --> 00:35:16.954
‫می‌تونی یه شب رو توی کمپ جستجوگرها
‫بگذرونی ، اگه خیلی مشتاقی ، همون اطرافه.

00:35:17.074 --> 00:35:21.448
‫می‌خوام ببینم اونا چی دیدن.
‫هلیکوپتر رو آماده کن!

00:35:30.311 --> 00:35:32.064
‫- سلامت باشی.
‫- هی.

00:35:32.184 --> 00:35:34.591
‫اون با ما میاد؟

00:35:37.205 --> 00:35:39.369
‫رفیق سرگُرد!

00:35:40.231 --> 00:35:43.508
‫- رفیق سرگُرد!
‫- امکان نداره.

00:35:43.713 --> 00:35:46.437
‫بله ، البته. همونطوری که
‫ممکن نیست بذارم تنها بری.

00:35:46.561 --> 00:35:50.677
‫- چطور می‌خوای با این پا از گذرگاه بالا بیای؟
‫- همونطوری که از ارتفاعات گریتر خینگان...

00:35:50.797 --> 00:35:53.286
‫به خوبی بالا رفتم.

00:36:08.404 --> 00:36:12.952
‫بچه‌هاتون چادر رو نصب کردن.
‫بخاری هم دارین برای اینکه گرم بمونین.

00:36:13.438 --> 00:36:17.211
‫- مثل اونیه که گروه دیاتلوف داشتن؟
‫- نه ، اونا یه بخاری آویزان داشتن.

00:36:17.720 --> 00:36:20.463
‫ایگور خودش درستش کرده بود.

00:36:20.583 --> 00:36:23.693
‫شاید بخواین باهامون به کمپ بیاین؟

00:36:25.483 --> 00:36:29.516
‫- هر طوری میل‌تونه ، نمی‌ترسین؟
‫- از ترسوندن ما دست بردار!

00:36:29.636 --> 00:36:32.993
‫یه بُمب دو بار یه جا نمی‌افته.

00:36:33.241 --> 00:36:37.323
‫اگه چیزی بود ، کمپ اونجاست ،
‫یکم بیشتر از دو کیلومتر فاصله‌اس.

00:36:37.443 --> 00:36:42.383
‫- جایی که اونا اسطبل رو پیدا کردن.
‫- همه چیز روشنه. بازم ممنون.

00:36:42.503 --> 00:36:46.022
‫- خواب‌های خوش ببینی.
‫- ما فقط خواب حموم گرم رو می‌بینیم.

00:36:46.142 --> 00:36:48.939
‫بیاین ، بچه‌ها!

00:36:49.916 --> 00:36:55.523
‫من بهش دروغ گفتم. نمی‌ترسم ،
‫ولی خیلی راحت هم نیستم.

00:37:15.304 --> 00:37:20.306
‫چرا داریم این رو می‌خوریم؟ باید بهم می‌گفتی
‫چیزی نداریم ، با خودم سوسیس می‌آوردم.

00:37:23.104 --> 00:37:26.002
‫اونا هم همین رو خوردن.

00:37:26.131 --> 00:37:30.410
‫من این گردشگرها رو درک نمی‌کنم.
‫چرا مشتاق سرگردانی توی این سرما هستن؟

00:37:30.596 --> 00:37:36.077
‫می‌تونن توی خونه‌ی گرم و نرم‌شون بمونن.
‫اما نه ، اونا نیاز به ماجراجویی دارن.

00:37:36.337 --> 00:37:38.971
‫اوه ، این جوونای دیوونه!

00:37:40.997 --> 00:37:43.155
‫- این چیه؟
‫- الکل.

00:37:43.354 --> 00:37:47.584
‫توصیه شده برای استفاده
‫در آب و هوای یخبندان.

00:37:50.483 --> 00:37:53.177
‫راست می‌گم! همه این کار رو می‌کنن.

00:38:02.632 --> 00:38:05.941
‫راستی ، توی خون‌شون الکل پیدا نکردن؟

00:38:06.400 --> 00:38:09.231
‫- نه.
‫- عجیبه.

00:38:10.183 --> 00:38:15.263
‫اونا جوونن ، شاید نمی‌نوشیدن...
‫یا شایدم یکم پریده بوده.

00:38:19.861 --> 00:38:22.879
‫توی اون پوشه چی می‌نویسی؟

00:38:22.999 --> 00:38:26.355
‫گزارش به مقامات؟
‫اینجا چی برای گزارش هست؟

00:38:27.436 --> 00:38:33.283
‫من هر چیزی که می‌بینیم ، می‌شنویم
‫و حس می‌کنیم رو توصیف می‌کنم.

00:38:35.069 --> 00:38:40.106
‫راستی ، الان حس می‌کنم گرم‌تر شدم ،
‫فقط اون رو ننویس.

00:41:39.795 --> 00:41:41.954
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- چیزی نیست.

00:41:42.074 --> 00:41:44.352
‫چرا ورودی چادر بازه؟
‫رفتی بیرون؟

00:41:44.472 --> 00:41:47.162
‫- آره ، رفتم بشاشم.
‫- توی این سرما؟

00:41:49.707 --> 00:41:52.811
‫اون جسدهای یخ زده کافی نبودن؟

00:41:54.419 --> 00:41:57.452
‫دوربین برای چیه؟

00:41:58.000 --> 00:42:00.487
‫- عکس می‌گرفتم.
‫- چی؟

00:42:00.685 --> 00:42:03.275
‫از ادرار؟

00:42:04.043 --> 00:42:06.188
‫آره.

00:42:06.189 --> 00:42:26.189
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.