﻿WEBVTT

00:00:02.470 --> 00:00:03.480
‫شو!

00:00:05.020 --> 00:00:06.560
‫باز همو دیدیم.

00:00:08.920 --> 00:00:10.160
‫تو کی هستی؟

00:00:10.820 --> 00:00:11.730
‫برادر؟

00:00:19.300 --> 00:00:21.890
‫اون... یه آدولا لینک بود؟

00:00:22.370 --> 00:00:23.380
‫من...

00:00:26.760 --> 00:00:30.590
‫بعدش چی‌شد؟ حافظه‌م...

00:00:33.030 --> 00:00:34.630
‫هائومئا گفت...

00:00:35.080 --> 00:00:39.030
‫درسته. یه‌بار دیگه این سیاره رو تبدیل به یه ستاره‌ی خروشان می‌کنیم.

00:00:39.030 --> 00:00:41.050
‫این مأموریتمونه.

00:00:43.290 --> 00:00:46.980
‫ولی بعدش برادرم، تنها خانواده‌م رو دیدم،

00:00:47.400 --> 00:00:51.490
‫و اون‌موقع، گرمای بی‌سابقه‌ای حس کردم.

00:00:52.010 --> 00:00:55.550
‫شعله‌. سوختن. آب کردن.

00:00:55.550 --> 00:00:58.860
‫با آتیشی که همه‌چیز رو دربر می‌گیره فرق داشت.

00:01:01.970 --> 00:01:05.100
‫باید بازم برادرمو ببینم.

00:01:08.830 --> 00:01:11.960
‫نباید بذارم محافظا بفهمن دارم چیکار می‌کنم.

00:01:11.960 --> 00:01:13.850
‫شو! چطوری؟

00:01:14.430 --> 00:01:17.000
‫می‌بینم مثل همیشه سرسنگینی.

00:01:17.000 --> 00:01:18.170
‫هائومئا کجاست؟

00:01:18.170 --> 00:01:20.140
‫دوباره خودشو تو اون اتاقه زندانی کرده.

00:01:21.150 --> 00:01:23.220
‫این می‌تونه آینده رو ببینه.

00:01:23.220 --> 00:01:25.510
‫ممکنه چیزی بفهمه.

00:01:25.510 --> 00:01:28.510
‫نمی‌خوام زیاد اینجا بمونم. از اون‌طرف می‌رم.

00:01:29.180 --> 00:01:31.950
‫اگه هائومئا الان سرش شلوغه با اونا،

00:01:31.950 --> 00:01:33.780
‫فرصت خوبیه که فرار کنم برم زیرزمین.

00:01:34.070 --> 00:01:36.980
‫سلام شو-کون، ستون سوم.

00:01:37.360 --> 00:01:38.970
‫سیستر سومیره.

00:01:38.970 --> 00:01:42.170
‫اوه؟ یکم عوض نشدی؟

00:01:42.170 --> 00:01:43.400
‫منظورتون چیه؟

00:01:44.710 --> 00:01:47.560
‫نمی‌خوام زیاد نزدیک این پیرزن بمونم.

00:01:48.050 --> 00:01:49.250
‫از اون‌طرف می‌رم.

00:01:49.250 --> 00:01:52.340
‫سلام شو! امروزم مثل همیشه کوتوله‌ای.

00:01:52.340 --> 00:01:55.350
‫چرا اینجور مواقع آدمای بیشتری می‌بینم؟

00:01:55.350 --> 00:01:57.700
‫کارون محافظ هائومئاست.

00:01:57.700 --> 00:02:00.660
‫اگه لو برم، بد می‌شه. نمی‌خوام اینجا بمونم.

00:02:00.660 --> 00:02:01.960
‫از اون‌طرف می‌رم.

00:02:03.670 --> 00:02:04.640
‫فرمانده.

00:02:05.490 --> 00:02:07.110
‫این‌بار دیگه کیه؟

00:02:07.500 --> 00:02:09.710
‫آرو؟ چی شده؟

00:02:09.710 --> 00:02:12.730
‫آخرین عشای ربانی قبل از فاجعه‌ی بزرگ در شرف شروعه.

00:02:12.730 --> 00:02:14.110
‫ممکنه بپرسم کجا می‌رید؟

00:02:14.400 --> 00:02:17.820
‫اوه. پس برای همین این‌همه آدم اینجان.

00:02:18.180 --> 00:02:19.820
‫چیزی شده؟

00:02:21.260 --> 00:02:23.780
‫شاید واقعاً چیزیم شده.

00:02:24.090 --> 00:02:25.930
‫دیدن برادرم چه فایده‌ای داره؟

00:02:25.930 --> 00:02:29.390
‫اونجا چیزی جدا از وظیفه‌م هست؟

00:02:29.390 --> 00:02:34.120
‫حتی اگه آزادیمو به‌دست بیارم هم، باید چیکارش کنم؟

00:02:34.420 --> 00:02:37.300
‫برای عشای ربانی دیر می‌کنیم. بیاید بریم.

00:02:37.970 --> 00:02:39.310
‫نه، اینطور نیست.

00:02:39.580 --> 00:02:41.380
‫برادرم اون همه راه تا زیرزمین اومد.

00:02:41.930 --> 00:02:45.100
‫اینطور نیست که می‌خوام مخصوصاً خودشو ببینم.

00:02:45.100 --> 00:02:48.920
‫ولی نمی‌تونم به این احساسات بی‌توجی کنم.

00:02:53.220 --> 00:02:54.190
‫فرمانده.

00:02:55.510 --> 00:02:57.190
‫منو ببر بیرون.

00:02:57.730 --> 00:02:59.650
‫اگه مقاومت کنی، می‌کشمت.

00:03:01.880 --> 00:03:03.820
‫من یه محافظم.

00:03:03.820 --> 00:03:06.340
‫فرمانده، هیچوقت بهتون خیانت نمی‌کنم.

00:03:07.100 --> 00:03:08.900
‫منظورت چیه؟

00:03:08.900 --> 00:03:13.600
‫هرجا برید، وظیفه‌م محافظت از شماست.

00:03:13.600 --> 00:03:15.660
‫بدون هیچ سوالی.

00:03:16.710 --> 00:03:20.900
‫اگه بهت بگم اون وظیفه دیگه ضروری نیست چی؟

00:03:22.570 --> 00:03:24.470
‫آرو مثل منه.

00:03:25.130 --> 00:03:30.590
‫به‌خاطر وظیفه عمل می‌کنیم و نمی‌دونیم جز اون چیکار کنیم.

00:03:31.640 --> 00:03:37.780
‫منو تو براساس خواست واعظ عمل می‌کنیم.
‫ زندگی می‌کنیم تا وظیفه‌مون رو انجام بدیم.

00:03:38.040 --> 00:03:40.400
‫ولی فهمیدم باید کار دیگه‌ای بکنم.

00:03:40.720 --> 00:03:44.580
‫تو هم باید بیخیال همه‌ش بشی و به اراده‌ی خودت عمل کنی.

00:03:45.030 --> 00:03:47.720
‫وظیفه‌ی من همچین چیزی نیست.

00:03:47.720 --> 00:03:48.700
‫و فرقش چیه؟

00:03:50.900 --> 00:03:54.370
‫انجام وظیفه‌م به اراده‌ی خودمه.

00:03:55.060 --> 00:03:57.820
‫امنیت شما شادی بنده‌ست.

00:03:58.290 --> 00:04:02.990
‫خدمت به شما دلیل زندگیم، و همه‌چیزمه.

00:04:03.710 --> 00:04:07.340
‫اگه از وظیفه‌م دست بکشم، دیگه دلیلی برای زندگی ندارم.

00:04:08.010 --> 00:04:10.840
‫تک تیری هستم که برای حفاظت از شما خدمت می‌کنه.

00:04:10.840 --> 00:04:14.890
‫هنگامی که یک تیر رها می‌شه، دیگه برگردوندنش ممکن نیست.

00:04:21.630 --> 00:04:23.810
‫هرجا برید، همراه‌تون هستم.

00:04:23.810 --> 00:04:25.140
‫نیازی نیست.

00:04:34.600 --> 00:04:36.950
‫دارم می‌گم دنبالم نکن.

00:04:36.950 --> 00:04:39.830
‫پس باید چقدر فاصله بین‌مون حفظ کنم؟

00:04:39.830 --> 00:04:42.700
‫اونقدری که اصلاً نتونی ببینیم.

00:04:42.700 --> 00:04:46.520
‫پس اگه اینطوریه، نهایت محدوده‌ی شلیکم رو حفظ می‌کنم.

00:04:47.310 --> 00:04:48.590
‫هرکاری می‌خوای بکن.

00:04:48.590 --> 00:04:49.390
‫بله!

00:04:55.000 --> 00:05:05.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:06:29.460 --> 00:06:30.400
‫صبح شده؟

00:06:31.250 --> 00:06:34.450
‫حس می‌کنم شو رو دیدم.

00:06:34.450 --> 00:06:36.500
‫آدولا لینک رو فعال کردم؟

00:06:36.950 --> 00:06:39.210
‫شینرا-سان! صبح بخیر!

00:06:39.210 --> 00:06:41.520
‫سیستر! صبح بخیر!

00:06:41.520 --> 00:06:43.890
‫خوب تونستی همچین جایی بخوابی؟

00:06:43.890 --> 00:06:46.000
‫آره! حس می‌کنم زیاد هم خوابیدم!

00:06:46.000 --> 00:06:46.670
‫عه‌وا!

00:06:47.030 --> 00:06:51.390
‫ماکی-سان گفت وقتی فرمانده برگشتن، یه جلسه داریم.

00:06:51.390 --> 00:06:53.800
‫پس احتمالاً بهتر باشه کامل بیدار بشی.

00:06:53.800 --> 00:06:56.540
‫فرمانده اوبی جایی رفتن؟

00:06:56.540 --> 00:06:59.310
‫بله، اول صبح رفتن.

00:06:59.310 --> 00:06:59.970
‫عا...

00:07:00.360 --> 00:07:02.580
‫خب، با اجازه.

00:07:02.580 --> 00:07:03.310
‫بله!

00:07:03.800 --> 00:07:05.270
‫ممنون!

00:07:08.810 --> 00:07:12.480
‫امروز هم آماتراسو به‌طور عادی درحال فعالیت می‌باشد.

00:07:18.080 --> 00:07:21.080
‫قسمت دهم
‫«ظـــهـــور»

00:07:21.080 --> 00:07:22.540
آساکوسا

00:07:22.560 --> 00:07:26.410
‫هم‌اکنون جلسه‌ی اضطراری بخش
‫ هشتم نیروی ویژه‌ی آتش رو شروع می‌کنیم.

00:07:26.860 --> 00:07:30.430
‫همونطور که می‌دونین، کشور با سفید پوشان متحد شده،

00:07:30.430 --> 00:07:34.130
‫و ما اعضای بخش هشتم به‌عنوان خائن اعلام شدیم.

00:07:34.480 --> 00:07:38.680
‫درگیر محکم‌تر کردن روابط‌مون با نیروهای مختلف کشور بودیم،

00:07:39.140 --> 00:07:40.600
‫ولی با توجه به وضعیت فعلی،

00:07:40.600 --> 00:07:44.770
‫به‌دست آوردن کمک معبد خورشید الهی، بخش اول و هایجیما،

00:07:44.770 --> 00:07:46.530
‫و یا حتی ارتش کار سختیه.

00:07:46.900 --> 00:07:50.110
‫ایکاش حدأقل می‌تونستیم کاری کنیم ارتش سلطنتی یه‌کاری کنه...

00:07:50.340 --> 00:07:55.230
‫نمی‌شه از فرمانده اوزه درخواست کنین؟ مگه پدرتون نیست؟

00:07:55.230 --> 00:08:00.050
‫از وقتی که ارتش رو ترک کردم، از بخش هشتم و ستوان هیناوا متنفر شده،

00:08:00.050 --> 00:08:02.330
‫برای همین آخرش برمی‌گرده بهم می‌گه برم خونه.

00:08:02.330 --> 00:08:05.790
‫و دیروز درمورد یه‌چیز دیگه هم گزارشی دریافت کردیم.

00:08:06.160 --> 00:08:09.090
‫فاجعه‌ی بزرگ قراره به‌زودی رخ بده.

00:08:09.750 --> 00:08:12.970
‫فاجعه‌ی بزرگ؟ این اطلاعات از کجا اومد؟

00:08:12.970 --> 00:08:14.430
‫از من.

00:08:14.430 --> 00:08:16.110
‫فرمانده هیبانا؟

00:08:16.110 --> 00:08:17.280
‫نه-سان؟

00:08:21.790 --> 00:08:23.010
‫آیریس.

00:08:23.260 --> 00:08:26.400
‫بدنت عجیب نمی‌زنه؟

00:08:27.000 --> 00:08:29.280
‫نه، فکر نمی‌کنم چیز خاصی باشه.

00:08:29.280 --> 00:08:30.330
‫که اینطور.

00:08:30.820 --> 00:08:33.510
‫اون هیچ، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:08:33.510 --> 00:08:35.200
‫اینو آوردم.

00:08:35.200 --> 00:08:39.260
گزارش صومعه‌ی رافلس
‫گزارشم از فاجعه‌ی بزرگ و احتراق خود‌به‌خودی.

00:08:39.350 --> 00:08:40.520
‫تمومش کردم.

00:08:40.520 --> 00:08:42.170
‫ممنونـ-

00:08:44.110 --> 00:08:44.840
‫هوی!

00:08:44.840 --> 00:08:47.490
‫خب، منم بخونمش هیچی نمی‌شه.

00:08:50.750 --> 00:08:54.970
‫فرمانده هیبانا اولین هم‌دست بخش هشتمه.

00:08:54.970 --> 00:08:58.410
‫با توجه به شرایط، ممنون که بهمون ملحق شدی.

00:08:58.410 --> 00:09:01.050
‫به بخش هشتم که کمک نمی‌کنم!

00:09:01.050 --> 00:09:05.680
‫ولی اینطورم نیست از همه‌ی اعضای بخش هشتم بدم بیاد.

00:09:05.680 --> 00:09:07.840
‫مگه نه شینرا؟

00:09:08.590 --> 00:09:11.020
‫ممنون که برای بخش هشتم این‌کار رو کردی!

00:09:11.020 --> 00:09:12.870
‫کوساکابه عمداً اینطوری می‌کنه؟

00:09:12.870 --> 00:09:15.230
‫و تازه درحالت عادی غریزه‌ی خوبی داره.

00:09:15.230 --> 00:09:20.190
‫ولی به‌نظرم یه مرد سن‌بالاتر بیشتر از یه جوون‌تر بهت میاد.

00:09:20.190 --> 00:09:21.960
‫آیریس، این حرفو از کجا آوردی؟

00:09:21.960 --> 00:09:24.260
‫برای مثال، فرمانده اوبی چطوره؟

00:09:24.260 --> 00:09:28.000
‫من؟ به‌نظرت انتخاب عجیبی نیستم؟ سن‌هامون خیلی فرق داره.

00:09:28.000 --> 00:09:29.050
‫واقعاً؟

00:09:29.050 --> 00:09:32.190
‫این روزا، کسی به فاصله سنی اهمیت نمی‌ده.

00:09:32.190 --> 00:09:34.450
‫اگه اینطوره، ستوان هیناوا چطور؟

00:09:34.450 --> 00:09:37.070
‫سـ ـ ستوان هیناوا انتخاب غیرعادی‌ای نیست؟

00:09:37.070 --> 00:09:38.440
‫چرا یهو هول کردی؟

00:09:38.440 --> 00:09:42.080
‫هول؟! کی هول کرده؟!
‫هوی! انقدر بقیه رو نکن تو پاچه‌م.

00:09:42.810 --> 00:09:45.970
‫و اینکه، به‌نظرم یکی مثل تاماکی-سان بیشتر به شینرا-سان میاد.

00:09:46.000 --> 00:09:46.770
‫ها؟!

00:09:46.770 --> 00:09:49.340
‫آیریس، چرا منو با همچین آدمی جفت کردی؟!

00:09:49.340 --> 00:09:52.400
‫هوی گربه. یه‌طور رفتار نکن انگار ازم سرتری. منم که قراره ردت کنم.

00:09:52.400 --> 00:09:54.640
‫زنایی مثل سیستر رو ترجیح می‌دم!

00:09:54.640 --> 00:09:56.900
‫اه، خیلی چندشی. منم یه خواهر روحانی‌ام، می‌دونی دیگه؟!

00:09:56.900 --> 00:09:59.990
‫بله، شینرا-سان، منم خیلی ازت خوشم میاد!

00:10:00.780 --> 00:10:01.930
‫چقدر دیگه می‌تونی حال‌بهم‌زن باشی؟

00:10:01.930 --> 00:10:04.840
‫بعدشم، نسبت به آیریس من خیلی برات مناسب‌ترم!

00:10:04.840 --> 00:10:06.480
‫ها؟! حالا کیه که چندشه؟!

00:10:06.480 --> 00:10:09.100
‫خواهر روحانی درحالی که همه رو به
‫جون هم میندازه، مثل یه فرشته لبخند می‌زنه.

00:10:09.100 --> 00:10:10.720
‫این نوع‌ مظلوم خیلی ترسناکن.

00:10:11.650 --> 00:10:15.050
‫شما توکیو نشین‌ها همیشه دعوا می‌کنین؟

00:10:16.230 --> 00:10:18.820
‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور!

00:10:20.800 --> 00:10:22.380
‫حرف می‌زنه؟

00:10:23.280 --> 00:10:24.630
‫موش‌کوره؟

00:10:25.780 --> 00:10:27.140
‫اسکوپ؟

00:10:27.600 --> 00:10:29.460
‫شینرا!

00:10:29.460 --> 00:10:31.880
‫اسکوپ! اینجا چیکار می‌کنی؟

00:10:31.880 --> 00:10:34.350
‫خیلی زور زدم تا بیام توکیو!

00:10:34.920 --> 00:10:38.390
‫اول، مسیر پناهگاه تا بندر بود.

00:10:38.390 --> 00:10:40.960
‫یه سگ دوزخی که زنده مونده بود رو دیدم!

00:10:40.960 --> 00:10:44.360
‫فکر می‌کردم کارم تمومه، ولی یهو متوجه یه‌چی شدم!

00:10:44.360 --> 00:10:47.160
‫زیرِ زمین از همه‌جا بهترم!

00:10:47.960 --> 00:10:51.480
‫وقتی اونو فهمیدم، درجا زمینو کندم!

00:10:53.460 --> 00:10:56.900
‫ولی اون توله که بیخیال نمی‌شد.

00:10:56.900 --> 00:11:00.330
‫همینطوری روی زمین هی دنبالم می‌کرد.

00:11:00.600 --> 00:11:05.660
‫پایانی نداشت که. درواقع، شرایط به ضررم بود.

00:11:05.660 --> 00:11:07.600
‫وقتی به‌خاطر تونل کندن خسته می‌شدم،

00:11:07.600 --> 00:11:11.390
‫سگ دوزخیه زمینو می‌کند تا بکشتم!

00:11:11.730 --> 00:11:15.350
‫موجود ترسناکی بود، و گیر یه مبارزه‌ سر استقامت افتاده بودیم.

00:11:15.630 --> 00:11:17.500
‫ولی نتیجه‌ش واضح بود.

00:11:17.500 --> 00:11:22.450
‫داشتم تونل می‌کندم، برای همین نسبت به چیزی که روی
‫زمین صرفاً راه می‌ره، سریع‌تر خسته می‌شدم.

00:11:22.450 --> 00:11:24.950
‫اگه قرار بود باهاش روبه‌رو بشم، هرچه زودتر بهتر.

00:11:24.950 --> 00:11:27.240
‫باید تا قدرتی برام مونده بود انجامش می‌دادم!

00:11:27.240 --> 00:11:30.540
‫چیزی که اون لحظه رها کردم رو تازه دیدی...

00:11:30.540 --> 00:11:33.300
‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور بود!

00:11:34.990 --> 00:11:36.240
‫بذارین توضیح بدم.

00:11:36.240 --> 00:11:40.390
‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور تمام قدرت
‫حفر رو توی دست راستم متمرکز می‌کنه،

00:11:40.390 --> 00:11:43.640
‫و باعث می‌شه خز روی بدنم سیخ بشه.

00:11:43.640 --> 00:11:46.630
‫و یه حرکت تموم‌کنده‌ی نهایی می‌سازه!

00:11:47.330 --> 00:11:50.140
‫کسی که بیشتر از همه شوکه شد هم خودم بودم.

00:11:50.540 --> 00:11:54.100
‫‫ببخشید، اسکوپ. می‌شه یه‌چی بپرسم؟
اون‌سری، وقتی به شینرا قول دادم روزی هزارتا حفره می‌کنم، منـ-

00:11:54.840 --> 00:11:59.300
‫داستان خیلی جالبیه، ولی الان نمی‌خوام اینو بدونم.

00:11:59.300 --> 00:12:01.520
‫این‌همه راه اومدی اینجا چیکار؟

00:12:01.520 --> 00:12:02.850
‫اومدم چیکار؟

00:12:02.850 --> 00:12:04.230
‫آره. اومدی چیکار؟

00:12:06.410 --> 00:12:08.710
‫اومدم چیکار؟

00:12:09.470 --> 00:12:13.130
‫وقتی شنیدی شوکه نشیا!

00:12:13.130 --> 00:12:15.930
‫سگ دوزخی‌ای که بعد از برخورد

00:12:15.930 --> 00:12:18.810
‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور افتاده بود، ایستاد و نگاهم کرد.

00:12:18.810 --> 00:12:23.210
‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور هم برام پیروزی و هم دوستی به ارمغان آورده بود.

00:12:23.720 --> 00:12:27.800
‫و سگ دوزخیه تا بندر منو کول کرد.

00:12:27.800 --> 00:12:32.390
‫پس اگه بپرسی چی آوردتم اینجا، جوابش سگ دوزخیه!
‫توی ژاپنی از «نانده» به‌معنی «با چی اومدی» هم استفاده می‌شه.
‫اینجا اسکوپ فکر کرده شینرا پرسیده با چی اومدی توکیو.

00:12:32.690 --> 00:12:37.360
‫باید به بندر می‌رسیدم و سوار یکی از کشتی‌های توکیو می‌شدم.

00:12:37.360 --> 00:12:39.240
‫سگ دوزخیه خیلی سریع بود.

00:12:39.240 --> 00:12:44.650
‫به سلامتی به بندر رسیدم، ولی به این معنی بود که باید جدا می‌شدیم.

00:12:44.650 --> 00:12:46.740
‫ولی بازم، وقت نداشتم ناراحت بشم.

00:12:46.740 --> 00:12:50.040
‫اشک‌هام رو تو خودم ریختم و یه کشتی که مقصدش توکیو بود پیدا کردم.

00:12:50.040 --> 00:12:54.450
‫رفتم تو یکی از جعبه‌هایی که برچسب نوتو
‫داشت، و پر از سیب‌زمینی‌ هم بود.

00:12:54.780 --> 00:12:59.450
‫و از اونجایی که خیلی پر بود، مجبور شدم یکم ازش بخورم تا توش جا شم.

00:12:59.450 --> 00:13:03.040
‫ببخشید، جاگرنات. همه‌ش به‌خاطر وظیفه‌م بود.

00:13:04.880 --> 00:13:10.670
‫سفر خوب پیش رفت، و وقتی رسیدیم توکیو،
‫کل سیب‌زمینی‌ها رو خورده بودم!

00:13:10.670 --> 00:13:12.660
‫ببخشید، جاگرنات.

00:13:13.050 --> 00:13:17.140
‫ولی شنیدم یکی گفت «لعنتی! یه موش رفته بود این جعبه!»

00:13:17.140 --> 00:13:20.250
‫موش؟ عجب آدم گستاخی. من؟ موش؟

00:13:20.250 --> 00:13:23.900
‫اصلاً چرا بین این‌همه چیز بهم گفت موش؟

00:13:23.900 --> 00:13:25.370
‫قابل بخشش نبود.

00:13:25.370 --> 00:13:29.420
‫چرا فکر کرده جرمم کار یه موش بود؟

00:13:29.420 --> 00:13:30.570
‫غیرقابل بخششه!

00:13:30.570 --> 00:13:34.100
‫هرطور نگاهم کنی، من که-

00:13:36.810 --> 00:13:41.480
‫چیزی که تو آینه دیدم، نه موش بود نه موش کور.

00:13:42.180 --> 00:13:43.350
‫بلکه سیب‌زمینی بود.

00:13:44.500 --> 00:13:47.170
‫شوت نئو نایت!

00:13:51.170 --> 00:13:54.370
‫یـ ـ‌ یـ ـ یهویی چیکار می‌کنی؟

00:13:54.370 --> 00:13:55.900
‫آرتور، عالی بود.

00:13:55.900 --> 00:13:58.600
‫یکم زوری بود، ولی خوب جلوشو گرفتی.

00:13:58.600 --> 00:14:01.610
‫نباید بدون اجازه سیب‌زمینی بقیه رو بخوری!

00:14:01.610 --> 00:14:04.140
‫درست می‌گه موش‌کور-سان! لاتوم!

00:14:04.140 --> 00:14:05.430
‫مشکل اونه؟

00:14:05.430 --> 00:14:07.900
‫گزارش رو خوندم، ولی...

00:14:07.900 --> 00:14:10.570
‫آره. جدی یه موش‌کور سخنگوئه.

00:14:10.570 --> 00:14:14.860
‫فکر کردم گاز زیرزمین نشئه‌شون کرده و توهم زدن.

00:14:14.860 --> 00:14:16.700
‫بده‌ش من!

00:14:16.700 --> 00:14:20.460
‫اسکوپ، اومدی توکیو چیکار کنی؟

00:14:20.460 --> 00:14:25.020
‫راستی! شینرا، اومدم بهت...

00:14:25.020 --> 00:14:26.930
‫آخرین حرف زن سیاه‌پوش رو بگم.

00:14:27.420 --> 00:14:30.920
‫قراره توضیح بدم تو فاجعه‌ی بزرگ چه اتفاقی میوفته.

00:14:31.970 --> 00:14:34.970
‫نیروی آتش
‫فصل ۳

00:14:39.190 --> 00:14:41.310
‫زمین رو آتیش بزنین.

00:14:41.630 --> 00:14:45.060
‫باشد که همگی پیروی مسیر واعظ باشیم.

00:14:45.780 --> 00:14:47.270
‫لاتوم.

00:14:48.170 --> 00:14:50.180
‫ستون سوم نیستش.

00:14:50.180 --> 00:14:51.960
‫شو فرار کرده.

00:14:51.960 --> 00:14:52.970
‫شو-کون چیکار کرده؟

00:14:52.970 --> 00:14:55.490
‫مشکلی نیست. بذارین هرکاری می‌خواد بکنه.

00:14:55.490 --> 00:15:00.560
‫تا الان، صرفاً به‌اُمید بیداری آدولا برست ستون‌ها رو جمع کردیم.

00:15:00.560 --> 00:15:02.160
‫عا. جدی؟

00:15:02.420 --> 00:15:07.440
‫مهم نیست ستون‌ها کجا باشن، چون دیگه نمی‌تونن از آدولا در برن.

00:15:07.440 --> 00:15:09.660
‫اونا ستونی متصل به آدولا می‌شن،

00:15:09.660 --> 00:15:11.840
‫و فاجعه‌ی بزرگ هم در شرف آغازه.

00:15:13.080 --> 00:15:16.630
‫این‌بار هم یه‌عالمه آدم قراره بمیره، نه؟ خیلی مشتاقشم!

00:15:16.630 --> 00:15:17.770
‫خیلی هیجان‌زده‌م!

00:15:18.180 --> 00:15:19.520
‫هیچی بهتر از این نمی‌تونست باشه!

00:15:19.520 --> 00:15:24.510
‫بانو اینجا، تا روزی که از پا بیوفتید، من، ریتسو، ازتون محافظت می‌کنم.

00:15:24.510 --> 00:15:27.220
‫ولی ممکنه قبل از من بمیریا.

00:15:27.220 --> 00:15:31.080
‫خیلی مشتاقشم! یه مسابقه‌ست که ببینیم
‫کدوم‌مون اول می‌میره، باشه؟

00:15:32.010 --> 00:15:34.140
‫زمانش رسیده، نه؟

00:15:34.600 --> 00:15:36.080
‫مدت زیادی منتظر بودم.

00:15:36.080 --> 00:15:38.850
‫ولی بالأخره می‌تونم به هدفم عمل کنم.

00:15:39.390 --> 00:15:40.540
‫پس اومدی،

00:15:40.920 --> 00:15:43.750
‫مأمور اجرای فاجعه‌ی بزرگ، فئری.

00:15:44.260 --> 00:15:47.370
‫همون محافظه که ستونی برای محافظت ازش نداره؟

00:15:47.370 --> 00:15:49.800
‫چرا یه تیکه آشغال داره اینجا وول می‌خوره؟

00:15:49.800 --> 00:15:53.230
‫هیچکس تو این دنیا نمی‌تونه شکستت بده.

00:15:53.740 --> 00:15:57.920
‫ولی بعد از فاجعه‌ای که بیدار می‌کنم، هیچی باقی نمی‌مونه.

00:15:58.660 --> 00:15:59.750
‫نه حتی تو.

00:16:02.240 --> 00:16:04.540
‫هائومئا، اوضاع چطوره؟

00:16:04.540 --> 00:16:05.600
‫خب...

00:16:06.070 --> 00:16:09.200
‫دست‌کمم نگیرین! اگه ناراحتین برین بمیرین!

00:16:09.200 --> 00:16:10.860
‫بمیر! این تقصیر توئه!

00:16:10.860 --> 00:16:13.760
‫به من چه! چطوره خودت بمیری؟!

00:16:27.420 --> 00:16:30.850
‫به دستور واعظ، عشای ربانی رو شروع کنید!

00:16:32.150 --> 00:16:33.930
‫چیه چیه؟

00:16:33.930 --> 00:16:35.890
‫به داستان ماجراجوییم گوش نمی‌دین، ولی-

00:16:35.890 --> 00:16:36.850
‫زودباش بگو دیگه.

00:16:37.230 --> 00:16:40.250
‫خب باشه. برای همینم اومدم.

00:16:41.170 --> 00:16:43.680
‫همینطوری هم داشت کم کم محو می‌شد.

00:16:43.970 --> 00:16:46.460
‫گفت فاجعه‌ی بزرگ حتمیه.

00:16:46.760 --> 00:16:50.280
‫یکی از دلایل اصلی اینکه فاجعه‌ی قبلی شکست خورد

00:16:50.280 --> 00:16:54.690
‫به‌خاطر این بود که عدد پی‌ حساب نشده بود. اینو بهم گفت.

00:16:54.690 --> 00:16:58.460
‫برای همین واعظ سطح تمدن بشریت رو افزایش داد

00:16:58.460 --> 00:17:02.050
‫و به عصری رسوندش که داخلش عدد پی محاسبه بشه.

00:17:02.660 --> 00:17:06.960
‫جدم آماتراسو رو ساخت و اون کلید رو به‌جا گذاشت.

00:17:07.430 --> 00:17:12.130
‫این فقط یه فرضیه‌ست، ولی اگه رابطه‌ای بین آماتراسو و عدد پی باشه،

00:17:12.130 --> 00:17:14.750
‫پس شاید کلیدی که جووانی دزدید

00:17:14.750 --> 00:17:17.570
‫کلید رمزگشایی پی بود.

00:17:17.570 --> 00:17:18.690
‫صحیح.

00:17:18.980 --> 00:17:22.530
‫جد والکان-کون پی رو رمزگشایی کرد.

00:17:22.530 --> 00:17:28.340
‫و براساس گزارش فرمانده هیبانا، تمام هشت ستون جمع شدن.

00:17:28.340 --> 00:17:30.400
‫اونم همینو گفت.

00:17:30.770 --> 00:17:35.230
‫که یعنی همه‌چی برای فاجعه‌ی بزرگ بعدی محیا شده.

00:17:35.660 --> 00:17:38.440
‫دنیا و آدولا یکی می‌شن...

00:17:38.440 --> 00:17:40.320
‫و این سیاره می‌سوزه.

00:17:42.190 --> 00:17:46.180
‫درسته که وضعیت بد به‌نظر میاد، ولی انقدر افسرده نشین.

00:17:46.750 --> 00:17:49.450
‫همه‌شم خبر بد نیست.

00:17:49.450 --> 00:17:53.210
‫راستی فرمانده، صبح کجا رفتین؟

00:17:53.210 --> 00:17:54.450
‫خطرناکه ها.

00:17:54.450 --> 00:17:56.680
‫رفتم چند نفرو ببینم.

00:17:56.680 --> 00:17:58.430
کافه
انجیر

00:18:01.540 --> 00:18:03.350
‫اوبی، چه‌خبره؟

00:18:03.350 --> 00:18:06.630
‫بابت شیوه‌ی کار پیچیده‌م معذرت می‌خوام.

00:18:06.630 --> 00:18:09.080
‫الان به‌چشم خائن دیده می‌شیم.

00:18:09.080 --> 00:18:11.690
‫می‌دونم. چی شده؟

00:18:12.030 --> 00:18:14.800
‫می‌دونین فاجعه‌ی بزرگ نزدیکه؟

00:18:15.720 --> 00:18:16.820
‫و خب؟

00:18:17.350 --> 00:18:20.970
‫می‌خوام ببینم برداشت بخش دوم از حرکات امپراتوری چیه.

00:18:20.970 --> 00:18:22.580
‫و می‌خوام بدونم کمک‌مون می‌کنین یا نه.

00:18:22.580 --> 00:18:25.310
‫و برای این، خودتو به خطر انداختی؟

00:18:26.030 --> 00:18:28.760
‫با خودت نگفتی ناشناس گزارشت رو رد می‌کنم؟

00:18:28.760 --> 00:18:30.850
‫به‌خاطر خطره که انجامش دادم.

00:18:30.850 --> 00:18:34.280
‫من رئیسم. پس یعنی من باید این‌کار رو بکنم.

00:18:35.190 --> 00:18:36.550
‫خب، آره...

00:18:36.550 --> 00:18:39.760
‫می‌دونم دروغ و حقه تو کارت نیست.

00:18:39.760 --> 00:18:43.020
‫برای همینم سربازها و متحدات ازت پیروی می‌کنن.

00:18:43.780 --> 00:18:46.840
‫ولی امپراتوری و ارتش سلطنتی هم همینن.

00:18:46.840 --> 00:18:49.960
‫اگه اتفاقی نیوفته، نمی‌تونن حرکت کنن.

00:18:49.960 --> 00:18:52.270
‫دستورات بالاسری‌ها مطلقن.

00:18:52.270 --> 00:18:54.530
‫متوجهم.

00:18:54.530 --> 00:18:57.600
‫نمی‌تونین آزادانه به بخش هشتم کمک کنین، درسته؟

00:18:57.600 --> 00:19:02.280
‫ولی ازتون می‌خوام هم خودتون و هم بخش
‫دوم تا جای ممکن آماده باشین.

00:19:02.280 --> 00:19:05.240
‫آماده؟ دقیقاً آماده‌ی چی؟

00:19:05.790 --> 00:19:07.320
‫آماده‌ی هرچیزی.

00:19:08.230 --> 00:19:12.720
‫برو. گشت‌های ارتش یکم دیگه می‌رسن تو این منطقه.

00:19:16.750 --> 00:19:19.240
‫می‌خواستم خودم بیام پیشت.

00:19:19.600 --> 00:19:22.280
‫فکرشو نمی‌کردم مستقیم خودت بیای سراغم.

00:19:24.720 --> 00:19:28.320
‫بخش چهارم آماده‌ست تا با تمام توانش به بخش هشتم کمک کنه.

00:19:28.930 --> 00:19:30.550
‫یه وضعیت اضطراری وقت این نیست که

00:19:30.550 --> 00:19:33.010
‫بخوایم درمورد اهمیت دستورات کشور حرف بزنیم.

00:19:33.600 --> 00:19:36.410
‫احتمالش هست بهت اتهام خیانت بخوره.

00:19:36.690 --> 00:19:39.430
‫فرمانده آگو همیشه ناراحت بودن

00:19:39.430 --> 00:19:42.640
‫قانون اینکه سربازان آتش تا آتش‌سوزی‌ای

00:19:42.640 --> 00:19:44.510
‫رخ نداده نمی‌تونن حرکتی بزنن، یه قانون مطلقه.

00:19:44.980 --> 00:19:48.750
‫وقتی در گذشته مقامت رو ازت گرفتن، و دفعه‌ی
‫دومی که از دستورات سرپیچی کردی...

00:19:49.120 --> 00:19:52.040
‫هر دوتاش برای نجات جون آدم‌ها بود.

00:19:52.340 --> 00:19:53.740
‫تو همچین کسی‌ای.

00:19:54.250 --> 00:19:55.870
‫این اتهام خیانت

00:19:55.870 --> 00:19:59.710
‫حتماً نتیجه‌ی اینه که زندگی یکی دیگه رو اولویت گذاشتی و عمل کردی.

00:20:00.090 --> 00:20:03.600
‫وظیفه‌ی یه سرباز آتش محافظت از مردم و دارایی‌هاست.

00:20:04.890 --> 00:20:06.220
‫کمکت می‌کنم.

00:20:07.410 --> 00:20:10.630
‫فرمانده پان، ممنون. روت حساب می‌کنم.

00:20:15.850 --> 00:20:18.060
‫وقت غذاست! کوی‌ها، صف بشین!

00:20:18.060 --> 00:20:20.590
‫چیزه، لطفاً تمومش کن. جلب توجه می‌کنی.

00:20:20.590 --> 00:20:23.570
‫سربازای آتش معمولاً مخفی‌کاری نمی‌کنن...

00:20:24.040 --> 00:20:25.160
‫برای همین فکر نکردم.

00:20:27.810 --> 00:20:30.210
‫پس بخش چهارم تصمیم گرفت متحدمون بشه؟

00:20:30.210 --> 00:20:36.160
‫آره، و فرمانده هوندای بخش چهارم به‌عنوان یه شخص کمک‌مون می‌کنه.

00:20:36.440 --> 00:20:40.000
‫ولی نمی‌دونیم تو فاجعه‌ی بزرگ چی قراره بشه.

00:20:40.000 --> 00:20:43.620
‫راستش، نمی‌تونم بگم نیروهامون کافی‌ان.

00:20:43.620 --> 00:20:44.950
‫درست می‌گی.

00:20:44.950 --> 00:20:47.440
‫ولی تا وقتی که بیخیال اُمید نشیم،

00:20:47.440 --> 00:20:49.600
‫می‌دونم اون بیرون کسایی هستن که مایلن بهمون کمک کنن.

00:20:50.800 --> 00:20:53.860
‫قراره جلوی فاجعه‌ی بزرگ رو بگیریم!

00:20:53.860 --> 00:20:55.170
‫بله!

00:20:55.800 --> 00:20:57.420
‫خب، باید آماده شیم.

00:20:57.420 --> 00:20:58.980
‫عا! دوباره!

00:20:58.980 --> 00:21:00.900
‫اسکوپ؟ چی شده؟

00:21:00.900 --> 00:21:02.620
‫تو راه توکیو،

00:21:02.620 --> 00:21:06.370
‫چندین‌بار حس کردم یه انرژی عجیب از تو زمین جریان داره.

00:21:06.370 --> 00:21:07.950
‫یه انرژی عجیب؟

00:21:07.950 --> 00:21:09.910
‫آره. الانم دوباره حسش کردم.

00:21:09.910 --> 00:21:14.460
‫وقتی سری قبل دنبالش کردم، رسیدم به یه اتاقی که توش ستون داشت.

00:21:15.280 --> 00:21:20.570
‫یه پیرزن عجیب اونجا بود... و اون خانمه هم بودش.

00:21:21.360 --> 00:21:23.490
‫تو اون اتاق اسناد بودی؟

00:21:23.990 --> 00:21:27.170
‫نکنه این انرژی عجیبی که حس می‌کنی...

00:21:27.170 --> 00:21:29.900
‫زمین‌لرزه‌های پی‌در‌پی عجیب این چندوقته...

00:21:30.450 --> 00:21:33.440
‫همه‌شون کار سیستر سومیره‌ن؟

00:21:33.440 --> 00:21:37.720
‫دارن برای شروع چیزی، زمین‌لرزه به‌وجود میارن.

00:21:38.140 --> 00:21:42.120
‫با آتش به این دنیا نابودی به ارمغان آور.

00:21:42.120 --> 00:21:45.440
‫آدمای رو زمین وحشت کردن.

00:21:45.440 --> 00:21:47.700
‫بیاین نابودی توسط آتش رو نشون‌شون بدیم.

00:21:47.700 --> 00:21:49.010
‫سومیره.

00:21:49.010 --> 00:21:49.880
‫بله.

00:22:01.170 --> 00:22:02.300
‫یه زلزله‌ی دیگه!

00:22:02.300 --> 00:22:03.130
‫این‌یکی بزرگه!

00:22:03.130 --> 00:22:05.690
‫لرزشش غیرعادیه!

00:22:08.160 --> 00:22:09.210
‫اون چی بود؟

00:22:09.210 --> 00:22:10.700
‫یه صدایی اومد...

00:22:10.700 --> 00:22:12.200
‫هوی! ا ـ این...

00:22:12.200 --> 00:22:13.500
‫هوی! وایسا! نگه دار!

00:22:16.760 --> 00:22:18.490
‫ببین!

00:22:18.490 --> 00:22:21.110
‫اون چیه؟! چه‌خبر شده؟!

00:22:21.130 --> 00:22:29.130
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:29.160 --> 00:22:37.160
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:38.000 --> 00:22:42.000
‫ادامه دارد

00:24:11.930 --> 00:24:12.330
‫نیروی آتش فصل ۳

00:24:12.420 --> 00:24:13.200
‫این یارو کیه؟

00:24:13.250 --> 00:24:15.810
‫بزرگ و قوی بودن خیلی هم دوست‌داشتنی نیست، نه؟

00:24:15.900 --> 00:24:18.140
‫دشمن روی آبه. اگه بخوایم به آرامش بسپریمش، به قدرت پرواز نیاز داریم.

00:24:18.160 --> 00:24:19.430
‫تسلیم نشین! همینطوری شلیک کنین!

00:24:19.480 --> 00:24:22.060
‫فاجعه‌ی بزرگ شروع شده.

00:24:22.060 --> 00:24:24.040
‫قسمت بعدی، «نبرد ابرکایجو.»

00:24:24.040 --> 00:24:26.630
‫بازگشت به شعله‌های عظیم آتش، لاتوم.