﻿WEBVTT

00:00:02.270 --> 00:00:03.610
بیستم جولای ‏.‏

00:00:03.610 --> 00:00:06.860
امروز دارم گزارش روزانمو روی یه گل نیلوفر شروع میکنم ‏.‏

00:00:07.470 --> 00:00:11.650
بهش کلی آب دادم تا نیلوفرم زودتر گل کنه ‏.‏

00:00:11.650 --> 00:00:12.840
چقدر دیگه مونده ؟

00:00:12.840 --> 00:00:15.300
کی میشه گلشو ببینم ؟

00:00:16.370 --> 00:00:17.990
بیست و پنجم جولای ‏.‏

00:00:18.460 --> 00:00:21.570
از خواب که پا شدم دیدم نیلوفرم جوونه کرده ‏.‏

00:00:21.570 --> 00:00:23.860
خوشحالم که میبینمت ‏،‏ نیلوفر خانم ‏.‏

00:00:23.860 --> 00:00:27.260
خیلی خوشحال شدم ‏،‏ واسه همین کلی آبش دادم ‏.‏

00:00:27.260 --> 00:00:29.200
مامانم از دستم عصبانی شد ‏.‏

00:00:29.200 --> 00:00:32.380
گفت نیلوفرم به اندازه کافی آب خورده بوده ‏.‏

00:00:33.290 --> 00:00:34.970
یازدهم آگوست ‏.‏

00:00:34.970 --> 00:00:37.530
اِدو توفان و بارون اومد ‏.‏

00:00:38.470 --> 00:00:42.340
تمام روزو پیش نیلوفر موندم که یه وقت باد نبرتش ‏.‏

00:00:43.030 --> 00:00:44.860
اینباری مامان حسابی عصبانی شده بود ‏.‏

00:00:44.860 --> 00:00:47.160
گفت که سـرما میخورم ‏.‏

00:00:47.160 --> 00:00:49.610
ولی من نگران بودم ‏،‏ واسه همین توجهی نکردم ‏،‏

00:00:49.610 --> 00:00:52.360
بعدش من و مامانم دعـوامون شد ‏.‏

00:00:53.220 --> 00:00:54.890
دوازدهم آگوست ‏.‏

00:00:54.890 --> 00:00:56.820
هنوز بارون میومد ‏.‏

00:00:56.820 --> 00:01:00.060
تمام روزو تو تختم بودم و داشتم از تب میسوختم ‏.‏

00:01:00.470 --> 00:01:03.310
خواستم که یه سر به نیلوفرم بزنم ‏،‏

00:01:03.310 --> 00:01:05.500
ولی مامانم نذاشت ‏.‏

00:01:06.010 --> 00:01:08.960
مامانم اهمیت نمیداد چه بلایی سر نیلوفرم میاد ‏.‏

00:01:08.960 --> 00:01:11.940
دیگه با مامانم حرف نمیزنم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:12.730 --> 00:01:14.410
سیزدهم آگوست ‏.‏

00:01:14.410 --> 00:01:17.710
وقتی بیدار شدم ‏،‏ دیدم نیلوفرم نیست ‏.‏

00:01:18.180 --> 00:01:21.760
اگه پیشش بودم ‏،‏ نیلوفر نمیمرد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:22.250 --> 00:01:24.700
ببخشید ‏.‏ ببخشید ‏.‏

00:01:25.580 --> 00:01:30.070
همینطور داشتم گریه میکردم که دیدم مامانم با یه نیلوفر گل کرده تو یه گلدون اومد ‏.‏

00:01:30.590 --> 00:01:35.120
مامانم وقتی توفان میومد بخاطر من نیلوفر رو گذاشته بود تو یه گلدون ‏.‏

00:01:35.560 --> 00:01:39.110
اون بجام از دوستم مواطبت کرد ‏.‏

00:01:40.420 --> 00:01:42.810
ببخشید ‏.‏ ببخشید ‏.‏

00:01:43.460 --> 00:01:45.170
آخـرشم گریم گرفت ‏.‏

00:01:45.170 --> 00:01:49.400
اما نخ بخاطر اینکه ناراحت بودم ‏.‏‏.‏‏.‏ از شـادی ‏.‏

00:01:50.290 --> 00:01:51.630
سی ــم آگوست ‏.‏

00:01:51.630 --> 00:01:55.010
با مامانم به نیلوفر آب دادیم ‏.‏

00:01:55.710 --> 00:01:58.920
نیلوفر داره با قدرت به رشدش ادامه میده ‏.‏

00:01:55.710 --> 00:02:01.470


00:01:59.370 --> 00:02:00.480
پــایـان ‏.‏

00:02:01.470 --> 00:02:03.340
خوبه ‏،‏ ممنـون ‏،‏ هیروشی‏-‏کون ‏.‏

00:02:03.340 --> 00:02:05.590
خیلی خوبه که نیلوفرت خراب نشد ‏.‏

00:02:05.080 --> 00:02:06.170
عالی بود ‏!‏

00:02:06.170 --> 00:02:08.230
و اینکه با مامانت آشتی کردی ‏.‏

00:02:08.230 --> 00:02:13.970
خب ‏،‏ گزارش خوبی بود و احساسات هیروشی‏-‏کون رو هم به خوبی میرسوند ‏.‏

00:02:13.970 --> 00:02:16.480
نفـر بعـدی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:17.020 --> 00:02:17.930
دایگورو‏-‏کون ‏.‏

00:02:17.930 --> 00:02:19.190
چشم ‏.‏

00:02:19.190 --> 00:02:23.680
دایگورو‏-‏کون ‏،‏ تابستون امسال تو درباره ی چی گزارش تهیه کردی ؟

00:02:23.680 --> 00:02:25.140
اوم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:27.020 --> 00:02:29.960
منم گزارش روزانه تهیه کردم ‏.‏

00:02:29.960 --> 00:02:33.390
که اینطور ‏.‏ از چی گزارش تهیه کردی ؟

00:02:35.740 --> 00:02:37.210
بچه ها هیجان زده نیستین ؟

00:02:37.210 --> 00:02:40.300
خب ‏،‏ دایگورو‏-‏کون ‏،‏ ادامه بده ‏.‏

00:02:41.340 --> 00:02:44.710
کلاس سوم یک ‏،‏ دایگورو کیتا اوجی ‏.‏

00:02:44.710 --> 00:02:46.320
بیستم جولای ‏.‏

00:02:46.320 --> 00:02:49.240
امـروز اولین روز تابستونیه که این همه مدت منتظرش بودم ‏.‏

00:02:49.240 --> 00:02:51.830
فـردا رو چطوری خوش بگذرونم ؟

00:02:51.830 --> 00:02:55.980
انقـدر جـوگیر بودم که خوابم نبرد ‏.‏

00:02:55.980 --> 00:02:58.320
و صبحش نتونستـم به ورزش صبحگاهی برسم ‏.‏

00:02:58.320 --> 00:03:00.070
هـی ‏،‏ دایگورو ‏-‏کون ‏!‏

00:03:00.070 --> 00:03:03.070
روز اول به ورزش نرسیـدی ؟

00:03:03.070 --> 00:03:04.360
اینطوری که بده ‏.‏

00:03:05.660 --> 00:03:09.240
وقتی رسیدم پارک ‏،‏ هیشکی نبود ‏.‏

00:03:09.240 --> 00:03:10.620
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:10.620 --> 00:03:12.790
سـ‏-‏ساکی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:13.540 --> 00:03:15.700
لـ‏-‏لطفا ‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:16.830 --> 00:03:20.030
بـ‏-‏بهم ساکی بدین ‏!‏

00:03:21.100 --> 00:03:24.580
اونجا بود که مادائو رو دیدم ‏.‏

00:03:26.370 --> 00:03:27.400
اوم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:27.400 --> 00:03:29.360
مادائو چیه ؟

00:05:09.940 --> 00:05:15.950
یه گزارش روزانه باید تا تهش انجام بشه

00:05:16.810 --> 00:05:18.830
بیست و یکم جولای ‏.‏

00:05:18.830 --> 00:05:22.830
امروز یه گزارش روزانه رو روی یه مادائو شروع کردم ‏.‏

00:05:22.830 --> 00:05:24.470
دایگورو‏-‏کون ‏،‏ صبرکن ‏.‏

00:05:24.470 --> 00:05:25.890
مادائو چیه ؟

00:05:25.890 --> 00:05:28.120
مادائو خدای پارکه ‏.‏

00:05:28.120 --> 00:05:30.960
یه موجودی با ریش و عینک آفتابی ‏.‏

00:05:30.960 --> 00:05:34.970
کل روزو میشینه تو پارک و کاری نمیکنه ‏.‏

00:05:34.970 --> 00:05:37.580
دایگورو‏-‏کون ‏،‏ یه مرد میانساله دیگه ‏،‏ درسته ؟

00:05:37.580 --> 00:05:40.210
یه آدم بیکار و میانسال که تو پارک زندگی میکنه ‏،‏ درسته ؟

00:05:40.210 --> 00:05:45.420
از خونمون واسش الکل اووردم ‏،‏ اونم گرم شد و سر صحبت باز شد ‏.‏

00:05:45.420 --> 00:05:48.480
نباید اینجور چیزا رو به یه آدمی که نمیشناسی بدی ‏!‏

00:05:48.480 --> 00:05:50.570
بچه ‏،‏ ساکی ـت کو ؟

00:05:51.330 --> 00:05:54.160
اون گفت که بدون ساکی نمیتونه زندگی کنه ‏،‏

00:05:54.160 --> 00:05:57.240
بخاطر همین من به مادائو کلی ساکی دادم ‏.‏

00:05:58.080 --> 00:05:59.320
چقدر دیگه مونده ؟

00:05:59.320 --> 00:06:02.240
کی مادائو گل میکنه ؟

00:06:02.240 --> 00:06:03.150
نمیکنه ‏!‏

00:06:03.150 --> 00:06:06.000
تا وقتی بهش ساکی بدی ‏،‏ مادائو نمیشکفه ‏!‏

00:06:06.570 --> 00:06:08.520
بیست و دوم جولای ‏.‏

00:06:08.520 --> 00:06:10.530
هنوز مادائو جوونه نزده ‏.‏

00:06:10.530 --> 00:06:11.550
جــوونه ؟

00:06:11.550 --> 00:06:14.250
نباید اینجور حرفا رو درباره ی یه آدم بزرگ بزنی ‏،‏ دایگورو ‏-‏کون ‏.‏

00:06:14.250 --> 00:06:18.090
من بهش کلی ساکی دادم ‏،‏ ولی اون نه تکون میخوره نه کاری میکنه ‏.‏

00:06:18.090 --> 00:06:20.690
ازش پرسیدم چرا هیشکاری نمیکنی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:21.440 --> 00:06:25.320
وقـتی یه گل پـژمـرده میشه ‏،‏ دیگه نمیتونه بشکفه ‏.‏

00:06:25.320 --> 00:06:28.130
وقتی اینو میگفت ‏،‏ چهرش غمگیـن بود ‏.‏

00:06:28.130 --> 00:06:29.760
این چـیه ؟ این چه مدل پروژه ایه ؟‏!‏

00:06:29.760 --> 00:06:31.270
چطور میتونه همچین حرفایی رو به یه بچه بزنه ؟‏!‏

00:06:31.270 --> 00:06:33.610
بیست و سوم جولای ‏.‏

00:06:33.610 --> 00:06:35.770
مادائو هنوز جوونه نکرده ‏.‏

00:06:35.770 --> 00:06:39.940
من بهش کلی ساکی دادم ‏،‏ ولی همشون داره ازش چشماش میاد بیرون ‏.‏

00:06:41.280 --> 00:06:45.140
ازش پرسیدم چرا داری میریزیشون بیرون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:45.140 --> 00:06:46.750
متاسفم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:47.310 --> 00:06:49.460
دیگه حرومشون نمیکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:49.460 --> 00:06:50.170
متاسفم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:50.170 --> 00:06:54.000
اینو گفت و ساکی بیشتری از چشماش اومد ‏.‏

00:06:54.000 --> 00:06:56.150
تا وقتی خورشید غروب کرد ‏.‏

00:06:56.150 --> 00:06:57.630
بگو ببینم ‏،‏ دایگورو‏-‏کون ؟

00:06:57.630 --> 00:06:59.530
این یکم سنگین نیست ‏،‏ ها ؟ نه ؟

00:06:59.530 --> 00:07:01.550
این چیه ؟ میشه تمومش کنی ؟

00:07:02.860 --> 00:07:04.990
بیست و چهارم جولای ‏.‏

00:07:04.990 --> 00:07:07.010
مادائو هنوز جوونه نکرده ‏.‏

00:07:07.010 --> 00:07:08.420
دایگورو‏-‏کون ‏،‏ حالا فهمیدم ‏.‏

00:07:08.420 --> 00:07:11.490
تو از زیر کار در رفتی ‏،‏ مگه نه ؟

00:07:11.490 --> 00:07:14.360
مادائو آزرده بود ‏.‏

00:07:11.810 --> 00:07:14.360
درسته ‏.‏ اصلا مادائویی وجود نداره ‏.‏

00:07:14.360 --> 00:07:16.020
پرسیدم چی شده ‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:17.850 --> 00:07:21.690
جواب داد که نتونسته تـابش رو درست ‏،‏ درست کنه ‏.‏

00:07:21.690 --> 00:07:22.870
دایگورو‏-‏کون ‏!‏‏!‏

00:07:22.870 --> 00:07:29.700
دارم میپرسم چرا وقتی پارک خودش تاب داره ‏،‏ میخواسته تاب درست کنه ؟

00:07:29.700 --> 00:07:32.590
کی میشه مادائو بشکفه ؟

00:07:32.590 --> 00:07:33.560
دایگورو‏-‏کون ‏،‏ من اینجوری که داره پیش میره رو دوست ندارم ‏!‏

00:07:33.560 --> 00:07:35.880
مطمئنی همین اتفاقا افتاده ؟‏!‏

00:07:35.880 --> 00:07:38.400
بیست و پنجم جولای ‏.‏

00:07:38.400 --> 00:07:40.460
مادائو هنوز جوونه نکرده ‏.‏

00:07:40.460 --> 00:07:45.110
تو راه ورزش صبحگاهیم بودم که دیدم مادائو روی ریل های قطار دراز کشیده ‏.‏

00:07:45.110 --> 00:07:47.460
پرسیدم داری چکار میکنی ‏،‏

00:07:47.460 --> 00:07:51.480
جواب داد که نمیتونسته بخوابه ‏،‏ واسه همین تا اینجا سینه خیز اومده ‏.‏

00:07:50.510 --> 00:07:51.260


00:07:51.480 --> 00:07:52.560
تمومـش کن ‏!‏

00:07:52.560 --> 00:07:55.130
کی مادائو میشکفه ؟

00:07:52.610 --> 00:07:54.560
بسه دیگه ‏،‏ دایگورو‏-‏کون ‏!‏

00:07:54.650 --> 00:07:55.980
گزارش تمومه ‏.‏

00:07:55.980 --> 00:07:57.950
خیلی عالی بود ‏.‏

00:07:57.950 --> 00:07:59.780
هنوز تموم نشده ‏،‏ ولی کافیه ‏.‏

00:07:59.780 --> 00:08:01.400
چـرا آخه ؟

00:08:01.400 --> 00:08:03.390
من میخوام بیشتر بشنوم ‏.‏

00:08:03.390 --> 00:08:04.570
مادائو آخر شکفت ؟

00:08:04.570 --> 00:08:05.570
چی شد ؟

00:08:04.820 --> 00:08:07.320
اصلا درباره ی شکفتن و این حرفا نیست ‏.‏

00:08:07.320 --> 00:08:09.440
بیشتر ‏!‏ من دلم میخواد بیشتر بشنوم ‏!‏

00:08:09.440 --> 00:08:11.460
داستانو تموم کن ‏،‏ دایگورو ‏!‏

00:08:11.460 --> 00:08:14.000
مادائـو ‏!‏ مادائـو ‏!‏

00:08:14.000 --> 00:08:17.560
مادائـو ‏!‏ مادائـو ‏!‏ مادائـو ‏!‏ مادائـو ‏!‏

00:08:17.560 --> 00:08:20.430
آ‏-‏آخه کدوم قسمتش اینا رو تحت تاثیر قرار داده ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:08:21.100 --> 00:08:23.240
فـ‏-‏فـهمیدم ‏!‏

00:08:23.240 --> 00:08:27.770
بـ‏-‏باشه ‏،‏ ولی بخاطر اینکه این گزارش خیلی طولانیه ‏،‏ خلاصش میکنیم ‏.‏

00:08:28.610 --> 00:08:30.420
دایگورو‏-‏کون ‏،‏ آگوست ‏.‏

00:08:30.420 --> 00:08:31.650
از آگوست شروع کن ‏.‏

00:08:31.650 --> 00:08:33.710
فقط هم جاهای مهمش رو بخون ‏،‏ باشه ؟

00:08:33.710 --> 00:08:36.380
جاهای عجیب غریبشم رد کن ‏.‏

00:08:37.290 --> 00:08:39.120
روز اول آگوست ‏.‏

00:08:39.750 --> 00:08:41.540
ما یه عضـو جدید تو خانموادمون داریم ‏.‏

00:08:41.540 --> 00:08:43.050
خیلی رد کردی ‏!‏

00:08:43.050 --> 00:08:45.220
چطوری مادائو یکی از اعضای خانوادتون شد ؟

00:08:45.220 --> 00:08:47.380
تو این چند روزی جا زدی چی شد ؟‏!‏

00:08:47.380 --> 00:08:51.570
یه تخت هم براش آماده کرده بودیم ‏،‏ ولی هنوز مادائو جوونه نکرده ‏.‏

00:08:51.570 --> 00:08:57.990
یک جفت چشم خشکیده نگاهشان را به آسمان تهی دوخته بودند ‏،‏ نا مفهوم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:57.990 --> 00:09:03.560
نامفهوم ‏،‏ همانطور که خدا عاجز از درک نیت فرشته طرد شده ‏،‏ لوسیفر ‏،‏ بود ‏.‏

00:08:57.990 --> 00:09:03.560 line:20%
لوسیفر ‏،‏ همون شیطان خودمونه ‏.‏

00:09:03.560 --> 00:09:06.390
و یه دفعه داری مثل یه حرفه ای مینویسی ‏!‏

00:09:06.390 --> 00:09:07.890
به اندازه کافی کشیدم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:07.890 --> 00:09:11.540
یه تف انداختم زمین ‏،‏ و یه ‏.‏‏.‏‏.‏ روشن کردم ‏.‏

00:09:10.420 --> 00:09:11.570
چی شد ؟‏!‏

00:09:11.540 --> 00:09:13.380
تابستون چه اتفاقی برات افتاده ؟

00:09:13.380 --> 00:09:15.230
این مثل یه پله رو به بزرگسالی نیس ‏!‏

00:09:15.230 --> 00:09:16.520
این خودِ پلـه برقیـه ‏!‏

00:09:17.330 --> 00:09:20.960
آدما باید خودشون تغییر بدن و با محیط جدید وقف بدن تا زنده بمونن ‏!‏

00:09:20.960 --> 00:09:21.950
این کرکسه چرا اومد ؟

00:09:21.950 --> 00:09:24.180
و تو هم یهو زدی جاده خاکی ‏!‏

00:09:21.950 --> 00:09:27.170
هرکس تغییر رو پس بزنه و بخواد خلاف آب شنا کنه ‏،‏ یه مرده متحرکه ‏!‏

00:09:24.180 --> 00:09:26.380
باید بجای اون از تو گزارش تهیه میکردن ‏!‏

00:09:27.780 --> 00:09:29.210
سوم آگوست ‏.‏

00:09:29.210 --> 00:09:33.520
خیلی طبیعی یه بطری ویسکی که از مامانم کش رفته بودم رو پرت کردم جلوش ‏.‏

00:09:33.990 --> 00:09:36.440
مادائو ‏،‏ من محیط اطرافتو عوض کردم ‏.‏

00:09:36.440 --> 00:09:41.620
حالا نوبت جواب تویه ‏،‏ پس برا چی همونجا خوابیدی و کاری نمیکنی ؟

00:09:41.620 --> 00:09:43.980
چی به تو آسیب زده ؟

00:09:43.980 --> 00:09:44.940
ضایع نیست ؟

00:09:44.940 --> 00:09:47.040
مادائو جوابمو نداد ‏،‏

00:09:44.940 --> 00:09:47.250
خیلی ضایس چرا خوشحال نیست ‏!‏

00:09:46.710 --> 00:09:50.010
بجاش ویسکی رو گذاشت گوشه لبش ‏،‏ با یه نگاه تلخ تو صورتش ‏.‏

00:09:47.250 --> 00:09:49.530
منظورت از عضو جدید خوانواده همین بود ؟

00:09:50.780 --> 00:09:53.400
کی میشه مادائو شکوفه کنه ؟

00:09:53.400 --> 00:09:58.690
وقتی نگاهمو به سمت آسمون کردم ‏،‏ کرکسی رو دیدم که تو هوا میچرخه ‏.‏ مثل این بود که بهم میخنده ‏.‏

00:09:58.690 --> 00:10:00.440
کرکس تو ادو چکار میکنه ؟

00:09:58.690 --> 00:10:00.440
‏.‏ کرکس آمریکاییه  Condor ‏:‏ توضیح

00:10:01.190 --> 00:10:02.630
دهـم آگوست ‏.‏

00:10:02.630 --> 00:10:05.670
ده روزی از وقتی مادائو با ما زندگی میکنه میگذره ‏.‏

00:10:05.670 --> 00:10:07.540
هنوز جوونه نزده ‏.‏

00:10:08.690 --> 00:10:13.780
مثل همیشه ‏،‏ خیلی طبیعی یه بطری ویسکی که از مامانم کش رفته بودم رو انداختم پیشش ‏.‏

00:10:13.780 --> 00:10:16.030
‏"‏ مجبوری بگی ‏"‏ خیلی طبیعی

00:10:16.030 --> 00:10:17.960
مجبوری رو این قسمت ‏"‏ خیلی طبیعی ‏"‏ تاکید کنی ؟

00:10:18.900 --> 00:10:21.880
جدیدا وجود مادائو مامانمو آزار میده ‏.‏

00:10:23.440 --> 00:10:29.220
به نظر فهمیده اون یه مادائو ـه ‏،‏ نه یه سگ ‏.‏

00:10:29.220 --> 00:10:30.830
این که از همون اولش ضایع بود ‏!‏

00:10:30.830 --> 00:10:32.650
از همون اولش داشت آزار میدید ‏!‏

00:10:32.650 --> 00:10:35.720
مامانم به تنهایی منو بزرگ کرده ‏.‏

00:10:36.140 --> 00:10:40.900
یعنی از کِـی دیگه به مردا اعتماد نداره ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:10:40.900 --> 00:10:42.800
به تخمم که مامانت چه کار کرده ‏!‏

00:10:42.800 --> 00:10:44.090
تموم کن این داستان کوفتیرو دیگه ‏!‏

00:10:45.940 --> 00:10:48.060
دهـم آگوست ‏،‏ سه سال پیش ‏.‏

00:10:48.060 --> 00:10:49.730
هـی ‏!‏ گفتم بسه ‏!‏

00:10:49.730 --> 00:10:51.450
چـرا وسط گزارشت فلش بک داره ؟‏!‏

00:10:51.450 --> 00:10:55.400
یادمـه یه روز واقعـا داغ بود ‏.‏

00:10:56.050 --> 00:10:57.420
شوهر مـادرم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:57.420 --> 00:11:01.460
یا اینجوری بگم ‏،‏ پدرم ‏.‏ اونم یه مادائو بود ‏.‏

00:11:02.300 --> 00:11:04.470
اون یه نجـار ماهر بود ‏،‏

00:11:04.470 --> 00:11:08.140
ولی بخاطـر یه تصادف ‏،‏ یه دستش فلـج شد ‏،‏

00:11:08.140 --> 00:11:11.510
دیگه کار نکرد ‏،‏ و فقط به عرق خوری و قمار بازی مشغول بود ‏.‏

00:11:12.630 --> 00:11:14.220
مـادرم همیشه سخت کار میکرد ‏،‏

00:11:14.220 --> 00:11:18.770
ولی پـدرم بخاطر کمـی درآمدش اونو میزد ‏.‏

00:11:19.600 --> 00:11:22.410
نمیتونستم با بابام چشم تو چشم شم ‏،‏

00:11:22.860 --> 00:11:25.940
بخاطر همین هیچوقت قبل از غروب آفتاب به خونه برنمیگشتم ‏.‏

00:11:26.520 --> 00:11:30.240
صبر میکردم تا مادرم ‏،‏ خسته و کوفته ‏،‏ برسه و باهم بریم خونه ‏.‏

00:11:31.240 --> 00:11:34.220
این کار هر روزم بود ‏.‏

00:11:35.700 --> 00:11:41.800
ولی ما اون مادائو رو ول نکردیم ‏،‏ بخاطر خاطرات خیلی وقت پیشامون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:41.800 --> 00:11:49.150
فکر میکردیم یه روزی دوباره همون شوهر و پدر مهربون میشه ‏.‏

00:11:50.030 --> 00:11:51.770
ولی یه روز ‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:51.770 --> 00:11:53.140
برگشتیم خونه ‏.‏

00:11:54.050 --> 00:11:56.400
امیـدهای کم نورمـون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:56.880 --> 00:12:00.750
‏.‏‏.‏‏.‏ همـراه با گریـه جیرجیرک ها در آسمان تابستان گـم شدند ‏.‏

00:12:06.540 --> 00:12:09.560
دونه های بارون ‏،‏ به آرومی از گونه هایم میچکند ‏.‏

00:12:10.130 --> 00:12:16.860
قبل از اینکه بفهمم ‏،‏ همه چی رو درباره ی مادائو قبلی به این یکی مادائو گفته بودم ‏.‏

00:12:18.240 --> 00:12:20.910
ببخشید ‏،‏ چیزایی که گفتم رو فراموش کن ‏.‏

00:12:20.910 --> 00:12:23.040
چـرا کمکـم کردی ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:12:23.040 --> 00:12:27.320
وقتی یه مادائو میبینی حالت بهم نمیخوره ؟

00:12:27.900 --> 00:12:29.610
هم تو ‏،‏ هم مادرت ‏.‏

00:12:30.010 --> 00:12:33.800
مادرت برای این موضوع عذاب نمیکشه ؟

00:12:36.950 --> 00:12:39.350
شاید یکم احساس پشیمونی بکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:40.260 --> 00:12:43.790
اگه وقتی پدرم در به در شده بوده ‏،‏ یکم حمایتش میکردم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:44.340 --> 00:12:48.580
اونوقت مادرم انقدر عذاب نمیکشید ‏.‏

00:12:50.850 --> 00:12:53.120
حرف دیگه ای نداشتم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:53.120 --> 00:12:59.870
شاید اون موقع ‏،‏ پدرم رو تو مادائو میدیدم ‏.‏

00:13:00.670 --> 00:13:04.500
با عذاب دادن مادرم میخواستم به چی برسم ؟

00:13:05.370 --> 00:13:10.230
شاید میخواستم چیزی رو برگردونم ‏،‏ که روزی فراموشش کرده بودم ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:13:11.730 --> 00:13:15.650
اون روز ‏،‏ مادائو دست به عرقش نزد ‏.‏

00:13:17.400 --> 00:13:18.990
یازدهم آگوست ‏.‏

00:13:20.350 --> 00:13:24.420
درحالی که صدای برخورد بارون با شیشه شنیده میشد از خواب بیدار شدم ‏.‏

00:13:25.350 --> 00:13:28.090
به نظر ادو توفان اومده ‏.‏

00:13:28.490 --> 00:13:31.190
پاهام به طرف خونه ی سگ کشیده میشد ‏.‏

00:13:32.070 --> 00:13:35.770
ولی مادائو هیچ جا نبود ‏.‏

00:13:36.450 --> 00:13:40.690
وقتی یه مادائو میبینی حالت بهم نمیخوره ؟

00:13:41.110 --> 00:13:42.900
هم تو ‏،‏ هم مادرت ‏.‏

00:13:47.810 --> 00:13:49.820
میخوای چکار کنی ؟‏!‏

00:13:49.820 --> 00:13:51.750
تو این بارون میخوای بری بیرون ؟‏!‏

00:13:51.750 --> 00:13:53.070
ولم کن برم ‏!‏

00:13:53.070 --> 00:13:55.610
اون همینجوری بخاطر عرق خوریش ضعیف هست ‏.‏

00:13:55.610 --> 00:13:58.550
ماداتو تو این بارون جون سالم بدر نمیبره ‏!‏

00:14:00.700 --> 00:14:04.550
پس اون یه مادائو بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:05.030 --> 00:14:06.050
نـــه ‏!‏

00:14:06.050 --> 00:14:07.960
اون مادائو نیسـت ‏!‏

00:14:07.960 --> 00:14:10.790
اون ‏.‏‏.‏‏.‏ اون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:10.790 --> 00:14:12.780
دوستمـه ‏!‏

00:14:14.530 --> 00:14:16.280
دایگورو ‏!‏

00:14:16.280 --> 00:14:18.060
دیگه نه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:18.060 --> 00:14:21.530
باید نجاتش بدم ‏!‏

00:14:22.880 --> 00:14:24.840
دوازدهم آگوست ‏.‏

00:14:26.000 --> 00:14:28.760
آخرشم مادائو رو پیدا نکردم ‏.‏

00:14:29.230 --> 00:14:33.590
سـرم درد میکنه و نمیتونم به خوبی گذشته بنویسم ‏.‏

00:14:33.590 --> 00:14:36.750
فکر کنم سرما خوردم ‏.‏

00:14:37.620 --> 00:14:43.840
ما ساکی نخوردم ‏،‏ ولی نمیدونم چرا دارن از چشمام میان بیرون ‏.‏

00:14:44.250 --> 00:14:45.650
درست مثل مادائو ‏.‏

00:14:46.590 --> 00:14:50.570
مادائو هم هرجا باشه از چشماش ساکی میاد ؟

00:14:50.570 --> 00:14:54.860
وقتی داشتم به این فکر میکردم ‏،‏ نمیتونستم جلوی ساکی های که از چشمام میاد رو بگیرم ‏.‏

00:14:55.480 --> 00:14:56.780
و بعدش ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:59.520 --> 00:15:01.380
مـا‏-‏مادائـو ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:01.380 --> 00:15:02.980
جدا که ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:02.980 --> 00:15:05.880
بار بعـدی چهار چشمی مواظبش باش که فرار نکنه ‏.‏

00:15:05.880 --> 00:15:06.980
و اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:08.290 --> 00:15:12.520
اگه میخوای یه مادائو نگه داری ‏،‏ تو خونه نگهش دار که خجالت زده نباشیم ‏.‏

00:15:13.590 --> 00:15:16.720
و بجای الکل بهش غذای درست حسابی بده ‏.‏

00:15:22.020 --> 00:15:26.080
مادرم اجازه داد مادائو رو نگه دارم ‏.‏

00:15:26.080 --> 00:15:32.310
یا شایدم مادرم همون حسی رو داشت که من داشتم ‏.‏

00:15:36.830 --> 00:15:39.810
مادائو ‏،‏ دوباره خوردی ؟

00:15:40.490 --> 00:15:41.580
نـه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:42.160 --> 00:15:44.580
دیگه نمیخورم ‏.‏

00:15:46.370 --> 00:15:47.990
بیستم آگوست ‏.‏

00:15:48.860 --> 00:15:51.360
مادائو از اون روز به بعد تغییر کرده ‏.‏

00:15:51.910 --> 00:15:54.390
دیگه ساکی نمیخوره ‏،‏

00:15:54.390 --> 00:15:57.960
و وقتی مامان بیرونه کارای خونه رو میکنه ‏.‏

00:15:57.960 --> 00:16:01.760


00:16:01.760 --> 00:16:05.800
مادرم اولا بهش میگفت مادائو ‏،‏

00:16:05.800 --> 00:16:08.570
اما حالا دیگه صداش میکنه هاسگاوا‏-‏سان ‏.‏

00:16:07.860 --> 00:16:09.400
بفـرما ‏،‏ هاسگاوا‏-‏سان ‏.‏

00:16:09.400 --> 00:16:12.010
مادائو ‏،‏ که همون مادائو ـه ‏،‏ پس چرا ؟

00:16:09.400 --> 00:16:12.040
آه ‏،‏ خیلی ببخشید ‏.‏ ممـنون ‏.‏

00:16:12.040 --> 00:16:14.210
واقعا نمیفهمـم ‏.‏

00:16:15.300 --> 00:16:17.220
بیست و پنجم آگوست ‏.‏

00:16:17.220 --> 00:16:20.600
وقتی مادائو برای کاری بیرون رفته بود ‏،‏

00:16:20.600 --> 00:16:21.680
مادرم پرسید ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:21.680 --> 00:16:22.900
دایگورو ‏.‏

00:16:23.490 --> 00:16:26.080
دوست داری پدر داشته باشی ؟

00:16:26.080 --> 00:16:27.870
این سوالش بود ‏.‏

00:16:27.870 --> 00:16:31.240
نفهمیدم منظورش چیه ‏،‏

00:16:31.240 --> 00:16:32.840
بخاطر همین ازش خواستم توضیح بده ‏.‏

00:16:33.250 --> 00:16:35.790
وقتی پرسیدم ‏،‏ صورتش گل انداخت ‏.‏

00:16:35.790 --> 00:16:38.250
خب ‏،‏ چیز خاصی نیست ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:38.630 --> 00:16:40.820
بازم نفهمیدم ‏،‏‏.‏

00:16:40.820 --> 00:16:42.260
بخاطر همین اون شب از مادائو پرسیدم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:43.570 --> 00:16:45.030
نمیدونم ‏.‏

00:16:45.590 --> 00:16:48.010
واقعا درک کردن آدم بزرگا سخته ‏.‏

00:16:48.520 --> 00:16:50.660
بیست و ششم آگوست ‏.‏

00:16:50.660 --> 00:16:53.750
امـروز روز جوونه کردنِ مادائو ـه ‏.‏

00:16:54.690 --> 00:16:56.940
برای زحماتتون ممـنونم ‏.‏

00:16:56.940 --> 00:17:01.250
به لطف شما دوتا ‏،‏ از در به دری در اومدم ‏.‏

00:17:01.250 --> 00:17:05.590
نمیدونم چطوری تشکر کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:05.590 --> 00:17:07.850
هنوز یکم برای این زوده ‏.‏

00:17:07.850 --> 00:17:09.700
هنوز مصاحبت رو ندادی ‏.‏

00:17:09.700 --> 00:17:11.290
بیا ‏،‏ کراواتت ‏.‏

00:17:11.290 --> 00:17:13.120
ممـنون ‏.‏

00:17:13.120 --> 00:17:16.500
فقط یک نفر قبول میکنن ‏،‏ درسته ؟

00:17:17.660 --> 00:17:19.220
تلاشتو بکن ‏.‏

00:17:20.110 --> 00:17:22.510
منتظر خبرای خوشیم ‏.‏

00:17:25.070 --> 00:17:26.260
باشه ‏!‏

00:17:26.680 --> 00:17:31.310
وقتی مادائو داشت برای مبارزش میرفت و من و مامانم نگاهش میکردیم ‏،‏

00:17:31.310 --> 00:17:34.170
اون دو تا شبیه پدر و مادرا شده بودن ‏.‏

00:17:34.620 --> 00:17:36.610
مادائو به عنوان پدرم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:36.610 --> 00:17:41.280
سعی کردم تصورش کنم ‏،‏ ولی به نظر عجیب و غریب میومد ‏.‏ پس دست برداشتم ‏.‏

00:17:44.670 --> 00:17:46.770
به نظر نگران میای ‏.‏

00:17:46.770 --> 00:17:49.300
هـا ؟ اوه ‏،‏ بله ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:49.300 --> 00:17:53.110
اینکه از مادائو بودن به یه آدم نرمال برگردم به همین مصاحبه بستگی داره ‏.‏

00:17:53.110 --> 00:17:55.320
اوه ‏،‏ اینطوریه ؟

00:17:55.320 --> 00:17:57.480
منـم همینطور ‏.‏

00:17:57.480 --> 00:18:00.900
اوه ؟ تو هـم یه مادائو بودی ؟

00:18:00.900 --> 00:18:02.710
نمیشد فهمید ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:04.030 --> 00:18:08.960
خب ‏،‏ بخاطر یه جراحت کارمو از دست دادم و بهم ریختم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:09.490 --> 00:18:11.730
زنم و بچم ازم دست کشیدن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:12.320 --> 00:18:17.600
خجالت میکشم که بگم ‏،‏ تا وقتی از دست ندادمشون ‏،‏ نفهمیدم که چه چیزی برام مهمه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:18.260 --> 00:18:24.180
تصمیم گرفتم خودمو جمع و جور کنم و به زنم گفتم که شاید بتونیم دوباره از نو شروع کنیم ‏،‏

00:18:24.180 --> 00:18:26.850
اما اون گفت بهش وقت بدم که فکر کنه ‏.‏

00:18:26.850 --> 00:18:29.510
خب ‏،‏ اینم خوبه ‏.‏

00:18:29.510 --> 00:18:32.940
اگه اینجا قبول شدم ‏،‏ دوباره تلاش میکنم ‏.‏

00:18:33.590 --> 00:18:37.950
فقط یه نفرو قبول میکنن ‏،‏ ولی بیا جفتمون تلاشمون رو بکنیم تا جایی برای پشیمونی نباشه ‏.‏

00:18:41.710 --> 00:18:44.540
اوم ‏.‏‏.‏‏.‏ میتونم یه سوال بکنم ؟

00:18:44.540 --> 00:18:45.500
بله ؟

00:18:46.700 --> 00:18:49.910
اسم پسرت چیه ؟

00:18:51.530 --> 00:18:53.820
بیست و هفتم آگوست ‏.‏

00:18:54.430 --> 00:18:57.180
مادائو دیگه برنگشت ‏.‏

00:18:57.990 --> 00:19:00.820
احتمالا نتونسته تو مصاحبه قبول بشه ‏.‏

00:19:00.820 --> 00:19:03.690
واسه همین خجالت میکشه بیاد ‏.‏

00:19:04.520 --> 00:19:06.140
مادائوی اسگل ‏.‏

00:19:06.140 --> 00:19:08.710
نباید انقدر حساس باشه ‏.‏

00:19:09.770 --> 00:19:12.630
مامانم هیچی نگفت ‏.‏

00:19:12.630 --> 00:19:17.220
دوباره بخاطر مامان صدمه دید ‏.‏

00:19:18.660 --> 00:19:20.720
بیست و نهم آگوست ‏.‏

00:19:23.090 --> 00:19:25.440
همراه مادائو غذا خوردیم ‏.‏

00:19:26.130 --> 00:19:28.170
اون یکی مادائو ‏.‏

00:19:29.220 --> 00:19:32.870
مادائو کلا یه آدم دیگه شده ‏.‏

00:19:32.870 --> 00:19:36.200
بعد از کلی عذرخواهی از من و مامان ‏،‏

00:19:36.200 --> 00:19:39.630
با خوشحالی بهمون گفت که کار پیدا کرده ‏.‏

00:19:40.410 --> 00:19:44.000
خیلی خوشحال بود وقتی داشت درباره ی یه نفر که

00:19:44.000 --> 00:19:47.210
مست کرده و وسط مصاحبه همهمه به پا کرده ‏،‏ میگفت ‏.‏

00:19:48.420 --> 00:19:51.460
مامانمم به نظر خیلی خوشحال بود ‏.‏

00:19:58.130 --> 00:20:00.540
هی ‏،‏ شما دو تا ‏.‏

00:20:02.460 --> 00:20:06.150
میشه یکم ساکی بهم بدین ؟

00:20:09.820 --> 00:20:11.180
دایگورو ‏،‏ بیا بریم ‏.‏

00:20:12.600 --> 00:20:13.640
دایگورو ؟

00:20:15.340 --> 00:20:16.360
چـرا ؟

00:20:16.810 --> 00:20:19.410
قول داده دیگه نمیخوری ‏.‏

00:20:20.670 --> 00:20:21.690
چـرا ؟

00:20:21.690 --> 00:20:25.940
قول دادی تمام تلاشتو تو مصاحبه میکنی ‏!‏

00:20:27.340 --> 00:20:31.400
چـرا ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟ چـرا ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟ چـرا ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:20:33.920 --> 00:20:36.480
اگه ساکی نداری بهم بدی ‏،‏ برو گمشو بچه ‏.‏

00:20:36.480 --> 00:20:38.820
ما کاری باهم نداریم ‏.‏

00:20:42.680 --> 00:20:43.920
دروغگـو ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:43.920 --> 00:20:45.550
دایگورو ‏،‏ بسه ‏.‏

00:20:45.550 --> 00:20:46.470
بیا بریم ‏.‏

00:20:46.470 --> 00:20:48.740
نمیخواد دیگه خودتو با اون اذیت کنی ‏.‏

00:20:49.230 --> 00:20:50.430
دروغگـو ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:51.050 --> 00:20:53.290
مادائو ‏!‏ من میدونم ‏!‏

00:20:53.290 --> 00:20:54.050
دایگورو ‏!‏

00:20:54.050 --> 00:20:55.540
شاید دروغ بگی ‏!‏

00:20:55.540 --> 00:20:57.660
شاید تظاهر کنی مستی ‏!‏

00:20:57.660 --> 00:21:00.720
شاید همه بهت فحش بدن ‏!‏

00:21:00.720 --> 00:21:01.350
من میدونم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:02.190 --> 00:21:04.280
من میدونم که مادائو دیگه مادائو نیست ‏!‏

00:21:04.280 --> 00:21:07.270
تو چیزی که فراموش کرده بودم به یادم اووردی ‏!‏

00:21:08.660 --> 00:21:12.680
تو از همه بهتری ‏،‏ بهترین سامورایی ‏!‏

00:21:13.450 --> 00:21:15.240
یادم نمیره ‏!‏

00:21:15.240 --> 00:21:17.130
هیچوقت یادم نمیره ‏!‏

00:21:17.130 --> 00:21:18.260
هیچوقت ‏!‏

00:21:24.460 --> 00:21:27.110
این سر و صداها مال چیه ؟

00:21:27.110 --> 00:21:28.860
اوه ؟ هاسگاوا‏-‏سان ‏.‏

00:21:28.860 --> 00:21:30.990
برگشتی ؟

00:21:32.470 --> 00:21:33.770
یکمم بده من ‏.‏

00:21:35.820 --> 00:21:36.970
چی گهیه ؟‏!‏

00:21:36.970 --> 00:21:39.050
ا‏-‏این آب نیست ؟‏!‏

00:21:39.050 --> 00:21:42.590
دیگه نه آبجو میخوام نه کار ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:43.660 --> 00:21:48.340
به اندازه کافی داشتم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:52.990 --> 00:21:57.000
دایگورو ‏،‏ با مادر و پدرت خوشحال باش ‏.‏

00:21:58.020 --> 00:22:00.760
آره ‏،‏ میدونم ‏.‏

00:22:02.490 --> 00:22:06.320
مادائو خیلی وقت پیش شکوفه کرده ‏.‏

00:22:14.090 --> 00:22:15.170
دایگورو‏-‏کون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:15.170 --> 00:22:16.780
منو ببخش ‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:16.780 --> 00:22:19.760
این گزارش روزانه نبود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:19.760 --> 00:22:21.420
اصلا رمان بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:21.890 --> 00:22:23.110
شاهکار بود ‏!‏

00:22:23.110 --> 00:22:24.810
عالیه ‏!‏

00:22:24.810 --> 00:22:27.670
همه دایگورو رو تشویق کنن ‏!‏

00:22:30.560 --> 00:22:32.020
بازیگران

00:22:31.780 --> 00:22:32.610
ها ؟

00:22:32.020 --> 00:22:33.320
مادائو ‏:‏ تایزو هاسگاوا

00:22:32.610 --> 00:22:34.450
هنوز تموم نشده ؟

00:22:33.320 --> 00:22:34.610
خودم ‏:‏ دایگورو کیتا اوجی

00:22:34.450 --> 00:22:36.470
فهرست تهیه کنندگان هم داره ‏.‏

00:22:34.610 --> 00:22:35.860
مامان ‏:‏ ساتسوکی کیتا اوجی

00:22:35.860 --> 00:22:37.110
بابا ‏:‏ دایسوکه کیتا اوجی

00:22:36.470 --> 00:22:38.070
آخرشه ‏،‏ عینهو فیلما ‏.‏

00:22:37.110 --> 00:22:38.410
مرد پیر در پارک ‏:‏ ایسوروکو یادوناشی

00:22:38.070 --> 00:22:39.640
پسر ‏،‏ عالی بود ‏.‏

00:22:38.410 --> 00:22:39.660
گویندگان

00:22:38.410 --> 00:22:39.660
دایگورو کیتا اوجی

00:22:39.640 --> 00:22:42.420
همه یه بار دیگه برای دایگورو کف بزنن ‏!‏

00:22:39.660 --> 00:22:44.950
کارگردان و داستان نویس

00:22:44.950 --> 00:22:48.370
کارگردان و داستان نویس
مامان

00:22:45.770 --> 00:22:46.890
ها ؟

00:22:48.370 --> 00:22:50.830
مامانت اینو نوشته ؟‏!‏

00:22:48.370 --> 00:22:51.380


00:22:52.090 --> 00:22:54.880
مشقاتو خودت بنویس ‏!‏

00:24:25.700 --> 00:24:26.790
قسمت بعدی

00:24:26.790 --> 00:24:29.610
برنامه صبحگاهی بین دختر و پسرا محبوبه ‏.‏

00:24:29.980 --> 00:24:34.060


00:24:34.060 --> 00:24:39.900


00:24:39.900 --> 00:24:45.120


00:24:45.120 --> 00:24:47.120