﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:00.750 --> 00:00:03.710
‫برو و منجمد شو، یوری.‬

00:00:04.210 --> 00:00:06.960
<i>‫این کیه؟ یه نفر جدید دیگه؟‬</i>

00:00:07.830 --> 00:00:10.750
‫تو رسماً انگار زبونت بند اومده.‬

00:00:10.830 --> 00:00:12.380
‫دنبال چی می‌گردی؟‬

00:00:12.750 --> 00:00:15.130
‫ش-شما کی هستین؟‬

00:00:15.380 --> 00:00:17.960
‫آها، پس نمی‌دونی.‬

00:00:18.040 --> 00:00:21.960
<i>‫چقدر جالب. پس این هم‬
‫حتماً خواست اون‌هاست.‬</i>

00:00:22.040 --> 00:00:24.250
<i>‫«خواست»؟ «اون‌ها»؟‬</i>

00:00:24.670 --> 00:00:26.290
‫خیلی خب، پس.‬

00:00:27.170 --> 00:00:28.540
‫دنبالم بیا.‬

00:00:35.460 --> 00:00:36.670
‫یوری.‬

00:00:36.750 --> 00:00:38.080
‫ستسو...‬

00:00:38.170 --> 00:00:39.670
‫فکر کنم دیگه بیدار شدی.‬

00:00:39.750 --> 00:00:43.040
‫خب؟ بعد از اون یادگیری فوری،‬
‫یه چیزایی فهمیدی؟‬

00:00:43.130 --> 00:00:45.210
‫آ-آره...‬

00:00:45.670 --> 00:00:49.630
‫این یه جور خرابکاریه؟‬
‫فکر نکن می‌تونی ازش قسر در بری.‬

00:00:52.040 --> 00:00:53.250
‫اون کیه؟‬

00:00:53.630 --> 00:00:54.670
‫یوریکو.‬

00:00:55.000 --> 00:00:57.210
‫منم چیز زیادی در موردش نمی‌دونم،‬

00:00:57.290 --> 00:00:59.960
‫ولی ظاهراً یه راهبه‬
‫از یه سفینه با سرعت کمتر از نوره.‬

00:02:33.290 --> 00:02:35.460
<i>‫جینا؟ جینا اینجا نیست...‬</i>

00:02:35.540 --> 00:02:37.750
‫خب، به نظر می‌رسه همه حاضرن.‬

00:02:38.080 --> 00:02:40.750
‫پس بیاین شروع کنیم.‬

00:02:41.880 --> 00:02:42.960
‫جینا کجاست؟‬

00:02:43.330 --> 00:02:45.750
‫جینا؟ اون کیه؟‬

00:02:46.130 --> 00:02:49.750
‫به نظر می‌رسه که‬
‫حافظه‌ت هنوز قاطی پاتیه.‬

00:02:50.250 --> 00:02:55.130
<i>‫فکر کنم این یعنی اون هیچ‌وقت تو این خط جهانی‬
‫به این سفینه فرار نکرده.‬</i>
<i></i>

00:02:55.580 --> 00:02:59.210
‫اِم، آم... ببخشید. اشتباه از من بود.‬

00:03:01.630 --> 00:03:04.170
‫خب، مثلاً... چرا اون اونجا نشسته؟‬

00:03:04.420 --> 00:03:05.920
‫عجب آدم خشکیه. ایش.‬

00:03:06.960 --> 00:03:09.920
‫تو راوی این نمایش هستی، مگه نه؟‬

00:03:10.210 --> 00:03:12.170
‫پس بذار پرده بالا بره.‬

00:03:12.710 --> 00:03:13.750
‫درسته.‬

00:03:13.960 --> 00:03:18.670
‫طبق گزارش لِوی، یه‬
‫گنوسیا به این سفینه نفوذ کرده.‬

00:03:19.210 --> 00:03:22.670
‫ولی نمی‌دونیم کدوم یکی از ماست.‬

00:03:23.210 --> 00:03:26.210
‫- می‌خواین فقط قرعه‌کشی کنیم تا تصمیم بگیریم؟‬
‫- چی؟‬

00:03:26.630 --> 00:03:29.420
<i>‫پس دوباره برگشتم به اولش.‬</i>

00:03:29.920 --> 00:03:33.420
<i>‫جینا اینجا نیست، و یه‬
‫نفر جدید دیگه هم هست.‬</i>
<i></i>

00:03:33.500 --> 00:03:35.130
<i>‫با توجه به اینکه شرایط عوض شده،‬</i>

00:03:35.210 --> 00:03:37.960
<i>‫هیچ راهی نیست که بفهمیم گنوسیا کیه.‬</i>

00:03:38.420 --> 00:03:42.710
<i>‫اینو ولش کن، اصلاً‬
‫پیدا کردن گنوسیا چه فایده‌ای داره؟‬</i>
<i></i>

00:03:43.330 --> 00:03:45.580
<i>‫وقتی مجبور شدم برگردم به اولش‬</i>

00:03:45.670 --> 00:03:49.630
<i>‫چون نتونستم از شر گنوسیا‬
‫خلاص بشم، هنوز یه کم امید داشتم.‬</i>
<i></i>

00:03:50.210 --> 00:03:52.750
<i>‫باور داشتم که اگه بتونیم‬
‫از شر گنوسیا خلاص بشیم،‬</i>
<i></i>

00:03:52.830 --> 00:03:54.670
<i>‫می‌تونم از این چرخه فرار کنم.‬</i>

00:03:54.750 --> 00:03:59.790
<i>‫ولی با اینکه گنوسیا رو شناسایی کردم و‬
‫موفق شدم بفرستمش تو خواب سرد،‬</i>
<i></i>

00:04:00.330 --> 00:04:01.830
<i>‫بازم چرخه از اول شروع شد.‬</i>

00:04:02.580 --> 00:04:04.420
<i>‫دوباره برگشتم به روز اول.‬</i>

00:04:04.830 --> 00:04:08.750
<i>‫اگه قراره چه سفینه دستشون بیفته‬
‫و چه ما موفق به حذفشون بشیم،‬</i>
<i></i>

00:04:08.830 --> 00:04:11.330
<i>‫همون روز اول رو تکرار کنم،‬</i>
<i></i>

00:04:11.420 --> 00:04:13.040
<i>‫این جلسه هیچ فایده‌ای نداره.‬</i>

00:04:13.130 --> 00:04:16.420
‫به زودی می‌فهمی.‬
‫پس می‌خوام که تمام تلاشتو بکنی.‬

00:04:16.960 --> 00:04:19.500
‫به خاطر همه... و به خاطر خودت.‬

00:04:20.170 --> 00:04:22.130
<i>‫تو اینو می‌گی، ولی...‬</i>

00:04:24.500 --> 00:04:26.670
‫چته؟ رفتی تو هپروت.‬

00:04:26.750 --> 00:04:29.750
‫به نظر نمی‌رسه که اصلاً‬
‫داشت گوش می‌داد.‬

00:04:29.830 --> 00:04:31.250
‫فقط اون قیافه احمقانه‌شو نگاه کن.‬

00:04:31.670 --> 00:04:33.130
‫اِم، آم...‬

00:04:33.750 --> 00:04:37.250
‫می‌خوام نظرتو بشنوم، یوری.‬
‫این چیزی بود که گفتم.‬

00:04:37.540 --> 00:04:42.710
‫اِم، آم... راستش، الان‬
‫خیلی مطمئن نیستم.‬

00:04:42.790 --> 00:04:46.040
‫فراموشی گرفتن حتماً خیلی راحته.‬

00:04:47.130 --> 00:04:50.250
‫مطمئن نیستی به کی باید شک کنیم؟‬

00:04:51.380 --> 00:04:52.750
‫در این صورت...‬

00:04:53.250 --> 00:04:54.630
‫تو گزینه خوبی هستی.‬

00:04:54.710 --> 00:04:55.710
‫هان؟‬

00:04:56.250 --> 00:04:57.290
‫چی؟!‬

00:04:57.500 --> 00:05:00.500
‫ه-هی، یه لحظه صبر کن! چرا من؟!‬

00:05:01.080 --> 00:05:04.630
‫اون ماسک مشکوکو زدی‬
‫که دروغاتو پنهون کنی؟‬

00:05:04.710 --> 00:05:10.580
‫از وقتی رسیدیم رفتارت خیلی بی‌قراره،‬
‫نگاهاتم دزدکیه.‬

00:05:10.670 --> 00:05:12.670
‫م-من کلاً همین‌جوریم، رفیق!‬

00:05:14.210 --> 00:05:17.130
‫فقط باید خودتو به خاطر‬
‫بی‌دقتی خودت سرزنش کنی.‬

00:05:17.210 --> 00:05:18.500
‫گم شو.‬

00:05:19.080 --> 00:05:21.250
<i>‫وقتشه.‬</i>

00:05:21.330 --> 00:05:22.380
‫چی—‬

00:05:25.420 --> 00:05:29.420
<i>‫رأی‌گیری تموم شد. هفت رأی معتبر.‬</i>

00:05:29.500 --> 00:05:31.580
<i>‫میزان مشارکت ‪100‬% بود.‬</i>

00:05:41.750 --> 00:05:43.880
‫جدی؟‬

00:05:44.210 --> 00:05:47.880
<i>‫یه جمله از اون کافی بود‬
‫تا نظر همه رو عوض کنه.‬</i>
<i></i>

00:05:48.170 --> 00:05:52.630
<i>‫از بین همه تا الان، اون انگار‬
‫از همه بیشتر رو اوضاع مسلطه.‬</i>
<i></i>

00:05:52.960 --> 00:05:56.130
<i>‫به گفته ستسو، اون‬
‫ظاهراً یه راهبه‌ست.‬</i>
<i></i>

00:05:56.580 --> 00:05:59.130
<i>‫یعنی اون چیزی در مورد من می‌دونه؟‬</i>

00:06:09.130 --> 00:06:11.790
‫هان؟ می‌خوای در مورد یوریکو بدونی؟‬

00:06:11.880 --> 00:06:14.080
‫آره. شنیدم که یه راهبه بوده،‬

00:06:14.170 --> 00:06:16.130
‫ولی می‌خواستم بدونم چیز‬
‫دیگه‌ای هم می‌دونی یا نه.‬

00:06:16.210 --> 00:06:18.500
‫اوه! نیگا، نیگا!‬

00:06:18.920 --> 00:06:21.540
‫این رنگ خیلی ناز نیست؟‬

00:06:22.540 --> 00:06:24.380
‫آره، حتماً...‬

00:06:25.380 --> 00:06:27.710
‫متأسفانه، برخلاف ظاهرم،‬

00:06:27.750 --> 00:06:30.630
‫اس‌کیو کوچولوی ناز فقط یه ساله‬
‫که تو این دنیا بوده.‬

00:06:30.710 --> 00:06:32.500
‫من فقط یه کوچولوی یک ساله‌ام!‬

00:06:32.580 --> 00:06:34.830
‫واسه همین هیچی نمی‌دونم.‬

00:06:34.920 --> 00:06:37.290
‫خیلی نازپرورده بزرگ شدی یا چی؟‬

00:06:38.290 --> 00:06:39.540
‫اوه، آره.‬

00:06:41.130 --> 00:06:44.000
‫بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی درسته.‬

00:06:44.080 --> 00:06:47.040
‫یعنی، فقط ببین پوستم چقدر بی‌ نقصه!‬

00:06:47.130 --> 00:06:48.670
‫راست می‌گی.‬

00:06:51.710 --> 00:06:54.630
<i>‫پس اون سفینه با سرعت کمتر از نور، هوشیبونه‌ست.‬</i>

00:06:54.710 --> 00:06:58.170
<i>‫همین‌طور که تو فضا شناورن دعا می‌کنن...‬</i>

00:06:58.540 --> 00:07:01.710
‫داری واسه چی سرک می‌کشی؟‬

00:07:06.210 --> 00:07:08.580
‫چشمات... می‌فهمم.‬

00:07:08.960 --> 00:07:11.670
‫خیلی خب. یه تغییر منظره لازمه.‬

00:07:11.750 --> 00:07:12.790
‫با من بیا.‬

00:07:16.540 --> 00:07:18.130
‫اینجا خوبه.‬

00:07:18.710 --> 00:07:22.880
‫نگاه کن. می‌تونی ستاره‌هایی رو ببینی که‬
‫تا دورترین نقاط کیهان کشیده شدن؟‬

00:07:22.960 --> 00:07:23.960
‫آره...‬

00:07:24.210 --> 00:07:26.960
‫همون ستاره‌ها دارن تو رو نگاه می‌کنن.‬

00:07:27.250 --> 00:07:29.790
‫اونا کاملاً از درونت خبر دارن.‬

00:07:31.330 --> 00:07:34.210
‫می‌خوای بگی چیزی‬
‫در مورد من می‌دونی؟‬

00:07:36.630 --> 00:07:39.210
‫خب، خودت چی فکر می‌کنی؟‬

00:07:39.710 --> 00:07:41.380
<i>‫جوابشو بدم؟‬</i>

00:07:41.460 --> 00:07:46.500
<i>‫ولی اگه جواب بدم، ممکنه از حرفام‬
‫برای بازی دادنم استفاده کنه.‬</i>
<i></i>

00:07:49.790 --> 00:07:54.040
‫چقدر خنده‌دار.‬
‫به نظر می‌رسه هیچی نمی‌دونی.‬

00:07:54.830 --> 00:07:59.080
‫مهم نیست. چه بخوای چه نخوای،‬
‫به زودی مجبوری باهاش کنار بیای...‬

00:07:59.170 --> 00:08:00.920
‫با انحراف خودت.‬

00:08:17.500 --> 00:08:19.880
<i>‫اون چی بود الان؟‬</i>

00:08:20.500 --> 00:08:23.960
<i>‫«انحراف»؟ من منحرفم؟ من؟‬</i>

00:08:24.040 --> 00:08:29.130
<i>‫پرش فضایی تا ده ثانیه دیگه، نه، هشت...‬</i>

00:08:53.210 --> 00:08:54.790
‫می‌فهمی؟‬

00:08:55.920 --> 00:08:57.130
‫برگشتم...‬

00:08:58.330 --> 00:09:02.830
‫موقع پرش فضایی گنوسیا بهم حمله کرد.‬

00:09:03.290 --> 00:09:04.790
‫تو چرخه قبلیت؟‬

00:09:05.170 --> 00:09:06.250
‫آره...‬

00:09:08.000 --> 00:09:11.580
‫«چرخه»؟ تو از کجا در مورد چرخه‌ها می‌دونی؟‬

00:09:11.670 --> 00:09:13.880
‫هنوز روز اوله، مگه نه؟‬

00:09:13.960 --> 00:09:15.080
‫هست، ولی...‬

00:09:18.630 --> 00:09:21.080
‫تو هم اونو داری، ستسو؟‬

00:09:23.040 --> 00:09:26.330
‫فکر کنم چرخه‌های تو تازه شروع شده.‬

00:09:26.750 --> 00:09:29.330
‫بیا اطلاعاتمونو با هم رد و بدل کنیم. مال خودتو در بیار.‬

00:09:29.830 --> 00:09:31.330
‫درش بیارم...؟‬

00:09:31.710 --> 00:09:33.790
‫فکر کنم اونم بلد نیستی.‬

00:09:34.420 --> 00:09:36.580
‫فقط کلیدو تصور کن.‬

00:09:42.290 --> 00:09:43.790
‫می‌فهمم.‬

00:09:43.880 --> 00:09:47.960
‫پس هنوز نمی‌دونی‬
‫چرا چرخه‌ها اتفاق میفتن؟‬

00:09:48.040 --> 00:09:49.330
‫یعنی تو می‌دونی؟‬

00:09:52.330 --> 00:09:53.380
‫باشه.‬

00:09:54.080 --> 00:09:55.880
‫همه چیو توضیح می‌دم.‬

00:09:56.500 --> 00:09:59.130
‫بالاخره، من بودم که اونو بهت دادم.‬

00:10:03.920 --> 00:10:07.710
<i>‫راچیو به خواب سرد فرستاده می‌شه.‬</i>

00:10:12.460 --> 00:10:14.920
‫پس از اینجور چیزا خوشت میاد.‬

00:10:15.330 --> 00:10:17.750
‫لزوماً این‌طور نیست.‬

00:10:17.830 --> 00:10:20.710
‫فقط فکر کردم جای خوب و آرومیه‬
‫و برای فکر کردن مناسبه.‬

00:10:21.500 --> 00:10:25.210
‫برای من یه کم زیادی دلگیره.‬
‫اشکالی نداره عوضش کنم؟‬

00:10:25.250 --> 00:10:26.330
‫راحت باش.‬

00:10:26.790 --> 00:10:29.250
‫لِوی، الگوی ای-‪7‬ لطفاً.‬

00:10:29.330 --> 00:10:30.670
<i>‫متوجه شدم.‬</i>

00:10:40.080 --> 00:10:42.960
‫وای، نمی‌دونستم می‌تونه همچین کارایی هم بکنه.‬

00:10:43.250 --> 00:10:45.750
‫فضا خیلی دلگیره،‬

00:10:45.830 --> 00:10:48.250
‫واسه همین جایی رو ترجیح می‌دم که یه کم سرزنده باشه.‬

00:10:48.330 --> 00:10:49.750
‫می‌فهمم...‬

00:10:49.830 --> 00:10:50.830
‫چی؟‬

00:10:51.290 --> 00:10:54.500
‫هیچی. فقط نمی‌دونستم تو‬
‫از محیط‌های سرزنده مثل این خوشت میاد.‬

00:10:55.130 --> 00:10:57.460
‫خ-خب خوشم بیاد به کی چه ربطی داره؟‬

00:10:57.540 --> 00:10:59.500
‫به هر حال، بیا در مورد این حرف بزنیم.‬

00:11:00.330 --> 00:11:02.080
‫این یه کلید نقره‌ایه.‬

00:11:02.170 --> 00:11:05.250
‫یه موجود زنده‌ست که تو بدن انسان کاشته می‌شه،‬
‫و باعث می‌شه تو یه چرخه دوباره متولد بشه.‬

00:11:05.330 --> 00:11:06.500
‫یه موجود زنده؟‬

00:11:07.000 --> 00:11:11.080
‫حالا که فکر می‌کنم، راچیو گفته بود‬
‫که همچین موجودات زنده‌ای وجود دارن.‬

00:11:12.250 --> 00:11:13.380
‫می‌فهمم.‬

00:11:13.460 --> 00:11:14.880
‫چرا لبخند می‌زنی؟‬

00:11:14.960 --> 00:11:16.290
‫نه، هیچی نیست.‬

00:11:16.750 --> 00:11:19.290
‫پس این یعنی تو هم...‬

00:11:19.580 --> 00:11:22.420
‫آره. منم دارم تو چرخه می‌چرخم.‬

00:11:23.170 --> 00:11:26.920
‫ولی ما دو تا با سرعت‌های متفاوتی‬
‫تو چرخه هستیم،‬

00:11:26.960 --> 00:11:28.830
‫و تو خط‌های جهانی مختلف.‬

00:11:28.920 --> 00:11:32.380
‫مثلاً، تو هنوز تو چرخه پنجمتی.‬

00:11:32.460 --> 00:11:34.960
‫من تا حالا بیشتر از صد بار تو چرخه بودم.‬

00:11:35.040 --> 00:11:36.210
‫صد بار...‬

00:11:36.580 --> 00:11:40.210
‫آره. همه‌ش برای اینکه کلید نقره‌ای‬
‫رو با دانش پر کنم.‬

00:11:41.130 --> 00:11:45.130
‫اونا تشنه هر نوع‬
‫دانشی در مورد انسان‌ها هستن،‬

00:11:45.210 --> 00:11:48.750
‫و میزبان‌هاشونو مجبور به چرخه‬
‫می‌کنن تا اونو جمع کنن.‬

00:11:49.330 --> 00:11:50.750
‫یه نگاه دقیق‌تر بنداز.‬

00:11:52.540 --> 00:11:55.040
‫این مقدار دانشیه‬
‫که تا الان جمع کردم.‬

00:11:55.130 --> 00:11:57.250
‫این کاریه که باید بکنی—‬
‫کلید نقره‌ای رو پر کنی.‬

00:12:01.250 --> 00:12:02.540
‫دنبالم بیا.‬

00:12:11.920 --> 00:12:13.460
‫واو، این دیگه چیه؟‬

00:12:13.540 --> 00:12:14.750
‫ببخشید.‬

00:12:15.630 --> 00:12:18.290
‫زیادی کبابشون کردیم.‬

00:12:19.500 --> 00:12:20.710
‫اینا چین؟‬

00:12:20.790 --> 00:12:23.500
‫ظاهراً، بهشون می‌گن دانگو.‬

00:12:27.170 --> 00:12:28.500
‫میتاراشی دانگو...‬

00:12:29.080 --> 00:12:30.580
‫برترین غذا.‬

00:12:34.000 --> 00:12:35.040
‫چطور پیش رفت؟‬

00:12:35.500 --> 00:12:38.000
‫چیز زیادی دستگیرم نشد.‬

00:12:38.420 --> 00:12:41.710
‫فکر کنم حداقل الان می‌دونم غذای مورد‬
‫علاقه جینا چیه.‬

00:12:41.790 --> 00:12:44.670
‫همینم کلیه. سعی کن درش بیاری.‬

00:12:48.960 --> 00:12:53.330
‫پس این همون دانشیه که دنبالشه.‬
‫اگه بتونم میلشو ارضا کنم...‬

00:12:53.420 --> 00:12:56.380
‫اوه، یوری و ستسو.‬

00:12:58.830 --> 00:13:00.500
‫چه گل‌های قشنگی.‬

00:13:00.580 --> 00:13:01.710
‫بله.‬

00:13:01.750 --> 00:13:05.880
‫قصد دارم یه کم بیشتر آزمایش کنم‬
‫و رنگ‌های بیشتری بسازم.‬

00:13:07.790 --> 00:13:10.170
‫تو از چی خوشت میاد، استلا؟‬

00:13:10.250 --> 00:13:11.460
‫گل‌ها.‬

00:13:11.540 --> 00:13:15.250
‫تو اتاق من حتی بیشترم هست.‬
‫دوست داری ببینیشون؟‬

00:13:15.330 --> 00:13:17.170
‫حتماً. بعداً یه سر می‌زنم.‬

00:13:17.250 --> 00:13:19.290
‫بله. تو هم باید بیای، ستسو.‬

00:13:19.710 --> 00:13:20.750
‫خدانگهدار.‬

00:13:27.540 --> 00:13:28.580
‫هان؟‬

00:13:29.040 --> 00:13:34.500
‫تو چرخه قبلی فهمیده بودی که استلا‬
‫از گل خوشش میاد؟‬

00:13:34.580 --> 00:13:37.460
‫اگه از قبل می‌دونستم حساب نیست؟‬

00:13:37.540 --> 00:13:38.830
‫خب، آره.‬

00:13:38.920 --> 00:13:42.540
‫هدف کلید نقره‌ای اینه که در سطح‬
‫عمیق‌تری در مورد انسان‌ها یاد بگیره.‬

00:13:43.170 --> 00:13:46.250
‫که در مورد شخصیتشون،‬
‫حرفاشون، اینکه از کجا اومدن،‬

00:13:46.330 --> 00:13:47.790
‫از چی خوششون میاد یا بدشون میاد،‬

00:13:48.080 --> 00:13:50.630
‫امیال پنهانشون،‬
‫رویاهاشون برای آینده...‬

00:13:50.710 --> 00:13:52.750
‫هر اطلاعاتی که بتونی‬
‫ازشون به دست بیاری‬

00:13:52.830 --> 00:13:55.710
‫توسط کلید نقره‌ای‬
‫به عنوان دانش ذخیره می‌شه.‬

00:13:57.040 --> 00:14:01.420
‫و وقتی تمام دانشی رو‬
‫که می‌خواد به دست بیاره،‬

00:14:01.500 --> 00:14:06.130
‫کلید نقره‌ای میزبانشو ترک می‌کنه‬
‫و به یه بعد دیگه می‌ره‬

00:14:06.210 --> 00:14:07.880
‫تا یه میزبان جدید پیدا کنه.‬

00:14:08.580 --> 00:14:10.500
‫یه بعد دیگه؟‬

00:14:10.830 --> 00:14:13.750
‫آره. اون قسمت واقعاً مهمشه—‬

00:14:14.250 --> 00:14:17.130
‫و راه حل مشکلیه‬
‫که الان باهاش روبرویی.‬

00:14:18.330 --> 00:14:20.500
‫لازم نیست الان زیاد بهش‬
‫فکر کنی.‬

00:14:20.960 --> 00:14:23.580
‫فقط روی به دست آوردن دانش بیشتر تمرکز کن‬

00:14:23.670 --> 00:14:28.750
‫با نزدیک شدن به هم‌سفینه‌ای‌هات‬
‫و سؤال پرسیدن ازشون.‬

00:14:29.080 --> 00:14:30.630
‫به خاطر خودت.‬

00:14:31.330 --> 00:14:32.580
‫باشه.‬

00:14:33.000 --> 00:14:35.580
‫واسه همینه که جلسه‌ها هنوز مهمن.‬

00:14:35.960 --> 00:14:38.040
‫هر چی بیشتر زنده بمونی،‬

00:14:38.130 --> 00:14:42.080
‫بیشتر پیش بقیه می‌مونی، و‬
‫شانس بیشتری برای حرف زدن باهاشون داری.‬

00:14:42.170 --> 00:14:44.170
‫ولی هر وقت وارد چرخه می‌شم و برمی‌گردم،‬

00:14:44.250 --> 00:14:46.830
‫باید از اولین دیدارم با‬
‫هر کدومشون از اول شروع کنم.‬

00:14:46.920 --> 00:14:47.920
‫درسته.‬

00:14:47.960 --> 00:14:51.580
‫واسه همینه که باید سعی کنی‬
‫نقشتو به بهترین شکل ممکن بازی کنی‬

00:14:51.670 --> 00:14:53.630
‫و تا جایی که می‌شه زنده بمونی.‬

00:14:54.000 --> 00:14:56.790
‫حتی اگه بدونی که آخرش‬
‫بازم باید وارد چرخه بشی.‬

00:14:57.420 --> 00:14:58.630
‫باشه.‬

00:14:59.460 --> 00:15:02.460
<i>‫ده دقیقه تا پرش فضایی.‬</i>

00:15:02.540 --> 00:15:04.710
<i>‫لطفاً به اتاق‌هاتون برگردین.‬</i>

00:15:05.380 --> 00:15:07.380
‫باشه، لِوی.‬

00:15:07.750 --> 00:15:12.380
‫ممنون. برای یه مدت، نمی‌دونستم چیکار‬
‫کنم، ولی الان یه کم امید دارم.‬

00:15:12.880 --> 00:15:15.880
‫به هر حال، ما تو این چرخه با همیم.‬

00:15:15.960 --> 00:15:20.380
‫بیا گنوسیا رو از بین ببریم و تمام تلاشمونو‬
‫بکنیم تا جایی که می‌تونیم زنده بمونیم.‬

00:15:21.880 --> 00:15:23.290
‫من برمی‌گردم به اتاقم.‬

00:15:24.330 --> 00:15:25.380
‫بعداً می‌بینمت.‬

00:15:29.500 --> 00:15:30.580
‫یوری.‬

00:15:33.250 --> 00:15:38.960
‫می‌دونی چرا تو تمام چرخه‌هام تا الان،‬
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم که منم تو چرخه هستم؟‬

00:15:40.290 --> 00:15:41.330
‫نه...‬

00:15:41.540 --> 00:15:45.380
‫چون همیشه این احتمال وجود داشت‬
‫که تو به گنوسیا آلوده شده باشی.‬

00:15:45.460 --> 00:15:48.830
‫هیچ‌کس دوست نداره‬
‫به دشمنش اطلاعات بده.‬

00:15:49.460 --> 00:15:53.170
‫ولی این بار مطمئنم که تو‬
‫انسانی، یوری.‬

00:15:54.130 --> 00:15:56.380
‫چون من یه گنوسیا هستم.‬

00:16:02.920 --> 00:16:04.460
‫ستسو...‬

00:16:18.830 --> 00:16:21.830
<i>‫ستسو... یه گنوسیاست...‬</i>

00:16:22.380 --> 00:16:27.670
<i>‫پرش فضایی تا ده ثانیه دیگه، نه، هشت...‬</i>

00:16:39.250 --> 00:16:40.460
‫یوری...‬

00:16:41.210 --> 00:16:43.380
‫پس این یعنی اس‌کیو...‬

00:16:43.460 --> 00:16:46.250
<i>‫درسته. من نمی‌تونم حضور اس‌کیو رو حس کنم.‬</i>

00:16:46.630 --> 00:16:49.500
‫نکنه بازم شکست خوردم...‬

00:16:50.670 --> 00:16:52.960
‫چرا این‌قدر ناامید به نظر می‌رسی؟‬

00:16:53.040 --> 00:16:57.960
‫دیروز که نتونستیم گنوسیا رو از بین ببریم،‬
‫معلوم بود این اتفاق میفته.‬

00:16:58.040 --> 00:17:01.540
‫آره، ولی... یه نفر جونشو از دست داد.‬

00:17:01.630 --> 00:17:03.420
‫این قطعی نیست.‬

00:17:04.000 --> 00:17:07.830
‫درسته که گنوسیا‬
‫به انسان‌ها حمله می‌کنه و از بینشون می‌بره،‬

00:17:07.920 --> 00:17:10.500
‫ولی همچنین گفته می‌شه که‬
‫واقعاً جونشونو نمی‌گیرن.‬

00:17:10.880 --> 00:17:14.040
‫شاید فقط روحشونو‬
‫به جای دیگه‌ای منتقل می‌کنن.‬

00:17:14.130 --> 00:17:15.540
‫این راسته؟‬

00:17:15.630 --> 00:17:17.710
‫واقعاً نمی‌دونیم.‬

00:17:17.790 --> 00:17:19.750
‫این... بدتر به نظر می‌رسه.‬

00:17:20.170 --> 00:17:21.250
‫جینا...‬

00:17:21.710 --> 00:17:26.250
‫ترجیح می‌دم خودم جونمو بگیرم‬
‫تا اینکه یه گنوسیا منو از بین ببره.‬

00:17:26.580 --> 00:17:28.750
‫هومف. هر کاری دوست داری بکن.‬

00:17:29.080 --> 00:17:31.250
‫در هر صورت، وقت نداریم.‬

00:17:31.330 --> 00:17:33.790
‫بیاین در مورد قربانی بعدی تصمیم بگیریم.‬

00:17:34.630 --> 00:17:37.250
‫یه گنوسیا به سفینه نفوذ کرده.‬

00:17:37.330 --> 00:17:42.710
‫دیروز، راچیو به خواب سرد فرستاده شد،‬
‫و اس‌کیو موقع پرش فضایی مورد حمله قرار گرفت.‬

00:17:43.330 --> 00:17:45.960
‫اینا حقایقی هستن که در حال حاضر داریم.‬

00:17:46.500 --> 00:17:48.250
<i>‫درسته.‬</i>

00:17:48.670 --> 00:17:50.000
‫مهندسی هست؟‬

00:17:50.460 --> 00:17:52.580
<i>‫یکی تعیین شده، ولی...‬</i>

00:17:52.670 --> 00:17:55.420
‫به نظر می‌رسه هیچ‌کس نمی‌خواد خودشو لو بده.‬

00:17:55.500 --> 00:17:58.630
‫ظاهراً فقط باید در مورد اینکه‬
‫قربانی بعدی کی باشه بحث کنیم.‬

00:17:59.290 --> 00:18:01.080
‫تو چی فکر می‌کنی، یوری؟‬

00:18:01.170 --> 00:18:05.830
‫هان؟ من؟ راستش هنوز نمی‌دونم...‬

00:18:05.920 --> 00:18:08.130
‫کسی هست که به نظرت مشکوک باشه؟‬

00:18:08.500 --> 00:18:10.170
<i>‫ستسو داره سعی می‌کنه چیکار کنه؟‬</i>

00:18:10.420 --> 00:18:13.380
<i>‫چرا بهم گفت که یه گنوسیاست؟‬</i>

00:18:13.460 --> 00:18:15.380
<i>‫می‌خواد من انتخابش کنم؟‬</i>

00:18:15.460 --> 00:18:16.880
<i>‫یا...‬</i>

00:18:16.960 --> 00:18:20.540
‫به نظر می‌رسه مناسب‌ترین‬
‫کار اینه که به یوری شک کنیم.‬

00:18:20.630 --> 00:18:23.000
‫بیاین با منجمد کردنش ادامه بدیم.‬

00:18:23.710 --> 00:18:24.790
‫صبر کن!‬

00:18:24.880 --> 00:18:28.790
<i>‫آروم باش. اگه هول کنم و جر و بحث کنم،‬
‫این به عنوان اعتراف به گناه دیده می‌شه.‬</i>
<i></i>

00:18:29.210 --> 00:18:31.880
‫نمی‌تونم بگم خوشحالم که‬
‫این‌طوری در موردم فکر می‌کنی.‬

00:18:31.960 --> 00:18:34.330
‫من فقط داشتم صادق بودم.‬

00:18:34.420 --> 00:18:35.380
‫اوهو...‬

00:18:35.460 --> 00:18:37.880
‫چون من ازش یه سؤال پرسیدم.‬

00:18:37.960 --> 00:18:40.170
‫یوری فقط داشت جواب منو می‌داد.‬

00:18:40.790 --> 00:18:41.920
‫ببخشید...‬

00:18:44.130 --> 00:18:47.500
‫اشکالی نداره یه چیزی رو تأیید کنم؟‬

00:18:47.580 --> 00:18:49.540
‫ستسو و یوری...‬

00:18:49.630 --> 00:18:53.210
‫چیزی که دیشب در موردش بحث می‌کردین راسته؟‬

00:18:55.210 --> 00:18:56.710
‫دیشب؟‬

00:18:56.790 --> 00:18:59.500
‫خودم شنیدم که گفتیش، ستسو.‬

00:18:59.580 --> 00:19:01.670
‫که تو یه گنوسیا هستی...‬

00:19:01.750 --> 00:19:04.580
‫اوهو. خب، این یه اتفاق‬
‫خیلی سرگرم‌کننده‌ست.‬

00:19:04.670 --> 00:19:05.670
‫این راسته؟‬

00:19:05.750 --> 00:19:09.170
‫بله. مطمئنم یوری‬
‫هم شنید که اینو گفت.‬

00:19:09.250 --> 00:19:11.210
‫خب؟ تو چی می‌گی؟‬

00:19:22.210 --> 00:19:23.460
‫من...‬

00:19:28.630 --> 00:19:30.580
<i>‫ستسو یه گنوسیاست...‬</i>

00:19:38.960 --> 00:19:43.250
<i>‫رأی‌گیری تموم شد. پنج رأی معتبر.‬</i>

00:19:43.330 --> 00:19:45.420
<i>‫میزان مشارکت ‪100‬% بود.‬</i>

00:19:45.500 --> 00:19:47.250
<i>‫الآن رأی‌ها شمرده می‌شن.‬</i>

00:19:53.750 --> 00:19:55.460
<i>‫تصمیم گرفته شد.‬</i>

00:19:55.500 --> 00:19:58.460
<i>‫استلا به خواب سرد فرستاده می‌شه.‬</i>

00:20:00.000 --> 00:20:10.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:07.880 --> 00:20:09.040
‫ولی چرا...‬

00:20:11.830 --> 00:20:14.710
‫من بهت گفتم که گنوسیا هستم.‬

00:20:14.790 --> 00:20:16.500
‫چرا دروغ گفتی؟‬

00:20:17.210 --> 00:20:19.040
‫منم می‌تونم همینو ازت بپرسم.‬

00:20:19.250 --> 00:20:20.250
‫چی؟‬

00:20:20.330 --> 00:20:24.540
‫وقتی تو جلسه شک و تردیدا به سمت‬
‫من اومد، چرا ازم دفاع کردی؟‬

00:20:24.920 --> 00:20:27.710
‫می‌دونم تو واقعاً کی هستی.‬

00:20:27.790 --> 00:20:29.040
‫راست می‌گی.‬

00:20:29.460 --> 00:20:32.040
‫اصلاً چرا بهم گفتی؟‬

00:20:32.790 --> 00:20:36.880
‫مطمئن نیستم. ولی فکر کنم‬
‫فقط می‌خواستم بدونم...‬

00:20:36.960 --> 00:20:40.170
‫اگه می‌دونستی من یه گنوسیا هستم،‬
‫چیکار می‌کردی.‬

00:20:40.540 --> 00:20:41.920
‫نتیجه‌ش چی شد؟‬

00:20:43.920 --> 00:20:46.290
‫دقیقاً همون‌طوری که فکر می‌کردم.‬

00:20:47.130 --> 00:20:51.000
‫تو آرومی و در عین حال یه کم تنهایی—‬
‫درست مثل اینجا.‬

00:20:52.170 --> 00:20:56.710
‫ولی واقعاً آرزو می‌کنم کارایی نکنی‬
‫که تو رو تو موقعیت بدی قرار بده.‬

00:20:56.790 --> 00:20:59.250
‫فقط داری خودتو عذاب می‌دی.‬

00:20:59.330 --> 00:21:01.290
‫این در مورد تو هم صدق می‌کنه.‬

00:21:02.000 --> 00:21:07.210
‫آخرین کاری که یه گنوسیا باید بکنه‬
‫اینه که بیاد و بگه که گنوسیاست.‬

00:21:08.290 --> 00:21:09.960
‫راست می‌گی.‬

00:21:12.830 --> 00:21:17.960
‫امشب، وقتی پرش فضایی می‌کنیم، می‌خوام‬
‫بهم حمله کنی و منو از بین ببری.‬

00:21:18.250 --> 00:21:19.330
‫چی؟‬

00:21:19.460 --> 00:21:22.960
‫وگرنه خیلی برای استلا ناراحت می‌شم.‬

00:21:23.040 --> 00:21:24.960
‫بالاخره، آخرش به گنوسیا کمک کردم.‬

00:21:27.290 --> 00:21:28.460
‫باشه.‬

00:21:28.960 --> 00:21:31.710
‫ولی فقط اینو بهم قول بده.‬

00:21:32.250 --> 00:21:35.960
‫مهم نیست تو کدوم خط جهانی باشیم، می‌خوام‬
‫نقشتو با تمام توانت بازی کنی.‬

00:21:36.670 --> 00:21:41.250
‫اگه فکر می‌کنی مشکوکم،‬
‫برام مهم نیست چقدر بهم حمله کنی.‬

00:21:42.380 --> 00:21:44.580
‫تا بتونیم یه بار برای همیشه‬
‫این چرخه‌ها رو بشکنیم.‬

00:21:48.960 --> 00:21:51.130
‫آره. تو هم همین‌طور.‬

00:21:51.154 --> 00:22:02.154
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:02.750 --> 00:22:04.080
‫می‌فهمی؟‬

00:22:05.790 --> 00:22:06.880
‫آره.‬

00:22:08.330 --> 00:22:11.380
‫هشت نفر از ما به این سفینه فرار کردن.‬

00:22:11.750 --> 00:22:16.380
‫من، تو، راچیو، جینا، استلا، یوریکو،‬

00:22:16.460 --> 00:22:17.710
‫و...‬

00:22:22.540 --> 00:22:23.540
‫هم؟‬