﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:10.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:03.490 --> 00:00:04.990
‫آه، ببخشید.‬

00:00:05.660 --> 00:00:06.910
‫یه گربه...؟‬

00:00:06.990 --> 00:00:10.160
‫اوه، در مورد گربه‌ها می‌دونی؟ گربه دوست داری؟‬

00:00:10.240 --> 00:00:12.830
‫خب، آره، بدم نمیاد ازشون...‬

00:00:13.120 --> 00:00:14.240
‫که اینطور.‬

00:00:14.330 --> 00:00:15.830
‫دیدی؟ همه می‌دونن گربه چیه.‬

00:00:15.910 --> 00:00:17.910
‫منم می‌دونم چی هستن.‬

00:00:17.990 --> 00:00:22.660
‫ولی تو سیاره من یه چیز لوکس به حساب میان،‬
‫واسه همین تا حالا از نزدیک ندیدمشون.‬

00:00:23.280 --> 00:00:26.080
‫ام... گردنت...‬

00:00:27.240 --> 00:00:29.240
‫اینقدر ازش نترس.‬

00:00:29.330 --> 00:00:32.080
‫تغییرات بدن‬
‫این روزا خیلی رایجه.‬

00:00:32.410 --> 00:00:35.580
‫آره، ولی مثل مال تو رو‬
‫آدم زیاد نمی‌بینه.‬

00:00:36.700 --> 00:00:42.490
‫که اینطور. خب، این دقیقاً اون چیزی نیست که می‌خوام‬
‫باشم. بیشتر یه جورایی نصفه راهه.‬

00:00:43.370 --> 00:00:45.160
‫تو یوری هستی، درسته؟‬

00:00:45.240 --> 00:00:47.660
‫- من چیپی‌ام.‬
‫- منم کامت!‬

00:00:47.990 --> 00:00:49.030
‫از دیدنت خوشبختم.‬

00:00:49.870 --> 00:00:53.490
‫هر چی تو این چرخه می‌چرخم آدمای جدیدی پیدا میشن.‬

00:00:53.950 --> 00:00:56.830
‫برام سواله آخرش چند نفر میشیم.‬

00:02:29.660 --> 00:02:31.580
‫خیلی خب، بیاین جلسه رو شروع کنیم.‬

00:02:31.830 --> 00:02:34.580
‫در مجموع هشت نفر به این‬
‫کشتی فرار کردن.‬

00:02:34.950 --> 00:02:39.530
‫دو نفرشون به نوسیا آلوده شدن.‬
‫درسته، نه؟‬

00:02:39.830 --> 00:02:41.950
‫بله، دقیقاً درسته.‬

00:02:42.030 --> 00:02:44.030
‫و ما باید پیداشون کنیم؟‬

00:02:44.410 --> 00:02:46.580
‫یعنی، چطوری باید این کارو بکنیم؟‬

00:02:46.660 --> 00:02:51.080
‫اول، نباید مطمئن شیم‬
‫که مهندسی هست یا نه؟‬

00:02:51.160 --> 00:02:54.580
‫تواناییشون برای انتخاب یه نفر‬
‫و تشخیص اینکه نوسیا هستن یا نه‬

00:02:54.660 --> 00:02:57.700
‫کمک بزرگی برای پیدا کردن اون نوسیا می‌کنه.‬

00:02:58.120 --> 00:03:00.830
‫یه نفر به عنوان مهندس انتخاب شده.‬

00:03:01.330 --> 00:03:03.990
‫کسی هست که خودشو معرفی کنه؟‬

00:03:07.530 --> 00:03:12.700
‫مهندس مثل یه راهبه مقدسه،‬
‫که می‌تونه به هسته کشتی دستور بده.‬

00:03:12.990 --> 00:03:17.330
‫من به خاطر همه‌تون‬
‫نوسیا رو پیدا می‌کنم.‬

00:03:17.620 --> 00:03:19.490
‫یوریکو مهندسه؟‬

00:03:20.080 --> 00:03:23.160
‫من باید تنها مهندس‬
‫توی این کشتی باشم.‬

00:03:23.240 --> 00:03:24.870
‫چرا این اتفاق داره میفته؟‬

00:03:25.080 --> 00:03:27.830
‫چی؟! یعنی دو تا مهندس داریم؟!‬

00:03:27.910 --> 00:03:34.700
‫نه. فقط یه نفر انتخاب شده،‬
‫این یعنی یکیشون داره دروغ میگه.‬

00:03:34.780 --> 00:03:37.450
‫دروغ؟ چرا باید دروغ بگن؟‬

00:03:37.530 --> 00:03:41.370
‫خب، نوسیا می‌خواد آدما رو گیج کنه.‬

00:03:41.450 --> 00:03:45.910
‫اگه یه مهندس بدون رقیب پیداشون کنه،‬
‫دیگه هیچ راهی برای فرار ندارن.‬

00:03:46.160 --> 00:03:49.830
‫این یعنی... یکیشون‬
‫مهندس واقعیه،‬

00:03:49.910 --> 00:03:53.080
‫و اون یکی نوسیاست.‬

00:03:53.490 --> 00:03:55.160
‫بهم اعتماد کنین.‬

00:03:55.240 --> 00:03:59.990
‫هرچند مطمئنم شما احمقا حتی اگه‬
‫اینو بگم هم باورم نمی‌کنین.‬

00:04:00.080 --> 00:04:03.080
‫من به نوسیا آلوده نشدم.‬

00:04:03.160 --> 00:04:06.870
‫یکیشون مهندس واقعیه،‬
‫و یکیشون تقلبیه.‬

00:04:06.950 --> 00:04:10.080
‫اگه بتونیم همه رأیا رو به سمت یکی جمع کنیم...‬

00:04:10.160 --> 00:04:14.160
‫ما ‪50‬% شانس داریم که نوسیا رو‬
‫به خواب سرد بفرستیم...‬

00:04:14.240 --> 00:04:16.160
‫احتمالاً این چیزیه که دارین بهش فکر می‌کنین.‬

00:04:16.240 --> 00:04:17.240
‫ها؟‬

00:04:18.450 --> 00:04:20.120
‫به نظر می‌رسه زدم به هدف.‬

00:04:20.160 --> 00:04:21.490
‫اشتباه می‌کنم؟‬

00:04:21.580 --> 00:04:23.240
‫کاملاً درسته.‬

00:04:23.330 --> 00:04:24.240
‫ولی مشکل اینه که‬

00:04:24.330 --> 00:04:30.700
‫ما ‪50‬% هم شانس داریم‬
‫که مهندس واقعی رو از دست بدیم.‬

00:04:32.780 --> 00:04:36.370
‫بین ما هشت نفر فقط یه‬
‫مهندس وجود داره.‬

00:04:36.450 --> 00:04:41.700
‫اگه از دستش بدیم، تواناییمون برای شناسایی‬
‫نوسیا ضربه بزرگی می‌خوره.‬

00:04:42.030 --> 00:04:46.740
‫تازه، هیچوقت نمی‌فهمیم‬
‫اونی که باقی مونده نوسیا هست یا نه.‬

00:04:47.080 --> 00:04:50.990
‫بعضی‌ها حرفاشونو باور می‌کنن‬
‫و بعضی‌ها نه،‬

00:04:51.330 --> 00:04:53.240
‫که منجر به درگیری اجتناب‌ناپذیر میشه.‬

00:04:53.330 --> 00:04:55.330
‫این دقیقاً همون چیزیه که نوسیا می‌خواد.‬

00:04:56.080 --> 00:05:02.080
‫اساساً، فرستادن یکیشون به خواب سرد‬
‫یه شمشیر دو لبه‌ست.‬

00:05:02.530 --> 00:05:05.870
‫پس میگی نباید به هیچکدومشون‬
‫رأی بدیم؟‬

00:05:05.950 --> 00:05:07.950
‫حداقل من این کارو نمی‌کنم.‬

00:05:08.030 --> 00:05:12.580
‫بالاخره یه فرصتی پیدا می‌کنیم که بفهمیم‬
‫کدومشون تقلبیه.‬

00:05:12.830 --> 00:05:14.330
‫می‌تونین روش حساب کنین.‬

00:05:14.410 --> 00:05:16.780
‫ولی اگه زمان زیادی رو هدر بدیم،‬

00:05:16.870 --> 00:05:21.660
‫نوسیا موقع پرش فضایی به مهندس‬
‫واقعی حمله نمی‌کنه؟‬

00:05:21.740 --> 00:05:22.870
‫درسته.‬

00:05:22.950 --> 00:05:28.030
‫بالاخره، نوسیا می‌دونه کدومشون‬
‫مهندس واقعیه، درسته؟‬

00:05:29.160 --> 00:05:31.580
‫یه کم از مغزتون استفاده کنین.‬

00:05:31.660 --> 00:05:35.330
‫تنها چیزی که الان مطمئنیم اینه که‬

00:05:35.410 --> 00:05:39.160
‫کسایی که نوسیا بهشون‬
‫حمله می‌کنه ‪100‬% انسانن.‬

00:05:39.240 --> 00:05:42.490
‫نوسیا هیچوقت به هم‌نوع خودش حمله نمی‌کنه.‬

00:05:43.830 --> 00:05:45.080
‫یعنی؟‬

00:05:45.160 --> 00:05:48.830
‫اگه نوسیا به مهندس حمله کنه،‬
‫این ‪100‬% تأیید می‌کنه که انسانه—‬

00:05:49.120 --> 00:05:51.740
‫به عبارت دیگه، مهندس واقعی.‬

00:05:51.830 --> 00:05:53.330
‫که این یعنی...‬

00:05:53.410 --> 00:05:58.410
‫مهندس دیگه هم ‪100‬%‬
‫تأیید میشه که نوسیاست.‬

00:05:58.490 --> 00:06:01.740
‫واسه همینه که به این راحتیا تصمیم نمی‌گیرن‬
‫به مهندس واقعی حمله کنن.‬

00:06:02.030 --> 00:06:04.910
‫پس بالاخره تیکه‌ها رو کنار هم گذاشتین.‬

00:06:04.950 --> 00:06:06.990
‫راستش خیلی خسته‌کننده‌ست،‬

00:06:07.080 --> 00:06:10.280
‫که باید با این عقل‌های ناقصتون سر و کله بزنم.‬

00:06:11.530 --> 00:06:13.580
‫تو چی فکر می‌کنی، جینا؟‬

00:06:14.910 --> 00:06:16.200
‫نمی‌دونم.‬

00:06:16.280 --> 00:06:18.950
‫ولی حداقل منطقشو می‌فهمم.‬

00:06:19.160 --> 00:06:20.620
‫وقتشه.‬

00:06:20.950 --> 00:06:23.490
‫حالا به مرحله رأی‌گیری‬
‫می‌ریم.‬

00:06:24.950 --> 00:06:27.910
‫هیچ تناقضی تو حرفای‬
‫راچیو نبود.‬

00:06:28.120 --> 00:06:32.830
‫تا الان فکر می‌کردم اونا همیشه از همون‬
‫برخورد اول بهم مشکوک میشن،‬

00:06:32.910 --> 00:06:36.530
‫ولی اونا همیشه منطقی کسی رو انتخاب کردن‬
‫که بیشترین احتمال رو داشته‬

00:06:36.620 --> 00:06:40.490
‫که با توجه به وضعیت فعلی و اطلاعاتی‬
‫که داریم، نوسیا باشه.‬

00:06:40.830 --> 00:06:43.410
‫پس وقت اعلام حکمه.‬

00:06:43.490 --> 00:06:45.450
‫نوسیا کیه؟‬

00:06:53.410 --> 00:06:57.700
‫جینا به خواب سرد فرستاده میشه.‬

00:06:59.200 --> 00:07:03.410
‫فکر کنم... خواب همه‌تونو ببینم.‬

00:07:06.740 --> 00:07:09.700
‫نمی‌تونم بگم با این موضوع کنار اومدم.‬

00:07:09.780 --> 00:07:12.120
‫قانون قانونه.‬

00:07:12.200 --> 00:07:15.160
‫هر بار یه نفر باید به‬
‫خواب سرد فرستاده بشه.‬

00:07:17.410 --> 00:07:21.120
‫می‌دونم، ولی چرا جینا؟‬

00:07:21.160 --> 00:07:23.660
‫اینطور نبود که کار مشکوکی‬
‫کرده باشه.‬

00:07:23.740 --> 00:07:26.410
‫منم همین فکرو کردم.‬

00:07:26.490 --> 00:07:30.910
‫من... یه جورایی می‌تونم بفهمم‬
‫چرا همه جینا رو انتخاب کردن.‬

00:07:30.990 --> 00:07:32.030
‫ها؟‬

00:07:32.120 --> 00:07:33.330
‫چرا؟‬

00:07:33.580 --> 00:07:36.530
‫نوسیا ذاتاً همیشه دروغ میگه.‬

00:07:36.620 --> 00:07:38.490
‫همیشه تظاهر می‌کنه که انسانه.‬

00:07:38.580 --> 00:07:39.780
‫خب؟‬

00:07:42.160 --> 00:07:45.700
‫بیشترین چیزی که ازش می‌ترسن اینه که‬
‫یکی دستشونو بخونه.‬

00:07:45.780 --> 00:07:49.120
‫اینکه تو تناقض گیر بیفتن، یا موضعی‬
‫مخالف بقیه بگیرن.‬

00:07:49.530 --> 00:07:52.950
‫پس هر کی ساکته مشکوکه؟‬

00:07:53.030 --> 00:07:55.120
‫البته، تضمینی نیست.‬

00:07:55.160 --> 00:07:57.990
‫ولی اگه زیاد حرف نزنی،‬

00:07:58.080 --> 00:08:02.160
‫اینطور به نظر می‌رسه که داری سعی می‌کنی بقیه رو‬
‫زیر نظر بگیری و از دیدشون دور بمونی.‬

00:08:02.240 --> 00:08:05.370
‫این چیزیه که اطرافیانت‬
‫احتمالاً فکر می‌کنن.‬

00:08:05.450 --> 00:08:07.700
‫زیاد حرف زدن خطرناکه...‬

00:08:08.530 --> 00:08:10.660
‫ولی کم حرف زدن هم خطرناکه.‬

00:08:11.240 --> 00:08:13.700
‫اه، چه وضعیه.‬

00:08:16.490 --> 00:08:19.370
‫میرم یه کم بدوم تا ذهنم باز شه.‬

00:08:20.160 --> 00:08:22.160
‫اینجا باشگاه داره، درسته؟‬

00:08:22.620 --> 00:08:23.660
‫ها؟!‬

00:08:25.830 --> 00:08:28.160
‫واو، این دیگه خودشه!‬

00:08:28.490 --> 00:08:30.910
‫با اونی که تو کشتی باری بود خیلی فرق داره!‬

00:08:30.950 --> 00:08:32.080
‫کشتی باری؟‬

00:08:32.160 --> 00:08:34.330
‫آره. بهت نگفتم؟‬

00:08:34.620 --> 00:08:36.830
‫من رو یه کشتی باری کار می‌کنم‬

00:08:36.910 --> 00:08:39.410
‫و وقتی تو لیو-آن توقف کردم،‬
‫قاطی این ماجراها شدم.‬

00:08:39.490 --> 00:08:42.080
‫تازه، کامت هم یه مسافر قاچاقیه.‬

00:08:42.160 --> 00:08:43.370
‫مسافر قاچاقی؟‬

00:08:43.450 --> 00:08:46.620
‫هی! گفتی در موردش چیزی نمیگی!‬

00:08:46.700 --> 00:08:50.990
‫اوه، تو اینجایی؟ یعنی،‬
‫اشکالی نداره. این فقط یوریه.‬

00:08:51.080 --> 00:08:54.870
‫فکر کنم. به هر حال لازم نیست نگران‬
‫گیر افتادن اینجا باشم.‬

00:08:54.950 --> 00:08:56.700
‫تو هم اومدی اینجا ورزش کنی؟‬

00:08:56.780 --> 00:08:58.330
‫داشتم دوش می‌گرفتم.‬

00:08:58.780 --> 00:09:02.830
‫حدس می‌زدم ممکنه شما دو تا رو اینجا ببینم.‬

00:09:03.160 --> 00:09:05.450
‫می‌بینم که مثل همیشه تیزی.‬

00:09:05.910 --> 00:09:08.780
‫ببخشید، می‌تونی اینو برام نگه داری؟‬

00:09:13.780 --> 00:09:17.030
‫ف-فکر کنم گربهه هم داره می‌دوه...‬

00:09:20.410 --> 00:09:21.450
‫ها؟‬

00:09:23.700 --> 00:09:24.780
‫واو!‬

00:09:25.120 --> 00:09:26.620
‫هم؟ چی؟‬

00:09:26.910 --> 00:09:28.990
‫اون... طرحای رو بدنت...‬

00:09:29.080 --> 00:09:30.870
‫اوه، این؟‬

00:09:30.950 --> 00:09:32.580
‫خالکوبی یا چیزی نیست.‬

00:09:33.160 --> 00:09:35.200
‫یه نوع میکروارگانیسمه—‬

00:09:35.280 --> 00:09:37.030
‫یه کپک لزج همزیست.‬

00:09:37.370 --> 00:09:39.530
‫«کپک لزج همزیست»؟‬

00:09:39.870 --> 00:09:43.780
‫بذار بهت هشدار بدم...‬
‫وقتی بهش دست می‌زنی مراقب باش.‬

00:09:43.990 --> 00:09:46.410
‫وقتی رو بدنشه مشکلی ایجاد نمی‌کنه،‬

00:09:46.490 --> 00:09:48.330
‫ولی اگه تو رو ببلعه، می‌میری.‬

00:09:48.410 --> 00:09:49.410
‫چی؟!‬

00:09:49.700 --> 00:09:52.620
‫آره. خب، تو سیاره من...‬

00:09:53.280 --> 00:09:57.200
‫آدمای معمولی اساساً می‌تونن‬
‫ظرف چند ثانیه بمیرن.‬

00:09:57.530 --> 00:10:00.950
‫واسه همینه که چند سال اول بعد از‬
‫تولد تنهامون میذارن‬

00:10:01.280 --> 00:10:03.870
‫تا ما و کپک به هم عادت کنیم.‬

00:10:04.490 --> 00:10:08.240
‫این یه جور آزمونه که‬
‫کی می‌تونه به زندگی ادامه بده،‬

00:10:09.030 --> 00:10:13.410
‫ولی به خاطر همین کپک هم هست که‬
‫معمولاً نمی‌تونیم از سیاره‌مون خارج شیم.‬

00:10:13.490 --> 00:10:17.580
‫واسه همین کمکش کردم تا به عنوان یه مسافر‬
‫قاچاقی از سیاره فرار کنه.‬

00:10:17.660 --> 00:10:19.580
‫جوری رفتار نکن که انگار تو‬
‫تنها ناجی اینجایی!‬

00:10:19.660 --> 00:10:23.330
‫به لطف آشناهای من بود که تونستی‬
‫اون جراحی با گربه رو انجام بدی!‬

00:10:23.410 --> 00:10:27.580
‫خب، آره. منم دارم از یه‬
‫پل خطرناک رد میشم.‬

00:10:27.660 --> 00:10:30.030
‫باید در ازاش یه چیزی ازت می‌گرفتم.‬

00:10:30.120 --> 00:10:31.620
‫حالت چطوره؟‬

00:10:31.870 --> 00:10:36.280
‫بد نیستم، ولی حالا که‬
‫تو این مخمصه گیر افتادیم،‬

00:10:36.370 --> 00:10:38.490
‫باید یه مدتی همینطوری بمونم.‬

00:10:38.580 --> 00:10:40.200
‫و خیلی هم نزدیک بودم.‬

00:10:40.280 --> 00:10:43.780
‫چیپی داره سعی می‌کنه یه گربه بشه.‬

00:10:44.330 --> 00:10:45.410
‫یه گربه؟‬

00:10:46.120 --> 00:10:50.660
‫آره. ظاهراً این آرزوشه.‬
‫عجیب نیست؟‬

00:10:50.910 --> 00:10:52.660
‫اونقدرها هم عجیب نیست، هست؟‬

00:10:52.950 --> 00:10:54.450
‫تو چی فکر می‌کنی، یوری؟‬

00:10:54.530 --> 00:10:57.660
‫ها؟ من چی فکر می‌کنم...؟‬

00:10:57.740 --> 00:10:59.490
‫فکر نمی‌کنم ایده بدی باشه، فکر کنم؟‬

00:10:59.580 --> 00:11:00.700
‫درسته؟‬

00:11:00.780 --> 00:11:03.580
‫از بچگی دور و برم پر از گربه بوده،‬

00:11:03.660 --> 00:11:07.330
‫شاید واسه همینه که همیشه‬
‫از انسان بودن حس بدی داشتم.‬

00:11:07.410 --> 00:11:11.120
‫واسه همینه که الان دارم سعی می‌کنم‬
‫خودمو به بدن این گربه عادت بدم.‬

00:11:11.160 --> 00:11:13.280
‫که اینطور...‬

00:11:15.160 --> 00:11:17.120
‫ولی فوق‌العاده نیست؟‬

00:11:17.330 --> 00:11:20.120
‫واسه این کار پول جمع کرد‬
‫و واقعاً خودشو وقفش کرد.‬

00:11:20.160 --> 00:11:22.530
‫مگه قرار نیست با آرزوهات‬
‫همین کارو بکنی؟‬

00:11:22.620 --> 00:11:26.830
‫تو از خونه فرار کردی چون می‌خواستی‬
‫یه روز کاپیتان سفینه فضایی بشی، درسته؟‬

00:11:27.160 --> 00:11:28.490
‫کاپیتان سفینه فضایی؟‬

00:11:28.740 --> 00:11:33.830
‫آره. اوه، ولی اینو به بقیه نگو.‬
‫خجالت‌آوره.‬

00:11:36.280 --> 00:11:39.200
‫ده دقیقه تا پرش فضایی.‬

00:11:39.280 --> 00:11:41.410
‫فکر کنم واقعاً زمان زیادی نمونده.‬

00:11:41.700 --> 00:11:44.410
‫بعداً می‌بینمتون. امیدوارم‬
‫دوباره همو ببینیم.‬

00:11:44.780 --> 00:11:45.830
‫آره.‬

00:11:47.830 --> 00:11:50.620
‫کامت، اتاقت اون طرف نیست؟‬

00:11:50.990 --> 00:11:55.240
‫آره، ولی، یوری...‬

00:11:55.950 --> 00:11:58.370
‫تو... خیلی گنگی.‬

00:11:58.450 --> 00:12:00.330
‫گنگ؟‬

00:12:00.700 --> 00:12:03.450
‫سخته بفهمم تو فکرت چی می‌گذره.‬

00:12:03.530 --> 00:12:05.490
‫یه جورایی شبیه یه دروغی.‬

00:12:05.870 --> 00:12:08.870
‫چی؟ پس بهم مشکوکی؟‬

00:12:08.950 --> 00:12:11.580
‫هم... واقعاً مطمئن نیستم.‬

00:12:11.660 --> 00:12:14.280
‫آره، این چیزا از من خارجه، پس هر چی.‬

00:12:14.370 --> 00:12:15.410
‫می‌بینمت!‬

00:12:22.280 --> 00:12:23.410
‫یه کم پر شده.‬

00:12:36.740 --> 00:12:37.780
‫یوری...‬

00:12:38.660 --> 00:12:39.910
‫پس راچیو...‬

00:12:39.950 --> 00:12:43.120
‫بله. نمی‌تونم حضور راچیو رو حس کنم.‬

00:12:43.370 --> 00:12:45.580
‫معلوم نبود این اتفاق میفته؟‬

00:12:45.660 --> 00:12:48.580
‫دیروز زیادی حرف زد،‬

00:12:48.660 --> 00:12:51.280
‫یعنی خودشو به هدف اصلی‬
‫نوسیا تبدیل کرد.‬

00:12:51.660 --> 00:12:53.660
‫می‌خواین جلسه رو شروع کنیم؟‬

00:12:54.240 --> 00:12:56.120
‫بله، لطفاً.‬

00:13:01.330 --> 00:13:04.030
‫اول، یه چیزی هست که باید به همه‌تون بگم.‬

00:13:04.120 --> 00:13:05.870
‫دیروز در موردش چیزی نگفتم،‬

00:13:06.240 --> 00:13:09.580
‫ولی من مدرک دکتر دارم.‬

00:13:11.580 --> 00:13:12.700
‫«دکتر»؟‬

00:13:12.780 --> 00:13:16.530
‫به نظر می‌رسه که برای یه نفر‬
‫مدرک دکتر صادر شده.‬

00:13:16.910 --> 00:13:20.160
‫کس دیگه‌ای هم ادعا می‌کنه که دکتره؟‬

00:13:22.160 --> 00:13:25.160
‫به نظر نه. خیلی خب، ادامه میدم.‬

00:13:25.740 --> 00:13:30.030
‫دیروز، بعد از اینکه جینا به خواب سرد رفت،‬
‫برای واکنش نوسیا چکش کردم.‬

00:13:30.580 --> 00:13:33.160
‫نتیجه این بود که پاک بود.‬
‫جینا انسان بود.‬

00:13:33.240 --> 00:13:36.450
‫صبر کن... این قضیه دکتر چیه؟‬

00:13:36.700 --> 00:13:39.530
‫درسته. فکر کنم توضیحش ندادم.‬

00:13:39.620 --> 00:13:43.660
‫دکتر می‌تونه بگه که آیا اون شخص‬

00:13:43.740 --> 00:13:46.990
‫که روز قبل به خواب سرد فرستاده شده‬
‫انسان بوده یا نوسیا.‬

00:13:47.080 --> 00:13:49.330
‫مهندس می‌تونه یه نفر زنده رو چک کنه،‬

00:13:49.410 --> 00:13:52.990
‫و دکتر می‌تونه یه نفر که‬
‫به خواب سرد فرستاده شده رو چک کنه.‬

00:13:53.870 --> 00:13:58.620
‫اگه از اطلاعات هر دو استفاده کنیم،‬
‫باید بهمون کمک کنه وضعیتو بفهمیم.‬

00:13:59.160 --> 00:14:00.200
‫که اینطور...‬

00:14:00.620 --> 00:14:05.700
‫ولی اینکه بفهمیم جینا انسان بوده‬
‫فایده‌ای هم داره؟‬

00:14:05.990 --> 00:14:10.700
‫مطمئن نیستم مفید باشه، ولی یعنی می‌تونیم‬
‫تأیید کنیم که هم جینا و هم راچیو انسان بودن.‬

00:14:11.160 --> 00:14:16.530
‫که این یعنی بین ما شش نفر‬
‫دو تا نوسیا وجود داره.‬

00:14:16.830 --> 00:14:18.700
‫و از اون دو تا،‬

00:14:18.780 --> 00:14:24.030
‫می‌دونیم که یکیشون بین دو نفریه که‬
‫ادعای مهندسی می‌کنن—من و استلا.‬

00:14:24.280 --> 00:14:28.330
‫این یعنی اون یکی باید‬
‫بین چهار نفر باقی‌مونده باشه.‬

00:14:28.700 --> 00:14:32.240
‫این تمام چیزیه که الان می‌دونیم.‬

00:14:33.080 --> 00:14:34.530
‫این همه ماجرا نیست.‬

00:14:35.450 --> 00:14:38.620
‫استلا و یوریکو هر کدوم‬
‫‪50‬% شانس دارن که نوسیا باشن،‬

00:14:38.700 --> 00:14:41.200
‫در حالی که بقیه ما هر کدوم ‪25‬% شانس داریم.‬

00:14:41.280 --> 00:14:42.700
‫احتمالات فرق می‌کنن.‬

00:14:43.080 --> 00:14:46.410
‫پس تو این مورد باید کدومو تو اولویت قرار بدیم؟‬

00:14:47.620 --> 00:14:49.950
‫مگه راچیو دیروز نگفت‬

00:14:50.030 --> 00:14:52.950
‫که حذف کردن کسایی که ادعای‬
‫مهندسی می‌کنن احمقانه‌ست؟‬

00:14:53.030 --> 00:14:56.450
‫این یعنی امروز هم نباید به‬
‫اون دو تا رأی بدیم؟‬

00:14:56.530 --> 00:14:58.370
‫نه، اگه امروز هم اونا رو کنار بذاریم...‬

00:14:58.450 --> 00:15:00.620
‫یه نفر به خواب سرد میره،‬

00:15:00.700 --> 00:15:04.120
‫و یه نفر هم موقع پرش فضایی‬
‫توسط نوسیا مورد حمله قرار می‌گیره.‬

00:15:04.200 --> 00:15:06.160
‫اگه این اتفاق بیفته، فقط چهار نفر باقی می‌مونن.‬

00:15:06.280 --> 00:15:10.910
‫اونوقت تعداد خدمه و نوسیا‬
‫برابر میشه و کشتی تصرف میشه.‬

00:15:14.160 --> 00:15:15.240
‫ام...‬

00:15:15.580 --> 00:15:19.280
‫می‌خوام قبل از اینکه ادامه بدیم گزارشمو‬
‫بدم، اشکالی نداره؟‬

00:15:19.370 --> 00:15:21.990
‫اوه، درسته. اونو فراموش کرده بودیم.‬

00:15:22.370 --> 00:15:24.870
‫وقتی به عنوان مهندس بررسیمو انجام دادم،‬

00:15:24.950 --> 00:15:27.910
‫بی‌نظمی‌هایی تو امواج ابعادی‬
‫چیپی پیدا کردم.‬

00:15:27.950 --> 00:15:33.160
‫متأسفانه، چیپی به نوسیا آلوده شده.‬

00:15:33.950 --> 00:15:35.450
‫جداً؟‬

00:15:37.240 --> 00:15:40.450
‫پس منم گزارشمو میدم.‬

00:15:41.160 --> 00:15:44.120
‫هیچ اثری از نوسیا تو ستسو نبود.‬

00:15:44.200 --> 00:15:46.160
‫اون واقعاً یه وجود بی‌اهمیته.‬

00:15:46.240 --> 00:15:47.660
‫نمی‌تونم بگم تعجب کردم.‬

00:15:47.740 --> 00:15:49.450
‫نظرتون چیه؟‬

00:15:49.530 --> 00:15:53.080
‫این یعنی یکیشون دروغ میگه و یکیشون‬
‫راست میگه، درسته؟‬

00:15:53.160 --> 00:15:54.950
‫آره، همینطوره.‬

00:15:55.030 --> 00:15:59.120
‫ولی این همچنین تأیید می‌کنه‬
‫که ستسو دکتر واقعیه.‬

00:16:00.160 --> 00:16:01.330
‫و چرا؟‬

00:16:01.780 --> 00:16:05.660
‫بیاین فرض کنیم یوریکو مهندس واقعیه‬
‫و نتیجه‌شو درست در نظر بگیریم.‬

00:16:05.950 --> 00:16:07.660
‫تو اون سناریو، ستسو انسانه.‬

00:16:07.740 --> 00:16:09.410
‫خب، اونو می‌فهمم، ولی...‬

00:16:09.490 --> 00:16:14.160
‫و اگه فرض کنیم استلا مهندس واقعیه‬
‫و نتیجه‌شو درست در نظر بگیریم،‬

00:16:14.240 --> 00:16:15.780
‫یعنی چیپی نوسیاست—‬

00:16:16.160 --> 00:16:19.660
‫و اون یکی مهندس،‬
‫یوریکو، نوسیای دیگه‌ست.‬

00:16:19.740 --> 00:16:22.660
‫که در اون صورت، همه به جز‬
‫اون دو نفر انسانن.‬

00:16:22.740 --> 00:16:25.780
‫پس تو هر دو سناریو، ستسو انسانه.‬

00:16:26.080 --> 00:16:27.160
‫که اینطور...‬

00:16:27.280 --> 00:16:31.870
‫خب، یوریکو یا استلا...‬
‫کدومشون نوسیاست؟‬

00:16:31.950 --> 00:16:33.450
‫فکر کن...‬

00:16:33.910 --> 00:16:36.370
‫چرا یوریکو ستسو رو چک کرد؟‬

00:16:36.450 --> 00:16:38.280
‫استلا چیپی رو چک کرد.‬

00:16:38.370 --> 00:16:40.450
‫باید یه دلیلی داشته باشه...‬

00:16:40.910 --> 00:16:42.530
‫یه جور سرنخ...‬

00:16:42.620 --> 00:16:46.160
‫متأسفانه، چیپی به نوسیا آلوده شده.‬

00:16:46.410 --> 00:16:47.530
‫جداً؟‬

00:16:48.280 --> 00:16:49.530
‫همینه.‬

00:16:50.490 --> 00:16:51.620
‫من...‬

00:16:52.120 --> 00:16:53.990
‫فکر می‌کنم یوریکو مشکوکه.‬

00:16:55.450 --> 00:16:57.580
‫اوهو... ادامه بده.‬

00:16:57.660 --> 00:16:59.370
‫داشتم فکر می‌کردم.‬

00:16:59.450 --> 00:17:04.870
‫اگه یوریکو و استلا نوسیا بودن،‬
‫چطور سعی می‌کردن ما رو گول بزنن؟‬

00:17:05.240 --> 00:17:07.910
‫یوریکو گزارش داد که ستسو انسانه.‬

00:17:07.990 --> 00:17:11.030
‫ولی این فقط بعد از این بود که ستسو‬
‫اعلام کرد که دکتره.‬

00:17:11.370 --> 00:17:13.160
‫نمی‌تونیم این احتمال رو رد کنیم‬

00:17:13.240 --> 00:17:15.870
‫که از اون موقعیت به نفع خودش استفاده کرده‬
‫تا ما باورش کنیم.‬

00:17:16.450 --> 00:17:20.490
‫در همین حال، استلا گزارش داد‬
‫که چیپی نوسیاست.‬

00:17:21.370 --> 00:17:23.120
‫حد خودتو بدون.‬

00:17:23.200 --> 00:17:29.120
‫اون مشخصاً داره سعی می‌کنه یه انسانو به‬
‫خواب سرد بفرسته تا بتونه کشتی رو تصرف کنه.‬

00:17:29.160 --> 00:17:31.160
‫نیتش کاملاً واضحه.‬

00:17:32.280 --> 00:17:34.160
‫- استلا.‬
‫- بله؟‬

00:17:34.280 --> 00:17:36.950
‫چی شد که تصمیم گرفتی چیپی رو بررسی کنی؟‬

00:17:37.030 --> 00:17:38.580
‫می‌تونی دلیلشو بهمون بگی؟‬

00:17:38.950 --> 00:17:39.990
‫بله.‬

00:17:40.080 --> 00:17:43.530
‫اول، تصمیم گرفتم یوریکو رو بررسی نکنم.‬

00:17:43.620 --> 00:17:45.780
‫چون حتی اگه نوسیا باشه،‬

00:17:45.870 --> 00:17:50.160
‫از دیدگاه من، این فقط‬
‫تأیید یه چیز واضح می‌بود.‬

00:17:50.240 --> 00:17:51.780
‫چرا؟‬

00:17:51.870 --> 00:17:55.410
‫هر دوتاشون اومدن و ادعا کردن‬
‫که مهندس واقعی هستن،‬

00:17:55.490 --> 00:17:58.200
‫پس البته که می‌دونن اون یکی تقلبیه.‬

00:17:58.280 --> 00:18:00.700
‫پس، چرا منو چک کردی؟‬

00:18:00.950 --> 00:18:03.700
‫خب... دلیل خاصی نداشت...‬

00:18:03.990 --> 00:18:06.990
‫دیدی؟ جواب منسجمی نداره.‬

00:18:07.080 --> 00:18:07.990
‫نه.‬

00:18:08.080 --> 00:18:10.990
‫من در واقع فکر می‌کنم این‬
‫واکنش درستیه.‬

00:18:11.080 --> 00:18:14.120
‫ما آدما اطلاعات زیادی‬
‫برای کار کردن نداریم.‬

00:18:15.450 --> 00:18:18.780
‫فکر کنم بالاخره تو یه بره ساده نیستی.‬

00:18:18.990 --> 00:18:20.870
‫منم می‌خوام همین سوالو ازت بپرسم.‬

00:18:20.950 --> 00:18:23.120
‫چرا تصمیم گرفتی ستسو رو چک کنی؟‬

00:18:24.080 --> 00:18:25.450
‫ساده‌ست.‬

00:18:25.530 --> 00:18:29.370
‫اون راوی‌ایه که جلسات این‬
‫کشتی رو هدایت می‌کرده.‬

00:18:29.450 --> 00:18:32.620
‫معتقدم این دلیل کافیه که‬
‫اول اونو بررسی کنم.‬

00:18:33.030 --> 00:18:36.700
‫درسته که جلسات می‌تونن‬
‫بسته به اینکه‬

00:18:36.780 --> 00:18:38.780
‫ستسو انسان باشه یا نوسیا، خیلی تغییر کنن.‬

00:18:41.030 --> 00:18:43.410
‫خب؟ اون همه روحیه‌ت کجا رفت؟‬

00:18:43.490 --> 00:18:46.120
‫می‌خوای پرچم سفیدو بالا ببری‬
‫و همین الان تسلیم شی؟‬

00:18:46.530 --> 00:18:50.240
‫استدلالت واقعاً منطقیه.‬

00:18:50.330 --> 00:18:52.160
‫ولی دقیقاً همونطور که فکر می‌کردم.‬

00:18:52.530 --> 00:18:54.910
<i>‫توضیحاتت زیادی کامل بود.‬</i>

00:18:54.990 --> 00:18:58.030
‫به نظر من، انگار از اول آماده کرده بودی‬
‫که ازش استفاده کنی،‬

00:18:58.120 --> 00:19:02.160
‫تا بتونی از ریسک لو رفتن‬
‫به عنوان نوسیا جلوگیری کنی.‬

00:19:02.240 --> 00:19:03.240
‫ریسک؟‬

00:19:03.580 --> 00:19:05.950
‫آره. فقط بهش فکر کن.‬

00:19:06.030 --> 00:19:08.410
‫اگه استلا اتفاقی نوسیا بود،‬

00:19:08.490 --> 00:19:12.450
‫گفتن اینکه چیپی نوسیاست‬
‫اونو هم به خطر می‌انداخت.‬

00:19:12.780 --> 00:19:14.120
‫که اینطور.‬

00:19:14.200 --> 00:19:16.530
‫ها؟ اصلاً نمی‌فهمم.‬

00:19:16.780 --> 00:19:22.410
‫اعلام نتیجه نوسیا یعنی‬
‫اون شخصو دشمن خودت کنی.‬

00:19:22.490 --> 00:19:23.660
‫دقیقاً.‬

00:19:23.740 --> 00:19:26.330
‫از اونجایی که استلا گفت مهندسه،‬

00:19:26.410 --> 00:19:30.080
‫اون همین الانش مهندس فرضی دیگه،‬
‫یوریکو، رو دشمن خودش کرده.‬

00:19:30.580 --> 00:19:33.620
‫حالا چیپی رو هم علاوه بر اون دشمن خودش کرده.‬

00:19:33.950 --> 00:19:35.580
‫فقط شش نفر از ما باقی مونده،‬

00:19:35.660 --> 00:19:38.410
‫و اون کاری کرده که‬
‫دو رأی مخالف رو تضمین می‌کنه.‬

00:19:39.910 --> 00:19:42.740
‫اگه استلا نوسیا بود،‬

00:19:42.830 --> 00:19:47.990
‫نمی‌تونم تصور کنم که وقتی می‌تونست هر چقدر‬
‫دلش می‌خواد دروغ بگه، اینقدر ریسک کنه.‬

00:19:48.370 --> 00:19:49.660
‫یوری...‬

00:19:50.700 --> 00:19:52.120
‫احمق.‬

00:19:52.160 --> 00:19:55.030
‫تو چشماتو از حقیقتی که‬
‫درست جلوته بستی‬

00:19:55.120 --> 00:19:57.200
‫و کورکورانه یه فرضیه رو قبول کردی.‬

00:19:57.490 --> 00:20:01.620
‫این شبیه استدلال نیست.‬
‫بیشتر شبیه اینه که هول کردی.‬

00:20:00.200 --> 00:20:10.200
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:03.990 --> 00:20:07.660
‫اگه همین الان یه انسانو به خواب سرد بفرستیم،‬

00:20:07.740 --> 00:20:10.620
‫فردا دو تا نوسیا و دو تا‬
‫انسان خواهیم داشت.‬

00:20:10.950 --> 00:20:13.080
‫اون موقع، بازی تمومه.‬

00:20:15.910 --> 00:20:20.490
‫رأی‌گیری تموم شد. شش رأی معتبر.‬

00:20:20.580 --> 00:20:22.910
‫میزان مشارکت ‪100‬% است.‬

00:20:22.990 --> 00:20:24.910
‫حالا آرا شمرده میشن.‬

00:20:33.240 --> 00:20:34.870
‫تصمیم گرفته شد.‬

00:20:34.950 --> 00:20:38.530
‫یوریکو به خواب سرد فرستاده میشه.‬

00:20:42.120 --> 00:20:43.990
‫شما انسان‌های بی‌اهمیت...‬

00:20:48.780 --> 00:20:51.950
‫راه دیگه‌ای نیست.‬
‫من منجمد میشم.‬

00:20:52.950 --> 00:20:55.830
‫فکر نمی‌کنی بهتره بهمون بگی؟‬

00:20:56.160 --> 00:20:58.450
‫که آیا تصمیم درستی گرفتیم یا نه.‬

00:21:00.240 --> 00:21:03.990
‫می‌تونین خودتون بفهمین.‬

00:21:04.700 --> 00:21:06.160
‫تو.‬

00:21:06.240 --> 00:21:07.950
‫ها؟ من؟‬

00:21:08.280 --> 00:21:11.490
‫میگن که تو این جهان پهناور،‬

00:21:11.580 --> 00:21:14.330
‫دنیاهای بی‌پایان و امکانات‬
‫بی‌پایانی وجود داره.‬

00:21:14.410 --> 00:21:19.660
‫شاید یه نسخه دیگه از تو و یه نسخه‬
‫دیگه از من دوباره همدیگه رو ببینن.‬

00:21:20.200 --> 00:21:22.080
‫احساس می‌کنم ممکنه این اتفاق بیفته.‬

00:21:32.030 --> 00:21:33.120
‫هی.‬

00:21:34.330 --> 00:21:35.450
‫چیپی...‬

00:21:38.080 --> 00:21:40.200
‫فکر کنم این کیش و ماته؟‬

00:21:40.280 --> 00:21:42.950
‫تو خیلی تیزی، ستسو. همینه.‬

00:21:43.030 --> 00:21:47.660
‫فردا، وقتی من یوریکو رو چک کنم و‬
‫بفهمم که نوسیا بوده،‬

00:21:47.740 --> 00:21:50.870
‫تأیید میشه که استلا‬
‫مهندس واقعیه.‬

00:21:51.280 --> 00:21:52.330
‫این یعنی...‬

00:21:52.450 --> 00:21:56.160
‫گزارش استلا که من نوسیا هستم‬

00:21:57.370 --> 00:21:59.450
‫هم تأیید میشه.‬

00:22:01.830 --> 00:22:06.700
‫فکر کردم می‌تونم امشب ستسو رو‬
‫حذف کنم و یه جوری درستش کنم،‬

00:22:06.950 --> 00:22:10.240
‫ولی این در نهایت فقط به‬
‫همون نتیجه ختم می‌شد.‬

00:22:12.780 --> 00:22:14.490
‫تا وقتی که یوری اینجاست.‬

00:22:14.990 --> 00:22:16.120
‫خب، می‌بینمت.‬

00:22:18.530 --> 00:22:21.370
‫ببخشید، رفیق. نمی‌خواستم‬
‫تو رو تو این مخمصه بکشونم.‬

00:22:21.990 --> 00:22:23.370
‫چیپی...‬

00:22:23.450 --> 00:22:25.330
‫راستش خیلی عجیبه.‬

00:22:25.410 --> 00:22:27.780
‫خوردن، خوابیدن و زنده موندن‬
‫تمام چیزی بود که برای خوشحالی لازم داشتم.‬

00:22:27.870 --> 00:22:30.080
‫حداقل، اینطور فکر می‌کردم.‬

00:22:30.160 --> 00:22:35.120
‫ولی حتی بعد از اینکه نوسیا شدم،‬
‫میل من به گربه شدن یهو تغییر نکرد.‬

00:22:37.620 --> 00:22:41.120
‫شماها بردین. شما زنده موندین.‬

00:22:41.160 --> 00:22:43.080
‫مطمئن شین که هیچ پشیمونی‌ای ندارین.‬

00:22:47.080 --> 00:22:48.370
‫چیپی!‬

00:22:50.450 --> 00:22:51.830
‫متأسفم.‬

00:22:53.370 --> 00:22:54.780
‫دلیلی نداره عذرخواهی کنی.‬

00:22:54.870 --> 00:22:59.530
‫نه. برخلاف تو، من... ام...‬

00:23:00.490 --> 00:23:03.620
‫برای من آخرش نیست!‬
‫حتی اگه گند بزنم...‬

00:23:03.700 --> 00:23:04.870
‫و با این حال...‬

00:23:05.490 --> 00:23:07.080
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟‬

00:23:07.160 --> 00:23:10.030
‫آه، خب... من...‬

00:23:16.080 --> 00:23:17.370
‫میگه: «تمام تلاشتو بکن».‬

00:23:18.950 --> 00:23:19.990
‫می‌کنم.‬

00:23:30.080 --> 00:23:32.450
‫حضور نوسیا ناپدید شده.‬

00:23:36.580 --> 00:23:40.240
‫هر دومون هنوز راه درازی در پیش داریم.‬

00:23:41.620 --> 00:23:42.700
‫آره.‬

00:24:05.080 --> 00:24:06.370
‫صبر کن...‬

00:24:06.450 --> 00:24:09.330
‫همه تو اتاق کنترل اصلی‬
‫جمع نشدن؟‬

00:24:09.354 --> 00:24:21.354
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:24.160 --> 00:24:25.280
‫هم؟‬