﻿WEBVTT

00:00:00.740 --> 00:00:06.440
این مستند حاوی تصاویری از عکس‌های آرشیوی و صحنه‌های نمایشی از جنگ است
که ممکن است برای برخی بینندگان مناسب نباشد

00:00:06.564 --> 00:00:10.364
توصیه می‌شود بینندگان احتیاط کنند

00:00:13.288 --> 00:00:19.312
شایلو، ایالت تنسی
ششم آپریل 1862

00:00:19.336 --> 00:00:24.336
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:29.360 --> 00:00:33.360
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:59.364 --> 00:01:00.665
!یاغی‌ها

00:01:03.789 --> 00:01:04.789
!یاغی‌ها

00:01:05.813 --> 00:01:07.208
از سمت جنگل دارن میان

00:01:07.233 --> 00:01:10.027
!یاغی‌ها
!سمت چپ

00:02:06.135 --> 00:02:07.966
زخمت عمیقه سرباز؟

00:02:08.707 --> 00:02:10.037
فقط یه خراشه، قربان

00:02:11.357 --> 00:02:12.425
پس میتونی بجنگی؟

00:02:17.006 --> 00:02:18.473
بیاین پسرا

00:02:18.846 --> 00:02:21.186
جمع شید
من پشتتونم

00:02:33.497 --> 00:02:35.550
 آدما اخلاقیات خاص خودشون رو دارن

00:02:36.536 --> 00:02:42.167
یکی از اخلاقیات من همیشه این بوده
که وقتی جایی میرم یا کاری میکنم

00:02:42.521 --> 00:02:47.907
تا وقتی که کاری که میخواستم رو انجام ندادم
هرگز برنگردم یا متوقف نشم

00:02:49.406 --> 00:02:50.509
 ژنرال گرانت

00:02:50.986 --> 00:02:52.142
 شرمن

00:02:53.855 --> 00:02:55.821
امروز روز سختی داشتیم مگه نه؟

00:03:01.956 --> 00:03:03.815
ولی فردا شکستشون میدیم

00:03:09.282 --> 00:03:13.068
  افراد کمی هستند که واقعا
 بدانند یولیسیز اس گرانت که بود

00:03:14.465 --> 00:03:17.549
 امروز این احساس وجود داره
که او فراموش شده

00:03:18.839 --> 00:03:21.530
او در طول سال‌ها
با القاب زیادی خوانده شده

00:03:22.242 --> 00:03:24.181
بزرگترین ژنرال زمان خود

00:03:24.724 --> 00:03:26.517
  نابغه نظامی

00:03:26.986 --> 00:03:28.379
 قصابی بی رحم

00:03:28.749 --> 00:03:30.481
رئیس جمهوری فاسد

00:03:30.812 --> 00:03:33.771
آدم مست جنگ‌طلبی
که با خوش شانسی موفق می‌شد

00:03:34.706 --> 00:03:35.798
او شانسی موفق نمی‌شد

00:03:36.857 --> 00:03:43.420
یولیسیز اس گرنت یک فرد کاملا معمولی، متواضع
و از یک خانواده فقیر پر از سختی بود

00:03:43.793 --> 00:03:46.772
با سختی‌های زیاد
و شکست‌های متعدد در زندگی‌اش روبه رو شد

00:03:47.159 --> 00:03:51.641
اما او یک اراده قوی
و ذهنیتی سرسخت دارد

00:03:52.057 --> 00:03:55.923
این مرد از هیچ شروع می‌کند
و به بالاترین مقام‌های ارتش اتحادیه می‌رسد

00:03:56.928 --> 00:03:59.264
 در جنگ‌های خونین
و وحشتناک می جنگد

00:03:59.530 --> 00:04:01.740
با اراده‌ای شکست‌ناپذیر

00:04:02.054 --> 00:04:03.315
 تا اتحادیه را نجات دهد

00:04:03.598 --> 00:04:05.082
تا کشورش را التیام بخشد

00:04:05.228 --> 00:04:08.803
 تا کشور را
به سوی عدالت برای همگان هدایت کند

00:04:09.428 --> 00:04:14.415
او قهرمان غیرقهرمانانه بزرگ‌ترین
حماسه ملی ما در جنگ داخلی آمریکا است

00:04:14.817 --> 00:04:16.688
این داستانی واقعا آمریکایی است

00:04:17.328 --> 00:04:19.545
نه تنها از نظر میهن‌پرستی به کشور

00:04:19.570 --> 00:04:23.573
بلکه برای ارزش‌هایی که ما هستیم
و آرزو داریم که باشیم

00:04:24.795 --> 00:04:29.537
"گرانت"
ترجمه از آرش تقدسی

00:04:30.701 --> 00:04:34.528
خاطرات شخصی یو اس گرانت
فصل اول"  نسب - تولد - کودکی"

00:04:35.094 --> 00:04:36.614
خانواده من آمریکایی هستند

00:04:37.477 --> 00:04:39.417
 و نسل‌ها است که چنین بوده‌اند

00:04:42.458 --> 00:04:48.656
در آغاز جنگ انقلاب آمریکا
پدربزرگم به ارتش قاره‌ای پیوست

00:04:49.130 --> 00:04:52.487
او در نبرد بانکر هیل حضور داشت
(نبرد بانکر هیل در تاریخ ۱۷ ژوئن ۱۷۷۵ در حین محاصره بوستون اتفاق افتاد)

00:04:54.694 --> 00:04:59.204
من در 27 آوریل 1882 در اوهایو متولد شدم

00:05:00.378 --> 00:05:03.510
در حالی که پدرم
 به ساخت و تولید چرم مشغول بود

00:05:03.937 --> 00:05:05.844
من از این شغل متنفر بودم

00:05:06.204 --> 00:05:08.791
یولیس، بیا اینجا

00:05:10.611 --> 00:05:14.310
برای اون کره اسب، 20 دلار پیشنهاد بده
 ارزشش همین قدره

00:05:15.143 --> 00:05:19.212
اگر آقای رالستون قبول نکرد
اون موقع 25 دلار پیشنهاد بده

00:05:19.953 --> 00:05:21.506
گند نزن به معامله

00:05:25.455 --> 00:05:28.768
آقای رالستونی که چند مایل
با روستا فاصله داشت زندگی می‌کرد

00:05:28.793 --> 00:05:31.713
صاحب کره اسبی بود
 که خیلی میخواستمش

00:05:36.446 --> 00:05:37.316
خب؟

00:05:37.704 --> 00:05:40.649
پدرم گفت میتونم
برای کره اسب 20 دلار پیشنهاد بدهم

00:05:42.015 --> 00:05:45.171
اما اگر قبول نکردین
میتونم 25 دلار پیشنهاد بدم

00:05:49.945 --> 00:05:51.545
پس همون 25 دلار پسر

00:05:54.005 --> 00:05:57.703
 اون معامله برام خیلی سخت بود

00:05:57.823 --> 00:05:59.501
یولیسیز
یولیسیز

00:05:59.526 --> 00:06:02.359
بیشتر شبیه به بی‌مصرف
گرانت بی مصرف

00:06:04.986 --> 00:06:07.742
گرانت در کودکی
 هیچ استعدادی از خود نشان نداد

00:06:08.228 --> 00:06:12.471
بچه‌های محلی به جای یولیسیز گرانت
او را گرانت بی‌مصرف صدا می‌کردند

00:06:13.575 --> 00:06:18.706
گرانت احتمالا با وجود پدری مستبد
دوران کودکی خوبی نداشت

00:06:18.913 --> 00:06:21.693
یولیسیز واقعا
هیچ وجه مشترکی با پدرش نداشت

00:06:21.866 --> 00:06:23.842
او نمی‌خواست در کسب‌وکار خانوادگی کار کند

00:06:24.196 --> 00:06:25.507
از دباغ‌خانه خوشش نمیومد

00:06:25.900 --> 00:06:29.160
از بوی آن نفرت داشت
از دیدن خون حالش بد میشد

00:06:29.160 --> 00:06:31.820
اصلا اون کار را دوست نداشت
اما عاشق اسب‌ها بود

00:06:31.845 --> 00:06:34.655
او در سنین بسیار کم
 به یک اسب‌سوار ماهر تبدیل شد

00:06:34.999 --> 00:06:37.847
و این مهارت در آینده
 بسیار به او کمک خواهد کرد

00:06:38.360 --> 00:06:41.580
پدرش فکر می‌کرد: با یولیسیز چه کنم؟

00:06:41.605 --> 00:06:45.034
و توانست برای او موقعیتی برای ورود
 به آکادمی نظامی وست پوینت فراهم کند

00:06:45.794 --> 00:06:53.851
اما ظاهرا بدون اطلاع اولیس درخواست داده بود
و زمانی که نامه پذیرش رسید، پدرش به او گفت تو پذیرفته شدی

00:06:53.876 --> 00:06:57.711
یولسیز پرسید: برای چه چیزی پذیرفته شدم؟
برای وست پوینت. قرار است به وست پوینت بروی

00:06:58.162 --> 00:07:03.220
یولیسیز پاسخ داد من واقعا نمی‌خواهم بروم
اما پدرش گفت باید بروی

00:07:03.811 --> 00:07:07.975
و در نهایت او به وست پوینت رفت
اما یولیسیز اصلا تمایلی به سرباز شدن نداشت

00:07:09.026 --> 00:07:16.765
من حتی از یک تصادف قطار یا هر حادثه‌ای که ممکن بود
به من آسیبی موقت وارد کنه و باعث بشه

00:07:16.790 --> 00:07:19.928
که برای ورود به آکادمی
 واجد شرایط نباشم خوشحال میشدم

00:07:20.633 --> 00:07:23.796
اما همچین اتفاقی نیفتاد و من مجبور شدم
شرایط رو بپذیرم

00:07:24.443 --> 00:07:25.329
قربان

00:07:26.012 --> 00:07:27.201
یک اشتباهی شده

00:07:28.762 --> 00:07:30.678
"این نامه نوشته "یولیسیز اس. گرانت

00:07:31.153 --> 00:07:32.964
اما اسم من "یولیسس اچ. گرانت" هست

00:07:38.264 --> 00:07:42.220
شما رسما با نام
یولیسز اس. گرانت" پذیرفته شدین"

00:07:42.719 --> 00:07:44.105
خب، این اسم اشتباهه

00:07:46.698 --> 00:07:48.552
 این همان اسمیه که ثبت شده است

00:07:49.325 --> 00:07:50.299
...و این اسمیه

00:07:50.940 --> 00:07:52.323
که از این به بعد خواهید داشت

00:07:54.357 --> 00:07:55.145
ام..

00:07:55.733 --> 00:07:56.747
بله قربان

00:07:59.951 --> 00:08:01.369
بزار ببینمش

00:08:04.381 --> 00:08:06.765
یولیسیز اس. گرانت

00:08:07.664 --> 00:08:09.314
لانگ‌استریت
اسم این یارو یو اس. گرانته

00:08:09.896 --> 00:08:12.052
اسم بسیار خوبیه
 اگر تا به حال دیده باشی

00:08:12.316 --> 00:08:13.412
عمو سم گرانت

00:08:14.111 --> 00:08:15.225
...خب، سم

00:08:15.470 --> 00:08:16.882
من ویلیام تکامسه شرمن هستم

00:08:17.057 --> 00:08:19.353
اینجا جیمز لانگ‌استریت
 از کارولینای جنوبیه، پیت صداش کن

00:08:19.884 --> 00:08:21.385
خوشوقتم، آقا
حالتون چطوره؟

00:08:21.712 --> 00:08:23.044
 به وست پوینت خوش اومدی

00:08:24.957 --> 00:08:29.111
حروف اختصاری یولیسیز اس. گرانت
(در واقع کاملا تصادفیه (اشاره به حروف کشور آمریکا

00:08:29.136 --> 00:08:33.573
وقتی این نام ظاهر شد
همکلاسی‌هایش فورا شروع به ساختن لقب کردند

00:08:33.598 --> 00:08:36.004
بهش میگفتن ایالات متحده گرنت
عمو سم گرنت

00:08:36.029 --> 00:08:38.351
و در نهایت اسم سم با او ماند

00:08:39.400 --> 00:08:46.605
اگر در وست پوینت حضور پیدا می‌کردید
 در آن زمان شما فردی بسیار برجسته در ایالات متحده آمریکا بودید

00:08:46.803 --> 00:08:52.938
 تقریبا همه فرماندهان ارشد جنگ داخلی از هر
دو طرف از وست پوینت فارغ ‌التحصیل شده بودند

00:08:53.138 --> 00:08:55.146
...در شمال، شرمن

00:08:55.171 --> 00:08:58.507
مک‌کللن، شرایدن و مید را داشتید

00:08:58.846 --> 00:09:01.145
...در جنوب، استون‌وال جکسون

00:09:01.145 --> 00:09:03.564
...لانگ‌استریت، جب استوارت

00:09:03.564 --> 00:09:05.038
رابرت ای. لی را داشتید

00:09:05.203 --> 00:09:10.492
لی دومین نفر در کلاس خود بود یکی از معدود
دانشجویانی در تاریخ که هیچ نمره منفی نداشت

00:09:11.128 --> 00:09:13.692
بسیار مهم بود که گرانت در وست پوینت

00:09:13.972 --> 00:09:16.923
با بسیاری از فرماندهان آینده جنگ داخلی آشنا شد

00:09:17.294 --> 00:09:21.913
شناخت نزدیک او از شخصیت‌هایشان
به او اعتمادبه‌نفس میداد

00:09:21.938 --> 00:09:26.126
وقتی که آنها را در طرف مقابل میدان نبرد میدید

00:09:26.839 --> 00:09:30.532
گرانت دانشجوی نمونه‌ای نبود
و نمرات منفی زیادی داشت

00:09:30.812 --> 00:09:36.219
در وسط کلاس قرار داشت. همان‌طور
که بعدها اعتراف کرد، بیشتر رمان می‌خواند

00:09:36.514 --> 00:09:38.430
 اما در ریاضیات خوب بود

00:09:38.455 --> 00:09:42.901
از کلاس‌های هنر
و کلاس‌های نقشه‌کشی لذت می‌برد

00:09:43.020 --> 00:09:45.262
و در اسب‌سواری بسیار عالی بود

00:09:45.468 --> 00:09:47.562
او می‌توانست تقریبا هر اسبی را رام کند

00:09:50.103 --> 00:09:53.447
وقتی گرانت فارغ‌التحصیل شد
 متاسفانه برای او

00:09:53.472 --> 00:09:56.600
هیچ جایگاهی در سواره‌نظام ایالات متحده نبود

00:09:56.991 --> 00:10:02.672
و بهترین سوارکار آن کلاس فارغ‌التحصیلی
خاص در نهایت به پیاده‌نظام پیوست

00:10:02.873 --> 00:10:06.562
برای انجام وظیفه در پادگان جفرسون
سن‌لوئیس گزارش دادم

00:10:06.744 --> 00:10:09.862
در وست پوینت
هم‌اتاقی‌ای به نام فرد دنت داشتم

00:10:10.395 --> 00:10:13.912
که خانواده‌اش حدود پنج مایل
 غرب پادگان زندگی می‌کردند

00:10:14.799 --> 00:10:18.499
"خیلی زود راه خودم رو به "وایت هیون
ملک دنت پیدا کردم

00:10:19.290 --> 00:10:23.043
چون اون خانواده رو به خودم نزدیک میدیدم
دیدارهام بیشتر شد

00:10:26.464 --> 00:10:29.381
 خانواده دنت
خانواده‌ای برده‌دار بودند

00:10:29.406 --> 00:10:31.354
حدودا 30 برده داشتند

00:10:33.114 --> 00:10:38.950
هیچ مدرکی وجود ندارد که گرانت در آن زمان احساس
ناراحتی با بردگان خانواده دنت داشته باشد

00:10:39.060 --> 00:10:42.816
طبق اعترافات بعدی خودش
او ضدبرده داری نبود

00:10:43.975 --> 00:10:50.142
در زمان گرانت در میزوری، تمام آمریکا
بر سر مسئله برده‌داری تقسیم شده بود

00:10:51.315 --> 00:10:58.667
ایالات متحده درگیر چیزی بود که من می‌گویم
نوعی توهم که میتوانی وحدت ملی را حفظ کنی

00:10:58.692 --> 00:11:01.494
اگر تعادل بین ایالت‌های دارای برده داری
و ایالت های آزاد را ایجاد کنی

00:11:02.252 --> 00:11:08.061
بردگان سیاه‌پوست بزرگ‌ترین دارایی افراد
 در این کشور بودند

00:11:08.632 --> 00:11:13.107
 و بسیاری از
آمریکایی‌ها می‌خواستند حق برده‌داری را حفظ کنند

00:11:13.132 --> 00:11:16.427
و وقتی می‌گویم برده‌داری
من از حق جدایی خانواده‌ها صحبت می‌کنم

00:11:16.452 --> 00:11:19.002
از حق فروش مادر کسی، یا
فرزند کسی صحبت می‌کنم

00:11:19.027 --> 00:11:20.855
برای حق شکنجه انسان‌ها

00:11:21.469 --> 00:11:23.179
پس مسئله برده‌داری

00:11:23.553 --> 00:11:25.412
و وحشت‌های این سیستم

00:11:25.584 --> 00:11:30.336
مربوط به مسیری بود که
ملت از نظر اقتصادی و اخلاقی طی می‌کرد

00:11:31.216 --> 00:11:35.805
پدر گرانت، جسی
مخالف بزرگ برده‌داری بود

00:11:36.173 --> 00:11:38.759
او بسیار در مورد
عقاید و باورهایش صریح بود

00:11:39.065 --> 00:11:46.616
پس گرانت  از تنش‌های طولانی مدت بین
 ایالت‌های برده‌دار و غیر برده‌دار کاملا آگاه بود

00:11:48.583 --> 00:11:52.729
در وست پوینت، او دوست
برده‌داران بود

00:11:52.829 --> 00:11:55.124
بسیاری از آن‌ها
نزدیک‌ترین دوستان او شدند

00:11:56.040 --> 00:11:59.044
گرانت قطعا بخشی
از آن تنش بود

00:12:03.298 --> 00:12:05.866
وایت هیون"  ملک دنت"
سال 1843

00:12:05.891 --> 00:12:07.963
گرانت، هنوز با خواهرم جولیا ملاقات نکردی

00:12:08.435 --> 00:12:12.358
جولیا، این سم هست
یعنی یولیسیز گرانت

00:12:16.462 --> 00:12:18.779
  هنوز صحبت نکردی، ستوان گرانت

00:12:19.524 --> 00:12:20.681
این گرانت خودمونه

00:12:20.706 --> 00:12:23.494
می‌بینی که اون میتونه
به چند زبان سکوت کنه

00:12:24.234 --> 00:12:29.353
گرانت، که در آن زمان دنبال دوست‌دختر
یا همسر نمی‌گشت

00:12:29.766 --> 00:12:33.311
مثل همه از عاشق شدنش متعجب بود

00:12:35.823 --> 00:12:38.579
با این حال، جولیا دنت
دختر یک مالک برده است

00:12:39.757 --> 00:12:42.741
این موضوع برای گرانت مشکلاتی ایجاد
می‌کند باعث درگیری زیادی می‌شود

00:12:43.431 --> 00:12:46.904
چون جسی گرانت ضد برده‌داری بود
و فردریک دنت مالک برده

00:12:47.352 --> 00:12:49.290
خانواده‌ها به شدت مخالف بودند

00:12:50.783 --> 00:12:54.117
بنابراین گرانت
نامزدی مخفیانه‌ای با جولیا دارد

00:12:54.343 --> 00:12:57.168
و قرار بود موضوع را با
سرهنگ دنت مطرح کنند

00:12:57.853 --> 00:13:02.774
اما به دلیل اعزام او به جنگ مکزیک و
آمریکا این موضوع بی‌نهایت به تعویق افتاد

00:13:06.631 --> 00:13:13.929
دلیل اصلی که به جنگ مکزیک منجر شد
برنامه توسعه غربی ایالات متحده به قلمرو مکزیک

00:13:14.649 --> 00:13:20.540
 همراه با سیاست خارجی فوق‌العاده
تهاجمی برای متحد کردن کشور تا کالیفرنیا بود

00:13:20.565 --> 00:13:22.948
که منطقه مهمی در ساحل غربی بود

00:13:23.696 --> 00:13:27.692
مکزیک مانع راه بود
پس ارتش وارد عمل شد

00:13:28.548 --> 00:13:33.414
یولیسیز اس. گرانت به عنوان مسئول
تدارکات منصوب شد یعنی افسر تدارکات بود

00:13:33.607 --> 00:13:37.909
گرانت یک مسئول تدارکات برجسته بود
و به بسیار درگیر مسائل هست

00:13:38.267 --> 00:13:40.901
اما او مشتاق است که به جنگ وارد شود

00:13:42.169 --> 00:13:44.994
او یک فارغ‌التحصیل 25 ساله
از وست پوینت است

00:13:45.455 --> 00:13:48.848
که فرصتی برای
ساختن نامی برای خود دارد

00:13:49.180 --> 00:13:51.683
مونتری، مکزیک
بیست سوم سپتامبر سال 1846

00:14:00.441 --> 00:14:02.004
...پیامی به سرهنگ گارلند

00:14:02.413 --> 00:14:06.533
من با احترام به واگذاری وظایف
... مسئول تدارکات به بنده، اعتراض دارم

00:14:07.742 --> 00:14:12.906
 که من رو از شرکت در خطرات و افتخارات
خدمت با یگانم در خط مقدم محروم می‌کند

00:14:14.916 --> 00:14:16.694
!مهمات میخوام
 !بله، قربان

00:14:28.794 --> 00:14:29.800
!مهمات میخوام

00:14:30.684 --> 00:14:32.099
!مهمات میخوام

00:14:32.136 --> 00:14:33.680
!مهمات، همین حالا

00:14:34.028 --> 00:14:35.207
 !داوطلب میخوایم

00:14:35.869 --> 00:14:37.506
!داوطلب میخوایم

00:14:39.900 --> 00:14:40.918
من داوطلب میشم

00:14:40.943 --> 00:14:43.280
گرانت، تو مسئول تدارکات هستی
لازم نیست این کار رو بکنی

00:14:43.305 --> 00:14:44.880
...تو یک داوطلب خواستی

00:14:45.367 --> 00:14:46.681
 من داوطلب میشم

00:14:48.401 --> 00:14:51.220
ما این موقعیت رو از دست میدیم مگه
اینکه همین حالا مهمات به اینجا برسه

00:15:13.116 --> 00:15:14.445
 !خدا حفظت کنه، گرانت

00:15:18.663 --> 00:15:21.508
در جنگ مکزیک
یک اتفاق بسیار دراماتیک رخ می‌دهد

00:15:21.533 --> 00:15:23.983
که در آن گرنت در کنار اسب سوار می‌شود

00:15:24.377 --> 00:15:27.790
و از اسب به عنوان سپر استفاده می‌کند در
حالی که از میان بارانی از گلوله‌ها می‌گذرد

00:15:28.494 --> 00:15:31.164
تا در وسط جنگ
تدارکات لازم را به نیروها برساند

00:15:32.377 --> 00:15:38.197
در جنگ مکزیک، گرانت درس بسیار مهمی
درباره ویژگی‌های احساسی خودش می‌آموزد

00:15:38.420 --> 00:15:42.389
در لحظات خطر شدید
...زمانی که دیگران وحشت‌زده می‌شوند

00:15:42.706 --> 00:15:46.106
گرانت در بحران
بسیار خونسرد باقی می‌ماند

00:15:46.426 --> 00:15:50.213
او متوجه می‌شود که هیچ‌چیز
او را در میدان نبرد نمی‌ترساند

00:15:52.166 --> 00:15:55.319
می‌خوای بدونی
احساس من در میدان جنگ چی بود؟

00:15:55.976 --> 00:15:59.591
واقعا نمیدونم که
 احساس خاصی داشتم یا نه

00:16:00.185 --> 00:16:03.777
جنگ برای کسایی که در اون درگیر هستن
کمتر وحشتناک به نظر میرسه

00:16:04.046 --> 00:16:06.632
تا اونایی که درباره‌اش میخونند

00:16:09.359 --> 00:16:12.197
گرانت شاهد مرگ‌های وحشتناک در جنگ بود

00:16:12.982 --> 00:16:16.307
بسیاری از دوستانش را
 یکی پس از دیگری از دست داد

00:16:16.591 --> 00:16:20.640
بنابراین از همان ابتدا
درکی روشن از هزینه‌های جنگ داشت

00:16:22.341 --> 00:16:26.519
بسیاری از افسران آموزش‌دیده در وست پوینت
در جنگ آمریکا با مکزیک خدمت کردند

00:16:27.665 --> 00:16:31.040
در همان‌جا بود که گرانت برای اولین بار
با رابرتی. لی ملاقات کرد

00:16:31.604 --> 00:16:33.844
در حالی که گرانت یک افسر سطح پایین بود

00:16:33.869 --> 00:16:36.851
اما لی یک افسر ستادی بلندمرتبه بود

00:16:37.579 --> 00:16:40.100
لی در این جنگ یک قهرمان بود

00:16:43.097 --> 00:16:46.749
جنگ مکزیک در سال 1848 به پایان رسید

00:16:47.516 --> 00:16:50.143
ما دقیقا همان چیزی را
 که می‌خواستیم به دست آوردیم

00:16:50.668 --> 00:16:53.351
بیشتر مناطق جنوب غربی آمریکا

00:16:53.988 --> 00:16:59.064
حدود 500,000 مایل مربع از سرزمینی
که تا اقیانوس آرام امتداد داشت

00:16:59.402 --> 00:17:04.910
و البته این سوال که آیا این سرزمین
برده‌داری را خواهد پذیرفت یا نه

00:17:04.935 --> 00:17:08.591
تقریبا هر سال مطرح شد
و تا سال 1861 ادامه یافت

00:17:09.776 --> 00:17:15.897
از بسیاری جهات، تکمیل شدن ایالات متحده
از این سوی تا آن سوی قاره

00:17:15.922 --> 00:17:18.917
مستقیما به جنگ داخلی آمریکا منجر شد

00:17:26.021 --> 00:17:31.333
"وایت هیون"
ملک دنت سال 1848

00:17:36.569 --> 00:17:39.477
وقتی گرانت از جنگ مکزیک بازگشت

00:17:40.008 --> 00:17:43.673
بزرگ‌تر و پخته‌تر شده بود
و جولیا منتظر او بود

00:17:45.280 --> 00:17:48.790
اما پدر جولیا، کلنل دنت
فکر می‌کرد که دخترش شایسته شخص بهتری است

00:17:49.298 --> 00:17:53.081
او معتقد بود که زندگی نظامی
برای دخترش بسیار سخت خواهد بود

00:17:54.063 --> 00:17:58.894
اما گرانت درآخر نظر دنت را جلب کرد
و از جولیا خواستگاری کرد

00:17:59.367 --> 00:18:02.328
اما خانواده گرانت که ضد برده‌داری بودند

00:18:02.353 --> 00:18:08.088
از اینکه او با یک خانواده برده‌دار اهل
میزوری ازدواج می‌کند وحشت‌زده شدند

00:18:08.149 --> 00:18:11.987
و زمانی که یولیسیز و جولیا
 در سال 1848 ازدواج کردند

00:18:12.012 --> 00:18:16.349
حتی یک عضو از خانواده گرانت
 در مراسم حاضر نبود

00:18:21.185 --> 00:18:24.952
سال‌های اولیه ازدواج آنها
 بسیار دشوار بود

00:18:25.092 --> 00:18:28.721
گرانت به سواحل غربی
 به فورت هامبولت اعزام شد

00:18:28.895 --> 00:18:34.127
جولیا باردار بود و بنابراین نمی‌توانست
با او به شمال غربی اقیانوس آرام برود

00:18:34.953 --> 00:18:39.297
وقتی از خانواده‌اش دور بود
دلتنگ آنها شد، به ویژه برای جولیا

00:18:40.185 --> 00:18:43.718
و فورت هامبولت مکانی دورافتاده
و بی‌روح بود

00:18:44.352 --> 00:18:47.738
به همین دلیل دچار افسردگی شدید شد

00:18:50.607 --> 00:18:55.522
شش سال بعد
سال 1854

00:18:55.749 --> 00:18:59.514
جولیا عزیز، نامه‌ها رسیدند
اما هیچ نامه‌ای از تو نبود

00:18:59.737 --> 00:19:02.467
در سه ماه گذشته
 فقط یک نامه از تو دریافت کردم

00:19:02.492 --> 00:19:06.201
همسر عزیزم، چقدر مشتاقم
 که دوباره به خانه برگردم

00:19:06.226 --> 00:19:09.563
گاهی آنقدر مشتاق دیدن تو
و پسران کوچکمان میشم

00:19:09.588 --> 00:19:11.210
که تقریبا وسوسه میشم استعفا بدهم

00:19:11.235 --> 00:19:12.257
جولیا عزیز

00:19:12.282 --> 00:19:17.336
احساس میکنم دیگر نمیتونم
 این جدایی رو تحمل کنم

00:19:25.163 --> 00:19:29.161
گرانت وقتی اتفاق خاصی نمی‌افتد
 زود حوصله‌اش سر می‌رود

00:19:29.447 --> 00:19:35.539
احساس تنهایی می‌کند، و اینجاست که شاید
مشکلاتی با نوشیدن الکل ظاهر شوند

00:19:38.058 --> 00:19:39.023
 متشکرم، قربان

00:19:42.758 --> 00:19:44.537
وقتی کاری برای انجام دادن ندارم

00:19:44.802 --> 00:19:45.984
افسرده میشم

00:19:46.975 --> 00:19:49.975
و میل طبیعی به الکل پیدا میکنم

00:19:52.736 --> 00:19:53.923
کاپیتان گرانت

00:20:04.047 --> 00:20:04.831
گرانت

00:20:06.742 --> 00:20:08.742
از قوانین مربوط به الکل آگاه هستی

00:20:17.451 --> 00:20:21.029
 از همین‌جا داستان‌های مربوط
به نوشیدن الکل گرانت آغاز می‌شود

00:20:21.600 --> 00:20:25.128
فکر می‌کنم زمان‌هایی بوده
 که واقعا الکل نوشیده است

00:20:25.504 --> 00:20:28.443
این داستانی بود که
 در میان افسران ارتش پخش شد

00:20:28.784 --> 00:20:32.701
...و بعدها به موضوعی تبدیل شد که

00:20:32.726 --> 00:20:36.730
مخالفانش یا کسانی که می‌خواستند
 او را بدنام کنند، از آن بهره بردند

00:20:37.382 --> 00:20:40.234
این موضوع به یکی از
 مسائل مداوم زندگی او تبدیل شد

00:20:42.551 --> 00:20:45.940
 گرانت، متاسفم که به اینجا رسیدیم

00:20:48.307 --> 00:20:49.725
تو یه انتخاب داری

00:20:50.358 --> 00:20:51.255
استعفا بده

00:20:52.599 --> 00:20:53.703
یا دادگاه نظامی

00:21:04.973 --> 00:21:09.365
وایت هیون" ملک دنت"
سال 1854

00:21:18.180 --> 00:21:20.406
آهای آقا، تو سربازی؟

00:21:21.895 --> 00:21:24.459
....اه، نـه، من

00:21:24.823 --> 00:21:27.326
پس چرا اون کت قدیمی سربازی رو پوشیدی؟

00:21:28.634 --> 00:21:29.985
 چون کت خوبیه

00:21:31.471 --> 00:21:33.111
 اما من دیگه سرباز نیستم

00:21:33.642 --> 00:21:34.788
پس چی هستی؟

00:21:45.838 --> 00:21:47.948
میشه بپرسم تو کی هستی؟

00:21:49.158 --> 00:21:51.403
 گرانت، فرد گرانت

00:21:53.106 --> 00:21:54.256
!یولیس

00:21:58.378 --> 00:21:59.276
!یولیس

00:22:08.685 --> 00:22:10.973
وقتی گرانت به وایت هیون باز می‌گردد

00:22:11.314 --> 00:22:13.440
باید تجربه‌ای کاملا سورئال بوده باشد

00:22:14.354 --> 00:22:17.772
او دو سال همسرش جولیا را ندیده بود

00:22:18.535 --> 00:22:22.108
او دو سال پسر جوانش فرد را ندیده بود

00:22:23.370 --> 00:22:27.843
و حتی هرگز پسر کوچک‌ترش یولیس جونیور
که نام خودش را داشت، ندیده بود

00:22:29.205 --> 00:22:33.685
گرانت حالا کاملا تحت سلطه
پدرزنش، سرهنگ دنت، قرار دارد

00:22:34.065 --> 00:22:38.561
که معتقد است دخترش با مردی پایین‌تر از
 شأن خود ازدواج کرده است

00:22:39.589 --> 00:22:43.018
پس درون یولیسس گرانت
 آتشی آرام در حال شعله‌ور شدن است

00:22:44.465 --> 00:22:46.299
گرانت می‌خواهد مستقل باشد

00:22:46.654 --> 00:22:50.180
او می‌خواهد از خانه اصلی خارج و
از سرهنگ دنت دور شود

00:22:50.491 --> 00:22:56.966
پس خانه هاردسکرابل را در زمینی 60 جریبی
 که سرهنگ دنت به جولیا داده بود، بنا می‌کند

00:22:57.121 --> 00:22:59.853
باید زمین را پاکسازی و
درختان را قطع کند

00:23:00.173 --> 00:23:02.592
او می‌خواهد خانواده‌اش در خانه‌ای
 متعلق به خودشان زندگی کنند

00:23:03.099 --> 00:23:04.932
این همان روحیه استقلال‌طلبی اوست

00:23:11.065 --> 00:23:13.884
جولیا کاملا به شوهرش اعتماد داشت

00:23:14.504 --> 00:23:17.524
او به دنبال شهرت و ثروت نبود

00:23:18.123 --> 00:23:20.906
اهدافش حول خانواده‌اش می‌چرخید

00:23:21.694 --> 00:23:23.617
او می‌گفت: تو نقاط ضعف من را میدانی

00:23:24.064 --> 00:23:25.991
نقاط ضعفم اسب‌هایم و فرزندانم هستن

00:23:30.109 --> 00:23:33.570
گرانت اکنون با چالش امرار معاش روبه‌روست

00:23:34.433 --> 00:23:37.032
او کشاورزی را امتحان کرد اما موفق نشد

00:23:37.356 --> 00:23:40.511
او کسب‌وکار املاک و مستغلات را
 در سنت لوئیس امتحان کرد

00:23:40.634 --> 00:23:43.216
اما در جمع‌آوری اجاره چندان مهارت نداشت

00:23:43.496 --> 00:23:47.071
سعی کرد شغلی به عنوان نقشه‌بردار پیدا کند
اما موفق نشد

00:23:48.157 --> 00:23:49.650
او واقعا نمی‌دانست چه باید بکند

00:23:50.169 --> 00:23:52.347
آنچه پیش رویش بود، فقر بود

00:23:53.670 --> 00:23:57.060
 نمی‌خواستم هی از کاری به کاری دیگه برم

00:23:57.999 --> 00:24:01.139
اما برای امرار معاش خانواده‌ام
 مجبور بودم

00:24:02.391 --> 00:24:07.770
اگر هیچ کار دیگه‌ای ممکن نبود، یک ارابه هیزم
بار می‌زدم و اون رو به شهر می‌بردم تا بفروشم

00:24:15.785 --> 00:24:16.765
کاپیتان گرانت؟

00:24:21.652 --> 00:24:24.419
 من تحت فرمان شما در مکزیک
 در مولینو دل ری خدمت کردم

00:24:25.427 --> 00:24:25.946
اوه

00:24:26.800 --> 00:24:27.984
روز سختی بود، قربان

00:24:29.109 --> 00:24:30.004
بله

00:24:31.825 --> 00:24:33.688
میتونم بپرسم که
 مشغول چه کاری هستید، قربان؟

00:24:35.894 --> 00:24:37.730
حل کردن مشکل فقر

00:24:42.683 --> 00:24:43.393
قربان

00:24:47.382 --> 00:24:52.495
بسیاری از مردم فکر می‌کنند که
فروش هیزم توسط گرانت برای او نامناسب بود

00:24:53.535 --> 00:24:58.137
اما واقعیت این بود که او حاضر بود هر
کاری انجام دهد تا از خانواده‌اش حمایت کند

00:24:58.968 --> 00:25:01.750
فکر می‌کنم این جوهره‌ی اصلی
 اولیس اس. گرانت است

00:25:02.337 --> 00:25:04.299
شما با سختی‌ها روبرو خواهید شد

00:25:04.590 --> 00:25:06.312
با شکست‌ها روبرو خواهید شد

00:25:07.071 --> 00:25:10.700
اما باید به جلو حرکت کنید
باید به تلاش خود ادامه دهید

00:25:13.993 --> 00:25:17.910
اما او همچنین در یک
 خانه‌ی دوگانگی زندگی می‌کرد

00:25:18.611 --> 00:25:20.918
او با بردگان دنت زندگی می‌کرد

00:25:20.943 --> 00:25:26.706
و گرانت در خانه‌ای بزرگ شد که پدرش
به صراحت علیه برده‌داری صحبت می‌کرد

00:25:27.984 --> 00:25:30.187
سرهنگ دنت موافق لغو برده‌داری نبود

00:25:30.496 --> 00:25:35.103
در واقع، گرانت از سرهنگ دنت
یک برده به نام ویلیام جونز را به دست آورد

00:25:35.700 --> 00:25:39.813
اما او توسط خانواده‌ی دنت
و همسایگانشان مورد انتقاد قرار گرفت

00:25:39.838 --> 00:25:43.105
زیرا او همراه با بردگان در مزارع کار می‌کرد

00:25:43.672 --> 00:25:49.619
او در واقع توسط برخی از همسایگانش به دلیل مهربانی
بیش از حد با بردگان همسرش مورد تمسخر قرار گرفت

00:25:49.644 --> 00:25:51.479
زیرا به اندازه‌ی کافی آنها را شلاق نمی‌زد

00:25:51.964 --> 00:25:57.735
نمیدونم چرا قلب یک سیاه پوست نمیتواند
به اندازه قلب یک سفید پوست دیده شود

00:25:59.214 --> 00:26:05.965
در اواخر دهه‌ی 1850 گرانت به
وضوح درگیر این مسئله‌ی برده‌داری بود

00:26:07.209 --> 00:26:10.565
و سپس یک حزب سیاسی جدید ظهور کرد

00:26:11.313 --> 00:26:12.891
حزب جمهوری‌خواهان

00:26:13.258 --> 00:26:18.053
که در برنامه‌ی خود نه تنها
 به دنبال لغو برده‌داری بودن

00:26:18.243 --> 00:26:22.186
بلکه به دنبال جلوگیری از گسترش آن
به قلمروهای جدید ایالات متحده را داشتند

00:26:23.280 --> 00:26:25.476
مالکان برده این‌گونه فکر نمی‌کردند

00:26:25.751 --> 00:26:31.175
و آنها باور داشتند که همه‌ی جمهوری‌خواهان می‌خواهند
برده‌داری را حتی در جنوب برده‌دارانه پایان دهند

00:26:31.319 --> 00:26:34.919
هیچ‌کدام از طرفین راضی نبودند
و اوضاع رو به وخامت گذاشت

00:26:36.675 --> 00:26:39.359
گرانت خود را گرفتار در میان آتش متقابل یافت

00:26:39.826 --> 00:26:43.393
بین خانواده‌ی ضد برده‌داری خود و
خانواده‌ی دنت که برده‌دار بودند

00:26:43.894 --> 00:26:46.778
اما او به اندازه‌ی کافی
 درباره‌ی برده‌داری تردید داشت

00:26:46.803 --> 00:26:51.310
که در مارس 1859 به
 دادگاهی در سنت لوئیس رفت

00:26:51.855 --> 00:26:53.084
نام، سن؟

00:26:55.149 --> 00:26:57.983
 جونز، ویلیام، 34 ساله

00:27:00.992 --> 00:27:02.202
قیمت‌ها بالا رفته‌

00:27:02.672 --> 00:27:04.806
من دوستی دارم که
 میتونه 1000 دلار برای اون بده

00:27:05.779 --> 00:27:08.422
مطمئنی که می‌خوای آزادش کنی در
حالی که میتونی باهاش کاسبی کنی؟

00:27:08.997 --> 00:27:10.007
آره

00:27:42.517 --> 00:27:44.310
خدا نگهدارت باشه، ویلیام

00:27:47.347 --> 00:27:49.500
 شما هم همینطور، قربان

00:27:56.438 --> 00:27:57.983
گرانت او را آزاد می‌کند

00:27:59.472 --> 00:28:05.263
 تصور ‌کنید که گرانت آزادی را
به یک انسان برده‌شده بازمی‌گرداند

00:28:05.288 --> 00:28:07.843
باید تصور کنید که گویی
از خانه خود دور می‌شوید

00:28:08.243 --> 00:28:10.368
خوشم نمی‌آید در مورد کارش کم لطفی کنم

00:28:10.393 --> 00:28:14.273
اما باید این را درک کنید که دور شدن
از بزرگ‌ترین دارایی‌ای که ممکن است

00:28:14.616 --> 00:28:16.393
در دوران فقر داشته باشید، چقدر دشوار است

00:28:17.282 --> 00:28:19.545
شما خانه را نمی‌فروشید
بلکه از آن دور می‌شوید

00:28:19.945 --> 00:28:22.245
این یک عمل بزرگ از روی شجاعت است

00:28:28.069 --> 00:28:31.002
سرانجام در سال 1860
 یک سال قبل از جنگ داخلی

00:28:31.307 --> 00:28:34.997
گرانت، که این را
 احتمالا نهایت تحقیر می‌دانست

00:28:35.530 --> 00:28:39.806
به پدر مستبد خود مراجعه می‌کند
 و از او درخواست شغلی

00:28:39.831 --> 00:28:44.314
به عنوان یک کارمند در فروشگاه چرم پدرش
در بولونیا، ایلینوی می‌کند

00:28:45.358 --> 00:28:47.361
او خسته و بی‌قرار است

00:28:48.425 --> 00:28:52.497
 به نظر می‌رسد که برای زندگی‌ای
 در گمنامی کامل آماده شده

00:28:54.452 --> 00:28:57.831
در آن زمان
 ...یک ایده‌آلیست آرمان‌گرا از غرب

00:28:59.813 --> 00:29:01.434
 شروع به ظهور می‌کند

00:29:01.702 --> 00:29:12.474
با نوعی توانایی گفتاری ویژه که می‌تواند نوعی درک
عامیانه از امور آمریکا را برای عموم مردم ترجمه کند

00:29:13.211 --> 00:29:18.109
در انتخابات سال 1860 به نامزد حزب
جمهوری‌خواه تبدیل می‌شود

00:29:18.346 --> 00:29:20.109
و آن مرد، آبراهام لینکلن بود

00:29:23.946 --> 00:29:26.539
من می‌خواستم ببینم
 آقای لینکلن برنده می‌شود

00:29:27.495 --> 00:29:28.845
هیجان بالا گرفته بود

00:29:28.870 --> 00:29:31.463
و راهپیمایی‌های با مشعل
 خیابان‌ها رو زنده کرده بود

00:29:33.966 --> 00:29:37.532
با گسترش جنبش جدایی

00:29:37.896 --> 00:29:42.627
گرانت مانند بسیاری از شمالی‌ها
و تعداد قابل توجهی از جنوبی‌ها

00:29:42.652 --> 00:29:46.132
این پرسش را مطرح می‌کرد که
 چه می‌توان کرد تا اتحادیه حفظ شود

00:29:46.157 --> 00:29:48.379
او نمی‌خواست که اتحادیه از بین برود

00:29:48.683 --> 00:29:50.319
او فکر می‌کرد که
 از بین رفتن اتحادیه فاجعه‌بار خواهد بود

00:29:50.473 --> 00:29:55.953
من همچنان امیدوار بودم که احساسات
شدید طرفداران برده‌داری فروکش کنه

00:29:56.324 --> 00:29:57.723
اما اشتباه می‌کردم

00:29:59.578 --> 00:30:07.808
با پیروزی آبراهام لینکلن در سال 1860
یک حمله مستقیم به جنوب است

00:30:08.703 --> 00:30:11.524
 جنوب احساس می‌کند
 کاملا تحت حمله قرار گرفته

00:30:11.898 --> 00:30:16.618
که دولت جدید می‌خواهد وارد شود
و آن‌ها تمام برده‌هایشان را خواهند گرفت

00:30:17.016 --> 00:30:22.411
و ما نمی‌خواهیم بخشی از کشوری باشیم
که از شیوه زندگی ما حمایت نمی‌کند

00:30:22.824 --> 00:30:27.880
حالا ما این مرد را از وسط ایلینوی
انتخاب کرده‌ایم

00:30:27.905 --> 00:30:30.525
...این وکیل کم‌تجربه

00:30:34.794 --> 00:30:36.444
و همه چیز از اینجا آغاز می‌شود

00:30:37.403 --> 00:30:39.667
...چند روز پس از پیروزی لینکلن

00:30:39.692 --> 00:30:42.405
ایالت کارولینای جنوبی
 درخواست یک کنوانسیون جدایی می‌دهد

00:30:42.528 --> 00:30:47.483
و در 20 دسامبر 1860
آن‌ها از اتحادیه خارج می‌شوند

00:30:49.200 --> 00:30:50.829
...ایالت‌های می‌سی‌سی‌پی و فلوریدا

00:30:50.854 --> 00:30:53.378
دومین و سومین ایالت‌هایی
 هستند که از این رویه پیروی می‌کنند

00:30:53.733 --> 00:30:59.370
تا فوریه 1861
...هفت ایالت جنوبی از اتحادیه خارج شده‌اند

00:30:59.520 --> 00:31:01.332
و ایالات موتلفه را تشکیل داده‌اند

00:31:01.521 --> 00:31:06.761
چهار ایالت دیگر پس از حمله
به فورت سامتر جدا خواهند شد

00:31:07.002 --> 00:31:09.505
هنگامی که ایالت‌های ساحلی جنوبی جدا شدند

00:31:09.530 --> 00:31:13.097
آن‌ها همه استحکامات را
به عنوان اموال ایالات موتلفه تلقی کردند

00:31:13.294 --> 00:31:15.604
با این موضوع که دولت فدرال
این‌گونه فکر نمی‌کرد

00:31:15.629 --> 00:31:19.617
و لینکلن گفت که اموال فدرال را
حفظ و نگهداری خواهد کرد

00:31:19.879 --> 00:31:22.260
موتلفه‌ها می‌خواستند
 که سربازان اتحادیه آنجا را ترک کنند

00:31:22.466 --> 00:31:27.489
آن‌ها این کار را نکردند و جنوب آتش
گشود تا فورت سامتر را وادار به تسلیم کند

00:31:31.147 --> 00:31:35.663
جنگ آغاز می‌شود
...و دولت ایالات متحده ناامیدانه

00:31:35.891 --> 00:31:38.554
دنبال افرادی است که تجربه نظامی دارند

00:31:38.725 --> 00:31:43.793
لینکلن درخواست 75000 نیروی داوطلب می‌کند
تا شورش را سرکوب کند

00:31:44.423 --> 00:31:47.467
بیشتر مردم شمال
فکر می‌کردند این اتفاق کوتاه خواهد بود

00:31:47.701 --> 00:31:50.787
ارتش اتحادیه این جنگ را به سرعت
 .... و با قدرت نظامی خود

00:31:50.812 --> 00:31:53.183
  با راه‌آهن‌هایش، با سربازان
 شجاعش پیروز خواهد شد

00:31:53.762 --> 00:31:57.677
در گالنا، ایلینوی، گرانت
دوستی به نام جان رولینز دارد

00:31:58.044 --> 00:32:02.320
که از فرماندار ماموریت گرفته
تا یک هنگ نظامی سازماندهی کند

00:32:03.120 --> 00:32:06.640
گالنا، ایالت ایلینوی
پانزدهم آوریل 1861

00:32:08.000 --> 00:32:09.639
 فکر نمی‌کنی این کار خودکشی محضه؟

00:32:10.029 --> 00:32:11.733
من به اونا 90 روز وقت میدم

00:32:12.058 --> 00:32:16.229
اما از طرفی، جنوب میتونه ادعا کند
که نصف افسران وست پوینت رو داره

00:32:17.329 --> 00:32:18.873
و من اون افسرها رو را تو مکزیک دیدم

00:32:19.416 --> 00:32:21.022
 ...تو ضدحملات سریع هستن

00:32:21.556 --> 00:32:23.382
زمین منطقه رو خوب میشناسن

00:32:24.171 --> 00:32:25.702
نمیشه اونارو دست‌کم گرفت

00:32:27.909 --> 00:32:29.764
میخوام چندوقت دیگه تو دادگاه سخنرانی کنم

00:32:30.317 --> 00:32:32.050
امیدوارم بتونم یک هنگ تو اینجا تشکیل بدم

00:32:32.420 --> 00:32:35.670
مطمئنم جوونا، به سربازی با تجربه شما
 احترام میگذارند

00:32:37.091 --> 00:32:38.317
من سخنران نیستم

00:32:39.187 --> 00:32:41.952
اوه، لعنتی
من از تو نمی‌خوام سخنرانی کنی

00:32:46.068 --> 00:32:47.818
ازت میخوام که رهبری کنی

00:33:07.743 --> 00:33:13.080
درخواست رئیس‌جمهور برای 75000 نیرو
در سراسر ایالت‌های شمالی شنیده شد

00:33:18.024 --> 00:33:19.955
...در حال حاضر فقط دو گروه وجود داشتند

00:33:20.307 --> 00:33:21.271
خائنان

00:33:21.685 --> 00:33:23.414
و میهن‌پرستان

00:33:25.624 --> 00:33:29.523
 ما از گرانت ابراز احساسات زیادی نمی‌بینیم

00:33:29.867 --> 00:33:35.133
تا زمانی که صحبت از جدایی جنوب و
شورش علیه ایالات متحده می‌شود

00:33:35.158 --> 00:33:39.373
این مسئله برای یولیسیز اس. گرانت سنگین بود

00:33:39.683 --> 00:33:43.213
او با شنیدن داستان‌هایی درباره
مبارزه اقوامش در انقلاب بزرگ شد

00:33:43.326 --> 00:33:46.412
و بنابراین، او در برابر
 ایده خائنین احساسات زیادی دارد

00:33:46.626 --> 00:33:51.316
پدر عزیز، میل من این است که
این شورش رو به تسلیم بکشانم

00:33:51.880 --> 00:33:55.322
زمانی که جفرسون دیویس به عنوان
رئیس‌جمهور ایالات موتلفه سوگند یاد کرد

00:33:55.679 --> 00:34:00.516
گرانت آنقدر ناراحت شد
 که مشت خود را در هوا تکان داد

00:34:01.049 --> 00:34:05.523
و گفت: دیویس و تمام آن گروه باید اعدام شوند

00:34:07.381 --> 00:34:12.865
بسیاری از مردم در ایالات متحده فکر می‌کردند
 این ایده‌ای که بنیان‌گذاران ایجاد کرده بودند

00:34:13.143 --> 00:34:16.912
در واقع هنوز یک آزمایش بود
و در خطر هست

00:34:17.313 --> 00:34:22.185
و این ایده که برای اتحادیه بجنگند
با این باور گره خورده بود

00:34:22.210 --> 00:34:27.353
که آنچه بنیان‌گذاران ایجاد کرده بودند
ارزش جنگیدن و حفظ کردن را داشت

00:34:28.073 --> 00:34:33.984
و به همین دلیل بسیاری از مردان حاضر بودند جان
خود را به خطر بیندازند تا برای اتحادیه بجنگند

00:34:35.972 --> 00:34:40.017
در آغاز جنگ، حدود 31 میلیون
جمعیت در ایالات متحده وجود داشت

00:34:40.984 --> 00:34:42.510
...حدود 21 میلیون نفر در شمال

00:34:43.617 --> 00:34:45.236
و حدود 10 میلیون نفر در جنوب زندگی می‌کردند

00:34:45.878 --> 00:34:48.102
اما در جنوب، حدود 4 میلیون نفر برده بودند

00:34:49.109 --> 00:34:52.565
پس در واقع 6 میلیون نفر
در برابر 21 میلیون نفر قرار داشتند

00:34:54.178 --> 00:34:57.251
در جنوب 80 درصد کشاورزی بود
اما چه چیزی تولید می‌کردند؟

00:34:57.530 --> 00:35:01.245
تنباکو، پنبه، نیل، برنج، ذرت

00:35:01.324 --> 00:35:03.085
خب، فقط می‌توان دو مورد از این‌ها را خورد

00:35:03.687 --> 00:35:07.281
...از تعداد نیرو تا صنعت و فناوری

00:35:07.602 --> 00:35:10.306
شمال نسبت به جنوب مزایای بیشتری داشت

00:35:10.993 --> 00:35:14.726
اما این موضوع تضمین نمی‌کرد
که چه کسی پیروز خواهد شد

00:35:15.091 --> 00:35:17.587
چون در نهایت، جنگ، جنگ اراده‌هاست

00:35:17.673 --> 00:35:22.297
و در این جنگ اراده‌ها شاید، فقط شاید
 جنوب پیروز میتوانست پیروز شود

00:35:26.109 --> 00:35:31.595
پس از جدایی جنوب، دولت
فدرال در جستجوی یک فرمانده بود

00:35:31.870 --> 00:35:37.100
برای این ارتش جدید ایالات متحده
که قرار بود جمهوری را بازگرداند

00:35:37.600 --> 00:35:39.294
...اولین نامی که به ذهن می‌رسید

00:35:39.786 --> 00:35:41.538
رابرت ای. لی، ویرجینیایی بود

00:35:42.637 --> 00:35:45.587
به لی پیشنهاد شد که
 فرمانده ارتش اتحادیه شود

00:35:45.612 --> 00:35:52.084
و البته، بعد از تفکرات زیاد، تصمیم گرفت
که وفاداری او به جنوب و ویرجینیا است

00:35:54.237 --> 00:35:58.950
اما یولیسیز اس. گرانت، جنگ داخلی
را به عنوان یک فرد ناشناس آغاز کرد

00:35:59.509 --> 00:36:04.722
اما زمانی که فرماندار ایالت ایلینوی او را به
 ...عنوان فرمانده یکی از هنگ‌های ایلینوی منصوب کرد

00:36:05.064 --> 00:36:08.248
این فرصت باعث شد
تا دوران نظامی‌اش دوباره آغاز شود

00:36:09.705 --> 00:36:14.929
گرانت که از دباغ‌خانه آمده بود
...حالا با این فرصت جدید در جنگ

00:36:14.954 --> 00:36:19.856
متوجه شد که "باید آن را تصاحب کنم" و این کار را کرد

00:36:20.635 --> 00:36:24.268
گرانت با شکست‌های زیادی
در زندگی غیرنظامی روبه‌رو شده بود

00:36:24.409 --> 00:36:28.042
در یک مقطع، مجبور شد
ساعتش را بفروشد

00:36:28.067 --> 00:36:31.195
تا برای همسر و فرزندانش
هدایای کریسمس بخرد

00:36:31.453 --> 00:36:34.198
و حالا ناگهان
او دوباره در لباس نظامی بود

00:36:34.750 --> 00:36:38.271
گرانت با دست پُر وارد شد
او این هنگ را به سرعت نظم بخشید

00:36:38.296 --> 00:36:42.050
و مردم شروع به درک این کردند
که شاید او کسی باشد که به دنبالش بودند

00:36:43.801 --> 00:36:46.421
در ارتش، او دوباره احساس در خانه بودن کرد

00:36:47.189 --> 00:36:51.767
چیزی در مورد نحوه بیرون کشیدن شمشیرش و
نحوه صدور دستوراتش وجود داشت

00:36:51.792 --> 00:36:54.652
که ناگهان مردم به آن گوش می‌دادند
و از آن اطاعت می‌کردند

00:36:56.787 --> 00:36:58.956
...خیلی زود پس از شروع جنگ

00:36:58.981 --> 00:37:02.252
گرانت دستور می‌گیرد
 که نیروهایش را به کنتاکی ببرد

00:37:02.394 --> 00:37:05.261
هم به دلایل سیاسی و هم به دلایل نظامی

00:37:07.182 --> 00:37:14.039
کنتاکی یکی از چهار ایالت برده‌داری بود که در طول
جنگ به طور نامطمئنی به اتحادیه متصل باقی ماندند

00:37:14.064 --> 00:37:15.706
ما به آن‌ها ایالت‌های مرزی می‌گفتیم

00:37:17.396 --> 00:37:21.587
آبراهام لینکلن از اینکه ایالت کنتاکی را
 در اتحادیه نگه دارد بسیار نگران بود

00:37:21.960 --> 00:37:25.836
او گفت: از دست دادن کنتاکی تقریبا
مانند این است که کل بازی را ببازی

00:37:26.159 --> 00:37:29.216
او فکر می‌کرد سایر ایالت‌های مرزی
نیز ممکن است همین کار را انجام دهند

00:37:30.369 --> 00:37:33.455
و سپس ارتش موتلفه به کنتاکی حمله کرد

00:37:35.002 --> 00:37:38.891
بنابراین گرانت هر چه سریع
 به پادوکا، کنتاکی حرکت کرد

00:37:41.689 --> 00:37:46.471
پادوکا، ایالت کنتاکی
ششم سپتامبر 1861

00:37:52.277 --> 00:37:53.514
...جولیا عزیز

00:37:54.298 --> 00:37:59.854
پرچم‌های جدایی‌طلبی در سراسر پادوکا
 برای نیروهای جنوبی به اهتزاز دراومده بود

00:37:59.885 --> 00:38:04.115
اما ورود ما، امیدهای اونارو
 به شدت کاهش داد

00:38:16.649 --> 00:38:17.963
از کنار پنجره برو کنار

00:38:17.988 --> 00:38:20.061
 اونا یانکی‌ان
(شمالی‌ها)

00:38:22.825 --> 00:38:25.005
ژنرال، الان وقتشه
نیروها در حال حرکت هستند

00:38:35.262 --> 00:38:36.829
...شهروندان پادوکا

00:38:37.378 --> 00:38:41.667
من در میان شما نه به عنوان دشمن
  بلکه به عنوان دوست و هم‌وطن شما آمده‌ام

00:38:42.580 --> 00:38:44.727
 نه برای
 آسیب رساندن یا آزار شما

00:38:45.139 --> 00:38:50.715
بلکه برای احترام به حقوق و دفاع
و اجرای حقوق همه شهروندان وفادار

00:38:52.392 --> 00:38:55.908
گرانت اعلامیه‌ای صادر کرد
 تا ترس غیرنظامیان را کاهش دهد

00:38:56.351 --> 00:38:58.125
و آبراهام لینکلن به آن واکنش نشان داد

00:38:58.389 --> 00:39:01.976
لینکلن بلافاصله آن اعلامیه
 ...را دید و تشخیص داد

00:39:02.428 --> 00:39:07.207
این مردی است که مردم را درک
می‌کند و درست مثل من ساده‌گو است

00:39:10.080 --> 00:39:14.945
گرانت با موفقیت بدون اینکه تیری
شلیک شود پادوکا، کنتاکی را اشغال کرد

00:39:14.970 --> 00:39:19.881
و سپس دستور حمله به یک خط تدارکاتی
نیروهای موتلفه در رودخانه می‌سی‌سی‌پی

00:39:19.906 --> 00:39:21.774
در روستای کوچک بلمونت را دریافت کرد

00:39:22.770 --> 00:39:24.365
بلمونت بسیار مهم بود

00:39:24.633 --> 00:39:28.199
این اولین آزمون واقعی
 گرانت در جنگ داخلی بود

00:39:28.739 --> 00:39:30.200
...جولیا عزیزم

00:39:30.598 --> 00:39:33.367
نمیتونم به تو بگویم که باید
 ...مراقب چه چیزی باشی

00:39:33.672 --> 00:39:35.769
...اما شوهرت هرگز تو رو سرافکنده نخواهد کرد

00:39:36.130 --> 00:39:38.757
یا میدان جنگ رو با شکست ترک نخواهد کرد

00:39:40.414 --> 00:39:45.796
بلمونت، ایالت کنتاکی
هفتم نوامبر 1861

00:40:02.038 --> 00:40:03.222
...کاپیتان

00:40:03.593 --> 00:40:05.495
 این شورشیان رو همین حالا بیرون کنید

00:40:06.285 --> 00:40:07.356
 بله قربان

00:40:08.316 --> 00:40:09.392
 !صف آرایی کنید

00:40:28.740 --> 00:40:30.255
 مهمات هارو پیدا کنید، پسرا

00:40:32.706 --> 00:40:34.499
 ...موتلفه‌ها اردوگاه خود را رها کردند

00:40:34.838 --> 00:40:39.340
و این نیروهای اتحادیه، افرادی هستند
 که تازه از اولین نبرد خود برگشته‌اند

00:40:39.614 --> 00:40:44.102
تلفات بسیار کمی داشتند
پس در این لحظه سرخوش هستند

00:40:45.107 --> 00:40:48.245
گرانت ظاهرا یک پیروزی مهم
 در اینجا به دست آورده است

00:40:48.690 --> 00:40:51.985
اما نیروهایش تمام نظم خود
 را از دست می‌دهند

00:40:59.758 --> 00:41:00.808
...هی رفقا

00:41:01.288 --> 00:41:02.581
 ببینید چی پیدا کردم

00:41:03.866 --> 00:41:04.805
!کاپیتان

00:41:05.662 --> 00:41:07.347
!نیروهات رو کنترل کن
 !بله قربان

00:41:09.865 --> 00:41:11.602
حالا میتونم اون یانکی ها رو بکشم

00:41:19.685 --> 00:41:21.367
بلمونت، ایالت کنتاکی
هفتم نوامبر  1861

00:41:21.392 --> 00:41:23.473
 !کاپیتان، نیروهایت رو کنترل کن

00:41:23.498 --> 00:41:24.553
!بله، قربان

00:41:25.849 --> 00:41:30.371
در اولین درگیری گرانت در بلمونت
موتلفه‌ها ضدحمله کردند

00:41:36.824 --> 00:41:37.838
!به سمت درخت‌ها برید

00:41:37.863 --> 00:41:39.858
!ما واردش شدیم
 !ازش هم میایم بیرون

00:41:43.121 --> 00:41:46.173
آن‌ها یک عقب‌نشینی سازمان‌یافته
 ...به سمت شمال

00:41:46.198 --> 00:41:48.809
 به سوی قایق‌هایی ترتیب دادند
 که قرار بود راه فرار آن‌ها را فراهم کنند

00:41:49.245 --> 00:41:51.623
گرانت آخرین نفری بود که سوار کشتی شد

00:41:51.757 --> 00:41:55.473
طناب‌های کشتی رو باز کرده بودند
و داشت به آرامی به سمت رودخانه حرکت می‌کرد

00:41:55.498 --> 00:42:00.626
و گرانت اسبش را از روی
 یک تخته چوب سوار بر کشتی کرد

00:42:01.246 --> 00:42:04.035
این کار یک شاهکار
 شگفت‌انگیز از سوارکاری ماهرانه بود

00:42:04.329 --> 00:42:09.181
و گرانت، به سبک معمول خودانتقادی‌اش
تمام اعتبار این کار را به اسب داد

00:42:11.216 --> 00:42:13.174
او اشتباهات جدی زیادی مرتکب شد

00:42:13.778 --> 00:42:15.712
او کنترل نیروهایش را از دست داد

00:42:16.413 --> 00:42:17.773
 اما در حال یادگیری است

00:42:18.250 --> 00:42:21.163
و بعد از نبرد بلمونت
او به دنبال نبرد بعدی است

00:42:24.770 --> 00:42:26.566
...در سال‌های اولیه جنگ

00:42:27.062 --> 00:42:29.733
در واقع دو جبهه مجزا وجود داشت

00:42:30.248 --> 00:42:31.839
جبهه شرقی را داشتید

00:42:32.026 --> 00:42:35.779
جایی که فرماندهان مختلف ارتش اتحادیه

00:42:35.986 --> 00:42:42.264
نتوانستند فشار لازم را بر جنوب وارد کنند
که لینکلن انتظار داشت

00:42:43.702 --> 00:42:47.076
و سپس جبهه غربی را داشتید
جایی که گرانت حضور داشت

00:42:47.503 --> 00:42:50.969
در آن جبهه غربی
استراتژی اتحادیه این بود

00:42:51.163 --> 00:42:54.497
تا تأسیسات حمل‌ونقل کلیدی را
 در غرب تصرف کند

00:42:54.664 --> 00:42:57.263
تمام رودخانه می‌سی‌سی‌پی را باز کند

00:42:57.644 --> 00:43:02.571
و از روی نقشه به‌راحتی مشخص بود
که نقاط قوت موتلفه‌ها کجا هستند

00:43:02.787 --> 00:43:05.087
و دید که دومینوها چگونه ممکن است فرو بریزند

00:43:05.757 --> 00:43:10.341
گرانت به وضوح می‌توانست ببیند
که آشکارترین و شمالی ترین نقاط

00:43:10.366 --> 00:43:13.018
مناطق فورت هنری و فورت دانلسون بودند

00:43:13.583 --> 00:43:15.493
آن‌ مناطق رودخانه‌های کلیدی
 را کنترل می‌کردند

00:43:15.518 --> 00:43:20.173
و او می‌توانست از آن‌ها برای پیشروی
مستقیم به سمت ارتش موتلفه استفاده کند

00:43:22.260 --> 00:43:24.591
گرانت می‌خواست این جنگ را آغاز کند

00:43:24.887 --> 00:43:28.227
او معتقد بود که نشستن در پادگان
 چیزی را تغییر نمی‌دهد

00:43:28.635 --> 00:43:32.163
بنابراین پیشنهادی به فرمانده خود
ژنرال هنری هالک ارائه داد

00:43:33.110 --> 00:43:37.178
مقر ژنرال هنری هالک
ژانویه 1862

00:43:51.583 --> 00:43:53.070
ژنرال هالک

00:43:54.489 --> 00:43:56.077
باعث افتخاره میبینمتون

00:44:05.368 --> 00:44:07.608
خیلی خلاصه درخواستت رو بگو

00:44:10.379 --> 00:44:14.174
لشکر من در  منطقه کارول در کنار
 رودخانه کامبرلند مستقر هست

00:44:14.513 --> 00:44:17.707
جایی که ما در حال ارزیابی
 ...یک حمله دریایی به دو دژ دشمن

00:44:17.732 --> 00:44:20.890
در مناطق
فورت هنری و فورت دانلسون هستیم

00:44:36.535 --> 00:44:37.582
ادامه بده

00:44:41.142 --> 00:44:44.162
منطقه فورت هنری موقعیت بدی داره
و از سمت آب آسیب‌پذیره

00:44:44.479 --> 00:44:48.016
منطقه فورت دانلسون قوی‌تره
اما توسط ژنرال جان فلوید فرماندهی میشه

00:44:48.607 --> 00:44:50.472
و اون یک سرباز ساده نیست

00:44:51.864 --> 00:44:57.773
 معتقدم اگر بتونم هر دو دژ رو تصرف کنم
میتونیم تا نشویل و آلاباما پیشروی کنیم

00:44:58.888 --> 00:45:01.273
یک حمله ترکیبی دریایی؟

00:45:01.670 --> 00:45:04.643
پیروزی‌ها متعلق به شما خواهد بود، قربان

00:45:06.050 --> 00:45:07.197
ممنونم

00:45:14.068 --> 00:45:16.732
اما زمانی که بخواهم درباره موضوعی
 ...با شما مشورت کنم

00:45:17.309 --> 00:45:18.678
به شما اطلاع خواهم داد

00:45:23.601 --> 00:45:24.765
بله، قربان

00:45:36.815 --> 00:45:40.863
آن‌ها هالک را "مغز پیر" می‌نامیدند
او را بی‌دلیل این‌طور صدا نمی‌زدند

00:45:41.287 --> 00:45:44.404
او می‌خواست همه چیز دقیقا
 طبق اصول انجام شود

00:45:45.018 --> 00:45:48.377
و گرانت آدمی نبود که طبق اصول عمل کند

00:45:49.019 --> 00:45:53.179
او علاقه‌ای به شهرت و تشریفات نداشت
و مراسم‌های پر زرق‌وبرق را فراموش کرده بود

00:45:53.626 --> 00:45:56.939
او فقط می‌خواست کار انجام شود
 و این باعث درگیری آن‌ها شد

00:45:57.693 --> 00:45:59.737
گرانت، با ذهنیتی سرسختانه

00:45:59.762 --> 00:46:03.247
بلافاصله به سراغ کسی می‌رود
 که من او را همتای دریایی‌اش می‌نامم

00:46:03.272 --> 00:46:04.559
به نام اندرو ه. فوت

00:46:04.584 --> 00:46:08.636
فرمانده نیروی دریایی ناوگان غربی
با کشتی‌های زره‌پوش

00:46:09.011 --> 00:46:14.104
بنابراین این دو نفر به طور مشترک پیشنهادی
 برای حمله به فورت هنری را به ژنرال هالک ارائه کردند

00:46:14.473 --> 00:46:16.809
آن‌ها از هالک خواهش می‌کنند
 او را تحت فشار قرار می‌دهند

00:46:16.834 --> 00:46:18.794
"لطفاً به ما اجازه بدهید، بگذارید حرکت کنیم"

00:46:18.908 --> 00:46:23.952
و تنها با اختلافی جزئی است که
هالک به گرانت اجازه حمله می‌دهد

00:46:24.912 --> 00:46:26.959
فرماندهی مسئولیت بسیار بزرگی است

00:46:27.454 --> 00:46:30.733
فرماندهی یک امتیاز فوق‌العاده است

00:46:30.758 --> 00:46:34.446
و سنگینی مسئولیت
کاملا بر دوش شما قرار دارد

00:46:35.147 --> 00:46:39.112
و گرانت این را هنگام نزدیک شدن
 به فورت هنری تجربه می‌کند

00:46:41.848 --> 00:46:43.176
...در ششم فوریه

00:46:43.328 --> 00:46:45.956
توپخانه‌های فوت شروع به گلوله‌باران
 فورت هنری می‌کنند

00:46:46.183 --> 00:46:50.294
نیروهای پیاده‌نظام در پشت هر قلعه مستقر
می‌شوند تا مدافعان موتلفه را محاصره کنند

00:46:50.319 --> 00:46:54.356
در حالی که نیروی دریایی
 فورت هنری را به تسلیم وا‌می‌دارد

00:46:55.129 --> 00:46:58.129
اکثر نیروهای موتلفه
 قبلا قلعه را تخلیه کرده بودند

00:46:59.608 --> 00:47:04.592
فورت هنری پیش از آنکه نیروهای گرانت
حتی به آن نزدیک شوند تسلیم شد

00:47:04.921 --> 00:47:07.045
تصرف فورت هنری اهمیت زیادی داشت

00:47:07.672 --> 00:47:11.801
اما گرانت قصد ندارد
 روی موفقیت‌هایش متوقف شود

00:47:12.349 --> 00:47:15.835
فورت دانلسون تنها حدود 12 مایل
 به سمت شرق بود

00:47:16.362 --> 00:47:17.969
او همچنان پیشروی می‌کند

00:47:19.221 --> 00:47:23.549
!گرانت فکر می‌کند، فقط کافی است بگویم بو
و آن‌ها تسلیم می‌شوند

00:47:24.855 --> 00:47:26.715
اما اوضاع آن‌طور که انتظار دارد پیش نمی‌رود

00:47:27.992 --> 00:47:30.870
فورت دانلسون موقعیت بسیار بهتری داشت

00:47:30.895 --> 00:47:34.187
و از نظر مهندسی
 بسیار قوی‌تر از فورت هنری بود

00:47:34.506 --> 00:47:37.842
یک نبرد توپخانه‌ای میان
 قلعه و ناوگان دریایی آغاز شد

00:47:38.476 --> 00:47:40.000
و در نهایت، قلعه پیروز شد

00:47:41.544 --> 00:47:44.437
نیروهای موتلفه
 برای ضدحمله از قلعه خارج شدند

00:47:46.221 --> 00:47:48.959
و اولین کاری که گرانت انجام می‌دهد
 این است که دچار وحشت نمی‌شود

00:47:49.175 --> 00:47:51.506
این یکی از ویژگی‌های گرانت است
مهم نیست چه اتفاقی بیفتد

00:47:51.531 --> 00:47:53.984
مهم نیست اوضاع چقدر بد باشد
 گرانت وحشت نمی‌کند

00:47:55.025 --> 00:47:57.478
در میانه نبرد
که کاملا در هرج و مرج است

00:47:57.687 --> 00:47:59.578
گرانت آرامش خود را حفظ می‌کند

00:47:59.756 --> 00:48:01.299
او در واقع فکر می‌کند

00:48:01.324 --> 00:48:04.250
او قادر است وقوع اتفاقات غیرمنتظره را
 بپذیرد و نظرش را تغییر دهد

00:48:04.977 --> 00:48:07.104
 در فورت دانلسون
گرانت متوجه خواهد شد

00:48:07.129 --> 00:48:09.506
که این نیروهای موتلفه
با کوله‌هایشان در حرکت‌اند

00:48:09.531 --> 00:48:12.266
آنها قصد بازگشت ندارند
درواقع آنها هستند که در حال فرار هستند

00:48:12.542 --> 00:48:17.117
جبهه نیروی‌های اتحادیه خارج از منطقه فورت دانلسون
پانزدهم فوریه 1862

00:48:26.171 --> 00:48:27.366
اون زندانی رو بیارید

00:48:28.253 --> 00:48:29.633
کیفش رو نشونم بدین

00:48:32.509 --> 00:48:34.625
به نظر میرسه
که برای دو روز آذوقه دارد

00:48:35.045 --> 00:48:36.111
نه

00:48:36.738 --> 00:48:37.663
برای سه روز داره

00:48:37.688 --> 00:48:39.781
به نظر میرسه
که میخوان موقعیتشون رو حفظ کنن

00:48:39.806 --> 00:48:41.810
درسته، اینطور به نظر میرسه
اما این یک عقب‌نشینیه

00:48:42.265 --> 00:48:44.758
 دقیقا سه روز آذوقه
برای رسیدن به نشویل کافیه

00:48:45.118 --> 00:48:48.273
قربان، ما باید جناح راست رو تقویت کنیم
و تا شب صبر کنیم

00:48:48.298 --> 00:48:50.491
اگه صبر کنیم، میتونن فرصت فرار داشته داشت

00:48:50.730 --> 00:48:53.217
 باید همین حالا حمله کنیم
و این پیروزی رو به دست بیاریم

00:48:55.163 --> 00:48:56.245
صفوف خودتون رو تشکیل بدین

00:48:56.270 --> 00:48:57.110
بله قربان

00:48:57.849 --> 00:48:59.689
!صفوف خودتون رو تشکیل بدین

00:49:01.023 --> 00:49:02.380
!صفوف خودتون رو تشکیل بدین

00:49:05.448 --> 00:49:07.278
!آماده پیشروی بشید

00:49:57.519 --> 00:50:01.800
(مقر گرانت در نزدیکی فورت دانلسون)
اونها درخواست شروط آتش بس رو دادن

00:50:02.660 --> 00:50:05.100
ما دفاع اونها رو شکست دادیم
قلعه رو محاصره کردیم

00:50:05.125 --> 00:50:07.235
و تعدادمون تقریبا دو برابر اونهاست

00:50:08.221 --> 00:50:09.807
کارشون تمومه

00:50:11.109 --> 00:50:13.310
کی نامه رو امضا کرده؟-
ژنرال باکنر-

00:50:15.527 --> 00:50:16.535
...اوه

00:50:17.434 --> 00:50:18.551
باکنر

00:50:19.564 --> 00:50:21.231
 اونو از وست پوینت می‌شناسم

00:50:22.874 --> 00:50:25.385
موقعی که که تو نیویورک بودم
یکی از بدهی‌هام رو پرداخت کرد

00:50:25.967 --> 00:50:27.339
واقعا نجاتم داد

00:50:28.584 --> 00:50:30.637
کمکم کرد پیش خانواده‌ام برگردم

00:50:31.596 --> 00:50:33.486
اوموقع شرایطت برای آتش بس چیه؟

00:50:39.053 --> 00:50:41.283
 تسلیم فوری و بدون قید و شرط

00:50:42.983 --> 00:50:44.818
یا به مواضعشون حمله میکنیم

00:50:51.647 --> 00:50:54.650
در نبرد فورت دانلسون
 گرانت حمله‌ای متقابل را سازماندهی کرد

00:50:55.091 --> 00:50:58.747
نیروهای موتلفه به داخل قلعه
عقب‌نشینی کردند و در آنجا به دام افتادند

00:50:59.682 --> 00:51:03.313
وقتی گرانت پیامی  دریافت کرد که میگفت
هی، می‌خواهم درباره تسلیم شدن صحبت کنم

00:51:03.338 --> 00:51:09.124
وضعیت فرماندهی موتلفه در قلعه دانلسون
یک نمایش کامل از اشتباهات بود

00:51:09.545 --> 00:51:13.019
سه افسر ارشد در داخل قلعه
 دانلسون حضور داشتند

00:51:13.847 --> 00:51:14.939
جان فلوید

00:51:15.586 --> 00:51:16.739
گیدئون پیلو

00:51:17.303 --> 00:51:20.085
و دوست قدیمی گرانت
سایمون بولیوار باکنر

00:51:21.101 --> 00:51:24.585
اما وقتی بحث تسلیم شدن پیش آمد
 :فلوید گفت

00:51:25.346 --> 00:51:28.830
هیچ‌کس در ارتش موتلفه
 بیشتر از من تحت تعقیب نیست

00:51:29.321 --> 00:51:32.577
و بنابراین گفت: من تسلیم نمی‌شوم
و فرار کرد

00:51:34.030 --> 00:51:36.110
دومین فرمانده، گیدئون پیلو بود

00:51:36.292 --> 00:51:39.532
او فکر می‌کرد که بزرگ‌ترین
 فرمانده نظامی است

00:51:39.835 --> 00:51:42.716
و پیلو گفت آن‌ها دنبال من هم
هستند، پس من هم تسلیم نمی‌شوم

00:51:42.741 --> 00:51:44.122
بنابراین او هم فرار کرد

00:51:44.413 --> 00:51:46.207
...و فرماندهی را به سومین نفر

00:51:46.834 --> 00:51:48.008
سایمون باکنر، سپرد

00:51:48.913 --> 00:51:50.508
 تسلیم شدن تصمیم درستی بود

00:51:51.543 --> 00:51:54.083
به مقر باکنر رفتم
(هتل داور، شهر داور ایالت تنسی)

00:52:01.748 --> 00:52:03.091
ژنرال باکنر

00:52:09.130 --> 00:52:12.129
اگه من فرمانده بودم
قلعه رو این‌قدر راحت تصرف نمی‌کردید

00:52:13.693 --> 00:52:14.869
 درست میگین

00:52:15.470 --> 00:52:17.549
اگر فرمانده بودی
 حمله رو به روش دیگه‌ای انجام میدادم

00:52:21.065 --> 00:52:23.457
حدس میزنم فلوید و پیلو فرار کردن

00:52:24.022 --> 00:52:25.175
دیشب فرار کردن

00:52:25.950 --> 00:52:27.262
ترسوهای پست

00:52:28.393 --> 00:52:30.080
پیلو میترسید که تو زندانیش کنی

00:52:30.962 --> 00:52:34.875
به نظرم اون به عنوان یک ژنرال جنوبی
برای من ارزش بیشتری داره

00:52:42.615 --> 00:52:43.628
...خب

00:52:44.361 --> 00:52:45.879
به اینجا رسیدیم، دوست قدیمی

00:52:46.318 --> 00:52:47.426
درسته

00:52:48.569 --> 00:52:49.845
 ...درباره شرایطی که فرستادی

00:52:49.963 --> 00:52:51.178
 شرایطی وجود نداره

00:52:52.523 --> 00:52:54.734
تسلیم فوری و بی‌قید و شرط

00:52:57.342 --> 00:52:58.741
دوست قدیمی

00:53:15.440 --> 00:53:19.157
...اولین پیروزی واقعی برای ایالات متحده

00:53:19.371 --> 00:53:23.957
در فوریه 1863 در قلعه دانلسون رخ داد

00:53:24.735 --> 00:53:26.485
به لطف یولیسیز اس. گرانت

00:53:27.569 --> 00:53:28.821
یو اس گرانت

00:53:29.908 --> 00:53:34.290
گرانت بی‌فایده تبدیل شد به
گرانت تسلیم بی‌قید و شرط

00:53:35.685 --> 00:53:38.521
و این باعث شادی مردم شمال شد

00:53:39.202 --> 00:53:45.122
زیرا تا آن زمان هیچ چیز خوبی
برای اتحادیه در جنگ رخ نداده بود

00:53:45.961 --> 00:53:47.588
 ...در جبهه شرقی جنگ

00:53:48.148 --> 00:53:52.935
لینکلن مدام با فرماندهانی روبرو بود که
بهانه‌گیری می‌کردند و کار را عقب می‌انداختند

00:53:53.432 --> 00:53:57.584
اما در غرب، یولیسیز گرانت
یکی پس از دیگری پیروز می‌شد

00:53:57.970 --> 00:54:01.434
و این باعث خوشحالی لینکلن شد
او به سرعت دستور ارتقای گرانت

00:54:01.459 --> 00:54:03.488
به درجه ژنرال ارشد را امضا کرد

00:54:04.359 --> 00:54:10.525
 اولین پیروزی مهم شمال در جنگ داخلی
گرانت را به شهرت ملی رساند

00:54:11.685 --> 00:54:19.271
در پی نبرد قلعه دانلسون یک خبرنگار
جنگی تصویری از گرانت سوار بر اسب

00:54:19.296 --> 00:54:22.037
با سیگاری در دهانش ترسیم کرد

00:54:22.521 --> 00:54:25.433
و به افتخار اولین پیروزی جبهه شمال
در جنگ های داخلی

00:54:25.458 --> 00:54:30.436
طرفدارانش برای تشکر از او
 پنج هزار سیگار برای او فرستادند

00:54:31.259 --> 00:54:32.951
و شروع به کشیدن سیگار‌ها کرد

00:54:33.631 --> 00:54:37.129
و گرانت روزانه تا 20 عدد سیگار می‌کشید

00:54:39.759 --> 00:54:42.151
برای گرانت، سال اول خوب پیش می‌رود

00:54:42.531 --> 00:54:45.929
اگر جایزه‌ای برای تازه‌وارد سال
 در ارتش اتحادیه وجود داشت

00:54:46.012 --> 00:54:49.795
برای شخص یولیسیز اس. گرانت بود
هیچ‌کس مثل او پیروزی کسب نمی‌کند

00:54:50.561 --> 00:54:53.587
او دوباره متوجه شد که
 برای این کار استعداد دارد

00:54:53.820 --> 00:54:57.282
او در فرماندهی میدان نبرد بسیار ماهر بود

00:54:57.307 --> 00:55:01.267
و فراتر از آن، در استراتژی
تاکتیک‌های میدان نبرد نیز تبحر داشت

00:55:02.474 --> 00:55:07.813
گرانت اولین ارتش از سه ارتشی را که در طول
جنگ به تصرف خود درخواهد آورد، اسیر کرده است

00:55:07.906 --> 00:55:10.640
...و اکنون رودخانه کامبرلند را باز کرده است

00:55:10.899 --> 00:55:16.911
تا نیروهای دریایی و زمینی اتحادیه بتوانند
عمیقا به جنوب درون قلمرو موتلفه نفوذ کنند

00:55:18.126 --> 00:55:19.189
...جولیا عزیز

00:55:20.178 --> 00:55:22.317
...امیدوارم به زودی که از اینجا حرکت کنم

00:55:22.895 --> 00:55:24.220
و زمانی که این کار را کنم

00:55:24.350 --> 00:55:27.992
احتمالا بزرگ‌ترین جنگ رخ خواهد داد

00:55:31.376 --> 00:55:34.392
من هیچ شکی در نتیجه‌اش ندارم

00:55:38.250 --> 00:55:41.001
ایالت تنسی
مارچ 1862

00:55:43.203 --> 00:55:45.653
...دشمن در منطقه کورینث

00:55:45.678 --> 00:55:50.104
در محل تقاطع دو خط آهن مهم
در دره می‌سی‌سی‌پی در تعداد زیاد مستقر بود

00:55:50.647 --> 00:55:52.649
...اگر ما کورینث رو تصرف میکردیم

00:55:52.921 --> 00:55:57.460
دشمن هیچ خط آهنی برای جابجایی
ارتش‌ها یا تدارکات خود نداشت

00:55:58.827 --> 00:56:01.466
گرانت در فکر این بود که
چطور دو قدم جلوتر بماند؟

00:56:01.491 --> 00:56:02.653
چگونه ابتکار عمل را حفظ کند؟

00:56:02.678 --> 00:56:04.773
چگونه دشمن را وادار کند
که به حرکات او واکنش نشان دهد؟

00:56:05.099 --> 00:56:07.190
جنگ در شرق به‌خوبی پیش نمی‌رود

00:56:07.460 --> 00:56:09.443
بنابراین همه چیز زیر نظر است

00:56:09.862 --> 00:56:14.043
اما در غرب، با اولین پیروزی‌های بزرگ
...در قلعه‌های هنری و دانلسون

00:56:14.267 --> 00:56:18.524
ناگهان رودخانه‌های تنسی
و کامبرلند برای حمله به جنوب باز شده‌اند

00:56:18.808 --> 00:56:20.897
و این همان چیزی است
 که گرانت از آن بهره می‌برد

00:56:21.618 --> 00:56:26.054
با آگاهی از اینکه دشمن در حال تقویت
کورینث است و در آنجا ارتشی جمع‌آوری می‌کند

00:56:26.264 --> 00:56:29.706
من بلافاصله همه نیروها را به به سمت
 پیتسبورگ لندینگ حرکت درآوردم

00:56:30.309 --> 00:56:33.542
پیتسبورگ لندینگ
ایالت تنسی

00:56:33.976 --> 00:56:37.487
پیتسبورگ لندینگ منطقه‌ای برای آماده‌سازی
جهت حمله به کورینث است

00:56:37.813 --> 00:56:42.830
ژنرال هالک به گرانت هشدار می‌دهد
درگیری ایجاد نکن چیزی را شروع نکن

00:56:42.855 --> 00:56:45.294
دعوا راه ننداز
تا زمانی که همه‌چیز آماده باشد

00:56:45.746 --> 00:56:50.892
ارتش با یکی از فرماندهان سپاه گرانت
ویلیام تکامسه شرمن، رسیده بود

00:56:51.125 --> 00:56:55.951
شرمن در وست پوینت دوست گرانت بود
اما قبلا با هم کار نکرده بودند

00:56:56.276 --> 00:56:59.530
و بسیاری از نیروهای گرانت
 کاملا بی‌تجربه بودند

00:56:59.951 --> 00:57:02.922
برخی فقط چند روز قبل
 سلاح‌های خود را دریافت کرده بودند

00:57:03.762 --> 00:57:07.233
پس هدف گرانت این بود که
 نیروهایش را آموزش دهد

00:57:07.432 --> 00:57:12.675
و منتظر یک ارتش دیگر اتحادیه
تحت فرماندهی دان کارلوس بیول بماند تا به آنجا برسد

00:57:13.495 --> 00:57:15.515
و سپس به سمت کورینث حرکت کنند

00:57:15.908 --> 00:57:20.160
پس ایده جنگیدن در نبرد در پیتسبورگ لندینگ
اصلا به ذهن گرانت خطور نکرده بود

00:57:20.788 --> 00:57:25.670
 و صحنه برای چیزی که به
نام قتل‌عام شایلو تبدیل شد، آماده بود

00:57:27.386 --> 00:57:30.952
عمارت چری مقر گرانت
چهارم آوریل 1862

00:57:35.991 --> 00:57:37.910
قربان، می‌خواهید افراد جدید سنگر بکنند؟

00:57:38.100 --> 00:57:39.553
 نمیخوام زیاد اینجا بمونم

00:57:39.907 --> 00:57:43.221
نیروها بی‌تجربه‌اند
 به تمرین با اسلحه نیاز دارند، نه با بیل

00:57:45.776 --> 00:57:46.825
شرمن

00:57:47.301 --> 00:57:49.329
سم
(ژنرال ویلیام ت.شرمن)

00:57:49.353 --> 00:57:50.636
فعالیت جدید؟

00:57:50.740 --> 00:57:53.383
شورشی‌ها ظاهر میشن
و ما اونارو را عقب میزنیم

00:57:53.614 --> 00:57:55.502
دیروز در یک درگیری اونها رو شکست دادیم

00:57:55.810 --> 00:57:57.102
 و نیروهای ژنرال بیول؟

00:57:57.266 --> 00:57:58.676
برای رسیدن سه روز تو راهن

00:58:02.306 --> 00:58:04.758
وقتی برسه
 به سمت کورینث حرکت خواهیم کرد

00:58:05.988 --> 00:58:07.266
 ...اگه از اینجا پایین بریم

00:58:07.291 --> 00:58:09.088
- بله
- تا انتها

00:58:09.113 --> 00:58:10.461
...نامه‌ای به ژنرال هالک

00:58:10.770 --> 00:58:14.775
روحیه نیروهای شورشی
به گونه‌ای است که تردیدی نیست کورینث

00:58:14.800 --> 00:58:18.218
خیلی راحت‌تر از فورت دانلسون
 سقوط خواهد کرد

00:58:19.910 --> 00:58:22.447
...خطای بزرگ گرانت در اوایل جنگ

00:58:22.977 --> 00:58:24.972
همین اعتماد به نفس بیش از حد او بود

00:58:25.556 --> 00:58:27.165
او فکر می‌کرد
اگر اتفاقی بیفتد

00:58:27.190 --> 00:58:30.409
من آغازگر آن خواهم بود
و این تفکر به ضررش تمام شد

00:58:31.413 --> 00:58:36.619
فرمانده آن‌ها در کورینث ژنرال آلبرت سیدنی
جانستون مدام در حال عقب‌نشینی بوده است

00:58:37.459 --> 00:58:40.712
اگر او نتواند ابتکار عمل را
 به دست بگیرد و گرانت را شکست دهد

00:58:41.004 --> 00:58:44.961
به احتمال زیاد به معنای از دست دادن
رودخانه می‌سی‌سی‌پی برای موتلفه خواهد بود

00:58:45.338 --> 00:58:49.254
جانستون واقعا معتقده که خود جنگ
ممکن است در خطر باشد

00:58:49.919 --> 00:58:53.983
بنابراین جانستون تصمیم می‌گیرد که
 یک حمله متقابل علیه گرانت سازماندهی کند

00:58:55.174 --> 00:58:58.858
جانستون می‌داند که ارتش گرنت در
پیتسبورگ لندینگ مستقر شده است

00:58:58.883 --> 00:59:04.813
که یک بن‌بست در امتداد رودخانه تنسی
و بین دو نهر بزرگ قرار دارد

00:59:05.217 --> 00:59:08.136
به نظر می‌رسد که این مکان خوبی
 برای استقرار ارتش است

00:59:08.161 --> 00:59:11.003
چشمه‌ها و نهرهایی خوبی در اینجا هست
  می‌توانیم آب تهیه کنیم

00:59:11.028 --> 00:59:12.852
زمین هموار و مناسبی برای اردو زدن است

00:59:13.407 --> 00:59:18.115
اما برنامه موتلفه این است که ارتش
اتحادیه را در این بن‌بست به دام بیندازد

00:59:18.777 --> 00:59:23.283
و ارتش اتحادیه را
 با یک حمله گسترده نابود کند

00:59:25.630 --> 00:59:27.695
:و بنابراین جانستون ریسک می‌کند و می‌گوید

00:59:28.684 --> 00:59:31.103
...ما باید تاس آهنین جنگ را بیندازیم

00:59:31.768 --> 00:59:34.122
ما باید پیروز شویم یا نابود شویم

00:59:43.625 --> 00:59:49.147
اردوگاه گرانت در پیتسبورگ لندینگ
در نزدیکی یک کلیسای چوبی کوچک بود

00:59:52.167 --> 00:59:55.177
این یکی از معدود
 نقاط قابل شناسایی در کل منطقه بود

00:59:56.867 --> 00:59:58.991
نام آن کلیسا، کلیسای شایلو بود

01:00:00.724 --> 01:00:04.088
شایلو به معنای "محل صلح" است

01:00:12.658 --> 01:00:16.810
ششم آوریل 1862
شش صبح

01:01:21.085 --> 01:01:22.300
!یاغی‌ها

01:01:22.600 --> 01:01:24.026
!آتش

01:01:25.354 --> 01:01:26.527
!یاغی‌ها

01:01:27.726 --> 01:01:29.916
!از داخل جنگل
!یاغی‌ها

01:01:33.951 --> 01:01:35.223
!از سمت چپ

01:01:40.525 --> 01:01:41.608
!یاغی‌ها

01:01:42.408 --> 01:01:43.891
!از سمت جنگل دارن میان

01:01:44.851 --> 01:01:45.773
!یاغی‌ها

01:02:07.493 --> 01:02:08.093
گزارش بده

01:02:08.118 --> 01:02:10.040
درگیری‌های جزئی، قربان، همین

01:02:12.162 --> 01:02:14.102
اینا درگیری‌های لعنتی جزئی نیستن

01:02:14.242 --> 01:02:17.165
 خدایا، ما مورد حمله قرار گرفتیم
صف تشکیل بدین و نگه دارید

01:02:26.347 --> 01:02:27.494
!مهمات

01:02:29.042 --> 01:02:30.942
گرانت در شایلو نیست

01:02:31.187 --> 01:02:36.884
او در واقع در 9 مایلی شمال
در اقامتگاهش در عمارت چری صبحانه می‌خورد

01:02:50.388 --> 01:02:51.741
...آقایون

01:02:53.202 --> 01:02:54.973
جنگ شروع شده

01:02:59.479 --> 01:03:01.169
!آتش

01:03:06.952 --> 01:03:10.091
نبرد شایلو
ششم آوریل 1862

01:03:10.116 --> 01:03:12.094
 این سرباز هارو حرکت بدین

01:03:13.326 --> 01:03:14.912
اونارو در قالب هنگ‌ها سازماندهی کنید

01:03:15.652 --> 01:03:18.118
مهم نیست قبلا تو چه هنگی بودند

01:03:19.611 --> 01:03:20.961
هنگ‌های جدید تشکیل بدین

01:03:21.392 --> 01:03:22.340
بله، قربان

01:03:23.387 --> 01:03:25.160
بجنبید، سربازها، صف ببندید

01:03:29.837 --> 01:03:31.355
بیول تا شب نمیرسه

01:03:32.101 --> 01:03:34.141
 والاس هم هنوز 6 مایل بالاتره

01:03:35.202 --> 01:03:37.336
 به والاس دستور بدین فورا با نیروهایش بیاد

01:03:37.960 --> 01:03:39.078
از شرمن چی؟

01:03:39.570 --> 01:03:40.685
خبری نیست

01:03:42.708 --> 01:03:44.480
...در روز اول نبرد شایلو

01:03:45.113 --> 01:03:52.025
حدود چهل هزار سرباز موتلفه به طور غافلگیرانه
به ارتش اتحادیه حمله کرده و شروع به پیشروی کردند

01:03:52.505 --> 01:03:55.910
این بزرگ‌ترین حمله در تاریخ آمریکا
تا آن زمان بود

01:03:57.397 --> 01:03:59.661
هنگامی که گرانت بالاخره
 ...به پیتسبورگ لندینگ رسید

01:04:00.194 --> 01:04:03.836
افسران نمی‌دانستند نیروهایشان کجا هستند
سربازان هم نمی‌دانستند واحدهایشان کجا هستند

01:04:04.222 --> 01:04:07.941
 گرانت بلافاصله شروع به ارزیابی شرایط کرد

01:04:08.361 --> 01:04:11.375
و انگار که جنگ ذهن او را شفاف کرد

01:04:11.768 --> 01:04:14.684
و او می‌توانست کار اصلی که
 باید انجام دهد را ببیند

01:04:15.384 --> 01:04:16.992
که آرامش خودش را حفظ کند

01:04:17.017 --> 01:04:20.271
سربازانی را که به
 منطقه عقب‌نشینی کرده‌اند، جمع کند

01:04:20.731 --> 01:04:23.967
و شروع به تقویت خط دفاعی کند

01:04:44.940 --> 01:04:46.862
زخمت عمیقه سرباز؟

01:04:47.422 --> 01:04:48.848
فقط یه خراشه، قربان

01:04:49.303 --> 01:04:50.575
پس میتونی بجنگی؟

01:04:54.378 --> 01:04:55.789
بیاین پسرا

01:04:56.236 --> 01:04:58.663
جمع شید
من پشتتونم

01:05:03.589 --> 01:05:07.338
گرانت در میدان نبرد بدون اینکه
 در هرج‌ومرج گرفتار شود حرکت می‌کند

01:05:07.599 --> 01:05:09.405
با خود فکر می‌کند
فرماندهانم کجا هستند؟

01:05:09.430 --> 01:05:12.057
ارزیابی‌شان از نبرد چه هست
 و چطور پیش میرود

01:05:12.082 --> 01:05:13.762
و من چطور می‌توانم کمکشون کنم؟

01:05:14.184 --> 01:05:16.559
 اگر پیتسبورگ لندینگ سقوط کند

01:05:17.039 --> 01:05:20.644
گرانت می‌داند که ارتشش نابود خواهد شد

01:05:21.910 --> 01:05:27.511
اگر نقشه موتلفه این باشد که ارتش اتحادیه
را در این تله در کنار رودخانه تنسی گرفتار کند

01:05:27.536 --> 01:05:31.577
پس گرانت به‌خوبی
 از این تله استفاده خواهد کرد

01:05:31.909 --> 01:05:38.061
تا یک نبرد فرسایشی انجام دهد تا زمانی
که نیروهای کمکی دان کارلوس بویل برسند

01:05:38.499 --> 01:05:41.543
او یک لشکر کامل تحت فرمان
 لو والاس دارد که خیلی نزدیک‌ است

01:05:41.778 --> 01:05:46.071
و همان‌طور که در میدان حرکت
و با فرماندهان مختلف لشکر صحبت می‌کند

01:05:46.378 --> 01:05:48.698
:به آن‌ها می‌گوید
هی، لو والاس تو راهه

01:05:48.915 --> 01:05:50.899
باید هر لحظه برسه

01:05:53.912 --> 01:05:57.032
میدان نبرد پر از هرج‌ومرج بود

01:05:57.597 --> 01:06:00.429
اما گرانت کنترل زیادی بر احساسات خود داشت

01:06:00.454 --> 01:06:04.255
شجاعت جسمانی او، این اعتمادبه‌نفس آرام

01:06:04.334 --> 01:06:06.249
و همچنین مهارت بالای او در سوارکاری

01:06:06.514 --> 01:06:11.246
در زمانی که این یک مهارت بسیار مهم در
میدان جنگ بود نقش بزرگی در موفقیت او داشت

01:06:12.041 --> 01:06:17.761
دشمن چندین بار سعی کرد تا جناح راست
ما را که شرمن در آن مستقر بود، دور بزند

01:06:19.113 --> 01:06:20.699
ژنرال شرمن، وضعیت چطوره؟

01:06:20.724 --> 01:06:21.526
ژنرال

01:06:22.018 --> 01:06:24.526
بچه‌ها عقب رفتند، ولی جدانشدن

01:06:25.111 --> 01:06:26.766
من الان نیروی کمکی لازم دارم

01:06:27.439 --> 01:06:29.172
بیول کجاست؟-
خبری از بیول نیست-

01:06:30.618 --> 01:06:31.993
 برای والاس پیام فرستادم

01:06:32.343 --> 01:06:33.899
میتونی موقعیتت رو حفظ کنی؟

01:06:34.552 --> 01:06:35.579
بله قربان

01:06:36.381 --> 01:06:37.675
 اما هزینه خواهد داشت

01:06:39.622 --> 01:06:41.070
...در نبرد شایلو

01:06:41.936 --> 01:06:46.503
شرمن و گرانت
درحالی‌که هیچ‌وقت دوستان صمیمی نبودند

01:06:46.768 --> 01:06:51.523
اما برای اولین بار تبدیل به
 یک زوج استراتژیک می‌شوند

01:06:52.108 --> 01:06:55.426
که یکی از بهترین همکاری‌های
 جنگ را شکل می‌دهند

01:06:56.514 --> 01:07:01.818
درحالی‌که بسیاری از قسمت‌های دیگر ارتش
اتحادیه در حال فرار از میدان نبرد بودند

01:07:02.158 --> 01:07:05.069
شرمن حمله نیروهای موتلفه را کند کرد

01:07:06.323 --> 01:07:09.176
با این حال، گرانت می‌دانست که ممکن است

01:07:09.201 --> 01:07:12.376
نیاز به لشکر لو والاس داشته باشد
 تا از این جنگ جان سالم به در ببرد

01:07:12.700 --> 01:07:18.049
اما ابهام زیادی درباره مسیر حرکت
 لشکر والاس وجود داشت

01:07:18.710 --> 01:07:21.053
و والاس در میدان نبرد حاضر نشد

01:07:22.570 --> 01:07:26.621
با پیشروی نیروهای موتلفه
جنگ رفته‌رفته محدودتر و شدیدتر شد

01:07:26.845 --> 01:07:29.504
 نبرد بسیار پر هرج و مرج و وحشیانه شد

01:07:29.666 --> 01:07:34.178
و گرانت فهمید که در لحظات آشفتگی
...وقتی همه‌چیز در حال فروپاشیه

01:07:34.476 --> 01:07:37.392
باید کاری کرد تا کنترل بازگردد

01:07:39.217 --> 01:07:43.388
گرانت تسلیم نمی‌شود
او می‌ایستد و میجنگد

01:07:47.854 --> 01:07:49.815
ستوان-
ژنرال گرانت، قربان-

01:07:49.840 --> 01:07:51.758
نیروهات رو به سمت چپ
 حرکت بده ستوان، همین حالا

01:07:51.783 --> 01:07:52.799
بله قربان

01:08:05.144 --> 01:08:08.937
نبرد شایلو
ششم آوریل 1862

01:08:11.712 --> 01:08:13.712
سه بعد از ظهر

01:08:41.422 --> 01:08:46.027
برخلاف تمام تجربیات قبلیم
ما در موقعیت دفاعی قرار داشتیم

01:08:46.570 --> 01:08:53.678
دشمن تنها هدفش این بود که سربازانش
رو بدون توجه به تلفات به سمت ما بفرسته

01:08:54.331 --> 01:08:58.984
گرانت متوجه شد که باید زمان بخرد
وگرنه ارتشش نابود خواهد شد

01:09:00.173 --> 01:09:02.447
 اولین روز نبرد شایلو خوب پیش نمی‌رود

01:09:03.577 --> 01:09:07.203
اما در میان هرج‌ومرج، صداها
...و آشفتگی‌ای که در میدان نبرد وجود دارد

01:09:07.647 --> 01:09:10.097
هیچ‌کس در ابتدا همه چیز را
 درست انجام نمی‌دهد هیچ‌کس

01:09:10.831 --> 01:09:12.944
 گرانت از طریق تجربه سخت یاد می‌گیرد

01:09:13.257 --> 01:09:18.371
با وجود تمام مشکلاتی که او را احاطه کرده‌اند
 چشم‌اندازی از پایان جنگ دارد

01:09:19.111 --> 01:09:24.836
گرانت با حفظ خطوط دفاعی متوالی
 از قبل به عقب‌نشینی تدریجی فکر می‌کند

01:09:25.407 --> 01:09:31.659
فضا را با زمان معامله می‌کند تا مقاومت کند
تا زمانی که نیروهای کمکی برسند

01:09:32.262 --> 01:09:34.968
 بنابراین دستوراتی به تمام
 فرماندهان لشکرش ارسال شد

01:09:35.244 --> 01:09:39.282
به هر قیمتی که شده
 مواضع خود را حفظ کنند

01:09:40.657 --> 01:09:41.598
چی شده؟

01:09:42.238 --> 01:09:44.032
 ژنرال پرنتیس تسلیم شد

01:09:45.577 --> 01:09:47.161
با دوهزار سرباز

01:09:53.463 --> 01:09:55.410
توپخانه رو به ارتفاعات منتقل کنید

01:09:56.219 --> 01:09:59.389
حمله رو از شروع شب شروع کنید به نیروی
دریایی بگید از سمت رودخانه حمایت بکنند

01:10:00.322 --> 01:10:01.902
 به پورتر تلگراف میزنم

01:10:07.206 --> 01:10:08.858
 ...گرانت در میدان نبرد

01:10:09.291 --> 01:10:14.079
اجازه نمی‌دهد ترس از شکست بر او غلبه کند

01:10:14.492 --> 01:10:15.859
او قبلا آن را تجربه کرده است

01:10:16.503 --> 01:10:17.633
او یک جنگجو است

01:10:17.822 --> 01:10:21.806
این یکی از چیزهایی بود که او به هر ارتشی که
 فرماندهی‌اش را بر عهده داشت، می‌آورد

01:10:22.279 --> 01:10:26.579
او حس استقامت را به نیروهایش منتقل می‌کرد
این حس که این نبرد آسان نخواهد بود

01:10:26.604 --> 01:10:28.946
من به دنبال پیروزی در یک روز نیستم

01:10:32.713 --> 01:10:34.979
گرانت در طول روز در حال عقب‌نشینی بود

01:10:35.894 --> 01:10:40.409
و فرمانده ارتش موتلفه، آلبرت سیدنی جانستون
خودش وارد میدان نبرد شد

01:10:40.689 --> 01:10:42.642
چون باید پیروز یا نابود می‌شد

01:10:43.592 --> 01:10:47.218
و ناگهان جانستون از پشت ساق پا
 مورد اصابت قرار گرفت

01:10:47.243 --> 01:10:49.074
و بر اثر خونریزی جان باخت

01:10:49.099 --> 01:10:50.168
او پیروز نشد

01:10:50.437 --> 01:10:51.601
او نابود شد

01:10:52.372 --> 01:10:56.615
معاون جانستون
پی‌یر گوستاو توتان بورگارد

01:10:56.640 --> 01:10:59.268
فرماندهی را به دست گرفت
و بورگارد معتقد بود

01:10:59.293 --> 01:11:02.487
که ارتش اتحادیه را
 به نقطه مطلوبی کشانده‌اند

01:11:03.367 --> 01:11:06.566
اما گرانت به طرز فوق‌العاده‌ای
 از زمین استفاده کرد

01:11:07.675 --> 01:11:11.398
نیروهای او یک خط دفاعی
در امتداد یک دره عمیق ایجاد کردند

01:11:12.137 --> 01:11:15.218
نیروهای موتلفه باید
 به داخل این دره می‌رفتند

01:11:15.941 --> 01:11:22.555
هنگامی که از دره بالا رفتند، وارد گردبادی
از آتش توپخانه و تفنگ‌های اتحادیه شدند

01:11:22.580 --> 01:11:25.186
آن‌ها با این آتش شدید به عقب رانده شدند

01:11:25.773 --> 01:11:28.635
دستوراتی در سراسر
 صفوف نیروهای موتلفه پیچید

01:11:28.970 --> 01:11:30.855
که کار تمام است حمله را متوقف کنید

01:11:33.043 --> 01:11:35.985
بورگارد نبرد را متوقف کرد
فردا صبح کار را تمام خواهیم کرد

01:11:36.427 --> 01:11:41.129
گرانت، که سوار بر اسب بود
و شاهد عقب‌نشینی موتلفه‌ها به دره بود

01:11:41.337 --> 01:11:43.454
گفت: هنوز شکست نخورده‌ایم
 حتی نزدیک شکست هم نیستیم

01:11:45.007 --> 01:11:47.181
گرانت با عزم راسخ خود،

01:11:47.425 --> 01:11:50.826
باور داشت که هیچ‌کس
 نمی‌تواند او را شکست دهد

01:11:51.529 --> 01:11:53.359
هنگامی که شب فرا رسید

01:11:53.609 --> 01:11:56.320
بله، روز سختی برای ارتش اتحادیه بود

01:11:57.388 --> 01:12:00.959
اما آن‌ها هنوز از پیتسبورگ لندینگ
 بیرون رانده نشده بودند

01:12:00.984 --> 01:12:03.499
آن‌ها هنوز همان منطقه را حفظ کرده بودند

01:12:04.331 --> 01:12:08.499
و مهم‌تر از همه
دون کارلوس بیول در حال رسیدن بود

01:12:09.177 --> 01:12:11.317
و قایق‌های جنگی فدرال
 در رودخانه حضور داشتند

01:12:11.342 --> 01:12:14.590
که با شلیک گلوله‌های خود
 موتلفه‌ها را در تاریکی عقب نگه می‌داشتند

01:12:16.849 --> 01:12:21.482
اما چندین افسر اتحادیه آن شب
 نزد گرانت آمدند

01:12:22.422 --> 01:12:24.219
و گفتند باید از اینجا برویم

01:12:25.423 --> 01:12:28.158
گرانت در روز اول تقریبا شکست خورد

01:12:28.357 --> 01:12:30.718
تقریبا به داخل رودخانه عقب رانده شد

01:12:31.273 --> 01:12:36.504
و اینجا است که گرانت را در
 مصمم‌ترین حالت خود می‌بینید

01:12:36.529 --> 01:12:39.315
در واقع، در پایدارترین و
 خونسردترین حالت خودش

01:12:40.066 --> 01:12:41.906
او زیر یک درخت ایستاده است

01:12:42.425 --> 01:12:44.380
می‌تواند ناله زخمی‌ها را بشنود

01:12:45.389 --> 01:12:47.100
و شرمن از دل تاریکی بیرون میاد

01:13:00.232 --> 01:13:01.296
ژنرال گرانت

01:13:02.418 --> 01:13:03.429
 شرمن

01:13:07.079 --> 01:13:08.185
 ...خب، سم

01:13:08.944 --> 01:13:10.944
 امروز روز سختی داشتیم مگه نه؟

01:13:17.088 --> 01:13:18.601
ولی فردا شکستشون میدیم

01:13:20.805 --> 01:13:22.200
وقتی والاس و بیول برسند؟

01:13:25.756 --> 01:13:27.961
ازم خواستن برنامه‌ام
 برای عقب‌نشینی رو بگم

01:13:32.593 --> 01:13:34.525
من فردا صبح اولین گلوله رو شلیک میکنم

01:13:39.625 --> 01:13:43.560
نبرد شایلو
هفتم آوریل 1862

01:13:43.979 --> 01:13:49.510
در روز دوم نبرد، بخشی از هنگ‌ها
رو از بین نیروهای نزدیک جمع کردم

01:13:49.883 --> 01:13:51.717
و اون‌ها رو به جلو هدایت کردم

01:13:54.641 --> 01:13:56.655
گرانت می‌دانست که
 ارتش او به‌هم‌ریخته است

01:13:57.581 --> 01:14:02.121
آن‌ها یک روز کامل را
 در نبردی وحشیانه گذرانده بودند

01:14:02.515 --> 01:14:05.927
اما او همچنین حدس می‌زد که ارتش موتلفه
هم در همان وضعیت باشد

01:14:08.866 --> 01:14:13.705
و بنابراین باور داشت هر که صبح زود
ابتکار عمل را در دست گیرد، پیروز خواهد شد

01:14:14.664 --> 01:14:18.293
پس دستور داده شد که همه فرماندهان لشکر
در اولین نور صبح حمله را آغاز کنند

01:14:18.510 --> 01:14:21.239
هر جایی که هستید
 با هر نیرویی که دارید، حمله کنید

01:14:22.791 --> 01:14:25.947
 یک فرمانده دیگر در شایلو پیدا کنید
که در روز دوم حمله کند

01:14:27.651 --> 01:14:30.601
همه افراد دیگر اینطور فکر می‌کنند
اوه، خدای من، چنین چیزی ممکن نیست

01:14:31.061 --> 01:14:35.472
من فکر می‌کنم که گرانت به این
معادله متفاوت از همه نگاه می‌کند

01:14:35.497 --> 01:14:40.347
گرانت که شکست خورده بود
و مجبور شده بود تاریکی را ببیند

01:14:40.615 --> 01:14:45.979
به نظر من این موضوع به او منبع قدرت اضافه‌ای می‌دهد
که اکثر فرماندهان دیگر قادر به دسترسی به آن نیستند

01:14:47.168 --> 01:14:52.508
او توانایی خاصی داشت که می‌توانست
یک نقشه یا منظره را مشاهده کند

01:14:53.220 --> 01:14:57.120
و تقریبا بلافاصله بداند از
چه چیزی باید دفاع شود

01:14:57.145 --> 01:14:58.914
از چه چیزی نمی‌توان دفاع کرد

01:14:59.534 --> 01:15:02.025
و آنچه گرانت در شایلو دیده بود

01:15:02.718 --> 01:15:07.752
این بود که نیروهای موتلفه آخرین انرژی خود را
 فقط برای اینکه به این نقطه برسند مصرف کرده بودند

01:15:08.299 --> 01:15:13.304
گرانت فهمیده بود که
اگر در شب بتواند نیروهای بیول را منتقل کند

01:15:13.517 --> 01:15:17.396
و ارتش گرانت را
بازسازی و دوباره سازماندهی کند

01:15:17.421 --> 01:15:20.152
و آن را صبح برای یک ضد حمله متقابل آماده کند

01:15:20.425 --> 01:15:23.400
آنجاست که ارتش موتلفه
کاملا سقوط خواهد کرد

01:15:24.971 --> 01:15:27.751
گرانت مصمم بود که بماند و بجنگد

01:15:28.479 --> 01:15:31.290
همه چیزهایی که آموخته بود
در این تصمیم‌گیری به کار گرفته شد

01:15:34.056 --> 01:15:37.690
این همان نقطه‌ای است که گرانت، گرانت شد

01:15:44.379 --> 01:15:47.992
در این روز، همه چیز به نفع ارتش اتحادیه بود

01:15:48.325 --> 01:15:50.991
حالا ما نیروی مهاجم شده‌ایم

01:16:32.809 --> 01:16:35.545
دشمن تمام روز به عقب کشیده شد

01:16:35.570 --> 01:16:37.830
همان‌طور که ما روز قبل
 به عقب کشیده شده بودیم

01:16:39.159 --> 01:16:43.233
روز دیگری از نبردهای وحشیانه
در همان زمین‌هایی که دیروز جنگیدیم بود

01:16:44.991 --> 01:16:48.697
اما در ساعت دو بعدازظهر
...فرمانده نیروهای موتلفه، بورگارد

01:16:49.036 --> 01:16:51.065
دستور عقب‌نشینی به کورینث را صادر کرد

01:16:55.163 --> 01:16:56.656
نبرد به پایان رسید

01:16:57.638 --> 01:17:01.100
و از نظر فنی، پیروزی از آن ارتش اتحادیه بود

01:17:02.146 --> 01:17:06.597
اما این پیروزی با بهایی سنگین به دست آمد

01:17:09.169 --> 01:17:10.828
تلفات به شدت زیاد بود

01:17:11.371 --> 01:17:15.339
 بیست و پنج هزار نفر کشته
 و زخمی و مفقود شدن

01:17:16.415 --> 01:17:19.713
این نخستین باری بود که در تاریخ آمریکا
چنین چیزی دیده می‌شد

01:17:20.862 --> 01:17:25.635
تعداد کشته‌های ارتش‌های انقلاب و جنگ سال 1812
از شمار کشته‌شدگان در شایلو کمتر بودند

01:17:26.743 --> 01:17:30.831
در روز دوم، میدانی رو دیدم
که اجساد آن‌قدر انباشته شده بودند

01:17:31.221 --> 01:17:34.321
که میشد از روی آن‌ها عبور کرد

01:17:34.903 --> 01:17:38.277
بدون این که پا به زمین بخورد

01:17:44.777 --> 01:17:47.495
کلمه شایلو به معنای "جایگاه صلح" است

01:17:49.853 --> 01:17:52.879
اما شایلو، در این دو روز
چیزی جز میدان جنگ نبود

01:17:55.485 --> 01:18:05.645
شایلو جایی بود که کشور ما با واقعیت
آنچه که درگیرش شده بود روبه‌رو شد

01:18:07.328 --> 01:18:12.591
انگار از میدان نبرد
یک کارت پستال استعاری به آمریکا فرستاده شد

01:18:12.984 --> 01:18:16.231
که روی آن، تصویری از کشته‌شدگان بود
:و می‌گفت

01:18:16.522 --> 01:18:18.520
 این همان چیزی است که انتخاب کرده‌اید

01:18:20.788 --> 01:18:22.413
ما را مجبور کرد که بیدار شویم

01:18:23.591 --> 01:18:25.260
 ما را مجبور کرد که بالغ شویم

01:18:26.698 --> 01:18:28.680
...ما را مجبور کرد که درک کنیم

01:18:28.856 --> 01:18:32.044
که این جنگ، سخت‌تر از چیزی است
که هر کسی تصور می‌کرد

01:19:19.105 --> 01:19:25.723
تا قبل از نبرد شایلو، باور داشتم که شورش
به زودی و ناگهانی نابود میشود

01:19:28.114 --> 01:19:32.196
اما بعد از نبرد شایلو
 ...تمام امید خود را برای نجات اتحادیه

01:19:33.164 --> 01:19:36.442
جز از طریق پیروزی کامل از دست دادم

01:19:36.466 --> 01:19:41.466
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:19:46.370 --> 01:19:49.146
...آنچه خواهید دید

01:19:49.185 --> 01:19:51.757
بعد از نبرد شایلو، دیگه فرمانده نبودم

01:19:53.397 --> 01:19:56.489
لینکلن درست میگفت ویکسبرگ خود کلیده

01:19:57.297 --> 01:19:59.194
هنر جنگ کاملا ساده است

01:20:01.224 --> 01:20:03.101
بفهمید دشمن کجاست

01:20:04.609 --> 01:20:06.218
با تمام قدرت به او ضربه بزنید

01:20:06.959 --> 01:20:08.703
و به حرکت خود ادامه دهید

01:20:08.728 --> 01:20:10.253
میری دنبال لی؟

01:20:10.791 --> 01:20:13.266
تا زمانی که کارشو تموم کنی
دنبالش میکنی؟

01:20:15.224 --> 01:20:16.938
همه چیز به تو بستگی داره

01:20:18.585 --> 01:20:22.397
"گرانت"
ترجمه از آرش تقدسی