﻿WEBVTT

00:00:08.310 --> 00:00:14.870
می خواهم بر تو بدرخشم
همیشه مانند خورشید عالم تاب باشم

00:00:15.210 --> 00:00:18.550
تو را در تاریکی
حمایت می کنم

00:00:18.680 --> 00:00:24.550
این حقیقتی ست از ته قلبم

00:00:25.590 --> 00:00:39.330
اگه فقط قلب هایمان به هم نزدیک بود
کاری می کردم که باورم کنی

00:00:39.470 --> 00:00:46.100
با اینکه نمی تونی درکش کنی
خودت رو از دست نده

00:00:46.310 --> 00:00:54.050
لطف و مهربانی تو بیهوده نخواهد بود

00:00:54.920 --> 00:01:01.450
باد تو را به سرزمینی می برد که
خیلی دورتر از اینجاست

00:01:01.890 --> 00:01:08.560
از دریاها می گذری و از زمان گذر می کنی
من مطمئنم که روزی شکوفا خواهی شد

00:01:08.770 --> 00:01:15.190
هر روزی که باشد
من آنجا منتظرت خواهم بود

00:01:15.670 --> 00:01:21.770
امیدوارم که بتونم مثل خورشید
همیشه مراقبت باشم

00:01:21.880 --> 00:01:26.480
این حقیقتی ست از ته قلبم

00:01:26.480 --> 00:01:31.820
محافظ روح مقدس
این حقیقتی ست از ته قلبم

00:01:37.200 --> 00:01:39.690
بسه دیگه ! با این کارا به جایی نمی رسید

00:01:53.580 --> 00:01:58.070
حرفمو گوش کنید ! نیزه هاتون رو
بذارید کنار و به کانبال برگردید

00:01:58.650 --> 00:02:01.550
تا کی می خواین بیخودی به
تلاشتون ادامه بدید؟

00:02:07.490 --> 00:02:12.450
قسمت بیست و دوم
فصل بیداری

00:02:49.700 --> 00:02:51.460
 !جلو نیا

00:03:30.270 --> 00:03:34.040
در اون لحظه ، هیچ ربطی به نیزه داران پادشاه
یا چیز دیگه ای نداشت

00:03:34.880 --> 00:03:38.340
اون فقط مبارزه ای تا پای مرگ بود

00:03:46.320 --> 00:03:50.450
این جوری شد که جیگورو
... همه نیزه داران شاه رو کشت

00:03:50.530 --> 00:03:52.550
نیزه دارانی که به اینجا فرستاده شده بودن ...
تا ما رو دستگیر کنن

00:03:53.500 --> 00:03:55.990
اون ، برای حفاظت از من و خودش
این کار رو کرد

00:03:56.730 --> 00:04:03.000
ولی با این کار ، همراه اون هشت نفر
روح خودشم از دست داد

00:04:04.380 --> 00:04:06.670
همراه اون هشت نفر؟

00:04:07.410 --> 00:04:11.510
درسته ، منظورم همون ارواحیه که اون شب
 ... تو رو از دستشون نجات دادم

00:04:11.580 --> 00:04:14.050
اونا ارواح نیزه دارانی بودن که جیگورو کشته بود...

00:04:15.920 --> 00:04:21.590
به خاطر لوگسام ، من و جیگورو
مجبور شدیم که در راه بی رحم و ظالمانه ای قدم بذاریم

00:04:23.230 --> 00:04:30.030
با اینکه اون مردان نیزدار ، لایق
همچین مرگی نبودن

00:04:31.400 --> 00:04:36.000
پس خودت می بینی که ، زندگی من
بر اساس قربانی کردن اونا ، ساخته شده

00:04:43.550 --> 00:04:44.810
شام می خوری؟

00:04:49.950 --> 00:04:51.750
 ... برای همینم قسم خوردین که

00:04:51.890 --> 00:04:56.220
به اندازه همون تعداد افرادی که جیگورو کشته بود ...
شما مردمی رو نجات بدین  ، مگه نه؟

00:04:56.660 --> 00:05:00.820
بله ، با اینکه جیگورو بهم گفت که این موضوع رو فراموش کنم

00:05:01.270 --> 00:05:05.000
اگه به خاطر وفا به قولتون نبود
من الان زنده نبودم

00:05:06.140 --> 00:05:07.330
فکر کنم راست میگی

00:05:08.070 --> 00:05:10.470
در هر حال ، این تنها دلیلم ، برای انجام اون کار بود

00:05:10.540 --> 00:05:13.440
ولی گذشته از این حرفا
 ...پدرم هم دوستش بود

00:05:13.510 --> 00:05:16.450
جیگورو دلیلی برای نجات من نداشت...

00:05:17.520 --> 00:05:22.780
یعنی چرا اون به خاطر نجات جون شما
راضی شده که هشت نفر از دوستانش رو بکشه؟

00:05:23.490 --> 00:05:28.050
خودمم نمی دونم
این سوال همیشه منو آزار داده

00:05:28.230 --> 00:05:30.790
یعنی چرا اون با درخواست پدرم موافقت کرد؟

00:05:31.060 --> 00:05:34.430
چرا منو به جای دورافتاده ای نبرد تا رهام کنه؟

00:05:35.870 --> 00:05:39.890
...چرا با چیزی موافقت کرد که نه تنها براش سودی نداشت

00:05:39.970 --> 00:05:42.960
بلکه به قیمت از دست دادن هر چیزی که تا حالا براش زحمت کشیده بود ، انجامید

00:05:47.040 --> 00:05:49.040
دلم می خواد بدونم چرا این کار رو کرده

00:05:53.280 --> 00:05:55.780
... اگه می تونستم بفهمم به چی فکر می کرده

00:05:56.520 --> 00:06:01.420
شاید می توستم موقعیت فعلیم رو  کمی راحت تر قبول کنم ...

00:06:05.300 --> 00:06:08.600
می خوای بقیه حرفمون رو طبقه پایین ، سر شام ادامه بدیم؟

00:06:09.070 --> 00:06:11.560
منم دلم می خواد کمی از خاطراتم با جیگورو براتون بگم

00:06:28.690 --> 00:06:32.620
وقتی جنگ با نیزه داران پادشاه ، تموم شد
تو چی کار کردی بالسا؟

00:06:34.930 --> 00:06:38.190
... اون زمان دیگه تمرینات آموزشیم با جیگورو تموم شده بود

00:06:38.260 --> 00:06:43.290
... مهارت هام خیلی بهتر از جنگجویان شهری بود

00:06:44.240 --> 00:06:47.430
 ... غیر از اون ، دیگه شونزده سالم شده بود ...

00:06:47.510 --> 00:06:50.270
پس رنج و عذاب جیگورو رو به خوبی درک می کردم ...

00:06:50.670 --> 00:06:52.270
... برای همینم بهش گفتم

00:06:53.740 --> 00:06:56.410
بیا راهمون رو از هم جدا کنیم

00:07:16.530 --> 00:07:19.260
جیگورو بیا از هم جدا بشیم

00:07:21.140 --> 00:07:23.940
من دیگه می تونم از پس خودم بر بیام

00:07:32.620 --> 00:07:33.740
 ... پس خواهش می کنم که

00:07:34.950 --> 00:07:38.050
تو قبلا ، چندین بار جونمو نجات دادی

00:07:38.360 --> 00:07:41.480
پس خواهش می کنم که دیگه فراموشم کن

00:07:42.230 --> 00:07:46.690
از الان به بعد ، فقط به خوشبختی خودت فکر کن

00:07:58.810 --> 00:08:03.010
... تو همش حس می کنی که انگار بهم خیلی مدیونی

00:08:03.410 --> 00:08:05.750
 ... ولی درباره گذشته ، این جوری فکر نکن

00:08:05.920 --> 00:08:07.780
این کار فقط باعث میشه ، احساس پوچی و بیهودگی کنی

00:08:10.420 --> 00:08:12.890
 ... گذشته از این حرفا ، بالسا

00:08:13.620 --> 00:08:17.460
من به تو و زندگیمون علاقمند شدم

00:08:19.600 --> 00:08:23.830
وقتی جیگورو این حرفو زد
دیگه هیچی نتونستم بگم

00:08:24.970 --> 00:08:27.940
 ... ولی با وجود حرفایی که بهم زد

00:08:28.010 --> 00:08:32.140
تمام سعیشو کرد که دیگه با دوستانش نجنگه ...

00:08:33.080 --> 00:08:36.100
... با اینکه گفته بود بهم علاقمند شده

00:08:36.180 --> 00:08:38.940
بدون شک اولش قضیه این نبوده ...

00:08:39.380 --> 00:08:40.870
 ... در هر حال ، زنان ممکنه که

00:08:40.950 --> 00:08:45.350
غریزه مادرانه داشته باشن
ولی مردا اصلا این جوری نیستن

00:08:46.820 --> 00:08:52.230
آخرشم هیچ وقت نفهمیدم که
وقتی اولین بار باهام فرار می کرد

00:08:52.300 --> 00:08:54.560
... اون موقع ، چی تو سرش می گذشته

00:08:57.300 --> 00:09:01.070
پنج سال بعد از اون ماجرا ، جیگورو از دنیا رفت

00:09:03.040 --> 00:09:07.770
افرادی که دنبالش بودن ، نتونستن شکستش بدن
ولی بعدش مریض شد و از پا در اومد

00:09:08.610 --> 00:09:11.600
... اون موقع ، پادشاه لوگسام مرده بود

00:09:11.680 --> 00:09:16.420
پس دیگه دلیلی نداشت که مثل فراری ها زندگی کنیم ...

00:09:17.290 --> 00:09:20.880
از اولین باری که کانبال رو ترک کردیم ، پونزده سال گذشته

00:09:25.300 --> 00:09:29.230
بهت قول میدم که جون هشت روح رو نجات بدم

00:09:29.300 --> 00:09:32.030
قول میدم کاری کنم که روح دوستانت به آرامش برسن

00:09:32.670 --> 00:09:35.330
پس خواهش می کنم ... که دیگه راحت استراحت کن

00:09:38.640 --> 00:09:39.730
... بالسا

00:09:41.780 --> 00:09:44.980
... نجات دادن جون انسان ها ، خیلی سخت تر از گرفتن جونشونه

00:09:45.950 --> 00:09:49.350
یعنی تو می خوای قهرمانی چیزی بشی؟

00:09:50.650 --> 00:09:55.720
مردم اغلب به قهرمانی علاقه دارن که
جونشو به خاطرشون به خطر بندازه

00:09:56.260 --> 00:10:00.250
نجات دادن جون انسان ها ، چیزی نیست که همین جوری بتونی انجامش بدی

00:10:01.530 --> 00:10:03.470
دیگه این قدر تلاش نکن

00:10:08.140 --> 00:10:11.200
ولی می دونی چاگوم
الان قضیه رو این جوری می بینم

00:10:12.840 --> 00:10:19.410
... شاید جیگورو فکر می کرده که اگه تو اون کار رو انجام می دادی

00:10:19.480 --> 00:10:24.650
بازم گناه بوده حتی اگه برات سودی هم نداشته ...

00:10:24.720 --> 00:10:31.180
از نظر جیگورو ، قهرمان ملی بودن
و محافظت از افراد بی نام و نشان

00:10:31.260 --> 00:10:32.960
هر دو یه چیزه ...

00:10:33.460 --> 00:10:38.560
اون حتی امیدوار بود که بتونه از خون افرادی که دنبالش بودن ، بگذره

00:10:41.610 --> 00:10:45.440
... از وقتی که محافظ تو شدم

00:10:46.580 --> 00:10:49.240
این موضوع رو فهمیدم ...

00:11:01.830 --> 00:11:06.790
محافظ روح مقدس

00:11:08.030 --> 00:11:09.790
نمیشه از رفتن منصرفتون کنیم؟

00:11:09.870 --> 00:11:12.130
الان بهترین زمانیه که می تونم برم

00:11:12.200 --> 00:11:15.760
غیر از اون ، در دو ماه آینده ، زمستون به اوج خودش می رسه

00:11:15.840 --> 00:11:20.470
اگه الان از اینجا نرم
زمستون حسابمو می رسه و منو اینجا گیر میندازه

00:11:20.540 --> 00:11:23.910
کارایی بهتر از اینجا موندم دارم که انجام بدم

00:11:23.980 --> 00:11:27.010
... حالا حتما لازم نیست که به چشمه های آب گرم برین

00:11:27.080 --> 00:11:29.110
تازه اونم تو همچین زمان مهمی ...

00:11:29.190 --> 00:11:33.210
آروم باش بابا ، قبل از اینکه آبش داغ بشه بر می گردم

00:11:34.760 --> 00:11:37.020
توروگای-شی ، می خواین جایی برین؟

00:11:37.090 --> 00:11:38.890
 !میرم چشمه آب گرم ، پسر
 !چشمه آب گرم

00:11:39.530 --> 00:11:40.520
اوه

00:11:40.900 --> 00:11:44.230
چاگوم ، چرا اونو دستت گرفتی؟

00:11:45.600 --> 00:11:47.430
به منم یاد بدین که چطوری مبارزه کنم

00:11:48.310 --> 00:11:52.970
می خوام تا اونجایی که میشه یاد بگیرم که
چطور از خودم و تخم مرغ محافظت کنم

00:11:54.340 --> 00:11:58.940
اگه قوی تر بودم ، حتی اگه رارونگا هم حمله می کرد
ممکن بود بتونم از دستشون فرار کنم

00:11:59.450 --> 00:12:04.480
می خوام مطمئن بشم که حتی اگه بمیرم هم
اون تخم مرغ در جای امنی متولد میشه

00:12:05.590 --> 00:12:08.150
هر چی نباشه ، من محافظ روح مقدسم

00:12:20.100 --> 00:12:21.330
حق با توئه

00:12:24.270 --> 00:12:26.940
ولی من نمیذارم برات اتفاقی بیفته

00:12:27.640 --> 00:12:29.610
به هر قیمتی که شده ازت محافظت می کنم

00:12:36.420 --> 00:12:38.620
هان ؟ شیشو؟

00:12:39.060 --> 00:12:40.080
چیه؟

00:12:40.160 --> 00:12:42.920
هیچی فقط فکر کردم که یه کم عجیبه

00:12:43.460 --> 00:12:45.390
پس شما هم می تونین این جوری باشین؟

00:12:45.460 --> 00:12:47.620
کی به فکرای تو اهمیت میده

00:12:47.700 --> 00:12:48.690
 !من دیگه رفتم

00:12:49.530 --> 00:12:54.660
بالسا ، می تونی هر جور که دلت خواست اون پسره رو
آموزش بدی ولی دیگه زیاده روی نکن

00:12:55.170 --> 00:13:00.510
برعکس تو ، انگار اون پسره در زمینه هنر های رزمی
یه ذره هم استعداد نداره

00:13:00.580 --> 00:13:02.070
هی ، بدجنسی نکن

00:13:02.150 --> 00:13:04.550
هوم ، حرف حق تلخه

00:13:04.620 --> 00:13:05.910
خب من رفتم دیگه

00:13:12.060 --> 00:13:15.080
 !کا ، کا ، هی ، هی

00:13:15.160 --> 00:13:18.180
کا ، کا ، هی ، هی

00:13:18.260 --> 00:13:24.460
آیا فردا هوا صاف خواهد بود
یا برفی و بارانی؟

00:13:24.530 --> 00:13:30.270
نگاه کن ،
آسمان مه آلود کمی ابری شده

00:13:30.340 --> 00:13:36.470
مگذار که شالیزار ها خشک شوند
به دنبال آب بگرد

00:13:36.550 --> 00:13:43.110
نهال های کوچکی پرورش بده
همه جا را بارور و حاصلخیز کن

00:13:43.190 --> 00:13:49.390
 ! ناجی ، پرواز کن ، پرواز کن ! ناجی ، پرواز کن ، پرواز کن

00:13:49.460 --> 00:13:58.370
اگه به دریا پرواز کنی,
دانه های برنج به آرامی رشد خواهند کرد

00:15:01.230 --> 00:15:04.360
چه خبر شده؟
چرا دم در وایسادی؟

00:15:04.970 --> 00:15:06.800
ها؟ اوه

00:15:10.570 --> 00:15:12.910
یهو یاد اون موقع ها افتادم

00:15:13.680 --> 00:15:17.010
... اون وقتا هم بعد از یه روز تمرین سخت ، تو هم همین جوری خوابت می برد

00:15:17.080 --> 00:15:20.020
جیگورو هم دقیقا مثل الانه تو ، همش مراقبت بود

00:15:49.750 --> 00:15:53.680
بالسا ، تا حالا که زمستون خوبی در پیش داشتیم ، مگه نه؟

00:15:54.520 --> 00:15:57.110
... سه تایی مون در کنار هم بودیم

00:15:57.190 --> 00:15:59.920
ای کاش ، این زمستون تا ابد ادامه پیدا کنه ...

00:16:00.290 --> 00:16:02.820
ولی بزودی بهار میشه

00:16:03.360 --> 00:16:05.730
روز های آروم تموم میشه

00:16:06.730 --> 00:16:08.790
احتمالا رارونگا بزودی بیدار میشه

00:16:09.300 --> 00:16:13.500
احتمالا ، بزودی با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کنیم

00:16:21.450 --> 00:16:25.210
... بالسا ، اگه از این جنگ جون سالم بدر ببریم

00:16:25.280 --> 00:16:28.720
چطوره که سه تایی کنار هم زندگی کنیم درست مثل الان؟

00:16:32.420 --> 00:16:35.720
همیشه شک داشتم که این موضوع رو باهات مطرح کنم

00:16:36.260 --> 00:16:39.660
با خودم فکر کردم وایسم تا بتونی به قولت عمل کنی

00:16:40.260 --> 00:16:44.100
ولی حتی اگه تا اون موقع هم منتظرت می موندم ، تو اصلا متوجه نمی شدی

00:16:44.600 --> 00:16:47.630
الان ، اون مبارزات کل زندگی تو هستن ، درست نمیگم؟

00:17:01.720 --> 00:17:03.910
... نمی دونم اینو چه جوری درمان کنم

00:17:04.450 --> 00:17:07.080
دارویی چیزی براش داری؟

00:17:12.700 --> 00:17:17.460
اگه تو به عنوان درمان بهم فکر می کنی
دیگه دلیلی نداره که منتظرت بمونم

00:17:32.920 --> 00:17:34.110
... خیلی خنگی

00:17:34.650 --> 00:17:37.850
یعنی با خودت فکر نمی کنی که
الان ذهنم خیلی درگیره؟

00:18:36.380 --> 00:18:37.350
 !چاگوم

00:18:38.280 --> 00:18:40.440
 !چی شده؟ چاگوم

00:18:45.590 --> 00:18:48.150
چاگوم ، چه اتفاقی افتاده؟

00:18:51.800 --> 00:18:52.920
... این که

00:18:55.430 --> 00:18:59.800
 ... زیر پام چیزی نیست
روی یه دره  بزرگ شناور شدم

00:19:07.040 --> 00:19:07.910
 !بالسا

00:19:07.980 --> 00:19:08.040
دارم میفتم ! دارم میفتم

00:19:08.040 --> 00:19:09.710
دارم میفتم ! دارم سقوط می کنم
نذار چاگوم تو رو با خودش با نایوگ ببره

00:19:09.780 --> 00:19:11.710
 !اون داره به سمت نایوگ کشیده میشه

00:19:11.780 --> 00:19:12.870
 !باید چی کار کنم

00:19:12.950 --> 00:19:15.850
 !باید تبدیل به ابزاری بشی که چاگوم رو محکم و ثابت سر جاش نگه داره

00:19:15.920 --> 00:19:17.280
 !دارم میفتم

00:19:20.320 --> 00:19:22.050
آروم باش چاگوم

00:19:23.630 --> 00:19:27.030
اون دره ای که داری می بینی ، اینجا نیست

00:19:28.330 --> 00:19:31.300
چیزی که داری می بینی ، نمایی از سرزمین نایوگه

00:19:31.900 --> 00:19:33.160
صدامو می شنوی؟

00:19:34.940 --> 00:19:38.770
بدنت هنوز همینجا در ساگو هست

00:19:39.210 --> 00:19:42.340
تو حالت خوب میشه
قرار نیست سقوط کنی

00:19:45.780 --> 00:19:48.010
... چاگوم ، ازت می خوام که خودتو آروم کنی

00:19:48.080 --> 00:19:50.350
 روی دستای بالسا که دور کمرته ، تمرکز کن

00:19:51.290 --> 00:19:53.520
خب؟ حسشون می کنی؟

00:19:55.560 --> 00:19:57.690
از بدن بالسا به عنوان راهنمات استفاده کن

00:19:57.760 --> 00:20:01.600
به طرف جایی برو که اون لمست می کنه
سعی کن به بدن خودت برگردی

00:20:02.800 --> 00:20:05.230
آروم آروم  این طرف رو به یاد بیار

00:20:06.070 --> 00:20:08.000
یادت بیاد که اینجا چه شکلی بود

00:20:08.640 --> 00:20:11.770
تو الان در حفره شکارچی هستی,
کل زمستون رو همینجا بودی

00:20:15.650 --> 00:20:18.310
می تونی منو ببینی چاگوم؟

00:20:26.690 --> 00:20:27.880
 ... دارم می بینمتون

00:20:29.690 --> 00:20:30.750
 !چاگوم

00:20:34.700 --> 00:20:39.230
اشکالی نداره ، نگران نباش
روحش به همین دنیا برگشت

00:20:41.070 --> 00:20:43.800
فکر می کنی به خاطر تخم مرغ همچین اتفاقی براش افتاد؟

00:20:44.210 --> 00:20:46.000
خب دیگه نزدیک بهاره

00:20:49.750 --> 00:20:52.010
فکر کنم یعنی اینکه بالاخره همه چی شروع شده

00:21:05.860 --> 00:21:08.190
کارا چطور پیش میره
گاکای-ساما؟

00:21:08.600 --> 00:21:14.660
تعجب کردم ، فکر کنم اون نوشته های روی قبر
زیر پامون مخفی شدن

00:21:19.380 --> 00:21:23.340
دست خودم نیست ولی از اینکه
این همه وقتمون رو تلف کردیم ، پشیمونم

00:21:23.480 --> 00:21:25.710
طرف شما اوضاع چطوریه؟

00:21:26.180 --> 00:21:29.120
... اون روز در سرزمین ضیافت ها

00:21:29.190 --> 00:21:31.150
بالاخره تونستم تقریبا جاش رو مشخص کنم

00:21:31.990 --> 00:21:33.110
که این طور

00:21:33.520 --> 00:21:35.920
... با اینکه ، بدست آوردن آخرین لوح ها

00:21:35.990 --> 00:21:39.690
که در پایین ترین و عمیق ترین سطوح قرار دارن
زمان زیادی می گیره و زحمت زیادی می خواد

00:21:41.160 --> 00:21:43.860
... علاوه بر این ، خیلی از اونا حاوی اطلاعاتی هستن که

00:21:43.930 --> 00:21:45.870
مهم هستن و خیلی بدردمون می خورن ...

00:21:46.040 --> 00:21:50.670
...با اینکه ترجیح میدم تا اونجایی که ممکنه سریعا اطلاعات لازم رو بدست بیاریم

00:21:50.970 --> 00:21:52.840
ولی ازتون می خوام کمی استراحت کنید ...

00:21:53.410 --> 00:21:56.400
شاید بهتر باشه خودتون به حرفی که الان زدید ، گوش کنید

00:21:56.480 --> 00:21:59.070
زیر چشماتون گود رفته

00:22:00.620 --> 00:22:04.350
... حالا که از رازاین کشور سر در آوردیم

00:22:04.420 --> 00:22:06.860
دیگه نمی تونیم شما رو هم از دست بدیم ...

00:22:06.920 --> 00:22:10.980
بقیشو بسپرید به ما
بهتون قول میدم که به موقع تمومش کنیم

00:22:11.530 --> 00:22:12.620
گاکای-ساما

00:22:13.460 --> 00:22:14.520
الان میام

00:22:15.500 --> 00:22:17.730
اگه چیزی پیدا کردیم
فورا بهتون خبر میدیم

00:22:32.220 --> 00:22:34.810
شوگا-ساما
میکادو می خواد شما رو ببینه

00:22:43.430 --> 00:22:46.020
آخرین باری که برف اومد ، کی بود؟

00:22:46.460 --> 00:22:49.830
اگه درست یادم باشه
اولین ماه سال جدید بود

00:22:50.200 --> 00:22:52.260
تا حالا کسی آسمان های صاف و آبی رو تصور کرده ...؟

00:22:52.340 --> 00:22:56.640
همچین ترس و وحشتی رو کم کم درک کرده تا ببینه توی قلب نگران من چی می گذره؟

00:23:07.550 --> 00:23:12.820
وقتی که تنها و خسته گوشه ای نشسته بودم
سعی می کردم اشک هایم را درون خود بریزم

00:23:12.890 --> 00:23:19.950
احساس می کردم که انگار
... شک ها و تردید هایم مرا از پای در می آورد

00:23:20.030 --> 00:23:25.230
بدون اینکه چیزی بدانم
تو در کنارم بودی

00:23:25.300 --> 00:23:32.570
آنجا ، کسی جز تو
در انتظارم نبود

00:23:32.640 --> 00:23:46.850
همش آرزو می کردم که ای کاش قوی تر بودم
اشتباه کردم و دوباره به خودم صدمه زدم

00:23:46.920 --> 00:23:56.230
ولی چون تو را باور داشتم
توانستم دوباره رو پای خودم بایستم

00:23:56.300 --> 00:24:03.000
واقعا دلم می خواهد به عزیزترین شخص
در زندگیم بگویم : ممنونم

00:24:03.070 --> 00:24:08.140
... بار ها و بار ها سعی کردم که با تمام وجودم

00:24:08.210 --> 00:24:16.520
نام عزیزترین و دوست داشتنی ترین فرد در زندگیم را بر زبان بیاورم

00:24:16.590 --> 00:24:20.720
آیا صدایم به تو می رسد؟

00:24:20.790 --> 00:24:28.930
در این دنیایی که همواره در حال تغییر است,
گرما و ملایمت انسان ها هیچ گاه عوض نمی شود

00:24:29.030 --> 00:24:39.310
مطمئنم که حضور او را
در کنارم احساس کردم

00:24:42.880 --> 00:24:45.010
... با گرمای بهاری ، تخم مرغ بیدار میشه

00:24:45.350 --> 00:24:48.480
وقت ظهور موجوداتی از دنیای دیگر فرا رسیده

00:24:49.350 --> 00:24:51.820
قسمت بعدی در محافظ روح مقدس
در جستجوی شیگو سالوا

00:24:52.690 --> 00:24:56.150
بوی گل های بهاری هر کسی جذب خود می کنه
و آنها وارد جایی میشن که دیگه ردی ازشون پیدا نمیشه