﻿WEBVTT

00:00:00.766 --> 00:00:02.742
قبلاً در "هيون" اتفاق افتاد

00:00:03.908 --> 00:00:06.483
تو کي هستي؟ FBI-
پليس "هيون"،تو کي هستي؟

00:00:06.484 --> 00:00:09.038
مگه کري؟،FBI-
...رئيس "وارنوس" اين-

00:00:09.039 --> 00:00:13.380
"مامور ويژه "آدري پارکر-
رد اسلحه رو پيدا کردند،صاحبش رو ميشناسم-

00:00:13.381 --> 00:00:15.271
"دوک کراکر"

00:00:16.935 --> 00:00:19.449
تو لباسهامو در آوردي-
من زندگيت رو نجات دادم-

00:00:19.450 --> 00:00:21.798
تو بايد دوک باشي-
!واي-

00:00:21.799 --> 00:00:25.535
متاسفم، حالت خوبه؟-
اشکال نداره،حسش نکردم-

00:00:25.536 --> 00:00:27.472
تو واقعاً درد رو حس نميکني؟-
نه-

00:00:27.473 --> 00:00:30.518
"ديو تيگز" و اينم برادرم "وينس"،"ناشران روزنامه "هيون هرالد"-

00:00:30.519 --> 00:00:32.955
به همين دليل بوده که حس کردم برام آشنايي

00:00:32.956 --> 00:00:35.143
اون شبيه به توئه-
آره،ميدونم-

00:00:35.144 --> 00:00:38.092
اون مرخصي که هيچ وقت نگرفتم رو يادته؟
به چند هفته اش احتياج دارم

00:00:38.093 --> 00:00:42.123
يه چيزي هست که بايد بررسيش کنم-
اون ميمونه-

00:00:42.124 --> 00:00:44.354
شايد بتونه در مشکلاتت کمکت کنه

00:00:58.826 --> 00:01:00.481
باز ديرم شد.اوتيس

00:01:00.482 --> 00:01:02.724
فردا برميگردم تا صورت حساب هاي اين هفته رو تموم کنم

00:01:02.725 --> 00:01:05.608
"خوبه،"هانا-
پدر-

00:01:05.609 --> 00:01:09.327
انگار گفته بودي که ديگه اينجا کار نميکني-
خوب،من... خيلي کار نميکنم-

00:01:09.328 --> 00:01:12.872
تو بايد اين وقت رو با بابي بگذروني
يا مشغول کاراي داوطلبانه باشي

00:01:12.873 --> 00:01:17.075
نه اينکه وقتت رو تو اين بار خراب شده تلف کني-
!هي! حرف دهنت رو بفهم-

00:01:17.076 --> 00:01:22.303
ببين،تو اگه ميخواي وقتت رو صرف فروختن سم به
اين آدمهاي مفلوک بکني،به خودت مربوطه

00:01:22.304 --> 00:01:25.209
اما اينکه دخترم وقتشو با حسابداري
واسه تو تلف کنه به من مربوطه

00:01:25.210 --> 00:01:27.912
بيا تو، من برات يه نوشيدني ميخرم

00:01:27.913 --> 00:01:31.023
تا جائي که يادمه مشروبت رو با يخ ميخوردي

00:01:35.072 --> 00:01:37.274
"حواستو جمع کن ، "اوتيس

00:01:37.275 --> 00:01:38.986
هانا" بيا بريم"

00:01:40.862 --> 00:01:43.862
بيا عزيزم متاسفم

00:02:26.195 --> 00:02:28.812
!اين ديگه چه کوفتيه؟

00:02:29.428 --> 00:02:49.986
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:56.700 --> 00:02:59.777
قسمت دوم از فصل اول
"پروانه"

00:03:06.556 --> 00:03:09.911
چي؟ ساندويچ کوفته؟

00:03:09.912 --> 00:03:12.629
اين رو از کي توي منوي غذاها گذاشتن؟

00:03:16.317 --> 00:03:18.937
" خب،صبح تو هم بخير "مامور پارکر

00:03:18.938 --> 00:03:21.344
من ميخوام بيشتر راجع به اين زن بدونم

00:03:21.345 --> 00:03:25.282
خوبم،خيلي ممنون. نظر لطفته که حالم رو ميپرسي

00:03:25.283 --> 00:03:27.197
من نميدونستم که هنوز تو شهر مايي

00:03:27.198 --> 00:03:30.992
همش همين؟
پليس محلي به من بي توجهي ميکنه؟

00:03:30.993 --> 00:03:33.250
فقط دنبال يه کم برخورد انساني بودم

00:03:34.938 --> 00:03:37.115
خب،ميدونيد چيه؟

00:03:38.162 --> 00:03:41.357
برخورد من بد بود،بذاريد دوباره شروع کنم

00:03:42.498 --> 00:03:44.742
در اين عکس، شما يک پليس محلي بوديد درسته؟

00:03:44.743 --> 00:03:48.661
اظهارنامه و يا شهادتي از اون زن گرفتيد؟-
شايد،مربوط به خيلي وقت پيشه-

00:03:48.662 --> 00:03:53.386
مدرکي نداريد؟-
بازم ميگم مربوط به خيلي وقت پيشه-

00:03:53.387 --> 00:03:55.889
شهر خيلي جالبي داريد

00:03:55.890 --> 00:03:59.610
بهتره بگي بي همتا
حالا منظور خاصي داري؟

00:03:59.611 --> 00:04:01.922
من اخيرا کمک بزرگ و ارزشمندي براتون بودم

00:04:01.923 --> 00:04:05.129
و اميدوار بودم شايد برام تلافي کنيد

00:04:05.130 --> 00:04:08.261
خب اين غير قانونيه-
فقط دنبال يه کم برخورد انساني بودم-

00:04:09.308 --> 00:04:13.870
خيله خب،باشه. ولي چند روز طول ميکشه

00:04:13.871 --> 00:04:17.946
چه مدت ميخواي تو شهر بموني؟-
ديگه اين به شما بستگي داره-

00:04:17.947 --> 00:04:21.546
...فقط آروم باش و خوش بگذرون . تو بايد حتماً به

00:04:21.547 --> 00:04:24.376
مزرعه گوزنهاي "هيون" بري،نبايد از دستش بدي

00:04:24.377 --> 00:04:28.165
از تعطيلاتت لذت ببر-
من براي تعطيلات اينجا نيستم-

00:04:28.166 --> 00:04:31.135
پس اينو يه فرصت براي يادگيري درنظربگير

00:04:31.136 --> 00:04:32.244
!پدر

00:04:33.705 --> 00:04:36.724
سلام-
تو هنوز تو "هيون" هستي

00:04:36.725 --> 00:04:39.662
خوب ظاهراً در دوران مرخصي ام

00:04:42.725 --> 00:04:47.414
در واقع من دارم دنبال زني که در
تصوير بود ميگردم،زيادم موفق نيستم

00:04:47.415 --> 00:04:49.313
"چه کاري ميتونم برات بکنم "نيتن

00:04:49.314 --> 00:04:53.203
يه اتفاق عجيب در "راست باکت" افتاده
دارم ميرم اونجا

00:04:53.204 --> 00:04:55.000
هي،منم ميتونم بيام؟

00:04:55.001 --> 00:04:58.784
من زياد به موزه گوزنها علاقه ندارم-
اون يه مزرعست-

00:04:58.785 --> 00:05:01.393
... مزرعه،گالري يا موزه
ميتونم بيام؟

00:05:01.394 --> 00:05:04.478
...خب-
فکر کنم فکر خوبيه-

00:05:04.479 --> 00:05:07.657
نيتن" مي تونه هر چقدر ميخواد کمک بگيره"

00:05:08.698 --> 00:05:10.128
بفرما بريم

00:05:16.701 --> 00:05:18.576
...بالاخره راحت شدم

00:05:23.461 --> 00:05:26.843
...خب،اولين سوال اينه که

00:05:26.844 --> 00:05:29.200
چرا بايد اونجا يه توپ بزرگ فلزي باشه؟

00:05:29.201 --> 00:05:31.615
همه اون توپ رو مي شناسن

00:05:31.616 --> 00:05:35.262
سوال دوم: يه توپ فلزي بزرگ هست
که همه ميشناسن؟!

00:05:35.263 --> 00:05:38.738
اين بخشي از مجسمه ايه که در خيابان "گرين" نصب شده

00:05:38.739 --> 00:05:40.685
خيلي قديميه

00:05:40.686 --> 00:05:43.658
هر سال،سال آخريهاي دبيرستان
سعي ميکنند که بدزدنش

00:05:43.659 --> 00:05:45.220
اما موفق نميشن و  به جاش يه چيز ديگه برمي دارن

00:05:45.221 --> 00:05:49.137
... و موفق نميشن چون-
اين يه توپ برنزي سنگينه-

00:05:49.138 --> 00:05:52.074
يکي بايد خسارت اين رو بده-
ببخشيد،آقا-

00:05:52.075 --> 00:05:56.546
من مامور...آه...افسر "پارکر" هستم
"از اداره پليس "هيون

00:05:56.547 --> 00:05:58.606
شما شاهد حادثه بوديد؟

00:05:58.607 --> 00:06:01.467
بله،يک توپ بزرگ فلزي به ساختمان من برخورد کرد

00:06:01.468 --> 00:06:04.182
کسي داشت هلش ميداد؟ و يا
از عقب يه ماشين پرتش کردن؟

00:06:04.183 --> 00:06:07.463
فقط يه توپ بود که داشت غلت ميخورد-
کس خاصي هست که-

00:06:07.464 --> 00:06:10.229
اخيراً از دستتون ناراحت بوده باشه؟

00:06:10.230 --> 00:06:12.948
اد دريسکول" ديشب با من دعوا ميکرد"

00:06:12.949 --> 00:06:14.330
دريسکول" اينجا بوده؟"

00:06:14.331 --> 00:06:18.612
آره،از وقتي که الکل رو ترک
کرده ديگه اينجا رو دوست نداره

00:06:18.613 --> 00:06:23.601
تو مي شناسيش؟-
آره و اينم ميدونم که خونه اش در خيابان "گرين" ه

00:06:23.602 --> 00:06:26.060
مکاني که توپ تا ديشب اونجا بوده

00:06:26.061 --> 00:06:29.438
تو که دروغ نميگي،ميگي؟
در مورد چي؟-

00:06:29.439 --> 00:06:31.571
اينکه من دنبال تو راه افتادم

00:06:31.572 --> 00:06:34.361
!تو هم يه توپ بزرگ فلزي بزرگي
کي ميتونه در مقابلش مقاومت کنه؟

00:06:34.362 --> 00:06:35.690
.دقيقاً

00:06:35.691 --> 00:06:38.887
اين توپ چيز پيچيده اي نداره

00:06:38.888 --> 00:06:42.573
لايه بيرونيش از جنس برنزه و
حدوداً با 3 تن ماسه پر شده

00:06:42.574 --> 00:06:45.316
و چه مدته که اينجاست؟

00:06:45.317 --> 00:06:49.130
کليسا در 1968 اون رو خريد
در 1969 نصب شد

00:06:49.131 --> 00:06:51.097
بخاطر سنگينيش ديگه حرکتش ندادن

00:06:51.098 --> 00:06:55.067
زنجير ها اصلاً زنگ نزده-
من سال گذشته اينها رو وصل کردم-

00:06:55.068 --> 00:07:00.044
اين خواسته شرکت جديد بيمه بود.من
بهشون گفتم که توپ جائي نميره

00:07:00.045 --> 00:07:02.145
شرط مي بندم که از گفته خودت پشيموني

00:07:02.146 --> 00:07:04.192
خب،بيا بريم "دريسکول" رو پيدا کنيم

00:07:18.337 --> 00:07:22.257
بهش نمياد آدمي باشه که
اهل دعوا با مسئولين بار باشه

00:07:22.258 --> 00:07:24.326
و بخواد ساختمونشون رو خراب کنه

00:07:24.327 --> 00:07:26.603
بايد صبر کني تا دهنش رو باز کنه

00:07:26.604 --> 00:07:29.861
چرا؟ خيلي خوب ميشناسيش؟-
بيشتر از اونچه  بخوام-

00:07:29.862 --> 00:07:32.278
اين بچه ديگه به خدا تعلق داره

00:07:32.279 --> 00:07:33.879
آمين

00:07:33.880 --> 00:07:37.594
او به همراه ما در راه خدا قدم برميدارد

00:07:37.595 --> 00:07:43.747
اين وظيفه تک تک ماست که او را در اين راه نگه داريم

00:07:46.005 --> 00:07:52.242
بهترين شانسي که از با خدا بودن نصيب او
خواهد شد اين است که با خداشناسي زندگي ميکند

00:07:52.243 --> 00:07:56.697
و از رنج و بي ديني دور خواهد بود

00:07:56.698 --> 00:07:58.420
همگي بگوئيد آمين

00:07:58.421 --> 00:08:00.631
آمين

00:08:09.644 --> 00:08:15.799
هيون" براي پرورش خانواده جاي خوبيه"

00:08:15.800 --> 00:08:18.713
اما من و شما ميدونيم

00:08:18.714 --> 00:08:22.684
که پر شده از بي ديني

00:08:22.685 --> 00:08:25.973
همگي بگوئيد آمين-
آمين-

00:08:32.737 --> 00:08:35.838
اين ديگه چه کوفتي بود؟-
من با آقاي کشيش خاطرات زيادي دارم-

00:08:35.839 --> 00:08:37.918
خب نميتونستي قبلاً بهم بگي؟

00:08:37.919 --> 00:08:41.035
فکر کنم بايد ميگفتم-
آره بايد ميگفتي-

00:08:41.036 --> 00:08:43.691
خب،دربارش چي ميدوني؟

00:08:43.692 --> 00:08:46.270
اون يه احمق خشکه مقدس
خودبزرگ بينه

00:08:46.271 --> 00:08:49.573
تا اونجايي که ميدونم هيچوقت خشن نبوده
هميشه فقط عصباني بوده

00:08:49.574 --> 00:08:52.150
از وقتي زنش مرده همينجوري بوده

00:08:52.151 --> 00:08:57.104
ميتوني اين مسئله رو براي خودت نگه
داري تا بريم با کشيش صحبت کنيم؟

00:09:12.550 --> 00:09:14.590
کسي هست؟

00:09:18.050 --> 00:09:19.980
با عجله کليسا رو ترک کردي

00:09:19.981 --> 00:09:24.670
و تو هم بايد مامور "پارکر" باشي-
انگار از دور حواست به من هست کشيش-

00:09:24.671 --> 00:09:28.292
شما بخاطر مجسمه اينجائيد-
درباره بار "راست باکت" به من بگو-

00:09:28.293 --> 00:09:33.831
اونجا مثل يه گنداب ميمونه،يکي تو
اين شهر به ما لطف کرده و خرابش کرده

00:09:33.832 --> 00:09:36.364
اون يه نفر توئي؟

00:09:36.365 --> 00:09:38.100
"مامور "پارکر

00:09:38.101 --> 00:09:40.061
...تا حالا اين موقعيت پيش اومده که

00:09:40.062 --> 00:09:44.542
يه نفر تو شهر درست و حسابي بهت خوش آمد بگه؟-
به سوال "نيتن"جواب بده-

00:09:44.543 --> 00:09:48.292
من هيچ نوعي از خشونت رو نمي پذيرم

00:09:48.293 --> 00:09:50.347
اگه من ميخواستم بار رو خراب کنم

00:09:50.348 --> 00:09:52.988
به نظرت از مجسمه کليسا استفاده ميکردم؟

00:09:52.989 --> 00:09:55.994
پس چرا ديشب داشتيد سر صاحب بار داد ميزديد؟

00:09:55.995 --> 00:09:59.213
" به موقع پرسيدي! "هانا

00:09:59.214 --> 00:10:00.906
"مامور ويژه "پارکر

00:10:00.907 --> 00:10:05.016
"اين دخترم "هانا" و اينم پسرخواندش "بابي

00:10:06.709 --> 00:10:10.596
بابي" بهت گفته بودم اون دوچرخه رو کلسيا نيارٍ"

00:10:10.597 --> 00:10:12.667
ببخشيد...يادم رفت

00:10:12.668 --> 00:10:16.808
هانا" ميتوني به مامور "پارکر" بگي که"

00:10:16.809 --> 00:10:21.117
چرا من ديشب در بار ابراز ناخشنودي کردم؟

00:10:21.118 --> 00:10:23.609
خب،ترجيح ميدم نگم

00:10:23.610 --> 00:10:26.810
دخترم کار کردنش در بار رو از من مخفي ميکرده

00:10:26.811 --> 00:10:30.889
و من اونجا رفتم تا اون رو برگردونم
که کاري بکنه که در راه خدا باشه

00:10:30.890 --> 00:10:33.175
اون ميتونه از استعدادهاش جاي بهتري استفاده کنه

00:10:33.176 --> 00:10:37.095
پدر همه در سالن پذيرايي منتظر شمان

00:10:37.096 --> 00:10:38.956
نداي وظيفه

00:10:38.957 --> 00:10:41.895
هانا" تو چيز خاصي داري که"
بخواي درباره اتفاقي که در

00:10:41.896 --> 00:10:46.233
بار "راست باکت" افتاده حرف بزني؟ -
نه، متاسفم -

00:10:46.234 --> 00:10:49.849
ما کارمون رو اونجا انجام داديم و ساعت ها قبل از
اين اتفاق اونجا رو ترک کرديم

00:10:49.850 --> 00:10:52.748
بابي" تو چيزي شنيدي؟"-
نه آقا-

00:10:52.749 --> 00:10:56.664
ميشه اگه چيزي شنيدي به ما اطلاع بدي؟-
" حتماً "نيتن-

00:10:58.348 --> 00:11:00.013
"مامور "پارکر-

00:11:00.014 --> 00:11:03.652
دختر من "هانا" يکشنبه شب ها

00:11:03.653 --> 00:11:06.629
غذاي دريايي عالي درست ميکنه،پس اگه وقت داشتي

00:11:06.630 --> 00:11:09.551
خوشحال ميشيم که بخاطر اومدنت به شهرمون
يه خوش آمد درست و حسابي بهت بگيم

00:11:09.552 --> 00:11:11.555
ممنون،ولي من فعلاً

00:11:11.556 --> 00:11:14.927
بايد مسائل مربوط به اين
توپ گنده رو بررسي کنم

00:11:16.513 --> 00:11:22.585
و فکر هم نميکنم شما درباره علت اومدنتون به بار
همه چيز رو کاملاً به ما گفته باشيد

00:11:23.210 --> 00:11:27.299
آدري" تو اهل اينجا نيستي"

00:11:27.939 --> 00:11:30.774
و من دوست دارم با ديد مثبت بهت نگاه کنم

00:11:30.775 --> 00:11:32.848
ولي بذار يه چيزي رو روشن کنم

00:11:32.849 --> 00:11:36.607
بعد از اين ديگه به هيچ
سوالي دراين باره جواب نميدم

00:11:39.044 --> 00:11:42.183
!چه آدم دوست داشتني

00:11:42.184 --> 00:11:46.334
خب،قضيه بين تو و دخترش چيه؟

00:11:47.154 --> 00:11:49.623
"من بدون اجازه پدرش،"هانا
رو به  مجلس رقص دبيرستان دعوت کردم

00:11:49.624 --> 00:11:53.958
پدرش فهميد و گفت اون نميتونه بياد

00:11:53.959 --> 00:11:57.737
پس به خاطراينه که کشيش اصلاً نگاهت نميکنه؟

00:11:57.738 --> 00:11:59.912
هم اون و اينکه ما هم بهش اهميت نداديم

00:11:59.913 --> 00:12:03.555
و رفتيم شهاب بارانو ديديم -
و ديگه...؟ -

00:12:03.556 --> 00:12:08.422
و ديدن شهاب باران وقتي لخت باشي باحالتره

00:12:08.423 --> 00:12:10.220
"نيتن وارنوس"

00:12:10.221 --> 00:12:12.798
قضيه همون پسر نوجووني که ميخواد
لباساي دخترتو جر بده

00:12:12.799 --> 00:12:16.291
نه، ديدن شهاب باران فکر من بود
.بقيه اش فکر اون

00:12:48.960 --> 00:12:52.437
تو لياقتت بيشتر از پلي استره

00:13:33.086 --> 00:13:34.578
الو

00:13:34.579 --> 00:13:39.022
نيتـ...ـن-
پارکر-

00:13:39.023 --> 00:13:41.210
!آدري

00:13:45.289 --> 00:13:47.546
من تو تعطيلاتم چيکار کردم؟

00:13:47.547 --> 00:13:51.382
من تو يه پيله زنداني شدم، تو اومدي
و من رو بيرون آوردي.چيز مهمي نيست

00:13:51.383 --> 00:13:56.815
منم هنوزم فکر ميکنم تو بايد معاينه بشي-
ببين،من زنده ام،باشه؟-

00:13:56.816 --> 00:13:59.735
ميدونم فکر ميکني مسخرست ولي وقتي بهش فکر ميکنم

00:13:59.736 --> 00:14:02.641
ميدونم که کار کشيشه،اون پروانه جمع ميکنه

00:14:02.642 --> 00:14:05.431
و منم قبل از اينکه برم تو پيله يه پروانه ديدم

00:14:05.432 --> 00:14:08.603
خدايا،باورم نميشه دارم اينو ميگم-
منم همينطور-

00:14:08.604 --> 00:14:12.492
ببين،تو ميتوني منکر اتفاقات
عجيبي که اينجا رخ ميده بشيٍ

00:14:12.493 --> 00:14:15.326
ولي بايد به کشيش حسابي فشار بياريم

00:14:15.327 --> 00:14:16.857
چي ميخواي بگي؟

00:14:16.858 --> 00:14:19.589
"تو من رو توي يه پيله زندوني کردي،اعتراف کن؟"

00:14:19.590 --> 00:14:21.417
آره انگار حق با توئه

00:14:21.418 --> 00:14:23.816
بايد با "هانا" در غياب کشيش صحبت کنيم

00:14:23.817 --> 00:14:26.391
من با کليسا تماس گرفتم،اون
الان تو بانک تغذيه ست

00:14:26.392 --> 00:14:30.054
روزهاي خوشش موقعيه که پدرش يه جاي ديگه باشه-
اونا اينو گفتن؟-

00:14:30.055 --> 00:14:34.071
خب،خودم اين تيکه رو اضافه کردم

00:14:43.323 --> 00:14:45.269
" بگيرش "هاوراد

00:14:49.873 --> 00:14:53.967
بابي" من ميخوام يکم استراحت کنم،باشه؟"

00:14:53.968 --> 00:14:56.795
ميدوني چيه؟ استراحت خيلي خوبه

00:14:56.796 --> 00:14:59.656
هانا" ميتونم يه لحظه باهات تنها صحبت کنم؟"

00:14:59.657 --> 00:15:02.304
...خب-
بابي" بيا يه قدمي بزنيم"-

00:15:02.828 --> 00:15:04.187
باشه

00:15:04.188 --> 00:15:06.405
ممنون

00:15:07.132 --> 00:15:11.138
خيلي عاليه که "بابي" هم همراه
تو کارهاي داوطلبانه انجام ميده

00:15:11.139 --> 00:15:14.599
خب،راستش اينه که اون از کنار من جم نميخوره

00:15:14.600 --> 00:15:18.623
اينکه هر روز صبح ميرسونمش مدرسه
بخاطر اين نيست که ميترسم. باورکن

00:15:18.624 --> 00:15:21.224
پس تو مادر خواندشي درسته؟

00:15:21.225 --> 00:15:24.452
خب پدرم يک سال پيش اون رو به اينجا آورد

00:15:24.453 --> 00:15:25.600
ممنون-

00:15:25.601 --> 00:15:30.177
خانواده اش با ماشين تصادف
کردن،"بابي" تنها بازمانده بود

00:15:30.178 --> 00:15:34.481
خب،پدرت اون رو اينجا آورده
ولي تو مادر خوانده اشي؟

00:15:34.482 --> 00:15:36.244
پدرم حرکات خيلي بزرگي انجام ميده

00:15:36.245 --> 00:15:38.782
کارهاي روزمره حوصلشو سر ميبره

00:15:38.783 --> 00:15:42.493
آره،مي دوني سرپرست يک بچه شدن

00:15:42.494 --> 00:15:44.861
کار فوق العاده قشنگيه

00:15:46.142 --> 00:15:49.901
ميدوني؟ فکر نميکردم از عهده اش بر بيام

00:15:49.902 --> 00:15:53.418
هر چي که کشيش بخواد همون ميشه

00:15:53.419 --> 00:15:56.610
و الان ديگه نميتونم بدون اون(بابي) زندگي کنم

00:15:59.110 --> 00:16:01.018
.کشيش خيلي مهربون نيست

00:16:01.721 --> 00:16:03.767
اون خوبه

00:16:03.768 --> 00:16:07.416
اون وقتي پدر و مادرم مردن من رو به خونه آورد

00:16:07.417 --> 00:16:11.525
و فکر کنم من به مدت يک
هفته از اتاقم بيرون نيومدم

00:16:11.526 --> 00:16:14.260
و اون مجبورم نکرد که بيرون بيام

00:16:14.261 --> 00:16:17.068
بعد از يه مدت ديگه براي صبحونه پائين مي اومدم

00:16:17.069 --> 00:16:20.673
و اون به من هيچي نگفت،فقط من رو به مدرسه برد

00:16:20.674 --> 00:16:24.362
از اين لحاظ خيلي خوبه-
اون هميشه همينجوري خوبه؟-

00:16:26.876 --> 00:16:29.673
بين خودمون ميمونه،قول ميدم

00:16:30.962 --> 00:16:33.144
اون اخلاقهاي مختلفي داره

00:16:33.145 --> 00:16:38.118
و وقتي که اخلاقش عجيب
...ميشه من فقط ميرم توي اتاقم اما

00:16:38.736 --> 00:16:40.728
هانا" تحمل ميکنه"

00:16:41.165 --> 00:16:43.585
فکر کنم اون بيشتر به اين حالت عادت داره

00:16:43.586 --> 00:16:46.865
پدرت اخلاق بدي داره،مگه نه؟

00:16:46.866 --> 00:16:49.637
اون از سوپرايز شدن خوشش نمياد،همين

00:16:49.638 --> 00:16:52.872
اون فقط ... محافظه کاره

00:16:52.873 --> 00:16:55.715
واسه همين نميخواد تو کار کني؟

00:16:58.681 --> 00:17:04.968
ميدونم خيلي رقت انگيزه که جلوش نمي ايستم

00:17:04.969 --> 00:17:09.072
هميشه به خودم ميگم اين دفعه ديگه
جوابش رو ميدم،ولي باز هم نميتونم

00:17:09.073 --> 00:17:13.326
اگه منو ببخشي... بايد کارم رو تموم کنم

00:17:22.044 --> 00:17:24.013
" مامور "پارکر

00:17:26.316 --> 00:17:28.690
چطور جرئت ميکني؟-
صبر کن کشيش-

00:17:28.691 --> 00:17:31.727
وقتي که دخترم داره در راه
خدمت ميکنه اذيتش ميکنيد؟

00:17:31.728 --> 00:17:33.178
دخترت رو کتک زدي کشيش؟

00:17:33.179 --> 00:17:35.401
من هيچي رو براي تو توضيح نميدم

00:17:35.402 --> 00:17:37.898
"نيتن"-
دارم ميبينم-

00:17:37.899 --> 00:17:41.314
چيکار داري ميکني؟... هي؟

00:17:41.315 --> 00:17:45.091
آخرين باري که چنين پروانه اي
ديدم،کارم به يه پيله کشيده شد

00:17:45.092 --> 00:17:47.097
شماها عقلتون رو از دست داديد؟

00:18:04.177 --> 00:18:08.575
چه اتفاقي داره ميفته؟
چه اتفاقي داره ميفته؟

00:18:13.967 --> 00:18:17.928
هي،داري چيکار ميکني؟

00:18:20.261 --> 00:18:22.089
!برو،برو،برو،برو

00:18:36.345 --> 00:18:39.895
حالا فکر ميکني من ديوانه ام؟-
من هيچ وقت نگفتم تو ديوانه اي-

00:18:39.896 --> 00:18:42.423
اين اولين اتفاق عجيبي نيست
که در "هيون" رخ داده

00:18:42.424 --> 00:18:45.673
من فقط يک هفته ست که اينجام،ميشه تو بگي چه خبره؟

00:18:45.674 --> 00:18:48.578
هر شهري چيزهاي عجيب مختص خودش داره

00:18:48.579 --> 00:18:51.108
خب،اين شهر خيلي متفاوته

00:18:51.109 --> 00:18:56.370
حداقل با من موافقي که اتفاقاتي
که اينجا مي افته عادي نيست؟

00:18:56.370 --> 00:18:58.520
بله-
و ما همچنين توافق داريم که-

00:18:58.521 --> 00:19:02.239
کار هر کس باشه کار کشيش نيست-
متاسفانه-

00:19:02.240 --> 00:19:06.265
پس به اين معناست که کار کس ديگه ايه-
من گفتم "متاسفانه"؟ -

00:19:11.560 --> 00:19:15.280
ميدوني چي براي من جور در نمياد؟-
" بار "باکت-

00:19:15.281 --> 00:19:17.554
آره،تو هم همينجوري فکر ميکني؟

00:19:17.555 --> 00:19:19.092
از وقتي که کشيش ديگه مظنون ما نيست

00:19:19.093 --> 00:19:22.146
ماجراي بار ديگه هيچ ربطي به هتل يا کليسا نداره

00:19:22.147 --> 00:19:23.886
ولي فقط يک وجه مشترک دارن

00:19:23.887 --> 00:19:26.631
چي؟-
"هانا دريسکول"-

00:19:28.108 --> 00:19:30.326
هانا" هيچ ارتباطي با اين قضيه نداره"

00:19:30.327 --> 00:19:34.882
،اون تو مشروب فروشي کار ميکرد
وقتي حال پدرش رو گرفتم هم اونجا بود

00:19:34.883 --> 00:19:37.633
و با کشيش هم مشکل داره -
اما چرا مشروب فروشي رو خراب کرده؟ -

00:19:37.634 --> 00:19:40.980
خيلي خب. بذار صاحب بار رو
بياريم اينجا و ببينيم چي ميتونيم بفهميم

00:19:40.981 --> 00:19:41.863
باشه

00:19:47.479 --> 00:19:49.831
هانا دريسکول" برات چيکار ميکرد؟"

00:19:49.832 --> 00:19:53.976
...فقط کارهاي دفتري، حسابداري و

00:19:53.977 --> 00:19:55.663
دليلي هست که ازت خوشش نياد؟

00:19:55.664 --> 00:19:58.597
چطور؟ چي بهتون گفته؟ -
فقط سوال رو جواب بده -

00:19:58.598 --> 00:20:00.910
مي خواستم اخراجش کنم -
چرا؟ -

00:20:00.911 --> 00:20:04.015
اون ازم کش ميرفت -
هانا دريسکول"؟" -

00:20:04.016 --> 00:20:07.882
درست قبل از قضيه اين توپ وحشتناک
بهش گفته بودم که ميخوام اخراجش کنم

00:20:07.883 --> 00:20:09.718
ميشه يه لحظه به ما وقت بدي؟

00:20:14.113 --> 00:20:17.800
اگه اون داشته اخراجش ميکرده، اين انگيزه
کافي رو براي خراب کردن اونجا بهش ميده

00:20:17.801 --> 00:20:22.340
هانا" دزدي نميکنه" -
نيتن"، مجلس رقص دبيرستانت مال يه قرن پيشه" -

00:20:22.341 --> 00:20:24.801
اون انگيزه قوي براي حمله به من داشته

00:20:24.802 --> 00:20:27.449
مي تونم حساب هاي بانکيش رو بررسي کنم

00:20:28.133 --> 00:20:31.999
متاسفم، اما آره، فکر کنم بايد اينکارو بکني

00:20:33.670 --> 00:20:35.740
همين الان بانک خبر داد

00:20:35.741 --> 00:20:38.354
هانا دريسکول" تو "هيون" حسابي نداره"

00:20:38.355 --> 00:20:40.398
لعنتي، حس خوبي در اون مورد داشتم

00:20:40.399 --> 00:20:43.527
هانا" 57هزار دلار تو يه حساب تو "بنگور" داره"
(شهري در ايالت مين آمريکا)

00:20:43.528 --> 00:20:45.557
اونقدر دور هست که نذاره کشيش بفهمه

00:20:45.558 --> 00:20:48.776
خب، ميتونسته با اون پول زندگي درست کنه -
اوهوم، ميتونه -

00:20:58.757 --> 00:21:04.155
من حرفي براي گفتن به شما
ندارم جز اينکه از خونه من دور شيد

00:21:04.156 --> 00:21:07.771
اين ديگه خيلي غيردوستانه است، با توجه
به اينکه ما زندگيت رو هم نجات داديم

00:21:08.427 --> 00:21:11.769
دنبال خدا ته بطري مشروبت ميگردي؟

00:21:11.770 --> 00:21:14.918
هرجا مشروب پيداکنم سر ميکشم

00:21:16.223 --> 00:21:19.495
اومديم که "هانا" رو ببينيم -
اون اينجا نيست -

00:21:19.496 --> 00:21:20.712
کجاست؟

00:21:20.713 --> 00:21:22.670
بيرون -
کجا؟ -

00:21:22.671 --> 00:21:25.489
"رو" -
منو با اين اسم صدا نکن -

00:21:25.490 --> 00:21:29.933
رورند دريسکول"، من فکر ميکنم"
هانا" کسي بوده که بهت حمله کرده"

00:21:29.934 --> 00:21:35.398
خب، پس خيلي احمقي، مامور
پارکر"، چون به من حمله نشده"

00:21:35.399 --> 00:21:37.414
پس اسمش رو چي ميذاري؟

00:21:37.415 --> 00:21:41.130
"مي دونستي که "هانا
حدود 60هزار دلار تو حسابش داره؟

00:21:41.131 --> 00:21:45.193
اون بخاطر دزدي از مشروب فروشي
اخراج شده بود واسه همين هم خرابش کرد

00:21:46.384 --> 00:21:48.681
امکان نداره

00:21:48.682 --> 00:21:51.442
هي، "هانا"؟ تو اينجايي؟

00:21:51.443 --> 00:21:53.195
اون اينجا نيست

00:21:54.867 --> 00:21:59.104
اون تو باشگاه علوم دبيرستانه

00:22:03.300 --> 00:22:07.918
"اه... دلم برات ميسوزه، "نيتن

00:22:10.347 --> 00:22:14.988
تو تنها راه ميري و فکر ميکني سايه ات خداست

00:22:16.550 --> 00:22:23.443
اما خدا از وجودت رفته و حالا تو واقعاً تنهايي

00:22:27.687 --> 00:22:32.194
شايد من تنها باشم، شايد هميشه هم همينطور بمونم

00:22:32.195 --> 00:22:35.735
اما هيچوقت خودم رو
به يه بطري مشروب نميبازم

00:22:37.997 --> 00:22:39.497
"نيتن"

00:22:43.429 --> 00:22:45.530
نيتن"، بريم"

00:23:07.965 --> 00:23:10.699
خوب يادمه وقتي منم تو باشگاه علوم بودم

00:23:10.676 --> 00:23:14.923
انگار صد سال پيش بود -
چون واقعاً صد سال پيش بوده -

00:23:14.924 --> 00:23:17.648
ممنون -
مرسي که کمکم ميکني -

00:23:17.649 --> 00:23:21.614
هي، اين کاريه... اين کاريه
که دوست ها براي هم انجام ميدن

00:23:21.615 --> 00:23:25.506
بابي"، خيلي خسته به نظر مياي"

00:23:25.507 --> 00:23:27.617
تو خوب نميخوابي. ديشب تا کي رو اين کار ميکردي؟

00:23:27.618 --> 00:23:30.023
بيشتر شب رو

00:23:32.149 --> 00:23:33.987
ميخوام از نمره تو هم بالا بزنم

00:23:33.988 --> 00:23:39.733
خب، همه کاراش رو کردي، و منم ميخوام برم ببينم
...ميتونم يکي دوتا از داورها رو خر کنم يا نه

00:23:39.734 --> 00:23:43.617
خيلي خب، از فکرت خوشم مياد

00:23:47.046 --> 00:23:48.726
"مري لو"

00:23:55.730 --> 00:23:59.925
هانا"، جايي هست که بتونيم حرف بزنيم؟" -
پدرم حالش خوبه؟ -

00:23:59.926 --> 00:24:04.761
گفتش که بعد از اون اتفاق نميخواد... سخت بگيره

00:24:04.762 --> 00:24:09.791
ما بايد بدونيم تو چرا 57هزار دلار تو بانک داري

00:24:10.642 --> 00:24:11.947
..."هانا"

00:24:11.948 --> 00:24:16.181
تو از مشروب فروشي دزدي
ميکردي؟ براي همين خرابش کردي؟

00:24:16.182 --> 00:24:19.697
اينو "اوتيس" بهتون گفته؟ -
اين حقيقت داره؟ -

00:24:19.698 --> 00:24:22.198
اوتيس" ديگه قسط هاي بانکش رو نميداد"

00:24:22.199 --> 00:24:26.963
بانک هم منو استخدام کرد که حساب هاش رو
بررسي کنيم، بهشون زنگ بزنين، تاييد ميکنن

00:24:26.964 --> 00:24:29.448
اوتيس" کسي بود که داشت دزدي ميکرد"

00:24:29.449 --> 00:24:32.906
اوتيس" دزدي ميکرد؟" -
من اون پول رو با کار درآوردم -

00:24:32.907 --> 00:24:37.320
چجوري؟ -
هفت سال طول کشيد و بانک هم تنها مشتريم نبود -

00:24:37.321 --> 00:24:41.696
پول رو هم تو "هيون" نذاشتم
...چون پدرم اينجا همه رو ميشناسه و

00:24:41.697 --> 00:24:45.295
زود ميفهميد -
چي رو ميفهميد؟ -

00:24:45.296 --> 00:24:48.824
که دارم ترکش ميکنم، همونجوري که مادرم ترکش کرد

00:24:48.825 --> 00:24:50.854
...مادرت مُرده

00:24:50.855 --> 00:24:53.901
اون سه روز بعد از فرار با يکي از کشيش ها مُرد

00:24:53.902 --> 00:24:56.607
اين داستان رو پدرم تعريف نميکنه، نه؟

00:24:57.068 --> 00:25:01.459
حالا اگه منو ببخشيد، قبل از اينکه
برگردم پيش "بابي" چندتا کار دارم

00:25:01.937 --> 00:25:04.374
اون يه غرفه در مورد پروانه ها داره

00:25:06.798 --> 00:25:08.806
پروانه ها؟

00:25:25.302 --> 00:25:27.133
!"هي، "بابي

00:25:27.134 --> 00:25:31.124
براي تمرين اومدي؟ -
اه، نه، فقط يه چيزي تو کمدم رو يادم رفته -

00:25:31.125 --> 00:25:34.210
اگه نظرت عوض شد، هرموقع
خواستي ميتوني برگردي

00:25:34.211 --> 00:25:36.172
تيم دلش برات تنگ شده

00:25:37.329 --> 00:25:39.130
حتماً، مربي

00:25:47.867 --> 00:25:49.437
بابي"؟"

00:25:51.945 --> 00:25:53.664
!"بابي"

00:25:59.906 --> 00:26:04.070
لعنتي... خيلي اوضاع خراب ميشه

00:26:27.085 --> 00:26:29.288
...خيلي خب

00:26:47.641 --> 00:26:51.000
اه... نيمکت -
آره، آره -

00:26:56.361 --> 00:27:00.181
زنگ خطر آتش نشاني. اميدوارم اون
زود مارو از اينجا بياره بيرون

00:27:03.454 --> 00:27:05.555
آره

00:27:23.960 --> 00:27:27.023
اينجا چه اتفاقي افتاد؟

00:27:30.765 --> 00:27:34.645
اون بچه خيلي خوبيه -
چيز عجيبي درموردش نيست؟ مشکلي نداشتين؟ -

00:27:34.646 --> 00:27:38.764
بعد از اتفاقايي که براي "بابي" و خانوادش
افتاد، جالب بود که مشکلي براش بوجود نيومد

00:27:38.765 --> 00:27:42.474
مخصوصاً از وقتي که من "بابي" رو ميشناسم اون
هميشه احساس مسئوليت ميکرد

00:27:42.475 --> 00:27:43.733
واقعا!؟ چرا؟

00:27:43.734 --> 00:27:48.990
احساس گناه نجات پيدا کردن. اون تنها
کسي بود که از اون ماشين زنده بيرون اومد

00:27:48.991 --> 00:27:53.236
چه اتفاقي افتاد؟ -
از خونه چوبيشون برميگشتن کنترل ماشين بهم خورد -

00:27:53.237 --> 00:27:57.471
فکر نميکنم اون از اون شب خواب راحتي کرده باشه -
ديدي که از اينجا بره؟ -

00:27:57.472 --> 00:28:01.592
خانم "دريسکول" بعد از زنگ خطر بردش خونه
...احتمالاً مجبور شده از خواب بيدارش کنه، گرچه

00:28:01.593 --> 00:28:05.596
بيدارش کنه؟ -
فکر کنم اينجا تو رختکن داشت چرت ميزد -

00:28:05.597 --> 00:28:09.881
از بعد از تصادف بار اول هم نبود

00:28:11.194 --> 00:28:14.797
بابي"؟ "هانا"؟ کسي خونه هست؟"

00:28:14.798 --> 00:28:17.219
اينجا چه اتفاقي افتاده؟

00:28:26.841 --> 00:28:29.981
...اه... احتمالاً ته بطري رو پيدا کرده

00:28:33.467 --> 00:28:36.553
بريم ببينيم "بابي" تو اتاقش هست يا نه

00:28:38.615 --> 00:28:40.167
!"بابي"

00:28:42.261 --> 00:28:44.964
فکر نميکنم ديگه برگردن اينجا

00:28:56.261 --> 00:28:58.356
هي، ميبيني؟

00:29:01.410 --> 00:29:05.992
چيزي رو يادت نمياره؟ -
يه توپ فلزي خاص -

00:29:08.672 --> 00:29:13.531
و اينا. گردنبند کشيش مثل آهنربا کشيده شد

00:29:14.766 --> 00:29:19.583
اه... و اوني که بيشتر از همه دوسش دارم
تجربه پيله بستن در هتل

00:29:19.584 --> 00:29:22.525
...و آب و کابلي که تو مدرسه بود

00:29:22.526 --> 00:29:25.880
اينا چيزاييه که "بابي" قبل از خوابش مي ديده

00:29:25.881 --> 00:29:28.507
بايد يه جورايي به روياهاش راه پيدا کرده باشن

00:29:28.508 --> 00:29:32.625
خيلي خب، وقتي خواب ميبيني، همه چيز باهم
ترکيب ميشه و به ترسهات ربط پيدا ميکنه

00:29:32.626 --> 00:29:36.802
حمله ها از همينجا سرچشمه گرفته
و اون فکر ميکرد ما دنبال اونيم

00:29:36.803 --> 00:29:38.795
تا خانواده اش رو ازش بگيريم

00:29:38.796 --> 00:29:41.115
اون سعي ميکرده بيدار بمونه. نميخواد خواب ببينه

00:29:41.116 --> 00:29:45.325
خودش ميدونه که به ديگران آسيب ميرسونه -
بايد قبل از اينکه دوباره بخوابه پيداش کنيم -

00:29:45.326 --> 00:29:49.832
بابي" و "هانا" کجا ممکنه رفته باشن، "رو"؟"

00:29:49.833 --> 00:29:53.479
چرا بايد بهت بگم؟ -
چون هرچي زودتر بگي -

00:29:54.612 --> 00:29:56.329
منم زودتر خونه ات رو ترک ميکنم

00:29:56.330 --> 00:29:58.663
پدر و مادرش تو "ميلرز کراست" يه خونه چوبي داشتن

00:29:58.664 --> 00:30:02.405
اونا همونجا سر "توئين پاينز" کُشته شدن

00:30:02.406 --> 00:30:05.831
حالا گورتون رو از اينجا گم کنيد -
براي من که کافيه -

00:30:05.832 --> 00:30:08.245
...اون پسر

00:30:08.246 --> 00:30:11.912
"مرد خدا نيست، يکي مثل توئه، "نيتن

00:30:11.913 --> 00:30:14.941
براي همين هيچوقت نذاشتم نزديک دخترم بشي

00:30:14.942 --> 00:30:20.199
چون تو اونو به کُشتن ميدادي درست مثل
دوستات که "پني" من رو به کُشتن دادن

00:30:21.727 --> 00:30:26.397
تا اونجايي که من شنيدم اون وقتي مُرد
سه روز بود که از دستت فرار کرده بود

00:30:26.749 --> 00:30:30.996
...احتمالاً بهترين سه روز زندگيش -
...خيلي خب، باشه -

00:30:32.293 --> 00:30:34.324
"الان نه، "نيتن

00:30:34.325 --> 00:30:38.125
!دردسرها برگشتن، چه خوشت بياد چه نياد

00:30:38.126 --> 00:30:43.326
اگه اون پسر رو پيدا کردين، برش نگردونين اينجا

00:30:47.865 --> 00:30:50.577
پسر، چرا تا دارم يه چيزي واسه
خوردن درست ميکنم يه کم دراز نميکشي؟

00:30:50.578 --> 00:30:53.632
يه خوراکي خيلي ناسالم

00:30:54.765 --> 00:30:59.288
قهوه چطوره؟ -
نه، از کي تا حالا قهوه خور شدي؟ -

00:30:59.289 --> 00:31:01.822
چندوقتيه -
تو بايد بخوابي -

00:31:01.823 --> 00:31:05.127
هانا"، ميشه در مورد يه چيزي باهات حرف بزنم؟" -
هرچي که باشه -

00:31:14.056 --> 00:31:16.938
اون قضيه دردسرها چي بود؟

00:31:16.939 --> 00:31:20.307
نمي خوام در موردش حرف بزنم -
...خيلي خب -

00:31:20.837 --> 00:31:22.525
تو خوبي؟

00:31:23.212 --> 00:31:25.016
خوبم

00:31:25.555 --> 00:31:28.469
...مي دونم که بايد برات سخت -
!من خوبم -

00:31:32.986 --> 00:31:34.650
اما ممنون

00:31:38.775 --> 00:31:42.852
بابي"، نمي توني واقعاً اين حرفها رو باور کني"

00:31:42.853 --> 00:31:44.135
نميخوام اما وقتي بيدار ميشم

00:31:44.136 --> 00:31:46.236
چيزهايي که خوابشون رو ديدم اتفاق افتاده

00:31:47.252 --> 00:31:49.821
بعضي وقتا منم زياد
نميخوابم و وقتي زياد نميخوابم

00:31:49.822 --> 00:31:51.594
واقعاً روي فکر کردنم تاثير ميذاره

00:31:51.595 --> 00:31:54.223
اين اتفاقي نيست که براي من ميفته

00:31:54.224 --> 00:31:57.414
نه... نه، مي دونم اينطوري نيست

00:31:57.805 --> 00:32:02.721
من فقط دارم ميگم که اگه وقتي استراحت کردي
به مشکلاتت فکر کني خيلي کارا آسون تر ميشه

00:32:02.722 --> 00:32:04.714
و تو هم الان خيلي خسته اي

00:32:04.715 --> 00:32:07.866
ميشه قبول کنيم که
با هم درباره مسئله توافق نداريم؟

00:32:07.867 --> 00:32:09.305
حتماً

00:32:12.458 --> 00:32:15.817
سلام، "هانا" هستم. لطفاً پيغام بذاريد

00:32:15.818 --> 00:32:20.097
هانا"، من مامور "پارکر" هستم"
ميخوام مطمئن بشي که "بابي" خوابش نبره

00:32:20.098 --> 00:32:22.435
وقتي رسيديم اونجا بهت توضيح ميدم

00:32:24.927 --> 00:32:28.028
"به زودي ميرسيم به "توئين پاينز

00:32:28.029 --> 00:32:29.865
حدود ده دقيقه ديگه

00:32:36.617 --> 00:32:38.578
لازم نيست چيزي بگي

00:32:52.168 --> 00:32:54.629
مطمئنم اونکار کمکي نميکنه

00:32:54.630 --> 00:32:58.589
حتماً "بابي" داره خواب ميبينه. بايد بيدارش کنيم

00:33:00.979 --> 00:33:04.511
واقعاً؟ -
چيه؟ -

00:33:15.088 --> 00:33:18.369
چرا سرعتت رو زياد کردي؟

00:33:18.370 --> 00:33:22.093
...من نکردم! "بابي" کرده

00:33:22.094 --> 00:33:27.357
آروم باش. "بابي"! داري کابوس ميبيني

00:33:27.358 --> 00:33:31.138
!آروم -
!کنترل ماشين دست من نيست -

00:33:31.139 --> 00:33:34.959
شايد اگه ما تو خوابشيم اونم بتونه مارو ببينه

00:33:34.960 --> 00:33:38.070
خيلي خب، شايد. که چي، به چي فکر ميکني؟

00:33:38.071 --> 00:33:40.572
!هي، پسر -
داري با من حرف ميزني؟ -

00:33:40.573 --> 00:33:43.525
نه، دارم با "بابي" حرف ميزنم، عزيزم

00:33:43.526 --> 00:33:45.564
بابي"، مامانتم"

00:33:45.565 --> 00:33:48.142
شرط ميبندم عجله داري برسيم
خونه که بري سر پروژه ات

00:33:48.143 --> 00:33:52.556
مطمئنم خيلي عالي ميشه
وايسا، بايد يه چيزي رو به پدرت بگم

00:33:52.557 --> 00:33:56.362
"خيلي خب، ايناهاش بلندي "توئين پاينز

00:33:59.025 --> 00:34:03.789
نه، "بابي"! بابي، خواهش ميکنم -
نه، وايسا! برگرد -

00:34:04.734 --> 00:34:06.203
!"بابي"

00:34:07.562 --> 00:34:11.313
ايندفعه ميتونه فرق کنه. تو
ميتوني اوضاع رو تغيير بدي

00:34:11.314 --> 00:34:15.811
مي توني ايندفعه نجاتمون بدي
بابي". مي دونم که مي توني"

00:34:22.456 --> 00:34:25.808
مي دونم که مي توني، "بابي". من بهت اطمينان دارم

00:34:30.289 --> 00:34:32.999
پدر! با راديو بازي نکن

00:34:33.000 --> 00:34:36.175
پدر! با راديو بازي نکن -
"نيتن" -

00:34:36.176 --> 00:34:40.769
.نه، پدر، به راديو دست نزن
!مواظب جاده باش، خواهش ميکنم

00:34:40.770 --> 00:34:45.343
خيلي خب، "بابي". من مواظب جاده هستم

00:35:09.445 --> 00:35:11.249
"تو موفق شدي، "بابي

00:35:11.250 --> 00:35:13.474
تو مارو نجات دادي، ممنون

00:35:13.475 --> 00:35:18.397
تموم شد. چيزي نيست، "بابي"، من اينجام

00:35:45.476 --> 00:35:49.398
بابي" بازيگوشي نکن وگرنه"
تا شبم به خونه چوبي نميرسيم

00:35:54.707 --> 00:35:57.051
"اون بچه متفاوتيه، "هانا

00:35:57.052 --> 00:36:01.254
درست مثل تو -
...مثل قديماي من -

00:36:01.255 --> 00:36:04.700
از کمکت واقعاً ممنونم! مرسي

00:36:05.520 --> 00:36:08.571
به "بابي" گفتي چرا "رورند" نميذاره
اون توخونه اش بمونه؟

00:36:08.572 --> 00:36:12.484
راستش، نمي دونم چجوري بهش بگم. اون
هميشه سعي کرده پدرم رو خوشحال کنه

00:36:12.485 --> 00:36:15.889
براي همينم پروانه ها رو
براي پروژه علومش انتخاب کرد

00:36:15.890 --> 00:36:18.954
وقتي وقتش برسه بهش ميگي

00:36:19.680 --> 00:36:24.423
نيتن"... متاسفم که اجازه دادم"
پدرم در موردمون تصميم بگيره

00:36:24.424 --> 00:36:26.782
اون مال خيلي وقت پيشه

00:36:26.783 --> 00:36:28.229
آره، همينطوره

00:36:28.230 --> 00:36:32.432
اما بعضي وقتا نميتونم تصور نکنم اگه
...به حرفش گوش نميکردم زندگيمون چجوري ميشد

00:36:32.433 --> 00:36:36.080
ميذاشتم تو منو از اينجا ببري

00:36:37.869 --> 00:36:40.868
ما اينجا بدون شما هم از پسش برميايم

00:36:44.923 --> 00:36:49.426
به هر حال من... آره، هيچوقت
نفهميدم پدر و مادرم کي هستن

00:36:49.427 --> 00:36:52.614
هيچوقت بهشون فکر هم ميکني؟

00:36:53.191 --> 00:36:56.750
ميدوني، وقتاي فارغ
التحصيلي، مجلس رقص دانشجويي

00:36:56.751 --> 00:37:00.367
و چيزايي مثل اين که اونا نميومدن

00:37:01.320 --> 00:37:04.613
اما يه جورايي، تو از من خوش شانس تري

00:37:04.614 --> 00:37:06.855
چون من مي دونم پدر و مادرم کي بودن

00:37:06.856 --> 00:37:08.245
آره

00:37:09.542 --> 00:37:12.175
و همينطور چون يه خانواده جديد پيدا کردي

00:37:24.729 --> 00:37:27.626
حالا، دکتر "کار" اينارو براي تو داد به من

00:37:27.627 --> 00:37:31.149
اينا چي هستن؟ -
...ايمپرامين". جلوي کابوس رو ميگيره کمک ميکنه" -

00:37:31.150 --> 00:37:33.321
فعلاً -
فعلاً؟ -

00:37:33.322 --> 00:37:36.597
دکتر گفت زياد روي بزرگسال ها جواب نميده

00:37:36.598 --> 00:37:39.408
"اه، خب، ممنون، "آدري

00:37:39.409 --> 00:37:42.199
پس، با "رورند" صحبت کردي؟

00:37:42.200 --> 00:37:44.960
انگار چندتا غريبه دارن تو يه خونه زندگي ميکنن

00:37:44.961 --> 00:37:47.608
حتي به من نگاه هم نميکنه -
متاسفم -

00:37:47.609 --> 00:37:52.354
تو سوپرمارکت ديدمش، و اونور رو نگاه کرد و رفت

00:37:52.355 --> 00:37:56.968
...اما، مي دوني، سبدش پر از شام هاي فريز شده ي

00:37:56.969 --> 00:38:01.069
يه نفره بود، و فکر کردم از اثرات پير شدنه، نه؟

00:38:01.070 --> 00:38:04.030
آره -
ممنون -

00:38:32.026 --> 00:38:37.539
خب، ما اينجا ده سال پيش يه سيل
داشتيم که اوضاع رو يه کم تغيير داد

00:38:37.540 --> 00:38:43.162
همونطوري که ميبيني هنوز
چسبش روشه، يعني مدارک اصليه

00:38:50.568 --> 00:38:53.595
اين چيه؟ يه شوخي؟ -
مطمئناً نه -

00:38:53.596 --> 00:38:57.770
اون عکاسي که عکس رو گرفته چي؟
بچه "کلرادو"ئي کجا خاک شده؟

00:38:57.771 --> 00:39:00.625
هنوز سرنخ هايي هست که
مي تونيم پيگيريشون کنيم

00:39:00.626 --> 00:39:03.203
"اين پرونده خيلي قديميه، مامور "پارکر

00:39:03.204 --> 00:39:05.499
اون ممکنه مادرم باشه

00:39:05.500 --> 00:39:08.171
خب، پس اينجا بمون تا پيداش کنيم -
چي؟ -

00:39:08.172 --> 00:39:12.731
چرا براي من کار نميکني؟
ميدوني، تو استعداد کم نظيري داري

00:39:12.732 --> 00:39:14.867
بيشتر آدمها ميخوان چيزها رو جوري ببينن

00:39:14.868 --> 00:39:18.633
که دلشون ميخواد ببينن، در حاليکه
تو چيزها رو جوري که هستن مي بيني

00:39:18.634 --> 00:39:21.518
اين تواناييه که من خيلي براش ارزش قائلم

00:39:21.519 --> 00:39:25.986
اين از اون توانايي هاييه که ما اينجا سخت دنبالشيم -
حالا داره معلوم ميشه -

00:39:25.987 --> 00:39:29.848
حالا، مي دوني، تو ميتوني اينجا تغيير ايجاد کني

00:39:29.849 --> 00:39:34.428
و از اون مهمتر براي خودت
اينه که شايد تونستم کمکت کنم

00:39:34.429 --> 00:39:37.053
بعضي از جواب هايي که دنبالشون هستي رو پيدا کني

00:39:37.054 --> 00:39:38.750
اگه بموني البته

00:39:43.304 --> 00:39:45.576
در موردش فکر ميکنم -
خيلي خب -

00:40:02.621 --> 00:40:05.449
پدرت الان بهم يه کار پيشنهاد کرد

00:40:08.324 --> 00:40:12.327
تو چي گفتي؟ -
...گفتم که بهش -

00:40:12.328 --> 00:40:14.147
فکر ميکنم

00:40:15.069 --> 00:40:17.604
فکر خوبيه

00:40:18.393 --> 00:40:22.668
واقعاً؟ چي باعث شده اينو بگي؟

00:40:27.453 --> 00:40:31.453
فوريه 1983 من هفت سالم بود

00:40:31.454 --> 00:40:34.155
رفته بودم رو اون تپه اونجا سورتمه سواري

00:40:34.156 --> 00:40:36.117
خوردم به يه درخت

00:40:36.118 --> 00:40:40.829
اما حالم خوب بود، واسه همين برگشتم
بالاي تپه و آماده شدم دوباره بيام پايين

00:40:40.830 --> 00:40:45.630
و "ليزا باتکي" يه نگاه بهم انداخت و بالا اورد

00:40:46.951 --> 00:40:52.552
خون تمام لباسم رو پوشونده بود و
به استخوان از دستم زده بود بيرون

00:40:52.553 --> 00:40:54.207
و من از اون به بعد هيچي احساس نکردم

00:40:54.208 --> 00:40:56.058
تنها اتفاقي هم نبود که اون سال افتاد

00:40:56.059 --> 00:41:01.898
بيشترش رو يادم نيست، مردم درگوشي حرف
ميزدن، بچه هاشون رو از مدرسه ميووردن بيرون

00:41:03.683 --> 00:41:05.589
دردسرها

00:41:08.050 --> 00:41:10.480
چند سال بعد

00:41:10.481 --> 00:41:12.270
بهتر شدم و ديگه چيزي نشنيدم

00:41:15.770 --> 00:41:18.497
و تو ميترسي که دوباره اتفاق بيفتن؟

00:41:18.498 --> 00:41:21.482
نه، اونا دارن اتفاق ميفتن

00:41:22.561 --> 00:41:25.334
و من ميترسم ايندفعه متوقف نشن

00:41:31.317 --> 00:41:34.926
شايد بهتر باشه يه مدت بمونم و ببينم چي ميشه

00:41:36.778 --> 00:41:40.632
مطمئني ميخواي اينکارو بکني؟ -
اون عکس صحنه جنايت با اون زن -

00:41:40.633 --> 00:41:42.609
...که فکر ميکنم ممکنه مادرم باشه

00:41:43.288 --> 00:41:47.349
دور و بر همون زمان هايي گرفته
شده که تو ميگي دردسرها شروع شده

00:41:48.490 --> 00:41:50.920
فکر ميکنم همه به هم مربوطن

00:41:53.225 --> 00:41:55.725
فکر کنم بايد ربطشون رو پيدا کنيم

00:41:58.913 --> 00:42:01.392
ميخواي بريم يه چيزي بخوريم؟

00:42:03.907 --> 00:42:06.212
پنکيک چطوره؟

00:42:06.853 --> 00:42:09.064
آره، ميتونم چندتا پنکيک بخورم

00:42:10.036 --> 00:42:30.036
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.