﻿WEBVTT

00:00:14.450 --> 00:00:15.280
‫قبول شدم!

00:00:15.280 --> 00:00:16.700
‫قبول شدی!

00:00:16.700 --> 00:00:19.710
‫عالیه! اون شماره داوطلبیتِ، درسته؟!

00:00:20.310 --> 00:00:22.340
‫تبریک میگم!

00:00:22.340 --> 00:00:24.150
‫ممنون.

00:00:25.340 --> 00:00:28.340
‫وای... واقعا قبول شدم...

00:00:28.340 --> 00:00:32.800
‫از اونجایی که شرطمون مساوی شد، بهتره
‫دوباره برای اتاق مسافرخونه تصمیم بگیریم!

00:00:33.430 --> 00:00:35.800
‫فکر کنم اون بهم انگیزه داد...

00:00:36.310 --> 00:00:37.360
‫احتمالا...

00:00:37.960 --> 00:00:38.690
‫آه.

00:00:38.690 --> 00:00:39.310
‫ها؟

00:00:39.720 --> 00:00:42.710
‫اتاق اشتباهی رزرو کردم...
‫اونیکه ۱۲۰،۰۰۰ ین بود...

00:00:42.710 --> 00:00:45.980
‫چی؟! هی...!
‫کنسلش کن، زود باش!

00:00:46.000 --> 00:00:56.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:01.220 --> 00:02:12.980
‫من توی محل کارم یه کراش دارم

00:02:15.940 --> 00:02:17.450
‫قسمت ۱۱: شروع هرکس

00:02:20.410 --> 00:02:21.950
‫امتحان حسابداریتو قبول شدی؟!

00:02:22.390 --> 00:02:24.460
‫جدی؟! عالیه!

00:02:24.460 --> 00:02:28.590
‫خب، نمیخوام پز بدم،
‫ولی حسابی روش وقت گذاشتم!

00:02:28.590 --> 00:02:33.360
‫خیلی خب، امشب مهمونت می‌کنیم!
‫هرچی دلت میخواد بخور و بنوش!

00:02:33.360 --> 00:02:36.240
‫راستش، منم یه چیزی
‫هست که باید بهتون بگم.

00:02:36.240 --> 00:02:38.470
‫ها؟ چیه؟
‫خیلی جدی شدی.

00:02:39.400 --> 00:02:42.310
‫ماه دیگه ازدواج میکنم.

00:02:42.310 --> 00:02:43.890
‫چی؟!

00:02:44.330 --> 00:02:48.690
‫ازدواج... با اون دوست دخترت
‫که از دوران مدرسه باهاش بودی؟

00:02:48.690 --> 00:02:51.690
‫آره. خیلی چیزا گذشت،
‫ولی بالاخره انجامش دادم.

00:02:51.690 --> 00:02:54.700
‫می‌بینم. تبریک میگم، تامورا!

00:02:54.700 --> 00:02:55.800
‫ممنون.

00:02:55.800 --> 00:02:57.530
‫یه لحظه صبر کن...

00:02:57.530 --> 00:03:02.130
‫یعنی من تنها کسی هستم که خبر خوبی ندارم،
‫پس باید شام شما دوتا رو حساب کنم؟!

00:03:02.130 --> 00:03:03.000
‫به نظر همین میاد.

00:03:03.000 --> 00:03:03.670
‫آره.

00:03:03.670 --> 00:03:04.830
‫بی‌رحمیه!

00:03:04.830 --> 00:03:08.570
‫ولی یه مرد هیچوقت زیر حرفش نمیزنه!
‫هرچی دلتون میخواد سفارش بدید!

00:03:08.570 --> 00:03:12.150
‫باشه پس، من واگیوی سیاه کبابی با قارچ ترافل

00:03:12.150 --> 00:03:14.730
‫و ساشیمی خرچنگ زوای تازه می‌خوام...

00:03:14.730 --> 00:03:18.410
‫- یه کم مراعات کن، خواهشاً!
‫- شیش سال از شروع کارمون...

00:03:18.410 --> 00:03:21.030
‫همه خیلی سریع تغییر می‌کنن.

00:03:22.340 --> 00:03:23.700
‫چند روز بعد

00:03:23.750 --> 00:03:26.670
‫باشه، گرفتم.
‫پس اینو برای شما میگیرم.

00:03:26.670 --> 00:03:30.270
‫راستی، یه چیزی شنیدم...

00:03:30.670 --> 00:03:34.650
‫درسته که شما دارید به بخش منابع انسانی
‫منتقل میشید، آقای تاتِیشی؟

00:03:36.030 --> 00:03:36.870
‫ها؟

00:03:38.160 --> 00:03:42.530
‫ظاهراً، یه کارمند مرد جوون
‫داره به منابع انسانی منتقل میشه،

00:03:42.530 --> 00:03:45.270
‫و میگن که از
‫بخش مدیریت میاد.

00:03:45.270 --> 00:03:48.680
‫مردم حدس میزنن
‫که ممکنه شما باشید.

00:03:48.680 --> 00:03:53.170
‫این اطلاعات خیلی مبهمه...
‫میشه به هرکسی ربطش داد...

00:03:53.170 --> 00:03:56.130
‫خسته نباشید.
‫مهر تایید رو گرفتید؟

00:03:59.640 --> 00:04:02.920
‫ها؟ چیه؟
‫مشکلی پیش اومده؟

00:04:02.920 --> 00:04:05.640
‫آه، هیچی!
‫مدارک همه درستن.

00:04:06.150 --> 00:04:11.650
‫توی این مواقع، خبر احتمالاً اول به گوش
‫مدیر معاون می‌رسه تا به من.

00:04:11.650 --> 00:04:14.980
‫هر سال شایعه‌ی انتقال می‌شنوم،

00:04:14.980 --> 00:04:17.820
‫ولی این اولین باره که
‫خودم وسط ماجرا هستم.

00:04:18.250 --> 00:04:22.470
‫انتقال؟ من؟ به منابع انسانی؟

00:04:22.470 --> 00:04:24.990
‫از وقتی وارد شرکت شدم، توی حسابداری بودم،

00:04:24.990 --> 00:04:27.450
‫و با توجه به سنم...

00:04:27.450 --> 00:04:28.580
‫کاملاً ممکنه...

00:04:28.580 --> 00:04:32.330
‫یعنی، انتقال به یه بخش دیگه
‫بخشی از پیشرفت شغلیه،

00:04:32.330 --> 00:04:35.290
‫پس لزوماً چیز بدی نیست...

00:04:35.290 --> 00:04:39.380
‫ولی بازم، من کلی جون کندم تا
‫امتحان حسابداری سطح ۱ رو قبول شم...

00:04:39.380 --> 00:04:43.610
‫ها؟ چرا؟ بعد از این همه،
‫دارن منو منتقل می‌کنن؟

00:04:43.610 --> 00:04:44.640
‫اینجا به من نیازی نیست؟

00:04:44.640 --> 00:04:48.640
‫آقای تاتِیشی، درباره‌ی انتقال وجه
‫یه سؤالی داشتم.

00:04:49.370 --> 00:04:51.520
‫آه، اون...

00:04:51.520 --> 00:04:53.150
‫اون «انتقال» اشتباهیه!

00:04:53.150 --> 00:04:58.320
‫آروم باش. فقط یه شایعس.
‫دلیلی نداره زیاد روش فکر کنی.

00:04:58.920 --> 00:05:01.690
‫وای، اوضاع این اواخر خیلی شلوغ بوده.

00:05:01.690 --> 00:05:05.840
‫بخش منابع انسانی به خاطر استعفا و این چیزا
‫کارمنداشو از دست داده.

00:05:05.840 --> 00:05:07.310
‫درسته.

00:05:07.310 --> 00:05:09.500
‫پس واقعاً کمبود نیرو دارن...

00:05:09.500 --> 00:05:12.710
‫این شایعه‌ی بی‌اساس داره کم‌کم
‫باورپذیر میشه...

00:05:12.710 --> 00:05:15.590
‫ولی یکی دیگه برای
‫انتقال بعدی انتخاب شده، درسته؟

00:05:15.590 --> 00:05:17.920
‫خب، این محرمانه‌ست.

00:05:19.030 --> 00:05:21.080
‫واقعاً وقتی طرف
‫کنارشون نشسته،

00:05:21.080 --> 00:05:23.390
‫انقدر راحت دربارش حرف میزنن؟

00:05:23.390 --> 00:05:25.590
‫اما، بازم...

00:05:26.100 --> 00:05:29.060
‫بازم...

00:05:31.990 --> 00:05:36.570
‫یه شایعه‌ای پخش شده؟
‫راجع به اینکه ممکنه من منتقل بشم؟

00:05:37.280 --> 00:05:42.920
‫چیزی که من شنیدم این بود که ممکنه
‫یه جابه‌جایی‌هایی بین منابع انسانی و حسابداری باشه.

00:05:42.920 --> 00:05:46.210
‫فقط یکی از چیزای زیادی بود که شنیدم.

00:05:46.210 --> 00:05:47.600
‫آها.

00:05:48.630 --> 00:05:53.710
‫خب، این موقع از سال شایعه‌ها زیاد می‌شن.
‫زیاد نگرانش نباش.

00:05:54.110 --> 00:05:56.080
‫فکر کنم بی‌فایده‌ست.

00:05:56.080 --> 00:06:00.460
‫اون قسمتش که «...بین منابع انسانی و حسابداری»
‫باعث می‌شه بیشتر باورپذیر به نظر برسه...

00:06:01.300 --> 00:06:03.720
‫انقدر برای مدرک حسابداریت زحمت کشیدی،

00:06:03.720 --> 00:06:06.470
‫الان انتقالت یه کم ناراحت‌کننده‌ست.

00:06:07.230 --> 00:06:12.130
‫ترک جایی که بهش عادت کردی و تغییر کاری که
‫انقدر براش زحمت کشیدی خیلی سخته.

00:06:12.130 --> 00:06:13.480
‫واقعاً سخته.

00:06:14.390 --> 00:06:17.480
‫وقتی من به یه بخش جدید منتقل شدم،
‫خیلی دودل بودم.

00:06:19.770 --> 00:06:22.740
‫می‌فهمم. حق با توئه.

00:06:23.120 --> 00:06:26.890
‫اما راستش، اینجور شایعه‌ها
‫اصلاً قابل اعتماد نیستن.

00:06:26.890 --> 00:06:29.200
‫راستی، طبق گفته‌ی سومِی...

00:06:29.650 --> 00:06:35.210
‫یه تماس از منابع انسانی میاد، و بدون اینکه
‫وقت آماده شدن داشته باشم، احضار می‌شم به طبقه‌ی بالا.

00:06:36.440 --> 00:06:39.630
‫حالا که فکر می‌کنم، سومِی قبلاً
‫تجربه انتقال داشته.

00:06:39.630 --> 00:06:41.050
‫آره. برای همینه که...

00:06:41.050 --> 00:06:43.150
‫مواظب هر تماسی باش!

00:06:43.150 --> 00:06:45.570
‫ب-باشه... ممنون.

00:06:49.970 --> 00:06:51.220
‫بله؟

00:06:52.230 --> 00:06:55.840
‫بله، ممنون از زحماتتون،
‫دفتر فروش هیروشیما.

00:06:56.930 --> 00:06:58.230
‫تاتِئیشی.

00:06:58.710 --> 00:07:01.040
‫می‌خوام توزیع وظایف رو یه کم بررسی کنم،

00:07:01.040 --> 00:07:04.240
‫پس می‌تونی لیست کارهایی که الان
‫داری انجام می‌دی رو برام ایمیل کنی؟

00:07:04.730 --> 00:07:08.990
‫بررسی توزیع وظایف؟
‫این... یه نشونه‌ست؟

00:07:12.330 --> 00:07:14.810
‫آمم... یعنی...

00:07:14.810 --> 00:07:15.620
‫هوم؟

00:07:15.620 --> 00:07:19.200
‫آه، آره. هنوز باید با مقامات بالاتر
‫در موردش صحبت کنم،

00:07:19.200 --> 00:07:22.640
‫اما کم‌کم کارهات رو به موریزونو
‫محول می‌کنیم.

00:07:24.320 --> 00:07:26.970
‫خیلی خب. تصمیمم رو گرفتم.

00:07:30.010 --> 00:07:31.640
‫من دارم به بخش منابع انسانی منتقل می‌شم.

00:07:31.680 --> 00:07:33.230
‫تماس رو گرفتی؟!

00:07:33.260 --> 00:07:34.970
‫نه دقیقاً... ولی...

00:07:42.020 --> 00:07:44.820
‫سرپرست تاتِئیشی، در مورد این روند...

00:07:45.890 --> 00:07:47.050
‫موریزونو...

00:07:48.760 --> 00:07:50.950
‫می‌تونی خیلی رک باشی،

00:07:50.950 --> 00:07:54.250
‫اما یه همکار خوبِ کوچیکتری هستی که
‫از درخواست کمک نمی‌ترسه وقتی لازم باشه.

00:07:54.890 --> 00:07:58.250
‫بعد از اینکه من منتقل بشم، احتمالاً
‫یکی رو می‌آرن جای من...

00:07:58.250 --> 00:08:01.120
‫اما در هر صورت، قراره بار بیشتری
‫روی دوش تو باشه.

00:08:01.120 --> 00:08:02.250
‫موریزونو.

00:08:02.750 --> 00:08:06.310
‫آینده‌ی حسابداری
‫حالا دست توئه.

00:08:07.240 --> 00:08:10.260
‫نظرت چیه یه وقتایی بریم
‫یه نوشیدنی دونفره بزنیم و در مورد چیزا حرف بزنیم؟

00:08:14.970 --> 00:08:17.980
‫زمان بین دریافت حکم رسمی انتقال

00:08:17.980 --> 00:08:20.160
‫و رفتن به بخش جدید
‫خیلی کوتاهه.

00:08:20.160 --> 00:08:24.490
‫پس باید همه کارهایی که
‫انجام می‌دادم رو تحویل بدم قبل از اون موقع.

00:08:24.940 --> 00:08:27.190
‫جدی، چرا شرکت همیشه
‫این کارهای غیرممکن رو میندازه گردن ما...

00:08:27.190 --> 00:08:29.950
‫همیشه این کارهای غیرممکن رو میندازه گردن ما...

00:08:29.950 --> 00:08:33.450
‫فکر کنم چاره‌ای ندارم جز اینکه انجامش بدم!

00:08:36.410 --> 00:08:40.310
‫اما با نگاهی به دفترچه‌های راهنمایی که به ارث بردم،

00:08:40.310 --> 00:08:43.790
‫بیشترشون عملاً
‫به همین شکلی بی‌فایده‌ان...

00:08:43.790 --> 00:08:47.260
‫من روش انجام کارها رو خیلی تغییر دادم.

00:08:47.720 --> 00:08:49.930
‫بعد از شش سال انجام دادن همین کارها،

00:08:49.930 --> 00:08:53.510
‫طبیعیه که چیزا تا حدی تغییر کرده باشن...

00:08:54.220 --> 00:08:59.440
‫فکر کنم انتقال بین بخشی برای این وجود داره که
‫دیدگاه‌های تازه‌ای رو برای چیزهایی مثل این بیاره.

00:09:00.180 --> 00:09:02.180
‫حسابداری سطح ۱

00:09:04.650 --> 00:09:09.110
‫از نظر احساسی نمی‌تونم بگم
‫که هنوز قانع شدم...

00:09:09.110 --> 00:09:12.740
‫اما بر خلاف مورد یویی،
‫که به طور خاص انتخاب شد،

00:09:12.740 --> 00:09:15.580
‫من دقیقاً نمی‌تونم بدون
‫دلیل خاصی ردش کنم.

00:09:16.310 --> 00:09:17.970
‫آه، درسته.

00:09:17.970 --> 00:09:19.920
‫به غیر از رسیدگی به
‫رویه‌های مختلف،

00:09:19.920 --> 00:09:23.770
‫بخش بزرگی از کار من
‫همینطور رسیدگی به اشتباهات هم هست.

00:09:23.770 --> 00:09:27.590
‫آره، باید یه راهنمای عیب‌یابی درست کنم
‫و با لینک تنظیمش کنم برای دسترسی راحت...

00:09:30.970 --> 00:09:34.670
‫سرپرست تاتِئیشی این اواخر
‫یه کم عجیب رفتار می‌کرده.

00:09:34.670 --> 00:09:36.510
‫ب-بله...

00:09:37.310 --> 00:09:42.590
‫خیلی خب، قراره آخرین کارم رو
‫در بخش حسابداری بی‌نقص انجام بدم!

00:09:44.710 --> 00:09:48.070
‫نوشیدنی دونفره خوبه،
‫اما به جاش یه رامن دونفره چطور؟

00:09:48.070 --> 00:09:49.770
‫رامن دونفره؟

00:09:49.770 --> 00:09:50.610
‫آره.

00:09:55.030 --> 00:09:57.290
‫وای، چه خوب!

00:09:57.290 --> 00:09:59.240
‫منم می‌خوام برم!

00:09:59.240 --> 00:10:00.040
‫ها؟

00:10:00.390 --> 00:10:01.490
‫چی شده؟

00:10:01.490 --> 00:10:04.000
‫آقای میتا گفتن که جدیداً کمپینگ می‌رن.

00:10:04.000 --> 00:10:06.010
‫البته هنوز تازه‌کارم.

00:10:06.010 --> 00:10:08.190
‫اما اینکه با خانواده‌ام باربیکیو درست کنیم،

00:10:08.190 --> 00:10:11.050
‫دور آتیش بشینیم،
‫خیلی جدید و باحاله!

00:10:11.050 --> 00:10:14.010
‫چه عالی!
‫منم همیشه دلم می‌خواست این کارو بکنم.

00:10:14.010 --> 00:10:15.870
‫حتماً هوای اونجا خیلی تازه‌ست!

00:10:15.870 --> 00:10:18.680
‫جایی برای کمپینگ سراغ دارین
‫که پیشنهاد بدین، آقای میتا؟

00:10:18.680 --> 00:10:21.250
‫راستش، یه وقتایی مارو هم ببرین!

00:10:21.250 --> 00:10:22.230
‫واقعاً؟

00:10:22.630 --> 00:10:25.650
‫پس حتماً یه بار با هم بریم!

00:10:31.110 --> 00:10:35.570
‫با این حال، انتقال واقعاً مسئله‌ی مهمیه...

00:10:39.850 --> 00:10:40.770
‫سلام.

00:10:41.590 --> 00:10:43.320
‫یو... آه، میتسویا؟

00:10:44.570 --> 00:10:45.790
‫اضافه کاری می‌کنی؟

00:10:45.790 --> 00:10:48.090
‫آره، ولی الان دارم می‌رم خونه.

00:10:53.970 --> 00:10:55.510
‫هی، میتسویا...

00:10:55.840 --> 00:10:58.510
‫فکر می‌کنی جو بخش منابع انسانی چه جوریه؟

00:10:58.510 --> 00:11:02.560
‫جدی... هنوز داری به اون شایعه فکر می‌کنی؟

00:11:02.560 --> 00:11:05.790
‫نه، دیگه تو ذهنم تموم شده‌ست.

00:11:05.790 --> 00:11:09.980
‫و دیگه مثل قبل نگرانش نیستم یا ناراحت نیستم.

00:11:10.690 --> 00:11:13.780
‫نمی‌تونم از فکر کردن بهش دست بردارم،
‫اونم به شکل بد،

00:11:13.780 --> 00:11:16.330
‫مثل اینکه «الکی برای گرفتن مدرکم زحمت کشیدم»

00:11:16.330 --> 00:11:18.950
‫یا «دیگه حسابداری به من نیازی نداره».

00:11:18.950 --> 00:11:22.950
‫از روی مسئولیت‌پذیری، دفترچه‌های راهنما رو از اول تا آخر جمع‌آوری کردم

00:11:22.950 --> 00:11:27.000
‫و به کلی روش کار که اصلاح کرده بودم و فرمت‌هایی که

00:11:27.000 --> 00:11:28.550
‫بابت‌شون ازم تعریف کرده بودن، برخوردم.

00:11:28.550 --> 00:11:32.710
‫اصلاً از اول قرار نبود برم حسابداری،

00:11:32.710 --> 00:11:35.220
‫اما فکر می‌کردم اینجا دارم کار خیلی خوبی انجام می‌دم.

00:11:36.570 --> 00:11:41.800
‫برای همین فکر می‌کنم هرجا که منتقل بشم، می‌تونم تمام تلاشمو بکنم.

00:11:41.800 --> 00:11:45.270
‫به هر حال از سال پیش خیلی کار کردم...

00:11:45.730 --> 00:11:47.640
‫...به لطف یه نفر.

00:11:48.270 --> 00:11:50.730
‫دفترچه‌ی راهنمای من واقعاً عالیه.

00:11:50.730 --> 00:11:55.330
‫فقط تصور قیافه‌ی متعجب رئیسم حس خیلی خوبی بهم می‌ده!

00:11:57.280 --> 00:11:59.990
‫وای، خیلی باحاله...

00:12:01.360 --> 00:12:03.950
‫این نگرش مثبتت رو دوست دارم.

00:12:03.950 --> 00:12:04.950
‫عاشقشم.

00:12:06.110 --> 00:12:07.790
‫همه به خاطر توئه.

00:12:08.250 --> 00:12:12.330
‫راستی، آقای میتا ما رو به کمپینگ دعوت کرد.

00:12:12.330 --> 00:12:13.470
‫چرا تو هم نمیای؟

00:12:13.470 --> 00:12:14.810
‫ها؟ من؟

00:12:14.810 --> 00:12:18.760
‫آره. آقای میتا گفتن تو
‫و بقیه هم بیاین.

00:12:19.550 --> 00:12:21.130
‫هوم... دلم می‌خواد، ولی...

00:12:21.130 --> 00:12:22.810
‫بیا بریم دیگه.

00:12:22.810 --> 00:12:24.570
‫اگه واقعاً قراره انتقالی اتفاق بیفته،

00:12:24.570 --> 00:12:27.910
‫این آخرین فرصتت برای گشت و گذار
‫به عنوان تیم حسابداریه.

00:12:27.910 --> 00:12:29.520
‫راست می‌گی...

00:12:29.520 --> 00:12:33.330
‫اما، اگه همه بفهمن مشکلی پیش نمیاد؟

00:12:33.330 --> 00:12:37.590
‫اصلاً مشکلی نداره! می‌دونی، داریم به سالگرد یک سالگیمون نزدیک می‌شیم.

00:12:37.590 --> 00:12:40.970
‫چرا همیشه اینقدر اعتماد به نفس عجیبی داری؟

00:12:41.750 --> 00:12:47.160
‫نه، نه، اینطور نیست.
‫فقط... کم کم...

00:12:47.160 --> 00:12:51.920
‫حس می‌کنم اگه همه بفهمن، خیلی هم بد نمی‌شه.

00:12:52.760 --> 00:12:58.300
‫با این حال، خودم بهشون بگم هنوز خیلی خجالت‌آوره. پس نمی‌گم.

00:12:58.970 --> 00:13:01.840
‫تامورا داره ازدواج می‌کنه،
‫و من دارم منتقل می‌شم...

00:13:01.840 --> 00:13:03.890
‫همه دارن پیشرفت می‌کنن، نه؟

00:13:08.710 --> 00:13:10.480
‫شاید وقتشه ما هم...

00:13:11.090 --> 00:13:13.390
‫...تغییر کنیم.

00:13:17.480 --> 00:13:20.720
‫رسیدیم! محل کمپ!

00:13:21.590 --> 00:13:23.950
‫هوا واقعاً بوی تازگی می‌ده!

00:13:23.950 --> 00:13:26.090
‫اول کیف‌ها رو ببریم داخل؟

00:13:26.090 --> 00:13:26.740
‫بله.

00:13:26.740 --> 00:13:29.710
‫نقشه‌ی محل کمپ کجاست؟

00:13:34.210 --> 00:13:38.590
‫مطمئنی اشکالی نداره که ما با خانواده‌ات اومدیم؟

00:13:38.590 --> 00:13:40.520
‫ا... البته...

00:13:40.520 --> 00:13:45.450
‫ذوق کردم و گذاشتم سفر
‫از کنترل خارج بشه...

00:13:46.060 --> 00:13:48.560
‫اشکالی نداره، نگران نباش.

00:13:48.560 --> 00:13:51.080
‫هرچی بیشتر، خوش می‌گذره،
‫مخصوصاً تو کمپینگ.

00:13:51.080 --> 00:13:51.760
‫درسته؟

00:13:51.760 --> 00:13:52.560
‫آره!

00:13:52.560 --> 00:13:54.590
‫بابا، یالا دیگه،
‫باید از این حالت بیای بیرون.

00:13:54.590 --> 00:13:55.890
‫اینجا تو مسئول جمع و جوری!

00:13:55.890 --> 00:13:58.960
‫خب، بریم چند نفر پیدا کنیم
‫که ساک‌ها رو بیارن داخل!

00:13:58.960 --> 00:14:00.790
‫کانون، رینون، شما هم باید کمکشون کنید.

00:14:00.790 --> 00:14:02.080
‫باشه!

00:14:02.080 --> 00:14:06.040
‫وایسا ببینم، نکنه تو همونی هستی که
‫قبل از اینکه از شرکت برم اومده بودی؟

00:14:06.040 --> 00:14:08.160
‫بله، من هایاکاوا هستم.
‫خیلی وقته ندیدمتون.

00:14:08.600 --> 00:14:13.970
‫آهان، شنیده بودم که همسر آقای میتا
‫ستاره تیم فروش شرکت ما بوده.

00:14:15.410 --> 00:14:20.650
‫یه جورایی، یه گروه خودمانی از آب دراومدیم.
‫و راستش، این یه کم خوشحالم می‌کنه.

00:14:25.240 --> 00:14:27.260
‫هی، بذار اینو من ببرم.

00:14:27.260 --> 00:14:28.930
‫منم همینطور.

00:14:28.930 --> 00:14:31.410
‫خب پس، همه دنبالم بیاین!

00:14:31.410 --> 00:14:32.960
‫بله!

00:14:32.960 --> 00:14:34.850
‫و، خب...

00:14:34.850 --> 00:14:38.980
‫از اونجایی که همه ما، از جمله خودم،
‫تازه کار کمپینگ هستیم،

00:14:38.980 --> 00:14:40.820
‫این دفعه یه کلبه رزرو کردم!

00:14:40.820 --> 00:14:42.490
‫دو تا کلبه اجاره کردم،

00:14:42.490 --> 00:14:45.880
‫پس وقتی وسایلمون رو گذاشتیم داخل،
‫با یه گشت و گذار آزاد شروع می‌کنیم

00:14:45.880 --> 00:14:48.930
‫و با یه سلامتی گفتن شروعش می‌کنیم!

00:15:06.760 --> 00:15:09.490
‫خوشحالم که جزو گروه هستم، اما...
‫حس می‌کنم به خاطر سنم زیادی توی چشمم.

00:15:09.490 --> 00:15:13.520
‫نمیتونم کاری کنم، ولی حس می‌کنم
‫به خاطر سنم خیلی تو ذوق می‌زنم.

00:15:14.280 --> 00:15:17.100
‫موریزونو حسابی با تیم برنامه‌ریزی جور شده،

00:15:17.560 --> 00:15:19.920
‫و حتی تاتیشی هم امروز خیلی سر حاله.

00:15:21.030 --> 00:15:22.310
‫اما...

00:15:23.930 --> 00:15:27.530
‫معلومه که آخرش این کارو می‌کنی، سومئی.

00:15:28.390 --> 00:15:32.200
‫حالا که اینجاییم،
‫چرا از طبیعت نهایت لذت رو نبریم؟

00:15:32.200 --> 00:15:34.650
‫دارم لذت می‌برم.
‫دارم حمام جنگل می‌گیرم.

00:15:34.650 --> 00:15:37.040
‫دلت نمی‌خواد باهاشون باشی، خانم هایاکاوا؟

00:15:37.040 --> 00:15:39.960
‫نه، امکان نداره. حوصله این همه شلوغی رو ندارم.

00:15:40.570 --> 00:15:42.800
‫پس، چطوره من و تو با هم گپ بزنیم؟

00:15:46.230 --> 00:15:48.650
‫اصلاً سعی می‌کنه رابطه‌مون رو مخفی نگه داره؟

00:15:48.650 --> 00:15:50.880
‫خب، فکر کنم منم همینطورم.

00:15:50.880 --> 00:15:52.480
‫یه بازی چیزی بکنیم؟

00:15:52.480 --> 00:15:54.810
‫چی؟! بازی؟!

00:15:54.810 --> 00:15:57.100
‫میتونم کمکت کنم یه بازی پیدا کنی!

00:15:57.100 --> 00:15:59.100
‫حتما، لطفاً.

00:16:07.710 --> 00:16:10.070
‫خیلی منتظر خورشتت هستم، خانم شیوری!

00:16:10.520 --> 00:16:13.880
‫رئیس همیشه ازش تعریف می‌کنه،
‫برای همین کنجکاو شدم!

00:16:14.490 --> 00:16:16.580
‫خب، از اون بعید نیست.

00:16:21.050 --> 00:16:21.880
‫امم...

00:16:21.880 --> 00:16:22.380
‫بله؟

00:16:23.210 --> 00:16:26.420
‫وقتی تو شرکت با هم دوست بودین،
‫رابطه‌تون رو از بقیه مخفی می‌کردین؟

00:16:26.420 --> 00:16:29.340
‫الان خودت هم تو شرکت با کسی
‫دوستی، میتسو؟

00:16:29.340 --> 00:16:32.470
‫می‌خواستم بپرسم وقتی رابطه‌تون رو
‫به همه گفتین، چه جوری بود.

00:16:32.470 --> 00:16:34.830
‫چی؟! اه... اون...

00:16:34.830 --> 00:16:39.730
‫می‌خواستم بپرسم وقتی رابطه‌تون رو به همه
‫فاش کردین، چه حسی داشتین.

00:16:40.550 --> 00:16:44.190
‫ما جفتمون از اون دسته آدم‌هایی هستیم که
‫خوب نمی‌تونیم راز نگه داریم،

00:16:44.650 --> 00:16:48.030
‫پس اینطور نبود که عمداً بخوایم
‫از کسی پنهانش کنیم.

00:16:48.030 --> 00:16:48.700
‫اما...

00:16:49.210 --> 00:16:55.700
‫اگه می‌خوای به کسی بگی، فقط کافیه
‫بگی: «من با فلانی دوست هستم».

00:16:59.500 --> 00:17:04.790
‫راستی! من الان یه رازی رو از شوهرم
‫دارم پنهان می‌کنم.

00:17:04.790 --> 00:17:05.460
‫چی؟

00:17:06.550 --> 00:17:08.420
‫می‌خوای کمکم کنی؟

00:17:08.930 --> 00:17:11.130
‫وای، عالیه!

00:17:11.130 --> 00:17:12.650
‫به به، چه خوشمزه.

00:17:12.650 --> 00:17:14.800
‫به نظرت خورشت چطور پیش می‌ره؟

00:17:14.800 --> 00:17:16.960
‫میرم یه سری بهشون بزنم.

00:17:18.600 --> 00:17:21.230
‫اینجا خیلی خوبه.

00:17:21.230 --> 00:17:23.930
‫حالا دلم می‌خواد منم وسایل کمپینگ بگیرم.

00:17:24.750 --> 00:17:26.070
‫ببخشید.

00:17:26.070 --> 00:17:27.520
‫همه دارن آماده میشن که—

00:17:27.520 --> 00:17:29.650
‫هیس! ساکت باش!

00:17:30.460 --> 00:17:32.280
‫اگه راز رو لو بدی چی؟!

00:17:34.450 --> 00:17:35.700
‫خانم شیوری!

00:17:36.130 --> 00:17:40.460
‫خب، پس...
‫بیا تاتیشی رو هم در جریان بذاریم.

00:17:40.460 --> 00:17:41.250
‫چی؟

00:17:41.840 --> 00:17:45.750
‫برای تولد شوهرمه.
‫اسم عملیات «جشن غافلگیری» هستش!

00:17:45.750 --> 00:17:47.230
‫تولدش؟

00:17:47.230 --> 00:17:50.960
‫آره! راستش تولدش اوایل هفته بعده.

00:17:51.950 --> 00:17:54.220
‫به خاطر یه سفر کاری دیر میاد،

00:17:54.220 --> 00:17:56.970
‫برای همین کیک اسفنجی رو برای کیک
‫کامل آوردم

00:17:56.970 --> 00:18:00.930
‫و می‌خوام اینجا یواشکی تزیینش کنم.

00:18:01.390 --> 00:18:04.880
‫امیدوار بودم بچه‌ها بتونن کمک کنن.

00:18:04.880 --> 00:18:07.560
‫خُب... سورپرایز شدم...
‫فکر کردم یه چیز دیگه‌اس.

00:18:07.560 --> 00:18:10.610
‫ببخشید که شما را توی مسائل خانوادگی‌مان کشیدم.

00:18:10.610 --> 00:18:14.990
‫فقط می‌خواستم خوشحالش کنم،
‫چون خیلی سخت کار می‌کند.

00:18:14.990 --> 00:18:16.640
‫در این صورت...

00:18:17.780 --> 00:18:18.690
‫هی، ببین!

00:18:18.690 --> 00:18:21.200
‫- چی؟
‫- کانن، رینن.

00:18:22.630 --> 00:18:25.630
‫اوم... مامانتون صداتون می‌کنه.

00:18:25.630 --> 00:18:27.120
‫باشه!

00:18:27.970 --> 00:18:29.920
‫چیزی شده؟
‫منم باید بیام؟

00:18:29.920 --> 00:18:33.880
‫ن-نه، اشکالی نداره! شما همینجا بمونید، آقای میتا!
‫بمون، بمون!

00:18:33.880 --> 00:18:36.760
‫ها؟ این چیه؟
‫من سگم مگه؟

00:18:37.330 --> 00:18:38.960
‫قرار گذاشتیم کمک کنیم...

00:18:38.960 --> 00:18:42.070
‫تو راه یه سگ گنده دیدم...

00:18:42.070 --> 00:18:43.230
‫چی داری میگی؟

00:18:43.230 --> 00:18:46.530
‫ولی ما دو تا
‫واقعاً از پس این ماموریت برمی‌آیم؟!

00:18:46.530 --> 00:18:49.200
‫یه چیزی مشکوکه...
‫بهتره برم یه نگاهی بندازم!

00:18:49.200 --> 00:18:51.710
‫صبر کن! تاتِئیشی! یه چیزی بگو!

00:18:51.710 --> 00:18:53.240
‫ها؟ ا-اه...

00:18:53.240 --> 00:18:58.910
‫آقای میتا، چطوری آتیش رو کم کنیم؟
‫یکم زیادی بزرگه.

00:18:58.910 --> 00:19:01.080
‫ها؟ خب، اون که آسونه...

00:19:01.080 --> 00:19:02.610
‫نقشه ای تو سرته؟

00:19:02.610 --> 00:19:04.460
‫بسپر به ما.

00:19:04.950 --> 00:19:06.790
‫نجاتمون دادن!

00:19:07.310 --> 00:19:10.650
‫زرنگن...
‫یا ما خیلی تابلوایم؟

00:19:10.650 --> 00:19:14.240
‫به نظرت مردم
‫می‌دونن که ما با همیم؟

00:19:15.520 --> 00:19:16.640
‫هی، موریزونو.

00:19:19.800 --> 00:19:21.060
‫چی؟

00:19:23.250 --> 00:19:24.520
‫فهمیدم.

00:19:25.670 --> 00:19:26.940
‫ولی...

00:19:35.070 --> 00:19:36.770
‫اگه اینا باشن...

00:19:39.720 --> 00:19:41.240
‫...شاید برام مشکلی نباشه.

00:19:42.240 --> 00:19:43.410
‫خیلی خب، همه...

00:19:43.410 --> 00:19:44.010
‫بابا تولدت مبارک

00:19:44.090 --> 00:19:45.510
‫یکم زوده،

00:19:45.510 --> 00:19:48.420
‫ولی تولدت مبارک، بابا!

00:19:48.990 --> 00:19:52.190
‫ما سه تا این کیک رو برای تو درست کردیم!

00:19:58.530 --> 00:20:00.600
‫ها؟ گند زدیم؟

00:20:04.570 --> 00:20:05.530
‫ببخشید...

00:20:05.980 --> 00:20:08.890
‫فقط خیلی خوشحالم...

00:20:08.890 --> 00:20:11.980
که اینطور... این برای تولدمه، ها؟

00:20:11.980 --> 00:20:16.070
‫ممنون، مامان، کانن، رینن!

00:20:16.070 --> 00:20:21.350
‫این کیک خیلی خوشگله.
‫حیف که بخوریمش.

00:20:22.120 --> 00:20:24.960
‫میشه ازش عکس بگیرم و
‫بذارمش پس‌زمینه گوشیم؟

00:20:24.960 --> 00:20:26.710
‫بعدش با هم می‌خوریم.

00:20:26.710 --> 00:20:29.710
‫معلومه! ما هم بهش افتخار می‌کنیم.

00:20:41.090 --> 00:20:44.260
‫تا حالا ندیده بودم آقای میتا
‫اینجوری بشه.

00:20:44.260 --> 00:20:48.310
‫آهان، فهمیدم.
‫انگار یه "قیافه بابایی" داره.

00:20:48.310 --> 00:20:51.690
‫سر کار، همیشه واکنش‌هاش
‫خیلی پر از احساسه.

00:20:53.040 --> 00:20:54.320
‫و بعضی وقتا پشت تلفن.

00:20:54.850 --> 00:20:58.650
‫خوب به نظر میاد، نه؟
‫اینجوری زندگی کردن.

00:20:59.330 --> 00:21:00.930
‫آره.

00:21:00.930 --> 00:21:05.200
‫به نظرم وقتشه رابطه‌مون رو
‫به بقیه بگیم.

00:21:05.200 --> 00:21:06.540
‫و فقط یویی نیست...

00:21:06.540 --> 00:21:11.110
‫منم داشتم فکر می‌کردم
‫تا کی می‌تونیم اینجوری ادامه بدیم،

00:21:11.110 --> 00:21:13.000
‫اگه به همه بگیم چی میشه.

00:21:13.000 --> 00:21:18.010
‫راستی، اینکه موریزونو قبلاً
‫خورش خانم شیوری رو خورده بود، منو سورپرایز کرد.

00:21:18.400 --> 00:21:20.630
‫تو یه جشنواره غذاهای خیابونی خوردمش.

00:21:20.630 --> 00:21:23.720
‫ها؟ فکر کردم متخصص شیرینی‌جات هستی.

00:21:23.720 --> 00:21:26.390
‫من عاشق همه جور غذا هستم!

00:21:26.390 --> 00:21:30.690
‫پس یه وقتایی همه‌مون با هم
‫بریم بیرون غذا بخوریم، ماریا!

00:21:30.690 --> 00:21:32.680
‫آره، بریم!

00:21:32.680 --> 00:21:34.410
‫می‌خوای بیای، خانم هایاکاوا؟

00:21:34.410 --> 00:21:36.530
‫- آره، خوبه.
‫- این گروه حسابی با هم جورن.

00:21:36.530 --> 00:21:37.690
‫آره.

00:21:38.120 --> 00:21:40.590
‫اگه این گروه باشن...

00:21:40.590 --> 00:21:44.990
‫خوشحالم می‌بینم میچان و تاتِئیشی
‫هم با هم کنار میان.

00:22:03.390 --> 00:22:07.450
‫جدی، امروز ستاره تیم منم!

00:22:08.030 --> 00:22:09.550
‫آره، فکر کنم.

00:22:09.550 --> 00:22:12.600
‫درسته؟ من خیلی خوب بازی می‌کنم، نه؟

00:22:12.600 --> 00:22:14.490
‫خیلی موفق بود.

00:22:14.490 --> 00:22:15.940
‫ب-بچه‌ها...

00:22:18.990 --> 00:22:20.330
‫راستش...

00:22:20.350 --> 00:22:30.350
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:30.374 --> 00:22:51.374
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.