﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:13.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:14.085 --> 00:00:15.419
حالا برو دستهايت رو بشوي

00:00:19.350 --> 00:00:21.452
جنسون، تو بايد فرار کني

00:00:21.519 --> 00:00:22.886
دهارن ها اينجا هستند

00:00:22.954 --> 00:00:24.888
آنها دارند به خانه هاي مردم هجوم ميبرند
...تا تو و

00:00:24.956 --> 00:00:25.989
جعبه هاي اردن را پيدا کنند

00:00:26.057 --> 00:00:27.758
چطوري..
عجله کن، آنها در راه هستند-

00:00:41.326 --> 00:00:42.412
اين را بگير

00:00:42.753 --> 00:00:44.356
اين يک سنگ قليايي است

00:00:45.942 --> 00:00:48.656
اين را بين دندانهايت خرد کن
تا سم آن را آزاد کني

00:00:49.085 --> 00:00:50.817
طي10 ضربان قلب تاثيرش را ميگذارد

00:00:50.817 --> 00:00:52.664
تو از من ميخواهي که خود را بکشم؟

00:00:54.119 --> 00:00:56.620
خوردن اين،  سرنوشت بهتري را
تا دستگيري توسط دهارن ها

00:00:56.655 --> 00:00:58.097
براي تو رقم خواهد زد

00:00:59.318 --> 00:01:00.570
حالا فرار کن، زود باش
از در عقبي برو، سريع

00:01:04.277 --> 00:01:05.361
در را باز کنيد

00:01:10.816 --> 00:01:12.421
مشکلي برايش پيش نميآيد؟

00:01:22.156 --> 00:01:23.425
او کجاست؟

00:01:23.815 --> 00:01:26.149
...لطفا

00:01:27.053 --> 00:01:28.332
کاري به خانواده من نداشته باش

00:01:28.477 --> 00:01:30.051
ما هيچ کاري نکرده ايم

00:01:33.701 --> 00:01:34.623
پيدايش کنيد

00:01:56.571 --> 00:01:57.628
فرمانده

00:01:58.465 --> 00:01:59.299
رد پاها ، قربان

00:01:59.299 --> 00:02:00.988
او نميتوانسته زياد دور شده باشد

00:02:08.293 --> 00:02:10.060
از اين طرف

00:02:38.132 --> 00:02:39.578
جعبه ها کجا هستند؟

00:02:39.955 --> 00:02:42.004
من هيچ جعبه اي ندارم

00:02:49.233 --> 00:02:52.369
بسان بادي بر فراز يک چمنزار

00:02:52.437 --> 00:02:55.072
تمام تيغه ها براي اُردن تعظيم ميکنند

00:02:55.489 --> 00:02:59.643
کسي که صاحب جادوست خواسته همه را به

00:02:59.711 --> 00:03:01.712
خواسته يکي ترجيح ميدهد

00:03:05.623 --> 00:03:07.435
قصد نداشتم تو را بترسانم، پسرم

00:03:11.025 --> 00:03:12.220
تمام شب را نخوابيدي

00:03:12.255 --> 00:03:13.357
شايد بهتر باشد کمي بخوابي

00:03:14.238 --> 00:03:17.083
بر طبق اين
..تنها راه شکست رال

00:03:17.083 --> 00:03:18.680
..قرار دادن هر 3 جعبه اُردن کنار هم

00:03:18.680 --> 00:03:20.082
در قرص  کامل ماه بعدي است

00:03:21.434 --> 00:03:23.337
اما آخرين باري که من جعبه را کنار هم قرار دادم

00:03:23.337 --> 00:03:25.229
قدرت آن مرا تبديل به يک هيولا کرد

00:03:25.803 --> 00:03:27.441
اگر "جنسن" جعبه ها را از هم سوا نکرده بود

00:03:28.093 --> 00:03:30.743
احتمالا تا کنون تمام روستاهاي واقع در دهارا
را نابود کرده بودم

00:03:32.667 --> 00:03:34.416
قدرت اُردن تو را تسخير کرد

00:03:35.372 --> 00:03:37.554
اکنون وقت آن است که تو ياد بگيري
چگونه قدرت آن را تسخير کني

00:03:38.690 --> 00:03:39.488
چگونه؟

00:03:40.273 --> 00:03:41.224
به خواندن ادامه بده

00:03:45.476 --> 00:03:47.142
اُردن يک گرگ حريص است

00:03:48.059 --> 00:03:51.246
قدرتش برابري ميکند با اشتهاي سيري ناپذيرش

00:03:51.998 --> 00:03:56.086
تنها يک نيرو است که ميتواند به قلب اين حيوان درنده خو
راه يابد و آن را رام کند

00:03:56.759 --> 00:03:59.640
چگونه قدرتي ميتواند نيروي اُردن را رام کند؟

00:03:59.675 --> 00:04:02.654
و به طريقي امنيت استفاده از آن را تامين کند؟

00:04:02.722 --> 00:04:04.289
..من هيچ گاه نشنيده ام که جادويي

00:04:04.357 --> 00:04:06.458
قدرتمندتر از نيروي اُردن باشد

00:04:07.392 --> 00:04:09.477
تو يک بار گقتي
..از تمام جادوهاي دنيا

00:04:09.477 --> 00:04:11.631
هيچ يک به قدرتمندي عشق نيست

00:04:12.284 --> 00:04:13.437
اين يک اصطلاح قديمي است

00:04:14.474 --> 00:04:16.158
به قدمت کتاب سايه هاي شمار؟

00:04:18.404 --> 00:04:19.405
جه در سرت است؟

00:04:19.405 --> 00:04:21.952
...اينکه قدرتي که ميتواند به قلب اين حيوان درنده راه يابد

00:04:21.952 --> 00:04:24.821
و آن را رام کن، عشق است

00:04:26.316 --> 00:04:27.837
تماس عشق

00:04:35.823 --> 00:04:36.899
اعتراف

00:04:39.566 --> 00:04:41.333
من بايد اعتراف کنم

00:04:42.246 --> 00:04:43.913
البته

00:04:43.981 --> 00:04:47.583
..تماس معترف ميتواند قدرت اُردن را تعديل دهد

00:04:47.651 --> 00:04:50.035
تا تو تبديل به يک حاکم ستمگر نشوي

00:04:50.468 --> 00:04:52.632
و همچنين اُردن، نيروي عشق را تعديل ميکند

00:04:52.632 --> 00:04:55.497
تا تو تبديل به يک برده بي اراده نشوي

00:04:56.251 --> 00:05:00.621
و توانايي فرمان به دارکن رال براي تو باقي خواهند ماند

00:05:03.107 --> 00:05:04.507
بهتر است به کيلن هم بگوييم

00:05:04.575 --> 00:05:06.876
نه، زد، صبر کن، صبر کن

00:05:06.944 --> 00:05:09.546
..در تمام مدتي که من او را شناخته ام

00:05:09.613 --> 00:05:12.215
چيزي که او بيش از هر چيز از آن هراس داشته
صدمه زدن به من بوده

00:05:12.283 --> 00:05:14.451
ما فقط يکي از جعبه ها را داريم

00:05:14.518 --> 00:05:17.220
..تا زماني که دو جعبه ديگر را از جنسن نگرفتيم

00:05:17.288 --> 00:05:19.484
دليلي براي گفتن به کيلن وجود ندارد

00:05:21.726 --> 00:05:24.661
بگذار بخوابد

00:05:32.937 --> 00:05:34.971
رسيديم

00:05:37.041 --> 00:05:38.641
براي خواهرم است

00:05:58.729 --> 00:06:00.764
سلام؟

00:06:05.603 --> 00:06:07.604
سلام؟

00:06:09.607 --> 00:06:10.640
جنسن

00:06:13.611 --> 00:06:15.111
شان، اين من هستم، ريچارد

00:06:16.614 --> 00:06:18.481
چي؟چکار داري ميکني؟
نه، کيلن، نه

00:06:20.751 --> 00:06:22.786
او يک دوست است

00:06:22.853 --> 00:06:23.920
حداقل سابقا بود

00:06:23.988 --> 00:06:25.321
متاسفم

00:06:25.389 --> 00:06:27.190
هيچ وقت فکرش را هم نميکردم بتوانم به جستجوگر صدمه بزنم

00:06:27.258 --> 00:06:29.092
شان
به ما بگو چه خبر است

00:06:29.160 --> 00:06:32.495
دارکن رال فهميد که ما جنسن
را مخفي کرده ايم

00:06:32.563 --> 00:06:36.900
براي مجازات ما، او مرضي جادويي را
در روستايمان منتشر کرد

00:06:38.602 --> 00:06:40.837
مرلي ديروز مرد

00:06:40.905 --> 00:06:43.573
و اکنون دختر کوچولوي من بيمار است

00:06:45.342 --> 00:06:47.443
..رال تنها در ازاي سر جستجوگر

00:06:47.511 --> 00:06:49.245
به ما دوا را خواهد داد

00:06:53.083 --> 00:06:56.319
جنسن کجاست؟-
..وقتي دهارن ها آمدند

00:06:56.387 --> 00:06:58.688
او با جعبه ها به داخل جنگل فرار کرد

00:06:58.756 --> 00:07:00.423
درست پيش از آنکه آنها درب خانه مرا بزنند

00:07:00.491 --> 00:07:02.091
ما بايد او را پيدا کنيم

00:07:02.159 --> 00:07:04.794
چيز ديگري نيز هست که شما بايد بدانيد

00:07:04.862 --> 00:07:06.763
من به او يک سنگ قليايي دادم

00:07:06.831 --> 00:07:08.832
تا در صورت دستگيري استفاده نمايد

00:07:08.899 --> 00:07:10.500
من نميدانم که آيا او زنده است يا مرده

00:07:10.568 --> 00:07:13.903
اما ما توي دردسر بدي افتاديم

00:07:13.971 --> 00:07:17.140
مردم دارند به گونه اي که من هيچ گاه شاهدش نبودم
رنج ميکشند

00:07:22.313 --> 00:07:25.017
تندرستان ، تمام اين مريضان را به اينجا تبعيد کردند

00:07:25.850 --> 00:07:27.150
آنها ترسيده اند

00:07:27.218 --> 00:07:30.486
هر روزه افراد بيشتري به سوي اين قرارگاه روانه ميشوند

00:07:34.258 --> 00:07:36.125
اين ديگر چه مصيبتي است؟

00:07:36.193 --> 00:07:37.527
ما نميدانيم

00:07:37.595 --> 00:07:39.529
مردم نامش را تب آتشين گذاشته اند

00:07:39.597 --> 00:07:41.898
چون به سرعت منتشر ميشود

00:07:41.966 --> 00:07:43.700
مواظب باشيد به کسي دست نزنيد

00:07:43.767 --> 00:07:46.769
اگر اين کار را کنيد ، آتش از درون خون آنها
به درون شما سرايت ميکند

00:07:51.408 --> 00:07:54.043
خون داغ اين تاول ها را به وجود آورده

00:07:54.111 --> 00:07:57.046
وقتي اين تاول ها ظهور کند، شخص ديگر فرصت
چنداني نخواهد داشت

00:07:58.883 --> 00:08:03.586
نميدانيد چقدر سخت است که اينگونه رنج کودکتان را ببينيد

00:08:03.654 --> 00:08:07.991
و حتي قادر نباشيد با يک تماسي ساده به او تسلي دهيد

00:08:09.526 --> 00:08:11.413
هيچ کار ديگري نيست که تو بتواني براي او انجام دهي؟

00:08:14.259 --> 00:08:15.760
بله، هست

00:08:15.827 --> 00:08:17.428
و براي چند نفري ديگر

00:08:17.496 --> 00:08:20.698
اما احتياج هست تا من بيماري را از خون
...آنها بيرون کشم

00:08:20.766 --> 00:08:22.266
و آن را وارد خون خودم کنم

00:08:22.334 --> 00:08:25.803
من نياز خواهم داشت تا هر زمان که کسي را شفا دادم
..استراحت کنم و

00:08:25.871 --> 00:08:28.019
مرض را از خون خودم تصفيه کنم

00:08:28.054 --> 00:08:29.640
..اگر مرض زيادي را جذب کنم

00:08:29.708 --> 00:08:31.976
ديگر زماني کافي براي علاج خودم نخواهم داشت

00:08:32.043 --> 00:08:35.446
من هم به مانند هر کس ديگر مبتلا به مرض خواهم شد

00:08:35.514 --> 00:08:38.916
اما کاري که از دستم بر ميآيد
انجام خواهم داد

00:08:38.984 --> 00:08:41.318
ما بايد جنسن را پيدا کنيم
و جعبه را بگيريم

00:08:41.386 --> 00:08:43.220
اگر من بتوانم آنها را سر هم کنم

00:08:43.288 --> 00:08:44.989
من ميتوانم رال را مجبور کنم تا دوا را به ما بدهد

00:08:45.056 --> 00:08:47.858
ريچارد، ما حتي نميدانيم که جيمز هنوز زنده است يا نه

00:08:49.561 --> 00:08:51.395
عجيب است که او هنوز نمرده

00:08:53.498 --> 00:08:55.466
خطر دفع شده است

00:08:57.702 --> 00:09:00.971
وقتي که او بلند شد مرا خبر کن

00:09:02.707 --> 00:09:05.142
اين دختر جعبه ها را از قصر من دزديد

00:09:05.210 --> 00:09:07.144
و او تنها کسي است که ميداند
آنها کجا هستند

00:09:07.212 --> 00:09:12.550
بنابراين تا زماني که او به من نگويد آنها را
کجا پنهان کرده است

00:09:12.617 --> 00:09:15.219
..خطر هنوز براي او

00:09:15.287 --> 00:09:17.154
دفع نشده است

00:09:20.193 --> 00:09:21.560
سرورم، او بيدار شد

00:09:21.628 --> 00:09:24.730
اما يک مشکلي هست

00:09:24.798 --> 00:09:27.032
او به نظر ميرسد هيچ چيز را به ياد نداشته باشد

00:09:27.100 --> 00:09:28.767
چقدر خوب

00:09:28.835 --> 00:09:31.137
سرورم، يک لحظه

00:09:31.204 --> 00:09:32.805
من اعتقاد دارم او دارد حقيقت را ميگويد

00:09:32.873 --> 00:09:35.407
افراد شما به او بسيار سخت گرفتند

00:09:35.475 --> 00:09:37.843
آنها او را وحشيانه زدند

00:09:37.911 --> 00:09:40.012
من مردمي را که اين چنين از ضربه به سر رنج کشيدند

00:09:40.080 --> 00:09:42.648
ديده ام ، و غالبا خاطره آنها کمرنگ شده است

00:09:42.716 --> 00:09:46.952
تعجبي ندارد که او حافظه اش را از دست داده باشد

00:09:50.457 --> 00:09:51.757
تو که هستي؟

00:09:51.825 --> 00:09:53.692
تو مرا به ياد نميآوري؟

00:09:53.760 --> 00:09:55.161
نه

00:09:55.228 --> 00:09:59.231
من حتي نميدانم کجا هستم و
چگونه به اينجا رسيدم

00:10:01.902 --> 00:10:04.103
مشکلي نيست

00:10:04.171 --> 00:10:07.139
تو اکنون در اماني

00:10:07.207 --> 00:10:09.241
من يک دوست هستم

00:10:09.309 --> 00:10:11.177
و اينجا خانه من است

00:10:11.244 --> 00:10:13.179
متاسفم، من بايد شما را بشناسم؟

00:10:15.015 --> 00:10:19.552
نه، خواهش ميکنم عذرخواهي نکن

00:10:19.619 --> 00:10:21.954
اين تقصير تو نيست

00:10:22.022 --> 00:10:25.157
و من قول ميدهم به تو همه چيز
را خواهم گفت

00:10:25.225 --> 00:10:28.761
اما شايد اين موهبتي است که تو
...کارهاي وحشتناکي را که

00:10:28.828 --> 00:10:30.963
برادرت به سرت آورد  به ياد نداري

00:10:31.031 --> 00:10:32.865
برادر من؟

00:10:33.174 --> 00:10:35.802
مردم او را جستجوگر صدا ميزنند

00:10:39.231 --> 00:10:41.349
..اگر موفق شده بودي که سر مرا بزني

00:10:41.349 --> 00:10:42.562
آن را به کجا ميبردي؟

00:10:42.896 --> 00:10:45.080
يک پادگان دهارن در فاصله تنها يک روزه
از اينجا قرار دارد

00:10:45.080 --> 00:10:47.908
اگر من بتوانم از هر کسي که مسئول اين پادگان
است اعتراف بگيرم

00:10:47.908 --> 00:10:50.468
ممکن است بفهميم چه بلايي سر جنسون و جعبه ها آمده

00:10:50.468 --> 00:10:52.090
شايد حتي بتوانيم علاج را نيز بدست آوريم

00:10:52.090 --> 00:10:53.381
منظورت چيست؟

00:10:53.638 --> 00:10:56.915
اگر رال اين مريضي را ساخته باشد
..پس شايد راهي براي

00:10:56.915 --> 00:10:58.506
حفاظت افراد خودش از آن داشته باشد

00:10:59.447 --> 00:11:02.515
در حالي که شما دو نفر به پادگان ميرويد
...من اينجا ميمانم

00:11:02.583 --> 00:11:05.685
و کاري که از دستم بر ميآيد را انجام خواهم داد

00:11:06.282 --> 00:11:09.000
چگونه قرار است به فرمانده نزديک شويم تا از او اقرار بگيريم؟

00:11:09.523 --> 00:11:12.025
آنها سر جستجوگر را ميخواهند؟

00:11:13.794 --> 00:11:14.994
بگذار به آنها بدهيم

00:11:22.069 --> 00:11:23.862
من سر جستجوگر را دارم

00:11:24.754 --> 00:11:27.250
من اين را تنها به فرمانده خواهم داد

00:11:27.494 --> 00:11:31.420
به او بگو براي تبي که جادوگران مسئولش هستند دوا را بياورد

00:11:31.694 --> 00:11:32.763
تنها

00:11:33.080 --> 00:11:36.725
و من سر را با دوا معاوضه ميکنم

00:11:57.742 --> 00:11:59.225
نفر بعدي پسر من است

00:11:59.225 --> 00:12:01.753
و سپس عزيزان اينها

00:12:01.848 --> 00:12:04.034
متاسفم، اما من اکنون بايد استراحت کنم

00:12:04.339 --> 00:12:06.335
من تنها ميتوانم چندتايي را همزمان شفا دهم

00:12:06.335 --> 00:12:08.209
..در غير اينصورت بيماري مرا در بر ميگيرد

00:12:09.131 --> 00:12:11.008
و من قادر نخواهم بود کسي را شفا دهم

00:12:11.008 --> 00:12:13.087
وقتي استراحت کردي
پسر مرا شفا ده

00:12:13.379 --> 00:12:15.528
نانواي دهکده نفر بعدي است

00:12:15.651 --> 00:12:17.928
تو ميخواهي نانوا را زودتر از
پسر من شفا دهي؟

00:12:18.485 --> 00:12:21.719
نانوا نان مورد نياز براي تغذيه همه را ميپزد

00:12:21.719 --> 00:12:23.751
و به آنها قوت ميدهد

00:12:24.059 --> 00:12:25.061
متاسفم

00:12:25.254 --> 00:12:28.274
اما اين تصميم دشواري بود که بايد ميگرفتم

00:12:29.418 --> 00:12:31.526
و تو که هستي که تصميم ميگيرد که
زندگي کند و که بميرد؟

00:12:31.679 --> 00:12:33.442
قادر مطلق؟

00:12:33.886 --> 00:12:38.388
من زداکوس زول زورندر هستم

00:12:38.912 --> 00:12:41.185
جادوگر اعظم

00:12:41.976 --> 00:12:45.315
و تا وقتت برسد منتظر خواهي ماند

00:12:48.499 --> 00:12:51.951
و سپس برادرت 3 جعبه را کنار هم گذاشت

00:12:53.279 --> 00:12:55.887
و از قدرتش استفاده کرد
...تا مادر معترف را مجبور کند

00:12:55.887 --> 00:12:58.862
يک زن بيچاره و بي دفاع و

00:12:58.862 --> 00:13:00.539
غير مسلح را بزند

00:13:03.559 --> 00:13:04.603
او را بکش

00:13:07.419 --> 00:13:09.479
به آهستگي

00:13:16.138 --> 00:13:17.823
هيچ يک از اينها را به ياد داري؟

00:13:18.792 --> 00:13:19.978
يک مقداري

00:13:21.325 --> 00:13:23.283
آيا بايد بي وقفه در اين باره صحبت کنيم؟

00:13:23.283 --> 00:13:24.683
اينها حرفها بسيار ناخوشايند است

00:13:24.683 --> 00:13:27.123
من متوجه هستم
تو به استراحت احتياج داري

00:13:27.658 --> 00:13:29.319
قول ميدهم زياد طولش ندهم

00:13:29.319 --> 00:13:31.213
اما تو بايد حقيقت را بداني

00:13:34.706 --> 00:13:36.094
چندين بازمانده وجود داشت

00:13:37.260 --> 00:13:38.581
افرادي از من که برگشتند

00:13:38.581 --> 00:13:41.127
به من گفتند که جستجوگر آنان را مجبور
کرده تا شمشيرهايشان را بکشند

00:13:41.127 --> 00:13:44.769
و تا سر حد مرگ با يکديگر بجنگند

00:13:48.872 --> 00:13:51.300
بايد خيلي دردناک مي بوده

00:13:52.352 --> 00:13:53.674
تمام آن مرگ ها

00:13:56.197 --> 00:13:57.603
و تمام آن افراد

00:13:58.386 --> 00:14:01.070
پدرها، پسرها

00:14:02.381 --> 00:14:03.496
برادرها

00:14:05.699 --> 00:14:06.630
اما تو

00:14:07.201 --> 00:14:09.922
اما تو به طور طبيعي فاقد استعدادي

00:14:09.922 --> 00:14:11.764
جادو بر روي تو تاثيري ندارد

00:14:11.764 --> 00:14:14.602
تو تنها کسي بودي که جستجوگر نميتوانست
بر روي او کنترلي داشته باشد

00:14:14.602 --> 00:14:17.275
و تو ديدي که برادرت چه هيولايي است

00:14:17.275 --> 00:14:20.380
و تو شجاعانه جعبه ها را از هم جدا کردي

00:14:21.316 --> 00:14:23.242
به جعبه ها دست نزن

00:14:24.376 --> 00:14:26.543
جادو بر روي من تاثيري ندارد

00:14:27.118 --> 00:14:29.104
نه حتي جادوي اُردن

00:14:29.865 --> 00:14:31.047
نه

00:14:34.826 --> 00:14:38.220
و زماني که جعبه ها را از هم جدا کردي
تو با دو جعبه فرار کردي

00:14:39.543 --> 00:14:41.437
اما تو بايد آنها را يک جايي مخفي کرده باشي

00:14:41.437 --> 00:14:43.744
اما جستجوگر به دنبال تو آمد

00:14:44.508 --> 00:14:47.140
و متاسفانه او تو را پيش از من پيدا کرد

00:14:47.197 --> 00:14:48.498
جعبه ها کجا هستند؟

00:14:48.498 --> 00:14:50.863
من هيچ جعبه اي ندارم

00:14:54.724 --> 00:14:57.125
اين جستجوگر نبود که مرا زد

00:14:58.469 --> 00:15:00.046
او رهروان زيادي دارد

00:15:00.865 --> 00:15:02.699
او بايد افرادي را به دنبال تو فرستاده باشد

00:15:03.569 --> 00:15:06.013
من باورم نميشود برادر خودم چنين کاري کند

00:15:08.615 --> 00:15:12.036
به ياد داري کجا جعبه ها را پنهان کردي؟

00:15:12.627 --> 00:15:13.826
لطفا ، بس کن

00:15:13.984 --> 00:15:16.282
من نميخواهم ديگر در اين باره فکر کنم

00:15:21.008 --> 00:15:22.649
چيزي نيست، تو اکنون در اماني

00:15:24.100 --> 00:15:27.425
قول ميدهم که جستجوگر ديگر
تو را آزار ندهد

00:16:08.420 --> 00:16:09.848
کيلن ، نه

00:16:10.124 --> 00:16:12.035
مشکل چيست؟-
گردنش-

00:16:12.070 --> 00:16:13.213
او تب آتشين دارد

00:16:13.667 --> 00:16:15.083
اگر به او دست بزني ، خواهي مرد

00:16:19.268 --> 00:16:21.902
يکي از افرادم او را تنها پيدا کرد

00:16:22.357 --> 00:16:23.938
فکر کردم بد نيست دوستي پيدا کند

00:16:24.553 --> 00:16:26.564
اوه، او خيلي ملوس است

00:16:27.253 --> 00:16:28.632
متشکرم

00:16:37.145 --> 00:16:38.638
کوچولو، چيزي نيست

00:16:39.831 --> 00:16:42.756
خواستم بدانم آيا حافظه ات برگشته است؟

00:16:43.336 --> 00:16:44.758
آنها بسيار وحشتناک هستند

00:16:45.312 --> 00:16:47.691
شايد بهتر است به ياد آورده نشوند

00:16:52.214 --> 00:16:53.872
متوجه هستم

00:17:01.644 --> 00:17:04.115
آنها دارند با آن دهاراني آشغال چکار ميکنند؟

00:17:07.237 --> 00:17:10.169
اينجا چه خبر است؟-
عقب بايست-

00:17:11.523 --> 00:17:14.822
پيشنهاد ميدهم کمي احترام براي مادر معترف قائل باشيد

00:17:15.949 --> 00:17:17.293
حالت خوب است، زد؟

00:17:17.293 --> 00:17:19.303
کمي استراحت براي من خوب خواهد بود

00:17:20.521 --> 00:17:21.862
ببين چه اينجا داريم؟

00:17:21.862 --> 00:17:24.154
به نظر ميرسد رال فراموش کرده وقتي افرادش را براي

00:17:24.154 --> 00:17:25.948
انتشار بيماري ميفرستد
از آنها محافظت کند

00:17:26.248 --> 00:17:28.366
فرمانده اي که اينجاست تب آتشين دارد

00:17:29.052 --> 00:17:31.022
..اگر ما سر جستجوگر را به لرد رال تحويل دهيم

00:17:32.170 --> 00:17:34.068
همه ما ميتوانيم علاج شويم

00:17:36.625 --> 00:17:38.927
ميتواني او را شفا دهي تا معترف
بتواند از او اعتراف گيرد؟

00:17:39.265 --> 00:17:40.839
او کسي است که همه ما را بيمار کرد

00:17:41.432 --> 00:17:43.171
چه رويي داري که ميخواهي آن آدمکش
را پيش از پسر من شفا دهي

00:17:43.458 --> 00:17:45.726
اين مرد ممکن است اطلاعات مهمي داشته باشد

00:17:45.920 --> 00:17:48.174
ما به او احتياج داريم تا به ما بگويد
چه اتفاقي براي جنسن افتاده است

00:17:48.174 --> 00:17:49.020
خواهر جستجوگر

00:17:49.020 --> 00:17:50.714
چه چيز او را مهمتر از همه ما ميکنيد؟

00:17:51.395 --> 00:17:54.255
اگر او را پيدا کنيم، شايد توانستيم علاج را از رال بگيريم

00:17:54.440 --> 00:17:55.809
اما ما منتظر شده ايم

00:17:56.210 --> 00:17:57.846
تو گفتي پسر من نفر بعدي است

00:17:58.456 --> 00:18:01.760
متاسفم، اما اوضاع عوض شده است

00:18:03.524 --> 00:18:06.122
شما بايد کمي بيشتر صبر کنيد

00:18:36.594 --> 00:18:37.926
خوب هستي؟

00:18:38.936 --> 00:18:42.247
ريچارد سايفر و معترفش به يکي از پادگان هاي من شبيخون زده اند

00:18:43.712 --> 00:18:45.515
..هم اکنون مجبور شدم به يکي ديگر از مادران بگويم

00:18:45.515 --> 00:18:48.681
که پسرش به دست جستجوگر کشته شد

00:18:50.688 --> 00:18:52.265
متاسفم

00:18:52.981 --> 00:18:56.064
باورم نميشود برادرم چنين بيرجم باشد

00:18:56.856 --> 00:18:58.707
دقيقا ميدانم چه احساسي داري

00:19:00.873 --> 00:19:02.566
او برادر من نيز هست

00:19:08.458 --> 00:19:10.707
نميدانستم چگونه اين موضوع را به تو بگويم ، جنسن

00:19:11.687 --> 00:19:15.360
..اما تو، ريچارد، و من

00:19:17.108 --> 00:19:19.071
پدر يکساني داريم

00:19:22.035 --> 00:19:24.179
نامش "پنس رال" بود

00:19:24.838 --> 00:19:28.910
زماني صلح و آزادي در" دهارا "برقرار بود

00:19:29.741 --> 00:19:33.355
اما پدرمان يک قلمرو بعد از قلمرو ديگر را فتح کرد

00:19:33.355 --> 00:19:36.089
و همه آنها را براي خودش بالا کشيد

00:19:37.400 --> 00:19:38.993
او يک حاکم ستمگر

00:19:38.993 --> 00:19:40.603
و تشنه به خون بود

00:19:42.211 --> 00:19:44.372
او کارهاي وحشتناکي با مردم کرد

00:19:47.097 --> 00:19:48.848
و حتي خانواده خودش

00:19:53.644 --> 00:19:55.788
من هيچ وقت چنين حرفهايي را قبلا به کسي
نگفته بودم

00:19:57.831 --> 00:19:59.749
پدرمان يک روز به من مباهات کرد

00:19:59.749 --> 00:20:01.554
زماني که من حتي به اندازه شمشيرش هم نبودم

00:20:01.554 --> 00:20:03.616
که به او يک پيشگويي رسيد

00:20:04.825 --> 00:20:07.026
يک روز او صاحب پسري حرام زاده خواهد شد

00:20:07.026 --> 00:20:09.041
که در بزرگي جستجوگر خواهد شد

00:20:09.041 --> 00:20:11.246
و آن جستجوگر مرا خواهد کشت

00:20:11.532 --> 00:20:13.999
و حتي بعد از زماني که او از اين
پيشگويي مطلع شد

00:20:15.115 --> 00:20:18.553
او باز هم زناني بيشمار اختيار کرد

00:20:19.522 --> 00:20:20.710
مادر من؟

00:20:24.842 --> 00:20:26.808
..تا انجايي که من از مادرت ميدانم

00:20:27.592 --> 00:20:29.941
او خوب و مهربان بود

00:20:30.075 --> 00:20:32.249
او تو رو از دست پدرمان در
امان نگه داشت

00:20:36.461 --> 00:20:38.158
من آنقدر خوش اقبال نبودم

00:20:43.993 --> 00:20:45.960
..زماني که من بزرگتر و قوي تر شدم

00:20:47.063 --> 00:20:49.013
من در مقابل پدرمان ايستادم

00:20:51.044 --> 00:20:52.445
و من او را کشتم

00:20:53.470 --> 00:20:56.444
من به اين اميد که عشق برادرانه بتواند
پيشگويي را عوض کند

00:20:56.444 --> 00:20:58.084
دست ياري به سوي ريچارد دراز کردم

00:20:58.084 --> 00:20:59.481
..اما فقط بعد از آن بود که فهميدم

00:20:59.481 --> 00:21:02.386
او بيرحمي پدرمان را به ارث برده است

00:21:03.871 --> 00:21:05.017
..اما

00:21:05.985 --> 00:21:07.990
..اما مانند بسياري از ناکسان

00:21:08.099 --> 00:21:10.104
او باور دارد که يک قهرمان است

00:21:14.228 --> 00:21:16.275
اما اگر او دستش به آن جعبه ها برسد

00:21:16.275 --> 00:21:18.210
او بلاهاي وحشتناکي سر اين دنيا خواهد آورد

00:21:18.210 --> 00:21:21.019
بسيار بدتر از آن چيزي که پدرمان ميتوانست انجام دهد

00:21:21.115 --> 00:21:22.413
ما بايد جلويش را بگيريم

00:21:26.366 --> 00:21:27.411
چگونه؟

00:21:28.176 --> 00:21:30.918
اگر من بتوانم به ياد بياورم
کجا جعبه ها را پنهان کردم

00:21:32.450 --> 00:21:34.685
تو ميتواني زودتر به آنها برسي

00:21:40.292 --> 00:21:42.271
اکنون آماده براي اعتراف گيري است

00:21:55.627 --> 00:21:57.170
به من فرمان ده، معترف

00:21:58.209 --> 00:22:00.295
به تو دستور داده شده بود تا دختري
جوان را دستگير کني

00:22:00.994 --> 00:22:01.842
جنسن

00:22:02.190 --> 00:22:04.090
او کجاست؟-
من نميدانم-

00:22:04.723 --> 00:22:07.280
ما او را دستگير کرديم، اما فرماندهان
رال او را گرفتند بردند

00:22:07.280 --> 00:22:09.570
چرا؟
يکي از افراد من او را زد

00:22:09.570 --> 00:22:11.519
چون او نميخواست بگويد جعبه ها را کجا پنهان کرده است

00:22:11.849 --> 00:22:14.474
من تصور ميکنم فرمانده اگرومونت
...تصور کرده است رال

00:22:14.474 --> 00:22:16.100
ميتواند از او اطلاعات کسب کند

00:22:17.674 --> 00:22:19.239
اينجا بمان و به زد کمک کن

00:22:22.458 --> 00:22:24.441
تو مرا به جايي ميبري که خواهرم دستگير شد

00:22:27.841 --> 00:22:30.273
اکنون تو بايد جعبه ها را درجايي امن پنهان کني

00:22:31.835 --> 00:22:33.150
اما مجبور به فرار بودي

00:22:34.550 --> 00:22:37.836
يک نفر بايد به تو گفته باشد که جستجوگر
دارد به دنبال تو ميآيد

00:22:41.474 --> 00:22:42.856
جنسن، ما بايد فرار کنيم

00:22:44.261 --> 00:22:46.475
کشاورزي که مرا پنهان کرده بود
به من گفت فرار کنم

00:22:49.524 --> 00:22:50.695
بله

00:22:51.516 --> 00:22:52.488
تو مجبور به فرار بودي

00:22:54.421 --> 00:22:56.938
اما تو نميخواستي جعبه ها را پشت سر جا بگذاري

00:23:00.155 --> 00:23:01.193
نه

00:23:02.915 --> 00:23:04.399
من آنها را با خود بردم

00:23:09.891 --> 00:23:11.387
تو بايد بسيار ترسيده باشي

00:23:12.019 --> 00:23:14.463
ميدانستي اگر آنها تو را دستگير کنند
چه بلايي سرت ميآوردند

00:23:16.907 --> 00:23:19.366
اين سرنوشت بهتري را تا دستگيري براي تو دارد

00:23:20.029 --> 00:23:22.237
کشاورز به من سنگ قليايي داد

00:23:28.069 --> 00:23:29.659
..من سعي کردم تا سنگ را ببلعم

00:23:31.526 --> 00:23:34.025
اما يک نفر مرا به زمين زد و من آن را از دست دادم

00:23:42.368 --> 00:23:44.476
اينجا دقيقا همان جايي است که او را دستگير کرديد؟

00:23:48.289 --> 00:23:49.984
او بايد يکي از افراد جستجوگر مي بوده

00:23:50.396 --> 00:23:51.505
..اما به ياد بياور پيش از آنکه تو را

00:23:51.505 --> 00:23:53.717
به زمين بزنند چه اتفاقي افتاد

00:23:55.853 --> 00:23:57.629
با جعبه ها چه کردي؟

00:24:03.070 --> 00:24:04.449
او از اينجا رد شده

00:24:05.597 --> 00:24:07.255
وقتي او دستگير شد ، جعبه ها
را به همراه نداشته

00:24:07.255 --> 00:24:09.262
...بنابراين او بايد جعبه ها را در جايي بين اينجا

00:24:09.262 --> 00:24:10.778
و آن خانه کوچک مخفي کرده باشد

00:24:11.767 --> 00:24:12.891
آنها کجا هستند، جنسن؟

00:24:13.932 --> 00:24:15.282
با آنها چه کردي؟

00:24:16.536 --> 00:24:17.653
آنها داشتند مي آمدند تا مرا دستگير کنند

00:24:17.877 --> 00:24:19.164
بله، آنها داشتند مي آمدند تا تو را دستگير کنند

00:24:19.164 --> 00:24:21.094
تو وقت زيادي نداشتي
مجبور بودي عجله کني، جنسن

00:24:21.094 --> 00:24:22.903
اما مجبور هم بودي جعبه ها را پنهان کني

00:24:25.847 --> 00:24:27.043
آنها را کجا پنهان کردي؟

00:24:30.636 --> 00:24:31.820
من آنها را به داخل درياچه پرت کردم

00:24:34.877 --> 00:24:36.069
به نزديکترين پادگان خبر ده

00:24:36.069 --> 00:24:38.522
هم اکنون يک گردان به درياچه بفرست-
بله سرورم-

00:24:48.124 --> 00:24:49.814
تو انها را به داخل درياچه پرت کردي، مگر نه؟

00:24:54.896 --> 00:24:55.942
حواست به اين باشد

00:26:30.128 --> 00:26:31.685
جادوگر ، لطفا ما را ترک نکن

00:26:31.827 --> 00:26:33.015
عقب بايستيد
من به استراحت احتياج دارم

00:26:34.810 --> 00:26:38.261
لطفا عقب بايستيد، لطفا، عقب بايستيد

00:26:38.680 --> 00:26:39.865
از او دور شويد

00:26:40.542 --> 00:26:41.507
نه، نه

00:26:41.507 --> 00:26:42.682
کودک مرا نجات ده

00:26:46.213 --> 00:26:47.622
کمکمان کن
کمکم کن

00:26:48.085 --> 00:26:49.410
چگونه ميتواني اجازه چنين اتفاقي را بدهي؟

00:26:49.410 --> 00:26:50.443
داريد به او صدمه ميزنيد

00:26:54.788 --> 00:26:56.738
تو گذاشتي پسر من بميرد، جادوگر

00:26:58.405 --> 00:27:00.220
نه، صبر کن

00:27:03.011 --> 00:27:04.798
برگرديد، دور شويد

00:27:18.485 --> 00:27:20.769
بانو، من شما را مريض کردم

00:27:21.131 --> 00:27:22.545
جمعيت را عقب بران

00:27:23.411 --> 00:27:26.290
از او فاصله بگيريد، عقب برويد

00:27:26.901 --> 00:27:28.385
ما همه بايد خجالت بکشيم

00:27:28.701 --> 00:27:30.924
ببينيد چه بر سر معترف آورديم

00:27:34.693 --> 00:27:35.676
لرد رال

00:27:36.075 --> 00:27:37.653
يگان شکست خورد

00:27:38.592 --> 00:27:40.072
جستجوگر جعبه ها را دارد

00:27:53.388 --> 00:27:56.468
لرد رال، جستجوگر کتاب سايه هاي شمار

00:27:56.468 --> 00:27:58.083
و 3 جعبه اُردن را دارد

00:27:58.176 --> 00:28:01.254
او براي شما خواهد آمد
شما بايد اين جا را ترک کنيد

00:28:01.254 --> 00:28:03.226
و ما کجا بايد برويم، اگرمونت؟

00:28:03.757 --> 00:28:05.995
..به کجا ميتوانيم فرار کنيم

00:28:05.995 --> 00:28:08.161
که جستجوگر در آنجا ما را پيدا نکند؟

00:28:08.645 --> 00:28:09.865
..او اکنون قدرت شوراندن

00:28:09.865 --> 00:28:12.013
ارتش من را عليه من دارد

00:28:13.601 --> 00:28:15.230
و او دارد براي من ميآيد

00:28:17.485 --> 00:28:20.559
فقط يک چيز مانده که ميتوانم انجام دهم

00:28:26.409 --> 00:28:27.426
متاسفم، جنسن

00:28:29.173 --> 00:28:30.656
اتفاق بدي افتاده است

00:28:32.952 --> 00:28:36.646
ريچارد موفق شد جعبه ها را پيش از من بدست آورد

00:28:39.039 --> 00:28:40.140
ما بايد فرار کنيم؟

00:28:40.964 --> 00:28:43.102
..يک بيماري در بيلاقات

00:28:43.102 --> 00:28:44.212
منتشر شده است

00:28:46.118 --> 00:28:49.968
من نميتوانم فرار کنم
من نميتوانم مردمم را ترک کنم

00:28:49.968 --> 00:28:51.010
آنها دارند ميميرند

00:28:52.191 --> 00:28:54.003
من ميتوانم به طريقي به آنها کمک کنم

00:28:55.044 --> 00:28:55.871
چگونه؟

00:28:56.074 --> 00:28:57.696
ساحران من يک دارو دارند

00:28:57.697 --> 00:29:00.830
اما اکنون که ريچارد هر 3 جعبه را دارد

00:29:00.830 --> 00:29:02.176
من نميتوانم نزديک او شوم

00:29:03.106 --> 00:29:04.276
هيچ کس نميتواند

00:29:06.592 --> 00:29:08.110
به جز تو

00:29:10.242 --> 00:29:11.280
خواهر عزيز

00:29:13.252 --> 00:29:15.374
..تو همان کسي هستي که

00:29:15.374 --> 00:29:17.890
ميتواني اين علاج را براي مردم ببري

00:29:18.622 --> 00:29:20.944
تو تنها کسي هستي که
..بيماري جادويي

00:29:20.944 --> 00:29:23.689
يا قدرت اُردن بر روي او تاثيري ندارد

00:29:23.914 --> 00:29:26.884
اما تو گفتي که جستجوگر ماه ها است که به دنبال من است

00:29:27.758 --> 00:29:29.173
افرادش تقريبا مرا کشتند

00:29:29.890 --> 00:29:31.426
اکنون چگونه ميتوانم به نزد او برگردم؟

00:29:32.871 --> 00:29:34.377
شايد اگر نزد او روي

00:29:36.071 --> 00:29:37.921
و چيزي که ميخواهد بشنود را به او بگويي

00:29:39.046 --> 00:29:41.868
اينکه او قهرمان بزرگي است
و او در مورد من حق داشت

00:29:41.868 --> 00:29:44.464
تو به او بگو من تو را دستگير و شکنجه دادم

00:29:44.464 --> 00:29:46.664
اما تو به من نگفتي کجا جعبه را پنهان کردي

00:29:47.601 --> 00:29:49.376
به او بگو که تو علاج را از من دزديدي

00:29:49.376 --> 00:29:53.254
و در نهايت گريختي و به نزد او برگشتي

00:29:54.011 --> 00:29:55.510
اما من جعبه ها را از او گرفتم

00:29:56.901 --> 00:29:58.012
..طبق حرفهايي که به من زدي

00:29:58.012 --> 00:30:00.121
به نظر نميرسد او مرا عفو کند

00:30:02.405 --> 00:30:03.899
جنسن، من برادرمان را ميشناسم

00:30:04.725 --> 00:30:07.715
تا زماني که ادعا کني که طرف او هستي و نه من

00:30:08.459 --> 00:30:09.890
او به تو صدمه اي نميزند

00:30:11.037 --> 00:30:13.132
...تمام چيزي که بايد به ياد داشته باشي اين است که

00:30:14.037 --> 00:30:15.850
او ميخواهد محبوب باشد

00:30:17.282 --> 00:30:20.436
هر دروغي که مجبوري در مورد من به او بگو

00:30:20.769 --> 00:30:22.647
به او بگو که من ميدانم که وي جعبه ها را دارد

00:30:22.647 --> 00:30:23.965
و من ميخواهم براي آنها بيايم

00:30:24.193 --> 00:30:26.334
و من يک ابر ردياب را بر روي ان نهادم

00:30:26.334 --> 00:30:27.902
تا اين موضوع را باورپذيرتر کنم

00:30:28.415 --> 00:30:30.942
بعد، زماني که او اعتمادش به تو جلب شد
..و رويش را به تو برگرداند

00:30:30.942 --> 00:30:32.390
تو جعبه ها را براي من ميآوري

00:30:39.506 --> 00:30:40.627
ميدانم داري به چه فکر ميکني

00:30:41.236 --> 00:30:43.044
اگر من حقيقت را نميگويم چه؟

00:30:44.676 --> 00:30:45.795
تو حافظه ات را ار دست داده اي

00:30:45.795 --> 00:30:47.409
از کجا بايد بفهمي من دروغ ميگويم يا نه؟

00:30:47.409 --> 00:30:49.073
چگونه ميتواني از چيزي مطمئن باشي؟

00:30:50.801 --> 00:30:51.825
..اگر اين فقط

00:30:53.706 --> 00:30:55.117
يک جور حقه باشد چه؟

00:30:59.815 --> 00:31:00.540
جنسن

00:31:03.498 --> 00:31:06.543
اگر من حاکمي ستمگر بودم

00:31:07.684 --> 00:31:08.977
همانگونه که ريچارد مرا نشان داده

00:31:09.911 --> 00:31:12.001
چرا بايد دلم بخواهد مردم را نجات دهم؟

00:31:14.205 --> 00:31:15.258
نميدانم

00:31:17.198 --> 00:31:20.325
حاظر بودم هر چه دارم بدهم
تا اين خواسته را از تو نداشته باشم

00:31:21.203 --> 00:31:23.085
اما مردم من دارند ميميرند

00:31:29.606 --> 00:31:31.786
پس اگر تو سريعترين اسب من را برداري
و در طول شب بتازي

00:31:31.786 --> 00:31:33.841
ميتواني به نزد مردمي که در حال رنج هستند برسي

00:31:34.334 --> 00:31:36.263
و زماني که تو دارو را به بيماران دادي

00:31:36.263 --> 00:31:38.471
و ديدي که اين جواب داد
خواهي فهميد کدام برادر

00:31:38.471 --> 00:31:40.264
حقيقتا نگران مردم است

00:31:43.576 --> 00:31:46.677
و خواهي فهميد طرف کدام برادر را بگيري

00:31:52.968 --> 00:31:54.032
من جعبه ها را بدست آوردم

00:32:05.647 --> 00:32:07.117
بانوي من دارد ميميرد

00:32:22.243 --> 00:32:25.049
او از مردي بيمار اعتراف گرفت
تا مرا نجات دهد

00:32:27.285 --> 00:32:29.101
چقدر طول ميکشد تا سلامت خود را بازيابي؟

00:32:29.772 --> 00:32:32.388
من پيش از آنکه اين مردم بر سر
من بريزند ضعيف شده بودم

00:32:33.232 --> 00:32:35.584
اکنون 5 تب آتشين وجود مرا گرفته است، ريچارد

00:32:36.794 --> 00:32:38.361
من سلامت خود را باز نخواهم يافت

00:32:40.765 --> 00:32:42.417
زد، من نخواهم گذاشت هيچ يک از شما بميريد

00:32:53.311 --> 00:32:54.914
من رال را مجبور خواهم کرد تا دارو را به من دهد

00:32:56.750 --> 00:32:57.601
چگونه؟

00:32:57.601 --> 00:32:59.236
من قصد دارم جعبه هاي اُردن را کنار هم بچينم

00:33:03.116 --> 00:33:06.234
کيلن براي گرفتن اعتراف از تو بسيار ضعيف است

00:33:07.317 --> 00:33:09.085
تو خود ديده اي که جعبه ها چه بر سر تو آورده اند

00:33:10.178 --> 00:33:12.148
تو بايد معترفي ديگر پيدا کني

00:33:13.648 --> 00:33:15.017
بدون ما ادامه بده

00:33:15.086 --> 00:33:15.963
نه

00:33:16.082 --> 00:33:17.632
شما دو نفر بايد بدون من ادامه دهيد

00:33:25.067 --> 00:33:26.291
من ميروم تا رال را پيدا کنم

00:33:27.104 --> 00:33:28.901
سپس من سنگ قليايي را خواهم بلعيد

00:33:29.039 --> 00:33:30.811
درست پيش از آنکه جعبه ها را کنار هم قرار دهم

00:33:32.465 --> 00:33:34.240
و با قدرت اُردن من به رال
فرمان خواهم داد

00:33:34.240 --> 00:33:35.850
تا دوا را به وادي برگرداند

00:33:37.112 --> 00:33:38.075
و سپس او را خواهم کشت

00:33:39.569 --> 00:33:41.059
و پيش از آنکه من تبديل به حاکمي ستمگر شوم

00:33:41.059 --> 00:33:44.133
سنگ قليايي مرا خواهد کشت

00:33:45.253 --> 00:33:46.213
ريچارد

00:33:46.213 --> 00:33:48.396
بايد راه ديگري نيز وجود داشته باشد

00:33:49.221 --> 00:33:50.206
اين تنها راه است

00:33:51.504 --> 00:33:53.887
او خواهد مرد و من خواهم مرد

00:33:55.399 --> 00:33:56.776
و همه افراد ديگر زنده خواهند ماند

00:34:00.433 --> 00:34:01.617
..پسر عزيز

00:34:06.961 --> 00:34:09.097
پيشگويي ميگويد جستجوگر رال را شکست خواهد داد

00:34:10.338 --> 00:34:12.196
..نميگويد که او پيرمردي حکيم به مانند

00:34:12.196 --> 00:34:13.512
پدربزرگش خواهد شد

00:34:27.159 --> 00:34:29.580
خيلي متشکرم
قابلي نداشت

00:34:29.593 --> 00:34:30.487
جنسن

00:34:42.403 --> 00:34:43.688
باورم نميشود اين تو هستي

00:34:44.941 --> 00:34:45.932
کجا بودي؟

00:34:46.373 --> 00:34:47.252
حالت خوب است؟

00:34:47.252 --> 00:34:48.642
رال مرا دستگير کرد

00:34:49.420 --> 00:34:50.504
او مرا شکنجه داد

00:34:50.609 --> 00:34:52.417
اما من به او نگفتم کجا جعبه ها را پنهان کردم

00:34:54.066 --> 00:34:55.497
تو در مورد او راست ميگفتي

00:34:56.432 --> 00:34:57.983
او يک هيولاست

00:34:58.309 --> 00:34:59.472
پيش از آنکه فرار کنم

00:34:59.472 --> 00:35:01.283
من دواي بيماري را سرقت کردم

00:35:03.094 --> 00:35:05.113
ما زياد وقت نداريم ريچارد

00:35:06.371 --> 00:35:08.002
رال ميداند که تو تمام جعبه ها را داري

00:35:09.527 --> 00:35:12.788
..ببين، ابر رهياب

00:35:12.788 --> 00:35:14.716
دارد مرداني را هم اکنون به اينجا ميفرستد

00:35:16.750 --> 00:35:18.340
اگر من جعبه ها را نگه دارم

00:35:18.869 --> 00:35:21.432
ابر نميتواند آن را تعقيب کند

00:35:29.196 --> 00:35:30.263
زد و کيلن بيمار هستند

00:35:30.619 --> 00:35:31.871
من بايد به آنها دوا را برسانم

00:35:57.519 --> 00:36:00.075
التهاب آنها دارد ناپديد ميشود
اين جواب داد

00:36:10.769 --> 00:36:11.300
جنسن؟

00:36:12.098 --> 00:36:12.972
جنسن

00:36:17.077 --> 00:36:18.142
جنسن

00:36:19.711 --> 00:36:20.769
جنسن

00:36:27.802 --> 00:36:29.032
کمکم کنيد

00:36:30.073 --> 00:36:31.791
جنسن، چه ميکني؟بس کن

00:36:36.501 --> 00:36:38.878
من ميخواهم دستم را بردارم
اما تو نبايد جيغ بزني ، باشه؟

00:36:40.825 --> 00:36:42.267
لطفا، به من آزار نرسان

00:36:43.329 --> 00:36:44.195
آزار برسانم؟

00:36:45.715 --> 00:36:47.064
من هيچ وقت به تو آزاري نرساندم

00:36:47.980 --> 00:36:49.040
چرا بايد همچين حرفي بزني؟

00:36:51.644 --> 00:36:53.014
داشتي با جعبه ها کجا ميرفتي؟

00:36:55.228 --> 00:36:58.165
من داشتم آنها را به جاي اصليشان
نزد لرد رال برميگرداندم

00:36:59.905 --> 00:37:01.695
اگر آنها را به نزد رال برگرداني
همه ما خواهيم مرد

00:37:02.398 --> 00:37:04.078
او به من گفت تو چنين حرفي خواهي زد

00:37:08.713 --> 00:37:10.155
هر چه که او به تو گفته
دروغي بيش نيست

00:37:14.083 --> 00:37:16.432
آيا تو جعبه هاي اُردن را کنار هم قرار ندادي

00:37:16.432 --> 00:37:18.205
و مردم را مجبور نکردي همديگر را بکشند؟

00:37:22.987 --> 00:37:24.457
بگذار بروم

00:37:31.463 --> 00:37:32.623
چه بر سر تو آمده؟

00:37:33.668 --> 00:37:36.722
بعد از آنکه افراد تو تقريبا مرا کشتند
لرد رال از من مراقبت کرد

00:37:37.266 --> 00:37:38.428
افراد من؟

00:37:38.428 --> 00:37:39.963
..آنها آنقدر مرا بد زدند

00:37:39.963 --> 00:37:42.382
که من حتي اسم خودم را نيز نميتوانستم به ياد بياورم

00:37:45.396 --> 00:37:46.417
جنسن، آيا نميبيني

00:37:46.417 --> 00:37:48.011
لرد رال ذهنت را مملو از دروغ کرده؟

00:37:49.407 --> 00:37:51.109
من ناکس نيستم

00:37:52.928 --> 00:37:54.559
او گفت تو چنين حرفي را نيز خواهي زد

00:38:02.625 --> 00:38:03.821
جنسن، به چشمان من نگاه کن

00:38:07.308 --> 00:38:08.633
اولين ملاقاتمان را به ياد داري؟

00:38:10.578 --> 00:38:14.531
من تو و مادرت را نجات دادم
آيا آن را به ياد داري؟

00:38:14.933 --> 00:38:16.193
نه، از جعبه دفاع کن

00:38:16.343 --> 00:38:19.668
يک مرت-سف که توسط دارکن رال فرستاده شده بود

00:38:19.668 --> 00:38:21.278
مادر ما را دستگير کرد

00:38:22.672 --> 00:38:23.563
بس است

00:38:24.809 --> 00:38:26.870
ما سعي داشتيم با هم او را نجات دهيم

00:38:28.063 --> 00:38:29.083
بله، جنسن

00:38:29.507 --> 00:38:31.668
من از جادوي اُردن استفاده کردم

00:38:31.873 --> 00:38:33.315
ريچارد ، نه

00:38:33.797 --> 00:38:36.208
...اما هر کاري من کردم
همه آنها را بکشيد-

00:38:38.132 --> 00:38:39.767
براي نجات مادرمان کردم

00:38:39.767 --> 00:38:40.433
بس است

00:38:40.698 --> 00:38:42.535
هر چه خواسته شما باشد، سروم

00:38:45.388 --> 00:38:46.744
ما را به نزد مادرمان ببر

00:38:46.744 --> 00:38:47.757
بله، سرورم

00:38:49.826 --> 00:38:53.054
اگر دست دارکن رال به اين جعبه ها برسد
همه ما برده اش خواهيم شد

00:38:53.803 --> 00:38:56.205
من حتي شما را نميشناسم
چرا بايد به حرفهايتان گوش دهم

00:38:56.596 --> 00:38:57.696
چون او جستجوگر است

00:38:58.377 --> 00:38:59.649
من پدربزرگت هستم

00:38:59.668 --> 00:39:03.264
آن زن "دنا "که شکنجه ميشود
مادر تو نيز هست

00:39:03.973 --> 00:39:06.234
اين تو نبودي
اين قدرت اُردن بود

00:39:06.838 --> 00:39:09.101
من چه کردم؟-
من ميدانم اين تو نيستي-

00:39:10.223 --> 00:39:12.407
روش جستجوگر انتقام نيست

00:39:12.602 --> 00:39:15.315
ما خواهيم آمد تا دوباره تو راببينيم
و با هم باشيم، به عنوان يک خانواده

00:39:16.135 --> 00:39:18.782
وقتي لبخند ميزني
..درست گوشه چشمت

00:39:18.782 --> 00:39:20.171
چهره ات درست شبيه مادرمان ميشود

00:39:31.713 --> 00:39:32.684
..من به ياد ميآورم

00:39:34.417 --> 00:39:35.452
همه چيز را

00:39:45.508 --> 00:39:46.186
ريچارد

00:40:28.645 --> 00:40:29.794
سرورم

00:40:31.610 --> 00:40:33.130
شما گزارشي ديگر دريافت کرده ايد

00:40:34.222 --> 00:40:35.873
آن فرد ذاتا بي استعداد

00:40:35.873 --> 00:40:37.605
يک بار ديگر طرف جستجوگر را گرفته است

00:40:38.997 --> 00:40:40.223
او جعبه ها را دارد

00:40:47.991 --> 00:40:50.024
نيروهايم را پيش از آنکه او فرصت کند
...آنها را بر

00:40:50.024 --> 00:40:52.073
عليه من بشوراند، عقب بکش

00:40:52.655 --> 00:40:53.339
و اگرومونت

00:40:55.473 --> 00:40:58.527
به خواهر "کارا "خبر بده تا خواهران "آجيل" را گرد هم آورد

00:40:59.726 --> 00:41:03.015
..سرورم، شايد شما بتوانيد يک قرارداد آتش بس

00:41:03.015 --> 00:41:03.991
با جستجوگر ببنيد

00:41:06.670 --> 00:41:08.379
براي آن کار خيلي دير است

00:41:10.291 --> 00:41:11.331
جنسن

00:41:15.104 --> 00:41:16.126
دلمان برايت تنگ شده بود

00:41:17.067 --> 00:41:17.896
کجا بودي؟

00:41:19.807 --> 00:41:20.378
چيه؟

00:41:20.379 --> 00:41:21.718
آن شانه تير خورده است

00:41:24.588 --> 00:41:26.007
..اوه ، من ميتوانم چنين

00:41:26.717 --> 00:41:28.414
سوزش کوچکي را خيلي سريع شفا دهم

00:41:28.771 --> 00:41:29.686
سوزش کوچک؟

00:41:30.260 --> 00:41:32.400
آيا اين را هم گفتم که مجبور شدم
تير را با زور از شانه ام بيرون کشم؟

00:41:32.400 --> 00:41:35.217
ميخواهي من چکار کنم؟
جايزه اي چيزي به تو بدهم؟

00:41:39.116 --> 00:41:42.009
کيلن هنوز به مقداري زمان احتياج دارد
تا نيروي خود را بازيابد

00:41:42.009 --> 00:41:43.616
اما او تقاضاي ديدار تو را کرده

00:42:04.023 --> 00:42:05.625
فکر کردم دارم تو را از دست ميدهم

00:42:12.477 --> 00:42:13.693
جعبه ها را بدست آوردي؟

00:42:15.445 --> 00:42:16.132
بله

00:42:19.010 --> 00:42:20.445
پس ديگر تقريبا تمام است

00:42:25.026 --> 00:42:26.214
يک چيز ديگري هم هست

00:42:32.008 --> 00:42:33.508
قضيه چيست ريچارد؟

00:42:38.905 --> 00:42:40.842
تو بايد از من اعتراف بگيري

00:42:42.905 --> 00:42:57.905
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.